خزنده نماها ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده


خزنده نماها  ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده
برگرفته از سایت“ Humans Are Free “    
      فیلمهای زیادی در یوتیوب وجود دارند که مردمی با » چشمهای خطی » خزندگان  را نشان میدهند و من  سردرگمی زیادی در رابطه با این موضوع دیده ام . بیشتر مردم نمیدانند دراین مورد چه نظری داشته باشند ؟
    آیا اینها واقعاً از نژاد خزندگان هستند که » ایکه »  و دیگران در مورد آنها صحبت کرده اند ؟
    آیا آنها به وسیله خزنده نماها تسخیر شده اند ؟
    آیا آنها به وسیله موجوداتی شیطانی از ابعاد دیگر تسخیر شده اند ؟
    من هر دو نگرش را در دو سال گذشته مطالعه کرده ام و این نظریه و برداشت من است :
    بدن انسان = یک حامل برای رمز گشایی این واقعیت
   بدن انسان حامل هر دو کالبد فیزیکی و انرژی است . کالبد فیزیکی قابل دیدن و تعامل داشتن است ولی تقریباً همیشه کالبد انرژی را از یاد میبریم چون نمیتوانیم آنرا ببینیم و درک کنیم .
    سومین کالبد ، کالبد روحی یا » راهبر » اصلی ما  است که قادر به اینجا ارتباط با گوشت و استخوانی است که ما آنرا » بدن » مینامیم .  روح از طریق چاکرای تاجی به وسیله یک پوشش محافظ حباب مانند وارد بدن میشود  و از طریق گسترانیدن تارهای نازکی با تمام بدن ارتباط برقرار کرده و تمام چاکراها را فعال میکند .  تماشای بافتهای عصبی یا آوندی تصویر قابل درک تری به شما ارائه می دهد .
    کالبدهای انرژی و فیزیکی با هم در تعامل کامل هستند و یکی بدون دیگری نمیتواند وجود داشته باشد لااقل در این دنیا و بعد ما .
نقشهای کالبد انرژی بسیار بیش از آن هستند که اینجا از آن صحبت کنیم و هفت » چرخنده » اصلی دارد که به آن نام چاکرا داده ایم .
    این چاکراهای چرخنده در یک بدن سالم بسیار سریع چرخیده و میدانی از انرژی به دور کالبد فیزیکی به وجود می آورند  . هر میدان انرژی عامل بسیار حیاتی برای بقای کالبد فیزیکی و تکامل و تحول کالبد روحی است .

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/rr.gif?w=266

چرا ما به جسم احتیاج داریم؟
    پاسخ ساده است ، چون چهار بعد اصلی ( بعد چهارم زمان است ) را فقط با بدن فیزیکی تجربه میکنیم .
    برای درک بیشتر مطلب به گفته انیشتین دقت کنید :
   همه چیز » انرژی » است   
     یا
    همه اشتباه میکردیم . آنچه ما » ماده » نامیدیم انرژی بوده است  که ارتعاشات آن تا جایی که برای احساس ما قابل درک باشد ، پایین آمده است .
     بنابراین ، اینجا یک دنیای چهار بعدی با فرکانس پایین است که تنها به وسیله  » حامل » های چهار بعدی ما یا کالبد فیزیکی قابل تجربه و درک است .
    هرچه » ابعاد » بالاتر میروند ، کالبد سبک تر میشود تا جایی که دیگر نیازی به بدن نیست .
    اما اینجا نکته ای وجود دارد : بدن های چهار بعدی ما فقط میتوانند همین دنیا را احساس و رمز گشایی کنند . در حالی که دنیاهای موازی کثیری وجود دارند که ما قادر به رمز گشایی آنها نیستیم  و گر نه میتوانستیم  بینهایت شکل و رنگ و هستی  جدید  ببینیم  که تصور آنهم تازگی دارد .
   کهکشان ما مثل  برنامه ای  در یک  » PC »  بسیار بزرگ  است  و ما درست مانند یک مخلوق کوچک در بازی “ Sims “  محصور در یک برنامه عظیم و ارائه شده  به وسیله یکی از  بیلیونها    “ Server “  در این جهان بی نهایت هستیم  .
    اگر چه که دنیای ما عظیم است ولی شما قبل از ادامه کار باید این ویدئوی کوتاه را ببینید .
در بارۀ تسخیر
     ناتوانی در احساس و دیدن ابعاد دیگر ، دلیلی برای عدم وجود آنها نیست . مثلاً اگر ما در حال استفاده از ایستگاه اول رادیو هستیم  دلیل نمیشود که ایستگاه دوم و سوم و چهارم وجود ندارند و به محض گرفتن ایستگاه دوم میتوانیم از برنامه های آن استفاده کنیم ، به اضافه  کانالهای تلویزیون و …. دنیاهای موازی و ابعاد دیگر .
     هستی های مستقر در دنیاهایی با ابعاد کم   ، دارای فرکانس پایین هستند :
     فرکانس پایین = ابعاد کم  / فرکانس بالا = ابعاد بیشتر
    هستی های با فرکانس پایین از طرف ما : جن یا اهریمن یا ارواح شیطانی نامیده شده اند .
     فرکانس پایین = ماهیت منفی / هرچه فرکانس بالاتر = ماهیت مثبت تر
    حالا داستان بهشت و جهنم معنا پیدا میکند . نه ؟
     جهنم : جایی خیلی پایین در عمق زمین ، که تاریکی ، زجر و …. در آن مستقر است . منزل شیاطین و شیطانک ها
     بهشت : جایی خیلی بالا در آسما ن ، که نور ، رحمت و … در آن استقرار دارد . منزل قدیسین و راهنمایان روحی
     حالا برگردیم به مخلوقات فرکانس پایین :
    چون این موجودات بسیار منفی هستند از تغذیه با احساسات منفی لذت میبرند یعنی احساسات با فرکانس پایین .
     فقط به کسانی فکر کنید که تمایل شدیدی به » کشتن » دارند . آنها میدانند که این یک احساس منفی است ولی نمی توانند بدون آن زندگی کنند . آنها گاهی حتی به اجساد مقتول هم تعرض میکنند چون این تنها راهی است که  راضی می شوند  و هر چه ماجرا منفی تر باشد احساس بهتری دارند . 
    این هستی ها چطور خلق میشوند ؟ به وسیله چه کسی ؟ چرا عقیده دارم که داستان دیگری هم هست و چرا من هنوز به نتیجه ای نهایی از آن نرسیده ام ؟ ولی خیال دارم یک تئوری جالب را با شما در میان بگذارم :
    چون خود ما خلق کننده هستیم  و میتوانیم موجوداتی در هر دوحالت بسیار منفی و بسیار مثبت خلق کنیم .
   هستی هایی  که مداوماً بوسیله احساسات منفی تغذیه میشوند قادر هستند که با  بخشهایی از آن احساسات ،  شیطانک هایی در فرکانسهای پایین خلق کنند . اگر خالق بتواند بر مخلوق پیروز شود به هستی میرسد ولی اگر مخلوق برتر باشد پیوسته قوی و قوی تر میشود تا جایی که میتواند بر خالق خود اثر بگذارد .
    من نمیتوانم بگویم که این حتماً درست و واقعی است ولی جالب به نظر آمده و وقتی فکر میکنید زیاد هم تخیلی نیست .
    ما » خالق » هستیم چون میتوانیم  افکار مان را به مرحله اجرای فیزیکی برسانیم .
تکامل در همه انواع
   قبل از بحث در باره نوع خزندگان میخواهم شما را با تکامل و چگونگی آن آشنا کنم .
   هر » نوع » روی زمین گسترش پیدا کرده است . تکامل میتواند بیولوژیکی با تأثیر روی ارگانیسم موجودات باشد یا تکامل قوه هوشمندی که منتج به  چگونگی تفکر یا عکس العمل های یک » نوع » می شود .
   اولی روی کالبد فیزیکی یا ساختمان دی ان آ ذخیره میشود . این کار هوشمندانه نیست چون کالبد فیزیکی به طور خودکار متحول میشود . اطلاعاتی از قبیل محیط ، جمعیت ، خطرات ، تغذیه و غیره در دی ان آ ذخیره شده و به نسلهای بعدی منتقل میشوند .این روند بسیار کند بوده و تغییرات اساسی بعد از هزاران یا میلیونها نسل نمود پیدا میکنند .
   از سوی دیگر تکامل قوه هوشمندی بسیار سریع عمل کرده و نتایج آن به سرعت قابل دستیابی خواهند بود . برای مثال اگر همه افراد بشر روی هدف واحدی تمرکز کنند  شاید حتی » یک شبه » به آن دست پیدا کنند .
    هرفرد از هر گونه با یک حجم اطلاعاتی در ارتباط است که درست مثل یک تراشۀ الکترونیکی عمل میکند . هر   “Chip “ با یک “ Server “   در ارتباط است که به طور اختصاصی برای آن فعالیت میکند . وقتی تعداد زیادی از یک » نوع » نکتۀ مفیدی  را در رابطه با  تکاملشان فرا میگیرند در “ Server “ آنها ذخیره شده و برای ارتقاء برنامۀ همه افراد آن نوع  مورد استفاده قرار میگیرد . به عنوان یک مثال مشخص لطفاً  به  تجربۀ “’Hundredth Monkey Effect “   و مشابهات آن حتی در انسانها توجه کنید .
   بعد از میلیونها سال یا بیشتر یک » نوع » به مرحله ای از تکامل میرسد که میتواند  میزبان یک » روح » باشد  . یعنی آن حجم اطلاعاتی یا » تراشه » میتواند با یک میزبان واقعی یا روح تعویض شود که میخواهد تعالیم اختصاصی آن » نوع » را تجربه کند . این دقیقاً چیزی است که برای نوع بشر و انواع ماوراء خاکی اتفاق افتاده است . ما ……رشد کردیم . تنها تفاوت ما با انواع ماورائی در این است که ما دیگر نمیدانیم » چه » هستیم . ارتباط ما با “ Server “   اصلی قطع شده است .
     پیشینیان ما خیلی بیشتر از ما در باره زندگی ، مرگ و تناسخ آگاه بودند . در حالی که  ما خودمان را فقط به عنوان » بدن  و حامل » میشناسیم .
    یک خودروی پیشرفته را مجسم کنید که میتوانید با آن ارتباط فکری داشته باشید و با آن کاملاً یکی شوید . ولی بعد از مدتی فراموش میکنید که شما راننده هستید نه خود اتومبیل !
    این مشکلی است که ما داریم . ما در حاصل عملکرد منفی خودمان محصور شده ایم بدون اینکه بدانیم میتوانیم به مسیر حقیقی  برگردیم .
خزنده نماها
     خزنده نماها  موجوداتی از گوشت و استخوان هستند با طبیعتی بسیار منفی . آنها هرگز نمیتوانند احساسات مثبت بروز دهند . بنابراین هرگز نمیتوانند میزبان روح یا » راننده واقعی » باشند .
   ولی آنها حیوانات خزنده عادی نیستند . آنها تکامل زیادی داشته اند با آگاهی از اینکه چه هستند و در چه موقعیتی قرار دارند . همه چیز را در باره » راه حقیقی » میدانند ولی نمیتوانند آنرا فاش کنند . آنها کاملاً با نحوه بقاء کنار آمده اند ولی به دلیل طبیعتشان قادر به ابراز احساسات مثبت نیستند .
   ولی نه تنها آنها از بروز احساس مثبت عاجز هستند بلکه کالبد انرژی آنها برای کارآیی و  بقاء به انرژی منفی نیاز دارد .
    آنها بیلیونها سال عمر دارند و دانش خود را در همه زمینه ها گسترش داده اند . اما جنبه جالب ماجرا برای ما این است که آنها میتوانند در ابعاد متفاوت جا به جا شوند  . بنابراین  به سادگی با انتقال  به ابعاد دیگر که برای ما غیر ممکن است در دید ما مرئی می شوند .
    خزنده نماها برای اینکه بتوانند در این دنیا متجلی باشند باید یک کالبد انسانی را در ابعاد دیگر تسخیر کنند . آنها به سادگی به دو چاکرای پایین فرد  » وصل » میشوند و کنترل احساسات و عکس العمل های فرد را به دست میگیرند و جنبه منفی خود را تغذیه میکنند .
   به همین دلیل است که آنها افراد مهم در هر زمینه یعنی رهبران  را هدف قرار میدهند .
     برای بهترین حالت تسخیر آنها نیاز به » حاملی »  شبیه به خودشان دارند . برای همین در گذشته  ، دورگه هایی با دی ان آ مشابه خودشان خلق کرده و آنها را در طبقات بالا و اصلی جامعه مثل رهبران یا روحانیان قرار داده اند . آنها خانواده های سلطنتی هستند که در سراسر کره خاکی وجود دارند و” Blue Blood “  هم نامیده میشوند .
     جوامع پنهان  همانطور که از اسمشان برمی آید جامعه ای نادیدنی بدون اجتماع اصلی و قابل دیدن هستند . این جوامع » در سایه » دقیقاً میدانند  » چه و که » هستند  : پیشینیان دو رگه ای از خزنده نماها و میزبانانشان .
     برای نگهداری دی ان آ وارثان خزندگان آنها دائماً به اصلاح نژاد متوسل میشوند ، یعنی ازدواج با بستگان نزدیک . با این روش خون خود را خالص نگه داشته و روند تسخیر را راحت تر انجام میدهند و کنترل بهتری روی تسخیر شده دارند . خزنده نماها جوایزی مادی برای دو رگه هایی که راه حقیقی خود را گم کرده اند در نظر میگیرند . آنها  غمخواری ، هم دلی و عشق را گم کرده اند که شاید مهم ترین نمودهای روح انسانی باشد .
   بالاخره اینکه تسخیر شدگان ، تشریفات مذهبی خاصی  دارند که ما به عنوان تشریفات شیطانی میشناسیم  . یعنی همان چیزی که شیطان پرستی واقعی است : پرستش  شیاطین خزنده .
نتیجه

     مردمی با چشم خطی خزندگان قطعاً تسخیر شده اند ، اما اینکه به وسیله خزنده نماها یا شیاطین باشد ، نمیدانم .  یک راه ساده برای تشخیص این است که ببینیم خواستگاه آن فرد چیست ؟ اگر زیربنای اجتماعی فرد بالاو از افراد مهم رده اول باشد ( به نظر من ) حتماً بوسیله خزنده نماها تسخیر شده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رهاي  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

 

Posted on اکتبر 18, 2011, in موجودات دورگه ، واقعيت يا افسانه؟, نژاد خزندگان فضايي, بيگانگان فضايي در بين انسانها. Bookmark the permalink. 10 دیدگاه.

  1. ازاینکه میبینم روز به روز حقایق جدیدی به اندوخته نادانسته های ما افزوده میگردد بسیار خوشحال میشوم و این نمونه همان مطالبی است که بدنبال ان میگشتم . اما با تمام نظرات ان موافق نیستم و نیز سئوالات بیشماری را بی پاسخ میگذارد اول انکه از نظر اینجانب و نیز با اگاهی از متون مذهبی تمامی عالم بعد از انتشار حال بوسیله انرژی تاریک … دوباره در هم پیچیده خواهد شد و ما به نقطه اول برمیگردیم با شماره جدید. و انجاست که با میلیونها درجه حرارت برای زمانی مانند ابدیت شرایطی مانند ذوب خواهیم داشت (جهنم ) و انهاییکه توانسته اند به خلوص بالاتری از انرژی دست یابند از این گردونه خارج میشوند(بهشت ) ÷س دنیای فیزیکی به ناچار بازیافت خواهد شد دوما دنیاها همه با هم و در شرایط تقریبا برابر این دوره را تکیل خواهند کرد .برای موجوداتی که ما به عنوان موجوداتی با فرکانس پایین نام میبریم هدف انها هم فرار از این سرنوشت مختوم است.اما میباید بدانیم انها هم مثل ما در شرایط اختیار هستند و قادر به رهایی . اما انها هم مانند ما دچار وساوس وتمام انرژی منفی که مارا از حرکت باز میدارد هم هستند.منتها نقطه تعادل انها بی نهایت کوچک و به صفر نزدیکتر است و ما خوشبختانه در شرایط بین ابین میتوانیم زندگی کنیم ولی انها میتوانند یا مثبت باشند یا منفی. تمایل انها برای در اختیار گرفتناجساماما برای قدرت سرکشیو انحراف بشری است که میباید در همین دنیا با همین ارتعاش به کشف و شهود برسد.اما چرا ؟ این پاسخی است که من بسیار در باره ان فکر میکنم . اگر بشر بدون عامل خارجی بتواند بر دنیای بالفعل اطراف خود دست یابد .بی نهایت انسان خدا خواهیم داشت و این خالقان کوچک نور را بدون بازگشت به درون پهنه تاریک هستی خواهند برد…تمام

    • محمئ جان ممنون از نظرت.عالي بود.

      • چيزي كه جالب است آنهايي كه از راه مذهب و دين هزاران سال است كه مردم اين سياره را استسمار كرده اند حالا كه متوجه بالارفتن سطح آگاهي شده اند بطوري موذيانه سعي در خوراندن اين مطلب دارند كه روح همان انرژي و بهشت و جهنم همان ارتقاغ سطح انرژي هست ،، ..!! خواهشمندم از دوستاني كه حداقل ذينفع نيستند حداقل مبلغ اين تفكرات نباشند.. يك لطفي كنند تمام مشخصات بهشت و جهنم را كه در آخرين كتاب به اصطلاح آسماني آمده را به فارسي بخوانند ببينند اثري از متافيزيك….! هست ؟؟؟؟

  2. سلام.ببخشید اون کدواژه مطلب قبلی چیه؟
    ممنون میشم!

  3. سلام
    این کلیپ رو ببینید خیلی جالبه:

  4. سلام:گذرواژه را از كجا بدست بياريم؟

  5. بله من نیز با بعضی از قسمت های مطالب آن هم نظرم این که انسان با فکر واندیشه خود می تواند خالق با شد وخیر یا شر بیافریند

  6. جالب بود ولی اگه به بهشت و جهنم ربطش نمیداد بهتر بود،نظریهء بهشت ابدی همیشه برای من خنده دار و البته خالی از معنا بوده،جاودان بودن کسالت بار و خسته کنندس !نه ؟
    با سپاس از رامتین و رهای عزیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: