بایگانی روزانه: اکتبر 18, 2011

خزنده نماها ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده

خزنده نماها  ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده
برگرفته از سایت“ Humans Are Free “    
      فیلمهای زیادی در یوتیوب وجود دارند که مردمی با » چشمهای خطی » خزندگان  را نشان میدهند و من  سردرگمی زیادی در رابطه با این موضوع دیده ام . بیشتر مردم نمیدانند دراین مورد چه نظری داشته باشند ؟
    آیا اینها واقعاً از نژاد خزندگان هستند که » ایکه »  و دیگران در مورد آنها صحبت کرده اند ؟
    آیا آنها به وسیله خزنده نماها تسخیر شده اند ؟
    آیا آنها به وسیله موجوداتی شیطانی از ابعاد دیگر تسخیر شده اند ؟
    من هر دو نگرش را در دو سال گذشته مطالعه کرده ام و این نظریه و برداشت من است :
    بدن انسان = یک حامل برای رمز گشایی این واقعیت
   بدن انسان حامل هر دو کالبد فیزیکی و انرژی است . کالبد فیزیکی قابل دیدن و تعامل داشتن است ولی تقریباً همیشه کالبد انرژی را از یاد میبریم چون نمیتوانیم آنرا ببینیم و درک کنیم .
    سومین کالبد ، کالبد روحی یا » راهبر » اصلی ما  است که قادر به اینجا ارتباط با گوشت و استخوانی است که ما آنرا » بدن » مینامیم .  روح از طریق چاکرای تاجی به وسیله یک پوشش محافظ حباب مانند وارد بدن میشود  و از طریق گسترانیدن تارهای نازکی با تمام بدن ارتباط برقرار کرده و تمام چاکراها را فعال میکند .  تماشای بافتهای عصبی یا آوندی تصویر قابل درک تری به شما ارائه می دهد .
    کالبدهای انرژی و فیزیکی با هم در تعامل کامل هستند و یکی بدون دیگری نمیتواند وجود داشته باشد لااقل در این دنیا و بعد ما .
نقشهای کالبد انرژی بسیار بیش از آن هستند که اینجا از آن صحبت کنیم و هفت » چرخنده » اصلی دارد که به آن نام چاکرا داده ایم .
    این چاکراهای چرخنده در یک بدن سالم بسیار سریع چرخیده و میدانی از انرژی به دور کالبد فیزیکی به وجود می آورند  . هر میدان انرژی عامل بسیار حیاتی برای بقای کالبد فیزیکی و تکامل و تحول کالبد روحی است .

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/rr.gif?w=266

چرا ما به جسم احتیاج داریم؟
    پاسخ ساده است ، چون چهار بعد اصلی ( بعد چهارم زمان است ) را فقط با بدن فیزیکی تجربه میکنیم .
    برای درک بیشتر مطلب به گفته انیشتین دقت کنید :
   همه چیز » انرژی » است   
     یا
    همه اشتباه میکردیم . آنچه ما » ماده » نامیدیم انرژی بوده است  که ارتعاشات آن تا جایی که برای احساس ما قابل درک باشد ، پایین آمده است .
     بنابراین ، اینجا یک دنیای چهار بعدی با فرکانس پایین است که تنها به وسیله  » حامل » های چهار بعدی ما یا کالبد فیزیکی قابل تجربه و درک است .
    هرچه » ابعاد » بالاتر میروند ، کالبد سبک تر میشود تا جایی که دیگر نیازی به بدن نیست .
    اما اینجا نکته ای وجود دارد : بدن های چهار بعدی ما فقط میتوانند همین دنیا را احساس و رمز گشایی کنند . در حالی که دنیاهای موازی کثیری وجود دارند که ما قادر به رمز گشایی آنها نیستیم  و گر نه میتوانستیم  بینهایت شکل و رنگ و هستی  جدید  ببینیم  که تصور آنهم تازگی دارد .
   کهکشان ما مثل  برنامه ای  در یک  » PC »  بسیار بزرگ  است  و ما درست مانند یک مخلوق کوچک در بازی “ Sims “  محصور در یک برنامه عظیم و ارائه شده  به وسیله یکی از  بیلیونها    “ Server “  در این جهان بی نهایت هستیم  .
    اگر چه که دنیای ما عظیم است ولی شما قبل از ادامه کار باید این ویدئوی کوتاه را ببینید .
در بارۀ تسخیر
     ناتوانی در احساس و دیدن ابعاد دیگر ، دلیلی برای عدم وجود آنها نیست . مثلاً اگر ما در حال استفاده از ایستگاه اول رادیو هستیم  دلیل نمیشود که ایستگاه دوم و سوم و چهارم وجود ندارند و به محض گرفتن ایستگاه دوم میتوانیم از برنامه های آن استفاده کنیم ، به اضافه  کانالهای تلویزیون و …. دنیاهای موازی و ابعاد دیگر .
     هستی های مستقر در دنیاهایی با ابعاد کم   ، دارای فرکانس پایین هستند :
     فرکانس پایین = ابعاد کم  / فرکانس بالا = ابعاد بیشتر
    هستی های با فرکانس پایین از طرف ما : جن یا اهریمن یا ارواح شیطانی نامیده شده اند .
     فرکانس پایین = ماهیت منفی / هرچه فرکانس بالاتر = ماهیت مثبت تر
    حالا داستان بهشت و جهنم معنا پیدا میکند . نه ؟
     جهنم : جایی خیلی پایین در عمق زمین ، که تاریکی ، زجر و …. در آن مستقر است . منزل شیاطین و شیطانک ها
     بهشت : جایی خیلی بالا در آسما ن ، که نور ، رحمت و … در آن استقرار دارد . منزل قدیسین و راهنمایان روحی
     حالا برگردیم به مخلوقات فرکانس پایین :
    چون این موجودات بسیار منفی هستند از تغذیه با احساسات منفی لذت میبرند یعنی احساسات با فرکانس پایین .
     فقط به کسانی فکر کنید که تمایل شدیدی به » کشتن » دارند . آنها میدانند که این یک احساس منفی است ولی نمی توانند بدون آن زندگی کنند . آنها گاهی حتی به اجساد مقتول هم تعرض میکنند چون این تنها راهی است که  راضی می شوند  و هر چه ماجرا منفی تر باشد احساس بهتری دارند . 
    این هستی ها چطور خلق میشوند ؟ به وسیله چه کسی ؟ چرا عقیده دارم که داستان دیگری هم هست و چرا من هنوز به نتیجه ای نهایی از آن نرسیده ام ؟ ولی خیال دارم یک تئوری جالب را با شما در میان بگذارم :
    چون خود ما خلق کننده هستیم  و میتوانیم موجوداتی در هر دوحالت بسیار منفی و بسیار مثبت خلق کنیم .
   هستی هایی  که مداوماً بوسیله احساسات منفی تغذیه میشوند قادر هستند که با  بخشهایی از آن احساسات ،  شیطانک هایی در فرکانسهای پایین خلق کنند . اگر خالق بتواند بر مخلوق پیروز شود به هستی میرسد ولی اگر مخلوق برتر باشد پیوسته قوی و قوی تر میشود تا جایی که میتواند بر خالق خود اثر بگذارد .
    من نمیتوانم بگویم که این حتماً درست و واقعی است ولی جالب به نظر آمده و وقتی فکر میکنید زیاد هم تخیلی نیست .
    ما » خالق » هستیم چون میتوانیم  افکار مان را به مرحله اجرای فیزیکی برسانیم .
تکامل در همه انواع
   قبل از بحث در باره نوع خزندگان میخواهم شما را با تکامل و چگونگی آن آشنا کنم .
   هر » نوع » روی زمین گسترش پیدا کرده است . تکامل میتواند بیولوژیکی با تأثیر روی ارگانیسم موجودات باشد یا تکامل قوه هوشمندی که منتج به  چگونگی تفکر یا عکس العمل های یک » نوع » می شود .
   اولی روی کالبد فیزیکی یا ساختمان دی ان آ ذخیره میشود . این کار هوشمندانه نیست چون کالبد فیزیکی به طور خودکار متحول میشود . اطلاعاتی از قبیل محیط ، جمعیت ، خطرات ، تغذیه و غیره در دی ان آ ذخیره شده و به نسلهای بعدی منتقل میشوند .این روند بسیار کند بوده و تغییرات اساسی بعد از هزاران یا میلیونها نسل نمود پیدا میکنند .
   از سوی دیگر تکامل قوه هوشمندی بسیار سریع عمل کرده و نتایج آن به سرعت قابل دستیابی خواهند بود . برای مثال اگر همه افراد بشر روی هدف واحدی تمرکز کنند  شاید حتی » یک شبه » به آن دست پیدا کنند .
    هرفرد از هر گونه با یک حجم اطلاعاتی در ارتباط است که درست مثل یک تراشۀ الکترونیکی عمل میکند . هر   “Chip “ با یک “ Server “   در ارتباط است که به طور اختصاصی برای آن فعالیت میکند . وقتی تعداد زیادی از یک » نوع » نکتۀ مفیدی  را در رابطه با  تکاملشان فرا میگیرند در “ Server “ آنها ذخیره شده و برای ارتقاء برنامۀ همه افراد آن نوع  مورد استفاده قرار میگیرد . به عنوان یک مثال مشخص لطفاً  به  تجربۀ “’Hundredth Monkey Effect “   و مشابهات آن حتی در انسانها توجه کنید .
   بعد از میلیونها سال یا بیشتر یک » نوع » به مرحله ای از تکامل میرسد که میتواند  میزبان یک » روح » باشد  . یعنی آن حجم اطلاعاتی یا » تراشه » میتواند با یک میزبان واقعی یا روح تعویض شود که میخواهد تعالیم اختصاصی آن » نوع » را تجربه کند . این دقیقاً چیزی است که برای نوع بشر و انواع ماوراء خاکی اتفاق افتاده است . ما ……رشد کردیم . تنها تفاوت ما با انواع ماورائی در این است که ما دیگر نمیدانیم » چه » هستیم . ارتباط ما با “ Server “   اصلی قطع شده است .
     پیشینیان ما خیلی بیشتر از ما در باره زندگی ، مرگ و تناسخ آگاه بودند . در حالی که  ما خودمان را فقط به عنوان » بدن  و حامل » میشناسیم .
    یک خودروی پیشرفته را مجسم کنید که میتوانید با آن ارتباط فکری داشته باشید و با آن کاملاً یکی شوید . ولی بعد از مدتی فراموش میکنید که شما راننده هستید نه خود اتومبیل !
    این مشکلی است که ما داریم . ما در حاصل عملکرد منفی خودمان محصور شده ایم بدون اینکه بدانیم میتوانیم به مسیر حقیقی  برگردیم .
خزنده نماها
     خزنده نماها  موجوداتی از گوشت و استخوان هستند با طبیعتی بسیار منفی . آنها هرگز نمیتوانند احساسات مثبت بروز دهند . بنابراین هرگز نمیتوانند میزبان روح یا » راننده واقعی » باشند .
   ولی آنها حیوانات خزنده عادی نیستند . آنها تکامل زیادی داشته اند با آگاهی از اینکه چه هستند و در چه موقعیتی قرار دارند . همه چیز را در باره » راه حقیقی » میدانند ولی نمیتوانند آنرا فاش کنند . آنها کاملاً با نحوه بقاء کنار آمده اند ولی به دلیل طبیعتشان قادر به ابراز احساسات مثبت نیستند .
   ولی نه تنها آنها از بروز احساس مثبت عاجز هستند بلکه کالبد انرژی آنها برای کارآیی و  بقاء به انرژی منفی نیاز دارد .
    آنها بیلیونها سال عمر دارند و دانش خود را در همه زمینه ها گسترش داده اند . اما جنبه جالب ماجرا برای ما این است که آنها میتوانند در ابعاد متفاوت جا به جا شوند  . بنابراین  به سادگی با انتقال  به ابعاد دیگر که برای ما غیر ممکن است در دید ما مرئی می شوند .
    خزنده نماها برای اینکه بتوانند در این دنیا متجلی باشند باید یک کالبد انسانی را در ابعاد دیگر تسخیر کنند . آنها به سادگی به دو چاکرای پایین فرد  » وصل » میشوند و کنترل احساسات و عکس العمل های فرد را به دست میگیرند و جنبه منفی خود را تغذیه میکنند .
   به همین دلیل است که آنها افراد مهم در هر زمینه یعنی رهبران  را هدف قرار میدهند .
     برای بهترین حالت تسخیر آنها نیاز به » حاملی »  شبیه به خودشان دارند . برای همین در گذشته  ، دورگه هایی با دی ان آ مشابه خودشان خلق کرده و آنها را در طبقات بالا و اصلی جامعه مثل رهبران یا روحانیان قرار داده اند . آنها خانواده های سلطنتی هستند که در سراسر کره خاکی وجود دارند و” Blue Blood “  هم نامیده میشوند .
     جوامع پنهان  همانطور که از اسمشان برمی آید جامعه ای نادیدنی بدون اجتماع اصلی و قابل دیدن هستند . این جوامع » در سایه » دقیقاً میدانند  » چه و که » هستند  : پیشینیان دو رگه ای از خزنده نماها و میزبانانشان .
     برای نگهداری دی ان آ وارثان خزندگان آنها دائماً به اصلاح نژاد متوسل میشوند ، یعنی ازدواج با بستگان نزدیک . با این روش خون خود را خالص نگه داشته و روند تسخیر را راحت تر انجام میدهند و کنترل بهتری روی تسخیر شده دارند . خزنده نماها جوایزی مادی برای دو رگه هایی که راه حقیقی خود را گم کرده اند در نظر میگیرند . آنها  غمخواری ، هم دلی و عشق را گم کرده اند که شاید مهم ترین نمودهای روح انسانی باشد .
   بالاخره اینکه تسخیر شدگان ، تشریفات مذهبی خاصی  دارند که ما به عنوان تشریفات شیطانی میشناسیم  . یعنی همان چیزی که شیطان پرستی واقعی است : پرستش  شیاطین خزنده .
نتیجه

     مردمی با چشم خطی خزندگان قطعاً تسخیر شده اند ، اما اینکه به وسیله خزنده نماها یا شیاطین باشد ، نمیدانم .  یک راه ساده برای تشخیص این است که ببینیم خواستگاه آن فرد چیست ؟ اگر زیربنای اجتماعی فرد بالاو از افراد مهم رده اول باشد ( به نظر من ) حتماً بوسیله خزنده نماها تسخیر شده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رهاي  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: