بایگانی ماهانه: سپتامبر 2011

كودكان چشم سياه

بيشتر از ده سالي هست كه موضوع كودكان چشم سياه درفضاي مجازي پيچيده اما اين كودكان چشم سياه چه كودكاني هستند؟و آيا واقعي ميباشند؟بر طبق گفته هاي شواهد عيني آنها كودكان عجيب هستند كه اصرار بر ورود به منازل و ماشينهاي ديگران دارند!و اين تنها خصلت عجيب آنها نيست بلكه آنها چشمان بسيار سياه عجيبي دارند كه اينطور به نظر ميرسد كه مردمك چشم آنها كاملا كشيده شده و قسمت عنبيه و سفيدي چشم آنها را كاملا پوشانده است!

https://i0.wp.com/www.aliencrossing.com/wp-content/uploads/2009/08/Black_Eyed_Kids.jpg

داستانهاي زيادي در اينترنت وجود دارد درمورد افراد بد شانسي كه با BEK ها برخورد داشته اند .آيا اينها واقعي و موجودات افسانه اي هستند؟اما در هر صورت موجودات ترسناكي به نظر مي آيند!و با وجود اين چه كسي ميخواهد كه چنين تجربه عجيبي را داشته باشد؟كودكاني با ظاهر غير انساني و چشماني ترسناك و كاملا سياه !كه در خونه اي رو ميزنن يا به شيشه ماشيني ضربه ميزنند!اولين و معتبر ترين مدارك در مبحث BEK از طرف شخصي به نام Brian Bethel كه روزنامه نگارميباشد منتشر شده است كسي كه مدعي برخورد داشتن با اين كودكان در سال 1998 ميباشد.

وي بيان كرده در حالي كه در ماشينش در پاركينگ نشسته بوده دو كودك به او نزديك شدند و در برخورد اول آنها كودكاني نرمال به نظر ميرسيدند ولباسهاي عادي بر تن داشتند و از آن فاصله 11 يا 12 ساله به نظر ميرسيدند اما وقتي كه داشتند به ماشين نزديك ميشدند احساس عجيبي به برايان دست داد .آنها نزديك شدند و گفتند كه قصد رفتن به سينما را داشتند ولي پولي همراه خود نياوردند و از وي درخواست ميكنند كه برايان آنها را به منزلشان برساند تا بتونند پولي براي رفتن به سينما با خود بياورند .ولي برايان از آنها معذرت خواهي كرده و درخواست آنها را رد ميكند ولي آنها دست بردار نبودند و دائما پافشاري ميكردند كه وارد ماشين برايان شوند و آنها را تا خانه شان برساند .و در آخر آنها عصباني ميشوند و چشمان آنها به رنگ سياه زغالي تغيير رنگ ميدهد طوري كه ديگر سفيدي چشمان آنها معلوم نبوده است !

برايان در آن لحظه احساس ناتواني و ترس عجيبي كرد ولي بر ترس خود غلبه كرده و آن مكان را ترك ميكند .اين داستاني كاملا وحشتناكه اما آيا اين داستان واقعيت دارد؟و داستانهاي ديگري هم وجود دارد كه توسط برخي شواهد عيني بازگو شده اند ولي همه آنها در چند قسمت به هم شباهت داشته اند!

كودكان چشم سياه همگي در حدود 12 تا 17 ساله به نظر ميرسيدند و لباسهايي همانند كودكان امروزي به تن داشتند و همه اين اتفاقات در زمان غروب آفتاب رخ داده است !

در همه اين موارد ترس آني و عجيبي به شاهدان عيني دست داده است و اين كودكان هميشه درخواست داشته اند كه آنها را به منزل يا ماشين يا هر جاي ديگري راه بدهندو در قبال نه گفتن به آنها هميشه اصرار كردند و حتي عصباني شده اند و تا زماني كه آن شخص در منزل ر ابر روي آنها نبسته و يا با ماشين محل را ترك نكرده است آنها در همان محل ميمانند و اصرار ميكنند و در آن مناطقي كه براي بار اول رويت شده اند ديگر توسط فرد ديگري ديده نشده اند!

اين چشم سياهها چه موجوداتي هستند؟آيا آنها كودكان معمولي هستند كه فقط چشماني متفاوت دارند؟و آيا آن حس عجيبي كه به شاهدان دست داده فقط بخاطر ظاهر متفاوت آنها و اصرار آنها در آن شرايط نامناسب بوده باشد؟و آيا موارد ديگري هم وجود دارد كه ما از آنها بيخبر هستيم؟آيا اين ها موجودات ماورائ طبيعي هستند كه به شكل كودكان انسان تغيير شكل داده اند؟ باور بكنيد يا نه اينها موجودات عجيبي هستند!

منبع:        http://www.aliencrossing.com/black-eyed-kids

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از سهيل عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

تاریخچۀ خدایان به نقل از کردو موتوا

تاریخچۀ خدایان

به نقل از کردو موتوا

در بسیاری از کشورهای غربی، مرگ یک انسان کهنسال تنها مرگ یک انسان پیر است که زندگی اش را کرده و هم اکنون روزهای عمرش به سر آمده اند. اما در افریقا، مرگ یک بزرگ و پیر- یک مرد یا زن کهنسال، مصیبت بزرگی به حساب می آید، زیرا این بزرگ قبیله دانشی را حمل می کرده که تنها از طریق والدین به فرزندان انتقال می یابد. دانشی که نه تنها برای افریقا و فرزندانش بلکه برای تمام بشریت بسیار ارزشمند است. مهم نیست که شما به کجای افریقا می روید، شما داستانهای بسیار کهنی را می یابید که به طرز شگفت انگیزی به هم شبیه هستند. قبایل و نژادهایی در افریقا هستند که به شما خواهند گفت نوادگان خدایانی هستند که هزاران سال پیش از آسمان ها آمده اند. همچنین بعضی ها می گویند  این خدایان از درون دریا  توسط کشتی هایی جادویی که از نی،   چوب یا مس یا حتی طلا ساخته شده اند بیرون آمده اند. در بعضی موارد این خدایان و خدایگان به شکل انسان هایی زیبا که پوستی به رنگ آبی روشن یا سبز یا نقره ای دارند توصیف می شوند. اما در اکثر مواقع به شما اینطور می گویند که خدایان بزرگ، به خصوص آن دسته که از آسمان آمده اند انسان نبوده اند، بلکه موجوداتی فلس دار بودند که بیشتر اوقات را در گل و لای یا آب به سر می بردند. موجوداتی با ظاهری فوق العاده زشت و ترسناک. بعضی می گویند که این موجودات مانند کروکودیل ها بودند، با دندان ها و آرواره اهایی مانند کروکودیل، اما با سرهایی بسیار بزرگ و گرد. بعضی می گویند که این موجودات بسیار بلند قد هستند و سرهایی مانند مار بر روی گردن های بلند و باریک آنها ست، همچنین با بازوها و پاهایی بسیار بلند. عده ای به شما خواهند گفت این موجوداتی که از آسمان ها آمده اند توسط کشتی هایی جادویی ساخته شده از آهن، نقره، مس یا طلای درخشان بر روی آبها حرکت کنند و حتی مانند پرندگان در آسمان پرواز می کنند.

همچنین گفته شده  بعضی از این خدایان آسمان روح خود را در کیف های کوچکی که به کمربندشان آویزان بوده حمل می کردند. این روح ها به شکل کره هایی از کریستال و روشن و شفاف بودند. کره هایی که می توانستند در هوا شناور بشوند و نور خیره کننده ای از خود ساطع کنند. نوری که می توانست سرتاسر یک دهکده را در شب روشن کند. به ما گفته شده بعضی از سران بسیار شجاع افریقا این خدایان بزرگ را به سادگی توسط ربودن گوی های درخشان کوچک روح  آنها و پنهان کردن آن در گودال های عمیقی در زمین گروگان می گرفتند.

در افریقا به ما گفته شده که این موجودات اسرارآمیز چیزهای زیادی را به انسان ها آموختند. آنها به انسان ها دانش قانون، طب گیاهی، هنرها و اسرار آفرینش و کل کیهان را یاد دادند. به ما گفته شده بعضی از این خدایان توانایی این را داشتند که ظاهر خود را به دلخواهشان تغییر دهند. آنها می توانستند زمانی که دلیل خوبی برای انجام این کار داشتد،  ظاهر هر موجودی را که بر روی زمین وجود داشت به خود بگیرند. یک خدای آسمان حتی می توانست خود را به شکل یک کرگدن، فیل و حتی یک لک لک در بیاورد، یک خدای آسمان حتی می توانست خود را به شکل یک صخره یا یک درخت در بیاورد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/repwarriorlk.jpg?w=173

به ما گفته شده که بعضی از این خدایان بر تاب هایی که از طناب های درخشان درست شده بودند در آسمان سفر می کردند. مردم ووتوا(Wutwa) در جنگل های کنگو در مورد چنین خدایی به من گفتند، کسی که توسط یک تاب در آسمان به حرکت در می آمد که انتهایش به ابرها در آسمان متصل بود و می توانست به هر جایی برود، مهم نبود که چقدر دور باشد، و قبل از غروب آفتاب بر روی تاب جادوییش برگردد.  

در افریقا این خدایان اسرارآمیز با اسامی مختلفی شناخته می شوند، در افریقای غربی، در سرزمین مردم بومبارا(Bumbara) این دوزیستان یا خدایان خزندۀ آسمان به زیشوزی(Zishwezi) معروف اند. کلمۀ زیشوزی به معنای شناکنندگان یا غواصان یا گلایدرها ست. گفته شده که این خدایان آسمان می توانستند از بالای ابرها تا پایین بر روی قلۀ کوه ها هر کجا که می خواستند اوج بگیرند. آنها همچنین می توانستند به اعماق اقیانوس ها بروند و از آنجا وسایلی جادویی را بردارند و به ساحل بیاورند و آنها را مقابل مردم سیاه پوست حیرت زده قرار دهند.

در افریقای غربی دوباره، این موجودات آسا (Asa) نامیده می شوند، که به معنای افراد قدرتمند در جادو است. این کلمه  از قدرت جادویی بزرگی می گوید که از کلمۀ آسانتی (Asanti) می آید، که به معنای شاه است، اما در واقع به معنای فرزند آساند (asaand) است، همانطور که می دانید آسانتی ریشۀ کلمۀ آشانتی ست (Ashanti).

در سرزمین مردم دوگون افسانۀ معروف نومو (Nommo) وجود دارد، نژادی از خزندگان یا دوزیستان که گفته شده از ستاره سیریوس آمده اند تا به مردم سیاه پوست دوگون مذهب و دانش یاد بدهند. اتفاقاً دانشمندان هرگز معنای کلمۀ دوگون را توضیح نداده اند؛ این کلمه به معنای خدای مطلق بزرگ است که مردم دوگون خودشان را فرزندان آن می دانند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/credoufost.jpg?w=300

در نقاط مختلف افریقا قبایلی وجود دارند که خودشان را به عنوان مردم برگزیده خدا می پندارند. این قبایل خود را به نام هایی می نامند که به معنی خداست. در افریقای جنوبی قبیله ای وجود دارد که خود را تونگا (Tonga) می نامد، و یک گروه بسیار بزرگ دیگر خود را تسونگا (Tsonga) می نامد. و در زیمبابوه دو قبیله وجود دارند که یکی از آنها باتونگا (Batonga) نام دارد، و دیگری تونگایلا (Tongaila) نامیده می شود. اسامی تونگا، تسونگا یا دونگا به معنای مردم خدا ست و شما این مردم را در حال زندگی کردن در مقدس ترین و روحانی ترین مکان های افریقا پیدا می کنید. برای مثال، مردم ماتونگا (Matonga) از ناحیه شمالی سرزمین زولو در محوطه دریاچۀ لوئیسای مقدس (St Lucia Lake) زندگی می کنند که مردم زولو  و سایر قبایل در ناتال (Natal) اعتقاد دارند مکانی ست که صدها سال پیش مادر بزرگ زمین در قایقی از نی سررسید و پسرش و دو همسرش (wives) نیز همراهش بودند.

http://brianakira.files.wordpress.com/2010/09/credo-mutwa-village-011.jpg?w=500&h=737

و او آمد تا قوانین، فرهنگ، مذهب و همچنین هنرهای شفاگری و رازهای دیگر را به انسان یاد بدهد. گفته شده که مادر بزرگ زمین یک زن بسیار عظیم الجثه بود، بسیار بسیار چاق با پوست سبز روشن، و پسر و دو همسرش نیز همینطور بودند. زمانی در زیمبابوه مکان بسیار مقدسی به نام تنگۀ کاریبا (Kariba Gorge) وجود داشت که اکنون در نتیجۀ سدسازی بر روی رودخانۀ زامبزی (Zambezi River) توسط دریاچۀ بزرگی پوشیده شده. دو قبیلۀ مورد توجه در تنگۀ کاریبا زندگی می کردند، مردم باتونگا، که به معنای مردم خدا ست، و قبیله ای مهم تر که نامش تونگایلا ست. تونگا همانطور که می دانید به معنای خداست، اما کلمه للا نیز به معنای خداست، در نتیجه مردم تونگایلا مردم خدای للا نامیده می شوند- خدای کهن خردمند، کسی که بر طبق بعضی افسانه ها زمین و هر چه را که بر روی آن است آفرید. مردم تونگا و تونگایلا به من گفته اند که نه تنها مردم برگزیده ای هستند که توسط خدا فرستاده شده اند تا از تنگۀ کاریبا محافظت کنند، بلکه آنها هر سال با خدایان بزرگی که از ستاره ها می آیند در تماس هستند، کسانی که آنها بانانایلا (Bananaila) می نامند، فرزندان للا (Ila). حالا بگذارید سری به غرب افریقا بزنیم، در سرزمین دوگون، گفته می شود زمانی که نومو- تعداد زیادی از آنها بودند، سیزده یا چهارده تا- در سفینه های شگفت انگیزشان از آسمان آمدند، دریاچه ای به دور سفینه خود خلق کردند و هر صبح عادت داشتند که از سفینه شان به سواحل دریاچه بیایند و شنا کنند و برای مردم زیادی که آنجا تجمع کرده بودند سخنرانی کنند. گفته شده قبل از اینکه نومو آنجا را ترک کنند و همراه با یک صدای مهیب به خانه شان در ستاره محل سکونتشان برگردند، آنها اول یکی از اعضایشان را انتخاب کردند، آن را کشتند و بدنش را به قطعات کوچک تقسیم کردند و بعد آن را بین مردم جمع شده در انجا پخش کردند تا آن را در اولین مراسم قربانی در نوع خود بر روی زمین بخورند. زمانی که مردم گوشت موجود ستاره ای و مخلوط خون او را با آب خوردند، نومو آرواره پایین آن موجود را برداشتند و توسط جادوهای عجیبی آن موجود را دوباره به حیات بازگرداندند. به ما گفته شده این راهی ست که نومو توسط آن به مردم ما آموختند که مرگی وجود ندارد و در پشت هر مرگی رستاخیزی وجود دارد. همچنین این مطلب را که یک فرد باید گاهی اوقات خودش را به خاطر غذای سایرین قربانی کند. این نومو ست که به ما گفته شده به مردم افریقا در مورد اسرار تناسخ یاد داند، در مورد این اعتقاد که، چیزی که این دنیا را ترک می کند و در پرواز با بال های مرگ خاموش می شود، همیشه دوباره با بال های زندگی برخواهد گشت. در سرزمین نیجریه، به ما گفته خواهد شد که چگونه، ماوی (Mawi)، خدای بزرگ مادر، بعد از به وجود آوردن دنیا به انسان ها حیات بخشید، و اینکه بعد از گذشت چند قرن، مردم روی زمین از خودخواهی و سایر منش های منفی پر شدند و مادر بزرگ که آن زمان در سرزمین خدایان بود، دخترش گاباتو (Gabato) را پایین بر روی زمین فرستاد تا بار دیگر انسان ها را در مسیر راستی قرار دهد. گفته شده که گاباتو در دهان یک مار عظیم الجثه که تمام رنگ های رنگین کمان را بر خود داشت به روی زمین آمد، و این مار، سرتاسر زمین را پیمود، و عظمت و بزرگی آن به حدی بود که به هر جایی می رفت تنگه ها و دره ها را به وجود می آورد. چیزی که من بعدها کشف کردم بسیار حیرت انگیز است، این که در بسیاری از کشورهای دنیا، در میان مردم ابریجینی استرالیا، و میان مردم بومی امریکا، اعتقاد به این مار رنگین کمانی وجود دارد. و شما همچنین اعتقاد به مار بالدار را پیدا می کنید.

در قارۀ امریکا و به خصوص در جنوب و مرکز آن، مار بالدار کوئتزالکواتل (Quetzalcoatl) نامیده می شود، و در میان مردم من، مردم زولو، اعتقاد به یک مار به نام یندلوندلو (Yndlondlo) وجود دارد. گفته شده که یندلوندلو یک مامبای بزرگ یا یک پیتون بزرگ است، که گردنش با پرهای آبی متمایل به خاکستری پوشیده شده است،  مانند پرهای یک درنای آبی، و بر بالای سر مار سه پر روییده است. یکی سبز، یکی قرمز و یکی سفید که مانند پرهای بزرگ دم شترمرغ به نظر می رسند. یندلوندلو، مانند کوئتزالکواتل در امریکای جنوبی به عنوان پسر خداوند تداعی می شود.  

منبع

http://credomutwa.com/about/biography-04

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از كاموراي عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

Vimana(ویمانا. ماشین فضایی )- چگالی چهارم

Vimana( ماشین فضایی ) چگالی چهارم

https://i2.wp.com/www.varalaaru.com/images/Feb09/vimana.jpg

دانش باستانی سانسکریت در کهن ترین کتب بشر، وِداها ( Vedas ) هندی (واداها: کهن ترن کتاب های آریاییان و قدیمی ترین نوشته به زبان هند و اروپایی است که تاریخ نگارش آنها را دوره ای بین سالهای ۱۷۵۰ و ۶۰۰ قبل از میلاد میدانند. وداها مهمترین نوشتار موثر در شکل گیری فرهنگ کنونی شبه قاره هند می باشند. )، باقی مانده است که شاهکارهای تکنولوژی تمدن نه تنها به سفرهای هوایی، بلکه سفر به سیّارات نیز مرتبط می کند. با اینحال ، توسط تکنولوژیهای مخربی مانند صنعت معاصر ما، این دستاورد های پیشرفته با مشکل مواجه شده است.

متن Vedic Mahabharata (ودا مهاباراتا: سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان سانسکریت است.مهاباراتا با بیش از یکصدهزار بیت بلندترین سروده جهان است. کار نوشتن آن تا سده سوم یا چهارم میلادی ادامه یافته‌ است. برخی از تاریخدانان موضوع این سروده‌ها را الهام‌گرفته از نبرد میان مردمان آریایی و دراویدی در هزاره دوم پیش از میلاد می دانند. مهاباراتا در قدیم بدستور اکبر شاه با نام رزمنامه ترجمه شد.) اثرات مخرب جنگهای هسته ای را به همراه توضیحات صحیحی در رابطه با ابرهای قارچی و بیماریهای های تشعشعی شرح داده است، متنی که تا پیش از حوادث ۱۹۴۵ شهرهای هیروشیما ( Hiroshima ) و ناگاساکی ( Nagasaki ) ژاپن، کاملاً فراتر از درک امروزی بود. باقیمانده های مذاب این دو شهر مدرن، درک جدیدی. را از سرنوشت شهرهای باستانی نظیر Harrapa و Moenjo-daro پاکستان بوجود می آورد ، که هزاران سال پیش  بطور مشهود از تخریب هسته ای یکسانی رنج می بردند – اسکلت های رادیواکتیوی در  اطراف خیابان هایشان گواه بر آن است .

دانش پیچیده ی فنی موجود در این کتب مقدس ، موفقیتهایی را در علم مادی بوجود می آورد که بینشی عمیقی از نهانترین جنبه های فن آوری باستانی بشر ، یعنی کنترل گرانش، را ارائه می دهد.

متون سانسکریت بعدی، مانند Vimana Shastra (علوم هوانوردی) به نقل از Lohatantra ، Amsu Bodhini، و Kritaka Vajra Nirnaya، شامل فرمولهای وسیع فلز شناسی آلیاژهای گوناگونی نظیر طلا، نقره، مس، روی و آهن می باشد.

بر اساس نوشته های متون و فرمول های اخیر کتاب Pandi Subbaraya Shastri اثر Ankel ( 1855 – ۱۹۴۰ )، فلز شناسان معاصر در هند با پیروی از کتابچه های راهنمای باستانی موفق به تولید آلیاژهای جدید شده اند. دکتر C.S.R Prabhu، تعداد زیادی از این آلیاژها را در مقاله ی خود به نام “علم فلز شناسی هند باستان”، مستند کرده است:

در حال حاضر آلیاژ Tamogarbha Loha در آزمایشگاه تولید شده است که سبک وزن، سیاه رنگ، و در برابر اسید ها مقاوم است.

سطح بالای جذب در برابر نور لیزر در آن دیده شده است. این آلیاژ در کتاب”Vimana Shastra”، در“Tamo Yantra”( یانترا: کلمه سانسکریت بری ابزار و یا ماشین است)  به منظور جذب فرار نور از یک واکنش شیمیایی مورد استفاده قرار گرفت و در نتیجه تولید تاریکی نمود.

Pancha Loha: آلیاژ مسی که به شدت قابل انعطاف است و در مقابل فرسایش رطوبت و نمک، بسیار مقاوم است. در حال حاضر به رنگ زرد طلایی تولید شده است.

Arama Tamra : آلیاژ جذب نور متشکل از مس، روی، سرب و آهن. در حال حاضر به رنگ زرد طلایی متمایل به قرمز کمرنگ تولید شده است. شکننده، سبک، و بسیار سخت، با درجه ی سفتی ۹/۱۶ ( به زبان سانسکریت: “Dridham” )

کاربرد مستقیم این آلیاژهای جدید در پیشرفت تکنولوژی کنترل گرانش، بصورت تجربی توسط بیش از یک گروه، آزمایش و گزارش شده است. “Fran De Aquino” ، فیزیکدان دانشگاه ایالت Maranhao در S.Luis برزیل، بطور دقیق به توصیف اثرات ضد گرانشی مشاهده شده در شناوری آکوستیک اشیای نورپرداز پرداخته است:

مطابق شکل ضعیف اصل هم ارزی نسبیت عمومی انیشتین، جرم گرانشی و جرم داخلی برابرند… ] بر خلاف این [ نشان دادیم که جرم گرانشی و جرم داخلی توسط یک عامل بَعدی، که وابسته به تشعشع فرودی ذره است، با یکدیگر همبستگی دارند. نشان داده شد که این عامل تنها در غیاب اشعه ی الکترو مغناطیسی برابر ۱ می شود و اینکه این مقدار می تواند بوسیله ی تشعشعات با فرکانس بسیار پایین ( ELF )، کاهش یافته، خنثی شده، یا منفی شود.

ما امکان کنترل گرانش را بر روی مواد تابنده بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مواد با شاخص انکساری بالا، راه حل جدید و مؤثری برای تکنولوژی کنترل گرانش می باشد.

] در زیر تصاویری از “Plejaren beamships” به همراه نگاشتهای تشدید موجهای ایستاده موجود است که توسط Eduard Albert Meier ( مدّعی ارتباط با فضا ) گرفته شده اند. [

https://i0.wp.com/www.humanresonance.org/beamships.jpg

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_2.jpg

کلسیت ( آهک ) یکی از مواد فلورسنت فرا بنفشی است که بطرز گسترده ای در ساخت تمامی اهرام دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. به نقل Vedic باستان در مورد vimana ضد گرانشی، یا سفینه های فضایی، شامل دستورالعملهایی برای آلیاژهای فلزی تابنده ای است که دارای خواص مولکولی و شکل هندسی مشابه سنگهای اهرام میباشد. فکر می کنید اگر روزی اثرات ضد گرانشی سنگهای اهرام برای بدن و هوشیاری انسان استفاده شود، طیفهای وسیع از صداهای فوق العاده با فرکانس بسیار پایین سازگار با زیست چگونه است؟ ضربان قلب، – در طول موج ۴۵/۱ هرتز در ۷۶۵ پا –  از طول مبنای اهرام ثلاثه ی مصر اطلاع می دهد. کلمه ی «هرم» (‹pyr-a-mid› )، خود ریشه ای یونانی دارد، و بر اساس کلمه ی » pyros » یا آتش، به معنی میانه ی آتش ، بوجود آمده است. آیا پلاسماهای زیست سازگار روزگاری در خزانه های درونی اهرام می سوختند؟

سطح بالای انرژی در هیدروژن به تازگی توسط دکتر Randall Mills، گزارش شده است که به فرایند آزادسازی مقدار زیادی از انرژی نهفته در خود اتم هیدروژن می پردازد. Mills، فیزیک بنیادین این واکنش شیمیایی جدید مشتق از آب را بطورت پلاسماهای انتقال رزونانس تعریف نمود، که اینک توسط شرکتش، Blacklight Power، برای تولید انرژی به بازار عرضه شده است. استعمال مشابهی از این واکنش نوین، به نام گاز HHO، توسط Denny Klein عرضه شده است و اکنون به عنوان مشعل پلاسما با قابلیت تصفیه ی هرگونه مواد، موجود است. هردوی این عکس العملهای بر اساس هیدروژن، نورهای مادون قرمز و فرابنفش شدیدی تولید می کنند. جالب است که پهنای باند اشعه ی UV تولید شده، به UV-A که برای بدن انسان سودمند است، محدود می باشد، درحالیکه طول موجهای UV-B و UV-C مشاهده نمی شوند.

فرایند فنی ای که پلاسماهای HHO توسط آن شکل می گیرند، توسط محققین شرکت Black Light تشریح شده است. این فرایند شامل شکسته شدن زنجیرهای مولکولی آب توسط ذرات بسیار ریز فلز تبخیر شده است که بخار جنبشی ای مرکب از اتم های منحصر بفرد هیدروژن و اکسیژن را تولید می کند. این فرایند نمی تواند در حضور هوا اتفاق بیافتد، بنابراین محفظه ای تهی از هوا مورد نیاز است. هنگامیکه بخار HHO محفظه را پر کرد، سپس برای تبدیل شدن به پلاسمای HHO آزادساز انرژی، تحت تأثیر جریان برق قرار می گیرد، همانطور که اتم های H به یک چهارم اندازه ی خود تغییر سایز می دهد.

این پیشرفتهای علمی معاصر، تجربیات غیر معمول شمارش شده ( در مجله ی Search، ماه مارس ۱۹۶۰ ) توسط دکتر Raymond Bernard، میهن پرست آمریکایی سابق، در Joinville، شهری ساحلی در ایالت Santa Catarina برزیل را روشن نمود. در حالیکه دکتر Bernard خارج از شهر در حال سازماندهی و زندگی در میان گروهی از گیاهخواران بود، یک سلسله ارتباطات ماورایی آغاز شد. صدای پر طنینی از قله کوهی نزدیک یکی از اعضای گروه Bernard سبب شد تا به وارسی منشأ صدا بپردازند. در نهایت فقط میله ای دایره وار پیدا کرد که عمق آن را توسط درختان تاک جنگل، حدود ۳۰۰ اینچ نشان می داد، محقق برای پایین رفتن به سمت انتهای آن، با ریسمان پهنی مجهز شد:

  • وقتی به انتها رسیدم، وارد تونلی شدم که در آن فاصله ای ۲۰۰۰ متری را پیمودم. سپس با چراغ قوه ام دری سنگی دیدم. درحالیکه تماشایش می کردم، ناگهان باز شد و مرد بلند قدی را با لباس کار متالیک دیدم که با صدایی قوی گفت که این اولین باری بود که کسی مشتاق ورود به این تونل شده است. در ابتدا از صدای پر قدرت مرد وحشت کردم و قصد فرار داشتم، اما او صدایم کرد و گفت که نترسم، زیرا او آدم آرامی است که تا بحال به هیچ موجود زنده ای آسیب نرسانده است. پس از او پرسیدم که او کیست که در این غار زندگی می کند.
  • او گفت: «من یک اینکای آتلانتیسی هستم و نگهبان این در.»
  • او از من پرسید که به دنبال چه هستم. به او گفتم در جستجوی نسل خود می گردم، زیرا من نیز یک اینکا هستم. به نظر می آمد که از شنیدن این حرف بسیار خوشنود شده باشد. به او گفتم که مایلم شهرش را ملاقات کنم، و اینکه یک دوست آمریکایی دارم که او، همسرم و فرزندانم نیز مایلند به آنجا بروند…
  • در ملاقات دوم از آتلانتیس، او سخنرانی در مورد رادیواکتیو و خطرات آن انجام داد. او گفت ذرات رادیواکتیو در هوا موجب رشد سریع سطح نشینان می شود، زیرا این ذرات در منافذ پوست تجمع کرده و تنفس پوست را متوقف می کنند. او گفت منافذ پوست انقباض و انبساط متداوم و پایداری دارند و عمل وارد نمودن هوا و خارج کردن ماده های خارجی را بر عهده دارند. در فضا فلزات ذرات رادیواکتیو، منافذ پوست را مسدود می کنند و در عملیات حیاتی تنفس و دفع مداخله می کنند. این عمل موجب بیماری و مرگ زودرس می شود.
  • مرد آتلانتیسی مرا صدا کرد که به نزدیک یک صفحه ی شفاف بروم و به منظور نگاه داشتن راز مکان تونل، تبادل خونی انجام دهم. وقتی نزدیک صفحه ی منحنی پلاستیکی شدم، صفحه ی منحنی پلاستیکی دیگری از اطراف در ظاهر شد و مرا احاطه کرد و خود را میان دو صفحه ی پلاستیکی یافتم. سپس اینطور به نظر رسید که تمامی هوا خارج شده و فضا به خلأ تبدیل شد. سپس هوای دیگری وارد شد که سبکتر و خالص تر به نظر می رسید و به من احساس سلامتی و قدرت بیشتری داد. سپس در پلاستیکی داخلی باز شد و او کپسولی به اندازه ی یک آدم که حاوی این ماده ی شفاف بود را با دسته های دو طرفش گرفته و به داخل برد و به من گفت که از در داخل شوم. پس از اینکه به داخل رفتم، در خود بخود باز و بسته شد.
  • او به من گفت که شخص نا لایقی را به اینجا نیاورم چون به سرعت خواهد فهمید. از او پرسیدم چگونه؟ پاسخ داد توسط این دستگاه، که آنرا electrovisor معرفی کرد، او می توانست تمامی اتفاقات در حال وقوع جهان را مشاهده کند. اگر فرد نالایقی نزدیک کوه شود و قصد داخل شدن به آن را داشته باشد، اشعه هایی ذهن او را مغشوش می کند بطوریکه قادر به ادامه ی سفر نبوده و به مسیری اشتباه خواهد رفت.
  • در جیبم مقداری نان داشتم. او گفت که نان را نخورم. او قرصی را در دستم گذاشت و گفت این قرص طعم چندین میوه را دارد. من دستم را پس کشیدم و ماده ی پلاستیکی ای که بازتاب می شد بسته شد. بعد از اینکه قرص را به من داد، کپسول را همراه من به داخل فضای میان دو صفحه ی پلاستیکی برد، در صفحه ی داخلی برای پذیرفتن کپسول باز شد و سپس خودبخود بسته شد. سپس در کپسول باز شد. کپسول را ترک کردم، در صفحه ی پلاستیکی خارجی نیز باز شد و آن را نیز ترک کردم.
  • (مرد آتلانتیسی گفت) وقتی تازه واردین وارد می شوند، ابتدا وارد کپسول می شوند و مرد آتلانتیسی آنها را به محفظه ی عاری از آلودگی می برد. درب کپسول باز می شود، فرد تازه وارد کپسول را ترک می کند، لباسهایش را از تن خارج می کند، سپس محفظه از بخار پر می شود، که سموم رادیواکتیو را از بدن انسان بیرون می کشد. فرد مورد نظر لباسهای دیگری را که برای او آماده است را به تن می کند، سپس وارد یک «دستگاه الکتریکی» می شود، که او را به سمت مرکز زمین می برد. باید ذکر کنم که در در طول ملاقات، پیش از اینکه در باز شود صدای عجیبی شنیدم که مربوط به دستگاهی بود که مرد آتلانتیسی با آن بالا آمد، با نزدیکتر شدن دستگاه، صدا نیز بلند و بلندتر شد، و وقتی متوقف شد، صدا نیز متوقف شد و درها خود بخود باز شدند. باید ذکر کنم که در بعد از ظهر و شب ۱۳ ژوئن سال ۱۹۵۹ وقتی یک سفینه نزدیک خانه ام شد، صدایی مشابه صدای همین دستگاه ایجاد کرد که مرا به این فکر برد که هردوی اینها طرز کار یکسانی دارند و اینکه این سفینه مربوط به همان آتلانتیسی بوده و از سیاره ی دیگری نیامده است. سفینه با حرکتی مارپیچی بر تپه ای در فاصله ی ۲۰۰۰ متری از خانه ی من فرود آمد، و سپس با حرکتی مارپیچی و دنباله ای از نور در پشت سر خود، برخاست. این شئ که گرد و نقره ای رنگ بود، در هنگام شب آمد. من بر این باورم که از طرف یک آتلانتیسی ناشناس که از محل زندگی من باخبر بود فرستاده شد که دقیقاً نزدیک خانه ی من آمد.

جزئیات Bernard همگی زمانی قابل توجه تر می شوند که به بازه ی زمانی آنها، یعنی پیش از ۱۹۶۰، توجه کنیم. صدای عجیبی که هم با پرنده ی ناشناس و هم با «سفینه»ی vimana همراه بود، اکنون به عنوان طول موجهای فرکانس پایینی شناخته شده اند که برای کنترل ضد گرانشی بکار می روند. در مورد نظارت از راه دور فنی و اشعه هایی که بازدید کننده های منفی نگر را گیج می کند نیز موارد استعمال موجهای فرکانس پایینی است که توسط دانشمندان امروزی بسط داده می شوند. آزمایش خون برای بررسی DNA در عمل روی پرده افکندن بازدیدکنندگان نیز منطقی است، همانطور که محققین مدرن اکنون قادر به تشخیص رفتارهای روانی موروثی شده اند.

بعلاوه، درسی که مرد آتلانتیسی در زمینه ی ذرات فلزات در فضا داد، توسط شواهد قدیمی جریانات هسته ای در نگاشت های باستان شناسی و همچنین توسط استعمال بدون تبعیض سلاح های اورانیوم رقیق شده ( DU )، تأیید شد. طب نوین نیز اخیراً فرایندی به نام electroporation را که پیش از ۱۹۶۰ به عنوان یک عملکرد سلولی که توسط شرایط اتمسفری مسدود شده بود برای Bernard شرح داده شده بود، را گسترش داده اند. شرح جزئیات فرایندهای پاکسازی شامل electroporation، از نظر علمی بسیار دقیق است، همانطور که توسط پلاستیکهای فیزوالکتریک تازه تولید شده ی پایدار در برابر گرما یی مانند PVDF ( Polyvinylidene Fluride )، که محفظه ی خلأ را به شکلی که گاز HHO پیش از تبدیل به یک پلاسمای electrify شده در جریان است تبدیل می کند، به اطلاع می رساند.

بررسی های بعدی خصوصیات یکتای پلاسماهای superfluid، توسط گروهی در مؤسسه ی فنون ماساچوست به رهبری دکتر Ketterle انجام گرفت. آزمایشات گروه، پارامترهای لازم برای ایجاد پرتوهای پلاسمای superfluid را تعریف کرده است. اشعه های مادون قرمز به عنوان مسیری مورد استفاده قرار می گیرند که بعداً توسط یک میدان مغناطیسی قوی احاطه می شوند. این شرایط بطور کارآمدی حاوی پلاسما های آزاد شده بصورت پرتو مادون قرمز می باشند. آنها دریافتند که یک جفت لیزر سبز درون پرتو مادون قرمز، شامل چرخش بدون اصطکاک پلاسمای superfluid است که متعاقباً صفی از گرداب شش وجهی را تشکیل می دهد که ساختار شفاف گاز یونیزه شده را حفظ می کند.

نتایج تجربی Ketterle آشکارا «پرتوهای فرا بنفش» را در اکثریت قریب به اتفاق رویدادهای ماورایی تکرار کرده اند. ده ها سال است که جابجایی فیزیکی از طریق شناوری در پرتوهای فرا بنفش، گزارش می شود و در بر گیرنده ی شرح وابستگی تأثیرات قوی گرما و نور در وقایع می باشد. استحکام دلایل شاهدان معاصر در رابطه با این تکنولوژیهای پیشرفته ی پلاسما، مبهوت کننده است، و وقتی در زمینه ی آخرین پیشرفتهای فنی بشر تحلیل می شود، همزمانی عمیقی یافت می شود. قرن ۲۱ از زمانی که پایه های تجربی و ریاضی را تکمیل کرده است، قوه ی درکی از نواحی پر انرژی را فرای تجربه بشر در اختیار قرار داده است.

پلاسما پس از گاز، مایع، و جامد، چهارمین حالت ماده است، با بیشترین انرژی و کمترین چگالی. ناحیه ی بشریت، فضای تشدید کننده ی پر از گازی است که جهان سه بعدی را در آن تجربه می کنیم.ناحیه ی چهار بعدی ماورایی تشدید شده، خارج از حقیقت بشریت است، موجودات electroluminous paraphysical، سکنه ی آن هستند.

درحالیکه هنوز نواحی بسیاری از هوشیاری غیر فیزیکی باید باقی مانده باشد، تمامی ارتباطات بشر با این ناحیه لزوماً از طریق فکر، رویا، شهود، مدیتیشن یا کانال زنی ( channeling ) انجام می گیرد. ارتباطات Cassiopaea کانالیِ Laura Knight-Jadczyk، بازه ی بسیار وسیعی از واژگان مناسب و مرجع را فراهم می کند که ما در این بحث مربوط به ارتباطات نواحی گاز و پلاسما، به عنوان محیط های «چگالی سوم» و «چگالی چهارم»، آنها را بکار می بریم. از چگالی ماده ی وارد شده در محیط پلاسمای پر انرژی، کاسته می شود و به موجب آن رسوخ مولکولی صورت می گیرد. شواهد رسوخ چند بعدی ماده، در آثار باقیمانده از طوفان ها یافت شده است. اینچنین پدیده ی خلاف قاعده بیش از یکبار تشریح شده است.

وسایل نقلیه ی هوایی پلاسمای ابررسانا، بدون اصطکاک از میان هوا، آب یا سنگ عبور می کند، مانند اینکه ماده جابجا نشده است، و به این موجب مانور و شتاب اشیاءِ در چگالی سوم غیر ممکن می شود. حرکت موجی پخش آکوستیک که در فضای چگالی سوم هوا ایجاد می شود، در پلاسماهای چگالی چهارم که از کمبود تفاوت دمایی ای که صدا را به شکل موج در می آورد رنج می برند، وجود ندارد. محیط چگالی چهارم یک انتقال انرژی منسجم، شامل هم اندیشی متحد و بدون از دست رفتن اطلاعات و به همراه گروههای فکری همگام، را ایجاد می کند.

زیست سازگاری پلاسماهای HHO که بطور دقیق در دلایل بیان شده ی Bernard تشریح شده بود، تقزیباً مشابه دیگر گزارشات مواجهات ماورایی از دیگر نقاط دنیا است.

فیلم مستند مهیّج Michael Hesemann، به نام «سفینه های نور: تجربه ی UFO کارلوس دیاز»، شواهد تصویری و ویدئویی بسیار مؤثری از تکنولوژی چگالی چهارم را ارائه می دهد. «دیاز» احساس اولیه ی تپش قلب را در سرگرمی ۴۵/۱ هرتزی پیش از ارتباطات ماورایی اش را  به روشنی شرح داد. این تأثیر ماورای صوتی قوی، اکنون می تواند به عنوان بخشی از سیستم نیروی محرکه ی فضا نورد چگالی چهارم درک شود، و به حفظ حضور نامرئی اش در نزدیکی «کارلوس» و پیش از آگاه شدن او، اشاره دارد. این فضا نورد سپس پس از ایجاد آمادگی ذهنی او برای ارتباط، سیمایی درخشان و خیره کننده می یابد:

  • حس خاصی در بافتهای بدن من متمرکز شده، حسی شبیه وقتی کسی به شدت عاشق می شود. این احساس بعضی مواقع مرا از خواب شب بیدار می کند، و می دانم که با آنها روبرو خواهم شد.
  • فضا نورد از انرژی طبیعی هاله های اطراف سیاره استفاده می کند. بعضی اوقات وارد هاله می شوند و خود را در جریان انرژی می اندازند. اگر بخواهند موقعیت خود را حفظ کنند، باید خلاف جریان عمل کنند که موجب حرکات نامنظم فضا نورد می شود. وقتی که در جریان انرژی طبیعی قرار می گیرند، با سرعت زیادی حرکت می کنند.
  • ابن سفینه ها گاهی در ارتفاع زیادی در حال پایین آمدن و در نهایت فرود بر ارتفاع ۵/۱ پایی زمین دیده می شوند. هنگامی که هنوز در ارتفاع زیادی است، حرکات آن بسیار بی ثباتند، اما وقتی فرود می آید، کاملاً ساکن است. اما این اتفاق نیز می افتد که سفینه گاهی ناگهان در نقطه ی دقیقی ظاهر شود.

  • در موقعیتهای متفاوت در طول رویارویی، تجربه کردم که چگونه هدف پرتویی از نور، به داخل آوردن حشرات، گیاهان، گرده، و حیوانات کوچک و بزرگ است، و گاهی ما نیز، من و دوستم، توسط چنین اشعه ای به داخل سفینه برده می شدیم. این پرتو مستقیماً از سفینه تشکیل و خارج می شود و حاوی انرژی و نوری مشابه خود سفینه است.
  • اولین باری که  آگاهانه مرا به داخل دعوت نمود، دیدم که دوستم زودتر در حال وارد شدن است. او مانند نوری وارد این مه شد. وقتی نیمی از بدنش وارد نور شد، توسط شئ مکیده شد. پس اولین کاری که کردم این بود که یک دستم را به داخل نور فرو بردم، و با حیرت گرمای مطبوعی را حس کردم. وقتی دستم را بیرون کشیدم و از سالم بودنش خاطر جمع شدم، برای وارد شدن به آن اطمینان حاصل کردم، و وقتی نیمی از بدنم را درون شئ گذاشتم، من نیز به داخل کشیده شدم. اما وقتی وارد آن می شوید، هیچ چیز نمی بینید. فقط همه جا را به رنگ زرد می بینید. انگشتانتان را حس نمی کنید. زمین را حس نمی کنید، اما احساس غریبی است، زیرا حس آرامش و عشق زیادی دارید.

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_4.gif

  • فیلم حیرت آور «کارلوس دیاز» در مورد پلاسما، متخصصین و تحلیلگر تصویر و فیلم، «Jim Dilettoso» از آزمایشگاه Village Labs در «تِمپ» آریزونا را عاجز کرده است. بر اساس افزایش شدت پرتو از بالا به پایین در طول ۳ قطعه فیام یا یک دهم ثانیه، این فرضیه ی غلط که اشعه، پرتوی نور ساده ای است، پریشانی زیادی ایجاد کرده است. همان تناوب سه قطعه ای شدت از بالا به پایین، در هنگام عقب رفتن پرتو نیز لحاظ می شود. پایداری سرعت نور، امکان وجود یک تک منبع تجلی را رد می کند و به این موضوع اشاره دارد که پرتو، همان انتشار پلاسما است. این تصور توسط نتایج تجربی گروه MIT «کِتِرِل» به تأییدرسیده است، و می توان از آن استنتاج کرد که پرتو بصورت یک اشعه ی کم نور مادون قرمزی که در یک دهم ثانیه، پس از پلاسمای HHo جریان می یابد، آغاز می شود.
  • کشاورز برزیلی، Urandir Oliveira، تعریفات حیرت آور و شواهد محکمی را از تجربه ی خود در انتقال پرتوی پلاسما به فضا نورد چگالی چهارم vimana ارائه کرد. جزئیات طی مصاحبه ای با » Urandir » توسط » Linda Moulton-Howe «، گزارشگر علمی، و از طریق مترجم پرتغالی، در رابطه با تجربه ی وارد شدنش به فضا نورد پلاسمای نقره ای رنگ به شکل دو بشقاب روبروی هم، در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۲، آشکار شد. انتقال از اتاق خواب او آغاز شد، درحالیکه » Urandir » طبق دستورالعمل ذهنی دریافتی اش، به آرامی دراز کشیده و منتظر بود:

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_5.gif

  • او کتابی برداشت و سعی کرد آرام باشد. دقایقی بعد، یک روشنایی را در اتاق تشخیص داد. سپس تب داغی را در بدنش احساس کرد… روشنایی ارغوانی کمرنگ، با بنفش بود.. روشنایی کل اتاق را احاطه کرد و سپس به شکل تونلی در آمد که تخت او و خودش را سرتاسر و از کف زمین تا سقف را در بر گرفت…  و او احساسی مانند فلج بودن کرد. نمی توانست حرکت کند. او واقعاً این تب را در بدن خود که روی تخت بود، حس می کرد. احساس می کرد که بدنش در حال گرمتر شدن است…

با نگاه کردن به آن ملافه های سوخته و سقف سیاه شده، احساس درد می کنید ( از شدت سوختگی)؟

بله، چون این احساس را می دهد که چیزی در آنجا کسی را سوزانده است. اما او با داشتن دانش پیشرفته در مورد فرایند پیشروی پرتو، می دانست که درد آور نخواهد بود… او احساس برخاستن و فرو رفتن در سقف را داشت. از آنجائیکه او فلج بود، نمی توانست زیاد حرکت کند..

او خودش را در حال فرو رفتن در سقف می دید و واقعاً می توانست مولکولها را میان سقف ببیند، مانند اینکه در کف فرو می رود. مانند حبابهای ایجاد شده از شستن دست با صابون. او سپس به سمت بالا برخاست، یعنی پس از عبور از آن نقطه و فرو رفتن در سقف، در همان روشنایی بنفش رنگ، برخاست و ایستاد.

وی روزی متذکر شده بود که بیشتر ببیند و بشنود؟

حتی زمانی که در ارتفاع و فاصله ی زیاد قرار داشت، می توانست بخوبی ببیند و بشنود، حتی بهتر از حالت عادی، چنانکه همه چیز تقویت شده باشد. می توانست صدای پرتاب سنگ ها را در همه جا بشنود، صدای مکالمات مردم را بشنود و آنها را ببیند.

چرا صخره ها ریزش می کردند؟

این نشانه ای بود که موجودات باقی می گذاشتند، همگان از طریق آن متوجه آن لحظه می شدند و می دانستند که او در حال ربوده شدن به فضا بود…او همانطور که به فضانورد نزدیک می شد و همه ی اتفاقات در جریان پایین را می دید، وارد اولین اتاق فضانورد شد. و داخل فضانورد [ جایی که او موجود بلند قد بلوندی را دید که به او اشاره می کرد وارد یک حباب عاری از آلودگی که تختی درونش بود شود ] نیز بنفش رنگ بود.

وقتی از حباب گذشتی چه اتفاقی افتاد؟

او وارد حباب شد، احساس سرمای زیادی می کرد، روی تخت دراز کشید و سپس چیزی شبیه غبار به داخل آمد و شلوارکی که در پا داشت ناپدید شد و لباسهایی از جنس دیگر [ یک لباس یکسره ] جای آن را گرفت… نوری شبیه نورهای نئونی نقره ای-سفید از لباس خارج می شد… او مطلع شد که این نور چاکراهایش را تثبیت می کند و در این سیاره او را در برابر باکتریها سترون می کند.

[ پس از یک احوالپرسی ذهنی و بالا رفتن از پله ها به طبقه ی دوم به همراه موجود بلوند ]، دیوار فضا نورد به مانیتوری تبدیل شد و آنها شروع به مشاهده ی صحنه هایی کردند..

تصویر بعدی یک کهکشان بزرگ بود، که منظومه ی شمسی در پایین آن قرار داشت. این کهکشان در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ نور عظیمی از خود خارج خواهد کرد که تمامی منظومه ها را تحت تأثیر قرار می دهد. همه ی منظومات به تمامی سیارات اطراف خود انعکاس می دهند و دگرگونی عظیمی را نه تنها برای کره ی زمین، بلکه برای تمامی سیارات ایجاد می کنند. مانند این است که خدا می خواهد کل جهان را همگام کند، مانند یک پرتو یا اشعه ی همگام سازی از جانب خالق،خدا. او گفت این پدیده توسط هر آفریده ای که چشمی برای دیدن دارد، دیده می شود.

در سال ۲۰۰۷ هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد برای بشریت وجود دارد. جسمی کیهانی به سمت و یا به درون منظومه ی شمسی خواهد رفت که بر میدان مغناطیسی زمین تأثیر می گذارد. این موج الکترومغناطیسی بر مکان های متفاوتی از زمین، نه کل آن، تأثیر خواهد گذاشت. آتشفشان Etna در ایتالیا مثال خوبی است. این آتشفشان فوران می کند و هزاران نفر را می کشد. بقیه ی جهان به زندگی عادی خود ادامه می دهند.

مخلوقات گفتند که علم در حال حاضر دانشش را دارد، اما تا کنون هیچ چیزی منتشر نشده است. دانشمندان در کلاهک های یخی قطب جنوب، آب را بررسی خواهند کرد و آن را خالص تر و سبکتر تشخیص می دهند. دوتریوم؟ منظورش این است که دانشمندان این آب را با سنگینی کمتری یافت می کنند. دانشمندان این آب جدید خالص تر را کشف خواهند نمود و فرایند سالخوردگی را ۸۰ برابر دیرتر برآورد می کنند،. مردم می توانند ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال زندگی کنند. تکنولوژی لازم برای استخراج این آب جدید در ۲۰۰۷ موجود خواهد بود…

آیا موجودات مورد بحث غذای او را تأمین کردند؟

همان قرص هاب قبلی، با طعم های متفاوت… بسته به نیاز او، قرص هایی در طعم های گوشت، سیب، و … به او داده می شد.

آیا مایع بدن او را تأمین کردند؟

آبی که بسیار سبکتر از آب معمول خودمان بود.

آیا او کاملاً روبه راه بود؟

راحت، آرام و شاد.

اطلاعاتی که Urandir Oliveira در این مواجهه در اختیار ما قرار داد، شاید حیرت آور ترین افشاگری منتشر شده برای بشر ماورایی عصر ما باشد. توانایی ما برای درک این جوانب همیشه در حال رشد است، و این پیش بینی واقعی کاملاً با تئوری رزونانس مغناطیسی ارائه شده در کل کارهای این نویسنده همخوانی دارد.

طبق انعکاس نزدیک گزارشات سال ۱۹۶۰ Bernard، “Oliveira” پاکسازی پلاسمایی را تحمل کرد و بجای متابولیزم عادی چگالی سوم، قرص های حاوی عصاره های میوه به او داده شد که بر اساس گوارش مواد بنیادی عمل می کردند. او در مورد نوشیدن “آب سبک” درون فضا نورد پلاسما نیز گزارش داده بود، آبی که بدون دوتریوم بوده و یک ایزوتوپ رزونانس پایینِ هیدروژن بوده که به همه ی منابع آبی ماورایی سرایت می کند. به زودی در مورد خلوص بی نهایت آب یخ های قطبی آگاهی پیدا خواهیم کرد.

بعلاوه، ملافه های نمونه ی گرفته شده توسط Linda-Howe پس از تماس Urandir در سال ۲۰۰۲، حضور یک پلاسمای بی تردید، یعنی پلاسمای HHo را آشکار می سازد. خروجی انرژی متغیر پلاسماهای HHO، شواهد یکتایی را در تارهای ملافه های خواب Oliveir که از روی آنها برداشته شده و به فضانورد چگالی چهارم برده شده بود، به جا گذاشته اند. ملافه های او شامل ترکیبی از تارهای پلی استر ۀبی و تارهای نخی سفید بود که بافتی عمودی داشت. این ملافه های نمونه ی جمع آوری شده برای مطالعات، دانشمندان را پریشان کرد، زیرا تارهای پلی استر در جای خودشان کاملاً در اطراف تارهای نخی سوخته شده، گداخته شده بودند. این پدیده بسیار غیر عادی است، زیرا تارهای نخی در دمایی بسیار کمتر از نقطه ی ذوب تارهای پلی استر، خاکستر می شوند. مشعل های گازی HHO ساخته شده توسط Klein، همان اثرات یکتای خروجی متغیر انرژی وابسته به خاصیت ارتجاعی هر ماده ی گرما دیده ای را دوباره تولید می کند. پلاسماهای HHO در فضای آزاد به ۲۶۰ درجه ی فارنهایت (۲۶۰°F ) می رسند، در حالیکه در تماس با فلزات، دوای شعله می تواند تا صدها درجه افزایش یابد. بنابراین اختلاف میان فعل و انفعالات پر انرژیِ پرتو انتقالی پلاسما با ملافه های Urandir می تواند کاملاً تشخیص داده شود و با استفاده از گاز یونیزه ی HHO، بصورت تجربی باز تولید گردد.

شواهد تأیید شده ای نیز بصورت گلوله های آهنی ای که زمین های اطراف را پوشانده بودند جمع آوری شد، گلوله هایی که توسط فعل و انفعالات فضانورد چگالی چهارم گداخته شده بودند، و آهن های موجود در خاک قرمز رنگ مزرعه ی Oliveir . قطعات آهن به میدان الکترو مغناطیسی قوی اطراف فضانورد و پرتو انتقالی جذب شدند، و بیش از حد گرما دیدند تا ذوب شدند و سپس به بیرون پرتاب شدند. این پدیده در وقایع چند بعدی اخیر در Dhenkanal و Ratria هند، و همچنین در جنوب غربی آمریکا و دیگر نواحی پایدار خاک های قرمز غنی شده از آهن، شرح داده شده است.

شاید تنها یک موقعیت دیگر وجود داشته باشد که از بی نقصی شواهد فیزیکی موجود از تماس Oliveira پیشی گیرد، Peter Khoury استرالیایی، که از چندین مواجهه ی ماورایی آزارنده ی خود، یک موی شفاف را جمع آوری و نگهداری کرده است. Bill Chalker این موضوع را بررسی کرد:

سال ۱۹۹۶ بود که از Peter Khoury در مورد نمونه ی مویی شنیدم که می توانست از یک موقعیت تجاوز جنسی بیگانه به جای مانده باشد.

در ۱۹۹۸، شروع به تحقیق در مورد نمونه ی مو کردم، زمانی که همکاران بیوشیمی اولین PCR ( عکس العمل زنجیری پلیمراز ) تشخیص DNA مواد بیولوژیکی برگرفته از یک تجربه ی ربودن بیگانه را در جهان آغاز نمودند. تحلیل ها تأیید کردند که آن مو از فردی بدست آمده که از نظر بیولوژیکی بسیار نزدیک به ژنتیک بشر است، اما از یک نژاد غیر عادی- یک نوع مغولی چینی – یکی از نایاب ترین اجداد شناخته شده ی بشر، که بسیار دورتر از جریان اصلی انسان هستند، بجز کوتوله ها و بومیان آفریقا.

آنطور که از DNA میتوکوندری های آسیایی انتظار می رفت ( موی مشکی )، بلوند بودن آن غیر متعارف بود. نتیجه ی مطالعات این بود که ” محتمل ترین اهدا کننده ی این مو باید طبق اظهارات Khoury، یک زن قد بلند بلوند باشد که به منظور محافظت در برابر خورشید، برای مو و پوستش نیازی به رنگ زیاد ندارد..”

آزمایش اصلی DNA بر روی ساقه ی مو انجام شد. تناقضات مجذوب کننده ی بیشتری در ریشه ی آن یافت شد. دو نوع از DNA بسته به مکانی که آزمایش DNA در آن انجام می گیرد یافت شد، به نامهای تأیید نوعی DNA کمیاب در ساقه ی مو، و تشخیص یک نوع DNA کمیاب اسکاتلندی ( باسک ) در ریشه…

این مسئله بسیار گیج کنند ه و جدال آمیز بود، تا سال ۲۰۰۰ که مقاله ای در مورد “بیوتکنولوژی طبیعت” ظاهر شد. این مقاله یافته های اخیر را در پیوند مو با موی ناسازگار پیشین، و با استفاده از تکنیکهای پیشرفته ی تولید مثل که به درمانی برای کچلی تبدیل شد، آشکار کرد. اینظور به نظر می رسید که قرار است در ۱۹۹۲ شاهد DNA های ترکیبی یا پیوندی بدست آمده تحت شرایط جدالی، توسط Peter Khoury باشیم.

اینکه یافته هایی داریم که به نشان دادن پایداری ویروسی ممکن اشاره می کنند، شاید حتی جدال برانگیزتر باشد. به نظر می رسد که نمونه ی مو نشان دهنده ی این است که حاوی ۲ ژِن حذف شده برای پروتئین CCR5 ، و هیچ ژِن سالمی برای CCR5 عادی حذف نشده  است- این عامل حذف CCR5، بر مقاومت AIDs دلالت می کند. برای ساده نگه داشتن یک موضوع بسیار پیچیده، چیزی که پیشنهاد می شود شواهد ممکن برای تکنیکهای پیشرفته ی DNA، تناقضات DNA، و یافته ها هستند. زیرا ما تنها الان در حال اکتشاف یا آغاز نمودن مسیر اصلی بیوتکنولوژی هستیم.

https://i2.wp.com/www.humanresonance.org/vimana_dna.gif

درحالیکه تجارب Bernard، Diaz، و Oliveira از نوع طبیعت مثبت بودند، مورد تجاوز جنسی Khoury در تضاد با آنها و تقریباً منفی است. همچنان در تمامی این موارد، فعل و انفعال احساسی قدرتمند و آشکاری میان موجودات ماورایی و فرد مورد تماس وجود داشته، بطوری که برخی فکر می کنند از ابتدا یک ارتباط ذهنی وجود داشته است. Diaz، تصاویر و فیلم های زیادی را به عنوان شواهد آماده کرد که از تجاربش پشتیبانی می کند، درحالیکه Oliveira و Khoury متقاعد کننده ترین مدارک پلاسماهای HHO و یک نمونه ی ماورایی DNA را جمع آوری کردند.

در تقابل و مقایسه، دلایل اثبات شده و مدارک انتقال چند بعدی، به ناچار به یک نتیجه ختم می شوند: اینکه فرهنگ های فنی پیشرفته ی سانسکریت گذشته ی بشر از بین نرفته اند، بلکه در واقع بسیار بالاتر از قلمرو چگالی سوم سمی ما است.  طول عمر در قلمرو محیط های پلاسمایی چگالی چهارم مانند محفظه های نهانی و دیسک های پرنده ی vimana، بسیار گسترده تر از قلمرو چگالی سوم است. همزمانی مطلق شواهد این تماسهای ماورایی، به همراه تکنولوژیهای شناوری آکوستیک در حال ظهور بشر، پلاسما ی HHO، فلزات تابنده، و پلاستیک های فیزوالکتریک، دید وسیع تری را در اختیار قرار می دهند. با ترکیب این تکنولوژیهای علمی تشریح شده، و ماورایی نشان داده شده، بشریت در آستانه ی تحول چند بعدی به آگاهی متحد قلمرو چگالی چهارم می باشد.

عصر رزونانس بالا و پایین ادواری بشر، آشکارا توسط حالات پر تکاپو و در نوسان فضای تپنده ی سیارات تعیین می شود، که تغییر مکان ناگهانی بعدی اش احتمالاً شامل یک واژگونی قطبی مغناطیسی است، که در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ در یک تجلی شمسی تابان به اوج می رسد. تکنولوژی پیشرفته ی پلاسمای HHO به زودی به طرز قابل توجهی آگاهی ها را بسط داده و بر طول عمر بشریت اضافه می کند، بنابراین به زمان رسیدن به اجداد باستان و زندگی همزمان با آنها در چگالی چهارم نزدیک می شویم.

منبع :   http://www.humanresonance.org/vimana.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پان آندوو و حلقه های کشتزار

پان آندوو و حلقه های کشتزار

در این مقاله صحبت های محقق گیاهخوار در زمینه های فراروانی، پان آندوو را ارائه میکنیم. او در طول زندگی اش با موجودات فرا زمینی و بشقاب پرنده ها در ارتباط بوده است و این بار در مورد حلقه های کشتزار برای ما می گوید. حلقه های کشتزار به طور فوق العاده ای طراحی شدند و اشکال تحسین بر انگیز هندسی دارند که به طور رازگونه ای در عرض یک شب در کشتزار کشاورزان ظاهر میشود. بسیاری بر این باورند که این آثار باشکوه، پیام هایی  از موجودات فرازمینی هستند. در این سری دو قسمتی، آقای اندوو در مورد معنای طرح های مختلف این کشتزارها و از تغییرات عظیمی که  به گفته ایشان، سیاره ما و بشریت تا پایان سال ۲۰۱۲ و پس از آن تجربه میکنند، برای ما میگویند.

https://i2.wp.com/www.paneandov.com/wp-content/uploads/2010/08/Pane-Andov-4.jpg

پان آندوو: میخواهم مقداری اطلاعات شگفت انگیز در مورد  آنچه در آینده در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ روی میدهد، به شما بدهم. میخواهم اطلاعاتی را که موجودات فرا زمینی برای کمک به ما، به من داده اند، با شما در میان بگذارم. اگر آخرین اطلاعات تلسکوپ فضایی پرتو گامای فرمی را دیده باشید، یک جت کیهانی در کهکشان راه شیری یافت شده که از هر جهت، ۲۵ هزار  سال نوری، از سطح کهکشان فاصله دارد. لذا در حلقه های کشتزاری  نظیر این، شاهد یک منبع انرژی  هستید که به سوی لبه های آن گسترش می یابد. و این انرژی بسیار سریع است، و بسیار عظیم، که به اینجا آمده و  تقریباً نزدیک ماست. این تصویری از کهکشان راه شیری است و وقتی این انرژی به سوی ما آید با خورشید برخورد میکند و  چیزی تولید میکند که “فاز غول سرخ” نام دارد. این موج انرژی  چند میلیون درجه سانتیگراد حرارت دارد و  بسیار مغناطیسی است. سطح خورشید فقط ۶ هزار درجه سانتیگراد حرارت دارد. اگر چیزی که میلیون ها درجه سانتیگراد حرارت دارد، به سطح پلاسما برخورد کند، که فقط ۶ هزار درجه سانتیگراد حرارت دارد، می تواند سبب شود که خورشید همه سوخت خود را مصرف کند  و از ترتیب خود خارج شود وبه چیزی مشهور به  ”فاز غول سرخ” وارد شود.

# خورشید با تبدیل هیدروژن در مرکز خود به هلیم در روندی مشهور به  همجوشی هسته ای  گرما ساطع میکند. مشخصات خورشید طوری است که زندگی روی زمین  شکوفا شود و دوام آورد. وقتی هیدروژن مرکز خورشید کاهش یابد، روندی که هر ۵ میلیارد سال روی میدهد، هسته شروع به منقبض شدن میکند.

سپس این ستاره فرو می پاشد و انرژی جاذبه را به لایه بیرونی در اطراف خود ساطع میکند و سبب میشود این لایه گسترش یابد و  به غولی سرخ تبدیل شود. وقتی فاز غول سرخ تمام شود، خورشید به ستاره ای کوچکتر و خنک تر تبدیل مشود که به “کوتوله سفید” مشهور است. آقای اندو،  از تجزیه و تحلیل حلقه های کشتزار دریافتند که پس از رسیدن موج انرژی، فاز کوتوله سفید خورشید در عرض چند ماه  به وقوع می پیوندد.

پان آندوو: این عکس از فاصله نزدیک حلقه کشتزاری است که تاکنون ایجاد شده که راجع به  فاز غول سرخ نیز هست. به نظر من، این حلقه یکی از مهم ترین حلقه های کشتزاری است که ایجاد شده. این حلقه در ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۸ در Avebury Manor در بریتانیا ایجاد شد. این تصویری است از  منظومه شمسی ما با همه سیارات آن، فقط با کمی تغییر. پلوتون در همان جایی که باید باشد قرار ندارد.

# با توجه به اینکه میتوان جایگاه همه سیارات در منظومه شمسی را در یک تاریخ مشخص در آینده مشخص کرد، قرار گرفتن این سیارات در حلقه کشتزار بریتانیا، با جایگاه سیارات در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۲ چه ارتباطی دارند.

پان آندوو: یک تصویر دیگر هم هست، یک هشدار دیگر، که در ۲۹ مارس ۲۰۱۱  روی داد، وقتی که ما از بالای آسمان نیوزیلند، یک طرح شگفت انگیز را دیدیم، و مردم به تجزیه و تحلیل آن ستاره ها پرداختند، که ترتیب آنها دقیقاً مثل جایگاه سیارات در تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۱۲ بود. این حلقه کشتزار، نمادی است از تغییرات عظیم، و ققنوس که بسیار مهم است، پرنده ای اسطوره ای است که عمری بسیار طولانی دارد و وقتی عمر آن به پایان میرسد، خانه خود را می سوزاند و به خاکستر تبدیل میکند. از آن خاکسترها، یک  ققنوس کوچک دیگر زاده میشود. و این نشانه این است که  به زودی خورشیدی تازه زاده میشود. همه این تصاویر نمادین هستند. لذا فاز غول سرخ،  از نظر علمی ممکن است.

# وارد شدن خورشید به فاز غول سرخ، چه تأثیری بر سیارات دیگر دارد؟

پان آندوو: این گسترش تدریجی در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۲ آغاز میشود و در  ۲۸ مارس ۲۰۱۳  به اوج خود میرسد. خورشید گسترش می یابد و تیر و زهره را به طور کامل در خود فرو می برد. و زمین و مریخ به طرز خطرناکی در نزدیکی خورشید قرار می گیرند.

# انرژی ساطع شده از مرکز کهکشان فقط خورشید را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ به گفته پان اندوو، این انرژی با بقیه ی منظومه شمسی نیز  در ارتباط است.

پان آندوو: این انرژی همانطور که به سوی لبه های کهکشان گسترش می یابد، از همه سیارات از جمله زمین عبور میکند. برای اینکه بتوانید مقایسه کنید، گرمترین لایه از اتمسفر ما، حدود ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد گرما دارد. اکثر اوقات این گرما کمتر از ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد است. لذا وقتی یک ابر، که بسیار مغناطیسی ست، و میلیون ها درجه گرما دارد، با اتمسفر سیاره ما که فقط ۱۵۰۰درجه گرما دارد، برخورد کند،  کل اتمسفر را از بین می برد. لذا تغییرات زیادی  در سطح سه بعدی روی میدهد که ما باید از آنها آگاه باشیم.

# آقای اندوو دریافتند که خورشید ما  یک همراه یا ستاره دو قلو دارد که در لبه بیرونی منظومه شمسی است. وقتی خورشید “کوتوله سفید” میشود، در ارتباط این دو ستاره تغییرات عظیمی رخ میدهد.

پان آندوو: فقط کافی است اشاره کنم که آن جرم سماوی دیگر در آسمان در واقع ستاره دو قلویی است که در اطراف خورشید ما می چرخد. و این انرژی که نزدیک میشود، آن ستاره را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی انرژی به آن ستاره برسد، آن ستاره به سوی فاز کوتوله سفید  حرکت میکند. آنچه ما در نجوم دیده ایم، ۲ کوتوله سفید بوده اند که  جذب همدیگر میشوند، به خاطر جاذبه، و در اطراف همدیگر  می چرخند و در نهایت به همدیگر برخورد میکنند. وقتی با همدیگر برخورد میکنند یک ستاره بزرگتر تولید میکنند که میتواند مجدداً  نور و گرمای کافی برای  زندگی را فراهم کند. لذا منظور من از گفتن این حرفها این است که اگر خورشید ما  به فاز کوتوله سفید برود، به تنهایی نمی تواند  مقدار کافی نور که  ما امروزه دریافت میکنیم را به ما بدهد. و این یعنی نمی تواند همان مقدار گرمای مورد نیاز برای زندگی روی سطح زمین را تأمین کند.

# آقای اندوو بر این باور است که موج انرژی ای که به سمت زمین می آید، لزوماً نباید به فاجعه تبدیل شود، و ما می توانیم از هم اینک برای حفاظت از سیاره مان، گامهایی برداریم.

پان آندوو: اما ما میتوانیم در مقابل این انرژی از خودمان محافظت کنیم. و حلقه های کشتزار ما را به پایان این ماجرا و راه حلی برای آنچه که می توانیم انجام دهیم، هدایت میکنند. اطلاعاتی که از طریق  حلقه های کشتزار به دست ما رسیده، اطلاعات زیادی در مورد هندسه اشکال شکسته است و مردم دریافتند که  آنها در واقع به اشکال شکسته اشاره دارند. اما در واقعیت، آنها  به این حقیقت اشاره دارند که این کیهانی که ما در آن هستیم کیهان اشکال شکسته است و میتوانیم بر آن تأثیر بگذاریم.

# پان اندوو می گوید که اگرچه تشخیص این شکل های شکسته صحیح است، اما اکثر مردم درک نمی کنند که اطلاعات موجود در آنها می گوید که ما  در جهانی از اشکال شکسته  هستیم و میتوانیم برای تغییر آن کاری انجام دهیم.

پان آندوو: اگر به تحقیقات دکتر ماسارو اموتو در مورد  مولکول های آب نگاه کنید، می بینید که انسانها می توانند ساختار بلورین آب را  تغییر دهند و آن را  به چیزی باشکوه تبدیل کنند. ما این توانایی را داریم که بر یکی از عناصر مثلاً آب تأثیر بگذاریم. اما موضوع به همین جا ختم نمی شود. ما این توانایی را داریم که بر شتاب اشکال شکسته یا ساختار بقیه عناصر که در زمین هستند نیز تأثیر بگذاریم. این اولین چیزی است که ما باید درک کنیم، اینکه توانایی داریم، اینکه در ما قدرت هست، قدرتی خفته، که اگر یگانه شود، می تواند در ماتریس تغییر ایجاد کند. چطور میتوان این کار را کرد؟ با ترکیب انرژی، و تنها ابزار شناخته شده برای من مدیتیشن است، گسترده و به صورت گروهی، یک مدیتیشن جهانی که در آن میلیونها نفر از مردم با هم مدیتیشن کنند، تا بتوانند بر ساختار پایه ای زمین تأثیر بگذارند.

# علاوه بر مدیتیشن، همچون پان اندوو، بسیاری دیگر از افراد در سراسر جهان نیز از بشریت میخواهند که فوراً به عادات مخرب خود خاتمه دهد، از جمله کشتار دیگر موجودات به خاطر غذا، تا ما بتوانیم جهان را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.

پان آندوو: مردم باید تغییر کنند. اولین کاری که مردم باید  درک کنند، این است که ما این جهان را با دیگر گونه ها سهیم هستیم. و حق نداریم چیزی را بکشیم. اولین اقدام این است که مردم گیاهخوار شوند، زیرا هر بار که گوشت یا ماهی مصرف میکنند، به حتم که مشکلی برای آنها اتفاق می افتد. به طریق دیگر توضیح میدهم. اگر یک بیمار، عمل پیوند قلب داشته باشد، قبل از این کار، در نواختن پیانو، ویولن یا دیگر آلات موسیقی مهارتی نداشته است. اما پس از بهبود از عمل پیوند قلب، همان بیمار مهارت ها و توانایی هایی در نواختن پیانو یا ویولن نشان میدهد، که این کارها در گذشته برای او غیر ممکن بوده است. آنچه اتفاق می افتد، شبیه کامپیوتر است، وقتی سخت افزار جدیدی را در کامپیوتر می گذاریم، اگر درایور لازم را  داشته باشیم، پردازشگر سخت افزار جدید را می شناسد و سبب میشود کار کند. به همین شکل، اگر شخص  قبلی که آن قلب را داشته در زمینه نواختن ویولن یا پیانو مهارت داشته باشد، همان دانش به شخص جدید نیز انتقال می یابد.

https://i1.wp.com/c3.ac-images.myspacecdn.com/images02/106/l_8b7c14116eec4aa6bc9c39499e9c28d2.jpg

مغز دی ان آ موجود را رمزگشایی میکند. حالا تصور کنید که وقتی مردم گوشت میخورند، چه میشود. آن حیوان قبلاً کشته شده و در اثر آن شوک،  رنج، استرس و وحشت وارد ساختار بدن او شده است. وقتی ما گوشت او را  وارد بدن مان می کنیم، در واقع همان عواطف  و همان انرژی ها را وارد بدن مان می کنیم و به این شکل ویروس دی ان آ ایجاد میشود و این ویروس باعث بروز بیماری میشود و ارتعاش ما را به طور کامل پایین می آورد. این ویروس، میدان ارتعاشی ما را پایین می آورد. و بدون میدان ارتعاشی کامل، نمی توانیم با این روش یگانگی که در مورد آن صحبت کردیم، هماهنگ شویم. و مهمتر از آن این است که ما نیاز نداریم حیوانات یا ماهی را بکشیم، زیرا ما موجوداتی از نور هستیم و میتوانیم گیاهخوار باشیم و حتی با پرانا زندگی کنیم، اگر خودمان خواهان آن باشیم.

# اطلاعات دریافتی پان آندوو از حلقه های کشتزار و ارتباط با موجودات فرا زمینی در مورد تغییرات عظیمی که به گفته او سیاره مان و بشریت تا پایان سال ۲۰۱۲ و پس از آن تجربه میکند میباشد. آقای اندوو در مورد  کار خود در این زمینه کتاب های زیادی نوشته اند.

پان آندوو:  من کتاب “رویداد پیوند ۲۰۱۲: شکلی ناشناخته از انرژی به جهان می آید” را نوشته ام، که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و بیش از ۲ میلیون نفر آن را خواندند که این کتاب به توضیح جنبه آگاه این انرژی که به ما نزدیک میشود و اثر آن بر دی ان آ ما، تکامل ما، و نیز روند تأثیر آن توضیح میداد. همچنین در سال ۲۰۰۷ “قدرت های خارق العاده در انسانها” را نوشتم که در مورد همه آموزش های فرا روانی است و اینکه چرا مردم باید مدیتیشن کنند، و بر چه چیزی باید متمرکز باشند، و ۱۸ سفر فضایی که  من تجربه کردم و در آنها با موجودات هوشمند فرا زمینی در ارتباط بودم. این آخرین کتاب من است: “معمای ۲۰۱۲ حل شد.”

# امروز آقای اندوو در مورد تدارکاتی می گوید که حس میکند بشریت باید  انجام دهد، زیرا انرژی کل سیاره در حال تغییر ارتعاشی عظیمی است تا به سطح بالاتری از آگاهی  وارد شود. یکی از ضروری ترین گام هایی که انسان باید بردارد،  پیروی از رژیم وگان است.

پان آندوو: ما نیاز نداریم گوشت، ماهی یا هر چیزی که حیات دارد، مصرف کنیم، زیرا ما می توانیم  با پرانا زندگی کنیم. اما می توانیم سبزیجات  مصرف کنیم و به این شکل فرکانس مان را افزایش دهیم. مردم باید  تغییر کنند. اولین کاری که مردم باید  درک کنند، این است که ما این جهان را با دیگر گونه ها سهیم هستیم. و حق نداریم چیزی را بکشیم. اولین اقدام این است که مردم گیاهخوار شوند، زیرا هر بار که گوشت یا ماهی مصرف میکنند، به حتم که مشکلی برای آنها اتفاق می افتد. لذا اولین کاری که میکنیم این است که احساس مان در مورد خودمان را تغییر دهیم. و شیوه برخوردمان با دیگر انسانها و گونه ها را؛ باید به طبیعت احترام  بگذاریم، و با طبیعت یکی شویم. مرحله بعد این است که توانایی های بالقوه مان را  افزایش دهیم، و آگاهی مان در مورد مسائل فراروانی که آنها را غیر طبیعی می نامند، افزایش دهیم. اما این توانایی ها برای هر انسانی طبیعی هستند. در این لحظه خاص، ما فقط از % ۳  از مواد فعال ژنتیکی مان استفاده میکنیم. با این اندازه آگاهی شما میتوانید مرا ببینید، مرا بشنوید، مرا تجربه کنید، همان آگاهی که در بعد آسترال در شکل رؤیای هشیار، در تجربه خارج از جسم، یا به عبارت دیگر تجربه نزدیک به مرگ وجود دارد. این همان چیزی است که  دی ان آ ایجاد میکند.

# اسید نوکلئیک دئوکسی ریبو یا دی ان آ، طرح کلی انسان است، یک سیستم پیچیده متشکل از اسید نوکلئیک که دارای کدهای ژنتیکی است. به گفته دانشمندان، ۲ رشته دی ان آ در انسانها، مشهور به رشته های دوبل مارپیچی، فقط % ۳ از “دی ان آ” فعال ما را در بر دارند. % ۹۷ بقیه، در ۱۰ رشته “دی ان آ” است که در هر انسان وجود دارد و هنوز غیر فعال است. برخی میگویند که اگر این % ۹۷ از “دی ان آ”ی غیرفعال فعال شود، دی ان آ ۲ رشته ای (دوبل)، به ۱۲ رشته تبدیل میشود، و این میتواند توانایی ها و قدرت های معنوی زیادی را در ما بیدار کند.

پان آندوو: % ۹۷ توانایی بالقوه وجود دارد. طبیعت هرگز بدون دلیل چیزی را خلق نمیکند. این مواد ژنتیکی دیگر توانایی هایی هستند که ما داریم، و دیگر بدن های کم چگال مان، زیرا ما آگاهی داریم، حیاتی هوشمند که میتواند در ابعاد مختلف  حضور داشته باشد. اما برای رفتن به مکان های مختلف در کیهان، که چگالی های مختلف  و ارتعاش هایی با سرعت های مختلف دارند، به وسیله ای مناسب یا بدنی با چگالی مناسب نیاز است که با چگالی و سرعت ارتعاش آن بعد خاص هماهنگ باشد. اگر من بخواهم به بعد آسترال بروم، نمی توانم از این بدن فیزیکی استفاده کنم. باید از بدن آسترال استفاده کنم که بسیار کم چگال تر از این بدن است، و سرعت ارتعاشی آن بسیار بالاتر است. اما اگر بخواهم  به ابعادی که بسیار دورتر از سطح آسترال هستند، بروم، باید از بدنی  با چگالی بسیار کمتر از بدن آسترال بروم. این چیزی است که باید بدانیم، علوم فرا روانی در همین رابطه اند، درک اینکه ما آگاهی داریم.

من با همسرم  بیش از ۳ هزار معبد باستانی و تصاویر آنها را بررسی کردیم، و سعی کردیم دریابیم که مردم قدیم برای ما  چه باقی گذاشتند و آنها چطور مدیتیشن  میکردند. لذا هر بار به این نتیجه رسیدیم که آنها میتوانستند  انرژی شان را متصل کنند. این همان دانشی است که موجودات فرا زمینی به من منتقل کردند. باید به صورت گروهی مدیتیشن کنیم. نیکی در هزاران مکان  مختلف پخش شده است. وقتی بر این جدایی فائق آییم و به نقطه ای برسیم که همه ما را متصل میکند، میتوانیم ارتباط ایجاد کنیم. و از یگانگی، نیرو حاصل میشود. باید با رهبران معنوی که شاگرد دارند، ارتباط برقرار کنیم، آنها باید به صورت گروهی مدیتیشن کنند.

# همانطور که آقای اندوو هفته گذشته توضیح دادند، چیزی به نام “جت کیهانی” وجود دارد که ۲۶ هزار سال پیش از یک سیاهچال بسیار عظیم به مرکز کهکشان راه شیری پرتاب شده و موج انرژی بسیار زیادی را به کل کهکشان می فرستد. آقای اندوو پس از تحقیقات بر حلقه های کشتزار، به این نتیجه رسید که این انرژی قرار است تا پایان سال ۲۰۱۲ به خورشید بخورد و  آن را به حالت “غول سرخ” ببرد. او از تحقیق بر روی حلقه های کشتزار دریافت که در این حالت، خورشید به شدت گسترده میشود، و سیاره های تیر و ناهید را می بلعد و لذا به زمین بسیار نزدیک میشود. او بر این باور است که اگر هم اینک اقدام کنیم، و بشریت از روش زندگی گیاهی پیروی کنند و با همدیگر مدیتیشن نمایند، می توانیم زمین را امن نگه داریم.

پان آندوو: ۳۰ سال پیام حلقه ها به ما اطلاع میدهد، به ما هشدار میدهد، که مدتها پیش در مرکز  کهکشان راه شیری، انفجاری رخ داده و بعد انرژی آن به لبه های کهکشان گسترش یافته است. این انرژی با تجهیزاتی که

به فضا فرستاده شده، ضبط شده و این انرژی در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۲  به ما میرسد. حلقه های کشتزار به ما میگویند که باید به شکلی هندسی  مشهور به “دانه حیات” یا “گل زندگی” با ستاره ای ۴بعدی در داخل آن، آگاه باشیم و توجه کنیم، که چیزی نیست به جز میدان منزوی کننده شارژ. لذا به گفته فرا زمینی ها با ایجاد این میدان نیرو، زمین در امان می ماند. لذا این را تصور کنید: انرژی می آید، دینامیک بنیادی خورشید را تغییر میدهد. و وقتی لایه بیرونی خورشید گسترش یابد، حرارت ایجاد میکند، حرارتی با هزاران هزار درجه. و شدت رخشش آن هزار برابر بیشتر میشود. شدت تابش بی نهایت می شود.

موجودات فرا زمینی می گویند که اگر ما با تلاشهای مشترک این میدان نیروی حفاظتی را  در هندسه “گل زندگی”، در اطراف سیاره ایجاد کنیم، سیاره در امان می ماند. با ترکیب انرژی، و تنها ابزار شناخته شده برای من مدیتیشن است، گسترده و به صورت گروهی، یک مدیتیشن جهانی که در آن میلیونها نفر از مردم  با هم مدیتیشن کنند، تا بتوانند بر ساختار پایه ای زمین تأثیر بگذارند.

پان آندوو: مردم باید درک کنند که چطور گل زندگی را برای خود خلق کنند، چطور این نیرو  با ستاره ۴ بعدی درون آن را در هاله خود ایجاد کنند. و این کار باید جهانی باشد، در کل سیاره. هم اینک بسیاری از مردم با مدیتیشن آشنا نیستند، و این به تمرین نیاز دارد. زمان می برد تا آنها بتوانند آن کره را در هاله خود ایجاد کنند. زمان بسیار، بسیار کوتاه است، اما بخشی از وجود بشر در حال بیدار شدن است. و هر روز بر تعداد افرادی که مدیتیشن میکنند،  افزوده میشود. و من بر این باورم که ما میتوانیم از عهده این برآییم. فقط کافی است به انرژی بالاتری برویم و این حفاظ را ایجاد کنیم.

# مثل همه انواع دیگر  اجسام مادی، بدن انسان نیز در اطراف خود میدان انرژی دارد که میتواند تحت تأثیر پدیده های طبیعی نظیر تابش خورشید قرار گیرد. لذا این امکان هست که هر گونه تغییر ناگهانی در سیستم انرژی، به عنوان مثال از طریق یک موج انرژی عظیم، در سیستم بیولوژیکی ما تغییر ایجاد کند.

پان آندوو: وقتی این انرژی به ما برخورد کند   آنقدر نیرو دارد که بتواند سبب تغییر دی ان آ شود، و همه آن % ۹۷ دی ان آ  باقی مانده، فعال میشود. یعنی همه خاطرات زندگی های گذشته، تناسخ های قبلی، دوباره زنده میشود. با همه دانش در مورد اینکه طرز کار کیهان چطور است، و با همه قدرت آگاهی، و لذا ما دوباره میتوانیم فعال شویم. و این “نکسوس” (پیوند) است، قدرت خدا، یا خود خالق. و این همان چیزی است که در انتظار آن هستیم. همان چیزی که باستانیان در مورد پایان این چرخه پیش بینی کرده بودند. تکامل بشر. در حال حاضر ما در حال طی کردن روند تغییر هستیم. اخیراً دانشمندان کشف کردند که ذرات جدید در نور خورشید یافت شده که قبلاً شناسایی نشده بود. و ما در اجسام بیولوژیکی مان، ۸ عنصر رادیو اکتیو داریم.

ذراتی که از خورشید می آیند، بر عناصر رادیو اکتیو بر اجسام فیزیکی ما تأثیر میگذارند و لذا ما در حال تغییر هستیم. آگاهی ما در حال بیدار شدن است و ما از خورشید، کسب اطلاع میکنیم و خورشید از مرکز کهکشان کسب اطلاع میکند، زیرا همه چیز آگاه است. زیبایی کار در همین است، هر چقدر بیشتر به پایان چرخه نزدیک شویم، انرژی بیشتری به سمت ما می آید و این میتواند تغییرات ما را سریعتر کند.

# در اینجا نظرات پایانی آقای اندوو را می شنویم.

پان آندوو: این انرژی، چیز ترسناکی نیست. بلیط ماست برای خروج از اینجا، برای تکامل ما، برای جایی که با تکامل مان به آن راه می یابیم. لذا همه خاطرات فراموش شده دوباره زنده میشوند، و نیز همه قدرت آگاهی و درک کیهان. به عبارت دیگر، به زودی هستی کیهانی را تجربه میکنیم، اینکه واقعاً چه هستیم، لذا من مشتاقانه در انتظار نزدیک شدن این موج انرژی هستم.

# برای کسب جزئیات بیشتر در مورد آقای اندوو لطفاً از این سایت دیدن کنید:

www.PaneAndov.com

دی وی دی ها و کتاب های آقای اندوو، در همین سایت در دسترس است.

منبع : http://garmayeshezamin.blogfa.com

حقیقت النین با استناد به شواهد

سوال جواب دانشمندان ناسا درباره خطر احتمالی النین
نکته جالب سوالی درباره کوتوله قهوه ای بودن ماهیت النین است و سوالی دیگر که کوتوله ها قابل دیدن می باشند یا نه!

Trajectory of comet Elenin.

نکته ای که در بالا هم اشاره شد!اگر تصویری که در بخش آسمان گوگل و با فعال سازی اینفرا رد دیده می شود واقعا مربوط به النین باشد با گفته های دانشمند ناسا مطابقت دارد و همچنین داده های مرتبط با خود النین و حساس بودن مدارش نسبت به گرانش دیگر اجرام!
این دانشمند نشانه های یک کوتوله را تداخل و جاذبه قوی آن اعلام می دارد و همچنین مهم ترین سرنخی که عمدا جواب به آن را می پیچاند(به جای کتمان احتمال کوتوله بودن النین,تنها به کوچک بودن جرم و ناچیز بودن قدرتش اشاره می کند) و ان چیزی نیست جز قابلیت رویت کوتوله ها توسط اینفرا رد!
چیزی که تصویر مشاهده شده در حالت اینفرا رد سایت آسمان گوگل می تواند به ما نشان دهد سرنخ اثبات ماهیت این جرم است که خود دلیل کافی است که نزدیکی اش به زمین به دلیل جاذبه بسیار پرقدرت کوتوله ها چه تاثیر و نقشی می تواند داشته باشد.
تنها اشارت به این موضوع کافی است که جزر و مد که در حقیقت جابجایی میلیونها تن آب و کشیده شدن آن به سوی جاذبه ماه است صرفا حاصل جاذبه و گرانش ماه است پس اینکه یک جرم در نزدیکی زمین عبور کند و تاثیری نداشته باشد بی منطق است خاصه آنکه اگر جرم مورد نظر کوتوله قهوه ای نیز باشد!!
نکته دیگری که قبلا هم اشاره شد این موضوع است که مدار کنونی النین که در سایت مداری ناسا هم مشاهده می شود و می توان زمان و فاصله را طبق آن سنجید بر اساس منطق چندان معبتر نیست چنانچه دانشمند ناسا هم بدان اشاره می کند که مدار فوق نمی تواند دقیق باشد(تنها بر طبق محاسبات و احتمالات)
پس نقش کشش های احتمالی و جابجایی مداری انهم با خاصیت حساس تغییر مداری این جرم نسبت به اجرام دیگر(خود دلیل دیگر کوتوله بودن می تواند باشد) توجیه فعالیتهای گارد فضایی می تواند باشد.
پس از این پس باید فعالیت های گارد فضایی را بیشتر رصد کرد!

۱۶ اکتبر ۲۰۱۱ !حدود ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۰ به نزدیکترین فاصله زمین می رسه که شاید تعبیر دو خورشید در آسمان همین موضوع باشه! البته از زاویه دید زمینی مریخ هم قابل رویته !یعنی در یک پهنه قرار می گیرند.اینکه چقدر النین به زمین علاقمند باشه تا خیلی نزدیک اون را زیارت کنیم هم که نامعلومه!!البته خیلی نزدیک نزدیک هم که ماجرا به سمت و سوی پیشگوئیهای باستانی و … پیش می ره که … و اما چون این دنباله دار (که بسیاری هنوز ماهیت اصلی اون را مشکوک می دانند) سال ۲۰۱۰ کشف شده و طبق مسیری که طی می کرده و محاسبات,مدار کنونی برایش تعریف شده این احتمال که طبق آنچه حرکت مداری می خوانند عمل نکند وجود داره!

کلید معما در بررسی مدار حرکتی این جرم حساس است!پس از بررسی به این نتایج رسیدم که تنها برداشت بنده است. لینک مشاهده مدار در کامنت قبلی بنده درج شده .در ۱۶ اکتبر !یعنی ماه دیگه نزدیکترین فاصله نسبت به زمین را خواهد داشت یعنی ۰٫۲۳۴ به واحد AU ~ 149,597,870.7 kilometres
یکی از خصوصیات این جرم این مطلبه که نسبت به جاذبه سایر اجرام حساسه و به وضوح از مدار خودش اندکی خارج می شود و پس از عبور دوباره به مدار خود برمی گردد!این شاید بتواند دلیل چرخش یا تغییر جهتش را توجیه کند!و برخی سایتها هم از حجیم شدن این دنباله دار گفته اند که البته قطر هسته آن در همان تخمین اولیه ۳ الی چهار کیلومتر باقی است.
پس مساله مهم نزدیکی النین به زمین و همجواری قوس مانندش است تا زمانی که فاصله دورتر شود و البته طبق بررسی مدار (البته بدون در نظر گرفتن احتمالات تداخل جاذبه) تا ۲۱ اکتبر در نزدیکی زمین باقی می ماند و سپس در مسیر خودش از زمین دور می شود!
با اینکه سازمان فضایی هرگونه خطر را رد کرده است اما همیشه در نظر گرفتن احتمالات و پیش بینی آن لازم بوده است.اگر برخوردی طبق محاسبات صورت نپذیرد تاثیرات جاذبه ای آن به قوت خود پای برجاست.

http://www.jpl.nasa.gov/news/news.cfm?release=2011-255

با تشکر از  freelance عزیز برای ارسال اخبار جدید.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

دنباله دار النین متلاشی نشده است.

پیرو ملاحظات مقالات و گزارشات قبلی سایت در خصوص احتمال از هم پاشیده شدن النین آنچه گزارشات کنونی بر گرفته از تصاویر ۲ سپتامبر مشخص کرده این است که هسته النین دست نخورده آیا تصاویر نشان دهنده یک سپر محافظتی  چهار ضلعی از النین است؟

https://i2.wp.com/up6.iranblog.com/files2/a1comet-elenin-blue.jpg

https://i1.wp.com/up6.iranblog.com/files2/a1blue-elenin.jpg

 

بررسی و پیگیری آخرین تصاویر ۲ سپتامبر (۱۱ شهریور) النین نشان دهنده این است که دنباله دار النین متلاشی نشده است.

بعد از نمایش این تصاویر سایت نیروی دریائی آمریکا (SECCHI -US Navy) بطور ناگهانی برای دو روز آف لاین بود.!

تصاویر بالا گویای این مطلب است که به درستی رنگ دنباله دارالنین، آبی است.

شگفت آور این است که این دنباله دار جهت خود را تغییر داده و چرخشی تیز و هوشیار داشته اما همانگونه که میدانیم ستاره های دنباله دار چرخش حاد و سریع ندارند. ویدیوی زیر را مشاهده کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=OQE3LDoA0z4&feature=player_embedded

منبع :   http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از منتظر عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

بازگشت مجدد نیبیرو با نام جدید C 2010 X1-ELENIN

بازگشت مجدد نیبیرو با نام جدید C 2010 X1-ELENIN

پیش بینی زلزله و سیل و آتشفشان در ماههای آینده توسظ یک فیزیکدان و محقق استرالیایی.

 

پس از گذشت چند سال از کشف نیبیرو و سپس انکار آن توسط ناسا ، بار دیگر گمانه زنی ها در باره این جرم آسمانی قوت یافته و اخبار متعددی در باره این جرم آسمانی که هم اکنون سایت ناسا آن را به عنوان دنباله دار C 2010 X1 معرفی می کند و پیشتر به سیاره ایکس شناخته می شد و عده ای دیگر در سایتهای اینترنتی آن را ” ELENIN” می خوانند ، منتشر شده است . از جمله این اخبار ارتباط این دنباله دار با زلزله های سالهای اخیر است . اخیرا دانشمندان با دنبال کردن جهت حرکت این دنباله دار و هم تراز شدن آن در زمانهای مشخصی که با خورشید و زمین در زوایای مشخصی، داشته است پی برده اند که زلزله های شدید سالهای اخیر مرتبط با این هم ترازیها بوده است .

این گمانه زنی ها به دنبال پیش بینی های برخی دانشمندان در باره زلزله شدید در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۱۱ و  زلزله ۹ ریشتری سواحل شرقی ژاپن دقیقا در همین تاریخ قوت یافت و سپس یک دانشمند بوسنیایی به نام Dr Mensur Omerbashich بیش از ۲۵ زلزله سالهای اخیر را با این روش مورد بررسی و مطالعه قرار داد و به نتیجه یکسانی رسید و آن ارتباط  حرکت این دنباله دار با زلزله های اتفاق افتاده بود . بر این اساس یک فیزیکدان استرالیایی به نام  Alexander Retrov  اخیرا در باره زلزله ها و حوادثی که در ماههای آینده به وقوع خواهد پیوست گمانه زنی هایی را مطرح نموده و از جمله وقوع هم ترازی این دنباله دار در مسیر حرکت خود به دور خورشید و نزدیک شدن آن به زمین در تاریخهای ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۱ و سپس ۱۷ اکتبر ۲۰۱۱ و نیز سوم تا یازدهم نوامبر ۲۰۱۱ تاریخهایی هستند که احتمال زیاد می رود اتفاقات و تغییرات ناگهانی در زمین روی دهد از جمله زلزله و فوران آتشفشان و نیز تسونامی امواج در اقیانوس آرام و زیر آب رفتن بسیاری از مناطق ساحلی و شهرهای ساحلی که در اطراف اقیانوسها و آبهای آزاد قرار دارند از جمله این اتفاقات هستند . همچنین وی معتقد است زلزله شدید بعدی در منطقه ای بین آلاسکا و سانفرانسیسکو اتفاق خواهد افتاد و در ماه سپتامبر خواهد بود .

لازم به ذکر است منبع گمانه زنی ها در باره حوادث ماههای پیش رو که توسط این دانشمند مطرح شده ، شبیه سازی سایت ناسا از عبور این دنباله دار می باشد که در اینترنت هم قابل مشاهده است ، با این تفاوت که ناسا تاثیرات این دنباله دار را انکار کرده ولی سایر دانشمندان آن را مرتبط با شدت یافتن  حوادث طبیعی و تغییرات در سایر سیارات  منظومه شمسی می دانند. تغییراتی در مشتری و نپتون و پلوتو و تیر و و نیز حلقه های زحل و تغییر محور گردش مشتری از جمله این تغییرات است که  ناسا هم به آن اعتراف دارد  ولی تا کنون از علت همه این تغییرات در منظومه شمسی خودداری کرده است .

 

این فیزیکدان استرالیایی با مقایسه فاصله ۲ مایل فضایی (AU) این دنباله دار با زمین در زمان زلزله ۹ ریشتری ژاپن در ۱۱ مارس امسال و نزدیکترین فاصله آن با زمین که در تاریخ ۲۶ سپتامبر تا پایان نوامبر ۲۰۱۱ که معادل ۰٫۲۳ تا ۰٫۳۸ مایل فضایی (AU) می باشد به این نتیجه رسیده است که زلزله هایی با قدرت ۱۲ تا ۱۵ درجه در مقیاس امواج درونی زمین “ریشتر” در سرتاسر  اقیانوس آرام و سایر مناطق اتفاق خواهد افتاد و به دنبال آن برخی کشورهای ناپدید خواهند شد از جمله ژاپن ، کره، نیوزیلند، چین،اندونزی ، روسیه ، سواحل غربی آمریکا ، و نیز در سایر مناطق امواج عظیم جذر و مد موجب زیر آب رفتن بسیاری از مناطق ساحلی جهان خواهند شد از جمله کشورهای شهرهای انگلیس و هلند ، ونیز و …

از نکات جالبی که این فیزیکدان استرالیایی مطرح می کند امواج صوتی شدیدی است که در هنگام عبور این دنباله دار از بین زمین و خورشید اتفاق می افتد و از آن به شیپور یا ندای جبرئیل تعبیر می کند و معتقد است  این موضوع در کتاب مقدس هم آمده است که زمانی این شیپور دوباره به صدا در می آید . وی معتقد است در این هنگام و تا زمانی که این دنباله دار از بین زمین وخورشید عبور می کند به دلیل از بین رفتن لایه مغناطیسی زمین ، ما در معرض انواع اشعه ها و پرتوهای مهلک کیهانی از جمله اشعه گاما قرار داریم و لذا می بایست در طی این مدت که ممکن است یک تا سه هفته طول بکشد تا اینکه دوباره زمین میدان مغناطیسی خود را باز یابد ، از قرار گرفتن در هوای آزاد و نور خورشید خودداری کرد ، و باید در پناهگاهی امن برای مدتی پناه گرفت و مواد غذایی و آب برای مدت شش ماه ذخیره کرد زیرا در طی این مدت هیچ محصول و دانه ای در زمین رشد نمی کند. بارش بارانهای اسیدی بر اثر انفجارهای آتشفشانی و از بین رفتن منابع آب سالم و مواد غذایی و گیاهان از جمله تاثیرات طبیعی این پدیده است .

از دیگر تاثیرات از بین میدان مغناطیسی زمین از کار افتادن ماهواره های ارتباطی و تلویزیونی و قطع جریان برق و سقوط ماهواره های مخابراتی و بالا رفتن درجه حرارت زمین بالای ۶۰ درجه سانتیگراد می باشد .

با عبور این جرم آسمانی ، احتمال بارش شهاب سنگها با اندازه های مختلف است که ممکن است موجب حوادث دیگری شود وجود دارد . همچنین خورشید گرفتگی به مدت سه روز همراه با کند شدن حرکت زمین با نزدیک شدن این دنباله دار در فاصله تقریبی ۲۶ سپتامبر و تا ۱۷ اکتبر از تاثیرات دیگر عبور این دنباله داربیان شده .

با خروج تدریجی این دنباله دار از منظومه شمسی از پایان سال ۲۰۱۱ و ژانویه سال ۲۰۱۲ این تاثیرات کم کم کاهش می یابد و از شدت زلزله ها و آتشفشانها و سیل و توفانهای شدید کاسته می شود . وی معتقد است بر خلاف آنچه گفته می شود همه این اتفاقات در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ روی خواهد داد باید بگوییم که این اتفاقات و تغییرات تا قبل از این تاریخ به وقوع پیوسته و از ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ دوره جدیدی از حیات آغاز می شود .

وی همچنین معتقد است تا قبل از ۲۶ سپتامبر و در فاصله بین ماه اگوست تا سپتامبر شاهد بالا آمدن آب و توفانهای شدید همراه با بارندگی و سیل در بسیاری از نقاط جهان خواهیم بود که همگی تحت تاثیر نزدیک شدن این دنباله دار می باشد.

اتفاق دیگری که در این دوره می افتد جابجایی قطبهای مغناطیسی  زمین است که همراه با جابجایی شدید صفحات زمین و در نهایت تغییر فیزیکی قطبهای زمین و دگرگونی چهره زمین خواهد بود . این موضوع  بارها پیش از این به وقوع پیوسته و بطور میانگین هر ۵۰۰۰ سال یکبار قطبهای مغناطیسی زمین جابجا می شوند و این تغییرات تا کنون موجب از بین رفتن تمدنهای بسیاری شده است. بسیاری از قاره ها و مناطق به زیر آب فرو رفته اند و تغییرات آب و هوایی شدید به وجود امده است  .

افزایش فعالیتهای خورشیدی و توفانهای شدید خورشیدی از جمله اتفاقاتی است دانشمندان وقوع آن را بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳  پیش بینی نموده اند و سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ اوج انفجارات خورشیدی است که بر میدان مغناطیسی زمین تاثیرات شدیدی خواهد گذاشت و به گفته دانشمندان میدان مغناطیسی زمین از هم اکنون ضعیف شده و در معرض پرتوهای خورشیدی قرار گرفته است .مرگ ناگهانی هزاران پرنده و ماهی در نقاط مختلف جهان دلیل این امر است.

وی ذوب شدن یخهای قطبی را نه به دلیل افزایش دی اکسید کربن ، بلکه به دلیل تغییر قطبهای مغناطیسی و جفرافیایی حالی و جابجایی آن از نقطه کنونی به سوی شمال مغولستان می داند که همه تحت تاثیر جاذبه و مسیر عبور این دنباله دار می باشد .

بر این اساس ،  فیزیکدان استرالیایی معتقد است که سیاره ایکس ، النین ، نیبیرو و یا دنباله دار C2010 X1   تنها یک دنباله دار عادی تشکیل شده از گرد و غبار و یخ نیست بلکه یک کوتوله قهوه ای (Brown Dwarf) با جرم اتمی بالا و جاذبه شدید است که در زمان چرخش خورشید به دور خود و فشرده شدن آن از خورشید جدا شده  و منظومه دیگری را برای خود تشکیل داده و در حقیقت کوتوله قهوه ای که اسامی مختلفی به آن اطلاق می شود ، خورشید دوم منظومه شمسی است که به صورت یک ستاره دوقلوی خورشید هر ۳۶۰۰ سال یکبار به دور یکدیگر چرخش دارند و این موضوع در کتیبه های سومریان  و مایاها و تقریبا در همه ادیان و فرهنگهای پیشین شرق و غرب جهان آمده است و با نزدیک شده این ستاره به زمین و ظهور آن در آسمان که در این هنگام به خاطر پرتوهای خورشیدی به رنگ سرخ دیده می شود و از آن به عنوان خورشید دوم یاد می کنند ، موجب تغییرات ناگهانی در آب و هوای زمین و دگرگون شدن چهره زمین و از بین رفتن تعداد زیادی از مردم در اثر حوادث طبیعی خواهد شد .

وی معتقد است که برخورد یکی از سیارات و یا اقمار این منظومه به سیاره ای که بین مریخ و مشتری قرار داشته در چند هزار سال قبل موجب متلاشی شدن آن و ایجاد کمربندی از سیارکهای خرد و شهاب سنگها شده و احتمال برخورد این ستاره خاموش و یا یکی از سیاره های اطراف آن با زمین وجود دارد خصوصا اینکه این بار با فاصله نزدیکی از زمین عبور می کند .

 

چرا ناسا این موضوع را از ما مخفی می کند؟ دلیل آن واضح است و به خاطر اینکه با تشریح جزئیات این موضوع وحشت عمومی کل جهان را فرا خواهد گرفت  و زندگی عادی مردم فلج شده و اقتصاد جهانی سقوط خواهد کرد و در ثانی اعلام چنین واقعه ای مسئولیت ناسا و دولتها را برای حفظ جان مردم به دنبال دارد در حالیکه عملا چنین اقدامی غیر ممکن است و نجات جان همه انسانها از این حوادث طبیعی که پیش بینی می شود تا دو سوم مردم جهان را به کام مرگ فرو ببرد امری محال است. هر چند ناسا تاثیر دنباله دار C2010 X1 را بر زمین انکار می کند اما از سویی دیگر تغییر قطبهای مغناطیسی زمین را طی سال جاری و سال ۲۰۱۲ قویا تایید کرده و معتقد است چنین اتفاقی در حال روی دادن است ولی در عین حال از بیان علت تغییر قطبهای مغناطیسی زمین خودداری می کند وآن را موضوعی طبیعی که هر ۵ هزار سال یکبار اتفاق می افتد بیان می کند.

آیا کشورها مختلف برای مقابله با این حوادث کاری انجام داده اند ؟ وی معتقد است بسیاری از کشورها برای این تاریخ خود را آماده کرده اند در روسیه و چین وآمریکاو انگلیس پناهگاههایی برای اسکان افرادی خاص ساخته شده پناهگاههایی که در برابر زلزله و آتشفشان و تسونامی و سایر حوادث طبیعی مقاوم هستند و نیز نروژ بانکی از دانه های گیاهی سراسر جهان را در دل کوه ساخته است ، روسیه پناهگاهی در عمق زمین برای بیش از ۵۰۰۰ بمب اتم ساخته و چین در بخشهایی از صحراهای غیر مسکونی خود شهرهایی را ساخته که هنوز کسی در آن سکونت ندارد و گفته می شود برای حوادث سالهای منتهی به ۲۰۱۲ و پس از آن ساخته شده زیرا شهرهای بزرگ چین از جمله پکن و شانگهای نیز در زلزله های آینده تخریب و یا به زیر آب فرو خواهند رفت .و آمریکا نیز در مناطق مرتفع و در چندین نقطه مختلف پناهگاههایی برای انسانها و نیز مزارع زیر زمینی برای حیوانات و انبارهای ذخیره مواد غذایی ساخته و به اتمام رسانده است .

این فیزیکدان استرالیایی همچنین معتقد است ساخت فیلمهای هالیوودی در باره حوادث سال ۲۰۱۲ در حقیقت نوعی برنامه ریزی برای آگاه کردن تدریجی مردم در قالب نمایش فیلم های تخیلی و آماده کردن ذهن مردم برای پذیرش مرگ عده زیادی در این تاریخ است.

به هر حال باید صبر کرد و دید پیش بینی های این فیزیکدان تا چه حد صحیح است و آیا در ماههای آینده اتفاقاتی که با عبور این دنباله دار پیش بینی شده خواهد افتاد یا خیر؟

منبع: یوتیوب

http://www.youtube.com/watch?v=scZAOQNopok

منبع :     http://www.saramomeni.blogfa.com

آیا قاره ی گمشده ی آتلانتیس در قطب جنوب واقع شده است ؟

آیا قاره ی گمشده ی آتلانتیس در قطب جنوب واقع شده است ؟

( قسمت اول )

اگر در گذشته یک تمدن پیشرفته در روی زمین وجود داشته حال سوال این است که چه بر سر آن آمده است .

آنچه از گذشته نقل شده مربوط به فیلسوف شهیر یونانی افلاطون می باشد که از یک تمدن پیشرفته سخن به میان آورده  که در نهایت نابود شده است .آنگونه که نقل شده  آتلانتیس یک امپراطوری بزرگ بوده با دانشمندان ومحققان بسیار که در بسیاری از جهات از نظر علمی از حال حاضر ما پیشرفته تر بوده اند که حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش بوسیله ی سیل ها و زلزله های عظیم نابود شده و باز ماندگان آن در سرتاسر کره خاکی پراکنده شده اند .

برای قرن ها افراد به دنبال سرزمینی که با توصیفات افلاطون همخوانی داشته باشد کره خاکی را برای یافتن آتلانتیس جستجو کرده اند با این حال نشانی از آن تاکنون پیدا نشده .برخی معتقدند که آن سرزمین در آبهای اقیانوس اطلس به زیر آب رفته و برخی علت نابودی آن را فعالیتهای آتشفشانی در منطقه دریای مدیترانه می دانند .

اما رند فلماس (Rand Flem-Ath ) یکی از نویسندگان  کتاب وقتی آسمان فرو افتاد (When the sky fell )

و محقق در اینگونه زمینه ها معتقد است که آتلانتیس در قطب جنوب و زیر ۳۶۰۰ متر یخ واقع شده است. او می گوید که جستجو برای آتلاتیس امروزه به دو منطقه محدود شده  , یکی دریای مدیترانه و دیگری آتلانتیک شمالی اما آنچه که در مورد آتلانتیس گفته شده این است که آتلانتیس توسط  یک اقیانوس احاطه شده بوده و حال ما می فهمیم در حال حاضر فقط یک اقیانوس داریم و آن اقیانوس جهانی است و در مرکز این اقیانوس آتلانتیس واقع شده بوده (تصویر زیر ) .

https://i1.wp.com/up6.iranblog.com/files/4ebbb.jpg

امروزه آنتراکتیکا (قطب جنوب ) یک سرزمین پوشیده از یخ است که جمعیتی نیز در آن ساکن نیست .با توجه به نظر زمین شناسان این ناحیه برای ۲ میلیون سال پوشیده از یخ بوده اما سوال اینجاست که چگونه تمدنی می توانسته در آن وجود داشته باشد که ۱۲۰۰۰ سال بیشتر قدمت ندارد .

جواب این سوال را شاید می توان در برخی اکتشافات شگفت آور در سیبری یافت !

در سال ۱۹۷۷ یک راننده بولدوزر در سیبری  در محل کارش متوجه بلوک یخ آمیخته با گلی شد که در درون آن جسمی سیاه رنگ خود نمائی می نمود با بررسی های بیشتر و کنده کاری ها جسد یک بچه ماموت که بسیار سالم مانده بود  از داخل بلوک یخی خارج شد .

سوال آنجاست که در قسمت شمالی سیبری که تقریبا یک ناحیه مرگ محسوب می شود چگونه اجساد حیواناتی مانند ماموت ها و سایر جاندران  و کشف می شود. نکته قابل توجه دیگر اینکه که به علت شرایط آب وهوایی آن منطقه نه تنها جسد حیوانات حفظ می شود بلکه محتویات شکم آنها نیز سالم می ماند ولی شگفت آور آن است که در داخل معده این حیوانات گیاهان مخصوص مناطق گرمسیری یافت شده .

تنها تئوری که این مسئله را توجیه می نماید  تئوری پروفسور هاپ گود (دهه ۵۰ میلادی )  در مورد حرکت سریع و یکپارچه پوسته ی زمین در یک جهت می باشد و این اتفاق طبق برآورد ها حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش رخ داده  و پوسته زمین حدود ۳۲۰۰ کیلومتر جابجا شده است . به این صورت کل آنتراکتیکا (آتلاتیس ) به  ناحیه قطب جنوب منتقل شده و ناحیه آمریکای شمالی از قطب شمال به محل کنونی خود منتقل شده است و ما شاهد تشکیل یخ در جنوب و ذوب یخ  در شمال بوده ایم  .

قبل از جابجایی

https://i0.wp.com/up6.iranblog.com/files/1csi.jpg

بعد از جابجایی

https://i0.wp.com/up6.iranblog.com/files/f1yi.jpg

پروفوسور هپ گود یک زمین شناس نیست بلکه وی در زمینه ی تاریخ علم تحصیل کرده است . نوع کار او موجب شده بود تا دوران های رنسانس در دوران باستان و نقشه های آن دوران ها را بررسی نماید . او در تحقیقاتش متوجه جابجایی قسمت قطب جنوب در نقشه های متفاوت گشت چون در برخی از نقشه ها قطب جنوب بالاتر از چیزی که امروز بوده ترسیم شده بود . لازم به ذکر است قطب جنوب به صورت رسمی تا سال ۱۸۲۰ کشف نشده بود . نقشه هایی که او در اختیار داشت در اصل کپی از نقشه های پیشین بود که برخی از آنها قدمت بسیار زیادی داشتند . در اصل آنطور که او گمانه زد این نقشه ها از یک سورس اولیه مربوط به یک تمدن پیشرفته کپی شده بوده اند و در طول تاریخ این کار بارها تکرار شده بود .

آنچه گفته شده  این است که آنتراکتیکا در اواخر عصر یخبندان گذشته کاملا پوشیده از یخ نبوده و طبق نظر هپ گود این ناحیه درمدار ۳۰ درجه جنوبی قرار داشته است .

وقتی پروفسور هپ گود این تئوری را در آن زمان مطرح نمود تا مدتها با سکوت جامعه علمی مواجه گردید تا اینکه آلبرت انیشتین بر تئوری و امکان وقوع آن صحه گذاشت و اضافه کرد که این اتفاق در طول تاریخ بارها رخ داده است . این تئوری با تئوری حرکات تکنونیکی زمین و حرکت قاره ها بواسطه ی آن تا حدودی همخوانی دارد . اماچگونه این اتفاق حادث شده است .

تئوری که موجود است این را می گوید که با تجمیع یخ در اواخر عصر یخ بندان در قطب شمال و ارتفاع گرفتن آن به اندازه ی ۳۶۰۰ متر و با توجه به کروی بودن زمین  این حجم عظیم یخ با وزن زیاد باعث بر هم خوردن تعادل صفحات شده که در نتیجه ی وزن یخها پوسته به صورت یکپارچه به حرکت در می آمده .

https://i2.wp.com/up6.iranblog.com/files/7ewe.jpg

https://i1.wp.com/up6.iranblog.com/files/a0rf.jpg

شاید این تئوری داستان نابودی آتلاتیس را از نگاهی دیگر بررسی کرده باشد ولی همچنان این امر برای کنجکاوان این کره ی خاکی به صورت یک راز باقی مانده است .

منبع :

http://www.skrause.org/writing/papers/hapgood_and_ecd.shtml

مستند Forbidden archeology

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از پدرام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: