روزها و شب های علم(تمدنهاي روزگاران پيش از نوح)


ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌/ ب‍ه‌ق‍ل‍م‌ ت‍ام‍س‌ ان‍درو.م‍ت‍رج‍م‌ اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ ق‍ه‍رم‍ان‍ی‌پ‍ور (ش‍م‍س‌ خ‍وی‌)

فصل اول

روزها و شب های علم

دنیا به صورت یک مربع است، از یک طرف از ایبریا«اسپانیا» شروع و به هندوستان ختم می شود و از طرف دیگر از آفریقا شروع و به سایشیا(روسیه) ختم می گردد.

چهار ضلع آن را کوه ها تشکیل می دهند، که گنبد آسمان روی لبه آنتکیه دارد.زمین چیزی نیست جز یک صندوق بزرگ که تمامی دریاها و سرزمین های شناخته شده توسط بشر در کف آن قرار دارند.

آسمان در پوش این صندوق است و کوه ها، دیواره های جانبی آن.این تصویر کودکانه حاصل نقشه برداری دانشمند و کاشف
اهل رم به نام«کازماس ایندیکوپلیوستس» در قرن ششم میلادی است.اما هزار سال قبل از کتاب کازماس، اندیشمندان برداشت
های به مراتب دقیق تری در مورد شکل زمین داشتند.فیثاغورث(قرن ششم قبل از میلاد) در مدرسه خود درشهرکروتونا  به شاگردان خود می آموخت که زمین به صورت کروی است.

اریستارخوس اهل ساموس(قرن سوم قبل از میلاد) استنباط نمود که زمین به دور خورشید می چرخد.
«اراتوستنس» رئیس کتابخانه اسکندریه (قرن سوم قبل از میلاد) محیط دایره بزرگ سیاره ما را محاسبه کرد.

عجیب است که مردمان کهن آگاهی های علمی دقیقتر و صحیح تری از مردمان متأخر ابراز می کردند.

تا قبل از نیمه دوم قرن نوزدهم دانشمندان و روحانیان مغرب قدیمی براهما.روز براهما را که همان عمر کاینات باشد، به میزان ۴۳۲۰ میلیون سال برآورد نموده اند.این رقم به ۴۶۰۰ میلیون سال که منجمین امروزی ما محاسبه کرده اند. نزدیکتر است.

البته واضح است که راه دانش پرفراز و نشیب بوده است.دانش، خود را از میان تاریکی های قرون وسطی بیرون کشید و به دوران رنسانس قدم نهاد.

دانشمندان با مطالعه منابع علوم کهن حقایقی را باز یافتند که مردمان بابل، مصر باستان، ایرانی ها، هندوها و یونانیان قرنها پیش از آنان باخبر بود و از آن دانش استفاده میکرده اند.این گونه نشیب و فرازها را میتوان تا هفت یا هشت هزار سال قبل پی گیری نمود و آن را خط مقدم تاریخ نامید.

به وضوح میتوان دلیل روزها و شبهای دانش را دریافت که در اثر تغییرات در نحوه اعتقادات، سیستم های سیاسی یا اقتصادی و یا محکومیت و زیر فشار گذاشتن متفکرین توسط ناآگاهان و متعصبان جوامع بشری بوده است.

به هر حال نمیتوان موجودیت علوم و دانش را در ایام کهن، به سادگی رد کرد، مگر اینکه ساده لوحانه مهارت های فنی و علوم آن عصرها را دست کم بگیریم که در چنین حالتی مقدار زیادی معما و پرسش های بدون پاسخ باقی می ماند که نیاز به بررسی و ارزیابی مجدد تاریخ علوم بشری خواهد داشت.ارائه و مد نظر قرار دادن این گونه معماها یکی از اهداف عمده این کتاب است.

http://strangemaps.files.wordpress.com/2007/07/1.jpg

در سال ۱۶۰۰ میلادی یک راهب پیرو دامینیک مقدس به نام«جایوردانو»، برونو را محکوم به مکتب رافضی و محارب با خدا نمود.

و او را در «پیازادل فایور» شهر رم زنده زنده در آتش سوزاندند.

دلیل این محکومیت این بود که او در یکی از کتابهایش نوشته بود تعداد بی شماری خورشید در کاینات وجود دارد که در اطراف اکثر آنها سیاراتی در حال چرخش هستند، و بعضی از این سیارات ممکن دارای موجودات ذی شعوری باشند.

ژرف نگری روشن بینانه«برونو» با وجود اینکه حدود چهارصد سال از مردمان همعصر خود جلوتر بود، اما در واقع دنبالۀ افکار فیلسوفان یونان باستان به شمار میرفت که حدود دوهزار سال قبل از او به امکان حیات در دنیاهای دیگر باور داشتند.

آناکسیمنس» به اسکندر گفت: «تو فقط توانستی یک دنیا را فتح کنی، در صورتی که دنیاهای بی شماری در کاینات پراکنده اند» و با این گفته اسکندر را مأیوس نمود.

سه قرن قبل از میلاد نیز «مترودوس» باور نداشت که کره زمین ما تنها سیاره مسکونی در عالم باشد.آناکساگوراس» (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز کتابی در باره سایر سیارات کاینات نوشته بود.قبل از «دکارت» و «لایبنیتز» اروپاییان چیزی در مورد رقم میلیونی نه می دانستند و نه شنیده بودند، اما هندوها، بابلی ها و مصریان باستان با استفاده از حروف هیروگلیف رقم میلیون را ثبت کرده بودند.

مصریان باستان برای نشان دادن رقم میلیون از یک مرد ایستاده با دستهای به هوا بلند شده استفاده می کردند.ضمناً ما از نظرعلوم و ریاضیات خیلی مدیون هندوهایباستان هستیم.

زیرا مهم ترین و در عین حال کم ارزش ترین رقم یعنی صفر را به ما ارزانی داشته اند.اکثر شهر های قرون وسطایی کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان و سایر نقاط توسط مردمان آن عصر بدون در دست داشتن هیچگونه طرح و نقشه ای، به صورت دلخواه
ساخته شده بود. خیابانها باریک، غیر منتظم و فاقد سیستم فاضلاب بود.لذا به دلیل فقدان شرایط بهداشتی، امراض اپیدمی این گونه شهرها را به انهدام کشانید.

اما در حدود ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد شهر های موهنجودارو» و «هاراپادو» محلی که امروزه پاکستان نامیده میشود.

دارای چنان  طرحهای عالی و پیشرفته بودند که شهر هایی چون پاریس و واشنگتن امروزی دارا هستند.

در آن شهرها از منابع آب سالم، سیستم فاضلاب بهداشتی وسیستم کانالی تخلیه زباله منازل استفاده میکردند.

علاوه بر استخرهای آب تنی عمومی، بعضی از منازل دارای حمام  خصوصی بود.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/harappa2.jpg?w=300

https://i0.wp.com/img2.photographersdirect.com/img/16797/wm/pd1324298.jpg

(لوله كشي آب در چند هزار سال پيش در هند)

اجازه دهید اشاره نمایم که تا اواخر قرن گذشته حمام در اروپا و آمریکا حالت اشرافی داشت و فقط  اغنیا میتوانستد از آن برخوردار شوند.قبل از نیمه دوم قرن شانزهم اروپائیان، روی میزهای خود قاشق و چنگال نداشتند و فقط از کارد و انگشتان خود استفاده میکردند.اما مردم آمریکای مرکزی هزار سال قبل از هجوم «کرتس» به آن  مناطق از قاشق و چنگال استفاده میکردند.

در حقیقت پیش از آنان مصریان باستان در سال ۳۰۰۰ قبل از میلاد این وسایل را کار میبرند.

این جزئیات تاریخی مایه شرمندگی اروپاییان است.

موقعی که فاتحین اروپایی سرزمین آزتکها را مورد تاخت و تاز قرار دادند، مردم آنجا در عصر  طلایی خود به سر میبردند.
در وافع امپراتور آنها «ماکته زوما» روی طلا راه می رفت و پاشنه کفشهای صندل او از نوعی طلای نرم درست شده بود.

همچنین عصر طلایی دیگری قبل از هجوم اسپانیایی ها در سرزمین اینکاها وجود داشت.

درهای عظیم معبد «پاکاماک» در نزدیکی شهر لیمای فعلی به وسیله چفت و بست های طلایی کلید شده بود که وقتی آنها را از درها کندند بیش از یک تن وزن داشت.

یک عصر نقره ای نیز در ایام «پیزارو» در کشور پرو وجود داشت و آن اینکه سربازان تحت امر او نعل اسبهایشان را از نقره درست میکردند.

برای اینکه نشان دهیم گسترش اروپا چگونه به قیمت از بین رفتن  اقوام عصر طلایی آمریکا گردید، اجازه دهید ذخایر طلای ملل اروپا را در سال ۱۴۹۲ یعنی سالی که کریستف کلمب رو به سوی سرزمین های جدید بادبان برافراشت مورد ارزیابی قرار دهیم.

مجموع طلای موجود در اروپا در آن زمان فقط نود تن بود، اما  فقط در عرض یکصد سال بعد از غارت امپراتوری های مکزیک و پرو، این مقدار هشت برابر گردید!عصر طلایی دیگری که اهمیت آن از نظر علم و دانش  بسیار است،  عصری است که علوم و دانش امروز دنیا مدیون متفکرینی از پرو، مکزیک، هندوستان، ایران، مصر، بابل، چین و یونان است.

علومی که امروزه داریم بیشتر بازتاب و تکمیل شده  فرضیه های دانشمندان کهن است این مطلب نشانگر آن است که دنیا به مراتب کهن تر و گسترده تر از آن است که  تا چند نسل قبل تصور میکردند.اما تنها از صدو پنچاه سال گذشته مرزهای فضا و زمان، کاینات را به گذشته های دور و دورتر برده اند.در طول فراز و نشیب هایی که دانش طی قرون، سر کرده یک
حقیقت اعجاب برانگیز واضح شده است و آن اینکه دانش و اطلاعاتی که پیشینیان ما کسب کرده اند بدون استفاده از ابزار و  
وسایل دقیق امکان پذیر نبوده است و به شواهدی که نشان بدهد دانش کسب شده انگار یک باره از زمین سبز شده است، بایدشک کرد و البته این مسایل نیاز به یک بررسی بی طرفانه دارد.بزرگترین مانع که یک تاریخ شناس با آن مواجه است، کمبودیا فقدان شواهد و مدارک مورد نیاز است.اگر تندروهای جاهل در طول تاریخ کتابخانه ها را آتش نمی زدند،
اکنون کتابهای تاریخ ما صفحات افتاده نداشت و حقایق بسیاری از گذشته ها و پیشینیان برما ظاهر میشد.

ابتدا اجازه دهید چگونگی این ویران کردن و از بین بردن مدارک فرهنگی را مورد بررسی قرار دهیم.

کتابخانه مشهور «پیزستراتوس» شهر آتن در (قرن ششم قبل از میلاد) غارت شد.

خوشبختانه اشعار هومر که توسط «ادیب» پادشاه یونان ویراستاری شده بود، به شکل معجزه آسایی نجات یافت و حفظ گردید.

https://i0.wp.com/historymech.bravehost.com/mapy/r01civilizations.GIF

کتابهای کتابخانه معبد «پتاه» در شهر «ممفیس» که روی برگ های پاپیروس نوشته شده بود، بکلی از بین رفتند.

کتابخانه «پرگاموس» در آسیای صغیر (ترکیه فعلی) که دارای بیش از ۰۰۰/۲۰۰ جلد کتاب بود، به همان سرنوشت شوم گرفتار شد.

شهر «کارتاژ» که در سال ۱۴۶ قبل از میلاد توسط قوای رم به آتش کشیده شده بود و به  مدت ۱۷ روز در آتش می سوخت، گفته
می شود دارای کتابخانه ای بود که نیم میلیون جلد کتاب داشت.اما بزرگترین ضربه به تاریخ سوزاند کتابخان مشهور اسنکندریه مصر در لشگر کشی جلویوس سزار بود که حاوی۰۰۰/۷۰۰ طوماربی نظیر بود که تماماً سوخت و از بین رفت.

کتابخانه «براچیون» دارای ۰۰۰/۴۰۰ جلد و «سیراپیوم» ۰۰۰/۳۰۰  جلد بوده است.

مجموعه ای کامل ۱۲۰ جلدی در مورد نویسندگان و محققین آن عصر با بیوگرافی مختصری برای هر یک در آن کتابخانه وجود داشت.کتابخانه اسکندریه یک دانشگاه و یک مرکز پژوهشی نیز داشته است.

دانشگاه دارای دانشکده های پزشکی، ریاضیات، ستاره شناسی، ادبیات و سایر علوم بوده است.یک آزمایشگاه ویژه علم شیمی «کیمیا»، یک رصد خانه برای تحقیقات ستاره شناسی، یک سالن تشریح کالبد شکافی  و عملی جراحی، یک باغ گیاه شناسی و جانور شناسی اندکی از امکانات آن دانشگاه بوده است که ۱۴۰۰۰ دانشجو درآن مشغول فراگیری علوم و پایه گذاری علوم امروزی بوده اند.

آن فاتح رومی همچنین مسئول از بین بردن هزاران طومار کتابخانه کالج«بیبراکتیس درویید» که در شهر آتون فرانسه امروزی میباشد، بوده است.در آنجا مطالعات و تحقیقات بی شماری در مورد فلسفه، پزشکی، ستاره شناسی و سایر علوم به عمل می آمده است.سرنوشت کتابخانه ها در کشورهای آسیایی از این هم بدتر بوده است.

مثلاً «تسین شی هوانگ – تی»، امپراتور چین در سال ۲۱۳ قبل از میلاد طی فرمانی کتابهای بی نظیری را به آتش کشید.

و یا کتابخانه عظیم و مشهور جندی شاپور که مانند کتابخانه اسکندریه دارای دانشگاه بزرگ و معتبری بوده و هزاران دانشجو در
آن مشغول تتبع بوده اند، در آتش جهالت مهاجمین عرب سوخت، که بدین طریق صدها هزار کتاب بی نظیر آن از بین رفت.

بین زمان حال با گذشته های دور خلایی موجود است که گاهی در اینجا و آنجا با لوحه های گلی و سنگی، طومارهای  پوست آهو، مجسمه ها، نقاشی ها، مصنوعات ساخت دست هنرمندان و صنعتگران پر می شود.

اما اگر آن کتابخانه ها سالم باقی مانده بودند، بی شک تاریخ علم، امروزه چهره دیگری می داشت.

از بین رفتن مدارک بی نظیر در عصر حاضر نیز روی داده است.مثلاً زمانی در حرمسرای آمپراتوری اوتامان (عثمانی) آتش سوزی
روی داد، منشی جوان سفارتخانه فرانسه که شاهد ماجرا بوده، مینویسد که اوباشان از شلوغی صحنه و آتش سوزی کاخ استفاده
کردند و چباول گلدانها، پرده ها و سایر اشیاء گرانبها شده اند.

منشی سفارت خانه مردی را می بیند که یک جلد قطورکتاب تایتولی ویوس» تاریخ رم باستان را که گمان می رفت از بین رفته و
نسخه ای از آن در دنیا وجود ندارد، با خود می برد.وی بلافاصله جلو آن ترک را میگیرد و پیشنهاد خرید آن کتاب بی نظیر
را با پول آن زمان به مبلغ گزافی می نماید، از بخت بد غیر از چند سکه، پول زیادی در کیف خود به همراه نداشت، لذا به آن شخص پیشنهاد می نماید به همراه او تا محل اقامتش بیاید، و در آنجا مبلغ رادریافت کند.

آن شخص نیز پیشنهاد را میپذیرد.اما قبل این که آن دو یکدیگر را بشناسند با هجوم مشتی اوباش از
هم دور می افتند و یکدیگر را گم میکنند.بدین طریق یک سند مهم گم میشود که تاکنون نیز پیدا نشده است.گاهی اوقات کشف غیر منتظره ای روی مدهد که بعضی از فواصل خالی تاریخ را پر می کند.

مثلاً حدود صدوپنجاه سال پیش، «شمپولیون»، مصر شناس مشهور فرانسه از موزه تونس دیدن کرد، بر حسب تصادف صندوقی را که حاوی پاپیروس بود در گوشه ای انبار آنجا پیدا کرد.

او از متصدی آنجا می پرسد:«داخل این چیست؟»متصدی پاسخ میدهد:«قربان چیز مهمی نیست، فقط مقداری زباله و
آشغال است.»شمپیولیون که از این پاسخ قانع نشده بود، با حوصله تمام مینشیند،قطعات تکه و پاره پاپیروس ها را در کنار هم میچیند که در نتیجه معلوم میشود آن آشغال ها تاریخ منحصر به فرد مصر باستان میباشد که لیست کامل فراعنه مصر و طول حکومت هر سلسله به دقت در آن ثبت شده است. کشف بزرگی بود!

اکنون میتوان پی برد اگر این قبیل مدارک و اسناد و کتابها کشف  بشوند، چه میزان دید ما نسبت بته گذشته ها، تحول پیدا میکند، به شرطی که در سطل زباله گذاشته بشوند!

یافته های شورانگیز از طریق«بحر میت» این حقیقت را روشن ساخت، که نسخه قدیمی انجیل (قرن دوم بعد از میلاد) به طور معقولی با نسخه خطی و رونویسی انجیل (قرن دهم میلادی) وفق میدهد.این یافته هم از نظر تاریخی و هم از نظر مذهبی خیلی اهمیت داشت.

ضمناً افتخار این کشف تاریخی و مهم نصیب یک چوپان عرب بدوی شد که روزی در پی یافتن بز گمشدۀ خود وارد غاری شد و این نسخه های انجیل را داخل خمره هایی که در گوشه های از غار پنهان شده بود، یافت.

در سال ۱۵۴۹ میلادی یک راهب متعصب و جوان اسپانیایی به نام«دایه گو دولندا» مجموعه بزرگی از قوانین قوم مایا را در کتابخانه مکزیک پیدا نمود.

او در یادداشت های خود چنین نوشته است:ما همه آنها را آتش زدیم زیرا غیر از موهومات و شرح ماشین آلات عجیب و غریب شیاطین چیزی نداشتند.

او از کجا میتوانست با دانش اندک خود بفهمد که آن کتابها در باره چه چیز است؟

چرا که امروزه با این همه دانشمند و کامپییوتر شناس، هنوز  رمز سه عدد از کتابهای مایاها کشف نشده باقی مانده اند!

وقتی «دولندا» مسن تر شد و به مقام اسقفی رسید متوجه شد که چه جرم غیر قابل جبران و وحشیانه ای را مرتکب شده است.

تلاش زیادی به عمل آورد بلکه نسخه های دیگری از کتابهای مایاها راپیدا نماید، ولی موفق نشد.

او مطالب زیادی در باره فرهنگ مایاها نوشت.

طبق افسانه ای گویا تعداد پنجاده و دو عدد لوح زرین وجود دارد که  تاریخ اقوام آمریکای مرکزی در آن ثبت شده است که توسط کاهنان آزتک قبل از هجوم اروپایی ها به «تنوکتیتلن» داخل معبدی دفن شده است.

اگر یکصد سال قبل کسی از کتابدار کتابخانه مادرید اسپانیا کتاب اولین وقایع جدید و دولت خوب» را می خواست که در تاریخ۱۵۶۵ به قلم«فلیپ هومن پوما دوایالا» نوشته شده بود، کتاب دار به شدت متعجب می شد.

زیرا نه کتابدار کتابخانه مادرید و نه هیچ دانشمند دیگر دنیا در آن زمان چیزی در باره تاریخ اینکاها نمی دانست.

نسخه های خطی ان کتاب قرنها به صورت گمنام در جاهای مختلف کتابخانه سلطنتی در پنهاک خاک می خوردند، با این که در سال ۱۹۰۸کشف گردیدند.

این کتاب بی نظیر برای اولی بار در سال ۱۹۲۷ چاپ و منتشرشد و اکنون گل سر سبد کتابخانه های معتبر دنیاست.

این سرگذشت تنها یک کتاب از آن همه کتاب است.هم اکنون چه تعداد از این کتابهای منحصر به فرد و در چه مکانی
خاک می خورند که کسی از وجودشان مطلع نیست؟

تا زمانی که این گونه اسناد مربوط به دوران های گذشته پیدا نشده اند، نمی توان تصویر واقعی از گذشته های دور به ذهن آورد.

اما ناگزیر از کتب مذهبی و همچنین از آثار نویسندگان یونان و رم باستان که سالم باقی مانده اند و یا ازداستان های افسانه ای و
فولکور و باورهای مردم که نشان دهنده فرهنگ و اندیشه های پیشینیان به شکل تمثیل و حکایات و ضرب المثل است، با جدا نمودنرخدادهای واقعی از افسانه ها، می توان استفاده نمود.

با جدا نمودن رخدادهای واقعی از افسانه ها، می توان تصویر معقولتری از  رویدادهای گذشته و امکانات مردمان آن دوران به دست آورد.دانشمندان هوشیار قرن نوزدهم نتوانستند محل دقیق و جغرافیای شهر«اور» را که طبق گفته انجیل، حضرت ابراهیم از آنجا آمده است، معلوم نمایند.

تا این که تعدای از تاریخ شناسان اخیر کتاب انجیل را به عنوان یک منبع تاریخی و جغرافیای موثق جدید گرفتند،و بلاخره«سر لیوناردو وای»، شهر باستانی«اور» را در بین النهرین «عراق» پیدا نمود.تا یکصد سال قبل هیچ دانشمندی داستان ایلیاد یا «اودیسیه هومر» را به عنون یک منبع موفق تاریخی جدی نمیگرفت.

اما «هاینریخ شلمن» به آن ارج نهاد و شهر افسانه ای تروا را کشف نمود.سپس مسیر برگشت«اودی سیوس» را به زداگاهش ردیابی نمود،و به خیال یافتن غنایمی که احتمالاً او با خود از تروا آورده بود، قبر او را شکافت.

زیرا در ایلیاد خوانده بود که «اودیسه» از جامی استفاده می کرده که دارای نقش برجسته کبوتران بوده است.

او بعد از کمی خاکبرداری همان جام ۳۶۰۰ ساله را در کف قبر پیدا نمود.بنابر این می توان افسانه ها را به عنوان سرگرمی مورد مطالعه قرارداد و  رویدادهای واقعی تاریخی را به دست آورد.

برای مثال افسانه الهه گندم «دیمیتر» را در نظر می گیریم که در یک دست داس و در دست دیگر خوشه های گندم را به مردم یونان باستان نشان می دهد.

در حالی که قبل از آن تاریخ مردم یونان فقط لوبیا، خشخاش و ذرت رامی شناختند، و از گندم اطلاعی نداشتند.
طبق آن افسانه، الهه گندم نحوه کشت و برداشت و پخت نان از آرد را به شخصی به «تریپتولموس» آموزش می دهد و او نیز سراسرخاک یونان را و آن را به مردم یاد داده بود.

افسانه زاده شدن زئوس در کرت این اندیشه را تقویت می کند که فرهنگ یونان باستان از این جزیره نشأت گرفته است.

جالب است بدانیم که خود یونانیان اطلاعی از تمدن پیشرفته مینوعان در جزیره کرت ندارند و نمیدانند که غیر از مقداری افسانه اطلاعات و تجربیات زیادی از «مینوعان» به آنان  رسیده است.بدین ترتیب میتوانیم باور کنیم که فولکورها وقایع تاریخی را در لابلای داستانهای جذاب خود پنهان نموده اند.

تا ۱۹۵۲ که «مایل ونتریس» اسناد خطی  کرت باستان را کشف رمز نکرده بود کسی افسانه زئوس را جدی نمیگرفت.

افلاطون در دیالوگ خود اشاره به یک منبع باستانی برای زبان یونانی میکند.

طبیعی است هیچکدام از همعصران او چیزی در مورد آن منبع و نوع آن زبان محاوره ای گمشده نشنیده بودن،
اما در اواخر قرن  ۱۹ یک نسخه خطی باستانی پیدا شد که وقتی دردهه پنجاه قرن بیستم کشف رمز شد،مشخص گردید که مربوط بههمان  زبان اولیه و منبع زبان یونان باستان است.
با این حساب آیا ما حق داریم به مطالب نوشته شده نویسندگان باستانی شک نماییم مگر آن که ثابت شود که غلط هستند؟
«افلاطون» در کتاب خود به «کریشیا» داستان مردی به نام«سولون» را مطرح میکند  که کاهنان معبد سأیس مصر در سال
۵۵۰ قبل از میلاد به او اعتقاد داشته، و او را منبع موثق و الهام دهنده خود میدانستند.

همچنین در قسمت دیگری اشاره میکند که طبق گفته حکمای مصری ۹۰۰۰ سال قبل از آن ایام سرزمین یونان پوشیده از
یک لایه خاک حاصل خیز بوده است،
در صورتی  که در دوران آنان از آن خاک حاصل خیز اثری باقی نمانده و همگی شسته شده و از بین رفته و تنها  در بعضی ازقسمتها لایه هایی باقی مانده بود.

اکنون پی میبریم که آن اطلاعات از نظر علمی صحیح بوده است.زیرا بر مبنای موازین علمی ثابت شده که چند هزار سال قبل خاک یونان حاصلیخیز بوده  است.

در دوران های بسیار  قدیم سرزمین یونان و حتی صحرای شمال آفریقا جلگه وسیعی بوده که رستنی های فراوانی در آن می روییده،و این امر نتیجه تغییرات دوره ای در آب و هوای دریای مدیترانه است.

اما نکته اصلی در اینجاست که افلاطون، سولون و یا کاهنان معبد سأیس مصر از کجا به این تغییرات دوره ای چندین هزار ساله و
فرسایش خاک یونان پی برده بودند؟
شاید اسناد  دقیقی از رویداها را طول ۱۰۰۰۰ سال در اختیار داشته وآن را حفظ کرده بودند.

پلوتارک در قرن اول میلادی در تشریح سرزمین های شمالی سایشیا
روسیه صحبت از یک شب آنجا مینماید که شش ماه طول داشته و بی وقفه برف می باریده است.

او خاطر نشان کرده که این امر کاملاً غیر قابل باور است، اما این  تشریح او از شب زمستان قطبی به طور تعجب آوری درست و
دقیق است.

پلوتارک همچنین از ناوگان فنیقی صحبت میکند که در اجاره و خدمت فرعون «نخو» بوده است.

طبق گفته او آن « کشتی ها از دریای سرخ وارد اقیانون هند شده و  دور قاره آفریقا را از طریق دماغه امیدنیک  طی و از تنگه جبل الطارق عبور کرده اند.

این سفر دریایی دو سال طول می کشیده است.پلوتارک می افزاید:آنها ادعا میکنند که وقتی در مسیر غربی حرکت میکردند و
دوانتهای  شرقی آفریقا را میگشتند، خورشید را در پشت سر خود درطرف شمالی داشتند.

هیچ یونانی عهد باستان نمیتوانست چنین اندیشه ای داشته باشد که درخشش خورشید از سمت شمال باشد.

نحوه برخورد پیچیده پلوتارک با وقایعی که تعریف میکند، نوشته های او را وزین تر می کند.به هر حال گزارش او کاملاً دقیق است، زیرا در جنوب آفریقا خورشید در سمت شمال می درخشد.

بطلمیوس در کتاب خود به نام «آلما جست» کلیه اطلاعات جغرافیایی موجود در قرن دوم را قید نموده است.

این ستاره شناس، مناطق استوایی قاره آفریقا، قسمت های علیای رودخانه نیل و سلسله جبال موجود در قلب آفریقا رابه خوبی
تشریح کرده است.

مسلماً این دانشمند عهد باستان اطلاعات وسیع تری از هموطنان اروپایی خود در نیمه اول قرن نوزدهم داشته است.
وقتی آفریقای مرکزی در  قرن گذشته مورد کاوش قرار گرفت وکوه با قلل پوشیده از برف در آن مناطق مشاهده گردید و گزارشاتیدر این رابطه به انجمن جغرافیایی سلطنتی انگلستان در لندن رسید، دانشمندان آنها را به مسخره گرفتند و خندیدند و چنیناستدلال نمودند:
«برف در منطقه استوا؟ کاملاً بی معنی است!».

سوفسطایی گری و بد بین بودن به رخدادها و اخبار بسیار بد و خطرناک است، چه بسا دانشمندانی این چنین که مایه شرمساری
خود شده اند.

هرودوت(قرن پنجم قبل از میلاد) در تشریح علل طغیان رودخانه نیلچندین تئوری را که در آن ایام شایع بوده قید کرده است.
یکی از آنها که به نظر او از همه معقول تر بوده ولی با شک آن را مطرح کرده، این بود که آب رود نیل ناشی از ذوب شدن برف هاست.
در این جا نیز یکبار دیگر شاهد بالا رفتن منحنی پیشرفت علم بشری
هستیم.اثبات این نکته که تفکرات عهد یونان باستان به مراتب برتر از اندیشه های فیلسوفان مسیحی قرون وسطای سیاه بود، کار مشکلی یست.دانش در عهد باستان زاده شده، در طول قرون وسطی در معرض جهالت قرار گرفته و توسط اعراب و ایرانیان مجدداً بازیابی و در دوران رنسانس اصلاح گردیده و توسط دانشمندان عصر حاضر به تکامل رسیده است.

اما در دوران کهن نیز فراز و نشیب هایی در مسیر پیشرفت فرهنگ بشر وجود داشته است.

نقاشی حیواناتی چون گاو وحشی با شاخ بلند، اسب ها و بزها در غارهایی مانند «آلتامیرا»و «زیباداسلا» و جاهای دیگر، نه تنها در عهدخود  شاهکار هنری محسوب می شدند بلکه در حال حاضر و  نیز در هر  زمان دیگر به عنوان یک شاهکار باقی خواهند ماند.
مصریان،  بابلیان و یونانیان عهد باستان عکس گاو را به سبک خاصی نقاشی کرده اند.اما نقاشی بوفالواها و اسب های موجود در غارهای «آلتامیرا» یا لساکس» چنان هستند که انگار توسط «لئوناردو» یا پیکاسو  نقاشی شده اند.حالت واقعی و زیبایی خاص این نقاشی های موجود در غارها آنقدر زیاد است که آنها را برتر از نقاشی هنرمندان مصری، یونانی و بابلی می نماید.

طرحها و قطعات الگو از نقاشی ها در غارها به دست آمده که حاکی از وجود مدارس نقاشی در بیش از ۱۵۰۰۰ سال پیش است.
نقاشی های روی صخره متعلق به استانهای «کرومگنان» بیش از
۱۰۰00 سال قدیمی تر از کارهای هنری تمدان های باستانی است. این هم نمونه دیگری از  فراز و نشیب در تمدن بشری است.
در این اواخر، دانش  فراموش شده ای را بازیابی می کردیم.سیصد و پنجاه سال قبل «یوهان کپلر» ستاره شناس بزرگ اعلام
نمود که تأثیر ماه باعث جزر و مد دریاها می شود و طولی نکشید که وی در معرض اتهام و مورد آزار و  اذیت قرار گرفت.

در حالی که در قرن دوم قبل از میلاد، ستاره شناس بابلی به نام«سیلوکوس» در مورد اثر جاذبه ماه روی اقیانوسها سخن به
میان آورده بود.
یا «پوزیدونیوس» (۵۰ – ۱۳۵ سال قبل از میلاد) در مورد جزر و مد مطالعاتی به عمل آورده و به درستی به این نتیجه رسیده بود که آنها  وابسته به حرکت ماه به دور زمین است.
سقوط منحنی دانش در طول هیجده قرن بعد از این تاریخ به خوبی مشخص است.
در طول چهارده قرن از زمان بطلمیوس تا «کپرنیخ» حتی یک قدم در راستای علم ستاره شناسی برداشته نشده است.

حتی در زمان خود بطلمیوس نیز متفکرین چشم به دانش گذشتگاندوخته بودند و از آن الهام می گرفتند.

به طوری که انگار یک عصر طلایی دانش در گذشته وجود داشته است.در کتاب ستاره شناسی هند باستان به نام «سوریا سیدهانتا» این مطلب قید شده است که زمین ما به صورت یک گوی در فضا است.در  کتاب «هوانگ تی پینگ کینگ سووون»، شی پو به امپراتور زرد
(۲۵۹۷ – ۲۶۹۷ قبل از میلاد) آمده که زمین در فضا شناور است.
در صورتی که فقط چهار صد سال پیش از قرن بیستم، مقامات مذهب گالیله را به جرم ابراز این نظر محکوم نمودند.
«دیوجنس» تهل آپولونیا( قرن پنجم قبل از میلاد» تأیید نمود که سنگ های آسمانی در فضا حرکت و گاهی بر روی زمین سقوط
می کنند.

در صورتی که در قرن هیجدهم «لاوازیه» که رکن اساسی علم محسوب میشود، عقیده دیگری داشت و گفته بود:
«غیر ممکن است سنگی از آسمان سقوط کند، زیرا در آنجا سنگیوجودندارد.»

اکنون می دانیم که حق با کدامیک بوده است!دو  هزار و پانصد سال قبل، فیلسوف  بزرگ «دماکریتوس» اعلام نمود که کهکشان راه شیری از ستارگان کوچکی که در کنارهم پراکنده اند، تشکیل شده است.  

اما در قرن هیجدهم ستاره شناس مشهور انگلیسی به نام
«فرگوسن» نوشت که «قبلاً فکر میکردند راه شیری از ستارگان کوچک تشکیل شده است، در صورتی که تلسکوپ چیزی غیر از این را نشان میدهد.»
مشخص است که «دماکریتوس» بدون تلسکوپ ستاره شناسی بهتر از «فرگوسن» دو هزار سال بعد و مجهز به تلسکوپ نظر داده
است.وقتی مارکوپولو به اتفاق پدر و عمویش با لباسهاس بلند و خفتان از سفر دور و دراز مشرق زمین به ونیز برگشتند ابتدا کسی آنان را نشناخت.نام مارکوپولو را به خاطر تعریف و توصیف ثروتهای بیکران چین، بلافاصله به مسر میلیون یا میستر میلیون تبدیل نمودند.در مهمانی شامی که اقوام پولوها ترتیب داده بودند، افراد سرشناس
ونیز  شرکت  کردند.ناگهان پولوها از جای خود برخاستند، آستر خفتانهای سنگین و ضخیم خود را پاره کردند و سنگ های قیمتی فراوانی را روی میز  ریختند.
نفس در سینه های ونیزی ها حبس شد، و بالاخره متوجه شدند که مارکو راست میگفته است و فهمیدند که امپراتوری های ثروتمندی درسرزمین های شرق دور وجود دارند و این زبرجدها، الماس ها، یاقوت های رنگارنگ، درها، لعل ها، همه تأییدی بر ادعاهای اوست.در فصل بعد چند تجسس در تاریخچه علوم به عمل آمده است.آنها نیز مانند جواهرات مارکوپولو شواهد ملموسی از وجود منابع علمی در گذشته های دور است.

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

Posted on سپتامبر 29, 2011, in ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌. Bookmark the permalink. 14 دیدگاه.

  1. ممنون جالب بود

  2. ممنونم دوستان اما یه نکته در این متن جالب بود(توسط اعراب و ایرانیان مجدداً بازیابی ) اینجا منظور از اعراب کدوم اعراب هست؟ کدومشون دانش رو بازیابی کردن؟اعراب یا ایرانیها؟ اینم مثل خلیج عربی هست؟ینی اینجا هم پول نفت نفوذ کرده؟و چه جالبه که نام دانشمندان بابلی هم یونانی بوده.درسته که به نکات جالبی اشاره شده ولی توی این نقشه ایران جزو سرزمینهای متمدن نیست.دلیل چی میتونه باشه؟متخصصان آموزش و پرورش تاریخ دست و پا شکسته پیش از اسلام رو حذف می کنند و تاریخ ایران از اسلام آغاز میشه.دانشمندان خارجی ناگهان ایران رو از گروه امپراطوریهای باستان قلم می گیرن و ما هم که کلن تعطیل میشیم.ملت چه خبره؟

    • امين جان مطمئنا ايرانيا دانش را بازيابي كردند.اين فقط ترجمه كتاب است كه بدون تحريف در ترجمه چاپ شده است.

      • رامتین جان مردم بسیاری چیزها رو الگو برداری می کنن و این ینی اونا رو میشه به سادگی منحرف کرد.کاری که الان زیاد انجام میدن و مردم به راحتی باور می کنن.گاهی missfeed کردن افکار عمومی از به کارگیری بمب اتم هم موثرتره.ما با افراد بدخواهی که به مراتب از خودمون باهوشترن طرفیم.

    • يكي از موارد مهم كه كمتر در بالا از آن ياد شده سوزانده شدن كتابخانه هاي ايران توسط اعراب و كشتن سخنوران و دانشمندان ايراني و غارت گنجينه هاي طلاي اين سرزمين بوده كه تا همين لحظه كه اين كومنت نوشته ميشود ادامه دارد، از آنجايي كه دين فروشان براي ادامه سلطه و حياط خود نياز مبرم به نگهداشتن مردم در حماقت و بي دانشي دارند همواره با هر ابزاري كه در اين راه كمك ميكند مخالف هستند، مثلا بسته شدن پروتوكلهاي وي پي ان در ايران…!!!

  3. سلام رامتین جان من الواح زمردین را می خواستم مطالعه کنم لطفا کد واژه بفرست

  4. سلام… واسه منم اگه میشه کدواژه رو بفرستین لطفا 🙂

  5. درود رامتین جان.الان مدتی هست که هر روز از گوگل اسکای دارم نیبیرو رو می بینم.اما مختصاتش تغییری نمی کنه و به نظرم میاد ناسا اینو از روی عمد گذاشته تا ما باور کنیم که خبری در راه هست.همین که مردم زیادی فکر میکنن یه سال دیگه دنیا تموم میشه.این باورها رو با یه سیاست خاصی به ما القا میکنن چون اگه نمی خواستن ما هرگز نمی فهمیدیم که چه خبره.نکنه ما داریم همون کاری رو انجام میدیم که اونا می خوان؟

  6. فقط خواستم ار وبلاگ فوقلعادت تشکر کنم.

  7. ممنون از این مطلب مفید و جالب، یک خبر داغ: مستنداتی از تمدن مایاها ارتباط انها را با فضاییها در گذشته فاش میکند این اسناد توسط دولت نگهداری شده اند:
    http://www.archaeologydaily.com/news/201109307319/Mayan-documentary-to-show-evidence-of-alien-contact-in-ancient-Mexico.html

  1. بازتاب: تمدنهای روزگاران پیش از نوح،«فصل چهارم» (آهنگ الیمپوس) « دنیای اسرار آمیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: