بایگانی روزانه: سپتامبر 27, 2011

صفحه فيس بوك وبلاگ دنياي اسرار آميز

صفحه فيس بوك وبلاگ دنياي اسرار آميز فعاليت خود را آغاز كرد.

http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%8A%D8%B2/121257084644047

منتظر حضور شما علاقه مندان گرامي هستيم.

آفرينش انسان و آفرينش زن

آفرينش انسان  و آفرينش زن

https://i1.wp.com/lh4.ggpht.com/mohammad.525/SJhEy7p0UzI/AAAAAAAAAWg/X4cY-xxBVkA/tavalod.jpg

 

در تمام اقوام گذشته داستاني كهنه از خلقت زوج نخستين بشر دارند جز ژاپن كه تنها از دو خدانام برده است كه از آسمان به زمين آيند كه پس از آفرينش جزاير ژاپن ، تعدادي از ايزدان ديگر نيز به دنيا مي آيند و سپس زوجه مي ميرد و داستان آفرينش ختم مي شود .

الف . انسان از خاك است

Smihalla پيامبر سرخ پوست ( 500 سال قبل) : از من مي خواهيد زمين را زيرو رو كنم …؟

اول انديشه آفرينش انسان از خاك شايد طبيعي ترين توجيه عقلي براي نگاه انسان طبيعت گرا و آدمي كه در طبيعت مي زيست باشد . در پس چشم انسان ، همه گياهان ، از زمين مي رويند و تخم كاشته شده در خاك از خاك سر در مي آورد . دوم ؛ علت ديگري كه مي توان بيان كرد اين است كه بسياري از اساطير آسمان را پدر و زمين را مادر موجودات مي دانند و انسان نيز خال اين پيوند . ايده فرزند زمين بودن به خاطر نظام مادر سالاري به نسلهاي ديگري مي رسد.

سوم ؛ ايده سوم خلقت از خاك ، چرخ سفالگري است كه با ساختن تنديس از خاك اين تصور شكل مي گيرد . در نظام شرق انسان از گل ساخته شده در مصر خنون ( خداي مصر ) chnum آدميان را از گل مي سازد . در بابل ارورو (Aruru) و كيومرث لقب گل شاه دارد .

چهارم ، مراسم تدفين مي تواند تداعي خلقت از خاك باشد . در فلات مركزي ايران مرده را به صورت چمپاته ( جنيني ) خاك مي كردند . ( زمين زهدان و مرده جنين) صرفا مهر دنيوي براي ديار خود ، مهر زمين رازآلود است . تجربه بوميت   ( بومي بودن autochthong) احساس ژرف بيرون آمدن از زمين و زاده شدن از زمين به همان سان كه زمين با باروري فرسوده ناشدني خود ، به صخره ها ، رودها، درختها و گلها زندگي مي بخشد . از اين لحاظ است كه بومي بودن را بايد فهميد ، انسانها احساس مي كنند كه مردم ( اهل) جائي هستند و اين احساس پيوند كيهاني ، عميق تر است از پيوند خانوادگي و همبستگي نژادي . به هنگام مرگ ، آرزوي بزرگ بازگشت به زمين ( مادر) مدفون شدن در خاك وطن بود و اكنون مي توان معناي خاك وطن را دريافت و از آنجاست ترس از به خاك سپرده شدن در جائي ديگر و از آنجاست بيش از هر چيزي احساس خرسندي از پيوستن دوباره به سرزمين مادري .

1-    خلقت انسان در اساطير يونان :

https://i0.wp.com/lh5.ggpht.com/mohammad.525/SKAyzIUMg4I/AAAAAAAAAe0/ZPoVs9mWWa0/zeuuss.JPG

   چون زئوس در المپ بر سرير خدائي نشست و جنگ بزرگ با كرونوس وتيتانها پايان يافت ، پرومتئوس (Peremethous= انديشه پيشرو) را فراخواند و فرموده » برده انسان را از گل رس بساز ، كالبد او را به شكل جاودانان بساز و من در او خواهم دميد ، هرچه لازم است بياموزش تا جاودانان را ستايش كند و پرستشگاهها بسازد و پس از زمان كوتاهي بميرد و به قلمرو برادرم هادس فرو رود و تحت فرمان وي درآيد . پرومتئوس براي اجراي فرمان زئوس به محلي در يونان پائوپئوس Panopeous واقع در نزديكي دلفي رفت و بي درنگ با خاك رس ، گل آدم را ساخت و آن را شكل داد . سپس زئوس به آدمهاي خاكي زندگي بخشيد و پرومتئوس  را بر آن داشت تا چيزهاي لازم را به ايشان بياموزد ]( ص    133  ) كتاب آفرينش  مرگ در اساطير [ ؛ ] كتاب اساطير يونان راجر گرين ترجمه آقاجاني (ص 37)[   كه اين داستان شبيه كتاب مقدس است ؛در سفر پيدايش بخش دوم آيه هفت آمده است ؛ آنگاه خداوند از خاك زمين ، آدم را سرشت . سپس در بيني آدم روح حيات دميده است و به او جان بخشيد و آدم موجود زنده شد گل رس = Adammah

2-    در بين النهرين : ص 135

https://i2.wp.com/lh3.ggpht.com/mohammad.525/SKAsL_er-cI/AAAAAAAAAeU/N7tcuFprW4o/%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%86.jpg

انسان براي خدمت به خدايان خلق مي شود تا زمين را بكارد و خدايان ا از زحمت كار كردن براي معاش راحت سازد . ( اساطير خاورميانه / هندي سامويل ص 30)

 

3-    در اساطير زرتشت :

https://i1.wp.com/lh5.ggpht.com/mohammad.525/SKAojM4YNZI/AAAAAAAAAds/lqytUKWvoHk/talhe0%D9%85%D8%B4%DB%8C%20%D9%88%20%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg

كيومرث نخستين بشر در دين زرتشت است . كيومرث به معني ميرا

    در آغاز هر دو ( اهريمن و اورمزد ) بودند و ميان آنها تعارضي نبود . اورمزد آگاه از وجود اهريمن بود . اهريمن از هستي اورمزد بي خبر بود .  سرشت ويرانگر اهريمن با ديدن اورمزد و روشني ، وي را به يورش و ويرانگري واداشت . اورمزد بدان شرط كه اهريمن آفرينش نيك را ستايش كند پيشنهاد آشتي داد . اما از آنجا كه  كه اهريمن جهل داشت گمان برد كه پيشنهاد آشتي تنها از ناتواني بر مي خيزد و چنين بود كه با نپذيرفتن آشتي بر آن شد هر چه را كه ديده بود نابود سازد . اورمزد كه آگاه از جاودانه شدن نبردبود براي شكست اهريمن دوره اي را براي نبرد مشخص كرد .اهريمن دوره را پذيرفت . از اين طريق شكست او مسجل شد . در اين نبرد اهريمن به زمين حمله برد و خير را شكست داد . گاو را كشت وكيومرث را كشت از تن گاو حيوانات مفيدي ديگري شكل گرفت و از تخم  كيومرث ( كه از جنس فلز بود) مشي و مشيانه ( پدر و مادر انسانها ) رشد كرد . آسمان جلو خروج شر را از زمين گرفت و زمين زندان شر شد.

https://i0.wp.com/lh6.ggpht.com/mohammad.525/SKAqrkFvdHI/AAAAAAAAAeM/rCkUF4jnVWQ/mashiva%20mashyane.JPG

زاده شدن نسل آدمي از گياه يادآور تقدس گياه و گياه خدايان در دوره نوسنگي و متأثر از راه معيشت متكي بر كشاورزي بود . پس از مرگ كيومرث از وي تخمي مي ماند كه توسط آفتاب پالوده شد ، آن تخم چهل سال در زمين بود و بعد از چهل سال چون ریواس از تني يك ستون ، پانزده برگ ( مشي و مشيانه ) مهلي ومهليانه از زمين رستند .

هورمزد به مشي و مشيانه گفت كه: مردم ايد ، پدر و مادر جهانيد شما را با برترين عقل سليم آفريدم ، جريان كارها را با عقل سليم  به انجام رسانيد ، انديشه نيك انديشيد گفتار نيك گوئيد ، كردار نيك ورزيد ، ديوان را مستائيد. اسطوره آفرينش ص 177

4-    در اساطير چين :

پانگو ؛ خداي نخستين پس از زاده شدن از بيهودگي جهان ملول شد و تنديس مرد و زني را با گل پيمانه زد و پانگو عنصر يانگ ( آسمان ) و يين ( زمين ) ؛ ] نر و ماده بودن [ را در آن دميد . ویا » نیو وا » الهه ای با بدن انسان و دم اژدها انسان را آفرید . حکایت می کنند که پس از آفرینش جهان توسط » پان گو » ، » نیو وا » به هر جای جهان سفر می کرد . با وجود آنکه در زمین کوهستان ها ، درختها ، علفها ، پرندگان ، حیوانات ، ماهی ها دیده می شود ، اما کماکان جهان بی حرکت بود . زیرا انسان نبود

5-    اساطير آفريقا :

مردن نيجر بر اين باورند كه نخستين انسانها در آسمان آفريده شده و از آنجا به زمين گسيل شدند ( كه نزديك به روايات اسلامي است ) خداي بزرگ از خاك آدمي را قالب مي زد و آفريننده يكتا به اين كار حسد برد وشبانگاه خود را در ميان آدميان مخفي كرد تا راز خداوند بزرگ را بيابد كه خداوند بزرگ اين قالب را چگونه و از كجا آورده ( شبيه شيطان) خداي آفريننده ، خداي بزرگ را به خواب سنگيني فرو برد و وقتي خداي بزرگ برخواست انسانها را جاندار يافت .

6-    در قرآن و كتاب مقدس :

 

تورات : سرانجام خدا فرمود انسان را شبه خود بسازيم تا بر حيوانات و … فرمانروائي كند .

آدم  = خاك سرخ در عبري

الرحمن آيه 14: خدا انسان را از صلصال خشك ، گلي شبيه كوزه گران آفريد.

] آيه 30 الي 36 بقره [] 71 و 72 /ص [] روم /21[] نسا/1[] سجده 7و 8[] حجر 28 و 29[

در حدیثی که شیعه و سنی روایت کرده‌اند و در شیعه در کتاب اصول کافی آمده است که:

 

اِنًّ الله َتَعالی خَلَقَ المَلائکة وَ رَکَبَ فیهِِمُ العَقلَ وَ خَلَقَ البَهائِمَ وَ رَکَبَ فیهِمُ الشَّهوَةَوَ خَلَقَ الاِنسانَ وَ رَکَبَ فیهِ العَقلَ وَ الشَّهوة .

 

خداوند متعال فرشته را آفرید و او را از عقل محض ساخت و حیوان را آفرید و او را از شهوت محض ساخت و انسان را آفرید و در انسان این دو رایعنی سرشت فرشته و سرشت حیوان را با یکدیگر ترکیب کرد و از او انسان آفریده شد.

 https://i1.wp.com/lh4.ggpht.com/mohammad.525/SKAg-Yd6PdI/AAAAAAAAAc8/34rhkNEXcDI/D1733122T15247130%28web%29%5B1%5D.JPG

این ترکیب انسان به تعبیر حدیث از جنبه فرشته‌ای و جنبه حیوانی، قهراً در انسان دو گرایش متضاد به وجود آورده، گرایشی رو به بالا و گرایشی رو به پائین، گرایشی آسمانی و گرایشی زمینی، آنگاه خدا به انسان عقل و اراده داده است و او را در میان این دو راه مختار کرده است.

 

منبع : کتاب فطرت نویسنده : شهید مرتضی مطهری صفحه :106

نخستين جفت اساطير ايراني

مشي و مشيانه نخستين آفريده اهوامزدا و نخستين انسان

يمد يمي نخستين زوج در اساطير آريائي هند و ژاپن بودند .

آفريقائيان نسل امروزين بشر را از ذرت مي دانند .اساطير دميده شدن در روح و جان در كالبد آدمي ، خود معلول اعتقاد به وجود روح است . بابلي ها و آزتكي ها ، عنصر خدائي را ، خون يعني عامل حيات ، مي دانند كه خدا در انسان جاري ساخت . مانوي ها، عنصر خدائي را نور و روشني مي دانند .

صغري : از نظر ظاهر هيچ تفاوتي بين جسد مرده و كالبد زنده نيست .

كبري : از طرفي مرده و آدم خوابيده  مثل هم هستند

در نتیجه در موجود زنده چيزي است كه در مرده نيست و آن روح است . انسان خوابيده چون مرده اي از همه جا بي خبر است در حالي كه در خواب به مكانهائي سر مي زند و آن  را روح ناميد .

* در اساطير بابل : انسان از سرشتن خاك با خون كينگو فرمانده سپاه تيامت شكل گرفته خون عنصر حيات است و جان زندگي و بدين دليل است كه مردوك ، انسان را از خون خدائي قرباني داشته اند .

 

در افسانه های قدیمی یونان آمده است که پرومیهیوس انسان را آفرید . در افسانه های مصر قدیمی نوشته شده است که انسان را خدا آفریده است . اما در افسانه های یهودیان ، یهودا انسان را آفریده است .

https://i2.wp.com/lh4.ggpht.com/mohammad.525/SLEabFEOiFI/AAAAAAAABS4/soyXGL4Wfm8/pandoraax.jpg

آفرينش زن

* يونان ؛ اولين زن  به نام پاندورا (Pandora) يعني هديه همگاني نام گرفت زيرا همگي خدايان در ساختن او به هم كمك كردند . woman who opened Pandora’s box and brought evil to the world (Mythology)

* هفائيستون دانا ، تن او را از خاك كوزه گري شكل داد . آفروديت ( الهه عشق) زيبائي اش بخشيد ؛ هرمس به وي گستاخي و زيركي آموخت ، آتنا جامه زيبا تنش كرد . چون آمده شد زئوس به او زندگي بخشيد . بعد هرمس او را براي اپي متئوس ( برادر نادان پرومتئوس ) بر زمين فرستاد . آنها عروسي كردند ودختري به نام پورها فرزندشان شد . زن اپي متئوس از كنجكاوي در جعبه اسرار را باز كرد و ناگهان همه بلايا و گرفتاري ها به بيرون صندوق سرازير شدند ( در ادیان زنده دنیانیز توسط حوا همه گرفتاريها ايجاد شد ) و آدميان را از احاطه کردند . پاندورا به وحشت افتاد و صندوق را بست ؛ اما صداي نازك از درون صندوق به گوش رسيد كه مي گفت : «مرا هم آزاد كن ؛ من اميدم » وقتي پرومتئوس همه بلايا را جمع كرده بود و در داخل صندوق نهاده بود تا آدميان از سر آنها راحت باشند ، اميد را هم ميان آنها جاي داده بود تا اگر مثل چنين روزي بلاها آزاد شوند او هم آزاد گرديده وموجب تسكين دردها و رنجهاي آدميان شود .

*در آئين ماني ، ص 167 عامل بدبختي انسان كه همانا زاد و ولد است ، بر گردن مرديانه که زن است انداخته مي شود . پس از آنكه مسيح آدم را آگاه مي كند كه تن او زندان نور است و او بايد اين نورها را رها سازد و از ازدواج كه باعث ساختن زندانهاي بيشتري براي اين نور الهي مي شود ، پرهيز كند. (شبیه حدیث دنیا زندان مومن است )

گهمرد(gahmord) به خود مي آيد و فرياد مي كشد : » واي بر سازنده تنم ! واي بر آنان كه روحم را به بند كشيدند و بر شورش گراني كه برده ام ساختند اما باز نختستين زن ، )مرديانه( به توصيه ديوان او را مي فريبد و زاد و ولد آغاز مي شود  ] اسماعيل پور ص 209 اسطوره بيان نمادين نشر سروش [

https://i2.wp.com/lh3.ggpht.com/mohammad.525/SKAp3tfYvEI/AAAAAAAAAeE/i6PTBLP-ThM/2003371283955264737_rs.jpg

در اساطير آفرينشي ديگر، حقارت زن را خفيف بيان مي كنند و مي گويند . زن براي مرد و براي آرامش او بوجود آمده است كه باز طفيلي بودن زن آشكار است . در كتاب مقدس ، خدا آدم را در خواب عميق فرو كرد و يكي از دنده هايش را برداشت و جاي آن را گوشت پر كرد و نام او «نسا» ( زن ) شد ( كتاي مقدس ص 2) و در جائي ديگر آدم زن خود را » حوا» مي نامد Hawwah كه با حييم Hayyem » وحي» هم ريشه است و به معني زندگي مي باشد و چون مادر جميع زندگان است » زن» خود را » » نسا»  مي نامد كه در عبري Ishshah مي باشد .اين كلمه از مرد گرفته شده ( Ish) كه منسوب به مرد مي شود مهلي و مهايانه ، مرد و مردانه ، مشي و مشيانه .

اما در اساطير خاورميانه » انكي ، خداي آبها» از هشت گياه مي خورد و نين هورساگ او را نفرين مي كند كه هشت عضو انكي از جمله دنده او بيمار مي شود .خدا بانوئي به نام » نيم تي » به معني «زن دنده » انكي را درمان مي كند ص 168 . اين داستان شباهت زيادي به خلقت حوا در سفر پيدايش ، دارد و مي تواند ارتباطي با اسطوره عبريان داشته باشد .

در کنیا خدا اول موامبو Maambo را آفريد و سپس همزبانش سلا S ala، در كتاب مقدس هم زن براي مرد آفريده شده .

اما در زرتشت نه زن براي مرد و نه مرد براي زن آفريده مي شود . بلكه هر دو با هم و همپايه هم خلق مي شوند . (شبیه اسلام)

از کتاب آفرینش و مرگ در اساطیردکتر مهدی رضائی

منبع   :       http://jamekhali.blogfa.com/post-42.aspx 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: