بایگانی روزانه: سپتامبر 14, 2011

تاریخچۀ خدایان به نقل از کردو موتوا

تاریخچۀ خدایان

به نقل از کردو موتوا

در بسیاری از کشورهای غربی، مرگ یک انسان کهنسال تنها مرگ یک انسان پیر است که زندگی اش را کرده و هم اکنون روزهای عمرش به سر آمده اند. اما در افریقا، مرگ یک بزرگ و پیر- یک مرد یا زن کهنسال، مصیبت بزرگی به حساب می آید، زیرا این بزرگ قبیله دانشی را حمل می کرده که تنها از طریق والدین به فرزندان انتقال می یابد. دانشی که نه تنها برای افریقا و فرزندانش بلکه برای تمام بشریت بسیار ارزشمند است. مهم نیست که شما به کجای افریقا می روید، شما داستانهای بسیار کهنی را می یابید که به طرز شگفت انگیزی به هم شبیه هستند. قبایل و نژادهایی در افریقا هستند که به شما خواهند گفت نوادگان خدایانی هستند که هزاران سال پیش از آسمان ها آمده اند. همچنین بعضی ها می گویند  این خدایان از درون دریا  توسط کشتی هایی جادویی که از نی،   چوب یا مس یا حتی طلا ساخته شده اند بیرون آمده اند. در بعضی موارد این خدایان و خدایگان به شکل انسان هایی زیبا که پوستی به رنگ آبی روشن یا سبز یا نقره ای دارند توصیف می شوند. اما در اکثر مواقع به شما اینطور می گویند که خدایان بزرگ، به خصوص آن دسته که از آسمان آمده اند انسان نبوده اند، بلکه موجوداتی فلس دار بودند که بیشتر اوقات را در گل و لای یا آب به سر می بردند. موجوداتی با ظاهری فوق العاده زشت و ترسناک. بعضی می گویند که این موجودات مانند کروکودیل ها بودند، با دندان ها و آرواره اهایی مانند کروکودیل، اما با سرهایی بسیار بزرگ و گرد. بعضی می گویند که این موجودات بسیار بلند قد هستند و سرهایی مانند مار بر روی گردن های بلند و باریک آنها ست، همچنین با بازوها و پاهایی بسیار بلند. عده ای به شما خواهند گفت این موجوداتی که از آسمان ها آمده اند توسط کشتی هایی جادویی ساخته شده از آهن، نقره، مس یا طلای درخشان بر روی آبها حرکت کنند و حتی مانند پرندگان در آسمان پرواز می کنند.

همچنین گفته شده  بعضی از این خدایان آسمان روح خود را در کیف های کوچکی که به کمربندشان آویزان بوده حمل می کردند. این روح ها به شکل کره هایی از کریستال و روشن و شفاف بودند. کره هایی که می توانستند در هوا شناور بشوند و نور خیره کننده ای از خود ساطع کنند. نوری که می توانست سرتاسر یک دهکده را در شب روشن کند. به ما گفته شده بعضی از سران بسیار شجاع افریقا این خدایان بزرگ را به سادگی توسط ربودن گوی های درخشان کوچک روح  آنها و پنهان کردن آن در گودال های عمیقی در زمین گروگان می گرفتند.

در افریقا به ما گفته شده که این موجودات اسرارآمیز چیزهای زیادی را به انسان ها آموختند. آنها به انسان ها دانش قانون، طب گیاهی، هنرها و اسرار آفرینش و کل کیهان را یاد دادند. به ما گفته شده بعضی از این خدایان توانایی این را داشتند که ظاهر خود را به دلخواهشان تغییر دهند. آنها می توانستند زمانی که دلیل خوبی برای انجام این کار داشتد،  ظاهر هر موجودی را که بر روی زمین وجود داشت به خود بگیرند. یک خدای آسمان حتی می توانست خود را به شکل یک کرگدن، فیل و حتی یک لک لک در بیاورد، یک خدای آسمان حتی می توانست خود را به شکل یک صخره یا یک درخت در بیاورد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/repwarriorlk.jpg?w=173

به ما گفته شده که بعضی از این خدایان بر تاب هایی که از طناب های درخشان درست شده بودند در آسمان سفر می کردند. مردم ووتوا(Wutwa) در جنگل های کنگو در مورد چنین خدایی به من گفتند، کسی که توسط یک تاب در آسمان به حرکت در می آمد که انتهایش به ابرها در آسمان متصل بود و می توانست به هر جایی برود، مهم نبود که چقدر دور باشد، و قبل از غروب آفتاب بر روی تاب جادوییش برگردد.  

در افریقا این خدایان اسرارآمیز با اسامی مختلفی شناخته می شوند، در افریقای غربی، در سرزمین مردم بومبارا(Bumbara) این دوزیستان یا خدایان خزندۀ آسمان به زیشوزی(Zishwezi) معروف اند. کلمۀ زیشوزی به معنای شناکنندگان یا غواصان یا گلایدرها ست. گفته شده که این خدایان آسمان می توانستند از بالای ابرها تا پایین بر روی قلۀ کوه ها هر کجا که می خواستند اوج بگیرند. آنها همچنین می توانستند به اعماق اقیانوس ها بروند و از آنجا وسایلی جادویی را بردارند و به ساحل بیاورند و آنها را مقابل مردم سیاه پوست حیرت زده قرار دهند.

در افریقای غربی دوباره، این موجودات آسا (Asa) نامیده می شوند، که به معنای افراد قدرتمند در جادو است. این کلمه  از قدرت جادویی بزرگی می گوید که از کلمۀ آسانتی (Asanti) می آید، که به معنای شاه است، اما در واقع به معنای فرزند آساند (asaand) است، همانطور که می دانید آسانتی ریشۀ کلمۀ آشانتی ست (Ashanti).

در سرزمین مردم دوگون افسانۀ معروف نومو (Nommo) وجود دارد، نژادی از خزندگان یا دوزیستان که گفته شده از ستاره سیریوس آمده اند تا به مردم سیاه پوست دوگون مذهب و دانش یاد بدهند. اتفاقاً دانشمندان هرگز معنای کلمۀ دوگون را توضیح نداده اند؛ این کلمه به معنای خدای مطلق بزرگ است که مردم دوگون خودشان را فرزندان آن می دانند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/credoufost.jpg?w=300

در نقاط مختلف افریقا قبایلی وجود دارند که خودشان را به عنوان مردم برگزیده خدا می پندارند. این قبایل خود را به نام هایی می نامند که به معنی خداست. در افریقای جنوبی قبیله ای وجود دارد که خود را تونگا (Tonga) می نامد، و یک گروه بسیار بزرگ دیگر خود را تسونگا (Tsonga) می نامد. و در زیمبابوه دو قبیله وجود دارند که یکی از آنها باتونگا (Batonga) نام دارد، و دیگری تونگایلا (Tongaila) نامیده می شود. اسامی تونگا، تسونگا یا دونگا به معنای مردم خدا ست و شما این مردم را در حال زندگی کردن در مقدس ترین و روحانی ترین مکان های افریقا پیدا می کنید. برای مثال، مردم ماتونگا (Matonga) از ناحیه شمالی سرزمین زولو در محوطه دریاچۀ لوئیسای مقدس (St Lucia Lake) زندگی می کنند که مردم زولو  و سایر قبایل در ناتال (Natal) اعتقاد دارند مکانی ست که صدها سال پیش مادر بزرگ زمین در قایقی از نی سررسید و پسرش و دو همسرش (wives) نیز همراهش بودند.

http://brianakira.files.wordpress.com/2010/09/credo-mutwa-village-011.jpg?w=500&h=737

و او آمد تا قوانین، فرهنگ، مذهب و همچنین هنرهای شفاگری و رازهای دیگر را به انسان یاد بدهد. گفته شده که مادر بزرگ زمین یک زن بسیار عظیم الجثه بود، بسیار بسیار چاق با پوست سبز روشن، و پسر و دو همسرش نیز همینطور بودند. زمانی در زیمبابوه مکان بسیار مقدسی به نام تنگۀ کاریبا (Kariba Gorge) وجود داشت که اکنون در نتیجۀ سدسازی بر روی رودخانۀ زامبزی (Zambezi River) توسط دریاچۀ بزرگی پوشیده شده. دو قبیلۀ مورد توجه در تنگۀ کاریبا زندگی می کردند، مردم باتونگا، که به معنای مردم خدا ست، و قبیله ای مهم تر که نامش تونگایلا ست. تونگا همانطور که می دانید به معنای خداست، اما کلمه للا نیز به معنای خداست، در نتیجه مردم تونگایلا مردم خدای للا نامیده می شوند- خدای کهن خردمند، کسی که بر طبق بعضی افسانه ها زمین و هر چه را که بر روی آن است آفرید. مردم تونگا و تونگایلا به من گفته اند که نه تنها مردم برگزیده ای هستند که توسط خدا فرستاده شده اند تا از تنگۀ کاریبا محافظت کنند، بلکه آنها هر سال با خدایان بزرگی که از ستاره ها می آیند در تماس هستند، کسانی که آنها بانانایلا (Bananaila) می نامند، فرزندان للا (Ila). حالا بگذارید سری به غرب افریقا بزنیم، در سرزمین دوگون، گفته می شود زمانی که نومو- تعداد زیادی از آنها بودند، سیزده یا چهارده تا- در سفینه های شگفت انگیزشان از آسمان آمدند، دریاچه ای به دور سفینه خود خلق کردند و هر صبح عادت داشتند که از سفینه شان به سواحل دریاچه بیایند و شنا کنند و برای مردم زیادی که آنجا تجمع کرده بودند سخنرانی کنند. گفته شده قبل از اینکه نومو آنجا را ترک کنند و همراه با یک صدای مهیب به خانه شان در ستاره محل سکونتشان برگردند، آنها اول یکی از اعضایشان را انتخاب کردند، آن را کشتند و بدنش را به قطعات کوچک تقسیم کردند و بعد آن را بین مردم جمع شده در انجا پخش کردند تا آن را در اولین مراسم قربانی در نوع خود بر روی زمین بخورند. زمانی که مردم گوشت موجود ستاره ای و مخلوط خون او را با آب خوردند، نومو آرواره پایین آن موجود را برداشتند و توسط جادوهای عجیبی آن موجود را دوباره به حیات بازگرداندند. به ما گفته شده این راهی ست که نومو توسط آن به مردم ما آموختند که مرگی وجود ندارد و در پشت هر مرگی رستاخیزی وجود دارد. همچنین این مطلب را که یک فرد باید گاهی اوقات خودش را به خاطر غذای سایرین قربانی کند. این نومو ست که به ما گفته شده به مردم افریقا در مورد اسرار تناسخ یاد داند، در مورد این اعتقاد که، چیزی که این دنیا را ترک می کند و در پرواز با بال های مرگ خاموش می شود، همیشه دوباره با بال های زندگی برخواهد گشت. در سرزمین نیجریه، به ما گفته خواهد شد که چگونه، ماوی (Mawi)، خدای بزرگ مادر، بعد از به وجود آوردن دنیا به انسان ها حیات بخشید، و اینکه بعد از گذشت چند قرن، مردم روی زمین از خودخواهی و سایر منش های منفی پر شدند و مادر بزرگ که آن زمان در سرزمین خدایان بود، دخترش گاباتو (Gabato) را پایین بر روی زمین فرستاد تا بار دیگر انسان ها را در مسیر راستی قرار دهد. گفته شده که گاباتو در دهان یک مار عظیم الجثه که تمام رنگ های رنگین کمان را بر خود داشت به روی زمین آمد، و این مار، سرتاسر زمین را پیمود، و عظمت و بزرگی آن به حدی بود که به هر جایی می رفت تنگه ها و دره ها را به وجود می آورد. چیزی که من بعدها کشف کردم بسیار حیرت انگیز است، این که در بسیاری از کشورهای دنیا، در میان مردم ابریجینی استرالیا، و میان مردم بومی امریکا، اعتقاد به این مار رنگین کمانی وجود دارد. و شما همچنین اعتقاد به مار بالدار را پیدا می کنید.

در قارۀ امریکا و به خصوص در جنوب و مرکز آن، مار بالدار کوئتزالکواتل (Quetzalcoatl) نامیده می شود، و در میان مردم من، مردم زولو، اعتقاد به یک مار به نام یندلوندلو (Yndlondlo) وجود دارد. گفته شده که یندلوندلو یک مامبای بزرگ یا یک پیتون بزرگ است، که گردنش با پرهای آبی متمایل به خاکستری پوشیده شده است،  مانند پرهای یک درنای آبی، و بر بالای سر مار سه پر روییده است. یکی سبز، یکی قرمز و یکی سفید که مانند پرهای بزرگ دم شترمرغ به نظر می رسند. یندلوندلو، مانند کوئتزالکواتل در امریکای جنوبی به عنوان پسر خداوند تداعی می شود.  

منبع

http://credomutwa.com/about/biography-04

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از كاموراي عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: