بایگانی روزانه: اوت 17, 2011

نماد فرهور(فروهر) یا نماد سیاره نیبیرو ؟

آیا نماد فرهور یک نماد و نقش حاوی پیامهایی خاص یا فقط نماد یک سیاره ای است که هر ۳۶۰۰ سال از کنار زمین رد میشود است؟

برای خواندن مطالب مربوط به نیبیرو روی لینک های زیر کلیک کنید.دوستانی هم که دنبال اطلاعات بیشتری در مورد رد شدن سیاره ای یا دنباله داری از فاصله بسیار نزدیک به زمین هستند میتوانند کتاب نبرد خدایان نوشته امید عطایی که از روی نوشته های کهن ایران زمین و توضیحات مربوطه است را تهیه کنند.

سیاره نیبیرو ۱

سیاره نیبیرو۲

سیاره نیبیرو ۳

عکسی تزیینی از نیبیرو:

https://i2.wp.com/thetheoryofeverythingblog.com/wp-content/uploads/redplanet-nibiru.jpg

باستانشناسان معمولا این نقش رو در ایران بنام اهورامزدا نامگذاری کرده اند:

 

این نقش در مصر باستان:

Sundisk

در بین النهرین:

و در تمدن های دیگر هم مشهود هست:

a اینکا
b تولتک
c آزتک
d مایا
e بین النهرین
f مصر باستان
g پارس

تصویر پایینایزیس هست که معادل امروزی ستاره سیروس در مصر باستان بود(دکتر بارتل وندر وردن):

سنگنگار زیر هم ستاره یا جرم سماوی بودن این نقوش رو مسجل میکنه:

برگردیم به زمان خودمون.
چند وقت پیش رصدگر فضایی سوهو(SOHO) تصاویری مخابره کرد که ارتباط جالبی با نقوش بالا داره:

[تصاویر و فیلم در سایت سوهو موجود هست].
بنا به نظر جمعی از محققین , این در اصل تصویر نیبیرو هست که اخیرا به مرکز منظومه ما نزدیک شده ; و ناسا شدیدا در صدد پرده پوشی وجود چنین جرمی در آسمان میباشد.
نیبیرو یک کوتوله قهوه ای به اندازه کمی کوچکتر از مشتری است با هفت قمر ; و نیز موجودات ذیشعور در دو قمر اون.
ظاهرا جو ضخیم نیبیرو که غالبا آکنده از ذرات طلا هست , باعث بوجود آمدن چنین شکلی دور خودش در هنگام نزدیک شدن به خورشید شده است.

*****************************************************

در حقیقت این نماد در یک دوره زمانی در تمام تمدنهای دنیا رواج داشته است و بیانگر سیاره ای بوده است که خدایان آنها از آن سیاره روی زمین آمده اند.

قدیمیترین نماد در سومر بوده است و بعد همزمان در تمدنهای دیگر به صورت همزمان به کار رفته است.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/sumer_anunnaki/godsnewmillemnium/images/godsne25.jpg

https://i2.wp.com/www.darkstar1.co.uk/Maya-2suns1.jpg

نمادی شبیه فرهور در تمدن اینکاها

https://i0.wp.com/www.darkstar1.co.uk/Ishtar1.jpg

نماد نیبیرو در تمدن سومر

https://i1.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2010/12/rb_winged_disk_symbol.jpg

نماد های دیگر در مصر

Hercolubus as Winged Globe Sumerian and Egyptian representations.

سمبلی دیگر از نیبیرو

https://i1.wp.com/www.darkstar1.co.uk/radiantneg1.jpg

https://i0.wp.com/firstlegend.info/3rivers/Tell%20Halaf%20winged%20disk.jpg

Coloring page Winged Disc and Scarab

https://i0.wp.com/www.beazley.ox.ac.uk/gems/scarabs/Images/Robs%20Images%2014/06.10m.jpg

https://i1.wp.com/www.bible-history.com/ibh/images/fullsized/An_orthostat_relief_showing_Gilgamesh_between_two_bullmen_carrying_a_Winged_disk_-found_in_Kapara_palace_9BC.jpg

 

منابع: http://forum.downloadina.com/thread15951-10.html

http://www.bibliotecapleyades.net/sumer_anunnaki/godsnewmillemnium/godsnewmillemnium07.htm

http://dhost.info/ufos/03-nibiru/nibiru.htm

http://www.williamhenry.net/SGbeardedGods.htm

http://www.sevenfoldtruth.com/urantia-clues17.htm

http://www.bibliotecapleyades.net/andylloyd/esp_andylloyd_9.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

تجربیات شگفت انگیز دیگری از کردو موتوا: فرزندانی از مریخ

آفریقا سرزمینی سرشار از شگفتی هاست، و افرادی که در میان جنگل ها، سواحل و دشت های آن سفر می کنند باید همیشه آمادۀ رویارویی با یک شگفتی جدید باشند.

یک روز من در حال سفر در امتداد رودخانۀ زامبزی (Zambezi river) بودم، تا به خانه ای رسیدم که مردم روستاهایی که از آنها عبور کرده بودم راجع به آن به من گفته بودند. به من گفته شده بود که در این روستاها تعدادی از خردمندترین مردم این سرزمین را پیدا می کنم، مردمی که ادعا می کنند تبارشان از موجوداتی ست که گفته اند از ستارۀ قرمز آمده اند و به لیتولافیسی (Liitolafisi) معروف است، ستارۀ قرمزی که معنایش چشم کفتار قهوه ای ست (the eye of the brown hyena)، یا همان سیاره ای که مردم سفیدپوست به آن مریخ می گویند. من قصد داشتم با این مردم خردمند ملاقات کنم، و هنگامی که به خانه مورد نظر رسیدم، در مجموعه ای از چند کلبۀ چوبی که توسط حصاری چوبین محصور شده بودند زن ها و بچه هایی را دیدم که در داخل حصار نزدیک در ورودی ایستاده بودند. این مردم به من لبخند می زنند و حتی زمانی که به در نزدیک تر شدم لبخندشان پهن تر شد، زنی که از همه به در نزدیک تر بود، به آرامی به سمت چپ خود حرکت کرد، و دقیقاً در وسط در باز شده ایستاد. ناگهان چشمان من به پاهای او افتادند و تمام شهامتی که داشتم من را ترک کرد، و مانند انسان ترسویی که غالباً هستم، برگشتم و پا به فرار گذاشتم، در حالی که خنده های زنانۀ بلند آنها به دنبالم بودند. من تمام وسایلی که همراه خود داشتم، کیفم و عصای راه رفتنم را در ورودی پر گرد و غبار آن خانه جا گذاشته بودم، و داشتم مانند یک میمون چاق فرار می کردم و دنبال یک بوتۀ امن می گشتم. زن ها همینطور می خندیدند، و هنگامی که از پشت شانه هایم نگاهی انداختم، آنها را دیدم که بیرون آمدند و وسایلم را برداشتند و آن را به داخل دهکده بردند. من هرگز چیزی مانند آنچه که آن روز دیدم را ندیده بودم، چیزی که باعث شد تا مانند یک احمق که از بوته ای آتش گرفته فرار می کند، پا به فرار بگذارم. زنی که در وسط در مقابل من ایستاده بود، در هر کدام از پاهایش تنها دو انگشت بزرگ داشت. مانند این بود که من به پاهای یک آدمیزاد نگاه نمی کردم، بلکه به پاهای یک پرنده هیولاوش از سرزمین فولکلور و افسانه ها نگاه می کردم.

https://i0.wp.com/www.hypnotiqueolmecpunch.org/Images/Ostrich%20Peaople.jpg

در حالی که شرمگین شده بودم به طرف درختی رفتم و زیر آن ایستادم و از ترس می لرزیدم. به محض اینکه آنجا ایستادم گروهی از مردان از روستا بیرون آمدند و در حالی که می خندیند و لبخند می زدند به سمت من آمدند. تقریباً تمام آنها در هر کدام از پاهایشان تنها دو انگشت داشتند. آنها کفشی به پا نداشتند و در گرد و خاک افریقا پاهایشان واقعاً ترسناک به نظر می رسید. آنها به من نزدیک شدند و گفتند، از ما وحشت نداشته باش، ما تنها انسان هایی هستیم مانند خودت. چه چیزی در مورد ما وجود دارد که تو را می ترساند؟ در حالی که از جواب دادن نا توان بودم، صورتم از شرم و خجالت داغ شد، به پاهایشان نگاه کردم و آنها شروع به خندیدن کرند.

https://i0.wp.com/mumumed.com/blog/wp-content/uploads/2010/09/doma.png

این ماجرای آشنا شدن من با قبیلۀ بانتوانا ست (Bantwana)، به معنای “فرزندان”. قبیله ای که می گویند اجداد دور آنها مردم پرنده سانی بودند که از ستاره ها آمدند و با زنان زمینی جفت گیری کردند و این انسانها با دو انگشت پا به دنیا آمدند. مردم بانتوانا من را به داخل روستای کوچکشان بردند و بعد از سه ماه ماندن در کنار دو تن از بزرگان آنها، چیزهایی را آموختم که مرا متحیر و ناباور باقی گذاشت. مردم بانتوانا مردمی خجالتی هستند که در زمان های دور از آزار سایر قبیله ها رنج برده اند، اما زمانی که آنها تو را دوست داشته باشند و به تو اعتماد کنند، چیزهایی را به تو می گویند که از حیرت و شگفتی سرشار می شوی. آنها به تو می گویند که بیست و چهار سیاره مسکونی در فضای اطراف ما وجود دارد…

منبع: http://credomutwa.com/about/biography-06/

یادداشت مترجم: این مطلب خلاصه ای از برخورد شمن کردو موتوا با مردم بانتواناست، و امیدوارم بعد از جست و جوی بیشتر در یادداشت های پراکنده موتوا مطالب مفصل تری در این زمینه پیدا و ترجمه کنم.

http://extraterrestrial.blogfa.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: