بایگانی ماهانه: ژوئیه 2011

موفمن (Mothman)

موفمن (Mothman)

نویسنده: بابک نامی

وجود داستان هایی درباره وجود موجودات افسانه ای یا فرا انسانی چه در گذشته و چه حال مباحثی منحصر به منطقه یا کشور خاصی نیستند. گرچه بسیاری از علاقه مندان مسائل پارانرمال مستند سازی اینگونه پدیده ها را در دستور کار دارند ولی برای من به عنوان فردی که متمایل است بیشتر به جنبه های علمی و واقعگرایانه این دست مسائل بپردازد یافتن دلیلی برای آن چه عیناً مشاهده می شود گاهی دشوار می نماید. پدیده موفمن (Mothman)  یا بید مرد که در دو دهه ۶۰ و ۷۰ آمریکا بسیار مطرح بود از این دست موارد است. موفمن طبق شاهدان عینی موجودی با دو الی سه متر قد، بدون سر (یا با سری بسیار کوچک) با دو بال در پشت، ایستاده روی دو پا مشابه پای انسان و از همه بارزتر دو چشم بزرگ قرمز رنگ بود که در سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ در منطقه کوچکی در ایالت ویرجینیای غربی آمریکا بارها دیده شده و مردم و روزنامه های آن زمان بدان بسیار پرداخته اند. گرچه موفمن در اوایل سالهای ۱۹۶۲ به یکباره ناپدید شد و از آن زمان تا کنون نیز حتی یک مورد مشاهده آن گزارش نشده است، امروزه هر از چند گاهی افرادی برای پیدا کردن سرنخی ار آن راهی جنگل منطقه می شوند. تحقیقات در باره ماهیت این موجود تا کنون هیچ نتیجه ای در بر نداشت.

https://i2.wp.com/grimunion.com/wp-content/uploads/2010/02/Mothman2-295x300.jpg

اولین موارد مشاهده موفمن مربوط می شود به سال ۱۹۶۶٫ یک زن به همراه پدر و دو فرزندش در حال رانندگی در جاده شماره دو در حوالی منطقه شکار کرونستاک (Cornstalk) در نزدیکی رودخانه اهایو شبح مرد بزرگی را می بیند که از عرض جاده با سرعت رد می شود. موقعی که زن سرعت خود را برای برانداز کردن چیزی که دیده بود کم می کند موجودی را میبیند با بالهای باز کرده معلق در هوا. زن و همراهانش به دلیل اینکه فکر کردند آنچه دیده اند می تواند مربوط به جانوری مثل کرکس باشد ماجرا را به کسی  گزارش ندادند. اما اولین گزارش رسمی از رویت موجودی که منطقه پوینت پلیسانت (Point Pleasant) را در وحشت فرو برده بود مربوط به پسر بچه ای ساکن یک روستا در کنار رودخانه اهایو (Ohio) است. پسر بچه بارها به مادرش درباره فرشته ای بالدار سخن می گفت که در امتداد رودخانه به پرواز در می آید.

در تابستان سال ۱۹۶۶ همسر یک پزشک که برای گردش به همان منطقه رفته بود موجودی شبیه بید (پروانه شب) با ۶ پا قد به رنگ خاکستری را میبیند که هیبتی انسان نما داشته است. او جریان را با پلیس در میان می گذارد اما کلانتری محل اهمیتی به داستان او نمی دهند. در دوازدهم نوامبر همان سال نیز ۵ کارگر گورستان گزارش دادند موجود وحشتناک بالداری شبیه انسان را دیده اند که نزدیک یک دقیقه آنها را تماشا می کرده.

دو روز بعد یعنی روز چهاردهم نوامبر کشاورز ی به نام نول پاتریگه (Newel Partrige) گزارش مشابهی ارائه می دهد. وی در گزارشی که توسط پلیس از این حادثه تهیه شد گفته بود: در خانه خودم مشغول تماشای تلویزیون بودم که در حوالی ساعت ده و نیم شب تصویر رفت و به جای آن صدای عجیبی مثل ناله پخش می شد. در همان لحظه بیرون از خانه سگم که یک سگ آلمانی (در ایران به نام گرگی شناخته میشه) است مدام پارس می کرد. از خانه آمدم بیرون و دیدم که سگم به طرف طویله در حال پارس کردن است. وقتی نور چراغ قوه رو به طرف طویله گرفتم دو چشم بزرگ قرمز رنگ رو دیدم که مثل چراغ های شبرنگ دوچرخه می درخشیدند. سگم به سرعت به طرف طویله حمله ور شد و من که ترسیده بودم اسلحه ام رو پر کرده منتظر دمیدن صبح شدم. صبح برای پیدا کردن سگم همه جا رو گشتم ولی تنها چیزی که دیدم رد پاهای سگم بود که حول یک دایره کوچک در امتداد بود. انگار دوش را دردهان گرفته و به دور خودش چرخیده بود. از آن زمان تا کنون سگ نول هیچگاه پیدا نشد.

روز پانزدهم نوامبر ۱۹۶۶ حادثه دیگری اتفاق می افتد که نام موفمن را بر سر زبان می اندازد. دو زوج جوان خانم و آقای اسکاربری (Scarberry) و خانم و آقای مالتی (Mallette) به آرامی در حال رانندگی به سمت شهر کوچک پوینت پلیسانت (Point Pleasant) در ویرجینیای غربی (Western Virginia ) بودند. در ساعت یازده و نیم شب درست زمانی که به کارخانه متروکه باروت سازی بازمانده از دوران جنگ می رسند در کنار جاده موجود عجیبی را می بینند که موازی با آنها در حال پرواز بود. طبق توصیف آنها موجود پرنده قدی بیش از سه متر داشته و طول بالهایش به ۵ متر می رسیده است و چشمان بزرگش در تاریکی شب به رنگ قرمز می درخشید.

روجر اسکاربری (Roger Scarberry) که پشت فرمان نشسته بود اولین کاری که با مشاهده موجود انجام می دهد فشار دادن روی پدال گاز اتوموبیل شوی (chevy) اش هست. طبق گفته وی موجود بدون اینکه بال بزند پرواز میکرد و آنها را تا خود شهر همراهی کرد و این در حالی بود که اتوموبیل با سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می کرد. به محض ورود به شهر موجود دست از تعقیب می کشد و در سیاهی شب نا پدید می گردد. خانواده اسکاربری و همراهانش ترسیده و پریشان مستقیم به کلانتری شهر حرکت کرده و واقعه را به اطلاع کلانتر میلارد هالسید (Millard Hallsead) می رسانند. کلانتر هالسید برای سرکشی راهی محل واقعه یعنی جاده  کناری کارخانه قدیمی باروت سازی می شود اما به محض ورود به محل ارتباط رادیویی اتوموبیلش با مرکز قطع می شود و صدای نا مفهومی از بی سیم به گوش می رسید همین امر سبب می شود کلانتر به محل کارش در شهر بر گردد. روز بعد کلانتر جورج جانسون  (George Johnson) با حضور تعدادی از شاهدان عینی موجود عجیب یک کنفرانس مطبوعاتی بر گزار می کند و از مردم می خواهد در صورت رخداد چنین تجربه ای کلانتری را در جریان قرار دهند. با این عمل خبر مشاهده موجود عجیب انسان نما در روزنامه ها و کانال های تلویزیونی درج شده و به کل آمریکا سرایت می کند. روزنامه ها نام موفمن (Mothman) بر روی این موجود می گذارند.

به گفته اهالی محل بیشه اطراف کارخانه تعطیل شده باروت سازی در سال ۱۹۰۰ یک منطقه حفاظت شده برای پرندگان بنام منطقه شکار ممنوع مک کلینتیک (Mc Clintic) بود تا اینکه در دوران جنگ جهانی دوم کارخانه باروت و مهمات سازی در آن احداث گردید. بعد از جنگ کارخانه و محدوده اطراف آن به یک شرکت تولید کننده مواد شیمیایی فروخته می شود که از آن زمان این منطقه به صورت جدای از محیط بیرون حفاظت می شود و افراد چندانی بدان رفت و آمد ندارند البته به جز چند جوان لا ابالی که بدون اجازه وارد آن می شوند تا پارتی های شبانه شان را دور از چشم والدینشان در آنجا برگزار کنند.

در حوالی کارخانه افرادی هم ساکن هستند یکی از اینها خانواده راف توماس  (Ralf Thomas) هست که در ۵ کیلومتری کارخانه مزرعه کوچکی دارند. در ساعت نه شب شانزدهم نوامبر آقای ریموند وامسلی (Raymond Wamsley) و خانم مارسلا بنت (Mwrcella Bennet) به همراه دخترش تینا (Tina) برای میهمانی قصد رفتن به خانه دوست قدیمیشان توماس داشتند. درست در جلوی کارخانه رادیو اتوموبیل دچار عارضه می شود ولی بدون اینکه توقف کنند به راه خودشان ادامه دادند. به محض اینکه به خانه توماس می رسند صدای برخورد شیئی به اتوموبیل به گوش می رسد. ولی حین پباده شدن ریمون موجود بزرگ با بالهای افراشته و چشمانی قرمز رنگ را می بیند که در ارتفاع حدوداً ده متری زمین معلق ایستاده و به آنها نگاه می کند. افراد به سرعت خود را به درب خانه می رسانند و میهمانان آشفته توسط خانواده توماس به داخل راهنمایی می شوند. خانم بنت به پلیس زنگ می زند ولی قبل از رسیدن پلیس موجود رفته بود. به گفته وی صداهای آن موجود را قبلاً  بارها شنیده است که شبیه جیغ است.بعد ها اعلام شد دو مامور آتش نشانی پل یودر (Paul Yoder) و بن انوکز (Ben Enochs) نیز در همان لحظه این موجود را دیده اند.

در شب بیست و یکم نوامبر ریچارد وست (Richard West) ساکن چارلستون با پلیس تماس گرفته و حضور یک هیولای بالدار را در پشت بام خانه همسایه اش اخبار می کند. طبق توصیف او موجود بالدار شبیه انسان است با ۳ متر قد و چشمانی قرمز که در بالای تنه اش قرار دارند و بدون اینکه بال بزند مثل هلیکوپتر به هوا بلند می شود.

گزارش بعدی مربوط به بیست و پنجم نوامبر است . در این تاریخ تام اوری (Tom Ury) در حال رانددگی در جاده شصت و دوم موجودی بزرگ را می بیند که در بالای کارخانه باروت سازی در پرواز بود.

روز بیست و ششم خانم راث فوستر (Ruth Foster) ساکن خیابان آلبانس (Albans)  پوینت پلیسانت موجود را در سقف یکی از خانه های اطراف می بیند. مشخصاتی که خانم فوستر می داد با توصیفات ریچارد وست همخوانی می کرد.

مشخصاتی که شاهدین عینی از این موجود تاکنون ارائه کردند تقریباً عین هم است.  اما شاید بارزترین ویژگی این موجود هیبت بسیار وحشتناک آن است. یکی از افرادی که موفمن را در هنگام روز و با دقت دیده است کانی کارپنتر (Cannie Carpenter) است. وی در روز بیست و هفتم نوامبر زمانی که مراسم بزرگداشت در راه کلیسا بود. موجودی دوپا را در زمین گلف اطراف جاده مشاهده می کند. اتومبیل را کنار کشیده و پیاده می شود تا نگاهی دقیقتر با آن بیاندازد چون تصور نمی کرد کسی در روز بزرگداشت بخواهد گلف بازی کند. اما او هیچگاه چیزی را که می دید نمی توانست فراموش کند موجود عجیب بعد از متوجه شدن حضور کانی به هوا می پرد، از بالای سر کانی پرواز کرده و در جنگل نا پدید می شود. او در باره هیبت چیزی که دیده چنین می گوید: “موجود خاکستری مثل انسان روی دو پا راه می رفت قدی دوبرابر انسان داشته و صاحب دو بال بزرگ در پشتش بود. اون سر نداشت و فکر می کنم دو چشم قرمز و بزرگش در بالای تنش قرار داشتند. تنها چیزی که می توانم بگویم کلمه وحشتناک هست”. در یازدهم ژانویه ۱۹۶۷ خانم مابل مک دنیل (Mabel McDaniel) به پلیس اطلاع می دهد که انسان پرنده ای را در آسمان دیده است. همسایگانش آنچه او دیده است را تائید کردند.

در روزهای پایانی سال ۱۹۶۶ یعنی زمانی که بحث مشاهده موفمن بسیار داغ بود پدیده های عجیب دیگر هم اوج گرفته بودند. در این روزها چندین گزارش رویت یوفو، گم شدم یک باره حیوانات، کشف اجساد حیوانات گوناگون به اسرار آمیز شدن منطقه بیشتر دامن می زد. این اتفاقات با رخدادن حادثه فروریختن پل شهر پوینت پلیسانت  به یکباره متوقف شد.

پل فلزی موسوم به Silver Bridge که بر روی رودخانه اهایو احداث شده بود دو نیم شهر پوینت پلیسانت را بهم متصل می کرد در روز پانزدهم ژانویه ۱۹۶۷ در یک روز آرام فروریخت و بیش از ۴۰ اتوموبیل را که در حال گذر از روی ان بودند به قعر رودخانه فرستاد. این بزرگترین فلاکت در تاریخ شهر پوینت پلیسانت بود. مردم شهر موفمن را علت رخداد این حادثه می دانند، چرا که قبل از این حادثه بسیاری از مردم موفمن را نشسته در بالای پل بارها دیده بودند. بعد از این حادثه موفمن هیچگاه مشاهده نشد. موجودی که مانند اشباح بطور اسرار آمیزی ظاهر شد و بصورت مرموزی ناپدید گشت.

https://i1.wp.com/brimstoneparanormal.com/wp-content/uploads/2010/11/mothman.jpg

فرضیات و گمانه زنی ها در باره موفمن بسیار است. برخی معتقدند موفمن یک موجود فرازمینی است که از دنیای دیگری آمده بود. در باره موفمن کتابی با عنوان “The Mothman Prophecies” در سال ۱۹۷۵ منتشر شده است. جان کیل (John Keel) نویسنده این کتاب معتقد است پدیده موفمن با دیگر پدیده های پارانرمال مثل مشاهده یوفوها، صداهای عجیب و غریب، کشف لاشه های حیوانات فاقد اعضای بدن و اختلالات رادیویی در منطقه پوینت پلیسانت در ارتباط است. کیل و برخی دیگر از محققین احتمال می دهند موفمن از دوازه زمان و مکان گذشته و وارد دنیای ما شده است. وی درباره علت رفتن یکباره او اعتقاد دارد موفمن یا خودش از همان راهی که امده به دنیای خودش بازگشته یا اینکه توسط مردان سیاه پوش شکار شده است. در این بین افرادی معتقدند فعالیت کارخانه مهمات سازی وجود مواد شیمیایی باعث ایجاد جهش های ژنتیکی در جغد ها شده است که انها را به این شکل می بینیم. دکتر رابرت اسمیت (Robert Smith) استاد جانورشناسی دانشگاه ویرجینیای غربی معتقد است آنچه مردم بدان موفمن می گویند در حقیقت نوعی پرنده خاکستری بزرگ کثل درنا است.

فرضیه قابل قبول تر مربوط به محققی بنام مارک هال (Mark Hall) است. او در کتاب خود با عنوان “Tunderbirds! The Legend of Giant Birds” که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد به نقطه قابل اتکایی اشاره می کند. به گفته هال بومی های آمریکای شمالی ساکن پاسفیک شمال غربی و منطقه پنسیلوانیا به وجود جغدهای عظیم الجثه ای که در کوه های ازارک (Ozark) میسوری (Missouri) زندگی می کنند باور دارند. این بومیان به این پرنده نام جغد بزرگ را داده اند. با وجود اینکه حضور چنین پرنده ای برای جانورشناسان امروزی اثبات نشده است، اما مشخصاتی که بومیان از این پرنده می دهند تا حدود زیادی با موفمن منطبق است. بر عکس حیوانات دیگر چشمان جغد هنگام درخشش در شب به رنگ قرمز دیده می شود.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

پیشگویی سنت ملکی درباره پاپ بعدی،آخرین پاپ

پیشگویی سنت ملکی

یکی از معروفترین  پیشگویی هایی در مورد پاپ ها  وجود دارد  پیشگویی یک کشیش ایرلندی کابالائیست به نام سنت ملکی (۱۰۹۴-۱۱۴۸  میلادی)  می باشد.

او در الهامات تصویری که داشته خصوصیات ۱۱۲ پاپ بعد از خودش را به صورت استعاری در عنوان هایی کوتاه  بیان کرده است . به نظر او پس از آنها پایان دنیا  رقم خواهد خورد و این سرآغاز قیامت خواهد بود .

در مورد پیشگویی ها اولین نکته مسکوت ماندن در آرشیو کلیسای رم به مدت  بیش از ۴۰۰ سال می باشد.در سال ۱۵۹۰ این کتاب دوباره کشف گردید و مورد توجه قرار گرفت .

اکنون به برخی از پیشگویی های که حادث شده است در زمان ۶۰ ساله ی گذشته و برخی که قدیمی تر هستند  می پردازیم :

در مورد پاپ ۸۲ او لقب از تبار  گل لاله و رز به او داده است . ۸۲مین پاپ. پاپ Urban VIII می باشد . او از اهالی فلورانس بود . و نکته این بود که سپر نشان خانوادگی او مزین به ۳ زنبور بود که مشغول جمع کردن گرده از گلهای لاله و رز بودند.

پاپ یکصدوهشتم : (پاول ششم   ۱۹۵۸  -۱۹۶۳ )

لقب : گل در گل

نشا ن روی سپر خانودگی پاول ششم سه گل لاله بود.

پاپ یکصدونهم : ( ژان پاول اول ۱۹۷۸  )

لقب : نیمی از ماه

او در دهکده ای به نام ماه زیبا متولد شده ووقتی در ۲۶ آگوست به تخت نسشت دوران حکومت او یک ماه بیشتر طول نکشید اما نکته آنجاست که در آغاز و پایان  حکومت او ماه نیمه اش روشن بوده است .(نصف ماه )

پاپ یکصدودهم : ( ژان پاول دوم ۱۹۷۸-۲۰۰۵ )

لقب :از خورشید گرفتگی

او در ۱۸ می  ۱۹۲۰  در هنگام خورشید گرفتگی متولد شد . همچنین در ۸ آوریل ۲۰۰۵ در هنگام مراسم خاک سپاری او خورشید گرفتگی رخ داد.

https://i2.wp.com/www.catholicculture.org/culture/liturgicalyear/pictures/jp2_beat.jpg

پاپ یکصدویازده : ( بندیکت شانزدهم    ؟ –  ۲۰۰۵   )

لقب : شکوه زیتون

https://i2.wp.com/assets.nydailynews.com/img/2010/05/12/alg_pope_benedict_1.jpg

در مورد این پاپ با توجه به حساسیت کلیسا نسبت این پیشگویی  سعی شد تا حد امکان از کسی که سنخیتی با زیتون دارد پرهیز شود .نام اصلی او جوزف الویس رایتزینگر می باشد . نکته آنجاست که او پس از انتخاب شدن لقب بندیکت را برای خود بر گزید وبندیکت شخصی مذهبی در زمان گذشته بوده که در نشر مسیحیت بسیار نقش داشته است  ونشان خانوادگی بندیکت ها زیتون می باشد .

پاپ یکصدودوازده : ( ؟    ؟ –  ؟   )

لقب : پیتر رومی

در این مورد خود سنت ملکی به این صورت قضایا را نقل می کند که چه اتفاقی خواهد افتاد :

در میان سختی های بسیار، پیتررومی تخت کلیسا ی رم را تصاحب می کند و به سختی گوسفندان را تغذیه خواهد کرد . سپس شهر ۷ تپه ( رم ) نابود خواهد شد و یک قاضی نیرومند به محاکمه ی مردم خود خواهد پرداخت . پایان !

منبع :http://www.biblebelievers.org.au/malachy.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس http://www.ufolove.org مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از پدرام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

با تلسکوپ هاوایی کدامیک را بررسی خواهیم کرد سیاره نیبیرو،سه سیاره،ماه،یوفوها؟

تلسکوپCFC پروژه خود را در سال ۱۹۷۹اغاز کرد.مکان آن در بالای یکی از قله های Mauna Kea که در ارتفاع ۴۲۰۰پا از سطح مجمع الجزایر هاوایی و قلل آتشفشانی آن قرارگرفته است.

ماموریتCHFT ایجاد یکسری تسهیلات برای کاربران و ایده پردازان خود بود و به ارائه تسهیلاتی برای رصدهای نجومی است و بالطبع انچه ارائه می کند در راستای اهداف دولتها در باره اینگونه پروژه ها می باشد و انچه دیده میشود Mauna Keaمورد سوء استفاده قرار میگیرد و پتانسیلهای آن هدفمندی دیگری برای دولتها دارد.

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2011/07/hawaii-phenomena.jpg

علاوه بر تلسکوپ تجهیزات دیگری مانند انواع دوربینها و تصویرگرهایی به نام ‘cloud cameras’نیز میباشد که در معرض تماشای عموم نیز قرار گرفته است.در خبرهاو پستهای پیشین به شما درباره وقوع انفجار نوری عظیمی در تاریخ ۲۲ ژوئن۲۰۱۱ دادیم این انفجار به سان حبابهای نوری دیده می شد و حالت عجیبی از پرتو افکنی نوری داشت.

هفته گذشته تلسکوپ و ‘cloud cameras رصد دوباره ای از پدیده انفجاری عجیب و غیر منتظره داشت.

در ویدئو۱شاهد ان هستید.این نیبرو سیاره دوم است و یا تنها شاهد ماه هستیم ؟

در ۰۲:(در راستای خورشید) – ویدئوی گرفته شده توسط رصدخانه CFH جهانی،۳٫۶ مترتلسکوپ نوری / مادون قرمز.

ویدیو ۲ : گروه سیارات یا بشقاب پرنده دیده می شود قبل از طلوع آفتاب. گرفته شده با دوربین ابر  است ایا این تنها یک هواپیماست؟

ویدیو ۳ : سیارک، UFO یا فقط یک پدیده طبیعی است؟

ویدئو : ۴ ماه عجیب در بالا هاوایی و یا شاید یک پدیده طبیعی؟

لینک مشاهده ویدیو ها

http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/2011/07/10/captured-on-hawaii-telescope-nibiru-3-planets-strange-moon-ufos/

چهار پدیده  عجیب و غریب می بینیم و یا به سادگی قابل توضیح هستند. اگر شما یک توضیح برای این مشاهدات دارید، لطفا به ما اطلاع دهید.

منبع: http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شقایق عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

گورستانی از موجوداتی عظیم الجثه و بیگانه در آفریقا پیدا شد.

گورستانی از موجوداتی عظیم الجثه در آفریقا پیدا شد

گروهی از انسان شناسان آرامگاه مرموزی را در جنگلی نزدیک شهر کیگالی روآندا (در افریقای مرکزی) پیدا کردند.

بقایای این موجودات  شباهت کمی به انسان داشتند. سرپرست گروه محققان اعتقاد دارد که آنها می توانند موجوداتی از سیاره ای دیگر باشند، که در اثر یک  بلای ناگهانی مرده اند.

Cemetery of giant creatures found in Central Africa

طبق گفتۀ دانشمندان، آنها دست کم ۵۰۰ سال پیش دفن شده اند. در ابتدا، محققین تصور کردند که آنها از یک تمدن قدیمی می آیند، اما هیچ نشانه ای از تمدن انسانی در آن اطراف پیدا نشده است.

در این گورستان، ۴۰  قبر همگانی،  حدود ۲۰۰ جنازه را دربرداشتند، که همگی به خوبی حفظ شده و باقی مانده بودند. قد این موجودات  حدوداً به ۷ فوت میرسید. سرهایشان بسیار بزرگ بود و دهان، بینی یا چشم نداشتند.

به اعتقاد انسان شناسان،  این موجودات متعلق به گروهی از بیگانگان هستند که در اینجا فرود آمده اند، و به احتمال زیاد، توسط نوعی ویروس بیگانه از بین رفته اند که  بدنشان قابلیت دفاع در برار آن را نداشته است. با این حال، هیچ آثاری از فرود آمدن سفینه یا قطعات آن کشف نشده است.

این اولین کشفی نیست که در این زمینه صورت میگیرد. در تابستان ۱۹۳۷ گروهی از دانشمندان چینی به سرپرستی پروفسور چی پوتئی  به بررسی غارهای کوه بایان-کارا-اولا پرداختند. در داخل این غار، آنها اسکلت هایی با سرهای بسیار بزرگ و بدن های کوچک پیدا کردند. در نزدیکی آنها، ۱۷۶ لوح سنگی وجود داشت. در مرکز هر لوح سوراخی بود، و یک  شیار مارپیچی، که کاراکترهایی روی خود داشت، از آن شروع می شد و به محیط پیرامون امتداد پیدا میکرد.

Tibet/China Border Area

علاوه بر این، دیوارهای غار توسط نقاشی هایی از طلوع خورشید، ماه و ستاره ها پوشیده شده بودند، همراه با نقطه های رنگی ریزی که به تدریج، به کوهستان و سطح زمین نزدیک می شدند.

محققین برای کشف کدهای دیسک های سنگی  به مدت دو دهه سردرگم بودند. سرانجام، پروفسور دانشگاه بیجینگ  زوم اومنیو، تعداد زیادی از آنها را رمزگشایی کرد.

Chinese disk

حروف مارپیچ اینطور روایت می کنند که حدود ۱۲ هزار سال پیش، چند شئ پرنده در این کوهستان تصادف کردند. باستان شناسان چینی، توصیفی از مردمانی که در غارهای بایان-کارا-اولا زندگی می کردند نیز  پیدا کردند.

همچنین در زمانی نه چندان دور، در یکی از تابوت های مصر باستان، مومیایی یک مرد ۲٫۵ متری پیدا شد. صورت او فاقد بینی و گوش و دهانش بسیار گشاد بود و زبان نداشت.

طبق گفته های باستان شناس، گوستون د ویلارز، سن این مومیامی حدوداً ۴ هزار سال است. او به عنوان یک مصری اشراف زاده دفن شده- به دقت مومیایی شده و توسط خدمتگزاران، غذا و وسایل تزئینی برای زندگی پس از مرگش، احاطه شده بود. اگرچه طبق کشفیات، تمامی وسایل اطراف او به مصریان یا حتی تمدن زمینی تعلق نداشتند؛ برای مثال، در میان کشفیات، یک دیسک سنگی صیقل داده شده که توسط کاراکترهای ناشناخته ای پوشیده شده بود، یک لباس که از فلز ساخته شده، همراه با بقایای چیزی که کفش های پلاستیکی را تداعی می کردند، و کتیبه های سنگی بسیاری که با تصاویری از ستارگان، سیارات و ماشین های ناشناخته ای پر شده بودند، به چشم می خورد. همچنین معبدی که این مومیایی عجیب در آن پیدا شد نیز غیر طبیعی بود، محل دفن توسط ماده ای ساخته شده بود که ماهییت ناشناخته ای داشت. سنگ تشکیل دهده آن کاملاً از یک صخره تراشیده شده بود، در نتیجه دیوارها مانند مرمر صیقل یافته صاف بودند. مانند این به نظر می رسید که [سنگ] توسط لیزر جدا شده باشد، چون اتفاقاً، سطح سنگ ذوب شده بود. تابوت توسط ماده ای تزئین شده بود که سرب به نظر می آمد.

در هر حال، نظریه وجود بیگانگان، تنها نظریه موجود در این زمینه نیست. طبق نظر برخی محققان، غول آسایان و کوتوله ها می توانند شاخه ای از نژاد بشر باشند که زمانی بر روی زمین زندگی می کردند، اما به دلایلی منقرض شده اند.

منبع: http://www.archaeologydaily.com/news/201106246797/Cemetery-of-giant-creatures-found-in-Central-Africa.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

منبع این مطلب از سایت معتبر اخبار روزانه باستانشناسان است.

آنوناکی ها روی زمین : شروع تا پایان

این یک اثر بزرگ است ! من بیش از ۱۸،۰۰۰ ساعت کتاب مقدس ، و بیش از ۱۰۰۰ ساعت صفحات اثار سومری را خوانده ام. خواندن این اثر ثبت شده باستانی برای هر دانشجوی کتاب مقدس به صورت جدی  ضرورت دارد .آن را بخوانید و برای خودتان تصمیم بگیرید .به همه آن عشق بورزید و آن را علامت گذاری کنید . پژوهش های من از خواندن کتاب های مقدس داستان پیدایش خلقت ،آدم + حوا،شروع شده است تا  فرزندان آن ها ، فرشتگان  وحی شده ، فرزندان  ونوادگان آن ها ، سیل نوح ،نوادگان  فرزندان   آن ها و ابراهیم.

در تلاش برای اطلاعات بیشتر در مورد فرشتگان وحی و فرزندان آن ها نفیلیم (Nephilim) کتاب  خنوخ Enoch را پیدا کردم
که داستان را با جزئیات بیان میکند سپس در جستجوی Giants غولها و با تماشای فیلم یوتیوب من به کشف ANUNNAKI دست یافتم   کسانی که از آسمان به زمین آمدند که درباره نژاد پیشرفته آن ها که میلیونها سال جلوتر از ما در فن آوری هستند بود ،مانند یک فیلم جنگ ستارگان starwars با سلاح های پرتو ،و هواپیماها . آنها از دهمین سیاره کشف نشده  نیبیرو Nibiru در مسیر راه خورشیدی از سیاره پلوتون قدیمی می ایند پلوتون ، که دارای یک مدار ممتد است و از پلوتون  میگذرد و وارد سیستم داخلی خورشیدی بین مریخ و مشتری در چرخش معکوس در هر  ۳،۶۰۰ سال یک بار میشود . آن ها  چگونه هزاران سال پیش به این جا آمدند و به بشریت بر روی زمین حیات دادند . آن ها به دلیل چرخش های طولانی مدارهای سیاره به دور خورشید دارای طول عمر بسیار طولانی هستند . آن ها انقدر تکنولوژی پیشرفته ای دارند که مردم  آنها را به عنوان خدایان و اربابان می شناسند  که به پیش ارباب های آسمانی باز میگردند .

Anunnaki  آنوناکی ها انسان هستند و به خدا اعتقاد دارند  که خدا را خالق همه چیز مینامند .
ANNUNAKI در KJV  در کتاب مقدس با عنوان آناکیم ANNAKIM  شناخته میشود (عبری ) که در این منبع اورده شده است :

Deuteronomy 1:28-2:10, 11, 21. 9:2 Joshua 11:21,22 and 14:12,15.  .و با عنوان SONS OF ANAK  در صفحات زیر نامیده میشود : ۱۳:۲۲,۲۸,۳۳; DT: 9:2; JOSHUA 15:13,14; 21:11و در قسمت ۱:۲۰ با عنوان JUDGES نامیده میشود . شماره صفحه های خود را چک کنید .

در آغاز با چگونگی تشکیل منظومه شمسی با خورشید  و سپس تیامات (مادر قدیمی  زمین )،
Kinguکینگو، و Tiamats ماهواره اصلی خود را طراحی کرد . از تیامات عطارد به عنوان پیام آور آسمانی،زوج های زهره و مریخ ، مشتری و زحل ، نپتون و اورانوس پدید آمدند.  سپس Celestial Battleاز عمق فضای نیبیرو  Nibiru  پدید آمد. این مساله باعث تعظیم نپتون به  محورنیبیرو( ۹۰ درجه )شد  .زحل (Anshar) ماه Gaga (پلوتون) در کنارش قرار داشت  و نیبیرو آن را از کنار خود ارسال آن به عنوان مامور سری چهارم (۹سیاره) به پیش ماه دیگری فرستاد . Tiamat از خالق یک ماه دیگر ماه Nibiru  را در دو قسمت پدید اورد .حالا این ماه در خلاف گردش مدار زمین قفل شده است ضربه های نیمی از Tiamat در اطراف خورشید امتداد پیدا کرده است . Hammered Bracelet یادآور celestial battle میباشد .نیمه دیگر زمین جدید بارگه های طلایی به مکان جدید خود  نقل مکان کرد تا ماه Tiamat را حفظ کند .( توضیحات  روی صفحه ان از یک نظر زیبا تر از همه ان میباشد).The Upper Waters, The Hammered Bracelet, این داستان از اولین تمدن شناخته شده سومری با قدمت هزار ساله میباشد .این مساله با جزئیات کامل مثل یک فیلم گفته شده است .بسیاری از مردم نظرات خود را در مورد این مساله دارند که Anunnaki چه کسی میباشد و هدف خود را در این باره دنبال میکنند. اما چه میشد اگر می توانستم داستان آنوناکی Anunnaki را برای شما  کلمه کلمه تعریف کنم . من فیلم هایyoutubes  را از ترجمه  الواح سومری Sumerian Tablets نگاه کردم و کتاب
Tablets را با کل تاریخ Endubsar (مانند موسی) پیدا کردم که انتخاب شده است  و برای مدت
۴۰ شبانه روز نوشته شده بود که خود آنوناکی (کسانی که از آسمان آمدند.) Anunnaki گفته بود ” نه یک کلمه اضافه شده و نه یک کلمه کم شده است ”

کتاب از دست رفته انکی (کتاب گمشده انکی)ENKI

لوح های آنوناکی Anunnaki که از سنگ  لاجورد Lapis Lazuli به رنگ آسمانی ساخته شده اند بر روی صفحه چوبی منبت کاری Acacia قرار داده شدند که بیرون ان در خارج ان Gold قرار دارد (مثل Ark از Covernant) .

https://i2.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a6/Lapis_lazuli_block.jpg/225px-Lapis_lazuli_block.jpg

در مورد دهمین سیاره آنوناکیها  Nibiru – Anunnaki  نیبیرو سخن را با سیاره ای با شعاع های قرمز رنگ آغاز میکند .

جو این سیاره از آتش فشانها نشات گرفته و به کمک ان پدیدار شده. حرارت درونی سیاره انرا در زمان دوری از خورسید گرم نگه میدارد. لایه محافظ جو ، سیاره را از گرمای بیش از حد در دوره زمانی نزدیکی به خورشید محافظت میدارد .اتمسفر سیاره ان ها  باران را در خود نگه میدارد و آزاد میکند و جریان نهرها و دریاچه ها را افزایش میدهد و پوشش گیاهی سرسبز.را حفظ میکند . برخی مردم منازل خود را در دره ها وبرخی در کوه ها میسازند . آن ها چرخش مدار را در ۳۶۰۰ سال یک sharشار  مینامند .

https://i1.wp.com/www.2012omg.com/images/nibiru/nibiru.jpg

آن ها همزمان با گسترش یافتن در سراسر سیاره خود پخش می شود  درگیری هایی داشتند ، قبیله ها را  تشکیل دادند  ، و سپس دو ملت بزرگ روبروی یکدیگر یعنی ملت شمال و جنوب تشکیل دادند .به خاطر بسیاری از جریان های مخرب بر روی زمین تمام حیات از بین رفت. سپس آتش بس اعلام شد و سپس صلح انجام شد . فرض کنید ملت ها با هم یکی شده باشند.فرض کنید یک پادشاه در Nibiruنیبیرو  به سلطنت بر همه جا میپردازد ورهبری از شمال و جنوب برای قطعات زیادی از زمین ها انتخاب شده است .اگر مردی از شمال به رهبری انتخاب شده است فرض کنید با زنی در جنوب به عنوان ملکه کل منطقه همسر او میباشد .زن و شوهر یک روح در دو کالبد میشوند و فرزند اول آن ها جانشین آن ها میشود .  یک سلسله متحد تشکیل می شود ،وحدت برای همیشه  در  Nibiru شکل میگیرد.صلح از میان خرابه ها و با ازدواج زوجی از شمال و جنوب شکل گرفته است .
پادشاه اول بعد از صلح جنگجویی از شمال بود که درست و عادلانه انتخاب شده بود.یک فرمانده  توانا و با فرامین مقتدرانه در دستش مجددا استقرار یافت .قوانین و مقررات اواستقرار یافتند . فرماندارانی که او برای هر منطقه منصوب کرده بود و به اصلاح و احیای وظایف خود پرداخت. اوشهر جدیدی را ساخت کانال ها را تعمیر کردو در ان جا زمین های زیادی وجود داشت.نام سلطنتی او AN بود که معنایش آسمانی بود.جنوب برای این زن و شوهر انتخاب شده بود . Antu عنوان سلطنتی ان بود . این فرماندار که نام زنش Antu بود.

در طول سلسله از پادشاهان در Nibiru ، پادشاه اینشار ششم در سلسله پادشاهی خود دارای زمین های کم تری بود. این زمینها در دوره سرما دارای سرمای بیشتر  ودر دوره گرما داغتر از سیارات در مدار بودند . کشف شده بود که حفره ای ایجاد شده است  (مانند یک سوراخ در لایه ازن) . آتشفشان هایی  که جو خود را تامین میکنند کم تر دارای چنین حالتی هستند . . این مساله باعث شده بود تا بسیاری از مردم نابارور شوند و قادر به بچه دار شدن نباشند.  ملکه بچه ها دار نمیشد و یک پسراز معشوقه پادشاه به دنیا امده بود که نامش DuUru بود. بعد ها ملکه نوزاد پسر را که در
دروازه های کاخ رها شده بود پیدا کرد و او را بزرگ کردد که جانشین پادشاه شود. نام او  Lahma. بود . او که خون سلطنتی نداشت و ضعیف بود نمیدانست که باید چه کاری انجام دهد .

این انجمن دو چیز را کشف کرد که در جو باید انجام و رفع میشد .. یکی استفاده ازموشک های هسته ای برای خارج کردن اتشفشان و دیگری استفاده از فلز بود . نام این فلز طلا بود که به پودرهای ریز تبدیل شده بود و برای از بین بردن مشکل جو استفاده میشد .در  دربار شاهزادگان آشفته بودند که پادشاه از طریق نسب خونی به تاج و تخت نرسیده است .

پادشاه در برابر اتهاماتی که به وی وارد شده بود به جای برخورد مناسب به صورت احمقانه رفتار کرد به جای اینکه سعی کند مساله را سر و سامان دهد . بیشتر از شورش صحبت میشد.

شاهزاده در قصر سلطنتی اولین کسی بود  که این تسلیحات نظامی را روی کار آورد. و با کلمات وعده آمیز خود به تحریک دیگر پادشاهان پرداخت .نام او آلالو ALALU بود .

او فریاد زد نگذارید Lahma  دیگر پادشاه باشد اجازه ندهید تردید در تصمیم تان وارد شود .

بیایید ، شاه جهان را به مبارزه دعوت کنید . بگذارید او تاج و تخت را رهاکند .

شاهزادگان به حرف های او توجه کردند ان ها به دروازه کاخ یورش بردند.

به اتاق تاج و تخت پادشاهی و ورودی آن مثل اب جاری یورش بردند.

به برج قصر حمله کردند ،پادشاه فرار کرد و  Alalu او را دنبال کرد.

Lahma فریاد زد Alalu دیگر وجود ندارد .

.Alalu  به عنوان پادشاه بعدی در نظر گرفته شده بود و پادشاه دیگری برای مبارزه با او قدم پیش گذاشته بود . نام او آنو ANU بود.  نواده پسر سوم ۳ را AN به نام . Enuru هر دو شاهزاده تصمیم گرفته شده بودند که

Alaluپادشاه خواهد بود ، پسر Anu و دختر Alalu جانشین تاج و تخت خواهند بود.
سفری به زمین

در زمان های کهن Alalu  در Nibiru  پادشاه شد. درزمان  شار نهم ، Anu   نبرد را به Alalu.  سپرد . این مبارزه دست به دست ادامه پیدا کرد و با بدن های برهنه مبارزه انجام میگرفت .

Anu گفت برنده پادشاه خواهد شد . ان ها با یکدیگر در میدان های عمومی گلاویزشدند . در ها به لرزه در امدند و دیوار ها را تکان دادند . Alalu زانویش خم شد  و بر روی سینه به زمین افتاد.. Alalu درمبارزه شکست خورده بود و Anu به عنوان پادشاه  مورد ستایش قرارگرفت .’ Anuبه طرف  کاخ بدرقه شد و Alalu دیگر به کاخ برنگشت . او دزدکی از بین مردم فرار کرد .او مخفیانه و دور از چشم دیگران باعجله  به قصر ارابه های آسمانی رفت . او از یک ارابه موشک های پرتابی بالا رفت و در ان بر روی او بسته شد .او از در جلویی وارد شد و روی صندلی فرماندار نشست .و ان اتاق تاریک را روشن کرد و این کار را با یک نور مایل به آبی انجام داد . او سنگ اتش زنه را زد و موزیک در حال پخش شدن بود . ارابه بزرگی را که نور روشنی از ان منتشر میشد به راه انداخت و دور از جمع دیگران با قایقی از Nibiru فرار کرد .

Ea as the Waters of Life denoted by a Serpent-like Zig-Zag Assyrian priest in the role of Oannes

 

Oannes

Adam and Eve with Tree of Life?

Alaluمسیر خود را در جاده برفی ادامه داد در حالی که رازی که از ابتدا ان را برگزیده بود  همراهی اش میکرد . سفر Alalu به زمین که سرزمین سیاره طلایی بود در مسیری که زیبایی و رنگ های سیاره اش توصیف شد حرکت میکرد. او را از کمربند سیاره کوچک به نام Hammered helmet  با موشک ، مانند یک نگهبان از داخل منظومه شمسی. فرود آمد. بعدا هوا و آبهای آرام را امتحان کرد و از سازگاری با ان ها خوشحال بود .او اخبار را به Nibiru
منتقل میکرد تا  برای نجات تاج و تخت به سیاره اش بازگردد . Anu برای تایید این مساله پسرش Ea (Enki) و ۵۰ مرد قهرمان رابه زمین فرستاد . Ea- Enki ، مخترع پیشرفته از جت های ابی برای پخش Hammered Bracelet استفاده میکند .

ان ها که برای سوخت نیاز به آب بیشتری در Lahmu (مریخ ) داشتند ، به اندازه کافی رودخانه داشتند اما هوای کافی نداشتند و به ارابه های خود رفتند تا بتوانند اب را به زمین بیاورند .

Enki به محض این که به زمین رسید در ۷ روز Eridu را ساخت و روز هفتم را روز استراحت قرار داد . سپس Anu پسرش Enlil ، برادر Enki را میفرستد . Anu خودش به زمین میرود تا تصمیماتی را قبل از بازگشت به Nibiru  در زمانی بگیرد که با Alalu مبارزه میکند .  مجددا Anu برنده میشود . اما Alalu که بازنده بود پای Anu’ را به زمین کوبید و دسته کنترل ارابه را کشید . معده او دچار عفونت شد .

Alalu بعد از  هفت روز مورد قضاوت قرار گرفت  و با خلبان Anzu به مریخ تبعید شدند. درخواست Anzu برای ماندن با اوتا زمان مرگ او و دفن او باعث شد نامی برای خودش بسازد . آن ها با عقاب هاو ماهی همراه بودندو غذا و ابزار آنها تامین شده بود . خیلی زود Anu دختر Ninmah (Ninharsag) که یک افسر پزشک بود به زمین میرود و در راه در
مریخ توقف میکند و Anzu را پیدا میکند در حالیکه مرده است. او شصت بار از تپ اختر و امیتر استفاده میکند و   Anzu. را زنده میکند .
Ninmah در ان زمان Alalu را می بیند که پادشاه Nibiru است و توده ای  از استخوانها در غار یک کوه بزرگ بود.
آنها ورودی غار را دوباره با سنگ پوشاندند ؛

https://i0.wp.com/sabbathrock.com/images/face_on_mars.jpg

تصویری از Alalu را بر کوه صخره ای بزرگ حک کردند.

آنها نشان دادند که کلاه خود عقاب شل پوشیده است و چهره اش را پوشاندند.

اجازه بدهید تصویری از Alalu برای همیشه رو به Nibiru خیره باشد ، جایی که حکومت  کرده است

رو به سوی زمینی که طلا ی ان  را کشف کرد! (چهره ای در مریخ)

۱۲ حاکم ANUNNAKI :

Enki, Enlil و Ninma دو پسر و یک دختر پادشاه ANU هستند . ۶ پسر Enki : Marduke, Ningishzidda, Nergal,Ninagal, Gibil,Dumuzi . پسر های Enlil’ : Ninurta, Nannar, ishkur . پسر و دختر Nannar ، دوقلو ها Utu و inanna. .

دیگر نوه های پسری :

Asar, Satu – ، ان ها پسر های Marduke هستند . Horon (horus) پسر Asar که Satu را برای مرگ asars شکست میدهد  که سومین پسر Nabu- Marduke میباشد . پادشاه Gilgamesh که پسر Banda نوه Utu و مادر enlil است . Ningishzidda که بعدهها به سیاره زمین انسان ها امد و THOTH نامیده میشد و پسر Enki هم میباشد . Ningishzidda هم در مهندسی ژنتیک DNA بسیار توانا میباشد و به طراحی اهرام گیزا ، بزرگ ترین سیل جهان میپردازد و افعی بال دار نامیده میشود . ( نماد DNA از دو گره خورده ( نماد پزشکی ) .

طراحی اهرام آتلانتیس و کریستال آتلانتیس بدون Bimini  زیر دریا که دلیل تمدن های  Mayan,Astec  در امریکا و اسیای جنوبی میباشد .

 

آثار ANUNNAKI
اهرام مصر که توسط  ANUNNAKI ساخته شده اند با طراحی    Ningishzidda Ekur – بوده است . خانه ای که مانند کوه است(پس از ایجاد سیل بزرگ ساخته شده است ). اهرام مورد نظر با کلمات Enki to Enlil نامیده میشوند :زمانی که در اینده در مورد این مساله از شما سئوال شود : کی و توسط چه کسی این روش حذف شده است .

Sphinxs

اجازه دهید علاوه بر قله های دو قلو سن شیر را مشخص کنیم و بگذاریم تصویر Ningishzidda ، طراح ان به عنوان بهترین طراح مشخص شود . سپس مردوک Marduke مجددا ان را در تصویری از Nabu نشان میدهد که ادعا میکند زمین است .

چهره ای بر روی مریخ – Alalu – ان ها غار رابا سنگ ها پوشاندند . اجازه دهید تا تصویر Alalu برای همیشه به سمت Nibiru خیره باشد که در ان جا فرمانروایی کرده است ، سرزمینی که وی طلای ان را کشف کرد . ( چهره ای بر روی مریخ ) .

بلوک های بزرگ سنگی

یک سکوی زمینی برای ارابه های کریستالی به وسیله Skyships نیز حرکت کرده است . معبد ژوپیتر BAALBEK LEBANON

قسمت سطح زمین کوهستان های Cedarسدر  ( چهارمین صفحه ) Enlil میباشد که در کشتی پرنده Edin به بررسی کوهستان ها و رود هایی پرداخته است که مد نظرش بوده است . Enlil با گرمای خورشید داغ کرده بود و به دنبال سایه و جای خنک میگشت . کوهستان های پوشیده از برف در شمال قسمتی که عدن Edin قرار داشت و او ان جا را دوست داشت . او در بالای دره کوهستان و در جایی که اشعه های خورشید بر روی سطح ان جا گسترده شده بود دراز کشید . سنگ های بزرگ دامنه کوه ها بریده شده و به اندازه های کوچک تبدیل شدند . ان ها برای بالا نگاه داشتن سکو با کشتی های پرنده ان ها را حمل کردند و از ان محل برداشتند . Enlil با رضایت به بررسی کار دستی پرداخت . کاری که واقعا دوراز باور بود : اثری که همیشه بر جای ماند .

Obelisk – اولین اثر از Anunnaki که در Tablet ها به ثبت رسیده بود .

اهرام Mayan – ( امریکا ) اهرام Ningishzidda- Thoth ( که افعی بالدار نامیده میشود ) + اهرام آسیا .

Anunnaki معدن های طلا را برای ۸۰ شار به مدت ۳۰۰۰۰ سال قبل از ایجاد کمک کارگر های اصلی  استخراج کرد. مهندسین Ningishzidda نسخه اصلی DNA انسان مرد رااز Anunnaki با تخمدان Homoerectu زن در یک ظرف گلی در زمین قرار دادند و ( مثل لوله تغذیه بچه ) و آن را به رحم Ninmah(Ninharsag) تزریق کردند . Ninmah بچه ای به نام Adamu. را به دنیا می اورد . همین اتفاق دوباره تکرار میشود اما باز هم دختر میباشد . Enki ان را به Damkina(Ninki) تزریق میکند . ( همسر Enki ، دختر Alalu ) . Damkina فردی را به نام تیامات Tiamat به دنیا می اورد . مدل های ADAMU & TIAMAT که در تصویر Anunnaki’ به عنوان مستخدم ها کشیده شده اند ( نه برده ها ) . او نژاد مخالف انسان بر روی زمین بود . تولد Shaggy از Adamu پوست تیره ای نداشت اما موهای او سیاه بود ، رنگ پوست او هم همانند خون غیراصیلش بود . مثل رنگ Absu ( افریقا ) . آن ها به  کلاهک نگاه کردند : شکل آن عجیب بود و دور آن را پوست پوشانده بود .بر خلاف Anunnaki که پوستی دور آن را نگرفته بود . سر آن پوشانده شده بود و چیزی را دستش کرده بود . او به سختی آن را باز کرد . صورت او به یک باره زرد شد : که در آن رحم از رحم دیگری امده بود . یک دختر . یک دختر به دنیا امده بود . او با خوشحالی سر Ninki داد زد .

چهره نوزادان و اندام آنها به دقت مورد مطالعه قرار گرفت .آن ها از شکل خوب و گوش و چشم سالم برخوردار بودند
بودند اندام های پایینی مثل پاها مناسب نبودند و آن ها پشمالو بودند  و رنگ موی او مانند شن های ماسه بود  .پوست او صاف بود مثل Anunnaki . او دختر بچه ای را به نام Ninmah  را در بغل گرفت . او  دست ها را به هم زد و نوزاد تازه متولد شده چیز هایی را به خوبی بیان کرد . از نظر Ninki ، همسر Enki ، کودک تازه متولد شده دنیاامده ، پرورش میابد و بزرگ میشود .

شاخه DNA حیات طولانی مثل انسان های Nibiru داده نشده بود . شاخه DNA تیز برای تولید مثل از بین رفته بود . به دلیل عدم زاد و ولد ، در روش ژنتیکی جراحی ، Ningishzidda از دنده Enki و Ninmah  دو شاخه از دست رفته dna را برای زاد و ولد با پوشش های کمر جدا کرد .

Enlil که دیگر برهنه نبود در ان قسمت راه رفت و این مساله را مشاهده کرد . نسل های قبلی انسان های زمینی یعنی  Adamu و Tiamat، معدن های طلا را برای Anunnaki استخراج کردند و طلا به Nibiru بازگردانده شد که برای جو موثر بود که باید هر شار نزدیک به زمین را از فواصل نزدیک به سیاره ما دو باره پر کند . Enki به اختراع و ایجاد ماشین ها و ابزارهای معدن کاوی ، کشتی های پرنده چرخان (هلکوپتر) ،و ارابه های اسمانی خواهد پرداخت و  سپس دو روبات مصنوعی برای ذخیره کردن نام نوه Enlils به نام inanna استفاده میکند . رهبران Anunnaki هر کدام ۱۲ علامت آسترولوژی به ان ها داده میشود . سپس ان ۱۲ نفر با عنوان نام های خدایان مصری و یونانی شناخته میشوند .

کمبود غذا دلیلی بود برای اینکه در طرح Enki’ انسان های متمدن به کشاورزی و چوپانی بپردازند . Enki انکی از دو انسان زمینی  آدم Adapa و حوا Titi فرزندانی به نام Dawn و Dusk دارد که تولد ان ها در یک روز اتفاق افتاده است .  آدم Adapa به Nibiru برده شد تا پادشاه Anu را ملاقات کند . Adapa و Titi فرزندان دو قلو به نامهای قابیل  Ka-in و هابیل Abael داشتند . Ka-in کشاورزی میکرد و Abael چوپان بود . دانه و علف برای گوسفندان از Nibiru. اورده میشد . بعده ها Ka-in و Abael با هم دعوا کردند . Ka-in سنگی را بلند کرد و پشت سر هم او را زد . زمانی که او دید خونش به جوش امده است فریاد زد برادر من Abael ! اما خیلی دیر شده بود . Titi در اخطارهای قبلی در رویاهایش دیده بود که خون Abael را در دست Ka-in دیده است و Adapa را بیدار کرده است و به پیش پسر های ان ها رفته است .

Enki خیلی Ka-in تحریک شده را در سرزمین سرگردان با خواهرش Awan عصبانی کرده بود و به دریای بزرگ امریکا رفته بود .  Ningishzidda قبل از رفتن به ان جا اساس زندگی Ka-in’ را( d.n.a ) به گونه ای تغییر داد که ریش نباید رشد کند ( علامت ) . فرض کنید که نوادگان ka-ins از امریکایی ها متمایز شده اند ( هندی ها ریش ندارند؟ ) . نژاد هایی از انسان ها که ریش نمیگذارند . سنگ قبرهای تپه ای – رسم تدفین ANUNNAKI – ABAEL نیز به این روش دفن شده است . Enki که در زیر یک سنگ دفن شده است نشان دهنده رسم تدفین Anunnaki برای Adapa و Titi میباشد . Adapa و Titi به تغییر Sati (seth) برای جایگزینی Abael برای تمام ۳۰ دختر و پسر اول Sati پرداختند . اولین پسر Enshi   نامش Kunin بود ، فرزند اول Kunin نامش Malalu بود و اولین پسر Malalu irid بود . فرزند اولIrid نامش   Enkimi (Enoch)  بود . او علاقه ای به Enki نشان داد و نام ستاره ها را بر او گذاشت و در یک سفر آسمانی marduke به ماه از طریق سیستم خورشیدی بر روی مریخ باقی مانده بود و تا اخر روز سفرش فرمانده Anunnaki بر روی مریخ بود که Igigi نامیده شده بود . اولین پسر Enkimi نامش Matushal بود ، پسر اول Matushal نامش Lumach بود . Lumach با Batanash ازدواج میکند که دختر برادر Matushal بوده است . همسر Lumach’ به نام Batanash پسری به نام Ziusudra داشت ( پدرش Enki بود ) . پوست او مانند برف سفید بود ، موهایش رنگ چرم بود ، چشم هایش رنگ اسمان بود و در نور برق میزد ( ابی یا زال ) ( توصیفی که از او در زمان تولدش ارائه شده است همانند حضرت مسیح میباشد که کشتی میسازد تا خود و خانواده اش را از Deluge ( طوفان نوح ) نجات دهد . داستان فرشته های وحی ( مانند کتاب Enoch ) بعدا در سال ۶۰۰ برای Anunnaki بر روی زمین ارائه شد . بر روی Lahmu ( مریخ ) ، ۳۰۰ پایگاه برای طلا به Nibiru ساخته شد . Shamgaz ، مدیر ، رهبر ۳۰۰ igigi (Anunnaki بر روی مریخ ) به زمین امد که در زمان ازدواج Marduke و Sarpanit بوده است  که از دختر Enkimi (Enoch)  بر روی زمین متولد شده است . پس از این جشن ۲۰۰ igigi ربوده شدند و از ان ها خواسته شد تا فرزندان و بچه های مشابه  با ان ها داشته باشند . Galzu یک مامور سری پادشاه با موهای سفید است که از ارابه اسمانی پیاده شده و به دو قبیله Enki و Enlil میگوید که آن ها از چرخه های کوتا ه زمینی و قدرت جاذبه کم تر استفاده کرده اند و در صورتی در مدت کوتاهی از بین میروند که آن ها به Nibiru بازگردند . همچنین به نظر میرسد که او هم دارای آرزوی  یک قرص ابی رنگ Ark را برای Ziusudra دارد تا خود ، همسر و سه فرزندش ، Shem, Ham,Yafet ، و همه حیوانات و DNA را نجات دهد . Enki از خواب بیدار میشود تا قرص نشان داده شده را در کنار خود بیابد . Enki با Ziusudra از طریق نی بادی صحبت میکند تا قرص را پیدا کند .

(کره زمین قبل از طوفان نوح: در پی این طوفان خلیج فارس شکل گرفت که تمدنهایی که بین بوشهر ایران و بحرین بود به زیر آب رفت.تمدن باغ عدن را به این منطقه منتسب میکنند.بقایای این تمدنها چندی پیش کشف شد که در این سایت ذکر گردید.)

SDG  Ziusudra (نوح) در Nibiru در اثر گرانش ناشی از ورقه یخ قطب جنوب به سمت دریا است که باعث ایجاد سوپر موج جزر و مدی در زمین میشود. سپس بلورهای یخ بر استراتوسفر که پرتوهای کیهانی در آن زمان مسدود شده را ذوب کرده که بر روی ان چهل شبانه روز باران باریده است. Anunnaki  چرخش زمین را در خود کشتی ارابه آسمانی متوقف کرده است تا سیل را از بین ببرد .

Marduke, Sarpanit, ، دو پسر ها ، igigi Anunnaki و خانواده های ان ها بر روی سیاره Lahmu ( مریخ ) مانع طغیان سیلشدند . Nannar درخواست از بین بردن سیل را بر روی Kingu داد ( ماه ) .

Ninagal به وسیله Enki برای ملحق شدن Ziusudra به هدایت Ark در کوهستان های Arata(Ararat), انتخاب شد ، و اکثیر حیات DNA را در ابتدا برای او آورد  و تخم حیات حیوانات به وسیله Enki و Ninmah در جعبه ای از چوب کنار جمع اوری شد  که در بین فرزندان Ka-in دریای بزرگ  بود ( امریکایی – هندی ) که خانه های ساحلی را از سیل نجات داد . دو برادر و خواهر مدیر بودند . و خواسته و اراده خوداوند این بود که انسان ها زنده بمانند .

پس از سیل ساختمان اهرام Anunnaki و Sphinxs به وسیله Ningishzidda. ، پسر ، پسرهای Marduke ، ساخته شد و Asar و Satu با دو دختر Shamgaz ، فرمانروای igigi clan ازدواج کردند . Satu که به برادرش حسادت میکرد ، Asar و همسرش را با دادنه هایی که  Horon به ان ها داد  کشت . Horon بزرگ شد و به یک قهرمان تبدیل شد و Satu را در جنگی علیه وی شکست داد . Anunnaki igigi تا مسیر خیلی نزدیکی از دروازه قصر ارابه های اسمانی پیشروی کرد ( به خاطر داشته باشید که Elijah بهداخل ارابه های پرنده برده شده بود . ) . بنابراین Enlil پسرش Ninurta را میفرستد تا دروازه جدیدی را در دریای بزرگ بسازد . (خطوط Nazca امریکا ) .

Galzu مجددا در خواب به نزد Enlil می اید تا افرادی به نام Shem (فرزند اول Ziusudras) و یا IbruUm (آبراهام ) از مصیبت نجات دهد . جنگی میان خود Anunnaki ها در گرفت . Inanna بر علیه Marduke به خاطر کشتن معشوقه اش Dumuzi. قیام کرد . تجهیزات این ترور هرگز به پای تجهیزات قلمروی mardukes نمیرسد .

دختر از خانواده Enlil و پسر از خانواده Enki بود . اما حسادت Marduke به حاکم جوان تر به نام Dumuzi بعده ها اورا تحریک کرد . او به داخل رودخانه تندابی میپرد و غرق میشود . inanna با او در Ekur (اهرام) به مبارزه پرداخت تا در درون خویشتن ارام بگیرد . سلاح های پرتویی او بناهای اهرام اولیه را در هم شکست . حالا Marduke در درون خود جستجو میکند و Ningishzidda ، طراح اهرام ، به دنبال راهی برای روبرو شدن با او و مبارزه بااو در دریای بزرگ Sarpanit و پسرش Nabu میباشد . (برج داستان BABEL) . BAB به معنای دروازه و EL به معنای دروازه خدایانبرای خدا میباشد . بعده ها Anu به زمین می اید و از Marduke عذر خواهی میکند تا برگردد . بعده ها Marduke که هنوز خواستار قدرت میباشد یک قطعه سنگ را به طرفداران خود نشان میدهد و یک برج را میسازد . Marduke یک دروازه غیر قابل ورود برای افراد غیر مجاز برای ورود به بهشت میسازد . ( یک دروازه ستاره ای ) . اگر امکان انجام این کار فراهم شود انگاه هیچ بعدی از انسان غیر قابل دسترسی نخواهد بود . Ninurta میگوید  این برنامه شیطانی باید متوقف شود . چیزی که همه با ان موافق هستند . شباهنگام بود که Enlilite Anunnaki با کشتی پرنده خود با اتش و باروت امد و و برجی را که ان ها ساخته بودند نابود کرد . ان ها توابعی را در سرتا سر منطقه گماردند . Enlil مردم را مجبور کرد به زبانی که او میخواهد حرف بزنند . او یک شیوه نگارش جدید را ارائه داد که بقیه نمیتوانستند ان را بفهمند .

Marduke تا ان جا پیش میرود که ادعای اهرام را میکند و برای صلح با امریکا ، Ningishzida را ترک میکند و و او با عنوان افعی بالدار معروف است ( سمبل DN ) /

آخرین مصیبت – Mardukeمردوک  به گرفتن سرزمین همراه با پسرش Nabu در ارابه های آسمانی ادامه میدهد . دو پسر های Enki و Enlil سلاح های تروریستی را کنار میگذارند اما بال شیطان (انفجار اتمی )در سرزمین سومری ها گسترده میشود و به کل حیات در آن جا پایان میبخشد . Anunnaki کشتی پرنده آن ها را رها میکند و به قسمت دیگری میرود و تونل مخفی زیر زمینی دنیا از پرتوهای کیهانی در امان میماند . این سلاح های تروریستی مخرب هرگز به قلمروی mardukes نرسیدند .

King Anu آنو  در نیبیرو بود و   اطلاعی در مورد Galzu نداشت و آن ها را مجبور کرد تا بفهمند Galzu فرستاده و مامور مخفی خالق بشر میباشد . یعنی هدف آن ها امدن به زمین و حیات دادن به بشریت بود . آن ها همه ناخواسته فرستاده بودند . محافظانی که از حیات بر روی زمین محافظت میکردند . همانگونه که ما اکنون در این جا هستیم تا به حفظ حیات بپردازیم و از آن مراقبت کنیم . محافظی از جانب خالق بشر  .

منبع:  http://sabbathrock.com/tablets.aspx

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ترجمه و ارسال این مطلب .

نبرد پلیادیان و خزندگان برای زمین(مخلوط شدن DNA لیرانیها و پلیادیانی ها و رپتلیانها)

این مطلب از سایت http://www.marhatis.com ترجمه شده است که مربوط به شخصی است بنام Rev. maxi  که خود را فرزند ستاره ای و پلیادیانی میداند.

و البته طرح این موضوع برای آگاهی خوانندگان از مطالب مطروحه در دنیای مجازی میباشد و رد یا تایید آن کاملا به عهده خواننده میباشد.

**********************************************

تصاویری برای  درک  ” یافتن راه روح  و گذراندن دروس  ”

موضوع : نبرد پلیادیان و خزندگان برای زمین

 

 

 

هدف خلقت :  داشتن یک سیاره که در حالی که در بعد فیزیکی و جامد  است دستیابی به انرژی نوری را فراهم و پشتیبانی میکند .

زمین برای تبدیل شدن به یک ایستگاه دریافت فرکانس  آینده طراحی شده بود. به همین دلیل همه  جهان می آیند تا در نبردی بزرگ،  DNA خالص یا هیبرید شان را  دوباره تنظیم کنند و سهم بیشتری از آگاهی برتر بدست آورند .

در تصاویر زیر ، در تصویر اول سیستم تعالی انسانی را میبینیم که در آن انسان رشد و تکامل را به صورت نور دارا میشود . درحالی که همچنان در فرم و کالبدی  فیزیکیست . و در تصویر دوم ،  اسکن بدنی یک  انسان در حال تعالیست . همانطور که میبینید ، او در همین زندگی در حال تکامل است  و به نوری برتر تبدیل میشود. به رنگی صورتی ، که رنگ عشق است .

 

ساکنین سیاره پلیاد ،  این کره خاکی را با هدایت الهی برای تکامل آگاهی برتر ایجاد کردند .

تصویر اول : آنها به کره زمین روحی دادند با نام ” Gaia ”

تصویر دوم : پلیادیانی ها ، از ساکنین لیران ، که ستاره شان نابود شده بود ، دعوت کردند به آنها در این خلقت ملحق شوند.

تصویر سوم : آنها پس از آن که بر اساس راهنمایی ها آفرینش را انجام دادند و برقرار کردند ، این سیاره را در هزاران سال پیش ترک کردند .

تصویر چهارم : به هنگام بازگشت آنها دریافتند که در غیاب آنها رپتلیانها (نژاد خزنده) در پروسه تکامل طبیعی DNA که برقرار شده بود نفوذ کرده اند . به همین دلیل  شورایی ۱۲ نفره  از ارواحی با آگاهی های بالاتر ، برای حل و فصل جنگ و ایجاد میثاق عدم نفوذ برای حفظ زمین تشکیل دادند . سپس پلیادیانی ها ، فرزندان ستاره ای معنوی و سربازان روح را وارد زمین کردند تا ماموریت شان را شروع کنند . ماموریتی برای انتشار نور…

در ابتدا شورای ۱۲ نفره خسارت وارده را برآورد کرد و تا جایی که توانست تعادل را برقرار کرد .  ولی DNA دستکاری شده خود تبدیل به  نفوذ گر میشود ،  بنابراین ، شورای ۱۲ نفره  اقدام  به تشکیل شبکه های محافظت از سیاره در  برابر نفوذ بیشتر  کرد.

در حال حاضر در این سیاره انسان وجود دارد و سلطه نژاد خزندگان ، تحت  حکومت ترس ، نفرت ، تعصب و فقدان محبت . تبدیل شده به یک جنبشی برای کنترل جمعیت در حال رشد . پس از هزاران  و هزاران سال مبارزه با انرژی خزنده ها و چندین و چند بار نابود شدن تمدنها ی روی زمین ، پلیادیانی ها  به مقام لایزال الهی برای راهنمایی و هدایت متوسل شدند . نور الهی ، دو بارقه  از نور دلش  به  آنها  داد  ، هر کدام با یک نقش .. یکی در بالا و یکی در پایین..

یکی از نورها ، در زمین صورت خارجی میابد و بدون مداخله و از طریق فرایند تجسم  ، نور را در سراسر جهان منتشر میکند  .

نور دوم در ابعاد بالای زمین به عنوان راهنما همانند نوری مجسم باقی میماند و به عنوان منبع ارتباطی بین خدا و پلیادیانی ها و لیرانیها در این آزمایش زمینی عمل میکند . این دو چراغ عیسی مسیح  و شیطان نامیده می شدند . نقش شیطان این بود که  اطمینان حاصل کند در هر موقعیتی آنها عادل خواهند بود و به میثاق شورای ۱۲ نفره پایبند خواهند بود . رپتلیانها این را به معنی از دست رفتن نبرد تلقی کردند و برای ادامه مبارزه ، آزمایش نور را ” شیطان و مجازات انسان  ” خواندند  تا بار دیگر انسانها را گمراه کنند .. این بار با ترسی فراتر از درکشان .

 

مخلوط شدن DNA لیرانیها  و پلیادیانی ها و رپتلیانیها

 

هر انسانی دارای سه کد DNA از نژاد رپتلیان و نژاد پلیادیان و بشر اولیه از Gaia  میباشد  . تصویر اول  نشاندهنده نردبان  DNA با ۳ X است که طرح پیشنهادی شورا ست  ، برای ادغام متعادل از هر سه نژاد کهکشانی . رپتلیانها این پیشنهاد را رد کردند و شروع  به  خنثی کردن آن با پیشنهاد ترکیب انسان و خزنده بدون  کد نژاد پلیادیانی کردند. که  به نژاد خزنده قدرت تسلط بر انسانها و شکنجه ژنتیکی را میدهد و انسانها را به بردگی میکشاند .

تصویر دوم :   شورای ۱۲ نفره دارای اعضایی از رپتلیانیهای تکامل یافته بود که به عنوان پیش کسوت  و اصلاح کننده شناخته شده بودند  ، و  DNA یکپارچه داشتند .  بنابراین شورا دیدگاهی را در طراحی برای زمین متعادل لحاظ کرد که  شامل هر سه نژاد خزنده ( جنگجو ، باستانی و عصر جدید یا اصلاح کننده ) بود . برای ایجاد تعادل و بهبود نژاد رپتلیان به خزنده هایی خردمند .

سپس ،  آنها توانستند این پیشنهاد موازنه DNA  را به شورا بدهند و با انسان/پلیادیان ها مخلوط بشوند و یک نژاد از تمامی کهکشان بسازند دارای خصوصیت هوش و عقل تمامی نژادها  .

روح بنفش کمرنگ DNA   آگاهی عالی روح است که وقتی  نور الهی به تعادل برسد بطور خودکار ایجاد میشود .

 

این  رمز گشایی اتفاقی است که در شورا افتاد  و علتی برای تمامی چیزهایی که اتفاق می افتد .  و این آغاز سیر تکاملی موجودات کارگر نور  در این سیاره است .

زمانیکه رپتلیانها  با ارسال یک فرکانس به زمین ، باعث تحریک و برانگیخته شدن DNA خالص جنگجوی خزنده  در موجودی شوند  ، میثاق غیر نفوذ بودن DNA  فعال میشود و DNA جدا شده در همان زمان کد رمز شیمیایی DNA را برای دریافت فرکانس جواب ، به روح آن آفریده می فرستد . این اجازه میدهد تا تاخیری در فعال شدن حاصل شود و زمانی به روح  بدهد تا تصمیم بگیرد که به سوی نور روان شود یا سوی تاریکی حرکت کند  .

اگر تصمیم به بیداری به سمت نور گرفته شود ، این کد شیمیایی  DNA پلیادیان را تحریک میکند  و DNA فعال شده پلیادیانی ، یک نوع غلاف محافظت کننده پیرامون DNA ایجاد میکند . سپس کد DNA را برای شورای ۱۲ نفره ارسال میکند تا پیشرفت را نظارت کنند و مطمئن شوند که آن موجود با اراده آزاد و با تصمیم شخصی حرکت به سوی نور را انتخاب کرده است . این همان زمانی است که مردم احساس میکنند که چیز بیشتری در این زندگی برای آنها وجود دارد و جستجوگر میشوند .

  1. ادغام متوازن DNA بشر همراه با محافظت DNA پلیادیانی ؛   از DNA خزنده و DNA  خالص پلیادیانی
  2. یک نردبان DNA متوازن که نردبانی عالی برای رسیدن به آگاهی برتر در آن مستتر شده است .
  3. یک فرزند ستاره ای  پلیادیانی ،  تجسم یافته  به صورت یک بشر ، که  برای اجرای یک ماموریت نور آماده شده است .

فعال سازی کد DNA خزنده

رپتلیانها برای تحریک  DNA منفی رپتلیانی ، فرکانسی به زمین ارسال میکنند . و البته این حق آنهاست که آنها در DNA ما هستند .(براساس مصوبه شورای ۱۲ نفره ) . با این حال این حق  DNA پلیادیانی است که  کد رپتلیانی را جدا کند و نور را فعال کند و روح را به روحی روشن تبدیل نماید .   و روح را در زمین با نوری روشن نگهداری کند  تا زمانیکه با یک روح روشن دیگر جایگزین شود.

 

مرجع : http://www.marhatis.com/radiopleiadianreptilliandna.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کاملیای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

براي انتشار ديدگاههاي خود به سايت دنياي اسرار آميزبه آدرس    www.ufolove.com       مراجعه كنيد .

معرفی پگی کین و نبرد خزندگان و پلیادیانیها روی زمین

 

https://i2.wp.com/thumbnails.truveo.com/0022/41/1C/411C8802BCEF6CB35BAAAC_Large.jpg

ویدیو های زیادی از مصاحبه با پگی کین (peggy kane)در اینترنت موجود است که  وی در آنها به تفصیل در مورد تجربیات خود در زمینۀ ضبط صدای ارواح و یا صداهایی از ابعاد دیگر و استفاده از مکالمۀ معکوس EVP برای شنیدن حقیقت صحبت کرده است.(پگی کین یکی از متخصصین در امور مربوط به استفاده از مکالمه معکوس بوده است.مطلب مربوطه در سایت موجود است.) پگی کین مدعی ست افرادی که از طریق ای-وی-پی با آنها صحبت کرده از حضور نژادی موسوم به خزنده آسایان صحبت می کنند که دست به شکنجه و سواستفاده از انسان ها می زنند ( جهت اطلاعات بیشتر به ویدیوهای مصاحبه با پگی کین رجوع کنید). وبسایت شخصی وی بعد از بسته شدن آن توسط خودش کاملاٌ از شبکه حذف شده و همچنین سایر وب هایی که اخبار او را منتشر می کردند در حال حاضر مسدود هستند و اطلاعات زیادی نمی توان در مورد زندگی شخصی وی کسب کرد( او یک زندگی عادی دارد و معلم کودکان ناتوان ذهنی ست). در ادامه، خلاصه ی آخرین متنی که از وبلاگ شخصی پگی کین به جا مانده را می خوانید:

 

https://i0.wp.com/www.humanitywinsilluminatilose.com/wp-content/uploads/2009/11/2RS-Photo-Peggy.jpg

طبق آنچه در این ۳-۴ سال اخیر شنیده ام (از طریق ای- وی- پی) نژاد خزندگان از اوریون، که در ابتدا خود را به عنوان خدایان معرفی می کردند، هزاران سال است که اینجا در روی زمین حضور دارند. آنها توسط دانش ژنتیک خود، انسان را جهت دستیابی به برخی اهدافشان دستکاری ژنتیکی کردند. در واقع آنها از انسان به عنوان یک منبع غذا و انرژی، یک اسیر و وسیلۀ تفریح استفاده می کنند.

خزندگان در واقع ماهیت فیزیکی داشته اند اما از زمانی که به اینجا آمدند تا با ظاهری انسانی در پشت پرده فعالیت کنند، به نوعی در بعد چهارم که برای ما دنیای خواب ها و رویاهایمان محسوب می شود گرفتار شده اند.

مردم از طرق مختلف به ویژه کنترل آشکار ذهن توسط آنها به تسخیر در می آیند. همچنین خانواده های سلطنتی در برخی مراسم  شیطان پرستی با اعمالی که بر روی کودکان انجام می دهند راه را برای کنترل و انجام خواسته های آنان باز می کنند.

بسیاری از مردم توسط ربوده شدن تسخیر می شوند و بذری در درونشان کاشته می شود که با ایجاد وسوسه و فساد و انحرافات رشد می کند و بدون آنکه فرد آگاه باشد کنترل امور را در دست می گیرد و زندگی پر از انحرافات و زشتی ها را برای او رقم می زند. این فرد پس از مرگ به دنیایی جهنمی کشیده می شود، جایی که این موجودات ( خزندگان) می توانند از او سؤاستفاده کنند، به این دلیل که او یک گناهکار به حساب می آید! در این زمان خزندۀ تسخیر کننده از بدن او بیرون می آید و به خاطر ایجاد پلیدی ها در درون این فرد پاداش می گیرد. آنها فرد را تحت شکنجه، تجاوز و ترس شدید قرار می دهند و در پایان قربانی خود را می خورند. در تمام این مدت فرد خودش را سزاوار این مجازات می داند و از آنچه بر سرش آمده اطلاعی ندارد.

https://i2.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/sumeriam-reptilian.jpg

https://i2.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/anciant-reptilian-statue.jpg

در سایر موارد تسخیر شدگی، یک انسان می تواند وادار شود که جنگ یا فاجعه عظیمی به راه بیاندازد، یک مادر نجواهایی را در درونش می شنود که می گویند کودکش را غرق کند یا آن را را از بالای پل به پایین بیاندازد و یا افکار بیمار دیگری که در نظر فرد نداهایی از جانب خدا می رسند. هنگامی که افراد تحت  بحران های روحی و احساسات شدید قرار می گیرند این موجودات از آنها تغذیه می کنند، به خصوص زمانی که آنها در خواب به سر می برند.

سیستم های مذهبی، عقیدتی و سیاسی  ما به دلیل ایجاد تفرقه، تنفر،  تعصب  و به خصوص جنگ،  سود بسیار زیادی برای این گروه (خزندگان) ایجاد کرده اند. جنگ از گذشته های دور حکم یک ضیافت را برای آنها داشته، یک سرباز جوان در حال جنگ که وجودش از آدرنالین و ترس پر شده غذای مورد علاقه آنهاست. هنگامی که این سرباز با مرگ رو در رو می شود، در واقع به  دست خزندگانی می افتد که  اعتقادات او مبنی بر قربانی شدن به خاطر میهن پرستی  را به سخره می گیرند.

در سال های اخیر موجودات شبیه سازی شدۀ بسیاری به وجود آمده اند که هیچ گونه شفقتی در آنها وجود ندارد و یک کروموزومy  اضافی دارند تا مهاجم تر و پرخاشجو تر شوند. من در گذشته با بعضی از این موجودات که مانند همتایان مؤنث خود به طور طبیعی به دنیا آمده بودند صحبت کرده ام (از طریق ای- وی- پی ). این طور که به نظر می رسد در حال حاضر کلونی های خزندگان مذکر بر عوالم ابعاد دیگر مسلط شده اند.

https://i0.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/reptilian-shape-shifting.jpg

با عبور سیارۀ ایکس، شبکه یا بعدی که خزندگان در آن نگاه داشته شده اند از هم می گسلد و تعدادی از بالاترین مقامات خزندگان اینجا را ترک می کنند. این همان شبکه ای ست که هوشیاری کامل را از ما گرفته و ما را در حالتی نیمه آگاه قرار داده و همچنین همان نیرویی ست که به هنگام مرگ بدن اثیری ما را می گیرد و زندانی می کند. طبق شنیده های من (از طریق ای- وی- پی ) تا کنون کسی نتوانسته از این شبکه خارج شود. این مسئله برای انسان های خوب و بد یکسان است و اعتقادات مختلف از قبیل راهنمای نورانی یا فرشتۀ نگهبان هیچ کمکی نمی کنند. ما همه این پایین زندانی شده ایم. من با مردمی که تمام مدت در این دنیای اثیری گرفتار شده اند صحبت کرده ام.

سیارۀ ایکس توسط خالق یکتا فرستاده شده تا این شبکه را نابود کند و به ما کمک کند تا آزاد شویم؛ من بارها این را شنیده ام.[ در مکالمۀ معکوس (ای-وی-پی) اعتقادات شما هیچ دخالتی ندارند، شما حقیقت را می گویید.] خداوند نسبت به این موجودات که آن بالا به جای خدا نشسته اند خشمگین است. آنها ادعا کرده اند که خدا هستند و اکثر ساکنین این سیاره در واقع  مقابل اژدرهای ملبس خم و راست می شوند.

این ایده که خدا موجودی دیکتاتور و انتقامجو ست و لازم است از آن وحشت داشت و آن را پرستید تنها یک جفنگ خزنده ایست!  خالق یکتا سرمنشأ تمامی زندگی و حیات است و ما همه متشکل از انرژی او هستیم. گفته شده که این خالق حقیقی در موقعیتی نیست که بتواند این موجودات را از سیاره زمین بیرون بیاندازد. او از ما کمک می خواهد. در این مورد مثالی می زنم، فرض کنید انگشت شما دچار عفونت شده باشد، شما به سلول های درمانگر بدنتان احتیاج دارید تا به آنجا بروند و عفونت را از بین ببرند. آنهایی که اینجا خود را وقف وظیفه رسانی کرده اند زیاد هستند، همانند پلیادیان، سیریان و همینطور نژادهای دیگری که راجع به آنها اطلاعی ندارم.

https://i0.wp.com/www.spiritualhealing-now.com/image-files/pleiadians.jpg

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/07/buddyhugginsearthpleiadian.jpg?w=255

https://i0.wp.com/evolvedinthelight.webs.com/006.jpg

https://i2.wp.com/i237.photobucket.com/albums/ff92/calgarytriangle/PleiadiansM45.jpg

اما این قدرت خالق یکتاست که دارد سیاره ایکس را به این مسیر میفرستد. بدون وجود این قدرت بزرگ دنیا به کابوسی وحشتناک بدل خواهد شد. من شنیده ام که این نژاد چه چیزهایی را برای ما آماده کرده اند، ریزتراشه ها، اردوگاه های جنگی، برده داری، و استفاده از ما به عنوان یک منبع غذایی همیشگی، و آن زمانی ست که آنها به شمایل واقعی خود درآمده اند، محیط زیست ما را تغییر داده اند و بر روی زمین به عنوان اربابان قدم گذاشته اند.

افرادی اینجا هستند که به هنگام تلاش برای کمک رسانی پایین آورده شده اند و در چرخه تناسخ گیر کرده اند. حافظۀ آنها مانند اکثر ساکنین این سیاره پاک شده. در مورد این افراد( آنهایی که از جایی دیگر هستند) من فکر می کنم تفاوت در این است که  همواره در تلاشند تا از اوضاع سر در بیاورند. آنها به معنای واقعی کلمه، اینجا راحت نیستند. آنها( در واقع من به همۀ شما که در حال خواندن این مطلب هستید ظنین هستم) از این دست وبلاگ ها که  در حال خواندن مطالبش هستید دیدن می کنند، به طرز حریصانه ای کتب سری مختلف را در زمینه های مذهبی، ماوراطبیعه ، متافیزیکی، یوفو و غیره می خوانند. این احساس را دارند که چیزی این وسط غلط است و همیشه به دنبال یافتن پاسخ هستند.

من هم مانند همۀ شما به دنبال جست و جویی مشترک تصادفاٌ به سمت ای وی پی و مکالمۀ معکوس کشیده شدم. اینها درهای حقیقت را به روی من باز کردند.  مانند این است که برای لحظه ای شبکه را کنار بزنی و نگاهی اجمالی به واقعیت بیرون بیاندازی. اطلاع یابی از این طریق مطمئناٌ محدودیت های خودش را دارد، اما من به این منبع به عنوان کمترین منبع دستکاری شدۀ اطلاعات که هیچ کنترل آگاهانه ای روی آن وجود ندارد، اعتماد کرده ام. ما نمی توانیم در مکالمات معکوس به خودمان دروغ بگوییم . این مکالمات معکوس مشروط بر چیزی که به آن اعتقاد داریم یا به ما آموزش داده شده نیستند، منبعی خارج از زمان است، و گذشته و همینطور آیندۀ احتمالی را برملا می کند. از بین صحبت های  بیش از ۴۰۰ نفری که از طریق مکالمۀ معکوس به آنها گوش داده ام، هیچ کس تا به حال ماجرای متفاوتی را تعریف نکرده و  یا چیزی مغایر با اساس این اطلاعات نگفته، خیلی ها مواردی را هم به آن اضافه کرده اند، اما ماجرا همیشه از یک قرار است.

من از طریق مکالمۀ معکوس راجع به نژاد خزندگان آموختم، همینطور در مورد مردمی که در دنیای اثیری گرفتار شده اند، خوردن گوشت انسان توسط خزندگان، شبکه، انقراض، دستکاری  کردن تمامی ساختارها و اعتقادات، پنهان شدن خزندگان در میان مردم، چند بعدی بودن همۀ ما،  نقش متحدان دیگر مانند پلیادیان ها، آمدن سیاره ایکس و طبیعت واقعی خالق یکتا. من باید بسیاری از اعتقادات خود را به فراموشی می سپردم و در حال حاضر، فقط به خالق یکتا اعتقاد دارم، به بهترین وجهی که تواناییش را داشته باشم.

احتمالا همۀ شما تا الان این موضوع را می دانید، من آن را تقریباٌ هر روز در تمامی رکوردها می شنوم، اینکه سران ارشد خزندگان اینجا را ترک خواهند کرد، آن هم توسط یک کشتی پنهان شده در زیر خلیج فارس یا اقیانوس هند در نزدیکی عراق. آنها در حال حاضر به جای قدرتمداران بزرگ این سیاره بازی می کنند و بسیاری از این انسان ها (قدرتمداران) در واقع مرده اند. خزندگان نقشه کشیده اند تا از طریق کمتریل ها و هارپ شبکه را به آتش بکشند. آنها قصد دارند تا در ماه می، که به زودی می رسد، اینجا را ترک کنند.. آنها به سرعت و به طرز شوک آوری اینجا را ترک می کنند. آنها در حال تلاش برای نوعی توافق و همکاری با کشور …….. هستند تا بر ناآرامی ها و هرج و مرج افزوده شود. آنها به هنگام بیرون آمدن از آب -توسط کشتی که ققنوس نام دارد- از هر طریقی هرج و مرج و ناآرامی ایجاد می کنند. این کشتی از قطعات اثیری گوشت انسان که در اثر  بیماری های غیرطبیعی و جنگ مرده اند، پر شده. آنها بر روی مریخ توقف می کنند  و قصد دارند آن را به خانۀ جهانی خود- که توسط خالق یکتا داغ می شود و از بین می رود- در اوریون تبدیل کنند.

عزیمت آنها به احتمال زیاد در شب اتفاق خواهد افتاد. این واقعه با یک صدای بسیار مهیبی شروع خواهد شد که در نتیجۀ آن انفجار شبکه  آغاز می شود. در آسمان آتش خواهد بود و رنگ آن به قرمز برخواهد گشت. هوا بسیار گرم می شود. من از همۀ شما درخواست می کنم که به دنبال راه حلی برای نجات خود از این گرما و حرارت  باشید. همینطور ذخیرۀ غذا و پوشاک تهیه کنید چون تمامی سیستمها از بین می روند و هرج ومرج بزرگی ایجاد خواهد شد. هوا دودآلود و سیاه خواهد بود. فکر نمی کنم که حرارت بیش از چند روز طول بکشد. مردم دنیای فیزیکی را ترک خواهند کرد. این دوران بدترین روزها خواهد بود. من شنیده ام که به محض آنکه شبکه آتش بگیرد، برای اولین بار می توانیم بیرون را نگاه کنیم. ققنوس و تمامی سرنشینانش توسط نیروهایی به نام متحدین پایین آورده می شوند و در آسمان ها جنگ خواهد بود.

بعد از آن خزندگانی که زیر زمین پنهان شده اند، بالا می آیند تا کنترل را به دست بگیرند. جنگی درخواهد گرفت، اما کوتاه. پلیادیان ها کمک خواهند کرد و خزندگان شکست خواهند خورد. من این را بارها و بارها شنیده ام. من هرگز نشنیده ام که آنها پیروز شوند-هرگز!

ما در انتها آزاد خواهیم شد. این تحولات در ابتدا بسیار ترسناک خواهد بود و بعد، هنگامی که مردم می بینند در واقع چه چیزی بر روی این سیاره اتفاق می افتاده، از این که بالاخره از شر این موجودات شیطانی خلاص شده اند، مسرور خواهند شد. ما فرصت این انتخاب را خواهیم داشت که یا به خانه های حقیقی خود برویم و یا بمانیم و به بازسازی کمک کنیم. این سیاره دوباره همان بهشتی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما دوباره به عزیزان از دست رفته خود ملحق خواهیم شد. لذت و شادمانی بسیار زیادی  ایجاد می شود و در نهایت، این سیاره و مردمانش به خاطر رنجی که متحمل شده و رشد و استقامتی که به دست آورده اند، در بین مردم کهکشان مورد احترام قرار خواهند گرفت. این سیاره زیبا و تمامی حیات روی آن دوباره همان باغ عدنی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما در میانه ی یک سفر عظیم هستیم.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

این مطلب صرفا اظهارات این شخص بوده و ما هم بدون کم و کاست به خاطر اطلاع رسانی منتشر کردیم و مورد تایید یا رد ما نمی باشد.

DNA جمجمه کودک ستاره ای starchild نشان میدهد که یک گونه بیگانه فرازمینی است !

DNA جمجمه کودک ستاره ای starchild  نشان میدهد که یک  گونه بیگانه  است !

در سال ۲۰۱۱ تحقیقات دانشمندان علم ژنتیک بر روی جمجمهstarchild به این نتیجه رسید که mt DNA (فقط بخشی از DNA که با خط مادر مطابقت دارد ) اساسا با DNA انسان متفاوت است !

یک تصویر کلاسیک از بیگانه نوع گری  در سمت چپ و یک تصویر هنری از شمای جمجمه کودک ستاره ای starchild در سمت راست.

بیشترین حد تغییرات mt DNA در تمام بشریت ۱۲۰ عدد است ولی در جمجمه کودک ستاره ایstarchild حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میباشد .این یک نتیجه سطحی است ولی کافی است برای اینکه بگوییم mtDNA این جمجمه ها متعلق به نوع بشر نیست .

گزارش آنالیز mtDNA جمجمه کودکان ستاره ایstarchild در سال ۲۰۱۱ :

در اوایل سال ۲۰۱۱ یک دانشمند ژنتیک تلاش کرد تا چهار قطعه شناسایی شده mtDNA را از جمجمه کودکان ستاره ایstarchild که همخوانی داشتند با DNA میتوکندری DNA انسان را بهبود ببخشد .مقایسه این بخشها بابخشهایی ازDNA انسان یک نتیجه شگفت آور به همراه داشت !در هر مقایسه DNA کودک ستاره ایstarchild نشاندهنده نوکلئوتیدهای خیلی زیادی است که به طور طبیعی در DNA انسان یافت میشود ٬در مقایسه و تطبیق جزئیات این داده ها و مقایسه در بخشهایی از mtDNA انسان نشان داد که از قسمتی به شدت حفاظت شده برآمده است و در بیش از ۱۶۷ نوکلئوتید در این بخش تنها یک تغییر را در ۳۳ انسان نشان داد.اما در مقابل در یک رشته مشابه mtDNA در کودکان ستاره ای ۱۷ تفاوت را ثبت کرد!! و این عدد ۱۷ که تعداد قابل توجهی است باید توسط آزمونهای متعدد تایید شود .و اگر این نتیجه با آزمایشهای متعدد باز هم تایید شد ( که به احتمال زیاد میشود) باید گونه زمینی جدیدی را بنا نهاد !

جمجمه کودکان ستاره ای starchildیک جمجمه ۹۰۰ ساله شبیه به استخوان جمجمه انسان است که مشخصا کارکترهای انسانی را دارا نیست!که در یک حفر تونل زیر زمینی در حوالی معدن مس مکزیک در سال ۱۹۳۰ کشف شد.پروژه جمجمه کودک ستاره ایstarchild یک تحقیقات رسمی است که تحقیقات متعدد علمی هماهنگ با یافته های خود از فوریه ۱۹۹۹ را انجام داده است.تحقیقات رسمی با کارشناسان credentialed در امریکا ٬کانادا و UK انجام شد .که شامل تجزیه و تحلیل جمجمه ٬تجزیه و تحلیل دندان ٬ تحلیل با اشعه ایکس ٬تحلیل با سیتی اسکن ٬ سن یابی با کربن پرتو زا( C-14) ٬تجزیه و تحلیل میکروسکوپیک آماده سازی استخوانهای چندگانه ٬ اسکن با میکروسکوپ الکترونی ٬ (SEM) ٬ تجزیه و تحلیل ترکیب استخوان ٬ تجزیه وتحلیل آماری ٬ تجزیه و تحلیل شیمی معدنی ٬آنالیز DNA و تحقیقات دیگری که به شرح تغییرات احتمالی طبیعی منجر میشود مانند نواقص ژنتیکی و یا نقص هنگام تولد و تغییر شکل جمجمه ناشی از تفاوتهای فرهنگی (جزئیات کامل از این مطالعات را می توان در کتاب “جمجمه Starchild” توسط لوید پای در بر داشت )

مجموع نتایج که ترکیبی از ویژگیهای جمجمه را دربر داشت همگی منحصر به فرد است و نمیتوان در قالب هرگونه تغییر شکل شناخته شده و یا ترکیبی از تغییرات توضیح داد .جهش ٬اختلالات فرهنگی ٬ اختلالات ژنتیکی یا بیماریها . اگر انسانها امروزه با اختلالات فیزیکی مانند Starchild متولد شوند آنها نمی توانند زنده بمانند با این حال مساله این است که چه چیزی اجازه این را نمیدهد که مانند یک انسان نرمال باشد؟جواب نهایی را تنها میتوان با آزمایشهای ژنتیکی درک کرد .در سال ۲۰۰۳ پروژه کودکان ستاره ایstarchild یک تجزیه و تحلیل روی DNA استخوان کودکان ستاره ای starchildرا با تست ژنتیک دیویس در کالیفرنیا انجام داد .این رد یابی ژنتیکی توانست یک پرینت ژنومیک در سال ۲۰۰۵ بدست آورد . صاحبان اصلی آن و متخصصان ژنتیک دکتر Ripan Malhi و دکتر جیسون Eshleman ٬متخصصان بهبود DNA باستانی شدند یعنی نمونه های DNA با قدمت ۵۰ سال . دکتر Malhi و دکتر Eshleman که سابقا در موارد بالای ۵۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال  کار کرده اند یک نمونه اسکلت قدیمی Kennewick Man را در واشنگتن در سال ۱۹۹۶ پیدا کردند .ما میتوانیم با توجه به نتایج کسب شده با اطمینان بیان کنیم که این جمجمه کودک ستاره ای کشف شده متعلق به ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد است .در حالی که تعداد همه انسانها ۱۲۰یا کمتر بوده اند . با استفاده از موثر ترین روش های علمی می توانیم هر گونه مشکل در میراث ژنتیکی را حل کنیم .تکنیکهایی که با قاطعیت در هر دادگاهی میتوان از آن برای صحت مطالب استفاده کرد .کودک ستاره ایstarchild نشان میدهد که در هیچ جا نه در در دوره ballpark و نه در prehuman نبوده است .این نتیجه قطعی است. کل ژنوم ثابت خواهد کرد که به طور حیرت انگیزی به دور از انسان است .به طور منطقی تنها کلمه قابل قبول برای آن که میتواند عمیقا داستان انسان را تغییر دهد بیگانه  است!

نتایج کاملتر را ازین منبع بخوانید: http://www.starchildproject.com/dna2011march.htm

لینک منبع :   http://humansarefree.com/2011/06/dna-proof-that-starchild-skull-is-alien.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از یاسمینای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: