بایگانی روزانه: ژوئیه 26, 2011

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

بابک نامی

مکزیک یکی از عجییب ترین کشورهای دنیاست و قطعاً این بدلیل آثار باستانی بی شمار و البته منحصر بفردی است که در همه جای این سرزمین قابل مشاهده است. به جرات می توانم بگویم تنها کشوری که می تواند از لحاظ باستان شناسی با مصر رقابت کند همین کشور مکزیک است. مکزیک قلب تمدن آمریکای باستان است. در این مطلب من درباره شهرهای فوق العاده مایاها بحثی نخواهم کرد بلکه سعی خواهم کرد درباره چیزی صحبت کنم که تنها یکی از دلایلی است که لقب سرزمین جمجمه های اسرارانگیز را برازنده کشور مکزیک کرده است. اگر از جمجمه هایی با کاسه سر دراز شده با قدمت بیش از هزار سال بگذریم و اگر فقط محض اطلاع به این نکته اکتفا کنیم که تا کنون سیزده جمجمه کریستالی باستانی در مکزیک یافت شده است، به جمجمه ای موسوم به کودک ستاره ای می رسیم که به نظر من می تواند اسرارانگیز ترین جمجمه در بین جمجمه های باستانی باشد. در اینجا سعی کرده ام  تا آنجا که می شود بطور خلاصه به معرفی این اثر بی نظیر باستانی بپردازم. البته ناگفته نماند آزمایشات و تست های علمی بسیاری برای کشف مجعولات آن انجام گرفته است و اگر جزئیات آزمایشات و تست ها یا داده ها و نتایج تجزیه و تحلیل آزمایشات و نظرات متخصصان امر را در این نوشتار می آوردم، قطعاً حجم متون به چندین کتاب نیز کفایت نمی نمود، بنابراین در اینجا به چکیده ای از آن اکتفا می کنم.

https://i2.wp.com/s1.hubimg.com/u/2839508_f260.jpg

جمجمه کودک ستاره ای (Starchild Skull) یک جمجمه ای کاملا متفاوت و عجیب ولی کامل و به اندازه جمجمه کودک ۵ یا ۶ ساله با قدمتی حدود ۹۰۰ سال است که در دهه ۱۹۳۰ در مکزیک یافت شد. در سال ۱۹۹۹، رای و ملانی یانگ (Ray and Melanie Young) صاحبان جمجمه، آن را در اختیار لوید پای (Lloyd Pye) یک متخصص آثار باستانی و مسائل پارنرمال قرار دادند تا تحقیقاتی رو آن انجام دهد. پای اولین کسی بود که جمجمه را بصورت علمی بررسی کرد. او در ابتدا فکر کرد جمجمه متعلق به یک انسان است و شکل عجیب آن را نتیجه نوعی فرآیند دفورمه شدن است که در بسیاری از بیماری های ژنتیکی نادر نظیر آن مشاهده شده است، اما با بررسی های دقیق شبیه سازی رایانه ای با این حقیقت مواجه شد که تقارن دو نیمه چپ و راست جمجمه بسیار کامل تر از آنست که آنرا در نتیجه یک بیماری یا فشار فیزیکی بدانیم. در حقیت تقارنی که در جمجمه کودک ستاره ای وجود دارد از انسان طبیعی نیز بیشتر می باشد. او متوجه شد که تمام قسمت های جمجمه با یک نظام خاص و هماهنگ با سایر بخش ها تغییر شکل و رشد یافته است. حال اینکه در مواردی که جمجمه تحت اثر بیماری یا فشار های فیزیکی بیرونی دچار دفورماسیون می شود، تقارن آن بهم خورده و تناسب و تعادل اندازه اجزا از بین می رود. به عبارتی در جمجمه های دفرمه شده در اثر این عوامل معمولا یک بخش آن بزرگتر و بخش دیگر کوچکتر می شود یا یک جزئی بیشتر رشد می کند و جزء متناظر آن رشد کمتر یا نرمالی نشان می دهد. پای نمی توانست بپذیرد شکل جمجمه کودک ستاره ای از شکل نرمال دچار تحول شده باشد. او معتقد بود شکل نرمال و ذاتی جمجمه ستاره همینی بود که هست. پای با همکاری چندین دانشمند اعم از ژنتیکدانها، باستان شناسان دیگر و شیمیدان ها، پروژه ای موسوم به “پروژه کودک ستاره” را به منظور پاسخ به سوالات بیشمار پیرامون این جمجمه عجیب راه اندازی کرده است. وی آخرین نتایج و اطلاعات بدست آمده این پروژه  را در کتابی تحت عنوان (Llyod Pye’s Starchild project) در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده است. (برای دانلود نمونه کتاب اینجا کلیک کنید).

گمانه زنی های بسیاری حول این جمجمه در جریان است. دانشمندان نظرات متفاوتی ارائه می دهند. در این بین کشمکش بین دو جریانی برقرار است که یکی معتقد است جمجمه متعلق به یک انسان زمینی است که در اثر عواملی، دفرمه شده و دیگری ادعا می کند هیچ شاهدی دال بر انسان بودن آن در دست نیست و صاحب این جمجمه یک موحود فرازمینی احتمالا نژاد بیگانه گری و یا حداقل هیبریدی از انسان و بیگانه است. تحقیقات بر روی جمجمه همچنان ادامه دارد و هر از چند گاهی اطلاعات جدیدی درباره آن افشا می شود. شکل ظاهری و نتایج آزمایشات فیزیکی تئوری فرازمینی بودن صاحب جمجمه را مطرح می کند. برخی تستهای بیولوژی مولکولی حکایت از منشا انسانی جمجمه کودک ستاره ای دارد، در برخی دیگر نیز نتایج بدست آمده با هیچ یک از داده های انسانی مطابقت نمی کند. بسیاری از مردم از جمله خود لیود پای معتقدند جمجمه کودک ستاره ای می تواند متعلق به یک موجود فرازمینی باشد.

تاریخچه:

هشتاد سال قبل در سالهای دهه ۱۹۳۰ یک خانم جوان آمریکایی برای گذراندن تعطیلات به زادگاه پدرش، روستایی در منطقه کوپر کانیون واقع در ۱۰۰ کیلومتری شهر چیهاهای مکزیک سفر می کند. علیرغم هشدارهای داده شده درباره عدم ورود به  تونل های اطراف دهکده، وی مصمم است تا وارد یکی از این مکانهای باستانی شود. کنجکاوی های او باعث می شود سری به یکی از این تونلهای معدن بزند. او بعد از وارد شدن به تونل و طی مسافتی به انتهای تونل می رسد و در کف زمین اسکلت انسانی به پشت خوابیده را کشف می کند. نزدیک تر می رود تا نگاهی دقیقتر به آن بیاندازد. او متوجه می شود اسکلت بازوی انسانی دیگر ولی کوچکتر از زیر خاک بیرون آمده و اسکلت بزرگتر را در آغوش گرفته است. دختر جوان خاک های زیر اسکلت را به کناری می زند و اسکلت دوم را از زیر خاک خارج می کند. اسکلت دوم مربوط به یک کودک بود چون نسبت به اسکلت اولی اندازه کوچکتری داشت اما بزرگترین تفاوتی که با اسکلت کناری و هر اسکلت انسان داشت شکل کاملا غریب جمجمه آن بود. دختر سعی کرد هر دو اسکلت را از تونل معدن خارج کند اما باران شدیدی شروع شده بود و هر آن احتمال داشت سیل وارد معدن شود. او می دانست اگر عجله نکند خودش نیز در کنار این اسکلت ها دفن خواهد شد بنابراین تصمیم می گیرد جمجمه ها را با خود ببرد. او بلافاصله به خانه اش در ال پاسوی تگزاس بر می گردد. مدتی بعد دوباره به محل اسکلت ها و باز می گردد تا اگر شد بقیه استخوانها را از آنجا خارج سازد ولی معدن قدیمی در اثر سیل آنروز کاملا ویران شده بود و هیچ اثری از اسکلت ها نبود. او هردو جمجمه را تا پایان عمرش به عنوان میراثی گرانبها از طرف اجدادش در خانه خود در تگزاس نگهداری کرد.

دختر کاشف در سال ۱۹۹۰ درگذشت و جمجمه های اسرار انگیز در سال ۱۹۹۸ به دست ری و ملانی یانگ افتاد. ملانی یک پرستار نوزادان بود و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده بود. بنابراین خیلی زود به شکل عجیب و ناهنجار جمجمه کودک پی برد. او بخاطر کار و رشته تحصیلیش بخوبی می دانست که این جمجمه به هیچ وجه جمجمه نرمالی نیست و بسیار مایل بودند تا بدانند چرا جمجمه کودکی در قریب به ۹۰۰ سال پیش اینگونه بوده است و اصلا این جمجمه متعلق به انسان است یا خیر. وی برای یافتن پاسخ سوالاتش از یک متخصص جمجمه های عجیب  بنام لیود پای کمک می خواهد. پای چندین کتاب درباره جمجمه ها نوشته و سابقه تحقیقات زیادی در این باره دارد. کودک ستاره ای نامی بود که پای به این جمجمه داد و در سال ۱۹۹۹ پروژه ای به همین نام با هدف کشف راز های آن آغاز کرد. پای از پژوهشگران و محققین مربط دعوت کرد تا او را در این راه یاری کنند. مهمترین سوالی که او در پی پاسخش بود این بود که آیا صاحب این جمجمه موجودی از نژاد بیگانه بوده است؟

https://i0.wp.com/a2.l3-images.myspacecdn.com/images02/152/476ff0e90cd1461bbd83ed615838f798/l.jpg

رای و ملانی یانگ. صاحبان جمجمه کودک ستاره ای

https://i0.wp.com/www.gexplorer.net/notizie/wp-content/uploads/2010/12/Ray-e-Melanie-Young.jpg

لیود پای. متخصص جمجمه کودک ستاره ای

 

دورگه انسان-بیگانه

بررسی ها حاکی از این است که جمجمه بزرگتر، طبیعی و متعلق به یک زن بالغ می باشد، در مقابل جمجمه کودک ستاره ای به دلایلی شبیه گونه های فرازمینی است تا انسان (در بخش دوم بیشتر، به دلایل این شباهت می پردازیم). آنچه در اولین نگاه به این جمجمه به ذهن متبادر می شود شباهت آن به گونه ای بیگانه بنام گری هاست. گفته می شود گری یا خاکستری ها موجوداتی فرازمینی هستند با قدی تقریباً نصف قد انسان، سری بزرگ و بالون شکل، چشمانی بزرگ به رنگ سیاه و نزدیک به هم و کلاً با صورتی کوچک. اگر چهره کودک ستاره ای را از روی جمجمه اش بازسازی کنیم، این مشخصات ظاهری را می توانیم در آن ببینیم. مثلا سر کودک بالونی شکل با چشمانی بزرگ و صورتی کوچک است. بسیاری از افراد معتقدند کودک ستاره ای نه یک بیگانه اصیل بلکه هیبریدی از بیگانه و انسان است. این نظریه به این دلیل جسارت مطرح شدن پیدا کرده است که در کنار اسکلت کودک، اسکلت یک زن انسان هم خوابیده بود. همچنین اسکلت ها در شرایطی قرار داشتند که به نظر می رسید زن کودک را بغل گرفته است. آیا این زن مادر آن کودک بوده است؟

https://i2.wp.com/www.frontierscience.us/images/Pye3.jpg

تصویر بازسازی شده از کودک ستاره ای (سمت راست) و نقاشی از بیگانه خاکستری (تصویر چپ)

در بسیاری از اساطیر منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی افسانه هایی از پدران فرود آمده از آسمان که زنان زمینی را بارور می سازند وجود دارد. همیشه در این افسانه ها موجودات ستاره ای طی دوره ای خاص بر زمین فرود می آمده و با زنان انسان آمیزش می کرده اند. زن فرزند را در بطن خود پرورش می داده، آنرا به دنیا می آورده و تا پنج سالگی بزرگ می کرده. تا اینکه پدر آن موجود از آسمان فرود آمده و کودک را با خود به آسمان می برده است. طبق برخی گمانه زنی ها، کودک ستاره ای طی این روند به دنیا آمده است.

“روزی روزگاری در دهکده ای واقع در مکزیک امروزی موجودی ستاره ای از آسمان فرود می آید و با یکی از دختران دهکده آمیزش می کند سپس به دنیای خود بر میگردد. دختر باردار فرزند ستاره ای خود را در بطن خود حمل می کند، به دنیا می آورد و بزرگ می کند. موجود ستاره ای دوباره به همان روستا باز می گردد تا کودک را به دنیای خودش ببرد. مادر تمایل به از دست دادن کودک نیست. او دست کودکش را میگیرد و راهی صحرا می شود. او بدنبال مکانی برای دور ماندن از موجود ستاره ای وارد معدنی در دامنه کوه می شود. در همانجا کودک ستاره ای را می کشد و خودش با نوشیدن زهر همراه کودکش در دنیای مردگان می گردد”.

جمجمه مرموز

در مورد جمجمه کودک ستاره ای می توان گفت با بررسی خطوط محل اتصال تکه استخوانها حدس زده می شود که صاحب آن در سن پنج یا شش سالگی مرده است. برخی متخصصان بر مبنای آزمایشاتی که بر روی دندانها صورت دادند سن آن را در حدود بیست و شش سال تخمین می زنند. اندازه جمجمه علیرغم کودک بودن آن بزرگتر از جمجمه یک انسان بالغ است. ضخامت استخوان جمجمه تقریباً نصف ضخامت استخوان یک جمجمه طبیعی با ابعاد خودش است، وزن کلی جمجمه نصف وزن نمونه طبیعی است. آزمایشات نشان داده است میزان مقاومت استخوان جمجمه نسبت به نمونه طبیعی علیرغم نازکتر بودن، بسیار بیشتر است. یعنی نوع استخوان جمجمه بگونه ای است با حجم کمتر استحکام بیشتری دارا می باشد.این درحالی است که بیماری های استخوانی موجب تضعیف استخوانها می گردد. مطالعلت میکروسکوبی وجود فیبر ها یا رشته های نا شناخته ای را در بافت استخوان جمجمه به اثبات رسانده است. تقریباً تمامی اجزاء جمجمه با جمجمه طبیعی انسان متفاوت است این تفاوت بیشتر در بخش تحتانی و پیشانی کاسه سر و اجزای صورت بارزتر به نظر می رسد.  دانشمندان در ابتدا حدس می زدند بدشکلی (Deformation) استخوان پسین جمجمه کودک در اثر فشار وارد شده طب بستن سر در دوران کودکی بوجود آمده است. باند پیچی سر کودکان به منظور درازکردن جمجمه امروزه نیز در برخی قبایل افربقا انجام می شود.  طی این عمل، تحت فشار قرار دادن قسمت فوقانی جمجمه باعث جدا ماندن و عدم اتصال کامل تکه های استخوانس می شود که این عمل منجر به بوجود آمدن قسمتی به نام نقطه نرم در بالای جمجمه می شود که تا پایان عمر آثار آن از بین نمی رود. در جمجمه کودک ستاره ای اثری از نقطه نرم دیده نمی شود. علاوه بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این جمجمه در کودکی تحت فشار فیزیکی قرار گرفته است.

قسمت پس سری (Occiptial) در جمجمه انسان طبیعی کاملا منحنی است و تا استخوان اینیون (Inion) این انحنا را حفظ می کند، استخوان اینیون انحنا را می شکند و به این دلیل در قسمت پائین پس سر یک گودی ایجاد می شود. در جمجمه کودک، این استخوان پس کله کاملا صاف و با شیب بسیار تند رو به پائین قرار دارد (می توانید یک لامپ را تصور کنید). حتی خود اینیون هم همین انحنا را تا انتهای جمجمه حفظ کرده است. بنابراین جمجمه فاقد آن سوراخی است که همه ما در پس کله مان داریم. اصطلاحاً گفته می شود جمجمه کودک ستاره ای فاقد نشیمنگاه است یعنی انتهای انتهای پس سر ان به جای اینکه تخت باشد، عمودی است. تختی پس سر تا حدودی در جمجمه افرادی که در کودکی روی گهواره تخت بزرگ شده اند نیز مشاهده شده است ولی نه به ابعاد کودک ستاره ای. تاکنون افراد بسیاری موضوع گهواره تخته ای یا آلاتی که باعث تخت شدن پشت سر نوزاد می شود را درمورد تخت بودن پس سر جمجمه کودک ستاره ای مطرح می کنند. در سال ۲۰۰۴ دکتر تد رابینسون (Dr. Ted Rabinson) بعد از پایان نطالعات خود اعلام کرد تختی پس سر کودک ستاره ای نمی تواند ناشی از این قبیل تغییر شکل مصنوعی باشد.

در گهواره تخت بدلیل قرار گرفتن سر نوزاد بر روی سطح صاف و سفت، استخوان آکسیپیتال (پس سر) که در هنوز نرم است بصورت تخت رشد کرده و به همان صورت محکم می شود. در این نوع گهواره فقط استخوان آکسیپیتال در تماس با تخته قرار می گیرد و فشاری به استخوان اینیون (Inion) وارد نمی شود. بنابراین گهواره تخت و آلات سخت شبیه به آن فقط می توانند استخوان اکسیپیتال را تخت کنند نه اینیون را. از همینرو است که در انسانهایی که در کودکی گهواره تخت استفاده کرده اند استخوان پس سر تخت و استخوان اینیون طبیعی دیده می شود. دکتر رابینسون در گزارش خود نتیجه گرفته است که این نوع تخت شدگی پس سر که در جمجمه کودک ستاره ای دیده می شود نمی تواند بواسطه فشار فیزیکی بوجود آمده باشد. بلکه شکل فیزیولوژیکی آن ذاتاً اینگونه بوده است.

تصاویر:

 

https://i2.wp.com/www.starchildproject.com/images/bone-thick-comp.jpg

 

مقایسه ضخامت استخوان جمجمه کودک ستاره (سمت چپ) با جمجمه زن پیدا شده در کنار کودک (سمت چپ).

تصویر واقعی و نگاره اشعه ایکس از جمجمه زن همراه کودک ستاره ای که دچار پدیده تختی از نوع گهواره تخت شده اما کاملا سالم و طبیعی بنظر می رسد. وضعیت تختی استخوان اکسیپیتال (خط قرمز) و محل اینیون (فلش) مشخص شده است.

منبع:    http://www.starchildproject.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

سنگ لاژورد (لاجورد ) گوهر فراموش شده ایرانى Lapis lazuli

سنگ لاژورد (لاجورد ) گوهر فراموش شده ایرانى     Lapis lazuli

نویسنده مقاله : -دکتر فرزانه بهار

https://i1.wp.com/h.imagehost.org/0750/lajoward-kokchapress.jpg

بررسى مشخصات  فیزیکى و شمیایى سنگ لاجورد -لاژورد

لاژورد پارسى که معرب آن لاجورد یا لازورد است .سنگى است که از دیر باز براى رنگ آبى چشمگیر و بى نظیر ى که دارد ،مقدس شمرده شده و موردتوجه بشرقرار گرفته است . این سنگ اکنون جزو سنگ هاى نیمه قیمتى محسوب مى شود . در واقع ،سنگى صخره اى است که از چند ماده معدنى ترکیبى درست شده است . مهمترین بخش آن ،لازوریت (Lazurite) به میزان ۴۰-۲۵% است که شامل سدیم ،آلومینیم ،سیلیس ،اکسیژن ،سولفور و کلر مى باشد .فرمول آن :[۲-۱(s,so4,cl)6(Al sio4)]8(Na,Ca)

علاوه بر لازوریت ،شامل کلسیت (Caclite) به شکل رگه هاى سفید رنگ ،سودالیت (Sodalite ) و پیریت (SeS2,pyrite  سولفور آهن )، به رنگ طلایى و به شکل ذرات طلایى و غیره مى باشد .هر چقدر رگه هاى سفید آن ؛ یعنى کلسیت ،کمتر و هر چقدر دانه هاى طلایى (پیریت ) بیشتر و پراکنده تر باشد ،لاژورد با ارزش تر محسوب مى شود .وجود دانه هاى طلایى پیریت  ،یکى از راه هاى تشخیص لاژورد اصل است .
Lapis Lazuli

 

این سنگ به خوبى صیقل مى پذیرد و جزو سنگ ها ى دگرگونى محسوب مى شود .لازم به تذکر است که این سنگ ممکن است  با آزوریت (Azurite ) که یک سنگ آبى کربنات مس(آبدار ) است آشتباه شود .

https://i2.wp.com/www.allnaturaljewelry.com/images/azurite.jpg

(سنگ آزوریت)

به دلیل همین صیقل پذیرى و همچنین رنگ زیباى آبى آن ،از دیر باز در ساخت انواع ظروف ،مهره هاى تزیینى ،به عنوان جواهر ،لوحه  ها ،طلسم ها  و همچنین تزئینات ساختمان  و تابوت به کار مى رفته است . از خرده ها  و پودر آن براى تهیه لعاب نیز استفاده مى شده است .مهمترین ،مشهورترین و بهترین معدن لاژورد ،معدن سر سنگ بدخشان ( در ارتفاع ۲۷۰۰-۲۶۰۰ متر ) واقع در دره کوه کوکچا(Cokcha) است که اکنون جزو افغانستان  مى باشد ؛ولى همیشه جزو ایران بوده است (لازم به تذکر است که منطقه بدخشان در سال ۱۸۵۹ توسط انگلیسى ها و روسیه تزارى براى همیشه از ایران جدا شد و جزو افغانستان گردید ).

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0015.jpg

معدن سر سنگ ،تنها  معدن جهان است که حداقل از ۶۵۰۰ سال پیش تا به حال ،بدون وقفه مورد بهره بردارى قرار داشته است .شاید فقط معدن فیروزه نیشابور بتواند در این زمینه با آن رقابت کند .معادن دیگرى که جدیدا” کشف شده اند یکى در کناردریاچه بایکال  در سیبرى و همچنین اوکال (ocalle) در شیلى است . از نظر مرغوبیبت ،باز هم بدخشان برترین است .

اگر قطعه اى از لاژورد  را بر آتش نهند ،لاژورد واقعى رنگ شعله را آبى مى کند و این علاوه بر وجود پیریت یکى از راهاى تشخیص لاژورد اصل است (کانى شناسى در ایران قدیم ) لاژوردى که جهت رنگ کردن ملحفه ها و زدودن زردى آنها به کار مى رود  نیز از سنگ لاژورد به دست مى آید  و آن گوه اى از لاژورد معدنى در نزدیک  کاشان و قم است که پس از تخریب و تجزیه ،سختى اولیه خود را از دست داده ،نرم و شبیه خاک هاى رستى مى شود .رنگ آن آبى مایل به سیاه است و در بازار به نام لاژورد  به صورت پودر با قالب هاى کوچک عرضه مى گردد(نقل به مضمون ،از فرهنگ معین ).

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0016.jpg

رنگ آبى با شکوه و استثنایى آن ،از قدیم براى نقاشان غنیمتى به حساب مى آمد .لاژورد را صلایه (ساییدن روى سنگ ) کرده ،مذهبیان  و نقاشان شرقى از آن استفاده مى کردند (فرهنگ دهخدا).

در اروپا که بسیار دیر به ارزش آن پى برده بودند ،در طى قرون وسطى برایه تهیه رنگ آبى به کار مى رفت. دران جا به آن آبى اواترا مارین (Ulteramarine ) یا آبى ماوراى دریا مى گفتند ؛زیرا واقعا” از ماورا دریاها  آمده بود و همچنین نشانى از رنگ دریاها بود . از اینم رنگ در نقاشى هاى مذهبى مثل ترسیم شنل آبى حضرت مریم و سایر صحنه هاى دینى استفاده مى شد و اثرى جادویى بر بیننده  داشت .بعدها که روش تهیه مصنوعى دینى استفاده مى شد و اثرى جادویى بر بیننده داشت .بعدها که روش تهیه مصنوعى رنگ آبى را یاد گرفتند .استفاده از پودر لاژورد در نقاشى ها منسوخ شد .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0017.jpg

 

بررسى واژه شناسى لاژورد (Lapis lazuli )

لاجورد یا لازورد،معرب واژه  فارسى است .نام این سنگ همراه خود آن از فارسى به زبان هاى دیگر رفته است .لازورد عربى و Lapis lazuli در لاتین ،انگلیسى و سایر زبان هاى اروپایى ،از همین واژه فارسى گرفته شده است .Lapis به معنى  سنگ (در لاتین ) و Lazuli از  Lazulum (لاتین ) و آن از Lazward  (عربى ) و در نهایت ،از Lazhward  (فارسى ) آمده است .معنى تحت اللفظلى آن ،سنگ لاژورد مى باشد .این سنگ Lazurite  نیز نامیده مى شود و رنگ آبى آن به علت وجود سولفور در لازوریت است .

در انگلیسى Azure به معنى رنگ نیلى آسمانى ،لاجوردى یا سنگ لاجورد ،در اسپانیایى و پرتغالى Azul  و در ایتالیایى Azzurro  به همان معنى مى باشد .در همه زبان هاى ذکر شده و به خصوص فارسى ،نام  این سنگ ،با نام رنک آبى و همچنین نام آسمان یکى شده و معادل شمرده مى شود .این امر نشان دهنده این است که اساسا” رنگ آبى (غیر از مورد آسمان و دریا ) با این سنگ شناخته شده است .یعنى هیچ چیز دیگر همرنگ آسمان و دریا  در طبیعت یافت نمى شده است . در فارسى لاژوردى (لاجوردى ) ،به معنى رنگ آبى روشن ،آبى تیره ،سورمه اى ،بنفش ،فیروزه اى و حتى  سیاه در ادبیات  نا آمده است .بعضى معتقدند که علت اطلاق این نام به این سنگ ،نام محلى بوده که اولین بار این سنگ از آن استخراج شده است .

از آنجا که این سمگ ،از واردات ایران به اروپا بود، اروپایى ها در بسیار ى از موارد ،مثل بعضى از مورخان و دانشمندان  یونان و روم ،آن را به اشتباه ،سفیر یا یاقوت کبود (Saphire) مى نامیدند (مثل پلینى ).

این نکته که نام این سنگ از فارسى به سایر فرهنگ ها رفته است ،نشان مى دهد که ایرانى ها کاشف این سنگ و معرف آن به جهان و همچنین تجارت آن بوده اند  که امروزه البته شواهد باستان شناسى ،این یافته زبان شناسى را تایید مى کند .

در دوره هخامنشى ،لاجورد را (( کپوتک )) مى نامیدند . در کتیبه  بنیاد کاخ داریوش  بزرگ در شوش (شماره Dsf ) ،از لاجورد با عنوان (کاسک کپ و تک ) ؛یعنى سنگ قیمتى کبود نام برده شده است .

داریوش مى نویسد که سنگ قیمتى  کبود یا لاژورد  را براى ساختن کاخش از سغد(Sogdiana  سوگدا) به آنجا آورده است . در این متن ،از لاژورد در کنار طلا ،عقیق و فیروزه جهت تزئین کاخهاى شوش نام برده مى شود  . داریوش بزرگ در این کتیبه مى گوید که هر یک از مصالح لازم براى ساختمان  کاخش را از کدام سرزمین آورده است .

کریستین سن در کتاب کیانیان  مى نویسد : کاسک در اوستا  به معنى مطلق سنگ قیمتى است ؛ ولى به نظر هرتسفلد ،کاسک اسم سنگ لاژورد بوده است .

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0018.jpg

 

در کتیبه  هاى آشورى ،تیکلات پیلسر سوم ،پادشاه  آشور در قرن هفتم قبل از میلاد  و در الواح گلى سومرى مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد از لاژورد ایرانى هستند و به خوببى ارتباط لاژورد با فرهنگ ایرانى  را نشان مى دهند.

بدخشان که قدیمى ترین ،مشهورترین ،مهمترین و مرغوب ترین  لاژورد دنیا ست  از دیر باز جزئى از ایران و یا به عبارتى  جزو استان خراسان بزرگ بوده است .نام باستانى  آن شناخته  شده نیست اما ساسانى  ها کلمه بدخشان را به این منطقه اطلاق کردند . این کلمه از کلمه بدخشان مى آید که لقبى والا در دربار ساسانیان  بود و پسوند آن در انتها ى بدخشان به معنى تعلق این منطقه به عنوان تیول یا ملک به فردى با این لقب دربارى بوده است مثل آذربایجان ،کرمانشاهان ، و اصفهان (ایرانیکا). انگلیس ها و روس ها  که در دوران حکومت فاسد قاجار ایران بزرگ را تکه تکه کردند ،طى قرار داد ۱۸۷۳ که بین روسیه تزارى و انگلیس بسته شد بدخشان را به امیر کابل واگذار کردند .

 

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0019.jpg

در ادبیات پس از اسلام از سنگ هاى قیمتى بسیارى از نام برده شده است . از نظر ترتیب فراوانى ،لولو یا مروارید ،مقام اول و لاژورد ،مقام پنجم را دارد . ولى در شاهنامه  فردوسى و در دیوان نظامى لاژورد در مرتبه سوم قرار گرفته است (کانى شناسى قدیم ایران ).

همانطور که گفته شد در ادبیات لاژورد در بسیارى از موارد ،مترادف آسمان و همچنین مترادف رنگ آبى (آبى آسمانى ،نیلى ،فیروزه اى ؛سورمه اى ،بنفش ،سیاه ) به کار رفته است .

 

ارتباط لاژورد و آسمان

آسمان کلمه اى مرکب از ((آس)) و پسوند ((مان )) است .آس ؛ یعنى دو سنگ گرد و پخ که بر هم ساییده شوند .کلمات آسسیاب ،دستاس ،خرآس ،بادرس یا آس باد و ستوراس ،همگى به این معنى مر بوط مى شوند .در واقع ،آسمان به سنگ آسیاب تشببیه شده است . ایرانیان  قدیم ،جنس آسمان  را از سنگ مى دانستند و حرکت مداوم دورانى آن را نیز  مانند سنگ اسیاب مى دیدند ” پارسیان  او را آسمان نام کردند .یعنى مانند ه آس ،از جهت حرکت او که گرد است “( التفهیم  به نقل از فرهنگ دهخدا).

به نظر مى رسد  که سنگ لاژورد که تنها تجسم مادى و زمینى رنگ آسمان بوده است نقشى مهم در سنگ دانستن جنس آسمان داشته است . در بعضى منابع ایران باستان  جنس آسمان از خماهن ودر بعضى دیگر الماس نر دانسته شده است نگارنده به منبعى برخورد نکردم که مستقیما” جنس آن را از لاژورد دانسته باشد .اما شواهد باستان شناسى و زبان شناسى (مترادف دانستن  لاژورد با نام اسمان ) و همچنین این نکته که سقف تخت معروف خسرو پرویز ؛ یعنى  تخت طاقدیس ،از لاژورد بوده است و همچنین شواهد باستان شناسى  مى تواند بیانگر این باشد که وجود  این سنگ باعث  شده که جنس آسمان سنگ پنداشته شود .بعضى مفسران قرآن مثل ابن عباس و وهب (به نقل از سلمان  فارسى ) جنس هفتت آسمان را از سنگ هاى گوناگون ،مثل مرمر سفید ،زمرد سبز ،یاقوت ،نقره و غیره دانسته اند (على اکبرى،۱۳۸۲).

ثعالبى مى نویسد )) تخت معروف طاقدیس ،در زمان خسرو پرویز ،سقف آن از لاژورد و طلا بوده است این تخت در سال ۶۲۴ میلادى ،پس از شکست خسرو پرویز از هرقل ،امپراتور روم ،به دست رومیان افتاد )).

وجود ذرات پراکنده پیریت که به آن طلاى مصنوعى مى گویند ،در متن آبى سیر لاژورد ،منظره آسمان پر ستاره  را به آن مى دهد . این نماى عجیب نیز در یکى دانستن  جنس آسمان با لاژورد موثر بوده است .پلینى (Pliny the Elder ) از لاژورد ،به عنوان تکه اى از آسمان پر ستاره یاد مى کند  براى مصر ى ها نیز این سنگ ،سمبل آسمان پر ستاره  بود.

 

تاریخچه  لاژورد

در مقبره هاى باستانى ،اشیاى بسیارى از لاژورد به دست آمده که نشان دهنده  ارزش بالاى این گوهر ایرانى نزد مردمان  آن روز بوده است .قدیمى ترین مقبره ،مقبره هاى نئولیتیک (نوسنگى ) مهرگار (Mehrgarh)، واقع در بلوچستا ن پاکستان است (لازم به یادآورى است که انگلیس ،بلوچستان پاکستان  را که قطعه اى از خاک ایران بود ،حدود ۱۵۰ سال پیش ، از ایران جدا کرده است نخست آن را به بلوچستان  انگلیس نام نهاد و سپس آن را از طرف خود به دولت تازه بنیاد پاکستان  تقدیم نمود و بدین وسیله آن را براى همیشه از ایران جدا کرد).

 

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0020.jpg

 

مهرگار ،اولین و قدیمى ترین منطقه شهر نشینى جهان به شمار مى رود .محل و نام آن نیز گویاى پیشتازى فرهنگ و تمدن ایرانى در شهر نشینى است . این شهر به حدود ۷۰۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل از میلاد  تعلق دارد و اشیاى لاجوردى  بسیارى از مقبره ها به دست آمده است . از دیگر مقابر باستانى  که لاژورد  در انها یافت شده ،مى توان  از مصر ،اور ،شهر سوخته ،جیرفت ،قفقاز و حتى موریتانى در آفریقاى غربى نام برد.

اور(Ur)

اور شهرى باستانى ،مسکن قوم سومرى در جنوب بغداد ( در ۳۵۰ کیلومترى جنوب تیسفون ،پایتخت باستانى  ایرانیان )و ۱۶ کیلومترى ناصریه امروزى در عراق است .قدمت آن به ۴۶۰۰ سال پیش مى رسد . از این پهر حدود هزار قطعه لاژورد از قبرهاى  کاوش شده به دست آمده  که شامل مهر ،ظروف،اشیاى تزئینى ،مجسمه  و جواهرات  مى باشد .کشف این شهر باستانى در اواخر دهه ۱۹۲۰ توسط باستان شناسى بریتانیایى به نام (C.Leonard Wooley) صورت گرفت . در این شهر ،۱۸۵۰ قبر حفارى شد که شانزده مورد از آنها قبرهاى سلطنتى لقب گرفتند .

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0021.jpg

 

در میان قبرهاى سلطنتى ،قبر ملکه پابى(Lady Pubi) که نامش از روى مهرى که در کنارش بود یافت شد،از اهمیت خاصى برخوردار است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0022.jpg

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0023.jpg

https://i0.wp.com/sumerianshakespeare.com/media/90977fd13b5ccabcffff8690ffffe417.jpg

از قبر این ملکه ،یک لیر Lyre بربط یا چنگ باستانى با تزئینات  لاژورد و طلا با سر یک گاو و همچنین یک مجسمه لاجوردى از یک بز که بر روى دو پا عقب ایستاده و از یک درخت طلایى تغذیه مى کند ،به دست آمده است .جنس هر دو ،عمدتا” از طلا و لاژورد است . از قبر دیگرى یک لوح بزرگ بدست آمد که Standard of Ur نامیده شد و در اصل ،یک جعبه چوبى تو خالى به ابعاد ۲۲۱/۵۹٫ ۴۹/۵۳  سانتى متر است .بر روى آن با صدف و سنگ آهنگ قرمز و لاژورد ،صحنه صلح و جنگ به تصویر کشیده شده است .هر صحنه ،سه ردیف دارد که بر روى هم قرار گرفته اند . در سمتى که جنگ به تصویر کشیده شده شاهد قدیمى ترین ارتش سومرى هستیم و در سمت صلح ،یک مهمانى تصویر شده است .

یک خواننده و نوازنده  با همان چنگى که نمونه اش یافت شده ؛ در مقابل مهمانان و صاحبخانه ،در حال خواندن و نواختن است . زمینه آبى این تابلوى تزئینى ،تماما” از لاژورد است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0024.jpg

سومرى ها معتقدبودند  که سنگ لاژورد ،ارواح خدایان را در خود نهان دارد و کسى که با خودش طلسم لاژورد را در جنگ همراه داشته باشد ،مثل این است که خدایش را همراه خود دارد . در اور ساختن طلسم  از لاژورد امرى رایج بود و مردم به موثر بودن شدیدا” معتقد بودند که با این کار شکست ناپذیر و رویین تن مى شوند.

https://i2.wp.com/www.iranian.com/History/2005/March/Gutians/Images/sumer_asmos_blueeyesa.jpg

http://www.stripes.com/polopoly_fs/1.53082.1273628747!/image/1001240593.jpg_gen/derivatives/landscape_490/1001240593.jpg

 

ریش خدایان سومرى معمولا” از لاژورد ساخته مى شد. از شهر اور در تورات  چند بار نام برده شده و زادگاه حضرت ابراهیم  به شمار آمده است .زیگورات عظیم اور با قدمت ۴۱۰۰ سال قدیمى ترین زیگورات جهان است .این زیگورات  خانه الها ماه دانسته مى شد در کنارش قبرهاى سلطنتى اور یافت گردید .لازم به یادآورى است که سومرى ها اقوامى ایرانى بودند که از کوههاى شمال و غرب ایران به جنوب عراق امروزى کوچ کرده بودند و تمدن اور در واقعه به نوعى تمدن ایرانى است .ایلامى ها در نهایت سومرى ها را شکست دادند .

https://i2.wp.com/www.cowboysindians.com/content/articles/2010-09/weg-gift/weg-gift-01-xl.jpg

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0025.jpg

مصر باستان

مصرى ها نیز لاژورد را سنگ خدایان مى دانستند زیرا که تداعى کننده آسمان پرستاره بود .طلسم هاى بسیارى از مصر باستان از جنس لاژورد بدست آمده که مهمترین آنها طلسم چشم خداى خورشید  یا چشم هوروس یا Wedjat بود .جنس آن معمولا” از لاژورد و طلا بود و معتقد بودند گذاشتن آن در کنار مومیایى از مرده حمایت و حفاظت کرده و ارواح خبیث و شیطان  را دفع مى کند و به علاوه مومیایى مى تواند در دنیاى دیگر دوباره چشم باز کند و ببیند .طلسم نوعى سوسک ،به نام سرگین غلتان یا Scarab بود که آن را داخل کفن مومیایى بر روى قلب مرده مى گذاشتند تا قلب مرده در روز قضاوت نهایى علیه او شهادت ندهد.

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0026.jpg

در وسایل تزئینى و همچنین ماسک هاى مومیایى نیز لاژورد از عناصر مهم بود که معروفترین آنها ماسک پادشاه ((توت آنخ آمون))(Tuthankhamen ) بود که از طلا ،لاژورد ،عقیق و فیروزه درست شده بود.

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0027.jpg

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0028.jpg

در بخش ۱۴۰ کتاب ((مردگان )) آمده است که لاژورد در شکل طلسم چشم هوروس از قدرت بالایى برخوردار است .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0029.jpg

لاژورد به عنوان سنگ نوشته ،جهت عبور از مراحل مختلف پس از مرگ براى راهنمایى مرده نیز به کار مى رفت .در پاپیروس ابرس Ebers آمده است که این سنگ دید چشم را افزایش مى دهد چه زمانى که به صورت طلسم  چشم هوروس پوشیده شود (مثل گردنبند )و چه زمانى که پودر شده  آن در اطراف چشم مالیده شود .مى گویند کلئوپاترا از پودر لاژورد به عنوان سایه چشم استفاده مى کرد.

قدیمى ترین لاژورد یافت شده در مصر که آن نیز از بدخشان آمده بود ،به ۳۳۰۰- ۳۱۰۰ قبل از میلاد؛ یعنى ۵۳۰۰-۵۱۰۰ سال پیش تعلق دارد .همانطور که دیده مى شود ،مهمترین آن به شکل آویز یک گردنبند مى باشد.این لاجورد ها در محل Neqada  یافت شده ، متعلق به دوران قبل از سلسله هاى فراعنه  مى باشد.

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0030.jpg

شهر سوخته

مهمترین مرکز تراش و تجارت لاژورد ایران

شهر سوخته ،معروف ترین و مهمترین محل یافت شدن اشیاى لاجوردى است .دکتر منصور سجادى ،سرپرست تیم کاوشگرى شهر سوخته ،در کتاب “جواهر سازى در شهر سوخته “،به طور مفصل ،به بررسى اشیاى تزئینى و جواهرات به دست آمده از حفارى ها پرداخته و ثابت کرده که شهر سوخته محل کارگاه هاى صنعتى براى تراش و صیقل لاژورد و تولید اشیاى تزئینى و همچنین پایگاه تجارى و ارسال آن به اقصى نقاط بوده است .در وب سایت ” دوستداران میراث فرهنگى و گردشگرى  شهر سوخته “،به دقت به جزئیات تراش لاژورد در شهر سوخته پرداخته شده است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0031.jpg

آقاى میشل کازانوا(C.Michele Casaova) ،باستان شناس معروف فرانسوى که تخصصش در سنگ لاژورد  باستان است و سال ها بر روى شهر سوخته  کار کرده نیز معتقد است که شهر سوخته ،مرکز عمده لاژورد بدخشان بوده و لاژورد هاى یافت شده در اور ،همه بدخشانى هستند .

دکتر یوسف مجید زاده ،باستان شناس و سرپرست هیئت اکتشافى جیرفت نیز در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که ” وجود انبوه سنگ لاژورد و تراشه هاى آن در حفریات شهر سوخته و بررسى هاى آزمایشگاهى  آنها نشان داده است که این سنگ ،مهمترین محموله تجارى شناخته شده اى است که حکومت هاى شرق ایران در تجارت آن ،در منطقه گسترده اى از کوه بدخشان  در شرق تا سرزمین مصر در غرب ،نقش انکار ناپذیرى را ایفا مى کردند .این سنگ تزیینى با ارزش که طى هزاره هاى سوم تا اول قبل از میلاد در سر تاسر آسیاى غربى ،به ویژه میان رودان و مصر در مجسمه سازى،ترصیع و ساختن زیور آلاتى مانند گوشواره ،دستبند ،و گردنبند کاربرد فراوان داشت ، از معادن عظیم واقع در کوه هاى سر سنگ بدخشان  در افغانستان امروز استخراج و به صورت ماده خام ،به شهر بزرگى که امروزه شهر سوخته نامیده مى شود و شاید هم به مراکز شهرى و صنعتى دیگرى که تا به امروز شناسایى نشده اند ،وارد و پس از پاکسازى در کارگاه ها به صورت سنگ لاژورد ناب از راه کرمان و فارس ،به شوش و از آن جا به شهر هاى جنوبى میان رودان و دورتر ،به مصر در قاره آفریقا منتقل مى شد”(دکتر مجید زاده ،مقاله آیا ارت خاستگاه تمدن سومرى است ؟)

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0032.jpg

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0033.jpg

قدیمى ترین سند هاى کتبى مربوط به لاژورد ایران

قدمى ترین سند مکتوب خوانده شده ،یک لوح گلى سومرى است که به نام ” انمر کار و فرمانرواى ارت ” شهرت دارد .این لوح متعلق به بیش از ۴۰۰۰ سال پیش مى باشد که نشان مى دهد در آن زمان لاژورد ایرانى به عنوان سنگى قیمتى و مقدس کاملا” شناخته شده، هواخواهان زیادى داشته  و تجارت آن پر رونق بوده است . این رویداد تا ریخى به خط میخى و به زبان سومرى در ۶۰۰ سطر بر لوحى چهار گوش  به ابعاد تقریبى ۵/۲۲٫  ۵/۲۲ سانتى متر در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد  به رشته تحریر در امده است .پادشاه اوروک(اور) به منظور دستیابى به سنگ ها و فلزات گرانبها به خصوص لاژورد (زیرا که میان رودان فاقد این مواد معدنى بوده است ) نماینده اى را از جانب خود به حضور پادشاه ارت (ایران فعلى ) روانه مى کند و به طور مکتوب ،سنگ گرانبها ى لاژورد را از او در خواست مى نماید . در این متن ،پادشاه اور از الهه شهر خود اینن ،با التماس در خواست مى کند که کارى کند  تا پادشاه ارت براى او طلا ،نقره ،لاژورد و صنعتت کاران ماهر بفرستد  تا معابد مقدس اور ساخته شود . او مى گوید :

” اى خواهرم ،اینن،براى اوروک،

بگذار تا آنها سنگ لاژورد ناب از تخته سنگ پایین بیاورند ،

بگذار تا آنها سنگ گرانبها و سنگ لاژورد ناب پایین بیاورند “.

نکته جالب ،اشاره پادشاه اوروک به مرتفع بودن محل استخراج لاژورد و یاد‌اورى پایین آوردن پر زحمت آن از ارتفاعات است . که همانطور که گفته شد دره کوکچا که معادن لاژورد در آن واقع  است در ارتفاعى بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ متر قرار دارد و معروفترین معدن لاژورد یعنى معدن سر سنگ در ارتفاع ۲۶۰۰ تا ۲۷۰۰ مترى سطح دریا قرار گرفته است .

در پایان داستان  مى خوانیم که فرمانرواى ارت با درخواست پادشاه اوروک موافقت مى کند و مردم ارت براى توروک طلا و نقره و سنگ لاژورد مى آورند و آنها را در صحن مقدس معبد اینن(الهه ماه ) بر روى هم انباشته مى کنند . در این داستان بارها از لاژورد نام برده شده است همچنین در قسمتى دیگر که آسیب دیده ،آمده است ” ساقه ها و تنه انجیر و انگور را با سنگ لاژورد  مى پوشانند”.

در یکى دیگر از الواح مشهور سومرى یعنى ” حماسه گیلگمش” که به دنبال زندگى جاویدان از شهر ظلمات مى گذرد ،زمانى که این پهلوان  از شهر ظلمات  خارج مى شود به باغ سنگهاى گرانبها یا باغ جواهرات مى رسد .او به نزدیک باغ رفته و باغ جواهرات را این چنین توصیف مى کند :

“میوه هاى آن از یاقوت است .

نماى آویزان آنها از تاک ها دلپذیر است ،

بر گ ها از سنگ لاژورد است ،

نیز بار آن میوه است ،تماشاى آن باشکوه است “.

در این دو داستان آشکارا از هنرمندان ایرانى (ارت ) یاد مى شود که یکى از کارهایشان درست کردن درختان میوهاى بود که تنه و ساقه و برگ هاى آنها از سنگ لاژورد و میوه هایشان (که فقط نام دو نوع از آنها ؛انجیر و انگور خواناست ) از طلا و نقره درست شده بود .

غیر از الواح سومرى ،کتیبه آشورى تیکلات پیسلر سوم پادشاه آشور که در قرن هفتم قبل از میلاد ،مادها را در نزدیکى دماوند شکست داد، نیز از لاژورد سخن مى گوید . در نتیجه این شکست ،تعدادى اسب ،مقدارى مفرغ آلات در حدد ۱۵ تن (۵۰۰ تالان) و قریب ۱۰ تن لاژورد (۳۰۰ تالان ) به عنوان غرامت از مادها مى گیرد (۲۷۰۰ سال قبل ،به نقل از کانى شناسى در ایران قدیم ).

گرفتن  لاژورد از مادها ،دلیل بر فراوانى و بومى بودن لاژورد در ایران و اثبات منشا لاژورد از ایران است .

 

خواص درمانى لاژورد

در بیشتر منابع پزشکى قدیم ایران ،طبیعت لاژورد ،سرد و خشک دانسته شده است . از لاژورد ،در درمان بسیار یاز بیمارى ها ،به صورت خوراکى و مالیدنى استفاده مى شد .مثلا” در درمان اسهال (سودا ) که از لاژورد مغسوله یا شسته شده استفاده مى کردند . و به ویژه در درمان مالیخولیا و بى خوابى کاربر داشت .معتقد بودند خوردن آن باعث قوتت دل و از بین رفتن  ترس مى شود .براى همین اگر به کسى که هول کرده و یا از جایى افتاده ،اندکى لاژورد دهند ،حالش خوب مى شود در داروهاى  چشم چه به شکل محلول و چه به شکل سورمه و پودر به کار مى رفت .معتقد بودند مالیدن پودر آن بر پلک چشم باعث رویش موى مژه مى شود .اگر ساییده آن را با عسل مخلوط کرده ،بر زخم هاى کهنه (سودایى) بمالند مفید است .اگر نیم مثقال از ساییده آن را بخورند ،عادت ماهیانه بند مى آید و در صورت استعمال مانع سقط جنین مى شود (عرایس الجواهر و کانى شناسى در ایران قدیم و فرهنگ دهخدا ).

همانطور که گفته شد در مصر باستان هم به عنوان آرایش چشم و هم به عنوان تقویت و محافظت چشم مورد استفاده بود .در منابع غربى که از دانش شرق استفاده شده ،آمده است :”داشتن و حمل آن باعث درمان تب ها ،سر درد،میگرن ،کاهش درد،افسردگى ،اضطراب ،بى خوابى و مالیخولیا مى شود .اختلالات  بینایى ،شنوایى ،سیستم ایمنى ،گلو و ریه را بهبود مى بخشد “.

تروبادورها (Trou badours)،نوازندگان و خوانندگان دوره گرد قرون وسطى در اروپا،قصه پادشاه موبدى را به نام پرستر جان Prester John نقل مى کردند که تخت خوابش از سنگ یکپارچه لاژورد بود و بر روى آن مى خوابید تا بى خوابى و افکار گناه آلود و شیطانى به سراغش نیایند .

 

خواص متافیزیکى و معنوى لاژورد

سنگ لاژورد،سنگ چارکراهاى تنفسى شش و هفت ؛ چارکراى ابرو(اجنا) و چاکراى سر (ساهاسارا) است .چشم سوم را مى گشاید ،حس ششم و الهام هاى درونى را بیدار مى کند ،خود آگاهى را افزایش مى دهد ،به تمرکز فکر کمک مى کند و در تمرین هاى تمرکز یا مدیتیشن بسیار موثر است .آرامش درونى را افزایش مى دهد ،هارمونى و تعادل درونى ایجاد مى کند ،در روابط هماهنگى و هارمونى ایجاد مى کند ،تبلور عفت و پاکدامنى است ،کمک مى کند تا دارنده اش فرد معتبر و قابل اعتمادى در چشم دیگران به نظر برسد .همراه داشتتن این سنگ ،کمک مى کند تا از قدرت هاى درونى خود بهره بردارى کنیم .روح و افکار خود را تصفیه و پالایش کنیم و بتوانیم با حامیان معنوى و روحى خود ارتباط برقرار کنیم.سنگى حمایت کننده است ،شفاى احساسى و روشنى فکر مى آورد و حملات روانى و افسردگى را از ببین مى برد ( در ایران قدیم آن را ضد مالیخولیا مى دانستند ). با درمان بیخوابى و بهبود کیفیت خواب ؛به بهبود عملکرد مغز کمک مى کند و باعث بهبود قضاوت و تعقل مى شود .

سنگ درستى و حقیقت است .روشنایى و عقل ،به این سنگ جذب مى شوند ؛ زیرا نماینده آسمان است سنگ آگاهى و خودآگاهى است از مجموع آن چه گفته شد ،بر مى آید که سنگى است که با نیروى فکر و تعقل ارتباط تنگاتنگى دارد .زمانى که مردد و گیج هستید و نمى توانید تصمیم بگیرید ،کمک مى کند تا جوابى روشن و صریح به ذهنتان خطور کند .امروزه توصیه مى کنند زیر سر خود و یا در بالش خود ،یک قطعه لاژورد بگذارید و نیز هر جا که مى روید،همیشه یک قطعه لاژورد همراه داشته باشید .

 

نتیجه گیرى

بر اساس تمام شواهدد ذکر شده ،سنگ لاژورد ،هدیه تمدن ایرانى به بشریت است شناسایى،استخراج ،تراش و تجارت آن از دیر باز تاریخ در دست ایرانیان بوده است .شواهد روزافزون باستان شناسى و همچنین زبان شناسى همه موید این مسئله هستند .لاژورد و پیروزه (فیروزه ) ،دو سنگ اصیل ایرانى هستند که پیوند جاودانى با فرهنگ و تمدن ما دارند ؛ به ویژه براى خراسانى ها که معدن هاى قدیمى و اصلى آنها و همچنین مراکز کار و تجارت در این منطقه بوده است این سنگ باید بیش از پیش مورد توجه  قرار گیرد .با توجه به اشاعه و گسترش فرهنگ سنگ درمانى و استقبال روزافزون مردم از سنگ هاى نیمه قیمتى ،بایستى است که به این گوهر فراموش شده ایرانى ،بیشتر توجه کنیم و از یاد نبریم که لاژورد ،با تار و پود حافظه تاریخى ما عجین شده است .همگام با نیاکان خود همیشه حداقل یک قطعه لاژورد همراه خود داشته باشید .

در خاتمه از کمک هاى بى دریغ و راهنمایى هاى سرکار خانم فاطمه جهان پور ،استاد فرهنگ و زبان هاى باستانى ایران در دانشگاه فردوسى و همچنین جناب آقاى مهندس محمد جواد پیش بین ،مدیر عامل محترم موسسه آموزشى گوهر شناسى الماس آسیا بسیار سپاسگذارم .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0034.jpg

منبع: سایت زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور

پ . ن : اگر خواستید این سنگ را بخرید مواظب باشید شیشه یا پلاستیک یا سنگ دیگر نخرید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: