رژیم غذایی سرطان(چه ارتباطی بین احساسات و افکار ضمیر ناخودآگاه با سرطان هست؟)


رژیم غذایی سرطان
سرطان بیماری است که شنیدن آن لرزه بر تن برخی افراد می اندازد. بعضی تصور می کنند که سرطان مترادف با مرگ است. اگرچه ترسها و مشکلات مربوط به سرطان این نگرانی را به وجود می آورد که گریزی از این بیماری قرن جدید نیست اما باز هم لازم دیدم که نکات فراموش شده ای را برای علاقمندان و دانش اندوزان و بیماران یادآوری کنم
قبل از اینکه  به رژیم غذایی بپردازیم لازم دیدم که کمی هم در مورد دلیل وقوع این بیماری و طبیعت آن توضیح دهم چون چند نفر از دوستان خوبم در مورد حکمت و دلیل وقوع سرطان و اینکه چرا بعضی درمان می شوند و بعضی نمی شوند سوال داشتند

https://i1.wp.com/www.liveingoodhealth.info/wp-content/uploads/cc/Cancer85.jpg

سرطان در اصل مشکل پیچیده ای نیست و هر روز در بدن افراد به ظاهر سالم هم میلیونها سلول سرطانی تولید می شود و چنانچه محرک خارجی نداشته باشد خود به خود از بین می رود. کار سلولهای سرطانی فقط حفاظت از بیمار است. بر عکس آنچه اکثریت فکر می کنند که سرطان دشمن انسان است در حقیقت این سلولها بیش از اندازه فعالیت می کنند و تقسیم می شوند تا فرد مبتلا را از خطر نجات دهند. خطری که خود بیمار از آن مطلع نیست و فقط در ضمیر ناخود آگاه خود از آن رنج می برد
بسته به اینکه فرد از چه خطری بیم داشته باشد و بخواهد در برابر چه مشکلات روحی و فکری مبارزه کند سلولهای سرطانی در اعضای مرتبط با آن مشکل ظاهر می شوند. اکثر این ترسها پنهان هستند و بیمار فقط در هنگام هیپنوتیزم و خواب مصنوعی به وجود آنها آگاه شده و اقرار می کند
وقتی در پوست شما زخمی ایجاد شود و خون جاری گردد اولین کاری که ناآگاهانه انجام می دهید این است که با دست یا یک باند ضخیم آن را بپوشانید تا بیشتر از این لطمه نخورد. هر قدر که زخم عمیق تر و خونریزی شدیدتر باشد شما روی آن را با لایه های بیشتر و کلفتتر می پوشانید. همزمان سلولهای بدن این پیام را دریافت می کنند و گلبولهای سفید فعال شده و سلولها با سرعت بیشتری کار کرده تقسیم می شوند تا زودتر زخم را ترمیم  و گوشت و پوست را از محیط خارجی و عفونت حفاظت کنند.
این همان کاری است که سلولهای سرطانی هم در بدن انجام می دهند اما کسی فکر نمی کند که این سلولها کدام زخم را می خواهند علاج کنند؟ چه سیگنالی به سلولهای یک عضو بدن داده می شود که برای حفاظت از آن عضو و حفاظت از صاحب آن عضو شروع به کار و فعالیت بیش از اندازه می کنند به طوریکه تمام سطح داخلی و خارجی عضو را فرا می گیرند و تولید تومور می کنند؟ قاعدتا هیچ انسانی دوست ندارد خودش را مبتلا به بیماری کند اما چگونه است که بدون آگاهی شما این سیگنال به سلولهای بدنتان داده می شود و آنها هم برای خوش آمد و سلامت شما شروع به چنین فعالیتی می کنند؟
ضمیر ناخود آگاه ضمیری است که اکثر انسانها در زمان بیداری و حتی در خواب نیز به آن تسلط ندارند و نمی دانند که کارهایی از این ضمیر به ظاهر ناآگاه اما همیشه بیدار بر می آید
بدون آنکه وارد بحثهای تخصصی ذهن و ضمیر بشویم به طور خلاصه اشاره می کنم که سلولهای سرطانی به خواست خود بیمار شروع به کار می کنند اما خواستی که بیمار هرگز به زبان نمی آورد و حتی از گفتن یا فکر کردن به آن وحشت دارد. این چنین خواسته ها و ترسها و یا احساسات سرکوب شده در ضمیر ناخود آگاه زندگی می کنند و برای حفاظت از صاحب خود این سیگنالها را به اعضای بدن و ذهن می فرستند
چه ارتباطی بین احساسات و افکار ضمیر ناخودآگاه با سرطان هست؟ دریافت این ارتباط خود شاخه ای از علم فرا-دارویی است که در اینجا سعی می کنم با یک مثال کوچک چگونگی آن را نشان دهم
 :برای مثال
مخچه قسمتی از مغز است که مسئول رسانیدن سیگنالها به کبد و حفاظت از آن می باشد.  انرژی کبد و دستورالعمل کار آن از مخچه صادر شده و مخچه نیز با افکار و احساساتی سر و کار دارد مانند

» دوگانگی زندگی

دچار شک شدن در انتخابهای زندگی»

 » احساس خالی بودن»
» تنش فکری در رابطه با وجود داشتن»
چنانچه هر یک از این افکار در ضمیر ناخودآگاه به سایر اهداف غلبه پیدا کنند و هیچ تغییری در زندگی فرد به مدت طولانی رخ ندهد این افکار یا به عبارت بهتر انرژی ناشی از این افکار مخچه را وادار به ارسال سیگنال حفاظت می کند. سیگنال حفاظت از سوی ضمیر ناخودآگاه قصد دارد از فرد در برابر بی عدالتی های زندگی و مشکلات زندگی دفاع کند. از این رو سلولهای کبد طبق دستور و برای کمک به شرایط فرد شروع به زیاد شدن می کنند و این مشکلات جسمی را به وجود می آورد
سلولها آگاه نیستند که ازدیاد آنها باعث حفاظت نمی شود چرا که هوشمند نیستند بلکه این ضمیر ناخود آگاه است که دستور اشتباه را صادر می کند.
از یک سو سلولهای کبد قصد دارند فرد را حفاظت کنند و از سوی دیگر فرد بیمار خودش را مبتلا به سرطان می بیند. چنین به نظر می رسد که سلولها از کنترل خارج شده اند و راهی برای توقف آنها نیست. بنابراین جراحی و شیمی درمانی استفاده می شوند غافل از اینکه سیگنال حفاظت بیشتر و بیشتر ارسال شده تا جلوی حملات خارجی به بدن را بگیرد

چند سوال در اینجا مطرح می شود. اول اینکه چرا چنین سیگنالی تحت تاثیر افکار به مخچه ارسال می شود؟

دوم اینکه چرا فقط کبد این سیگنال را دریافت می کند؟
سوم اینکه چگونه باید این سیگنال را متوقف کرد تا سلولها دیگر به رشد خود ادامه ندهند و متوجه شوند که بدن حفاظت شده و ایمن است؟
بسیاری از مردم در طول زندگی خود با بی عدالتی ها و جدالهای درونی مواجه می شوند و سوالات زیادی در مورد «موجودیت» و چگونگی ادامه حیات در شرایط نابسامان برایشان پیش می آید اما چرا فقط بعضی از آنها به سرطان کبد دچار می شوند و بقیه مبتلا نمی شوند؟ چنین واکنشهای شدید ذهنی که کار بخشهای مغز را تحت الشعاع قرار می دهند در شرایط متفاوتی که بسته به جنسیت افراد و انرژیهای جاری در بدن( که خود وابسته به عوامل گوناگونی مانند کارما و هدف از زندگی هستند) فرق می کنند و در اینجا نمی توانیم وارد بخشهای فلسفی و روح شناسی و تخصصی روان شویم.
اما دانستن همین قدر کافی است که این تصمیم و سیگنال توسط یک فرد غریبه صادر نشده بلکه توسط ضمیر خود فرد بیمار صادر شده و اگرچه در حالت عادی چیزی به خاطر نمی آورد اما بخش دیگری از روان او ( ضمیر ناخودآگاه) که فرد از آن آگاه نیست این سیگنال را بعد از در نظر گرفتن وضعیت و شرایط فرد برای تحمل زندگی یا خاتمه آن ( و بر اساس اطلاعات ذخیره شده در حافظه ناخودآگاه که از زمان جنینی تا زمان حال را در بر میگیرد) همچنین با توجه به میزان تراکم انرژی افکار متعدد به مخچه ارسال شده است

.  این دستور اشتباها صادر شده  چون ضمیر ناخودآگاه فقط دسترسی به افکار و احساسات محرک داشته داشته است

منظور از انرژی افکار متعدد چیست؟ افکار نوعی از انرژی هستند که مثل انرژی صوتی قابل لمس نیستند اما مثل انرژی الکتریسیته سبب ایجاد گرما یا سرما می شوند که در عالم مادی اثر آن در جسم قابل رویت می باشد
مثلا افکار منفی ساطع شده از ترس- شوک یا دلهره سبب ایجاد سرما در بافتهای بدن می شوند و درجه دمای بدن کاهش می یابد. این افکار سیگنالی را در موج منفی  به بخشی از مغز می فرستند و مغز هورمون مورد نیاز برای کاهش دمای بدن را ترشح می کند. برعکس این مکانیسم توسط افکار مثبت مانند بخشیدن- عشق و شجاعت در بدن رخ می دهد و بر همین اساس انرژی ساطع شده از بدن نیز تغییر می کند. نزدیک شدن به افراد منفی باف یا حسود و کینه توز شما را هم دچار لرزه و نگرانی یا دلهره می کند که این ناشی از انتقال امواج آنها به شماست که حتی از طریق تلفن و اینترنت و تلویزیون نیز قابل انتقال است
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که تراکم افکار نگران کننده و ناخوشایندو جدال برای زندگی و وجود داشتن در صورتیکه از ذهن و روان تخلیه نشوند و یا با فعالیتهای دیگر و افکار مثبت دیگر جایگزین نشوند ممکن است طی چندین سال سرانجام ضمیر ناخودآگاه را به نتیجه برسانند که این فرد سابقه نگرانی و جدال و ترس دارد بنابراین احساس ناامنی می کند و باید او را ایمن ساخت. پس به سلولهای کبد دستورات لازم داده می شود.
در عین حال نباید فاکتور مهم دیگری را از یاد ببریم و آن ضمیر خودآگاه یا قدرت تصمیم گیرنده فرد در حالت هوشیاری است. چنانچه این فرد نتواند افکار خود را تغییر دهد یا تجربیات گذشته و مشکلات زندگی را به طور ریشه ای سم زدایی و از ذهن خود دفع کند این سلولهای سرطانی همچنان به فعالیت خود ادامه خواهند داد هرچند که درمانهای متعددی روی بدن فیزیکی انجام شود. چرا که ریشه مشکل در بدن نیست بلکه در ذهن و انرژیهای ساطع شده از آن است
مسئله روان- ذهن و انرژیهای جاری در آنها بهتر درک خواهد شد اگر در مورد بدنهای متعدد انسان از قبیل بدن ستاره ای و بدن فکری و بدن احساسی و … چاکراها و رابطه آنها با بدن غیر فیزیکی و فیزیکی و همچنین نقاط مریدین روی بدن ستاره ای توضیحاتی داده شود و امیدوارم که در آینده به این مطلب هم به طور جزئی بپردازیم
آنچه در مثال بالا از رابطه شکل گیری سرطان با افکار و اهداف زندگی انسان گفته شده فقط و فقط اطلاعات مختصری در مورد سرطان کبد و نحوه ارتباط آن با ضمیر ناخودآگاه می باشد و در مورد سایر بیماریها و سرطانها قابل اجرا و اطلاق نیست
همچنین نباید فرض کنیم که فقط افکار مسئول تولید یک بیماری یا درمان آن هستند. اگرچه افکار و نوع زندگی و خاطرات عناصر پایه و اولیه برای ایجاد درد جسمی هستند باید یادآوری کنم که روحیات و افکار انسان تحت تاثیر عوامل مختلفی تغییر می کند که از آن جمله می توان به تغذیه اشاره کرد. برای مثال کمبود ویتامین ها در جسم انسان باعث تولید انرژیهای منفی در اعضای بدن و همچنین افسردگی و بی میلی به ادامه زندگی می شود. تحقیقات علمی نشان داده است که اگر قصد دارید زندگی و اهداف خود را عوض کنید باید تغذیه خود را عوض کنید و همین مسئله در هنگام درمان بیماریها از جمله سرطان باید به دقت رعایت شود
تغذیه سالم و ارگانیک نه تنها امواج مغزی را بالا برده و مثبت اندیشی ایجاد می کنند بلکه باعث باز شدن چاکراها و دریچه های انرژی بدن ستاره ای شده و در نتیجه کمک شایانی به بهبود افکار و پذیرفتن زندگی می کنند. تغذیه صحیح در طول دوران درمان سرطان سیگنالهای ارسالی به مغز را متوقف می کند و به سیستم ایمنی بدن در سرکوب کردن سلولهای سرطانی کمک می کند. به این ترتیب است که می توان روند هر بیماری را معکوس کرد
در هر حال باید اعلام کنم که عوامل متعدد دیگری نیز در این میان تاثیرگذار هستند که امکان موشکافی آنها دراینجا نیست چون
غرض اصلی این مقاله ارائه رژیم غذایی مناسب برای مبتلایان به سرطان است که البته هر فرد دیگری هم می تواند از این رژیم استفاده کند
به طور کلی یک سری خوراکیها برای همه افراد مبتلا به سرطان ممنوع هست که البته افراد غیر مبتلا هم بهتر است از خوردن آنها یا پرهیز کنند یا در حد ممکن کمتر مصرف کنند و یک سری خوراکیها معروف به ضد سرطان هستند که باز در افراد غیر مبتلا هم مفید بوده و باعث پیشگیری از بیماری می شوند
1-
غذاهایی که سلولهای سرطانی را تقویت می کنند باید متوقف شوند یعنی شکر- آرد سفید( تصفیه شده) انواع نوشابه های گازدار و تمامی فراورده های شیر
2-

مواد خوراکی که سبب ساخته شدن سلولهای جدید سرطانی می شوند پرهیز شوند یعنی تمام محصولات کنسرو شده و کارخانه ای مانند کمپوت یا کنسرو ماهی و آبمیوه های پاکتی- اسیدهای چرب ترانس مثل سیب زمینی سرخ شده و کره گیاهی یا مارگارین- آسپارتام یا به عبارت دیگر قندهای رژیمی مخصوص بیماران دیابتی که محتوی آسپارتام هستند مانند نوشابه های رژیمی و قرصهای شیرین کننده کم کالری- روغن های اشباع نشده مثل روغن ذرت و روغن کانولا- ام-اس-جی یا مونو سدیم گلوتامیت( نوعی نمک پرورده که برای خوشمزه کردن غذاها و خوراکیهای کارخانه ای و غذاهای رستورانها به آن اضافه می شود. این نمک اعتیاد آور است و سبب ایجاد ولع و زیاده روی در خوردن می شود. نام صنعتی آن آجینوموتو است).

3-

املاح و موادی که در کار درمان سرطان اختلال ایجاد می کنند یعنی کلراید-فلوراید-الکل و قهوه پرهیز شوند

کلراید و فلوراید در آبهای معدنی بطری به مقادیر بالا وجود دارند پس سعی کنید اصلا از آب بطری استفاده نکنید و آب شیر را یا از فیلتر تصفیه بگذرانید یا بجوشانید
فلوراید همچنین در محصولات در بسته کارخانه ای مثل خمیر دندانها- آب میوه ها و کنسرو ها به مقادیر بالا وجود دارد. حتی الامکان مصرف نکنید. کلراید همچنین در نمک خوراکی خانگی فراوان هست که باید حتما پرهیز شود و یا اگر لازم شد خیلی کم و در حد رفع نیاز مصرف شود
4-

غذاهایی که سیستم ایمنی بدن را مختل می کنند مثل گوشت قرمز و گوشت مرغ و بوقلمون پرهیز شوند

5-

در عوض خوراکیهایی باید مصرف شوند که به بدن در کشتن سلولهای سرطانی کمک می کنند مانند انگور بنفش (با پوست و هسته باید خورده شود)

توت فرنگی – گل کلم- هویج- آناناس و بادام
6-

برخی سبزیجات که در ظاهر برای بیمار خوب هستند به چهت داشتن مقادیر بالای ویتامین کا ممکن است باعث تولید لخته خون در بدن شوند بنابراین در رژیم سرطان فقط 30 درصد از غذای بیمار میتواند متشکل از بروکلی- جوانه-کاهو-پوست خیار-اسفناج-شلغم سبز- کلم-پیازچه و کاسنی و آب تره باشد.

 –  همه ویتامین ها و املاح معدنی مانند مس و آهن ۷
و منیزیوم- منگنز- سلنیوم و زینگ و… که به صورت قرصهای مکمل در دسترس هستند مصرف شوند
۸-
بادمجان -آسپاراگوس -بروکلی-کرفس-اسفناج-خیار-هویج-کلم- جعفری- بامیه-پیازچه- ترب سفید و سیاه و قرمز- آب تره- تره- عصاره علف گندم ( آب علف گندم) علف جو ( و آب علف جو)- شلغم- انواع لوبیا- پیاز و فلفل
۹- بادام تلخ و گردو به مقدار متوسط قابل مصرف است
همه گوشتها باید قطع شوند حتی ماهی و تخم مرغ مگر اینکه بیمار دچار کاهش وزن و ضعف شدید باشد که در این صورت می تواند فقط از ماهی آب شیرین بخورد
هیچ نوع نانی که از بیرون خریداری شود که آرد سفید و نمک داشته باشد یا مایه۱۰- خمیر به آن زده شده باشد نباید خورده شود.  خوردن آردهای سبوس دار به صورت نان در صورتی مجاز است که مریض دچار کاهش وزن شدید و ضعف زیاد باشد.
۱۱-

برنج و ذرت و سیب زمینی و فراورده های شیر نباید خورده شوند. .

عسل فقط و فقط در صورتی که نیاز شدید به شیرینی بود می تواند به مقدار کم مصرف شود
۱۲- میوه های لیمو شیرین و ترش به صورت آب میوه مصرف شوند.
قارچها بهتر است مصرف نشوند۱۳-
نمک خانگی ممنوع است مگر نمک دریایی که به مقدار کم در صورت نیاز ایرادی ندارد۱۴.

موارد بالا فقط نکات کلی را یادآوری می کند و  ممکن است بسته به نوع سرطان و نوع درمان اندکی تغییر یابد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ.ن: با سپاس فراوان از شيرين عزيز براي نوشتن و ارسال اين مطلب.

Advertisements

Posted on ژوئن 1, 2011, in آنچه پزشكان به شما نميگويند. Bookmark the permalink. 9 دیدگاه.

  1. مطلب جالبی بود تشکر ولی دیگر چیزی برای خوردن نمی ماند

  2. هيچ بيماري محكوم به مرگ نيست به غير هاري

  3. سلام,آقا رامتین این مطلبی که برا بالاترین فرستادی کجاست؟(فضانوردان باستانی ایران)

  4. سلام . امروز دوم ماه ژوئن . راجع به پيشگويي دايره كشتزار ميلك هيل چي مي شه گفت؟ موعدش امشبه؟

  5. با تشكر ولي اين موضوع جرا ؟, ربطي داشت ؟!…. مي شه علاقه بين حسد و داشتن تعداد زيادي فرزند واين رزيم غذاي بيدا كرد؟ شنيدم كه جشم هم يك نوع تشعشات ناخود اكاه هنكام اعجاب از خود صادر ميكند كه روي بدن تاثير منفي ميكذارد.

    • دوست عزيز اين مطالب هم مطالب جالبي است كه در ادامه مطالبي درباره فلورايد و درمان سرطان با مخمر سويا در وبلاگ ميگذارم.

  6. این مطلبتون نسبت به بقیه مطالب که من تا حالا خوندم آب شسته رفته تر بود(نظر شخصی)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: