بایگانی روزانه: مه 22, 2011

كانالها و حفره هاي قديمي ماه ميتوانند دليلي براي توخالي بودن كره ماه باشند!

http://www.youtube.com/watch?v=HSkYqROtGX0

در پستهاي قبلي بيان كرده بودم كه  ماه چگونه تصنعي به نظر ميرسد و داراي ناهنجاريهاي عجيبي است !ناسا با توجه به چاله هاي قديمي ماه اعتراف كرد كه ماه توخالي به نظر ميرسد .در طي ماموريت آپولو ٬اتاقك فرمان بر روي ماه سقوط كرد و ماه مثل زنگ ساعت صدا داد!!تستهاي تراكمي وجود دارند كه ميتوانند نشان بدهند كه ماه به چه صورت توخالي است!برخي از چاله هاي روي ماه به نظر نامتناهي و بدون ته ميباشند!وتصور اين موضوع  بدون در نظر گرفتن حيات روي كره ماه غير ممكن است.و تصور اينكه ماه چگونه بوجود آمده بسيار مهيج است.

https://i1.wp.com/www.crunchgear.com/wp-content/uploads/2008/04/moon.jpg

در طي خورشيد گرفتگي كامل ٬ماه خورشيد را كه بسيار دورتر از ماه است را پوشش ميدهد .اجازه بدهيد توقف كنيم و براي دو ثانيه روي اين موضوع فكر كنيم .اين بدان معناست كه ماه ميتواند يك ماه مهندسي شده باشد!اين به وضوح نشان ميدهد كه موضوع تصادفي نيست!(و اين يك شانس بزرگ است)كه ماه بر اساس يك طرح بزرگ ايجاد شده است نه تصادفي!دانشمندان همچنان در تلاش هستند كه كشف كنند كه ماه از كجا آمده است؟اين تنها چيزي است كه آنها ميدانند:

ماه خيلي خيلي قديمي تر از زمين است.و با عناصري ساخته شده كه به هيچ وجه روي كره ما يافت نميشود!

 ماه وقتي كه توسط شهابسنگها و سياركها هدف اصابت قرار ميگيرد لرزشهايي از خود نشان ميدهد كه نشان ميدهد كه توخالي است .تست تراكم همچنين اين موضوع را تاييد ميكند كه در زير سطح ماه پر از سوراخ و شكاف است !هر چيزي ميتواند آنجا وجود داشته باشد!در اينجا چيز ديگري كه توجه مارا جلب ميكند سطح تاريك ماه نام دارد.اين بدان معناست كه وقتي ماه به دور زمين ميچرخد ما هميشه فقط يك سطح ماه را ميبينيم !ما توضيحي براي اين مساله نداريم ولي ميتوانيم در درك بهتر اين موضوع به شما كمك كنيم .

لينك منبع : http://nibiruplanetx.blogspot.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از ياسميناي  عزيز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صحبت هاي ديويد آيك درباره اتفاقات سال 2012

http://www.youtube.com/v/mjkuLiyPIhQ?version=3

ما داريم وارد يك دوره زماني ميشويم كه تغييرات بسيار جالبي در حال اتفاق افتادن هست و همچنان رو به فزون ميباشد و ما دو چالش در پيش رو داريم كه يكي از پس ديگري پيش مي آيد !اولين چالش اين است كه فكرمان را باز كنيم و كنترل اوضاع را در دست بگيريم و خفقان اطلاعات رو از بين ببريم و همه بتوانند به اطلاعات دسترسي داشته باشند و اين باعث ميشود كه ما بتوانيم كاملا خود را بشناسيم و بدونيم كي هستيم !زماني كه مردم بفهمند كي هستند و در طبيعت چه جايي دارند مي توانند وارد مرحله دوم بشوند كه آن مرحله ورود به ضمير ناخودآگاه هست كه همين الان هم در حال وقوع هست و خيلي ها هستند كه در حال بيدار شدن ميباشند اما اين مساله اي است كه ميتواند براي همه اتفاق بيفتد اگر ما بتوانيم پذيراي دانش باشيم و اول بايد خفقان دانش را از بين ببريم .چيزي كه اين روزها ديده ميشود اين است كه مردم بر روي قسمت دوم تمركز ميكنند و وجود بخش اول را رد ميكنند ولي بايد بدانيم كه قسمت دوم تا زماني كه خفقان اطلاعات را از بين نبرده باشيم صورت نميپذيرد واگر بدون سپري كردن  اين مرحله به مرحله دوم پا بگذارند وارد يك دوره بزرگي از تغييرات خواهند شد بدون اينكه درك درستي از جريان پيش رو داشته باشند !

بايد دو كار انجام دهيم : اول اينكه روي اين مساله تمركز كنيم كه دنيا چگونه اداره ميشود و شناختنش برابر با نابود كردنش هست و دوم تمركز روي تغييرات روحي كه از سال 2012 به بعد رخ خواهد داد!و الان در شرايطي هستيم كه آنها در تلاش هستند تا مارو به زندگي با نيم كره چپ مغز تبديل كنند!حتي الان دنياي علم هم پذيرفته كه قسمت چپ مغز مسوول فعاليتهاي فيزيكي و منطق ميباشد.كه اگر چيزي را لمس كنم يا ببويم يا ببينم در آن صورت قبول ميكنم كه وجود دارد ولي در قسمت سمت راست مغز اتفاقات ديگري در حال وقوع هست مثل هنر و نوآوري و ارتباطات در جامعه .تمام مدارس و دانشگاهها و رسانه ها در تلاشند تا اطلاعاتي رو كه در نيمكره چپ مغز تصويب ميشوند را به ما بدهند !تحصيلات در معناي فشرده سازي اطلاعات در نيم كره چپ مغز است كه البته اكثر اين اطلاعات هم ناكارامد هستند!از ما ميخواهند كه اين اطلاعات را در قسمت چپ مغز خودتون فشرده نگه داريد و هنگام امتحان تمام آنها را روي كاغذ پياده كنيد .اگر دانش آموزي بتواند به عينه آنهارا به خاطر بياورد و روي كاغذ پياده كند قبول ميشود و به پيش ميرود و اما اگر اين اطلاعات را به سمت نيمكره راست مغز خود هدايت كند و بعد از تفكر پيرامون آن موضوع ٬آنرا قبول نكند و طور ديگري در مورد آن موضوع نتيجه بگيرد در امتحان قبول نخواهد شد !و راهي هم براي پيشرفت نخواهد داشت.سيستم تحصيلات دقيقا جوري طراحي شده كه مارو به زندانيهايي در قسمت چپ مغز تبديل كنه!ما ميتوانيم آن دو قسمت مغز رو به حالت تعادل در بياوريم مثل مغز و قلب.با انجام اين كار ناگهان ميبينيم كه در حال تغيير هستيم ‹Lower vibrational emotional range› . فركانسهايي هستند كه در ما ايجاد احساس ترس و حقارت ميكنند و باعث از دست دادن اعتماد به نفس در انسان ميشود و ما هرچه بيشتر تحت تاثير اين فركانسها قرار بگيريم بيشتر ديگران رو هم تحت تاثير آنها قرار ميدهيم .خروج از اين شرايط دائما سختتر و سختتر ميشود و به همان نسبت ورود مارا به دنياي چندين بعدي غير ممكن ميسازد .زماني كه ما ميخواهيم وارد آن قدرتها شويم يكدفعه ميبينيم كه برايمان يك سري اتفاقات ناگوار مي افتد و زندگيمان تا مرز نابودي پيش ميرود به شخصه فكر ميكنم اگر اين زندگي روحاني هست من اين رو نميخوام اما بايد بدانيم زماني كه ميخواهيم چيزي را بدست بياوريم كهكشان تمام اون چيزها را به طرف ما مي آورد اما ما بايد يك جوري آماده پذيرش آن چيزها باشيم !اتفاقات بدي كه پيش مي آيد به اين خاطر هست كه ما را آماده پذيرش آن خواسته مان بكند براي رسيدن به آن مرحله ما بايد آن فركانس (low vibration ferekans) را پاك كرده و از بين ببريم براي همين ما بايد تلاش كنيم تا با اشخاصي باشيم كه بتوانند در اين راه به ما كمك بكنند تا بتوانيم آن آلودگيها را پاك كنيم .اگر ما مشتاق آغاز اين سفر هستيم بايد يك قدم به عقب برگرديم و تلاش كنيم كه بفهميم اين سفر رو به آزادي هست نه اينكه ما آدمهاي بدي هستيم و به اين خاطر اين اتفاقات بد برايمان پيش مي آيد .اين چالشها در حال كمك به ما هستند براي اينكه ما پاك بشيم تا بتونيم به آزادي برسيم .اشخاصي را ميشناسم كه حاضر نيستند با اين چالشها روبرو شوند !زماني كه با چالشها روبرو شديم آنوقت ميتوانيم در مورد آزادي صحبت كنيم .روح به معني عشق هست حالا شما هر كسي كه ميخواهيد باشيد .اصل ماجرا اين هست كه در حقيقت مملو از عشق هستيد اما ميتوانيد از آن سرچشمه عشق جدا شويد و در آن زندگي دور از عشق هر كاري ميتوان انجام داد (كارهاي بد)زماني كه ارتباطتان قطع ميشود مشكلات و ناهماهنگي ها هم شروع ميشود. زماني كه ما در يك كالبد فيزيكي به دنيا مي آييم اگر بتوانيم آن ارتباط را نگه داريم بعد اطلاعات از چشمها و گوشهايمان وارد ميشود و به ما در مورد اطرافمان اطلاعات ميدهد .از طرفي ما به واقعيت خودمان وصل هستيم كه ما را از يك ديدگاه ديگر راهنمايي ميكند و اين به فضانوردي روي ماه شبيه هست شما لباس فضانوردي پوشيديد و اين را بدن فرض ميكنيم با چشمها و گوشهايتان ميشنويد و اما از طرفي مركز كنترل رو داريم كه به شما اطلاعات ميدهد و راهنماييتان ميكند و دائما به ما گوشزد ميكنند كه اين اتفاق يا آن اتفاق خواهد افتاد !تصور كنيد اگر كسي ارتباط آن فضانورد را با مركز كنترل كم كند يا بطور كلي قطع نمايد ناگهان رفتار آن فضانورد تغيير خواهد كرد زيرا الان فقط ميبيند و ميشنود و ديگر هيچ اطلاعات ديگري را در دسترس ندارد.

با تشكر از دوست عزيزي كه  خلاصه اين ويديو را براي بنده ارسال نمودند.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: