حقيقت حلقه هاي كشتزار_قسمت آخر(پيام و زبان ماورايي)


حقيقت حلقه هاي كشتزار

حقيقت حلقه هاي كشتزار _ قسمت دوم

حقيقت حلقه هاي كشتزار . قسمت سوم – حلقه هاي اصيل

حقيقت حلقه هاي كشتزار . قسمت چهارم – شاهدان عيني

حقيقت حلقه هاي كشتزار .قسمت پنجم – گوي هاي نوري

پيام و زبان ماورايي

قسمت آخر حقيقت حلقه هاي كشتزار

در حاليكه مسابقه انسانها براي كشفيات فضايي در دهه اول قرن بيستم اوج مي گرفت ، تلاش هايي نيز براي فرستادن پيغام به تمدن هاي هوشمند در گيتي جريان پيدا كرد .اولين قدم مهم در اين زمينه را مي توان به اشاعه پيام هاي راديويي قدرتمند كه با عنوان پيغام Arecibo يا  Arecibo interstellar message شناخته شده است نام برد ،دو قدم ديگر شامل حركت هاي مصنوعي براي ارتباطات ستاره اي مي شد كه توسط سازمان فضايي ناسا به نام هاي Pioneer 10 ، Pioneer 11 ، Voyager 1 &2  مديريت مي شود .

CETI كلمه اي است مخفف Communication with extraterrestrial intelligence به معناي ارتباط با تمدن هاي هوشمند ماورايي كه در اوايل دهه 1970 رواج پيدا كرد. CETI به زمينه هاي مختلفي چون علوم فيزيكي ، علوم اجتماعي و علوم وابسته به بشريت مرتبط است . در اوايل دهه 70 جلساتي در محافل علمي ، تحت تلفيق علوم فضا شناسي و مهندسي ارائه شد كه زمينه هايي چون علوم انسان شناسي (anthropology) ، تاريخ(history) و زبان شناسي (linguistics) را به منظور تحقيق بر پايه (كشف حيات هوشمند) در بر مي گرفت. يكي از زمينه هايي را كه CETI بروي آن مانور مي دهد علوم و تكنولوژي اي است كه بروي انواع سيگنال ها براي كشف تمدني هوشمند مطالعه مي كند .

مثلا يك نمونه از اين دست پروژه ها ، پروژه Ozma بوده است كه در يك شبكه راديويي واحد، تحقيقاتي انجام مي داد . در حال حاضر تحقيقات در اين زمينه منجر به فرستادن ميليون ها فركانس درهر ثانيه شده است .

Pan werthimer و يك گروهي در لابراتوار علمي فضايي UC Berkeley يك سري تحقيقاتي به اسم SERENDIP را براي دستيابي به رنج وسيعي از فضا آغاز كردند . اخيرا SERENDIP V ، فرايند داده دهي در Arecibo را به عنوان بزرگترين تلسكوپ راديويي جهان آغاز كرده كه با Alfa receiver چند پرتويي براي كنكاش هفت قسمت مختلف فضا آماده شده است .[2]

كاراكترهاي يك پيغام

يك پيغامي كه قرار است به قسمتي از فضا ساطع شود بايد داراي شاخص هاي مخصوصي باشد :

1 – بايد حاوي بسته علمي باشد تا فهم و درك ما و طرف مقابل در بوته آزمايش گذاشته شود تا بتوان در رسيدن به يك هدف واحد تلاش شود .

2 – حاوي نشانه هاي تاكتيكي و تكنيكي مهمي باشد تا تمايل ارتباطي فرد مقابل را بررسي كند

3 – بايد ساده باشد ، به بيان ديگر تغييري كه در پيام مي توان داد تعيين شود تا پيام بتواند درك شود . همچنين اختصار باعث سبكي پيام براي انتشار در فضا خواهد شد . (Suckotin 1973)

Interstellar Rosetta stone message

پيغام Interstellar Rosetta stone هم مثل پيغام Arecibo به طور راديوئي به فضا فرستاده شد ، ابتدا اينكه يك پيغام با اين كاركرد چگونه بايد ساخته شود را در اينجا بيان مي كنيم :[1]

در پيام Rosetta stone و در قسمت اول پيام رياضيات آورده شده است ، در ادامه مباني اوليه فيزيك ، شيمي و بيولوژي آورده شده است. هدف اصلي اين است كه اطلاعات كافي را بتوانيم انتقال دهيم و گيرنده بتواند هدفمان را دريابد . اينها منوط بر اين است كه گيرنده داراي دستگاهي باشد كه بتواند اين اطلاعات را بگيرد و يقينا آنها بايد با مباني اوليه مهندسي ، رياضيات و فيزيك آشنا باشند. انتظار است كه پيام به خودي خود توسط گروهي از دانشمندانشان درك شود . اين موضوع بالعكس هم صادق است و ما هم بايد دستگاه مناسب را براي دريافت اطلاعات آنها داشته باشيم تا به ترتيبي كه ما پيغام را Code كرديم بتوانيم آنرا decode كنيم .

پيام بايد با هردو ساختار يك بعدي و دو بعدي ( مثل Morse code ) تنظيم شود . در گام اول از جنبه هاي علمي بايد با اعداد و رياضيات شروع شود . اعداد بايد به گونه اي آسان آموزش داده شود تا خوب درك شوند ، خوب گوش دادن اولين قدم براي يادگيري در رياضيات است .به شكل زير نگاه كنيد يك مثال آساني فراهم شده است شماره ها از صفر شروع شده و تا نه ادامه مي يابد.

1 – نقطه ها را بشماريد

2 – نمايش باينري ها

نتيجه عدد ده به صورت مصنوعي ديده مي شود . هيچ دليلي براي استفاده كردن از اين روش وجود ندارد ، روش هاي ديگري هم وجود دارد ، مي توان از راه هاي ديگري نيز استفاده كرد .

كاراكترهاي ساخته شده در سال 1999 از Evpatoria در اكراين به فضا فرستاده شد . ( هر كاراكتر ماتريسي مشتمل بر پنج يا هفت پيكسل است ) هر كاراكتر منحصر به فرد است به طوريكه امكان گيج شدگي يا اشتباه در آن وجود ندارد . حتي عمليات رياضي نيز در آن آمده است . (+,-,/,*&=)

هدف براين بود كه چندين حالت را با استفاده از يك عمليات بنويسيم ، جداول زير را ببينيد :

تمام اين عمليات براي ارتباطات بعدي بسيار مهم است مثلا عمليات تقسيم مي تواند در آينده براي نشان دادن اعداد بسيار بزرگ يا كوچك مورد استفاده قرار گيرد . تقسيم همينطور پريود ها و تكرار اعداد را نيز مي تواند نشان دهد .

حالات فيزيكي نيز با طول ، زمان و جرم قابل طرح است .  در پيغام سال 1999 Evpatoria ، اتم هيدروژن شرح داده شده و …

به اين ترتيب ما قادر خواهيم بود با تمدن هاي ماورايي ارتباط برقرار كنيم، دراين بين يك زبان تركيبي نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد كه اين حالت كمي پيچيده تر مي نمايد . تمام اين حالات در جهان امروز براحتي كد شده اند و حتي مراحل حل يك مسئله هندسي را نيز توانسته اند به اين صورت كُد كنند .

Arecibo Message

براي كمك به شروع بكار راديو تلسكوپ آرسيبو در جنگل هاي پورتوريكو، يك پيامي از صلح و دوستي به سمت گوشه اي از كهكشان راه شيري فرستاده شد . در 16 نوامبر سال 1974 ، اين سيگنال به سمت خوشه بزرگ هركول (the great cluster Hercules) يا همان M13 كه 25000 سال نوري از زمين فاصله دارد ( اين در حالي است كه ظرف 1.23 ثانيه نوري مي توان به كره ماه رسيد ) ، فرستاده شد . messier 13 كه داراي 300000 ستاره با فاصله تقريبي 18 سال نوري است . اين ارتباط كه ارتباط ستاره اي آرسيبو نام گرفت از 2300 مگاهرتز فركانس راديويي با 10 هرتز عرض باند تشكيل شده بود . كارايي قدرت راديويي پيام 3 تراوات يا (3*10^12) وات نفوذ در مسير انتشار بود . شايد 25000 سال ديگر كسي در خوشه M13 اين پيام را دريافت و آنرا دكدينگ كند !! پيام آرسيبو داراي 1679 كاراكتر بود كه در قالب كدهاي باينري  نوشته شده بود و دو كاراكتر مختلف «0» و «1» در آن مورد توجه بود . به عبارت ديگر هر جا كه 0 هست نقطه ای وجود ندارد و هر جا كه 1 هست یه نقطه ظاهر مي شود. در واقه پيغام Arecibo interstellar توسط مركز هوا و فضاي ملي (NAIC) ساخته شد. فردي چون Frank Drake به همراه همكار گراميش Carl Sagan طراحي كرد . [2]

كدگشايي پيغام Arecibo

پيغام اصلي داراي ساختاري نامه وار و بخش بخش مي باشد و هر يك از بخشها يك ويژگي از تمدن زمينيان را نشان مي دهد . در بالاترين قسمت از اين پيام ابتدا به معرفي رياضيات و اعدادي كه در آن بكار برده شده مي پردازد .

اعداد طوري كد شدند كه براحتي رمزگشايي شود . شماره ها از يك شروع شده و تا عدد ده در سه رديف ادامه مي يابد كه اعداد هشت تا ده در دو ستون ارائه شده است . قابل توجه است كه سطر اول از پايين نقش يك جداكننده را ايفا مي كند و در ساختار كدينگ تاثيري ندارد . ( اين سطر با رنگ سبز در تصوير زير نشان داده شده است )[6]

در بخش بعدي ارزش هاي باينري 1 ، 6 ، 7، 8 و 15 به عنوان عدد اتمي عناصر حياتي كره زمين آورده شده. اين بخش هم عناصر حياتي را معرفي مي كند و هم مي تواند يك پيش نيازي باشد براي بخش هاي بعدي ، اگر بخش هاي اول به نوبت و صحيح رمزگشايي نشوند بخش هاي بعدي بي معني مي شوند .

بخش سوم كه بخش بلندي است در سه رديف ارائه شده است . در اينجا فرمول شيميايي شكر به عنوان اساس نوكلئوتيد در ساختار DNA آورده شده است . علاوه بر شرح كلي فرمول ساختاري آن در پيام ، شكل گرافيكي دابل هليكس (Double helix) نيز در ادامه همراه با تعداد نوكلئوتيد در DNA آورده شده است . در ابتدا از خوانندگان محترم بابت آورده شدن مطالب پيچيده زيست شناسي سلولي ملكولي در اين بخش عذرخواهي مي كنم اما بعلت اهميت پيغام آرسيبو ارسالي و اينكه ساختار DNA و طريقه كدينگ براي علاقه مندان بخوبي مفهوم نبوده است آنرا شرح مي دهيم :

در كل نوكلئوتيد اسيد ها بر دو نوعند : يكي ريبونوكلئيك اسيد يا به اختصار RNA كه در ساختار قند ريبوز به كار مي رفته است و ديگري دئوكسي ريبونوكلئيك اسيد كه در ساختار آن قند دئوكسي ريبوز به كار رفته است .

هر نوكلئوتيد از سه بخش (1) يك قند 5 كربني كه ريبوز ( در RNA ) يا دئوكسي ريبوز ( در DNA ) است (2) يك تا سه گروه فسفات (3) يك باز آلي نيتروژن دار ، تشكيل شده است . بازهايي كه درساختار DNA شركت مي كنند عبارت اند از آدنين A ، تيمينT ، سيتوزين C و گوانين G . در RNA به جاي باز T ، باز يوراسيل U  وجود دارد .

ما در اينجا مي خواهيم ساختار دابل هليكس يا همان DNA را كه در فرمول كد شده را شرح دهيم : در پيغام آريسبو از دئوكسي ريبوز ، سيتوزين و … اسم آورده شده به عنوان مثال دئوكسي ريبوز داراي فرمول شيميايي C5OH7 مي باشد با توجه به بخش دوم كه اعداد اتمي حياتي را شرح داديم حالا براي نشان دادن فرمول دئوكسي ريبوز بايد هفت اتم هيدوژن ، يك اتم اكسيژن و پنج اتم كربن را نشان دهيم و ما بقي اتم ها را صفر در نظر بگيريم ، به شكل زير توجه كنيد طريقه كد كردن پيغام را در مي يابيد :

وحالا در شكل زير كل فرمول هاي ساختاري DNA را به صورت كد شده آورده ايم :

اما پيغام آرسيبو به همين جا ختم نشده و از تركيبات آنها و تشكيل ساختار مارپيچ DNA‌ نيز سخن به ميان آورده است . همانطور كه در پيغام مي بينيد از اسامي گوانين ، آدنين و … سخن به ميان آورده، اينها بازهايي هستند كه در ساختار نوكلئيك اسيدها به كار ميروند . اما رشته هاي پلي نوكلئوتيدي يكي از اجزاي اصلي DNA‌ هستند كه از تركيب فسفات ، قند و باز به طور متوالي تشكيل مي شوند :

و بازهاي مكمل ، رشته هاي نوكلئوتيدي را به هم وصل مي كنند كه ساختار كلي DNA شكل مي گيرد . اين بحث به خاطر پيچيدگي هاي خاص خود بسيار خلاصه بيان شد .

در رديف بعدي شکل وسط نشون دهنده ی شکل ظاهری یک انسان هست و شکل سمت راست نشان دهنده ی قد متوسط یک انسان 1764 mm  و شکل سمت چپ نشان دهنده ی جمعیت انسان در سال 1974 که حدود 4.3 میلیارد بود . [5]

كه با استفاده از همان قاعده اعداد كه در سطر اول نوشته شده بود بيان شده است ، كه البته اوجينال عدد بر حسب اينچ بوده كه 12.6 اينچ براي قد مد نظر بوده است بعبارت ديگر اگر 14 را كه كد باينري متوسط قد انسان هست رو بر 12.6 اينچ تقسيم كنيم 176.4 سانتي متر بدست خواهد آمد .

اما در سطر بعدي به معرفي منظومه شمسي و سيارتش پرداخته شده است و اينكه ما كجاي آن هستيم . زمین بالاتر قرار گرفته تا نشان بده که پیغام از کجا فرستاده شده و عکس گرافیکی انسال بالای اون قرار داره و نشون میدهد که ما روی کدوم سیاره قرار داریم. و در رديف آخر هم شكل وسيله فرستنده را با ابعاد قطرش نمايان است كه توضيحش پيشتر آمده بود .

در اين قسمت پيام ارسالي توسط زمينيان مورد ارزيابي قرار گرفت ، اما صحبت هايي درباره ارسال جواب براي زمينيان وجود دارد كه در مزارع و به صورت حلقه هاي كشتزار در سال 2000 و 2001 پديدار شده اند و به دليل اينكه در مقالات زيادي در موردش صحبت شده از بيان آن صرف نظر مي كنيم اما در ادامه گذري كوتاه بر آن خواهيم داشت اگر اطلاعات شما در اين زمينه اندك است لطفا به جواب پيام آرسيبو در مرجع شماره پنج مراجعه كنيد .

زبان موجود در حلقه ها

در تاريخ ژوئن 2007 مهندسي به نام Isaac يكسري اسناد و مداركي در سطح وب منتشر كرد كه از يك سري تحقيقات در نزديكي Palo Alto در دهه 80 ميلادي پرده برداشت . او داستان را در وبسايت خود [7] بدين گونه بيان مي كند : من alias Isaac هستم و بروي پروژه اي به نام CARET در دهه 80 بكار گرفته شدم .CARET مخفف Commercial Applications Research for Extra-terrestrial Technologies مي باشد . من در آن محل كار ، با تكنولوژي هاي زيادي آشنا شدم كه با اجسام پرنده بدون سرنشين بيگانه اي كه اخيرا ديده شده بودند ارتباط داشتند . اما مورد قابل توجه در اين اجسام زبان هاي نامفهوم و دياگرام هايي بود كه بروي هريك از اين اجسام پرنده ديده شده بود . در ادامه درباره اينكه من كي هستم ، درباره چي كار مي كنم آشنا مي شويد . مطالبي را مي خواهم باز كنم ، تصاويري را مي خواهم نشان دهم كه بسيار حساس هستند نه به معناي خطرناك براي حكام . البته من با بعضي از آنها بابت پنهان كاري هايشان در اين زمينه ها هم دردي مي كنم اما من دارم پير مي شوم و با توجه به عقايدم اين اطلاعات نسبت به ضرري كه براي بعضي ها دارد اما براي اكثريت مي تواند مفيد باشد. در ابتدا اين را بايد يادآور شوم كه من تابحال اين اشيا بدون سرنشين را از نزديك و به چشم نديده ام و هيچ ارتباطي با سازندگان آنها ندارم . اما با زبان ( زبان عملكردي يا برنامه نويسي ) آنها آشنا هستم . چون در اين سالها عمده فعاليتم كار بروي زبان فوق بوده است و آنرا تا حدي روشن كردم. اين Drone craft ها با سخت افزاري كار مي كردند كه با چشم قابل مشاهده نبود و از راه دور قابل هدايت بودند .

اما مسئله مهم اين بود كه اين تكنولوژي با تكنولوژي هاي ديگر مختل مي شود مثل پارازيت راداري ! من در آن زمان بر سر كل پس انداز زندگي ام شرط بندي كردم كه اين اجسام از مرئي به نامرئي در يك پريود زماني كوتاه در حال تغييرند . اين گسست تكنولوژي بدين گونه بود كه تكنولوژي مزبور با پارازيت راداري از  Drone craft فاصله مي گرفت و در جايي نزديك باقي مي ماند و بعد دوباره به دستگاه بر مي گشت . حتي شاهدان عيني نيز اين حالت مرئي و نامرئي شدن را گزارش كرده بودند . اين تكنولوژي كار ما نبود يا حداقل مي توانم بگويم به دهه 80 تعلق نداشت . ساختار اين اشياء با يك سري فعاليت هاي راداري – مكانيكي به هم نمي خورد ، اين كار تكنولوژي برتري را طلب مي كند .

الان مي خواهم توضيح بدهم كه اينها چي هستند تا آن جايي كه من فهميده ام :

من دانش آموخته رشته مهندسي الكترونيك بودم ، خودم را درگير تكنولوژي هاي جديد كردم و به داخل چند كمپاني براي كار راه يافتم . ابتدا در Department of Defense كار كردم اتفاق خاصي نيافتاد اما وقتي علاقه خود را در زمينه هاي مختلف نشان دادم براي برنامه تحقيقاتي CARET كانديد شدم.  در آنزمان شركتي وجود داشت كه از تكنولوژي پيشرفته اي استفاده مي كرد تا از سيليكون براي ساخت كامپيوترها استفاده كند . در نتيجه در سال 1984 برنامه CARET با هدف بكارگيري قابليت هاي صنعت پنهان سيليكون و apply كردن آن براي فهم تكنولوژي هاي ماورايي شروع بكار كرد . با شروع كار و كشفيات جديد من به PACL يا Palo Alto CARET Laboratory منتقل شدم و كار خود را در آنجا ادامه دادم . كار ادامه داشت كه ناگهان با گذشت زمان خود را در قسمت فوق سري تكنولوژي هاي ماورايي ديديم  . در آنجا به مدت دو ماه تحقيق كرديم طوري كه هيچ كس ديگر را بجز افراد گروه نمي ديديم و آنجا بود كه به اهميت ماجرا پي برديم .

آن دسته از تكنولوژي هايي را كه ما برويش كار كرديم همان چيزي است كه شما انتظارش را داريد: antigravity . البته تخصص من در اين تكنولوژي نبود اما خواه نا خواه وارد آن شديم . اما تكنولوژي آنها هيچ شباهتي به ما نداشت . تكنولوژي ما در آن زمان و حتي امروزه از تلفيق سخت افزار و نرم افزار نشات مي گيرد كه در نهايت نرم افزار كمتر بكار رفته است تا بحال .

تكنولوژي آنها همچون يك تكه جادويي از كاغذ است كه بروي ميز مي نشيند . اين چيزي وابسته به زبان هست كه مي تواند خود به خودي اجرا شود . اين سيستم يك زبان خاص با سمبل ها و نشانه ي مخصوص به خود دارد كه با دياگرام هاي هندسي مرتبط با خود عمل مي كند  اگر بخواهم همه چيزهايي كه مي دانم را در اينجا بگويم چندين جلد كتاب مي شود. اما به مفيد ترين انها اشاره مي كنم : در وهله اول شما نمي توانيد درب سخت افزارشان را باز كنيد و به CPU, memory card  و … آنها دسترسي داشته باشيد. سخت افزار آنها متشكل از يك فلز سخت بود مثل يك صخره يا يك تكه فلز متمركز. ما شروع كرديم كه بدانيم اين يك لايه بزرگ از يك عملگر هولوگرافيك چيست . holographic computational substrate  ((دانشمندان روي يك روش ذخيره‌اي نوري كار مي‌كنند بنام حافظه هولوگرافيك كه اين حافظه امكان ذخيره يك تريليون اطلاعات را ارائه مي‌دهد. اطلاعات با بيش از 1000 ديسك فشرده مي‌تواند روي سيستم حافظه هولوگرافيك گنجانده شود. يكي از امتيازات اين سيستم حافظه هولوگرافيك اينست كه كل يك صفحه اطلاعات مي‌تواند سريع و در يك زمان بازيابي شود. به منظور بازيابي و نوسازي اطلاعات ذخيره شده، به صفحه هولوگرافيك اشعه برگشتي به درون كريستال مي‌تابد ))

هريك از اين عملگر ها به طور خودكار و هوشمند طراحي شده بودند اما آنها دريك سيستم پيچيده باهم كار مي كردند . آنها وقتي گروه بندي مي شدند به صورت غير خطي عمل مي كردند . وقتي 4 عنصر از آنها با هم كار مي كردند قدرتشان از يكي بيشتر مي شد . آنها در هر زمان و هر حالتي مي توانستند با هم ارتباط برقرار كنند . شكل اين اشكال فلزي chunks مي توانست تاثيرات ژرفي بعملكرد كلي دستگاه بگذارد . [8]

به زبان ( زبان برنامه نويسي خاصي مد نظر است ) برگرديم ، در واقع اين زبان به عنوان يك طرح عملكردي كار مي كند . هريك از اشكال و نشانه عملكرد خاص خودش را داشته است . مسئله اي كه باعث هرچه پيچيده تر شدن مسئله مي شد اين بود كه هرجزء از دياگرام به هريك از عناصر وابسته بود به اين معني كه هيچ عنصري به طور منفرد نه مي توانست ايجاد شود نه مي توانست حذف شود . بشريت به طوركل سيستم ها و زبانهاي برنامه نويسي را بدليل اينكه به خودي خود فهميده مي شوند و سيستم هاي پيچيده را ايجاد مي كنند دوست دارند . [8]

Isaac در ادامه به توضيح بيشتر سيستم آنها مي پردازد ، عكس هايي را از برنامه نشان مي دهد و داستان بيرون آمدن خود از آن سازمان فوق سري را شرح مي دهد كه براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به مرجع شماره هشت رجوع كنيد .

اما در بسياري از مراجع نظر بر جعلي بودن تصاوير است كه مثلا در تصوير زير نشان داده شده كه سيم كه قاعدتا بايد از زير Drone craft رد ميشده كمرنگ شده و اين مي تواند يك اشتباه فوتوشاپي باشد .[9]

شبهات ديگري نيز در اين زمينه در باره زبان بيگانگان وجود دارد ، عده اي معتقدند كه چرا زبان هاي موجود در اسناد CARET و عكس هاي Drone craft اينقدر به زبان هاي موجود در فيلم علمي تخيلي ماتريكس نزديكند . تقريبا نيمي از الفبا ماتريكس در اين زبان ديده مي شود حتي اين زبان شباهت زيادي با زبان كاتاكانا دارد . katakana در حدود سال 1000 AD توسعه يافت افراد علمي و صنعتي با گوش دادن به زبان چيني مجبور بودند براي افزايش سرعت نوشتن آنرا ايجاد كنند . اين نوع خط كه شبيه خط كانجي Kanji نيز مي باشد با رنگ قرمز مشخص شده است .

آيا پديده حلقه كشتزار به منظور ارتباط با بشريت است ؟

به نظر محقق حلقه ها خانمJanet ossebbard  اين ارتباط وجود دارد ، زباني كه در حال حاضر وجود دارد هنوز رمز گشايي نشده است و حقيقتا شك دارم كه ما با يك زبان معمولي روبرو باشيم ، يك زباني كه يك روز آن را ياد گرفته و درك خواهيم كرد . در اين بين كوشش هايي وجود دارد مثلا محققيني از آلمان به نامهاي Koch و Kyborg كه هر ساله دوايري را در كشتزارهاي Whiltshire ايجاد مي كنند و هر ساله منتظر پاسخي از طرف آنها هستند . يك محقق آمريكايي در سال 1991 در مزرعه اش جمله » با ما صحبت كنيد » را حك كرد . چندين سال بعد ساختار ناآشنا اما مرتبطي با آن ظاهر شد .

or

O II UCCULUI II NUNC II O

اين متن بطول 55 متر و عرض 5.5 متر توسط Michael Green باستان شناس انگليسي و رئيس جاري C.C.C.S بررسي شد ، او گفت اين متن نوعي خط عبري است . او متن را از راست به چپ خواند و براساس الفباي باسكي Basque ( محلي در بين فرانسه و اسپانيا ) ترجمه كرد . ترجمه براساس نظريه Michael Green كاملا واضح و روشن بود :

‹THE CREATOR, WISE AND LOVING›

آفريدگار ، دانا و مهربان

اما ترجمه Michael Green تنها ترجمه ارائه شده درباره متن كد شده نبود ، تعداد زيادي از مردم ترجمه هاي زيادي را از متن كد شده ارائه دادند .

محقق نامدار Gerald Hawkins اما (glyph) يا نشانها را بگونه اي ديگر ترجمه كرد ، او بوسيله نرم افزار Linguistic آنها را بررسي كرد . كامپيوتر معني زير را نتيجه داد :

“I OPPOSE WORK OF CONFUSION

» من با كار گيج كننده مخالفم »

اين عبارات بسيار جالب ما را به ياد حلقه كشتزاري كه در سال 2002 در Crab wood ايجاد شد مي اندازد كه جمله اي مشابه در آن حلقه ها حكاكي شده بود ، در آن شكل بيگانه اي ، ديسكي حاوي كدهاي باينري در دست داشت و به سمت جلو نشانش مي داد . ترجمه آن كدها به صورت زير مي باشد :

“beware the bearers of false gifts ; their broken promises. Much pain but still time. Believe . there is good out there. WE OPPOSE DECEPTION

» مراقب هدیه آورندگان غلط و قول های شکسته یشان باشید. درد زیاد. ولی هنوز وقت هست. باور کنید چیز خوبی اون بیرون هست. ما مخالف حیله و نیرنگیم. «

پروفسور جرالد هاوكينز ، كسي كه كتاب » رمز استون هنچ كشف شد » در اوايل سال 1960 نگاهي به مطالب ارائه شده درباره نوشته كد شده انداخت و به اين نتيجه رسيد كه آناليزها تماما اشتباه بوده است . او يك تيمي از دانشجويان متشكل از دوازده نفر تشكيل داد ، بعد از آناليزهاي عددي و رايزني هاي بسيار به نتايج مثبتي رسيدند . در ادامه گزارشي از فرضياتشان امده است :

آنها فرض كردند كه :

سازنده حلقه ها پيغامشان را بريده بريده يا با فاصله بيان كرده اند .

خطوط موازي اين حالت كلمات را نشان مي دهد .

اين متن، بوسيله كاراكتر يا شاخصه هايي رمز گذاري شده است .

خطوط موازي نشاندهنده زير متن است .

پيغام در برگيرنده دو كلمه يا دو شماره است .

هيچ مخففي وجود ندارد .

رمز يا پيغام غير قابل درك نيست .
هيچ عددي را نمي توان در رمز پيدا كرد ، با توجه به بررسي بيش از 18000 عبارت در 42 زبان مختلف ، اولين كلمه با بررسي شروع و پايان نامه ، ‹OPPONO› هست . اين يك كلمه لاتين براي مترادفش به صورت ‹I oppose› است . با توجه به اينكه فعل فاعل طلب مي كند، كلمه دوم مي تواند ‹ASTOS› باشد كه حالت جمع ‹astus’و به معني

‹acts of craft and cunning›

«كارهاي فريبنده و حقه بازي» است .
يكي ديگر از انواع ترجمه درباره اين متن وجود دارد كه در اكتبر سال 1995 و توسط Simon Burton ارائه شد كه مي گفت : من تاييد مي كنم كه اين انگليسي نيست ، اما اين يك ‹Lingua Franca›  زبان بين المللي هست ، زبان هاي بين المللي معمولا طوري انتخاب مي شوند كه به مكالمه و جنبه ارتباطي ساير زبان هاي ديگر نزديك باشد . زباني كه ابتدا نسبت به انگليسي پيشي گرفت لاتين بود . زبان لاتين زبان مرسوم بين كيمياگران بوده است ، بعضي احتمال مي دهند كه زبان مرسوم در حلقه ها همان زبان قديم لاتين باشد ، اما دركل ترجمه گروه هاوكينز مطابق با اسناد خودشان ‹Oppono Astos› (من با كار گيج كننده مخافم) رد نشده است . ترجمه اي كه Simon Burton در نهايت ارائه كرد :I’ve hidden at present

حالا ما در اينجا سه نوع مختلف از ترجمه در دست داريم كه بوسيله سه فرد مختلف ايجاد شده است :

  1. I.            Michael Green : آفريدگار ، دانا و مهربان
  2. II.            Gerald Hawkins : من با كار گيج كننده مخافم
  3. III.            Simon Burton : من در حال حاضر پنهان شده ام

آيا تنها همين تعداد ترجمه درباره متن Milk Hill وجود دارد يا ممكن است كه موارد ديگري هم ارائه شود ؟

Robert Boerman در كتابش » حلقه هاي كشتزار ، خدايان و اسرار آنها ((همچون نوشته هاي Ptah ( خداي مصريان) و Ea-Enki ( خداي سومريان) )) اين موضوع را بيشتر باز كرده است كه چطور او درك كرد كه بيشتر اطلاعات در اشكال حلقه ها پنهان است و از يك دوست اسرائيلي براي رمزگشايي آن مدد خواست . او يافته هاي Michael Green را تاييد كرد اما يك ترفند قديمي را كه اغلب در ساليان گذشته براي پنهان كردن اطلاعات در متون بكار ميرفته را به آن اضافه كرد (anamorphosis) » يا برگردان متن بوسيله آينه «. با انجام ترفند آينه براي اين اشكال جمله روبرو پديدار شد » Sewetchm anasim gadasim »

https://i0.wp.com/www.piney.com/Ea2.gif

يك ترجمه اي كه سرآغاز بسياري از حدس و گمان ها درباره مداخله بيگانگان در كنترل و تاثير بر ژن بشريت شد ( خواه در گذشته و خواه در آينده ) Robert Boerman بسيار زيبا در كتابش به نتايجي جالب رسيده است .

من تحقيق در زمينه حلقه هاي كشتزار را با ترجمه متن Milk Hill شروع كردم و با خود فكر كردم كه ترجمه Green از cheche ترجمه درستي نيست . از من نپرسيد كه چرا ، چون اين يك حسي بود كه من داشتم . من هميشه اين نظر را داشتم كه متن Milk Hill نوعي از خط عبري است ، با اين پس زمينه به سراغ يكي از دوستانم رفتم و از او خواستم كه متن فوق را با ترجمه Green ببيند .  او نيز گفت كه ترجمه گرين ترجمه خوبي نيست ، اما چيز اضافه اي در متن وجود نداشت كه او ( گرين ) ترجمه نكرده باشد . آيا حسي كه در من ايجاد شد دروغ مي گفت ؟ اما سپس دوستم عبارت را جلوي آيينه گرفت و به يكباره گفت :

‹Sewet Cham Anasim Gadasim›

اولين عكس العمل من ؟؟؟ بود .اما او درادامه متن عبري رابه انگليسي ترجمه كرد :

‹A New Breed of People›

» نوع جديدي از مردمان »

تمام چيزي كه مي توانستم بگوييم اين بود كه دقيقا درست است چون ‹Phehthi يا Ptah ، Ea-cheche يا Ea-Enki› خدايان باستاني بودند كه براساس كتيبه هاي رسي ايجاد شده توسط سومريان معرف شده بودند با خلقت Homo Sapiens يا شبه بشري مرتبط است . Zecharia Sitchin كسي بود كه تعداد زيادي از الواح سومري را ترجمه و نتيجه تلاشش را در كتاب ‹Earth Chronicles› منتشر كرد . براساس ترجمه هاي Sitchin سياره ديگري با دور گردش 3600 سال به دور خورشيد نيز در منظومه ما وجود دارد ، اين سياره نيبيرو نامگذاري شد .آنها براي جستجوي طلا بروي زمين آمدند . Enki دانشمند آنوناكي ، به وي گفت كه بايد كارگري خلق شود تا تمام كارها را براي جستجوي طلا انجام دهد . از تلفيق DNA يك Homo Erectus يا ( انسان هايي كه در 1.8 ميليون تا 300000 سال پيش مي زيستند ) و يك آنوناكي جوان ، آدم بوجود آمد . بنابراين ترجمه عبارات عبري ‹Sewet Cham Anasim Gadasim› به آنوناكي مرتبط بود .

در حال حاضر چهار ترجمه مستقل وجود دارد ، اما آيا اين ترجمه ها واقعا با هم متفاوتند ؟ به نظر من  (Robert Boerman) كه اين طور نيست و همه اين ترجمه ها بخشي از يك ترجمه كلي هستند . به طور خلاصه يكي مي تواند بگويد در جواب سوال ‹TALK TO US› يا شما كي هستيد ، جواب انها ‹Hi, I am Ea, also known as Enki and Ptah› بوده است و اينكه من از كارهاي گيج كننده خوشم نمي آيد و در حال حاضر پنهان شده ام  و ….

به نظر مي رسد اين متن عجيب ارتباطي با ساير حلقه هاي پديد آمده داشته باشد ، شماره ها و اعدادي را در خود مستتر داشته باشد ، يا يك ارتباطي با تايلند و يا يك رابطه خاصي با ساختار ‹Double Helix› كه در سال 1996 ايجاد شده است . در كتاب “Crop circles , Gods and their secrets” نوشته محقق حلقه هاي كشتزار Robert Boerman درباره مسائل زيادي از جمله تركيبات DNA انسان و موجودات ديگر و اسامي فراواني از Enlil ، Mesopatamia ، Ningisjzidda ، Marduk ، Ninharsag و … سخن به ميان آمده كه از ارتباط افرادي از سياره نيبيرو با زمينيان براساس ترجمه هاي Zecharia Sitchin از روي الواح سومري حكايت دارد . Robert Boerman سعي براين داشته تا اظهارات خود را بر مستندات  Sitchin استوار كند. [3] اما نمونه هاي ديگري از الفبا در حلقه هاي كشتزار ديده شده است كه بي شباهت به زبان و الفباي زمينيان نيست :[11]

در اين قسمت بروي زبان بيگانگان از دو جنبه بحث كرديم يكي زباني كه بروي Drone craft ديده شده بود و ديگري زباني كه در كشتزارها حكاكي شده بود در كل يكي از زبان هاي موجود در كشتزارها شباهت نزديكي با زبان موجود در لابراتوار CARET داشت تا بحال بررسي هاي زيادي انجام شده اما نتيجه اندكي حاصل شده است .

چرا گزارش درستي از اين پديده در روزنامه ها وجود ندارد ؟

از نظر Janet ossebbard  دو جنبه وجود دارد : يكي آنكه بيشتر ‍‍ژورناليستها علاقه اي به اين چنين اخبار ندارند، گروه ديگر كه اغلب جوانند و به اعتبار حرفه شان اهميت مي دهند به اين چنين اخباري مشكوكند . آنها عقايد خود را قبل از درميان گذاشتن با محققان و دانشمندان شكل مي دهند و اغلب دوست ندارند به علت دشواري مطالب علمي كمتر به آنها روي بياورند . چند سال پيش متني راجع به حلقه هاي كشتزار در يك روزنامه آلماني مي خواندم :

تيتر آن روزنامه اين بود » راز حلقه هاي كشتزار حل شد » آنها داستاني را از زني روايت كردند كه در نزديكي حلقه كشتزاري زندگي مي كرد ، او در شب صداي سهمگيني از كشتزار شنيد . بعلاوه نورهايي را نيز ديده بود ، نتيجه اي كه از داستان آن زن حاصل شد يك هليكوپتر بود ، نتيجه گيري ژورناليستي اينكه حلقه هاي كشتزار بوسيله هليكوپتر ايجاد شده اند .

من (janet) براساس تجربه مي دانم كه فهم حقيقت براي كساني كه كوته فكرند بسيار سخت است ، بعلاوه بيشتر ژورناليست ها بيشتر اطلاعات خود را از آرشيو هاي قبلي بدست مي آورند . وقتي كه يك ظهور حلقه كشتزار گزارش مي شود آنها با سر به داخل آرشيو منسوخ خود شيرجه مي روند و همان اطلاعات غلط را بروي كاغذ مي آورند ، چه خوب بود كه براي چنين مطالبي سري هم به اينترنت بزنند و وقتي براي مطالب علمي جديد در باره مقاله خود بگذارند كه بعيد مي دانم روزنامه نگاران وقتي براي چنين كارهايي داشته باشند !! در حالت دوم اگر ژورناليست جواني قصد باز كردن مطلبي را كه اين چنين جذاب است داشته باشد توسط اديتور ( ويراستار ) رد مي شود .من اين حالت را دو بار در انگلستان و هلند ديده ام .

بسياري از مردم براين عقيده اند كه يك سياست برنامه ريزي شده اي براي كم ارزش كردن و بي اعتبار كردن اين مطالب وجود دارد تا از افشاي حقيقت و روشن كردن افكار عمومي جلوگيري كند . البته من تا اين حد بدبين نيستم اما فكر كنم بايد آن را قبول كرد .[10]

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

پ . ن : با سپاس فراوان از دوست خوبم  وحيد طايفه عزيز بابت ترجمه و ارسال مطالب .

References:

[1] Douglas A. Vakoch (2011). Communication with Extraterrestrial Intelligence (CETI). State university of New York press publication, p. 99-471.

[2] Joseph A. Angelo, JR. (2007). Life in the Universe. http://factsonsile.com, p. 156-213.

[3] http://Dcca.nl

[4] http://amo.net/Contact/

[5] https://ufolove.wordpress.com/2009/06/21

[6] http://humansarefree.com/2011/02/two-most-important-alien-messages.html

[8] http://isaaccaret.fortunecity.com/

[9] Prepared by DRT , California Drone UFO  investigation FAQ , April27, 2008

[10] http://www.circularsite.com

[11]http://www.cropcircleconnector.com

به زودي پي دي اف اين مطالب در وبلاگ قرار داده ميشود.

Posted on آوریل 14, 2011, in حقيقت حلقه هاي كشتزار, دواير گندم. Bookmark the permalink. 14 دیدگاه.

  1. ممنونم امیدوارم مطالب بیشتری در این مورد در اختیار خوانندگان قرار دهید
    لطفا اگر مطلب جدیدی بود برای من هم ایمیل کنید ممنونم

  2. خیلی جالب بود تشکر

  3. سلام . عالی بود . ممنون . اطلاعات جالب و دقیقی ارائه دادین . خسته نباشین .

  4. ziba bood… mesle hamishe 🙂

  5. THnk U So Much

  6. وحيد طايفه عزيز خسته نباشی بابت ترجمه و ارسال این مطلب
    رامتین عزیز شما هم خسته نباشی برای زحمتی که برای این وبلاگ میکشی …
    واقعا مطالبی که اینجا قرار میدید پربار هستند…
    در مورد PDF شدن این مطالب :
    خیلی خوبه که بسیاری از مطالب این وبلاگ تبدیل به PDF بشه
    با این که میدونم رامتین جان سرت خیلی شلوغه ، اما خیلی خوب میشه که یه سری از مطالب مهم رو تبدیل به PDF کنی . اینجوری استفاده ی بهینه تری از مطالب اینجا میکنیم…

  7. درود
    با قدردانی از وحید و رامتین گرامی
    سلسله تحقیقات قابل بررسی و تاملی بود. هرچند بخشی از تحقیقات سایر دانشمندان به تصور من آشکار نشده اما هر سال شاهد تشکل مجالس گوناگونی در نقاط مختلف در این خصوص هستیم. اما تنها بودن آنوناکی ها در مجاور ما شاید دور از انصاف باشد که برخی به ان معتقدند.

    در پناه ایزد منان همواره پویای حقیقت باشیم.
    سپاس

  8. سلام
    لطفا دو لینک زیر را مطالعه کنید و با چگونگی ساختن این نقوش آشنا شوید:
    http://www.circlemakers.org/new_documents.html
    http://www.silent-truth.com/post-251.aspx

    منتظر نظر دوستان هستم با تشکر

  9. majholat.blogfa.com/post-143.aspx

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: