بایگانی روزانه: مارس 25, 2011

سومریان و اکدیان در کتب عهد عتیق

سومریان و اکدیان در [کتب عهد عتیق]1

«اینگونه شد ، وقتی که مردان شروع به زیاد شدن بر روی زمین کردند ، و دختران برای آنها بدنیا آمدند ، چنانچه پسران خدا دختران را از مردان زیباتر دیدند ، و آنها همسرانی از بین آنان برای خود برگزیدند. و [یهوه]2 گفت : ‹ روح من تا ابد در انسان نخواهد ماند ، زیرا آن  فقط از گوشت و پوست است ، با وجود این او را یکصد و بیست سال عمر خواهد بود›. [پسران خدا]3 در آن روزها در زمین بودند ، همچنین بعد از آن ، زمانی که با دختران بشر آمیزش می­کردند. آنها فرزندانی برای ایشان زاییدند : همانا آن نیرومندان قدیم ، آن افراد معروف.» [سفر پیدایش]4 1-4 :6

[(مترجم:) 1: بعضی متون قدیمی که به دلیل مشکوک بودن در کتابهای مقدس مثل انجیل وارد نشده­اند، از جمله مجموعه کتابهای عبرانی­ها (مجموعه کتابهای مربوط به موسی/سفر انبیاء) 2: (نام خدای قوم بنی­اسرائیل) یا (نام خدا در میان قوم بنی­اسرائیل) 3: واژه نُفلویم / Nephilim واژه­ای عبری است که در متون مقدس عبرانی­ها و انجیل آمده است و بدین صورت وارد زبان انگلیسی شده است/ در کتب مقدس به معنی پسران خدا می­باشد / این واژه در انگلیسی «جاینتس» که به صورت جمع می­باشد معنی می­شود به مفهوم انسانهای غول پیکر ، قوی هیکل ،نره غول ، اشخاصی با اندام ناهنجار ، مردان نیرومند 4: اولین کتاب عهد عتیق که داستانهای خلقت را بیان می­کند]

مهد تمدن

«[جریکو]5-Jericho » قدیمی ترین شهر شناخته شده در جهان می­باشد ، که قدمتش حدوداً به 11000 سال گذشته بازمیگردد. با عمق 846 پا (258 متر) زیر سطح دریا و نیز گودترین شهر. عوامل دیرینه­ای چون خط السیر بزرگ کانالهای ارتباطی با دریای مدیترانه و احاطه چشمه های دائمی در نزدیکی بحرالمیت این منطقه حاصلخیز را بوجود آورده است. در 8000 پیش از میلاد جمعیت آن به 1500 رسیده است ، چیزی بمراتب بیشتر از هر ناحیه دیگری در آن زمان. در همان زمان دیوارهای محافظی گرداگرد این منطقه بنا شده است. امروزه «جریکو» در روایات کتب مقدس عهد عتیق و جدید نام معروفی بحساب می­آید چنانکه «[یهاشوا]6» ([جاشوا]7) تحت فرمان یهوه دروازه­های شهر را ، بدلیل رژه هفت روزه ارتش عبرانی­های رانده شده از مصر بدور شهر ، قبل از بصدا درآمدن هفت شیپور (بوق کرنا) ، پایین آورد.

[(مترجم:) 5: یکی از قدیمی­ترین شهرهای بین­النهرین 6: نام مرد/عبری 7: رهبر قوم بنی­اسرائیل پس از مرگ موسی/مطابق کتاب مقدس]

دومین مکان قدیمی «شَتول هوک – Chatal Huyuk» می­باشد، بیشتر نقاط شمالی ترکیه، در تاریخ 6700 پیش از میلاد. هردوی این مکان­ها صریحا مراسم مذهبی تزیین جمجمه­ها را گواهی می­دهند، که قدمت آن به دوران [نوسنگی]8 بازمی­گردد. بیشتر جمجمه­ها تکه تکه شده­اند، آنها با گل اخرایی یا قیر طبیعی رنگ شده­اند، حال آنکه در انواع دیگر صدفی داخل حدقه چشم جاسازی شده است.

[(مترجم:) 8: وابسته به عصر حجر جدید]

Chatal Huyuk Hunting Painting

نقاشی شکار » شَتول هوک»

تمدن اولیه در منطقه «[هلال خصیب]9» بین­النهرین بوجود آمده است، تغذیه شده از غذای مفیدی که بواسطه رودهای دجله و فرات نازل شده است، که نهایتا به خلیج فارس منتهی می­شوند، ایجاد یک منطقه حاصلخیز بزرگ مساعد برای زندگی در میان صحرایی خشک و بایر. در غرب این منطقه هلالی شکل شهر [اورشلیم]10 قرار دارد (موسوم به شهر صلح و صفا). در جهت شرق آن شهرهای باستانی «[اور]11– Ur» (موسوم به شهر) و » [اریدو]12-Eridu» (موسوم به شهر خوب) در عراق قرار دارند.

[(مترجم:) 9: منطقه­ای حاصلخیز به شکل هلال در بین النهرین 10: بیت المقدس / شهری در اسرائیل 11:شهر باستانی سومری در نزدیکی رود فرات 12: شهر باستانی سومری در حاسیه خلیج فارس /12 کیلومتری جنوب غربی اور/ اولین اقامتگاه اِنکی]

Neolithic Tower, Jericho, 8000 BC

قلعه ­ای از دوران نوسنگی ، جریکو ، 8000 پیش از میلاد

Fertile Crescent, Mesopotamia

هلال خصیب ، بین­ النهرین

بواسطه چهار تمدن، کشاورزی میان رودهای دجله و فرات در این منطقه گرسترش یافته است، که شیوه سفالگریشان آنها را از یگدیگر متمایز ساخته است. «هاشون-Hussuna» نخستین اجتماعی بود که توانست تمدن را پایه­گذاری کند (6500 – 6000 پیش از میلاد)، کسانی که در حاشیه عراق/سوریه/ترکیه می­زیسته­اند، جایی که بعدها «آشور- Assyria» پایتخت خود را در آنجا بنا نهاد. آنها گوسفند، بز، خوک و گاو پرورش دادند و همچنین دامپروری. آنها همچنین جُو کشت کردند و توانستند مس و سرب را ذوب کنند. آنها اولین کسانی بودند که سفالهای نقش­دار را تولید کردند و نیز اولین کسانی که از مهر حک استفاده کردند، که نمادی محبوب برای مالکیت در بین­النهرین شد.

آنها بعدها جای خود را به تمدن «هُلاف-Halafia» دادند (6000 – 5400 پ.م)، که بسیار بیشتر از «هاشون» گسترش یافت و تحت مدیریت کسانی که اموال زیادی گرد آورده بودند و شاید کسانی که کنترل داد و ستد کالاها را بدست گرفته بودند قرار گرفت. همدوره با «هلاف» تمدن «سامار-Samarran» (6000-5500 پ.م) بود که حاشیه جنوبی خود را با «هاشون» مشترک بود. برخلاف «هلاف»، «سامار» بمقدار زیادی در روش آبیاری پیشرفت کرد که به آنها این اجازه را داد که در زمین­های لم­یزرع جنوبی نیز به کار کِشت بپردازند. تمدن «یوبــِـید-Ubaid » (5900 – 4300 پ.م) به طرف محدوده خارجی رودهای دجله وفرات تا خلیج فارس و همچنین به طرف غرب تا «[یوگاریت]13-Ugarit » و دریای مدیترانه گسترش یافت. همچنین یافته­های بیشتری از ظروف سفالی «یوبید» در امتداد جنوب خلیج فارس و جزیره بحرین بدست آمده است، که این نشان می­دهد در آنجا میان بین­النهرین و عربستان ارتباط تجاری وجود داشته است. روشهای پیشرفته آبیاری به آنها این امکان را می­داد که از زمینهایی تقریبا خشک محصول بدست آورند. ثبت علامت­های گِلی نخستین گواه برای یک نظام پولی است. حدوداً 5000 پ.م اولین شهرها و معبد­ها ساخته شد. نه چندان بعد از اختراع گاوآهن ، کشتیرانی و چرخ (ابتدا در سفالگری) نیز ابداع شد ، دوره «یوبید» تقریبا بعد از 15000 سال به انتها رسید ، و بواسطه تمدن دوران «اوراک-Uruk» بپایان رسید.

[(مترجم:) 13: شهری بندری متعلق به دوران باستان در ساحل شرقی دریای مدیترانه/ رأس شمرة امروزی / نزدیک لاتاکیا در سوریه]

نخستین شهرها تقریبا در 4300 پ.م در این سرزمین پدیدار شدند، در حالیکه بزرگترین آن «اوراک» بود («اریش-Erech»؛ عراق). این شهر منسوب به پادشاه دلاور «گیلگمش-«Gilgamesh و دارای دیواری باستانی به طول [15.3 کیلومتر]14 می­باشد. بیشتر شهرها در این زمان نخست بین 2000 تا 8000 نفر جمعیت داشتند ولی «اوراک» به تنهایی در ابتدا بیش از 10000 نفر جمعیت داشته است. در ساخت معابد همان چیزهایی به کار رفته است که در معابد تمدن «یوبید» ، اما اینها بزرگتر و باشکوه تر و آراسته به نقش و نگارهایی با موزاییک­های قرمز، سفید یا سیاه می­باشند.

[(مترجم:) 14: 9.5 مایل/طبق متن اصلی]

دوره «اوراک» (4300- 3100 پ.م) بواسطه مهاجرت بزرگی از سمت شمال تعیین شده است، واقع در اطراف شهر «نِپور-«Nippur، به سمت جنوب، اطراف «اوراک». این واقعه در اوایل-اواسط دوره «اوراک» رخ داده است، زمانی که یک نهر باستانی بواسطه پیوستن رودهای دجله و فرات تغذیه شد و به سمت راست «نپور» جریان یافت، تا دوره «[جمدة نصر]15‎-«Jemdet Nasr، حدود هزار سال بعد زمانی که مسیر رودخانه­ها ممکن است دگرگون شده باشد.

[(مترجم:) 15 : منطقه­ای تاریخی در بین­النهرین / در عراق]

این که سومریان از کجا سرچشمه گرفته­اند یک معماست. «سَموئِل نوح کِـرِیمِر-«Samuel Noah Kramer، یکی از معتبرترین و بدون شک مشهورترین سومرشناسان، دلایلی مبنی بر آمدن آنها از هند آورده است. تاریخ­دان «جی.ام رابرت- «J.M. Roberts در مورد اینکه آنها قفقازی بوده­اند اظهار نظر کرده است، کوچ­کنندگانی از کوهستان قفقاز میان دریای سیاه و خزر، همانند همسایه شرقی خود از ایلام (ایران). آنها ممکن است از جزیره دُولمِن نیز سرچشمه گرفته باشند، که تا حد زیادی در بین عموم به عنوان بحرین و «کِـرِت-«Crete شناخته شده است. هیچ راهی برای تشخیص اینکه آیا سومریان از نژاد تمدن یوبید بوده­اند و یا اینکه براحتی آنجا را فتح کرده­اند وجود ندارد، اما آنها قطعاً در جنوب بابِل در عراق حداقل در 3500پ.م مستقر بوده­اند. آنها اولین کسانی بودن که دقیقۀ 60 ثانیه­ای، ساعت 60 دقیقه­ای، ساعت، دایرۀ 360 درجه­ای و روز 24 ساعته را به کار بستند (که به چهار دستۀ شش­تایی تفکیک شده­اند). سیستم پایه­ای 60 مربوط بوده به اینکه 60 عدد مقدسی برای «[آن]16-An» بوده است، کسی که در عرش سکنی گزیده است، در بالای معابدشان. همچنین، 50 مربوط به خدای هوا و آسمان «اِنلیل-Enlil» و 40 مربوط به خدای آب و خرد، «اِنکی-«Enki بوده است.

[(مترجم:) 16: خدای عرش یا بهشت سومریان / پسر نَمیو Nammu / پدر انلیل Enlil / همسر کی Ki]

سومریان پوشش لباس خود را در مهرهایشان به صورت خزدار ترسیم کرده­اند، شاید پوست موجودی مثل گوسفد یا بز باشد. مردان سومری دامن­های چین­دار بتن می­کردند و مو های خود را بلند نگاه می­داشتند. اکثر آنها صورت خود را می­تراشیدند در حالی که بقیه دارای ریش و سبیل فرفری بودودند. زنان یک شانه خود را لخت نگاه می­داشتند و در زمستان آن را می­پوشاندند. کشیش­ها و پزشکان سرها و صورت خود را می­تراشیدند. به نظر نمی­رسد سربازان در پوشش خود هماهنگ بوده باشند، باستثناى یک کلا­هخود نوک­دار. برخی فرمانروایان سومری شانه­های چپشان را با شالی فراخ و بلند می­پوشاندند. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه پیش از 3000 پ.م ، طبقه فرودست سومری بدون لباس، در کشتزارها کار می­کردند.

خانواده­های توانگر می­توانستند فرزندان ذکور خود را به مدرسه بفرستند، جایی که آنها بازرگانی و اقتصاد ، اداره امور، و ابتکار نوشتن را بآموزند، اغلب فارغ­التحصیلان مُنشیان و کاتبانی برای معابد و قصرها می­شدند. متون مدرسه نشان می­دهد که کپی کردن الواح قسمت بزرگی از برنامه آموزشی بوده چنانچه تنبیه و جایزه روشی برای بهتر انجام دادن این کار بوده است.

هر مرد فقط اختیار داشت با یک زن ازدواج کند اما می­توانست برای خود صیغه هایی داشته باشد و زنان نسبت به دارایی خویش خق مالکیت داشتند و می­توانستند قراردادهای بازرگانی منعقد کنند. هرچند صیغه بجای ازدواج نامحدود محسوب می­شد، مردانی که قصد [روسپی­گری در معابد]17 را داشتند داغ علامت کوچکی به او می­زدند. طلاق (که شامل مراسم برش گوشه لباس قبل از گواهی بود) در چند حالت مجاز بود، از قبیل ناتوانی در حامله شدن، ولی در این زمینه اطلاعات کمی وجود دارد. فرزند خواندگی زیاد رواج داشت ، بدلیل تداوم نام خانوادگی. فرزندان می­بایست بشدت احترام والدین خود را داشته باشند، چرا که خطر محروم شدن از ارث یا فروخته شدن آنها را تهدید می­کرد، به مقدار کمتر لازم بود تا احترام یک برادر یا خواهر بزرگتر را نیز داشته باشند.

[(مترجم:) 17 : مراسم مقدس مذهبی آمیزش جنسی که در معابد باستانی به عنوان بخشی از عبادت شرعی معمولا با یک الهه و ربه­النوع انجام می­شده است و هدف از این مراسم  ارتقاء باروری زمین بوده است / مراسم باستانی ازدواج بین خدا و یک الهه / برای کسب اطلاعات بیشتر به http://en.wikipedia.org/wiki/Sacred_prostitution مراجعه نمایید]

برده­داری رواج داشت ولی با این حال برده­ها تا حدی تحت حمایت قانون بوده­اند. همچنین برده­ها می­توانستند دادوستد کنند، قرض بگیرند، و حتی میتوانستند آزادی خود را بخرند. اکثریت برده­ها اسرای جنگی بودند، همچنین آنها شامل بودند از تبهکاران، بدهکاران، فرزندان بردگان و آنهایی که توسط والدین خود فروخته شده بودند. یک برده معمولاً 20 «شِکول-shekels» قیمت داشته است، کمتر از یک الاغ. هر کس ممکن بود سرانجام یک بره شود، براستی این یک نظام طبقاتی و زناشویی متداول میان بردگان و مردم آزاد بود. زنان را جهت صیغه کردن خرید و فروش می­کردند ولی گاهی اوقات در قراردادها به آنها این امکان را می­دادند که با برده­های دیگر ازدواج کنند.


نمونه­ای معتبر از «اور»

نام «سومر» از یک نام «بابلی» در قسمت جنوبی «بابل» مشتق شده است. سومریان در حقیقت کشور خود را «کِنگای-«Kengi («سرزمین متمدن») و خودشان را «سِگیجا-«Saggiga («سر سیاهان» و یا شاید «سر طاسان») نامیده­اند. زبان نوشتاری سومریان به صورت حکاکی بر روی لوحه­های گِل رُس آغاز شده است و شاید از خط هیروگلیف مصریان الهام گرفته است. به طور کلی عقیده بر این است که سومریان خط خود را حدود 3400 پ.م از روی برخی از ابتدایی ترین نوشته­های «اوراک» احیا کرده اند، که پیش از آن خطی پیشرفته با بیش از 700 نشانه بوده است و این خط تصویری بر دیگر زبانهای نوشتاری وارد شده است، از قبیل خط «ایلامی» و خط تمدن «درۀ ایندوس-Indus Valley»، تمدنی که در پاکستان و قسمت­هایی از افغانستان و شمال هند در حدود 2500 تا 1750 پ.م ظهور کرده است. نشانه­های نقش بسته بر روی ظروف سفالی دره ایندوس که به تازگی در حفاری­های «هراپا» یافت شده است نشان میدهد قدیمی­­تر از نوشته­های سومریان هستند (3500 پ.م)، اما نه به صورت پیشرفته. حدود 2000 پ.م سومریان به تجارت کالاهای خود می­پرداختند، هرچند غیر مستقیم با «دره ایندوس». بعد از انحطاط تمدن دره ایندوس، این تمدن بدست فراموشی سپرده شد تا اینکه نشانه­هایی از آن در دهه 1920 یافت شد.

Indus Valley

حدود 2900 پ.م، خط مصور سومریان به خط ساده­تری که به خط میخی معروف است مبدل شد، که به دلیل خط­های کوچک گُوه مانند این نام را بر آن نهاده­اند. خط میخی نوشتاری [غیرمستقیم]18 بود، و جای خط مصور را گرفت. عقیده بر این است که این خط اولین خط کامل محسوب می­شود، اگرچه برخی از باستانشناسان معتقدند که سنگ نبشته­های یافته شده در مقبره پادشاه عقرب، نخستین پادشاه مصر، مورخ 3400 تا 3300 پ.م، شایستگی یک خط نمادین را دارد از این رو بر خط سومریان مقدم­تر است. قبل از فراگیر شدن خط میخی سومریان این خط در سه نوع مختلف در میان آنان رواج داشت. برخی از این خط­ها که خودشان آن را «اِمگِیر» نامیده­اند تا به امروز باقی مانده­اند: حروف سومری «مایاکو» (درهم / آشفته/مست) و «کول» (سرمه) مربوط به «کاخال» عِبری (رنگ/رنگ کردن/زینت دادن) و «الکَحل» عربی (سرمه) هستند، که امروزه آن را «الکل» (-مایع- مست کننده) نامیده­اند. به عنوان مثال واژۀ سومری «کِنوبی» (دوتایی تپیدن (احساسات)) ریشه واژه امروزی «کَنوبیس» (حشیش) میباشد.

[(مترجم:) 17 : یعنی از تصاویر و نشانه­های مستقیم استفاده نمی­شد]

هر یک از ایالت­های سومر تحت اداره معبدی ویژه یکی از خدایانِ [معبد جامعشان]18 بوده است، که حدود دو سوم از سرزمین را در بر می­گرفته است. هر خدا بعنوان یک چیز خوش یمن برای هر شهر محسوب می­شده است، و هر کاری که بدست سربازان هر شهر انجام می­شد غالبا بصورت مستعار به خدای آن شهر نسبت می­دادند. معبد جامع بزرگ در اوراک قرار داشت، که غالبا پایتخت و رأس­المال سومر بوده است، هر چند در رقابتی شدید با دیگر شهرها بوده، مخصوصاً اور و شهر اکدی کیش. هرچند نپور هیچگاه پایتخت نبوده، ولی هیچ پادشاه رسمی برای آن در نظر گرفته نشده است بدون آنکه توسط آن شهر منتفی شده باشد. در بیشتر مناطق مرکزی سومر و اکد، هشتاد درصد از تمام نوشتجات سومریان در حفاریهای نپور یافت شده است.

[(مترجم:) 18 : معبدی برای تمام خدایان]

ارابه سومری، 2800 پ.م

یک لوحه متعلق به نپور

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع :   http://www.lost-history.com/apocrypha1.html

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست  خوبم نويد عزيز  برای ترجمه و ارسال این مطلب .

انجمن متافيزيك ابن سينا

انجمن متافيزيك اين سينا به مديريت دكتر اشتري

http://metaphysiquesociety.net

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: