بایگانی روزانه: مارس 1, 2011

حقيقت حلقه هاي كشتزار .قسمت پنجم – گوي هاي نوري

حقيقت حلقه هاي كشتزار

قسمت پنجم – گوي هاي نوري

در اين قسمت قصد داريم از انواع گوي هاي نوراني صحبت كنيم و حقايقي را كه به صورت علمي تا به امروز درباره آنها كشف شده بيان كنيم . در ادامه سه مقاله علمي كه به صورت نادر از حلقه هاي كشتزار سخن به ميان آورده و در ژورنال معتبر علمي Physiologia Plantarum نيز به چاپ رسيده را بررسي خواهيم كرد .

نورهاي عجيبي در بعضي عكس ها و فيلمبرداري ها در اطراف حلقه هاي كشتزار ديده شده كه از گوي هاي كوچك نوراني تا ستون هاي عظيم نور متغير است . گاهي اين لكه ها سفيدند گاهي نورهاي شفافي چون رنگ قرمز دارند . در ادامه بيشتر با آنها آشنا مي شويم :

  • گوي هاي نوراني
  • ستون هاي نور
  • حركت مارپيچ نور
  • نورهاي مه آلود
  • رد فيزيكي
  • بيانات شاهدان
  • اين  نورها كي يا چي هستند ؟

اينها سوالاتي مرسوم و متداول است كه پيرامون اين لكه ها وجود دارد ، از وقتي كه مردم توجهشان به حلقه هاي كشتزار جلب شد ، كم كم در عكس ها و فيلمبرداري هايشان از اطراف محدوده حلقه هاي كشتزار گوي ها يا لكه هاي نوراني را ديدند . اين به اختصار BOLs ها در روز هم به خوبي شب در تصاوير ديده مي شدند و امروزه در بسياري از كشورها و در انواع و اقسام فيلمبرداري ها از دواير گندم به چشم مي خورند .

در اويل دهه 90 و در اواخر دهه 80 ميلادي در كشور انگلستان در نزديكي Atlon barnes در شب اشيائ پرنده توپ مانند قرمز و نارنجي توسط اهالي ديده شدند كه بعدا توسط اهالي منطقه Amber Gamblers لقب گرفتند .

اين گوي هاي توپي شكل ( كوچكتر از توپ تنيس ) اغلب به صورت مات و در رنگهاي مختلف ، هم در تصاوير ويدئويي و هم در عكس ها توسط شاهدين عيني ديده مي شوند .

اين لكه هاي نوري اغلب در بالاي مزارع و يا در اطراف كشتزارهايي كه حلقه ها در آن ظاهر شده اند ديده مي شوند ، اين تداوم حضور بسان بازرسي اي مي ماند كه آنها از ساختار ايجاد شده انجام مي دهند . گاهي در حال حركت به راست ، بالا و … يا گاهي بالاي سر شاهدان كه در محوطه حضور دارند نيز ديده شده اند . گاهي اين لكه هاي نوراني به صورت چندين دسته ، در رنگهاي مختلف و با شفافيتي متفاوت ديده مي شوند .

” خانم janet ossebbard ” گفت : در سال 2005 در Hoeven در هلند عكس هاي شگفت انگيزي گرفته شد كه BOLs در اندازه هاي بسيار بزرگتر از آنكه قبلا ديده بودم وجود داشت ( من عكس ها را با دوربين ديجيتالي و با فلش گرفتم )



در سال 2004 Bert Janssen عكس هاي زير را از ساختار Windmill Hill در  Avebury (UK) گرفت

در سال 2002 در ساختار Übachsberg, NL  وبالاي كشتزار عكسي از گويي نوراني گرفت :

در عكس زير نيز گوي هاي نامشخص و عجيبي در گوشه تصوير ديده مي شوند كه نمي تواند گرد و خاك موجود در هوا باشند :

و تصاوير ديگري كه توسط Robert Boerman در سال 2001 در مزرعهDidam در هلند گرفته شده ، جالب اينكه رابرت در حين عكاسي اين لكه هاي نوراني را نديده و فقط مشغول عكس برداري بوده است .



تصويري ديگر از لكه اي نوري كه در عكس در حال حركت ديده مي شود توسط رابرت در Zeddam هلند گرفته شده كه بيرون از ساختار دواير گندم است .


).


و تصاوير جالب ديگر از اين الكه هاي نوراني :

.


.


اما يكي از فيلم هاي مهمي كه از گوي هاي نوراني گرفته شد و بازتاب گسترده اي داشت نيز تقلبي بودنش اثبات شد ، فيلم بوسيله ترفندهاي كامپيوتري به طوري باور پذير ساخته شده بود :

( فيلم ساختگي ازBOLs )

پديده ديگري نيز به نام ستون نوري وجود دارد ، ستون هاي نوري را نمي توان تقلبي يا ساخته تكنيك هاي رايانه اي دانست ( بگفته خانم Ossebbard )، در واقع قسمتي از عكس  بوسيله انرژي ناشناخته قويي از بين رفته ، عكس زير در سال 1994 از ساختار Lompoc, California گرفته شده است .

پديده قابل مشاهده ديگري كه در بسياري از عكاسي ها به طور منظم ديده مي شود نورهاي مارپيچ است كه به نظر مي رسد اين انرژي به طور مارپيچ يا حلزوني عبور كرده باشد . در تصاوير پايين چيزي جلوي لنز را نگرفته ، آن نوري غير متعارف است .

Janet ossebbard در حين عكاسي از مگسي بود كه به خوشه گندم چسبيده و نوري به طور مارپيچ در عكس نمايان است .

او همچنين عكسي از داخل يك هواپيماي كوچك بر فراز hackpen hill  در سال 1999 در انگلستان از حلقه كشتزاري گرفت كه نوري سياه رنگ و مورب در عكس مشخص است :

و عكسي ديگر از Rob Nicholas :

نورهاي كدر و مات نامشخص ديگري نيز به طور مرتب در عكاسي ها ديده مي شود ، نمونه اي از اين پديده توسط Denny Clarke در سال 1995 در ساختار Roundway در انگلستان ثبت شده است :

و تصاويري ديگر :
:


.

در بعضي حالات اثري عجيب در عكاسي ها ديده شده كه بعد از ظهور عكس، نور هاي چمن ها از سبز به نارنجي يا قرمز تغيير كرده :

در سال 1990 محقق آمريكايي Rob Russel چند عكس از نزديكي ساختار Oliver’s Castle گرفت . همچنين عكسي ديگر در حال اندازه گيري ميزان انرژي الكترو مغناطيس از محل گرفت :

رد پاي فيزيكي

در سال 1998 دكتر هاسلهوف يك رد جالب كشف كرد كه به صورت راه آب برجاي مانده بود . رد دربرگيرنده چمن هاي خشك شده ( دهيدرات شده ) بود ، گياهان تا ارتفاع تقريبي 20 سانتي متري از اين مسير متاثر شده بودند . به نظر نمي رسد كه اين رد ، ردعبور انسان يا حيواني بوده باشد بلكه اين رد عبور گوي هاي نوراني از بالاي كشتزار مي تواند باشد ( اظهارات Janet ossebbard ) .

در اين قسمت درباره سه Article كلي و علمي كه درباره گوي هاي نوري وجود دارد صحبت مي كنيم ، اين مقاله ها توسط W. C. Levengood در سال 1994 ، W. C. Levengood و N. P. Talbott در سال 1990 و آخرين مقاله توسط . H. Haselhoff در سال 2001  پرتوهاي الكترومغناطيسي را براي اين پديده پيشنهاد كردند . در اين مقال درباره روش هاي اين سه Article بحث مي كنيم ، مدل هاي فيزيكي اي را كه مورد آزمايش قرار دادند و …

همانطور كه در قسمت هاي قبلي بيان شد گمانه زني هاي فراواني پيرامون چگونگي خلق حلقه ها و وجود گوي هاي نوري وجود دارد ، اينكه بسياري از مردم انگلستان به طور حتم مي گويند كه حلقه ها كار دست بشر است و …  و متاسفانه مطالب اندكي به طور علمي در اين زمينه وجود دارد ، اما سه مقاله كه در ژورنال هاي علمي معتبر دنيا به چاپ رسيده بيشتر مورد اطمينانند .

اولين اينها بحثي است كه توسط دكتر Levengood ارائه شد . او اولين كسي بود كه در سال 1994 موارد غير متعارف يا همان آنوماليز را در رشد گره هاي ساقه گياهان ديد و مدعي شد كه نمي تواند كار (( دستي ، يدي )) باشد . ( براي اطلاعات بيشتر درباره رشد گره ساقه گياهان به قسمت دوم حلقه هاي كشتزار مراجعه بفرمائيد )

او نتيجه گيري كرد كه اين ساختارهاي غيرمتعارف حاصل نوعي اثرات thermo-mechanical براساس توسعه دمايي در ديواره سلول گياه كه با جذب انرژي الكترومغناطيس در ارتباط است ، مي تواند باشد .

در سال 1999 William Levengood و Nancy Talbott يك مقاله اي مبني بر تاثير رشد گره هاي ساقه گياه  در سه حلقه كشتزار متفاوت كه دو تا از آنها در انگلستان و ديگري در آمريكا بود منتشر كردند، كه مبتني بر نتايج مشاهدات سه نمونه گيري از ساختارهاي Devizes (England, 1993) ، Chehalis (Washington, USA, 1994) و Sussex (England, 1994) بود …  Levengood و Talbott ده تا پانزده تا نمونه از محل ها جمع آوري كردند . منتها براساس الگوريتم مشخصي كه نسبت به مركز ساختار حلقه ايجاد شده ، جمع آوري صورت مي گرفت نه به صورت نا منظم ( براساس اصول حرفه اي نمونه گيري). سپس ميانگين رشد طول گره ها گرفته شد . در اين بين به نظر مي رسيد كه ارتباطي خطي بين ميانگين رشد گره ها و دو متغير ديگر وجود دارد . نويسنده مقاله يك آناليز عددي را ادائه داد به بيان ديگر سعي داشت تا ميزان افزايش رشد ناگهاني گره ها را بوسيله ميانگين مدلهاي فيزيكي توضيح دهد .

به نظر رسيد كه طول گره هاي كشيده شده از مركز به سمت بيرون كاهش پيدا مي كند ( براساس روند تابع نمايي منفي ) . نويسنده ادعا كرد كه اين رفتار با انرژي الكترومغناطيس جذب شده توسط گياهان ، بعلت توليد امواج توسط هواپيما در هوا براساس قانون Beer-Lambert منطبق است . آنها رابطه اي بين شدت تابش اشعه ها و طول رشد گره ساقه ها ايجاد كردند :

نويسندگان اين مقاله نتايجي از يك آزمايشي را ارائه دادند كه در آن دست به ساخت دواير گندم با ابزاري چون طناب ، تخته و … زدند . بعد از خم شدن ساقه ها ، يك رشد گره تا 2% در روز آغاز شد . بعد از گذشت يك هفته پروسه رشد كمتر از 20% بود در حالي كه در حلقه هاي كشتزار اصيل ، نويسندگان ادعا مي كردند كه اندازه گيري رشد چيزي بين 30% تا 200% در تنها سه روز از خلق حلقه ها بوده است . همچنين در اين سه كشتزاري كه مورد مطالعه قرار گرفت رشد گياه با نسبت خاصي و بنابر فاصله از مركز كشتزار تغيير مي كرد . بيشترين رشد در مركز و كمترين آنها در اطراف كشتزار ديده شد .همچنين مقاله يك مدل مكانيكي جريان پلاسما را براي اين وابستگي به مسافت پيشنهاد كرد . عقيده براين بود كه جريان پلاسما به صورت چرخشي در وسط كشتزار ايجاد شده سپس جريان هوا با امواج تابنده الكترومغناطيسي جايگزين شده و تاخير گرمايي، منجر به كشيدگي و تورم در گره ساقه گياه مي شده است .

دو سال بعد دكتر هاسلهوف مطلب را مورد بررسي قرار داد و به دو مورد توجه ويژه اي كرد . ميانگين رشد گره صفر فرض شده بود و انرژي پخش شده بحساب نيامده بود . او ابتدا پيشنهاد كرد كه با كم كردن N0 ( گره هاي بيرون از محدوده حلقه هاي كشتزار ) اولين خطا را تصحيح كنيم .

او همچنين به طور ضمني استراتژي هردو را درباره فرضيه وجود thermo-mechanical در توجيه كش آمدن گره هاي گياهان پذيرفت . هاسلهوف بروي مسئله جديدي درباره تابش انرژي الكترومغناطيس فوكوس كرد . او يك روند كوادراتيك ( درجه دومي- نمايي ) متقابل براي روند رشد گره ها با فاصله محوري پرتو تعريف كرد . در اينجا بود كه او يك مدل با منبع نقطه اي الكترومغناطيس با عنوان BOLs در بالاي كشتزار ها را ارائه داد . او براي اثبات فرضيه اش حتي تحقيقاتي بروي كشتزاري كه ساخته شدنش بدست بشر مسجل بود (aka “Dreischor circle”) نيز انجام داد كه در آن روند كوادراتيك متقابلي به چشم نخورد . همانطور كه در تصوير زير نشان داده مي شود اين فرضيه بدين صورت توجيه مي شود كه گوي نوراني در فاصله اي ثابت ( h ) از زمين امواج الكترومغناطيس متصاعد مي كند .

 

اگرچه در گزارش آنها نيامده اما رابطه زير نيز برمبناي توجيه كاهش شدت تابش بروي زمين برقرار است ( تابش لامپ از سقف به زمين ) :

جاييكه b ثابت است و    است ، d مسافت زمين تا مركز دايره و h ارتفاع منبع فرضي از مركز دايره مي باشد .

براي هريك از ساختارها پارامتر h بهينه شده تا بهترين انطباق رو با كاهش    داشته باشد . با توجه به معادله ساده بالا از رياضيات و هندسه دوره دبيرستان مي دانيم كه در يك مثلث قائم الزاويه ، مجذور وتر با مجموع مجذور دو ضلع ديگر برابر است . پس   برقرار است . بسادگي با معكوس كردن معادله بالا به    مي رسيم . بعلاوه بر طبق نظر هاسلهوف ميزان شدت تابش از منبع نقطه اي الكترومغناطيس با نسبت  كاهش مي يابد . با اين توجيه هر خواننده اي فكر مي كند صد در صد ساخت حلقه هاي كشتزار، توسط اين گوي هاي نوري است . اما اين مطالعات فقط عملي بودن يك چنين فرايندي را بسيار محتمل مي داند و صد در صد ثابت شده نيست . آيا خوابانيده شدن گندم ها بوسيله گوي هاي نوري ، يك روش ديگر براي پي بردن به حلقه هاي اصيل مي تواند باشد؟ در اين فرضيه گوي ها مي توانند گندم ها را با متورم كردن بند هاي ساقه هايشان بروي زمين بگسترانند به گونه اي كه اثر يا شدت انرژي بروي ساقه گندم ها با نسبت   كاهش بيابد . اما هاسلهوف درباره اصيل يا تقلبي بودن چيز ديگري مي گويد ، او معتقد است كه با آزمايش ليتموس ‘lithmus test’ نمي توان پي برد كه حلقه اي اصيل است يا تقلبي ، چون ممكن است انساني خالق آن بوده باشد و با ( نمونه گيري )از كشتزار باز به همين نتيجه برسيم .

دكتر هاسلهوف تئوري لكه هاي نوراني را اينگونه بيان مي كند : يك اتاق كاملا تاريك را با يك عدد لامپ آويزان از سقف تصور كنيد ، همانطور كه در شماره اول حلقه هاي كشتزار بدان اشاره شد نور ساطع شده از لامپ ديواره ها را روشن كرده و گوشه هاي اتاق تاريكتر است و همين طور تاثير آن بروي سطح زيرين لامپ بدين صورت است كه هرچه لامپ به سمت پايين آورده شود نور تمركز بيشتري كرده و توزيع آن محدود مي شود .

figure3: light bulb on the ceiling

استدلال دكتر هاسلهوف در باره لكه هاي نوري

در اين متن چگونگي تاثير لكه هاي نوري بروي تشكيل حلقه هاي كشتزار بوسيله استدلالهاي دكتر هاسلهوف بيان مي شود :

figure1: ear of wheat, nodes

كشيدگي گره هاي ساقه گندم : چندين گره در بدنه ساقه هاي يك خوشه گندم مطابق شكل زير وجود دارد ،آنها به گياه اجازه مي دهند تا به سمت نور خم شوند ، حتي در زماني كه گياه رشد كامل خود را كرده باشد .

figure2: ears of wheat, nodes

اگرچه اين خاصيت كش آمدگي را مي توان بوسيله فرايندهاي بيولوژيكي توصيف كرد اما چيزي كه اهميت دارد اين است كه جرياني به وقوع پيوسته تا اين حالت ايجاد شود . شبيه خاصيت گرماي ميكروويو ، كه باعث انبساط آب درون گره هاي گياه شده ، دقيقا شبيه عملكرد جيوه در ترمومتر ، اين فرايند باعث كش آمدن گره در ساقه گياه مي شود . در حاليكه ميزان كشيدگي در گياه به نسبت ميزان انرژي ميكروويو توليد شده بستگي دارد . اين يافته ها ما را به اين نتيجه سوق مي دهد كه احتمالا مجموعه اي از گرما اين حالت  را بوجود آورده است . در تاييد اين مطلب موارد زيادي از ردپاي وجود حرارت در كشتزارهاي دواير گندم چون پس آبش (خشك شدن ) يا دهيدراسيون در گياهان ، آب شدن برف كشتزارها و علامات سوختگي در كشتزارها ديده مي شود .

تحليل علمي دكتر هاسلهوف درباره گونه اي از لكه هاي نوري

از زماني كه حلقه هاي كشتزار پديدار شد رويت انواع و اقسام گوي هاي نوري در محدوده آنها توسط افراد مختلف گزارش شد.كه اسم هاي محتلفي چون Balls of light يا Lights Orbs برايشان گذاردند . در اينجا من آنها را گوي هاي پلاسمايي Balls of Plasma مي نامم .

رويت اين گوي ها بويژه در ساليان اخير به علت بازديد بيشتر مردم از اين حلقه ها بيشتر و بيشتر شد و محققان زيادي عكس ها و فيلم هايي از انواع گوي هاي نوراني در كتابها ، مجلات و وبسايت ها منتشر مي كردند .

انواع گزارش هاي ارائه شده به شرح زير مي باشد :

  • اين نوع گوي هاي خاص توسط چشم انسان به طور طبيعي قابل رويت نيوده و فقط در شب و در عكسبرداري ها مشاهده مي شوند
  • آنها معمولا به طور كروي بوده ، هاله پررنگ تر بدور آن قرار دارد و در داخل گوي اشكال پيچيده و نامفهومي ديده مي شود .
  • وقتي كه محققان مختلف از مناظر عكس مي گرفتند ، اين گوي ها در عكس هريك از محققان متفاوت بود به اين صورت كه اشكالي متفاوت در هريك از گوي هاي آنها ديده مي شد .

يك نمونه اي از گوي هاي پلاسمايي در زير ديده مي شود :

با زوم كردن بروي عكس و گوي پلاسمايي جزئيات داخلي آن تا حدودي هويدا مي شود :

احتياج به توضيح نيست كه در عكس برداري از گوي هاي پلاسمايي ، نمي توان عكسي را پيدا كرد كه با دوربين ديجيتال از آنها بدون ايراد در فرايند شيميايي نگاتيو گرفته شود .

وقتي كه يك فلش در يك محيط بغايت تاريك انداخته مي شود ، دوربين يك نور بسيار درخشان تر از توانش ايجاد مي كند كه باعث بيش از حد روشن شدن زمينه پيش روي عكس مي شود . بنابراين براساس دامنه محدود فلش قسمتهاي بزرگ عكس ديگر تاريك نخواهند ماند . به تبع آن كوچكترين اجزاي موجود در هوا كه نور فلش را دريافت مي كنند يك رفلكت بسيار براق مي دهند . ذرات ريز موجود در هوا كه در فاصله زيادي از دوربين قرار دارند ديگر در عكس ديده نمي شوند . بنابراين فاصله كم از گرد و غبار باعث بزرگ شدن آنها در عكس مي شود ، شكل گوي ها بستگي به فاصله ذرات از دوربين و سيستم اپتيكي خود دوربين دارد . آنها ممكن است شكل ديافراگم دوربين را بخود بگيرند  ( دايره ، شش ضلعي ، مثلثي و مربعي ) اگرچه آنها اغلب به صورت دايره ديده مي شوند .

بنابراين به همين سادگي گمانه زني هاي متعددي كه در اين بين شكل گرفته بود با جايگزيني Balls of Plasma بجاي Balls of orbs از بين رفت .

اين تحقيق به اين معني نيست كه تمام اقسام گوي هاي نوراني بدين وسيله نامعتبر مي باشد . اين نشان مي دهد كه با استفاده از تحقيق و بررسي علمي منابع در دسترس ،  نتايج بهتري از عكس هاي متعدد دوربين مي توان گرفت .

در تصوير زير عكسي از تولد سه سالگي دخترم ( دكتر هاسلهوف ) را مي بينيد كه در آن گوي هاي پلاسما به علت پراكندگي ذرات ناشي از آتش بازي در عكس ديده مي شوند و همين طور عكسي از بارش سنگين برف :

در آخر

در اين قسمت از حلقه هاي كشتزار نمي خواستيم لكه هاي نوري را نفي يا آنها را اثبات كنيم بلكه با توجه به دستاورد هاي دانشمندان در اين زمينه نوعي تكنولوژي پيشرفته در خلق حلقه هاي كشتزار موثر بوده كه انسان و موجودات فضايي هردو از متهمان خلق اين اشكال مي باشند . در ادامه و در آخرين قسمت حلقه هاي كشتزار، قصد داريم درباره ارتباط بيگانگان با حلقه ها ، گونه خط بيگانگان كه در كشتزارها حك شده ، جهت گيري حكام و روزنامه نگاران در اين رابطه صحبت كنيم .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  وحيد طايفه  عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب. قسمت آخر روزهاي بعد در وبلاگ منتشر مي شود.

بعضي از عكسها اپلود نشد.فعلا اين مطلب جذاب را بخوانيد تا چند عكس بقيه هم به محض اين كه وضع اينترنت بهتر شد اپ ميكنم.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/11/vahid-tayefeh.jpg?w=500

Reference:

[1] http://www.circularsite.com

[2] http://www.cicap.org

[3] http://www. cropfiles.it

[4] Haselhoff, E. H. (2001). Opinions and comments on Levengood WC, Talbott NP (1999). Dispersion of energies in worldwide crop formations. Physiologia Plantarum Journal, 105, 615–624; 111, 123–125.
[5] Levengood, W. C. (1994). Anatomical anomalies in crop formation plants. Physiologia Plantarum Journal, 92, 356–363.
[6] Levengood, W. C. & Talbott, N. P. (1999). Dispersion of energies in worldwide crop formations. Physiologia Plantarum Journal, 105, 615–624.

[7] http://www.cropcircleconnector.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: