فصل سوم كتاب گل حيات :ابعاد تاریك حال و گذشته ما


ابعاد تاریك حال و گذشته ما

اكنون كمی وارد فضای موضوعات منفی خواهیم شد. شاید بگوئید: درست زمانی كه نوید نترسیدن را می دهید، بلافاصله وارد مباحث ترسناك می شوید. اما می خواهیم به تمامی جوانب مثبت و منفی زندگی در روی سیاره زمین نگاهی داشته باشیم. من نمی خواهم تنها به جوانب مثبت توجه كنم، بلكه می خواهم شما تصویر را كامل ببینید. زمانی كه به تمام نقاط تصاویر چه مثبت و چه منفی نگاه كردید، خواهید دید كه بی نظمی و هرج و مرج بخشی از حقیقت حیات است و تغییر اساسی در آگاهی بشر در همین جایگاه در حال وقوع است، اما با نگاهی به قسمت كوچكی از آنچه در دنیای اطرافمان در حال وقوع است، مانند جنگ، خشكسالی و یا اتفاقات حاصل از عواطف پوچ انسانی كه صفحات روزنامه ها را پر می كند، نوید ‌آینده رضایتبخشی را نمی بینیم. زمانی كه زندگی را با تمام جوانبش در نظر گیرید، خواهید دید كه در ورای موضوعات منفی، حادثه ای وسیعتر و بزرگتر و البته مقدس در این برهه از تاریخ در حال رخ دادن است و این مطلب برایمان مسجل می شود كه حیات اكنون كامل و عالی می باشد.

زمین در وضعیت خطر

دانشمندان محافظه كار بسیاری را می شناسم كه پایان عمر سیاره ما را 50 سال تخمین زده اند. آنها معتقدند اگر به همین منوال پیش برویم، زمین تنها 50 سال دیگر باقی خواهد بود. برخی دیگرنیز سه سال یا بیشتر و بعضی 10 سال بیش از این تاریخ به ما فرصت زندگی داده اند اما اكثراً بیش از 15 سال به ما زمان نداده اند و تخمین زمان بستگی به آن دارد كه مطالب چه كسی را بخوانید. اما حتی اگر این مدت 100 یا 1000 سال بود، آیا برای شما قابل قبول است؟

به دلیل سرعت تكنولوژی و تغییرات سریع آن، اطلاعات بسیاری در این زمینه در اختیار ما می باشد. اگر چه این اطلاعات هنوز هم كامل و كافی نمی باشد، اما باید بگویم كه در سازمانهایی كه با روند حیات همكاری می كنند، تغییراتی به وجود آمده است. واضح است كه دانشمندان وضعیت بحرانی جدید را برای ما توصیف نخواهند كرد، زیرا معتقدند كه توده‌ عظیمی از مردم جهان ناامید و دلسرد خواهند شد. و طبیعی است، این امر باعث یك هرج و مرج اساسی خواهد گردید. اما اگر این موضوع را از جوانب دیگر بررسی كنیم، آیا به جای دست كشیدن از زندگی، این بهترین زمان برای تمركز انسان نمی باشد؟ آگاهی بشر بسیار توانا است و متوجه خواهد شد كه چه باید انجام دهد. حتما به یاد دارید كه فراتر ازآنچه جهان معمولی از ما می داند، هستیم؟ اكنون بیائید در مورد بخش تاریك صحبت كنیم. شكل(1-3)

شكل 1-3
(شكل 1-3)
مقاله ای از مجله تایم در دوم ژانویه 1989 است. در سال 1988، سازمانهای جهانی تصمیم گرفتند، برخی از مشكلات محیط زیست سیاره زمین را آشكار سازند. سپس، اولین نسخه مهم انتشار یافته درباره این موضوع در جهان پخش شد. مجله تایم برخلاف سابق و به جای معرفی مرد یا زن منتخب سال، زمین را سیاره سال نامید. مقالات مجله مذكور به سیاره زمین و مشكلات و خطرات احتمالی آن اشاره داشت. اگر آنچه را در مورد مشكلات زمین، در سال 1989 چاپ شده را با زمان حال مقایسه كنید به این مطلب پی می برید كه مقالات چاپ شده در 1989 بسیار دور از حقیقت بود. اما به هر حال آغازی بر آن بود كه صادقانه شاهد باشیم، چه بر سر « زمین مادر » آورده ایم.

ما تنها به بررسی چهار یا پنج مشكل عمده و جاری زمین می پردازیم، اگرچه مشكلات زیادی در حال شكل گرفتن است و این در حالی است كه اگر ناگهان هریك از این مشكلات از حد خود فراتر روند، تهدیدی برای تمامی حیات این سیاره به شمار خواهد رفت. در حال حاضر تمامی مشكلات در حال فزاینده می باشند و تنها مسئله این است كه كدامیك از مشكلات باعث نابودی می گردد، و طبیعی است اگر مشكلی مهار نشود، تمامی مشكلها در پی آن، صف آرایی خواهند كرد و در نهایت بشر قادر به ادامه حیات در سیاره زمین نخواهد بود و همه چیز پایان می پذیرد و چه بسا ما هم شاهد وقایعی شبیه سیاره مریخ و یا انقراض نسل دایناسورها باشیم.

در اوایل همین قرن، سی میلیون گونه حیاتی گوناگون در روی زمین وجود داشت كه در 1993 این تعداد به حدود 15 میلیون رسید. در حالی كه میلیاردها سال طول می كشد تا این گونه های حیاتی بوجود آیند، اما دریك چشم بر هم زدن، تنها درمدت صد سال، نیمی از زندگی بر روی زمین عزیزمان فنا شد و اكنون در هر دقیقه حدودا، سی گونه حیاتی در گوشه ای از زمین در شرف نابودی هستند. اگر از بالاتر به زمین می نگریستیم، به نظر می رسید این سیاره به سرعت در حال از بین رفتن است، ولی برای ما كه روی آن زندگی می كنیم به گونه ای است كه گویی هیچ اتفاقی نیافتاده و همه چیز بسیار عالی است. بنابراین در بانك سپرده گذاری می كنیم، در خیابانها رانندگی می كنیم و زمان می گذرد. اما اگر صادقانه بنگریم، درمی یابیم كه ما با مشكلات اساسی مرگ و زندگی در روی زمین روبرو می باشیم و حقیقتا عده كمی مصرانه درباره اش فكر می كنند.

زمانی كه در اوائل دهه 90 سعی كردند كه نمایندگان جهانی را در ریودوژانیرو جمع كنند و درباره مشكلات زیست محیطی جهان صحبت كنند، رئیس جمهور آمریكا حتی مایل به حضور در این گردهمائی نبود. چرا؟ زیرا از دیدگاه رئیس جمهور، مشكلات آنقدر اساسی بودند كه اگر در صدد حل آنها برمی آمدیم، مشكل جدی تری پیش می آمد كه به اعتقاد وی این مشكل، سقوط مالی جهان خواهد بود كه بدنبال آن بخش اعظمی از جمعیت زمین به علت قحطی و دیگر مشكلات خواهند مرد. در واقع، ما توانائی بازسازی محیط زیست را نداریم، اما از طرف دیگر این سوال پیش می آید كه آیا واقعاً نمی توانیم كاری در این مورد انجام دهیم؟

اقیانوسهای رو به فنا

اول آگوست 1988 مقاله ای در مجله تایم درباره اقیانوسها و آنچه بر آنها می گذرد منتشر شد. ( شكل2-3)

شكل 2-3
(شكل 2-3)
در سال 1978، ژاك كاستیو كتابی در این باره به رشته تحریر در آورد. او بسیار قابل احترام بود، اما زمانی كه این كتاب را نوشت، اعتبارش را در حیطه علم از دست داد. زیرا بیانیه ای ارائه داد كه هیچكس آن را نپذیرفت. آنچه او اعلام كرد بر اساس شواهد علمی بود، اما مردم نتوانستند یا نخواستند حقیقت را بپذیرند. بخصوص كه وی اظهار داشت، دریای مدیترانه تا پایان 1990 خشك می شود و اقیانوس اطلس با شروع قرن جدید از بین می رود. به تصور مردم این مرد دیوانه بود و چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد.

خوب،‌ امروز این اتفاق در حال رخ دادن است. اكنون چیزی در حدود 95 درصد دریای مدیترانه مرده است. البته این مقدار 100 درصد نیست، پس نظریه وی به طور دقیق قابل پذیرش نیست، اما اگر انسانها به همین رویه به زندگی ادامه دهند، این دریا به طور كامل خشك خواهد شد و برای اقیانوس اطلس هم اتفاقی شبیه به این پیش خواهد آمد. البته ممكن است این اتفاق تا سال 2000 پیش نیاید، اما در مدت كوتاهی بعد از آن روی خواهد داد و این اقیانوس با تمام ماهی ها و دلفینهایش خواهد مرد و حیات در آن از بین خواهد رفت، مگر آنكه تغییر اساسی رخ دهد.

بدون اقیانوسها زندگی برای ما میسر نمی باشد. زیرا اولین طبقه زنجیره غذایی یعنی پلانكتونها از بین خواهند رفت و اگر آنها از بین بروند، ما نیز نابود خواهیم شد و اگر این ماجرا را جدی نگیریم، مانند این است كه بگوئیم، من به قلبم احتیاج ندارم. این زنجیره اصلی در اكوسیستم، زمین است و سرعت نابودی آن بسیار بالا است و حقیقتی علمی و غیر قابل انكار است. تنها مسئله قابل بحث زمان وقوع آن است. زیرا كسی وقوع آن را باور نمی كند و توان پذیرش آن را ندارد.

به عنوان مثال، لوله كشی فاضلاب شهر نیویورك، فضولات انسانی را بیست مایل دورتر در اقیانوس می ریزد و بنا به نظر مسئولین،‌ اقیانوس با این مقدار فضولات مشكلی نخواهد داشت. اما در 60 سال گذشته، توده عظیمی از فضولات انسانی بوجود آمده است و اكنون این توده به سمت شهر نیویورك در حركت است و به بندر نزدیك شده است و حال مسئولین نمی دانند چه بكنند و برای برطرف كردن این مشكل باید بیش از كل بودجه، شهر نیویورك را خرج كرد. این نمونه ای از دوراندیشی انسانها برای حل چنین معذلی می باشد.

مشكل اقیانوس اطلس، كود انسانی است كه به نیویورك نزدیك می شود. اما مشكلات تنها منتهی به اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه نمی شود. اقیانوس آرام بزرگترین منبع آبی زمین است و احتمالاً مدتها طول خواهد كشید تا از بین برود ولی مشكلات عدیده ای، به خصوص در بخشهای مركزی اش وجود دارد.

موج قرمز شكل (3-3)،‌ اولین نشانه مرگبار آلودگی است. این موج، جلبكی است كه همه چیز را در زیر اقیانوس ویران می كند و همه چیز را می كشد. این موج قرمز به تمام نقاط دنیا، علی الخصوص به سمت كشور ژاپن كه آلودگی بسیاری دارد، خواهد رفت. ما در نقاط مختلف‌ زمین اشتباهات بسیاری به دلیل نداشتن آگاهی در رابطه با « هماهنگی كالبد و فضای متجلی » مرتكب شده ایم و این شبیه به علائم سرطان یا یك بیماری وحشتناك دیگر در كل مجموعه است.

شكل 3-3
(شكل 3-3)
ازن

حال مشكل دیگری مطرح می شود. شكل (4-3) حفره ایجاد شده در لایه ازن، در بالای قطب جنوب را نشان می دهد. لایه ازن نازك شده و حدود شش پا ضخامت دارد. اما، در واقع لایه ای‌ زنده است كه دائماً در حال ترمیم می باشد كه در حال حاضر بسیار باریك و نازك شده است. ما درباره لایه ازن اطلاعات بسیار كمی داریم، گرچه به خاطر نور فرابنفش باند UVC كه از داخل سوراخ ازن وارد می شود، اكنون اطلاعات بیشتری بدست آورده ایم. زمانی كه دانشمندان به حجم عظیمی ازUVC بخصوص در قسمت جنوبی پی بردند، نتوانستند دلیل آنرا دریابند. زیرا، كامپیوترها علت آنرا نشان نمی داد. سپس دریافتند كه، برنامه های نرم افزاری قابلیت نشان دادن این اشعه ها را ندارند. پس از آن با استفاده از نرم افزارهای پیشرفته به وجود چنین حفره ای پی بردند، كه این موضوع مربوط به چند سال پیش می شود.

شكل 4-3
(شكل 4-3)
در واقع آنها منواكسیدكلرین پیدا كردند كه در شكل (5-3) در نقطه انتهایی سمت راست نشان داده شده است. آنها معتقد بودند كه، حفره ازن به دلیل وجود مواد شیمیایی مختلف بوجود آمده كه یكی از آنها CFC می باشد. CFC در زمان تماس با ازن، تجزیه شده و اكسیژن و منواكسید كلرین تولید می كند. دانشمندان این طور تصور كردند كه با سرعتی كه CFC ها به سمت ازن در حركت بودند، منواكسید كلرین در حدود 30 مرتبه بیشتر از حد نرمال تولید خواهد شد و همین امر باعث نگرانی آنان شده بود. بنابراین سازمانهای جهانی سعی كردند جلوی تولید شركتهایی كه CFC، فِرِئون و دیگر مواد شیمیایی كه باعث چنین مشكلی می شود را بگیرند تا راه حل دیگری بیابند. در پاسخ به این فراخوان تمامی شركتها یكصدا اعلام كردند: “ این یك روند زیست محیطی است و به ما ربطی ندارد.”

بنابراین سازمانهای جهانی می بایست در دادگاه ثابت می كردند كه، شركتها مقصر هستند و برای ارائه شواهدی بر این مدعا، تمامی كشورهای سیاره زمین برای اولین بار در تاریخ، متحد شدند. لازم به ذكر است كه، چنین اتفاقی در گذشته هرگز رخ نداده بود. آنها هواپیماها را به مدت دو سال بر فراز ارتفاعات قطب جنوب به منظور جمع آوری اطلاعات به پرواز در آوردند و سرانجام به اطلاعاتی دست یافتند كه، حقیقتاً ترسی در وجودشان پدید آورد. عنصر مخرب منواكسید كلرین 500 برابر و نه 30 برابر بیش از اندازه طبیعی بود، و با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه آنها تصور می كردند، در حال حركت بود.

شكل 5-3
(شكل 5-3)
تصور می كنم، این مقاله در 1992 منتشر شد، شكل ( 6-3) . در آنجا ابتدا گفته می شود كه EPI،‌ حدود 000/200 مرگ را به علت سرطان پوست كه در اثر شكاف لایه ازن بوجود آمده است، را تخمین زده است. اما در بخش فوقانی ستون سمت راست همان صفحه در گزارشی مختصر بیان می كنند كه بنا به اظهارات EPI، آمار مرگ و میر ارائه شده نادرست بوده و 21 بار بیشتر از آن چیزی است كه قبلاً، محاسبه شده است. البته 21 برابر مقدار خیلی زیادی است و كمی بیشتر نمی باشد.

شكل 6-3
(شكل 6-3)
مسئول این امر، یعنی ارائه اطلاعات بسیار ناقص در یك مقاله‌ بسیار كوچك كه چیز زیادی به شما نمی گوید، سازمانها می باشند. آنها موضوع را چندان مشخص و آشكار نمی سازند، در حالی كه بر اساس قانون می بایست موضوع را بدرستی اعلام كنند، به همین منظور اطلاعاتی ناچیز را در یك مقاله كوچك فاش كرده و دیگر به آن نمی پردازند و سپس در مقاله بی اهمیت دیگری، مانند آنچه در اینجا ارائه شد، قسمتی از آن را افشا می سازند. بنابراین بعد از دوهفته مقاله مشابهی منتشر گشت و در آن نوشته شد: « راستی دو هفته پیش ما اشتباه كرده بودیم در واقع این تعداد دو برابر است. » خوب دو برابر چندان زیاد به نظر نمی آید، به جز آنكه 21 برابر تبدیل به 24 برابر بیشتراز آنچه در مقاله اولی گفته شده بود، شد. كه این مقدار فاجعه بار است. زیرا، اگر حقیقت در ابتدا گفته می شد، بسیار وحشتناك به نظر می رسید و ترس زیادی را موجب می شد.

این روندی است كه مدتهای طولانی در سراسر جهان رخ داده است. تنها راه حلی كه سازمانها می توانند بكار گیرند، آن است كه این اطلاعات را به مرور زمان بروز دهند و به قسمتهای بیشتری از آن اعتراف كنند. آنها می دانند كه باید حقیقت را به شما بگویند، به دلایلی كه به تدریج آنها را در خواهید یافت. اما از اینكه بگویند ما در دردسر بزرگی افتاده ایم، وحشت دارند. تنها اعتراف می كنند كه موضوع چندان هم بد نیست، اما بدتر خواهد شد.

در واقع حفره لایه ازن تنها در قطب جنوب نیست، بلكه اكنون در قطب شمال هم دیده شده است و كل لایه ازن مانند پنیر سوئیسی حفره دار شده است. در 1991 یا 1992 یك سری برنامه تلویزیونی، درباره حفره لایه ازن تولید گردید. دراین برنامه، تمامی كسانی كه در مورد اٌزن تحقیق می كردند، گرد هم آمدند و بر روی تمام ضد و نقیضهای این مسئله به بحث پرداختند. در یكی از برنامه ها با یك گروه محقق كه زن و شوهر هم هستند و من نامشان را نمی دانم، مصاحبه كردند. این زوج چندین سال پیش كتابی هم در این رابطه نوشته بودند، و در آن راجع به آنچه برای حفره ازن اتفاق می افتد، پیشگویی كرده بودند و بر طبق این پیشگویی آنها قبل از اینكه ما متوجه مشكل ازن شویم، این لایه را مطالعه كرده بودند و اكنون ازن دقیقاً با همان سرعت كه آنان پیش بینی كرده بودند، در حال تغییر شكل است.

این زن و شوهر در یكی از برنامه های تلویزیونی به عنوان كارشناس دعوت شده بودند. گزارشگر از آنها پرسید: خوب نظرتان چیست؟ ما قرار است چه كار كنیم؟ از آنجایی كه شما همه چیز را در مورد ازن می دانید، برای ازن چه كار می توانیم بكنیم؟ شوهر گفت: كاری نمی توانیم بكنیم. به نظر من فكرنمی كنم كه آنها علاقه ای به شنیدن چنین مطالبی از یك كانال مهم تلویزیونی داشته باشند. گزارشگر پرسید: منظورتان چیست كه كاری نمی توان كرد؟ و در پاسخ نویسندگان گفتند: خوب فرض كنیم تمام جهان را به یاری گرفتیم كه این اولین قدم حركت است كه در ابتدا باید انجام شود گرچه اكنون قادر به عملی ساختن آن نیستیم. شاید 15 سال دیگر! اما تصور كنیم رضایت تمامی سیاره را جلب كردیم تا همه بگویند: خوب همین امروز همه با هم تصمیم می گیریم از این پس از مواد شیمیایی مخرب لایه ازن استفاده نكنیم.

نویسنده گفت: خوب فرض كنیم این كار را كردیم و هیچ كس مواد شیمیایی تولید نكرد، باز هم مشكل حل نمی شود. و گزارشگر پرسید: منظورتان چیست؟ مگر ازن خودش را ترمیم نخواهد كرد؟ نویسنده در پاسخ گفت: نه به این دلیل كه اسپری كه دیروز از آن استفاده كردید روی سطح زمین می نشیند و CFC ها حدود 15 تا 20 سال طول می كشد، تا به لایه ازن برسد. بنابراین حتی اگر تولید مواد شیمیایی را همین امروز متوقف كنیم، این لایه به آرامی بلند شده و به خوردن لایه ازن تا 15 تا 20 سال دیگر ادامه می دهد و چون در سالهای اخیر مصرف مواد شیمیایی خیلی بیشتر شده است، این خوردگی سریعتر و سریعتر می گردد، تا دیگر هیچ لایه ای باقی نمی ماند، فكر می كنم گفت تا 10 سال آینده و من هیچ راه حلی نمی بینم.

نابودی لایه ازن ما را دچار دردسر بزرگی می كند. تمامی حیوانات روی زمین نابینا خواهند شد و بدون پوشیدن لباس فضانوردی كه تمامی بدنتان را محافظت كند قادر نخواهید بود، در طول روز از خانه خارج شوید. بدین معنا كه تمام بدنتان باید پوشیده باشد، عینك مخصوص UVC و ابزارهای حفاظتی دیگری باید داشته باشید و در نهایت اشعه ماورابنفش در مدت كوتاهی شما را خواهد كشت. بنابراین اكنون، به سرعت به مرگ نزدیك می شویم. اگر این موضوع را باور ندارید، آنچه را در مجله وال استریت در ژانویه 1993 به چاپ رسیده است، بخوانید.

در این مجله گزارشی از وضعیت منطقه ای در جنوب شیلی داده شده است، كه در نزدیك حفره ازن در قطب جنوب است. حیوانات آن منطقه بتدریج نابینا می شدند و پوست كسانی كه آنجا زندگی می كنند، ضخیم و تیره شده است و كسانی كه مدت زیادی را خارج از خانه بگذرانند، دچار سوختگیهای پوستی می شوند. این فاجعه از شیلی به طرف شمال در حال حركت است و بزودی فراگیر می شود. اكنون به علت حفره های بسیار لایه ازن، مناطق مختلفی روی زمین دیگر محل امنی برای زندگی نمی باشد. هرگز نمی توان محل حفره بعدی را شناسایی كرد. زیرا، آنها روی سطح ازن سال به سال جابجا می شوند. این مشكلی است كه، اكنون و نه فردا یا روزی دیگر با آن مواجه ایم و طی چند سال آینده دچار شرایط سختی خواهیم شد. مشكل لایه ازن، از زمان ریاست جمهوری ریگان پدید آمد، زمانی كه سازمانهای زیست محیطی از او پرسیدند: برای این مشكل چه خواهیم كرد؟ ریگان با بی تفاوتی كامل چنین پاسخ احمقانه ای داد: خوب بارانی می پوشیم وعینك آفتابی می زنیم و به مبارزه با مشكل می رویم. ما درباره زندگی و حیات سخن می گوییم، اما مسئولان طوری رفتار می كنند، گویی اصلاً مسئله مهمی نیست.

عصر یخی گلخانه ها

در هفته اول حضور «بوش» در دفتر كارش، ‌700 گروه زیست محیطی كه همگی با هم متحد شده بودند، در جلسه ایی به «بوش» گفتند: ما مشكل بزرگتری در مقایسه با لایه ازن و اقیانوسها داریم و آن اثرات گلخانه ای است، زیرا اگر به این مسئله فورا رسیدگی نشود، باعث ویرانی زمین می شود. این موضوعی بود كه، آنها معتقد بودند كه حقیقت دارد. گورباچف و دولتهای جهانی برای مدتی بر سر این موضوع گفتگو كردند تا زمانی كه تصمیم به احداث ایستگاه فضایی كردند و پیشنهاد نمودند تا از آن طریق وضعیت محیط زیست را بررسی نمایند و پس از مشاهده تغییراتی اقدامات مقتضی را انجام دهند. گورباچف، بر سر این موضوع قیل و قال زیادی به راه انداخت. اما، گرچه، تغییراتی كه رخ می داد به دقت ثبت می شد، اما اقدامی برای جلوگیری از آن صورت نگرفت و این وضعیتی ناامید كننده بود.

شكل (7-3) عكس ماهواره ای از اقیانوسها است كه از فراز استرالیا گرفته شده است. تیرگیهای تصویر، نمایی از بالاترین ثبت افزایش دما در اقیانوسهای اطراف استرالیا و گینه نو است، كه تا 1992 ثبت شده است. در آن محل دما 86 درجه سانتیگراد بود. اگر چنین روندی تا خط استوا گسترش یابد، دقیقاً همانطوری خواهد شد كه جان هَمِكر پیشگویی كرده بود. اگر با جان همكر و نظزیه هایش آشنا باشید می دانید كه او مدارك معتبری ارائه داده است، مبنی بر آنكه با افزایش دمای آب اقیانوس، اتفاقی بسیار دور از تصور روی سیاره گرم ما رخ خواهد داد و این حادثه عبارت است از سرد شدن سیاره. دكتر همكر یك دوره یخبندان برای سیاره ما در مدتی كوتاه پیش بینی، كرده است.

شكل 7-3
(شكل 7-3)
من به طور جزئی به بحث درباره نیروهای محرك اثرات گلخانه ای نمی پردازم، فقط متذكر می شوم كه، بخش عظیمی از آن صخره ها، آبهای معدنی و درختان را در بر گرفته است، به طور متوسط در هر (4350 متر مربع زمین درختكاری شده ). یك هكتار زمین درختكاری شده، 000/50 تن دی اكسید كربن وجود دارد. زمانی كه درختان قطع می شوند، یا می سوزند یا در اثر گذشت زمان از بین می روند، تمامی دی اكسید كربن در جو آزاد می گردد و همین باعث آغاز فعالیت دوران یخبندان خواهد بود. همكر مداركی را یافت كه، نشان دهنده این واقعیت است كه، دوره های یخی گذشته روی زمین نیز به همین صورت آغاز شده است. او این شواهد را در مطالعات ابتدایی اش، روی نمونه هایی از بستر دریاچه های قدیمی پیدا كرد. این نمونه نشان می دهد كه زمین میلیونها سال است كه، چرخه پی در پی 90 هزار سال دوران یخبندان و بدنبال آن دوره گرمای 000/10 ساله داشته است و این چرخه خاص، مدتهای مدیدی وجود، داشته است.

به علاوه همكر كشف كرد و دیگران هم آنرا تائید كرده اند، كه طولانی ترین زمانی كه دوره گرما به عصر یخبندان انتقال می یابد، تنها 20 سال است. ‎آنهایی كه روی این موضوع مطالعه می كنند، معتقدند ما احتمالاً 16 یا 17 سال از این مدت را پشت سرگذاشته ایم، اما مسلما هیچكس در این مورد مطمئن نیست. آنها همچنین اظهار می دارند، با پایان 20 سال یا كمی بیشتر، در چشم برهم زدنی، ظرف یكروز، كمتر از 24 ساعت،‌ همه چیز تمام خواهد شد. ابرها زمین را محاصره خواهند كرد، سپس متوسط دما تا 50 درجه زیر صفر كاهش می یابد و بیشتر مناطق جهان خورشید را تا 000/90 سال آینده نخواهند دید. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، ما خورشید را تا چند سال دیگر بیشتر، نمی بینیم. زمین آنقدر گرم خواهد شد تا آن روز فرا رسد و بعد ضربه نهایی! همه چیز تمام می شود. من در نظر ندارم، تمامی جزئیات آنچه همكر گفته توضیح دهم، اما پیشنهاد می كنم اگر می خواهید در این باره بیشتر بدانید خود به تحقیق، بپردازید. او شواهد محكمی دارد كه می توانید آنها را در كتابش به نام “ بقای تمدن” مورد مطالعه قرار دهید.

دوران یخبندان رو به گرما، یا تغییر جهت سریع

دانشمندان كشف شگفت آور دیگری انجام دادند كه به سختی آن را باور كردند. آنها فكر كردند زمانی كه یخبندان كاهش یابد، هزاران سال طول می كشد تا گرما بار دیگر بازگردد. اما بر مبنای مقاله ای كه در مجله تایم به نقل از دانشمندان منتشر شده است، مداركی پیدا شده اند كه تنها سه روز طول می كشد تا زمین دوباره گرم شود. 20 سال طول می كشد تا زمین از گرما به سرما برود و سه روز زمان می برد از سرما به گرما تغییر دما دهد. بنابراین اثرات گلخانه ای مشكل اساسی و مهمی است. در واقع هیچكس حقیقت را نمی داند، اما نگرانی اصلی آنجاست كه آنها سعی می كنند، پاسخهای احتمالی و فرضی را كه هیچكدام آزمایش نشده اند را تعمیم بدهند. آنها همگی با بهترین پاسخ و صاحبنظران و پیشنهادات مبارزه می كنند اما هیچكس نمی داند. این درست مانند ازن است. شاید 15 نظر مختلف خوب و بد درباره ترمیم ازن وجود داشته باشد. اما كسی نتیجه را نمی داند. زیرا قبلا هیچ یك از این راه حل ها امتحان نشده است. به نظر می آید مایلیم همه چیز را روی خودمان امتحان كنیم تا دریابیم امكان پذیر هستند یا خیر.

بمبهای اتمی زیر زمین و سی اف سی

بعلاوه تمام مشكلات گفته شده، مشكلات دیگری نیز برای سیاره ما در حال وقوع است و بعضی از آنها آنقدر وحشتناكند كه دولتها از مطلع ساختن آن نیز واهمه دارند. آنچه را من به سادگی می گویم، آنها به شما نخواهند گفت، زیرا بقدری اهمیت دارد كه بالاخره یكنفر باید چیزی درباره آن بگوید! می دانم كه آنها نمی خواهند در اینباره چیزی بگویم، اما فكر نمی كنم جلوی من را بگیرند.

سی اف سی ها را می توانیم در قسمت بالاتر جو پیدا كنیم. زیرا بنا به اظهارات محققینی كه بر اساس تحقیقات دانشمند نماها می باشد، تولیدات سی اف سی ها مانند فرئون بعلت سبكتر بودن چگالی آنها از هوا در بالای جو شناور هستند. اما در واقع سی اف سی ها سبكتر از هوا نیستند، بلكه چهار برابر سنگین ترند و بر خلاف تصور ما كه می پنداریم در بالا جریان دارند به سمت پائین می آیند! بنابراین چگونه در هوا شناور شدند؟ در حدود 212 بمب اتمی توسط دولتهای جهانی در هوا منفجر شده است. بسیاری از مردم به این موضوع ظنین می باشند كه سی اف سی ها به علت انفجار بمبهای اتمی وارد هوا شده اند و تغییرات ما و دستگاههای تهویه هوا این مشكل را بوجود نیاورده اند ودولتهای اتمی جهان باعث ایجاد این مشكل گشتند.

ابتدا بمبها را به زیرزمین بردند و ما تصور كردیم، كه خوب مهم نیست، آنها را زیرزمین منفجر می كنند و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اما بدانید این مسئله هم خیلی مهم است. این خطرناكترین فاجعه ای است كه امروزه در دنیا رخ می دهد و خطرناكتر از پروژه تحقیقاتی هارپ ( H A A R P ) می باشد و همچنان نیز ادامه دارد. نمی توانم آنچه را می خواهم بگویم اثبات كنم، پس تا وقتی اثبات شد آن را باور كنید.

آدام ترامبلی دانشمند مشهوری است كه مطالعات زیادی روی علوم انجام داده است و بمبارانهای اتمی زیر زمینی را بررسی كرده است. احتمالاً او بیش از هركس دیگری روی زمین در اینباره آگاهی دارد. – این مطلب را حتی دولتهای جهانی نیز قبول دارند. – ترامبلی آنچه را هنگام وقوع بمباران اتمی زیرزمین رخ می دهد را توضیح می دهد. وی معتقد است كه این انرژی یك جا مستقر نمی گردد، بلكه باید به سمتی برود، پس با قدرت تمام به سمت درون زمین می رود و لایه ها را ازهم می درد سپس مانند توپ پینگ پونگ به اطراف برخورد می كند و صدمات باورنكردنی را به وجود می آورد. این اثرات تا 30 روز بعد از انفجار درون زمین ادامه می یابد.

ترامبلی مانند ژاك كاستو و دیگران، نظریه ای دارد كه همه آنچه اتفاق خواهد افتاد را پیش بینی می كند و امروز همه آنها نزدیك به حقیقت است! به عنوان مثال، ‌ترامبلی نشست بستر اقیانوس هند تا طول 23 پا در زمانی كوتاه را حداقل ده سال قبل، پیش گویی كرده بود. درست مانند ژاك كاستو كه از بین رفتن دریای مدیترانه را در زمان ده سال پیش بینی كرده بود. انسانهای برجسته بسیاری حقایق را بازگو می كنند، ولی عده كمی آنها را می شنوند. اگر گفته ترامبلی درست باشد، چند انفجار دیگر كافی است تا زمین به قطعات كوچكتر متلاشی گردد. با پیشگویی ترامبلی از 1991 ،دولتهای جهان در وضعیت قرمز قرار گرفته اند. آنها از مرگ می ترسند اما فكر می كنم بدلیل انفجار بمبی توسط چینی ها، ایالات متحده نیز درصدد انفجار یك بمب اتمی دیگر می باشد.

به هر حال، زندگی در جریان است و درجات آگاهی متفاوتی در انسانها وجود دارد. اما اگر به علت حضور اساتید متعالی و وضعیتهای صعودی نبود، اكنون در وضعیتی ناامید كننده قرار داشتیم و بشریت تنها به خاطر تلاش روحهای بزرگ است كه آغاز به زندگی می كند. خدا را شكر. به زودی در جهانی دیگر، جدیدتر، پاكتر و زیباتر متولد خواهید شد و تنها كسی كه باید از او تشكر كنید، خداوند است. از تمام این مراحل بخوبی عبور خواهید كرد و من همچنان ادامه می دهم ………

یادداشتهای استكر درباره ایدز

اكنون آخرین تراژدی را بررسی می كنیم. در واقع وضعیتهای مخاطره آمیز بسیاری وجود دارد كه می توانیم ساعتها درباره آنها صحبت كنیم، اما ایدز را به عنوان آخرین موضوع مورد بحث انتخاب می كنیم. اگر تا بحال یادداشتهای استكر را نخوانده اید یا فیلم ویدئویی آنرا ندیده اید پیشنهاد می كنم حتماً این كار را انجام دهید زیرا دولتها به طور جدی سعی در مسكوت كردن آن دارند. دكتر استكر عقاید خود را در مورد مسائلی كه پیرامون ایدز اتفاق افتاده است، به تصویر كشاند. او یك انسان برجسته است. وی بروی ویروسهای تضییع كننده مطالعاتی داشته و در این زمینه كارشناس می باشد. اما پس از آنكه فیلمش را در تلویزیون به نمایش گذاشت، دولتها وی را تهدید كردند. بنا به گفته ‌عده ای، برادرش و سناتوری را كه حامی وی در این موضوع بود را كشتند. اما نتوانستند استكر را بكشند زیرا این موضوع كاملاً آشكار می شد. دكتر استكر بسیاری ازفیلمهای ویدیوی اش را پخش كرده است. او این مطالب را به تمام جهانیان ارائه داد، اگر چه دیگر درباره آن چیزی نمی شنوید.

دكتر استكر در فیلمش نشان می داد كه سازمان ملل چگونه در تلاش حل مشكل محیط زیست بوده است. آنها می دانستند كه بزرگترین مشكل كل جهان افزایش جمعیت است و با سرعتی كه دارد، جمعیت در سال 2010 یا 2012 دو برابر خواهد شد. اما به موجب اقدام چینی ها كه به هر زوج اجازه داده شد، تنها یك فرزند بدنیا بیاورند و با اقدامات مصرانه دیگر این روند در دنیا كاهش پیدا كرد. اما آنها همچنان معتقدند كه چنین اتفاقی خواهد افتاد. طبق آمار كنونی در حدود سال 2014 جمعیت جهان دو برابر خواهد شد. اگر چنین چیزی رخ دهد، طبق آنچه سازمان ملل بر اساس برنامه های كامپیوتری نشان داده است، حیات روی زمین خاموش شده، و كسانی كه زنده می مانند آرزوی مرگ خواهند كرد. زیرا اكنون با جمعیت شش بیلیونی به سختی می توانیم كنار هم زندگی كنیم چه برسد به جمعیت یازده یا دوازده بیلیونی. بنابراین با سیستم كنونی هیچ راه حلی وجود ندارد.

حال اگر شما در سازمان ملل بودید و از وقوع چنین فاجعه ای آگاه بودید، و چه تصمیمی می گرفتید؟ قصد نداریم درباره كسانی كه این تصمیم را گرفتند قضاوتی بكنیم، اما شما خودتان را جای آنها قرار دهید. خواهید دید كه اگر تغییری صورت نگیرد، زمین به دیوار جامدی تبدیل می شود و ویران خواهد شد. بنابراین دكتر استكر تصمیمات آنها را در یادداشتهای خود و فیلمی ویدیویی به مردم عرضه كرد. سازمان ملل تصمیم گرفت كه به جای بوجود آمدن دیوار یازده بیلیونی انسانی، ویروسی خلق كند یا بیماری را شایع كند كه حدود سه چهارم مردم زمین را بكشد. به عبارت دیگر به جای افزایش جمعیت یازده بیلیونی، تصمیم به كاهش جمعیت حاضر تا سه چهارم گرفتند. او این مدارك را به معرض نمایش گذاشت.

دكتر استكر به صورت عملی آنچه سازمان ملل انجام می داد را نمایش داد. آنها ویروسی از یك گوسفند و از یك گاو را با هم تركیب كردند و ویروس ایدز را تولید كردند. اما قبل از شیوع آن، درمان را هم فراهم كردند. با توجه به آنچه دكتر استكر می گوید، دولتها در حال حاضر درمان ایدز را می دانند. اما كسانی كه آن را شایع كردند و تاریخ نیز آن را تائید خواهد كرد، مطمئناً انسانهای متعصبی بودند زیرا دو گروه سیاه پوستان و هم جنس بازان را انتخاب كردند.

در هائیتی اپیدمی هپاتیت ب بین همجنس بازان شیوع داشت كه آنها را ملزم به تزریق واكسن هپاتیت ب كرد. بنابراین سازمان ملل ویروس ایدز را در واكسن هپاتیت ب وارد كرده و آنها به همه تزریق شد. بر اساس اظهارات دكتر استكر آغاز شیوع ایدز اینگونه بوده است. مدرك دیگری كه صدق این گفته ها را ثابت می كند شیوع این بیماری در بین همه است نه تنها همجنس بازان. نسبت شیوع این بیماری بین مردان و زنان در آفریقا كه حداقل 75 میلیون نفر مبتلا به ایدز هستند، از زمان شروع تاكنون، دقیقاً 50 به 50 است. در هائیتی و در نهایت در ایالات متحده، بیماری تنها بین همجنس بازان شیوع پیدا كرد. اما اگر به آمار این كشور نگاه كنید، خواهید دید كه امروز زنان با سرعت بیشتری مبتلا به ایدز می شوند. این تعادل به زودی توسط روند طبیعت برقرار خواهد شد و دقیقاً خواهید دید كه در همه جای دنیا شمار مردان و زنان مبتلا به ایدز برابر است. علت این بیماری هیچ ربطی به همجنس بازان مرد ندارد، بلكه مرتبط به تعصب كسانی دارد كه آن را بوجود آوردند.

به گفته دكتر استكر، سازمان بهداشت جهانی نه تنها در بوجود آوردن این بیماری دست داشته است، بلكه در رابطه با بیماریهای دیگر و روند تحقیقات پزشكان سراسر دنیا بر آنها نظارت دارد. به عنوان مثال سرطان را در نظر بگیرید. پزشكان می دانستند كه روزی سرطان مانند سرماخوردگی از طریق هوا و تنفس مسری می شود و انسانها تنها با عبور از كنار فردی كه سرطان دارد، مبتلا به این بیماری می شوند. اما انواع مختلف ویروسهای سرطانی آنقدر كم است كه احتمال چنین اتفاقی بسیار كم می باشد ولی به هر حال احتمال رخ دادنش وجود دارد. اما ایدز، 9000 به قوه چهار یا 000/000/000/000/561/6 نوع ویروس مختلف به وجود آورده كه رقم بسیار بزرگی است و هر زمان كسی مبتلا شود ویروس جدیدی به وجود می آید كه كسی تا بحال آن را ندیده است. این بدان معناست كه اجتناب از بیماری ایدز امكان ناپذیر است و از لحاظ محاسبات ریاضی ایدز، با توجه به عامل زمان درست مانند سرماخوردگی به سرعت شیوع می یابد و تمام جهان را فرا خواهد گرفت.

چنین گفته می شود كه سازمان بهداشت جهانی معتقد است كه احتمالاً شیوع سریع ایدز در كل جهان اكنون اپیدمی شده است. در سال 1990 یا 1991 سازمان بهداشت جهانی قبیله ای آفریقایی با 1400 نفر سكنه، از سالمندان تا كودكان را كه در مراتب جنسی مختلفی قرار داشتند ( می دانید كه كودكان فعالیت جنسی ندارند.) را معاینه كردند و دریافتند كه بدون استثناء همه افراد قبیله مبتلا به ایدز هستند. در این زمان بود كه سازمان بهداشت جهانی به طور محرمانه اعلام داشت، احتمالاً این ویروس اكنون از طریق آب یا هوا به انسان سرایت می كند و این بیماری مانند آتش سوزیهای بزرگ یا سرما خوردگی معمولی در همه جا شایع خواهد شد. چندین سال طول خواهد كشید تا همه از یك بیماری جدید دیگر مطلع شوند. اگر چنین اتفاقی در حال رخ دادن باشد، آیا خودتان را در امان می دانید؟ بنابراین لازم است كه حقیقت را درباره خود بدانید زیرا بیش از آنچه خودتان را می شناسید، اهمیت دارید!

نمایی از مشكلات زمینی

اگر ما موجوداتی چند بعدی نبودیم و تنها جسمی فیزیكی بودیم كه به جز سیاره زمین جای دیگری برای رفتن نداشتیم، در وضعیت اسفناكی می بودیم. اما به خاطر آنچه هستیم، و روندی كه روی زمین در حال اتفاق افتادن است، می توانیم رشد كنیم. به یاد داشته باشید كه حیات و زندگی مدرسه است، اما مایا همان مایا!

اما اگر موقعیت خطرناك غیر قابل باوری كه در آن قرار گرفته ایم را تشخیص بدهیم، ممكن است از خواب غفلت بیدار شویم و خود را بشناسیم. تنها دلیلی كه من همچنان در این مورد صحبت می كنم و آن را پنهان نمی كنم،‌ شباهت ما به افراد یك قایق در حال غرق شدن است. قایق سوراخ بزرگی دارد كه آب وارد آن می شود بنابراین اكنون زمان یك جا نشستن و بازی كردن یا گذران زندگی بر طبق معمول و تفكر به روال گذشته نیست. اگر حقیقت را درباره پیرامونمان نمی دانستید، ممكن بود همچون گذشته زندگی كنید و كاری هم برای آن انجام نمی دادید اما اكنون كه می دانید!

پیشنهاد نمی كنم اقدامی زیست محیطی صورت گیرد، گرچه كار اشتباهی نیست. آنچه بیشتر مدنظرم است یك اقدام درونی است، یك مراقبه درونی كه شما را آگاهانه با تمام حیات در همه جا مربوط می سازد. این همان چیزی است كه تائوایست ها می گویند: “ تنها راه انجام عملی، بودن در آن است. ” البته انجام فعالیتهای ظاهری ایرادی ندارد ولی معتقدم لازم است از روشهای دیگری نیز استفاده كرد. این اقدام مهم اندیشیدن نام دارد كه بتوان موقعیت ها را تشخیص داد و برای عملی شدن آن نیاز به جدیت و پشتكار است تا با بكارگیری آن بتوانیم تغییراتی اساسی در آگاهی خود بوجود آوریم. ما به انگیزه درونی برای توجه تمركز و ادراك نیاز داریم، كه خود را كم كم در طول مسیر نشان خواهد داد. زمانی كه آگاهی بالاتری وارد جهان سه بعدی می شود، برای آنهایی كه آن روی سكه حیات را درك می كنند، ‌مشكلات زیست محیطی مهم به نظر نمی آیند، گرچه از دیدگاه سه بعدی، این مشكلات به پایان حیات می انجامد.

تاریخ جهان

در اینجا به بررسی تاریخ جهان و چگونگی ارتباط آن با حال می پردازیم. هریك از این قطعات پازل دید ما را به جهان بازتر می كند. در واقع موقعیتی كه اكنون خود را در این جهان می یابیم تصادفی نمی باشد. اتفاقاتی رخ داده است كه لازم است آنها را به یاد آوریم زیرا بسیاری از ما در زندگیهای قبل اینجا بوده ایم و این خاطرات را درون خودمان داریم. اما این در حاشیه است. اول باید دقیقاً بدانیم چه اتفاقی در گذشته افتاده است تاعلت گسترش وضعیت كنونی را درك كنیم. این تاریخچه را قطعاً در كتابهای تاریخ نمی توان یافت زیرا كتابهای تاریخ تمدن بشر، به 6000 سال قبل بر می گردد، حال آنكه ما برای شروع به اطلاعات 000/450 سال قبل نیاز داریم.

این اطلاعات اولین بار توسط تات در حدود سال 1985 به من داده شد. بعد ازآنكه تات در 1991 مرا ترك كرد، از وجود زكریا سیتچین مطلع شدم. آثار او را مطالعه كردم و دریافتم كه اطلاعات سیتچین و تات تقریباً بطوركامل با هم منطبق است تاحدی كه نمی توان آن را تصادف نامید. شباهت این اطلاعات اعجازآور است. برای مثال تات بدون توضیح به غول پیكرهای آتلانتیس اشاراتی كرده بود اما سیتچین در مورد آنها در كتابش بطور كامل توضیح داده است در حالی كه بسیاری از چیزهایی كه سیتچین به آنها توجهی نكرده است، به طور دقیق توسط تات تشریح شده است. بنابراین تركیب این دو منبع دیدگاه بسیار جالبی را به ما می دهد. البته لازم نیست شما این اطلاعات را بپذیرید، بلكه می توانید مانند یك افسانه به آنها گوش دهید و درباره اش فكر كنید و ببینید آیا در مورد شما قابل اجرا است یا خیر. اگر به نظرتان درست نبود، آن را قبول نكنید. اما به نظر من این نزدیكترین راه به حقیقت است وآنرا به شما پیشنهاد می كنم. در اینجا یادآوری می كنم كه من مجبور بودم زبان هندسی و هیروگلیف را از گفته های تات به انگلیسی ترجمه كنم. به همین دلیل شاید بعضی از مطالب گنگ باشند ولی احساس می كنم آنقدر به حقیقت نزدیك باشد كه بتواند خاطرات شما را روشن سازد.

ابتدا ماهیت تاریخ مكتوب را در نظر بگیرید. یك نفر باید خودكار بدست بگیرد و بنویسد، پس تاریخ مكتوب همیشه تحت تاثیر دیدگاه نویسنده است. آغاز نگارش تاریخ مكتوب از 6000 سال پیش تاكنون می باشد، اما اگر اشخاص مختلفی با دیدگاههای متفاوت آن را می نوشتند آیا مشابه آنچه اكنون در دست ما است می بود؟ در نظر داشته باشید كه در اغلب موارد تاریخ توسط فاتحین جنگها نوشته می شد. هر كس جنگ را می برد، می گفت: “ این بود آنچه اتفاق افتاد” و به مغلوبین جنگ اجازه اظهار نظر داده نمی شد. اگر به جنگهای اصلی جهان، مخصوصاً جنگ جهانی دوم كه جنگی بسیار عاطفی بود، نظری بیاندازید، متوجه می شوید با پیروزی هیتلر كتابهای تاریخ ما كاملاً متفاوت می بود و “حقایق” كاملاً متفاوتی را مطالعه می كردیم. اما ما پیروز شدیم و تاریخ را از دید خودمان به رشته تحریر درآوردیم.

همه چیز در تاریخ اینگونه است. گرچه این نكته واضحی است، اما هرگز كسی در اینباره سخن نمی گوید. حتی تات در اینباره می گفت: “ من دیدگاه خودم را به شما می دهم. من گذر اعصار را دیده ام، اما فقط من یك نفر هستم و این دیدگاه من است، اما باید بدانید كه دیگران ممكن است دیدگاههای متفاوتی از تاریخ داشته باشند.” پس حتی او هم نمی گفت“ همین است، می خواهید باور كنید، می خواهید نكنید” بنابراین ما با این دیدگاه به بحثمان ادامه خواهیم داد.

منبع :  http://rahemarefat.com

Posted on فوریه 15, 2011, in كتاب گل حيات, آتلانتیس. Bookmark the permalink. 19 دیدگاه.

  1. اقا میایدونجاتمان میدهد

  2. خداوند شفاي عاجل عنايت كند انشاالله!

  3. با سلام و تشکر از مطالب خوبتون

    اگه امکان داشته باشه مطالبتون را به صورت صفحه به صفحه در بیاورید تا سرعت لود سایت بالا برود چون ما در ایران از دیال اپ استفاده می کنیم باز شدن کامل صفحه خیلی طول می کشد. با تشکر فراوان

  4. سلام رامتین عزیز چه عجب اپدیت کردی مطالبه سایت رو فکر کردم دیگه رفتی !!!
    چرا اینقدر دیربه دیر مطلب میزاری؟
    اون مطالبی که گفتی میزارم رو کی میزاری؟

  5. با سلام
    وب بسیار جالبی دارید. واقعا خوشم میاد. خیلی زحمت می کشید.
    من شما رو در وبلاگم لینک کردم. ممنون میشم اگه شما هم منو لینک کنید.
    متشکرم
    http://knowledge-way.blogfa.com

  6. منطق و عدالت

    تکراری بود

  7. مطالب دیر به دیر بیاد بهتره

  8. ممنون. يوفو لاو گرامي. هرچي دنبال نماد سواستيكا ميگردم نيس!برداشتيش يا چشام باباقوري شده نميبينمش؟

  9. نكنه گرفتنت رامتين؟

  10. رامتین دوست فکر یه من اگه میشه کتاب ارابه خدایان رو بزارید تو سایت خیلی عالیه من دنبالشم پیداش نمی کنم .

  11. سلام خدمت آقا رامتین گل.آقا کجایی؟؟؟؟چرا مطلب نمیزاری؟؟؟؟من منتظر مطلب جدید هستم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: