بایگانی ماهانه: ژانویه 2011

پارام هامسا سوامی شیواناندا ساراسواتی

پارام هامسا سوامی شیواناندا ساراسواتی(1963 – 1887 )

زندگی سوامی شیواناندا نمونه بارز خدمت به بشریت است، هم در دورانی که به عنوان یک پزشک فعالیت میکرده و هم بعدها که عنوان یک عالم فرزانه و جیوانموکتا در سرتاسرجهان شناخته شد. خدمت به خلق ، عشق ورزیدن به همگان ، آمیختن با همگان و دیدن وجود حق تعالی در تمامی موجودات ایده ال هایی بود که او به دیگران می اموخت و خود بر اساس انها می زیست.

http://kukhahnyoga.files.wordpress.com/2010/05/swami-sivananda-and-ganga1.jpg?w=500

وی در 8 سپتامبر 1887 در خانواده ای مشهور در تامیل نادو در جنوب هند چشم به جهان گشود . او حتی در دوران نوجوانی هم تمایلات معنوی و روحانی از خود نشان میداد. اوشیطان ،عاشق تفریح و در عین حال مهربان و بخشنده بود. او ذاتا برای اینکه زندگی خود را صرف اموزشها و تمرینات ودانتا کند استعداد داشت ، ذاتاُ علاقه مند بود به دیگران خدمت کند و دارای نوعی حس درونی و فطری وحدت با همگان بود. اگر چه او در خانواده ای ارتودوکس متولد شده بود، اما پارسایی و دینداری او به واسطه روشنفکری غیر معمول وی و نداشتن تعصب تعادل پیدا کرده بود.

حتی در نوجوانی  نیروی محرک در زندگی او خدمیت به بشریت بود. همین نیرو سبب شد تا او پزشکی را انتخاب کند. سالها در مالزی به فقرا خدمت کرد. سر دبیر مجله پزشكی بود و در مورد بسياری مسائل پزشکی مطالب مینوشت، اما حس می کرد این کارها برایش کافی نیستند. مشیت الهی و موهبت خداوند باعث شد تا این پزشک جسم و روح حرفه خود راترک کند و زندگی معمول را کنار بگذارد. او به هندوستان بازگشت. یک سال را به سفر گذراند. پس از ان در سال 1924 در ریشیکش هیمالیا اقامت گزید. در انجا بسیار ریاضت کشید. این مرد گروی خود (سوامی ویشواناندا) را یافت و با نام سوامی شیواناندا ساراسواتی به جرگه سانیاها در امد.

سوامی شیواناندا طی هفت سال بعد عمر خود را بیشتر صرف مراقبه کرد. حتی در این دوران هم او در کیلینیک پزشکی کوچکی که خود دایر کرده بود به وضعیت بیماران رسیدگی میکرد. وی به تدریج پیروانی پیدا کرد. سوامی شیواناندا از اوایل دهه 1930 به بعد چندین بار به نقاط مختلف هند و سریلانکا سفر کرد و با جاذبه معنوی خود ، صدای قوی ، بانفوذ و قدرت فوق العاده سخنوری خود روح و جان هزاران نفر را تحت تاثیر قرارداد . وی هرکجا که میرفت سانکیرتان (اوازخانی) را اجرا می کرد ، سخنرانی ایراد میکرد و به مردم یاد میداد که چطور با انجام اسانا ها و پرانایاما و کریا های یوگا خود را سالم و قوی  نگه دارند . مهم از همه اینکه او مخاطبان خود را تشویق می کرد تا برای رسیدن به پیشرفت معنوی و روحانی خود دائم تلاش کنند.

در همین حال در ریشیکش عده زیادی از پیروان او که روز به روز هم بر تعدادشان افزوده میشد ، به تدریج گرد هم امدند و اشرامی در انجا شکل گرفت سوامی شیواناندا با بخشندگی نامحدود ، روح خدمت، پارسایی عمیق و شوخ طبعی همیشگی خود الگویی والا برای شاگردانش بود در سال 1932 او اشرام شیوانادا را گشود ، در سال 1936 انجمن زندگی الهی اغاز به کار کرد.

در 1948 اکادمی یوگا ودانتا فارست سازمان داده شد . هدف سوامی اشاعه دانش معنوی و اموزش یوگا ودانتا به مردم بود. اموزش های وی  اصول اساسی کلیه ادیان را به طور شفاف مطرح میکرد و تمامی روشهای یوگا را در یک روش یعنی یوگای تلفیقی جمع میکرد. وی یوگا را اینگونه خلاسه می کرد. خدمت، عشق، بخشش، تصفیه، مراقبه، شناخت. زندگی خود او نمونه ای بارز از ارمان خدمت بیشاذبه و همچنین کارما یوگا بود. در نظر سوامی شیواناندا همه کارها مقدس بودند و هیچ مسئولیتی پست و حقیر به حساب نمی اید. او همواره دنبال فرست می گشت تا به دیگران یاری برساند و در این راه خستگی ناپذیر بود. و هرگز انچه را باید انجام میشد به تاخیر نمی انداخت.

سوامی شیواناندا بیش از دویست جلد کتاب نوشته است و به کمک انها پیام عشق و خدمت را به گوش دیگران رسانده است. او در سرتاسر جهان پیروانی داشت . پیروانی با ملیت ها و مذاهب و عقاید مختلف. او در 14 جولای 1963 جسم خاکی خود را ترک گفت و وارد مرحله ماها سامادهی شد. او یک سد گرو(گروی راستین یا گروی گروها)بود.

امانت دار باشید // کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع : www.ufolove.wordpress.com

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز( نیتیاناندا ) براي ارسال اين مطلب .

آیا اشیا پرنده ناشناخته و فرازمینیان واقعیت دارند؟

آیا اشیا پرنده ناشناخته و فرازمینیان واقعیت دارند؟

اعتراف بن ریک مدیر عامل سابق کمپانی لاکهید در واپسین روزهای عمرش در بستر مرگ

http://xenophilius.files.wordpress.com/2010/09/benrich1.jpg?w=381&h=246

بن ریک مدیر سابق پروژه های اختصاصی کمپانی لاکهید (lockheed skunks works)  در بستر مرگ به این مسئله اعتراف کرد که ملاقات کنندگان فرازمینی حقیقت دارند وارتش ایالات متحده امریکا به ستاره ها سفر داشته است.(ممکن است اشاره به پروژه “سرپو” باشد- مترجم)

بر اساس مقاله انتشار یافته در ژورنال موفان به تاریخ می 2010 –بن ریک  که از او به عنوان پدر هواپیماهای بمب افکن پنهانکار و مدیر سابق پروژه های خاص در کمپانی لاکهید یاد میشود سابقا اطلاعاتی را فاش کرده در مورد واقعیت داشتن ملاقات کنندگان غیر زمینی و سفر ارتش ایالات متحده امریکا به ستاره ها.

مطالبی که او میگوید ممکن است اکنون برای عده زیادی از مردم تازگی داشته باشد اما او این اطلاعات را پیش از مرگش در جولای 1995 فاش کرده بود. گفته های او باعث جلب اعتماد  ما نسبت به گزارشهایی که نشان میدهد ارتش امریکا دارای وسایل پرنده ای شبه به وسائل پرنده غیر زمینیان است  شده است.

مقاله مذکور بوسیله شخصی بنام  ” تام کلر”نوشته شده  که یک مهندس هوا فضا بوده و پیش از این برای سازمان ناسا به عنوان تحلیلگر سیستم کامپیوتر در ازمایشگاه پیشرانه جت(JPL ) کار میکرده.

اول: ما در اسکانک )skunksواحد تحقیق و توسعه سری کمپانی لاکهید) یک گروه کوچک و بهم پیوسته  مشتمل از پنجاه مهندس و طراح با تجربه و کار کشته  بودیم و بیش از یکصد نفر متخصص مکانیک و کارگر ماهر نیز در انجا حضور داشتند. هنر و تخصص ما ساخت تعداد محدودی هواپیماهای فوق پیشرفته و با تکنولوژی بالا برای عملیات های فوق سری و مخفی  ارتش ایالات متحده امریکا بود.

دوم: ما هم اکنون نیز توانایی  سفر میان ستارگان را داریم اما این تکنولوژی ها فعلا در لیست سیاه محبوس شده اند واین احتیاج به یک مشیت اللهی دارد تا  برای نوع بشر سودمند باشد.شما میتوانید الان که این مطلب رو میخوانید هر طور که میخواهید تصور کنید اما ما  اکنون میدانیم که چطور این کار را انجام دهیم.

سوم: ما اکنون تکنولوژی گرفتن یا بدست اوردن مکان غیر زمینیان را در دست داریم و این به اندازه عمر یک انسان طول نمیکشد (یعنی خیلی کمتر از چند ده سال طول میکشد این سفر و بر خلاف چیزی است که قبلا عنوان شده بود-مترجم) این یک خطا در معادلات بوده و ما این خطا را میشناسیم . ما اکنون توانایی ان را داریم که به ستارگان سفر کنیم اما شما باید این مسئله را در نظر داشته باشید که ما با موتور ها و پیشرانه های شیمیایی به ستارگان نمی رویم در ثانی ما میبایست یک تکنولوژی  پیشرانه جدید را مهیا میکردیم . چیزی که ما میبایست انجام دهیم پیدا کردن مکانی است که انیشتین به اشتباه رفت.

چهارم: موقعی که ریک در مورد چگونگی کارکرد پیشرانه یوفو ها از او سوال کرد اون در جواب گفت بگذار یه سوال من از تو بپرسم و اون این است که ESP (سیستم کنترل الکترونیکی پایداری در خودروها-مترجم) چگونه کار میکند. سوال کننده پاسخ داد ایا همه نقاط در فضا و زمان به هم متصل هستند؟(اشاره به سیستم ESP  در خودروها که یک سیستم متصل به هم و یکپارچه است – مترجم) و پس از ان ریک گفت پس انها به این صورت کار میکنند !

مدیر سابق قسمت  تحقیق و توسعه کمپانی لاکهید یعنی اقای ریک از جریان رازول اطلاع داشت و تاثیر پذیری مدلهای نمونه و هواپیماهای پیشرفته و سری امریکا را از این وسائل پرنده غیر زمینی میدانست.بر اساس یک گزارش در شبکه تلویزیونی سی ان ای ان ازشخصی بنام مایکل لیندمن اطلاعات پروژه مشتق شده بوده از تصاویر سخنرانی و شهود شاهدین رازول که این مطالب به وسیله شخصی بنام  ویلیام ال معروف به بیل مک دونالد تهیه شده بود.

در ایمیلی که به تاریخ 29 جولای 1999 به اقای لیندمن فرستاده شده بود اقای مک دونالد اشاره میکند به گفتگویی که با هارولد پاتوف بنیانگذار سابق پروژه طبقه بندی شده ” دیدار کنندگان راه دور ” بوده.

مک دونالد میگوید که ” خب هال شما در مورد این از من سوال کردید و اکنون که جان اندروز که از مهندسان عالی رتبه کمپانی لاکهید و سر طراح مدل های ازمایشی کمپانی  بوده است فوت کرده است پس من الان میتوانم این موضوع را  برای تو افشا کنم که او یعنی جان اندروز شخصا ارتباط بین سفینه رازول و طرح های ماشین های پرنده جنگی (UCAV)  کمپانی لاکهید مارتین را که شامل هواپیماهای جاسوسی و پروژه های دفاع مشترک هوایی  بوده را تایید کرده است.

جان اندروز یکی از دوستان بسیار نزدیک مدیر پروژه های سری کمپانی لاکهید یعنی اقای ریک بوده و قائم مقام بنیانگذار کمپانی که شخصی به نام کلی جانسون بود که او مرد بسیار معروف پروژه های هواپیمای رادار گریز f-117 nighthawk  و یک پروژه نیمه تمام به نام HAVE BLUE   بود و همچنین درگیر در پروژه هواپیمای رهگیر  سری F-19  بوده و قبل از اینکه ریک بعلت  بیماری سرطان فوت شود اندرو نامه های من را به او داده بود.

دکتر بن ریک اشاره میکند که:

1-ما دو نوع یوفو داریم که یک نوع به وسیله ما ساخته شده و یک نوع به دست انها!!(یعنی بیگانگان فضایی-مترجم)که این امر از بازیابی و حقایق هر دو سفینه سقوط کرده به دست امد. ما روش ساخت انها را از سفینه های سقوط کرده در هر 2 سایت سقوط اشیا پرنده و یک نمونه واقعی دست دوم یاد گرفتیم (احتمالا نمونه در دست ساخت بوده که بعد ها جهت تکمیل از طرف دولت به انها داده شده-مترجم). دولت امریکا در اینباره اطلاع داشت و تا سال 1969 دستی فعال در هدایت اطلاعاتی این پروژه داشت و بعد از سال 1969 اداره این پروژه به دستور پرزیدنت نیکسون یه بخش خصوصی واگذار شد

2-تقریبا تمامی ساختار طراحی هوا فضای ما برگرفته از سفینه بدست امده از حادثه رازول بود از هواپیمای اس ار 71 بلک برد تا بقیه پروژه ها و هواپیماهای کم پیدا و پنهان کار و رادار گریز.

3-این عقیده بن ریک بود که عموم مردم نمی بایست در مورد یوفو ها و فرازمینیان مطلبی بدانند زیرا او باور داشت که مردم عادی قادر به درک و هضم این واقعیت نیستند اما در واپسین ماه های عمرش او احساس کرد که کمیته ای که مسئول این جریان است در حال معامله با انهاست و این برخلاف ازادی های فردی ذکر شده در قانون اساسی امریکاست وممکن است این حق مردم باشد که از این جریان اطلاع داشته باشند که ملاقات کنندگان انها از مکانی غیر از زمین هستند.

لیندمن اشاره میکند که بیل مک دونالد اطلاعات بالا را از اندرو از سال 1994 تا 1998 که اخرین تماس تلفنی را با او داشته دریافت می کرده است و باز لیندمن در قسمتی دیگر به این نکته میپردازد که دکتر بن ریک در پی برگزاری کنفرانسی  عمومی با حضور طراحان و مهندسان هوا فضا قبل از اینکه بیماری او را متوقف کند در حضور مدیر نشریه معتبر موفان در قسمت اورنج کانتی ایالت کالیفرنیا اقای جان هارزن و عده زیادی به این نکته اشاره که ما “در جایگاهی قرار داشتیم که به ستارگان سفر کنیم.

منبع :   http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  جاويد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

اوباما دورگه فضايي،گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

اسرار دنیا – بخش 1

گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

آیا شما اطلاعاتی راجع به گردن آویز اوبامای جوان در این صفحه دارید؟

https://i1.wp.com/web.mac.com/donnicoloff/directlightproductions.com/Articles/Entries/2009/4/25_The_Three_Stooges_go_to_Washington,_Part_6_files/Soetoro%20Family%20%28Color%20restored%29.jpg

Barry Soetoro 10 years old

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نظر می رسد که یک بیگانه خاکستری (Grey) را نشان می دهد.

خیلی جالب است اگر همان چیزی که هست باشد ( یعنی یک خاکستری). این موتیف تا زمانیکه در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی در مراسم عشاء ربانی ویتلی اشریبرز (Whitley Schreiber) ارائه شد، موتیف متعارفی نبود. یک شی عجیب در گردن یک کودک در اواخر دهه 60 میلادی.

دان نیکولف(Don Nicoloff) اولین کسی بود که اعلام کرد گردن آویز یک خاکستری را نشان می دهد.بیگانگان خاکستری مطیع گونه خزندگان (Reptilians) بوده و بعنوان خدمتکار و برده جان سپار برای آنها کار می کنند.

اوباما یک انسان نیست، او دورگه ایست از انسان و بیگانه، همانطور که عکس های مقاله تایید می کنند.

 

https://i1.wp.com/educate-yourself.org/lte/loloSoetorofamilyeditcropMedallion256h.jpg

او همچنین یک تغییر شکل دهنده بوده و می بایست خون انسان را بصورت منظم جهت نگهداشتن ظاهر انسانی بنوشد. این موضوع در مورد میشل (Michelle) نیز صادق است، او هم یک دورگه خزنده است.

احتمالا اوباما بصورت ژنتیکی در لوله آزمایش ایجاد شده، و سپس تخم لقاح یافته در بدن مادر تسخیری جاسازی شده تا به یک جنین کامل تبدیل شود. مادر اصلی او استنلی ان دانهام(Stanley Ann Dunham)  و پدرش نیز باراک اوباما (Barack Obama) نبودند. خویشاوندان سیاه او در کنیا نیز بخشی از پوشش داستان خیالی هستند. بهرحال او یک سیاهپوست افریقایی نیست.

https://i2.wp.com/educate-yourself.org/lte/image0015cropMedallion256h.jpg

لب های ارغوانی او ویژگی خاص جمعیت ژنتیکی اندونزی است.

تمام عکس های موجود در اینترنت تربیت و پرورش او را اثبات می کنند. تحصیلاتش در هاوایی و تصاویر خانوادگی او توسط سازمان های امنیتی بوسیله فتوشاپ یا برنامه ویراشگر تصویر دیگری ساخته شده اند.

https://i0.wp.com/educate-yourself.org/cn/Barack%20and%20Michelle%20at%20London%20airport%202248.jpg

دان نیکولف (Don Nicoloff) نمونه های زیادی از این مخلوقات فتوشاپی را در مجموعه مقالات سه دست نشانده به واشنگتن می روند نشان می دهد. او فکر میکند که اوباما ممکن است ژن های راکفلر را بعنوان بخشی از نقشه ژنتیکی اش داشته باشد . زیرا در ناپدید شدن میکائیل راکفلر  (Michael Rockefeller)و مرگ فرضی او در گانیای جدید (New Gunea) در اندونزی در سال 1961 و جعلی بودن آن و نیز ایجاد، پرورش و هدایت اوباما توسط خانواده راکفلر اندکی شک و تردید وجود دارد. راکفلرها نیز مانند راچیلد ها خزنده هستند.

بقول ژنرال ارمیاه  (General Jeremiah)، اوباما در دنپاسار (Denpasar) در جزیره بالی (Bali) در اندونزی به دنیا آمد.

اگر مردم به تعداد کافی در این کشور بیدار شده و به این حقیقت که اوباما یک بیگانه نامشروع و ناشایسته برای انتخاب بعنوان رئیس جمهور باشد پی ببرند و حرکتی برای عزل او بکنند، در آن هنگام یقیناً می توانیم تصور کنیم تروری برای اوباما رخ دهد و با رودی از اشک های ایجاد شده توسط رسانه ها دنبال شود و سپس باز هم سبک مغز دیگری از جنس جورج دبلیو بوش بعنوان گرم کننده صندلی ریاست جمهوری منصوب گردد.

من مشتاقانه منتظر روزی هستم که ما این سیاره را از وجود این مزاحمان بیگانه دورو و فاقد اخلاق و دورگه های ایشان پاک کنیم و به ساختار حکومتی تمام انسانی بازگردیم.

تصور کنید یکبار دیگر انسان ها امورات بشریت را بدست بگیرند. چه تغییر (Change) خوشایندی خواهد بود.

بهترین آرزوها – کن (Ken)

منبع :   http://educate-yourself.org/lte/obamageneticmakeup06dec09.shtml

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  حميد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

به زودي مطالب ديگري از حضور شوم نژاد خزندگان فضايي روي زمين و نفوذ عميق آنها قرار خواهيم داد.

دوستان اين مطلب از روي تعصب يا هر چيز ديگري نوشته نشده. اينها مطالبي است كه خود محققين آمريكايي كشف كرده اند.

بقيه مطالب را كه بگذارم بيشتر با حضور نژاد هيبريد آشنا ميشويد. دوستاني كه باور ندارند ويديو تصادف آن دو خواهر را ببينند كه در ثانيه اي جسم خود را به حالت اول در اوردند.

پیشگوییهایی از نوشته های مقدس و کهن هندو مربوط به 5000 سال قبل میلاد

پیشگوییهایی از نوشته های مقدس و کهن هندو مربوط به 5000 سال قبل میلاد و از کتب مسیحیان

بسیاری از نوشته های مقدس و پیشگویی های کهن نشان میدهد که جهان در طول دوره های مختلف زمانی حرکتی دورانی داشته است . هر دوره زمانی یا عصر ارتعاشات فیزیکی  ،   ذهنی ، معنوی و شرایط انسانی خاص خود را دارد.

در متون ودیک ،حرکت زمان در ارتباط با زمین به چهار دوره تقسیم شده است .

https://i2.wp.com/www.kuthumadierks.com/articoli/trio/immagini/ShivanandaSW.jpg

ساتیا یوگا یا دوران طلایی ، که انرا میتوان با دوره جوانی مقایسه کرد ، یعنی دورانی که اخلاقیت و سلامتی در شرایط عالی قرار دارند.

در ترتا یا دوران نقره ای ، زوال اغاز شده اما میزان خلوص ان در مقایسه با دوره های بعدی هنوز در سطح بالا قرار دارد.

در دوره سوم یا دواپارا یوگا موجودات اهریمنی شروع به متولد شدن می کنند .

در کالی یوگا ، دوران اهنین بی عدالتی و عدم تقوی حاکم شده و دوران پیری اغاز میگردد . این دوره اخرین و درواقع کوتاهترین انها نیز میباشد .

این چهار دوره مثل چهار فصل طبیعت به طور مدام در گردش هستند. در پایان کالی یوگا ، زمستان این چهار دوره نابودی جمعی هر انچه پیر هست روی میدهد و دوران طلایی بار دیگر اغاز میشود.

طبق محاسبات اکنون 5000 تا 10000 سال از کالی یوگا را گذرانده ایم . گذشنگان با دید عارفانه خود ، شرایط خاص این دوره ها را پیش بینی کرده اند و توصیف های کاملا مشخص و واضحی از معایب (مفاسد کالی یوگا) ، زوال فیزیکی، ذهنی و معنوی که در این دوران تاریک به وجود می اید را ارائه داده اند. در بخش زیر قسمتهایی از شریماد بهاگاواتام یا کتاب مقدس هندوان و تفسیر های کوتاهی از سوامی شیواناندا از کتاب کارما و بیماری ارائه می گردد.

بنا بر این به مرور زمان ، فضیلت، راستی، خلوص (جسم و ذهن)، بخشش، محبت، طول عمر، قدرت بدنی و حافظه ، دچار زوال خواهند شد.

سوامی ویشنودواناندا(شاگرد شیواناندا): اگر دارو و درمان پیشرفته و تکنولوژی امروزی ممکن است به طور موقت طول عمر را افزایش و میزان مرگ و میر نوزادان را کاهش دهد ، اما بر اثر شیوع مشکلاتی چون بی غذایی جمعی، ایدز، افراط در مصرف مواد مخدر و الودگی های زیست محیطی سن متوسط مرگ و میر خیلی زود پایین میاید.

معلمین بسیاری در مورد توجه جوانان به یک موضوع در طول روز ولو بمدت کم مطالبی گفته شده ولی ان هم روز به روز کمتر شده و در نتیجه در مورد حافظه ضعیف شده نظر داده اند . حافظه در نتیجه استفاده مواد مخدر و همچنین کمبود مقررات فردی ضعیف میشود. هرچه بچه ها وقت بیشتری در خانه بگذرانند (کودکان امریکایی به طور متوسط هفته ای بیش از 3ه ساعت تلوزیون تماشا می کنند) و کمتر و کمتر به فعالیتهای فیزیکی بپردازند، ناگزیر کاهش پیدا میکند.

در دوره کالی یوگا تنها ثروت معیار موقعیت اجتماعی، اصول اخلاقی  شایستگی افراد را مشخص می کند.

به عبارت دیگر این اسلحه ها هستند که قوانین را وضع میکنند و به مرحله اجرا در می اورند و نه توافق افراد . امروز شاهد نمونه های بسیاری از این شرایط هستیم مردمی که تحت حاکمیت (حکومت وحشت) زندگی می کنند ناچارند سالهای سال تحت سلطه ترس و سرکوب های خشونت آمیز زجر بکشند.

علاقه شخصی به عامل تعیین کننده انتخاب شریک زندگی تبدیل خواهد شد.

انتخاب احساسی لحظه ای شوهر یا زن را می توان در امار روز افزون میزان طلاق در جهان مشاهده کرد.

قلب تنها انگیزه در مطالعات تجاری خواهد بود.

هر روز می توانید نمونه هایی از کلاهبرداری و تقلب های متعدد تجاری را در روزنامه ها پیدا کنید.

زنانگی و مردانگی فقط بر اساس میزان توانایی جنسی افراد سنجیده میشود.

خصوصیات اصیل دوجنس زن و مرد نادیده گرفته میشود . ما زیر سنبل های جنسی غرق میشویم و برای فروش هر چیزی از تمایلات پست خود استفاده میکنیم.

افراد مذهبی تنها به واسته ظاهر و لباسشان شناخته میشوند و نه بر اساس رفتار نیکشان.

یهودیان ممکن است عرق چین مذهبی بر سر بگذارند ، کشیش های مسیحی یقه مخصوص ببندند و سوامی ها لباسهای نارنجی بپوشند. ممکن نیست که انان اصول و مقررات صحیح داشته باشند.انها اغلب سیگار میکشند،مشروب مینوشند و رفتارهای نادرست دارند.

عدالت مخدوش میشود زیرا مردم نمی توانند انها را که بر مسند قدرت نشسته اند  راضی نگه دارند.

در کلمبیا سلاتین مواد مخدر قضات را با پول و یا با گلوله می کشند . شواهد بسیاری در سرتاسر جهان نشانگر فساد در دستگاههای قانونی و غیر قانونی است.

دانش یا خردمندی تنها به وابسته سخنرانی های خرافه ارزیابی میشود.

زبان بازی دونالد ریگان باعث شده تا او به یکی از محبوب ترین چهره های ریاست جمهوری در قرن 20 تبدیل شود، اگر چه سخنان او محتوای چندانی نداشت.

نداشتن ثروت نشانه های لا مذهبی است.

بسیاری موعظه گران چنان سخن می گویند که گویی خداوند به کسانی که بیشتر به او عشق میورزند ثروت مادی بیشتری می بخشد. تم رایجی که در دوران مدرن شنیده میشود این است که فرد، فقیر یا ثروت مند بودن خود را انتخاب میکند.در واقع به طور ضمنی این گونه القا میشود که هرکس ثروت مند است از نظر معنوی از دیگران برتر است. کلیسا صلاحیت و اقتدار خود را از ثروتش دارد.

دورویی و تزویر جایگزین خوبی و نیکی میشود.

صحبت از نیکی کردن و فضایل جایگزین اعمال نیک میشود. امور خیریه به خاطر جلب توجه انجام میشوند و نه به خاطر نفس نیک انها.

رضایت طرفین تنها عامل تعیین کننده ازدواج خواهد بود. اکثر ازدواجها براساس جاذبه جنسی، پول،مقام و زیبایی شکل میگیرند. اهداف معنوی و رشد متقابل به فراموشی سپرده میشوند.

تنها آرایش ظاهر به عنوان نشانه پاکیزگی در نظر گرفته خواهد شد.

عطر ،ارایش و اسپری های ضد بوی بد جایگزین سلامتی و عادات پسندیده و پاکیزگی واقع میشود.

پر کردن شکم تنها هدف فعالیت و کار انسانها خواهد بود.

خوبی و اسایش زندگی مادی را به قیمت فضایل ،نیکی ها و قدرت معنویمان به ما میفروشند.

ارضای امیال جنسی هدف زندگی خواهد شد.

موی اراسته تطابق مد روز تنها ملاک راستگویی خواهد بود.

جسارت و وقاهت در سخن گفتن تنها ملاک راستگویی خواهد بود.

کمدین ها فیلسوفان دوران جدید هستند،و بازیگران رهبران سیاسیمان.

مهارت عبارت خواهد بود از تامین خانواده خود.

منفعت عمومی دغدغه خاطر نخواهد بود.

کارهای نیک تنها به قصد به دست اوردن شهرت انجام می شوند.

به ندرت میتوان شاهد کارهای نیکی بود که فقط به قصد خیر انجام شده اند. انجام کارهای نیکو به قصد حتی (غیر واقعی) یا ( به طرز نامتعادل ایده الیستی) در نظر گرفته میشود.

وقتی مردمان بد اینگونه برزمین حکمرانی میکنند ، انکس که بیشترین قدرت را دارد حاکم مردم خواهد شد.

تاریخ مملو است از نمونه هایی از تروریست ها و زورمندانی که با زور و تباهی به قدرت رسیده اند . نمونه های اخیر عبارتند از :

ایدی امین ،نوریگا،قزافی،استالین،هیتلر،صدام و………)

حاکمان سنگدل و ظالم ،ثروت و زنان مردم را از انها می ربایند و مردم ناچارند به کوهها و جنگلها پناه ببرند و با برگ، ریشه،گوشت ،عسل،میوه،گل و دانه زندگی کنند.

این کلمات در واقع توصیف بجایی است از میلیونها نفر انسان مرغوب شده همین طور پناهندگان بسیاری از کشورها.

مردم به خاطر قحطی و پرداخت مالیات تحت فشار هستند و در نتیجه خشکسالی ،سرما،طوفان،افتاب سوزان ،باران شدید،برف و درگیری های متقابل هلاک می شوند.

نگاهی بیاندازید به وضعیت اسفناک مردمی که دراتیوپی از گرسنگی میمیرند و دولت کشورشان میلیونها دلار خرج سلحه می کند .

مسایلی چون تخریب لایه اوزون جنگلهای استوایی،اقیانوسها،بارانهای اسیدی،الودگی صدا،الودگی اب و هوا و الودگی مواد غذایی نشان دهنده طبیعت اسیب پذیر زمین است،و همچنین فجایع خود بشر:از جمله بهوپال،چرنوبیل و جنگ های سرتاسر جهان.

گیاهان و حیوانات کوچک میشوند.

جنگل های استوایی نابود میشود و مهندسی ژنتیک حیوانات جهش یافته خلق میکند .

خانه ها به دلیل نبودن مهمان نوازی متروک به نظر میرسد.

شهر هایی مثل نیو یورک پرشده اند از اسمان خراش ها، مردم خودشان را در خانه حبس می کنند ،انها نه تنها همسایه های خود را نمیشناسند بلکه از انها میترسند.اگر کسی در خواست کمک کند مردم میترسند به او کمک کنند.

در دوران کالی گرسنگی ، بیماری و تشویش مردم را عذاب خواهد داد و حد اکثر عمر انها 20 یا 30 سال خواهد بود.به خاطر تاثیرات شیطانی کالی ،جسم آدمی از نظر اندازه کوچک و نحیف میشود.

نشانه های بیماری نابود کننده چون ایدز و سرطان ،مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل حتی افراد ثروتمند و مشهور را گرفتار خواهد کرد.

پایان جهان

در دوران کالی یوگا، افراد اهریمنی بسیاری متولد میشوند که بر جهان حکمرانی خواهند کرد .شریمادبهاگاواتهم میگوید:وقتی اینگونه افراد بر جهان حکومت کنند خداوند در قالب کالی ظاهر میشود.

او اسبی چالاک به نام دوادوت (هدیه فرشتگان ) را میتازاند و به دور دنیا سفر میکند.(احتمالا منظور سفینه های فضایی است)

کالی به عمر افراد فرومایه و پست پایان میدهد و عدل و داد را دوباره برقرار میکند.

پیشگویی های مشابهی از کتاب مقدس

در روزهای پایانی این جهان مردم خودخواه میشوند،به پول و ثروت عشق میورزند، فخر می فروشند ، دشنام میگویند ، از پدر و مادر نافرمانی میکنند ، ناسپاس و شریر و ناسازگار میشوند ، مغرضانه غیبت میکنند خویشتن خویش را از دست داده ، وحشی گری میکنند، از نیکی ها متنفر میشوند ، ریا کار ، بیفکر و لاابلی میشوند و بالا خره به جای عشق خدا عاشق خوشگذرانی و تفریح میشوند.

تیموتی3-11

ان گاه که من بهشت را دیدم که گشوده شد و اسبی سفید را دیدم و اورا که معتقد،صادق و واقعی بود سوار بر ان به درستی قضاوت کرده و جنگ به راه می اندازد.چشمان او همچون شعله اتش می درخشیدند و تاج های بسیاری بر سر داشت ، او نامی مکتوب داشت که جز خود او هیچکس از ان خبر نداشت. اکنون از دهان او شمشیری برنده خارج میشود و با ان به ملت ها حمله خواهد کرد.

مکاشفات-فصل13،9 -15،11

امانت دار باشید // کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع : www.ufolove.wordpress.com

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز( نیتیاناندا ) براي ارسال اين مطلب .

یوگا چیست ؟

سلامتی و خوشبختی از دیرباز آرزوی تمامی انسانها بوده است… برای رسیدن به آنها بشر دست به هر کاری زده و راههای مختلفی را پیموده است. گروهی توانسته اند به آرزوهای خود دست یابند و برخی نیز هیچگاه طعم شیرین خوشبختی را نچشیده اند. سلامتی و خوشبختی و رسیدن به آرامش درون از زمان هایی خیلی دور ابزارهایی را طلب می کرده که بشر با توسل به آنها همواره سعی داشته به سلامت فکر و جسم نائل آید. این ابزارها نامهایی چون ابدیت، ذات متکی به خویش، طبیعت، برهمن، شعور کیهانی و نیروانا داشت. ولی یکی از روش های بسیار قدیمی که قدمتش به چندین هزار سال قبل می رسد و به عنوان علم جامع کیهانی مطرح گردیده «یوگا» نامیده می شود. بنا به روایت و دلایل علمی مطرح شده در کتابهای ارابه خدایان و طلای خدایان، کیهان نوردان باستانی از دیگر کرات سماوی به زمین آمده و با انسان زمینی ارتباط برقرار کرده اند. حاصل این ارتباط پیدایش علوم جامعی بوده که پیشرفت انسان های آن موقع را به همراه داشته است. یوگا یکی از همین علوم کیهانی است که درآسیای میانه به وجود آمده و جریان عرفانی عظیمی را موجب گشت که چکیده های آن طی هشت هزار بیت در کتاب اوپانیشاد به تدریج در سراسر جهان به خصوص هندوستان نشر و انعکاس یافت. بدین ترتیب عده زیادی با پیروی از آن توانستند به سلامت جسم رسیده و بر احساسات و عواطف خود غلبه کنند. به عبارت دیگر پیروی از این علم خوب زیستن باعث شد تا انسان بتواند ذهن و جسم را به حال تعادل درآورد و طعم سعادت و خوشبختی را بچشد. به طور خلاصه می توان اظهار داشت علم یوگا کهن ترین سیستمی است که تا کنون در جهان وجود داشته و همچنان در حال گسترش است. این علم به بدن و روان توجه خاصی داشته و درک بسیار عمیق از ذات بشر و آگاهی هماهنگی و شناخت بدن و روان را به شما نشان می دهد. برای قدم گذاشتن در مسیر تکامل انسانی حتما می بایست جسم، ذهن و روان در یک موازنه قرار گیرند. تکنیک های یوگا راه حل مطمئنی برای ایجاد این موازنه و رساندن شخص به آرامش فکر و درک حقیقت از طریق آگاه شدن بر خویشتن است. اولین کسی که اصول یوگا را به صورت قابل استفاده برای همگان مدون ساخته پاتانجلی هندی است. او در 300 سال قبل یوگار را به هشت مرحله تقسیم کرد. وی اعتقاد داشت انسان قبل از زدودن ناخالصی ها و ناپاکی ها نمی تواند طالب وصل معبود در رسیدن به مقصود باشد و تنها با تفکر و تعمق در احوال جهان و زیر پا گذاشتن آز، حرص و شهوات است که می تواند به تربیت و تعالی روح خود بپردازد. طریقت یوگا مراحل هشت گانه را فراروی یوگی گذاشته تا با اجرای آنها به سرمنزل مقصود برسد. این مراحل عبارتند از: یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیهارا، دهارانا، دیانا، سامادهی. برای رسیدن به این وادی و سری وسلوک در این طریقت نیازی به این نیست که فرد دین آبا و اجدادی خویش را رها سازد و به آیین و مذهب جدیدی بپیوندد. بلکه هر کس با هر اعتقاد و فرقه و آئینی می تواند به درس هلی ویگا در زمینه زهد و تقوا و برکناری از خشونت ها و پلیدی ها پاسخ مثبت بگوید. نهایتا آنکه با درک تکنیک های باستانی یوگا انسان می آموزد که چگونه حساسیت خود را از سطح جسم و پوست به سطحی عمیق تر یعنی ذهن، اندام و غدد داخلی و یا در واقع جسم و ذهن و همچنین ذهن و روان منتقل کرده، اتحاد و یگانگی بین عناصر فوق به وجود آمده که نتیجه این اتحاد و یگانگی چیزی نیست جز رسیدن به سلامتی و خوشبختی. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز)

پ .ن: در وبلاگ ديگرم تاريخچه كامل يوگا را قرار خواهم داد. و همينطور به مرور شيوه مديتيشن و …. در وبلاگ گذاشته ميشود.البته با كمك دوستان.

تاریخچه یوگا

تمدن اَرَتـَّه(جيرفت) كهن‌ترين گهواره‌گاه تمدنِ جهان

در داستانهاي باستاني سومري از كشوري به‌نام ارَتّە سخن رفته كه نسبت به ميان‌رودان در مشرق‌زمين واقع شده بوده است. گفته شده كه نخستين پادشاهي جهان در ارَتّە بوده است. ارَتّە كشور پهناوري بوده و سرزمينها و اقوام منطقه را به‌زير سلطۀ خودش كشيده بوده، عدالت را در جهان بر قرار كرده، مردم را با قانون آشنا كرده، به‌مردم ياد داده كه برادرانه در كنار يكديگر بزيند، به دينها و عقايد يكديگر احترام بگذارند، و از تعدي به‌يكديگر خودداري كنند. باستان‌شناسان و اهل تاريخ از اين تمدن بي‌خبر بودند تا آنكه در سال ۱۳۷۹ به‌ناگهاني يافت شد. يافت شدنِ اين منطقۀ تمدني كه در مركز جنوبي ايران‌زمين واقع شده است نظريات باستان‌شناسي و كليت نظريۀ پيدايش تمدنهاي جهاني را زير و رو كرد؛ زيرا معلوم گرديد كه اينجا زادگاه و گهواره‌گاهِ تمدن بشري است.


كتیبه ای با خط ناشناخته نشانه ای از تمدن بزرگ جیرفت

ماجرا از آنجا شروع شد که در سال 2001 به دنبال سیل در هلیل رود یکی از افراد محلی شی ء قدیمی شناوری را بر آب دید. روز بعد تعداد زیادی از افراد در جست و جوی آثار پنج هزار ساله به حاشیه ی هلیل رود هجوم آوردند. آنها منطقه را به قطعات شش متر مربعی تقسیم کردند تا هر کس بتواند سهمی از این گنجینه ببرد.

https://i2.wp.com/www.iran-newspaper.com/1382/820431/html/129957.jpg
کار آن مرد روستایی اگر چه تا مدتی از سوی غارتگران فرهنگی به دلیل ناشناخته بودن منطقه تداوم یافت، اما در اواخر همان سال بود که با پیگیری رسانه ها و علاقه مندان به میراث فرهنگی کشور، هیات هایی از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای شناسایی بیشتر به منطقه فرستاده شدند که حاصل آن ثبت بیش از 80 محوطه باستانی و آغاز کاوش های باستان شناسی در این منطقه بود. در نهایت باستان شناسان بین المللی به سرپرستی دکتر یوسف مجیدزاده به کاوش این سایت باستان شناسی پرداختند و گرچه کاوشهای این گروه به کشف تندیسها و ظروف منحصر به فردی مانند آنچه توسط افراد محلی غارت شده بود نیانجامید، ولی این گروه توانست ساختار قدیمی ای در این سایت پیدا کند که جزو زیگوراتها دسته بندی شد. همچنین در این کاوش، شش گور، یک مرکز صنعتی و تعداد زیادی اشیای دیگر یافته شد که در میان آنها 25 مهر وجود داشت. و مهمتر از همه یک لوح گلی که نخستین سند خدشه ناپذیر از خط و نوشتار به حساب می آید یافته شد.(شكل بالا)
عكس هایی که به شکل کژدم (عقرب) و پرنده در ادامه می بینید آثاری از تمدن جیرفت هستند. در مورد این آثار دکتر مجیدزاده این نظر را مطرح کرده است که این آثار کاربردی به عنوان تخته ی یک نوع بازی داشته اند كه (به همراه مهره هایی) كه بر روی دوایر كوچك روی تخته ها جای می گرفته اند، وسایل بازی های باستانی به شمار می آیند.


دکتر یوسف مجید زاده، سرپرست هیات کاوش های باستانی در جیرفت می گوید :

» جیرفت را کهن ترین تمدن شرق می دانیم و به دنبال اثبات این مدعا هستیم که تمدن جیرفت و داده های باستان شنای در این منطقه، نظریه های باستان شناسی بزرگ دنیا درباره تمدن شرق را به هم خواهد زد». وی مورد نتایج کاوش های خود در جیرفت می گوید: » اکنون مطمئن شده ایم که جیرفت از تمدن بین النهرین قدیمی تر و وسیع تر بوده است و مطالعات و کاوش ها نشان می دهد که جیرفت بزرگ ترین مرکز تجاری جهان بوده است». این باستان شناس در ادامه می گوید : » شرایط مطلوب آب و هوایی در جیرفت و وجود انواع محصولات کشاورزی موجب شد تمدنی در این منطقه شکل بگیرد که در دوره باستان بهشت جهان محسوب می شده است».

مجید زاده تاکید می کند: » این منطقه به قدری غنی است که کارهای پژوهشی، در این منطقه تنها قطره ای از دریاست و در واقع جیرفت سرفصل جدیدی را در تاریخ ایران و جهان باز خواهد کرد».

****************************************************************

اگر بخواهیم سفر خود در تاریخ ایران را آغاز کنیم و سیر اندیشه‌و تمدن انسان ایرانی و ارتباط آن با جهان بیرون را پی گیریم باید این سفر را از نخستین آثار تاریخی که‌شواهدی دال بر وجود تمدنی باستانی در ایران زمین دارند شروع کنیم. پس بیایید به‌جنوب‌شرقی ایران سفر کنیم و از کرمان و منطقه‌شهداد سفر طولانی خود را آغاز کنیم. سفری که‌هنوز تا مهاجرت آریاییان به‌ایران حداقل دوهزارسال فاصله‌دارد و حداقل یک تمدن دیگر یعنی تمدن عیلامی‌میان این نقطه‌شروع و آغاز حکومت مادها و سپس امپراتوری هخامنشیان و بنیان گذاری کشور ایران توسط کورش کبیر که‌توسط بسیاری از ما آغاز تاریخ تمدن ایرانی شناخته‌می‌شود فاصله‌است.

شهداد منطقه‌ای است واقع در کویر لوت که‌امروزه‌بخشی از استان کرمان محسوب‌می‌شود. شهری که‌خود چنان قدمتی در تاریخ ایران دارد که هرودت 2500 سال پیش از آن به‌عنوان کارامان و شهری که‌یکی از ده‌تبار مهم پارسیان را تشکیل می‌دهد نام برده‌است و داریوش شاه‌هخامنشی بر کتیبه‌بیستون از اینکه‌چگونه‌از چوبهای کارامان برای ساخت  پارسه‌(تخت جمشید ) بهره‌جسته‌است می‌گوید. نام باستانی شهداد بنا بر بسیاری کتب از جمله‌تاریخ طبری ”خبیص” بوده‌است و در یکصد وده‌کیلومتری شرق کرمان در حاشیه‌غربی کویر لوت قرار دارد. خبیص در زبان عربی به‌معنای حلوای خرماست و این احتمالا به‌دلیل کیفیت بالای خرمای این منطقه‌بوده‌است و البته‌بنا به‌اسناد تاریخی حنا و پارچه‌های ابریشم این منطقه‌نیزدر گذشته‌ای نه‌چندان دور خواستاران فراوان داشته‌است.  نکته‌جالب توجه‌دیگر در رابطه‌با منطقه‌شهداد این است که این منطقه تنها 80 کیلومتر با ناحیه‌گندم بریان فاصله‌دارد. منطقه‌ای  با 480 کیلومتر مربع مساحت که‌باگدازه‌های آتشفشانی سیاه‌رنگ پوشیده‌شده‌و به‌علت جذب بسیار بالای نور خورشید گاهی درجه‌هوا در سایه آن به 70 درجه سانتیگراد می‌رسد و این حرارتی است که‌هیچ موجود زنده‌ای در آن امکان زندگی ندارد و از این روست که‌آن را به‌همراه‌نقطه‌ای در صحرای آریزونای امریکا (با 65 درجه‌حرارت) گرمترین نقطه‌زمین می‌دانند .

از لحاظ جاذبه‌ها و عوارض طبیعی، دشت لوت یکی از منحصر به‌فردترین نقاط که‌زمین است. مرتفع ترین هرمهای شناخته‌شده ماسه‌ای دنیا با 300 متر ارتفاع در لیبی قرار دارند و این در حالی است که‌ارتفاع هرمهای ماسه‌ای کویر لوت گاه‌به‌480 متر نیز می‌رسد. گذشته‌از هرمهای ماسه‌ای  کلوتهای دشت لوت در 40 کیلومتری شمال شرق شهداد بزرگترین عارضه‌طبیعی دنیاست. شهری افراشته‌از کلوخ ،ساخته‌دست آب و باد و خاک به‌مساحت 11000 کیلومتر مربع در کویری که‌حتی گیاه‌در آن نمی‌روید.

ولی این شگفتیها تنها پوشاننده‌شگفتی دور از ذهن و بزرگ دیگری هستند که‌برای هزاران سال از چشمان بشر پنهان گشته‌بود. چه‌کسی باور می‌کرد تمدنی بزرگ با قدمتی بین شش تا هشت هزار سال در اعماق این ناحیه‌بیابانی و بی حیات خفته‌است. چند سال است که‌نام تمدن آرتا در میان باستان شناسان به‌گوش می‌رسد. ولی این آرتا کجاست و اولین سرنخهای تاریخی وجود آن چگونه‌به‌دست آمده‌است و ارتباط آن با منطقه‌شهداد چیست؟

مطابق یک توافق عام در دنیای باستان شناسی بین النهرین گهواره‌تمدن بشری محسوب‌می‌شود و از این نظر آن را حتی بر مصر مقدم می‌دانند. این نقطه‌ای است که‌سفر تاریخی بشر در هزاره‌چهارم پیش از میلاد آغاز گشته‌است. نام بین النهرین تداعی گر تمدنهای سومر، اکد، بابل و آشور است و این نام نخستین بار توسط آشوریان به‌این منطقه‌اطلاق شد و بعدها به‌همین صورت به‌یونانی، عربی و در نتیجه‌پارسی برگردانده‌شد. سومر قدیمیترین این تمدنهاست که‌توسط همسایگانشان شنعار نامیده‌می‌شدند و هم در تورات و هم در کتیبه‌ای از کورش‌به‌آنها اشاره‌شده‌است. برای اولین بار ستاره‌شناسی و تقسیم ساعت به‌60 دقیقه و هر دقیقه‌به‌60 ثانیه‌از سومر برخاست و نخستین کتیبه‌جهان مربوط به‌3200 سال پیش از میلاد در این نقطه‌به‌دست آمده‌است. تمدن همسایه‌سومر اکد نام داشته که‌سامی‌نژاد بوده‌اند ولی آنچه‌آشکار است این است که‌سومریان چون عیلامیان نه‌سامی‌و نه‌آریایی نژاد بوده‌اند و زبان آنان نیز هیچ گونه‌ارتباطی با زبان این اقوام نداشته‌است و خویشاوندی آنان نیز با اقوام آسیای صغیر به تایید نرسیده‌است و چگونگی پیدایش آنان و منشا زبانشان در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. شهر اوروک از معروفترین شهرهای این تمدن و افسانه‌گیل گمش ،شاخص ترین اسطوره‌به‌جا مانده‌از آنان است و همچنین زیگوراتها به‌صورت معابد پلکانی یکی از قدیمیترین خاستگاههای خود را در سومر یافته‌است و شایان ذکر است که‌رسم ساخت این این بنا در تمدن همسایه‌یعنی عیلام و هزاران کیلومتر دورتر در اقوام مایا و اینکا نیز مشاهده‌شده‌است. این تمدن بعدها توسط اکدی های سامی‌که‌از عربستان مهاجرت کرده‌بودند مغلوب‌شد و دوره‌های بعدی احیا شهرهای آن را باید در تمدنهای وارث آن چون کلده، آشور و بابل جست. نکته‌ای که‌اینجا لازم به ذکر است این است که‌امکان اطلاق واژه‌تمدن به‌هر مجموعه‌یافته‌باستان شناسی وجود ندارد و اصولا زمانی می‌توانیم از یک تمدن صحبت کنیم که‌به‌یافته‌هایی چون معماری، صنعت، حكومت، مذهب، تجارت و البته‌خط و زبان  به‌طور هم زمان دست يابيم.

نخستین اشاره‌ها به‌تمدن آرتا را می‌توان در آثار مکتوب‌به‌جا مانده‌از تمدن سومر یافت که‌آنها در گل نبشته‌ها و سرودهای حماسی خود بارها به‌این سرزمین اشاره‌کرده‌اند و از آن یاری طلبیده‌اند. در این نوشته‌ها آمده‌است که‌:”برج و باروی آرتا از لاجورد سبزند، دیوارهای آن از آجر قرمز، و خاک مورد نیاز برای بنا کردن آن از کوه‌هایی آمده‌است که‌در آنها سرو می‌روید.” در آثار بعدی در دوره‌های بعدی سومر پادشاه‌اوروک از مردم آرتا می‌خواهد تسلیم شوند و ثروت خود را در اختیار سومر قرار دهند و فرستاده‌مردوک این سرزمین را اینگونه‌آدرس می‌دهد که‌باید از اوروک به‌سوی عیلام روی و از سرزمین عیلام بگذری، از انشان (فارس کنونی) عبور کنی و پس از پشت سر گذاشتن هفت کوه‌به‌آرتا خواهی رسید.

در طی سالیان گذشته‌نظریات متعددی در رابطه‌با آرتا مطرح شده‌است. گروهی آن را تنها یک اسطوره‌تاریخی می‌دانند و گروهی نیز آرتا را واقع در غرب ایران و بیشتر حوالی دریاچه‌ارومیه‌و همینطور ارمنستان می‌دانند که‌در این میان نیز گروهی به‌ریشه‌های مشترک نژادی مردم بومی‌آن منطقه‌و سومری ها اعتقاد دارند. اعتقاد دیگری نیز وجود دارد که‌با جهت ارائه‌شده‌توسط لوح سومری اگر انشان را همان فارس بدانیم مطابقت بیشتری دارد و آن این است که‌این تمدن باید جایی در جنوب‌شرقی ایران باشد.

پرفسور مجید زاده‌مدتهاست که‌معتقد است ارتباطی بین آثار یافت شده‌از منطقه‌شهداد، جیرفت و شهر سوخته‌وجود دارد که‌ارتباط جغرافیایی آنها در منطقه‌جنوب‌شرقی ایران آن را تقویت می‌کند. او معتقد است در این منطقه‌ما با تمدنی عظیم و بسیار کهن و پهناور روبرو هستیم که‌هزاران سال است در سکوت دشتهای کویری این منطقه‌خفته‌است. تمدنی که‌به‌اعتقاد او همان آرتای گم شده‌است که‌او روزگاری که‌در دانشگاه‌شیکاگو تحصیل می‌کرد آرزو داشت روزی به‌جستجوی آن برآید. آرزویی که‌25 سال بعد محقق شد.

سوالات بسیاری است که‌در این ارتباط باید پاسخ داده‌شود. آیا یافته‌های باستانشناسی در این منطقه‌در حد آن است که‌بتوانیم به‌آن تمدن اطلاق کنیم؟ به‌یاد آوریم که‌برای این کار ما باید صنعت، آیین ها، حکومت و خط و زبان را به‌اثبات برسانیم. و اگر آنچه‌یافت شده‌براستی سرنخهای یک تمدن است. قدمت این تمدن چقدر است؟

اگر ادعاهای پرفسور مجیدزاده‌و همکاران امریکایی او در تمدن بودن آثار به‌جا مانده‌و قدمت آنها درست باشد، زلزله‌ای در انتظار دنیای باستان شناسی است و جایگاه‌گهواره‌تمدن تغییر خواهد کرد. ایرانیان ریشه‌های جدیدی برای هویت باستانی خود خواهند یافت که  1500- 3000سال کهن تر از مهاجرت آریاییان به‌ایران است و البته‌سوالات جدیدی مطرح خواهد شد.

ارتباط تمدن آرتا و سومر چه‌بوده‌است؟

آیا سومریان غیر آریایی و غیر سامی  همچون عیلامیان غیر آریایی و غیر سامی‌برای نخستین بار از آرتا مهاجرت کرده‌اند؟

ارتباط عیلام که‌تا امروز کهن ترین تمدن شناخته‌شده‌ایرانی به‌پایتختی شوش است با این دو تمدن چیست؟

آیا زیگوراتها که‌تنها در معدودی تمدنهای جهان تا امروز پدیدار گشته‌اند از جمله‌زیگوراتهای سومری، زیگوراتهای تمدن ایلام که‌معروفترین آنها چغازنبیل است و زیگوراتهای جیرفت ارتباط تاریخی معنا داری  با یکدیگر را آشکار خواهند ساخت؟

و شگفتی بزرگتر آنکه‌زیگوراتهای اقوام ناپدید گشته‌مایا و ازتک در امریکای مرکزی ریشه‌های کهنی در آسیا خواهد یافت؟

سوال غیر طبیعی آخر وقتی جذاب تر می‌شود که‌بدانیم مایاها مطابق تقویم شگفت انگیز خود که‌تقریبا در 3314 سال قبل از میلاد و همزمان با تولد تمدن سومر آغاز می‌شود تاریخ خود را آغاز کرده‌اند و این تاریخی است که‌21 دسامبر سال 2012 به‌پایان می‌رسد و شگفت آنکه‌از شباهت چهره‌های منقوش‌بر آثار مایایی، عیلامی، سومری و آثار به‌جا مانده‌از تمدن جیرفت و شهداد که‌بگذریم رسمهایی چون جشن گرفتن 22 دسامبر به‌معنای طولانی ترین شب سال، تقسیم سال به‌365 روز و محاسبه‌خمسه‌مسترقه‌یا 5 روز دزدیده‌شده‌که‌در ایین های باستانی ایران مشاهده‌شده‌به‌صورت کاملا منطبق در رسومات این قوم دور افتاده‌در آن سوی اقیانوسها تنها یک همزمانی شگفت است و یا خطوط جدیدی از دنیای کهن و مهاجرت های آن در حال آشکار شدن است؟

در چند سال گذشته‌من به‌دلیل علاقه‌به‌تمدن و عرفان سرخپوستان امریکای مرکزی مطالعاتی را بر روی تقویم مایایی و عرفان تولتکی انجام داده‌ام. نکات ذکر شده‌در مورد جشن شب یلدا، تقسیم سال، 5 روز دزدیده‌شده‌و اعتقاد به‌بازگشت روح مردگان و آغاز تاریخ مایایی همگی مواردی بود که‌به‌عنوان مشابهات توجه‌مرا جلب کرده‌بود و نظریات جدید درباره‌منشا قوم سومر و به‌ویژه‌تقارن آغاز سفر تاریخی این قوم منجر به‌طرح احتمالاتی شد که‌دربالا بدان اشاره‌کردم که‌تا کنون تحقیقی در رابطه‌با آن مشاهده‌نکرده‌ام و اگرچه‌آنچه‌طرح گردیده‌تنها در حد پرسش و طرح یک سوال است ولی به‌معتقدم ارزش مطالعات بیشتر را دارد. زیرا آنچه‌در این رهگذر یافت خواهد شد تنها آثار باستانی نیست و در تاریخ شکل گیری مبانی تفکرات عرفانی، باورهای تمدنهای نخستین و ساختار آگاهی انها نیز تاثیر خواهد داشت. احتمالا مطالعه‌بر روی اسطوره‌های این اقوام خطوط جدیدی را آشکار خواهد کرد و این یکی از مواردی است که در حال حاضر مشغول مطالعه‌انم. که‌در بخشهای بعد و جمع بندی کل مجموعه‌تمدن آرتا بیشتر بدان خواهم پرداخت.

اگرچه‌این بخش از بحث بیشتر بر حدس و گمان متکی است و تا حتی تبدیل به‌نظریه‌راهی طولانی ی رو دارد ولی اثبات وجود تمدنی که‌ارتباط دهنده‌شهداد، جیرفت و شهر سوخته‌باشد نه‌تنها گهواره‌تمدن را از بین النهرین به‌ایران جابجا خواهد کرد بلکه‌بنیانهای درک باستانشناسی از دنیای کهن را دگرگون خواهد ساخت.

در قسمتهای بعدی این بحث را با تمرکز بیشتر بر یافته‌های کشف شده‌از منطقه‌شهداد، جیرفت و شهر سوخته‌پی خواهیم گرفت تا ببینیم آیا یافته‌ها توان دلالت بر وجود تمدن اسطوره‌ای آرتا را دارند ؟!

آیدین پورمسلمی

تیر ماه‌1389

زیگوراتهای سومری

زیگوراتهای عیلامی

زیگورات کنار صندل- جیرفت

زیگورات مایایی- امریکای مرکزی

*********************************************************************

این هنر مردمان ۱۰۰۰۰ سال پیش جیرفت است

**************************************************

جیرفت، زادگاهی دیگر از تمدن در ایران

Inscription from Jiroft

خط، شهر و دولت، سه عنصر و پایه‌ی ِ تمدن هستند که در کنار رودهای نیل، دجله و فرات پدید آمدند. شکل گیری این سه عنصر در کنار این  سه رود برای تمامی دانشمندان امری بدیهی بود ،تا آنجا که در لوح کتب درسی حکّاکی شدند ، امّا امروزدیگر اطمینانی به شکل گیری این سه عنصر اصلی تمدن در کنار این سه رود نیست.

در اوائل قرن بیستم، با کشف فرهنگ در دره‌ی ِ ایندوس ( بین مرز هند و پاکستان ) که تمامی اسرار آن نیز تا به حال کشف نگشته ، این اطمینان مشوش شده بود ، با کشف ثروتهای باستان شناسی هلیل رود،این اطمینان بیشتر متزلزل شده است . زیرا به نظرمی‌رسد که تاریخ و سرگذشت انسان ها از دره دورافتاده جنوب شرقی ایران، در٢٠٠ کیلومتری تنگه‌ی ِ هرمز نیز گذرمی‌کند . هلیل رود رقیب و هم تراز بین النُهرین (سرزمین پاره پاره‌ی ِ عراق فعلی) شده است، از دید باستان شناسان بعید نیست که مکان های باستانی یافته شده گرفتار حوادث (طبیعی و تاریخی) متعدد نشده باشند . تمام یافته‌ها در این مکان دورافتاده از این سخن می‌گویند که: بقایای شهری بنام آراتا هستند، شهری افسانه ای که اولین متون یافت شده در بین النهرین نیزشکوه و جلال آنرا توصیف کرده اند و تا به حال باستان شناسان موفق نشده بودند آنرا با اطمینان شناسائی کنند. کشفیاتی به مانند هلیل رود و با این وسعت شاید قرنی یک بار صورت بگیرد. تازه اگر قرنی با اقبال باشد.

اکثر متخصصان تمدّن باستان شرق متفق‌القولند که: یک قبل و یک بعد از جیرفت وجود دارد (جیرفت نام شهر مدرن است) که در حوالی آن ، شهر اموات ونیز بقایای شهری دیگر با قدمت ۵٠٠٠ ساله کشف گردیده است. صحبت از یک قریه یا ده نیست. هلیل رود در عصر طلایی‌ی ِ خود، شهری به‌ وسعت چند کیلومتر مربع بوده که قدمت آن به ٢۵٠٠ سال قبل از میلاد می‌رسد. از نظرمقامات ایرانی، کشف این مرکز ِ تمدّنی و هنری‌ی ِ ناشناخته که ۵٠٠٠ سال قدمت دارد، از اهمیّت بالائی برخوردار است. برای تمامی کسانی که به میراث فرهنگی و باستان‌شناسی توجّه دارند ، جیرفت اَولویّت اوّل را پیدا کرده است. با وجود بحران سخت سیاسی بین واشنگتن و تهران، به هلی پیتمن ( محقق دانشگاه پنسیلوانیا) نیز اجازه دادند که با باستان شناس‌های ایرانی در محل همکاری کند.

هزاران غارتگر دست به کار

کشفی به این مهمّی ناشی از چند واقعه‌ی ِ کوچک بود. هشیاری گمرک ایران و نیز این که: در اوائل سالهای ٢٠٠٠، عتیقه های فراوانی از دوره برنز، بازارهای هنری اروپا، آسیا و امریکا پر کرد. گلدانهای کلوریت ( سنگی تیره و نرم که آسان صیقلی و صاف میشوند )، مجسّمه‌های کوچک که بعضی از آنها با سنگ‌های لاجورد زینت شده اند، برنزها و سرامیک‌هایی که به اشکال نادر و با ظرافتی بالا تزیین شده اند و به مبلغ ٣٠٠٠٠٠ یورو به‌فروش می‌رسیدند. پیکره نگاری(ایکونو گرافی) آن‌ها اصیل است امّا نه کاملا ً ناشناخته.

اریک فواش، جغرافی دان و باستان شناس دانشگاه پاریس دوازده که چند نوبت در تحقیقات باستان شناسی هلیل رود شرکت کرده، می گوید: «عتیقه‌های مُشابه، در تمام منطقه: افغانستان، پاکستان، عراق و شبه جزیره‌ی ِ عربستان، از خاک بیرون‌آورده‌شده‌بود ؛امّا به تعداد خیلی محدود. ما نمی‌دانستیم از کجا می‌آیند و هیچ تصوّری از مرکز تولید آن‌ها نداشتیم. برای رفع ِ شکّ در این باره، می‌بایستی سرچشمه‌ی ِ این عتیقه‌ها را پیدا می کردیم . به احتمال زیاد این عتیقه ها درجریان تجارت در زمانهای خیلی دور، در منطقه پخش شده اند . امروزه این عتیقه‌ها به‌صورت گسترده ای توسط دزدان پخش می‌شود؛ غارتگرانی که برمحققان نیز پیش‌دستی‌کرده‌اند.

در این مورد، مقامات گمرکی ایران نیز فعّال شدند . گمرک ایران سرنخی را پیدا کرد و با پی گیری‌های متعدد به استان کرمان در ١٠٠٠ کیلومتری جنوب شرقی تهران رسید. در دره‌ی ِ هلیل رود، در سال ٢٠٠١، پنج گورستان متعلّق به ٣٠٠٠ سال قبل از میلاد، پیدا شد که یا از بین رفته و یا سرقت شده بودند. سارقین برای آن‌ که گنج پیدا شده را به مساوات در بین خود تقسیم کنند، این مکان‌ها را به مربّع‌های شش متری تقسیم کرده بودند. هر شش متری برای یک گروه و بدین‌ گونه، به هزاران قبر دست بردند. از آسمان که بنگری، این منطقه به مانند کره‌ی ِ ماه به‌نظرمی‌آید. هر دهانه گودالی است با چند متر عمق که از آن‌ها کالاهایی تخمین ناپذیر، کنده شده است.

در حراجی‌های لندن ونیو یورک، قیمت‌ها پروازمی‌کنند در حالی که در جیرفت، سارقان، عتیقه‌ها را برای چند یورو به قاچاق‌ْچیان می فروشند با کشف محل، مقامات ایرانی معمّای سرچشمه‌ی ِ این عتیقه‌ها را پیداکردند.

سرکوبی وحشتناک در آن‌جا آغازشد. ارتش منطقه را بست تا از دره محافظت کند. حتّی برای اولین بار در ایران قاچاقْ‌چیان را به اعدام محکوم‌کردند. پس از سرکوب، نوبت به تعلیم و تربیت رسید. از آغاز کنکاش، مقامات برای متوقف کردن سرقت‌ها در درازمدّت، برنامه های آموزشی( تاریخ و باستان‌شناسی ) را برای آگاهی دادن به مردم بومی برپا کردند که به بازپس دادن چند صد عتیقه انجامید. یوسف مجیدزاده می گوید: «هفته ای یک بار ، کنفرانس کوچکی در مناطق مختلف برگزارمی‌کنیم تا به مردم توضیح دهیم که این ثروت میراث اجداد آنهاست واز ثمره‌ی ِ این میراث گرانبها می‌توان از جمله جهانگردی را در منطقه رونق داد و این جهانگردی برای خود و فرزندان اهالی بیشتر نفع خواهد داشت تا این که این ثروت سرقت گردد و در خارج از منطقه به‌فروش‌برسد.

مقامات مسئول میراث فرهنگی نیز خیلی زود از اهمیّت و ارزش غیر قابل وصف این گنج در دره‌ی ِ هلیل رود آگاه شدند.» این باستان‌شناس ایرانی(متخصص دوره‌ی ِ برنز) مسئول بررسی عتیقه‌های سرقت شده ( یا پس داده شده) شد. او می‌افزاید: «در پاییز ٢٠٠١، هزاران عتیقه را که توقیف شده بودند در زندان منطقه جمع آوری کردند، وقتی عتیقه‌ها را دیدم بُهتْ‌زده شدم. بلافاصله متوجّه ِ اهمیّت ِ به‌سزای این عتیقه‌ها گشتم.» برای این محقق که از سال ١٩٨۴ در پاریس زندگی می کند، هلیل رود یک کارگاه مادم العمرست. چیزی که هر باستان شناسی رؤیا و آرزوی حتی یک روز تحقیق در آن را دارد. در این منطقه که تا به‌ حال هیچ محققی کاری انجام نداده، می شود فصل‌های بی پایان، کارکرد و نیز کتاب ها درباره تاریخ آن نگاشت.

وقتی که این باستان‌شناس شروع به کاوش می کند، تازه در ابتدای حیرت و تعجّب است؛ چرا که بررسی های اوّلیّه نشان می دهند که در دره‌ی ِ هلیل رود ، مناطق باستان‌شناسی متعلق به نیمه‌ی ِ هزاره‌ی ِ سوم قبل از میلاد وجود دارد که معاصر با قبرستان های سرقت شده هستند و شامل ده ها یا شاید صدها منطقه می شوند. دو منطقه از این مناطق، بیشتر توجّه وی را به خود جلب می کند: دو بلندی‌ی ِ خاکی‌ی ِ (تپه‌ی ِ) بزرگ، به فاصله‌ی ِ ۵/١ کیلومتر از یکدیگر در صد متری‌ی ِ سایر گورهای غارت شده. کاوش آغازمی‌گردد. این دو تپه که در هلیل رود قرار دارند، نشان می دهند که آثار باقی مانده از دو ساختمان خشتی هستند. ازاین دو بنای بسیار بزرگ (سیکلوپن)، چیزی زیادی باقی نمانده؛ امّا همان مقدار ِ کم، علیرغم فرسایش ِ ۵٠ قرنی وهوای نامطلوب، برای پی بردن به عظمت ووسعت این دو بنا کافی‌است. اولین بنا ، قلعه ای است بیضی شکل به اندازه‌ی ِ ٢٠٠ در ٢۵٠ متر. دومین بنا، به احتمال قوی باقی‌مانده‌ی معبدی، خشتی است که بر روی پایه و سکوی بلندی ( پلات فورم دست ساز) ساخته شده و ارتفاع آن ١۵ متر و مُشرف بر دره ی ِ مزبوراست. خاکْ‌برداری آن، بسیار حیرت‌آورست. اندازه‌ی ِ ساخت ِ دامنه‌ی پایه‌ی آن در مربعی به ضلع ِ ٢٢٠ متر است. برای مقایسه، می‌توان به هرم بزرگ ( که- او- پس) در دشت مصر اشاره کرد که همْ دوره‌ی ِ بناهای هلیل رود است و در مربعی بآ ضلع ِ ٢٣٠ مترساخته شده است. مجید زاده تحقیقات زمین شناختی را برای شناسایی‌ی ِ قشرِ سطحی‌ی ِ زمین در اطراف این دو بنای عظیم، آغازمی‌کند. اریک فواش که در دو نوبت مسئول اندازه گیری بوده‌است، می گوید: «شکّی نیست و تحقیقات نشان می دهند که در لایه های طبیعی زمین، دیوارهای مسکونی وجود دارند. این دو بنا که از زیر خاک بیرون آورده شدند، به احتمال زیاد، قسمتی از یک مجموعه‌ی ِ شهرهستند که مساحت آن را میتوان به ۶ کیلومتر مربع برآورد کرد.» در دوره‌ی ِ برنز، پیشه ورهای با هنری در هلیل رود وجود داشته‌اند که تولیدات آنها از آسیای میانه تا سوریه ردّ و بدل می شده‌است و تمام این هنر، در کنار معماری‌ی ِ هنرمندانه‌ی ِ آنان قرارمی‌گیرد. این معمارها تا بین النّهرین تاثیرگذار بوده اند؛ زیرا پلاتفرمی که یوسف مجید زاده از دل خاک بیرون‌آورده‌است، شباهت زیادی دارد با اولین پلاتفورم (سطح)، برج‌های طبقاتی (یا زیگورات‌های بابل) که در بین دجله و فرات دیده می شود. اسطورهی ِ برج بابل در تورات که همان زیگورات بابل است، به شکل‌گیری این بناهای عظیم مذهبی در اذهان غربی کمک فراوان کرده است. بر روی تعدادی از گلدانهای کلوریت که در منطقه پیدا شده، این بناهای عظیم ِ چند درجه ای (دارای سه تا چهار طبقه) که حاوی نقاشی‌های فراوان نیزهستند، حکاکی شده اند. به‌علاوه، آقای مجیدزاده یادآوری می کند که : «قدیم‌ترین زیگورات در ٢٠٠٠ سال قبل از میلاد ساخته شده‌است. فرهنگ هلیل رود ،عصر طلایی‌ی ِ خود را پنج قرن پیش از آن داشته است. حدّ ِ اقل پنج قرن؛ زیرا لایه های اولیه که مورد جستجو قرار گرفته اند ، به نیمه سه هزاره قبل از میلاد تعلق دارند.» اریک فواش می‌گوید: «در زیر ِِ این لایه ها، یک لایه‌ی ِ غنی — که تا به‌حال دست نخورده مانده‌است — در عمق ١٠ متری و یا بیشتر وجود دارد. هر متری که حفاری می شود، باستان‌شناسان می دانند که به همان اندازه قرن‌ها به تاریخ، بازمی‌گردند. تا کجا جست وجوها به کشف آثار باستانی جدیدتر می‌انجامد؟! تا این زمان، کسی جواب قطعی ندارد؛ امّا ممکن است که بتوان تا به ۴٠٠٠ سال قبل از میلاد نیز رسید.

آراتا، همان اهمیّتی را دارد که تروا برای تمدّن یونان

وسعت مکان ، ظرافت کیفیّت آثارهنری که در آن محل پیدا شده، این نظر را تائید می‌کند که فرهنگ هلیل رود بر مناطق اطراف خود تا فاصله‌ی ِ بیش از ١٠٠٠ کیلومتر اثر فراوانی گذاشته… تمام اینها از جیرفت یک مرکز فرهنگی و شهری متمدّن در دوره برنزمی‌سازد که از شکوه بالایی برخورداربوده‌است.

https://i0.wp.com/www.irandeserts.com/pics-4/jiroft-big1.jpg

مرجان مشکور، باستان‌شناس ِ موزه‌ی ِ ایرانی‌ی ِ تاریخ طبیعی می‌گوید: «… و این، تمام داستان نیست! محلّ ِ صید ِ فرآورده‌های دریایی (ماهی) که ساکنان جیرفت به مصرف غذایی می‌رساندند، در چند صد کیلومتری آن‌جا بوده است! این نکته ای است که از میزان سازمان‌یافتگی و درک ِ جامعه‌ی ِ آن زمان صحبت‌می‌کند؛ چون‌که فرآورده‌های دریایی را باید سریع به مصرف رساند و چگونگی‌ی ِ حمل ِ آن‌ها بسیارسؤال بر انگیزست».

یوسف مجیدزاده معتقد است که همه چیز درهماهنگی‌ی ِ کامل است. جیرفت همان آراتا است. هم برای این واژه شناس (زبان شناس – باستانْ‌شناس ِ فرانسوی) و هم برای این باستانْ‌شناس(مجید زاده) ، آراتا برای شرق قدیم، همان ارزش را داراست که تروا برای دنیای یونان. شهری که جلال و شکوه آن به اندازه ای بوده که حتی دشمنان لجوج، وصف آن را سروده اند. اولین یونانیان شهر تروا را از بین می برند؛ اما پس از آن، قرن‌ها شکوه دیوارها و شجاعت مردمش را وصف می‌کنند.

این در حالی است که پیش از ١۵ قرن قبل از هومر، سومری ها به رقابت خود با آراتای پر شکوه، اشاره می کردند. آن‌ها هستند که بین ٢٠٠٠ تا ٢۵٠٠ سال قبل از میلاد، اولین نوشته‌های ادبی‌ی ِ بشریّت را کتابت کردند. هزار سال طول کشید تا بعد از کشف نوشتن، اوّلین حماسه‌های افسانه ای را به تحریردرآوردند. در این داستان‌ها و افسانه‌ها، شیدایی و حسادت نسبت به شهر بزرگ آراتا یک موضوع تکراری است. حسادت های فراوان ، برای کیفیّت زندگی، وفورمعادن ، برای کوه‌های بلند برفی اش، برای هنر ِ هنرمندانش. رقابت بین ساکنان سومر و آراتا عمیقآ بر افکار ساکنین بین النهرین تاثیرگذاربوده‌است؛ تا آن جا که افسانه ی کشف نوشتن را به شاه افسانه‌ای‌ی ِ شهر ِ بزرگ ِ اوروک نسبت‌می‌دهند، که در جنوب عراق فعلی قراردارد، شاهی که قصد او چیزی جزارتباط دیپلماتیک با پادشاه آراتا نبوده‌است. امروز دیگر با قاطعیّت می‌دانیم که در ۴٠٠٠ سال پیش، نویسندگانی که در لوح های رُسی آثارشان را مکتوب می‌کردند، آراتا را به مانند دنیای قدیمی برای خود می‌دانستند. به جهانی قدیمی و پایان یافته ، همان‌ طوری که برای یک روزْشمارْنویس (تاریخْ نگار) اروپایی، سال ١٠٠٠ میلادی و امپراتوری‌ی ِ روم، متعلق به گذشته است.

چه‌طور می توان مطمئن بود که شهرپیدا شده همانی است که اولین روزشمارْنگاران ِ تاریخ، از آن به عنوان افسانه‌ای‌ی آراتا یاد می‌کنند؟ میشل کازانوا ( محقق ِ دانشگاه رن در فرانسه- خانه‌ی ِ باستان شناسی و نژاد شناسی) می گوید: «نمی دانیم که آراتا واقعا ً وجود داشته است یا نه. حتی نمی دانیم این اسم، اسم شهری بوده یا اسم امپراتوری و یا منطقه ای! محل‌های باستان‌شناسی‌ی ِ دیگری نیز وجود دارند که نامزد ِ لقب ِ پرشکوه ِ اراتا هستند. برای مثال، دورتراز این منطقه، در جنوب ِ شرقی‌ی ِ مرز ایران و افغانستان، شهر ِ سوخته ( یا شهر ِ سوخته‌ی ِ کویر ِ شور). * در ١٩٧۶، یوسف مجیدزاده تحقیقی را منتشر کرد که بنا بر دریافت های او از آثارباقی مانده و ارزشمند سومری‌ها مدارکی وجود دارد که درآن‌ها درباره‌ی ِ نوع نقشه برداری‌ی ِ آراتا سخن به میان آمده است. او چنین استنباط می‌کند که: «آراتا می بایستی در جنوب شرقی ایران قرارگرفته باشد.

دو دهه بعد، متخصص ِ بزرگ ِ امریکایی‌ی ِ سومر، ساموئل نوا کرامر (١٨٩٧-١٩٠٠) بعد از ترجمهی ِ ۴ کتیبه‌ی ِ سومری — که در آن‌ها به این شهرِ افسانه ای اشاره شده‌است – نتیجه‌ای همانند مجید زاده می‌گیرد. شباهت موجود و وصف‌های ادبی و موقعیّت ِ ( محل ِ) هلیل رود، جایی برای شکّ نمی‌گذارند. امّا تا زمانی که تحقیق در نوشته‌های یافت‌شده در آن محلّ، به‌صراحت این موضوع را تائید‌نکنند و نگویند که آراتا همین‌جاست، تردید و جدل ادامه پیداخواهدکرد.

بی هیچ شکّی، جیرفت دارای دستْ‌نوشت‌ها و لوحْ‌های بیشتری خواهدبود؛ امّا تا این زمان، علم ِ خواندن ِ آن‌ها وجود ندارد. در سمیناری که درشهر راون ایتالیا در تابستان ٢٠٠٧ برقرار شد، یوسف مجیدزاده برای اوّلین بار، عکس‌هایی از سه لوحه‌ی ِ رُسی را به جهانیان معرفی‌کرد. این لوحه‌ها دارای خطّی ناشناخته هستند که هم جالب ِ توجّه است و هم بدبینی ایجادمی‌کند . قدمت این سه لوحه به ٢۴٠٠- ٢۶٠٠ قبل از میلاد می‌رسد. این باستان شناس، بر این باورست که این لوحه‌ها، گواهی بر تکامل ِ مرحله‌ای‌ی‌ ِ این خط هستند. این خطوطی که در لوحه‌ها حک شده اند، تا به‌حال در هیچ کجا دیده نشده اند. تصاویرِ هندسی‌ی ِ ساده، مربّع، مثلث، دایره یا بعضی وقت‌ها چیزی که کاشف آن، احتمال می دهد علامت‌های الفبایی (زیر و زبر) باشند که برای تغییرِ تلفّظ ِ بعضی از حروف مورد استفاده قرارمی‌گرفته اند.

از دید چند دانشمند، احتمال تقلب را نمی شود کنارگذاشت؛ زیرا یکی از سه لوحه را یکی از ساکنان منطقه بازپس داده است و احتمال تقلبی بودن در کارست. امّا آقای مجیدزاده می گوید که دو تای ِ دیگر را خود از زیر ِ خاک درآورده است. متأسّفانه، کشف ِ نوشته بدان معنی نیست که می‌شود آن را خواند و در این مورد، خطر آن وجود دارد که متخصان ِ خواندن ِ سنگْ‌نوشته‌ها، سنگ ِ روی ِ یخ شوند؛ زیرا از ساکنان هلیل رود چیزی نمی‌دانیم. بخصوص این که زبانشان کاملا ً نا آشناست و خواندن ِ خطّی که زبان ِ ناشناخته‌ای را بیان‌می‌کند ، کاری بس مشکل است. به‌ویژه که حجم ِ نوشته ها خیلی محدودست.

یوسف مجید زاده می گوید: «اهالی‌ی ِ بین‌النّهرین از فراسوی ِ قرون با ما صحبت‌می‌کنند. نوشته‌های‌شان را ترجمه کرده ایم. تاریخ‌شان را برای ما تعریف کرده اند. بعضی وقت‌ها این احساس را دارم که اهالی‌ی ِ هلیل رود نیز سعی‌می‌کنند با ما صحبت‌کنند؛ امّا مانند آن‌ست که از پشت شیشه‌ای قطور، حرکت ِ لب‌های‌شان را می‌بینیم؛ ولی نمی شنویم. خطشان برای ما بی صداست و به احتمال زیاد برای مدّتی طولانی این‌طور خواهدماند؛ مگر این‌ که کاوش‌ها امکان دهند که لوحه‌های دو زبانه پیدا شوند، مانند سنگ روزت مصر (که امکان داد خط ّ ِ مصری کشف گردد).

ورود به تصوّر ِ افراد

تا فرارسیدن روزی که این خطّ شناخته شود، باستان‌ْشناسان و تاریخْ‌دانان ِ هنر می توانند نقاشی‌هایی را که بر روی گلدان‌ها و سرامیک‌های خارج شده از هلیل رود در اختیار داریم، شناسائی کنند. مطالعه‌ی ِ تصاویر حیوانات، انسان‌هایی که یوزپلنگ‌ها را رام کرده‌اند و یا تصاویری که انسان ها دارای بدن حیواناتی مانند عقرب، گاو ِ نر و یا گربهْ‌سانان ِ بزرگ، هستند. این همان وارد شدن در تصوّر ِ مردم ِ جیرفت ِ باستان است. »

باستانْ‌شناس دیگری به نام ژان برو ( نویسنده‌ی ِ پژوهشی مفصّل در باره‌ی ِ علم ِ تصویرْشناسی) می‌گوید: » در این تصاویر یک کمْ‌بود ِ عجیبی مشاهده می‌شود: بر خلاف آنچه در بین النهرین مشاهده می شود. هیچ نوع تصویری از خدا در این تصاویر یافت نمی‌شود. در جیرفت، تنها شکل‌هایی از تضادّ ِ (دوگانگی‌ی ِ) نیروهای مساعد برای انسان (با نماد ِ عقاب و یوزپلنگ) دیده‌می‌شود که با همراهی و کمک انسان، علیه ِ درد و مرگ (با نماد ِ عقرب و مار) زورآزمایی می‌کنند. در جست و جوی این تعادل بین خوشبختی و مرگ، می توان تصویر اولیّه‌ی ِ فکری را که بر اصل ِ ثنویّت (دوگانگی) بنا شده است، دید که قرن ها بعد در بودیسم، دائوئیسم و تعداد زیادی از مذاهب شرقی، پیدا شدند.» وی می افزاید: «این طرز فکر، در مذهب پارس‌ها ( با اهوره مزدا) نیزدیده‌می‌شود که نقش ِ آ ن، تضمین ِ خوشبختی‌ی ِ انسان است. آیا از طریق پارس‌ها بوده‌است که طرز فکرمردم جیرفت در به تصویر نکشیدن ِ خدا، به دنیای یهودی- مسیحی به ارث رسیده‌است؟ چرا که نه؟ زیرا قسمتی از تورات در قرن ششم قبل از میلاد نوشته شده است و خاورمیانه در امپراتوری‌ی ِ پارس ادغام‌شده بود؛ همان امپراتوری‌ی ِ کورش کبیر که در تورات از او به‌عنوان حامی‌ی ِ دایمی‌ی ِ یهودیان نامْ‌ برده شده‌است.

امّا آنچه که فرهنگ هلیل رود به ارث گذاشته، به طورِ غیرِ مستقیم بوده‌است؛ زیرا برخلاف تمدّن بین النّهرین، این تمدّن در دوره‌های بسیار دورتر، منقرض‌شده‌است، بدون آن که هیچ وارثی داشته‌باشد! در سال های ٢٠٠٠- ١٧٠٠ قبل از میلاد، یک یا چند بحران خاور میانه را به تکان درآورد. وسعت این حوادث — که طبیعت آن هنوز مورد بحث است — بسیار عظیم بوده. شهرها خالی‌شدند و تمدّن‌ها سقوط‌‌ کردند، مانند یک بازی‌ی ِ واقعی ی ِ دومینو. تمدّن ِ دره‌ی ِ ایندوس در ١٧۵٠ قبل از میلاد از بین رفت. خیلی دورتر از آن‌جا در غرب، بین النهرین نیز دچار تغییرات ودگرگونی های عمیقی شد. مردمان جدید که از سوریه آمدند، جای‌ْگزین مردم ِ میانْ دو رود شدند. زبان سومری به زبان مرده تبدیل شد. فرهنگ هلیل رود در این بحران‌های بزرگ، رو به تاریکی رفت. در مرز ِ هزاره‌های ِ سوم و دوم قبل از میلاد، ساکنان منطقه کم شدند و جنوب شرقی‌ی ِ ایران برای ١٠٠٠ سال، سنّت ِ شهری‌ی ِ خود را از دست داد. تمدّن جیرفت به همان زودی که توسعه یافته بود، از بین رفت. امّا این تمدّن ما را وادار به زیر سؤال بردن ِ تمامی‌ی ِ اطمینان‌های خود در مورد خاورمیانه، در دوره برنزمی‌کند. تمام برداشت‌های‌مان از شروع تمدّن‌های قدیمی، باید بازنگری‌شود.»

باستا‌‌‌‌‌‌ن‌شناس ِ دیگری( میشل کازانوا)توضیح می دهد: «مدل رایج به نام مرکز و حومه که به تمدّن‌های شهری مصر و بین النهرین برتری می بخشید و سایر مناطق مثل ایران و آسیای میانه و شبه جزیره عربستان را در سطح دوم و حاشیه‌ای قرارمی داد، بایست از نو موردِ تجدید نظر قرارگیرد. بخصوص که این دو منطقه که به آنها اولویّت داده می شود، خود نیز بدون تأثیر فرهنگی نبوده اند.» خانم کازانوا ادامه می دهد: «مصر و بین النهرین بمانند مهد تمدن یهودی- مسیحیِ‌ی ِ ما در نظر گرفته می شوند؛ زیرا نقش مهمی در تورات دارند. امّا طی قرن اخیر، باستا‌‌ن‌شناسان فکرمی کنند که می توانند با گذر از تورات ،نشان بدهند که داستان‌هایی که درآن شرح می شود ، در محل واقعیّتی تاریخی ندارند و ما همان وقت که از جزئیات داستان درتورات بحث می شود ، در واقع بی اراده قبول می کنیم که مکانهای مورد اشاره در آن، همان دره‌ی ِ نیل و جنوب عراق است و دراین اماکن است که همه چیز آغازشده. اما نشانه های زیادی حاکی از این‌ست که غیر ازاین مناطق(نیل و جنوب عراق) ، جاهای دیگری مثل: جیرفت، دشت ایران و آسیای میانه نیزمراکز فرهنگی بزرگ دیگری بوده اند.

کشفیّات هلیل رود نیز این تصوّر را تقویت می کند.» یوسف مجیدزاده می‌گوید: «این کشفیّات، دری بر روی یک قرن تحقیق ِ باستانْ‌شناختی باز کرده است. امیدوارم مشکلات سیاسی‌ی ِ زمان ِ‌حال و جنگی مثل ِ جنگ ِ عراق، مانع ِ شناخت ِ گذشته نشود.»

استفان فوکارت – لوموند

۴/١/٢٠٠٨

ترجمه‌ی: بانو دکتر ف. ب.- ص.

برگرفته از سایت کانون پژوهش های ایران شناختی

*****************************************************************

گفت‌وگو با یوسف مجیدزاده درباره‌ی تمدن جیرفت و چگونگی پیداشدن نخستین نشانه‌های آن

داستان تمدن جیرفت

ایرج ادیب‌زاده

adibzadeh@radiozamaneh.com

«تمدن جیرفت»، نام یافته‏های باستان‏شناسی تازه‏ای است که در اطراف کرمان، در جنوب شرقی ایران کشف شده است.

Download it Here!

یافتن چنین نقطه‏ای که نشانه‏هایی از شهری گم‏شده با تمدنی کهن را آشکار می‏کند، نگاه تازه‏ای در یافته‏های باستان‏شناسی، درباره‏ی تمدن خاورمیانه گشوده است.

این تمدن به هفت‌هزار سال پیش از تمدن بین‏النهرین برمی‏گردد و به این‏ ترتیب، به‌عنوان کهن‏ترین تمدن شرق شناخته می‏شود.

منطقه‏ای که این تمدن در آن کشف شده است، در دشت خوش‏ آب‏وهوا و حاصلخیز هلیل‏رود واقع شده است. تغییر مسیر طبیعی این رود و گذشتن آن از کنار تپه‏ای که گورستانی کهن در آن قرار داشته، این تمدن را نمایان کرده است.


یوسف مجیدزاده

همین امر باعث پیدا شدن ظروف و چند لوحه‏ی گِلی با خطوط هندسی شده که هنوز رمزگشایی نشده‏اند. ولی در کل نشان‏دهنده‏ی آن است که ساکنین این منطقه مخترع خط و زبان بوده‏اند.

پیش از این پنداشته می‏شد که سومری‏ها نخستین به‏وجود آورندگان خط در ۳۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بوده‏اند و بعد ساکنین نواحی جنوبی میان‏رودان و تمدن ایلام در خوزستان.

دکتر یوسف مجید‏زاده، از باستان‏شناسان شناخته‏شده‏ی بین‏المللی ایران، استاد بازنشسته‏ی دانشگاه تهران که دکترای باستان‏شناسی خود را از مؤسسه‏ی شرق‏شناسی دانشگاه شیکاگو دریافت کرده، یکی از کسانی بود که در حفاری‏های علمی منطقه‏ی هلیل‏رود جیرفت شرکت داشته است.

دکتر مجید‏زاده به‌دعوت «انجمن توسعه و تجدد» در پاریس، در حضور گروهی از ایرانیان به یافته‏های مهم تمدن جیرفت اشاره کرد و با نشان دادن اسلاید‏هایی از ظروف سفالی و سنگی آن‏جا و هم‏چنین لوحه‏های کهن به‏دست آمده، به ارزیابی این تمدن بسیار کهن و باارزش پرداخت که هنوز راه درازی تا کشف همه‏ی آثار آن باقی است.

پس از پایان این نشست، دکتر یوسف مجید‏زاده در گفت‏وگویی ویژه با رادیو زمانه، از این تمدن شگرف و هم‏چنین چگونگی پیدا شدن نخستین نشانه‏های آن گفت:

من در آن‌موقع در نزدیکی تهران در مکانی به نام «تپه ازبکی» کار می‏کردم. خانمی در مقطع فوق‏لیسانس باستان‏شناسی از کرمان، جهت آموزش به آن‏جا آمده بود. وقتی ایشان به کرمان برگشتند، رییس میراث فرهنگی کرمان برای قدردانی از من دعوت کردند.

این سفر هم‏زمان با روزی بود که یک قاچاقچی اشیای عتیقه را دستگیر کرده بودند و می‏‌رفتند تا از اشیای دزدیده شده عکس‏برداری کنند. من نیز آن‌ها را همراهی کردم. وقتی آن اشیا را دیدم، اصلاً دگرگون شدم. گفتم: یار در خانه و ما گرد جهان می‏گردیم! تمدن این‏جاست و ما از بین‏النهرین می‏گوییم.

این بود که خیلی علاقه‏مند به حفاری در منطقه شدم. البته باید سازمان میراث فرهنگی موافقت می‏کرد. به تهران برگشتم و با موافقت این سازمان به منطقه برگشتم تا کار را شروع کنم. البته شروع کار ۱۸ ماه بعد از آن زمانی بود که قاچاقچی‏ها مشغول بردن اشیایی بودند که در آن منطقه پیدا کرده بودند.

فصل اول کار ما بیش‌تر فقط شناسایی بود تا ببینیم چه‏کاره‏ایم و کجا هستیم. ولی از فصل دوم خوب بود. فصل اول مردم هم اصلاً به ما اعتماد نداشتند و می‏گفتند که رییس دزدها آمده است و می‏خواهند اشیا را با خودشان ببرند، اما بعد به‏تدریج به‌ما اعتماد پیدا کردند و رابطه‏مان خیلی خوب شد.

این بود که شش فصل خیلی خوب را در آن‏جا کار کردم و اگر امکان ادامه‏ی کار وجود داشته باشد، باز به کارم ادامه می‏دهم. ولی ‏ظاهراً زیاد مایل نیستند که من در آن‏جا کار کنم.

به‌گفته‏ی دکتر مجید‏زاده، در پی یک بارش سیل‏آسای باران و عوض شدن مسیر هلیل‏رود، این تمدن پیدا شد:

رود هلیل که از غرب تپه می‏گذشت، بعد از هزاره‏ی سوم جایش عوض شد. رود از وسط قبرستانی می‏گذشت که کسی از آن اطلاعی نداشت، ولی یک‌سال در اثر سیل زیاد، یکی از قبرها شکافته می‏شود و ظرفی از آن بیرون می‏افتد. آن‏طور که برای ما گفته‏اند، یک جوان روستایی این ظرف را در آب می‏بیند، با خود می‏برد و می‏گوید: «گنج پیدا کرده‏ام.»

منطقه هفت‌هشت سالی می‏شد که با خشک‏سالی روبه‌رو بود و مردم دچار فقر مطلق و گرسنگی شده بودند. در نتیجه‏ می‏ریزند دیگر. حتی شنیدم (در روزنامه‏ها نوشته بودند) که فردی مرده بود و کسی حاضر نبود برود او را به خاک بسپارد. همه ریخته بودند و داشتند اشیای یافته شده را با خود می‏بردند.

داستان تمدن جیرفت هنوز به‏طور کامل نوشته نشده است. حفاری‏های غیر قانونی و خروج برخی از یافته‏های این تمدن به خارج از کشور، از بیش از ده‌سال پیش ادامه داشته و همین مشکلاتی را ایجاد کرده است:

یکی از کارهای باستان‏شناسان این است که بروند بررسی کنند و جاهایی را که در آن‏ها آثار قدیمی وجود دارد، یادداشت و گزارش کنند. به این شکل که مثلاً در این مکان تپه‏های باستانی وجود دارد. این منطقه را هم آن‏موقع به‌عنوان یک تپه‏ی باستانی مهم گزارش کرده بودند، اما فقط در همین حد بوده و نه بیش‌تر.

این‏جا گورستان بوده است؟

اول گورستان آن پیدا شد، ولی ما که رفتیم، شهر را پیدا کردیم و در شهر حفاری کردیم. البته آن‏جا هم چاله‏هایی کنده بودند، منتها چون چیزی گیرشان نیامده بود، دوباره به قبرستان برگشته و در همان‏جا حفاری کرده بودند.

دکتر یوسف مجیدزاده برای جلوگیری از حفاری‏های غیر قانونی و گردآوری آثار کشف شده، به مسائل فرهنگی و قومی مردم آن‏جا متوسل می‏شود:

ما از دو طریق کار کردیم: یکی این که سازمان‏های انتظامی دولت، نیروهایی را در آن‏جا مستقر کردند. خود سازمان میراث فرهنگی گروهی را برای حراست منطقه تشکیل داد و شروع کردند به فعالیت از طریق قانونی و دستگیری افرادی که قاچاق می‏کنند.

من دیدم این حرکت زیاد مفید نیست. برای این که نمی‏توان به‏زور جلوی مردم را گرفت. به‌محض این‏که چشمت را ببندی، می‏روند شب حفاری می‏کنند. این بود که گفتم بهتر است فرهنگ‏سازی کنیم.
روزهای دوشنبه که روز تعطیل‏مان بود، روستا به روستا می‏رفتیم. از روستاهای مهم‏تر شروع می‏کردیم. از قبل خبر می‏دادیم، برقی از مسجد یا مدرسه می‏گرفتیم، در فضای باز یا مسجد برای‏ روستاییان، جلسه‏ی سخنرانی می‏گذاشتیم و به‌زبان خودشان با آن‌ها صحبت می‏کردیم.

از قدمت چندهزارساله‌ی آن منطقه و این‏گونه مسائل نمی‏گفتیم، مثلاً می‏گفتیم: مگر شما مرگ بر اسراییل یا مرگ بر امریکا نمی‏گویید؟ خُب این اشیا را اسراییلی‏ها به خانه‏های‏شان می‏برند. می‏گفتیم که این گذشته‏ی شماست. مگر شما ارثی را که از پدر و یا مادرتان به دست‏تان رسیده، به این زودی به یک خارجی می‏دهید که ببرد؟ در حقیقت آن‌ها را از لحاظ سیاسی، فرهنگی و عاطفی با مسئله روبه‌رو می‏کردیم.

هم‏چنین بعد اقتصادی مسئله را برای‏شان توضیح می‏دادیم که اگر شما این اشیا را بفروشید، یک‏بار فروخته‏اید، ولی اگر در موزه بمانند، توریست به این‏جا می‏آید، اقتصاد شهر خوب و درنتیجه وضع شما بهتر می‏شود.


نشست فرهنگی «انجمن توسعه و تجدد» در پاریس

با بچه‏های مدرسه صحبت می‏کردم. به‏خصوص از دختر بچه‏ها می‏خواستم که به پدرشان فشار بیاورند و از او بخواهند که این اشیا را برگردانند. به آن‏ها جوایزی مانند خودکار و خودنویس می‏دادیم.

خود جیرفتی‏ها می‏گفتند که اگر پولی به اهالی بدهید، کسانی که یکی از این اشیا را در خانه پنهان کرده باشد، می‏آورد و تحویل می‏دهد، اما من مخالف این کار بودم. سازمان میراث فرهنگی هم مخالف بود.

چون در این صورت روستاییان شب‏ها می‏ریختند و زمین را سوراخ می‏کردند و ظرفی پیدا می‏کردند. صبح آن را می‏آوردند و می‏گفتند در خانه‏ام بوده. به این ترتیب ماجرا دیگر اصلاً قابل کنترل نمی‌شد. چون فروختن پنهانی به یک خارجی خیلی سخت است، اما تحویل دادن به دولت و در قبال آن گرفتن پول ساده است. اصلاً ایران ویران می‏شد.

این بود که گفتیم حتی اگر آن اشیا از ایران خارج شوند، یک‏بار خارج شده‏اند. البته عده‏ای آوردند و وسایلی را تحویل دادند. ما فکر کردیم اگر هم عده‏ای آن‏ها را نیاورند، بقیه‏ی آن درامان می‏ماند. به‏هرحال سعی کردیم به شکلی فرهنگ‏سازی کنیم که خیلی هم سودمند بود. چون واقعاً باید فرهنگ مردم را بالا برد. وگرنه خود نیروی انتظامی هم می‏تواند آلوده باشد.

گاه به جاهایی برای بازدید می‏رفتیم و می‏دیدیم که چاله‏ای کنار چاله‏های دیگر کنده شده و بغل آن مقداری آب ریخته شده که مثلاً این قدیمی است و باران خورده است. در حالی که ما باستان‏شناس هستیم و تفاوت خاکی که الان روی آن آب ریخته شده را با خاکی که قبلاً خیس بوده می‏شناسیم. می‌گفتند نه ما نکنده‌ایم. همین‌طوری بوده است.


عکس‌ها از ایرج ادیب‌زاده (رادیو زمانه)

گفتید که کامیون کامیون اشیای عتیقه را از ایران برده بودند.

بله… بله. این را همه در آن‏جا می‏دانند که در عرض آن یک‌سال و اندی با وانت به داخل روستا می‏آمدند و خانه به خانه این اشیا را خریداری می‏کردند و کامیون کامیون آن‏ها را از مرز خارج می‏کردند.

به کجا بیش‌تر فروخته می‏شد؟

این را نمی‏دانم، ولی از مرز خلیج فارس، به دُبی و آن‏طرف‏ها می‏بردند. مثلا شنیده‏ام که همسر حاکم یکی از کشورهای آن منطقه (نام کشور را به‌یاد ندارم) مجموعه‏ی خیلی بزرگی از اشیای جیرفت را خریداری کرده است.

از آن‏جا هم به اروپا می‏بردند. یک محموله را در لندن گرفتیم. البته انگلیسی‏ها به ما خیلی کمک کردند. ۱۱۸ شیئی بود که من عکس همه‏ی آن‏ها را داشتم. از روی کتاب من، این اشیا شناسایی شدند و به ایران برگشتند.

آن‏قدر حمل قاچاق این اشیا راحت شده بود که این ظرف‏ها را در روزنامه‏های روز ایران و یا کویت و… می‏پیچیدند. دیگر نمی‏توانستند بگویند که ما این اشیا را از ۱۰ یا ۲۰ سال پیش داریم.

در همه‏جای اروپا و هم‏چنین در فرانسه، قانونی هست که اگر شما ۴۰ سال پیش شیئی‏ای را به کشور وارد کرده باشید و کسی مدعی‏اش نباشد، مال شماست. دیگر هیچ‏‏کس نمی‏تواند آن را از شما بگیرد. به همین دلیل هستند کسانی که در گمرک فرانسه جاهایی را در دفتر خالی می‏گذارند، بعد وقتی شما جنسی را وارد می‏کنید، با تاریخ سال‏های ۶۰ میلادی ورود آن را ثبت می‏کنند.

در تمدن جیرفت چند لوحه‏ی گلی یافت شده که مطالبی به خط هندسی روی آن نوشته شده است. به گفته‏ی دکتر مجیدزاده هنوز این مطالب رمزگشایی نشده‏اند، ولی آن‏چه مسلم است، روایت‏گر وجود نخستین خط و زبان در میان مردم این منطقه است:

اگر ما ۱۰هزارتا از این الواح را هم داشته باشیم، نمی‏توان خط‏ روی آن‌ها را خواند. برای این که ما اصلاً چیزی در این‏باره نمی‏دانیم. تنها راهش این است که الواحی به دو زبان پیدا کنیم. من مطمئن هستم که چنین لوح‏هایی پیدا خواهند شد.

چون می‏دانیم که از طریق سومری‏ها و بین‏النهرینی‏ها در زمان سلسله‏ی «اور سوم»، پسر یا دختر یک پادشاه سومری به نام «شولگی» با پادشاه «ارته» ازدواج می‏کند و به‏هرحال آن‏ها ارتباطات سیاسی داشته‏اند.

احتمالاً در این رفت‏وآمدها قراردادهایی نوشته‏اند و باید در جایی پیدا بشوند. همان‏طور که روی تصویر هم نشان دادم، ما هنوز یک‏دهم در یک‏درصد را هم حفاری نکرده‏ایم. این شهر خیلی وسیع است. ما باید به کتاب‏خانه‏ای در جایی بربخوریم. همان‏طور که گفتم ۱۰۰ سال حفاری است و انشاالله این‏ها پیدا خواهند شد.

باستان‏شناسان و شرق‏شناسان فرانسه به یافته‏های تمدن جیرفت با شگفتی و اهمیت فراوان نگاه کردند. تا آن‏جا که نشریه‏ی مشهور باستان‏شناسی فرانسه (آرکئولوژیا) ویژه‏نامه‏ای را به «تمدن جیرفت» و آثار به‏دست آمده از آن‏جا اختصاص داد که دکتر مجیدزاده نیز در انتشار آن نقش مهمی داشت:

یک باستان‏شناس سرشناس فرانسوی به‌نام ژان‏پرو که سال‏ها پیش در ایران رییس هیئت حفریات شوش بوده و کتابی هم به‌نام «کاخ داریوش» به‏تازگی منتشر کرده را برای سمیناری به ایران دعوت کرده‏ بودیم. ایشان که با من خیلی دوست هستند، پیشنهاد کردند که یکی از شماره‏ی اختصاصی مجله‏ی آرکئولوژیا را به تمدن جیرفت اختصاص بدهیم. این نشریه یک شماره‏ی مخصوص دارد که تمام مطالب مجله به یک موضوع اختصاص پیدا می‏کند و به آن «دوسیا آرکئولوژی» می‏‌گویند.

در این شماره‏ی اختصاصی که ویژه‏ی جیرفت است، حدود ۱۰-۱۲ مقاله گذاشته‏ایم. دو مقاله از من و یک مقاله از آقای پرو در آن به چاپ رسیده است و از دیگر باستان‏شناسان و زبان‏شناسان فرانسوی و امریکایی نیز مطالبی در آن دیده می‏شود.

تمدن جیرفت، تمدنی باستانی است که دست‏کم پنج‏هزار سال قدمت تاریخی دارد و در ایران کنونی بوده است.

دکتر یوسف مجید‏زاده، سرپرست پیشین تیم کاوش‏گری در جیرفت، باور دارد که این تمدن بازمانده‏ی پادشاهی «آراتا» است و مسلم این است که این سرزمین دارای صنعت کوزه‏گری بزرگی بوده و محل عبور کاروان‏های تجاری.

به عقیده‏‌ی دکتر مجیدزاده، در یک کاخ در این مکان، نوشته‏ای روی یک آجر شکسته پیدا شده که ۳۰۰ سال از قدیمی‏ترین کتیبه‏ی یافت شده‏ی ایلامی در شوش قدیمی‏تر است.

**************************************************************

با پروفسور هالي پيتمن، عضو گروه باستان‌شناسي تمدن جيرفت
تاريخ را از نو بايد نوشت
وقتي باران شديد بهار سال 1380 در روستاي مطوط‌آباد جيرفت، تعدادي ظرف سنگي و سفالي را از زير خاك بيرون كشيد و نمايان كرد، كمتر كسي فكر مي‌كرد اين كشفيات بتدريج آنچنان وسعت و تنوعي پيدا كند كه چون سيلي، بنيان‌هاي پيشين باستان‌شناسي جهان را از پي درآورد. 

بعد از آن كه حفاري‌هاي غيرمجاز در حاشيه هليل‌رود، انبوهي از آثار باستاني اين تمدن را به بازارهاي هنري اروپا و آسيا سرازير كرد، تازه نگاه‌هاي مديران فرهنگي كشور و باستان‌شناسان جهان به اين منطقه از ايران جلب شد.

سال 1381، كاوش‌هاي باستان‌شناسي به سرپرستي پروفسور يوسف مجيدزاده، رازهاي سر به مهر بسياري را از اين تمدن ديرپاي ايراني گشود و اگرچه در ابتدا يافته‌هاي شگفت‌انگيز او و همكارانش با شك و ترديد پذيرفته مي‌شد، اما امروز بحث باستان‌شناسان و مورخان جهان، به گستردگي، قدمت و تاثيرگذاري اين كشفيات بر تاريخ تمدن جهان معطوف شده است.

شايد در شروع كار، اعضاي گروه باستان‌شناسي منطقه جيرفت نيز به بزرگي كاري كه در دست گرفته بودند، چندان آگاه نبودند. يكي از اين افراد، پروفسور هالي پيتمن، استاد دانشگاه پنسيلوانياي آمريكاست كه در مطالعات تاريخ هنر ايران باستان تخصص دارد و چندين فصل در كاوش‌هاي حاشيه هليل‌رود حضور داشته است.

اولين بار كه هالي پيتمن را ديدم، سال 1383 بود و او بسيار با احتياط درباره تمدن جيرفت صحبت مي‌كرد. اما ارديبهشت امسال كه براي بار دوم او را ملاقات كردم، در اظهارنظرهايش هيچ نشانه‌اي از شك و ترديد نبود. پيتمن كه براي شركت در همايش تمدن جيرفت با حضور ده‌ها باستان‌شناس و پژوهشگر جهاني به تهران سفر كرده بود، آنچنان از بزرگي و اهميت كاوش‌هاي باستان‌شناسي در جنوب شرقي ايران سخن مي‌گفت كه هر مخاطبي را به حيرت مي‌انداخت.

حاصل صحبت‌هاي 2 ديدار حضوري و يك گفتگوي تكميلي اينترنتي با هالي پيتمن را در حالي به چاپ مي‌رسانيم كه هفتمين فصل كاوش‌هاي باستان‌شناسي جيرفت بزودي در اين منطقه آغاز خواهد شد.

از چه سالي كار باستان‌شناسي در فلات ايران را آغاز كرديد؟

در سال‌هاي 1976 و 1977 ميلادي در گروه باستان‌شناسي به سرپرستي دكتر ويليام ساميز در تل مليان فارس كار كردم. پژوهش‌هاي آن سال‌هاي من، پايه تز دكترايم شد كه موضوع آن مهرهاي مليان بود.

و تا 25 سال بعد ديگر به ايران نيامديد؟

اگرچه براي مدت‌ها به ايران نيامدم؛ اما مطالعات گسترده‌اي درباره تاريخ‌ باستان‌شناسي خاورميانه و ايران داشتم. البته در سال 2001 ميلادي، دوباره به ايران آمدم و در كاوش‌هاي تپه ازبكي در نزديكي قزوين با پروفسور يوسف مجيدزاده همكاري كردم.

اولين بار كي اسم جيرفت به گوشتان خورد؟

سال 2001 ميلادي خبرهايي درباره جيرفت در آمريكا به ما رسيد. همان سالي كه براي كار در تپه ازبكي به ايران آمدم، از زبان همكاران ايراني‌ام در جريان كشفيات حاصل از حفاري‌هاي غيرمجاز در اين منطقه قرار گرفتم. از همان جا تصميم گرفتم در كاوش‌هاي جيرفت با پروفسور مجيدزاده همكاري كنم.

حدود 100 سال پيش باستان‌شناسي به اسم اشتاين در منطقه جيرفت سفال‌هايي چند هزار ساله را پيدا مي‌كند و در دهه 70 ميلادي، كاوش‌هايي هم در شهداد صورت مي‌گيرد كه نتايج خوبي دارد. پس چرا باستان‌شناسان خودشان در اين منطقه كار بيشتري نكردند و منتظر حفاري‌هاي غيرمجاز و غيرعلمي شدند؟

پاسخ آن ساده است؛ چراكه هيچ پيش‌بيني و احتمالي براي رسيدن به چنين گستره تمدني را تصور نمي‌كردند. اگرچه حفريات سال‌هاي دهه 70 ميلادي در منطقه شهداد و تپه يحيي در نوع خودشان اهميت داشتند؛ اما در مقايسه با يافته‌هاي جيرفت بسيار كوچك بودند. درواقع تا پيش از حفريات غيرمجاز در قبرستان باستاني مطوط‌آباد، هيچ كس فكر نمي‌كرد با چنين حجم و تعداد فراوان آثار هنري، دست‌ساخته‌ها و بناهاي كهن در اين منطقه روبه‌رو شود.

مدتي طول كشيد تا جهان باستان‌شناسي آنچه را كه در حاشيه هليل‌رود كشف شده بود، به عنوان يك تمدن به رسميت بشناسد. چرا؟

زماني مي‌توانيم از كشف يك تمدن صحبت كنيم كه به مجموعه‌اي از شاخصه‌ها همچون معماري، صنعت، حكومت، مذهب، تجارت و البته خط و زبان دست يابيم. از ديدگاه من، تمدن به مجموعه‌اي اطلاق مي‌شود كه تركيب پيچيده‌اي از همه اين عناصر است. خب در طول چند سال گذشته ما به مرور توانستيم به يافته‌هايي در هريك از اين شاخه‌ها دست يابيم و ارتباط آنها را به صورت يك مجموعه معرفي كنيم. از اين رو جهان باستان‌‌شناسي هم قدم به قدم با ما پيش آمد و كشفيات گروه باستان‌شناسي جيرفت به سرپرستي پروفسور مجيدزاده را پذيرفت.

با وجود اين، بسياري از محافل باستان‌شناسي، در برابر يافته‌هاي كاوش‌هاي علمي و پژوهشي جيرفت از خود مقاومت نشان مي‌دهند و در آن ترديدها و اما و اگرهايي مي‌آورند.

به نظرم طبيعي است، چرا كه از عمر اين كشفيات بيش از 8 سال نمي‌گذرد و با توجه به ابعاد گسترده‌تري كه كاوش‌هاي باستان‌شناسي جيرفت هر روزه به خود مي‌گيرد، همراهي با آن زمان مي‌برد.

فراموش نكنيم با اين كه در منطقه شوش بيش از 150 سال است كه كار و مطالعه مي‌شود، هنوز بحث‌هايي جدي درمي‌گيرد. يا در ميان رودان (بين‌النهرين)‌ در يك قرن گذشته، 50 گروه باستان‌شناسي حفاري كرده‌اند و يافته‌هاي آنها بررسي و تحليل شده است تا به امروز رسيده‌ايم.

اين در حالي است كه جيرفت تنها 6 فصل كاوش را پشت سر گذاشته و منطقه بسيار جواني محسوب مي‌شود.

پس اين مخالفت‌ها و نظرات متفاوت طبيعي است.

البته آنچه شما از آن با عنوان نظرات مخالف ياد مي‌كنيد، خيلي نيست و بيشتر يك تفاوت برداشت است. براي آن كه نشان دهم دنياي باستان‌شناسي جهان اهميت اين تمدن را دريافته است، بايد بدانيد در آمريكا از كاوش‌هاي جيرفت، به عنوان بزرگ‌ترين طرح باستان‌شناسي خاورميانه ياد مي‌شود. در فرانسه، انگلستان، ايتاليا و ديگر كشورهاي جهان نيز اهميت تمدن جيرفت پذيرفته شده و بحث‌‌ها بيشتر روي جزئيات آن است، مقالات و پژوهش‌هاي درج شده در نشريات و مجلات معتبر و چاپ كتاب‌هاي متعدد، تاييدكننده اين رويكرد است.

براي اين كه خيالتان را راحت كنم، تنها شما را به اين نظر جلب مي‌كنم كه بسياري از پژوهشگران، مورخان و كارشناسان اعتقاد دارند اگر در 50 سال آينده قرار است اتفاق مهمي در باستان‌شناسي جهان رخ دهد، به يقين در جيرفت و منطقه جنوب شرقي ايران خواهد بود.

به عناصر سازنده و شاخصه‌هاي اصلي يك تمدن اشاره كرديد. كداميك از وجوه تمدني جيرفت بيش از ديگر عوامل، شما را به خودش جلب مي‌كند؟

بدون ترديد بايد بگويم كه گستردگي و تنوع تجارت اين منطقه در دنياي باستان مرا شگفت‌زده كرده است. تمدن جيرفت در زمان خودش از هر سمت و سوي جغرافيايي كه در نظر بگيريد، از شرق، جنوب، شمال و غرب با همسايگانش روابط مستقيم تجاري داشته است.

در واقع اينجا براي همه تمدن‌هاي اطراف شناخته شده بود و پل ارتباطي بين سكونتگاه‌هاي بشري در افغانستان، هند، جنوب خليج فارس و تمدن‌هاي ميان رودان (بين‌النهرين)‌ محسوب مي‌شده است.

پروفسور مجيدزاده، فرضيه‌اي را طرح كرده مبني بر اين كه منطقه جيرفت، مركز يك حوزه تمدني بزرگ‌تر بوده كه جنوب شرق ايران را در بر ميگرفته و شامل مناطق شهر سوخته، شهداد، تپه‌ يحيي و… مي‌شده است. شما با اين نظر چقدر موافق هستيد؟

براي پاسخ به اين پرسش كمي زود است. ما بايد حفاري‌هاي بيشتر و بررسي‌هاي دقيق‌تري انجام دهيم و بعد از آن اطلاعات به دست آمده از نقاط مختلف جنوب شرق ايران كه از حدود 3 هزار سال پيش از ميلاد مسيح، سكونتگاه‌هاي بشري بوده‌اند را با هم مقايسه كنيم.

اما در شرايط حاضر، به يقين مي‌دانيم كه اين تمدن‌ها و تجمع‌هاي انساني، با هم ارتباطات گسترده‌اي داشته‌اند.

چه چيزهايي را براي اثبات اين يكپارچگي بايد پيدا كنيم؟

يك حكومت واحد، خط واحد، زبان واحد و… را بايد به دست آوريم تا بر يكپارچگي تمدني اين منطقه از ايران صحه بگذاريم.

اشاره به خط كرديد، 3 سال پيش كه شما را ديدم، درباره پيدا شدن خط در منطقه جيرفت خيلي با يقين و اطمينان صحبت نمي‌كرديد، اما گويا اكنون بر ترديدهايتان غلبه كرده‌ايد.

آن زمان تازه نمونه‌‌هايي از اين خط‌ها را پيدا كرده بوديم و روي آنها كار مطالعاتي انجام نداده بوديم. البته همان زمان هم تاكيد كردم با توجه به اين كه در شهداد و شهر سوخته، نمونه‌هايي از خط يافته‌ايم، پيدا كردن آثار خط در جيرفت هم مساله‌اي عادي و طبيعي است.

حالا بعد از انجام مطالعات روي اين خط به چه نتيجه‌اي رسيده‌ايد؟

اول اين كه اين آثار نشان‌دهنده خط Linear است و در گروه خطوط سمبوليك جاي نمي‌‌گيرند. دوم اين كه خط كشف شده در جيرفت شباهتي به هيچ‌يك از خطوط باستاني ديگر ندارد و مي‌توان رواج آن را تقريبا همزمان با اختراع خط سومري دانست. اين يافته‌ها كه البته اميدوار هستيم امسال و در كاوش‌هاي آينده به نمونه‌هاي بيشتري از آن دست پيدا كنيم، ممكن است تغييرات و دگرگوني‌هاي زيادي را در باورهاي گذشته ما درباره پيشتازي و سابقه خط در تمدن ميان رودان به وجود آورد.

به دليل منحصر به فرد بودن، اين آثار را با نام خط شرقي معرفي كرده‌‌ايم و اميد داريم بتوانيم در آينده آن را بخوانيم.

درباره اين نمونه‌‌هاي يافته شده خط، توضيحات بيشتري بدهيد.

اين نمونه خط‌ها را روي چند لوح باستاني پيدا كرده‌ايم. تا قبل از كشف‌ها، فقط از 2 خط باستاني ميخي و هيروگليف به عنوان نمونه‌هاي باستاني ياد مي‌شد كه اينك بايد در آن تجديد نظر كرد.

خط تمدن هليل‌رود، به صورت اشكال هندسي هستند كه هيچ‌گونه معادل يا شبيهي ندارند و تاكنون متاسفانه كسي موفق به خواندن آنها نشده است. البته مهم‌ترين هدف ما به عنوان باستان‌شناسي در منطقه جيرفت، دستيابي به مخزن اصلي نگهداري و آرشيو لوح‌هاي خطي است.

البته چون تخصص شما بيشتر روي مهرهاي باستاني است، قطعا از يافتن تعداد مهرهاي بيشتر هم خوشحال خواهيد شد؟

اين آرزوي من است. در 6 نوبت حفاري گذشته، حدود 10 مهر را پيدا كرده‌ايم كه تنوع زيادي دارند. در آنها نمونه‌هاي مسطح و استوانه‌اي ديده مي‌شود كه در چند سبك متفاوت حكاكي شده‌اند. بيشتر اين مهرها، مثل يافته‌هاي مشابه از فلات ايران مثل تپه يحيي و شهداد هستند. چندتايي از آنها با هنر حكاكي دره سند قابل مقايسه است و تعداد كمي به طور واضح به تمدن ميان رودان تعلق دارد. اين كشفيات به ما اجازه مي‌دهد به استنتا‌ج‌هايي درباره روابط گسترده جيرفت با مناطق دوردست برسيم.

دوباره برگشتيم به اهميت تجاري جيرفت در حدود 4 تا 5 هزار سال پيش از زمان ما!

خب واقعا اهميت دارد و حيرت‌آور است. تنوع گسترده مهرها و اثرات پيدا شده آنها نشان مي‌دهد كه اين منطقه، مركزي براي تجارت بازرگانان از تمدن دره رود سند تا تمدن‌هاي ميان‌رودان (بين‌النهرين)‌ بوده است. مواد خام سنگي از جاهايي مثل بدخشان و نقاط ديگر به اين منطقه مي‌آمده و اينجا به اشياء و ابزار قيمتي تبديل مي‌شده است. ظروف توليدي در جيرفت را پيش از اين در عراق، سوريه، ازبكستان، عربستان و هند يافته‌اند و اين نشان دهنده بزرگي صنعت و تجارت در جيرفت و حجم بالاي صادرات اين تمدن بوده است. مي‌توان اين نتيجه‌گيري را كرد كه تمدن هليل‌رود، از مراكز اصلي تجارت جهاني در هزاره سوم پيش از ميلاد بوده است.

درباره كشف ساختمان‌هاي بزرگ و زيگورات مانند جيرفت توضيح دهيد.

واژه زيگورات، يك لغت ميان روداني (بين‌النهريني)‌ است و نمي‌دانيم كه در اينجا چه نام داشته است. در نگاه اول مي‌بينيم تختگاهي است كه طبقات پلكاني دارد. مسلم است كه اين ساختمان‌هاي پلكاني در جيرفت،  قديمي‌تر از زيگورات‌هاي تمدن ميان رودان هستند.

قديمي‌ترين زيگورات ميان رودان، مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد است و به تمدن سومري‌ها و شهر اور تعلق دارد كه پايه‌اش مربع شكل بوده و 120 متر در 120 متر است. در حالي كه پايه ساختمان پلكاني پيدا شده در كناره هليل‌رود در پايه 400 متر در 400 متر بنا شده و به هزاره چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد. در ساخت اين بنا، بيش از 4 ميليون خشت گلي به كار رفته و تحقيقات ما نشان مي‌دهد كه در عمق 12 متري تپه‌ها، آثار و لايه‌هايي به مراتب قديمي‌تر از لايه‌هاي فوقاني قرار دارد. طبقه اول اين ساختمان بزرگ، 90 هزار متر مربع و طبقه دوم، 22 هزار متر مربع مساحت دارد.

معرفي كشفيات منطقه جيرفت باعث شده است مطبوعات و نشريات با عناويني چون «گهواره تمدن تكان خورد» يا «كهن‌ترين تمدن جهان پيدا شد» و … به آن بپردازند. تا چه اندازه موافق چنين تيترهايي هستيد كه قدمت جيرفت را بيش از ديگر تمدن‌ها مي‌دانند.

من عادت دارم كارم را آرام‌آرام و بدون سر و صدا انجام دهم. براي همين اعتقاد ندارم كه نمونه‌اي را انتخاب و آن را با ديگر نمونه‌ها مقايسه كنم و بعد نتيجه بگيرم كه اين يا آن مهم‌تر يا بزرگ‌تر است. تمدن‌هاي ميان رودان (بين‌النهرين)‌ جاي خود را در تاريخ دارند و جيرفت، جايگاه خودش را و هيچ يك جاي هم را تنگ نمي‌كنند؛ البته تاكيد مي‌كنم كه يافته‌هاي ما در جيرفت آنچنان زياد و مهم است كه به يقين در چند سال آينده باعث خواهد شد بخش‌هايي از تاريخ تمدن جهان بازنويسي و اصلاح شود.

پس ما مي‌توانيم تيتر بزنيم كه «تاريخ تمدن جهان را بايد از نو نوشت»؟

(با خنده)‌ البته نه به آن معنا كه ديگر تمدن‌ها و يافته‌هاي باستان‌شناسي را بايد نفي كرد؛ اما اگر منظور، رساندن اهميت تمدن جيرفت باشد، اتفاقا تيتر خوبي هم هست. اين موضعگيري‌ها باعث مي‌شود بحث‌هاي جدي از سوي كارشناسان صورت بگيرد و از دل‌ همين اختلاف نظرها و بحث‌هاست كه حقيقت رخ مي‌نمايد.

به عنوان باستان‌شناسي آمريكايي، آيا فكر مي‌كنيد تاكنون روي معرفي تمدن جيرفت به جهانيان خوب كار كرده‌ايم؟

فعاليت‌هاي خوبي انجام شده است كه از آن ميان مي‌توان به همايش جهاني تمدن جيرفت در ارديبهشت‌ امسال اشاره كرد كه در تهران و جيرفت برگزار شد. تعداد مقالات چاپ شده در نشريات هم هر روز افزايش پيدا مي‌كند.
با اين حال لازم است ما بر مستندات خود بيفزاييم و كنفرانس‌هاي بيشتري برگزار كنيم.

جانمایی شهر جیرفت در نقشه ایران

و آخرين پرسشي كه ارتباط غيرمستقيم به يافته‌هاي باستان‌شناسي در ساحل شمالي خليج فارس بويژه در كرمان، فارس و بوشهر دارد. حجم بالا و گستردگي تمدن‌هاي چند‌هزار ساله در ساحل ايراني خليج فارس نشان مي‌دهد وقتي در منطقه جنوب اين خليج هيچ اثري از تمدن نبوده، ايرانيان از اين آبراه، سود مي‌جسته و بر آن تسلط داشته‌‌اند. با اين شرايط، جعل و تحريف نام اين خليج را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و در مقابل آن چه موضعي داريد؟

ديدگاه علمي و تاريخي به همه مي‌گويد اينجا خليج‌فارس است و آن عنوان جعلي كه نمي‌خواهم از آن نام ببرم، به هيچ وجه جا نخواهد افتاد و عاقبت محو مي‌شود. ممكن است بعضي اغراض سياسي پشت اين تحريف باشند و در كوتاه‌مدت بر افكار عمومي جوامعي تاثير بگذارد، اما مطمئن باشيد هيچگاه به طور علمي و رسمي پذيرفته نمي‌شود. در مجامع علمي و دانشگاهي جهان، من تاكنون نديده‌ام كه كسي از آن عنوان جعلي براي خليج فارس استفاده كند.

وقتي باورهاي قديمي باستان‌‌شناسي دگرگون شد

در همين 8سالي كه از كشف تمدن چند هزار ساله جيرفت مي‌گذرد، بسياري از باستان‌شناساني كه ابتدا ترديد داشتند يا به مخالفت با يافته‌هاي گروه پژوهشي پروفسور يوسف مجيدزاده برخاسته بودند، تغيير عقيده دادند و به مطالعه در اين منطقه علاقه‌مند شدند.

تاكنون تنها 6 فصل كاوش در حاشيه هليل‌رود صورت گرفته است و به دليل وسعت منطقه، سال‌ها طول خواهد كشيد تا ابعاد واقعي اين تمدن آشكار شود. براي درك بزرگي اين كار كافي است بدانيد اين منطقه 400 كيلومتر طول و 50 كيلومتر عرض دارد و در آن حداقل 100محوطه باستاني به چشم مي‌خورد.

وقتي مجيدزاده در سال 1382 كتاب جيرفت، كهن‌ترين تمدن شرق را منتشر كرد، كارشناسي به نام اسكار وايت موسكارلا، نقد تند و تيزي بر آن نوشت و بسياري از آثار معرفي شده در اين مجموعه را تقلبي خواند. حتي وقتي گروه باستان‌شناسي در سال 1383، آثاري از خط را روي تكه‌اي آجر به دست آورد، عده‌اي خطوط را دست‌نوشته خود مجيدزاده ناميدند. براي همين زماني كه در سال 1385، گروه باستان‌شناسي جيرفت 3 قطعه ديگر از اين آجرها را و حتي كوره پخت الواح را يافت، براي رفع هر شبهه‌اي از تمام مراحل كار فيلم مستند تهيه كرد. اما امروزه با اين كه تعدادي از باستان‌شناسان و كارشناسان با فرضيه‌هاي مجيدزاده و موافقان و مدافعان اين تمدن باستاني مخالفت مي‌كنند، اما ديگر هيچ‌يك از آنان اصل كشفيات جيرفت را زير سوال نمي‌برند. در واقع تمدن هليل‌رود، اهميت و بزرگي خود را بر همه جهان قبولانده است و از اين پس بايد منتظر ماند و براساس مستندات و مطالعات ديد كه تا چه حد فرضيات بزرگ پروفسور مجيدزاده به واقعيت مي‌پيوندد.

مهدي ياورمنش

********************************************************

آرش نورآقایی: اگر سیل نمی‌آمد کسی خبردار نمی‌شد که در زیر خاک جیرفت چه تمدنی خوابیده.

بعد از سیل هم انگار ما خوابیده بودیم تا تکه‌هایی از تمدنمان را ببرند. اما قصة این تمدن نویافته از این قرار است: روزی روزگاری از کوه‌های بلندی به اسم جبال بارز، رودی به نام هلیل جاری شد و به سرزمینی پست که امروز به آن جیرفت می‌گویند فرود آمد تا حکایت مردم این دیار شروع شود.

امروز سینه خاک، قصه‌ای را برای ما نقل می‌کند که تا همین چند سال پیش کسی آن را نشنیده بود. داستانی که تاریخ آن حداقل به 2500 سال قبل از تاریخ 2500 سالة هخامنشیان برمی‌گردد. در آن وقت مردمی می‌زیستند که در عصر مفرغ، عصر طلایی خودشان را تجربه می‌کردند.

نام دیگر جیرفت، سبزواران است و در جنوب شرقی استان کرمان قرار دارد.
وقتی مارکوپولو به ایران آمد، سر راهش جیرفت را هم دید. ظاهرا در زمانی که او از این شهر عبور می‌کرد، جیرفت به کلی ویران شده بود. او از جیرفت به عنوان «کامارای» یاد کرده.

مضمون خیلی از تصاویر اشیا پیدا شده در جیرفت، جدال حیواناتی مثل ببر و مار با هم است. نقش عقرب هم زیاد دیده می‌شود.

کنار صندل، روستایی است در حدود 30 کیلومتری جنوب جیرفت که نامش را در نقشة اطلس راه‌های ایران پیدا نمی‌کنید. ولی واقعا چنین جایی وجود دارد.

فاصلة تپه‌های کنار صندل شمالی و جنوبی حدود 5/1 کیلومتر از هم است. به غیر از این دو تپه، تپه‌ای که به قلعة کوچک موسوم است و قبرستان مطوط‌آباد هم از مکان‌های باستانی منطقه هستند.

استفاده از اصطلاح سنگ صابونی، فقط به این دلیل است که برای چندین دهه این نوع سنگ با این نام شناخته و معرفی شده است.

از مکان‌های دیدنی اطراف جیرفت این‌ها هستند: آبشارهای دوساری، روستای رود فرق، قلة علم‌شاه در کوهستان زیبای جبال بارز، سد جیرفت، روستای اسفندته، تنگه آبشوئیه و…

یکی از مسیرهای خوب برای رفتن از کرمان به جیرفت این است: کرمان + ماهان + راین + ساردوئیه + دلفارد + جیرفت

قدیمی‌تر از زیگورات

این هم عکس هوایی از تپة کنار صندل شمالی. زیر این خاکی که می‌بینید، یک بنای دو یا چند طبقه مدفون است که باستان‌شناسان کم‌کم آن را بیرون می‌آورند. این بنا از قدیمی‌ترین زیگورات‌های کشف شده است و برای همین کارشناس‌ها دوست ندارند اسم آن را زیگورات بگذارند

خانه‌های بافتنی


اگر روزی گذرتان به تپه‌های کنار صندل افتاد، شب را می‌توانید در داخل یکی از این توپی‌ها سر کنید. همه چیز این توپی‌ها از درخت نخل است. این زن روستایی، خانه‌اش را می‌بافد و بچه‌هایش را در آن بزرگ می‌کند

مرغ ظرفابی


فقط باید سر و کارتان با فلزکاری باشد تا بدانید که چقدر سخت است که از مفرغ یک تکه، یک ظرف شبیه این درست کرد. انگار یک مرغابی است که در حوض آب شنا می‌کند. یادتان باشد این ظرف حدود 5 هزار سال پیش ساخته شده

تخته‌نرد جادویی


ظاهرا صفحة این بازی شبیه تخته نرد است که جیرفتی‌های 5 هزار سال پیش به آن علاقه داشتند. شاید تاس می‌انداختند و مهره‌ها را در داخل این دایره‌ها حرکت می‌دادند. تعداد دایره‌ها در اشکال مختلف فرق می‌کند. احتمالا این بازی با اعتقادات جادویی همراه بوده

درخت زندگی


این گیاه نقش درخت زندگی (Tree of life) را بازی می‌کند. درخت زندگی در بسیاری از تمدن‌ها به خاطر طول عمر، زیبایی و سودمندی مقدس بوده. و معمولا میان دو راهب یا دو جانور مثل شیر و بز وحشی که نگهبان آن هستند، تصویر می‌شده. جنس این ظرف از جنس سنگ صابونی است

روزی روزگاری، شهری


به این تپه می‌گویند تپه کنار صندل جنوبی. به نظر می‌رسد بقایای یک ارگ حکومتی سلطنتی در هزارة سوم قبل از میلاد است. کمی دورتر از ارگ، باقی‌مانده‌های یک خانه را می‌توانید ببینید که احتمالا از خانه‌های مردم عادی است. این تپه از تپه‌های مهم باستانی اطراف جیرفت است که تعدادی از باستان‌شناسان در آن حفاری می‌کنند تا راز این شهر 5 هزار ساله کشف شود

پلکانی به سمت خدا


به نقش کنگرة روی ظرف نگاه کنید. طرح دژهای مادی، پله‌های تخت جمشید، بالای سر ایوان بزرگ طاق بستان، تاج بعضی از شاهان و… همین طرح است. طرح بنای زیگورات‌ها هم همین است پلکانی که به سمت آسمان می‌رود. این ظرف در موزة جیرفت نگهداری می‌شود

به من نگاه کن


این عقاب با ابهت، چنان روبه‌روی ما ایستاده و نگاه می‌کند که انگار از ما دعوت می‌کند به جزئیات و ظرافت سینه و بال‌هایش توجه کنیم و تاریخ را بنویسیم. این عقاب از اشیای پیدا شده از مناطق باستانی جیرفت است

سفال‌های عهد دقیانوس


مردم محلی به این‌جا می‌گویند دقیانوس. اما این‌ها خرابه‌های شهری است در کنار هلیل‌رود، که روزگاری از بزرگ‌ترین، مهم‌ترین و ثروتمندترین شهرهای اسلامی در دورة سلجوقی بود. سفال‌هایی که از این خرابه‌ها پیدا کرده‌اند، سیر تحول سفالگری دورة اسلامی را مشخص می‌کند.

***************************************************************

عكسهايي از اين تمدن عظيم

djiroft7.jpg djiroft9.jpg djiroft17.jpg djiroft27.jpg djiroft33.jpg djiroft28.jpg djiroft34.jpg djiroft35c.jpg game-boards-jiroft.jpg jiroft.jpg jiroft1.jpg jiroft-civilization.gif lo618-web.jpg

musc12.jpg ziggurat.jpg 12.jpg 23.jpg 32.jpg

41.jpg 52.jpg 6.jpg 7.jpg 8.jpg 9.jpg 10.jpg 111.jpg 121.jpg 13.jpg 14.jpg

**************************************************************

جیرفت :

جیرفت ( محوطه ای باستانی در استان کرمان ( جنوب شرقی ایران ) و نزدیک به شهر جیرفت ، به طول 400 کیلومتر و در حاشیه ی رودخانه ی هلیل رود ( مرکز نخستین تمدن بزرگ و باشکوه جهان در حدود هفت هزار سال پیش ))

https://i0.wp.com/aryan-generation.persiangig.com/image/jiroft.jpg

تا مدتها پیش چنین تصور می شد که کهن ترین تمدن جهان در سومر عراق تشکیل شد ؛ اما کشف یک زیگوارت ( معبد ) بزرگ با قدمت بیش از پنج هزار سال ، آثار سنگی بسیار و همچنین کتیبه های آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت ایران باعث شد تا باستان شناسان درباره ی دانسته ها و ادعاهای پیشین خود تجدید نظر کنند .

https://i1.wp.com/aryan-generation.persiangig.com/image/tamadon%20haye%20na%20shenakhte-1.jpg

کتیبه ای به خط ناشناخته ، کشف این کتیبه نشان دهنده ی اقتدار و نظام اقتصادی قوی تمدن این منطقه در زمان عصر باستان است .

محل کشف : محوطه ی باستانی جیرفت .

ظرف استوانه ای سنگی به ارتفاع 10 سانتی متر ؛ روی این ظرف نقش ساختمان معبد و دروازه ی ورودی شهر به چشم می خورد.

پلاک های سنگی با نقش انسان عقب نما ، مار و عقرب ، نمادهایی از افسانه ها و باورهای مردم باستانی جیرفت .

باستان شناسان با بررسی کتیبه هایی که در این منطقه ی مهم باستانی کشف شده بود . سعی کردند اطلاعات بیشتری درباره ی این تمدن بزرگ و ناشناخته بدست آورند که پس از تحقیقات فراوان ، به تعدادی کتیبه دست یافتند . در یکی از این اسناد که از خرابه های شهر اوروک ( در جنوب بین النهرین ) به دست آمد ، داستان کشمکش میان پادشاه سومر با فرمانروای سرزمین ثروتمندی به نام ارت ثبت شده بود ( در این داستان که در اوایل هزاره ی دوم پیش از میلاد و به خط سومری روی یک لوح سفالی نوشته شده ، چنین آمده : روزی انمرکار ( پادشاه شهر اوروک ) با فرستادن نماینده ای ، از حاکم ارت می خواهد تا استادان هنرمند و سنگ های گرانبها را برای ساخت معبد به اوروک بفرستد . حاکم ارت هم در ازای فرستادن سنگ ها ، از پادشاه اوروک درخواست غلّه می کند . انمرکار غلّه را می فرستد اما حاکم ارت از فرستادن سنگ ها خو داری می کند . 10 سال بعد ، انمرکار دوباره قاصدی به سرزمین ارت می فرستد و درخواست خود را تکرار می کند . در نهایت دو پادشاه با هم به تفاهم می رسند و حاکم ارت ، هنرمندان و سنگ های زینتی را به سومر می فرستد . ) ، در کتیبه ای دیگر ، پادشاه سومری سعی کرده بود با گذر از شهر شوش و هفت رشته کوه ، به سرزمین ارت حمله کند . بررسی دقیق این کتیبه ها و آثار کشف شده این فرضیه را به اثبات نزدیک می کند که شهر افسانه ای و گمشده ی ارت که در شرق ایران قرار داشته ، به احتمال زیاد همان شهر جیرفت است .

از آثار کشف شده در این منطقه ی می توان به ظروف و پلاک های سنگی با نقوش بسیار ظریف از موجوداتی چون : عقاب ، عقرب ، مار ، پلنگ اشاره کرد که نظیر آنها در هیچ یک از محوطه های باستانی جهان کشف نشده است .

نقوش روی این ظروف سنگی بسیار زیبا ، با سنگهای گرانبهای چون فیروزه ، لاجورد و عقیق تزیین شده است .

محل کشف آثار : جیرفت

قدمت : هزاره ی پنجم تا سوم پیش از میلاد .

منابع:

http://www.theiraniandream.net/?p=806

http://insideofiran.webhost4life.com

http://ja-jp.facebook.com/note.php?note_id=141959385837804

http://www.omidvar.net/photography/jiroft-civilization/

http://zamaaneh.com/special/2010/06/post_1238.html

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100955558532

http://ivmp.wordpress.com/category/history/before-islam/jiroft-civilization/

http://www.radiofarda.com/content/F8_Iran_Archaeology_Jiroft/2147862.html

http://www.hamshahrionline.ir/print-15574.aspx

http://aryan-generation.blogfa.com/post-5.aspx

هزاران حرف و حدیث درباره تصاویر گرفته شده ناسا

این تصاویر ارزشمند در بین هزارن دیدگاه مختلف قرار دارد و همانند کلیشه ها و اسطوره های قدیمی، بدون جواب باقی مانده و هیچ تفاوتی با آنها ندارد.

نویسنده مقاله: من این تصویر را یک روز قبل در وب سایت رسمی ناسا مشاهده کردم ، در تصاویر یک شی ناشناخته پرنده به وضوح در آسمان دیده می شود ، از خود پرسیدم آیا به اشتباه ناسا این تصویر را به سوی عموم مردم منتشر کرده ؟ و در این میان بسیاری از مخاطبین در مورد صحت تصاویر از من سوالهای متعدد کردند که این خود باعث گردید من به بررسی بیشتر در تصویر مد نظر بپردازم ، و در این میان به نتایجی هم دست یافته ام که در ذیل به آنها خواهیم پرداخت:

سخنان رئیس جمهور وقت آیالات متحده

ریگان (رئیس جمهور وقت) در تاریخ 21 سپتامبر 1987 که در میان 42 تن از مجمع عمومی که در سازمان ملل متحد تشکیل شده بودند یادآور شد :

«در تضاد با وسواسهای خویش ، ما اغلب می دانیم که چقدر اتحاد بشریت سست می باشد و تمام اعضای انسانیت را فراموش کرده ایم. شاید ما نیاز به برخی از کمک ها از خارج (فرازمیان) داشته باشیم ، تهدید جهانی در مورد بیگانگان به امری فراگیر تبدل شده است. من گاهی اوقات به این موضوع فکر می کنم که اگر تهدید بیگانگان در خارج از زمین وجود داشته باشد ،  با این حال، من از شما این سوال را دارم ، آیا نیروی های بیگانه  قبلا در میان آمریکائیان وجود داشته اند؟ «

شی مد نظر  در اطراف زمین در حال گذر بوده و من تصور می کنم این منظره است واقعی و به زودی حقایق را آشکار خواهم کرد. یک دوست من عضو گروه ACIO) Alien Contact Intelligence Organization) «سازمان تماس با هوش فرازمینی می باشد ، اخیراً وی لینک ناسا این تصویر را برای بنده فرستاده و در انتها می گوید که آن شی ناشناس غیر از یک «بشقاب پرنده» چه چیز دیگر می تواند باشد.

ظاهراً تصاویر پیدا شده از وب سایت ناسا به نظر می رسد ،  آن شی پرنده موجود در تصاویر ،درحالی گرفته می شود که آن معلق در هوا و بر فراز زمین قرار داشته است. آیا آن یک گونه از بشقاب پرندگان است و یا آن شی به علت داشتن ارتفاع زیاد یک هواپیمای نظامی و یا ماهواره ای از این دست می باشد؟ خوب ، شما می توانید برای خود تصمیم بگیرید ، در ادامه من هم تصویر اصلی و نیز تصویری را قرار داده ام که تصویر اول از خود وبسایت ناسا گرفته شده است و تصویر دوم ، من قسمتی که بشقاب پرنده در آن وجود داشته را به حالت بزرگنمایی در آورده ام.

تصویر اصلی ناسا

تصویر بزرگ شده

در مورد این شی ناشناخته چه چیزی را می توان گفت ، جز اینکه 1) این یک شی ناشناخته معلق در هوا و در کنار زمین قرار دارد. 2) با توجه به اینکه بدنه این شی پرنده براق بوده و انعکاس نور خورشید در آن دیده می شود به نظر می رسد آن از یک فلز با کیفیت و براق ساخته شده باشد ، اما به طور قطع آن چه است ؟ یک باله ؟ یک بشقاب پرنده؟ من مطمئن نیستم این شی عجیب چه است ، اما قطعاً یک تصویر جنجالی و خبر ساز می باشد.


برخی از ایده های جدید درباره این تصویر:

این تصویر در یکی از ماموریت های شاتل فضایی گرفته شده است. بطور دقیق تر ، تصویر فوق بخشی از مجموعه  تصاویر گرفته شده از ماموریت شاتل فضایی STS-088 می باشد. که 5 تن از فضانوردان سازمان فضایی ناسا از جمله «Sergei K. Krikalev» متخصص ماموریت فضایی و نماینده ناسا، کیهان نورد روسی «Robert D» از سازمان فضایی روسیه ،Cabana فرمانده ماموریت ، «Frederick W» ، «Sturckow, pilot»خلبانان و «James H. Newman»  در این ماموریت فضایی شاتل فضایی را هدایت می کردند.

این ماموریت شاتل فضایی منحصر به فرد بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است ، دلیل این امر آن است که اگر شما به یاد آورید اولین پرواز ایستگاه فضایی بین المللی توسط ماموریت «اندیور» آغاز شد و در تاریخ 4 دسامبر 1998 به پایان رسید و این شاتل فضایی در تاریخ 15 دسامبر سال 1998 در ساعت 10:53 قبل از ظهر بر زمین فرود آمد ، بنابراین در این تاریخ است که تصاویری از این شی ناشناس معلق در هوا بر زمین از شاتل فضایی اندور گرفته شد.

عکس های ذیل مجموعه ای از تصاویر گرفته شده در طول این ماموریت است. به گفته ناسا، این عکس ها در یک کاتالوگ از روی قسمتی از فیلم گرفته شده و این در هنگام فرود شاتل فضای در فهرست بندی 724 و ورود شماره 65-70 وب سایت ناسا قرار دارد .

بیانیه رسمی ناسا در مورد این شی ناشناخته بدین صورت بود که جسم مورد نظر چیزی جز یک زباله فضایی و یا بقایای از شهاب سنگ های منفجر شده در مدار زمین است!. با این حال برخی از منتقدان در جواب به بیانیه رسمی ناسا در مورد آن جسم مرموز می گویند ، این شی ناشناخته که بدنه آن به هیچ وجه در داخل زمین ساخته نشده است و آن می تواند به هر چیزی شباهت داشته باشد جز زباله فضایی!

تصویر STS088-724-65:

تصویر STS088-724-66:

تصویر STS088-724-67:

تصویر STS088-724-68:

تصویر STS088-724-69:

تصویر STS088-724-70:

من هیچ نظری را در مورد تصاویر فوق ندارم و تنها می توان گفت که با توجه به بیانه رسمی ناسا در مورد این شی ناشناخته یک جسم بی ارزش می باشد پس باید به راحتی از کنار آن گذشت ؟ نباید از اصل موضوع دور شویم و سوالاتی را باید از خود پرسید که آن چه است از کجا آمده و برای چه آن در بالای زمین و در کنار شاتل فضایی قرار داشته است؟

اکنون ما باید در مورد تصاویر جزئیات بیشتری را ارائه دهیم ، در نگاه نخست آن جسم ناشناخته می تواند هر چیزی باشد (یوفو – هواپیمای نظامی و …) که قطعاً آن برای بررسی و تحقیقات به زمین آمده است. این جسم شبیه به ماهواره های مخابراتی است که در مدار زمین قرار دارد اما با توجه به دیدگاه منتقدان و نیز جزئیات قرار گرفته در عکس ، آن شبیه به هیچ یک از ماهواره هایی که  ساخته شده اتوسط انسان نیست. تاکنون نظیر این جسم دیده نشده است.

اتفاقات عجیب و خارق العاده

ظاهرا این شیء شگفت آور در سال 1953 نیز دیده شده بود و  بعد گزارشهای متعدد از رصد این شی سبب گردید آن «شوالیه سیاه» نامیده شود.این گزارش ها قطعا قبل از ساخت اولین ماهواره فضایی ، «اسپوتنیک آی» آغاز شد.

در سال 1953 ، در طول چهار سال اتحادیه U.S.S.R (اتحادیه جماهیر شوروی سابق ) تواستند «اسپوتنیک» اولین ماهواره فضایی روسی را راه اندازی کرده و توسط دکتر لینکلن لاپاز از دانشگاه نیو مکزیکو به فضا پرتاب کنند. که به موازات این رویداد گزارش های متعددی از رصد این شیء عجیب شروع می شود. در این میان وزارت دفاع آیالات متحده گروهی از محققان را برای جستجوی و تحقیق در مورد این شی  را منصوب می کند ، در این هنگام منجم شناسی به نام «Clyde W. Tombaugh» برای اجرای دستور وزارت دفاع مبنی بر «جستجو برای شی پرنده» آماده می شود.

در سال 1957، دکتر لوئیس کورالوس از وزارت ارتباطات ونزوئلا تصاویر گرفته شده از فضاپیمای «اسپوتنیک دوم» در مورد این شی عجیب را مورد ارزیابی قرار داده و به کاراکاس منتقل می کند.

با توجه به تحقیقات صورت گرفته در این امر ، این شی پرنده حتی در سالهای 1927 نیز گزارش شده بود و این درحالی بود که پس از ارسال امواج رادیویی به فضا این امواج رادیویی در حال انعکاس و بازگست از فضا در واحد ثانیه / دقیقه به ثبت رسیدند.

گاهی اوقات پس از گزارش دیده شدن این شی پرنده فرستندگان رادیویی ، چندین پیام را از این شی دریافت می کردند ، که یکی از این پیام ها آشکارا یک نقشه ستاره ای از محور «Epsilon Booti» دریافت می کردند ؛ که این محور و کمربند ستاره ای ، در حدود 13.000 سال قبل در یک کتیبه قدیمی رمز گشایی شده بود.

این شی عجیب دوباره در سال 1970 توسط یک ستاره شناس اسکاتلندی بنام «Duncan Lunan» کشف گردید و این واقعه در حالی رخ می دهد که وی در آن زمان با تجزیه و تحلیل سیگنالهایی که از این شی به زمین مخابره می شود متوجه حضور آن در زمین می گردد ، او تایید کرد که پیام های مخابره شده «به نظر» یک نقشه ستاره ای از اپسیلون Bootis می باشد.

Duncan Lunan

خب، آیا این سفینه کهن فضایی است ؛ که در مدار زمین باقی مانده است و یا یک ماهواره ای بیگانه است که در حال جاسوسی بر ماست؟

سوال من این است که چرا ناسا عکس های گرفته شده از این شیء  را در وبسایت خود ثبت نموده است در حالی که  آن در دیدگاه ناسا فقط یک زباله و باقی مانده ای از یک سفینه فضایی است؟ علاوه بر این ، آشکارا و به صورت عمد ناسا عکسهای گرفته شده از آن شی را مورد تایید قرار می دهد و این که این شی در واقع یک جسم شناخته شده ای می باشد که در سال 1950 نیز دیده شده است؟ خب، حدس می زنم شما نیز در مورد واقعیت این جسم مشکوک هستید و به هر حال شاید در سالهای آتی دوباره این شی عجیب را این بار نزدیکتر از همیشه و در آسمانها نظاره کنیم!

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع (وبلاگ بسوی حقیقت) مجاز می باشد.

برای حفظ حق مولف خواهشمندم مطالب را با ذکر منبع ؛ نسخه برداری کنید.

با تشکر از دوست گرامی «MAMAD-D2» برای گزارش این مطلب.


منبع اصلی ترجمه و گردآوری: وبلاگ بسوی حقیقت

برگرفته از وبسایت: Fred Prione

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313 (نیبیرو )

https://i1.wp.com/www.luisprada.com/Protected/IMAGES/andy_loyd_nibiru_path.jpg

آیا UB 313   همان طارق است؟

آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟

آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟

علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012  تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت ، قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم )

«ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین» (شعراء:4).

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

* ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. ( برای آگاهی بیشتر از طولانی شدن روز و ایستایی خورشید در وسط آسمان که همان توقف گردش زمین برای مدتی کوتاه است ، اینجا را کلیک کنید )

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه­ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه ­السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

در این ماه ستارۀ دنباله­ دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب­ سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق­ زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد.

این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین می­شود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد.

همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت می­کند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند.

در متون زرتشتیان آمده است:

… در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد…( زند بهمن­یَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )

در کتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود…* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷(

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ،  ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم .

به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم.

UB 313 ،  سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ،  نیبیرو Nibiru ،

در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز  , David L. Rabinovitz  عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی  بر مدار  پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره  ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در  کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313  (نیبیرو)  نامیدند. UB 313 نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313  طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار  UB 313  بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر  3600 سال یکبار وارد مدار  نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200  سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است.

حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ،  عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد.

 

 

همانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر » کاتلا » در آیسلند و » یلوستون » در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده  و  بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و  تصاویر موجود این اتفاق در سالهای  2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313  به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.

دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال  می توان به اخبار زیر اشاره کرد :

* قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)

* پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست)

* فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002(

* گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002(

* و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.

کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند  و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.

www.middlebury.net/op-ed/global-warming-01.html

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟

 

 

 

دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال  یکبار تکرار شده اند.  اسناد به دست آمده از نزدیکی  UB 313  به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.

بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313  (نیبیرو)  و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از  تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت.

 

این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای  کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “  اژدها و افعی های  پرنده “  Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است.

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم  UB 313  به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را  با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است.

اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.

شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و  خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد.

Hobbit Holes

آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 :

در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313  (نیبیرو)  را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان يك شرکت در آمريكا قصد دارند پناهگاه تجاري زيرزميني براي افرادي بسازند که مي‌خواهند از وقايع فاجعه‌آميزي مانند برخورد يک سيارک به زمين و يا يک حمله هسته‌اي جان سالم به در ببرند.

به گزارش ايرنا، شرکت کاليفرنيايي «وي ووس» اعلام کرد: در حال برنامه‌ريزي براي يک پروژه تجاري است که اميد زنده ماندن از رويدادهايي نظير پايان حيات بر روي زمين در سال 2012 که اقوام «مايا » پيشگويي کرده‌اند را در دل زنده مي‌کند.

بر اين اساس اين شرکت قصد دارد 20 پناهگاه چندين طبقه هر يک به مساحت 1858 متر مربع بسازد که هرکدام 200 نفر را در خود جا مي‌دهد.

اين پناهگاه به‌گونه‌اي طراحي مي‌شود که بتواند در برابر گرماي 700 درجه سانتي‌گرادي، وزش بادهايي با سرعت 700 کيلومتر در ساعت، وقوع سيل به مدت 500 ساعت و يا زلزله بيش از 10 درجه ريشتري دوام بياورد.

همچنين بخشي از اين پناهگاه شامل سپرهاي هسته‌اي مرمت شده زمان جنگ سرد است.

مسئولان اين شرکت مي‌گويند: ساخت هر پناهگاه با غذا، سوخت، آب، لباس، تجهيزات پزشکي و ابزارآلات امنيتي درون آن، حدود 10 ميليون دلار هزينه برمي دارد. هزينه ورود به اين پناهگاه‌ها 50 هزار دلار برآورد شده است.

«روبرت ويچينو»  مالک شرکت وي ‌ووس مي‌گويد: ساخت اين پناهگاه صرفاً براي گريز از پيشگويي‌هاي مربوط به سال 2012 نيست، بلکه امکان دارد واقعه‌اي همين فردا و يا 20سال ديگر روي دهد. نمي‌توان پيش‌بيني کرد، اما بايد آماده بود. ( اطلاعات)

از سوی دیگر کلیپهایی بر روی یوتیوب هست که نشان می دهد سوئد پناهگاه بزرگی در دل کوه برای شهروندان خود ساخته و در آن همه امکانات برای زندگی برای مدت شش ماه را قرار داده و از سوی دیگر کشورهای اروپایی در حال تکمیل بانک اطلاعات ژنتیکی از گیاهان و جانوران و حتی انسانها هستند . هر چند هدف این پروژه جلوگیری از انقراض نسل گونه های کمیاب گیاهی و جانوری است ولی اصرار بر تکمیل آن تا قبل از سال 2012  نگرانی هایی را القاء می کند که این کشورها قصد دارند پروژه ای شبیه کشتی نوح که داستان آن در عهد قدیم و انجیل آمده  را برای حفظ گونه های موجودات و ادامه حیات بر روی زمین پس از وقایع 2012 تکرار نمایند.

Maya 2012 end of the world prophesy Modern Mayans: 2012 end of the world scenario false

حرکت نیبیرو و تاثیرات آن بر کره زمین در بین سالهای 2011- 2014

برای درک بهتر تاثیرات حرکت UB 313  (نیبیرو) و نحوه چرخش آن به دور خورشید ، کارشناسان فضایی مدلی را تهیه کرده اند که تصاویر آنها با توضیحات مربوطه در زیر نشان داده شده است :

در تصاویر زیر بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .

برای دیدن تصاویر با حجم بزرگتر اینجا را کلیک کنید

نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین وجود دارد و چنانچه شهاب سنگی در اقیانوس سقوط کند موجب تسونامی می گردد . همچنین زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .

یافته های زمین شناسی نشان می دهد در طی حیات زمین بارها و بارها قطبهای مغناطیسی زمین تغییر کرده اند اما علت آن تا کنونناشناخته بوده است . اخیرا دانشمندان ادعا کرده اند که زلزله و آتشفشانهای شدید می تواند باعت تغییر جزئی قطبهای مغناطیسی زمین و طولانی تر شدن روزها گردد و بعد از زلزله شدید در شیلی  در اوایل سال 2010 دانشمندان این نظریه را ابراز داشتند که در اثر انحراف جزئی محور زمین روزها در حد چند میکرو ثانیه طولانی تر شده است البته تاکید شده است که  این طولانی شدن روزها، تاثیری در زندگی روزمره انسان نخواهد داشت.

 

 

در 14 فوریه سال 2013 نیبیرو بتدریج از صفحه  «پری هلیون»  فاصله می گیرد. این صفحه ، صفحه ای فرضی است که خوشید و سایر سیارات داخلی حلقه کویپر یعنی عطارد، ونوس، زمین ، مریخ  در آن جای دارند و در مدارهای خود می چرخند لازم به ذکر است مدارهای سیارات خارج حلقه کویپر یعنی مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتو با زاویه های متفاوتی از این صفحه قرار دارد که در تصاویر مربوطه می توان ان را مشاهده نمود . در تصویر زیر موقعیت نیبیرو در 14 فوریه سال 2013 ترسیم شده و پیش بینی می شود در این دوره یعنی از 12 دسامبر 2012 تا 14 فوریه 2013 شدید ترین حوادث در  کره زمین اتفاق بیفتد. در حود 14 فوریه 2013 نیبیرو با صفحه پری هلیون کمی فاصله می گیرد و در این زمان شدید ترین واکنشهای الکتریکی بین نیبیرو و خورشید اتفاق خواهد افتاد. در این زمان حوادث طبیعی در روی زمین به اوج خود می رسد و  سخت ترین روزها زمانی است که کره زمین در بین خورشید و نیبیرو در یک خط مستقیم قرار می گیرد. برای این زمان احتمالات وقایع زیر پیش بینی شده است . فوران آتشفشانهای عظیم ( توبا اندونزی ، یلوستون آمریکا و یا فعالیت شدید سایر آتشفشانها) و زمستانهای هسته ای ( سرمای شدید در اثر خاکسترهای آتشفشانی ) و شروع عصر یخبندان و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین در محور آن.

 

 

در تصویر زیر در 14 جولای 2013  نیبیرو در فاصله 3.3  مقیاس نجومی از خورشید قرار دارد ولی با اینحال هنوز هم به صورت خورشید دوم قابل رویت است و در این هنگام دنباله عظیم آن دیده خواهد خواهد شد در این تاریخ از شدت حوادث طبیعی زمین کاسته خواهد شد زیرا UB 313  (نیبیرو)  با خورشید فاصله خواهد گرفت و واکنشهای بین آن و خورشید کمتر خواهد شد اما به هر حال UB 313  (نیبیرو)  یک کوتوله قهوه ای است که دارای مداری غیر ثابت می باشد و ممکن است تحت تاثیر جاذبه خورشید دوباره به سمت آن کشیده شود .

 

در نهایت در تصویر زیر نشان داده می شود که در جولای 2014 نیبیرو در فاصه 5.6 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته و بتدریج از زمین دور می شود . در این هنگام نیبیرو از هسته منظورمه شمسی فاصله می گیرد و زمین وارد مرحله بعدی حیات خود می شود .تعداد اندکی ازبازماندگان مردم روی زمین دوباره به ساختن تمدنها و حیات ادامه می دهند و زندگی جدیدی را از نو آغاز می کنند. نستراداموس در این مرحله پیش بینی کرده که پس از این انسان به سیاره دیگری نقل مکان کرده و نهایتا زمین در سال 3786 تا 3797 نابود خواهد شد. در این مرحله از حیات انسان ، بیش از  200 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف می گردد و تلسکوپها در جستجوی زمینی دیگر برای سکونت خواهد بود.

 

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و برای مدتی زمین از حرکت باز می ایستد و سپس در جهت عکس خود به چرخش در می آید و با دور شدن UB 313  (نیبیرو)  مجددا حرکت زمین عادی خواهد شد.

تفسیر و تعبیر ایستادن خورشید در روایات همان توقف زمین از گردش است که تحت جاذبه UB 313  (نیبیرو)  انجام می شود و موجب طولانی شدن چند ساعته روز می شود و از دید زمینیان خورشید در محل خود در آسمان متوقف می شود.

در لینک زیر می توانید دو کلیپ در باره چگونگی عبور UB 313  (نیبیرو)  از نزدیکی زمین و تاثیر آن بر قطبهای مغناطیسی زمین را مشاهده کنید :

http://www.copernicus2.org/

 

در این لینک هم مراحل مختلف عبور UB 313  بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده شده

http://www.youtube.com/watch?v=aNZ8mu08RBk

http://doomsdaytube.com


صدای UB 313 (نیبیرو) ، طارق :

دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در. دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ » طارق» یعنی «کوبنده » به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است. سوالی که به نظر می رسد آیا نزدیک شدن UB 313  (نیبیرو)   یا » طارق «به زمین با این صدای عجیب می تواند همان تعبیر «صیحه» در روایات باشد که در نیمه ماه مبارک رمضان سال ظهور با نزدیک شدن آن به زمین موجب هلاک شدن عده زیادی می شود و آیا » طارق»  همان UB 313  (نیبیرو)  است که در هزاران سال قبل با صیحه آن بسیاری از اقوام نابود شدند؟

برای شنیدن صدای UB 313  (نیبیرو)  اینجا را کلیک کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=0KSc0XnF1AY&feature=related


يا می توانید از طریق این لینک به صداهای مشابه طارق گوش دهید در این صفحه صداهای مختلف از چند ستاره نوترونی شنیده می شود که دو تای آنها به نامهای زیر منطبق با صدای طارق است.

PSR B0833-45, The Vela Pulsar

PSR B0329+54

 

نکته دیگر در باره نیبیرو این است که این جرم آسمانی با تلسکوپهای معمولی قابل مشاهده نبوده و تنها در سال 2005 با تلسکوپ مادون قرمز تصویر برداری شده و تا قبل از آن دانشمندان اطلاع نداشته اند که چنین جرمی که بر مدار پلوتو اثر گذاشته و موجب بی نظمی هایی در منظومه شمسی گردیده چه بوده و تصورشان بر این بوده که سیاهچاله ای عظیم از یک کهکشان که به منظومه شمسی نزدیک می شود موجب شده تا پلوتو را به سمت خود بکشاند و برای همین در ابتدا آن را سیاره ایکس نامیده بودند .

 

نقشه جهان پس از عبور UB 313 (نیبیرو)  و دور شدن از زمین:

طبق نظریه دانشمندان با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جو زمین و آب شدن یخهای قطبی در اثر عبور نیبیرو ، مناطق زیادی از قاره های کنونی زیر آب رفته و  بسیاری از خشکی های زمین تا چند سال آینده ناپدید خواهند شد و نقشه زمین پس از سال 2014 به شکلی دیگر و متفاوت از نقشه کنونی آن خواهد بود . دانشمندان با شبیه سازی وقایع آینده نقشه های زیر را برای آینده قاره های زمین پیش بینی می نمایند:

در نقشه زیر ، قاره آمریکای شمالی و کانادا در آینده نشان داده شده در این نقشه قسمتهای شرقی آمریکا و بسیاری از ایالتهای شرقی و مرکزی و غربی آن غرق خواهند شد و در قسمت شمال قاره نیز مناطق زیادی به زیر آب خواهند رفت.

 

 

نقشه آمریکای شمالی پس از 2014

 

در نقشه زیر نیز قاره های مختلف جهان پس از عبور UB 313  نشان داده شده است. در این نقشه بخشهای زیادی از اروپا و آسیای جنوب شرقی محو خواهند شد .

 

نقشه جهان پس از سال 2014

 

نقشه ايران و خارميانه و اروپای غربی بعد از سال 2014

در روایات و پیشگوییها و فیلمهای هالیوودی غرب و از دید پیشگویان ، جهان در سال  2012 پایان خواهد یافت و حیات انسان جهان ادامه نخواهد یافت ، اما بر اساس نظریات علمی نیبیرو برخوردی با زمین نخواهد داشت ولی شهاب سنگهای زیادی با نزدیک شدن این سیاره تحت جاذبه آن به سوی زمین کشیده خواهند شد و موجب مرگ عده ای و خرابیهای زیادی خواهد شد ، این نوع نگرش مایوسانه و نا امیدانه به حوادث آخر الزمان از زاویه دید غرب موجب شده تا بسیاری از آنان با دید منفی به این حوادث نگریسته و بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم نمایند در حالیکه در روایات اسلامی حوادث آخر الزمان پایان حیات نبوده بلکه شروعی دوره دیگری برای حیات انسان بر روی کره زمین می باشد که این دوره بازماندگان حوادث سالهای قبل ، عصر طلایی زندگی بر روی زمین با  حکومت آخرین منجی را تجربه خواهند کرد و وارد مرحله قیامت صغری خواهند شد و در این دوره تا قیامت کبری زندگی جدیدی را در سایه آرامش و عدالت و پیشرفتهای علمی و اجتماعی خواهند گذراند.

به امید آنکه ما نیز جزو این گروه خوش اقبال باشیم .

منابع:

http://www.copernicus2.org/

http://www.biblesearchers.com/prophecy/planetx/losttribes6.shtml

http://web.gps.caltech.edu/~mbrown/planetlila/

https://ufolove.wordpress.com/

http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=84730

منبع :   http://www.saramomeni.blogfa.com

با تشكر از خانم سارا مومني .

پ .ن : مطمئنا سال 2012 اتفاقي نمي افتد .چون هيچ سياره اي ، ستاره اي ،سياركي نزديك زمين نيست. و همانطور كه ذكر شده از آمدن و تاريخ  طارق كسي نميداند . و طبق چرخه 3600 ساله نيبيرو بخواهيم حساب كنيم ساليان درازي تا تكميل اين چرخه مانده است .پس اميدوارم بحث پايان دنيا بودن 2012 را تمام كنيم .

از اين مطلب فقط يك قسمت را حذف كردم كه آنهم عكسهاي دو خورشيد در آسمان بود كه دليلش شرايط آب و هوايي بود و به اشتباه از نيبيرو نام برده بودند.

دوستان هدف از انتشار اين مطلب اطلاعات راجع به نيبيرو است. پس لطفا نظرات رنگ و بوي ديني به خودش نگيرد.

به زودي در وبلاگ اصلي( همين وبلاگ) مطالبي راجع به تمدنهاي قبل از نوح و همينطور دستكاري ژنتيكي سومريها بروي انسانهاي نخستين قرار خواهم داد. چون اين مطالب يك مقدار مورد دار هستند در وبلاگ يوفو لاو قرار داده ميشود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: