بایگانی روزانه: دسامبر 7, 2010

اشباح پرواز 401

اشباح  پرواز 401
در 29 دسامبر سال 1972 ، هواپیمایی با شماره ثبت N310EA متعلق به شرکت هواپیمایی Eastern Airlines از شهر نیویورک و با 178 مسافر به پرواز در آمد. اما پایان خوشی در انتظار این هواپیما نبود چرا که در نزدیکی ارتفاعات «ایور گلیدز » در ایالت فلوریدای آمریکا سقوط کرد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/12/flight401.jpg?w=250

امدادگران و ماموران امنیتی سریعا به محل حادثه اعزام شدند و تعدادی از مسافران را در حالی که هنوز زنده بودند پیدا کردند. از بین مسافران 77 نفر نجات یافته و 99 نفر جان باخته بودند.در میان مجروحین کاپیتان » باب لوفت »  خلبان هواپیما و کمک خلبان «دون ریبو» شناسایی شدند اما در راه انتقال به بیمارستان هر دو جان خود را از دست دادند.

پس از چند هفته مواردی از  رویت شبح این دو نفر و تعداد دیگری از جان باختگان حادثه پرواز 401 توسط خدمه پرواز همان شرکت گزارش شد.

– نتیجه تحقیقات :

تحقیقات کمیته ملی بررسی سوانح یاNTSB

(National Transportation Safety )نشان داد که وضعیت کنترل هواپیما به طور غیر عمد از اتوپایلت یا همان پرواز اتوماتیک که میتواند در ارتفاعات هواپیما را به تنهایی و بدون دخالت خلبان کنترل کند چند بار به وضعیت CWS یا Control Wheel Steering تغییر یافته  بود.

https://i2.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/en/6/67/N310EA.png

توضیح مترجم : در سیستم Autopilot یا پرواز خودکار ،خلبان هدایت هواپیما را به سیستم واگذار میکند و نیازی نیست که در کنترل هواپیما دخالتی داشته باشد.استفاده انحصاری از این سیستم در شرایط متلاطم هوایی  کار درستی نیست. در شرایط نامساعد ، خلبان میتواند درعین حالی که اتوپایلت فعال است ،خود نیز در کنترل هواپیما دخالت کند.به این سیستم CWS  میگویند.هر گاه شرایط بحرانی از بین برود خلبان میتواند بار دیگر از  CWS خارج شده حالت اتوپایلت تنها را انتخاب کند. (برای تغییر وضعیت اتوپایلت به حالتCWS  سوییچ مخصوصی کنار دست خلبان وجود دارد که

CWS Mode Selector نام داردو خلبان باید این سوییچ را فشار داده نگه دارد تا از اتوپایلت به CWS برود. چنانچه این سوییچ به حالت اول برگردانده شود ،در حقیقت در وضعیت اتو چایلت قرار میگیریم.)

محققان اتفاقات آن روز را این طور توصیف میکنند:

خلبان قصد داشته هواپیما در آن شب آرام در وضعیت اتو پایلت بماند اما به دلیل صحبت کردن خلبان با مهندس پرواز که در قسمت پشت سمت راست خلبان مینشیند و عدم دقت خلبان در آن لحظه چند بار سوییچ CWS باز و بسته شده و وضعیت هواپیما به جای اتو پایلت روی CWS قرار گرفته و نیاز به دخالت مستقیم خلبان در کنترل هواپیما داشته است اما با بی توجهی خلبان حرکت هواپیما رفته رفته کند و ارتفاع آن نیز کم شد.اما در تاریکی شب و درارتفاعات «ایور گلیدز » هیچ رو شنایی یا نشانه زمینی حاکی از کم شدن ارتفاع هواپیما و کاهش سرعت آن ،غیر از آلات دقیق ناوبری هوایی  که خلبان به آنها نیز توجهی نداشته ،موجود نبوده است.لذا هواپیما به طور ناگهانی به سمت باتلاق سقوط کرده و زمانی خدمه متوجه وضع شده بودند که حادثه رقم خورده بود.

گزارش پایانی نشان میداد که خطای خلبان باعث این حادثه شده بود و نه او و نه خدمه پروازی در آن دقایق آخر نتوانسته بودند از این حادثه جلوگیری کنند.

در سپتامبر سال 2009 میلادی قسمتی دیگر از باقیمانده لاشه هواپیما در مکان سقوط  پیدا شد.

– گزارشات رویت اشباح و هیاهوی رسانه ها:

ماهها و سالها پس از این حادثه،گزارشاتی مبنی بر رویت خلبان و کمک فوت شده او که ظاهرا در یک هواپیمای دیگر متعلق به همین شرکت (هواپیمایl-1011 )مشاهده شده بودند از طرف کارکنان و خدمه هواپیما اعلام شد.

https://i0.wp.com/www.123gold.com/flight401/bob-loft.jpg

نکته این جا بود که پس از حادثه پرواز 401 شرکت تصمیم گرفته بود از چند قطعه به درد بخور هواپیمای حادثه دیده برای هواپیمای l-1011 استفاده کند و آن را در ساختار آن به کار برد.

27  مورد گزارش رویت این دو شبح توسط افراد مختلف ثبت گردید.در آن زمان شرکت ،کارکنان خود را از انتشار این گزارشات شدیدا منع کرد حتی مدیر عامل شرکت » فرانک بورمان» این امر را یک شوخی بی مزه قلمداد کرد .در این میان شرکت هواپیمایی ایسترن ایر لاینز از تولید کننده فیلم شبح پرواز 401 یا

«The Ghost Of Flight 401» درخواست غرامت کرد.

اما عجیب اینکه آنها از یک کشیش برای دفع و دور کردن اشباح از هواپیمای شرکت تقاضای کمک کرده بودند.

– در سال 1979، » باب ویلش » خواننده، در آلبوم «Three Hearts» خود تک آهنگی به نام  «شبح پرواز 401 » را اجرا کرد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/12/ghost_fuller.jpg?w=110

– فیلم «حادثه پرواز 401 «براساس رمانی نوشته راب و سارا که در سال 1977 چاپ شد و حوادث آن روز را به شکل دراماتیکی به همراه تمامی مستندات تحقیق NTSB در بر داشت،تولید شد.

– همچنین یک برنامه تلویزیونی به نام My Day در سری پنجم خود که به بررسی سوانح هواپیمایی اختصاص داشت گزارشی در مورد پرواز 401 پخش کرده و آن را «چه کسی آن روز کنترل را به دست داشت؟  » نامگذاری کرد.

در سری اول سریال تلویزیونی Supernatural قسمت چهارم نیز در مورد این حادثه بحث شد و در آن فرض شده بود که این حادثه علت ماورایی داشته است!
امانت دار باشید/کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع : www.ufolove.wordpress.com
پ . ن : با تشكر فراوان از ژيناي عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب. راجع به توضيح مترجم در اين مطلب بايد ذكر كنم كه ايشان يكي از اساتيد الكترونيك پرواز هستند .

ابديتي نهفته در هر لحظه

آيا ممکن است زمان هم مانند مکان چند بعدي باشد

ابديتي نهفته در هر لحظه

ساليان سال تصور فيزيکدان ها آن بود که فضا سه بعدي است، اما از ابتداي قرن بيستم اين تصور شروع به تغيير کرد. در ابتدا اين نظريه مطرح شد که شايد فضا چهاربعدي باشد، ولي با گذشت زمان تعداد ابعاد فضا باز هم بيشتر شد تا اينکه امروزه بهترين نظريه هاي مطرح در فيزيک، فضا را ده بعدي مي دانند. در اين تصوير، جهان ما با سه بعد فضايي، تنها يک جهان از ميان جهان هاي بي شمار شناور در پهنه کائنات است.

https://i0.wp.com/13.media.tumblr.com/tumblr_kppztszCnM1qzdyg5o1_500.jpgاما داستان زمان کاملاً متفاوت است، چراکه از همان آغاز تاکنون، زمان در معادلات فيزيکدان ها همچنان يک بعدي باقي مانده است. در واقع در تمامي طول تاريخ علم، تصور فيزيکدان ها آن بوده که تمامي مسائل شان با همين زمان يک بعدي قابل حل است. اما احتمالاً همگي آنها در اشتباه بوده اند، چراکه تنها ظرف يک دهه اخير، همه چيز تغيير کرده است. اکنون پس از قرن ها بالاخره سروکله يک فيزيکدان پرشهامت پيدا شد که معتقد است با افزودن يک بعد زماني جديد به معادله هاي توصيف کننده کائنات مي‌توان بسياري از مسائل لاينحل موجود در فيزيک امروز را حل کرد. اين فيزيکدان جسور کسي نيست جز «کامران وفا» فيزيکدان برجسته ايراني دانشگاه هاروارد.

https://i0.wp.com/insti.physics.sunysb.edu/ITP/conf/simonswork5/pix/Vafa.jpg 

کامران وفا

البته نظريه «وفا» نيز مانند تمامي نظريه هاي بزرگ ديگر با چالش هايي مواجه است که بايد به آنها پاسخ داد، سوالاتي از قبيل اينکه چرا اين بعد زماني اضافي تاکنون از نگاه تيزبين دانشمندان پنهان مانده بود؟ آيا اين بعد اضافي صرفاً يک سازوکار رياضي است يا واقعاً نشان دهنده يک بعد زماني جديد در کائنات است؟ ارتباط اين بعد زماني جديد با ادراک متعارف ما نسبت به گذشته و آينده چگونه است؟ تعامل اين بعد زماني با مساله موجبيت در فيزيک به چه صورت است؟ و سوالاتي از اين قبيل. «مايکل داف» نظريه پرداز دانشگاه تگزاس در اين باره مي گويد؛ «وجود بيش از يک بعد زماني در کائنات، مساله اي بسيار حيرت انگيز و گيج کننده است.»

 

 

ايده وجود ابعاد بالاتر جهان، از تلاش فيزيکدان ها براي کشف نيروي واحد و بنيادين کائنات ريشه گرفته است. از دهه 1920 ميلادي فيزيکدان ها دريافته بودند که چنانچه فضا – زمان به جاي چهاربعدي، پنج بعدي باشد، مي توان نظريه اي واحد ارائه داد که نظريه ها الکترومغناطيس و گرانش را تواماً دربربگيرد. اين کار تا حدي شبيه آن است که از تپه مجاور ميدان جنگ بالا رفته و از ارتفاع (يعني بعد سوم)، صحنه دوبعدي جنگ را نظاره کنيم. تنها در اين صورت است که به ارتباط پنهان موجود مابين بخش هاي مختلف عمليات پي برده و در خواهيم يافت که چگونه نيروهاي به ظاهر مختلف درگير در صحنه جنگ، همگي به صورتي واحد و منسجم عمل مي کنند.

طي سال هاي اخير، ابعاد باز هم بيشتري وارد صحنه اين نبرد شده اند. در سال 1984 انقلاب ابرريسمان ها به وقوع پيوست. نظريه ريسمان ها تمامي جهان را متشکل از ريسمان هاي انرژي مرتعش يک بعدي مي داند که در 9 بعد مکاني و يک بعد زماني درحال ارتعاش هستند. سپس در سال 1995، «ادوارد ويتن» از موسسه مطالعات پيشرفته پرينستون امريکا و «پائول تاونسند» از دانشگاه کمبريج، بعد فضايي ديگري را نيز به نظريه ريسمان ها اضافه کرده و نظريه ديگري به نام نظريه M را ارائه کردند. اين نظريه در واقع تعميمي از نسخه هاي متفاوت نظريه ريسمان بود.

اما به رغم موفقيت هاي ارزنده نظريه M، اين نظريه نيز نتوانست تفاوت هاي موجود ميان نسخه هاي مختلف نظريه هاي ريسمان را حذف کند و دقيقاً در همين جا بود که سر و کله «کامران وفا» و نظريه اش يعني نظريه F پيدا شد، نظريه اي که با افزودن يک بعد جديد به نظريه M، تصويري 12 بعدي را ازکائنات ارائه مي دهد. نظريه پردازان مشتاقانه از نظريه F استقبال کردند، چراکه اين نظريه با بعد اضافي خود، مسائل باقي مانده در نظريه M را به خوبي حل مي کند. اما از آنجايي که بعد اضافي مطرح شده در نظريه F، نه يک بعد مکاني بلکه يک بعد زماني است، بنابراين نظريه مزبور، پيامدها و چالش هاي فلسفي عميقي را نيز با خود به ميدان آورده است.

«داف» در مورد دوازدهمين بعد زمان گونه نظريه F مي گويد؛ «اغلب نظريه پردازان از ايده وجود بيش از يک بعد زماني در هستي چندان استقبال نمي کنند چراکه از درون چنين ايده اي، مسائل عجيب و غريب بسياري سر در خواهند آورد.» علت اين امر نيز کاملاً واضح است. اگر زمان همانند يک خط راست يک بعدي باشد، در اين صورت هر لحظه زماني روي اين خط، يا قبل از يک لحظه مفروض ديگر قرار مي گيرد يا بعد از آن. بدين ترتيب، آينده و گذشته به خوبي قابل تعريف خواهند بود و هر مجموعه اي از رويدادها الزاماً توالي مشخصي خواهند داشت. اما با افزودن يک بعد زماني ديگر، خط زمان تبديل به صفحه زمان خواهد شد. اما در چنين جهاني چگونه مي توان آينده و گذشته را مشخص کرد؟ چگونه مي توان ارتباط مابين رويدادهاي هستي را مشخص کرد، در حالي که نحوه ارتباط ميان علت و معلول اساساً براي ما ناشناخته خواهد بود؟

اما همان طور که «داف» هم مي گويد، مسائل فيزيکي موجود در جهاني با بيش از يک بعد زماني، حتي از اين هم پيچيده تر خواهند بود چراکه ابعاد زماني، تفاوتي اساسي نسبت به ابعاد مکاني دارند؛ بعد زمان همواره به جاي علامت مثبت، با علامت منفي در معادلات ظاهر مي شود و به همين دليل هم با وارد کردن ابعاد زماني جديد به معادله ها، سروکله انواع و اقسام پديده هاي عجيب و غريب ديگر هم به طور خود به خودي در معادلات پيدا مي شود، پديده هايي نظير امکان سفر با سرعتي فراتر از سرعت نور، فوتون هايي با جرم منفي، رويدادهايي که مجموع احتمال وقوع تمامي حالت هاي ممکن آنها به يک نمي رسد و…

 

ابزارهاي پيش پاافتاده

«داف» اذعان دارد ممکن است رياضياتي که ما اکنون براي توصيف جهان به کار مي بريم، براي چنين کاري بيش از حد پيش پاافتاده باشد. بنابراين شايد روش ها و رهيافت هاي موجود براي تبيين رفتار جهاني با ابعاد زماني چندگانه نيز بيش از حد ساده انگارانه باشد اما به هر حال چون فعلاً ابزار ديگري جز همين ابزار موجود در اختيار نداريم، پس شايد ناگزير باشيم بعد زماني جديد مطرح شده در نظريه «وفا» را صرفاً به عنوان يک سازوکار رياضي صرف و نه نماينده يک هويت واقعي در نظر بگيريم. بدين ترتيب مي توان بدون درگير شدن با پيامدهاي فلسفي اين نظريه، از مزاياي رياضي آن بهره مند شد.

در واقع بعد زماني جديد مطرح شده توسط «وفا» ويژگي هاي آنچنان اسرارآميزي به جهان مي دهد که فيزيکدان ها را از واقعي پنداشتن آن نگران مي کند. به عنوان مثال، در حالي که در نظريه يازده بعدي M، اصل نسبيت اينشتين همچنان پابرجاست، در نظريه دوازده بعدي «وفا» اين اصل اعتبار خود ر ا از دست مي دهد (براساس اصل نسبيت، قوانين فيزيک براي تمامي ناظران يکسان است). همين امر يکي از عواملي است که فيزيکدان ها را در پذيرش بعد زماني جديد دچار ترديد مي کند. «فرانک ويلچک»از موسسه مطالعات پيشرفته پرينستون مي گويد؛ «اين بعد جديد را نمي توان همانند يک بعد زماني معمولي در نظر گرفت.» «داف» نيز با اين مساله موافق است. او نيز در اين باره مي گويد؛ «اگرچه اين بعد شباهت هايي با بعد زمان دارد اما نمي توان آن را به عنوان يک بعد زماني اضافي واقعي پذيرفت.»

اما خود «کامران وفا» به گونه اي ديگر مي انديشد. هرچند او نيز قبول دارد که بعد زماني اضافي از بسياري جهات به يک ابزار رياضي انتزاعي شبيه تر است تا به يک هويت فيزيکي واقعي، ولي در عين حال معتقد است که چنين برداشتي در آينده نزديک تغيير خواهد کرد. «وفا» در اين باره مي گويد؛ «در حال حاضر شايد به نظريه F صرفاً به عنوان يک سازوکار رياضي مناسب تر براي تبيين رفتار کائنات نگاه شود، اما فراموش نکنيم که در تاريخ فيزيک، همواره پشت سر سازوکارهاي رياضي جديد، پديده هاي فيزيکي جديدي نيز کشف شده اند.» «وفا» در اين مورد به عنوان مثال به کوارک ها اشاره مي کند. تا همين چند دهه قبل به کوارک ها صرفاً به عنوان يک سازوکار رياضي براي تبيين رفتار ذراتي نظير پروتون ها نگاه مي شد اما امروزه اغلب فيزيکدان ها معتقدند که کوارک ها واقعاً در جهان وجود دارند. ممکن است مشابه چنين سرنوشتي در انتظار بعد زماني جديد و اسرارآميز نظريه F نيز باشد.

اما اگر اين بعد زماني اضافي واقعاً وجود داشته باشد پس چرا تاکنون متوجه حضور آن نشده ايم؟ يک احتمال آن است که اين بعد زماني نيز همانند هفت بعد مکاني ناپيداي ديگر، آنچنان در خود پيچيده باشند که به چشم ما نمي آيند. اگر چنين باشد، تنها راه براي بازکردن اين بعد زماني درهم پيچيده، متمرکز کردن مقدار عظيمي از انرژي در حجمي بسيار کوچک خواهد بود، کاري که در صورت موفقيت آميز بودن، نتايج شگرفي در پي خواهد داشت.

«وفا» در اين باره مي گويد؛ «اگر بتوان اين بعد زماني اضافي را از هم باز کرد، در آن صورت اشيا ديگر آن گونه که اکنون تصور مي کنيم در زمان حرکت نخواهند کرد.» براي فهم بهتر اين مساله به اين نکته توجه داشته باشيد که در بعد مکان مي توان تواماً به جلو و عقب، بالا و پايين و چپ و راست حرکت کرد و اين در حالي است که در حالت معمول در بعد زمان تنها مي توان به سوي آينده حرکت کرد. اما همان طور که «ويلچک» هم مي گويد، چنانچه بيش از يک بعد زماني وجود داشته باشد در آن صورت حتي مي توان در درون يک لحظه نيز به مسافرتي ابدي پرداخت، سفري در امتداد عمود بر جهت سير زمان. بدين ترتيب اگر چنانچه از وقوع رويدادي ناگوار در آينده باخبر شديم مي توان با حرکت در درون يک لحظه (به جاي حرکت در امتداد لحظه ها و در جهت سير زمان)، از مواجه شدن با واقعه مزبور اجتناب کرد.البته بايد گفت که تمرکز انرژي آنچنان عظيمي که بتواند بعد زماني اضافي و درهم پيچيده نظريه F را از هم باز کند، کاري فوق العاده دشوار خواهد بود. به همين دليل هم برخي فيزيکدان ها معتقدند تنها نقاطي در جهان ما که امکان ظهور آثار اين بعد اضافي در آنجاها وجود دارد، قلب سياهچاله ها هستند. در ضمن، بسياري از کيهان شناسان بر اين باورند که گذشته از جهان ما، جهان هاي بي شمار ديگري نيز در پهنه کائنات وجود دارند و هريک از اين جهان ها ممکن است تعداد ابعاد مکاني و زماني کاملاً متفاوتي نسبت به جهان ما داشته باشند.

اما واقعاً زندگي در جهاني با ابعاد زماني چندگانه چگونه خواهد بود؟ «ويلچک» مي گويد؛ «پاسخ اين سوال، بسيار حيرت انگيز است» و ادامه مي دهد؛ «آيا وجود چنين جهاني غيرممکن است؟ نه، فکر نمي کنم چراکه مي توان معادلات توصيف کننده چنين جهاني را نوشت. اما آيا پاسخ اين معادلات، جهاني شبيه به جهان ما خواهد بود؟ من که بعيد مي دانم.»

منبع: New Scientist,1 Nov.1997  گابريل والکر  مترجم : شهاب شعري مقدم

http://physicsdeptm15.150m.com/thetime.htm

بشقاب پرنده بر فراز آسمان انگلستان

از  اخبار روزانه يوفو (daily ufo news) در مورد تصوير گرفته شده از  بشقاب پرنده در Rotherham ، انگلستان «این گونه نقل مي شود كه اين شي واقعا حركتي بسيار آرامي داشت اما گاهی آن مخفي و دوباره نماين  مي شود. تا اينكه ناگاهان با رسيدن به خورشيد  کاملاً خاموش گرديد. به نقل از احمد يكي از ساكنين .



یکی دیگر از شاهدان گفت : «من به بیگانگان اعتقادي ندارم ، اما چه چیز دیگری می تواند غير از يك بشقاب پرنده اينچنين حركت كرده و يكباره نامرئي شود؟»

نیک پاپ ، رئیس سابق وزارت دفاع انگلستان در واحد بشقاب پرنده ها ، افزود : «ممکن است برخی از نمونه های مخفی هواپیما و هواپیماهای بدون سرنشین مظنون است ، اما ما چنین آزمون مهارت در مناطق محدود نظامی اجرا مي كنيم ،و اين هواپيما ساخته نشده تا در آسمان شهر پرواز كند»

منبع :  http://m-pc1.blogfa.com/post-42.aspx

به اين وبلگ كه حاصل زحمات محمد عزيز است سر بزنيد. هر روز جديدترين اخبار در زمينه بشقاب پرنده و … در اين وبلاگ درج مي شود.

http://m-pc1.blogfa.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: