كوروش در منشور خود چه می گوید؟


پيش گفتار: در بعضي سايتها به اين اشاره شده كه كوروش يك بت پرست بوده و دليل آن هم كشف 2 تكه از منشور و ارايه ترجمه اي كاملتر بوده كه اين ترجمه را در اينجا ميگذارم.و دليل آن هم استنباط بچه گانه از ترجمه لغت به لغت اين كتيبه است. اين ترجمه براي خوانندگان اين وبلاگ بيشتر جالبه چون درك مي كنند منظور خدايان كه در اين كتيبه آمده ، خداي يكتا نيست و اينكه كمي بيشتر به كتيبه هاي سومريان بها بدهيم.

اميدوارم بقيه هم قبل از اينكه به كوروش كبير چنين تهمتي بزنند كمي كتيبه هاي سومري را مطالعه كنند.

***************************************************************

از روزی كه استوانه كوروش به ایران آورده شده تا به امروز، همواره  بحث های حاشیه ای در مورد آن وجود داشته است. نشریه سرزمین من همشهری پرونده ای را به بررسی این استوانه اختصاص داده است كه حاوی نكات قابل تاملی است. 

یكی از مطالب این پرونده ، ترجمه كامل متن استوانه بابِلی كوروش است . این در حالی است كه دو قطعه مكشوفه جدید از استوانه باعث كامل‌تر شدن ترجمه متن كتیبه كوروش شده است.
با توجه به اینكه تا كنون كمتر راجع به متن این اثر تاریخی و منحصر به فرد سخن گفته شده، متن كامل آن در ادامه می آید. برای مطالعه نسخه كامل این پرونده، «سرزمین من» را از روزنامه فروشی ها بخواهید.

آنچه كتیبه بابلی كوروش را از كتیبه‌های زمان خود تفكیك می‌كند، نخست متن آن است كه از یك واقعه تاریخی خاص خبر می‌دهد؛ واقعه‌ای توام با صلح و احترام كه نمونه دیگری ندارد. دومین نكته در منحصربه‌فرد بودن این كتیبه، به گفته منتقدان و آگاهان به نوشتارهای ادبی، زبان به كار رفته در آن است. به واقع نوشتن استوانه كوروش با نوعی زبان فاخر انجام گرفته است.

هرچند روی استوانه كوروش، به دفعات ترجمه‌های مختلفی انجام گرفته، اما به تاز‌گی دو قطعه دیگر از این استوانه ارزشمند كشف شد كه پس از جانمایی آن ترجمه دیگری كه امروز به عنوان كامل‌ترین ترجمه استوانه كوروش از آن یاد می‌شود انجام گرفت. این ترجمه جدید كار مشترك شاهرخ رزمجو و اروینگ فینكل است كه در موزه بریتانیا انجام گرفته است.

1) آن هنگام كه ……{مردو]ك، پادشاه همه آسمان‌ها و زمین، كسی كه ……..،] … كه با … یش {سرزمین‌های دشمنانش(؟) را لگدكوب می‌كند}

2) [……………….] {با دانایی گسترده، – كسی كه} گوشه‌های جهان {را زیر نظر دارد}،

3) […………………………] … فرزند ارشد [او]، فرومایه‌ای (=بِلشَزَر) به سروری سرزمینش گمارده شد.

4) -[……………………………….. اما او [فرمانروایی؟ سا]ختگی بر آنان قرار داد،

5) نمونه‌ای ساختگی از اِسگیل سا[خت و] ……………. برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [فرستاد؟]

6) آیین‌هایی كه شایسته آنان (خدیان/ پرستشگاه‌ها) نبود. پیشكشی[هایی ناپاك] …………….. گستاخانه […] هر روز یاوه‌سرایی می‌كرد و [اها]نت‌آمیز

7) (او) پیشكشی‌های روزانه را بازداشت.  او در [آیین‌ها دست برد و] ……………… درون پرستشگاه‌ها برقرار [كرد]. در اندیشه‌اش به ترس از مردوك- شاه خدایان- پایان داد.

8  ) هر روز به شهرش (= شهر مردوك) بدی روا می‌داشت. …………….. همه مردما[نش را ……….](= مردمان مردوك)را با یوغی رها نشدنی به نابودی كشاند.

9) انلیل خدایان (= مردوك)، از شِكوِه ایشان بسیار خشمگین شد، و ……………… قلمرو آنان. خدایانی كه درون آنها می‌زیستند محراب‌هایشان را رها كردند.

10) خشمگین از اینكه او (-نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیربابلی) به شوانَه (=بابِل) وارد كرده بود. [دلِ] مردوكِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد ……. (او) بر همه زیستگاه‌هایی كه جایگاه‌های مقدسشان ویران گشته بود.

11) و مردم سرزمین سومر و اكد كه همچون كالبد مردگان شده بودند، اندیشه كرد (و) بر آنان رحم آورد. او همه سرزمین‌ها را جست‌ و بررسی كرد،

12) شاهی دادگر را جست‌وجو كرد كه دلخواهش باشد. او كوروش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت، و او را به نام خواند، (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام كرد.

13) او (=مردوك) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=كوروش) به كرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را كه (مردوك) به دستان او (=كوروش) سپرده بود،

14) به دادگری و راستی شبانی كرد. مردوك، سرور بزرگ، كه پرورنده مردمانش است، به كارهای نیك او (=كوروش) و دل راستینش به شادی نگریست

15) (و) او را فرمان داد تا به‌سوی شهرش (=شهر مردوك)، بابِل، برود. او را واداشت (تا) راه تینتیر (=بابِل) را در پیش گیرد، و، همچون دوست و همراهی در كنارش گام برداشت.

16) سپاهیان گسترده‌اش كه شمارشان همچون آب یك رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارها در كنارش روان بودند.

17) (مردوك) او را بدون جنگ و نبرد به درون شوانه (=بابل) وارد كرد. او شهرش، بابِل را از سختی رهانید. او (=مردوك) نبونئید، شاهی را كه از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست كوروش) نهاد.

18) همه مردم تینتیر (=بابِل)، تمامی سرزمین‌های سومر و اكد، بزرگان و فرمانداران در برابرش كرنش كردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره‌هایشان درخشان شد.

19) (مردوك) سروری كه با یاری‌اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنكه همه را از سختی و دشواری رهانید، آنان او را به شادی ستایش كردند و نامش را ستودند.

20) منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابِل، شاه سومر و اَكد، شاه چهار گوشه جهان.

21) پسر كمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوه كوروش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، از نسل چَیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان.

22) دودمان جاودانه پادشاهی كه (خدایان) بِل و نَبو فرمانروایش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد یاد می‌كنند. آنگاه كه با آشتی به در [ون] بابل آمدم.

23) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در كاخ شاهی برپا كردم. مردوك، سرور بزرگ، قلب گشاده كسی كه بابِل را دوست دارد، [همچون سرنو]شتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسنده در پی نیایش او بودم.

24) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابِل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم كسی در همه [سومر و] اَكد هراس‌آفرین باشد.

25) در پی امنیت شهر بابِل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابِل —– كه برخلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود كه شایسته‌شان نبود،

26) خستگی‌هایشان را تسكین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان كردم. مردوك، سرور بزرگ، از رفتار [نیك من] شادمان گشت (و)

27) به من كوروش، شاهی كه از او می‌ترسد و كمبوجیه پسر تنی[ام و به] همه سپاهیانم،

28) بركتی نیكو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همه شاهانی كه بر تخت نشسته‌اند،

29) از هر گوشه (جهان)، از دریای بالا تا دریای پایین، آنان كه در سرزمین‌های دوردست می‌زیند (و) همه شاهان سرزمین اَمورو كه در چادرها زندگی می‌كنند، همه آنان،

30) باج سنگینشان را به شوانه (بابِل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شوانه= بابل] تا شهر آشور و شوش،

31) اَكد، سرزمین اِشنونَه، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه‌های مقدس آن‌سو]ی دجله كه از دیرباز محراب‌هایشان ویران شده بود،

32) خدایانی را كه درون آنها ساكن بودند، به جایگاه‌هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همه مردمان آنان (=آن خدایان) را گِرد آوردم و به سكونتگاه‌هایشان بازگرداندم و

33) خدایانِ سرزمین سومر و اكد را كه نبونئید- در میان خشم سرور خدایان- به شوانَه (=بابِل) آورده بود، به فرمان مردوك، سرور بزرگ، به سلامت

34) به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی كه دلشادشان می‌سازد. باشد تا خدایانی كه به درون نیایشگاه‌هایشان بازگرداندم،

35) هر روز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) كارهای نیكم را یادآور شوند و به مردوك، سرورم چنین بگویند كه «كوروش، شاهی كه از تو می‌ترسد و كمبوجیه پسرش

36) … بگذار آن {سهمیه‌رسان نیایشگاه‌هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)… و} باشد كه مردمان بابِل [شاهیِ] او را بستایند». من همه سرزمین‌ها را در صلح قرار دادم.

37) …………. [غا]ز، دو مرغابی، ده كبوتر، بیشتر از [پیشكشی پیشینِ] غاز و مرغابی و كبوتری كه …….

38) … [روزا]نه افزودم. …….. در پی استوار كردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم،

39) … دیواری از آجر پخته، بر كناره خندقی كه شاه پیشین ساخته بود، ولی ساختش را به پایان [نَبرده بود] … كار آن را [من… به پایان بردم.]

40) … كه [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، كه هیچ شاهی پیش از من (با) كارگران به بیگاری [گرفته شده سرزمینش در] شوانه (=بابِل) نساخته بود.

41) … (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو برپا كردم و [ساختش را به پایان رساندم].

42) … [دروازه‌های بزرگ از چوب سدر] با روكش مفرغین. من همه آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] كار گذاردم.

43) … [… كتیبه‌ای از] آشوربانی پال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.

44) […….] {او… مردوك، سرور بزرگ، آفریننده (؟)} [……………………………..]

45) [………………………] {… من… همچون هدیه‌ای [پیشكش كردم]}…… [(برای) خشنودی‌ات} تا به جا]ودان. {[نوشته و] تطبیق [بر بنیادِ لوحه]…]؛ (این) كتیبه قیشتی- مردوك، پسر…}

راهنمای متن:
* نقطه‌گذاری‌ها نشان دهنده شكستگی یا آسیب‌دیدگی متن هستند.
** نوشته‌های درون [] به معنی بخش‌های شكسته و یا بازسازی شده است.
*** نشانه ؟ برای احتمال‌ها به كار رفته است.
**** ترجمه بخش‌های درون {} از روی متن دو قطعه نویافته، انجام شده است.

راهنمای نام‌ها:
انلیل خدایان: لقبی برای مردوك.
ایمگور- انلیل (Imgur-Enlil): نام دیوار درونی شهر بابل.
بِل (Bel): نام دیگر خدای مردوك، به معنی «سرور».
تینتیر (Tintir): نام بخشی از شمال شهر بابِل و یكی از نام‌هایی كه برای بابِل به كار برده می‌شد.
سرسیاه (Black- headed people): اصطلاحی رایج در زبان اكدی كه مردم میانرودان برای نامیدن خود به كار می‌بردند و منظور از آن اشاره به عوام و مردم عادی بوده است.
شوانه (Shuanna): نام بخشی از جنوب شهر بابِل كه برای نامیدن بابِل نیز به كار می‌رفت.
گوتی (Guti): نام مردم ساكن در منطقه میان زاگرس تا دجله. در این دوره، این نام به طور مشخص برای نامیدن اقوام ایرانی مانند مادها و هم‌پیمانان آنان به كار می‌برده می‌شد.
مردوك (Marduk): نام خدای بزرگ بابل.
نَبو (Nabu): نام خدای بابلی كتابت و پسر مردوك و سرَپَنیتو.

Posted on نوامبر 6, 2010, in کورش کبیر. Bookmark the permalink. 34 دیدگاه.

  1. استوانه كوروش همون تيري بود كه آرش كمانگير رها كرد تا مرز انسانيت مشخص بشه..خيلي ها سعي كردن راهشو عوض كنن يا معني ديگه اي بهش بدن يا حتي منكر وجودش بشن…ولي تاريخ قضاوت خودش رو كرد و تير به مقصد رسيد و بر پيكر درختي فرود اومد كه ما امروز بهش ميگيم:»سازمان ملل متحد»..(اينه مفهوم اسطوره ها)

  2. خیلی از کفار( بقول ما) از ما مسلمونا بهترن.بقول سید جمال الدین اسد ابادی : به غرب رفتم اسلام دیدم مسلمان ندیدم***به شرق امدم مسلمان دیدم اسلام ندیدم.اسلام علی (ع) بود .هر کی ادعای مسلمونی داره ببینه چقدر با علی(ع) شباهت داره .کسی که با اون همه عظمت و قدرت و با حکومتی که گستردگیش چند برابر ایران ما بوده .برای زرهش مثل یه فرد عادی روبروی قاضی میشینه و قاضی بدون هیچ ترسی از خلیفه مسلمین بخاطر نداشتن شاهد اونو محکوم میکنه و حق رو به مرد مسیحی میده .باین میگن اسلام.

  3. هشتمین همایش کویر نوردی مهر ایران

    مکان : کویر مرکزی – 26 لغایت 28 آبان 1389

    http://eshgh-2roogh-nist.blogfa.com/post-435.aspx

  4. سخنان زیبای بزرگان دنیا درباره کوروش کبیر
    پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :
    در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .

    دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان :
    این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود
    زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند .

    آلبر شاندور – كورش بزرگ :
    شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند .

    ژنرال سرپرسی سایكس :
    خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند.ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .

    ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ :
    من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آمارگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .

    سرپرسی سایكس – تا ایران باستان :
    در شاهنشاهی كورش زیبایی – مردانگی – شجاعت – قهرمانیت – عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .

    كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه
    خوشگذران و تن آسایی نكرد .

    هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در
    چند نسل شاه پارسیان بودند .

    كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم .

    افلاطون – قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :
    پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند .

    مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت

    هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :
    هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
    كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاریاز ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند .

    هارولد لمب دانشمند امریكایی – كورش بزرگ :
    در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك – گفتار نیك – پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .

    گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :
    مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.
    ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است .
    كورش نابغه ای بزرگ – انسانی والا منش – صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود .

    او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ – بزرگترین – بخشنده ترین – پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .

    كنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان :
    شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد نیكلای دمشقی
    كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

    پرفسور كریستن سن ایران شناس – استاد زبان اوستایی و پهلوی :
    شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه «جوان مرد» بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

    آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی كورش بزرگ :
    كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .

    پرفسور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام :
    كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.

    كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
    تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت – در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود

    ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین :
    كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .

    كلمان هوار – تمدن ایرانی :
    كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .

    مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
    كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .
    دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :
    كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند .

    دكتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا :
    كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند . كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع – با فتوت – با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .

    اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه :
    كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود

  5. 1.

    منم دنبالش گشتم چیزی پیدا نکردم

    کارت خوب بود
    ممنون
    *

    توسط: westsun در نوامبر 5, 2010
    در 1:52 ب.ظ.

    پاسخ

    *

    آقايي كه سايت دشمن شناسي ميزنيد و استاد بسيجي دانشگاه هستيد، لطفا” براي اثبات صحت گفتارتون، خودتونو كامل با رزومه معرفي كنيد چون در هويت شما ترديد جدي وجود داره..البته اگر مدعي حق هستيد و واهمه نداريد…
    o

    توسط: koushesh در نوامبر 6, 2010
    در 4:38 ق.ظ.

    پاسخ

    o

    سلام حمید جان خوبی سلامتی!
    رامتین جان نظر من اینه که نظرات این آقا بسیجی Westsun خودخواه از خود راضی رو هر دفعه پاک کنین تا این طور تو اعصاب و روان بچه ها تاثیر نگذاره خواهشاً.
    میدونم که نظرات دیگران برای خودشون محترمه ولی این طور که بر می آید این محمد آقا که دوست دیگرمون ایشون رو خیلی خوب لقب داده بودند (( مملی!!!)) هر دفعه که وارد این سایت میشه به همه بچه ها بدون هیچ توجهی به نوعی توعین غیر علنی اخلاقی میکنه. خدا وکیلی شاید یکی از علتهایی هم که به سایتت سر نمی زنم با اینکه خیلی سایتتو دوست دارم همین آقا مملی هستش.
    باز صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

    • وحید جان از شما و کوشش جان تشکر می کنم
      البته نمیدونم توی این چند هفته که من نبودم چه اتفاقاتی افتاده که اینقد شما ناراحتید
      و منظورتون از توهین هاتون چیه

      البته ببخشید من فرصت کافی ندارم که بحث کنم و از حرفای شما استفاده کنم
      فقط خواستم بگم تخریب دیگران کار خیلی زشتیه
      من به کسی توهین نکردم و انتظار ندارم کسی اینکارو بکنه
      اگه از اعتقاداتم بدتون میاد بدرترین راه اینه که بهم توهین کنید و با تحقیر و تخریب درباره من نظر بدید
      من چه نظر بدم و چه نظر ندم ، مرتب بیام یا چند هفته سه بار سر بزنم ، هربار که اومدم می بینم برخی از دوستان به من توهین می کنن و پشت سرم حرف میزنن
      این از شأن ایرانی بدوره
      امیدوارم روزی برسه که بتونید مخالفتون رو درک و تحمل کنید (هرچند که من شما رو مخالف خودم نمیدونم)
      موفق و پیروز باشید

      • نه به شما و نه به هيچ كس در اينجا و كجاي ديگه توهين نكردم..اما آيا شما استاد بسيجي دانشگاه هستيد يا نه1؟..آيا اين دانش نوين دشمن شناسي در مهدكودك ها هم آموزش داده ميشه2؟..آيا در اين رشته، دروس اجباري استشهادي هم هست يا خير3؟

      • حالا واقعا تو مهد همچين چيزايي ياد ميدن!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به حق چيزاي نشنيده!!!!كدوم مهد؟

      • من با آقاي محمدي موافقم.هر چيزي حدي دارد!!

      • me.moجان این همه میوه آخه شما چرا داری نقش شلغم رو بازی میکنی؟:)))

      • ياسميناي عزيز، مطمئن باشيد اين دروس براي فرزندان خودشون نيست..اين آموزه ها مال مردم ضعيفي است كه از تمام امكانات زندگي محرومند و كسي رو ندارن كه به دادشون برسه..

  6. رامتین جان ممنون
    چنتا سوال:
    1-راستی چرا کوروش خدای بابل رو می پرستیده؟
    مگه ایرانی ها نبایستی دین خودشون رو (زرتشت، میترائیسم یا….) داشته باشند؟!

    2-این مردوک که توی کتیبه ذکر شده همون مردوک پسر انکیه؟ یا کسی دیگه است؟

  7. سخنان زیبای بزرگان دنیا درباره کوروش کبیر
    پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :
    در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .

    دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان :
    این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود
    زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند .

    آلبر شاندور – كورش بزرگ :
    شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند .

    ژنرال سرپرسی سایكس :
    خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند.

    ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .
    ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ :
    من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آمارگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .

    سرپرسی سایكس – تا ایران باستان :
    در شاهنشاهی كورش زیبایی – مردانگی – شجاعت – قهرمانیت – عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .

    كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه
    خوشگذران و تن آسایی نكرد .

    هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در
    چند نسل شاه پارسیان بودند .

    كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم .
    افلاطون – قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :
    پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند .

    مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت
    هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :
    هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
    كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند .
    هارولد لمب دانشمند امریكایی – كورش بزرگ :
    در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك – گفتار نیك – پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .

    گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :
    مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.
    ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است .
    كورش نابغه ای بزرگ – انسانی والا منش – صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود .

    او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ – بزرگترین – بخشنده ترین – پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .

    كنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان :
    شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .

    نیكلای دمشقی
    كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

    پرفسور كریستن سن ایران شناس – استاد زبان اوستایی و پهلوی :
    شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه «جوان مرد» بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

    آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی كورش بزرگ :
    كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
    سور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام :
    كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.
    كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
    تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت – در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود

    دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین :
    كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .

    كلمان هوار – تمدن ایرانی :
    كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .
    مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
    كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .

    دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :
    كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند

    دكتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا :
    كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند . كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع – با فتوت – با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
    اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه :
    كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

  8. اي واي ببخشيد!!!!
    دفعه اول هرچي صبر كردم مطلب نيومد رو صفحه فكر كردم send نشده!!!!دوبار دوبار اومد ببخشيد!!

  9. مرسی رامتین خیلی خوب بود . ضمنا از یاسمینا هم ممنون اطلاعات خوبی داد .

  10. در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند.

    در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند.

    و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..

    کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.

    می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

    آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت.

    هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.

  11. سلام.چه افتخاري كه از نسل كوروش كبير هستيم.از ياسمينا هم تشكر بابت متني كه فرستاد.ولي رامتين جان كويا متن دوبار قرار گرفته ميشه اگه ممكنه يكيشو حذف كني؟

  12. جالب بود.ممنون

  13. سلام متن خیلی خوبی بود. واقعا دستتون درد نکنه. یاسمینا هم اطلاعات خوبی داد دستش درد نکنه

  14. سلام متن خیلی خوبی بود دستتون درد نکنه از یاسمینا هم ممنون

  15. چرا تاوقتي يه نظر نذاشتيم نميتونيم بقيه نظراتو بخونيم؟مشكل از سستم منه؟!!!!!

  16. دوست عزیز feri من استان فارسی و نزدیک به این ابرمرد هستم ولی باور کن این مردم امروز ما هیچ نشانی از اون اریاییهای نجیب روندارند.من خودم هروقت به تخت جمشید میرم بغض راه گلوم رو میگیره.چه بودیم و چی شدیم.کسانی که به بچه هاشون در کودکی راستگویی تیراندازی و سوارکاری را اموزش میدادند. هرودوت میگه 20 سال در ایران بودم و نشنیدم کسی به جرم دزدی محاکمه بشه .وقتی دروغ که به فرموده امام علی (ع) کلید همه بدیهاست نباشه دیگه بقیه اش مشخصه.

  17. سلام
    مرسی رامتین خیلی خوب بود
    راستی این داوینچی چی شد ؟؟؟؟

  18. درود بر شما عزیزان ایران پرست.
    اقای محمدی شما هنوز اینقدر در توهمات خود قوطه ور هستید که نمیتونید چیزی از عظمت ایرانی و ایران ببنید .چرا ؟ چون اسالتن ایرانی نیستین و به این هم افتخار میکنین . مثلی هست که میگه:
    کسی رو که خواب میشه بیدار کرد ولی کسی رو که خودشو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد.بیدار شین امثال محمدی ها از این خواب غفلت! امیدوارم که نظرم پاک نشه .
    کوروش کجایی که ببینب وطنت رو به تاراج بردن و کمر به از بین بردن ایران و ایرانی بستن . درود اهورا برتو باد ای بزرگ مرد تاریخ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: