جديدترين نظريه علمي درباره منشاء حيات


بنياد ملي علوم آمريكا-5 آگوست 2010https://i2.wp.com/media.eurekalert.org/multimedia_prod/pub/rel/24578_rel.jpg

هلن هانسما- دانشگاه كاليفرنيا

جديدترين نظريه علمي درباره منشاء حيات

راز زندگي شايد ساده تر از آنچه باشد كه اتفاق افتاده است، بين ورقه هاي ميكا..

اكنون براي يك پرسش قديمي، يك پاسخ جديد هست. زندگي روي زمين از كجا شروع شد؟..اگر نظريه «زندگي بين ورقه ها» درست باشد، منشاء حيات بين ورقه هائيست كه شبيه صفحات يك كتاب است.

Diagram showing biomolecules (gray structures) between mica sheets (green lines) in primitive ocean.

نظريه «زندگي بين ورقه ها» توسط هلن هانسما از دانشگاه كاليفرنيا مطرح شد و با حمايت بنياد ملي علوم آمريكا توسعه يافت. نظريه منشاء حيات هانسما در سال 2007 در جامعه بيولوژي سلولي آمريكا تشريح شد و در 7 سپتامبر 2010 در مجله Theoretical Biology منتشر شد.

بنا بر نظريه «زندگي بين ورقه ها» ساختمان متمايز ميكا با جداشدن ورقه هاي صاف و مواد معدني آن،‌ پناهگاهي است براي مولكولهايي كه با عبور از مرحله پيش سلولي به نياكان سلولهاي امروزي تكامل مي يابند. محيط فيزيكي و شيميايي مناسب امكان رشد و نمو مولكولهايي را فراهم مي كند كه هنوز در اين لايه ها زندگي مي كنند.

تكه هاي ميكايي كه در صخره ها جا گرفته اند، با فراهم آوردن محيط فيزيكي و شيميايي مناسب ميتوانند باعث پيشرفت مولكولهاي پيش حيات به يك سلول شوند.

زيرا:

1- ورقه هاي ميكا ميتوانند با نگهداري، حفاظبت و پناه دادن به مولكولها، شرايط بقا برايشان فراهم كند. همچنين ميكا ميتواند شرايطي براي مولكولها فراهم كند كه بدون آشفتگي بطرف يكديگر حركت كنند و تشكيل زنجيره هاي مولكولي بدهند و در نهايت به يك سازماندهي مولكولي برسند. ساختمان ميكا با آماده كردن الگوي يكسان، تركيب چيزهايي را امكانپذير كند كه ما امروزه به عنوان سلول ميشناسيم.

2- ورقه هاي ميكا داراي پتاسيم است و با دادن اين پتاسيم به سلولها به رشد و نمو آنها كمك ميكند و در مراحل بالاتر ميشود پتانسيم موجود در بدن انسان را به حساب پتاسيم ميكا گذاشت.

3- قطعات صخره اي ميكا كه در اقيانوس قديم بوده اند، به منبع بي زوالي از انرژي امواج و نور خورشيد دسترسي داشته اند. با وارد شدن آب بين لايه ها و با حركات بالا و پائين، مولكولها بطرف هم حركت كرده و تشكيل زنجيره مولكولي داده اند.

سطح ميكا بيمارستاني براي مولكولهاي حيات است. و بيشتر انواع مولكولهاي حياتي بزرگ مثل پروتئين، نوكلئو اسيد (واحد سازنده DNA)، كربوهيدرات و چربي ها در آن ساخته ميشود. نظريه «زندگي بين لايه ها» با ديگر نظريات پيشنهاد شده درباره منشاء حيات سازگاري دارد مانند RNA، حباب چربي يا متابوليسم اوليه. هانسما گفت در بين ورقه هاي ميكا تمام اين اتفاقات متابوليك ميتواند صورت پذيرد.

بنياد ملي علوم آمريكا-5 آگوست 2010

سايتهاي مرتبط:

NSF Discovery: Researcher Says Life Evolved Between the Mica Sheets: http://www.nsf.gov/discoveries/disc_summ.jsp?cntn_id=111294
NSF Press Release: Did Life Originate in a Mica Sandwich Sitting in Primordial Soup?: http://www.nsf.gov/news/news_summ.jsp?cntn_id=110802
NSF Discovery File: «Got Mica?»: http://www.nsf.gov/news/mmg/mmg_disp.cfm?med_id=61897

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com آزاد میباشد

پ . ن : با تشكر فراوان از كوشش عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

Posted on اکتبر 31, 2010, in منشا حیات زمین. Bookmark the permalink. 48 دیدگاه.

  1. ممکنه کاملا این نظریه درست باشه اما این فقط توضیح دهنده روند بیولوژیک تشکیل حیاته و مثل همیشه علم هنوز از توضیح پیدایش روح حیات در این فرآیندها و کنش و واکنش های آلی و مولکولی عاجزه.میشه تمام این فرآیندها و فعل و انفعالاتو در آزمایشگاه انجام داد و این مولکولهارو ترکیب کرد اما معجون حاصله فعالیت حیاتی نخواهد داشت.علم فیزیولوژیک هم همین کارو میکنه تمام فرآیندها و فعل و انفعالهای سلولی و بافتی و عصبی بدن رو توضیح میده و تفسیر میکنه اما از توضیح پدیده روح و زندگی عاجزه

    • شما نظریه پردازی در مورد روح واین جور باورهاتونو بگذارید به عهده دانشمندان ساکن در حوزه های قوم یا خودتون دست به کار بشید من نظریه نفوظ لولو خرخره به کنش های سلولی وتبدیل به روح رو پیشنهاد میکنم.

      لطفا این نظر من رو ثبت کنید تا نشون دهید در ابراز عقیده برابری رو رعایت میکنید
      باتشکر

  2. سلام
    مطلب جالبی است با توجه به نظریه فوق به هوشمندی بالقوه در کل عالم میشه پی برد و به این ترتیب وجود حیات در سایر سیارات به اثبات میرسه و در حقیقت پدیدار شدن و سیر تکاملی شعور هستی در عالم ماده است .

  3. با احترام به نظر دوستان به نظر من پذیرفتن فرضیه ی تکامل تدریجی به عنوان یک حقیقت غیر قابل انکار امکانپذیر نیست. اصلی ترین دلیلش هم اینست که چنانچه در مسیر تکامل بر اثر احتمال هر گونه ی کامل جدیدی از گونه ی کامل قدیمی تری به وجود اومده باشه (مثلا انسان از میمون) در اینصورت باید بر اساس قانون احتمالات در طی مسیر تکامل برای به وجود آمدن یک موجود کامل, موجودات ناقص و عجیب الخلقه ی بسیار زیادی به طور اتفاقی به وجود اومده باشن که فسیلشون در لایه های زمین موجود باشه در حالی که اینطوری نیست. منطقی تر اینست که بپذیریم هر گونه ای بصورت مستقل به وجود امده است در عین حال که می توانیم خلقت یکباره را منتسب به نیرویی ماورائ الطبیعه نکنیم.

  4. ممنون رامتین . خب این هم مثل خیلی از نظر هاست . یک نظریه

  5. جه اهمیت داره بدونیم زندگي روي زمين از كجا شروع شد؟
    از اونجایی که خدا خواست شروعش کرد دیگه .
    مثل یک بازی کامپیوتری که load میشه . مثلا بازی seems . تصور کنین اون ادمهای توش شروع کنن بگردن ببینن از کجا شروع شدن . خوب نمیفهمن دیگه .
    از اون سختتر شما چه جوری حالیشون کننین که بابا ، ادم توی بازی ، نگرد نیست ، برو بازیتو بکن بابا جان برو ..

    • روشاي عزيزم..همينكه نظر ميذاريد يعني بي تفاوت نيستيد..و روش فكر ميكنيد..ممنون

      • روشا جان یعنی شما دوست ندارید بدونید منشا زندگی ما کجاست؟همینجوری نمیشه که بگیم خدا خواست شروع شد که دوست خوب عزیز دوست داشتنی:)اون بازی هم که اسمشthe sims بود فقط بازی بود اونا که مغز ندارن گرامی که بخوان بفهمن از کجا اومدن:)تشکر از رامتین دلاور و کوشش بزرگوار داداش خودم بابت ترجمه…

      • فقط نمیفهمم » منشا زندگی ما کجاست؟» یعنی چی ؟
        دنبال جا بگردم
        دنبال چه کسی بگردم
        دنبال چه زمانی بگردم
        دنبال ماده اولیه بگردم
        صورت مساله برام واضح نیست . خوب چیکار کنم .
        فکر کنم یک زمانی یکی یه سئوالی پرسیده همه هم دویدن که جواب بیارن و هیچکس فکر نکرده که سوال دقیقا چیه . سوال دقیق رو بگین تا منم بدوم .
        ضمنا جناب فان . توی مثال من ادمهاش مغز دارن . راحت میشه تصور کرد وبسطش داد.

      • شايد دنبال اولين تپش قلبي هستيم كه براي زندگي تپيد…چيزي كه فقط خودش ميتونه خودشو تعريف كنه..شايد بعدش بريم دنبال اولين سلولي كه تونست خودشو تكثير كنه..

      • اما سوال درست اينه: به كجا ميخوايم برسيم؟..آرزوي من اينه كه خنده رو لب كسائي بياد كه مدتهاست دارن درد ميكشن و از زندگي قطع اميد كردن…و نهايت آرزوي من اينه كسائي رو به زندگي برگردونيم كه مدتهاست از پيش ما رفتن..

      • کاش من هم میتوانستم مانند شما راحت این حرف هایی که برای بچه ها میزنند را باور کنم..کاش به همین راحتی بود که شما میگی:)روشا جان اصلا همون نظرت درست(چه اهمیت داره بدونیم زندگي روي زمين از كجا شروع شد؟
        از اونجایی که خدا خواست شروعش کرد دیگه )ولی به نظر من ما اینجا بازی نمی کنیم ما به بازی گرفته شدیم:)همون طور که کوشش عزیز گفت باید به دنبال اولین چیز گشت اولین تپش یا اولین تکثیر سلولی شما هیچ کتاب داستانی رو نمی تونی از وسط شروع کنی به خوندن چون اونوقت معنی اصل داستان رو نمی تونی درک کنی و وقتی که به آخر داستان رسیدی کلی سوال هست که بی جواب مونده اما نکته اینجاست که تو به آخر داستان رسیدی.. پس بهتر تا داستانمون تموم نشده یه کارایی بکنیم:)و این ناراحت کنندست که کسی بگه خدا خودش خواست شروعش کرد خودش هم بخواد تمومش میکنه:)فرق منو گوسفند چه خواهد بود؟من هم فقط به خوردن علف بسنده کنم؟:)به قول مودی عشق و برکت جاری در زندگیت باد…

      • روشاي عزيز، تپش يا نبض كسي يا چيزي نيست..اولين جنبش قابل مشاهده و اندازه گيري براي تشخيص حيات يك موجوده…دانشمندان با رديابي آثار و شواهد بجامونده از حيات در سنگها و كاني ها، تاريخ حيات رو بررسي ميكنن

    • فرها د سدادی

      دوستان عزیزم!
      زندگی هست ، همیشه بوده و خواهد بود
      پشه کی داند که این باغ از کی است
      کو زادش در بهار و مرگش در دی است …
      زندگی بازی با کلمات است :، فلسفه اگزیستانسیالیسم ، هایدگر ، دازاین ، فلسفه ی پوچی یا نهیلییسم، نیچه ، مرد برتر، چنین گفت زرتشت ، هگل ، ظهور فاشیزم و هیتلر و جنگهای جهانی و بمبهای اتمی و نابودی و نابودی و نابودی ….
      این است زندگی …زندگی جنگ و دیگر هیچ اوریانا فالاچی ! جنگ می کنیم برای صلح ! تا زندگی کنیم …حال با منشا ء ماورایی یا میکایی …
      نمی دانم ، ورقهای بسیاری از این کهنه دفتر زندگی افتاده است …
      ایکاش » پشه » نباشیم …واگر پشه وار زندگی می کنیم ، لااقل نیشمان را بکشیم ، که همدیگر را آزار ندهیم ، قضیه آن گربه را شنیدید ؟ می گویند روزی گربه ای عاشق یک ماهی شد ، از فردایش تمامی دندانهایش را کشید !
      زندگی چه در درون ورقهای میکا ، چه در استروماتولیتها ، چه در شهابسنگهایی از فوبوس یا دیموس سقوط کرده بر روی زمین آغاز شده باشد یا نشده باشد ، تا بدینجا رسیده که می بینیم ، ایکاش لااقل به قول انیشتین فقید ، جنگ بعدی با بیل وکلنگ نباشد …

      • شیر فرهاد شما باز از اون نظراتت دادیاااااا:)این ادبیاتتون رو من به شخصه میپسندم…من هم نمی گویم زندگی نیست ، هیچ وقت نبوده و نخواهد بود:)من میگم این که عزیزمون میگه خدا خواست اومدیم تموم شد رفت برید دنبال بازیتون کاری به این کارا نداشته باشید یه ذره دور از منطق و کمی زجر آور:)شما هم که همش به سیاست های غرب گیر میدی چرا مسلمان هایی که به خاطر اسلام به خود بمب میبندند و ملت را منفجر میکنند تا به حوریان بهشتی برسند را ذکر نمی کنید در بازی با کلماتتان؟این را هم میدانم که بحث در این زمینه کاملا بی نتیجه است پس ادامه نمی دهم(منظور سیاست بود:)مخلص شیر فرهاد گل هم هستیم…

      • اینکه اولین سلول تکثیر شده کی بود چی بود کجا بود به نظر من مثل همون داستان اول تخم مرغ بود یا اول مرغ میمونه . اگه همه چی ساکن بوده و یهو یک سلول شروع کرده به تکثیرشدن قطعا تصادفی نبوده . نمیشه که بگیم مثلا سلول نگاه کرده تا خدا روش اونور بوده شروع کرده به تکثیر که .قطعا اتفاق به این مهمی برای یک سلول احتیاج به آگاهی داشتن از روالش داره . یک اتفاق جدی بوده نه شوخی . نیاز به یک نیت داره برای شدن . پس بهتر نیست دنبال نیت کننده بگردیم که صاحبشه ؟
        و یک چیز دیگه ، چرا فکر میکنیم داستان رو نوشتن که ما بیایم بخونیم که حالا داریم دنبال سر داستان میگردیم و چرا فکر میکنیم سر داستان سلولیه که دوتا شد ولی سر داستان اونی نیست که نیت کرد سلول دوتا شه ؟

        ضمنا دوستان من خدای نکرده قصد توهین ندارما . لحن نوشتنم راحت و ساده است . منظوری ندارم . مثل شیر فرهاد نمیتونم قشنگ بنویسم . شرمنده.

  6. واژه سیمرغ از مرغو سئنه اوستایی گرفته شده و معنای لغوی آن مرغ آهنین است.

    چه آنکه سئن در زبان اوستایی به معنای آهن است و آهن، خود ساده شده این واژه است! در خراسان آهن را آسِن تلفظ می کنند و همین واژه در زبان سیستانی آهِن و در زبان انگلیسی آیرِن است.
    بنابراین سیمرغ ، مرغ آهنین است.

    واسه من كه جالب بود

    هر حقيقتي رو كه واكاويش كنيد پشتش يه فضايي نشسته!!!!!

  7. Passworde پست برج بابل رو چجوری باید دریافت کرد؟

    یکی بهم بده خیلی مشتاقم
    usbrooot@yahoo.com

  8. زندگی دقیقا مثل یک خواب شروع شد و مثل یک بیداری

    به پایان میرسد . پروردگارا کمک کن خواب خوب و بیداری

    خوبی باشد . انشالله

  9. سلام.
    نظر همه بچه ها قابل احترامه ، ولی نظر روشا برام خیلی جالب بود.
    به نظر من هم : فقط باید بازی کرد.
    پس بهتره خوب بازی کنیم

  10. فرها د سدادی

    درود بر دوست دانشمندم کوشش فرهیخته ،و رامتین دلاور دوران

    مطلب جالب بود و این خوب نظر هلن هانسما- است ، که تنها از زاویه لایه نگاری یا استراتیگرافی بلورهای ورقه ای /سیلیکاتی میکا به قضیه نگریسته و منشا حیات تک سلولی و نهایتا یوکاریوت و پروکاریوت را لابلای صفحات میکا می داند ، و اشکالی هم ندارد ، به همان قیاس که «استریو ماتولیتها » در نواحی چشمه های آب گرم آتشفشانی ، بعنوان اولین نشانه های حیات و کلنی های تک سلولی میلیونها سال پیش شکل گرفتند و هنوز هم در سواحل در جزایر آتشفشانی هاوایی ،کیلوآ/جاوه وسوماترا و…شکل می گیرند وبطور تکاملی و تدریجی حیات دوباره دارد شکل می گیرد .
    نظری علمی و قابل نقد وبرسی است .

    • سلام فرهاد جان، لايق تعريفي كه كردي نيستم، واقعا» نيستم…هانسما وقتي وارد بحث تخصصي ميشه به دو نكته مهم اشاره مكنه، دنبال فرصتي بودم كه در بخش نظرات مطرح كنم و از شما ممنونم كه اين فرصت رو بهم داديد..ايشون يكي به خاصيت ضدتشعشعي ميكا اشاره ميكنه كه ميتونه بافت اوليه حيات رو در مقابل صدمات اشعه ماوراي بنفش حفظ كنه‌، در زماني كه جو زمين فاقد لايه اوزن بوده و يكي هم عمر 4.5 ميليارد ساله اين كانيه…ظاهرا» هانسما روي انر‍ژي خورشيدي تمركز كرده…به نظر شما ضعف اين نظريه كجا ميتونه باشه؟

  11. قبول نظریه تکامل تدریجی جدا از صحت یا عدم صحتش هیچ ربط و منافاتی با وجود روح که بعد لطیف انسانه و جدای از انسان هم نیست نداره

    روشا در مورد مبدا و خدا و شناختش سخن شما درسته چون اینها مسایل کلی و خارج از عالم واقع هست
    اما شناخت روح و منشا زندگی زمینی که جزیی هست
    شامل این ابهام کلیاتی مثل چیستسذات خدا و هستی نمیشه

    قابل شناخت و رسیدن به یه جواب قطعی هست

  12. جالب بود .

  13. دوست گرامی شفق:اگر فرایند حیات بهمین سادگی بود که شما فرض میکنید : نفوذ(نفوظ)لولو خورخوره که تا الان هزاران بار دانشمندان تونسته بودند اون رو تهیه کنند.ضمنا هر کسی که دم از خدا زد یا بحث در مورد خدا کرد که از تو حوزه نیومده؟!داروین نتونست در مورد حلقه مفقوده نظریه اش راهی پیدا کنه و در اخر به وجود خدا اعتراف کرد .چرا ما تا زمانی که درمورد فیزیک یا شیمی یا زیست درس تخصصی نخوندیم به خودمون اجازه نظریه پردازی نمیدیم ولی در مورد دین با اینکه سواد ترجمه یک جمله ساده به عربی رو نداریم همه علامه دهر میشیم و مفسر قران . مسلم بدونید این حلقه مفقوده هیچ وقت یافت نخواهد شد چرا که در پس همه هستی افریدگار داناییست که همه چیز را با در نظر گرفتن تمام جزییات خلق میکند .ما که در ساخت کوچکترین وسیله زندگیمون با بارها ازمون و خطا مواجه میشیم چطور بوجود اومدن یک موجود زنده بصورت اتقاقی رو توجیه میکنیم . ایا بطور اتفاقی میشه ماشین ساخت ؟ خونه ساخت؟ یا…. شما یه مشت وسایل رو از الان در کنار هم قرار بدید تا اخر عمرتون ایشالا بعد از 120 سال ببینم چی ازش در میاد .لطف کنید بما ه خبر بدید. ممنونم. ببخشید دیگه . من نه تو حوزه درس خوندم نه خوشم میاد و نه چیز دیگه. فقط تو زندگیم بوجود خدایی که بدون ارادش هیچ کاری نمیتونم انجام بدم ایمان اوردم.با تشکر بهرام.

  14. آقا یا خانم شفق! اینجا همه آزادن که نظراتشون رو بیان کنند اتفاقا من آدم زیاد مذهبی نیستم و کاش بجای اینکه ایجور هول کنی و پاسخمو نخونده زود جواب بدی که یک حرفی زده باشی مطلبو با دقت میخوندی.من هیچ حرفی از مذهب و تفاسیر دینی از فلسفه و پیدایش حیات نزدم فقط به عنوان یک پزشک که تا حدودی با بیوشیمی و فیزیولوژی آشنایی داره عنوان کردم که این فرضیه روند و فرآیند پیدایش حیات سلولی رو توضیح میده و مثل سایر نظریه های موجود هنوز علم از توضیح چگونگی ایجاد حیات و زندگی در طی این فرآیندها عاجزه همونطور که تمام این کنشها و ترکیبات و فرآیندهارو در آزمایشگاه مو به مو انجام دادند اما حاصل کار فقط یک توده مولکولی بوده و حیات نداشته اگر برات سنگینه بگو تا ساده تر توضیح بدم!! در ضمن یکم سوادتو بالاببر قوم نه، قم! و نفوظ هم غلته نفوذ درسته آفرین بچه خوب!!

    • در پست قبلی شما گفتید روح حیات که دو برداشت میشه کرد روح و حیات در مورد روح نظرمو دادم حیات هم که خود مقاله بهش پرداخته صرف نظر از باقی تئوریها 1 اما چگونگی ایجاد حیات وزندگی مسئله دیگریه که همون فرگشت هست که فعلا کاری باهش نداریم حدف از این تئوری دانستن چگونگی کلید خوردن حیاطه نه تکامل ان با عرض پوزش از مشکلات املائی دوری از وطن دلیلشه ضمنا من فوق دکترای سلول های مخابراتی و افتابیم

      1
      http://fa.wikipedia.org/wiki/پیدایش_حیات
      http://en.wikipedia.org/wiki/Abiogenesis

  15. با عرض پوزش از دوستان و یوفولاو عزیز !!!
    وبلاگتون یه چند وقتیه که داره به بیراهه میره ! هر روز سر میزنیم و میبینیم که یه مطلب جدید گذاشته شده و اصلان به اصل موضوع فکر نمیکنیم و شروع میکینم به نظر دادن و بحث که من راست میگم یا اون یکی !
    همه میدونیم که قادر و خالق یکتا خداست ذره ذره این جهان با قدرت لایزال الاهی ساخته واداره میشه ! حالا میخواد حیات اولیه از لای سنگ به وجود اومده باشه یا به دست خدا در بهشت ( ادم و حوا )

    • من هم نميدانم ديگر چكار كنم. اين وبلاگ جزو معدود وبلاگهاي است كه هر كس نظر ميدهد فقط يكبار تاييد ميخواهد ولي …… .بگذريم.

  16. حالا چرا اون وب رو با مطالبی که داشت منهدم کردی؟!

  17. يكي بيد و يكي نبيد غير از خدا هيجكس نبيد بعدا كوكوها وغيره افريد اخرش هم فقط خدا ميماند وكوكوها سبس همى گويبند كه: «كوكو، كوكو»

  18. ز آن می نگرم در آن هیچ نیست
    ز آن می خواهم که هیچ را باز نیست
    هر انچه در تلاشم بر انکه هست و نیست باز نه هست و نه نیست
    آن شروع که خود شد یا به دست او شد امروز این شد
    اگر از او شروع شد با ید بدانیم که او کیست باید بدانیم که او چه می خواهد باید بدانیم که این من ماده توام با روحی غیر مادی در پس این صفحه بزر گ که از نقطه ای کوچک به این وسعت رسیده برای چه کار است باید آنقدر بدانیم که دیگر هیچ ندانیم و اگر خود شروع شد بازهم باید همه آن سوالها را بکنیم تا جواب گیریم .
    دوستان عزیزم در حقیقت و در پس این پرده اسرار باید به جستجو ادامه دهیم و این چرا ، چگونه را آنقدر ادامه دهیم تا حداقل گوشه از این اسرار را پرده برداریم
    به صرف اینکه ما بازیگریم و این هم صفحه بازی کافی نیست چون باید بدانیم که بازیچه ایم یا بازیگر و یا بازی ساز چون همواره این سوال در ذهن نخستین انسانها تا بدین روز بوده است و اگر چنین نکنیم بهتر است که آرام بگیریم و ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.
    همه ما می دانیم که خالقی هست اما او چگونه است
    چگونه این ذره ذره را ساخت برای چه و هزار سوال در این ذهن محدود امروز ما باید جوابی بگیرد آیا تصور وجود خالق بدین شکلی که امروز در ذهن ما هست درست است یا نه
    شاید بگونه دیگر است .
    اصولا وجود چنین داده هایی در مذاهب گوناگون در سرار جهان از بدو وجود اولین و تا اخرین همه وجود موجودی مقدس را برای خود می پندارند که در ان قدرت زیبائی و هزاران صفت دیگر را می توان یافت اما نکته مهم اینجاست که براستی کدامین درست می گویند که در این میان وجودی غیر مادی باعث ایجاد سوالهای فراوانی در ذهن انسان گردید که اگر چنین باشد و ……. اینجاست که ذهن انسان عاجز از توصیفش است شاید اگر چیزی بنام ماشین زمان به حقیقت بپیوندد ما هم بتوانیم به کلیدی ترین سوالهای ذهنمان پاسخی درست بیابیم و به نقطه شروع این بازی برسیم .
    امید به آن دارم که تمام نظریات و مکشوفات بشری در راستای تبلور ذهنمان و در ایجاد راهی درست برای پیمودن این زندگی مادی گردد.
    امیدوارم به آنجا رسیده باشیم که تحمل صدای فریاد بیهوده دیگران را بشنویم زیرا که نمیدانیم آن بیهوده از بهر ماست یا او.پس کمی تحمل همراه با تامل بسیاری از رازها را خواهد شکست.
    زیرا تا که سوال است جوابی باشد ور نه ، نه نور است نه تاریکی .

    • درود و سپاس به سخن حقت
      عشق و برکت جاری در زندگیت
      ….
      …..
      و سپاس از کوشش عزیزتر از جان
      یروز خواندم فرزانه ای میگفت:
      …بشکافید دل سنگ را و حقیقت را از دل سنگ بیرون کشید
      تا امروز من به جهد و کوشش و پشتکار تعبیرش میکردم
      ولی تو بزرگوار افق تازه ای باز کردی
      you are in dharma

  19. تا بحال شده كه فكر كنيد 2 تا آجر كه تو خيابون رو هم قرار گرفته ممكنه كه اتفاقي روي هم قرار گرفته باشه و آجرها هم اتفاقي خودشون ساخته شده باشند!؟؟
    پس چطور ممكنه شروع حيات الكي همينطوري بدون خالقي شروع بشه!
    اگر غربيها راست ميگند يك آميب بسازند با مواد طبيعي بدون استفاده از طبيعت
    يا يك تخم مرغ بسازند.

    • دوست عزيزم در هيچ كجاي اين نظريه اشاره به تصادفي بودن خلقت نشده..جهان با چنان نظم پيچيده و هنرمندانه اي خلق شده كه معتقدم فقط با يك تفكر منطقي و منسجم ميشه بهش نزديك شد.

      • دمت گرم
        منظور بنده همين بود
        مثالي ساده بزنم
        نسبت فاصله ماه تا زمين و قطرش برابره با نسبت فاصله خورشيد وقطرش
        كه ميشه تقريبا 114
        كه نتيجتا موقع خورشيد گرفتگي ماه كاملا جلوي خورشيد را ميگيره!!

  20. سلام خدمت دوستان من عقیده دارم که بشر هیچ گاه نمیتونه به راز چگونگی ایجاد حیات پی ببره حالا هر چقدر هم که تلاش بکنه

  21. دوستان بحث رو به بیراهه نره .این یک فرضیه هست و ممکنه کاملا هم درست باشه اما ربطی به توجیه خود حیات و چرایی اون نداره .مثل اینکه ما بیایم یک دیوار رو تجزیه کنیم که عناصر سازندش از آجر تشکیل شده و این اجر دارای این فرمول مولکولی هست و در دمای …. به مدت … پخته شده و این مولکولها دچار تغیر شدند و بافت آجر سفت شده و به تعداد … آجر روی هم قرار گرفتند و بر اثر مجاورت با سیمان سفت شدند و دیوار تشکیل شده و…..این توضیحات کاملا درست و علمی هست اما هیچ وقت نمیتونه بگه خالق این دیوار و کسی که این آجرها رو این طور دستکاری کرده تا دیوار تشکیل بشه کی بوده و مهم تر از همه اینکه هدفش از این کار چی بوده؟؟
    علم میتونه فرآیند تشکیل حیات رو توضیح بده اما از کشف علت و خالق اون فعلا عاجزه.یک نظریه فلسفی هست که به درست یا غلط بودنش کار ندارم اما میگه مخلوق هیچ وقت نمیتونه ماهیت خالقشو کشف و درک کنه

  22. دوستان درباره دحو الارض کسی چیزی میدونه ؟ سر منشاء زندگی ؟

  23. فرها د سدادی

    کوشش جان فرهیخته من ، واقعا هستی لقب سرخپوستی نیست ! همانقدر که فان فریاد آهنین نسل نو است ! بهتر است نگاهی به میکا بیندازیم :
    اعضای گروه میکا از روی رخ قاعده‌ای کامل خود به آسانی قابل تشخیص هستند. ترکیب شیمیایی هر یک از نمونه‌ها می‌تواند بسیار پیچیده باشد، اما فرمول کلی را می‌توان برای تمام اعضای گروه نوشت. در این فرمول W معمولا پتاسیم است (در پاراگونیت ) ، و نشان دهنده و ، ، ، و نشان دهنده و و نسبت به عمدتا حدود 3 به 1 است. انواع مختلف میکا معمولا گروههای ایزومورف (همشکل) تیپیکی را نشان می‌دهند، اما روابط فازی این گروه‌ها تا به حال بطور کامل تعیین نشده است.
    انواع میکا
    در بیشتر موارد دو عضو از گروه به موازات یکدیگر متبلور می‌شوند. در این رابطه بیوتیت با مسکویت متبلور می‌شود. مسکویت و لپیدولیت و به همین ترتیب الی آخر. در لیستی که به دنبال می‌آید، فرمولها بطور ایده‌آل ساده شده‌اند تا بتوانند با ساختار تعیین شده در مطالعات اشعه ایکس جور در بیایند.
    مسکویت

    پاراگونیت

    فلوگوپیت

    بیوتیت

    لپیدولیت

    شمای ساختاری میکاها
    واحدهای اصلی ، یعنی چهار وجهی‌های هر کدام از سه راس به چهار وجهی‌های مجاور متصل بوده و تشکیل یک صفحه را می‌دهند. بنابراین هر چهار وجهی دارای 3 اکسیژن متصل و یک اکسیژن آزاد است. بدین ترتیب ترکیب و ظرفیت را می‌توان به صورت نمایش داد. دو صفحه از این چهار وجهی‌ها طوری به یکدیگر متصل می‌شوند که نوک چهار وجهی‌ها به طرف داخل قرار داشته باشند. نوک برجسته این چهار وجهی‌ها در مسکویت به وسیله Al و در فلوگوپیت و بیوتیت به وسیله Fe و Mg به یکدیگر وصل می‌شود.

    گروههای هیدروکسیل در ساختار جای گرفته و به Al و Mg و یا فقط Fe متصل می‌شوند. بدین ترتیب که یک جفت صفحه محکم بوجود می‌آید که قاعده چهار وجهی‌ها در دو طرف بیرونی صفحات می‌باشد. ساختمان میکا یک توالی از این گونه جفت صفحات است که بین هر دو جفت صفحه پتاسیم قرار می‌گیرد.
    سنگهای محتوی میکا
    • میکای رایج سنگهای آذرین بیوتیت است.
    • مسکویت در بعضی از گرانیتها وجود دارد.
    • لپیدولیت در محدودی از گرانیتها گزارش شده است، اما توزیع تیپیک آن در پگماتیتهای گرانیتی است.
    • فلوگوپیت گاهی اوقات در سنگهای غنی از منیزیم و فقیر در آهن مانند پریدوتیت‌ها یافت می‌شود، اما در سنگ آهکهای دگرگون شده و در برخی از پگماتیتها بطور رایج‌تری یافت می‌شود.
    • پاراگونیت کانی کمیاب در شیست‌ها است.
    علت فراوانی بیوتیت در سنگهای آذرین
    علت رخداد رایج بیوتیت در سنگهای آذرین که در مقابل محدود بودن مسکویت به پگماتیت‌ها و بعضی از سنگهای آذرین قرار دارد و به وسیله تحقیقات یودر (yoder) و یوگستر (Eugster) مشخص شده است. این دو محقق دریافتند که منحنی پایداری فلوگوپیت حدود 300 درجه سانتیگراد بالاتر از منحنی پایداری مسکویت قرار داشته و بسیار بالاتر از منحنی حداقل نقطه ذوب گرانیت قرار دارد. معنای این حرف این است که بلور فلوگوپیت (و بیوتیت) می‌توانند بطور مستقیم در دماهای عادی تبلور از ماگما متبلور شوند.

    از طرف دیگر ، منحنی پایداری مسکویت زیر منحنی حداقل نقطه‌ای ذوب گرانیت در فشار پایین قرار داشته و این منحنی را در حدود 700 درجه سانتیگراد و 1500 اتمسفر فشار بخار آب قطع می‌کند. بنابراین حضور مسکویت در گرانیتها مبین تبلور در فشار زیاد بخار آب ، یا به عبارت دیگر ، عمق قابل ملاحظه می‌باشد. تفسیر دیگر حضور مسکویت این است که بگوییم مسکویت پس از تبلور سنگ در آن بوجود آمده است.
    ترکیب شیمیایی بیوتیت
    ترکیب شیمیایی بیوتیت‌های سنگهای آذرین به شدت متغیر است. منیزیم و آهن فرو می‌توانند بطور کامل جانشین یکدیگر شوند و تمام انواع این گونه بیوتیت شناخته شده است، از بیوتیت بدون آهن (فلوگوپیت) گرفته، تا انواعی که تمام منیزیم در آنها به وسیله آهن جایگزین شده است. آهن فریک می‌تواند نصف یا مقدار بیشتری از آلومینیوم دارای کوردیناسیون شش را جایگزین شود.

    بخشی از هیدروکسیل می‌تواند به وسیله فلوئور جایگزین شود. اگر چه آنالیز اکثر بیوتیت‌های آذرین فقط مقدار کمی از این عنصر را نشان می‌دهد، مقادیر ناچیزی از Ca ، Na ، Li ، Ti ، Mn نیز از تجزیه بیوتیتها گزارش شده‌اند. در مورد عناصر نادرتر Cs ، Rb ، Ni ، Cr ، Ba نیز دیده شده‌اند. روند عمومی از بیوتیتهای غنی در منیزیم سنگهای اولترا بازیک تا بیوتیت‌های غنی در آهن گرانیت‌ها و سیانیتهای نفلین‌دار وجود دارد.
    آلومینیوم در میکا
    مقدار آلومینیوم در بیوتیت گرانیت‌ها و پگماتیتها در بیشترین حد خود و در بیوتیت سنگهای اولترا بازیک در کمترین حد خود است، سیلسیم رابطه معکوس با آلومینیوم دارد.
    مباحث مرتبط با عنوان
    • بیوتیت
    • پاراگونیت
    • پریدوتیت
    • پگماتیت
    • شیست
    • فلوگوپیت
    • گرانیت
    • گروههای ایزومورف
    • لپیدولیت
    • مسکویت
    http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d9%85%db%8c%da%a9%d8%a7&SSOReturnPage=Check&Rand=0
    خوب ، تا اینجا درست ! ولی ایشان نگفته در شکل گیری میکا ، تک سلولی ها ، یوکاریوتها ، پروکاریوتها چگونه در لابلای لایه هایی جای گرفته اند که زمان تبلور تشکیل شده اند نه بعد از سرد شدن و گذشت زمانهایی میلیونی !
    دوستان عزیز من فرضیه سازی کاری سهل است ولی اثبات ان ، پیدا کردن شواهد و مدارک قانع کننده ، و همه جا یی قضیه مهم است ! خوب شاید میکاها/موسکوویتهای دوره ی پالئوزوییک / پره کامبرین اسکاندیناوی با همتای آنها در تشکیلات کیوایناین کانادا
    کاملا متفاوت باشد که البته هست ! ودر جاهای دیگر دنیا
    مثل جاوه /سوماترا /کیلوآ /..
    یا میکاهای کادومین با هورنین …این همانند دلیلی است که من قبلا گفتم ، فرضیات وتئوریها بیشمارند : منشا سیارکی /شهابسنگی / منشاء خودبخودی -تصادفی /جهشی /فیکسیسم /ترانسفورمیسم داروینی /منشا فراکهکشانی و…خوب منکر زحمات این خانم محترم ودانشمند نیستم ! ایکاش به جای اینهمه کامنت گذاری ما هم دانگ او می توانستیم فکرمان را قدری باز کنیم ، وبه جای ربط دادن همه چیز به قضا و قدر و دین و مذهب ! قدری به منشا حیات از دیدگاه علم می اندیشیدیم …که در نهایت ، گشایشی هم در شناخت ما از آن قدرت هستی بخش ، حاصل می آمد …
    نهایتا ، به نظر من ، تک بعدی نگریستن به قضیه منشا حیات مارا به جایی نمی رساند ، معادله ای است ماتریسی با تعداد فراوانی متغیر و مجهول ، که صد البته به دستان توانای شما قابل حل است به شرطی که این لابیرنت را در راه » مخلسی و مخلصی » !! کمتر بکار بگیریم و بیشتر بیندیشیم که بقولی از 70 سال عبادت هم برتر است …در ضمن ربطی با موضوع انرزی خورشیدی نمی بینم ، شاید ایشان روش علمی مد نظرشان بوده که زودتر به جواب برسد ولی به قول پوپر ، ابطال پذیری علم باعث پیشرفت آنست برخلاف مطلق انگاری بعضی مقوله های خط قرمزی !!
    بهرحال ازت ممنونم وبسیار دوستت دارم بخاطر تیزبینی و نکته سنجی ات …غلو هم نمی کنم عین واقعیت است شما وهمه ی دوستان که اینجایند این گونه هستند، وگرنه اینجا چکار می کردیم ، مگر نه ؟
    قربان شما وهمگی دوستان

    • فرهاد جان، واقعا» شيرفرهادي…غافلگيرم كردي!..با اين اطلاعات ما ديگه نياز به مرجع نداريم…من كه عاشق اطلاعاتت و بخصوص مسكويتت ام..براي اينكه بقيه بچه بدونن ميكا چيه، ميكا همون طلقي كه چراغ سازاي قديم تو سماوراي نفتي استفاده ميكردن و هنوزم بعضي جاها استفاده ميكنن و تو بازار چراغسازاي تهران هم گير مياد..راجع به نكته سنجي من كه اشاره كرديد شايد توي بعضي مسائل علمي كه علاقه دارم توجه زيادي بشون بدم ولي در مسائلي كه علاقه ندارم و از قضا بسيار مهم هم هستن چنان كور و بي توجه ام كه اگه بمبي در يك قدميم منفجر بشه نميفهمم..بريم سراغ هانسما..در نظريه ايشون بحث رفتن سلولها بين ورقه ها نيست..بحث تشكيل سلول بين ورقه هاست…فراموش نكنيم كه نظريه داره از بيولوژي در فضاي مولكولي صحبت ميكنه و در جايي نيست بشه از صحبت از سلولهاي يوكاريوت يا پروكاريوت (داشتن يا نداشتن قشاي هسته) كرد..ارزش كار ايشون هم در همينه كه بيولو‍ژي رو وارد قلمرو شيمي و فيزيك كرده..و اين يك پيشرفت بزرگ در دانش زيست شناسيه…بحث قشاي هسته در مرحله تكاملي مهم ميشه يعني در جايي كه صحبت از نور خورشيد ميكنه..ما در زمين منابع انرژي ديگه اي هم داشتيم..مثل آتشفشانهاي اقيانوسي يا حتي راديواكتيو!..تكامل سلولي در مقابل نور خورشيد الزاما فقط ميتونه منشاء سلولهاي گياهي بشه..چون اندامك هاي فتوسنتزي فقط در اين شرايط تشكيل و كامل ميشه..سلولهاي جانوري فقط در محيط تاريك ميتونن تشكيل شده باشن..چرا؟..چون داري اندامك هاي چشمي و حركتي هستن كه هرچي به سمت نور حركت كنن، تكامل بيشتري پيدا ميكنن…ميدونم هانسما خودش بهتر از من اين چيزا رو ميدونه..

  24. فرها د سدادی

    درود بر کوشش دانشمندم …!

    خدای ناکرده سو ء تفاهم نشود ! من نگفتم ارزشی برای تحقیق ایشان ، و ترجمه زیبایت قایل نیستم ، نظر من اینست که ایشان (هانسما) و سایر پزوهشگران که به تمامی جاهای ممکن در کره زمین که دسترسی نداشته اند ! ونظریه ای قابل تعمیم است که همه گیر باشد …مثل نسبیت عام وخاص انیشتین ، نظریات ماکسول ، قوانین ترمودینامیک ، بنیاد انواع ، تکثیر RNA , DNA با مکانیسمهای مشابه در ویروسها و سایر سلولها و…
    وگرنه من دوست دارم تمامی جوانان ایرانی از این پژوهش ها بکنند البته بدون دخالت عوامل دیگر ….وگرنه کثرت این نظریات به تعداد دانشمندان آنهاست !

    مطلب دیگری پیدا کردم شاید برای شما ، رامتین دلاور و سایر دوستان جالب باشد :

    لوکا؛ آخرین بازمانده مشترک جهانی

    یك گزارش جدید علمی كه طی روزهای پیش در آمریكا منتشر شد، تصریح می كند یك موجود جاندار قدیمی، پدر و بانی تمامی اشكال حیات و موجودات زنده ای بوده است كه طی قرن های مختلف در كره زمین زیسته اند.این نتیجه ای است كه گروهی از دانشمندان آمریكا و اروپا دراقدامات و تحقیق های مشترك خود به آن رسیده اند. موجود پایه مورد بحث چیزی حشره مانند و كوچك است كه دانشمندان نام مخفف لوكا را به آن اطلاق كرده اند و معنای لغوی آن «آخرین بازمانده مشترك جهانی» و به روایت دیگر «آخرین موجود مشترك» است. گمان می رود این موجود ۳ تا ۴ میلیارد سال پیش كره زمین را در اشغال خود داشته و بعداً به تدریج رشد كرده و به شكل های تازه تر و بسیط تر درآمده و به آرامی انواع جانوران و سپس انسان را موجب شده است.
    بر اساس گزارش جدید تحقیقی دانشمندان، لوكا مثل باكتری ها از یك تك سلول شكل می گرفته و چیزی فراتر و بیشتر از آن نبوده اما طی تاریخ و پس از تحولات مختلف فیزیكی و شیمیایی و ژنتیك بر روی آن انسان های بدوی، چهارپایان، میكروب ها و حتی گیاهان و در نهایت انسان های مدرن از آن مشتق شده اند. آن روند میلیون ها سال طول كشیده است. اما اگر گمانه زنی دانشمندان صحت داشته باشد، هر موجود جانداری از همان حشره تك سلولی چند میلیارد سال پیش نشأت گرفته است.
    ریشه های كار
    «آنتونی پول» یك بیولوژیست دانشگاه استكهلم سوئد كه جزو گروه دانشمندان تحقیق كننده روی طرح فوق بوده است، می گوید: «باور ما این است كه هر موجود زنده ای كه امروز می بینیم و هر چیزی كه برای مشاهده اش به میكروسكوپ نیاز داریم، به گونه ای از آن موجود اولیه و موتاسیون و تحول ژنتیكی كه مدت به مدت روی آن انجام شده ریشه و نشأت گرفته است. اشكال مختلف حیات در جانداران متعدد از روز نخست شكل گیری كره زمین تا به حال، جملگی از درون همان حشره درآمده است و طی این روند دائماً كامل تر و متنوع تر شده است.»
    اگر فرض فوق صحت داشته باشد، انسان نه مدل بسط یافته و مدرن و كم مو شده میمون ها بلكه به گونه ای قوم و خویش دور هر موجود جانداری است كه تصور كنید. از طوطی ها گرفته تا نهنگ ها! به حرف های مكس برن اشتاین كه یك متخصص بیوشیمی در مركز تحقیقات ناسا در مافت فیلد واقع درایالات كالیفرنیا آمریكا است رجوع می كنیم. «لوكا می تواند پدر تمام جانداران و در دراز مدت «انسان ساز» بوده باشد. شكل كنونی انسان نتیجه ده ها بار جهش ژنتیكی و فیزیكی بر روی لوكا است. لوكا به لحاظ بیوشیمی و تركیب وجودی اش بسیار شبیه به موجودات جاندار فعلی بود.»
    یك وحدت بزرگ
    ریچارد داوكینز بیولوژیست آمریكایی در كتاب جدیدش كه قصه نیاكان نام دارد، می گوید: «اگر به شكلی هوشمندانه و به اندازه كافی به سمت عقب برویم، در می یابیم كه اسلاف و نیاكان تمام جانداران یكی بوده اند. كافی است به ریشه های كار و اشكال اولیه حیات نگاه كنید تا به این قضیه پی ببرید. زندگی جانداران از یك جا و با ریشه ای مشترك شروع شده است. به واقع یك وحدت بزرگ را در این ماجرا مشاهده خواهید كرد.»
    محققان فوق بر این باورند كه هر چه بیشتر روی زندگی لوكا تحقیق شود، فزون تر از پیش رازهای تحولات و تكامل های ژنتیكی مشخص خواهد گشت، علم پزشكی متحول تر خواهد شد و حتی بر پایه آن می توان امید بست كه انواع شكل های بدوی حیات روی سایر سیاره ها كشف و لمس شود.
    اعصار اولیه
    اگر لوكا میلیاردها سال پیش در كره زمین جولان می داد و الآن به اینجا و شكل های كنونی حیات و صدها جانور متفاوت و البته ظهور انسان هوشمند منجر شده است، چرا همان اتفاق اینك در سایر سیارات در حال شكل گیری نباشد؟ جیمز لیك یك بیولوژیست دیگر كه متخصص مولكول شناسی است و در دانشگاه كالیفرنیا در شهر لس آنجلس تدریس می كند، می گوید: «با این كه لوكا به اعصار اولیه باز می گردد سن و پیشینه ای بس كهن دارد، طبق تحقیقات و برداشت های ما یك ارگانیسم مدرن و پیشرفته را در بر داشته است. من باید آن را حشره خوش شانس بنامم زیرا اسلاف این حشره و آنهایی كه لوكا از آنها منتج شد زنده ماندند اما سایر خط های حیاتی و موجودات میكروبی و غیرمیكروبی زمان به تدریج جان باختند و منقرض شدند. با این حال باید متذكر شوم كه لوكا اولین شكل حیات روی كره زمین نبوده است و قبل از آن نیز حیات روی كره خاكی جریان داشته است، مدت های مدید نیز جریان داشته است.»همه چیز از او آغاز شد
    نوبت «بلیر هجز» كه یك بیولوژیست شاغل در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا واقع در یونیورسیتی پارك است می رسد تا نظر تخصصی اش را ارائه بدهد. او كه عضو گروه تحقیقگران مورد بحث بوده و گزارش علمی جدید دستپخت او هم محسوب می شود، به واشنگتن پست گفته است: «همه چیز از لوكا شروع شد. او از حدود ۴ میلیارد سال قبل سلسله مراتب تحول و پیشرفت و اعتلای شكل های مختلف حیات را آغاز كرد. كاری كه ما اینك در سال ۲۰۰۵ باید انجام بدهیم ردیابی چگونگی این تحول ۴ میلیارد ساله است. قسمتی از آن بر ما روشن است اما بخش اعظم آن كه به شروع و ادامه ماجرا برمی گردد مبهم نشان می دهد. ما یك تصویر كلی از ماجرا داریم، اما این كافی نیست. هر چه كاملتر و بهتر این روند را كشف و لمس كنیم به نفع ما خواهد بود زیرا باعث می شود علوم نوین و منجمله پزشكی مدرن را نیز بهتر بشناسیم. بر اساس آن می توانیم راه هایی را برای درمان بیماریها و علم سلول شناسی بیابیم كه پیش از این برای ما غیرقابل تصور بوده است.»
    سیمای نامشخص
    تصور و تلقی هجز و همكارانش این است كه هر «لوكا» به رغم تك سلولی بودن، بالغ بر صدها ژن بوده كه می توانسته اند بخورند، رشد كنند و به تولید مثل بپردازند با این حال شكل و نما سیمای دقیق لوكا قابل تخمین زدن نیست. دیوید پنی یك متخصص مولكول شناسی و عضو دیگری از گروه تحقیق كه در دانشگاه میسی نیوزیلند كار می كند، می گوید: «ما هنوز نتوانسته ایم طبیعت و مقتضیات این موجود جاندار اولیه را مشخص سازیم و فقط مشتی حدس می زنیم، حال آن كه كشف این قضیه به ما كمك می رساند تا روند تكامل حیات و تغییر شكل دادن جانداران بیابیم.»
    به حرف های جیمز لیك بازمی گردیم: «هر چه ما بیشتر و بهتر بفهمیم كه لوكا چه شكل و فرمی داشته، فزون تر هم خواهیم فهمید كه اولین نوع حیات در كره زمین چگونه بوه و زندگی چگونه شكل گرفته و ناگهان جاری شده است. كافی است نقاط و نكات اولیه را بفهمیم و در آن صورت تمام مسائل بعدی را نیز در خواهیم یافت. از تاریخ گرفته تا جغرافی، محیط زیست و هر چه از روز اول در كره زمین و در گستره حیات شكل گرفته است تنها اطلاع و برداشت بنیادین ما این است كه همه چیز با این موجود اولیه مشترك و یا همان لوكا شروع شده است. طی اولین جهش ژنی از روی آن یك موجود جاندار پیشرفته تر ایجاد شده و جهش بعدی موجود دیگری را روی زمین كاشته و این روند به همین شكل ادامه یافته است.»
    پایه اكتشاف های بعدی
    «آنتونی پول» كه پیشتر وصف او نیز رفت، می افزاید: «خوشبختانه وارد یك پروسه جذاب و تعیین كننده شده ایم و آن تلاش برای مشخص شدن سرنوشت لوكا و اتفاقاتی است كه برای آن افتاده است. ما نمی دانیم این اتفاقات دقیقاً چه بوده است اما یك سری فرض داریم كه باید آن را با داده ها و اطلاعات مان در خصوص جهش های ژنتیكی روی موجودات جاندار قیاس و هماهنگ كنیم.از این قضیه و مقایسه چیزی برای ما سر برخواهد آورد كه شاید پایه سری بعدی اكتشاف های ما باشد.»
    در عین حال این عرصه هنوز سرشار از ابهام ها و عدم اطمینان ها است و اعضای گروه تحقیق روی بسیاری از مسائل اتفاق نظر ندارند و راه متفاوت خود را می روند. آنتونی پول كه هفته پیش یافته های خود و همكارانش را در كنفرانس مطبوعاتی در همیلتون اونتاریوی كانادا برای حاضران و رسانه ها توضیح داد، نیز منكر آن روند نیست.
    به ندرت ممكن است در گروه ما دو نفر بیابید كه در خصوص شكل و سیما و روش عملكرد لوكا یك باور مشترك و مشابه داشته باشند. نباید هم جز این باشد. ما راجع به موجود جاندار موهومی صحبت می كنیم كه میلیاردها سال پیش در كره زمین می زیسته است. این یك ارگانیسم به كلی ناشناس برای ما است و فرآیندهایی هم كه موجب تحولات مختلف روی موجود اولیه شده، بر ما روشن و شفاف نیست.»
    اصل قضیه
    گروهی از تحقیق گران معتقدند لوكا ژن های خود را در زنجیره های A.N.D ذخیره می كرده و این مشابه با فرآیندهای جدید و كنونی حیات در جانداران است.بعضی دیگر نیز اعتقاد دارند لوكا از یك روش انبارسازی بدوی به نام RNA سود می جسته است. معدودی را هم پیدا می كنید كه به اصل قضیه یعنی وجود لوكا شك دارند. ولی برای آنها نیز این باور وجود دارد كه حیات باید ابتدا در یك موجود بدوی شكل گرفته و سپس به شكل های مختلف بسط یافته باشد و كاملترین نمونه كنونی آن انسان بوده باشد.اگر این فرضیه را بپذیریم آنگاه این سؤال و بهتر بگویم این ترس بر ما مستولی می شود كه روند جهشی فوق ادامه خواهد یافت و موجودات كامل تری نسبت به انسان نیز در هزاره بعدی سر برخواهند آورد. میچل سوكین یك بیولوژیست شاغل در لابراتوار پیشرفته ووند هول در ماساچوست آمریكا كه می ترسد جواب سؤال فوق را بدهد، صرفاً می گوید: «فكر كنم موضوع از اینها پیچیده تر باشد. معتقدم به جای یك موجود مشترك اولیه و قبول تك فرضیه لوكا، چندین و چند فرآیند متفاوت وجود داشته كه با یكدیگر تبادل ژن كرده اند و از درون آنها موجودات مختلف سربرآورده اند و این قضیه میلیون ها سال را در بر گرفته است. در حال حاضر چنین چیزی در گستره حیات وجود ندارد و لااقل تا پایان عمر ما تحول ژنتیكی تازه ای روی نخواهد داد. هر چه از گذشته در این زمینه برای ما به جای مانده به اندازه كافی ابهام آور و ترسناك است. بخصوص كه در برآورد كامل قضیه نیز شك و تردید داریم.»و همین تردید است كه فرضیه لوكا را جذاب تر و بزرگتر می كند.
    منبع: Space.com
    وصال روحانی
    http://vista.ir/?view=article&id=204815

    • درود بر شما شير فرهاد گرامي..خيالتون از بابت سوء تفاهم راحت باشه..با اطمينان ميگم كه جامعه علمي به اكثر نقاط شناخته روي زمين دسترسي داره و در حال رصد كردن فرآيند حياتي و زيستيه..چه دولتها موافق باشن..چه نباشن!..تصوير كنيد من و شما حداكثر چند گونه گياهي و جانوري رو ميشناسيم و ميتونيم نام ببريم…اما يك متخصص بيولوژي حداقل يك ميليون گونه گياهي و جانوري رو ميشناسه كه كسي مثل هانسما ميتونه ادعا كنه نيمي از اونها رو به چشم ديده و در محل زندگي اونها بوده..مطمئن باشيد هركس كه چهار ورق دستش بگيره و ادعا كنه صاحب فرضيه است در جامعه بيولوژي سلولي آمريكا حتي اجازه حرف زدن هم نداره، چه برسه كه بنياد ملي علوم آمريكا حمايتش كنه!…مطلبي كه عنوان كرديد خيلي جالبه، خواهش ميكنم با ذكر منابع به رامتين جان بفرستيد تا رو وبلاگ بذاره ..تشكر

      • درود و سپاس از کوشش عزیز وفرهاد عزیز
        اگر جهان را یک کوانتوم بزرگ در نظر بگیریم
        به شکل یک توپ بزرگ
        جهان فیزیک توپی کوچک در مرکز این توپ بزرگ است (که سفت ترین جای جهانهاست)
        و جهان اثیری توپی کمی بزرگتر از فیزیک.و دور جهان فیزیک (که جهان فیزیک را هم شامل میشود)که جنسش لطیفتر و از نوع احساس و عاطفه است.
        و جهان ذهنی (علیی)که باز توپی بزرگتر که در دل خود دو جهان قبلو جا داده.و جنسش از دو جهان قبل لطیفتر است.
        و جهان اتری و بعد جهان خالص روح که همه را احاطه کرده
        اینها را گفتم که عرض کنم اگر سفت ترین جای جهانها فیزیک است و سفت ترین جای جهان فیزیک مرکزش باشه:
        میتوان سنگ را مثال زد که حیات فیزیکی از آن شروع شده باشد.
        مولانا:
        از جمادی(شاید سنگ)گشتم و نامی (نبات-گیاه)شدم
        و ز نما مردم ز حیوان سر زدم



        you are in dharma

  25. فرها د سدادی

    مودی عزیزم ، دقیقا زدی به هدف !

    کاملا باشما موافقم …چند ساله روی این قضیه فکر میکنم ، که چه تشابهاتی با گیاهان و جانوران داریم ، به لحاظ کارکرد دستگاه های درونی مان ، خلاصه بگویم : شباهتهای عجیب کلیه هایمان با باقلا و لوبیا ، مغز با گردو و چند چیز دیگر …که فرصت کنم ، دستنوشته هایم را به کتابی تبدیل خواهم کرد همه استفاده کنند …

    مودی جان اندیشه زلال و افکار بلندت را بسیار دوست می دارم .
    برکت باشد .

    • برکت باشه تو زندگی همه
      تو زندگی رامتین تو بزرگوار -کوشش-فان-لیلیانا-یاسمینا-نتینیاندا-افشین دانشمند-آزیتا-شقایق-عدنان-منتظر گلم-میثم-واقعیت1-کیهانی عزیز-مهدی محمدی گل-احسان مهربان-استارسد خوب-مهر-مهدی-سعید-ساسان-کوروش-شو-بینام-با نام-سارا-بهاره-اشراق-و همه وهمه که ذهنم دیگه یاری نمیکنه
      که هستند و با بودنشان ما درسهامون را از زندگی میگیریم
      you are in dharma

  26. درود
    برادران عزیزم مودی و فرهاد
    اشاره ای بس بجا نمودید
    دید و بینش این حقیر کمتر از ان است که عمق مطالب را متوجه گردم چرا که حکمت آفرینش را در حواس خود با سه بعدی بودنم جستجو می نمایم.
    هر چند که در عجبم چگونه عارفان در صده های پیشین در نبود امکانات و تجهیزات و دستاوردهای علمی کنونی و آزمایشگاه های فوق مدرن بشر ( به گفته برخی ، انسان متمدن امروزی ) به اسراری دست یافته اند که محققان علم امروزه از ان تحت لوای نظریه یا تئوری سخن می گویند .
    چنانچه تمام محققین بالاخره بر سر اصل موجودیت اولین خلقت موجود ارگانیک به نتیجه رسد اما این آنچه را که به دنبالش است پاسخگوست !!!
    آمار جهانی اثبات کننده این مهم است که بشر در ادامه راه آگاهی از طریق علم دچار شک و بدگمانی شده و جهت دستیابی به آگاهی خود روزانه بیشتر و بیشتر متمایل به مسیر معنوی می گردد.
    شاید انسان مسیر جستجو را گم کرده یا از بیراهه قصد رسیدن به منزل را نموده که جویای مسیر معنوی است.
    هر کس از دید و بینش خود بدنبال حقیقت است اما انکه بدنبال اصل نباشد وجود نداشته ، ندارد و نخواهد داشت.!

    رامتین عزیز ای میلی را برای شما ارسال نمودم که نشانگر صعود روزافزون پویش اذهان علی الخصوص جامعه غرب در معنویت است. چنانچه امکان پذیر بود برای دیگر دوستان پی گیر ارسال نمائید.
    کوشش عزیز سپاس از ارائه مطلب فوق به جهت آموزش افرادی کم اطلاع چون من.
    درپناه ایزد منان همواره جویای حقیقت باشیم.
    سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: