بایگانی روزانه: اکتبر 25, 2010

سرنوشت روح

در مورد خالق بودن انسان ، من دو جلد کتاب خوانده ام بنام های : 1) سفر روح 2) سرنوشت روح که دکتر مایکل نیوتن نوشته اند و توسط آقای محمود دانایی ترجمه شده و در بازار موجود می باشد. در این کتاب چیزهایی در مورد خلق توسط ارواح مطالب جالبی را نوشته . نویسنده یک روانشناس است که حاصل چهل سال تحقیق خود را بر روی کتاب آورده. وی بیماران خود را ازطریق خواب مصنوعی به گذشته برده وعلت آن را از خودشان جویا می شود . گذشته های خیلی دور (زندگی های قبلی ) . چند سطری از این کتاب را براتون میگذارم امیدوارم تهیه کرده و بخوانید.

https://i1.wp.com/www.near-death.com/images/people/researchers/authors/michael_newton.jpg
این مطالب بصورت سوال و جواب میباشد
– تو عنوان کردی که عالم روح های بی هویت و عالم آگاهی کامل ، نقطه های مقابل یکدیگرند . حالا ممکن است بگویی که وضعیت عالم بعد زمان تغییر پذیر چیست ؟
– این یک فضای کروی است که برای همه روح ها قابل استفاده است . در واقع محل تظاهر جسمیت آنها می باشد ، مثلا در مورد من کره زمین است .
– پس این همان عالمی است که گفتی جزو کائنات محسوس می باشد ؟
– نه ، کره زمین برای من حالت مثالی Simulated دارد . تا بتوانم از آن برای انجام تجربیات خود استفاده کنم.
– مگر همه روح ها برای یادگیری و تجربه از یک کره استفاده نمی کنند ؟
– نه ، هر کدام از ما در کره جغرافیایی خاصی تحصیل می کنیم و آن محلی است که برای زندگی جسمی به آنجا می رویم . همه آنها بطور فیزیکی … ولی موقتا … واقعیت دارند.
– یعنی خودیت واقعی تو ،بطور فیزیکی در این کره مثالی که زمین گفته می شود ، زندگی نمی کند و فقط آن را برای کسب تجربه بکار می بری ؟
– بله درست است – برای تحصیل ، یعنی یادگیری و تجربه .
– چرا این فضا را عالم بعد زمان تغییر پذیر می نامی ؟
– چون ما برای بررسی و تجزیه و تحلیل تجربیات خود می توانیم بعد زمان را تغییر دهیم .
– خاصیت اصلی اینکار چیست ؟
– این وضع کمک می کند که بتوانیم تصمیمات بهتری اتخاذ کنیم . این نوع بررسی مرا در انتخاب های بعدی کمک می کند و تدریجا برای نیل به عالم آگاهی کامل آماده می سازد .
یادداشت نویسنده :
سوژه ها مکررا عبارت عالم را برای تشریح فضای غیر فیزیکی بکار می برند . این مناطق ممکن است خیلی کوچک و یا بی اندازه وسیع و شامل بعد های مختلفی باشند . من تصور می کنم ، برای تجربه و یادگیری روح ها فضاهای مجزای گوناگونی وجود دارد که مشمول محدودیت بعد زمان نمی باشند. موضوع تداخل زمان گذشته ، حال و آینده ، در وضعیت روحی که توسط این سوژه بدان اشاره شد ، در دو فصل بعدی کتاب بیشتر مورد بررسی قرار گرفته .
– ما هنوز در مورد عالم خلقت موجود و غیر موجود صحبت نکرده ایم . حتما این همان دنیای سه بعدی فیزیکی است که قبلا به آن اشاره کردی .
– بله و ما از استفاده آن هم لذت میبریم .
– آیا این عالم برای استفاده همه روح هاست ؟
– خیر اینطور نیست . من بتازگی توانسته ام به آنجا راه یابم و هنوز تازه وارد تلقی می شوم .
– آیا این جهان فیزیکی مثل کره زمین است ؟
– نه کمی متفاوت می باشد ، بزرگتر و قدری سرد تر است . آبها و اقیانوس های کمتری در آن وجود دارد ولی نسبتا شبیه هستند.
– آیا فاصله این کره تا خورشید بیشتر از فاصله زمین تا خورشید است ؟
– بله
– چون عنوان کردی که این کره شبیه به زمین است ، لذا آن را کره زمین شماره 2 می نامیم . حالا به من بگو آیا کره زمین 2 در آسمان با کره زمین 1 نزدیک است ؟
– خیر
– این کره زمین 2 نسبت به کره زمین 1 در کدام جهت قرار دارد؟
– (مکث ) نمی دانم
– آیا این کره جزو مجموعه راه شیری است؟
– ( مکث طولانی ) نه ، تصور می کنم خیلی دورتر است .
– آیا من می توانم آگر تلسکوپی مثلا در حیاط خانه ام بگذارم ، زمین 2 را ببینم ؟
– بله احتمالا
– بنظر تو آیا منظومه ای که کره زمین 2 متعلق به آن است ، مثل منظومه ما ، مارپیچ و حلزونی شکل است یا بیضی شکل می باشد ؟
– مثل یک زنجیر بزرگ طولانی است …. ( با ناراحتی ) من دیگر چیزی در این مورد برای گفتن ندارم .

یادداشت نویسنده :

من به عنوان یک آماتور غیر حرفه ای گه گاهی با یک تلسکوپ انعکاسی آسمان را نگاه می کنم ، و لذا از اینکه بعضی اوقات با سوژه ها صحبت از مطالب ستاره شناسی پیش می آید خوشحال هستم . اما غالبا مطالبی که سوپه ها می گویند برایم تعجب آور و غیره منتظره است . البته هیچ وقت نتوانستم بفهمم آیا این به جهت جلوگیری راهنمایانم روح ها از آشکار کردن اطلاعات صحیح است یا اینکه سوژه ها واقعا در آن حالت ، قادر به درک موقعیت نسبی کره زمین با سایر کائنات نمی باشند.
– ( ناگهان یک سوال جهت دار مطرح می کنم ) حتما تو به کره زمین شماره 2 می روی تا با موجودات متفکری زندگی کنی !
– نه ، این درست همان کاری است که نمی خواهیم در آنجا انجام دهیم.
– چه موقع به کره زمین 2 می روی ؟
– در بین زندگی های زمینی در کره زمین 1 .
– چرا به کره زمین 2 می روی ؟
– ما بصورت روح به آنجا می رویم ، خوش می گذرانیم و خلق می کنیم .
– آیا موجب ناراحتی ساکنین آنجا نمی شوید ؟
– ( با خوشحالی ) در آنجا هیچ کس نیست …. چقدر آرامش دارد … ما بدون هیچ گونه مسئولیتی در جنگل ها ، بیابان ها و بر فراز اقیانوس ها تفریح می کنیم .
– آیا هیچ گونه حیات در آن قاره وجود دارد ؟
– بله …. فقط حیوانات کوچک … بدون عقل و هوش .
– آیا حیوانات هم روح دارند ؟
– بله تمام موجودات روح دارند منتها انرژی مغز آنها بسیار کم است .
– آیا روح تو و سایر دوستانت در نتیجه تکامل انواع پایین تر موجودات روی زمین به این مرحله رسیده است؟
– به درستی نمی دانم ولی هیچکدام از ما این برداشت را نداریم .
– چرا نه ؟
– برای این که انرژی متفکر، از اول انفرادی خلق شده در حالی که نباتات ، حشرات ، خزنده ها و غیره … روح های دسته جمعی دارند.
– و تمام طبقات موجودات زنده از یکدیگر مجزا هستند ؟
– نه به آنصورت ، چون انرژی سازنده به واحد های هر موجود زنده که خلق شده سرایت می کند .
– آیا تو در خلقت نقشی داشته ای ؟
– ( با شگفتی و تعجب ) اوه نه !
– چه کسی برای دیدن و تماشای کره زمین 2 انتخاب می شود ؟
– آنهایی که مراحل تحصیلی را در زندگی های کره زمین 1 می گذرانند گاهی به آنجا می روند ، چون آن کره در مقایسه با کره زمین مثل محل تعطیلات و تفریح است .
– چطور ؟
– در آنجا هیچ جنگ و جدال و هیچ پرخاش و لرزشی وجود ندارد و کسی هم در تکاپوی کسب برتری نمی باشد . همه جا در آرامش و سکوت است . رفتن به ان کره برای ما انگیزه ای می شود که به زمین برگردیم و به برقراری صلح و آرامش کمک کنیم .
– بله متوجه شدم که شما در آن باغ بهشت مانند می توانید آزاد و بی قید زندگی کنید اما تو ضمنا گفتی که برای خلق کردن هم به آنجا می روی .
– بله همین طور است.
– آیا روح هایی که برای مراحل یادگیری به کرات دیگر می روند نیز گاهی به عالمی فرستاده می شوند که شبیه محل زندگی آنهاست ؟
– بله … بله ، منتها بعضی از آن فضاها اخیر تر بوجود آمده و وضعیت ابتدایی تری دارند … آنها هم بدون آن که موجود متفکری در اطراف آنها باشد خلق کردن را یاد میگیرند.
– ادامه بده .
– ما خلق کردن را در آن فضا ها یاد میگیریم و تمرین میکنیم . مثل این است که فرد در آزمایشگاهی باشد که بتواند با انرپی خود فرم های فیزیکی بسازد.
– آیا این فرم های فیزیکی که شما می سازید شبیه چیزهایی است که در کره زمین وجود دارد؟
– بله
– اولین مرتبه وقتی به کره زمین شماره 2 وارد شدی به چه کار مشغول شدی ؟
– اول من دقت می کنم تا بفهمم چه چیزی را باید بسازم، بعد جسم را در مغزم قالب گیری می نمایم سپس با استفاده از ذرات کوچک انرژی خود ، آن را خلق می کنم . ضمنا معلمین هم بر کار ما نظارت دارند . من باید به اشتباهات خودم پی ببرم و آنها را اصلاح کنم .
– معلمین چه کسانی هستند ؟
– ایدس و ” مولکاف گیل ” ( راهنمای بلند مرتبه سوژه ) …. ضمنا مدرسین دیگری هم آن اطراف هستند که من آنها را زیاد نمی شناسم .
– لطفا تا آنجا که می توانی دقیق و روشن در این خصوص توضیح بده .
– ما یه اشیا فرم می دهیم .
– فقط اشیا یا موجودات زنده هم خلق میکنی ؟
– من هنوز به آن مرحله نرسیده ام و آمادگی لازم را ندارم . من بیشتر با عناصر اولیه کار می کنم . مثل اکسیژن ، هیدروژن و غیره …. فعلا من در سطح ساختن سنگ و اب و هوا … آنهم در مقیاس بسیار کوچک هستم .
– یعنی تو واقعا عناصر اولیه ای که در ساختن جهان بکار رفته می سازی ؟
– نه ، من فقط از آن عناصر استفاده میکنم .
– به چه صورت ؟
– من عناصر اولیه را میگیرم و آنها را با انرژی خودم شارژ می کنم ….. و به آنها نوعی تغییر شکل می دهم
– تغییر شکل یعنی چه ؟
– مثلا من با آنها سنگ می سازم ،در این کار مهارت پیدا کرده ام
– تو با انرپی خودت چطور به سنگها فرو و شکل می دهی ؟
– باید یاد بگیرم که چقدر آنها را گرم … یا سرد بکنم و با چه مقدار خاک بیامیزم که سختی مورد نظر در سنگ ایجاد شود .
– عناصر اولیه را از کجا می آوری ؟
– آنها این کار را می کنند ….. معلمین آنها را در اختیار ما قرار می دهند … مثلا گازها و اجزاء تشکیل دهنده آب را به من میدهند .
– آیا درست فهمیده ام که کار تو خلق کردن است و برای اینکار از انتقال گرما و سرما و بکار بستن انرپی خود استفاده میکنی ؟
– بله از طریق تغییر شدت جریان تشعشع انرژی .
– به عبارت دیگر تو خودت واقعا مواد اولیه لازم برای ساختن سنگ یا آب را تولید نمی کنی ؟
– نه ، همانطور که گفتم کار من تغییر شکل دادن از طریق تلفیق و بهم آمیختن عناصری است که به من میدهند . فقط باید مواظب باشم مقدار صحیح انرژی را با فرکانس مناسب بکار ببرم . کار دقیقی است ولی خیلی پیچیده نمی باشد .
– فکر میکردم این کارها را طبیعت انجام می دهد؟
– ( با خنده ) طبیعت دیگر چیست ؟
– خوب مثلا چه کسی عناصر اولیه کار تو را خلق می کند ؟
– آنهایی که قدرت خلاقیت آنها از من بیشتر است.
– پس تو ، بعبارتی اجسام جامد مثل سنگ ها را خلق می کنی بله ؟
– کار ما تکرار و تقلید مدل هایی است که در اختیار ما می گذارند . حالا من به مرحله خلق کردن نباتات نزدیک شده ام ولی هنوز قادر به این کار نیستم .
– پس شما اول با مدل های ساده تر شروع و به تدریج پیشرفت می کنید ؟
– بله همین طور است . ما اول چیز ساده ای می سازیم ، آن را با مدل اصلی آن مقایسه می کنیم و بعد به سراغ مدل های پیچیده تر و بزرگتر می رویم .
– مثل بچه هایی که در ساحل دریا با ماسه ها چیزی می سازند ، بله ؟
– ( با لبخند ) مه هم در این زمینه اول کودک و بی تجربه هستیم . هدایت جریان انرژی به مانند قالب گیری مجسمه سازی است .
– آیا شاگردان این کلاس آموزش خلاقیت ، همگی از گروه روحی اولیه تو هستند ؟
– چند نفری بله ، ولی اگثر آنها از سایر گروح حای برزخ می آیند ، اما همه زندگی زمینی داشته اند .
– آیا همه مشغول ساختن چیزهای مشابه هستند ؟
– خوب البته هر کسی در خلاقیت چیزی مهرت بیشتری دارد ، اما ما همدیگر را کمک می کنیم .معلممان می آید و ما را در جهت پیشرفت ، راهنمایی می کند …. اما … (سوژه ساکت می شود )
– اما چی ؟
– اما اگر من چیز ناجوری بسازم ، قبل از آن که آن را به ایدیس نشان بدهم ، خرابش می کنم.
– ممکن است یکی از این موارد را مطرح کنی ؟
– مثلا من هنگام ساختن گیاهان هنوز نمی توانم انرژی خود را با دقت کافی بکاربرم تا بتوانم از عهده تغییر شکل شیمیایی لازم برآیم.
– پس تو هنوز در مورد شکل دادن به نباتات مهارت پیدا نکرده ای ؟
– نه ، بنابر این ساخته های ناجور خود را خراب میکنم .
– آیا همین امکان خراب کردن سبب شده که آنجا را عالم خلقت و غیر موجود بنامی ؟
– انرژی را نمی توان از بین برد . وقتی من در ساختن چیزی اشتباه کنم ، آن را بهم می زنم ، ترکیبات دیگری بکار می برم و دوباره آن را می سازم .
– من درست درک نمی کنم چرا خالق برای خلقتش به کمک شما نیاز دارد ؟
– اینکار در واقع به سود خود ماست ، ما این تجربه ها را انجام می دهیم تا هنگامی که قضاوت بشود کارمان کیفیت و ارزش لازم را پیدا کرده و امیدواریم که نهایتا بتوانیم در سازندگی زندگی نقشی ایفا نماییم .
– اگر همه ما قرار است به این ترتیب نردبان ترقی و پیشرفت را پله پله بپیماییم بنظرم می رسد که تمام عالم ارواح یک تشکیلات و ساختار عظیم هرم مانندی است که مختار مطلق در راس آن قرار دارد .
– ( با آه ) نه ، شما اشتباه می کنید . وضعیت واقعی هرمی شکل نیست . همه ما روح ها ، تار و پودهای یک پارچه بلند و طولانی هستیم . همه ما در آن پارچه بافته شده ایم .
– با وجود این همه سطوح مختلف پیشرفت و توانایی ، برای من مشکل است که وضعیت را بمانند پارچه ای طولانی ، که همه تارهای آن هم سطح هستند ، تلقی کنم .
– باید آن را بمانند یک رشته مسلسل ادامه دار تصور کنی ، نه اینکه روح ها را در گروه های بالاتر و پایین تر بپنداری .
– من همیشه فکر میکردم روح ها برای پیشرفت باید رو به بالا بروند .
– بله می دانم شما اینطور برداشت می کنید ، اما باید بدانید که همه ما باید جلو برویم .
– آیا می توانی در این مورد مثالی بزنی که من بتوانم آن را در مغزم مجسم کنم ؟
– بله انطور در نظر بگیرید که همه ما …………………………………..

پ  . ن : با تشكر فراوان از سعيد عزيز بابت ارسال اين مطلب. منتظر ادامه اين مقالات هستيم.

**************************************************************

کتابی که با مطالعه آن سرشار از انرژی و شادابی می شوید

سفر روح... نوشته دکتر مایکل نیوتن [ آنچه در این کتاب آمده است، مدیون تلاش کسانی است که در جستجوی کمک به سوی من آمده اند و من آنها را هیپنوتیزم کردم چرا که این روش از نظر من وسیله قابل اعتمادی است برای کشف حقایق عوالم بعد.

شرح سفر روح به عالم دیگر برآمده از خاطرات کسانی است که طی سالها برای هیپنوتیزم درمانی به من مراجعه کرده اند. این خاطرات واقعی، بیانگر آن است که عالم برزخ عالمی واقعی و ملموس است و در آن فضایی سرشار از محبت، شفقت و آرامش حکمفرماست.

شگفتی های عالم برزخ و مراحل آن نشان می دهد که هدف غایی و نهایی خلقت، به کمال رسیدن مخلوقات است، یعنی برخورداری آنها از تمام نعمات و نشئآت الهی و همه مخلوقات می توانند به اندازه کوشش و ظرفیتشان از آن سیراب شوند.

ما موجودات الهی ولی به کمال نرسیده ای هستیم که د ر دو جهان مادی و معنوی وجود داریم. این سرنوشت ماست که بین این دو جهان از طریق فضا و زمان، رفت و برگشت کنیم و ضمن آن بیاموزیم که چگونه بر نفس خود مسلط شده و چطور بر دانش و آگاهی خود بیفزاییم. ما باید به این فرایند با صبوری اعتقاد و اعتماد داشته باشیم. اغلب ما، مادام که در قالب جسم هستیمر، هیچگاه به کنه جوهر وجودی مان پی نخواهیم برد اما خود واقعی ما هرگز نابود نمی شود و همیشه در ارتباط با دو جهان باقی خواهیم ماند.

… مهم ترین فایده آگاهی به این که خانه ای پر مهر و محبت جاودانه در انتظارمان می باشد این است که ذهن ما را پذیرای قبول نیروی معنوی بالاتری می کند. آگاهی بر این نکته که ما به جای دیگری تعلق داریم، اطمینان خاطر و آرامش خاصی را به ما ارزانی می دارد و این آرامش تنها به صورت فراغت از تضاد و پراکندگی نیست بلکه سبب ایجاد وحدتی بین ما و یک شعور جهانی می شود. همه ما روزی این سفر دور و دراز را به پایان خواهیم رساند و همگی ما به یک حالت غایی و نهایی شناخت و روشنایی خواهیم رسید. جایی که در آن همه چیز امکان پذیر می شود.] برگرفته از کتاب «سفر روح» نوشته دکتر مایکل نیوتن(کلیک کنید)، برگردان فارسی دکتر محمود دانایی، انتشارات جیحون.

http://sepidaar.blogsky.com/?PostID=67

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: