آغاز فعال سازی DNA


آغاز فعال سازی DNA

پیامی از کریون – مدیوم لی کارول

یکشنبه ، 15 مارس 2009 در ریگا – لتونی (Riga –  Latvia)

سلام عزیزان . من کریون از خدمت مغناطیسی هستم . مجدداً می‌گوییم که انرژی‌‌ای که به این مکان ارائه شده است خالص است . و باز می‌گویم که برنامه یا اعمال نفوذی وجود ندارد . اینجا برنامه‌ای برای تسخیر ارادۀ شما وجود ندارد ؛ فقط قلب خود را بگشایید .

بشر جستجو برای خالق را شروع می‌کند ، و او این کار را تقریباً از زمان تولد انجام می‌دهد زیرا که چیزی گمشده در او وجود دارد . نام آن را موسیقی می‌گذارم ، صدایی که از ازل از آن سوی پرده شنیده‌اند … یعنی سوی من . تولد در این سیاره و در جسم بشری مانند یک شوک است که به ناگاه به شما در یک ساختار سلولی وارد شده است . این یک شوک برای سیستم روحی است . چیزی که از یک سوی پرده به سوی دیگر آن بیشتر مشهود می‌باشد ، احساس ناگهانی تنهایی است و شما باقی عمر خود را در جستجوی قسمت گمشدۀ خود می‌گذرانید .

بعضی از شما آن را کشف کرده‌اید ، هنگامی که در مکان عبادتتان زانو زده‌اید و قدرت خدا را لمس کرده‌اید  … و شما را متأثر ساخته است . در این حالت شما فقط می‌خواهید همان‌جا بنشینید ، نمی‌خواهید ؟ زیباست . تعدادی از شما در مدیتیشن‌های خود همان حالت را دارید . زیباست ! برای شمایی که می‌توانید بنشینید و این را لمس کنید ، برای مدتی کوتاه به این بیندیشید . چیزی فیزیکی هست که شما می‌توانید انجام دهید تا این ارتباط گمشده را باز یابید .

در آن لحظات کوتاه همه چیز عالی است . در آن لحظات کوتاه شما احساس می‌کنید که زمانی را بوجود آورده‌اید که چهرۀ خدا را لمس کرده‌اید ، اما تنها اندکی . و موقعی که شما اینکار را انجام می‌دهید ، صدای موزیکی را می‌شنوید و همه چیز عالی است . شما زمان زیادی را در تلاش برای بازیابی مجدد چیزهایی که گم شده‌اند ، سپری می‌کنید … گمشده از لحظۀ تولد .

بشریت همیشه این کار را انجام داده است . من می‌دانم چرا ، برای موسیقی‌ای که هرگز برای من متوقف نشده است . من به عنوان کریون به شما خواهم گفت ، من قادر نیستم که آفرینش را بدون آن تصور کنم . این همسرایان آسمانی هستند که در این سوی پرده و در سوی من به روشنی آواز می‌خوانند و ما به آن عادت داریم چرا که به اینجا تعلق داریم . شما هر دو سو را در ازلیت و ابدیت گذرانده‌اید ، به آن گوش فرا دهید ، باز هم ، اکنون که به زمین وارد شدید صدای آواز به طور کامل قطع می‌شود .  با آغاز بشر ، به ضرورت خنثی شد و رفت … موسیقی آنجا نیست .

بنابراین ما امروز آموزش را شروع می‌کنیم ، و با گفتن این شروع می کنیم که : انرژی جدیدی بر روی این سیاره وجود دارد ، و این انرژی می‌طلبد که هم اکنون تکه‌ها و بخش‌هایی از انرژی روحی خود را فعال کنیم که ما آن را DNA می‌نامیم . آن قسمتی از بدن شما که در دو حالت سه بعدی و چند بعدی وجود دارد ، جایی که خود برتر سکونت دارد . هنگامی که شما انرژی ابزار جدید را فعال می‌کنید ، همچنین باعث مرتب شدن خطوط (realigment) شبکۀ مغناطیسی ، تشکیل شبکۀ کریستالی ، چرخۀ ارتعاشی گایا (روح زندۀ زمین ؛ طبق نظریه‌ای کره زمین زنده و آگاه است. نیروی کوندالینی از وسط زمین رد می‌شود. آب ها دورتادور کره زمین را احاطه کرده‌اند و خط‌های انرژی از تمام قسمت‌های آن رد شده است . هاله‌ای از نور دور کره زمین را فراگرفته است و شبیه به یک مرکابای در گردش است. به این وضعیت زمین شبکه نوری و به این دیدگاه که کره زمین یک پدیده زنده است گایا می گویند- نقل از دکتر ساناز صنایع گلدوز و سیدعباس عطایی) ، که توسط مایاها محاسبه شده است ، می‌شوید … همۀ این چیزها در شرف حرکت هستند . سپس شما در انرژی همگرایی هماهنگی به حرکت در می‌آیید ، همۀ چیزهایی که ارائه شد به شما اجازه می‌دهد که فرایندی را آغاز کنید که به یک فارق‌التحصیلی روحانی می‌انجامد که استادی و تسلط کامل نام دارد .

اینها ابزار استادی تسلط هستند . پاداشی برای شما تا حالت کوانتومی را درک کنید ، حالتی که همراه شماست . در فرایند این اکتشاف ، بعضی از شما شروع خواهید کرد تا این آواز را دوباره بشنوید . من قول می‌دهم . شایسته است که برای انجام این چیزها بنشینید و مدیتیشن کنید زیرا موقعی که DNA فعال می‌شود ، به همین طریق باقی می‌ماند ]تغییر پابرجا می‌ماند[ … محتاط باشید و به آرامی گام بردارید تا به طور صحیح هدایت شوید و توضیحات مختصر و روشنی دریافت کنید و با عشق ارتباط برقرار کنید .

چیزهایی که در ادامه خواهید دید در یک کتاب نقل خواهد شد ، بنابراین اینها آموزش‌هایی هستند که دوست من (لی کارول) دارد برای نخستین بار می‌شنود . کتاب DNA در حال تهیه است و این یک فصل از آن خواهد بود ، از اینرو این قسمتی عملی از چیزی است که قبلاً تنها به صورت آکادمیک موجود بوده است … 12 لایۀ DNA چگونه شناسایی شده‌اند ؟ نامشان چیست ؟ هدفشان چیست ؟ اما اکنون داستانی بیش از این در پیش است و من امشب می‌خواهم این اطلاعات را در این مکان بزرگ (Riga Arena) به شما ارائه دهم ، در این مکان با زبان‌های متعدد و در این مکان با آزادی جدید .

اینکه چرا ما آن را در اینجا برای شما آشکار می‌کنیم ، بخشی از آن برای این است که این یک پیام غربی نمی‌باشد و به تمام جهان مربوط می‌باشد ! این یک پیام جهانی است برای کل خانواده و آنهایی که اکنون با من در این جلسه هستند و به زبانهای متعددی گوش فرا می‌دهند ]انگلیسی ، لیتوانی ، روسی ، لتونیایی ، استونیایی [ ، اما تنها یک زبان را احساس می‌کنند – زبان سوم عشق .

https://i0.wp.com/www.kryon.com/seminar%20images/DNA%20page/rollovers/DNAilus1.jpg

آموزش آغاز می‌شود

آنهایی که پیگیر پیام‌های من بوده‌اند از مدیوم من (لی کارول) می پرسند : «این همه از DNA گفتن برای چیست ؟ چرا کریون همیشه از DNA می‌گوید ؟ چرا او از چیزهای آسمانی و فرشته‌گونه و اسرار نمی‌گوید ؟ چرا نمی‌گوید که ما برای چه آمده‌ایم ؟ اما به جایش فقط می‌خواهد از شیمی برایمان بگوید ؟» اگر شما نیز از این دسته سوال کنندگان هستید باید بگویم که عزیزان ! شما هنوز موضوع بزرگ را که آشکار شده است ، درک نکرده‌اید : همراه ساختار سلولی شما ابزاری برای استادی و تسلط تمام است که پنهان نیستند . آنها قسمتی از ساختار سلولی هستند که در حال مطالعه شدن در راهی متفاوت توسط علم امروزی بودند . رازهای روحی در DNA هستند ! مجموعۀ تمام آموزش‌ها برای استادی تمام و تسلط در DNA وجود دارد ! بنابراین موضوع محرمانۀ DNA شما ، موضوع استادی و تسلط تمام و ورود به خدا و یک تشرف به همۀ آنهاست .

شما صدها تریلیون نسخه از مارپیچهای دوگانه در بدنتان دارید و من به شما نام انرژی‌های موجود در آنها را داده‌ام . حالا می‌خواهیم در مورد بعضی از خصوصیات یک مجموعه از آنها صحبت کنیم . به هر حال ، قبل از آنکه وارد جزییات شویم باید مجدداً زمینه‌ای از آنچه که باید درک کنید به شما بدهیم .

موجودات بشری لیست می‌خواهند ! شما مایل هستید که هر چیزی را قسمت‌بندی کنید و از اینرو می‌توانید به طور خطی در مغزتان بفهمید که اشیاء چگونه کار می‌کنند . این به شما کمک می‌کند تا بیاموزید ، از اینرو همۀ شما از تفکر خطی استفاده می‌کنید . شما همچنین هدف واحدی از عملیات مکانیکی و شیمیایی داشته‌اید . حتی بیشتر عملیات شیمیایی پیچیده در هر زمان از شیوه یکسانی عمل می‌کنند . شما دریافتید که چگونه چیزی عمل می‌کند ، سپس شما آن را در یک لیست از خواصی که در یک زمان معین از خود بروز می‌دهد وارد کردید . سرانجام شما یک شیمیدان شدید که به این فرایندهای خطی آگاهی دارد .

DNA کوانتومی در یک مُد خطی عمل نمی‌کند . بنابراین شما نمی‌توانید آن را در آن مد طبقه‌بندی کنید . منظور من چیست ؟ : در بیشتر ماشین‌های پیچیدۀ روی سیاره ، ممکن است در یکی از آنها ده‌ها هزار قسمت وجود داشته باشد ، قسمت‌هایی که یک کار را انجام می‌دهند . شما ممکن است چیزی را داشته باشید که هزاران بار دقیق‌تر از یک ساعت خوب کار کند ، اما در هر حال فنر و چرخ‌دنده همیشه فنر و چرخ‌دنده است . آنها در یک ماشین ساده همان کاری را انجام می‌دهند که در یک ماشین پیچیده انجام می‌دهند .

پیچیده‌ترین الکترون‌ها همان کار را انجام می‌دهند . آنها بالغ بر میلیون‌ها پروسۀ یکسان را انجام می‌دهند و مدارهای الکترون همیشه همان مسیر را بر می‌گزینند … یک فرایند منفرد با پیچیدگی خطی سریع انجام می‌شود . اما نه DNA . DNA یک ماشین نیست . شما باید این تفکر را آغاز کنید که DNA یک موجود کاملاً زنده است که در درون خودش فعل و انفعال دارد . هنگامی که یک قسمت تغییر می‌کند ، متعاقب آن قسمت دیگر نیز تغییر می‌کند . شما نمی‌توانید هدف واحدی را از قسمت‌های یک DNA خاص شناسایی کنید که همیشه کار یکسانی را انجام می‌دهند . به همان ساعت پیچیده‌ای که گفته شد بیندیشید .  چه می‌شد اگر حالتinterdimensional  می‌داشت و چرخ‌دنده می‌توانست ناگهان تبدیل به فنر شود و فنر می‌توانست به میزان مورد نیاز تغییر شکل و اندازه دهد ؟ به این فکر کنید – قسمتی که بزرگتر از حد مورد نیاز نیست ، به سادگی ناپدید می‌شود و اگر به آن نیاز بود دوباره پدیدار می‌شود ! این ممکن است و حقیقتاً پیچیده است ، نیست ؟ به علاوه ، این ساعت کوانتومی تصمیم می‌گیرد که شخصاً بازۀ زمانی را که برای کار کردن با آن ساخته شده است را تغییر دهد . عجیب نیست ؟ این DNA کوانتومی است .

لحظاتی قبل ، ما توضیحی از 12 لایۀ DNA به همان طرزی که در روش‌های آکادمیک موجود است ، ارائه کردیم  . ما

مراقب بودیم که  در هر صورت به شما نگوییم که هر لایه در هر لحظه چه انجام می‌دهد . ما فقط به شما اهداف آنها و انرژی آنها یا خواص ذخیره شدۀ آنها را ارائه دادیم . در یک لحظه متوجه خواهید شد . اما هنگامی که آنها با یکدیگر کار می‌کنند ، تغییر شکل هر یک متناسب با کاری است که بقیه انجام می‌دهند . بنابراین شما ممکن است بگویید که شما یک موتور دارید که همۀ اجزای آن به طور پیوسته متناسب با نیاز موتور تغییر می‌کنند و جابجا می‌شوند . این پیچیده است و این کوانتوم است .

در یک حالت کوانتومی ، زمان وجود ندارد . در یک حالت کوانتومی مکانی واقعی برای هیچ چیز وجود ندارد . فیزیک کوانتومی بر هر ماده‌ای حکم می‌کند ، اگر شما بخواهید آن یا هر انرژیی را فراخوانی کنید ، همه جا با هم هستند و همگی یکی هستند .  چیزی به چنین پیچیدگی را تصور کنید ! حال تصور کنید که صدها میلیون برابر از این نسخه در بدن شما وجود دارد .

]مکث[

برای درنگ مدیوم من دلیلی وجود داشت چرا که داشتم چگونگی آن را به او نشان می‌دادم زیرا کلماتی برای شرح آن یافت نمی‌شود . هنوز علمی وجود ندارد و از اینرو برای او تازگی داشت . به منظور اینکه DNA درست عمل کند و همه چیز را همانطور که گفتیم به صورت کوانتومی و محرمانه انجام دهد ، هر 300 تریلیون قسمت از  DNA باید بعضی چیزها را به طور همزمان بدانند ! باید ارتباطی بین DNA نوک انگشت پای شما و بلندترین موی سر شما به طور همزمان وجود داشته باشد . آنها باید به طور همزمان در مورد آن اطلاع داشته باشند . سپس باید بین تریلیونها قسمت از آنها سازگاری وجود داشته باشد و باید یک انرژی جذب هوشیاری داشته باشند . همۀ اینها باید در یک سازۀ سه بُعدی وجود داشته باشند که درون ذات حقیقی شماست . برای این فرایند لغتی علمی وجود ندارد مگر اینکه در آفرینش (برای کسب توضیحی در مورد فوتون‌ها که «entanglement» نامیده می‌شوند) بیندیشید .

درون آن «یک پیوندگاه انرژی» وجود دارد . پیوندگاه (confluence) در زبان انگلیسی در واقع به معنای یک محل برای تلاقی انرژی‌ها به یکدیگر می‌باشد ، بنابراین آنها چیز دیگری می‌شوند ، یک یگانگی . علم هنوز آن را درون DNA مشاهده ننموده است ، اما در بعضی سطوح می‌دانند که باید وجود داشته باشد . بدن انسان به چه روش دیگری می‌تواند آن را انجام دهد ؟

ساختار سلولی خاص و اختصاصی است . مانند یک ماشین خطی ، اختصاصی است و شما از تقسیمات سلولی که حامل این خصوصیات هستند آگاه هستید . اما DNA در همۀ بدن یکسان است و اختصاصی نیست .  شما چیزی به عنوان DNA ناخن پا یا DNA مو یا DNA قلب ندارید . شما تنها یک DNA دارید . تریلیون‌ها نسخه از طرح‌های کوانتومی مشابه انسانی باید به طور همزمان با یکدیگر در ارتباط باشند یا اینکه امکان زیست از بین می‌رود . آنها چگونه این کار را انجام می‌دهند ؟ در واقع نامی علمی به این فرآیند ارتباطی بین حلقه‌های DNA داده نشده است اما در آینده نامگذاری خواهد شد . یک حالت کوانتومی در ظرفی از سوپ مغناطیس .

حال بیایید بررسی کنیم که ارتباطات چگونه انجام می‌شوند و این پازل چگونه سر هم می‌شود . عده‌ای برای سالها فکر می‌کردند که خصوصیات مغناطیسی گفته شده توسط کریون در مورد شبکه بوده است . این تنها جزیی از واقعیت است ، اما در حقیقت در مورد مغناطیس DNA بوده است . برای مدیوم من در این سلسله کنفرانس ها چیزهایی در مورد DNA آشکار گشته است که شما نیز باید بدانید و آن در مورد اجزای مغناطیسی است . هر حلقۀ DNA یک حوزۀ مغناطیسی دارد که به حلقۀ بعدی اتصال (همپوشانی) دارد . صدها تریلیون از این همپوشانی‌ها در یک سطح هوشیاری قرار دارند . این بیانگر یک نگارش مغناطیسی است که حامل‌های انسانی توسط آن پوشش داده می‌شوند . یک هاله ، حوزۀ مغناطیسی نیست و شما قادر نخواهید بود که یک هاله را با تجهیزات مغناطیسی مشاهده کنید . یک هاله ، نتیجۀ پیوند ارتباطات DNA با بدن انسان ، نگارش کوانتومی و یک ادغام انرژی است که حوزۀ مغناطیسی را ایجاد می کند و هنوز در این سیاره قابل اندازه‌گیری توسط هیچ چیز نیست .
من این چیزها را برای شما می‌گویم زیرا شما باید بدانید که چه اتفاقاتی درون DNA رخ می‌دهد ، اتفاقاتی که در هر لایۀ انرژی روی می‌دهد . اگر شما قصد دارید تا این بخش از DNAها فعال شوند به این بیندیشید که چه روی خواهد داد ؟ صدها تریلیون از این قسمت‌ها فعال خواهند شد ! چه احساسی دارد ؟

لحظه‌ای تأمل …

در جمعیت حاضر حالات روحی متعددی وجود دارد . بعضی‌ها دریافته‌اند که این یک ارتباط واقعی است و عده‌ای به هیچوجه درک نکرده‌اند . من و شما در یک حالت کوانتومی هستیم . در این مکان انرژی‌های کوانتومی وجود دارند که بین راهروها در حال حرکتند . بعضی از آنها در حال لمس شما هستند و شما می‌توانید آنها را احساس کنید .

در این انرژی جدید پنج لایه وجود دارد که در حال فعال شدن هستند و این هدیۀ شگفتی برای شما خواهد بود و یکی از آن پنج لایه از پیش در حال فعال شدن بوده است .

در علم اعداد ، 5 عدد تغییر می‌باشد . انرژی‌های عدد 5 یا خصوصیات لایه‌ها ، شامل اعداد 2 و 6 ، ترکیبی از لایه‌های 7و 8 و عدد 9 می‌باشد . این بیانگر آن است که انرژی‌های 5 با شش لایه سروکار دارد . همچنان که پیش می‌رویم آنها را توضیح می‌دهم و در یک لیست مورد بررسی قرار می‌دهیم . این آموزشی رازآمیز ، پیچیده ، زیبا و جدید است و چیزهایی را به شما خواهد آموخت ، مفاهیمی که باید از آن آگاه باشید . این آگاهی به شما توضیحاتی در مورد این هدیه می‌دهد و جزییاتی را برای انجام دادن شما ارائه می‌دهد که قبلا قادر به انجام آن نبوده‌اید . آن چه را که غیر قابل شرح است را برای شما تشریح می‌کند .

اکنون ما در انرژی اعداد هستیم . اگر تردید دارید که ما در انرژی عدد 5 هستیم پس این کار را انجام دهید : لایه‌های 2 و 6 و 7 و 8 و 9 را انتخاب کنید و با هم جمع کنید ، شما می‌خواهید که به انرژی علم اعداد دست یابید ، انرژی عدد 5 ]32=9+8+7+6+2[  . عدد 32 وقتی به یک عدد تقلیل یابد تبدیل به عدد 5 می شود ]5=2+3[ ، عدد 5 بیانگر تغییرات جهانی است . برای تغییرات آماده شوید !

هیچ یک از اینها رخ نخواهد داد اگر شما نخواهید . اینها هدایایی است برای روشن ضمیران . اگر اشخاص روشن ضمیر بخواهند که در را باز کنند و اگر بخواهند که اجزای کوانتومی خود را از طریق گزینش حس هوشیاری متحول کنند ، آنگاه تغییر رخ خواهد داد . اگر نخواهند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد . حقیقت شما در این سیاره توسط گزینش حس آگاهی هدایت می‌شود .

این نیت شماست که در DNA کوانتومی تغییر ایجاد می‌کند .  بدون نیت هیچ اتفاقی نمی‌افتد .

https://i1.wp.com/www.spiritualhealing-godsway.org/DNA_Strands.JPG

آموزش DNA … درس‌های کوانتومی برای شما و گذشتۀ شما

لایۀ دوم DNA به عنوان درس زندگی انسان تعریف شده است . هنگامی که DNA را به قسمت‌های مجزایی قسمت‌بندی می‌کنید و سپس آن را در یک حالت سه بُعدی مورد مطالعه قرار می‌دهید ، درک آن آسان‌تر می‌شود . این مهم است که بدانید درس زندگی چیست و چرا آن در DNA شما وجود دارد . شما با آن به این سیاره می‌آیید و آن چیزی است که در بایگانی آکاشیک (در” آکاشیک” هر اندیشه ای که در سراسر گیتی در جریان است، وجود دارد از حقیقت و مفهوم برگ برگ کتاب‌هایی که تاکنون نگاشته شده و نهان هر رخدادی که تاکنون به وقوع پیوسته است و زندگی‌هایی که در گذشته داشته‌اید ) برای شما ساخته شده است . این به شما می‌گوید که درس زندگی شما با زندگی‌های گذشتۀ شما در ارتباط است .

بنابراین دلیل اینکه چرا آن با زندگی‌های گذشته در ارتباط است ، این می‌باشد که بایگانی آکاشیکDNA  شما با لایه‌های 7 و 8 ( لایه‌های مربوط به مردم لموریا در DNA شما ) پیوند خورده است . هیچ لایه‌ای به تنهایی عمل نمی‌کند اما بیایید به عدد دو بازگردیم .

زندگی‌های گذشتۀ شما مانند یک پازل در کنار یکدیگر قرار داده شده‌اند . تعدادی از شما در این اتاق درس زندگی بسیار مشابهی دارید و موقعی که من در مورد آن سخن می‌گویم ، به درستی گفته‌ام پی خواهید برد . برای نسل‌ها مردم بالتیک یک حقیقت از زندگی داشتند که برای شما معین است . شما این هستید و شما آن می‌باشید . شما به این راه می‌اندیشید و شما به آن راه می‌اندیشید و بسیاری از شما می‌دانید که من چه می‌گویم . بنابراین درس‌های زندگی بسیاری در این اتاق وجود دارد که مشابه می‌باشند . اجازه دهید تا آزادی و استقلالی که در کشور شماست در اندیشۀ شما منعکس شود . این کارما (بودا در مورد کارما می‌گوید : حتی اگر در زیر محکمترین صخره‌ها بروید کارما گریبان شما را می‌گیرد . کارما به معنای«تاوان» است. بدین معنا که نتیجهٔ اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی و یا زندگی های بعدی وی تاثیر خواهد گذاشت. کارما از اعتقادات ادیان هندو، بودایی و ادیان آسیای جنوب شرقی است – ویکی پدیا) نیست ، اما چیزی شخصی است و بازتابی از آن چیزی است که با دیگران می‌کنید . این درس زندگی شماست .

آیا می‌دانید که آکاشیک برای شما به عنوان یک گروه چه انجام می‌دهد ؟ آکاشیک به انرژی شما اجازۀ بلند پروازی می‌دهد . شگفت زده نشوید اگر یک بیدار کنندۀ مبتنی بر روح در این اتاق وجود دارد . این راهی است که آن عمل می‌کند . آن لایۀ دو است و شروع به تحول کرده است ، شروع به اصلاح کرده است . شروع به دگرگونی کرده است . بنابراین ممکن است بگویید : « خب ، چگونه شروع به دگرگونی کرده است ؟ درس زندگی باید درس زندگی باشد . چگونه می‌تواند تغییر کند در حالی که مبتنی بر اتفاقات واقعی است ؟ »  من این گونه جواب خواهم داد : آن شروع به تغییر کرده است به خاطر تواناییش در آشکارسازی . از اینرو درس ممکن است همان باشد ولی نتیجۀ درس بسیار بزرگ تر است .

انرژیی که همواره در هر چیزی ادغام شده است عدد 6 می‌باشد . آیا شما به علم عدد 6 آگاهی دارید ؟ عدد 6 بیانگر انرژی خود برتر است . اگر قبلا این را نشنیده‌اید ، اکنون نیاز است تا بشنوید : خود برتر کجاست ؟ تنها جزیی که برتر است قوۀ ادراک این ارتعاش است . خود برتر در مکانی است که به شما امکان می‌دهد تا آن را ستایش کنید . آیا تصدیق می‌کنید که بسیاری از شما به عبادتگاه‌هایی می‌روید تا به خودتان اتصال یابید ؟ شما زانو می‌زنید و موسیقی را می‌شنوید و برای خودتان به عبادت مشغول می‌شوید !

من کفر نمی‌گویم . من به شما اطلاعات هسته‌ای از راه‌کارهای بشری و آگاهی شما از خدا می‌دهم . خود برتر ، آن فرشتۀ باشکوه ، شخص طلایی ، آن جزء یا قسمتی که با آن سوی پرده اتصال می‌یابد و روح شماست ، هواره نمایانگر شباهت شما با خداست . هنوز جزیی از شماست … و درون DNA شماست ! شما علاقه‌مندید که همواره به آن متصل باشید ، آیا نیستید ؟ خب ، تا زمانی که این انرژی جدید توسعه یابد ، نیاز است تا کاری برای آن انجام دهید ، زیرا آن در دسترس طبیعی ادراک بشری نیست .

عشق به خدا همواره در قلب شماست و همیشه در حال اتصال است . انرژی تغییر در حال شروع است تا این توانایی را به شما بدهد و این موضوع نائل آمدن به استادی و تسلط را تسریع می‌بخشد . لایۀ ششم باید در هر مجموعه چیز منفردی که من برای شما تشریح کردم ، ادغام شود . آن به طور پیوسته با هر لایه‌ای که با آن کار می‌کند تغییر می‌کند . لایۀ دوم درس زندگی است و لایۀ ششم خود برتر می‌باشد . هر دوی آنها در این مجموعه ابزار ادغام شده‌اند .

دو انرژی (لایه) DNA که من قصد دارم برای شما ارائه کنم بیشترین اهمیت را در انرژی‌های DNA بر روی سیاره دارند . آنها همیشه مهمترین خواهند بود از اینرو که محرک موتور کارمیک (مربوط به کارما) می‌باشند . مسئولیتهایی در درسهای زندگی وجود دارد که مربوط به لایۀ ششم (خود برتر) می‌باشد . دو گروه انرژی DNA وجود دارد که جفت می‌باشند . آنها لایه‌های چهار و پنج می‌باشند که امروز مورد بحث ما نمی‌باشد و لایه‌های هفت و هشت که در مورد آن خواهیم گفت .

مانند این است که لایه‌های 4 و 5 و همچنین لایه‌های 7 و 8 با یکدیگر ازدواج کرده‌اند . لایه‌های 7 و 8 لایه‌هایی هستند که ما آنها را لایه‌های لموریا می‌نامیم . آنها بایگانی آکاشیک شما می‌باشند . یک بایگانی از همۀ زندگیی که بر روی زمین داشته‌اید ، هر چیزی که انجام داده‌اید ، همۀ معلومات شما ، همۀ مهارتهایی که آموخته‌اید و شیشۀ روحی دانشی که در طول مسیر از دانش انباشته‌اید .

مجددا به شما می‌گویم که درDNA  شما دانشی روحی وجود دارد که ازل آموخته‌اید . فکر می‌کنید که چه تعداد زندگی در گذشته داشته‌اید ؟ شما در اینجا نشسته‌اید بی آنکه هیچ مدرکی از اینکه زندگی گذشته‌ای نیز داشته‌اید ، داشته باشید ، اما آن را به طور شهودی درک می‌کنید ، اینگونه نیست ؟

در آن شیشۀ روحی ، در آن لایه‌های DNA که بایگانی آکاشیک نامیده می‌شوند ، دانش دوران زندگی وجود دارد . بایستی این شیشۀ کوانتومی را با قصد و نیتی که از انرژی شمنیک می‌آید ، بگشایید ! عزیزان ، شما برای انجام این کار بسیار دانایید .

من فقط یکی از جزییات نخستین هدیه را برای شما شرح دادم ، توانایی فرزانگی روحی در یک چشم بر هم زدن . بنابراین شما هدف زندگیتان ، درس زندگیتان ، احساس عشق به خدا در زندگیتان و آغاز فرایند اتصال را می‌دانید . تنها با گشودن شیشۀ روح ، شما به همۀ اینها دست می‌یابید . آن شما را به سوی آنچه که نیاز به دانستنش دارید هدایت می‌کند و شما را به سوی همزمانی‌هایی که بر شما دلیل بودنتان در اینجا را آشکار می‌سازد ، هدایت می‌کند .

حال بیایید بیشتر در مورد فعل و انفعالات لایه‌های 7 و 8 با لایۀ 6 (لایۀ خود برتر)  بحث کنیم . چه چیز آن در رابطه با زندگی‌های گذشته اهمیت دارد ؟ من به شما  دو ویژگی ارائه می‌دهم که جدید نیست ولی به این بحث مربوط است .

DNA و بایگانی آکاشیک شما یک حالت کوانتومی است . بنابراین شما نمی‌توانید از یک مرجع زمانی مانند کلمۀ «گذشته» استفاده کنید . «کریون! پس زندگی گذشته یعنی چه ؟ آیا من در گذشته زندگی نکرده‌ام ؟» اوه ، در حالت سه بُعدی ممکن است داشته باشید اما زندگی‌های تجربه شده در DNA شما مانند انرژی زندگی فعلی شماست . «این چه معنی می‌دهد کریون ؟»من روشی را به شما ارائه می‌دهم تا بتوانید به آسانی آن را درک کنید . در نظر بگیرید که شما نقاش بزرگی در 300 سال پیش بوده‌اید . آیا می‌دانید که آن استعداد خدادادی با شما بوده است ؟ «خب ، کریون من اصلا نقاشی نمی‌توانم بکشم» . می‌دانم . من به شما می‌گویم که تنها در حالت سه بُعدی تلاش کرده‌اید ! چه می‌شود اگر شما به مدیتیشن بروید و با ساختار سلولی خود حرف بزنید و بگویید «من مایلم تا به دورانی بروم که می‌توانستم نقاشی کنم «

فرایند را شروع کنید ! با قصد و نیت استعداد درونی خود را فرا بخوانید . شما شروع به نقاشی کشیدن خواهید کرد ، در ابتدا ضعیفید اما سپس اتفاقی می‌افتد : رنگها به طریقی که قبلا وجود نداشت ظاهر می‌گردند . شما خواهید دانست که چه چیزی در حال روی دادن است . مدیوم من می‌داند که این حقیقت دارد ، او آکاشیک خود را برای بعضی موارد فراخوانی کرده است .

خب حالا ربط آن به خود برتر چیست ؟ به شما خواهم گفت : هنگامی که شما به زندگی گذشته نگاه می‌کنید ، مثلا در صدها سال قبل در نوعی از زندگی گذشته که داشته‌اید ، ممکن است که به شما بگویند که در گذشته شخص دیگری بوده‌اید . حتی ممکن است به شما اطلاعاتی بدهند که شما چه کسی بوده‌اید . آنها قادر به این کار می‌باشند ، چرا که همۀ اینها در آکاشیک شما ثبت شده است و برای بسیاری قابل خواندن می‌باشد . آیا فکر می‌کنید که به آن متصل می‌باشید یا اینکه منقطع از آن می‌باشید ؟ شما به هر چیزی که انجام داده‌اید متصل می‌باشید . خود برتر شما همۀ آنهاست !

در بایگانی آکاشیک شما ویژگی‌هایی وجود دارد که به آنها نیازمند می‌باشید . در  این زمان و در عصر حاضر شما به این ابزار نیاز دارید . شما به این تسلط نیاز دارید . شما به این بردباری کوانتومی نیاز دارید . چرا به آکاشیک خود نمی‌روید و از خود برتر نمی‌خواهید که آن را فعال سازد ؟ خود برتر شما می‌خواهد که به آن دست یابد و از شما یک شخص صبور بسازد .

کندوکاو آکاشیک همان ابزار جدیدی است که ما از آن صحبت می‌کنیم . بروید و بخش‌ها و قسمت‌هایی که از شما هستند و شما آنها را زندگی کرده‌اید و شایستگی آن را دارید ، بدست آورید . در این زندگی چه چیزی را آموخته‌اید ؟ اگر من به شما زمان بدهم ، اگر تمام غروب را به شما اختصاص بدهم ، شما می‌توانید یکایک آنها را برشمرید ؟ به عنوان یک زن ، یک مرد ، یک انسان ؟ خواهید گفت :»من به زمان بیشتری از یک غروب نیاز دارم تا همۀ آنها را بنویسم» . حق با شماست ! اکنون چندین و چند برابر آن را در ازای چند صد زندگی که داشته‌اید در کتابخانه‌ای از تجارب و دانش‌ها در اختیار دارید . همۀ اینها از آن شماست .

 

لایۀ نهم

ما لایۀ نهم را به عنوان لایۀ شفادهندگی معرفی کرده‌ایم . نه به این دلیل که جسم را شفا می‌دهد – ما هرگز چنین چیزی را نمی‌گوییم – به این دلیل که آکاشیک را شفا می‌دهد ! اکنون بعضی از رازها آشکار می‌گردند : همۀ این لایه‌ها با هم کار می‌کنند و تعدادی از آنها بخش‌های غیرفعال را آماده می‌سازند تا زمانی که انرژی زمین به نقطۀ اصلی رسید آنها را فعال سازند . و زمان آن اکنون فرا رسیده است . من امشب با گروهی از مردم صحبت می‌کنم که در انرژی قدیم محدود شده بودند و به طور تصادفی صاحب آزادی و روحی مستقل شده‌اند . این دلیل آن است که چرا این پیام را نخست به شما داده‌ام ، زیرا که شما بیانگر گسترش آگاهی برای لذت بردن از آزادی و برای اشاعۀ این ایده هستید که هر چیزی ممکن است .

شما قادرید که به بایگانی آکاشیک خود رجوع کنید و آن را دسته‌بندی کنید . در راه شخصی خود ، شما خودتان را بوسیلۀ ایجاد تغییرات در DNA خود از طریق بایگانی آکاشیک شفا می‌بخشید .

«منظورتان این است که من می‌توانم خودم را شفا بخشم ؟» اوه بله ! این دلیل بودن شما در اینجاست و آماده و متوازنید تا من چگونگی آن را به شما بگویم . آسان و در عین حال مشکل است ، بستگی به میزان اعتقاد شما به آن دارد .

آیا می‌توانید عشق خدا را در اینجا احساس کنید ؟ اگر می‌توانید شروع خوبی است . من به شما خواهم گفت : اگر بتوانید این پیام را احساس کنید می‌توانید آنچه را که آموخته‌اید عملی سازید . این شفادهی به یکباره اتفاق نخواهد افتاد ، اما من به شما روشی را ارائه خواهم داد . هر یک از شما بر روی این سیاره منحصربه فرد است . هر کدام درس زندگی منحصر به فردی دارد . هر یک الگوی منحصر به فردی از زندگی‌های گذشتۀ خود دارد . این بدین معناست که بایگانی آکاشیک شما شبیه با مال هیج کس دیگری نیست و همچنین خود برتر شما منحصر به فرد است . این حداقل توانایی من جهت ارائۀ لیستی از  کلیات سه بُعدی برای شفا دهی شماست . چرا لحظه‌ای خاموش نمی‌نشینید و با خلوص به روح خود نمی‌گویید : «من این چیزها را دوست دارم . من قول می‌دهم تا انرژی‌هایی که در زندگی خود نیاز یه فعال کردن آنها دارم را فعال سازم تا اهدافی را که به خاطر آنها آمده‌ام را به کمال برسانم . من می‌خواهم از زندگی خود لذت ببرم و لذت را در تمامی آکاشیک خود پیدا کنم ، زیرا من شایستگی آن را دارم و به آن دست یافته‌ام . من پیش از این زندگی مثبت و سراسر لذتی داشته‌ام ، بنابراین می‌خواهم به این انرژی دست یابم .

شما عزت  نفس می‌خواهید . شما می‌گویید » روح … جسم ، من عزت نفس می‌خواهم ، زیرا عزت نفس زیادی ندارم .» خود برتر شما به آکاشیک می‌رود و با یک جنگجوی دلیر در میدان نبرد باز می‌گردد … چیزی که در یکی از زندگی‌های گذشته خود بوده‌اید . این به شما اعتماد به نفس می‌دهد . تنها کافی است که به خاطر بیاورید .

برای کسی که می‌خواهد کتاب بنویسد ، یا سخنران و نویسنده‌ای در DNA خود پیدا کند ، این انجام شدنی است . من چگونه می‌دانم ؟ زیرا بسیاری از مردمی که خواهند پرسید ، مشغول گوش دادن و نوشتن هستند . آنها ارواح قدیمی سیاره هستند و کامل‌ترین آکاشیک را دارند … با بیشترین تجارب نسبت به هر کسی .

کسی که دانش روحی می‌خواهد باید برود شیشه روح را پیدا کند ! در آنجا شمنی هست که قبلا بوده‌اید یا معلمی روحی در درون روستا . همه چیز در آنجاست . من این را می‌دانم زیرا شما را می‌شناسم !

https://i1.wp.com/www.sunhealer.com/DNA%20in%20face.jpg

مرور مجدد

پنج لایۀ انرژی وجود دارد که در حال فعال شدن هستند : درس زندگی (لایۀ 2) ، خود برتر (لایۀ 6) ، دو لایۀ لموریا (لایه‌های 6 و 7) ، و لایۀ شفادهندگی (لایۀ 9) . اینها هدایای این عصر هستند . من می‌خواهم که به این انرژی‌ها به عنوان یک هستۀ انرژی بنگرید که در حال ارتعاش است … یک دروازه . می‌خواهم به شما در مورد آن دروازه بگویم : این دروازه با موسیقی آن سوی پرده به ارتعاش در می‌آید .

در مدیتیشن‌های خود  اگر شما با نیت خالص به آن نور علیرغم همۀ مشکلات ادامه دهید ، دست خالق را خواهید یافت که شما را لمس می‌کند ! زیرا خالق می‌خواهد که کشف شود !

تغییر در  حال رخ دادن است و  شما اگر به آن فقط در حالت سه بُعدی نگاه کنید تغییر با ترس ، اضطراب و ابهام همراه خواهد بود . تغییر ممکن است توسط آب و هوا یا اقتصاد یا مشکلات خانوادگی یا دوستانه یا حتی شغلتان ایجاد شود . این تغییر است و به هر حال در حال روی دادن است . اگر شما بتوانید به آن به شیوۀ کوانتومی بنگرید ، همان تغییری است که ما داریم 20 سال از آن حرف می‌زنیم . اکنون شما دارید به تمامی ابزار مجهز می‌شوید .

شبکۀ جهانی ویژگی‌هایی از آکاشیک شخصی یک موجود بشری را ارائه می‌دهد ، یک انرژی کوانتومی که او را احاطه می‌کند تا بتواند مورد استفاده و دریافت قرار گیرد . که شامل شفادهندگی ، توازن زندگی ، و حتی استادی و تسلط می‌شود . DNA تنها یک حامل فیزیکی از یک حالت کوانتومی است . یک حالت کوانتومی در همه جا وجود دارد …

من کریون هستم . انسان‌های عزیز شما در راه خود هستید . با حق انتخابی آزادانه . این مکان را با ذهنی روشن ترک نمایید ، بیشتر از آنچه که پیش از آمدن به اینجا بوده‌اید . اینجا را در حالی ترک کنید که آماده‌اید کارهایی را انجام دهید که پیش از این باور به توانایی انجام آن را نداشته‌اید . نور این پیام و هویت اصیل خود را توسعه دهید … هویتی که جزیی از خداست . من شما را به شنیدن موسیقی دعوت می‌کنم .

منبع : http://spiritlibrary.com

(دوستان عزیز ضمن تشکر از توجه شما خواهشمندم ضعف‌ها و نارسایی‌های این ترجمه را به بزرگواری خود ببخشایید و آن را به حساب تازه کار بودن من بگذارید – ساسان)

مترجم :http://saytome.blogfa.com

 

پ.ن : با تشكر فراوان از ساسان عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

از آنجايي كه خيلي از دوستان ايميل زدند و تقاضا كردند كه بحث هاي غير مرتبط در قسمت نظرات پاك بشود تصميم به حذف  نظرات گرفتم. اين آدرس هم ميگذارم كه هر كسي بحثي دارد به اين آدرس مراجعه كند و دوستان با هم تبادل نظر كنند.

اين آدرس براي اينجانب نيست و متعلق به يكي از خوانندگان وبلاگ است كه براي همين منظور ايجاد شده است.

ناشناخته ها

http://westsun.wordpress.com/about/

البته خودم با اين دوستمان هم فكر نيستم ولي دليلي ندارد با هم دشمن باشيم چون هر دو از يك آب و خاك هستيم و نبايد به خاطر تفاوت افكار و اعتقادات بين افراد اختلاف و دشمني به وجود بياد. اين عشق و دوستي است كه موجب نزديكي افراد حتي با گرايش هاي مختلف ميشود. اين قسمت را ليليانا مي نوشت خيلي بهتر ميشد.


Posted on اکتبر 11, 2010, in Uncategorized, پیام های کریون از ماوراء برای ما. Bookmark the permalink. 126 دیدگاه.

  1. ممنون رامتین عزیز خیلی مطالبت عالی بود . استفاده کردم. من تو مقالاتی هم خوندم که در زمانهای قدیم برخی نژادها از دی ان ای خبر داشتند و … .
    موفق و شاد باشی

  2. امیدوارم همه بتونیم همدیگه رو درک کنیم
    ممنون

    • تشکر از رامتین عزیز بابت مطلب و صد البته ترجمه آقا ساسان گل گلاب:)مهدی جان منظورت چیه عزیز کی تورو درک نکرده..هان..:))بیا به خودم بگو دعواش کنم:)

      • مرسی گلم
        آدم از دل که حرفی بزنه به دل میشینه
        البته اول باید طرف مقابل هم دل داشته باشه ! که به دلش بشینه
        مث هواپیما و فرودگاه…..

  3. سلام . انگلیسی من در حد عادی و محاوره است . متن های وبلاگ شما گاهی خیلی فنی و تخصصیه . خوشحال میشم که کمک کنم ولی بعید میدونم . میخواین لینکشو برام بفرستین یه نگاهی کنم اگر تونستم در خدمتم .

  4. ماشاالله سپاس درود سلام
    هزاران درود به تو آگاه
    خداوند پشت و پناه همه روشنگران راه
    دوست من اگر من و قابل به دوستی بدانی:

  5. نگاه جديد و قشنگي به DNA شده..موسيقي ‍‍‍‍‍‍ژنها..تا پيش از اين نگاه من به ژنها مثل توپي بود كه بايد دست به دست كنيم تا تو سبد بيفته..ترجمه كمي ويرايش ميخواست ولي شايسته تقديره..از ساسان جان ممنون..از رامتين عزيز هم ممنون

  6. بسیار بسیار ممنون

  7. سلام رامتین جان و دوستان عزیز برنامه آسمان شب شبکه چهار در حال پخشه در مورد موجودات فضایی ببینیدش

  8. ساسان بزرگوار …درود

    بسیار لذت بردم ، خسته نباشی ، مطلب خیلی جالبی بود
    دکتر دیپاک چوپرا ،کتابی دارد به نام شفای کوانتومی ، که بسیار کتاب خوبی است در مورد پزشکی کوانتومیک و شفای بیماران سرطانی ، با تغییر نگرش ذهنی …
    شاید ، زمان آن رسیده که در مورد ژنها ، کوانتومیک بیندیشیم…
    راستی استاد ما در این زمینه غایب است !
    شقایق عارف کجاست ؟ رامتین جان خبری ازایشان نیست …؟

  9. دوستان
    ببخشید من اصلا نرسیدم بخونمش
    (خیلی طولانیه!)
    اونایی که خوندنش اگه میشه خلاصه یا نکات مهم شو بگن
    اولشو که خوندم نفهمیدم می خواد چی بگه!
    ببخشید امروز خیلی سرم شلوغ بوده نرسیدم بخونم
    ممنون میشم یکی برام چن خط توضیح بده
    راستی امروز برنامه آسمان شب شبکه چهار درباره موجودات فضائی و سیاره جی 581 بود
    جالب بود
    ممنون

    • مهدي جان، ما توسط يك اركستر سمفوني خدايي هدايت ميشم و ‍ژن ها وحدت بين ما و جهان هاي موازي رو برقرار مي كنن..توسط پنج كد يا دروازه ورودي كه هركدوم خواصي دارن كه بايد مطالعه كني..

  10. خیلی زیباست.موسیقی زیبای طبیعت و پیوستگی آن و این که زیباییش باعث شد که خدا نیز بر خودش آفرین بگوید و این ارکسترمحبوب هم چنان می نوازد و ما نتها را عاشقانه اطاعت می کنیم تا زیباییش اول جان ما را بنوازد.
    یوفولو دوست دارم چون جملات تو مشتی است در برابرعقاید محدود و پر از تعصب.
    abs_sadra افتخار خواهم کرد اگر آف تو رو ببینم.

  11. مرسی ساسان جان ترجمه خیلی هم خوب بود و مطلب هم جالب بود . تو خودت این تجربه مراقبه با DNA رو تا حالا انجام دادی ؟

    • ممنون . نظر لطف شماست .
      امشب سردرد عجیب و همراه با حالت تهوع داشتم و از طرفی دندان درد خفیفی هم داشتم که حسابی جان به لبم کرده بود . اهل دارو و قرص خوردن هم نیستم و تا امکانش باشد سعی می کنم این جور بیماری ها را به صورت طبیعی درمان کنم . از بی خوابی سری به وبلاگ زدم و یکبار دیگر این مطلب را خواندم و کنجکاو شدم که آیا این موضوعات می تواند کمکی برای درد من بکند ؟ اول دراز کشیدم و در حالت ریلکس DNA خود را خطاب قرار دادم و خواستم که در زندگی های گذشته من زمانی را پیدا کند که دارای بیشترین تعالی روحی بوده ام و بعد از روح خود خواستم که این حالت را در دست بگیرد و هم خودش و هم جسم مرا شفا دهد و متعالی سازد . بعد از ده دقیقه به آرامش خاصی دست پیدا کردم و وارد نوعی خلسه و حالت ابر آگاهی بسیار لذت بخش و قدرتمندی شدم و تقریبا درد من از بین رفت .
      به هر حال امتحانش ضرری ندارد . قصد دارم در موارد دیگری نیز این تمرین را انجام دهم و در صورت نتیجه گرفتن مقالات دیگری را نیز که از کریون در مورد DNA وجود دارد را ترجمه کنم .

      • ساسان جان همه منتظر مقالات بعد هستند. جزييات اين كاري كه انجام دادي را برام بفرست.ممنون.

      • جالب بود. خدارو شکر.راستی اغلب دردهای ناحیه سر منشا انرژی منفی دارن …

      • رامتین جان من دانشی در این مورد ندارم و دوستانی هستند که دانش کافی را دارند و نمی خواهم در حضور آنها جسارتی کرده باشم ولی با این حال مدیتیشن خود را اینگونه شرح می دهم :
        ابتدا در حالتی ریلکس قرار بگیرید و عضلات خود را شل کرده و در وضعیت راحتی قرار دهید (بهتر است که به گونه ای باشید که ستون فقرات شما صاف و در یک امتداد باشند . من حالت خوابیده به صورت طاق باز را ترجیح می دهم . مهم این است که احساس راحتی کنید) . چند نفس عمیق بکشید و ذهن خود را تا جای ممکن و بدون آنکه کوچکترین فشاری به خود بیاورید از هر اندیشه ای خالی سازید (البته سکوت کامل ذهنی بسیار مشکل است و به تمارین زیادی نیاز دارد ولی در حدی که به شما آرامش نسبی بدهد کفایت می کند) . وقتی به سکون و آرامش نسبی ذهنی رسیدید ، روح و جسم خویش را مخاطب قرار دهید و چیزی را که نیاز دارید طلب کنید . خود برتر شما (لایه ششم از DNA) به آکاشیک (لایه های لموریا یعنی لایه های 7و8 از DNA ) مراجعه کرده و چیزی که در نظر دارید را از زندگی های گذشته شما فراخوانی کرده و انرژی آن را در زمان حال و در زندگی کنونی شما فعال می سازد (که این می تواند شامل فراخوانی نوعی دانش یا حالت روحی یا فعال سازی استعدادی خاص و یا هر چیز دیگری باشد و برای مثال من جهت شفای درد خود ابتدا از خود برتر خواستم که متعالی ترین وضعیت روحی مرا از زندگی های گذشته بیابد و آن را در زندگی کنونی من فعال سازد و سپس از روح خود خواستم که عمل شفا را انجام دهد ) . مدت مراقبه بستگی به خود شما دارد و به نظر من هر گاه احساس خستگی کردید بهتر است مدیتیشن را موقتا متوقف کرده و به خود استراحت دهید چرا که ذهن در حالت تنش نامتوازن عمل می کند . در هر حال به یاد داشته باشید که به قول کریون میزان اثر بخشی آن به میزان اعتقاد شما به این موضوع بستگی دارد .
        بایگانی آکاشیک برای من سرگرمی جالبی شده است . دیشب چند بار دیگر نیز قصد کردم که گشت و گذاری در بایگانی آکاشیک خود بکنم که یکبار طلا و جواهرات بسیار زیبایی در ذهنم ظاهر شدند که نمونه آنها را هرگز ندیده ام و فوق العاده طرح زیبایی و رویایی داشتند و به این نتیجه رسیدم که در یکی از زندگی های گذشته می بایست در کار طلا و جواهر بسیار خبره و زبر دست بوده باشم . یکبار هم قصد کردم که چهره مرا در زمانی که دارای متعالی ترین حالت روحی بوده ام نشان دهد که بعد از مدتی موجودی که به گمانم موجود فرازمینی پیری بود بر من نمایان شد که چهره اش تا حدودی شبیه یودا (استاد جدای در فیلم ستارگان) بود منتها قدی بلند و کشیده با صورتی باریک در ابعاد انسانی داشت .

      • ساسان جان ممنون. اگر برايت مقدور است و به ما لطف داري مطالب ديگر dna را هم بفرست.ممنون.

      • لیلیانای عزیز حق با شماست . بسیار زود عصبی می شوم و وقتی هم که آدمی عصبی می شود خودتان می دانید که چه فکرهایی که از سر او نمی گذرد . نه تنها سر درد که بسیاری دیگر از بیماری هایی که گاهی به آنها نیز دچار می شوم ریشه در همین ذهنیات منفی دارند . به هر حال همین چیزها باعث شده که ده سال را صرف مطالعه و تحقیق و تمرین در مورد روانشناسی و جدیدا در مورد متافیزیک کنم . به هر حال تلاشم را دارم می کنم

      • ساسان عزیز ضمن خسته نباشید به شما
        دوست گلم بحث تناسخ از نظر عقلی و فلسفی محاله
        کسی هم نتونسته براش دلیل عقلی بیاره
        فقط به برخی گزارشات اشاره شده که اونها هم قابل تفسیر بر پدیده های دیگه هست
        تناسخ که در برخی از شبه ادیان آنیمیستی وجود داشت رو تقریبا داشت نابود میشد تا اینکه انگلیسی ها برای تسلط بر هند و مبارزه با اسلام و ایران
        (همانطور که میدونید دین اسلام دین رسمی هند بود و زبان فارسی دومین زبان هندوستان البته تا قبل از تسلط و تهاجم فرهنگی انگلستان بر هند) دوباره مطرحش کردند به هندی ها گفتند اگه شما بدبختید به این خاطره که در زندگی گذشته تون بد بودید و حالا باید بکشید وتحمل کنید تا پاک بشید و این آدمای ظالم! هم که اومدن کشورتون رو گرفتن بحال خودشون بذارید تا در زندگی بعدیشون جورشو بکشن!
        البته این مسائل رو فرقه ها دنبال کردند(اکثرشون توسط خود انگلیسی ها حمایت میشدند) الان اگه نگا کنید تمامی فرقه های نابود شده هندوستان دوباره متولد شدند اکثرشون به یه شبه عرفان بدون خدا و یا یه خدای دست بسته معتقدند
        با اینکه بعضی از اصولشون خیلی به اصول اخلاقی اسلام شبیه است اما خیلی از مسائلشون هم متفاوته
        به هرحال خواستم این رو هم در نظر بگیرید (پذیرش یا ردش بر اساس اطلاعاتتون هست ، آزادید)
        درباره نوع مدیتیشنتون هم اگه خواستید من یه عرضی دارم و نوعی از مدیتیش رو که خودم ابداع کردم رو میگم
        (البته فقط انجامش برا کسانی توصیه میشه که قبلا کار کردند وگرنه برا شروع متد مشهور رو پیشنهاد می کنم)
        موفق باشید

      • مهدی جان از نظرتان ممنونم .
        همانطور که گفتید هر کسی در اعتقادات خود آزاد می باشد .
        من یک مبتدی می باشم و فکر کنم اگر برای شروع از متد پایه برای مدیتیشن استفاده کنم بهتر باشد . با این حال خوشحال می شوم که متد شما را نیز بدانم .

        رامتین جان چشم . در اولین فرصت مقاله دیگری نیز در این مورد خواهم فرستاد .

      • ساسان عزیز
        من هم با شما موافقم که هرکسی در اعتقاداتش آزاد است
        این آزادی رو هم خدا به ما داده
        البته نباید آزادی در اعتقادات رو با درست یا غلط بودنش اشتباه گرفت
        ممکنه انسان آزادانه اشتباه کنه یا راه درستو بره
        درباه مدیتیشن و تناسخ یا هر کدوم که خواستی
        بیا بخش ناشناخته های وبلاگم با هم حرف میزنیم
        البته خوشحال میشم تجربیاتت رو در این زمینه توی اون صفحه بنویسه تا دوستان دیگه هم بخونن

  12. آقا من کلن دیگه نظری ندارم:))))(البته هنوز نخوندم مطلب رو)رامتین کل نظرای منو چه سیاسی چه غیر سیاسی رو پاک کرد:))میخوام اع.ت.ص.ا.ب غذا کنم اصلا:))میشینم توی همین وبلاگ تکون هم نمیحورم:)))اصلا ا.ع.ت.ص.ا.ب خشک میکنم:))که زود تر به نتیجه برسم:)چاکر داش رامتین هم هستیم:)

    • کی گفته نظر ندی گلم؟ ! ازاونجایی که رامتین دوستت داره میخواد فقط خودش نظراتتو بخونه ما رو از این فیض محروم میکنه .اعت.صاب معتصاب… نکن…امان از تو….حالا بخند و یه نظر قشنگ بنویس…که کف همه ببره..من میدونم تو خیلی دانایی… خودتو پشت حرفای کل کل قایم نکن… نظرات علمی و مستندت رو بگو…

    • لیلیانای گرامی شما همیشه نظراتتون بزرگوارانست:)ولی از من نخوااااااه که ا.ع.ت.ص.ا.ب نکنم:))میخوام بشینم تو همین وبلاگ تا رامتین دلش به رحم بیاد:))نظر های منو حذف نکنه..من کلی وقت میزارم برای این وبلاگ که سطح خرافی گری رو پائین بیارم(البته من کوچیک همه دوستان هستم:)من از 6ماه پیش این وبلاگ رو دنبال میکنم هر روز دوستان خرافاتی بیشتری تو قسمت نظرات نظر دادند..دیگه دیدم بعد 6ماه وقتشه که یک حرکتی بزنم:))شاید شاید شاید این جور نظرات کمتر بشه یا حداقل اگر از این نظرات داده شد جواب صحیح رو بدم که بعضی از دوستان باور نکنن(باز هم میگم کوچیک همه دوستان)البته اصلا از دست رامتین ناراحت نیستمااااا دوستان شایعه نکنن:))))))(در یکی از نظراتم هم گفتم اگر حرفی زدم که فکر کردی خطر فیل شدن داره حذفش کن)ولی اخه کل نظرات من پاک شدهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه:))))))هر کس غیر از شما این درخواست رو میکرد قبول نمیکردم(البته شیر فرهاد هم رو سر ما جا داره:)ولی چشم اعتصاب نمیکنم:)شما بزرگ مایی گرامی…

      • قربونت نازنین .حالا دیدی حرفم درباره یوفو لاو هم حقیقته…این تیغش یه وقتایی زیاید میبره یهو پاک که کرد همه میره…نظرات منم همین طوری شده مال همه اینطوره . میاد درست کنه یه چیزو (فکر کنم از خستگی خوابش میبره وقتی انگشتش رو دیلیته) هاها…الان توی یک قسمت نظرات نگاه کن . زیر حرفای من ،صحبت شما اومده که گفتی بسه از بس دری وری گفتی…انگار این حرفو شما بمن زدی در صورتیکه من قبلا خونده بودم و اون مال یکی دیگه بود…. این یوفو لاوه که همه رو بجون هم میندازه هی جای نظراتو عوض میکنه… نظرت چیه بیافتیم حسابی حالشو بگیریم…هااااااااااااااااااااااااااهااااااااااااا
        حالا قربون شکلت اع.ت.صاب نکن که …
        ( با پوزش از دوست گلم یوفو لاو که آقایی داره در حد عرش…کاش حرفمو بخونه یه لبخند به لبش بیاد و خستگیش در بره )

      • من هستم هر وقت شما بگی حال باحال رامتین رو بگیریم:)اصلا کل خواننده های وبلاگ با هم ا.ع.ت.ص.ا.ب کنیم :))خوبه:)(البته اگه مهدی محمدی شرکت کنه من میرم وسط خیابون ادامه میدم ا.ع.ت.ص.ا.بم رو:)در باره اون تیغی که گفتید هم اون تیغ نبود چاقوی دسته زنجان بود:))ماشاا…هیچی نزاشت بمونه:)تشکر از شما لیلیانای گرامی که به فکر ا.ع.ت.ص.ا.ب ما بودی:))

    • fan جان من نظر همه را كه شامل كلماتي بود پاك كردم.نه تنها شما. ما هم چاكرتيم.آدرس گذاشتم ولي كسي تا حالا آنجا نظر نداده.

      • رامتین جان مخلصم داداشی…ولییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی:))))من این همه خودمو کشتم به مهدی محمدی گفتم به خاطر اینکه وبلاگش یک جانبه گرایی کرده(و بوی جوراب توش موج میزنه:)اونجا نمیشه بحث کرد حالا تو در یک حرکت ناجوان یوفولاوانه برداشتی وبلاگ مهدی محمدی رو گذاشتی بی انصااااااف:))مطمئن باش هیچکس نمیره اونجا نظر بده(مهدی جون جان فربد به دل نگیریا:)ما عاشق یوفولاویم:)دوست داریم اینجا بحث کنیم:)البته چون تو میگی چشم بحث نمی کنیم:)راستی مهدی جان اومدم وبلاگت داداش دو تا از مطلب هات رو خوندم احساس ضعف شدیدی بهم دست داد:)))به خداااا:)این چه شکلش اخه برادر من…صدا سیما اومد حال داد دو تا فیلم خوب نشون داد (بر عکس همیشه:)حالا تو…(اینجا جاش نیست وگرنه کلی انتقاد خفن ازت میکردم جوری که بری وبلاگت رو ببندی:)))))راستی رامتین یه سوال:اگر خدا بخواد میشه انتقاد کرد دیگه؟مثلا اگه یه مطلب رو قبول نداشته باشیم؟یا کلن باید زیپ دهنمون رو بکشیم داداشی:)

      • راحت باش. كي ما گفتيم انتقاد نكن. مطالب قيل را بخوان ببين چه چيزايي كه به من نگفتند ولي من هنوز كه هنوزه درست يا غلط هنوز پاكشان نكردم.

      • فان عزيزم..به قول كوروش بزرگ هر وقت در بيرون از خاك خودت ميجنگي،‌ خرج لشگرت به عهده حريفه…پس با شمشير منطق برو و رو در رو مبارزه كن..و اين رو هم بپذير هرجا با حقيقت روبرو شدي شمشيرت رو به نشانه احترام و تواضع به زمين بندازي..در وبلاگ مهدي بحث در تمام زوايا و ابعاد و منحني ها آزاده و البته حفظ حرمت صاحب خانه ضروريه..

      • فان عزیز اگه انتقادی دارید همونجا مطرح کنید
        البته بدون توهین به شخص یا گروهی
        چون من نمی خوام هیچکسی ناراحت بشه
        ممنون

      • من ناراحت نمیشم
        موفق باشید

      • کوشش جان من کوچيک کوروش هم هستم اما واقعا نمي تونم تحمل کنم اين شکل وبلاگ رو. شديدا يک سويه به مسائل نگاه شده..من که عاشق بحثم چه جايي بهتر از يک جاي آزاد که بتونيم بدون توهين به يکديگر نظراتمون رو به بحث بگذاريم ولي به نظرت مهدي هم نبايد کمي تغيير رويه بده؟فقط ما تغيير کنيم و …من اين شکل رو نمي تونم قبول کنم چون اصلا قبول کردني نيست.با روحيه من سازگار نيست.شما را به خدا فکر نکنيد قصد منت گذاشتن دارم خواهش ميکنم اين فکر را نکنيد.من حرفم اين است که مهدي هم بايد در وبلاگش تغييراتي ايجاد کند تا دلمان بيايد که به بحث بشينيم در يک وبلاگ بي طرف..جذابيت وبلاگ رامتين به همين است که کاملا بي طرفانه به کارش ادامه ميدهد..اگر مهدي بگويد که اين کار را نمي کند کاملا بهش شک خواهم کرد.و به عنوان يک مامور و معذور به او مي نگرم…و نگاهي که در اين لحظه بهش دارم 180درجه تغيير ميکند.مهدي جان در مورد نظر شما هم من صرفا دنبال انتقاد نيستم قصد من به چالش کشيدن برخي افکار است که در مغز بعضي رخنه کرده..معمولا بي نتيجه است و ناراحت کننده ولي من تلاشم را ميکنم شايد با فرياد هاي من اين تکه پنبه بي ارزش از گوش دوستي خارج شود..کوشش جان به شما هم اطمينان ميدهم اگر با حقيقتي رو به رو شدم مثل هميشه آن را بپذيرم زيرا رسم تعقل و تفکر اين است.تشکر از کوشش گرامي و مهدي محمدي(با اون وبلاگش:))

      • فان عزيز، شما وقتي به كوهنوردي ميري مطمئنا» توقع نداري كه سنگ و صخره از جلوي پاي بره..چون اگه اينچنين باشي تبديل به همونايي شدي كه كرامتشون به اينكه كه ميگن كفش جلوي پاشون جفت ميشه!..يعني انسانيت..هيچ..در ضمن راهها هيچوقت مقصدو نشون نميدن، اين مقصده كه راهو نشون ميده..

      • اين جوون بارها از ما خواهش كرده، از تك تك ما..تا بريم تو وبلاگش كارشو ببينيم و نظر بديم. چه اشكالي داره؟.. اگه امروز جووناي خوبي مثل شما ناديده گرفته ميشه بخاطر اينه كه يه روزي جوونايي ناديده گرفته شدن..

      • کوشش جان من به کوهی که از اسمانش سنگ بر سرم ببارد نمیروم…زیرا نه اینکه فایده ای ندارد شاید ضرر هم داشته باشد..گرامی من به دنبال جفت شدن کفش جلوی پایم نیستم به دنبال جفتی کفش هستم که بتوان با آن به کوهنوردی پرداخت..اگر نظر مرا میخواندید گفته بودم که فضا کمی عادلانه تر باشد…کوشش جان این جوون بزرگیش رو به ما رسوند تک تک ما رو به وبلاگش دعوت کرد اما شما به مهمانی که با معیار هایتان همگون نباشد میروید؟من به وبلاگ مهدی رفتم ولی سر درد گرفتم از این همه حمایت بک جانبه بی چون و چرا…عزیز من نادیده نگرفتم این جوون رو همونطور که میبینید توی همه نظرام اسمش رو میارم:))من دوتا از مطالب وبلاگ رو مطالعه کردم در حد دیوانه کننده ای فقط قصد حمایت داشت یعنی به نظر من این مطلب به دست یک جیره خوار نوشته شده بود تا به دست یک انسان متفکر…مخلص داداش کوشش هم هستیم:)

      • فان عزیز از توهینت ممنونم
        انگار دوباره شروع کردی!

        شما آزادید که هر جا خواستید بروید
        اما لطفا اینقد از بدی من و وبلاگم نگید (حداقل به فکر آخرتت باش داداش!)

        اونقسمتشو خوب اومدی که گفتی حتی ممکنه ضرر هم داشته باشه
        البته زمونه جالبی شده
        قبلا می گفتن به سایتهای خلاف اخلاق نرید
        الان میگن به سایت هایی که آدم های مذهبی دارن نرید(شاید سرتون تاثیر کنه!)
        از این حرفت یاد یه جریان تاریخی افتادم
        در زمان بعثت پیامبر اسلام، هرکسی می خواست به کنار خونه خدا بره ، مشرکا بهش دوتا پنبه میدادن .و می گفتن یه کسی هست که اونجا قرآن می خونه وقتی رفتی اونجااین پنبه هارو توی گوشت بزار تا سحر نشی

        خیلی ها توی گوششون میذاشتن و صدای قرآن رو نمی شنیدن و مسلمون نمیشدن و با حالت کفر از دنیا رفتن
        اما برخی ها هم که به دنبال حقیقت بودن درشون میوردن تا ببین کی چی میگه و بخاطر حقیقت جویی شون یه روزی به حقیقت میرسیدن و رستگار میشدن
        عزیز من
        چون میدونم ته دلت پاکه اینرو به عنوان یه برادر بهت عرض می کنم
        دنبال حقیقت باش و راه رو روی خودت نبند که عمرت تکرار پذیر نیست
        هرآن مرگ بدنبالته و ممکنه لحظه بعد زنده نباشی
        پس جوری زندگی کن که خیالت برای بعد از مرگت راحت باشه
        برات آرزوی سعادت می کنم

      • آره خب… فان گرامی . اون وبلاگشه هر مطلبی بنظرش رسیده و پیدا کرده گذاشته هنوزم نو پاست…. بذار بقیه مواردش بیاد میبینی انطورام نیست… ولی اینجا ، بنده خدا اصلا یکسویه حرف نمیزنه …حرفاشو بخون…فکر کن وبلاگشو ندیدی اصلا.
        اول که ما اینجا اومده بودیم بیشتر مسایل درباره یوفو بود…بعد روح اضافه شد بعد تاریخ…بعد انوناکی…بعد… الان همه چی داره یکسویه هم نیس.اونم پیش بره جریانش عوض میشه. بعدشم اگه نظرت مخالفه باهاش با محبت ابراز کن.. مث ما…. مگه من الان با همه موافقم؟!یا بقیه همه با من موافقن؟
        خیلی وقتها اصلا اگه مخالف هم هستم نمیگم…چون قرار نیس من با همه بجنگم…صبر میکنم شاید نظرات بقیه رو که شنیدم نظر خودمم عوض شد…آخه منم بخدا علامه دهر نیستم. مهدی محمدی گرامی هم دقیقا اینطوره… سعی میکنه ببینه بچه ها چی میگن… گل من: دنیا دور روزه…با عشق دنیا رو قشنگ کن…با محبت دشمناتو (اگه واقعا دشمنند) به دوست تبدیل کن. اوندفه به یوفو لاو گرامی هم گفتم .من این دندونا رو توی آسیاب سفید نکردم( با مسواک سفید کردمشون…)
        بیا و حرف خواهرتو گوش کن و نظرات همه رو بی قضاوت قبلی ببین..بخدا مهدی محمدی اون کسی که فکر میکنی نیست.دیگه ساندیسو… اینا رو بیخیال شو .اینا رو میگم چون میدونم چقدر ماهی و دلم میخواد روح آرومتو ببینم و بخندی که میدونم خنده ات چقدقشنگه
        اگه قبول نکردی حرفمو.چشم منم دیگه دخالت نمیکنم.اما بازم عزیزی

      • در ضمن مهدی محمدی عزیز …رفتم وبلاگتو دیدم.اما متوجه نشدم کجا نظر بذارم…ببخش که اینجا میگم و ربطی به این جا نداره .اما تازه فهمیدم چرا بچه ها…اگه از من ناراحت نمیشی بگم راس میگن . مثلا مطلبت درباره یوگا… نمیگم بده…(مطلبه واسه خودش .میدونم برای آگاهی گذاشتی.که بابا یکی هم داره اینطور میگه) .ولی واقعا قبول داریش؟ اینطوری فردا همه ورزش های رزمی هم میره زیر سوال…مگه نه؟اینم بگم بعضی مطالبت هم منوبفکر فرو برد…اصلا اشتباه نکن که فکر کنی من میگم وبلاگت بده… میدونم هم واسش زحمت میکشی…وقتی پربار تر بشه میدونم چقدر با بقیه وبلاگا فرق خواهد کرد..فقط…خودت تا آخرش برو…نمیخوام بگم.بقول فان…باذهن باز و بی جهت گیری…راه آزادگان اینه .اینم بدون من موافق شما یا موافق هر کس دیگه حرف نمیزنم…قصد آشتی دادنم ندارم…که کسی قهر هم نیست…روح پاک تو رو میبینم و دل صاف و مسئول فان رو …و دارم میبینم فقط میای اذیت میشی…و این حقت نیست.سخته نه؟

      • مهدی محمدی: یه چیزی بگم ناراحت نمیشی توی جمع اینو به شما بگم ؟من نه دیدمت نه باهات حرف زدم تا حالا
        اما بهت بگم انسان خاصی هستی…خیلی خاصی .نمیدونم چرا ولی من از ته قلبم اینو حس میکنم.اگر چه کمتر کسی اینو همون اول توی وجودت میبینه…
        راستشو بگو غیر از اینه؟معمولا همه همون اول درکت میکنن؟بعضی ها اینطوری ان دیگه…شخصیتشون اینه.
        مثلا شوهر من هروقت با کسی دعوای خونی کرده بعد (باورت بشه یا نه) همون آدم ، دوست چندین ساله و جون جونیش شده!!!!!!!!!!!!!!!!!عجیبه نه؟
        میدونی چرا فان انقد به تو حساسه؟ ته دلش یه جورایی دلش میخواد شما یه جور دیگه فکر میکردی… شاید خودش ندونه اما قلبا یه حسی بتو داره اگر چه کتمان کنه…یه روزی…به حرفم میرسی…و به حرف اون …
        و اینم بگم با همه این حرفا .اگه یه روز به کسی اطمینان قلبی داشته باشم که روح پاکی داره (با عذر خواهی از همه که بخدا همه تون عزیزین) یکیش شمایی.بقیه رو نام نمیبرم چون چند تای دیگه ای هم هستن که واقعا این حس رو بهشون دارم و شاید اصلا ندونن چون نگفتم بهشون و اتفاقا زیاد هم باهاشون حرف نزدم اینجا ولی…

      • از همه بچه عذر میخوام و از این دو بزرگوار که زیادی مطلب غیر از بحث رو اینجا مطرح کردم. به بزرگواریتون ببخشیدمنو .فقط اینو اضافه کنم که قصد من نقد این دو دوست، یا وبلاگ دوست گرامیمون نبود. اصولا کسی رو نقد نمیکنم و این حق رو بخودم حتی نمیدم چه برسه…که خودم شاید نقد اگه قرار باشه بشم …و یه سوزن یه خودم میزنم و یه جوالدوز به دیگرون…روی همه شما رو میبوسم که خواهر و برادر ایرانی منید و خجالت هم نمیکشم که بگم میبوسمتون.چون با پاکی دلم اینو میگم.

      • thفان عزيزم و مهدي عزيزم..فقط به دنبال حقيقت باشيد حتي اگه مجبور شديد از وسط جهنم رد بشيد…راستش نميدونم اين جمله از كيه…فكر كنم تو ماجراي قتل كندي شنيدم..

      • لیلیانای گرامی دوست داشتنی.شما همیشه با نظراتتون منو متحول میکنید..به خدا:)ولی تا اونجایی که من میدونم مهدی محمدی به افکارش شکل داده و به هیچ وجه به نظر قصد تغییر زاویه دیدش رو نداره..این منو به شدت میرنجونه تاکید میکنم به شدت میرنجونه…آخه من کم مثل مهدی ندیدم زیادن کسایی که مغزشون از کودکی شستشو داده شده و نقطه مشترک همشون هم اینه که به این نکته فکر نمی کنن که شاید این تفکرات اشتباه باشه..این بد نیست لیلیانا جان؟کار از بد گذشته به نظر .من به این میگم جهل..البته حتما آدم جاهل نباید کسی باشه که چیزی نمی دونه مهم اینه که از کودکی چه چیزی به شخص آموختن…من نوجوان بودم که به فکر تحقیق درباره این مسائلی که از کودکی به ما (ببخشید)فرو کرده بودن افتادم..قبلا هم گفتم به همه چیز شک کردم…مهم هم به خدا همین به نظر من اگر بتونی از شک کامل به یقین برسی اونوقت تفکراتت رو خودت ساختی نه اینکه هر فکری که به ما گفتن همون رو انجام بدیم پس جایگاه خلاقیت کجاست؟اگر ما قرار به تفکرات 1400فکر کنیم پس تکلیف امروزمان چیست؟1400سال کم رقمی نیست مهدی جان…(اون مطلب یوگا رو من دیدم به خدا غش کردم…ولشون کنی به خدا فوتبال رو هم یک بازی صهیونیستی معرفی میکنن:)لیلیانا جان کتمان چرا (البته من به همه علاقه مندم به قول مموتی:)من اگر دوستش نداشتم که اینقدر بهش گیر نمیدادم..چرا باید از گفتن این حرف ها بترسیم آخه..من آدم مقروری نیستم انسان های کور مقرور هم میشوند ولی من چشمانم رو باز کردم…ولی واقعا اگر بخواد به این رویه شستشو شده اش ادامه بده همونطور که قبلا گفتم به چشم یک مامور به او خواهم نگریست…لیلیانا جان وجود نظرات شما برای این وبلاگ کاملا ضروریست هر نظر شما فضای وبلاگ رو به سمت و سوی دوست داشتن سوق میده:))من یه شخصه طرفدار پر و پا قرص نظرات شما هستم :))مخلص شما:)کوشش عزیز ما الان وسط جهنمیم راه راه پر پیچ و خمیست اما به بهشت ختم می شود ولی چه غم انگیز که بعضی دوستان جهنم ظلم را بر بهشت آزادی ترجیح داده اند…:((

      • درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي عرضگي را صبر و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند…………:گاندی:…………….

      • فان عزيز، اگه شما يه مجسمه ساز بودي، ترجيح ميدادي رو چه سنگي كار كني؟..گچ، مرمر يا گرانيت؟…ارزش هنر، فكر و زحمت شما به اين انتخاب بستگي داره..

      • مرسی نازنین. اما کاش بهتر حرفهامو میخوندی.
        چون از حوصله دوستان خارج هست . من ادامه نمیدم.مرسی کوشش جون که همراهیمون کردی و دل دادی ..

      • من دیگه روم نمیشه حرف کوشش عزیز رو زمین بندازم:))چشم گرامی من هم به شما خواهم پیوست(البته اگر کسی برای بحث به اون وبلاگ بره که فکر نمی کنم:)…ببخشید که از اول خرفتون رو نپذیرفتم…من برای این مخالفت کردم که مهدی محمدی فکر بد به سرش نزنه که وبلاگش مطالب خوبی داره..هنوز هم میگم این وبلاگ کارش درست نیست:))لیلیانا جان من از نظرای شما به راحتی نمیگذرم:)به خدا خوندم به بهترین شکل ممکن هم خوندم:)کوچیک کوشش جان..

      • يكي از مجسمه سازهاي معروف همدوره داوينچي تونست از مجسمه ناقص مردي كه نشسته بود و سر نداشت، پيكره كودك زيبايي رو بتراشه..منم از شما تشكر ميكنم فان عزيز همينطور مهدي عزيز و ليلياي خوب و مهربون.

      • لیلیانا ازت ممنونم
        برای نظر دادن باید به صفحه همون مطلب مراجعه کنی
        هرجا خواستی نظر بدی
        روی تیتر اون مطلب کلیک کن آخرش میتونی نظرتو بنویسی

      • فان عزیز
        دیگه نمی خوای توهین ها و تهمت هاتو تموم کنی
        اگه خدا رو قبول داری باور کن مؤاخذه میشی….

        من تمام اعتقاداتمو با عقلم قبول کردم
        نمبدونم چن سالته اما من دوران شما رو گذروندم
        من اگه میگم خدا وجود داره براش دلیل دارم
        اگه پیامبر اسلام رو قبول دارم و قرآن رو کتاب خدا میدونم براش دلیل دارم
        عزیز من این تفکرات شبه روشنفکری که توی سر جوان های ما کردن مال اینجا نیست
        اگه تاریخ رنسانس رو بخونی می بینی که اونجا یه دین تحریف شده ضد عقل ضد دین بود که میزد توی سر اهل فهم، برا همین دانشمندان و فلاسفه ضد دین شدند و هر دو طرف همدیگه رو کوبیدن
        و گفتند که ما از دین آزاد میشیم تا به عقلانیت و مدرنیته برسیم

        اما عزیز مناینجا که اینطور نیست، تنها دینی که توی عالم ، اعتقاداتشو با دلیل عقلی ثابت می کنه و به عقل رسول باطنی میگه ، اسلامه
        بزرگترین دانشمندان هزارسال اخیر علمای مسلمان ایرانی و اکثرا شیعه بودن
        متاسفانه در زمان قاجار وقتی عده ای از اشراف به خارج رفتند و با جریان روشنفکری مرسوم در غرب آشنا شدن
        برای اینکه تریپ روشنفکری بگیرن اومدن و دین رو مساوی عقب موندگی عنوان کردند
        و این مسیر در ایران شروع شد
        بخدا اگه شما یکم حاضر بودی با عقلت بیای با من بحث کنی زندگیت عوض میشد
        من بارها بهت گفتم بیا با هم بحث کنیم یا نظر تو درسته و من قبول می کنم یا برعکس و تو قبول می کنی
        من اعتقاداتم رو با عقل پذیرفتم و اگه دلیلی بر ضدش باشه می پذیرم اما شما به بهانه اینکه وبلاگت بوی نمیدونم ساندیس میده حاضر نیستی بیای حرف منو بشنوی
        فان عزیز برادر خوبم
        آخه اگه واقعا دنبال حقیقت میگردی چرا حاضر نیستی بیای با هم حرف بزنیم
        درضمن در هر صورت چه بیای چه نیای چه من حرف تو رو قبول کنم و چه برعکس ، چیزی از کسی کم نمیشه
        دوباره هم بهت میگم عقل آدم بهت حکم می کنه که حرف دو طرف رو بشنوی
        اگه یه لحظه دیگه مردی و حرفهای ادیان الهی درست بود و تو بینهایت در عذاب بودی کسی غیر از تو ضرر نکرده، اما این احتمال(هرچند که به نظرت ضعیف باشه) آدم رو محبور می کنه که دنبال حقیقت باشه
        دوست من
        من اگه تو یا هرکسی دیگه رو بتونم کمک کنم ، خدا از اشتباهاتم ممکنه بگذره و من توی این راه خسته نمیشم
        حتی اگه منو بکشید بازهم خدا رو فریاد میزنم……

      • هووووووووووووف . من کم آوردم پیش شما دو تا!!!!!!!!!!

      • رامتین از من خواسته کلن دیگه بحث نکنم.ولی شما خودت فکرات رو نساختی دروغ به من یکی نگو لطفا.میدونم الان میای میگی من آدم دروغ گویی نیستم ولی بازم دروغ میگی…من قبلا هم گفتم خدا رو قبول دارم ولی شکلی به که برای شما تعیین شده نه.خدای من رو کسی تو کتابی برام تعیین نکرده گرامی..خوشم میاد حرف هایی رو که تو گوشت فرو کردن رو میای برای ما میگی بعد ادعا میکنی که شستشو داده نشدی..روشنفکری از غرب امده:)))))))خیلی منو میخندونی بعضی مواقع ولی حیف که این خنده.خنده تلخیه….من از صحبت در مورد دین لحظاتی پیش منع شدم:))وگرنه جواب داشتم برای شما…من دارم حرف همه رو گوش میدم ولی کور کورانه قبول نمی کنم.مثل شما.از ته دل بابت شما ناراحتم گرامی.. کوشش جان مثال های شما همیشه من رو به وجد میاره..واقعا زیبا گفتی..ولی حیف که این مجسمه ما در زیرزمینی تاریک حبس شده…تشکر از همه دوستان گرامی……………:)

      • دوست عزیزم فان، من به شما دروغ نمی گم
        اگه منو از نزدیک دیده بودی، فکر کنم نظرت نسبت به من این نبود
        برات آرزوی خوشبختی می کنم
        خدانگهدار

      • آن کس که نداند و نداند که نداند………..در جهل مرکب ابدالدهر… آرزوی شما بر آورده میشود:)

      • شرمنده مهدی جان ..بماند…ش جا موند:))آن کس که نداند و نداند که نداند………..در جهل مرکب ابدالدهر بماند:)

      • ممنونم
        آدم گاهی هم خوبه به خودش یه تذکر بده تا چیزهایی که دیگران رو نصیحت می کنه برا خودش پیش نیاد

        فربد جان ازت ممنونم که به فکرمی
        من هم خیلی به فکرتم
        یا حق

      • فان عزيز، شايد بهتر باشه شما به اون زيرزمين نري..چون من ميدونم ميخواي چي بتراشي!..يادمون باشه هرچيزي رو كه بخوايم تغيير بديم، خودمون هم باهاش تغيير ميكنيم..

  13. مهدی جان این برنامه آسمان شب رو اگه ظبط کردی واسم بفرست.
    بهم ایمیل بزن
    ali.sadeghi62@gmail.com

    • چيز خاصي نداشت. ميگفت شايد در سالهاي بعد گونه اي از حيات پيدا بشه . خبر نداره هين جا بيخ گوشمان هستند.

      • من امروز تو گوگل دنبال مطلبي راجع به مثلث برمودا بودم كه سايتتو ديدم!!!!!!خداييش داداش خودت خندت نميگيره كه اينطور با اعتماد به نفس ميگي همين جا پيش گوشمونن!!!!!كي؟؟!!!!كجا؟؟!!!!چرا همه اين موجودات زشت فضايي رو فقط تو عكس ميبينيم؟؟؟!!!!!!!!!!!اينهمه آدم كه ادعا دارن ديدنشون بافاصله يا از نزديك يه موبايل نداشتن كه يه فيلم بگيرن؟؟؟كه همه عكس تحويل ميدي؟خوب معلومه كه همشون مجسسمن و به ريش آدماي ساده لوحي مثل شما ميخندن!!!!!!!!!

      • اگر 300 متري خودت يك يوفو ميديدي كه در آسمان ايستاده و بعد در يك مسير خطي حركت ميكند و بر مي گردد و بعد تا سرعتي واقعا سرسام آور از جا كنده و طرف آسمان مي رود شايد باور ميكرديد.من هم هر كي اين حرفها را ميزد ميخنديدم .

      • yasminaگرامی لطفا اول به نظر دیگران احترام بگذار بعد نظرت رو بگو…من هم تا 6ماه پیش به کسانی که از آدم فضایی سخن میگفتند هر هر هر میخندیدم..اما با کمی مطالعه در این مورد کاملا نظرم برگشت(من کسی نیستم که هر چیزی را باور کنم.از مهدی محمدی بپرس:))…بهتر است قبل از به سخره گرفتن این مطالب مطالعه شان کنید..ممنون گرامی

      • من خودم تا حالا دوبار از نزدیک بشقاب پرنده ها رو دیدم یک مورد درسال 1372 و مورد بعدی در سال 1386 که مورد دوم از از فاصله 20 یا 30 متری دیدم

      • رامتین جان نمیدونم چرا پاکش کردی ، من فقط به دوستان اطلاع دادم که برنامه رو ببینن!
        از حرف شما معلومه که برنامه رو دیدید پس تعجب می کنم چرا به این توجه نکردی که این برنامه از رسانه ملی پخش شد یعنی برای عموم فارسی زبان ها
        همین حد رو هم که اینجا گفتن ، قبلا نمی گفتن
        یعنی یه پیشرفت خوب و عمومی کردن این جریان که فکر کنم مفیده و اینکه مدتیه (چن ساله) صداسیمای ما کما بیش به موضوعات یوفو و حیات فرازمینی علاقه نشون میده برام جالبه
        اینکه قضیه رو عمومی کنن جالبتره
        (به قول بعضی دوستان انگار خبراییه!)

        علی جان متاسفانه ضیط نکردم چون من خودم از اول ندیدمش

        فان عزیز از اینکه دیدگاهت از 6ماه پیش تغییر کرده خوشحالم
        امیدوارم به مطالعاتت ادامه بدی و هر قضیه رو از دو طرف موافق و مخالف بررسی کنی، من به تو امید دارم
        موفق باشید

  14. شاید این مطلب ربطی به موضوع نداشته باشه اما پیشنهاد میکنم حتما بخونید جالبه!

    10 حالت و رفتار عجیب انسان که هنوز علم از شرح علت آن ها ناتوان است؟؟!!!

    با وجود اینکه دانشمندان موفق به کسب افتخاراتی از جمله شکافتن اتم، فرستادن انسان به کره ماه و کشف DNA بدن ما شده اند، ولی هنوز بسیاری از رفتارها و حالتهای عجیب انسان وجود دارد که از توضیح علت آن ها عاجزند.

    انسانی که دارای خصوصیاتی همچون هنر، رویا و بشر دوستی است، دارای خصوصیاتی از جمله موهای زائد، خجالت کشیدن وانگشت تو دماغ کردن نیز می باشد! در اینجا به ۱۰ مورد از آن موارد عجیب و بی پاسخ اشاره شده است.

    1-سرخ شدن در اثر خجالت

    داروین که یکی از معروفترین دانشمندان جهان است، تلاش بسیاری کرد تا از طریق سیر تکاملی توضیح دهد به چه علت در هنگام دروغ گفتن یا خجالت کشیدن قرمز می شویم و دیگران را از شرمندگی خود آگاه می سازیم. با این حال بعضی از مردم معتقدند که این حالت نشانه ضعف شخص و روبرو شدن با چنین مشکلی است.

    2-خندیدن

    اندورفین که موجب بهبود حالت درونی ما می شود، در اثر خنده ایجاد شده و دلیل کاملا موجهی دارد، ولی تحقیقات ۱۰ ساله ی دانشمندان، این دلیل موجه را نقش بر آب کرد و متوجه شدند که لطیفه ها و جک های پیش پا افتاده باعث ایجاد خنده بیشتری می شوند.

    3-بوسیدن

    در تعاریف علمی بوسیدن، ذکر شده که این عمل ممکن است ژنتیکی و وراثتی نباشد زیرا بسیاری از انسان ها از انجام آن امتناع می ورزند. اما بسیاری از نظریه ها، بوسیدن را با خاطرات تغذیه ای دوران نوزادی مرتبط دانسته و حاکی از اینست که انسان های اولیه فرزندانشان را از شیر می گرفتند و تنها از طریق دهانشان به آنها غذا می دانند که همین عمل موجب انتقال بزاق دهان و لذت بردن می شود.

    4-رویا

    براساس نظریات برخی از دانشمندان، رویا و خواب دیدن، بیان آرزوهای ضمیر نیمه هشیار ماست. اما این نظریات رد شده اند زیرا هنوز دلیل اینکه چرا چنین خیالات و تصورات عجیبی را می بینیم ، به طور دقیق کشف نشده است.

    5-خرافات

    عادت های غیرعادی ولی اطمینان بخش که از گذشته تا اکنون وجود داشته اند. برای مثال انسان های باستان از ناله شیر در چمن ها به عنوان حرکت باد سود می جسته اند. به نظر می آید که در بعضی جوامع، مذهب انگیزه خوبی برای خرافات بوده است.

    6-انگشت در بینی کردن

    عادت زشت و ناپسند که بسیار رایج شده است و با اینکه بیرون راندن آن موشها (!) از بینی منفعت خاصی برای بدن ندارد، پس چرا بسیاری از مردم این کار را بطور میانگین چهار بار در روز انجام می دهند؟ البته برخی گمان می کنند که این عمل باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

    7-دوران بلوغ

    در بین مخلوقات، به جز انسان، هیچ نوع حیوانی سالهای سخت و غیرقابل پیش بینی نوجوانی و بلوغ را تجربه نمی کند. برخی افراد معتقدند این دوران کمک می کند تا قبل از بالغ شدن، مغز انسان دوباره سازماندهی شود و شخص برای سالهای بعدی، مسئولیت پذیر شود.

    8-بشر دوستی

    کمک کردن به همنوع بدون هیچ چشم داشت و توقعی، از رفتارهای عجیب در سیر تکامل انسان است؛ که گاه به صورت گروهی انجام می شود و گاه فقط به خاطر لذت شخصی.

    9-هنر

    نقاشی، رقص، مجسمه سازی و موسیقی همگی از خصوصیات زیبای بشریت هستند که نشان دهنده والا بودن بعد انسان اند و می توان از آنها به عنوان ابزاری برای انتقال دانش یا تجربه استفاده کرد.

    10-موی بدن

    موهای نرم و نازک روی بدن و موهای ضخیم اندام های تناسلی بدن انسان ها، کاملا برعکس پستانداران است و دانشمندان بر این باورند که موهای زائد باعث ملایمت، ایجاد رایحه ای مطبوع و حفاظت در برابر خراشیدگی می شود.

  15. سلام به روي ماهتون
    دستت طلا ساساني كلي زحمت كشيدي
    من يه مطلب ميذارم كه در نوع خودش جالبه به نظر من كه شايد به همون DNAدوتا دوقلو مربوط شه كه خيلي شبيه به همه!!! 🙂

    دوقلوهایی با سرنوشت مشابه :
    سرنوشت اغلب دوقلوها بسیار شگفت انگیز است . اما سرنوشت دوقلوهای اهل اوهایو دارای بیشترین شگفتی است. دوبرادر دوقلو بعد از تولد از هم جداشده و به خانواده های جدا سپرده شده اند. هر دو خانواده نیز نام جمیز را بر انها گذاشتند و از اینجا سرنوشت شگفت انگیز انها شکل میگیرد. هر دو جمیز به یادگیری علم حقوق علاقه داشتند. هر دو دنبال نجاری و مکانیکی بودند. هر دو با زنی به نام لیندا ازدواج کردند. هر دو نیز اسم بچه هایشان را جمیز آلن گذاشتند. این بچه ها نیز ازدواج کردند. نام زن هر دو هم بنی بود هر دو مرد نیز زنانشان را طلاق دادند. تا اینکه این دو بچه بعد از ۴۰ سال همدیگر را یافته و بعنوان شریک تجاری با هم مشغول به کار شدند…
    B-:

    منتظر نظرتونم -;{@

    • من فقط دو تا برادر دارم که برادر های من هم دوقلو اند…اما بگم دقیقا برعکس هم رفتار میکنن… 6 ماه این خوبه اون بدخلق 6 ماه این خوبه اون….اما جریان نوشته شما هم جالب بود. ممنون که گذاشتی کاش عکسشونو میدیدم.

      • ممنون كه نظر دادين.خودمم دلم ميخواست عكسشونو ببينم ولي سايتي كه اين مطلبو آورده بود عكسشونو نزده بود.
        اين تشابه شديد DNA در مورد دوقلوهاي همسان صدق ميكنه كه هر دو از يك سلول بوجود اومدن ودر نتيجه تمام كروموزوم اونا بر هم منطبقه.البته يه سري دوقلوهاي همسان هم هستن كه بهشون دوقلوهاي آينه اي ميگن!!انگار يه نفر جلوي آينه باشه كه يكي راست دست و اون يكي چپ دسته!!:)
        مثلا حالت ابروي چپ يكي مثل حالت ابروي راست اون يكيه:)

  16. درود
    سپاس از برادر عزیز ساسان و رامتین گرامی.
    سخنان گفته شده را چندین بار و بعضا برخی از جملات را بیش از 5 بار خواندم.
    مهدی عزیز به تصور من خواندن مطالب بالا بسیاری از سوالات من نوآموز را به شکلی پاسخ داده مجدد توصیه می کنم که آنرا بخوانید و تامل کنید.
    مودی و مهدی عزیز تعریف عشق را اینگونه بیان کردن را نیکو و استوار دیدم.
    من کریون را نمیشناسم اما هرچه که باشد گوینده ای قابل در بیان واقعیاتی است که من سالها بدنبال آنها هستم.
    شقایق خواهر گرامی تعبیر شما از بیان مفهومی اعداد چگونه است.
    درپناه ایزد منان رهرو حقیقت باشیم.
    سپاس

  17. میدونم برنامه هایی که به زبان فارسی پخش می شه زیاد مطالب مهمی توش نیست و شاید قدیمی هم باشه( البته برنامه های خارجی هم زیاد معتبر نیست ولی خوب بروز تر هستند). اینو واسه آرشیوم می خواستم رامتین جان

  18. ufolove عزيز شما خودت با چشم خودت اونو ديدي؟!!!ميتونم بپرسم كجا و تو چه تاريخي؟؟
    چندتا سوال دارم از سر كنجكاوي دوست داشتي جواب نده!چند سالته عزيز؟
    با اين عكسي كه واسه خودت انتخاب كردي آدم خوفش ميگيره !!! نكنه خودت هم يه آدم فضايي باشي؟!!!!شوخي كردم :d
    بعد اينكه اون ufo رو ديدي تصميم گرفتي اين سايتو راه بندازي ؟

    • دوست من سلامی از صمیم قلب منو بپذیر
      به ذهنت اجازه نده بازیت بده
      شنونده باش و به خلقت خداوند فکر کن
      ما همه سوار یک کشتی هستیم
      فکر کن هستی چرا این مطلبو جلوی پات گذاشته
      با بودش متحول شونده به این جولانگاه آگاهی بیا
      دوست دارم اد دوست
      you are in dharma

    • این نتیاناندا منو هم غلط نویس کرد
      ببخشید اد =ای

      • سلامي بابوي ياس وياسمن
        ممنون حتما گوشزد دوستانتونو آويزه گوش ميكنم

      • این نیتیاناندا کاراش مث خمیازه کشیدم مسریه… همه رو به اشتباه تایپ کردن انداخته…فقط شما نیستی…

    • تجربه ی 4thkindداشتم..حتما اینم توهمه …نه؟یکی از وحشتناک ترین بلاهایی که ممکنه سر یکی تو دنیا بیاد .همینه.بعضیا فک میکنن این تجربیات فقط اون لحظه ی به دام افتادنه..نخیر ..اونا اگه یکیو انتخاب کنن حتی تو زندگیش هم دخالت میکنن ..آزمایشهای روحی روانیه وحشتناک ..حتی ممکنه بدتر ازین حرفاهم باشه.. …
      یا اینکه مقاله ی starseed با من منطبقه..اینم حتما .ما متوهم شدیم
      دنیای خدا بزرگتر از اینحرفهاس..
      ————————————————————————————
      جناب یوفولاو میان زحمت میکشن اونوخت شما به این شکل مسخره میکنی..این حرف به نوعی توهین به شعور کساییم که میان اینجا نظر میدن هم هست
      فک نمیکنم راه اندازی این وبلاگ توسط ایشون به این سادگی ها بوده باشه
      راستی یه سوال ..دقت کردم اکثر کسایی که یه موضوعو به شدت مسخره و انکار میکنن از واقعی بودنش ترس زیادی دارند(در حد..)..شما چطور؟ناراحت نشیدا ازین سوال ..تا جاییکه یادمونه از وختی که از شیر گرفتنمون به این موجودات اعتقاد داشتیم..همین بیگانه ها..ولی چیزی که درموردشون وجود داره بزرگواری تو اخلاق و رفتاره که بین مردم زمین کم پیداس اینجور رفتاری
      ممنون اگه وقت گذاشتین بخونین(معمولا کسایی که میبینن قفل به دهانشون میزنن ..همون کاری که ما سالها انجام دادیم..ولی امروز لازم شد قسمتی از حقیقت بازگو بشه)
      ——————-from: someone Taken by Alien intelligence———–

      • 4thkind?????
        اول سلام بعدش كلام
        دوست نسبتا عصباني من ميشه راجه به اون كلمه اي كه گفتي يه توضيح بدي و اينكه خوب من يه سوال كردم از ufo love عزيز ايشون هم قابل ندونستن جواب بدن شما چراناراحت ميشي؟!!!!!!!
        خوب بايد يه ذره هم حق بدين كه باور نكنم !!!آخه هرچي تا الان شنيدم همه حرف بوده نه دليل !!!!!!
        من از صبح تا الان همه مقاله هارو خوندم ولي بازم يه جورايي همه نقل قول بود!!!
        مثلا آوردن عكس روساي جمهور آمريكا با موجودات فضايي كه خيلي هم ضايع بود يه ذره آدمو به نوشته هاي ديگه هم بدبين ميكنه نه؟!!!!!1

      • ببخشید اگه ناراحتتون کردم..آخه یه چن وختی اوضاع بهم ریخته بود…4thkindیا نوع چهارم ربوده شدن یا ملاقات با فضاییا حضوری و واقعی است..کسایی که اول بارشونه که براشون اتفاق میفته تجربه ی وحشتناکیه معمولا که بعد از چند بار عادی میشه انگار همسایشون اومده دیدنشون مگر اینکه اونا از نوع بدجنسشون باشن که دیگه خدا نکنه نصیب کسی بشه….ترسناکه ؟ولی نه همینجوریم نیست که بی اجازه بیان معمولا همون روسای جمهور (که عکسشونو با فضاییا فیک میکنن )بهشون مجوز این کارارو میدن(میتونین برای تکمیل این حرف قسمتای 1و2آزمایش مونتاک..مقاله ی starseed و نوع چهارمو بخونین)..حالا به طرق مختلف
        .. از جهت واقعی بودن 100%وجود دارن ولی به شکل هیولاهای هالیوودی نیستند
        (اونایی که دیدم از نوع خزنده reptilian alienو نوع موبلوند چشم آبی قدبلند بودن که اولیش شیطانی بودن و لی دومی خیلی آرام و صلحجو){حالا یکی بیاد به ما بگه عجب گرد نخودی وزدی که این توهماتو وزیتی}..قربون همتون بخصوص یوفولاو عزیز
        ——————————–
        ممنون که حوصله به خرج میدین

    • من در ياهو مسنجر ادتون كردم.27 سال.سال 2002.

    • ياسميناي عزيز..تا روزي كه بمب اتم در هيروشيما منفجر نشد، كسي باور نميكرد كه چنين سلاح مخوفي ساخته شده باشه..حق با شماست كه منطق علمي اجازه باوركردن به شما نميده..اما منطق علمي اين اجازه رو ميده كه روي تمام فرضيات ممكن كار كنيد و از اون اطلاع داشته باشيد.

    • yasmina عزیز
      خوش اومدی
      ببخشید من از طرف خودم خوش آمد گفتم

      • سلام دوست من
        ممنون كه اينقدر با محبتين
        راستي من از ديروز چندباري سايتتو ديدم بعضي جاهاشو قبول دارم بعضياشو نه
        پس حتما منتظر من باش تاتوي سايتت با هم يكم بحث كنيم!!!!:)

      • خوش حال میشم
        نظراتتو بشنوم
        هرجایی حرفی داشتی همونجا بزن

  19. به گزارش مهر، بارش شهابی جباری از 10 تا 16 آبان ماه به اوج بارش خود می رسد و سرعت بارش این شهاب ها 66 کیلومتر بر ثانیه است.

    بارش شهابی جباری یکی از بارش های شهابی سالانه است که کانون بارش آن در صورت فلکی جبار است. این بارش معمولا هر سال از نیمه های مهرماه آغاز می شود و تا روز 16 ماه آبان فعال است.

    سرعت میانگین شهاب‌های این بارش نسبت به کره زمین در اوقات اوج این بارش معمولا حدود 66 کیلومتر بر ثانیه است که نسبتا زیاد به شمار می آید اما شهاب های این بارش چندان روشن نیستند و در عوض از خود خاکستر بیشتری بر جا می گذارند.

    طبق اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، در ساعت 16 و 40 دقیقه امروز دوشنبه 19 مهرماه مقارنه هلال ماه با ستاره قلب عقرب آغاز می شود. در این پدیده نجومی ماه در 2.5 درجه از شمال و شمال شرق ستاره قلب عقرب قرار می گیرد.

    در روز 20 مهرماه نیز در گره صعودی یعنی در طول نجومی 276 درجه قرار می گیرد و در روز 21 مهرماه، ماه ربیع اول را می توان رصد کرد.

    توضیح اینکه حالت های مختلف بخش روشن ماه از زمین به نام های مختلفی نامیده می شود که از آن جمله می توان به حالت های «ماه نو» ، یک چهارم نخست (تربیع اول)، ماه تمام یا «بدر» ، یک چهارم دوم (تربیع دوم) و ماه تاریک (محاق) اشاره کرد.

    در روز 24 مهر نیز آسمان پذیرای مقارنه عطارد با خورشید خواهد بود.در این پدیده سیاره عطارد در فاصله 1.418 برابر شعاع زمینی قرار می گیرد.

    ماه، در روز 26 مهرماه در نقطه اوج با فاصله 63.56 برابر شعاع زمینی قرار خواهد گرفت و در روز 28 مهرماه جاری، ماه در فاصله 6.5 درجه ای شمال و شمال غرب سیاره مشتری قرار می گیرد.

  20. سلام
    بچه ها يكي جون من قضيه نيبيرو تو تهران رو باز كنه ببينيم چه خبره چرا اينقدر نا مفهوم حرف ميزنيد
    يعني چي وقتش شده؟؟
    اقاا يا خانم محترم مختصاتش رو بگو تا ما هم سر در بياريم

  21. باعرض سلام و درود
    با تشكر از شما دوست عزيز كه من يكي از طرفداران شما هستم لطفا اين وبلاگ نا قابل مرا لينك كنيد .من شما را لينك كرده ام.

  22. رامتین جان ببین

    مشاهده یوفو در آسمان ابری مسکو در تاریخ 10/10/2010

    http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/2010/10/12/ufo-fleet-over-moscow-russia-date-10-10-10/

  23. این کریون چرا خیلی جاها سبک و اکثر نظرهاشون با پیشگامان و کسایی که خودش رو هم مسلک اونها معرفی میکنه تعارض داره؟

  24. با سلام و خسته نباشید حضور سرور گرامی ساسان جان.
    من چندی قبل در یک سایتی به زبان ترکی استانبولی مطالبی را خواندم که با این موضوع مرتبط به همین دلیل ترجمه اش را براتون میگذارم اگر خواستین مطالب دیگری هم هست که براتون میگذارم. با تشکر

    تاریخچه راشیبا

    در آغاز یک سری از حوادث تعجب برانگیز باعث تولد راشیبا شد .
    همه چیز از آنجا شروع شد که مایکل به عنوان یکی از بازیکنان اصلی در سال 1982 در دامنه کوههای
    Barrier واقع در Broken Hill الهامی را دریافت کرد .در سال 1991 مایکل به همراه خانواده اش به مکانی که در الهامش گفته شده بود ، نقل مکان کردند . در سال 1998 با زوجی که از اینگلیس به آدلایت آمده بودند ، آشنا شدند . آنها مراسم روحانی ( ارتباط با انرژی خداوندی ) را که از طرف یک روح توضیح داده شده بود را انجام دادند . بعدا به آنها الهام شد در سال 1998 جهت انجام دادن مجدد این مراسم به منطقه ای واقع در استرالیا بروند . اول به آدلایت رفتند سپس برای رفتن به آن منطقه از استرالیا برنامه ریزی کردند ، فقط در تاریخی که باید در آنجا می بودند ، نتوانستند برسند . روح به آنها گفت ناراحت نباشید . فردی شما را به خانه خود دعوت خواهد کرد و شما باید به آنجا بروید .
    مرلین آنها را به خانه خود واقع در دامنه کوه های Barrier دعوت کرد و آنها دعوت را پذیرفتند و انجام دادن یا ندادن مراسم را پرسیدند . مراسم انجام شد ، انرژی فوق العاده بود . انرژی خداوندی ، بر روی کسانی که در آن مکان زندگی می کردند شروع به جاری شدن کرد . این انرژی سبب به یاد آوردن نقش خود در این بازی شد .
    پیتر کانالی برای سمبلها و کلمات شد . مرلین شروع به دریافت همسویی راشیبا و نحوه اعمال آن شد .
    مایکل هم رابطه اش را با دنیا حفظ می کرد .
    خیلی جالب است یادآوری زندگی های گذشته ما و نقشهایمان و اینکه راشیبا اولین بار توسط فرعون و همسرش به مصر آورده شد .
    از طرف روح خواسته شد که نام این انرژی Ra sheeba نامیده شود ( که راشیبا خوانده می شود ).
    زوجی که از اینگلیس آمده بودند ( آلن و شرلی ) همچنان مشغول دریافت انرژی سمبلها و طبقه بندی آنها بودند. به آنها هم نام گذاری راشیبا گفته شده بود .
    آلن ، شرلی و تینا بار دیگر به استرالیا رفتند و در آنجا اولین کارگاه راشیبا را برگزار کردند .
    هشت نفر بازیکنان اصلی ، همسویی گرفته و مستر راشیبا شدند .
    حالا در کشورهایی همچون : استرالیا ، آلاسکا ، کانادا ، مصر ، انگلستان ، اکوادور ، فنلاند ، فرانسه ، آلمان ، یونان ، هلند ، هند ، اندونزی ، اسرائیل ، ایتالیا ، ژاپن ، لبنان ، مکزیک ، فیلیپین ، اسپانیا ، سوئیس ، ترکیه و ایالات متحده آمریکا مستر های راشیبا حضور دارند .
    پیتر و مرلین راشیبا را به استرالیا بردند و اینک در اینترنت جا گرفته است . و همچنین به خواست روح ، جهت در آغوش گرفتن جهان توسط راشیبا ، ادامه می دهند .
    راشیبا چیست ؟
    راشیبا قسمت خیلی قدرتمند از انرژی زندگی جهانی است .
    اکنون ارتعاشات انسانها به اندازه نیاز بالا رفته و این گردابها ی انرژی شروع به جاری شدن نموده است. به این سطح از ارتعاش فقط در دوران مصر باستان ناظران رسیده بودند. بازیکنان اصلی حاظر بودند و کسی که این انرژی را منتقل می کرد فرعون بود .
    بعد از اینکه فرعون مرد ، همه چیز غیب شد . حال بار دیگر بازیکنان اصلی برای صاحب شدن به این انرژی ، دوباره جایگاه خود را روی تخته بازی گرفتند . این بار افراد زیادی صاحب این انرژی خواهند شد و در راه ارتقاء آن کمک بزرگی خواهد شد .
    دیگر از آن سوء استفاده نخواهد شد . چون این انرژی فقط در دست یک فرد یا گروه خاصی نخواهد بود و افراد زیادی خواهان این انرژی خواهند بود و بطور وصف نا پذیری شروع به جاری شدن انرژی بزرگی خواهد کرد که تاکنون تا این حد نبوده . این اولین اتحاد انرژی Ra با Sheeba است .
    Sheeba : قسمت مؤنث انرژی شفای ، عشق ، جنسی ، خداوندی و چهره شاد و خطاب مستقیم به منبع جهانی .
    Ra : یعنی مرکز ، منبع . بزرگترین مرکزش از خورشید متولد می شود .
    شیبا ، رع و یا راه را نشان می دهد . فقط با وساطت شیبا می شود به رع رسید و راه صحیح رفتن به خانه را یافت .
    شفای راشیبا واقعا بر روی چاکراها کار می کند . با ایجاد تغییرات روی دی ای ان ما و میدان مغناطیسی مان به ما داشتن عشق را می آموزد و باعث ایجاد رابطه با آن ( عشق )می شود .
    عشق در هر سطحی به پیشرفت ما کمک می کند . باید به انرژی صاحب شده و اجازه ایجاد تغییرات روی ارتعاشاتمان را بدهیم . صاحب نور شوید . روشنایی خود را به هرکسی نشان دهیم و ببینیم چه کسانی متوجه این نور شدند .

    همسویی چکار می کند ؟
    همسویی ، با تغییر ارتعاشات و تغییر رنگ روح ، منجر به جریان عشقی درونی می شود .

    آماده بودن خود را برای همسویی با راشیبا را چگونه متوجه خواهیم شد ؟
    ارتعاشات را حس خواهید کرد . کسانی که این را حس می کنند دوباره ناظران و از صاحبان انرژی رع خواهند بود .

    این هم آدرس http://www.rasheebaofficialsite.com

  25. این هم یک مصاحبه با Merilyn Bretherick (بنیانگذار راشیبا ) در ترکیه :

    همه چيز درباره راشبا

    انرژي راشبا توسط Merilyn Bretherick در دنيا بنا شده و Sal Rache هم با » آگاهي اژدها » همسو شده است . اين همسويي ها تا اروپا ادامه پيدا كرده و در تركيه تمام شد . بازيكنان اصلي راشبا كه با كمك انرژي براي ارتقاء ارتعاشات مشترك دنيا كمك فراواني كرده اند ، در ازمير و استانبول دور هم جمع شدند و من فرصتي يافتم تا سوالاتي را از آنها بپرسم .
    زماني كه Merilyn و Sal به استانبول آمدند ، به كمك Korkut Keskiner كه تمام برنامه هاي لازم را تدارك ديده بود ، انرژي راشبا را زير ذره بين برديم طوريكه سوالات ، خود باعث سوالاتي شد .
    Korkut از Merilyn و Sal سوالاتي را پرسيد ، اين مكالمه را بدون هيچ گونه تغييري به شما ارائه ميكنم .

    Ferhan Gürbüz : مي خواهم به سوالاتي پاسخ دهيد كه وقتي شخصي براي اولين بار با راشبا مواجه ميشود ، مي پرسد.
    انسانها چه چيزي را مي خواهند بدانند ؟
    Merilyn : زماني كه شخصي چيزهايي در مورد راشبا مي شنود ، درباره سود آن سوال ميكنند . مي پرسند آيا مانند ريكي است . در مورد اجراي راشبا كنجكاوي ميكنند ، مي پرسند براي دريافت اين ارتعاشات حتما بايد مستر باشند و چه مقدار هزينه بايد پرداخت كرد .

    Ferhan : به اول ماجراي راشبا برويم . مثلا در مورد ريكي ، مدت زمان زيادي است كه مي شناسيم ، يك داستان دارد ، چه كسي و چه اتفاقاتي رخ داده و در مورد نحوه انتقال آن ، همه ميدانند . Merilyn تو چگونه به انرژي راشبا دست پيدا كردي ؟ چطور مي خواهي آن را تعريف كني ؟
    Merilyn : براي من در اصل به زمان بندي درست بستگي داشت ، چون ارتعاشات مشترك تمام انسانها در سطحي است كه در زمان آخناتون بود . در اصل بيشتر از آن زمان .چون انسانها در زمان آخناتون نتوانستند اين انرژي را در دنيا محكم كنند ، آخناتون مرد .
    زماني كه ارتعاشات بالا مي رود ، تمام شرايط لازم به خودي خود فراهم مي شود .ارتعاش انسان وقتي رشد مي كند ، به سطحي خاص مي رسد و شرايط براي برگشت راشبا به خودي خود فراهم مي شود .
    موقعي كه من همسويي را گرفتم ، ارتعاشات من به اندازه كافي بالا رفت .
    بازيكنان اصلي راشبا ، آخناتون – Kia و ماه هستند . ماه دستور قتل آنها را صادر كرد. هم اكنون بنيان گذاران مشترك راشبا : Peter ، من و Michael انرژي آن سه نفر را حمل مي كنيم تا بتواند به ظهور برسد .
    Ferhan : وقتي كه ميگوييد انرژي آنها را حمل مي كنيد ، يعني آنها را انكار ميكنيد ؟
    Merilyn : از لحاظ ستاره بودن (كالبد اختري ) در اصل همه ما در بالا در يك جا بوديم و همه ما در استراليا در مكاني كه چشمه يا سرچشمه ناميده مي شد ، زندگي مي كرديم . كه اين نيز اشاره اي ديگر به درست بودن زمان . راشبا تقريبا در زمان كوتاهي ( حدودا 3 ماه ) بطور كامل به ظهور رسيد .
    Ferhan :از زندگي دنياي خودت بگويم ، آيا حس ميكردي با همچين انرژيي روبرو شوي؟ فعل و انفعالاتي را بخاطر مي آوري ؟
    Merilyn : بعد از گرفتن همسويي مستري ، آمدن يك چيزهايي را حس ميكردم. از كارهاي ديگري كه انجام داده ام ، فعاليتهاي در مورد يك انرژي جديد به نام Shakira است و احساس زيادي كه دارم اين است كه اين انرژي به شكل متفاوتي خواهد آمد. هنگامي كه انرژي شروع به جاري شدن كرد ، فهميدم كه اين انرژي بطور كامل با انرژي Shakira فرق مي كند . اما بعد از دريافت همسويي ها ي آنها ، اطلاعات لازم در مورد آنها شروع به جاري شدن كرده و تك تك ما شروع كرديم به ، بخاطر آوردن خودمان .
    Pen Gough به ما گفت براي ارائه اين انرژي در تمام دنيا اقدام كنيد، اما من در آن زمان اين را باور نكردم .
    Ferhan : Pen Gough آيا اژدهاي تو نيست ؟ با او چطور آشنا شدي ؟
    Merilyn : يك روز در شهر Adelai استراليا، هنگامي كه Peggy Dubro بنيان گذار حوزه الكترو مغناطيسي ، مشغول بررسي حوزه انرژي من بود، يك اژدها ديد و هنگامي كه با همكار خود راجع به آن صحبت ميكرد ، من در مسافتي بودم كه سخنان آنها را مي شنيدم . وقتي يك از آنها گفت اژدها، گوشهايم را فوري گرفتم .
    در اصل به ما در مورد داشتن راهنمايان اژدها گفته بودند . آن شب من از Bella Antora راهنماي اژدهاي خودم را خواستم ، در اول يك كوچكش آمد و دومي Pen Gough بود .
    من يك دوستي هم در آدلاي دارم . اژدها ها خيلي تو در تو بودند . يكبار اژدهاي او براي Pen Gough كانال شد. در آنجا اژدهاي او گفته بود : براي به ياد آوردن اصل ريشه Merilyn از گذشته خود، خيلي منتظر شديم.
    بعد از آن Pen Gough شروع به همسويي دادن كرد ، ولي باور كردن آن كمي زمان برد .
    او اولين راهنماي من است و از من مراقبت مي كند .
    Ferhan : آيا براي محكم كردن راشبا در دنيا ، اژدها ها كمك كردند ؟
    Merilyn : بله
    Ferhan : آيا در زمان آخناتون ، اژدها هاي ديگري براي محكم كردن راشبا راهنمايي مي كردند ؟
    Merilyn : بله
    Ferhan : انسانهاي زيادي هستند كه حكايتهايي را در مورد اژدها ها مي دانند ، اما در مورد ارتباط اژدها ها با دنيا چيزي معلوم نيست . در اين رابطه اطلاعاتي مي توانيد بدهيد ؟ اژدها چيست ؟
    Merilyn : اين در اصل يكي از دلايل جمع شدن ما و Sal است . Pen Gough در مورد اژدها ها براي ما توضيحاتي داده بود ، ولي Sal خدمت بزرگي انجام داد بطوريكه به جلسه بزرگان اژدها ها وصل شد و اطلاعات زيادي را به ما داد . اطلاعاتي در رابطه با يك دوره حكومت اژدها هاي تاريكي بر دنيا واطلاعات زيادي مبني بر شكسته شدن اين سلطه در حال حاضر توسط اژدها هاي روشنايي ، آمد .
    Ferhan : منبع اين اژدها هاي راشبا يا انرژي راشبا چيست ؟ ما هم اكنون در دنيا هستيم و آمدن اين انرژي را ديده و در اين آزمايش هستيم ، ولي اين انرژي از كجا مي آيد ؟
    Sal : در اصل اين اطلاعات را Ra و Isis از جلسه مقامات بالاي Sirius گرفته و به كمسيون مقامات بالاي اژدها ها داده است .براي اينكه كمسيون مقامات بالاي اژدها ها ، جهت اتصال با اژدها هاي تاريكي ، به بعضي از تكنيكهاي متضاد نياز دارد .
    Korkut : من يك سوال دارم . يعني شما مي گوييد اين دوره زماني ارتعاشات بالا ، به اژدها هاي روشنايي داده شده تا قدرت را از اژدها هاي تاريكي بگيرند ؟ آيا در زمان آخناتون نيز همين طور بود ؟
    Sal : Hermes و Toth از آتلانتيس آمده و 12500 سال پيش در كنار نيل جاي گرفت ، فقط در طول زمان ، فرهنگهاي زيادي به مصر آمده و در نتيجه تركيب ارتعاشات پايين آمد .
    جلسه اژدها هاي كهكشاني ، راشبا را توسط Ra و Isis براي جلوگيري از اين افت ارتعاش فرستادند .
    Merilyn :من هم از Sal يك سوالي دارم ، آيا معاهده كهكشاني ( هم پيماني وابسته به راه شيري) از خيلي قبل بوده ؟
    Sal : ميليون ها سال است كه اين هم پيماني كهكشاني وجود دارد . اين فدراسيون حالا تصميمات جديدي دارد . اژدها هاي تاريكي فكر مي كنند كه ارتباط خود را با چشمه ( منبع ) يعني خداوند ، از دست داده اند به همين خاطر حالا به شكل ديگر ي نياز است.
    اين فدراسيون تازه تاسيس نشده ، Isis در هشتمين سطح ( تراكم- غلظت) و در حال حاضر كم كم به سطحي شبيه به سطح ارتعاشات اژدها ها نزديك ميشوند ، به همين دليل Isis و اژدها ها و فدراسيون كهكشاني ، باهم كار مي كنند .
    Ferhan : فدراسيون كهكشاني ( وابسته به راه شيري )چيست ؟
    Sal : جايي است كه به آن Alcyone گفته مي شود .
    فدراسيون وابسته به راه شيري ، از هزاران فرهنگ مختلف، از سيستم هاي مختلف ستاره اي تشكيل شده كه اين هزاران سيستم ستاره اي ، اكثرا طبق دستورالعمل هاي اين فدراسيون زندگي مي كنند .
    در فدراسيون كهكشاني ، موجوداتي از ارتعاشات بعد پنجم تا بعد هشتم وجود دارد.
    از كلمه بعد زياد استفاده نمي كنم ، چون مانند يك بعدنيست ، يك سيستم متفاوتي است .استفاده از كلمه » تراكم- غلظت «را ترجيح مي دهم .در حال حاضر مهمترين دليل آمدن راشبا به زمين ، يك گروه از اژدها هاي تاريكي هستند كه از سطح ستاره اي ف بصورت موذيانه ، مدت زمان زيادي است كه زمين را كنترل ميكنند. اما آنها به اشتباه خود واقفند . وظيفه اصلي راشبا در اصل ، پاكسازي دنيا از سيستمي است كه اژدها هاي تاريكي بوجود آورده اند. و دومين ماموريتش ، شفا دادن به ريشه هايي است كه در درون ما و از جانب اژدها هاي تاريكي مباشد. كه اين ريشه ها مي تواند از D.N.A ي ما هم باشد ، معنوي مي تواند باشد .
    Merilyn : در واقع فقط شفا دادن اژدها هاي تاريكي نيست ، بلكه درعين حال جهت بالا بردن ارتعاشات و تكامل ماست .مخصوصا بعد از اين سمينارها انسان ها در مورد ايجاد تغييرات بزرگ و كشف هدف هاي زندگي شان سخن مي گويند . راشبا در اين زمينه به تنهايي عمل نمي كند ، بلكه سيستمهاي ديگري نيز در اين مورد كار مي كنند. هر كس در عين حال هم جهت بهتر بودن زمين تلاش مي كند و هم جهت تكامل .
    متد شفا بخشي راشبا ، از ديگر متدها متفاوت است .اين را آموزش مي دهيم . از جمله روش هايي كه مي توان آنرا در ديگر سيستم ها هم مشاهده كرد ، اين است كه انسانها ميتوانند آن را بر روي خودشان اعمال كرده و به ديگران بفرستند . راشبا كاملا متفاوت است .
    سمبلهايي كه به هندسه مقدس متكي هستند ، اگر يكبار بر روي حوزه انرژي رسم شوند ، حتي اگر شما بعداً از آنها استفاده هم نكنيد ،باز آنها در آنجا بوده و به شما سود مي رسانند . چندان مهم نيست كه آن را به دفعات براي خود وديگران استفاده كنيد .استفاده از راشبا چندان مهم نيست . اگر چيزي را اينقدر كمرنگ هم بنويسي ، باز هم مي تواني آنرا بخواني . اينجا يك چيز مهمي است و آن هم اينكه مفيد ولي لازم نيست .
    Ferhan : آيا همسويي ، براي فعال كردن اين انرژي كافي است ؟
    Merilyn : ما اين را استفاده مي كنيم ، چون انرژي Ra و Isis را حمل ميكند و وقتي كه انرژي به ما مي آيد ، يك نوع رقص مي كند كه خيلي زيباست .و همچنين سمبلها نيز حالت فعال كننده دارند .استفاده كردن از اين سمبل ها خيلي خوب است. سمبلهاي زيادي است ، فقط راه استفاده از آنها را به من ميگويند مهم اين است كه حتي اگر استفاده نكنيد، بعد از رسم سمبل ها روي بدن ،آنها كار خود را ميكنند .
    Ferhan : مرلين آيا تو براي همه سمبل ها همسو شده اي ؟
    Merilyn : طريقه رسم اكثر سمبل ها را Peter گرفت ، من هم نحوه استفاده از آنها و شناخت سمبل ها و قسمت فعال سازي نور مقدس و حفاظت را گرفتم .
    Ferhan : آيا سمبلي است كه بيشتر دوستش داشته باشي ؟
    Merilyn : بله ، سمبلي است به نام Aton كه بيشتر از همه آن را دوست دارم .
    Sal : فعال سازي صعود راشبا و اطلاعاتي را كه در اين سمينارها گفته مي شود را ، باهم گرفته ايم .
    Korkut : در سمينار آخر هفته كه در ازمير برگزار شد ، يك خانم جواني براي Merilyn يك سمبل آورد و گفت معمولا هركس سمبلي مي آورد و براي من هم اين آمد.اين خانم به Merilyn اصرار مي كرد در مورد ارتباط اين سمبل با راشبا از Pen Gough سوال كند . فقط براي اولين بار سمبلي از طرف يك خانم جوان از ازمير ارائه شده كه سيستم ارتباط بين راشبا و راشباي سياره اي است .
    Ferhan : در راشبا براي كساني كه همسو شده اند ، سمبلي است به نام Traveller جهت برون فكني كه استفاده از آن براي همه همسو شدگان آزاد است .
    آيا اين هديه اي است جهت بعد پنجم ؟
    Merilyn : بله، فكر مي كنم همين طور است . من فكر مي كردم خيلي از افراد نتوانند از آن استفاده كنند، براي همين مي خواستم آن را از نوشته ها بيرون بياورم ، در اين باره به Pen Gough گفتم ، اراده انسانها مي شكند . گفت نه ، آن در جاي خودش خواهد ماند ، تو نمي تواني آنرا پاك كني . آنهايي كه مي توانند از آن استفاده كنند ، از آن استفاده خواهند كرد . اين سمبل را انسانهايي بيشتر مي توانند استفاده كنند كه ژن اژدها دارند.
    Sal : انسانها نسبت به گذشته ، ساختار بالاي دارند مخصوصا از لحاظ انرژيايي در نتيجه اگر تعدادكساني كه بتوانند از اين سمبل استفاده كنند بيشتر شوند ، تعجب نخواهم كرد.به نظر من كساني كه سريعتر مي توانند اين كار را انجام دهند، كساني هستند كه بيشترين ژن اژدها را دارا مي باشند .
    Ferhan : اين چه ارتباطي با D.N.A دارد ؟ هميشه راشبا را به D.N.A ربط مي دهي ، چگونه روي D.N.A تاثير ميگذارد ؟
    Merilyn : مسئله اصلي اين است كه ما مي توانيم از قسمت بيشتر D.N.A استفاده كنيم ، مي توانيم آنها را فعال كنيم .ما در اصل از قسمت محدودي از D.N.A ي مان بهره مي بريم ، حالا به شكلي فعال شده است كه بتوانيم از ظرفيت اصلي آن استفاده كنيم . ما به اين ، ارتقاء ميگوييم .
    Sal : راشبا فقط روي D.N.A كار نمي كند ، در عين حال روي انرژي الكترومغناطيسي ، مريدينها و خطوط موازي به هم پيچيده هم كار كرده و آنرا بهتر مي كند ، اينها هم جهت ارتقاء و تكامل ما كمك ميكنند .
    Ferhan : در مورد نوري كه در D.N.A ي مان ضبط شده و ما منتظر به ظهور رسيدن آن هستيم ، چه مي توانيد بگوييد ؟
    Sal : ما در اصل، داراي 12 پيچ D.N.A هستيم و هر پيچ نشان دهنده يك وجود ماست ،پس ما داراي 12 وجود هستيم ولي دانشمندان در حال حاضر فقط روي آن قسمت از D.N.A كار مي كنند كه با بدن ما مرتعش شده و بصورت يك حلقه ديده مي شود و به آن Helix ( مارپيچ ) مي گويند . حال ما با ارتقاء خود، حلقه هايي را فعال ميكنيم كه در فركانس هاي بالاتري هستند .
    Ferhan : آيا در سال 2007 انتظار يك جهش جديدي را داريد ؟
    Merilyn : طبق اطلاعاتي كه به من از كانالهاي مختلفي از جمله Pen Gough رسيده ، در سال 2007 اژدها هايي كه داراي روحهاي خالصي هستند به دنيا خواهند آمد، براي كالبد گرفتن حاضرند . اينها بچه هاي متفاوتي خواهند بود و به عنوان بچه هاي اژدها شناخته خواهند شد .
    Ferhan : گفتيد بچه هاي اژدها ؟
    Merilyn : آنها مطمئناً پدر مادراني را انتخاب مي كنند كه در راه روشن شدن ، ژن اژدها را با خود حمل مي كنند و نشانه بزرگ آنها اين است كه گردنشان كمي درازتر از حالت نرمال مي باشد. آنها به آن نيروي جادويي كه گفته ايم صاحب خواهند شد . فقط با نگاه كردن به انسانها مي توانند اثرات تاريكي را كاملا بهبود بخشند . در اطرافشان هيچگونه بحثهاي تشنج زا را نخواهند خواست و با آن سازگار نخواهند شد و در يك لحظه اين تشنج را از بين خواهند برد .
    Ferhan : پس بچه هايي كه با خود ژن اژدها را دارند به زمين خواهند آمد ، در حال حاظر آيا انسانهايي وجود دارند كه ژن اژدها را با خود دارند ؟
    Sal : بله هستند ، فقط در اصل 1 الي 2 در صد انسانها داراي ژن اژدها مي باشند .در صد ژن اژدها خيلي كم شده ، چون در بين نژادها تركيب ( چند رگه اي ) اتفاق افتاده و در حال حاضر سايه انسانها ي حمل كننده ژن ، خيلي كم شده. وقتي به نقشه ژنتيكي انسانها نگاه ميكنيم ، 1 الي 2 درصد تاثير ژن اژدها مانده ، تمام روح ها در دنيا ژن اژدها را تا حدودي دارند و اين درصد خيلي كم است .
    در اصل از نظر ترتيب ژن ،
    در رديف اول Orion’s (Orion)
    در رديف دوم Plaidean’s (Pledieas)
    در رديف سوم Syrians (Sirius )
    و در رديف چهارم Draco’s (Dragos ) مي آيد .
    اما Orion بيشترين درصد ژن را دارد .
    دليل آن اين است كه فرمهاي اصلي همديگر را پيدا نكرده اند . در واقع زمين جاي مناسبي براي زندگي بدني اژدها ها نيست ، به همين جهت 20 الي 30 سال در روي زمين كرده و بعد مرده اند . آنها بدليل نيروي جاذبه و اتمسفر ، نتوانستند بطور طبيعي زاد و ولد كنند . ژن هاي اژدها بر روي ژن هاي انسان منطبق شده ولي دو رگه اي اتفاق افتاده و ضعيف شده اند .
    Korkut : من اين گفته را بخاطر Merilyn نمي گويم ، من و Merilyn به اتفاق ، در جلسه بزرگان اژدهاها ماموريتهاي مشتركي داريم ، من فركانس بعد 9 را حمل ميكنم ، براي همين من يك تعداد ماموريت دارم.
    Ferhan : در سال 2012 و يا تاريخهاي قبل از آن آيا تغييراتي اتفاق افتاده يا خواهد افتاد؟

    Sal : چيزي كه در سال 2012 انتظار آن را داريم ، باز شدن بعضي از انرژيهاي مخصوصي است كه جاري شدن آن باعث خواهد شد انسانها به جاي اينكه بصورت قطبي زندگي كنند ، با انرژيهاي قطبي متحد شوند. انتظار داريم تفكر تك قطبي از بين رفته و قطبيت ارتقاء يابد .
    در سال 2012 اساس اين مسئله است : قطبيت 2012 – زن ، مرد – گرم ، سرد – سياه ، سفيد –
    تاريكي، روشنايي – و چيزهايي مانند اينها كم خواهند شد .
    Ferhan : يعني از حالت نرمال خارج خواهيم شد ؟
    Sal : البته سقوطي كه در قطبيت اتفاق مي افتد يك خاصيت منطقه صفر ايجاد مي كند و در اصل آگاهي ارتقاء خواهد يافت . اين بطور كامل يك اتفاق بزرگي نيست ولي در عين حال در جاي خود حركت مثبتي است . هرچه به سال 2012 نزديكتر مي شويم اختلاف بزرگي در تفاوت آگاهي ديده مي شود .اين تغيير بزرگي است. يك ارتقاء و تفاوت ايجاد خواهد شد در رفتارهاي اجتماعي ، فردي و فرهنگي .
    بعضي از انسانها با اين فركانسهاي بالا و جديدي كه در حال آمدن است نخواهند توانست سازگار شوند و ترك دنيا را خواهند خواست . خواهند خواست كه از حالت نرمال خارج شوند ، از دنيا خواهند رفت .
    براي بعضي از تغييراتي كه ايجاد خواهد شد ، بدن ما آن را نخواهد توانست تحمل كند .بدلايل مختلف و مخصوص خود ، از دنيا خارج خواهند شد .
    آنهايي كه ماندن را انتخاب مي كنند و آنهايي كه مي توانند بمانند ، در بعد چهارم زندگي خواهند كرد .
    آنهايي كه رفتن را انتخاب مي كنند ، در سياراتي كه در بعد سوم مناسب زندگي است ، زندگي خواهند كرد
    بعضي ها هم به بعد پنجم ارتقاء خواهند يافت ، تقريبا 20 تا 25 ميليون نفر از تمام دنيا .
    مسئله مهمي كه در اينجا مطرح است ، انتخاب آزادانه روح هاست كه مي توانند در بعد سوم بمانند يا به بعد چهارم ارتقاء يابند .اين ارتقاء ، رفتن به بعد پنجم را نيز شامل ميشود . اين كاملا يك انتخاب آزادانه است. فعلا تصميمي در اين مورد گرفته نشده .
    ذاتا آنهايي كه به راشبا مي آيند مانند مرحله بعد چهارم هستند . آنهايي كه با راشبا در ارتباط هستند ذاتا در آن آگاهي هستند .
    Ferhan :آیا اتفاق در همه جا یکنواخت خواهد بود ، یا نسبت به جغرافیا یا خواص روحی تاثیر خواهد کرد ؟
    Sal : مثل بدن انسانها ، در روی دنیا هم خطوط انرژی وجود دارد و این خطوط انرژیها مانند خطوط انرژی انسان ، به رنگ خاکستری هستند و تقاطع ها و گردابهای انرژی ایجاد میکند .از این جهت انرژیهایی که به گردابهای انرژی می آیند اول در نقاط مشخصی جمع می شوند بعد در تمام سیاره پخش خواهند شد.
    در کشورهایی که این گرداب ها در وسط آنها جمع شده اند ، آنها زودتر و بیشتر انرژی خواهند گرفت .
    ترکیه از لحاظ جغرافیایی در یک نقطه خاصی قرار دارد . ترکیه هم به شرق و هم به غرب نزدیک است ، از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی به خاورمیانه و kudus خیلی نزدیک است . به ایتالیا و انگلستان و مراکزی که در آنجا هست خیلی نزدیک است . در آنجا هم گردابهای انرژی وجود دارد . به همین دلیل ترکیه از نقاط دیگر تاثیر خواهد گرفت و تاثیر خواهد گذاشت .
    Ferhan : صدای اژدها چیست ؟ من چند بار آن را امتحان کردم ، یکبار ستون فقرات من را به همراه صدا مثل پلاستیک کج کرد . در اینجا چه اتفاقی می افتد ؟
    Merilyn : زمانی که انرژی اژدها را صدا می کنید ، انرژی اژدها بعد از این که در شما جاری شد ، برای در آوردن صدا از تارهای صوتی شما استفاده میکند. یکی از دوستانم آن صدا را خواست ضبط کند اما نتوانست ، چون دستگاه آن را ضبط نکرد . اژدها از کالبد تو استفاده میکند . و این زمانی اتفاق می افتد که شما به وجودتان اجازه ان را می دهید. در سمینارهایم همه می ترسند اما هرکس که امتحان میکند به این نفس تعجب میکند . در حالت نرمال همچین نفسی را ندارند اما این صدای اژدها ی است که در اصل با فرکانس فرد نیز ارتباط دارد . متناسب با فرکانس فرد ، صدای اژدها می آید . فرکانس هر فرد بالاتر باشد صدای اژدها هم به تناسب با آن خواهد آمد . من بر روی دختری 4 تا 5 ساله امتحان کردم و انتظار صدای کمی را داشتم ولی فرکانس او آنقدر بالا بود که غیر قابل تصور می نمود .
    Ferhan : آیا صدای اژدها برای شفا بکار میرود ؟
    Merilyn : صدای اژدها در اصل اثراتی را که شوک ها و ضربه های روحی در بدن انسان گذاشته اند را پاک می کند . صدای اژدها ، ضربه های روحی فردی است که اجرا میکند .
    Sal : لازم به ذکر است که صداها نیز جزء دانش هندسه است و همانطور که سمبل ها به هندسه مقدس ربوط می باشند ، صداها و موسیقی نیز به هندسه مقدس مربوط اند .
    Ferhan : Merilyn ما راشبا را با تو شناخته ایم ، و حالا هم با Sal آشنا شدیم . پیوستن Sal به راشبا چطور اتفاق افتاد ؟
    Merilyn : در ماه می در یکی از سمینارها ی فعال سازی ، باهم آشنا شدیم . در آن هنگام بعد از سمینار ، نکاتی مشترک را در کارهایمان یافتیم . Sal در آن موقع با وجود بودن مرحله خوبی در راشبا ، نیاز مرحله جدیدی در ارتباط با ارتقاء راشبا را احساس کرد.
    در راشبا هم Ra است و هم Isis . اما انرژی مذکر من نیست .
    Sal : خیلی چیز مهمی است در تعادل نگه داشتن قسمتهای نر و ماده . برای در تعادل نگه داشتن قسمتهای نر و ماده ، در اینجا قرار گرفتن جنس نر و ماده خیلی مهم است . زمانی که ما انرژی های خودمان را با انرژی Merilyn متحد کردیم ، من فقط Ra نمی شوم ، در درون من کمی Isis می باشد .
    Merilyn هم فقط Isis نمی شود ، در درون او هم کمی Ra می باشد و در این شکل ما یک 8 انجام می دهیم .
    در اینجا Isis و Ra چیزهای زیادی را برای ما می آموزند و آن شفا و تعادل قطب های نر و ماده درون ماست ،
    جون که در سال 2012 مجبور به ایجاد تعادل آنها خواهید شد . تمایل قطبی وقتی تمام شد ، لازم است نر و ماده در تعادل باشند . تعدل خیلی خیلی مهم است . همین طور که به جلو می رویم ، در قسمت فعال سازی راشبا چیزهایی در حال پیشرفت و یا تشکیل است .
    Ferhan :داشتن اژدهای هر فرد یعنی چه ؟
    Korkut : اژدهاها ذاتا با علم و حکمت خود می آیند. آنها می توانند کار حفاظت را نیز به انجام برسانند . چون آنها موجوداتی خیلی آگاه هستند و وقتی می آیند، با خودشان آگاهی یشان را نیز می آورند و البته که بهتر و نیرومندتر از دیگر رهبران اژدها ها می توانند کار حفاظت را انجام دهند .
    Ferhan : شما از Bella Antora صحبت کردید ، از آن هم اطلاعاتی می دهید ؟
    Merilyn : آن ملکه اژدها هاست و در عین حال رئیس کمسیون اژدها ها . او موجودی است از بعد دهم . معمولا در کاخ خود می نشیند و به همه جا سفیر می فرستد .
    Ferhan : اگر یک انسان معمولی از آن دعوت کند ، می آید ؟
    Merilyn : بله مطمئنا .
    Ferhan : در حال حاضر در اینجا اژدها هست ؟
    Merilyn : آنها هر زمان سپرهای حفاظتی را بوجود می آورند ، چه بخواهی چه نخواهی . در سمینارم او را صدا خواهیم کرد و به انسانها اژدها یشان را خواهیم شناساند .
    Ferhan : سیاره اژدهاهای آگاه در کجاست ؟
    Sal : Alfa Droconis . اگر یک نقشه ستاره گان باشد می توانیدآن را ببینید.
    Ferhan : می خواهم از Korkut در مورد چگونگی شناخت راشبا در ترکیه بپرسم ؟
    Korkut : فکر اصلی سمینارها : » اگر می خواهید ارتقاء پیدا کنید ، متعادل شوید ، قسمتهای مرد و زن و قطبهای درونتان را در دورانی که قطبها اثراتشان را گم می کنند و جهت ارتقاء شما کمک می کنند.» کسانی که می گویند این چیز جدیدی نیست اشتباه می کنند. چون علوم قدیمی و جدید و تکنیکها … به تلاشهای پر انرژی تبدیل می شود . یک نوع فعال کردن یا یک نوع تولد دوباره ای را زندگی می کنید. این کارها جهت پیدا کردن تعادل خیلی کمک می کنند ، البته راه های دیگری هم هست اما در اینجا تغییرات را با سرعت بالا دیدیم .
    کسانی که نمی دانستند آنجا از چه تشکیل شده ، ذاتا بی قرار بوده و به فعالان راشبا تبدیل شدند و از لحاظ شخصی خارج از فعالیتهای انرژییایی چیزهای زیادی یاد گرفتند .
    جملاتی مانند «چیزی که تاریکی را تاریکتر کرده ، فراموش کردن رابطه خود با خالق است » و مانند اینها ، شخصا اولین دفعه ای است که این چیزها را می شنوم . تعادل همه چیز است .
    Ferhan : مرلین جان به کسانی که در ترکیه از راشبا استفاده می کنند پیامی داری ؟
    » می خواهم در ترکیه زندگی کنم «

    • ممنون سعید جان
      بسیار جالب بود . کاش این مطالب به صورت مطلب جدیدی در وبلاگ گذاشته می شد . این مطالب به طرز شگفت انگیزی با گفته های کریون مطابقت می کند . منتها نامها و اصطلاحات تفاوت دارد . واقعا جالب بود هر چند که بعضی جاها به خاطر کثرت اصطلاحات متوجه موضوع نمی شدم .
      حتی در مورد سال 2012 نیز با گفته های کریون مطابقت دارد . یک مقاله ای از کریون را خواندم که چون به زبان اصلی بود ابتدا فکر کردم صحبت از این است که در سال 2012 بلایای طبیعی چون سیل و زلزله رخ می دهد و انسانها دچار قحطی و گرسنگی و حتی پدیدۀ آدمخواری می شوند که بعدا فهمیدم کریون دارد از این می گوید که در سال 2012 انسانها با انرژی های جدید برای تحول روبرو می شوند و باقی حرفها (سیل و زلزله و قحطی و … ) تنها شایعات هالیوود و … برای بازار گرمی است . البته باز هم کاملا مطمئن نیستم چرا که به گمانم جایی صحبت از نوعی یخبندان کوچک بود که بعد از 2012 رخ خواهد داد که باید تحقیق کنم و بهتر بدانم .
      اگر باز هم مطالبی در این زمینه دارید خوشحال می شوم ما را نیز بی نصیب نگذارید .

      • ساسان جان آنموقع كه داشتي اين نظر را مينوشتي من هم به عنوان مطلب گذاشتم. منتظر مقالات dna هستم. خوشحالم كه اين بحث را باز كردي.

  26. ممنون ازت یوفولاو خیلی مطالب ارزنده و بی نظیر جمع اوری کرده ای دلم واسه اقای محمدی سوخت رفتم یه نظری اونجا بدم اما همش جفنگیات نوشته مگه مهدی جان تامین مادی میشی از طرف…. اینطوری مینویسی کمی مردمی باش خدا یی کسی غیر از…. میاد به اونجا سر بزنه ؟ اینجا میای واسه سایتت مشتری ببری ؟

    • آرمان جان من مهدی محمدی هستم

      دوست عزیزم

      شما آزادید هرطور می خواید فکر کنید و نظر بدید
      اون سابت هم بر اساس معلومات منه ، شما خوشت نیومد انتقاد آزاده

      البته اون صفحه که رامتین جان گفته هیچ چیز از من نیست، فقط برا اینه که اینجا بحث سیاسی یا مذهبی نشه، و نیازی نیست به جاهای دیگه اش بری(اگه خوشت نیومد)
      درضمن من از رامتین جان اجازه گرفتم که پست های جدید رو معرفی کنم

      من هم مردمی هستم و دغدغه مردمی بودنم هم بخاطر خدا و انسانیته
      اگر شما هم سیر تحقیقات منو دنبال می کردید شاید با بنده همفکر بودید
      اگه خواستید راجع به مسائلی که فکر می کنی درست یا غلطه در همون صفحه که گفتم حرف میزنیم
      من که اعتقاداتم رو با دلیل عقلی بدست اوردم برا همین نه به نظر دیگران توهین می کنم نه تخریب و حاضرم با هرکسی که فکر می کنه من اشتباه می کنم بحث کنم
      حالا خود دانید

      • ببخشید اقا مهدی من فکر می کردم دستمال بدستی تازه فهمیدم عقلتون مشکل داره لطفا تجربیاتتون رو کسترش بدید و همه جانبه به دنیا نگاه کنید تا مجبور نباشید برای بازدید سایتتون التماس کنی وای که چقدر بدشون میاد مردم از ادمایی مثل تو

      • آقای آرمان بجای توهین به دیگران
        یکم به حرفم گوش می کردی
        حالا یه بار دیگه مطلبمو بخون بعد اگه خواستی توضیح منطقی بده
        تا حالا به این فکر کردی که چه فایده ای برای من داره که بیام وبلاگ بزنم
        فکر می کنی کسی که خودش یه سایت داره
        استاد دانشگاه هم هست چه نیازی داره بیاد در کنار یه وبلاگ خوب و پر بازدید(منظور وبلاگ آقا رامتیه) یه وبلاگ جنبی بزاره و از آقایونی مثل شما مدام توهین بشنوه
        شما اگه بنده رو دیده بودید به خودتون اجازه نمیدادید اینقدر راحت بی عقل صدام بزنی
        عزیز من وقتی منو نمیشناسی چطور به خودت اجازه میدی اینطور قضاوت کنی
        نزدیکترین فرد از بچه ها توی این وبلاگ به من از نظر قلبی فرهاد جان هستش برو ببین چقدر منو میشناسه اصلا از من چی میدونه
        اگر مطلبی توی وبلاگ میذارم برا اینه که امثال شما که فقط تا حالا یه طرفه به مسائل نگاه کردید حالا اونور قضیه رو هم ببینید
        فکر کردی چی گیر من میاد، بخدا اگه کاری می کنم فقط بخاطر خداست تا جوان های ما از این حالی رکود و تحیر خارج بشن

        من تا حالا التماس نکردم که کسی بیاد
        همه دعوت ها یا از دوستام بوده و یا برای این بوده که کسی اینجا بحث سیاسی و دینی نکنه
        فکر کردی من به شما میگم بیای وبلاگمو بخونی؟
        عزیز من شما آزادی هرچی خواستی بخونی ، اگر اینجا گفتم بیاید اونور به احترام رامتین بوده که گفته بود اینجا جواب نده
        برات متاسفم که اینقد با من بد حرف زدی…..

    • آرمين عزيز..اينجا كسي براي بازديد از سايتي التماس نكرده، بنا به درخواست مدير وبلاگ، مهدي جان لطف كردن و وبلاگشون رو براي بحث هاي سياسي و ديني به روي بچه ها باز كردن..درخواستي هم اگر شده دوستانه بوده و شما هم ميتونيد هر انتقادي رو در چهارچوب حفظ متقابل شخصيت در همون وبلاگ مطرح كنيد..تشكر

  27. با عرض سلام . Yasmina ی عزیز دوستانی که توی این وب هستند یا تجربه دیدن یوفو دارن یا علاقه به دونستن واقعیت و همگی هم به نظرات هم احترام میزارند. واقعا از رامتین ممنونم که با راه اندازی این وب که واقعا مدیریت آن سخت است این فضا را برای ما ها بوجو آورده.
    امیدوارم شما هم با مطالعه صفحات گذشته وب و ادامه بازدیدتون از این وب با منظور و محتویات وب آشنا بشید
    موفق و شاد باشی

  28. فرها د سدادی

    دوستان عزیز من درود…

    حرفهای کریون قابل تامل است ، یک جور پیش آگاهی در مورد هزاره بعدی می دهد ، واقعا حساب کنیم ، از DNA و ژنها آنچه که باید وشاید ، نمی دانیم ، اینکه 4 باز آلی آدنین ، تیمین ، سیتوزین و گوانین اینچنین ترکیب شگرفی را با روح یکتای هستی در آمیخته اند و به هستی معنا بخشیده اند ، خود به تنهایی اعجاب آور است …ایکاش استاد ما ، «شقایق » عارف و گرامی اینجا بود واز نظرات ایشان بهره مند می شدیم …

    از اینکه به دلیل مشغله فراوان ، خیلی کم اینجا میام ، پوزش می طلبم ، شاید هفته ای یکبار بتوانم بیایم ،
    در مورد آقا» مهدی محمدی » هم اشتباه نکنید ، اعتراف می کنم ، که در ابتدا هم من نیز نگرش خوبی نسبت به او نداشتم ، شاید به این دلیل است ، که سیستم «نظرات وبلاگی » به طوری است ، که شما طرف مقابل را نمی شناسی ! مرد است ، زن است ، چه تفکراتی دارد؟ حتی قیافه اورا هم نمی توانی ببینی ! مگر اینکه مثل من ، همه چیزش » رو » باشد ، این جمع بندی افکار ، اندیشه ها در قالب جملات کوتاه و گاه بلند در این ستونها جای می گیرند و بعضا بعضی ها را به واکنش وا می دارند ، «مهدی » نیز همانند سایر هموطنان ما دارای تفکر واندیشه ای عمیق است و نظراتش قابل احترام …خوب مثل من پا به سن است و دل نگران برای جوانان ایرانی …من همانند او، در خصوص پشت پرده ها ی سیاست، چیزی نمی گویم وبضاعت علمی چندانی هم ندارم ولی همین بس که او انسانی خوش قلب و با ایمان است و حرفهایی که می زند از روی دلسوزی است ونباید تعبیری دیگر غیر ازاین داشت ، هرکس از ظن خود شد یار من ، از درون من نجست اسرار من …این دفاعیه ای از مهدی نیست ، هرکدام ما ، نقاط ضعف و نقاط قوت ، فرصت ها و اهدافی داریم قابل احترام برای خودمان ، ریشه های اختلاف را دریابیم ، نقاط ضعف رابه نقاط قوت تبدیل کنیم از فرصتهای زندگی به نحو احسن استفاده کنیم و در راه اهداف متعالی زندگی محدودمان که همانا «یاد دادن » و » یاد گرفتن » ، با روشی شرافتمندانه ، براساس پندار نیک ، گفتار نیک و كردار نیک ، پیش رویم ، از اشتباهات گذشته درس بگیریم زیرا که :»گذشته چراغ را آینده است «و «امید وار باشیم فردا از ان ماست .

    قربان همگی شما دوستان عزیزم

  29. سلام لطفا مرا هم عضو نمایید. ممنون

  30. نكته جالبيه يه استاد بزگوار دانشگاه ( كه اميدوارم از هيات علمي هاي گزينش شده وزارت علوم نباشه ايشون) ، ميخواد جوانان جاهل كه از تناسخ و شعور كائنات و آگاهي گفتمان به ميان آوردند ، را ارشاد كنه ..چه نيكو..!
    تناسخيون بقول امام صادق از دين خارج اند …و به قول استاد مهدي محمدي .. ديگران سرزش فرزانه وار بكنه …..
    يه سئوال داشتم …به هر حال اينجا چكامه بلند نظري و ازاد انديشي است ..
    سئوال من اينه اقاي محمدي :
    در قرآن آمده :
    اي ذوالقرنين ، نديدي كه خورشيد از پشت كوه بالا ميايد و شبها در چشمه آب سياه فرو ميرود و خاموش ميشود ..!!

    در جاي جاي اين كتاب تصورسراينده بر تخت بودن زمين عمر خلقت زمين 6000 سال پيش بوده است… ستارگان چراغهاي است كه خداوند براي جلوي گيري از ورود شياطين به زمين روي سقف جامد آسمان نصب شده اند تا شبها مانع ورود اجانين و شياطين شوند – موجودات غير اورگانيك يا بقول قران جن از جنس شياطين هستند .. وزنان كشتزار مردان …و كوها ميخهاي زمين …

    جالب اينجاست اينا منطقي وبا دلايل عقلي قابل بيان هست …ولي تناسخ ثابت نشده و و عقلي نيست اين اقا چيزي از چرخمه مرگ و نوزائي و سامسارا نميدونه …چون مذهبش گفته سرمونو زير برف كنيم و با بچه 6 سالهازدواج كنيم و حرم سرا هاي 80 برده جنسي داشته باشيم اينا عقلي اند ….!!!!!!

    هنديها مسلمان بودند ، وه به حس طنز اقاي محمدي!
    ايشون نميدونه 900 سال قبل از اسلام آئين سيدراتا اوپانيشاد يا همون بودا بعنوان آئين جهان بيني مردمان هند نپال بوتان چين. مغولستان بوده ..در حال حاضر هنديها هندوئيسم و جانيسم و شرقيان شينتو .و بوديسم هستند
    در هند 200 زبان رسمس ويا200 زبان روزنامه منتشر ميشه ..
    به پاليسي گفتمانت ميگن خشم مقدس/عرب زدگي

    راستي اين متن را اگر هم اجازه درج ندادي عيب نداره ..
    در ضمن اقاي محمدي، بنده هم مدرس دانشگاهم …با مدرك دكتري فني 15 سال هم سابقه تدريس دارم ..
    اختراع و مقالات زيادي هم داشتم …..چي شده خشم مقدست باعث شده كبود بشي؟كمي فكر كن
    در هر حال مشكل ما تناسخورسخ مسخ وفسخ نيست
    مشكل جهان بيني كوركورانه هست كه باعث شدهبجاي عشق خشم محور تصميم سازي ما بشه …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: