بایگانی روزانه: سپتامبر 30, 2010

حیات، در همسایگی؟«گلیس ۵۸۱جی» (Gliese 581g)

کشف نخستین سیاره‌ی فراخورشیدی، با قابلیت میزبانی از حیات

حیات، در همسایگی؟

برگردان: احسان سنایی

هرچه زودتر این متن را بخوانید؛ پیش از آن‌که رسانه‌های جمعی جهان دست به غلو کشف نخستین سیاره‌ی «قابل سکنی» در ورای مرزهای زمین زنند. هرچند خوانندگان مطلع از برخی حقایق، این را متوجه خواهند شد که چنین پیشرفتی در علم بشر، به‌واقع کمتر از آنچه در نظر می‌نماید، انقلابی‌ست.


طرحی خیالی از سیاره‌ی گلیس ۵۸۱جی / AP

دکتر «سارا سیگر» (Sara Seager)؛ متخصّص سیاره‌های فراخورشیدی در انیستیتو فناوری ماساچوست (MIT)، از کل داستان این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: «این کشف، هم ماندگار و تاریخی است و هم یک ترقی». بسیاری از سیارات فراخورشیدیِ «تقریباً» مشابه این نمونه، اخیراً پیدا شده بودند و از این‌رو جامعه‌ی متخصصین سیارات فراخورشیدی؛ انتظار چنین کشفی، آن‌هم در این روزها را پیش‌ترها می‌کشیده‌اند.

آنچه که این سیاره را متمایز کرده، گردش‌اش در مداری‌ چنان مناسب به گرد خورشیدش است، که دمای سطح آن را برای میزبانی از آب، آن‌هم به‌شکل مایع‌اش مطلوب کرده. ولی اگر این کشف از پیش هم انتظارش می‌رفته؛ باز راه‌اش برای ثبت همیشه در کتاب رکوردها هموار شد. اما چرا؟

این سیاره، موسوم به «گلیس ۵۸۱جی» (Gliese 581g)، یکی از دست‌کم شش سیاره‌ای‌ست که به‌گرد ستاره‌ی «کوتوله‌ی سرخ»ی1 موسوم به Gliese ۵۸۱، در فاصله‌ی ۲۰سال نوری از زمین و واقع در در صورت فلکی «میزان» (Libra) در گردش‌اند. مدار این سیارات، با ۲۴۰ مرتبه سنجش‌های دقیق سرعت شعاعی، که نوسانات ریز گرانشی واردآمده از سمت سیارات بر ستاره‌ی مزبور را مشخص می‌کردند، آن‌هم طی ۱۱سال متوالی شناسایی شده بود.

ستاره‌ی گلیس ۵۸۱؛ کوتوله‌ای کم‌نور، سرد و سرخ‌رنگ به قطر تقریبی یک‌سوم خورشید ماست که به‌اندازه‌ی تنها ۱.۳درصد از خروجی انرژی خورشید ما نیز از خود انرژی گسیل می‌دارد و از همین‌روست که در عین همسایگی با ما، به‌سختی می‌شود از شهر حتی با تلسکوپی کوچک مشاهده‌اش کرد. همه‌ی شش سیاره‌اش درفواصلی نسبتاً نزدیک، که تماماً کمتر ازفاصله‌ی زمین تا خورشید (۱۵۰میلیون کیلومتر) است؛ به گِرد این ستاره در گردش‌اند.

به‌عبارتی، این منظومه‌ای مینیاتوری‌ست که برازنده‌ی یک ستاره‌ی ضعیف و نحیف همچون گلیس ۵۸۱است. مدار دو عدد از این سیارات به نام‌های c و d، در دو سمت مخالف، و خارج از ناحیه‌ی مطلوب دمایی جهت میزبانی از آب مایع، قرار دارند. ولی سیاره‌ی تازه‌کشف‌گشته؛ یعنی g، درست مابین‌شان واقع شده است. با این‌وجود، طبق تعریف دقیق «منطقه‌ی مطلوب حیات» (Habitable Zone) اگر سیاره‌ای در این ناحیه واقع شده باشد نیز حتی برای میزبانی از حیات، بایستی‌که جو نه‌چندان ضخیمی داشته باشد که تأثیرات گلخانه‌ای متوسطی در حد و ابعاد جو زمین خودمان را بر سطح‌اش اعمال نماید. اما تأیید این تبصره، تا دورزمانی و با وقوع پیشرفتی در مرزهای دیدمان، صرفاً محدود به حدس و گمان خواهد بود.

جرم این سیاره، طبق محاسبات گرانشی و نیز حداکثر جرمی که بایستی برای ثبات مداری‌اش در این منظومه داشته باشد؛ مابین ۳.۱تا ۴.۳ برابر زمین است. ضمناً به احتمال زیاد همچون زمین از سنگ و آهن هم تشکیل گشته که با این‌حساب قطر و شتاب گرانش سطحی‌اش به ترتیب در حدود ۱.۲ تا ۱.۴ برابر و۱.۵ تا ۲ برابر زمین خواهد بود.

به‌عبارتی، می‌توان پس از فرود سفینه‌ای خیالی بر آن، به‌راحتی بر سطح‌اش ایستاد و قدم زد. البته هنوز هیچ نمی‌دانیم این سطح از چه جنسی‌ست. شاید گلیس ۵۸۱جی، پیچیده‌ در پیله‌ای از گازهای فوق‌چگال همچون سیاره‌ی ناهید خودمان باشد2 و یا شاید هم اقیانوسی سراسری سطح‌اش را درنوردیده است.

فاصله‌ی گلیس ۵۸۱جی تا ستاره‌اش آنقدرها هست که بشود از روی زمین کاهش درخشندگی ستاره را به‌واسطه‌ی عبور این سیاره از مقابل‌اش تشخیص داد. این افت نور، هر ۳۶.۶ روز یک‌بار رخ می‌دهد. محاسبات، حاکی از آن‌اند که با این حساب، چرخش وضعی این سیاره، دقیقاً برابر با چرخش انتقالی‌اش به گرد ستاره‌ی مادرش است و از این‌رو همواره یک نیمه‌اش در روز، و یک‌نیمه‌اش در شب بوده و هست؛ درست مانند همان وضعی که ماه نسبت به زمین دارد (همیشه یک طرف‌اش به‌ سمت ماست).


تاکنون از دید ما تنها اقامتگاه حیات در کیهان، زمین زیبایمان بوده است؛ آیا گلیس ۵۸۱جی، دومین خواهد بود؟ هنوز نمی‌توان گفت / ناسا

ولی چنین وضعیتی چندان از نقطه‌‌نظر میزبانی از حیات احتمالی اهمیتی نخواهد داشت، اگر که این سیاره پوست‌کلفت باشد! بدین‌معنا که وجود جوی به ضخامت تنها 1درصد جو زمین کافی‌ست تا گرما چنان از نیمه‌ی روز، به نیمه‌ی شب‌ سیاره جریان یابد که گازهای جوی واقع در قسمت شب یخ نزنند و پوسته‌ی سختی را در آسمان بخش‌های تاریک این سیاره ایجاد نکنند. البته وجود چنین جوی برای مهار بادهای فراصوت و گسلنده‌ای هم که هر منطقه‌ی مرتفعی از سطح سیاره را تخت و یکدست ‌می‌کنند الزامی‌ست!

اما بر اساس مدل‌سازی‌های دقیق جوی، «بادهای سطحی [این سیاره]، کاملاً ملایم‌اند». این را «استیون وگت» (Steven Vogt)؛ از اعضای تیم اکتشافی، طی نشست مطبوعاتی روز گذشته اعلام نمود. جریانات باد مرتفع، اکثریت وظیفه‌ی حمل گرما را به‌دوش می‌کشند؛ آن‌چنان‌که در سطح سیاره، همچون زمین، بادهایی با سرعت ۰ تا ۴۰ گره‌ی دریایی می‌وزد. به‌گفته‌ی وگت، بخش‌هایی از این سیاره که بادهایش ملایم‌اند، مکان مناسبی برای استقرار زندگی‌ست.

اگر اتمسفر گلیس ۵۸۱جی آنقدرها ضخیم نباشد، آنگاه حتی شما می‌توانید اقامتگاه‌تان را از منطقه‌ای همیشه‌ظهر و گرم گرفته؛ تا نقطه‌ای همیشه‌تاریک و سرد انتخاب کنید. وگت اظهار می‌دارد که: «هرگونه حیاتی که در آنجا پدید آید، فهرستی بلندبالا از اقلیم‌های باثبات را بسته به طول جغرافیایی‌شان؛ جهت اقامت و شکوفا شدن در آن منطقه؛ به‌منظور انتخاب، پیش روی خود خواهد داشت».

البته فرق زیادی بین «قابل سکونت» و «مسکونی» وجود دارد. سیگر می‌گوید هم‌اکنون یکی از دانشجویان‌اش در حال کار بر روی گستره‌ای از مدل‌های جوی گوناگونی‌ست که یک سیاره با جرم تقریبی ۳ برابر زمین – البته تا جایی که ما می‌دانیم – می‌تواند به گرد خودش داشته باشد؛ تا نهایتاً بتوان فهمید که چند درصد از چنین سیاراتی می‌توانند از آب مایع، حقیقتاً میزبانی کنند.

با همه‌‌ی این اوصاف، مهم‌ترین مسئله در خصوص گلیس ۵۸۱جی، همسایگی‌اش با ماست. فقط ۱۱۶ ستاره از این دست، به ما نزدیک‌ترند و از این بین هم فقط 9تایشان با هدف کشف سیاراتی از این نوع، به‌خوبی بررسی شده‌اند. به‌گفته‌ی «پل باتلر» (Paul Butler)؛ از اعضای تیم اکتشافی، این‌که به‌همین‌زودی‌ توانسته‌ایم، یکی از آن‌ها را با قابلیت میزبانی از حیات بیابیم؛ خود نشان از این‌ می‌دهد که دست‌کم ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل ستارگان، میزبان حیات هستند. و تازه این در حالی‌ست که هنوز هیچ سیاره‌‌ی فراخورشیدی‌ای ‌هم‌جرم زمین یا کمتر از آن، مشاهده نشده است. پس امکان دارد که ده‌ها میلیارد نقطه‌ی قابل سکونت فقط در سرتاسر کهکشان راه شیری ما وجود داشته باشد.«ولی ما این را می‌دانستیم!» این را سیگر می‌گوید. «بایستی‌که به‌زودی تعداد بیشتری از آن‌ها را نیز شناسایی کنیم».

منبع: Sky & Telescope

پانوشت:

۱- کوتوله‌‌های سرخ (Red Dwarf)، ستارگانی ریزجثه، کم‌جرم و بالنسبه سردند که در عین اینکه کسر وسیعی از ستارگان عالم را شکل می‌دهند؛ اما به‌واسطه‌ی درخشندگی اندک‌شان، کمتر دیده شده‌اند. دمای سطحی‌ کم‌شان، به این اجرام، سیمایی سرخ‌فام بخشیده است.

منبع:     http://zamaaneh.com/science/2010/09/post_220.html

تنها چند قدم با بیگانگان فضایی فاصله داریم

دانش  – با این که پیشبینی‌ها اردیبهشت سال آینده را زمان موعود برای کشف بیگانگان فضایی می‌‌دانست، اما ستاره‌شناسان سیاره‌ای با ویژگی‌های مشابه زمین در همین نزدیکی پیدا کرده‌اند که می‌تواند دارای حیات باشد.

بهنوش خرم‌روز: چندی پیش دو دانشمند با محاسبات ریاضیاتی ادعا کردند که در ماه مه سال آینده میلادی/ اردیبهشت آینده، اولین سیاره قابل سکونت خارج از منظومه شمسی ما یافت خواهد شد (به این خبر نگاه کنید). تا آن زمان هنوز بیش از 7 ماه دیگر باقی مانده است، اما ظاهرا برخی ستاره‌شناسان قصد ندارند تا آن موقع صبر کنند و می‌خواهند خیلی زودتر بیگانگان فضایی را بشناسند.

به گزارش پاپ‌ساینس، این ستاره‌شناسان به تازگی کشف سیاره‌ای را اعلام کرده‌اند که خود باور دارند می‌تواند اولین سیاره مشابه زمین قابل سکونتی باشد که توسط انسان کشف می‌شود. این سیاره در نزدیکی ستاره کوتوله قرمز گلیز 581 قرار دارد.

به گفته آن‌‌ها، این سیاره سه برابر زمین جرم دارد و دقیقا وسط منطقه قابل سکونت در حال گردش به دور ستاره است. به بیان دیگر، ‌دقیقا در فاصله‌ای از ستاره قرار گرفته است که آب مایع می‌تواند روی سطح آن وجود داشته باشد. همچنین جرم آن احتمال این که سیاره‌ای سنگی باشد و سطح جامدی داشته باشد را بالا می‌برد. به علاوه به اندازه‌ای نیروی جاذبه دارد که بتواند اطراف خود اتمسفری داشته باشد.

اما سیاره تازه کشف شده،‌ مانند زمین به دور خودش نمی‌چرخد و این باعث می‌شود که همیشه یک سمت آن به طرف ستاره گلیز581 باشد. در نتیجه یک طرف سیاره همیشه روز است و سمت دیگر همیشه شب. ستاره‌شناسان معتقدند اگر قرار باشد موجودی مشابه انسان روی این سیاره زندگی کند، ‌بهترین مکان لبه مرزی نیمه تاریک با نیمه روشن است.

البته بسیاری ا زمحققین تنها فاصله از ستاره مرکزی را دلیل کافی برای قابل سکونت بودن یک سیاره نمی‌دانند.  به اعتقاد آن‌ها عوامل فراوانی بر قابل سکونت بودن تاثیر می‌گذراند. به علاوه، سیاره گلیز 581 جی، تازه کشف شده است و هنوز باید مشاهدات دقیق‌تری از آن به عمل آورد.

با این حال،‌ گلیز 581 فقط 20 سال نوری از ما فاصله دارد و در ظاهر که موقعیتی شبیه به زمین دارد. همین امر امید به یافتن سیاره‌های بیشتر با این خصوصیات در فاصله‌های دورتر را افزیش می‌دهد.

******************************************************************

تا کشف بیگانه‌های فضایی،‌ فقط 8 ماه مانده

تا کشف بیگانه‌های فضایی،‌ فقط 8 ماه مانده

دانش > نجوم  – دو دانشمند ادعا کرده‌اند که تا 8 ماه دیگر، ‌سیاره‌ای پیدا خواهد شد که قابل سکونت است. آیا تا 8 ماه دیگر،‌ ما با دنیای جدیدی آشنا خواهیم شد؟ آیا 8 ماه دیگر بیگانه‌های فضایی دیگر افسانه نخواهند بود؟

بهنوش خرم‌روز: مدت‌ها است که امکانات متفاوت سازمان‌های مختلف فضایی، در تلاش هستند تا سیاره‌ای را پیدا کنند که شرایطی مشابه زمین داشته باشد. دانشمندان باور دارند که خارج از منظومه شمسی ما،‌ چنین سیاره‌ای وجود دارد و اگر این‌طور باشد،‌ احتمال این که موجودات زنده‌ای هم روی آن زندگی کنند هست. تلاش برای یافتن بیگانه‌های فضایی هنوز به نتیجه نرسیده، ‌اما به نظر می‌رسد به مرحله‌ای رسیده‌ایم که همه چیز مهیا است و زمان زیادی تا رسیدن به نتیجه نمانده است. دست کم دو تن از اساتید دانشگاه‌های هاروارد و کالیفرنیا چنین باوری دارند.

بر اساس گزارش پاپ‌ساینس،‌ آن‌ها حتی تاریخ رسیدن به نتیجه را هم تخمین زده‌اند:‌ ماه مه سال 2011/ اردیبهشت سال 1390. اما آن‌ها چه طور به چنین تاریخی رسیده‌اند؟‌ ظاهرا محاسبات آن‌ها پیچیده‌تر از آن است که بتوان در یک گزارش آن‌ها را مطرح کرد، اما به گفته خودشان، ‌آن‌ها از اطلاعات مشاهده‌گرهایی مانند کپلر ناسا استفاده کرده‌اند. آن‌ها از این طریق یک ضریب قابل سکونت بودن درست کرده‌اند، ضریبی که بر اساس داده‌هایی مانند دما و جرم سیاره،‌ مشخص می‌کند که چه‌قدر احتمال وجود حیات روی آن وجود دارد.

تا به حال سیاره‌های دوردست زیادی کشف شده‌اند. بسیاری از آن‌ها غول‌های گازی بوده‌اند و برخی هم صخره‌های یخ‌زده کوچک بوده‌اند. به اعتقاد محققین، ‌هر چه سیاره‌های بیشتری کشف می‌شوند،‌ شانس رسیدن به سیاره‌ای که شرایط مشابه زمین داشته باشد بالاتر می‌رود.

البته بسته به این که یافته‌ها چه‌طور پردازش و ارزش‌گذاری شوند، می‌توان نگاه‌ها و پیش‌بینی‌های متفاوتی داشت. با دید بلندمدت،  تا سال 2013/ 1392 با احتمال 66 درصد و تا سال 2020/ 1399 با احتمال 75 درصد چنن سیاره‌ای پیدا خواهد شد.

اما تاریخ میانگین معمولا زودتر است. تا جایی که در پیش‌بینی اخیر به نیمه اول سال 2011 که تا سه ماه دیگر آغاز می‌شود رسیده است. حتی این محققین باور دارند که تاریخ رسیدن به کشفی که سال‌ها منتظرش بودیم،‌ 8 ماه دیگر،‌ یعنی ماه مه 2011/ اردیبهشت 1390 خواهد بود. ادعای بزرگ،‌ جذاب و هیجان‌انگیزی است، نه؟

خبر آنلاين

پ . ن : اينها كم كم دارند ذهن مردم را آماده ميكنند.

بهتره به جاي گشتن در فضا نگاهي به اسطوره هاي قديمي يا الواح سومري بيندازند .آنجا آدرس سياره ها هست.

گروهی از افسران بازنشسته آمریکا: بشقاب‌های پرنده بارها روی تاسیسات اتمی آمریکا پرواز کرده‌اند! (ویدئو)

آفتاب – گروهی از افسران بازنشسته آمریکا بعد از سال‌ها مدعی شدند اجرام پرنده ناشناس بارها روی تاسیسات هسته‌ای آمریکا در سراسر این کشور پرواز کرده‌اند.

به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز، این افسران مدعی شدند بشقاب‌های پرنده بارها هدف حملات تاسیسات دفاع ضد هوایی آمریکا قرار گرفته‌اند و بارها موشک‌های پرتاب شده را خنثی کرده‌اند.

رابرت سالاس که از جمله افسران سکوهای موشکی در آمریکا به‌شمار می‌آید گفته است کسانی که این اجرام پرنده را دیده‌اند می‌گویند اجسام بیضی‌شکل و قرمز رنگ بودند.

پرواز این اجسام باعث از کار افتادن سامانه موشک‌های هسته‌ای شد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/ufonearmissilesilo.jpg?w=300

این حادثه بارها پیش آمد.

رابرت هیستین محقق اجرام فضایی ناشناس موسوم به یوفو نیز گفت من با بیش از 120 نفر از افسران بازنشسته نیروی هوایی که در رویدادهای مرتبط با پرواز یوفوها بر فراز تاسیسات اتمی حضور داشتند مصاحبه کرده‌ام.

این افسران گفته‌اند که موشک‌ها در زمان پرواز این اجرام کار نمی‌کردند.

https://i2.wp.com/www.ufodigest.com/news/0309/images/nuke-ufos.jpg

وی باور دارد کاری که این بشقاب‌های پرنده انجام می‌دهند نوعی کار اکتشافی به‌شمار می‌آید و این پروازها در آمریکا و شوروی نیز صورت گرفته است و با توجه به دوران تاریکی که در زمان جنگ سرد حاکم بود و ممکن بود به جنگی اتمی ختم شود، این بشقاب‌های پرنده تلاش می‌کردند به شکلی در این امر مداخله کنند.

پ . ن :فكر كنم اينجا بايد افكارمان را نسبت به بعضي نژاد هاي فضايي درست كنيم و پي به صلح دوستي آنان ببريم.

دوستاني ايميل زدند و اعلام كردند كه بشقاب پرنده هاي مثلث شكل ديده اند . بايد بگويم اين يوفو ها ي مثلثي شكل همه ساخته دست بشر است.به لينك زير مراجعه كنيد. http://www.latest-ufo-sightings.net/2010/03/famous-ufo-cases-tr-3b.html

زتا رتیکولی

زتا رتیکولی  (Zeta Reticuli)مجموعه ای از دو ستاره است که در حدود 39 سال نوری از زمین قرار دارند.

موقعیت آنها ، در صور فلکی نگاری (constellation Reticulum) قرار گرفته است ،

و در آسمان بسیار تاریک نیز با چشم غیر مسلح  قابل مشاهده میباشد.

از نظر موقعیت ، چون در محل بادهای جنوبی از مجموعه قرار گرفته اند ، از شمال مدار راس السرطان قابل رویت  نمیباشد.

مشخصه ها

در اصل تصور می شود که کوتوله های جايگزين  (subdwarfs) ، دومین ساکنین درهاله ی کهکشان قدیمی باشند.

هم اکنون گمان می رود  که این دو ستاره ، جوانتر از دیسک ستاره کهکشانی باشند،

اما هنوز بطور قابل توجهی مسن تر از خورشید هستند ، شاید به اندازه هشت میلیارد سال مسن تر .

آنها به مجموعه ی متحرک ستاره » زتا هریکولس» (Zeta Herculis)   تعلق دارند.

این ستاره ها ، » زتا  رتیکولی 1″ و » زتا  رتیکولی 2″ هستند . هر دو کوتوله زرد (در ترتیب اصلی) شباهت قابل ملاحظه ای به خورشید ما دارند .

بدون در نظر گرفتن سیارات غول پیکر ، کشف شده است که در اطراف هر یک از اجزای سازنده ، ایجاد سیارات مشابهی شبیه به کره خاکی ما امکان پذیر است.

با این حال ، این ستاره ها به عنوان خورشید ،  تنها با 60 ٪  از فلزات غنی شده اند.

با توجه به دانش کنونی ما ، احتمال کمتری دارد که سیارات خاکی کوچک  در اطراف این ستاره با فلزات کمتری غنی شده باشند ، هر چند مانع  ازایجاد و توسعه ی  گاز بسیار حجیم نمیشوند.

» زتا رتیکولی 1″ از نظر گستردگی کمی کمتر از خورشید ، اما نورانی تر از آن است .

این ستاره از نظر طیفی در کلاس G2.5V قرار دارد.

» زتا رتیکولی 2″ از نظر جرم و درخشندگی بسیار شبیه به خورشید ماست .

این ستاره از نظر طیفی در کلاس G1V قرار دارد.

این ستاره مشکوک به یک همراه نزدیک ستاره ای بود . با اینحال آن همراه مشکوک ،  یک ساخته ی مصنوعی فرض می شد.

در 20 سپتامبر 1996 اعلام شده بود که این سیاره فراخورشیدی یک ستاره ی در حال چرخش است.

این سیاره مداری کوتاه دارد (0.14 AU) و جرم آن ، حدود 27 %  سیاره مشتری است.

با این حال ، اینگونه کشف شد که :

انقباض ساده ی سیگنالی نشان داده بود که سبب ایجاد ارتعاش ستاره ای میشود.

اعتبار فرهنگی

Gray Aliens

مجموعه » زتا رتیکولی»  به دلیل ارتباط و پیوستگی آن با یوفوشناسی  (ufology) محبوبیت قابل توجهی به دست آورده است .

اغلب ادعا میکنند که  » زتا  رتیکولی» خانه ی بیگانگان است  که بازدید از زمین و ربودن انسان ها به دلایل مختلف ،  معمولا توسط همین بیگانگان ( خاکستریها ) انجام میپذیرد.

این باور از آنجا شکل گرفت که «بتی» و «بارنی هیل»  (Betty and Barney Hill)  ادعا کردند که در سال 1961 ربوده شدند.

سال ها بعد  «بتی هیل»  ، تحت هیپنوتیزم توانست ، نقشه ی ستاره ای که به آن منتقل شده بود را بکشد .

این نقشه موقعیت نسبی ستاره بیگانگان و خورشید را نشان میداد.

در مصاحبه ای برای یک برنامه مستند تلویزیونی ، باب لازار (Bob Lazar) ، مردی که اولین بار «منطقه 51 »  را ، به عنوان مرکز پژوهش «راز بشقاب پرنده ها» معرفی میکرد ، به این مساله نیز اشاره کرد که بشقاب پرنده هایی که او ادعا می کرد به مبحث «مهندسی معکوس» کمک کرده اند ، ممکن است از مجاورت » زتا  رتیکولی»  آمده باشند.

نظریه  ی دیگری که درباره ی  » زتا  رتیکولی»  عنوان شده ، این ادعا است که برنامه ی «تبادل سری» بنام «پروژه سرپو» (Serpo) متشکل از 12 نفر ، برای سفر به سرپو تشکیل شده است. گفته شده که سیاره سرپو در » زتا  رتیکولی»  قرار دارد.

منبع :   http://www.crystalinks.com/zeta.html

پ . ن : با تشكر فراوان از كيوان عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: