بایگانی روزانه: سپتامبر 26, 2010

نماینده زمین برای ملاقات با فرازمینی‌ها انتخاب شد

در حاشیه اجلاس عمومی اخیر سازمان ملل، نمایندگان حقوق فضایی بر سر انتخاب نماینده زمین برای خوشامدگویی به فرازمینی‌ها به توافق رسیدند و مازلان اوتمن، بانوی اخترشناس مالزیایی را به این سمت برگزیدند.

https://i0.wp.com/khabar.khabaronline.ir/images/position1/2010/9/un-16.jpg

محمود حاج‌زمان: سازمان ملل قرار است در اقدامی جالب توجه، خانم مازلان اوتمن، اخترشناس مالزیایی را برای انجام وظیفه واکنش هماهنگ بشر در هنگام تماس بیگانگان فضایی، تعیین کند.

به گزارش تلگراف، هنگامی‌که موجودات فضایی با سفینه خود بر روی زمین فرود می‌آیند و تقاضای ملاقات با رهبران زمینی را می‌کنند، به نزد خانم اوتمن برده می‌شوند. وی جزئیات شغل جدیدش را هفته آینده، در گردهمایی رویال سوسایتی در باکینگهام‌شایر اعلام خواهد کرد.

به احتمال فراوان پیشنهاد کاری جدید این خانم 58 ساله، واکنشی نسبت به کشف اخیر صدها سیاره فراخورشیدی است که به دور ستارگان خود در حال گردش هستند و تصور می شود که احتمال کشف حیات فرازمینی را بیش از هر زمان دیگری امکان‌پذیر کرده باشد.

خانم اوتمن که در حال حاضر رئیس مرکز سازمان ملل در امور فضای خارج از جو (Unoosa) است، در گفتگوی اخیرش با گروهی از دانشمندان گفته است: «جستجوی پیوسته برای ارتباطات فرازمینی، این امید را که روزی نوع بشر علائمی را از موجودات بیگانه دریافت کند، افزایش داده است. وقتی این اتفاق بیافتد، ما باید برای یک واکنش هماهنگ آماده باشیم. این واکنش باید تمام حساسیت‌ها را در رابطه با این موضوع مد نظر قرار دهد. سازمان ملل یک ساز و کار آماده برای چنین واکنش‌های هماهنگی است.»

پرفسور ریچارد کروتر، متخصص حقوق فضایی آژانس فضایی انگلستان که رهبری نمایندگان اعزامی این کشور به سازمان ملل را بر عهده دارد، می‌گوید: «اوتمن برای انجام نقش رهبر زمینی در برخورد با بیگانگان، بدون شک بهترین فرد است.»

طرح پیشنهادی انجام وظیفه اونسا برای واکنش به تماس فضایی‌ها، ابتدا در کمیته‌های مشاوران علمی سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و نهایتا به مجمع عمومی سازمان ملل فرستاده خواهد شد.

نظرات در خصوص نحوه خوشامدگویی به ملاقات‌کنندگان فرازمینی آینده متفاوت است. بر اساس عهدنامه فضای خارج از جو در سال 1967 / 1336، اعضای سازمان ملل توافق کردند تا از طریق ضدعفونی (استریل) کردن ملاقات‌کننده‌های فرازمینی، زمین را در برابر آلودگی گونه‌های فضایی محافظت کنند. اما اوتمن می‌داند که باید رویکرد بردبارانه‌تری را اتخاذ کند.

از سوی دیگر فیزیک‌دان معروف، استیفن هاوکینگ هشدار داده است که در مقابل متجاوزان بیگانه باید با احتیاط رفتار شود. وی گفته است: «من تصور می‌کنم که آنها احتمالا در سفینه‌های عظیمی زندگی می‌کنند و تمام منابع سیاره مادری خود را مصرف کرده‌اند. نتیجه ملاقات آنها با سیاره ما، بسیار شبیه زمانی است که کریستوف کلمب برای اولین بار قدم در خاک آمریکا گذاشت. ملاقاتی که پیامد خوبی برای ساکنین بومی آمریکا به دنبال نداشت.»

منبع :     http://www.khabaronline.ir/news-95570.aspx

پ . ن : حق ما را تو روز روشن خوردند. عيب نداره.

ماشين زمان سومريان باستان

معما در یک پکیج مرموز پر از سوال پیچیده شده، جستجو در باستان عالم آتلانتیوم. علم این را کشف کرد که آثار تصنعی و رابطه آن با امپراطوری پیشرفته باستان از 15000 الی 50000 سال پیش وجود داشت، اینها چه کسانی بودند؟  آنها نسبت به سیستم دور ستاره ای چقدر دور بودند؟  تمام این سوالات شاید برای عده ای خیلی سخت برای به کار بردن باشد.  بنشینید و با خود به آتلانتیوم فکر کنید و نظر خود را بدهید.

تمدن 6500 ساله سومریان نوشتن را اختراع کرد که الفبای آن شامل صدها حرف بود. آنها به منظور اضافه کردن تصویربه مدارک خود مهرهای استوانه ای را اختراع کردند. تئوری های زیادی در مورد نحوه ساخت این مهرهای استوانه ای ميباشد، اما کسی واقعا نمی داند.

[Cylinder_seal.jpg]

دهها هزار مهر بوسیله باستان شناسان طی 125 سال اخیر پیدا شده که آنها را از موزه های لندن و بغداد جمع آوری کردند. بسیاری از این لوحهای باستانی دانش باورنکردنی را از قبیل وجود حیات در تمام سیاره های منظومه شمسی آشکار می سازد که وضعیت و حتی رنگ آنها وابسته به خورشید است.

سومر این دانش پیشرفته را مدیون آنوناکی (خدایان سومریان که از بهشت آمده اند). این لوحهای سفالی امروزه به عنوان وثائقی در عملیات سری ملی که ممکن است منجر به تولید یک ماشین زمان واقعی شود است.

دکتر بوریش میکروبیلوژیستی که داستان فوق العاده جالبی را در مورد درگیری خود در عملیات فوق سری که از سری هم سری تر بود ساخت. حال یک مامور گردن کلفت میخواهد که همه چیزهایی که میداند را بگوید، او در واقع چیزهای زیادی میداند. اگر بوریش داستان خود را بسازد، آنوقت ما شاهد یک «ژول ورن» مدرن هستیم. بوریش ادعا داشت که گروهی از دانشمندان اطلاعاتی را که در مورد مهر استوانه ای سومر پیدا کرده بودند را برای طرح و ساخت دوباره دستگاه «استارگیت»  استفاده کنند. (استارگیت: فیلمی در مورد بیگانه ها که در سال 1994 به کارگردانی  «رولند امریچ»  و بازیگری  «کورت راسل» ساخته شد)

[dan-burisch.jpg]
این دستگاه میتوانست به طور مسلم و دقیق جای سوراخهای کرم خورده و کیسه های حمل بار و مهمات را بر روی آنها به منظور تبادل اطلاعات به مسافتهای دور به دور دنیا مشخص کند. این دستگاه از یک بشکه مهر و موم شده به قطر 18اینچ و طول 6فوت پر شده از گاز آرگون یا گاز دیگری است استفاده میکند.

تعدادی الکترومگنت بشکه را احاطه کرده و هنگامی که نیرو به داخل مگنتها به نوسان در می آید، سوراخهای کرم خورده را پیدا کرده، مثل گرفتن کانال رادیویی در رادیو، این پروژه در عملیات سری به آئینه معروف است.

چیزی که دانشمندان بر طبق گفته های دکتر بوریش با سرعت به آن رسیدند این بود که این دستگاه چندکاره بود. او میخواست بوسیله تغییرات در تنظیم نیرو و تنظیمات بشکه تصاویر تولید کند. او مصمم بود که تصاویری از وقایع و اتفاقاتی که در آینده بر روی زمین خواهد افتاد را به تصویر بکشد.

آئینه سالها استفاده میشده و هوشیاری محققان نسبت به افرادی که از آینده دور ما هستند را معرفی میکند. دکتر بوریش مفصل شرح داد که چطور دو جامعه یکی 47000سال و دیگری 52000سال در آینده از لحاظ دیدار بواسطه افراد خاصی در دو فریم زمانی به حد اعلی خواهند رسید.

اگرچه حتی ما که بیننده آینده هستیم، به این نتیجه رسیدیم که باید مختلفتر از چیزی که الان هستیم باشیم، حتی در حرکت کردن در عظمت کهکشانمان.

پس از سالها استفاده، برای محققان نامعلوم بود که استفاده از این دستگاه یک دگرگونی در خط زمان ما است و حقیقت ما در جنبش بود زیرا که مشاهده آینده در اینجا و در همین لحظه دارد اثر خود را میگذارد. اساسا یک لوپ بی نهایت در حال تشکیل شدن بود. وقتی که ما آینده را مشاهده میکنیم میتوانیم تغییراتی در زمان خود به روشهای زیادی انجام دهیم که در آینده اثر میگذارد. سرانجام این لوپ یک لوپ بسته خواهد شد و همه چیز بارها و بارها تکرار خواهد شد. طبق گفته های دکتر بوریش، این دستگاه بی مصرف شده زیرا ترس از این است که شاید این دستگاه به طریقی به رخ دادن وقایع در سالهای آینده کمک کند.

این آئینه رخ دادن یک عذاب شدید و دردناک را که میتواند میان سالهای 2012 و 2016 باشد را پیش بینی کرد.

آئینه فقط آینده امکانپذیر را میسر میکند، باز میگوئیم که دیدن آینده میتواند آن را تغییردهد پس آنها درصدهایی از امکانپذیری را به وقایع میدهند.

عذاب آینده درصد پایینی از امکانپذیزی را به علت مداخله و نفوذ ما و نسل آینده را دارد. دکتر بوریش حداقل اعتقاد داشت که شاید آنها غضب و مدت عذابهای آینده را به حداقل برساند.

غیر فعال کردن آئینه بخشی از این نفوذ بود و همه موافق بودند که آن را تا زمان سپری شدن این مصیبتها و بلاها فعال نکنند. اگر هر کدام از این حرفها درست باشد پس چرا دکتر دان میخواست این حکایت وحشتناک را بسراید؟

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/femacoffins.jpg?w=300

او بنظر میرسید که یک روحانی و یک مسیحی نمونه باشد و میگویند که به او دستور داده شده بود که این اطلاعات را به بالا دستهای خود ببرد. این آشکارسازی ها در تمام دفاتر تجسس و تحقیق طی سالهای درازی پخش شدند. حدسهایی که جنگ عراق یک سرپوش برای اکتساب و بازیافت صنایع مصنوعی باستان بود که میخواست در پروژه آئینه کمکی داشته باشد.

موزه عراق به غارت رفت و هنوز قطعه هایی از موزه مفقود هستند.
مدارک و اطلاعات قابل توجهی از آئینه جمع آوری شده که در انجمن کشورمان(کشور نویسنده) به صورت جدی گرفته شده.
مقادیر بزرگی از تابوتهای پلاستیکی در سرتاسر کشور پیدا شده . یک میلیون تابوت در فاصله 10مایلی فرودگاه آتلانتا قرار گرفته اند که نزدیک مسیرهای اصلی قطار هستند. این تابوتها توسط سازمان امنیت قومی و مرکز کنترل بیماریهای کشور خریداری شد. محققین آماتور مراکز بازداشت بزرگی را درست نزدیک ریلهای آهن پیدا کردند. فیلمهای گرفته شده از این ساختمانها در منطقه ای بسیار بزرگ و آشکارا حفاظت شده با حصار خاردار با ارتفاع 20فوت را نشان میدهد.

بدون درنظر گرفتن مقدمه ای برای این آماده سازی عظیم، به نظر راحت و آسان میرسید که ببینیم این ساختمانها در نهایت در شرایط آشفته و پتانسیلی از روی عناد و بدخواهی استفاده خواهد شد، البته در صورتی اوضاع خیلی بد شود.

کتاب آشکارا سازی(12.6) به موقعی اشاره میکند که ستاره ها به زمین برخورد کرده و همانند مشعلی آتش گرفته، هر کوه و جزیره ای از جای خود تکان خورده و پادشاهان زمین، دولتمندان، فرماندگان و دانشمندان خود را در غارهایی درون زمین و داخل صخره های کوهها به هنگام فرا رسیدن روز خشم پنهان میکنند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/undergroundbases.jpg?w=300

دکتر بوریش و دیگران بیان کردند که پایگاه های بزرگ زیر زمینی طی 20سال اخیر در سرتاسر آمریکا با تمام وسائل لازم برای زندگی در آنها ساخته شده است. طی این فاش سازی ها این ساختمانها دیگر نمیتواند آن کمکی که انتظار میرفت باشند. آیا آنوناکی باستان این ساختمانها را به منظور ساخت ماشین زمان ترک کرده؟
آیا برخی از دانشمندان نترس و بی باک درگیر استفاده از دستگاهی شده اند که بتواند زمان و فضا را شکافته؟
در زنجیره آتلانتیوم جواب «بله» است
آیا ما میتوانیم به عنوان یک جامعه آزمایشات یک دستگاه بیگانه که پتانسیل متلاشی کردن دنیا را دارد را اثبات کنیم؟

تقریبا نمیتوان این کار را انجام داد، به همین دلیل است که برخی از دانشمندان حیرت زده باید در محیطی کاملا سری به فعالیت خود بپردازند زیرا آنها می دانند که خشمی در کار است.
بهترین قسمت این اتفاقات ناگهانی این است که تمامی بشر از صورت زمین پاک خواهند شد، درست مثل بقیه ما.

منبع :       http://www.theatlantium.com/2009/01/atlantium-episode-xlix.html

پ . ن : با تشكر فراوان  از مصطفي عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب .

دوستان لطف كنيد نظرات راجع به موضوع را بگذاريد و وارد حيطه دين و مذهب نشود. چون بحث به انحراف كشيده ميشود. من هم مجبورم عليرغم ميل باطني نظرات خواندني شما را پاك كنم. ممنون. كوچك شما رامتين.

آگارتا،تمدن درون زمين. هيتلر از نگاهي ديگر. (3)

غارها افسانه های گسترده ی زمان و مکان را مجددا تائید کردند . کشف معابد زیرآبی تلاش چشمگیر مایا را برای ایجاد این مدخل ها و دروازه ها نشان می دهد. به علاوه نفوذ عمیق به جنگل جهت نیل به سوراخ ها و شکاف های غار ، سازندگان مایا مجبورند تا نفس های خود را حبس کرده و برای ساخت برخی از مقبره ها و اهرام به زیر آب روند. ورودی های دیگر جهان زیرزمینی مایا در جنگل ها و بالای غارهای زمینی دیگر در Guatemala شمالی کشف شده اند. آنها با چند لایه ای بودن واقعیت مهتقد بودند. دروازه ی بین زندگی و جایی که مردگان می روند برایشان مهم بود.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/cahalpech.jpg?w=199&h=300

در غارهای سراسر Mesoameria ، مایا یکبار آیین و تشریفاتی چون حجامت و قربانی برای خدایان را برگزار کردند. غارها نقش مهمی را در مذهب مایا . افسانه شناسی آن بازی کردند. که به عنوان خانه ی خدایان دروازه ی ورود به جهان زیرزمینی دیده می شدند – مکان های زنده با قدرت معنوی . حتی هیتلر درگیر تفکر Shambhala بود. هیتلر کاملا مرموزالذهن بود. در جوانی اش ، یوگا و occult را در وینا مطالعه و بررسی نمود و پاگشایی پرستش peyote سرخپوستان آمریکایی را دریافت نمود.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/salut_hitler.jpg?w=283&h=300

 

بعدها به عرفان و خداشناسی روی کرد . از وی دعوت شد تا به یک گروه سری در آلمان به نام Ultima Thulli بپیوندد که در خیال تسلط بر آلمان بود . که بعد ها Nazi party شد . «Ultima Thulli » آشکارا شهر پایتختی اولین قاره ی دارای سکنه توسط Aryan ها بود. که آن را HYPERBOREN نامیدند و قدیمی تر از Lemuna آتلانتیس ( قاره هایی با فرهنگ های پیشرفته که غرق شدند. ) بود . اسکاندیناوی ها افسانه ای با نام Ultima Thule” » دارند ،

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/image.jpg?w=300&h=300

 

سرزمین شگفت انگیزی در شمالی ترین نقطه ، که خورشید هرگز غروب نمی کند و نیاکان نژاد آریان (Aryan) در آنجا ساکنند. Hyberborea در دریای شمال بالا بود و در طی عصر یخ غرق شد . گمان می رود که Hyper boreans از منظومه ی شمسی Aldebaran آمدند که ستاره ی اصلی در برج فلکی ثور (constellation Taurus) می باشد ، قدشان در حدود چهار متر بود ، سفید ، بلوند و چشم آبی بودند. آنها جنگ را نمی شناختند و سبری خوار (همچون هیتلر ) بودند . با توجه متون نقل قول Thule آنها از نظر تکنیک بسیار پیشرفته بودند و با “Vril-ya” پرواز می کردند ، «vril-ya » یک ماشین پرنده بود که ما امروزه به آنها UFO می گوییم. این بشقاب های پرنده توانایی شناوری ، سرعت زیاد و مانورهای شناخته شده ار یوفوهای امروز به علت میدان های مغناطیسی دو Counter – rotating را داشتند و از قدرتی به نام Vril به عنوان سوخت یا پتانسیل انرژی استفاده می کردند. (Vril = ether , od , prana , chi , ki ,cosmic forces , orgon,… ) شاید از “Vri-IL” = خدای تعالی = شبه خدا ) ، یهنی آنها از میدان مغناطیسی زمین انرژی می گیرند (انرژی آزاد ) همچون “tachyon converter” کاپیتان هنس کولر.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/126ultimathule.jpg?w=247&h=300

 

وقتی Hyperborea شروع به غرق شدن نمود ، به مردم Hyperboren گفته شد تا به دستگاه های عظیم – تونل های غول پیکر در پوسته ی زمین – پناه برد ودر زیر منطقه ی هیمالیا سکنی گزیدند.به سرزمین زیرزمینی آگارتا و به پایتخت ان Shambhala گفته می شود . پارسیان به این سرزمین » آریانا » ، سرزمین منشأ آریانها ، می گویند. کارل هوشمز مدعی بود که Thule واقعا آتلانتیس بود و – برخلاف تمام محققان دیگر تبت و هند – گفت که بازماندگان Thule – Atlanteans به دو گروه تقسیم شدند ، یک گروه خوب و دیگری گروه شیطانی و پلید » آنهایی که خود را بعد از وحی آگارتی نامیدند – خوب بودند و در منطقه ی هیمالیا ساکن شدند ، گروه شیطانی Shamballah بود – که می خواستند انسانیت را مطیع خود کنند و با غرب رفتند .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/bal-sagoth-starfire-burning-upon-the-ice-veiled-throne-of-ultima-thule-front.jpg?w=300&h=292

 

وی جنگ بین مردم آگارتا و Shamballah را که هزاران سال ادامه داشت ذکر کرد و در رایش سوم (Third Reich) ، Thule Gesellschaft به عنوان نماینده ی آگارتا – آن را علیه نمایندگان Shamballah ، فراماسون ها و صهیونیست ها ادامه داد. این احتمالا مأموریت وی بود . بنا به گفته ی وی رئیس این منطقه ی زیرزمینی Rigden lyepo ، پادشاه جهان ، به همراه نماینده اش در روی زمین بود . هوشوفر متقاعد نمود که سرزمین زیر هیمالیا مکان تولد نژاد آریان بود ، که در طی سفر های تبت و هند تأئید کردند که مردمانی از آگارتا هنوز هم وجود دارند و زندگی می کنند. سرزمین زیرزمینی که تقریبا به تمام رسوم و سنن شرقی بسته شده است در طی هزاران سال در زیر تمام سطح زمین با مراکز عظیم دیگر زیر صحرای ساهارا ، کوهستان های Santa Catarina , Matto Grosso در برزیل ، yucatan در مکزیک ، کوهستان شاستا درکالیفرنیا ، انگلستان ، مصر، چکوسلواکی و … گسترده شده اند.

به نظر می رسد هیتلر در جستجوی کشف دروازه هایی به جهان زیرزمین آگارتا بود تا با نوادگان آریان «مردم خوب » از Aldebaran – Hyperborea تماس بگیرد. در افسانه ها و باورهای مربوط به جهان زیرزمینی گفته می شود که سطح جهان هنوز از جنگ جهانی وحشتناک (جنگ جهانی سوم ) رنج می برد ، که با زمین لرزه ، بلایای طبیعی دیگر و تغییر قطب ها و مرگ حدود دو سوم بشریت پایان می پذیرد . بعد از » آخرین جنگ » چند نژاد از درون زمین به بازماندگان سطح زمین می پیوندند و عصر طلایی هزار ساله طنین انداز می شود . هیتلر می خواست تا یک » آگارتا » یا » آریانا «ی خارجی را به نژاد برتر آدمیان بسازد و آلمان را خانه ی آن کند . در طی وجود «رایش سوم » دو هیئت اعزامی بزرگ توسط SS به هیمالیا فرستاده شدند تا آن دروازه های ورودی را پیدا کند . هیئت های بیشتر در Andes کوهستان های Matto Grosso در شمال و رشته کوه های Santa Catarina در جنوب برزیل در چکوسلواکی و قسمت های از انگلستان تحقیق کردند. یکبار که هیتلر قدرت را به عهده گرفت ، یکی از وزیرانش از Ancestral Memories بود ،که به رهبری رئیس دپارتمان سانسکریت در دانشگاه مونیخ بود . آن بازداشتگاهها را کنترل می کرد . از طریق این ارتباط با مطالعات سانسکریت ، نازی ها صلیب شکیته را – سمبل قدیمی سرخپوستان برای خوش شانسی و موفقیت پابرجا – پذیرفتند . » swastika » (صلیب شکسته ) یک کلمه ی سانسکریتی است که به معنی رفاه ، خوشی یا خوش بختی است . برای هزاران سال آن به عنوان سنبل هندو ، بودا و جهان های Jain بوده است . هیتلر امیدوار بود که آن برایش خوش شانسی و خوش اقبالی می آورد.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/hollow_earth11.jpg?w=256&h=300

 

روزنامه ی فرانسوی Soir گزارش زیر را داشت :

تقریبا 1-1/2 سال . بعد از توقف دشمنی در اروپا ، صیاد جزیره ای وال «جولیانا »  توسط یک کشتی u شکل آلمانی متوقف شد . جولیانا در منطقه ی ANTARCTIC در اطراف جزایر Malvinas [حالا با نام فالکلند ] بود وقتی یک زیردریایی آلمانی به سطح آب آمد و پرچم سوگواری نیروی دریایی آلمان را بلند کرد – قرمز با لبه ی مشکی . ناخدا سوم زیردریایی یک تیم تفتش را اعزام کرد ، که با قایق تفریحی لاستیکی به جولیانا نزدیک شدند و از شکارچی وال کاپیتان هکلا تقاضای تغذیه یا قسمتی از ذخایر غذایی کردند. درخواست با لحن مشخص یک دستور داده شد . افسر آلمانی ،انگلیسی را صحیح صحبت می کرد و بهای آذوقه ها را با دلار آمریکا پرداخت نمود و به کاپیتان انعام 10 دلار را در ازای هر عضو خدمه ی جولیانا داد. در حین انتقال مواد غذایی به زیردریایی ، ناخدا سوم زیردریایی مکان دقیق گروه بزرگ وال ها را به کاپیتان هکلا گفت . بعدا جولیانا دسته ی وال ها را یافت .

France Agence چاپ فرانسه در 25 سپتامبر 1946 گفت :شایعات پیوسته در مورد فعالیت کشتی u شکل آلمانی در منطقه ی Tierra del Fuego (Feuerland به زبان آلمانی ) ، بین اقصی نقطه ی جنوب آمریکای لاتین و قاره ی آنتارکتیکا مبتنی بر وقایع حقیقی شدند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/tierrahueca22_01.gif?w=187&h=300

 

هیتلر اطلاعاتی در مورد گروه های سری جهان جمع آوری کرد. هدف وی یافتن عناصر مشترک با عرفان و تفسیر مجدد این تعلیمات بر حسب تئوری خود بود . به کمک سیاح Sven Hedlin ، وی چند هیئت اعزامی را به تبت فرستاد. آنها در جستجوی تماس با Shambhala بودن تا کمک آنها را در حکمرانی جهان به دست آورد. آنها مدعی شدند گرچه Shambhala از این کار خودداری نمود ، آنها توانایی تماس و کسب کمک از پادشاهی سری آگارتا را داشتند . قبل از اینکه رهبران اصلی نازی بعد از حاکم Nurenbery اعدام شدند ، گزارش شد که رهبران یک مراسم مذهبی ناشناخته ای را برگزار می کردند که توسط افرادی دارای کلید های به آگارتا رهبری می شدند. با توجه به یک سنت محرمانه ، آگارتا در واکنش به تغییراتی در منطقه ی وسیعی از زمین و شرایط جغرافیایی هر چند وقت مکان خود را در روی سیاره تغییر می دهد ، اما گفته می شود در حال حاضر در کوهستان های آسیا در یک شبکه ی ashram مراکز تعلیم و آموزش و صومعه ها اغلب صد ها مایل جدا و نزدیک به جهان بیرون قرار گرفته اند . این مراکز بیانگر مذهب اصلی هستند و در دره های حاصلخیز مخفی می شوند که می توان در میان رشته کوه های بلند آن منطقه به تعداد بسیار زیاد یافت .تبتی ها می گویند مه بسیاری از دره ها بسیار گرم هستند و حتی مکان های گرمسیری هنوز هم برای جهان بیرونی غیر قابل دسترس می باشند و آن جوامع خودکفای استادان روحانی (spiritual adepts) می توانند برای هزاران سال بدون شناسایی در آنجا گردهم آیند. پیروان پیش از بودایی مذهب Bon در تبت یک ماندالای امپراطوری ایجاد کردند که به آنها Dejong می گویند. با توجه به این ماندالا ، محور جهان در مرکز آن قرار گرفته است و در شمال غربی کوهستان کایلاس ، بلندترین نقطه در Trans – Himalyas واقع شده است . آنها مدعی بودند که Dejong حدود 18000 سال پیش توسط پادشاه Shenrab بنیان نهاده شد. شنراب اولین تعلبمات معنوی و روحانی را اعلان نمود که در سراسر تاریخ بارها بارها وقتی تمدن در حال افول و واقعیت در خطر مرگ بود نقل شده اند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/hollowearth2.jpg?w=300&h=276

 

اما هنوز مفسران تبتی می گویند که Shambhala ممکن است برای صدها هزار سال وجود داشته باشد و از همه ی مرزهای مذهبی ، نژادی و زمانی بگذرد. چیز عجیب آن است هر نژادی که به این افسانه ها راه یافته است ، به یک کوهستان یا رشته کوه های متفاوتی به عنوان مکان Shambhala اشاره می کند. طبق نظر مردم shaman اهل سیبری پادشاهی مخفی جایی در رشته کوه Altai پیدا می شود ، اما مسیحیان ارتدکس روسی معتقدند که در کوهستان های Tien shan قرار گرفتند ، صوفی های افغانستان می گویند که در پامیر  (pamris) قرار گرفته است . Taoist های چینی آن را در انتهای شرقی kun luns می دانند. مردم قرقیز در انتهای غربی همان رشته کوه و غیره دانستند. طبق آیین مخفی ، تعدادی دروازه ی طبیعی وجود دارد که در زمین پراکنده شده اند ، اما Shambhala عملکرد منحصر به فردی دارد که به عنوان دروازه ی اصلی زمین به سطوح بالاتر می باشد . در کیهان شناسی جهان معنوی باید همیشه جهان فیزیکی را در همان نقطه لمس کند ، چون دو قطب کیهانی به صورت پایداری به هم متصل هستند یک راهی در آن نقطه ی اصلی اتصال وجود دارد ،

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/trinitymap11a.jpg?w=300&h=132

 

یک پل یک دروازه ی بین دو جهان ، که همیشه با چند نوع کلید مخفی گشاینده ی آن مشخص می شوند . آن کلید امکان ورود و خروج را فراهم می کند . بر اساس تاریخ ، آن در هر فرهنگی متفاوت بوده است : برای یهودی ها طلسم kabbalistic یک ماندالا یا یک بنای معماری همچون هرم ، که بر اساس هندسه ی مقدسی ساخته شده است برای بودایی ها و هندوها می باشد . این دروازه ها مخازن یا ذخایر قدرت ، باتری های دارای شارژ کمون انرژی زمین می باشند . و در ترکیب با آیین های مناسب این انرژی آزاد می شود . تمدن های قدیمی می دانستند ، آن صداها و ایین های جادویی ، الگو های مقدس خاص ، اگر از طریق بناها ، پشته های خاک ، خرسنگ ها و حلقه ی کوهستان ها یا ویژگی های طبیعی دیگر پخش می شوند توانایی پایین کشیدن انرژی ها را از ابعاد بالاتر و عالی تر دارند. هرم Giza در مصر یکی از این در گام های ورودی کیهانی بود ادامه دارد …

http://mvpyimao.wordpress.com/

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از مهدي عزيز كه اين موضوع جالب را براي وبلاگ ارسال نمودند. مهدي جان لطف كردند حدود 70 صفحه ديگر راجع به اين موضوع ترجمه كردند و به وبلاگ ارسال كردند كه هر 3 روز يك بار در وبلاگ ميگذارم.

پس ادامه مطلب را از دست ندهيد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: