پروژه واقعي مونتاك Montauk سفر در زمان .1


پروژه Montauk سفری در زمان ( قسمت اول : مروری بر مونتاک)

نویسنده مقاله و سری کتابهای مونتاک : پیتر مون

ترجمه / ویرایش / گرافیک تصویری : فرهاد سدادی

( کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی ،» گرایش روابط عمومی «، مترجم و پژوهشگر  )

آدرس الکترونیکی : fsat_2012@yahoo.com

انتخاب لینک و مطلب : رامتین

لینک منبع مطلب: http://www.alienshift.com/id33.html

تاریخ ترجمه ویرایش نهایی : 27 شهریور 1389 خورشیدی

استفاده از این مطلب با درج منبع www.ufolove.wordpress.com آزاد است .

تقدیم به دوست وبرادر عزیزم رامتین و تمامی دوستان عزیزم در وبلاگ یوفولاو که در جمعی صمیمی و مسئولانه و متعهدانه ، در جستجوی اسرارو حقایق این دنیای شگفت انگیز هستند …تا چه در نظر آید و مقبول افتد …

* ثوضیح مختصر اینکه ، جاه طلبی در علم و کاوشهای علمی ، گاه به کارهای جنون آمیزی منجر می گردد ، که پروژه مونتاک یکی از این افزون طلبی های علمی است ، هنوز که هنوز است رازهای سر به مهر این حادثه ی واقعی در محافل علمی و بعضا مکاتب اسراری سراسر دنیا گشوده نشده باقی مانده است .

بیایید در مقابل این هجوم رسانه ای  و جنگ نرم، سیل اطلاعات صحیح و ناصحیح ، سره  را از نا سره  بادیدگاهی تحلیلی مبتنی بر روش علمی و بدون غرض  و پیش داوری های احساسی تشخیص دهیم و به نقد وبررسی این پروژه های  بلند پروازانه که تبعات آن گاه باعث از بین رفتن جان ومال انسانها ی بیشماری شده و می شوند ، نگاه دقیقتری بیندازیم و بدون دخالت عقاید شخصی و سو گیری و بانگاهی پژوهشگرانه و بی طرف ، دلیل بروز این پروژه  و پروژه های مشابه مثل : پروژه ی سوپر من /  ,… mk-ultra را بیابیم و این امر ممکن نیست با تحلیل اخبار و گزارشات از منابع مختلف و مقایسه آنها با سیستمهای استراتژیکی تفکر مثل (6w+3h ) چرخه رادار(RADAR.) چرخه PDCA)) 6 سیگما وانواع مختلف روشهای تفکر انتقادی وتحلیلی که در کتابهای مدیریت استراتزیک آمده و متفکران داخلی و خارجی  در مورد آن پرداخته اند.

چه بهتر که همیشه خودمان در کشورعزیز مان ایران درا ین  زمینه های پژوهشی پیشقدم باشیم وبا یاری  هم با دانش افزایی و تحلیل و بررسی مسایل شگفت انگیز این جهان ، پرده از اسرار پشت سر آن برداریم .به امید آن روز.

—————————————————————————————

montaukradar.jpg

montauk.jpg

pink.jpeg

radwinse.jpeg

emitter.jpeg

bunker1.jpeg

montauk.gif

تمامی این کتابها از سایت www.amazon.com با پرداخت هزینه آنها قابل دریافت است .

پروژه Montauk سفری در زمان

مجوز  آزمایشات مسافرت در زمان در ماه ژوئن l992 صادر شد و ازآن موقع تاکنون موجی از  توطئه های پنهانی و پرسشهای بی جواب را برای کسب اطلاعات بیشتر از زمان را به دنبال داشته است.

مروری بر Montauk: ماجراهای همزمانی ، به دنبال پاسخ به پرسش بسیاری از کسانی که کنجکاو دانستن در این زمینه بودند به فرجام رسید واین آزمایش نقطه پایانی بود ، بر سر آغاز  طرح پرسش ها و ارائه سناریویی استادانه که ما را در آستانه راهی قرار داد، مسیری که ، ارتباط مستقیم  با مکاتب بزرگ اسراری در سراسر کره زمین دارد.

(وحتی شاید مرتبط با انجمنهای بزرگ سری /فراماسونری/تئوزوفی مادام بلاواتسکی /بوهمیان گراو/هیاتهای چند نفره تصمیم گیر سیاستهای کلان دنیا که همه ساله در زمانی معین و شهری معین که یک هتل در یک کشوراروپایی است جمع می گردند .-مترجم)

سومین کتاب از سری Montauk : (اهرام Montauk ): این کتاب آگاهی عمیق تری نسبت به جستجو و کشف در پدیده های روانی Montauk به خواننده می دهد و نگرشهایی  شگفت انگیز از ساختار و جلوه گری عالم هستی به خواننده ارایه می کند.

این مقدمه ، برای خواننده ای طراحی شده است  که برای  اولین بار ، و تازه موضوع مونتاک  آشنا شده است و همچنین یاد آوری ذهنی برای کسانی است ، که 2 کتاب اولیه (در مورد مونتاک ) را خوانده اند.
منشاء پروژه Montauk :

قدمت پروژه مونتاک به سال 1943 میلادی برمی گردد ، هنگام تحقیق بر روی  نامرئی شدن ناو جنگی یو اس اس Eldridge (ناو فوق به ناگهان از روی صفحه رادارمحو و نامریی شد )،یو اس اس   Eldridridge

به عنوان کشتی نیروی دریایی ایالات متحده در  محوطه آبهای فیلادلفیا مستقر بود وحوادث مربوط به کشتی فوق ، معمولا با عنوان»آزمایش فیلادلفیا» اشاره می شود.

هدف از این آزمایش این بود که کشتی فوق توسط امواج رادار غیر قابل کشف و ردیابی باشد …

و در این حین و هنگام آزمایش بود که ، وقایع کاملا غیر منتظره و شدیدی عارض و حادث  شد ! کشتی در مقبل چشمان غیر مسلح همگان ناگهان   نامرئی شد به و از زمان و مکان خود به بعدی دیگر انتقال یافت همانطوری که ما آن را می دانیم!

هر چند این پیشرفت قابل توجهی در شرایط تکنولوژی آن زمان به حساب می آمد ، ولی آن برای مردمی که در گیر آن بودند، تبدیل به فاجعه ای شد…

ملوانان از این بعد زمانی به فاز دیگری منتقل شده بودند و دروضعیت بازگشتشان به زمان حال ، عدم تعلق کامل روانی و وحشت در سیمایشان موج می زد .

حتی برخی از آنان به دیواره/جداره  تاق شکل کشتی آویخته شده بودند….

کسانی که جان سالم بدر بردند با عنوان داشتن «ذهنی نا مناسب» از خدمت  مرخص شدند و موضوع این  قضیه صورت بی اعتبار به خود گرفت و تمام امور آن پوشیده ماند.

.http://en.wikipedia.org/wiki/USS_Eldridge_(DE-173)

http://en.wikipedia.org/wiki/Philadelphia_Experiment

پس از جنگ ، ادامه تحقیق تحت سرپرستی دکتر جان فون نویمان( که جنبه های فنی آزمایش فیلادلفیا به سرپرستی او انجام شده بود) پیگیری شد.

دستاورد جدید وی این بود که راهی بیابد و بداند که چه چیزی علایم ذهنی انسان را میسازد و چرا مردم نمی تواند بدون بروز فاجعه و به راحتی با » پدیده interdimensional»(مسافرت زمانی بین الابعاد .مترجم)  کنار بیایند .

مطالعه گسترده عامل انسانی (در بروز این پدیده ها) در آزمایشگاه ملی بروکهاون در لانگ آیلند ، نیویورک آغاز شده است. آن را به عنوان پروژه ققنوس ( پروژه  فونیکس) شناخته می شود.


http://en.wikipedia.org/wiki/John_von_Neumann
فون نویمان نه تنها مخترع کامپیوتر مدرن بود بلکه نابغه ی ریاضی در نوع خود  به شمار می آمد، او توانست بر روی منابع عظیمی ازاطلاعات مجتمع نظامی /صنعتی متمرکز شود منابعی که  که شامل پایگاه داده ای گسترده ای ازتحقیقات روانی نازیها بود. اطلاعات ارزشمندی که متفقین پس ازپیروزی در جنگ جهانی دوم به دست آورده بودند.

این تحقیقات ، در برابر پس زمینه ای طرح می شد که فون نویمان در تلاش ساختن دستگاهی بود که تکنولوژی کامپیوتر وتجهیزات رادیویی پیچیده را با ذهن انسانها پیوند بزند !

با گذشت زمان ، او در تلاشهایش در این راه به موفقیت کامل دست یافت . پس از سالها آزمایش تجربی ، اودریافت که افکار انسان نهایتا می تواند توسط گیرنده های» رادیویی محرمانه کریستالی» دریافت شوند ،

به کامپیوتر رله و مخابره شوند ونهایتا به کامپيوتری فرستاده شوند که می تواند افکار را در قالب بیت اطلاعاتی ذخیره کند . این افکار طرح گونه ( شکلی گرافیکی از افکار –مترجم) می تواند در صفحه مانیتور کامپیوتر به نمایش دراید یا بر روی کاغذ چاپ شود .

(محض اطلاع دوستان عزیزم ، انواع امواج مغزی را در جدول زیر آورده ام : مترجم)

نوع موج دامنه فرکانس (هرتز) تواناییهای ذهنی
دلتا ( Delta ) 1/0 تا 3 خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
تتا ( Theta ) 3 تا 8 آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
آلفا ( Alpha ) 8 تا 12 آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
بتای پایین ( Low Beta ) 12 تا 15 آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه
بتای متوسط
( Midrange Beta )
15 تا 18 افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
بتای بالا ( High Beta ) بیش از 18 کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
گاما ( Gama ) بیش از 40 در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی

http://kowsarpardaz.blogfa.com/post-23.aspx

این اصول وتکنیکها توسعه و ارتقا یافتند تا اینکه یک دستگاه ذهن خوان مجازی یا virtual mind reading machine ساخته شد . در همان زمان این تکنولوژی به حدی توسعه یافته بود که یک» مدیوم روحی /روانی » می توانست فکری را در ذهنش بپروراند که قابلیت خروج از ذهنش وانتقال به کامپیوتر را داشته باشد وبر فکر وذهن انسان دیگری بطور بالقوه تاثیر بگذارد. در نهایت پروزه ی فونیکس (ققنوس) درک برتری از نحوه ی عملکرد ذهن و دستاوردی بالقوه گمراه کننده برای کنترل فکر به همراه داشت.

گزارش کاملی برای کنگره ملی امریکا تهیه شد که به نوبه ی خود به عوامل اجرایی دستور می داد پروژه منحل شود ، زیرا که این ترس حداقل برای کارکنان خود پروژه وجود داشت که ذهن و افکارشان در معرض کنترل قرار گیرد !

این نگرانی های شخصی ، به توسعه ی پروژه کمک شایان توجهی کرد ، بطوری که آنان دیگر خط مشی کنگره ی ملی را دنبال نکردند و بدنبال راهی دیگر از جمله از راه بدر کردن نیروی نظامی یعنی ارتش بودند . با این ایده که این تکنولوژی می توانست بعنوان یک فن اوری جنگی برای کنترل اذهان دشمن کاربرد داشته باشد . یک گروه مخفی (سری) با منابع مالی سرشار ، و چند نوع از گروه های نظامی ، تصمیم به تاسیس پایگاهی در کمپ قهرمان  ( Hero ) به منظور دستیابی به تحقیقاتی جدید گرفتند… پایگاهی که یک ایستگاه  نیروی هوایی متروکه در منطقه مونتاک نیویورک بود .


این محل به این دلیل انتخاب شد که درانجا یک دکل آنتن رادار عظیمی مستقر شده بود که فرکانس 400 الی 425 مگاهرتزی را گسیل می کرد که این اتفاقا همان باندفرکانسی است که برای ورود به آگاهی ذهن انسان مورد استفاده قرار می گیرد .

اواخر دهه ی 60 میلادی ، فعالیت کمپ قهرمان ، به دلیل کمبود های نظامی ارتش آمریکا رو به افول گذاشت ، ولی در سال 1972 با تامین مالی مناسب ، پروژه ی مونتاک بطور کامل برروی آزمایشات کنترل ذهن متمرکز شده وگسترش یافت .بطوری که آزمایشاتی بر روی انسانها ، حیوانات ،و سایر اشکال آگاهی (مثل ارواح ) که نظر به وجودشان می رفت انجام شد.

در طول سالیان متمادی ، محققان مونتاک تکنیکهای کنتزل ذهن را تکمیل کردند و کاوش حد اکثری خود را گسترش دادند…هدف آنها ، رسیدن به افقهای دوردست توانایی های ذهن انسان بود…

با گسترش قابلیتهای مدیومهای روحی/ روانی ، پرسنل و کارکنان مختلفی که در مونتاک کار می کردند ، آن   توانایی مدیوم روحی /روانی نهایتا به نقطه ای می رسید که می توانست توسط سخت افزار تقویت شود .

در این بین ، توهماتی نیز بودند که به دو شکل ظاهر می شدند : سوژه ای ذهنی و ابژه ای عینی ، این موارد حتی شامل » ایجاد مجازی ماده » نیز می شد .

همه ی این مواردی که ذکر شد ، در تاریخ آنچه که ما تجربه ی عادی انسانی می نامیم ، غیر متعادل و غیر عادی هستند…اما دهان مردمی که از پروژه ی مونتاک گریخته اند را نمی شود بست و افشا گریشان را متوقف نمود . انها بیش از هرکس دیگری ، در این دنیا به این حقیقت خارق العاده رسیده اند…

پس از آنی که کشف شد یک مدیوم روحی /روانی ، می تواند ماده را آشکار کند ، چنین مشاهده شد که همان روح می توانست در زمانهای مختلفی ظاهر شود واین تظاهر ، براساس آنچه که مدیوم روحی /روانی می اندیشید ، بستگی تام داشت .

بنابراین و با این اوصاف ، چه اتفاقی خواهد افتاد اگر یک مدیوم روحی /روانی در باره ی کتابی بیندیشد ،اما فکرش در روز قبل ظاهر و آشکار شود ؟ این خط فکری و تجربه ی منحصر به فردی بود که منجر به خلق این ایده شد که هر نفر در این دنیا می تواند زمان خود را «خم » کند….

پس از سالها تحقیق تجربی و آزمایشگاهی و علمی توسط آزمایشات گسترده و پیچیده و خارج از قاعده رایج ، کانالها (پورتالها) ی زمان بالا خره باز شدند …

پروژه ی مونتاک در نهایت کار خود ، به نقطه اوج عجیب و غریب آن یعنی به» گرداب زمان» و نقطه ی گشوده ای در زمان گذشته یعنی سال 1943 رسید که این تاریخ دقیقا تاریخ اصلی آزمایش فیلادلفیا بود .

http://en.wikipedia.org/wiki/Philadelphia_Experiment

راز هیچکدام از این اطلاعات ذکر شده روشن نمی شد مگر توسط : پرستون بی نیکولز ، که یک نابغه ی الکترونیک بود . پرستون بی نیکولز روزی متوجه شد ، که او یک قربانی بی خبر آزمایشات اسرار امیز است .

در حین کارش برای پیمانکار دفاعی در » لانگ آیلند » ، چالش پرستون ، تحقیق در خصوص ارتباط افکار مردمان  با یکدیگربود . (تله پاتی –مترجم) او دراین حین دریافت ، که امواج رادیویی پخش شده مداوم در حال انتقال ، توسط مردمی که او با انها کار می کرد مسدود می شد و منتقل نمی گردید .

اوبه عنوان یک کارشناس رادیو و الکترونیک ، سیگنالهای رادیویی را که از ایستگاه  نیروی هوایی مونتاک می رسیدند تعقیب کرد و شروع به تحقیق جامعی دراین زمینه کرد که بیش از یک دهه به طول انجامید .

او بسیاری از تجهیزاتی را که در طول پروژه مونتاک مورد استفاده قرار گرفته بودند بدست آورد .

از همه مهمتر ، او دلیل ترس مزمنی که با او بود کشف کرد : ترسش به این دلیل بود ، که خیلی از مردم مونتاک اورا به خاطر می آوردند ! و به یاد می اوردند که او قبلا آنجا کار می کرده است !

این مساله وقتی به اوج خود خود رسید که همسر پسر عمویش ، براین مساله اصرار می ورزید که او (پرستون) در مونتاک بوده است . دو مرد پس از مشاجره ، تقریبا متقاعد شده بودند که پرستون هرگز در مونتاک نبوده است !

مدت کوتاهی پس از این استدلال ، پرستون شروع به گرفتن رد پایی از یک زندگی گرفت که همچون نور باریکی سو سو می زد ، زندگی که او قبلا از آن آگاهی نداشت …پس از صحبت با بسیاری از دانشمندان و مهندسان مختلف که به نوعی با پروژه ی مونتاک مرتبط بودند ، تازه مساله زندگی پیشین خود را دریافت و توانست آنچه را که تا به حال برایش  اتفاق افتاده است مثل قطعات پازل کنار هم بگذارد .

در گاهی اوقات ، اودر » 2 خط جداگانه  زمانی » زندگی کرده است …در یکی از این ابعاد ، او در مونتاک کار کرده  ودیگری او در مکانی دیگر ( لانگ ایلند) مشغول به کار بوده است .

( به نظر من ،  فیلم ذهن زیبا ، شاید برداشتی آزاد از ماجرا باشد و راسل کرو به نوعی نقش پرستون را بازی کرده است .مترجم)


( عکسی ازدانکن کامرون )

اکتشافات کاری و زندگی او زمانی مهر تایید خورد که در سال 1985 ، مردی اسرارآمیز به نام

» دانکن کامرون » در استانه در خانه اش ظاهر شد .

دانکن کامرون ،استعداد غریبی در مورد تحقیقات روانی داشت ، ودر نهایت مدعی شد که در این زمینه ها توسط NSA ( آژانس امنیت ملی آمریکا) آموزش دیده است .

» پرستون » بدون ذکر مصیبت و بلاهایی که در مونتاک برسرش آمده بود ، (و او آنها را کم کم به یاد می آورد) دانکن را به خارج از محوطه ی مونتاک می برد ، و از کشفی که می کند شگفت زده می شود !

او مدخل ورودی پایگاه را به خوبی  می شناسد و به یاد می آورد (نمونه ای از دژاوو-مترجم).

حتی کار کردنش را هم در آنجا به یاد می آورد و به یاد آورد که از دانکن به عنوان مدیوم روحی / روانی اولیه در آزمایش سفر زمان استفاده شد .

http://www.bielek.com/

پرستون ، همچنین به خاطر آورد که در آزمایش اصلی فیلادلفیا ، در کشتی یو اس اس آلدریچ به همراه برادرش » ادوارد بی نیکولز « حضور داشته است . ( ادوارد اکنون با نام » آل بیلک « در محافل شناخته می شود )

با توجه به محاسبات پرستون و دانکن ، پروژه ی مونتاک در تاریخ 12 اوت 1983 به نقطه ی اوج خود رسید کانال متورم و پورتال زمان به مرحله ی تکمیلی و عملکردی خود رسید و آماده ی بهره برداری بود ، اما ناگهان همه چیز از کنترل خارج شد  و قضیه صورت دیگری به خود گرفت و دانکن به همراه گروهی از مردم که خودش آنها را فرا خوانده بود ، تصمیم گرفتند پروژه ی مونتاک را متوقف و اساس آنرا در هم بشکنند .علت این شورش چه بود ؟ زمانی که دانکن ، وظیفه ی مدیومی در مونتاک بر عهده داشت ، دستگاهی متصل به گیرنده های محرمانه  رادیویی وجود داشت که با کریستالهای میله ای شکلی مجهز شده بود که افکار را به سمت خارج از یک انتقال دهنده عظیم هدایت می کرد ،» دانکن » نشسته بر روی صندلی جانور غول پیکرهیولاگونه ای را از ضمیر نا خود آگاهش تصور کرد که به بیرون از فکرش هدایت و رها کرد که این عمل پروژه ی مونتاک را به معنای واقعی نابود کرد و مردمی که در پایگاه کار می کردند ، دفعتا بطور یکسان کاررا رها کردند و پی کار خود رفتند .

(شباهتهای عجیبی بین این قضیه و فیلم سه گانه ی ماتریکس وجود دارد : صندلی مخصوص ، دستگاهی که مدیومها /افراد با استعداد روحی /روانی –هکرها و کارشناسان الکترونیک /کامپیوتر رابه واقعیت مجازی وصل می کند ، تصورات و تخیلات در دنیای مجازی …آیا برادران واچوفسکی تحت تاثیر پروژه مونتاک فیلمهای انقلابی شان را ساخته اند ؟  -مترجم )

کانالها و شفتهای ورودی هوا و ورودی های اصلی به تاسیسات زیر زمینی پایگاه  بر روی هم افتادند و از مقدار عظیمی از آوار پر شدند …جزئیات کامل این ماجرای اسرار آمیز همچون راز سر به مهری تا به کنون

حل نشده باقی مانده است …

(چه اتفاق یا اتفاقاتی غیر از ظهور هیولای ثصوری دانکن در مونتاک رخ داده !؟آیا عکسی و فیلمی از محل با وجود دوربینهای مداربسته بدست آمده؟! آیا واقعا هیولایی که از فکر دانکن به صورت تجسم به تجسد درآمد ،زنده است یا همه اینها عوامفریبی بیش نیست ؟! آیا ظهور replitian یا خزندگان انسان نما ، با این آزمایش توام بوده است؟ پرستون ، دانکن ، پیتر مون واقعا چه هدفی در سر دارند ؟ هدف ارایه اطلاعات به منظور کشف حقایق ذهن انسان است یا… ؟ سعی میکنم در قسمتهای بعدی این مطلب به انها بپردازم – مترجم)

اگرچه یک فیلم کپی رایت شده در مورد این داستان شگفت انگیز بطور گسترده  در این زمینه توزیع شده  وچندین سخنرانی درباره پروزه مونتاک ارایه شده ، هیچ کتابی بی محابا و رک وراست درباره موضوع فوق نپرداخته است .

(سایتهای زیر درباره ی این موضوع  مطالب سودمندی دارند که توجه علاقمندان و دوستان را جهت استفاده از مطالبشان به آنها جلب می کنم : -مترجم)

http://www.bielek.com/
http://www.bibliotecapleyades.net/montauk.htm
http://www.v-j-enterprises.com/montautauk.htm

نویسندگان مختلفی در این زمینه مجبور به ادای وظیفه ی خبری و اطلاع رسانی  خود بودند ، اما آنها هم به طور ذهنی ، از تحلیل موضوع ناتوان ماندند یا ترجیح دادند در ارتباط با آن سکوت اختیار کنند به جای اینکه از راه دیگر موجبات وحشت دیگران را فراهم  سازند…

یک خبرنگار سرویس علمی نیویورک تایمز ، در مورد پروژه ی مونتاک به منظور رد موضوع  دست به کار شد ودر کمال تعجب دریافت که این پروژه ، در واقع مساله ای کاملا واقعی و علمی بود .

من ( پیتر مون –نویسنده مقاله ) وقتی پیش » پرستون « آمدم ، که او در حال تحقیق برروی سیستم صوتی پیچیده ای بود …

با توضیحات مبسوط او خود را درحالی یافتم که انگار در حال شنیدن داستانی تماشایی هستم که حداقل از داستانهای علمی –تخیلی که شنیده ام بهتر است !

پس از گذشت چند ماه ، من تصمیم به نوشتن کتاب «پروژه ی مونتاک » گرفتم ، این کتاب بدون مشورت با کس دیگری در باره » پرستون بی نیکولز» نوشته شده است …، شخصی که می خواهد ، منابع اطلاعاتی اش محفوظ بماند . به جای انجام یک تحقیق پرهزینه وزمان بر و وقت گیر ، استراتژی من این بود که اطلاعات را از خارج دریافت کنم و بصورتی در اسرع وقت   برای جمع آوری سرنخ های تایید شده  از مراجعی استفاده کنم ، که در نهایت ، با دلایلی محکم ، بر اثبات این داستان باور نکردنی صحه می گذاردند …

همانطوری که پروژه ی مونتاک با تحقیقات بیشتری منتشر شد ، و شرح حوادث آن تداوم یافت ، مشخص شد که یک سناریوی واقعی در پشت اطلاعات قاطعی که » پرستون » در باره آنها سخن گفته بود ، وجود داشت .

اینها همه مروری تاریخی /رویدادی بروقایع مونتاک بودند.

اما تماشایی تر از همه ی این   تاییدات این بود که کشف پروژه ی مونتاک به طور جدایی ناپذیری ، به بدنام ترین فرد مکاتب اسراری همه دورانها وزمانها یعنی » آلیستر کراولی « پیوند خورده بود ! که در محافل مربوطه از او به عنوان نابکارترین و شریر ترین مرد جهان یاد می شود…بر اساس همین گزارشات محفلی ،

کراولی با همزاد خودش عمل جادوی ج.ن .س. ی انجام می داده و کاملا با او مرتبط بوده است .

او همچنین ، با موجوداتی که از جسم و بدنشان جدا بوده اند (ارواح واشباح ) به توسط دستکاری در زمان در ارتباط بوده و مسافرتهای متعددی در بین ابعاد دیگر داشته است حتی پیشنهاد ماهیت بین الابعادی جهانهای دیگر آزمایش فیلادلفیا ، می تواند تعبیری ماورایی و جادویی و شگفت انگیز کراولی باشد .

برای اطلاعات بیشتر در مورد این فرد به سایت زیر مراجعه کنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Aleister_Crowley

(در این مورد ، نمونه های مشابهی در زمان خودمان موجود است : غیب کردن /نامریی کردن مجسمه ی ازادی  نیویورک /یک کوپه ی قطار توسط دیوید کاپرفیلد در مقابل چشمان حیرت زده حاضران

آیا دیوید کاپر فیلد ، دیوید بلین ، کریس آنجل با جادوی آلیستر کراولی آشنا هستند ؟ -مترجم )

اثبات این ارتباطات شگفت انگیز «کراولی» در طول یک دوره ی زمانی طولانی مدت گسترش یافت ،

این کشف زمانی شروع به شکل گیری نمود که من اولین مصاحبه ام را با پرستون آغاز کردم و زمانی که این کلمات از دهان پرستون در رفته بود و موقعی بوده که به جادوگر کراولی متصل بوده است .

پرستون معتقد بود که هرد ویشان ، (یعنی خودش و دانکن کامرون ) در زندگی پیشین ،» پرستون و مارکوس ویلسون » بوده اند .. در واقعیت .این برادران دو قلو بوده اند واز اولین تولید کنندگان ابزار آلات علمی  در بریتانیای کبیر آن زمان به شمار می رفتند .

علاوه براین ، در آن زمان ایندو جزو دوستان خانوادگی » الیستر کراولی « هم بشمار می رفتند و آنها تا به حال نیز در شراکت تجاری مشترک با او نقش داشته اند .

تصدیق می کنید که تمامی موارد بالا ، همانند داستانی افسار گسیخته به نظر می آید ، بنابر این من شروع به جستجو در هر مرجعی برای پیدا کردن » ویلسون ها « در کتابهای مختلفی که نام آلیستر کراولی با ان همراه بود نمودم ،ولی چیزی دستگیرم نشد .

در این جستجو و کنجکاوی فکری ، با شگفتی کشف کردم که نه تنها » الیستر کراولی « در سال 1918 مونتاک را دیده است بلکه او در کتاب اتو بیوگرافی اش (شرح حال زندگی خود شخص به قلم خودش –مترجم ) اسم » دانکن کامرون « را ذکر کرده است ! پس از این کشف مهم ، نمونه های متعددی از همزمانی رویداد های بین خانواده های » کامرون » و » کراولی» کشف شدند .

(اینها جزئیات مروری بر مونتاک بودند اما من هنوز مرجعی از » برادران ویلسون » پیدا نکرده بودم )

معنای این همزمانی های مختلف بین نامهای » کامرون » و «کراولی» را زمانی دریافتم ، که داشتم در باره ی زنی که  خودش را » کامرون » می نامید تحقیق می کردم …شاید ازدواج این زن ، با «جک پارسونز»

(اولین دانشمند و مخترع سوخت جامد راکتها و موشکها ی فضایی  و شاگرد کراولی ) ، مشهورترین ازدواج در نوع خود و زمان خود محسوب می شد .

همه آنها با هم ( کامرون ، جک پارسونز ، کراولی و…) در فعالیت مسافرت بین الابعاد دیگر جهان ها که با عنوان Babalon شناخته شده مشارکت داشتند (بابالون یک مراسم تشریفاتی بود که توام با جادوی ج.ن س .ی

که از سوی برخی به عنوان بزرگترین عمل جادویی قرن ستایش شده ومعرفی گردیده بود)

http://en.wikipedia.org/wiki/Babalon

Babalon) – به عنوان زن ننگین ، مادر بزرگ و یا الهه مادر اعجوبه های ترسناکی  است که در سیستم عرفانی Thelema شناخته شده ، که در سال 1904 با نویسنده انگلیسی و occultist Aleister کراولی از

» کتاب قانون » بوجود آمده ودر سراسرمکاتب فراماسونری جهان اشاعه یافته است ….مترجم .)

(دوستان عزیزم ، شمارا ارجاع می دهم به سکانسی از فیلم Eyes wide shut ساخته ی استنلی کوبریک فقید که در آن تام کروز نقاب برچشم در مکان ممنوعه انجمنی فراماسونری قدم می گذارد ، به جمعشان می پیوندد و به وضوح این جادو را می بیند ! به نظر من یکی از دلایل جداشدنش از نیکول کید من (همسرش) وقایع بی پرده ی این فیلم افشاگرانه و صریح در مورد این انجمنها بود حال سوای سایر دلایل زندگی های پوشالی بازیگران وستارگان هالیوود و نیز سکانس کلیدی فیلم بچه ی رزمری ساخته ی رومن پولانسکی که روح شیطانی در کالبد کاهنان در حال تعرض به زن نقش اول است و بچه ای از نسل شیطان بدنیا می آید و جالب اینجاست که مدتی بعد پولانسکی همین همسر باردارش را در طی ماجرایی فجیع و مرتبط با گروه های شیطان پرست از دست می دهد – مترجم)

از طریق یکسری از رویدادها ی همزمان وباور نکردنی ، من (پیتر مون ) بخاطر شروع کسب وکاری جدید به کالیفرنیا ی جنوبی سفر کردم ، کاملا به طور تصادفی ، یکی از دوستان مونث کامرون را ملاقات کردم ، در کمال تعجب دریافتم که اودر کالیفرنیا زندگی می کند ، ومن بزودی دریافتم که درحال نقل اطلاعاتی در خصوص آزمایش فیلادلفیا ، پروژه ی مونتاک روابط بین کراولی  و کامرون به او هستم ، ودر کمال شگفتی من ، او به من خاطر نشان کرد که اسم اصلی اش کامرون نیست ، بلکه » ویلسون « است !

چند ماه بعد من نامه ی شگفت آوری را دریافت کردم ، مبنی براینکه ، «برادران ویلسون » وجود داشته اند یا خیر . که این پرونده را با این سوال می بست . آن نامه از فردی به نام » آمادو کراولی « بود که ادعا می کرد پسر نامشروع » آلیستر کراولی « است . نه تنها او پدرش را به خاطر صحبت در باره برادران ویلسون به من شناساند ، بلکه سرنخ هایی ارایه داد که ضریب دروغگویی درباره ی اصل ونسبش را به صفر می رساند .» آمادو کراولی» نه تنها وجود برادران ویلسون را تایید کرد ، بلکه جزییاتی تماشایی از جایگاه و موقعیت پدرش در 12 اگوست  1943 (روز ازمایش فیلادلفیا ) ارایه کرد .

آلیستر کراولی ، پدر آمادو در یک کارناوال طی یک مراسم جادویی که با نام ( Men – an -tol ) در انگلستان آنرا سرپرستی می کرد ، زمانی که یک تخته سنگ به شکل شیرینی دوناتی حفره دار (مثل شیرینی خامه ای خودمان که به شکل حلقه ای توخالی است –مترجم) بطور قائم و راست در آب قرار داشت ، بر طبق گفته های آمادو ، آلیستر اورا در لای سوراخ حفره ی سنگ قرار می دهد ودر بالای مسیر آبهای خروشان ول می کند و خود از سواحل انگلستان به لانگ آیلند نیویورک می گریزد .

در اکثر موارد اینجا جایی است که » مروری بر مونتاک » پایان می پذیرد .

کشفیات حیرت آور بعدی این بود که نشان می داد » پرستون « هنوز آن صندلی گهواره ای اش(دغدغه ی مونتاک ) را کنار نگذاشته و خط فکری مستدل او باعث اعتبارش بود و این چیزی است که این کتاب به این منظور نوشته شده است .

علاوه براینها ، ان نشان داد که نیروهایی که در پروژه ی مونتاک آشکار هستند ، ریشه عمیق نهفته این موضوع را با مکاتب اسراری بیش از پیش محکمتر می سازد .

در حالی که » مونتاک » مرور می شد ، مروری آشکارا جذاب بود ، شبکه ای از قضایای بهم تنیده ، و دسیسه گون ودر برخی جهات پخش شده ، که غیر موازی  هم پیش می رفتند وبسیاری از نتیجه گیری ها ی نهایی را سبب میشدند ، اما بااین وجود ، ما با بسیاری از پرسشهای بدون جواب ، برلبه ی صندلی خودمان میخکوب و آویزان شدیم …از این نظر که کتاب تحقیقی جامع بود اهمیت دارد آن مارا به طرف مکاتب اسراری راهنمایی کرد ، سازمانها مخفی که از زمانهای قدیم وجود داشته اند و بدنبال تنظیم آگاهی و آزادی شخصی می باشند…

این همان نقطه ی عظیمی است که برای فتح باب این کتاب حاضر به آن نیاز مندیم :

(اهرام مونتاک ، اکتشافی در آگاهی ها )

( پایان قسمت اول ) دنباله این مطلب را بزودی خواهید خواند ….منتظر بمانید !

با تشکر دوباره از رامتین و تمامی دوستانم که مارا در راه کشف حقایق پشت پرده این جهان شگفت انگیز یاری می دهند. خداوند یکتای متعال عالمیان را شاکرهستیم که به ما قدرت شناخت  عطا فرموده است ، پس از تمامی نیروهای منفی ، وساوس شیطانی ، عوامل آشکار و پنهانی که در این دنیا برای تسخیر روانهای پاک بسیج شده اند ، به یزدان کردگار و خالق حی متعال  پناه می بریم ، او است همیشه حاضر وناظر وهمیشه  آمرزنده و بخشنده .» آمین یا رب العالمین .»

پ . ن : با تشكر فراوان از فرهاد عزيز كه مطلبي كه يك سال بود علاقه داشتم بخوانم را به زبان شيرين فارسي ترجمه كرد. همينطور عكسهاي گرافيكي كه تهيه فرمودند و مطالبي كه خودشان در متن قرار دادند كه واقعا مثل خود مطلب جالب و خواندني هست.

مطلب قبلي كه راجع به كراولي بود با صحبت راجع به كراولي در غرب همخواني ندارد. من يكي از كتابهاي ايشان را به صورت pdf دارم. به نظر من غربيها به خاطر منافع خودشان راجع به كراولي تحريف ايجاد كرده اند. با اينحال نظرها متفاوت و قابل احترامه.

در آخر از دوست خوبم فرهاد عزيز ميخواهم اگر كسي در نظرها سوالي داشت مثل هميشه با نظرهاي آموزنده و خواندني جواب دوستان را بدهيد.

Advertisements

Posted on سپتامبر 22, 2010, in ماشين زمان, پروژه سفر در زمان مونتياك, سفر واقعي در زمان. Bookmark the permalink. 83 دیدگاه.

  1. با تشکر از رامتین و تمامی دوستان ،

    لازم به ذکر است که مطلب فوق به خاطر طولانی بودن ،
    در 4 بخش به نظر شما خواهد رسید …وقسمت اول را
    خواندید …
    قسمتهای بعدی با اطلاعات اضافی در حال ترجمه است منتظر بمانید …!
    قربان همگی شما

    • ممنون فرهاد گرامی. خسته نباشی .خدا قوت برادر خوب ما

      • خواهر گرامی ، لیلیانا
        با تشکر از لطف شما ، کتابت به چاپ رسید ؟
        خیلی دوست دارم آنرا بخوانم …وقت و عمر اجازه بده من هم دست نوشته های زیادی برای کتاب شدن دارم …
        مرسی از اینکه با سخنانت به همه بچه ها دلگرمی و امید می دهی ..
        خداوند به اندازه دل کهکشانی ات نیکی و محبت اعطا کرده است …
        پایدار و سربلند باشی ….

  2. با تشکر از فرهاد خان و رامتین جان عزیز منتظر قسمت های بعدی هستم .
    فقط میخواستم از فرهاد خان بپرسم نظر خودتون در مورد صحت و سقم پروزه مونتیاک و امکان سفر در زمان چیه؟
    البته من فکر میکنم سفر در زمان امکان داشته باشه ولی به نظر من این سفر جسمانی نخواهد بود و امکان داره انسان به شکل روح و یا ترکیب دیگری به زمان های مختلف سفر کنه …

    • به نظر من امکان پذیره . الآن دانشمندان دارن روی تله پورت کردن کار میکنن و تا حدودی هم موفق شدن. فعلا تونستن یک جسم در حجم و ابعاد بسیار کوچک رو تله پورت مکانی بکنند. یعنی جابجایی جسم از مکانی به مکان دیگر در یک زمان واحد…
      (البته با توجه به پروژه ی مونتاک دیگه نمیشه گفت که واقعا دانشمندان به چه سطحی از علم رسیدن. مطمئنا خیلی جلوتر از اون چیزی هستند که ما میدونیم)

      • کیوان جان درود ،
        در تایید فرمایشت ، بله این اتفاق تله ترانسپورتاسیون در دنیای زیر اتمی جواب داده ولی در مقیاس بزرگش منوط به تکمیل » کامپیوترهای کوانتومی » است که آنهم کم کم تجهیز و آماده میشه …
        ما باید شاهد یک سری اتفاقات بسیار بسیار شگفت انگیز تا چند سال آینده باشیم !

    • مهدی جان درود …!

      نظر خود من اینه ، پیتر مون آدمی منصفی به نظر میاد ، خود من اول شک کردم که شاید کاسه ای زیر نیم کاسه باشه مثلا زمان جنگ سرد بوده و امریکا خواسته در مقابل شوروی سابق کم نیاره …ولی باخواندن تمام
      گزارش متوجه شدم نه ! اون جاه طلب ها فکر های دیگری در سر دارند ! همانطوری که خواندید ، آزمایش فیلادلفیا بر اساس تئوری های دانشمندانی چون نیکلا تسلا و ماکسول و… شروع و به نتایج وحشتناکی ختم شدند …مونتاک ، زمینه را برای سایر پروژه های مخرب و وحشتناک دیگر باز کرد :
      پروزه ی هارپ / پروژه ی سوپر من / رنگین کمان / ام کا اولترا و…
      مهدی جان خودت می دانی اگر قدرتی باشه که اخلاق نداشته باشه مردمش رو احمق فرض کنه و با دادن شوکولاتهایی اعتراضات اونهارو به تعویق بیندازه دست به انجام چنین جاه طلبی هایی می زنه …
      در ادامه خواهید خواند که در این پروژه بیش از10000نوجوان از سراسر امریکا و سایر کشورها دزدیده شدند و در آزمایشهایی فجیع (تولید ابرانسان ) مورد استفاده قرار گرفتند …
      بیش از 250000انسان بیگناه در این پروژه تلف شدند ، دیوانه شدند ، نیست شدند !…شوخی نیست ،
      من فکر می کنم انسانهای آگاه و منتقدی مثل مایکل مور / نوآم چامسکی / پیتر مون و…منتقد دولت آمریکا
      هستند و این قضیه مونتاک ، حاصل تلاش چندین ساله ی پیتر مون و پرستون نیکولز است .
      من به دیده ی یک گزارش افشاگرانه به ان می نگرم البته همیشه باید طرف دیگر قضیه را هم در نظر بگیریم
      که شاید این قضایا تاریخ مصرف هم داشته باشند و نوعی گمراه کنندگی هم در درونشان باشد …
      در هر حال فکر کنم با خواندن این نوع گزارشات به نوعی شناخت برسیم :
      1=نفرت از قدرت بی حد وحصر افرادی بی اخلاق و متمول /کارتل /تراست/منفعت طلب /و جاه طلب
      2=نفرت از جهل و فقر و بیخبری و نا آگاهی و بی تفاوتی که باعث می شود موارد 1 به اهدافشان برسند

      در ضمن سفر در زمان ، همانطوری که گفتی » ماتریکسی » بوده ، مدیومها در صندلی مخصوص می نشسته اند ، کابلی به پشت سرشان وصل می شده بعد پرواز !!!
      ودر واقع این پرواز » آگاهی » است به بعدی ناشناخته …که از هر تجربه ی واقعی جسمی «واقعی تر» است ،
      من یکبار در نمایشگاه کامپیوتر تهران » واقعیت مجازی » (ویر چوال رآلیتی ) را تجربه کردم واقعا وحشتناک بود ! انگار یک تی رکس کله ی شما ر ا می خواهد در دهانش فرو کند …!
      البته این پروژه روحی /فکری بوده ولی با بسط نظریه ريسمان شاید سفر جسمی نیز ممکن گردد …
      در ضمن وبلاگت مبارک…

      • ممنون فرهاد خان عزیز

      • درود
        فرهاد گرامی سپاس از زحمات شما واقعا کاری بس خطیر و زمان بر ، که اجر معنوی آن فراتر از هر چیزی است.
        در جائی می خواندم که بر اساس روند معمول دانشمندان پیش بینی نموده اند که تا سال 2025 روند پیشرفت در تکنولوژی به گونه ای خواهد بود که سفر انسان مشابه نمابر امکان پذیر است. با تائید فرمایش شما از لحاظ تئوری و عملی در مرحله زیر اتمی ، بشر در پروژه مشترک و چند ملیتی به دستاوردهائی در این زمینه رسیده است و شاید در مراکز سری به دستاوردهائی نوین دسترسی پیدا کرده که با اعلام گزارشاتی هر از گاه ضد و نقیض اذهان عمومی را جهت آمادگی رویاروئی با برخی از آنها که باب میل بسیاری از منتقدین نمی باشد آماده میسازند .
        سپاس مجدد و بی صبرانه منتظر ادامه این مطلب

  3. رامتین جان ممنون . خیلی عالی بود .منتظر ادامه آن هستم . و همین طور از فرهاد عزیز هم تشکر میکنم
    دستتون درد نکنه

    • خيلي خوب بود مرسي
      ولي بايد يادارور باشيم براي اين كه در زمان سفر كنيم بايد سرعتي فرا تر از سرعت نور بدست اوريم ايا ممكنه؟؟

      • سلام
        با تشکر از فرهاد خان و آقا رامتین
        به نظر ناقص بنده، زمان و فضا (مکان) دو عنصر لاینفک در عالم هستند.
        اگه بخواهیم با سرعت نور و یا بیشتر از اون حرکت کنیم ، با علم امروز امکانش نیست و نظر دانشمندان هم همینه(به خاطر اتفاقهایی که برای اتمهای یک جسم می افته و ماهیتش از بین میره) . اما شاید بشود که جسمی را با سرعت نور ، همراه با فضای اطرافش، حرکت داد(که به تازگی یکی از دانشمندان هم این نظریه رو اعلام کرده).
        یک نظر هم خودم دارم ولی ممکنه که خیلی دور از حقیقت به نظر بیاد،اما دقیقا مثل کاری هستش که برای انتقال تصویر ویا صدا و به کمک امواج و سپس مبدلها انجام میشه. جسمی را اول به چیزی تبدیل میکنند که غابلیت این رو داشته باشه که با سرعت نور حرکت کنه(مثلا خود نور و یا امواجی در همین حد) سپس پس از طی کردن زمان مورد نظر دوباره نور یا امواج را ، توسط دستگاه دیگری به حالت اول برگردوند.

      • یادم نیست که کجا خوندم ، اما یادمه که یه جا خوندم که دانشمندان به این نتیجه رسیدن که لازم نیست برای سفر در زمان به سرعتی معادل سرعت نور رسید. بلکه تکنیک های دیگری هم وجود داره که میشه این کار رو عملی کرد. مثلا ایجاد یک جریان بسیار شدید و بزرگ از مغناطیس. (یادآور بشم که در زمان جنگ جهانی دوم، نازی ها روی این تکنیک کار میکردن. که مطلبش توی همین وبلاگ هست)

      • کوروش جان درود …

        فرمایشت صحیح است ولی با کدام نظریه ؟ نسبیت انیشتین ! با نظریه ریسمان
        و ام تئوری ما 11 بعد داریم و حداقل 7 نسخه از خودمان در دنیاهای موازی ،
        نظریه ای دیوانه کننده و خارج از حیطه ی شناخته شده هاست …ولی خوب ،
        زمانی را تصور کن که نه هواپیما بود نه موبایل نه ماهواره …ما همه اکنون
        در جایگاه افراد قرن 19 هستیم وبا فن اوری جدید بیگانه !!
        ممنون از نظرت و مطالبی که می نگاری …

  4. ما اینجا هستیم ومنتظر میمانیم
    ما اینجا هستیم ومنتظر میمانیم
    (م3 آخر فیلم ترانسفورمرز)

  5. سلام مطلب جالبی بود..راستی من دیروز یک فیلم دیدم از سخنرانی یک استاد جوان در دانشگاه علامه طباطبایی در مورد فراماسون ها…شما اونو دیدین؟خیلی جالبه..

    • Xina جان درود
      نه ندیدم ، من خواهشم این است هر وقت همچی فیلم /مستند/سخنرانی هایی پخش میشه
      یه ندا تو وبلاگ بدبن همه استفاده کنن …مرسی
      این را هم بگویم فراماسون ها / فرقه های مخفی ریز و درشت / دکان بازار های جدید با رنگ ولعاب عرفان و شبه عرفان و طریقتهای ظاهر زیبا باطن چرکین بسیار زیاد شده اند …
      باید حواسمان ششدانگ جمع باشد …خصوصا که جوانان را نشان کرده اند واین از همه خطرناکتر …برگزاری انواع کلاسهای فرافکنی /وعده های دروغ /کلاشی و حقه بازی
      توصیه های ایمنی را جدی بگیریم …!!!
      قربان شما دوست گرامی ..

      • بله اقای فرهاد عزیز اتفاقا اون استاد خیلی ما رو از این فرقه های عرفان بر حذر می داره.خیلی فیلمش جالبه.4 ساعت و نیمه .سی دی اش دستم رسیده .طرف استاد بسیا بسیار جوانیه اما خیلی با سواد و شیوا سخنرانی میکنه. به نظرم اومد که واقعا برای این کارش پژوهش کرده.اصلا وقتی از کار این فراماسونها سر در می یارین تازه می فهمین چه خبره.یک سری حقایقی رو میگه میمونید توش.از زمان هخامنشیان و متاسفانه نفوذ یهودیان صهیونیست/برادران و خواهران کلیمی حسابشون از صهیونیست جداست/ وکشتار 7000 ایرانی به شکل فجیع و کشتن هامان وزیردانشمند خشایار شاه با توطئه ایستر همسر یهودی خشایار شاه میگه تا برسه به زمان حال همش هم با سند و مدرک.دیدنش خیلی مفیده.

      • سلام به همگی مخصوصا فرهاد جان و xina خانم
        مقاله ای در خصوص ایران کشی و عید پوریم یهودیان هم اکنون در وبلاگم گذاشتم.اگه سر بزنید خوشحال میشم
        نظر یادتون نره
        http://westsun.wordpress.com/2010/09/25/ایرانی-کشی-یهودیان/

        راستی اون عدد هم به اشتباه نوشتید تعداد کشتار ایرانیان در سه روز: ٧۵٨۰۰ تن بوده است
        دوستدار همگی: مهدی محمدی

  6. سلام.
    هااااااا شیر فرهاد دستت درد نوکنه.
    خیلی خوب بید.

    فقط یه ذره بعضی جاهاش قابل فهم نبود.
    شایدم نیاز به پیش زمینه داره و من اون پیش زمینه رو نداشتم.
    البته هنوز هم کامل نخوندمش.
    ولی مرسی از وقتی که صرف میکنید و اهمیتی که برای دوستانتون قائل هستید.
    رامتین جان مرسی.

    • سارا بانو درود
      شکسته نفسی می کنی دوست من …من بسیار از روح والای شما آموخته ام
      جدی می گویم …از شما /آزیتا /پارتیا /منتظر / رامتین مخترع / افشین /مهدی/ نوید/محمد دی 2و سایر
      دوستان که مثل انگشتان یک دست با هم هستیم …انشاءا…که همیشه این دوستی پابرجا بماند
      من هم مثل برادر کوچکتان در خدمتم …

  7. با تشکر از یوفولائو جان و آقا فرهاد عزیز دوباره اومدیم برای تشکر
    الان یک ساله اون متن مونتاکو پیدا کرده بودیم یه ترجمه درست و حسابی وجود نداشت..گوگلم که ترجمه نکنه بهتر
    عده ی زیادی با این کار آقا فهاد دعا گوی شما شدن
    واقعا ممنون مشتاقانه منتظر قسمتهای بعدی هستیم
    جدا دمت گرم

  8. صبرمون ته کشیده

    • Bill Kaulitz گرامی
      درود و هلو علیکم !

      بلی منتظر می مانیم تا شگفتی ها ی عالم را ببینیم …آنهم چه شگفتی هایی !
      از شوخی گذشته من کار فوق العاده ای نکردم ، انرژی خودتان را گرفتم به خودتان
      پخش کردم …هااااا این خوب بید …اما قهوه تلخ خوب نبید …چون پولکی بید …!
      شکرا یا اخی «بیل کاولیتزغ فرام » من البن الفهاد » هاااااا دیس بید …
      بیبخشین تو گوگول ترانسلیطور ویروس افتاده بود ……….

      • علی جان درود …
        ممنون از لطفت …به محض اینکه آماده شد ، واسه رامتین می فرستم …
        قربانت

      • بله به نظر منم قهوه تلخ همش تکرار گذشته بود و اصلا چیز جالبی نبود . چرا این کارگردان ها فکر می کنند اگر مدتی فیلم نسازند دنیا زیر و رو می شه؟ضمن این که شنیدم ایده اش را از جایی کش رفته اند . ببخشید این موضوع ربطی به ترجمه ی شما نداشت . اما می خواستم در این فرصت برای پولی که از جیبم بیرون کشیده شد کمی با شما همدردی کنم. مرسی

  9. این با پروژه فیلادلفیا فرق داره ؟

      • رامتین دلاور دوران سلام و درود فراوان ….
        البته بگم فیلادلفیا بود که یک عده ای رو تحریض و تحریک کرد که روی پروژه های اسرار آمیز کار کنند …رامتین حساب می کردم ، بعد جنگ جهانی دوم به این طرف ، بیش از 3500 پروژه ریز و درشت /موفق ونا موفق در سراسر دنیا انجام شده و 80 % هم در امریکا بوده اکثریت آنها با کمک آلمان ها بوده ( پروژه احیای رایش چهارم و ایجاد یک دولت جهانی نئونازی و فاشیست جدید )
        راستی از ترجمه پروژه بشقاب پرنده های آلمانی چه خبر؟

      • كسي ترجمه نكرد. جواب اين دوست خارجيمان 123 هم با شما . ممنون از لطفت.

  10. ok گرفتم .به نظر من همچنان این پروژه ادامه داره چون سازمان CIA مخفی ترین اطلاعاتشو بعد از 50 سال از متوقف شدنشون اونهارو فاش میکنه ولی اسرار این پروژه تا کنون فاش نشده و فقط توسط افرادی که کتاب مینویسند اطلاعاتی هست .(حرفم تا حدودی ناقص بود شما کاملش کنید :D)

    • پیروز گرامی درود ،

      پروژه ی فیلادلفیا سر اغازی بر مونتاک بود و حدود 60 الی 70 پروزه ی ریز و درشت از بطن
      مونتاک بیرون آمدند! همانطوری که گفتی سازمانهای امنیتی نظارت تام برپروزه های این چنینی دارند
      وهر از گاهی افرادی مثل پرستون بی نیکولز از سیستم بیرون می روند ، و دست به افشا گری می زنند
      به هر حال این مطالب مثل شمشیر دو لبه است …جنبه های سیاسی قضیه هم باید لحاظ شود
      ممنون از نظرت پیروز جان …

  11. خسته نباشید

  12. سلام

    جالب بود

    با تبادل لینک موافقید؟

    aksbox.wordpress.com

  13. dar morede David Copperfield baiad begam mojasame azadi ie hoghe bod mitonid dar youtube ono bebinid

  14. سلام ؛ فرهاد عزیز خسته نباشی ؛ بابت ترجمه و تهیه این مطلب و وقت با ارزشی که گذاشتی ممنون
    رامتین جان ممنون
    ****
    فرهاد عزیز
    به نظر من جریان سفردرزمان و ماجرای پرستون با فیلم «یک ذهن زیبا» فرق داره
    در فیلم ذهن زیبا راسل کرور نقش » جان نش » ریاضی دان برندۀ جایزه نوبل که دچار بیماری اسکیزوفرنی و مشکلات روانی شد را بازی کرده ؛ این فیلم درواقع از کتاب بیوگرافی جان نش با همین عنوان گرفته شده و با اجازه جان نش و همسرش فیلم ساخته شده ؛ ولی تهیه کننده و کارگردان فیلم ؛ چند مورد غیرواقعی را هم در فیلم گنجانده اند.

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%B2_%D9%86%D8%B4

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%DA%A9_%D8%B0%D9%87%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7

    http://fardayedigar.mihanblog.com/post/10

    ****
    در مورد اون دوستی که بهت توضیح داده بودم هم حدس میزنم گرفتار همین مشکل باشه که جان نش گرفتارش بود و هست ؛ یه جا خوندم که با جان نش مصاحبه کردند پرسیدند اون 3 نفر را هنوز هم میبینه؟ گفته بله ولی دیگه بهشون اهمیت نمیده درست همون کاری که آخر فیلم اتفاق می افته
    بعداً بهت ایمیل میزنم

    • راسل کرو
      Russell Crowe

      *** اشتباه شد

    • افشین جان درود …
      فرمایشت متین ، ولی منظور من این بود که پرستون نیز همانند جان نش ، مدتی در گیجی و چند شخصیتی بودن به سر برده چون اصلا کسی باور نمیکرده او در مونتاک بوده ودر زندگی دیگر در لانگ آیلند …حس می کنم متن را دقیق نخواندی !
      البته تعدد اسامی /ماجرای پیچیده مونتاک خود مرا نیز گیج کرده است !!
      باز هم ممنون دوست عزیزم منتظر ایمیلت هستم

  15. مرسی فرهاد عزیز. واقعا خسته نباشید. من میدونم که چقدر کار ترجمه سخته. اونم یه ترجمه ی شیوا و روان….
    ایشالا که در ترجمه ی ادامه ی کار هم موفق باشی.

    من فکر میکنم که اگه دوستان یه نگاهی به فیلمهایی که ساخته میشه داشته باشن بد نیست. و خوب میشه اگه دوستان هر فیلمی رو که میبینن و احساس میکنن که به موضوع بحث ربط داره ، اون فیلم رو به دیگران معرفی کنن.

    من چند سال پیش یه فیلم دیدم با نام «مکعب» (فیلمش توی ویدیوکلوپها هست)
    موضوعش این بود که در یک آزمایش چند نفر داخل یک اتاق حبس میشن. تعداد بیشماری اتاق وجود داره که همه به هم راه دارن. نکته جالب اینجاست که در بعضی از اتاقها زمان و روند گذشت اون متفاوت با اتاقهای دیگه است.
    پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینید.

    یه سریال هم جدیدا دیدم که فقط فصل اولش ساخته شد و ادامه پیدا نکرد و متوقف شد. شاید بعضی از دوستان دیده باشن. سریال فلش فوروارد (Flash Forward)
    موضوعش اینه که همه ی مردم دنیا در یک زمان واحد به مدت 2 دقیقه و 17 ثانیه بیهوش میشن و در زمان بیهوشی اتفاقی رو که در 6 ماه آینده براشون پیش میاد رو میبینن.
    سریال فوق جذابیه. حتما ببینید

    در مجموع من فکر میکنم سفر در زمان امکانپذیره ، اما بدون دخل و تصرف. یعنی اگه بشه به زمان گذشته رفت فقط میشه اون رو دید. نمیشه تغییری درش ایجاد کرد.
    رفتن به ابعاد دیگه ی زمان هم به نظر من امکانپذیره. حتی رفتن به دنیای موازی. با این تفاوت که در زمان نمیشه تغییری ایجاد کرد اما در دنیای موازی میشه تغییرات رو ایجاد کرد.
    (البته اینها نظر شخصی بنده است)

    • کیوان جان
      بلی مکعب شامل 3 قسمت فیلم بود که آخری با نام هایپر کیوب در شبکه 3 به نمایش در آمد …
      بسیار فیلم جالبی بود ، به دوستان پیشنهاد می کنم برای درک دنیاهای موازی این فیلم رو ببینید
      موضوعاتی مثل تسراکت /هایپر کیوب /گذشت سریع و کند زمان و…
      بسیار جالب در این فیلم تخیلی تصویر شده اند…

  16. Reznikdel عزیز ،

    اتفاقا روی همین مطلبی که گفتی دارن کار می کنند : بیو تله ترنسپورتاسیون یعنی انتقال موجود زنده
    از بعدی به بعد دیگر ، ( فیلم مگس دیوید کراننبرگ را به یاد بیاورید!) مشکلشان این است که باید تمامی
    احتمالات موقعیت ذرات /مولکولها /اتمها /کوارکها /ریسمان های مرتعش بدن را بایک » کامپیوتر کوآنتومی «محاسبه کنند بعد موقعیتی در یک فاز /زمان /بعد دیگر در کامپیوتر کوانتومی (براساس منطق فازی کار می کند ) مثلا در قمرهای مریخ (فوبوس و دیموس ) دوباره ظاهر کنند …
    من فکر می کنم تمامی قسمتهای سریال پیشتازان فضا ( من بیشتر از کاپیتان اسپاک با آن قیافه ی عجیبش خوشم میامد) كم كم روزی تحقق پیدا کنند …

  17. The story is widely regarded as a hoax.[1][2][3] The U.S. Navy maintains that no such experiment occurred, and details of the story contradict well-established facts about the Eldridge.[4] Nonetheless, the story has captured imaginations in conspiracy theory circles, and elements of the Philadelphia Experiment are featured in other government conspiracy theories.

  18. خوب ترجمه این نظر توسط 123 عزیز این است :

    داستان به طور گسترده جعلی در نظر شده گرفته است [1] [2] [3] نیروی دریایی ایالات متحده مدعی است که هیچ تجربه این چنینی رخ نداده ، و اطلاعات مربوط به یک تناقض به خوبی تثبیت حقایق در مورد Eldridge [4] با این حال ، داستانی است اسیر تصورات در محافل تئوری توطئه ، و عناصر آزمایش فیلادلفیا در نظریه توطئه دولت های دیگر برجسته شده است.

    لااقل منبعی ، لینکی جیزی می گذاشتی جوان ….

  19. دوست 123 من !
    در این دنیای شگفت انگیز ، اتفاقاتی افتاده ، داره می افته و حتی خواهد افتاد ! اگر کمی منصف باشیم ، بعضی پروؤه های علمی هم به نفع بشریت بوده اند هم به ضرر آن …این علم مثل چاقویی 2 لبه است ! بستگی دارد چه کسی آنرا به دست بگیرد …قضیه دینامیت آلفرد نوبل/اوپنهایمر و پروژه ی منهتن و تولید بمب اتم /نیکلا تسلا و پروژه هارپ و…اگر یک کم واقع بین باشیم می فهمیم که قضیه از چه قرار است وکسانی که یه دیوید آیک و سایر نظریه پردازان به دیده ی توطئه پرداز می نگرند ، خود وابسته به همان قدرتهای سایه اند ! لابی ها /بنیادهای ریز ودرشت و…
    خوب معلوم است که نیروی دریایی و هوایی انکار کند !
    این طبیعی است ! خوب آن موقع این گند کاری دولتی و خصوصی به زیر سوال می رود …
    ولی همیشه محققانی مستقل بوده اند که فارغ از بودجه های دولتی در پی افشای حقیقت بوده اند…
    پرستون بی نیکولزو پیتر مون یکی از این افراد است
    به نظر من آدم خیلی باید احمق باشد تا بخواهد همه این واقعه را جعل کند و به صورت داستان عامه پسند روانه بازار کند…بعدش هم مصاحبه کند و…
    به هرحال این هم نظری است و محترم برای 123

    • این آقای 1 2 3 اگه مقاله فارسی شما رو می خونه و نظر میده درباره اش پس چرا نظرشو به فارسی نمیده!؟
      شایدم فقط میتونه بخونه اما نمیتونه متنی بنویسه!
      این همه یکی دیگه از عجائب دنیای اسرار آمیز ما!
      :دی

  20. سلام
    فرهاد جان دمت گرم خسته نباشی

    یه سوال: به نظرت پروژه سفر در زمان جدای از بحث عرفانیش که من معتقدم امکان داره/ از نظر علمی این پروژه تا اینجا رسیده یا از نظر متافیزیکی و با کارهای اون آقای کراولی؟
    منظورم اینه که مشخصه آخرش این کار علم بوده یا علوم غریبه؟آخه قبلا درباره فیلادلفیا فقط بحث علم فیزیک مطرح بود اما اینجا شما بحث ارتباط این پروژه رو با این آقای کراولی اوردید
    ممنون

  21. دوست من مهدی عزیز …

    به نظر من اینها یک قضیه ای را شروع کردند ، حتی با جادوی سیاه /علم سیاه /انرژی تاریک (هرچی !؟) الیستر کراولی مخلوطش کردند…آلیستر را دست کم نگیرین …!
    یک چند بار به قیافه ی مظلومش نگاه کنید بعد می فهمید پشت سر آن قیافه چه نیرویی تهفته بوده …او مثال کسی است که در راهی قدم گذاشته (حقیقت ) در نزدیکی سرمنزل مقصود ، به کاروانسرایی می رسد که پله هایی به زیر زمین می رسد …خوب بعد ؟ بعدی وجود ندارد !
    طریقت ها/مسلک ها/مکاتب عرفانی /مشرب های گوناگون
    راه وروش ها وقتی کارساز اند که وسیله برای رسیدن به هدف یا حقیقت باشند یعنی «او» …برای کراولی طریقت «تلما» هدف بود ! باز گفتم ، صرف خواندن قرآن ،نزدیک شدن به مسلمانان /زرتشتیان /صابئیان /کوهنوردی وکسب انرزی یانگ /نویسندگی و یکی شدن روح با افکار جمعی /ایجاد مکتب ج.ن.س.ی جدید /جادوی بابالون و…
    انسان را انسان نمی سازد …فقط از راهش منحرف می کند…وابستگی کاذب می اورد …مگر ابن ملجم مسلمان نبود؟ شمر/یزید /ابن زیاد وخلفای اموی وعباسی مسلمان نبودند؟ خیلی هایشان قرآن را هم از حفظ بودند…ولی کارهایی کردند که غیرمسلمانها را هم دل آزرده کرد…وبرعکس انهم هست ..کارهایی که برخی مسیحیان ویهودیان می کنند ، باعث دل آزردگی مسلمانان می شود…
    قبلا هم در یکی از مطالبم گفتم ، 5 چیز مخرب ذهن وروح
    وجود دارد:
    1= کاما(شهوت زیاد از حد به هرچیزی)
    2=کرودها(خشم وعصبانیت)
    3=لوبها (طمع کاری)
    4=موها(وابستگی بیش از حد اعتدال به هرچیزی)
    5= آهنکارا(خودپسندی)
    که مقابل همه اینها موارد زیر است:
    1=عفت و خودداری
    2=کشاما(گذشت ومدارا)
    3=سانتوشا(قناعت ورضایتمندی)
    4=وی وه کا(رهایی/آزادگی/تشخیص درست)
    5=دینتا(فروتنی وتواضع)

    البته این موضو ع فوق یکی از آن چیزهای خوب مکاتب عرفانی بود، این با ماست که با اختیار خود خواه پند گیریم گاه ملال …»او» شرط عقل را با ادیان /نشانه های طبیعت/
    دنیاهای چندگانه نظریه ریسمان و…به ما نمایانده بر ماست که هرچه بیشتر به طرف او برویم ، در کاروانسراهای بین راهی کمی بیاساییم ولی «ساکن» نشویم…موجیم ،آسودگی ما عدم ماست …
    زیاد حرف زدم ببخش
    123 هم نظرش را گفته ، لابد منبع هم یادش رفته که انشاءا…بعدا نظرش را کامل بیان می کنه ودر ضمن بگویم هرچیزی که می نویسیم لزوما 100%درست و وحی منزل نیست وقابل نقد البته منطقی و مستدل وبا رعایت حدود واحترام متقابل !
    قربانت مهدی جان

  22. البته یادم رفت مهدی جان بگویم ،
    این پروژه مثل آزمایش فیلادلفیا ،100%علمی بود ،کراولی بخش حاشیه ای اون بود، نقش دکتر فون نویمان و جک پرات(بعدا خواهید خواند) ویلهلم رایش و…بسیار در این قضیه مهم بوده …

    قربانت

  23. فعلا نمیشه چیزی گفت تا ادامه رو بخونیم ببینیم کلا قضیه چی بوده.
    با تشکر از زحمات آقا فرهاد و آقا رامتین بابت ترجمه عالی متن و انتخاب مطلب. منتظر ادامه ماجرا هستم.

  24. دوست عزیز میشه درباره پروژه سوپرمن/ رنگین کمان/ ام کااولترا چند منبع به درد بخور بزاری /پس هر فیلم علمی تخیلی که میسازند واقعا تخیلی نیست و از روی اسناد سری ساخته شده

  25. اقا کیوان من با شما موافقم انیشتین در پایان عمر خود به نظریه میدان واحد دست یافت و با ان میشد در زمان سفر کرد و امریکایی ها در جنگ جهانی دوم این طرح را روی یک ناو جنگی امتحان کردند و درست از اب درامد ناو 600kmجابجا شد

  26. فرهاد جان دستت درد نکنه ///مهدی جان باشما موافقم و سفر در زمان با روح ممکنه چون کسانی که تجربیات نزدیک به مرگ داشتندگفتند در یه چشم به هم زدن ازاین اسمان (که شامل میلیاردها کهکشان با میلیاردها سال نوری )هستند به اسمانهای دیگر میروند وبر اساس روایات وتفاسیر قران ما 7اسمان داریم و فکر میکنم سفر در زمان با روح بهترین راه باشد چون یوفوهااحتمالا محدود به کهکشانها میشوند در حالی که روح میتونه ما رو به بهشت و جهنم وفرشگان برسونه دوستان ما در جهان ممکن ها زندگی میکنیم /// اگه مونتاک واقعیت داشته باشه باید به عنوان انقلاب ازش یاد کرد //// در کشورهای رقیب امریکا هم همچین پروزه های سری وجود دارد…اگه کسی سراغ داره لطفا افشا کنه //////////اگه جهان دارای 11بعد باشد و جهان های موازی وجود داشته باشند و قبول کنیم 7 اسمان وجود دارد پس ارواح مردگان در برزخ و دوزخ به کدامیک از اینها ربط دارد و اینکه این اسمانها و ابعاد چه ویژه گی هایی دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و هزاران سوال بیجواب

  27. محمد جان درود…!

    باشه چشم یکی کی به همشون می رسیم !

    حداقل، آگاهی و دانستن در این دنیای شگفت انگیز بزرگترین قدرت است …

  28. درود دوستان
    دیروز دوستی عارف یافتم ، به غایت نازنین ، جواني خاکی و متواضع ، شاعر و مولوی شناس و وبلاگ نویس …
    همانند تک تک شما عزیزان با استعداد و حساس !
    نمونه ای درخشان از اقیانوس معرفت و شناخت ، که در خلوت خود مشغول تعمیر وسایل الکتر ونیکی است
    شعر نیز می سراید ، اشعار عرفانی او به قدری دلنشین و اعجاب انگیز است که اساتید دانشگاه را نیز به حیرت انداخته ا ست …شگفتی این جاست که وی در هیچ محفل ادبی آموزش ندیده ، دانشگاه نیز نرفته ، با این وجود با ذوق و علاقه اش به شعر وشاعری ، اکثر کتابهای مولوی را تفسیر کرده و به جرات می توانم
    بگویم دست دست دکتر عبدالکریم سروش را از پشت بسته است ….
    از دوبیتی های اوست :

    در پرده هر آنچه آشکار است…
    از ذات وجود کردگار است …
    من گفتن تو …تو گفتن من …
    گم کردن رد آن نگار است …

    تخلصش «سان» است ، » سان «به سان خورشید ، یا شمس ، یا شمس تبریزی …
    سری به وبلاگش بزنید تا بدانید که پر بیراه نمی گویم …
    جوان با استعدادی که لیاقت کرسی استادی دارد …

    http://www.1001sun.blogfa.com

    برایش موفقیت آرزومندم …

  29. درود .
    رامتین جان عالی بود ممنون از تلاشهای بی وقفت

  30. شايد اسراري توي اين فيلم باشد.!

  31. ممنون از فرهاد گرامی و رامتین عزیز .

    • ازیتا جان راجع به لینک مطالبی که در مورد اوباما گذاشته بودید باید بگم من خودم اولین چهره ای که به ذهنم رسید اخناتن بود ، حالا نظریه ای که اینجا به وجود میاد اینه که اوباما که به صورت غیرطبیعی توسط جرج سوروس به وجود اومده با برداشتن سلولها یا مواد مورد نیاز از مومیایی اخناتن؟ ان شباهت های دیگه هم راجع به زنش و… و تطبیق ویژگیهای طغیان گرانه اخناتن و نفرتیتی جالب بود، نمیشه واقعا نظر داد جزییات تولد اوباما و خانوادش خیلی اسرارامیزه من سعی میکنم سایتی که خودم گفتم پیدا کنم دوباره بخونم چون به طور دقیق راجبه تولدش نوشته بود البته اینو همه میدونن که هر کسی نمیاد رییس جمهور بشه و کاملا انتخاب شده ست ان هم توسط کی؟ کسانی که در لینک مطلب دومی که گذاشته بودید خاندانی کهن و سلطنتی و فراقانونی و پشت پرده هستند و همه چیز رو از شرع و عرف حاکم بر جامعه تا سلیقه مردم انتخاب میکنند این نظریه و قصد کاهش جمعیت با برخی نظریه ها راجع به خزنده ها و ان نقشه قدیمی شباهت داره… وقتی امروزه هم مراسم قربانی و شیطانپرستی انجام میشه واقعا جای تفکر داره اون هم نه توسط انسانهای عقب افتاده جهان سومی توسط همون خاندانواضحه که اونها محض رضای خدا این کار رو انجام نمیدن؟! چه پشتوانه،دلگرمی و فرماندهی پشت اینها وجود داره؟ چه کسی به اینها وعده داده؟ شیطانی که براش مراسم اجرا میکنن کیه؟چیزی که هزاران سال از زمان تمدنهای قدیم وجود داشت، شاید وقتشه به چیزایی که تا حالا به دیده تمسخر و محال نگاه میکردیم دوباره نگاهی بهشون بندازیم…

    • خواهش میکنم ازیتا اتفاقا خوب شد این بحث پیش اومد میخوام ذوباره برم مطالبش رو بخونم

  32. فرهاد جان ممنونننن این مطلب حتما باید ترجمه میشد!

  33. کامورا جان /آزیتا ی گرامی /رامتین و تمامی دوستان !
    درود …..!
    حالا کجایش را دیدید ! حیرت از قسمت دوم به بعد شروع میشه ….! این پدر سوخته ها چه کار ها که نکردند…!
    چه سر وسری با نزادهایpladians /gray/sirian
    که ندارند …واقعا برای من هم تجربه ی خوبی بود …
    در مرحله ی انتخاب عکس و ویرایش قسمت دوم هستم
    منتظر باشین دوستان گلم ….!

    مونتاک یعنی دروازه ای به دنیای اسرار آمیز رامتین جان …!

  34. عرض ادب و خسته نباشید خدمت دوستان.
    دست گلت درد نکنه فرهاد جان لذت بردم.
    فقط سوالی که برام پیش اومد اینه که چطوری میشه ذهنیت یه نفر عینیت پیدا کنه و ایا این عینیت کانسپت هست یا عرفا» واقعیت محضه؟

    • دوستان عینیت بخشیدن به اشکال و تفکرات ذهنی یک امر واقعی است.این کاریه که بیشتر راهبان بودایی که به درجه ی بالاتری از رشد فکری و آگاهی دست یافتن سالهاست که انجامش میدن وبهش (تولپا)میگن.اگه بتونید به وب سایت های خارجی سرکی بکشید و تولپا رو سرچ کنید می تونید به مطالب جالبی در این مورد دست پیدا کنید.
      امیدوارم مطالب مفصلی راجع به همین موضوع در اینجا گذاشته بشه تا دوستان بیشتر با این پدیده آشنا بشن.

  35. مرا از دیدگاه‌های پس از این، به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن.

  36. پارتیا ی گرامی من ،دوست عارف عزیزم.

    درود ، سوال خوبت محفوظ بماند برای وقتی که قسمت 2
    گزارش آماده شود به همین زودی برای رامتین می فرستمش…بله ، امکان دارد…دقیقا تبدیل ذهن به عین است از طریق امواجی با فرکانس های بسیار بالا…
    می دانم همه کنجکاوید برای دانستن …ولی وسواس من این است ، ترجمه ای ارایه بدهم ، که شک وشبهه در آن حداقل باشد و کپی برابر اصل باشد …پس ، صبر کنید!
    قربان همگی شما
    شیر فرهاد

    • ببخشید آقا فرهاد
      ممکنه بگید
      دقیقا تبدیل ذهن به عین است از طریق امواجی با فرکانس های بسیار بالا…
      یعنی چه؟
      این علمیه؟

  37. یعنی چی که اوباما رو جورج سوروس تولید کرده بث کنید این حرفارو تو یه سایت نوشته بود هیتلر فراماسون بوده و برای اینکه یهودیان ساکن فلسطین شوند جنگ جهانی وهولوکاستو راه انداخته با عقل شما جور درمیاد با عقل من که نه تو دونیا هر چی میشه ربطش میدن به فراماسونی من تو این موندم مردم امریکا تا به حال چرا بر علیه این فراماسمونری قیام نکردن

  38. susan عزیز…درود!

    متاسفانه یا خوشبختانه (!) در این پروژه از شیر مرغ تا جون آدمی زاد هست …آن پرسوخته ها کارهایی کرده اند
    (یا هنوز هم می کنند..!) که واقعا آدم شاخ در می آورد …
    گر صبر کنید ، زغوره «ترجمه قسمت 2 مونتاک سازم»
    بابا سوالات رو نگه دارین برای بعد….!!!

  39. ممنونم ازت فرهاد جان.اوس.منتظر میمونیم.

  40. يعني اون جمجمهاي كريستالي برا خوندن افكار انسان كاربرد داشت؟!

  41. salam! 😀
    ya manam bazi ya bazi kharab!(shokhi kardam)
    manam daram sai mikonam etelaatamo bebaram bala!
    az in be bad manam ba shoma dostam! 😀

  42. سلام سایت جالبی دارید حداقل به نظر من که مطالبی از این دست را دنبال میکنم.این را در تایید شما نوشتم اما اگر انتقاد پذیر هستید باید بگویم که ترجمه هایتان خیلی سطح پایین است ومطالب در یک ترجمه موضوعی پراکندگی دارند بهرحال برای پیشرفت بهتر است در ترجمه متون حرفه ای تر عمل کنید موفق باشید

  43. برای ارائه یک مطلب باید مدارک مستدل ارائه کنید یا با استدلال علمی و عقلی و آوردن نمونه و شواهد مطلبی رو بیان کنید …
    وگرنه که همش حرف و داستان میشه، با استناد به یک مشت نوشته ای که جایی قرار داره که نمیشه چیزی رو ثابت کرد ، اگر قرار بود یک عده یک چیزی بگن و بقیه باور کنن ، این همه فرضیه و نظریه رد نمیشد .
    خیلی از این مطالب رو نمیشه تکذیب کرد و بسیاری رو رو هم نمیشه قبول کرد … من به شخصه 50% ، 50% یعنی تا چیزی ثابت نشه قبولش نمی کنم و تا چیزی هم مردود نشه ردش نمیکنم . این وسط از عقل باید کمک گرفت .
    از یک طرف بازار داغ این مسائل توی 70 سال اخیر و از طرف دیگه واقعیاتی که وجود داره و نمیشه نادیده گرفت …
    اما همیشه برای فهم واقعیت باید از عقل کمک گرفت تا نتیجه درست گرفت .
    به عنوان مثال میتونید برای من توضیح بدید که چطور میشه به گذشته سفر کرد ؟ گذشته مگر جایی ذخیره و نگه داشته میشه که شما بتونی برگردی !!!! یعنی ثانیه به ثانیه این دنیا جایی حفظ میشه !!!! اگر اینطور باشه که این یک حلقه بسته هست و شما اگر چیزی رو در گذشته تغییر بدی دنیای فعلی و آینده دست خوش اختشاش و نابسامانی و تغییر میشه و این حلقه بسته از هم میپاشه …
    یا نه این یک سیستم حلقه باز که کنترلی نمیشه روش داشت ، و رفتارش قابل پیشبینی و کنترل نیست.
    زمان از بین میره ، وگرنه اگر اینطور نباشه که مرگی وجود نداره ، این یک قانون در طبیعت .
    برای بررسی این مثال باید بصورت علمی وارد شد و درباره قوانین متا فیزیک بحث کرد …
    شما ماهیت انسان رو تک بعدی و مثل ماده میبینی ، روح پس چی ؟
    در این شکی نیست که میشه در زمان حال در مکان سفر کرد ، حالا با چیزهایی نظیر کرم چاله یا هر چیزی شبیه به این ولی فقط در حال … آینده که نیومده پس شما نمیتونی بهش سفر کنی ، به چیزی که نیست که نمیشه سفر کرد !!!! به گذشته هم مثل آینده !!!
    اون سفر به آینده منظور متوقف شدن شما در حال هست منتها شاید در مکان دیگه تا آینده رخ بده …
    ولی در حال قطعاً .
    مگر میشه شما همزمان در یک مکان یا دو مکان باشی ؟ از نظر تئوری هم اگر قبول کنیم روح الان کجا هست ؟ اون فقطه در یکجا باشه … این خیلی خنده داره یکم فکر کنید !!!!
    اگر کسی شما رو در گذشته متوقف کنه چی میشه !!! حال و آینده ای وجود نداره.
    برای درک بهتر یک مثال میزنم دو چرخ رو در نظر بگیرید که یکی چند برابر دیگری هست … اگر چرخ بزرگ 1 دور بچرخه ، چرخ کوچکتر سه دور میچرخه یا مثال منظومه شمسی خودمون معلومه که تیر خیلی زودتر دور خورشید میچرخه و سال اون با سال ما فرق میکنه ، درسته به تعبیری میشه گفت زمان در اونجا زودتر میگذره اما در مقایسه با چی ؟ اصلاً تعریف زمان چی هست ؟ زمان ها مختلف ولی ماهیتش فرقی نمیکنه .
    چیزی که هست بافت مکان و زمان یک بافت پیچیده هست … مثلاً فرض کنید دو داریره یک اندازه که روی هم قرار گرفتن ، بینهایت نقطه روی هر دو هست ، ولی چون روی هم قرار گرفتن انگار یکی هستند ، برای سفر شما باید این دو رو از هم مجزا کنید … و بعد یکی رو کوچکتر از دیگری کنید یعنی چی ؟ خودتون روش فکر کنید .
    چون من نتونستن تحلیلش کنم درست …
    چند حالت بوجود میاد … ما نمی تونیم یک زمان در چند مکان باشیم ، ولی میتونیم در چند زمان در یک مکان باشیم. پس مکان ثابت و بنابر این ما کل جهان رو یک مکان ثابت می گیریم که تغییر نمیکنه پس دایره بزرگتر رو مکان می گیریم … حالا اگر زمان رو متغییر بگیریم (چون ثابت نیست) دایره های هم مرکز و کوچکتر از مکان به هر تعداد …
    اگر شکل کلی رو به صورت یک دونات بگیریم اونوقت که پوسته بیرونی که مکان و حلقه های درون اون پوسته میشه زمان حالا ما میخوایم بین دو مکان حرکت کنیم از نقطه A روی پوسته بیرونی به نقطه B و از مرکز دایره ها یک خط به نقطه A رسم میکنیم و یک خط هم از مرکز به نقطه B رسم میکنیم .
    حالا کمترین زمانی که بشه از نقطه A به B رفت روی محیط کدام دایره هست ؟ کوچترین دایره یا داخل دونات … فاصه خط های رسم شده از مرکز تا نقاط رو کرم چاله در نظر بگیرید و زمان فقط محیط طی شده روی هر دایره هست ( فقط حرکت روی محیط دایره ها رو در نظر بگیرید و فاصله بین دونقطه روی خطوط را کرم چاله که طی آن زمانی نمی برد ). درواقعیت هر زمانی یک مکانی داره و هر مکانی یک زمانی ، ما برای اینکه نمیتونیم در یک زمان چندجا باشیم ولی در چند زمان میتونیم یک جا بوده باشیم مکان رو ثابت گرفتیم ، ولی در حقیقت در اون زمان ما باید یک جایی باشیم ، یعنی داخل کرم چاله هم یک جایی هست ولی سرعت گذشت زمان در اون بالاست …

    این رو به این صورت هم توضیح دادن که مکان با زمان در لحظه طی محیط دایره کوچک عوض میشه ، یعنی مکان میاد جای زمان رو میگیره …

    حالا مکانیزم این کرم چاله چی هست جواب تمام این معما ها هست و اینکه چگونه به وجود میاد بین دو مکان … و اصلا! مکان داخل کرم چاله کجاست ؟؟؟؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: