بایگانی روزانه: سپتامبر 20, 2010

نفيليم،رفائيم،آنوناكي .غول پيكران تاريخ


Cylinder Seal depicting War in Heaven

Nephilim

در کتب مقدس عبری و چندین کتاب یهودی غیر متعارف و نوشته های ابتدائی مسیحی ، nephilim  به معنای فرودآمدگانی دورگه  از  «پسران خدا» و «دختران مردان (دختران انسانی)»  هستند.

کلمه. nephilim در برخی از کتب مقدس به عنوان غول یا titans  ترجمه شده است ، و توسط برخی نیز ترجمه نشده است.

عبارت «پسران خدا» گاهی اوقات به زبان انگلیسی به عنوان «پسران یا فرزندان خدایان » ترجمه شده است . کلمه عبری «الوهیم» ، به صورت جمع است ، اما هنگامی که به طور مرسوم منظور واحد مد نظرباشد اغلب با افعال مجرد و صفت بکار برده می شود.

دیدگاه سنتی یهودی ، استخراج از کتاب خنوخ ، این است که پدران nephilim ، پسر «خدا» بودند ، در گریگوری نقل شده که (نفیلیم دسته ای  از فرشتگان پائین آمده هستند که مراقب نامیده می شوند ) ؛ به هر حال  برخی از نقطه نظرها در این خصوص وجود دارد که با هم متفاوتند.

برخی تحلیلگران اشاره کرده اند که اعضای فرقه ای عبری (یهودی) معتقدند نفیلیم پدر آنها  بوده اند. ، وبا نگاهی اجمالی مختصری به این مذهب عبری ، بسیاری از جزئیات آن ویرایشی خارج  از تورات بوده است.  دیگران ، به ویژه برخی از مسیحیان ، معتقدند که » پسر خدا»  از تمام جهات انسان است.  اغلب عنوان شده که طوفان وجاری شدن سیل در زمان نوح پیامبر یکی از اهداف خداوند برای رهایی زمین از دست نفیلیم بوده است .

با وجود تحت اللفظی از متن کتاب مقدس و تفسیر عامیانه آن ، این عقیده که موجودات آسمانی با انسان ازدواج کرده اند بحث انگیز است ، به ویژه در میان مسیحیان معتقد به آموخته های عیسی در ایه ای از کتاب متی که ذکر شده فرشتگان ازدواج نمی کنند. (ممکن است این آیه زیر سوالی خارج از چارچوب برود چون عیسی گفت که در رستاخیز زنده شده گان  در بهشت ازدواج نمیکند ، بلکه به مانند فرشتگان هستند).

افرادی که ناخوشایند هستند از ایده آمیزش فرشتگان با انسانها از این موضوع  بیشتر به تفسیرهای تمثیلی از نفیلیم اشاره کرده اند، مانند این ایده که انها فرزندانی از مردان مجذوب شیطان هستند. برخی ، از جمله کلیسای ارتودوکس اتیوپی ، نظر و برداشتی از کتاب آفرینش 6:1 دارند که «پسرخدا» کنایه اشاره آن به برخی از مردانی است ، از اصل و نسب خدا ، و به این علت نامیده شده اند، همچنین در چند کتاب برگرفته شده از کتاب مقدس و کتاب آثار باستانی و به ویژه کتاب دوم آدم وحوا این دیدگاه ارائه شده که به دنبال شروع و پیگیری غرائض مادی و شهوانی، کافرانی که از نسل قابیل فرود آمده بودند در زمانی همسرانی از دختران انسان را برگزیدند

Rephaim

رفائیم (Rephaim ) عنوانی کلی است از نژادی که در کتاب یوشع دولت را به بومیان فلسطین دادند، که پس از آن توسط محرومان قبائل کنعانی فتح شد . آنها به Moabites به عنوان Emim ، یعنی «ترس» شناخته شدند ، (Deut. 02:11) ، و به عنوان Ammonites Zamzummim.

در کتاب ساموئل  آمده است که برخی از آنها پناهنده شدند در میان فلسطینیها ، و هنوز زندگی میکنند و وجود دارند .

ما  از منشاء و اصل و اصالت آنها هیچ چیزی نمی دانیم .

Anakim

در تورات ، اناکیم (Anakim )  فرزندان آناک ( Anak ) هستند، و ساکن در جنوب فلسطین ، در محله ای مجاور هبرون. در روزگار ابراهیم آنها در این منطقه ساکن  بودند پس از آن به  Edom و موآب(Moab) ، در شرق رود اردن رفتند . آنها در گزارش جاسوسان درباره ساکنان سرزمین کنعان ذکر شده اند.  در کتاب سرزمین جاشوا آمده که جاشوا در نهایت آنها را از سرزمینشان اخراج کردند ، مگر تعدادی آواره باقی مانده که در شهرای غزه ، Gath  و اشدود پناه بردند.

نفیلیم در آثار دیگر

داستان نفیلیم به طور کامل در کتاب خنوخ  (بخشی از کتاب مقدس کانن اتیوپی) پر از شرح وقایع تاریخی است.

در آثارو کتابهائی معتبر از جودیت ، سیراچ، باروخ ، و حکمت سلیمان هم اشارات به این نسل وجود دارد.

anunnaki-3.jpg image by Redwoodjedi

نفیلیم  در تاریخچه پارا

تلاشهای بسیار جالبی در خصوص انطباق افسانه ها و اساطیر با سیر تکامل صورت گرفته ،این یک نظریه است که اساطیرو افسانه ها اغلب دارای نشانه ای از حقیقت هستند که در طرز بیان برگرفته از تخیلات ، بسیار تحریف شده اند. «خاطرات قومی و داستانهائی از خاطرات نیاکان » برگرفته از وقایع درزمان و راه دور از تکامل گذشته بشر است.

در زمینه فوق (اساطیر و افسانه ها)، نفیلیم به تلاشی برای توجیه فرازمینی بودن موجودیت خود دراین ارتباط مرتبط  شده است با همه چیز از آتلانتیس .

یک نظریه این است که  نفیلیم  درواقع بازماندگان نئاندرتال ها بوده اند ، و یا ترکیبی علمی با انسان نئاندرتال .

این باورمردمی است که انسان مدرن با چندین هزار سال تاریخ ، با نئاندرتالها در اشتراک بوده اند ، و بر این باورند که منطقه خاورمیانه خانه  برخی از آخرین بازماندگان از انسان نئاندرتال هوشمند یا ترکیب نژاد انسان و نئاندرتال بوده است. بنابراین ، این قابل تصور است که داستانهای برگرفته از نیاکان ، از این موجودات زنده، از طریق اساطیرو افسانه و خیال پردازی شکل گرفته شده باشد ، اما نه لزوما در طریقی که تصور می کردند.

علاوه بر این ، به نظر می رسد که بسیاری از آخرین  نئاندرتالها خود را با اتخاذ برخی از نوآوری های تکنولوژیک و فرهنگی از معاصران خود وفق داده بودند.  بنابراین ، نظریه ، بقای نئاندرتالها یا ارقام ممکن است بسیار اغراق شده اند ، مردان قدرتمند با داشتن عقل و ویژگی های اجتماعی از گونه ما ، توضیح  خود را به عنوان : «تنها نیرومندان » و «مردان شهرت» شناسائی میکنند، که بر اساس برخی از سطوح قابلیت انسان می تواند بسیار اغراق آمیز باشد.

یک عیب بزرگ در این » نظریه » که برخی پیشنهاد کرده اند این است که  در واقع قد نئاندرتالها کمی کوتاهتر از ارتفاع  انسانهای ترکیبی از نئاندرتالها هستند و بعید است که غول نامیده شده باشند. در سوی دیگر ، آن خویشاوندان غولها ، حتی کوتاه تر نسبت به پیشینیان خود  » Australopithecus و Homo habilis» بوده اند، البته این نقص به راحتی حل و فصل میگردد در زمانی که قبلا شرح داده شده که لغت نفیلیم   به معنی «کسانی فرودآمده «هستند و غول نیست ، کلمه که در انجیل شاه جیمز به عنوان ترجمه «غولها» ، به رسمیت شناخته شده در حال حاضر تا حدودی اشتباه در ترجمه است.

منبع:   http://www.crystalinks.com/nephilim.html

پ . ن : با تشكر فراوان از منتظر عزيز بابت تهيه و ترجمه اين مطلب.

مطلب بعدي هم كه حتما بخوانيد پروژه سفر در زمان مونتياك و مصاحبه با يكي از عوامل آن است كه فرهاد عزيز زحمت ترجمه را به عهده گرفتند.

از دوستاني هم كه ترجمه مطالبي را بر عهده گرفته اند خواهش ميكنم ترجمه مطلب را بفرستند تا در وبلاگ بگذارم . سايه عزيز. كامران عزيز. مصطفي عزيز .نيماي عزيز و …. .

این سنگ را با من بخوان

وقتی این نقش را بر تنه کوه سر پل ذهاب کندند که هنوز هخامنشیانی در کار نبودند و تخت جمشیدی ساخته نشده بود . تصویر ، آنو بانی نی پادشاه قدرتمند سرزمین لولوبی ها را نشان می دهد که نام بخشهایی از غرب ایران در هزاره های دور بوده .  جالب اینجاست که چهره مردان کوچک این حکاکی یک شکل است . انگار از روی هم کپی شده اند . همچنین قد آنها به زحمت تا کمر دو انسان غول آسایی می رسد که آنها را به اسارت گرفته اند . دو موجود غول آسا لباس پوشیده اند اما این موجودات کوچک اندام عریان هستند  . تصویری هم از دایره ای در قسمت فوقانی حکاکی دیده می شود که در آن چیزی شبیه به یک سیاره وجود دارد با چهار بر آمدگی در اطرافش که نماد صلیب را تداعی می کند . البته برای دیدن اصل این حکاکی باید به سر پل ذهاب بروید .

ر. ک به گزارش علی شهیدی تحت عنوان « این سنگ را با من بخوان » همراه با عکسهای زیبایی از محمد رضا شاهرخی نژاد . چاپ شده  در همشهری ماه ویژه نامه ایران شناسی شماره 47 تیرماه 1389

منبع :http://lostbook.persianblog.ir

سنگ نوشته آنوباني ني(سنگ برجسته 4800
ساله آنوبانینی؛ شهرستان سرپل ذهاب)
نقش برجسته آنوباني‌ني اثري به جا مانده از “آنوباني‌ني” پادشاه “لولوبي‌ها” است.
“لولوبي‌ها” از اقوام زاگرس نشين بوده و پيش از آريايي‌ها (پارس و ماد )، در
چهارهزار و هشتصد سال پيش زندگي مي‌كردند. نقش برجسته آنوباني‌ني در 120 كيلومتري
كرمانشاه و در شهرستان سرپل‌ذهاب و برصخره‌اي معروف به “ميان‌كل” قرار دارد.

https://i1.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-001.jpg

سنگ برجسته آنوبانی نی؛ سرپل ذهاب

در آخرین بازدید تیم آنوبانینی که در تاریخ 5 اسفندماه 1385 صورت گرفت؛ علاوه بر دو
نقش شناخته شده، دو نقش برجسته دیگر توسط اهالی محل نشان داده شد که حکایت از غنای
تاریخی منطقه و در عین حال ناشناخته بودن آن دارد. یکی از آثار بر روی کوه سمت راست
و در ضلع شمالی کوه، در زیر غاری کوچک واقع شده و اثر دیگر بر روی کوه سمت چپ و در
ضلع جنوبی آن حک شده است. البته این دو نقش برجسته نیز به سرنوشت هم نوعان خود دچار
شده اند و فرسایش های طبیعی و غیر طبیعی باعث گردیده دیدن آنها به سختی امکان پذیر
باشد. به هر حال در ادامه، محور صحبت بر روی نقش شناخته شده و معروف آنوبانی نی
خواهد بود.
با توجه به شباهت بسيار بين نقش برجسته آنوبانی نی و كتيبه بيستون، مي‌توان مقدمات
آن را براي ثبت در فهرست آثار جهاني به عنوان الحاقيه بيستون آماده كرد. اين نقش
برجسته يكي ازقديمي‌ترين نقش برجسته‌هاي كشور است كه ‌حداقل دو هزار سال از كتيبه
داريوش قديمي‌تر است. این اثر در ارتفاع نسبتا زیادی از سطح زمین (حدودا 16 متر) و
در منطقه ای دور از دسترس قرار دارد. همین عامل احتمالا مهمترین دلیل برای سالم
ماندن آن در طول هزاران سال می باشد. جنگ تحمیلی در سالهای اخیر شاید بیشترین آسیب
را در طول تاریخ به این اثر زده باشد. 30 درصد اين اثر بر اثر تركش‌هاي جنگ تحميلي
عراق عليه ايران آسيب ديده است.

https://i1.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-002.jpg

موقعیت سنگ برجسته آنوبانی نی و سنگ برجسته اشکانی؛ سرپل ذهاب

اين نقش برجسته تصويري از آنوباني‌ني‌، الهه “ني‌ني” و 9 اسير است. سطحي كه نقش بر
آن حجاري شده به دو قسمت تقسيم شده در قسمت بالا و سمت چپ “آنوباني‌ني” كه پاي چپ
خود را روي سينه اسيري نهاده ، قرار دارد. او در دست چپ كه روي سينه نهاده كمان و
نيزه‌اي و در دست راست تبري دارد. نيم‌تنه شاه برهنه است و دامني از كمر تا زانو او
را مي‌پوشاند. كمربندي با تزئين ويژه اين دامن را نگه ‌مي‌دارد. آنوباني‌ني كفش‌هاي
بندي به پا دارد. در زير پاي چپ او اسيري قرار دارد كه يك حلقه بيني و دست راست او
را به هم گره زده است. شست چپ پاي الهه ني‌ني از ميان اين حلقه رد شده‌است. الهه با
پيراهني مطبق (طبقه‌طبقه) كه شانه راست او را نمي‌پوشاند در مقابل پادشاه ايستاده‌
و با دست راست حلقه‌اي را رو به شاه گرفته است. در دست چپ نيز نيزه‌اي فلزي دارد.
اين نيزه از بيني دو اسير پشت سر او گذشته است. تمامي اسيران نقش آنانوباني‌ني
برهنه هستند و تنها يكي از آن‌ها كلاه بر سر دارد. آرايش موي اين اسير با بقيه
اسيران متفاوت است.

https://i1.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-009.jpg

تصویری بازسازی شده از سنگ برجسته آنوبانی نی؛ سرپل ذهاب

در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي کتيبه اي به زبان اکدي بدین مضمون نوشته شده
است:

“آنوباني ني پادشاه لولو بوم تصوير خويش و تصوير ني ني را بر کوه بادير نقش کرد. آن
کس که اين لوح را محو کند به نفرين و لعنت آنو، آنونوم، بل، بليت، رامان، ايشتار،
سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد”.

به دليل شباهت زياد، بسياري اعتقاد دارند كه داريوش كتيبه بيستون را با الهام از
آنوباني‌ني بر دل كوه بيستون حك كرد. هر دو نقش در يك شاهراه ارتباطي باستاني قرار
دارند. اين شاهراه پس از گذر از بيستون، طاق‌گرا را پشت سر مي‌گذارد، از سرپل‌ذهاب
محل نقش آنوباني‌ني مي‌گذرد و به بين‌النهرين مي‌پيوندد. همچنين در هر دو نقش
پادشاهان فاتح تجسم شده‌اند و هر دو تير و كمان دارند. تعداد اسيران در هر دو نقش 9
نفر هستند. البته بعد‌ها آخرين پادشاه سكاها تصوير خود را روي كتيبه بيستون نقش
مي‌كند.
در هر دو نقش قد اسيران از قد پادشاهان كوتاهتر است. هر دو پادشاه پا روي سينه يكي
از اسيران گذاشته‌اند. در هر دو نقش دست اسيران از پشت بسته شده و قدرت پادشاهان به
توجه و توفيق خدايان بستگي دارد. در هر دو نقش الهه‌ها نقش نماينده خدا را دارند كه
حلقه قدرت را به پادشاهان مي‌دهند.
البته تفاوت هایی مابین این دو اثر نیز وجود دارد. برخلاف كتيبه بيستون، در نقش
آنوباني‌ني از ملازمان خبري نيست. همچنين در كتيبه بيستون اسرا در يك صف قرار دارند
اما در نقش برجسته پادشاه لولوبي‌ اسرا در دو صف نقش شده‌اند. در آنوباني‌ني همه
اسرا برهنه‌اند اما در كتيبه بيستون همه لباس به تن دارند. در نقش آنوبانی نی،
ايشتار اسرا و دشمنان پادشاه را خود به دست پادشاه مي‌دهد اما در بيستون فروهر هيچ
نقشي ندارد و تنها در بالاي نقش حك شده است.
علاوه بر نقش ذکر شده، در سمت چپ رودخانه بر روی کوه دیگری در فاصله حدود 100 متری
نقش دیگری وجود دارد که البته به دلیل شرایط نامساعد جوی برجستگی آن تا حد زیادی از
بین رفته و در شرایط نوری خاص و با دقت فراوان می توان آنرا دید. این نقش نیز در
ارتفاع و در نقطه ای صعب العبور قرار دارد. در اين نقش، تصوير دو نفر ديده مي شود.
نفر سمت چپ مردي را با مشخصات آنوباني ني به حالت ايستاده و به صورت نيم رخ نشان مي
دهد. وي کلاه نمدي بر سر، لباس کوتاه مطبقي بر تن، سلاحي در دست راست و کماني در
دست چپ دارد و پاي چپ خود را بر روي سينه اسيري نهاده است. در مقابل او نيز رب
النوعي به حالت ايستاده حجاري شده است. اين الهه نيز کلاه بزرگي بر سر و پيراهني تا
مچ پا بر تن دارد. وي در حال اهداء حلقه سلطنتي به شخصيت مقابل خود است. در حدفاصل
اين دو شخصيت، دايره اي نقش شده که در داخل آن ستاره اي چهار پر ديده مي شود.

https://i0.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-006.jpg

یکی دیگر از نقوش برجسته آنوبانینی

در پايين نقش برجسته آنوباني ني، نقش برجسته يکي از حاکمان اشکاني سوار بر اسب ديده
مي شود. شاه اشکاني با بدني نيم رخ و صورتي تمام رخ حجاري شده است. وي کلاهي شرابه
دار بر سر دارد و گوشه هاي بلند آن بر روي شانه هايش افتاده است. پيِراهن او کوتاه
– تا بالاي ران – و شلوارش گشاد است. سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است. در
جلوي او مردي از بزرگان به حالت ايستاده، در حال اهداي گل به شاه، حجاري شده است.
در گوشه چپ اين نقش، کتيبه اي به خط پهلوي به اين مضمون نوشته شده است: “اين پيکر
گودرزشاه بزرگ پسر گيو”.

https://i1.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-003.jpg

نقش برجسته دوره اشکانی؛ سرپل ذهاب

برای دیدن این نقوش باید کمی تلاش کنید. از میان شهر باید بگذرید و از خیابانهای تو
در تو و بدون اسم سراغ “میان کل” و یا در اصطلاح محلی “ناو کل” را بگیرید. البته
تنگه بین این دو کوه از همه جای شهر کوچک سرپل ذهاب دیده می شود. رودخانه ای شهر
نیز می تواند راهنمای خوبی باشد. برخلاف جهت رودخانه حرکت کنید تا به میان تنگه
برسید. پیاده طی کردن این مسیر هم خالی از لطف نیست. شهر کوچک است و از مرکز شهر که
به اسم “چهار راه احمد بن اسحاق” یا “چهار راه میر احمد” شناخته می شود تا کنار
نقوش کمتر از یک ربع ساعت طول می کشد. برای دیدن نقوش سمت چپ، قسمت انتهایی کوه سمت
چپ را دور زده و سعی کنید از همان پایین و روی جاده نقش را بیابید. دو نقش در دو
طرف کوه و تقریبا به صورت قرینه نسبت به هم قرار گرفته اند.

https://i0.wp.com/www.anobanini.ir/pic/travel/kermanshah/sarpol/anobanini/large/Sarpol-Anobanini-007.jpg

موقعیت سنگ نوشته آنوبانینی؛ سرپل ذهاب
برای دیدن نقوش سمت راست باید کمی بیشتر تلاش کنید. دو نقش (آنوبانی نی شناخته شده
و نقش پادشاه اشکانی) در داخل حیاط یک دبیرستان دخترانه قرار دارد و احتمالا در
ساعاتی که دبیرستان تعطیل است باید برای دیدن آن بروید و البته در این زمان هم باید
از بابای مدرسه کلی خواهش و تمنا کنید که شما را راه بدهد. البته در آخرین بازدید
تیم آنوبانینی؛ ظاهرا اقداماتی برای مجزا کردن نقوش از مدرسه در حال انجام بود. نقش
سومی هم بر روی همان کوه وجود دارد که برای دیدن آن باید زیر غار کوچک کنار نقش
قدیمی آنوبانینی را جستجو کرد.

منابع:
anobanini

tebyan (dot) net

chn (dot) ir

با تشكر از فرهاد عزيز.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: