آگارتا، تمدن درون زمین (قسمت 1 )


آگارتا- درون زمین

 

در سال 1920 ، مارشال بی گاردنر یک کتاب 450 صفحه ای با نام سفری به درون زمین نوشت ، تا یافته های خود را در مورد تو خالی بودن زمین بیان کند. وی یافته های خود را از سفرهای قلب شمال و ستاره شناسی خود جمع آوری کرد ، اما جالب آن بود که ، 7 سال پیش حق ثبت ایالات متحده برای مدل کاری زمین تو خالی به وی اعطا شد . این حق ثبت اظهار می دارد که ، 4 بیلیون سال پیش ، وقتی زمین هنوز توده گاز منبسط بود ، به تدریج با خنک شدن شروع به انقباض کرد . وقتی با نیروی گریز از مرکز به تسالم (Compromise) رسید ، نیروی جاذبه به اندازه ای توده را کاهش داد تا زمانیکه قطر آن در ناحیه ی استوا 8000 مایل شد .

حالا زمین بی شکل و خالی بود . تکوین 1:2

چون نیروی گریز از مرکز در نواحی قطبی بسیار ضعیفتر بود ، جاذبه توانایی کاهش بیشتری را در آن مناطق داشت ، اما فقط تا زمانیکه توده در حال خنک شدن بود. در نتیجه ، زمین به خودی خود به شکل یک گوی کامل سفت نشد ، بلکه بیشتر به شکل هلالی بزرگ با سوراخ های عریض 1400 مایلی در قطبین شمال و جنوب بود. صدها هزار سال بعد ، نژادی از موجودات غیرمادی در ترک های تو خالی عمیق در سطح زمین ساکن شدند

http://hiddenlighthouse.files.wordpress.com/2010/02/the_opening_to_agartha.jpg

. آنجا ، در درون زمین ، آنها یک سری تونل به نام شبکه ی آگارتا تشکیل دادند. اجساد این آگارتیان ها حالا با نیروی مغناطیسی بلورین و یک منبع نور که از هسته ی سیاره منتشر می شود نگهداری می گردد. سوراخ های منتهی به درون زمین با لایه ی بسیار ضخیم ابر مخفی می شود چون هوای گرمی که از درون شکاف ها بلند می شود به طور مداوم با هوای سرد قطبی خارج ادغام می شود . خلبان ها از بالای قطب ها پرواز نمی کنند چون دستگاه ها هنگام اوج گرفتن به درستی کار نمی کنند . اما ، چیزی که در واقع رخ می دهد آن است که قطب مغناطیسی درون زمین با انرژی موج مغناطیسی خود هواپیما را به درون سوراخ قطبی خود می کشد. این چیزی است که شفق شمالی را در قطب شمال و شفق جنوبی را در قطب جنوب به وجود می آورد . راز های ناشناخته همیشه به دنبال نویسندگان جدید مقالات هستند . اگر شما مقاله ، داستان یا هر مطلب دیگری را نوشته اید که مایلید تا به صورت رایگان در سایت منتشر شود پس منتظر تماس شما هستیم .

تصاویر اعتباری :Caia Cupito / کوهستان شاستا و زمین تو خالی / پست شده در 14 می 2009

https://i0.wp.com/www.unexplained-mysteries.com/images/newsitems/shasta.jpg

مقاله نویس : ویلیام بی استوکر

در ژوئن 1976 ، وقتی مرد جوانی با قلب کاملا سالم بودم ، از کوهستان شاستا بالا رفتم . که چهارمین تلاش من بود . دفعات قبل به خاطر خرابی و نارسانایی تجهیزات و هوا ناموفق بودم . من و دوستانم مجبور بودیم تا در هوای بسیار طوفانی صعود کنیم . برای صعود از Avalavche ( صعود کامل به معنی نیل به 6 هزارپایی در یک روز ) به خاطر سنگ های در حال ریزش بسیار سریع به این سو و آن سو حرکت می کردیم . به طرف راست Red Rank (چند صخره ای با سراشیبی تند در قله ی Avalanch Gulch) رفته و رد یک مسیر باریک ، با یک فلات یخچالی ( شکاف یخی در قله ی یک کوه یخ ) در طرف راست خود و یک شیب و سرازیری یخی در طرف راست خود به طرف قله ی یک کوه یخ حرکت کردیم ، و سپس از یک دیوار سنگی کوتاه بالا رفتیم . در جلو یک نوع فلات و یک فضای شیب دار با نام Misery Hill که بوی گوگرد استشمام کردم ، وجود داشت . سپس ، از پرتگاه های عمیق در برف و باد عبور کردیم طوریکه بر روی سبیلم لایه ای از یخ وجود داشت  و هیچ چیزی مشاهده نمی شد. درون ابر بودیم .سفر برگشت آسان تر بود ، اما مجبور بودیم از دیوار سنگی کوتاه و زمین به طرف بالای کوه یخ برسیم :خطای جزئی در محاسبه به معنی سقوط درون فلات یخچالی یا افتادن از سطح لغزنده ی کوه یخ بود. نزول از Avalanch Gulch بسیار سریغ پیش رفت.

https://i0.wp.com/vulcan.wr.usgs.gov/Imgs/Jpg/Shasta/Images/Shasta84_mount_shasta_with_shastina_1984_med.jpg

چون می توانستیم بنشینیم و فواصل زیادی را سر بخوریم. کلنگ های کوهنوردی حرکت ما را به طرف پایین کنترل می کردند. نقطه ی اوج کوهستان شاستا در کالیفرنیای شمالی 14/179 فوت است . هیچ چیزی در اطراف به ارتفاع آن نمی رسد ؛ حتی کوهستان رانیر (Ranier) در واشنگتن ، بلندتر و پوشیده از یخ ، با قلل کمتری محاصره می شود . شاستا در میان 48 ایالت پست تر ، وحشت آورتزن و ترسناک ترین کوهستان است . صحنه ی وقایع فوق الطبیعه ی بی حد و حصر و دیدنی های یوفو (ufo) می باشد که بسیاری از آنها متکی به مدارک خوبی هستند و اینها باعث ایجاد افسانه های بسیار عجیبی شده است . دهه ها برخی از افراد معتقد بودند که شاستا به خاطر غار های پهناور به صورت خانه خانه (لانه زنبوری ) می باشد که در آن تمام موجودات مرموز زندگی می کنند . در سال 1894 فردریک اسپنسر اولیور نوشت » یک ساکن در دو سیاره » ادعا می کند که بازماندگان قاره ی غرق شده ی Lemuria  در کوهستان زندگی می کردند . در دهه ی 1930 گای وارن بالارد ، مؤسس بنیاد I Am ، همان ادعا را مطرح نمود .نویسنده ی داستان های علمی تخیلی رابرت ( دوست صمیمی جک پارسوتر مرموز ) داستانی با نام » میراث گمشده » در مورد گروهی از استادان خیراندیش نوشت که در کوهستان زندگی می کردند ، از توانایی های فوق الطبیعه ی خود برای شکست استادان ناشناخته ای که در جهان حکومت می کردند استفاده می نمودند ، در حالیکه ، همانطور که قبلا ذکر کردیم ، یوفوها و وقایع ماوراءالطبیعی متکی به اسناد خوب هستند ، چند مشکل جدی در مورد ایده ی Lemurian های ساکن در کوهستان وجود دارد . اول ، ابتدا نگاهی منتقدانه به نظر Lemuria داشته باشیم . پستاندارانی با نام Lemurs وجود دارند که در جزیره ی ماداگاسکار ، دور از ساحل جنوب غربی آفریقا و در هند زندگی می کنند. در سال 1864  یک جانور شناس به نام فیلیپ اسلاتر پیشنهاد داد که حیوانات از طریق یک سرزمین پهناور (Lemuria) از ماداگاسکار به هند مهاجرت کردند که آن سرزمین حالا غرق شده است . مدرکی دال بر وجود چنین پل زمینی وجود ندارد و به نظر می رسد تکنوتیک های صفحه ای مطلب را به خوبی تشریح می کنند ، حالا نظریه آن است که هند از آفریقا جدا شده و ماداگاسکار را پشت سر گذاشت و تا زمان برخورد با جنوب آسیا و در نتیجه ی آن بالا آمدن هیمالیا شناور بود . مادامه بلاواتسکی ، مؤسس عرفان و خداشناسی ، نظر Lemuria را ادامه دادند و آن را با موجودات پیشرفته محبوب کرد . نویسنده جیمز چرچ ورد آن را «Mu » نامیده و آن را از اقیانوس هند به آرام منتقل کرد . در جای دیگری دلایل چرایی عدم غرق شدن قاره های بزرگ و اینکه چرا جزایر و قطعات قاره ها میلیون ها سال طول کشید تا چنین شوند را مطرح نمودم. این از احتمال تمدن های پیش از تاریخ در اطراف اقیانوس های هند و آرام و جاهای دیگر جلوگیری نمی کند. در مورد غار های بزرگ در کوهستان شاستا ، بوی گوگردی را که استشمام کردم را به یاد می آورید ؟ آن از یک شکاف دامنه ی آتش نشان فعالی بود که در آن باقی مانده های یکی از دهانه های آتشفشانی کوهستان شاستا وجود داشت ( گرجه آنها به ندرت شبیه دهانه ی آتشفشانی امروز می باشد . ). شاستا یک کوره ی آتشفشانی است ، قسمتی از رشته کوه های آبشاری ، که بخشی از حلقه ی آتش اقیانوس آرام است و متشکل از 4 مخروط روی هم افتاده به همراه قله ی فرعی 12,330 فوتی شاستا می باشد . آن از داسیت و آندزیت ، خاکستر و جریان های تشکیل شده در اثر فعالیت آتش نشانی تشکیل شده است که آخرین بار در سال 1786 فوران کرده است ( و توانایی فوران مجدد را دارد . ) این صخره ها شکننده وسست هستند چنین غارهای بزرگی نمی توانند وجود داشته باشند . آنها به سادگی خراب می شوند . درون آن کوه برای زندگی کردن زیاد گرم نیست … و میان فوران ها می باشد . غارهای کوچک و کم عمق یا سیستم های تونل در دامنه ی کوه ها یا جاهای دیگر در اطراف کاملا محتمل می باشند اما هیچ فرد Lemurian در کوهستان شاستا زندگی نمی کند. تا جائیکه من بیش از معمول شکاک هستم ، ممکنه تحت تأثیر افسانه ی مرتبط به زمین توخالی باشم . قرن ها مردم منکر می کردند که سیاره ی ما ممکن است تو خالی باشد و افراد یا موجودات مختلفی در آن زندگی کند و به این جهان دیگر می توان از طریق غارهای عمیق یا شکافهای پهناور در قطبین وارد شد . ممکن است اشتباهات زیادی در این باشد اما شناختن اینکه از کجا باید شروع کرد مشکل است . راهی وجود ندارد که سیارات و ستارگان می توانند توخالی باشند ؛ وقتی آنها از چیز های کوچکتر یا گاز به وجود می آیند ، جاذبه ناگزیر هر چیزی را به طرف مرکز می کشد و هیچ فضای خالی را بر جا نمی گذارد . اگر موجودات دارای قدرت زیاد یک سیاره ی تو خالی را بنا کرده باشد ، جاذبه فورا آن را فرو خواهد پاشید . جاذبه ی زمین ثابت می کند که نه تنها توخالی وجود ندارد ، بلکه هسته ی آن متراکم و سنگین است . درون گرم است تا حدی که هر چیزی را ذوب می کند ، آتش فشان ها و اندازه گیری های بی شعار این را اثبات می کنند. زمین بارها با اشعه ی ایکس با بررسی رفتار امواج شوک زمین لرزه در حین پیش روی به طرف درون زمین مطالعه شده است . گرما  و فشار چنان است که حتی غارهای بزرگ نمی توانند بیش از چند مایل به طرف داخل زمین ادامه داشته باشند.

مشکلی که معدنچیان طلای آفریقای جنوبی مطرح کردند حرکت آهسته ی سنگ ها و صخره ها و فروپاشیدن غارها می باشد . در مورد شکاف های فرضی در قطب ها ، قطب جنوب با کلاهک یخی پوشانده می شود و قطب شمال در یک اقیانوس با عمق 3 مایل می باشد . افراد بی شماری بر سر این دو قطب پرواز کرده اند یا آن را پیاده درنوردیدند. هیچ شکاف یا سوراخی وجود ندارد . شایعاتی که آدمیرال بیرد در مورد سرزمین های «ورای قطب » به میان آوردهاست بی معنی هستند . در حال نگارش این ، من » در بالای قطب » هستم . قطب شمال ورای قطب جنوب و برعکس می باشد . هر نقطه ای در زمین حداقل ماورای یکی از قطبین می باشد . کسانی که راضی به تو خالی بودن زمین نمی شوند ، مشتاق مقایسه ی آن با » درون خورشید » هستند که تا حدی در مرکز دقیق تعادل دارد. این موقعیت به صورت پویا سست خواهد بود و هم چنین خورشیدی به زودی به یک طرف برخورد می کند و چه نیروی جادویی باعث شد که خورشید در وهله ی اول شکل گیرد؟ هم چنین ، هر چیزی که ما در مورد ستارگان می دانیم نشان می دهد که آنها باید چندین برابر توده ی کل زمین باشند تا واکنش های گداخت خود را حفظ کنند . حتی اگر ، همانطور که برخی از ما فکر می کنیم ، انرژی آنها حداقل تا قسمتی با چند فرآیند دیگر تولید می شوند ، هنوز به توده ی بزرگی نیاز هست ، که چرایی عدم درخشش مشتری بزرگ است . اما ، افسانه های سرزمین های زیرزمینی یا شاید واقعیت های دیگر که به طریقی «زیر » این یکی یا آن یکی قرار می گیرند را می توان با مسیرهای زیرزمینی که بسیار قدیمی و گسترده هستند جایگزین نمود. هید س خدای رومی – یونانی  زیرزمین بود و دوزخ مسیحی و چندین سرزمین که پریان ،اجنه و غول ها در آن ساکن بودند.ساکنان کشور تبت افسانه هایی در مورد سرزمینی به نام Shambhala دارند که اساتید ماهر (enlightened adepts)در آن زندگی می کردند این سرزمین در زیر تبت یا جای دیگری در مرکز آسیا واقع شده بود و برخی باور دارند که پادشاه بیست و پنجم آن برای مغلوب ساختن نیروهای شر و بدی خواهد آمد و عصر طلایی را به وجود می آورد.برخی گزارش ها حاکی از آنند که Shambhala یک سرزمین کاملا روحانی و غیرمادی است ، و برخی می گویند که یک سرزمین زیرزمینی به نام آرگاتا وجود دارد و Shambhala پایتخت آن است . یا شاید دو سرزمین جداگانه می باشد که ارواح پلید و شیاطین در هر دو یا یکی از آنها ساکنند.گزارش ها و باور ها گیج کننده و متناقض هستند . نقاش روسی و نیکلاس روریک عارف در اواخر دهه ی 1920 به دنبال Shambhala بودند . ویلیام مایکل مات در » غارهای بزرگ ، دیگ ها و موجودات مخفی » وقایع بی شماری با تکیه بر اسناد خوب در مورد سرزمین های زیرزمینی نوشته است که با موجودات عجیب از این سرزمین ها سرو کار دارد .با نگاه به تصویر کلی ، واضح است که » کوهستان شاستا و زمین نمی توانند توخالی باشند ، اما قله های رفیع و مجزا اغلب صحنه ی وقایع ماوراءالطبیعه و یوفوها هستند به نظر می رسد برخی چیزهای مرموز در زیر پاهای ما رخ می دهند. ما آن را مدیون شک های درست خود هستیم و فکر خود را باز نگه می داریم.

ویلیام بی استکر

نظریه ی زمین تو خالی و پیشگویی Shambhala (Shangri-La ) قسمت سوم

آگارتا ، زمین توخالی – جهان زیرزمینی

کلمه ی «آگارتا » منشأ بودایی دارد . که به جهان زیرزمینی یا امپراطوری اطلاق می شود که تمام بودایی های واقعی بسیار به آن معتقدند.آنها همچنین معتقدند که جهان زیرزمینی دارای میلیون ها سکنه و شهر های بسیار می باشد ، استیلای عالی پایتخت جهان زیرزمینی Shambhala است که محل اقامت حاکم عالی می باشد: به وی پادشاه جهان هم می گویند.باور بر آن است که وی به دالای لاما (Dalai Lama) تبت ، که نماینده ی زمینی اوست ،دستور می داد پیام های وی از طریق تونل های مخفی خاصی که جهان زیرزمینی را به تبت متصل می کنند منتقل می شدند.تونل های مرموز مشابه در برزیل هم پیدا شدند.به نظر می رسد برزیل در غرب و تبت در شرق دو قسمت زمین بودند که تماس بین جهان زیرزمینی و جهان سطحی به علت وجود این تونل ها به آسانی مقدور می شد.

 

 

نیکلاس روریک ، ادعا داشت که Lhasa ، پایتخت تبت ، با تونل به Shambhala ، پایتخت امپراطوری زیرزمینی آگارتا متصل بودند.ورودی این تونل تحت نگهبانی لاماهایی که به دستور دالای لاما سوگند حفظ آن جهان را از افراد ساکن خارج از آن خورده بودند، بود.تونل مشابهی اتاق های مرموز را در شالوده ی هرم گیزه (pyramid of Gize) به جهان زیرزمینی متصل می کرد ، که با آن فرعون ها با خدایان یا ابرمرد جهان زیرزمینی تماس می گرفتند. مجسمه های غول پیکر مختلفی از خدایان و پادشاهان مصری ، همچون مچسمه های بودای پیدا شده در مشرق زمین ، ابرمرد زیرزمینی را نشان می دهند که برای کمک به نژاد بشری به روی زمین آمدند.آنها به طور کلی بدوت جنسیت هستند. آنها فرستادگان سری آگارتا ، بهشت زیرزمینی هستند که هدف تمام بودایی ها نیل به آن است . سنت ها و آداب بودایی تعیین می کند که آگارتا اولین بار هزاران سال پیش وقتی یک مرد مقدس قبیله ای را که در زیرزمین محو شود هدایت نمود تشکیل شد.به نظر می رسد شبه کلونی ها از آگارتا می آیند ، که بیقراری آنها را در سطح زمین و مسافرت های مکرر آنها برای نیل به خانه ی گمشده شان را بیان می کند.این نوح پیغمبر را به یاد می آورد که یک AtLantean بود و یک گروه سزاوار را قبل از آمدن سیلی که آتلانتیس را غرق نمود نجات داد.

 

باور بر آن است که وی گروهش را به فلات بلند برزیل آورد و آنها در شهرهای زیرزمینی ساکن شدند که با تونل هایی به سطح زمین متصل بود ، تا از مسمومیت حاصل از گرد و غبار رادیواکتیو در نتیجه ی جنگ اتمی AtLantean در امان باشند . تمدن زیرزمینی آگارتا تمدن AtLantean را می نمایاند که درس پوچ بودن جنگ را یاد گرفتند و برای همیشه در وضعیت صلح و آرامش ماندند و در طی هزاران سال پیشرفت های علمی شگفت آوری داشتند که نیروی عقب نشاننده ی هیچ جنگی ، همچون جنگ های موجود در روی زمین ، مانع پیشرفت آنها نشد.تمدن آنها چند هزار ساله است (در حدود گفته می شود حدود 11500 سال پیش غرق شد ) ، در حالیکه تمدن ما بسیار جوان فقط چند قرن می باشد . دانش مندان زیرزمینی توانایی اداره ی نیروهای طبیعی را که ما چیزی از آنها نمی دانیم ، همچون بشقاب پرنده ها که با منبع جدید و ناشناخته ی انرژی دقیقتر از انرژی اتمی کار می کنند ، دارند. Ossendowski ادعا می کند که امپراطوری آگارتا متشکل از شبکه ای از شهرهای زیرزمینی هستند که با تونل هایی به هم متصل می باشند و از طریق آنها وسایل و دستگاهها با سرعت شگفت آوری از زیر دریا یا خشکی می گذرند.این افراد تحت سلطه ی مطلوب دولتی با رهبری پادشاه جهان زندگی می کنند آنها نوادگان قاره های گم شده ی Lemuria و آتلانتیس و نژاد اصلی Hyperboreans ،نژاد خدایان می باشند . در طی دوره های تاریخی مختلف ، ابرمردان یا خدایان آگارتی (Agartan) برای تعلیم نژاد بشر و نجات آنها از جنگ ها یا بلایا و ویرانی ها به سطح زمین می آمدند . آمدن بشقاب پرنده ها بلافاصله بعد از اولین انفجار اتمی در هیروشیما چنین بازرسی را نشان می دهد اما این دفعه خداها خودشان در میان افراد ظاهر نشدند ، بلکه آنها مأموران مخفی می فرستادند . حماسه ی هندی «رامایانا» ما را به عنوان یک مأمور مخفی از آگارتا توصیف می کند که با یک وسیله ی هوایی می آیند ، که احتمالا یک بشقاب پرنده بود . یک آیین چینی از معلمان الهی صحبت می کند که سوار بر وسایل هوایی می آیند. به طور مشابه مؤسس سلسله ی اینکا (Inca) ، مانکو کوپاک ، به همان روش آمد. یکی از بزرگترین معلمان آگارتایی) (Aghartan در آمریکا Quetzal Coatl ، پیامبر بزرگ Maya ها ، Aztec ها ، هندی ها و آمریکایی ها به طور کلی در شمال و جنوب آمریکا بود .

 

وی در میان آنها بیگانه ای دبد که از یک نژاد متفاوت می آمد علی رغم سیاه بودن آنها به خاطر عدلش شناخته می شود ؛ بر خلاف آنها بلند بود ؛ و ریش داشت . هندی های مکزیک ، yucatan و گواتمالایی ها مدت ها قبل از آمدن مرد سفید به وی به عنوان یک ناجی احترام می گذاردند . Aztec ها وی را «خدای وفور » و «ستاره ی صبح » نام نهادند . نام وی Quetzal Coatl “» به معنی » مار بالدار » ؛ معلم حکمت و دانایی که  پرواز می کند . وی به دلیل اینکه با وسیله ی هوایی ، شاید همان بشقاب پرنده ، آمد به این نام خوانده شد.احتمالا وی از جهان زیرزمینی آمد ، چون بعد از مدتی که با سرخپوستان زندگی نمود به همان طریق ناپدید شد ؛ و باور بر آن بود که به جهان زیرزمینی بازگشت . Quetzal Coatl به صورت «مردی با ظاهر خوب و موقر ، سفیدپوست و ریش دار با لباس سفید بلند توصیف شده است. به خاطر خوبی و پرهیزگاری اش به وی Huemac هم می گفتند . وی به سرخپوستان طریق پاکدامنی و فضیلت را آموخت و تلاش نمود تا آنها را با دادن شریعت و اندرز جهت بازداشتن از شهوت و تمرین پاکدامنی و عفت نجات دهد. وی درس صلح جویی را به آنها آموخت و خشونت و بی حرمتی را شدیدا محکوم کرد . وی یک رژیم سبزیجات را با ذرت به عنوان یک غذای اصلی ایجاد کرده و روزه داری و بهداشت را آموخت ، طبق نظر باستان شناس اهل جنوب امریکا ، هارولد ویلکینز ، Quetzal Coatl معلم روحی و معنوی ساکنان قدیمی برزیل بود.

ادامه دارد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز كه اين مطالب را  تهيه و ترجمه  نمودند و مطالبي راجع به تمدني درون زمين براي وبلاگ ارسال نمودند.


Posted on سپتامبر 5, 2010, in آگارتا تمدن درون زمین. Bookmark the permalink. 54 دیدگاه.

  1. ما اینجا هستیم و منتظر میمانیم

  2. بهم اضلافه کردن لینک دوستان رو یاد می دی
    Adi_iri درگاه ارتباطی یاهو من بهش میل نزن
    کیلاشو نمی خونم

    مرسی

  3. در مورد پاراگراف اخر (من وقت نکردم همه رو بخونم فعلا) به هیچ وجه کنجکاوی خود را ارضا نکنید و به این غارها نرید! من مدتها پیش جایی در مورد این پایگاه های زیرزمینی مفصلا خونده بودم به غیر از نژاد گری و برخی دیگر که اشناتر هستند موجودات دیگری هم در این تونلهای زیرزمینی بند و بساط دارن و بسیار بسیار خطرناک هستند یک علامتی هم ورودیهاشون داشت که الان یادم نیست بالاخره ینی اینکه اگه واردشون بشید برنمیگردید! جناب محمد هم راجع به این غارها گفته بودند

  4. این نبود؟
    غار کوول

  5. مطلب جالبی بود موجودات زیرزمین منظورش اجنن

  6. سلام خسته نباشيد

  7. شايد هم جهان موازي اين را بخونيد و بعدههاي ديگر
    http://www.mavaraha.blogsky.com

  8. لطفا من را هم عضو نمایید. مرسی

  9. سلام .درست منو یاد موجودی که تو سریال عامل ناشناخته بود انداخت موجودی غول پیکر وعجیب که مشابه آن با انسان برخودی نداشته وبه صورت کاملا ناشناخته بود .

    عالی بود ممنون

  10. سلام دوستان
    یکی از همین غارها در کردستان است که اول وارد یک غار مثل تونل میشوید وبعد به یک غار میرسید که مثل چاه است وانتها آن دیده نمیشود وآتش هم خاموش میشود وقتی جلویش میبرید ودیگر اینکه وسایل با ارزش وقدیمی درونش است ببخشید که جای آن را نمی توانم کامل بگم
    خداحافظ.

  11. kheili jaleb bood, mamnoon

  12. یه فیلم هم در مورد این غارها ساختن..به اسم The Descent که 1 و 2 داره..خیلی جالبه

  13. خسته نباشید /

  14. در روز پنجم ماه چهارم سال سی ام ، که پنج سال از تبعید یهویاکین پادشاه می گذشت ، ناگهان آسمان به روی حزقیال ، پسر بوزی گشوده شد و خدا رویاهایی به او نشان داد. حزقیال کاهنی بود که با یهودیان تبعیدی کنار رود خابور در بابل زندگی میکرد:
    در یکی از این رویاها ، طوفانی دیدم که از شمال به طرف من می آمد. پیشاپیش آن ابر بزرگی از آتش در حرکت بود ، هاله ای از نور دور آن بود و در درون آن چیزی مانند فلزی براق می درخشید.(طبق گزارشاتی که از یوفوها یا همان اجرام پرنده ناشناس داده شده ، این اشیاء معمولا از میان ابری عجیب ظاهر میشن ردپای این ابر رو میشه در بعضی روایات دینی و فیلمهای سینمایی در مورد موجودات فضایی مشاهده کرد) سپس از میان ابر چهار موجود عجیب ظاهر شدند که شبیه انسان بودند. ولی هر یک ، چهار صورت و دو جفت بال داشتند ! پاهایشان نیز مثل پای انسان بود ، ولی پنجه پایشان به سم گوساله شباهت داشت و مانند فلزی براق می درخشید. زیر هر یک از بالهایشان ، دستهایی میدیدم مثل دست انسان

    (نقش فروهر در ایران باستان ) انتهای بالهای آن چهار موجود زنده به همدیگر وصل بود. آنها مستقیم حرکت میکردند بدون آنکه برگردند. هر یک از آنها چهار صورت داشت: در جلو صورت انسان ، در طرف راست صورت شیر ، در طرف چپ صورت گاو و در پشت صورت عقاب … هر جا روحشان میرفت ، آنها هم مستقیم میرفتن بدون آنکه رویشان را برگردانند. در میان این موجودات زنده ، چیزهایی شبیه به زغال افروخته با مشعل روشن در حال حرکت بودند. از میان آنها برق می جهید.

    عهد عتیق ، فصل ششم , رویای حزقیال نبی

    آیا نکات پنهانی در تاریخ بشر وجود داره که هنوز باستان شناسان ، خط شناسان و اسطوره شناسان نتونستن اون رو کشف کنن ؟!! شاید هم این نکات آن چنان در مقابل چشمان ما قرار گرفته که به صورت امری روزمره در آمده و عادی !! به قول شاعر : چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید !!

  15. رامتين جان چرا نظر دادم پاك شد

    • كدام نظر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فقط نظر مربوط به كابالا را حذف كردم كه آنهم به خاطر وبلاگ بود. شرمنده. ولي نظر ديگري پاك نشد؟

  16. ok گرفتم

    سپاس

  17. جالبـــــه.
    خیلیهامون هنوز در مورد بشقاب پرنده ها دو به شکن ، فقط فکر کردن راجع به موجودات زیر زمینی رو کم داشتیم که بحمدا… اون هم اضافه شد.

  18. همگی خسته نباشید.
    درباره ترجمه اگر چه خوبه ولی اگر ویراستاری هم بشه خیلی بهتره. راستش من بار اول که جمله ها رو می خونم درست نمی فهمم و باید دوباره جملات قبل و بعد رو بخونم تا مطلب دستگیرم بشه.این مساله برای همه ترجمه ها وجود دارد.
    به هر حال دست همه کسانی که تلاش می کنند درد نکنه!

    • سلام. دوستاني كه ترجمه ميكنند اصل مطلب را كاملا ترجمه مي كنند يعني در مطلب دست نميبرند يا برداشتي از مطلب داشته باشند .

  19. زمین تو خالی نیست چون اگر توخالی بود جاذبه حتما اون را از درون فرو میبرد.مواد مذاب(ماگما) از آتشفشانها بیرون میآیند و این نشون میده که زیر پوسه زمین رود هایی از مواد مذاب(ماگما)جاری است که در صورت زیاد شدن به پوسه زمین فشار میارند و از طریق آتشفشان و ایجاد زلزله میاند بیرون.هوا و اکسیژن در درون زمین نمیتواند راه بیابد چون بقدری گرمای محیط به دلیل نزدیک شدن به هسته مذاب زمین گرم است که اگر موجودی بخواهد در آنجا زندگی کند حتما میسوزد…کشور آلمان هم با کندن یک چاه عمیق به عمق تقریبی 3000 متر و با فرستادن آب از یک لوله به داخل چاه به مدت کوتاه به صورت رایگان و بدون هیچ نوع سوختی بخار آب بسیار داغ استخراج میکند که چون به یک نیروگاه برق متصل است برقی معادل 500 مگا وات بدست میآورد.اگر حیات نیز فقط در دو قطب وجود داشته بود نیز به جهت عدم وجود مواد غدایی و نبود رشد گیاهان به جهت نبود نور خورشید در درون زمین و حتی در سطح بیرونی دو قطب نیز امکان پذیر نبود…شاید این شخص ایده وجود زندگی در درون زمین را از کتاب معروف ژول ورن به نام سفر به اعماق زمین گرفته باشد.

  20. new-world.blogsky.com دوستانی که به نظریه ی هاوکینگ علاقمندند.

  21. منتظر جان فرموده بودید:(درود
    امین برادر عزیز توصیه میکنم در خصوص کنگره فضائی به خوبی تحقیق کنی دوست گرامی و سریع نتیجه گیری نکنید.
    سپاس)

    دوست من

    میخوام تحقیق کنم ولی منبع مطالعه در مورد کنگره فضائی ندارم و نمیتونم پیدا کنم

    اینجا مطرح کردم دوستان کمکم کنن که کسی جواب نداد

    من نتیجه ای نگرفتم که دوست من

  22. جالب بود رامتین خان

  23. جالب و زيبا بود.
    آدرس غار يادت نره مي خوام اونجا نفس كش راه بندازم ! ( از اون حرفا زدم !)

  24. سلام به همه دوستان حقیقت جو .
    بعد چند هفته دارم کامنت میذارم آقا رامتین شرمنده به خدا. مطلب خیلی جالبی بود منو یاد یه حرف هایی انداخت که حدودا 5-6 سال پیش وقتی به محمد آباد (یکی از روستا های آباده در استان فارس ) که مکان سرسبزی هست برای تفریح رفته بودیم انداخت یه آقایی میگفت که اونجا تو قبرستونشو یه چاهی هست که یکم طولانی هست ولی وقتی ازش میری پایین به تهش که میرسی میبینی چمن داره و توش گل و گیاه(در نبود نور!!!!)و چشمه هست البته این آقایی که برای ما تعریف میکردگفت فقط تونستیم سه چهار نفرو بفرستیم پایین و با چراغ قوه های قوی فرستادیم پایین که فقط تا حدود کمی در پایین تونستن راه پیمایی کنن وتاریکی ودور شدن از انتهای این چاه و ترس از گم شدن و یا خفه شدن!! نذاشته که پیشروی کنن ولی در همون حال میگفتن که انتهای اونجا اصلا معلوم نبوده با وجود چراغ قوه های قوی که شعاع زیادی رو میتونن پوشش بدن!

  25. از رفتن به انتهاي غار نبايد براي هميشه ترسيد و انرا ناديده كنار گذاشت چونتا قرن ها راز اين غارها پوشيده بماند اگه همه اين ترس الكي كنار بزنند و داخل غارهاي بي انتها برند اونوقته پيشرفت بسيار سريع تكنولوژي را شاهد خواخيم بود اگه رفتن به داخل غارهاپرخطره ميتوان از روبات به جاي انسان استفاده كرد براي كنترل روبات اعماق غار بايد ازموج هايي استفاده كرد كه در اعماق غاربه هردليلي از كار نيفتند.

  26. سلام رامتین جان لینک دوم را هم ترجمه کردم و به ایمیلت فرستادم

  27. فکر کنم این مطلب تایید حرف من باشه که گفتم یوفو ها رو دیدم اما فکر میکنم هرجا هستن توی همین زمین خودمونن نه توی کره های دیگه جناب یوفو لاو: یادتونه این حرفم؟ و اینکه گفتم اینا هرجا هستن مصری های قدیم هم که غیب شدن باهاشونن. یا اصلا همون هان .راستش یه دلیل دیگه هم دارم … کثرت این یوفو ها که زیاد دیده میشن و فاصله شون اگه از زمین دور باشن که هی میان و میرن!…انرژی سوختشون…یمشکلات هوا و جو و خطر شهاب سنگ ها و…یک کم عجیب نیست؟از فردا نظریه جدید منو اعلام کنین بچه ها: این موجودات یه جا زیر گوش خودمونن …

    • سلام .ازکجا میدونید من آقا هستم که لغت جناب رو بکار بردید ؟؟؟؟؟
      درعلم نجوم کهکشانها دارای میانبر هایی هستند که در چند صدم ثانیه از قطر یه کهکشان که چندین سال نوریست میتوان عبور کرد در قرآن نیز ازاین راهها یاد شده اما انسان تا بحال نتوانسته به این راهها دست رسی پیدا کند ؟
      حتما تابه حال در خواب دییده اید که مسافرتی طولانی رفته اید روح شما از بدن جداشده وسفری را بابیش از سرعت نور طی کرده حال میتوانیم از این دید نگاه کنیم که فرازمینی ها به علمی دست پیدا کرده اند که از حالت ماده خارج وبه انرژی تبدیل میشوند ،که در حال حاضر انسان سعی دارد تا بدان علم برسد که در آن حال ماشین زمان و…به راحتی ساخته میشود ،انرژی همانند نور است وسرعتی بسیار بالاتر از نور را میتواند بپیماید
      باتشکر

      راستی قرار شد بریم قار دعوا پنجه فولادتم بیار!!!!

      • اشتابه شد اول فکر کردم با من بودید ولی مطلب شاید بدردت بخوره

      • پنجه بوکس دارم با کلاه خود و زره … مجهزم…مرسی از نظرت.راستش من یه 14 سالیه توی کف این یوفو هی که دیدم بودم اینه که با کلی که به عقل مبارکم فشار اوردم به این نتایج رسیدم . خلاصه اینم نظر بنده بود.

    • بله يادمه.دقيقا درسته.

      • راستش یک کمی عجیب نیس که اینا خیلی هی سر سراغ ما زمینی ها رو بگیرن؟ اون میون راه ها درست هم باشه فکر میکنین اینا چه خطری از طرف ما میتونه تهدیدشون کنه که هی راه میافتن میان خونه خاله؟!!!!!!!مگه اینکه چیییییییییییی؟ همین زیر گوش خودمون باشن وگرنه نیازی به فضولی ندارن… بعدشم تا حالا دیدین اینهمه آدم دارن ستاره رصد میکننن بگن با فاصله خیلی زیاد دیدنشون؟ .. اونم با این تعداد که اینا دارن هی تشریف میارن باید باند بزنیم واسشون…. بازم نتیجه اینکه اینا یه مرکز همین جا دارن از اونجا بلند میشن میان…حالا پید ا کنید تخم مرغ فروش را …
        فردا نیاین نظریه منو به ناف خودتون ببندینا بچه ها …. اینجا ثبت کردم… بخونید خیرشو ببرید .

      • ببخشید که شوخی میکنم اینم یه خاصیت عجیب غریب منه که از غصه بمیرم مرض شوخیم عود میکنه !!!!!!!!!!!!یه کم تحملم کنین خوب شم

    • فیزیکدان شهیر، انیشتین هم نظری مشابه این داشت. وی معتقد بود که سرنشینان این اشیااز نسل انسانهایی هستند که هزاران سال پیش از همین سیاره بعلل نامعلوم به جایی دیگر در کهکشان کوچ کرده اند.

      • نظریه جالب دیگری هم وجود دارد که توسط یکی از روحانیون در کتابی بنام جزیره خضرا عنوان شده و گروهی از این اشیا پرنده را متعلق به امام عصر میداند. در این کتاب منطقه برمودا به عنوان پایگاه ایشان معرفی میشود. الله اعلم

  28. بچه ها طویر رو میشناسید ؟
    پدر بزرگ خانومم اونجا شکارچی و … بود اصلا دروغ گو و خرافی نبود اما یه روز از یه غار حرف میزد درش یه مار دوسر بود و یه موجود که از ذاخلش بیرون اومد اون روز گفتم چرت گفته اما خالا اگه خوب شد جاشو می پرسیم اگه نشد یه چاله برام بکنید اخه خانم ارث بهش میزسه

    • داشتم فکر میکردم راه ورودی اونجا نباید1 غار باشه مگه اینکه یک یا چند ورودی و خروجی باشه که غار هم باشه . چون یوفو ها از این غار ها چه جوری بیرون میان ؟…. اما یهویاد یه خوابی که 4 باره تا حالا دیدم افتادم و یهو پا شدم بیام بهتون بگم.
      1 باری که روحم از بدنم جدا شد رفت توی فضا بودم که به یه جنگل رسیدم برخلاف همیشه که افقی بودم عمودی روی پام ایستادم! لبه یه دره سرسبز بودم خود جنگلم سرسبزبود البته دره نمیشه گفت یه تیکه از جنگل خالی بود انگار زمین نداشت با درختای بلند … خم شدمو پایین رو نگاه کردم با تعجب دیدم اونجا یه سرزمین دیگه است . چون روح بودم جرات کردمو رفتم پایین دیدم زمین ما سقف اون دیاره یعنی زمین زیر پای ما زیرش میشد سقف و پر ابر بود…از تعجب توی اون سرزمین سر سبز کمی رفتم و گشتم اما ترسیدم گم شم برای همین دوباره برگشتم …حالا هم اکه رویام حقیقت داشته باشه بهتون میگم یه جایی توی یه جنگل سرسبلز و ناشناس ما یه راه واسه دنیای زیر زمین داریم…عجیبه که این خواب یادم نبود

  29. سلام لیلیانای عزیز ،نظرخوبی داری اما ممکنه
    اوناروی هرقشر از انسان آزمایشی توسط دسازه های خود داشته باشند مثل باران قرمز رنگ هند یا موادی که گه گاه در مزارع دیده میشود تاشاید با گیاهان مخلوط وبه خورد انسان یا موجودات زمین برود وبرای برسی آثارونتایج سر میزنند دیگه !!!
    راستی من یه جا خوندم که اینها اندامهای تناسلی یا قلب و…ازحیوانات اهلی را میبرند برای چه ؟؟؟
    این عمل به حدی زیاد شده که در روستایی مردم لب به شکایت باز کردند این پدیده را خود دامداران نیز در تاریکی شب رویت کردند اجزاءحیوان بصورت فوق العاده ای بدون حتی یک قطره خون ربوده میشود کاری که جراهان ما طی ساعتها در این اواخر توانستند این چنین عملی انجام دهند !!!

    راستی خوشم اومد مجهزی منم شیشه نوشابه میارم اگه صلاحها جواب نداد شیشه روشکته چند تاخطی برا یادگاری بندازیم تا دیگه هوای دعوا به سرشون نزنه وبقیه دو.ستان به راحتی ازغار دیدن کنند؟؟؟

    • اون بخاطر نوع چاقویی هس که استفاده میکنن که درجا سر رگ ها رو با یه اشعه جوش میده که خون نیاد . قابل توجه دوستان نابغه … دستگاهی مشابه چاقو که لیزری باشه درست کنین که مث هویه در جا رگ رو همزمان که داره میبر ره ببنده بخاطر خاصیتش.تصور کنین چه رویایی میشه جراحی های قلب و …. نه؟

  30. منم میخوام

  31. لیلیانا اینجا یه غار هست داخلش رود خونست 600 متر داخل رفتیم ولی من جلو بچههارو گرفتم و پدر دوستم هم (متخصص گوه)میگه حوالی تلکابین چالوس یه غار به اسم غار دیو هستش که پله هایی با اندازه 1متر داخلش یکی از گروهشون هم رفته داخل 30 ساله بر نگشته اما جاشو بدلایلی به ما نمیگه
    منم تو گروهمون رسما حسگرم اما اسما» ضدحال و بچه های ما بطور باور نکردنی جدا نشدنین ینی یه چیزی همیشه مارو به هم می رسونه دیگه داره حالم از این اجبارای زندگی به هم میخوره
    you are in dharma

  32. سلام خواستید برید پایین با خودتون نمک ،شکر ،یا خورده نون و…بردارید تا موقع برگشت مسیر روگم نکنید

  33. ممنونم عالی بود

  34. وقت آن نرسیده با باورهامون استدلال نکونیم. آیا شاهد آن نیستید آگاهی با سرعت فضایند ای رو به افزایش است. باری بیایدباور کنیم ارمغان ورود به عصر طلایی را.زندگی فهم نفهمیدنهاست.با تشکر از نویسنده این مطلب.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: