بایگانی روزانه: سپتامبر 5, 2010

آگارتا، تمدن درون زمین (قسمت 1 )

آگارتا- درون زمین

 

در سال 1920 ، مارشال بی گاردنر یک کتاب 450 صفحه ای با نام سفری به درون زمین نوشت ، تا یافته های خود را در مورد تو خالی بودن زمین بیان کند. وی یافته های خود را از سفرهای قلب شمال و ستاره شناسی خود جمع آوری کرد ، اما جالب آن بود که ، 7 سال پیش حق ثبت ایالات متحده برای مدل کاری زمین تو خالی به وی اعطا شد . این حق ثبت اظهار می دارد که ، 4 بیلیون سال پیش ، وقتی زمین هنوز توده گاز منبسط بود ، به تدریج با خنک شدن شروع به انقباض کرد . وقتی با نیروی گریز از مرکز به تسالم (Compromise) رسید ، نیروی جاذبه به اندازه ای توده را کاهش داد تا زمانیکه قطر آن در ناحیه ی استوا 8000 مایل شد .

حالا زمین بی شکل و خالی بود . تکوین 1:2

چون نیروی گریز از مرکز در نواحی قطبی بسیار ضعیفتر بود ، جاذبه توانایی کاهش بیشتری را در آن مناطق داشت ، اما فقط تا زمانیکه توده در حال خنک شدن بود. در نتیجه ، زمین به خودی خود به شکل یک گوی کامل سفت نشد ، بلکه بیشتر به شکل هلالی بزرگ با سوراخ های عریض 1400 مایلی در قطبین شمال و جنوب بود. صدها هزار سال بعد ، نژادی از موجودات غیرمادی در ترک های تو خالی عمیق در سطح زمین ساکن شدند

http://hiddenlighthouse.files.wordpress.com/2010/02/the_opening_to_agartha.jpg

. آنجا ، در درون زمین ، آنها یک سری تونل به نام شبکه ی آگارتا تشکیل دادند. اجساد این آگارتیان ها حالا با نیروی مغناطیسی بلورین و یک منبع نور که از هسته ی سیاره منتشر می شود نگهداری می گردد. سوراخ های منتهی به درون زمین با لایه ی بسیار ضخیم ابر مخفی می شود چون هوای گرمی که از درون شکاف ها بلند می شود به طور مداوم با هوای سرد قطبی خارج ادغام می شود . خلبان ها از بالای قطب ها پرواز نمی کنند چون دستگاه ها هنگام اوج گرفتن به درستی کار نمی کنند . اما ، چیزی که در واقع رخ می دهد آن است که قطب مغناطیسی درون زمین با انرژی موج مغناطیسی خود هواپیما را به درون سوراخ قطبی خود می کشد. این چیزی است که شفق شمالی را در قطب شمال و شفق جنوبی را در قطب جنوب به وجود می آورد . راز های ناشناخته همیشه به دنبال نویسندگان جدید مقالات هستند . اگر شما مقاله ، داستان یا هر مطلب دیگری را نوشته اید که مایلید تا به صورت رایگان در سایت منتشر شود پس منتظر تماس شما هستیم .

تصاویر اعتباری :Caia Cupito / کوهستان شاستا و زمین تو خالی / پست شده در 14 می 2009

https://i0.wp.com/www.unexplained-mysteries.com/images/newsitems/shasta.jpg

مقاله نویس : ویلیام بی استوکر

در ژوئن 1976 ، وقتی مرد جوانی با قلب کاملا سالم بودم ، از کوهستان شاستا بالا رفتم . که چهارمین تلاش من بود . دفعات قبل به خاطر خرابی و نارسانایی تجهیزات و هوا ناموفق بودم . من و دوستانم مجبور بودیم تا در هوای بسیار طوفانی صعود کنیم . برای صعود از Avalavche ( صعود کامل به معنی نیل به 6 هزارپایی در یک روز ) به خاطر سنگ های در حال ریزش بسیار سریع به این سو و آن سو حرکت می کردیم . به طرف راست Red Rank (چند صخره ای با سراشیبی تند در قله ی Avalanch Gulch) رفته و رد یک مسیر باریک ، با یک فلات یخچالی ( شکاف یخی در قله ی یک کوه یخ ) در طرف راست خود و یک شیب و سرازیری یخی در طرف راست خود به طرف قله ی یک کوه یخ حرکت کردیم ، و سپس از یک دیوار سنگی کوتاه بالا رفتیم . در جلو یک نوع فلات و یک فضای شیب دار با نام Misery Hill که بوی گوگرد استشمام کردم ، وجود داشت . سپس ، از پرتگاه های عمیق در برف و باد عبور کردیم طوریکه بر روی سبیلم لایه ای از یخ وجود داشت  و هیچ چیزی مشاهده نمی شد. درون ابر بودیم .سفر برگشت آسان تر بود ، اما مجبور بودیم از دیوار سنگی کوتاه و زمین به طرف بالای کوه یخ برسیم :خطای جزئی در محاسبه به معنی سقوط درون فلات یخچالی یا افتادن از سطح لغزنده ی کوه یخ بود. نزول از Avalanch Gulch بسیار سریغ پیش رفت.

https://i2.wp.com/vulcan.wr.usgs.gov/Imgs/Jpg/Shasta/Images/Shasta84_mount_shasta_with_shastina_1984_med.jpg

چون می توانستیم بنشینیم و فواصل زیادی را سر بخوریم. کلنگ های کوهنوردی حرکت ما را به طرف پایین کنترل می کردند. نقطه ی اوج کوهستان شاستا در کالیفرنیای شمالی 14/179 فوت است . هیچ چیزی در اطراف به ارتفاع آن نمی رسد ؛ حتی کوهستان رانیر (Ranier) در واشنگتن ، بلندتر و پوشیده از یخ ، با قلل کمتری محاصره می شود . شاستا در میان 48 ایالت پست تر ، وحشت آورتزن و ترسناک ترین کوهستان است . صحنه ی وقایع فوق الطبیعه ی بی حد و حصر و دیدنی های یوفو (ufo) می باشد که بسیاری از آنها متکی به مدارک خوبی هستند و اینها باعث ایجاد افسانه های بسیار عجیبی شده است . دهه ها برخی از افراد معتقد بودند که شاستا به خاطر غار های پهناور به صورت خانه خانه (لانه زنبوری ) می باشد که در آن تمام موجودات مرموز زندگی می کنند . در سال 1894 فردریک اسپنسر اولیور نوشت » یک ساکن در دو سیاره » ادعا می کند که بازماندگان قاره ی غرق شده ی Lemuria  در کوهستان زندگی می کردند . در دهه ی 1930 گای وارن بالارد ، مؤسس بنیاد I Am ، همان ادعا را مطرح نمود .نویسنده ی داستان های علمی تخیلی رابرت ( دوست صمیمی جک پارسوتر مرموز ) داستانی با نام » میراث گمشده » در مورد گروهی از استادان خیراندیش نوشت که در کوهستان زندگی می کردند ، از توانایی های فوق الطبیعه ی خود برای شکست استادان ناشناخته ای که در جهان حکومت می کردند استفاده می نمودند ، در حالیکه ، همانطور که قبلا ذکر کردیم ، یوفوها و وقایع ماوراءالطبیعی متکی به اسناد خوب هستند ، چند مشکل جدی در مورد ایده ی Lemurian های ساکن در کوهستان وجود دارد . اول ، ابتدا نگاهی منتقدانه به نظر Lemuria داشته باشیم . پستاندارانی با نام Lemurs وجود دارند که در جزیره ی ماداگاسکار ، دور از ساحل جنوب غربی آفریقا و در هند زندگی می کنند. در سال 1864  یک جانور شناس به نام فیلیپ اسلاتر پیشنهاد داد که حیوانات از طریق یک سرزمین پهناور (Lemuria) از ماداگاسکار به هند مهاجرت کردند که آن سرزمین حالا غرق شده است . مدرکی دال بر وجود چنین پل زمینی وجود ندارد و به نظر می رسد تکنوتیک های صفحه ای مطلب را به خوبی تشریح می کنند ، حالا نظریه آن است که هند از آفریقا جدا شده و ماداگاسکار را پشت سر گذاشت و تا زمان برخورد با جنوب آسیا و در نتیجه ی آن بالا آمدن هیمالیا شناور بود . مادامه بلاواتسکی ، مؤسس عرفان و خداشناسی ، نظر Lemuria را ادامه دادند و آن را با موجودات پیشرفته محبوب کرد . نویسنده جیمز چرچ ورد آن را «Mu » نامیده و آن را از اقیانوس هند به آرام منتقل کرد . در جای دیگری دلایل چرایی عدم غرق شدن قاره های بزرگ و اینکه چرا جزایر و قطعات قاره ها میلیون ها سال طول کشید تا چنین شوند را مطرح نمودم. این از احتمال تمدن های پیش از تاریخ در اطراف اقیانوس های هند و آرام و جاهای دیگر جلوگیری نمی کند. در مورد غار های بزرگ در کوهستان شاستا ، بوی گوگردی را که استشمام کردم را به یاد می آورید ؟ آن از یک شکاف دامنه ی آتش نشان فعالی بود که در آن باقی مانده های یکی از دهانه های آتشفشانی کوهستان شاستا وجود داشت ( گرجه آنها به ندرت شبیه دهانه ی آتشفشانی امروز می باشد . ). شاستا یک کوره ی آتشفشانی است ، قسمتی از رشته کوه های آبشاری ، که بخشی از حلقه ی آتش اقیانوس آرام است و متشکل از 4 مخروط روی هم افتاده به همراه قله ی فرعی 12,330 فوتی شاستا می باشد . آن از داسیت و آندزیت ، خاکستر و جریان های تشکیل شده در اثر فعالیت آتش نشانی تشکیل شده است که آخرین بار در سال 1786 فوران کرده است ( و توانایی فوران مجدد را دارد . ) این صخره ها شکننده وسست هستند چنین غارهای بزرگی نمی توانند وجود داشته باشند . آنها به سادگی خراب می شوند . درون آن کوه برای زندگی کردن زیاد گرم نیست … و میان فوران ها می باشد . غارهای کوچک و کم عمق یا سیستم های تونل در دامنه ی کوه ها یا جاهای دیگر در اطراف کاملا محتمل می باشند اما هیچ فرد Lemurian در کوهستان شاستا زندگی نمی کند. تا جائیکه من بیش از معمول شکاک هستم ، ممکنه تحت تأثیر افسانه ی مرتبط به زمین توخالی باشم . قرن ها مردم منکر می کردند که سیاره ی ما ممکن است تو خالی باشد و افراد یا موجودات مختلفی در آن زندگی کند و به این جهان دیگر می توان از طریق غارهای عمیق یا شکافهای پهناور در قطبین وارد شد . ممکن است اشتباهات زیادی در این باشد اما شناختن اینکه از کجا باید شروع کرد مشکل است . راهی وجود ندارد که سیارات و ستارگان می توانند توخالی باشند ؛ وقتی آنها از چیز های کوچکتر یا گاز به وجود می آیند ، جاذبه ناگزیر هر چیزی را به طرف مرکز می کشد و هیچ فضای خالی را بر جا نمی گذارد . اگر موجودات دارای قدرت زیاد یک سیاره ی تو خالی را بنا کرده باشد ، جاذبه فورا آن را فرو خواهد پاشید . جاذبه ی زمین ثابت می کند که نه تنها توخالی وجود ندارد ، بلکه هسته ی آن متراکم و سنگین است . درون گرم است تا حدی که هر چیزی را ذوب می کند ، آتش فشان ها و اندازه گیری های بی شعار این را اثبات می کنند. زمین بارها با اشعه ی ایکس با بررسی رفتار امواج شوک زمین لرزه در حین پیش روی به طرف درون زمین مطالعه شده است . گرما  و فشار چنان است که حتی غارهای بزرگ نمی توانند بیش از چند مایل به طرف داخل زمین ادامه داشته باشند.

مشکلی که معدنچیان طلای آفریقای جنوبی مطرح کردند حرکت آهسته ی سنگ ها و صخره ها و فروپاشیدن غارها می باشد . در مورد شکاف های فرضی در قطب ها ، قطب جنوب با کلاهک یخی پوشانده می شود و قطب شمال در یک اقیانوس با عمق 3 مایل می باشد . افراد بی شماری بر سر این دو قطب پرواز کرده اند یا آن را پیاده درنوردیدند. هیچ شکاف یا سوراخی وجود ندارد . شایعاتی که آدمیرال بیرد در مورد سرزمین های «ورای قطب » به میان آوردهاست بی معنی هستند . در حال نگارش این ، من » در بالای قطب » هستم . قطب شمال ورای قطب جنوب و برعکس می باشد . هر نقطه ای در زمین حداقل ماورای یکی از قطبین می باشد . کسانی که راضی به تو خالی بودن زمین نمی شوند ، مشتاق مقایسه ی آن با » درون خورشید » هستند که تا حدی در مرکز دقیق تعادل دارد. این موقعیت به صورت پویا سست خواهد بود و هم چنین خورشیدی به زودی به یک طرف برخورد می کند و چه نیروی جادویی باعث شد که خورشید در وهله ی اول شکل گیرد؟ هم چنین ، هر چیزی که ما در مورد ستارگان می دانیم نشان می دهد که آنها باید چندین برابر توده ی کل زمین باشند تا واکنش های گداخت خود را حفظ کنند . حتی اگر ، همانطور که برخی از ما فکر می کنیم ، انرژی آنها حداقل تا قسمتی با چند فرآیند دیگر تولید می شوند ، هنوز به توده ی بزرگی نیاز هست ، که چرایی عدم درخشش مشتری بزرگ است . اما ، افسانه های سرزمین های زیرزمینی یا شاید واقعیت های دیگر که به طریقی «زیر » این یکی یا آن یکی قرار می گیرند را می توان با مسیرهای زیرزمینی که بسیار قدیمی و گسترده هستند جایگزین نمود. هید س خدای رومی – یونانی  زیرزمین بود و دوزخ مسیحی و چندین سرزمین که پریان ،اجنه و غول ها در آن ساکن بودند.ساکنان کشور تبت افسانه هایی در مورد سرزمینی به نام Shambhala دارند که اساتید ماهر (enlightened adepts)در آن زندگی می کردند این سرزمین در زیر تبت یا جای دیگری در مرکز آسیا واقع شده بود و برخی باور دارند که پادشاه بیست و پنجم آن برای مغلوب ساختن نیروهای شر و بدی خواهد آمد و عصر طلایی را به وجود می آورد.برخی گزارش ها حاکی از آنند که Shambhala یک سرزمین کاملا روحانی و غیرمادی است ، و برخی می گویند که یک سرزمین زیرزمینی به نام آرگاتا وجود دارد و Shambhala پایتخت آن است . یا شاید دو سرزمین جداگانه می باشد که ارواح پلید و شیاطین در هر دو یا یکی از آنها ساکنند.گزارش ها و باور ها گیج کننده و متناقض هستند . نقاش روسی و نیکلاس روریک عارف در اواخر دهه ی 1920 به دنبال Shambhala بودند . ویلیام مایکل مات در » غارهای بزرگ ، دیگ ها و موجودات مخفی » وقایع بی شماری با تکیه بر اسناد خوب در مورد سرزمین های زیرزمینی نوشته است که با موجودات عجیب از این سرزمین ها سرو کار دارد .با نگاه به تصویر کلی ، واضح است که » کوهستان شاستا و زمین نمی توانند توخالی باشند ، اما قله های رفیع و مجزا اغلب صحنه ی وقایع ماوراءالطبیعه و یوفوها هستند به نظر می رسد برخی چیزهای مرموز در زیر پاهای ما رخ می دهند. ما آن را مدیون شک های درست خود هستیم و فکر خود را باز نگه می داریم.

ویلیام بی استکر

نظریه ی زمین تو خالی و پیشگویی Shambhala (Shangri-La ) قسمت سوم

آگارتا ، زمین توخالی – جهان زیرزمینی

کلمه ی «آگارتا » منشأ بودایی دارد . که به جهان زیرزمینی یا امپراطوری اطلاق می شود که تمام بودایی های واقعی بسیار به آن معتقدند.آنها همچنین معتقدند که جهان زیرزمینی دارای میلیون ها سکنه و شهر های بسیار می باشد ، استیلای عالی پایتخت جهان زیرزمینی Shambhala است که محل اقامت حاکم عالی می باشد: به وی پادشاه جهان هم می گویند.باور بر آن است که وی به دالای لاما (Dalai Lama) تبت ، که نماینده ی زمینی اوست ،دستور می داد پیام های وی از طریق تونل های مخفی خاصی که جهان زیرزمینی را به تبت متصل می کنند منتقل می شدند.تونل های مرموز مشابه در برزیل هم پیدا شدند.به نظر می رسد برزیل در غرب و تبت در شرق دو قسمت زمین بودند که تماس بین جهان زیرزمینی و جهان سطحی به علت وجود این تونل ها به آسانی مقدور می شد.

 

 

نیکلاس روریک ، ادعا داشت که Lhasa ، پایتخت تبت ، با تونل به Shambhala ، پایتخت امپراطوری زیرزمینی آگارتا متصل بودند.ورودی این تونل تحت نگهبانی لاماهایی که به دستور دالای لاما سوگند حفظ آن جهان را از افراد ساکن خارج از آن خورده بودند، بود.تونل مشابهی اتاق های مرموز را در شالوده ی هرم گیزه (pyramid of Gize) به جهان زیرزمینی متصل می کرد ، که با آن فرعون ها با خدایان یا ابرمرد جهان زیرزمینی تماس می گرفتند. مجسمه های غول پیکر مختلفی از خدایان و پادشاهان مصری ، همچون مچسمه های بودای پیدا شده در مشرق زمین ، ابرمرد زیرزمینی را نشان می دهند که برای کمک به نژاد بشری به روی زمین آمدند.آنها به طور کلی بدوت جنسیت هستند. آنها فرستادگان سری آگارتا ، بهشت زیرزمینی هستند که هدف تمام بودایی ها نیل به آن است . سنت ها و آداب بودایی تعیین می کند که آگارتا اولین بار هزاران سال پیش وقتی یک مرد مقدس قبیله ای را که در زیرزمین محو شود هدایت نمود تشکیل شد.به نظر می رسد شبه کلونی ها از آگارتا می آیند ، که بیقراری آنها را در سطح زمین و مسافرت های مکرر آنها برای نیل به خانه ی گمشده شان را بیان می کند.این نوح پیغمبر را به یاد می آورد که یک AtLantean بود و یک گروه سزاوار را قبل از آمدن سیلی که آتلانتیس را غرق نمود نجات داد.

 

باور بر آن است که وی گروهش را به فلات بلند برزیل آورد و آنها در شهرهای زیرزمینی ساکن شدند که با تونل هایی به سطح زمین متصل بود ، تا از مسمومیت حاصل از گرد و غبار رادیواکتیو در نتیجه ی جنگ اتمی AtLantean در امان باشند . تمدن زیرزمینی آگارتا تمدن AtLantean را می نمایاند که درس پوچ بودن جنگ را یاد گرفتند و برای همیشه در وضعیت صلح و آرامش ماندند و در طی هزاران سال پیشرفت های علمی شگفت آوری داشتند که نیروی عقب نشاننده ی هیچ جنگی ، همچون جنگ های موجود در روی زمین ، مانع پیشرفت آنها نشد.تمدن آنها چند هزار ساله است (در حدود گفته می شود حدود 11500 سال پیش غرق شد ) ، در حالیکه تمدن ما بسیار جوان فقط چند قرن می باشد . دانش مندان زیرزمینی توانایی اداره ی نیروهای طبیعی را که ما چیزی از آنها نمی دانیم ، همچون بشقاب پرنده ها که با منبع جدید و ناشناخته ی انرژی دقیقتر از انرژی اتمی کار می کنند ، دارند. Ossendowski ادعا می کند که امپراطوری آگارتا متشکل از شبکه ای از شهرهای زیرزمینی هستند که با تونل هایی به هم متصل می باشند و از طریق آنها وسایل و دستگاهها با سرعت شگفت آوری از زیر دریا یا خشکی می گذرند.این افراد تحت سلطه ی مطلوب دولتی با رهبری پادشاه جهان زندگی می کنند آنها نوادگان قاره های گم شده ی Lemuria و آتلانتیس و نژاد اصلی Hyperboreans ،نژاد خدایان می باشند . در طی دوره های تاریخی مختلف ، ابرمردان یا خدایان آگارتی (Agartan) برای تعلیم نژاد بشر و نجات آنها از جنگ ها یا بلایا و ویرانی ها به سطح زمین می آمدند . آمدن بشقاب پرنده ها بلافاصله بعد از اولین انفجار اتمی در هیروشیما چنین بازرسی را نشان می دهد اما این دفعه خداها خودشان در میان افراد ظاهر نشدند ، بلکه آنها مأموران مخفی می فرستادند . حماسه ی هندی «رامایانا» ما را به عنوان یک مأمور مخفی از آگارتا توصیف می کند که با یک وسیله ی هوایی می آیند ، که احتمالا یک بشقاب پرنده بود . یک آیین چینی از معلمان الهی صحبت می کند که سوار بر وسایل هوایی می آیند. به طور مشابه مؤسس سلسله ی اینکا (Inca) ، مانکو کوپاک ، به همان روش آمد. یکی از بزرگترین معلمان آگارتایی) (Aghartan در آمریکا Quetzal Coatl ، پیامبر بزرگ Maya ها ، Aztec ها ، هندی ها و آمریکایی ها به طور کلی در شمال و جنوب آمریکا بود .

 

وی در میان آنها بیگانه ای دبد که از یک نژاد متفاوت می آمد علی رغم سیاه بودن آنها به خاطر عدلش شناخته می شود ؛ بر خلاف آنها بلند بود ؛ و ریش داشت . هندی های مکزیک ، yucatan و گواتمالایی ها مدت ها قبل از آمدن مرد سفید به وی به عنوان یک ناجی احترام می گذاردند . Aztec ها وی را «خدای وفور » و «ستاره ی صبح » نام نهادند . نام وی Quetzal Coatl “» به معنی » مار بالدار » ؛ معلم حکمت و دانایی که  پرواز می کند . وی به دلیل اینکه با وسیله ی هوایی ، شاید همان بشقاب پرنده ، آمد به این نام خوانده شد.احتمالا وی از جهان زیرزمینی آمد ، چون بعد از مدتی که با سرخپوستان زندگی نمود به همان طریق ناپدید شد ؛ و باور بر آن بود که به جهان زیرزمینی بازگشت . Quetzal Coatl به صورت «مردی با ظاهر خوب و موقر ، سفیدپوست و ریش دار با لباس سفید بلند توصیف شده است. به خاطر خوبی و پرهیزگاری اش به وی Huemac هم می گفتند . وی به سرخپوستان طریق پاکدامنی و فضیلت را آموخت و تلاش نمود تا آنها را با دادن شریعت و اندرز جهت بازداشتن از شهوت و تمرین پاکدامنی و عفت نجات دهد. وی درس صلح جویی را به آنها آموخت و خشونت و بی حرمتی را شدیدا محکوم کرد . وی یک رژیم سبزیجات را با ذرت به عنوان یک غذای اصلی ایجاد کرده و روزه داری و بهداشت را آموخت ، طبق نظر باستان شناس اهل جنوب امریکا ، هارولد ویلکینز ، Quetzal Coatl معلم روحی و معنوی ساکنان قدیمی برزیل بود.

ادامه دارد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز كه اين مطالب را  تهيه و ترجمه  نمودند و مطالبي راجع به تمدني درون زمين براي وبلاگ ارسال نمودند.


کنده کاری بیگانه خاکستری(گري) با قدمت 4000 سال در استون هنج کشف شد.

کنده کاری بیگانه خاکستری با قدمت 4000 سال در استون هنج کشف شد

بیست و چهارم اوت 2010

http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/2010/08/24/stonehenge-link-to-ufo-sightings-4000-year-old-alien-grey-found-during-scientific-expedition/

نویسنده : jfrissina / یوتیوب

سطوح حکاکی شده بیگانه خاکستری با قدمت 4000 سال در مکان باستانی استون هنج Stonehenge انگلستان در جریان آزمایش سطح سنگ.

این یک کنده کاری معتبر در سطح سنگ بوده و توسط آزمایش رادیو کربن 14 ، قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده میشود. این یک لکه یا رشد مفرط نیست. این یک سنگ کنده کاری شدۀ معتبر است که توسط انسان باستان حکاکی شده است.

لینک یوتیوب ویدئو

http://www.youtube.com/watch?v=p1sIFMhHS6E&feature=fvsr

عکس های برگرفته از ویدئو کلیپ

Images taken from the video clip

image 1

image 2

image 3

image 4 [ enhance ]

image 5

image 6

این عکس شبیه سازی شده است.

پ . ن : با تشكر از افشين عزيز كه زحمت ترجمه و تهيه اين مطلب را كشيدند.ممنون.

اون 2 تا لينك مطلب قبلي هم دوستان زحمت ترجمه را به عهده بگيرند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: