بایگانی روزانه: اوت 31, 2010

فرازميني‌ها و حيات در ديگر كرات در آيات و روايات

آيا وجود بشقاب پرنده‌ها، از نزديكي «ظهور» حكايت دارد؟!

يادداشتي دربارة كتاب «فرازميني‌ها در آيات و روايات»

مجيد راسخي

كتاب فرازميني‌ها در آيات و روايات، پژوهشي تازه و تحقيقي نو در عرصه دين‌پژوهي به شمار مي‌آيد. اين كتاب درصدد بررسي موجودات فرازميني و مسئله بشقاب پرنده‌ها و ارتباط آ‌ن‌ها با ساكنان زمين است. در بخش اول كتاب نويسنده محترم به بررسي تاريخچه وجود بشقاب‌پرند‌ه‌ها در غرب مي‌پردازد و با ذكر شواهد و مدارك مربوط به وجود بشقاب پرنده‌ها، وجود چنين موجوداتي را كاملاً پذيرفتني مي‌داند. مشاهدة بشقاب‌پرنده‌ها توسط افراد مختلف پيش از دهه چهل ميلادي و بعد از آن، وجود شكل‌هاي عجيب و غريب هندسي در نقاط جهان و بررسي صحبت‌هاي كساني كه ادعاي ربوده شدن توسط موجودات فضايي را داشته‌اند، از جمله مدارك و شواهد كتاب به شمار مي‌رود.

در ميان اين شواهد، تأكيد بيش‌تر كتاب بر حادثه شهر روزول1 آمريكا است كه براساس آن جمعي موفق مي‌شوند سقوط يك بشقاب‌پرنده همراه با انعكاس صدا و نور شديد آن را مشاهده كنند. اظهارات يك سروان آمريكايي به نام جسي مارسل، مأمور بررسي اين حادثه، بر قوت وجود موجودات فضايي در اين قضيه مي‌افزايد. وي در سال 1979 طي يك مصاحبه ويدئويي صراحتاً اظهار داشت: «آن شي نه يك بالون هواشناسي، نه يك موشك و نه يك هواپيما بود.» وي در بارة جنس اين شي اظهار داشت: «قطعاتي از آن را تحت حرارت شديد قرار دادند كه حتي گرم نشد! هم‌چنين اين قطعات باوجود بزرگي، وزن بسيار پاييني داشتند و از نظر ضخامت نيز نازكتر از فويل آلومينيوم داخل پاكت سيگار بودند. من سعي كردم اين قطعات را خم كنم؛ اما علي‌رغم نازكي فوق‌العاده آن، هرگز نتوانستم. ما حتي سعي كرديم به كمك يك پتك شانزده پاوندي (248/7 كيلوگرم) آن را سوراخ كنيم يا تغيير شكل دهيم؛ اما موفق نشديم … آن‌ها از خارج از كره زمين آمده بودند.2 هم‌چنين اظهارات يك پرستار زن درباره همكاري در كالبدشكافي موجوداتي كه هيچ شباهتي به بدن انسان نداشتند از جمله شواهد ديگر حادثه شهر روزول است.3 نويسنده در ادامه كتاب، شواهدي را ذكر مي‌كند كه حكايت از پنهان‌كاري دولت آمريكا در اين قضيه دارد.

در فصل بعدي كتاب نويسنده به بررسي موجودات فرازميني در آيات و روايات و ارتباط اين موجودات با مسئله ظهور مي‌پردازد. آيات و رواياتي را بيان مي‌كند كه با اشاره يا تصريح، از موجوداتي پرده بر مي‌دارد كه در فضا و سيارات ديگر زندگي مي‌كنند و در انواع و اقسام مختلفي هستند. به گفته مؤلف، گوياترين روايت، روايت زير است كه امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: «در وراي اين خورشيد شما، چهل خورشيد است كه در آن‌ها مخلوقات بسياري وجود دارند و در وراي اين ماه شما، چهل ماه است كه مخلوقات بسياري در آن زندگي مي‌كنند.» 4

هم‌چنين نويسنده به رواياتي اشاره مي‌كند كه وجود و تمدن موجودات فضايي به نام «جابلقا» و «جابرسا» را بازگو مي‌كنند و در مورد نحوة زندگي آن‌ها توضيح مي‌دهند.

در بين اين روايات، روايات زيادي به چشم مي‌خورد كه از نزول موجودات فضايي هنگام ظهور و قرارگرفتن در صف ياوران امام عصر (عج) حكايت دارد. يكي از اين روايات را مي‌خوانيم: «از ميان آن‌ها گروهي هستند كه از زمان انتظار ظهور قائم ما اسلحة خويش را برداشته‌اند و از خدا مي‌خواهند تا وي را به آن‌ها نشان بدهد … آن‌ها در زمان قيام مهدي، خروج خواهند كرد … آن‌ها شمشيري آهني متفاوتي دارند به‌گونه‌اي كه اگر هركدام از آن‌ها با شمشيرش به كوه بزند آن‌را شكافته و پاره پاره مي‌كند و با آن سلاح‌ها در كنار امام مهدي با هند، ديلم، كردها، روم، بربر، فارس و كساني كه ميان جابرسا و جابلقاء ـ دو شهر كه در شرق و غرب هستند ـ مي‌‌جنگد.5

در فصل‌هاي بعدي كتاب، مؤلف با توجه به روايات اسلامي به سؤالاتي كه پيرامون بشقاب‌پرنده‌ها مطرح است پاسخ مي‌گويد. به اعتقاد وي وجود بشقاب‌پرنده‌ها در غرب حكايت از نزديكي ظهور و آمادگي اين نيروها براي دخالت و مباشرت در اين امر دارد. نويسنده كتاب، با استفاده از اين روايت كه: «بر دروازه‌هاي شهرهاي آسمان، دوازده هزار جنگجو قرار دارد و در حالي كه اسب‌ها را آماده و سلاح‌ها را كشيده‌اند منتظر قيام قائم ما هستند.»6 اين‌چنين مي‌نويسد: «از اين فراز معلوم مي‌شود كه موجودات فرازميني پيش از قيام حضرت، فقط حضور فيزيكي و غيركامل در اطراف ما خواهند داشت و هنگام قيام امام عصر ما شاهد حضور كامل و آشكار آن‌ها در اطراف امام و ياري‌رساندن ايشان خواهيم بود.»7 يكي ديگر از مسائلي كه كتاب مطرح مي‌كند مسئله جنگ ستارگان است كه در آن نيروهاي رحماني آسماني با نيروهاي شيطاني در زمان ظهور درگير مي‌شوند و مؤلف بر اين نكته اصرار دارد كه «امام عصر نه تنها بادشمنان زميني مي‌جنگند بلكه با تمامي سركشان آسماني از جمله يأجوج و مأجوج و اجنه و نسناس‌ها نيز خواهند جنگيد»8 و در پايان نتيجه مي‌گيرد كه «نيروهاي فرازميني شرور با هدف پيش‌گيري از ظهور و ايجاد تفرقه و جنگ در سطح زمين، فعاليت خود را بر آمريكاي شمالي و به‌خصوص ايالات متحده آمريكا متمركز نموده‌اند»9 شايد اتفاقي نباشد كه موارد بشقاب‌هاي پرنده بيش از هرجايي در آمريكاي شمالي و به‌خصوص ايالات متحده آمريكا واقع شده است، اين رخداد بدون دليل نيست؛ زيرا به دليل توان نظامي و تأثيرگذاري آمريكا در جهان، نيروهاي فرازميني، فعاليت خويش را بر اين منطقه حساس جهان متمركز كرده‌اند تا با استفاده از قدرت و نفوذ آمريكا جلوي وقوع ظهور امام عصر گرفته شود.

در نگاه كلي مي‌توان گفت كتاب درصدد پاسخ‌گويي به مسائل و حوادث روز با استفاده از آيات و روايات است و همان‌طور كه مؤلف محترم به آن اشاره دارد مي‌كوشد تا تعارض ميان وجود بشقاب‌پرنده‌ها و پذيرش اعتقادات ديني را حل كند؛ عرصه‌اي جديد كه كمتر به آن پرداخته شده، كتاب را در نوع خود كم نظير مي‌كند.

يكي از نقاط قوت كتاب، جمع‌آوري و احصاء چشم‌گير روايات و دقت در الفاظ و معاني آن‌ها، وسعي در به دست آوردن مفهومي واحد و سيري منطقي از روايات است هرچند دور از ذهن بودن پاره‌اي از برداشت‌هاي ايشان از روايات را نمي‌توان ناديده گرفت.

از ديگر فصل‌هاي جذاب و خواندني كتاب، فصلي است كه نويسنده به پرسش‌هاي زياد و متنوعي كه درباره وجود بشقاب‌پرنده‌ها مطرح است، پاسخ مي‌گويد. تحليل‌هايي كه مؤلف در اين فصل بيان مي‌كند كاملاً تازگي دارد و با نگرش و رويكرد به مسئله ظهور، ارائه شده است.

در قسمت پاياني كتاب شاهد عكس‌ها و تصاويري جذاب از عرصه پررمز و راز بشقاب‌پرنده‌ها خواهيم بود. تلاش و كوشش مؤلف محترم كتاب را در زمينه اين تحقيق فراگير ارج مي‌نهيم و به خوانندگان، مطالعه اين كتاب را توصيه مي‌كنيم.

http://www.hawzah.net/Per/Magazine/di/059/di05928.asp
موجودات زنده در آسمان در آیات قرآن و احادیث!

آیات متعددی در قرآن هست که از وجود موجودات زنده در آسمانها خبر میدهند. بعضی از آیات آنها را بلفظ «دابــه» (جنبنده) آورده و بعضی بلفظیکه دلالت بر اولو العقل بودن آنها دارند :
« ولله یسجد ما فی السموات و مافی الارض من دابه و الملائکه و هم لایستکبرون»نحل 49
« هر چه در آسمانها و زمین از جنبندگان و فرشتگان است همه برای خدا سجده میکنند و تکبر نمی ورزند»
ایه فوق صریح است در اینکه در آسمانها مثل زمین جنبندگانی هست و خدا را سجده میکنند .
« واز نشانه های او آفرینش آسمانها و زمین است و آنچه را از جنبنده در آنها پراکنده ساخته است و او هر وقت بخواهد بر جمع آنها قادر است»شوری 29
ضمیر «فیهما» به آسمانها و زمین راجع است و با قاطیعت تمام روشن میدارد که در آسمانها جنبندگانی آفریده شده اند .
و از جمله «علی جمعهم اذا یشاء قدیر» بدست میاید که روزی میان اهل زمین وآنها ارتباط برقرار خواهد شد ، اگر منظور از جمع ، رسیدن آنها به یکدیگر باشد .
آیات دیگر از قرار ذیل اند :
«هر که در آسمانها و زمین است همه از او حوایج میطلبند و او هر روز به شان و کاری پردازد» رحمن29
« وهرکه در آسمانها و زمین است ، از روی رغبت یا به جبر ، با سایه ها(وهمه آثار وجوی)شان ،هرصبح و عصر برای خدا سجده میکنند»رعد15
« و ربک اعلم بمن فی السموات والارض» اسراء 55
کلمه «من» man در این آیات دلالت بر افراد عاقل وذی شعوری دارد و بخوبی روشن میکند که در آسمانها مانند انسان موجودات زنده وعاقل زندگی میکنند و بخدای خود خاضع اند و حوائج خویس از او میخواهند.( قاموس قران جلد 4)

علی علیه السلام هم که می فرمایند : « إن هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الأرض .
= « این ستاره ها ( سیاره ها ؟ ) که در آسمان هستند ، شهرهائی مانند شهرهای زمین می باشند » ( نورالثقلین ، ج4 ، ص 400 )

عن ابی جعفر(ع) : « ان من وراء شمسکم هذا اربعین عین شمس ما بین شمس الی شمس اربعون عاما فیها خلق کثیر ما یعلمون ان الله خلق ادم اولم یخلقه»

امام باقر :« همانا پشت این خورشید چهل خورشید وجود دارد (چهل گویا به معنای کثرت) که ما بین هریک از آن خورشیدها چهل سال راه باشد ، در آن عوالم آفریدگاران بسیار بوند که از آفرینش انسان بی اطلاع و بی خبر بوند .» (بحارالانوار جلد 27صفحه 45)

http://gabrielmmjj.blogfa.com/page/hadis1.aspx

(ومِن آیاته خلق السماوات و الارض و ما بث فیها من دابّة; از نشانه هاى قدرت و حکمت پروردگار این است که آسمان ها و زمین و موجودات زنده را که در اوج آسمان ها و کره زمین پراکنده ساخته، آفریده است).29 شوری

* در حدیثى امام صادق(ع) فرمود: (اِنَّ من وراء عین شمسکم هذه اربعین شمساً فیها خلق کثیر و انّ من وراء قمرکم اربعین قمراً فیها خلق کثیر لایدرون انّ اللّه خلق آدم اَم لم یخلقه; تحقیقاً غیر از چشمه خورشید شما چهل خورشید وجود دارد که در منظومه هاى آن ها مخلوقات زیادى زندگى مى کنند، و هم چنین ماوراى ماه شما چهل ماه تابان دیگر وجود دارد که در کرات اطراف آن ها خلق فراوانى موجود است که نمى دانند; آیا خداوند آدم را در زمین آفریده یاخلق نکرده است).

(ومِن آیاته خلق السماوات و الارض و ما بث فیها من دابّة; از نشانه هاى قدرت و حکمت پروردگار این است که آسمان ها و زمین و موجودات زنده را که در اوج آسمان ها و کره زمین پراکنده ساخته، آفریده است).29 شوری

کلمه (دابّه) به معناى موجود زنده است و در جنبندگان مادى به کار مى رود نه فرشتگان که حیاتشان روحانى و عارى از ماده مى باشد، چرا که خدا در آیه اى دیگر مى فرماید: (والله خلق کل دابة من ماء; خداوند تمام جنبندگان را از آب آفریده است). مقصود از جنبندگان همین پدیده هاى زنده و مشهود یعنى پرندگان، حیوانات و انسان ها هستند.این آیه هم قسمت اول آیه ی 45 سوره ی نور بود.
* در حدیثى امام صادق(ع) فرمود: (اِنَّ من وراء عین شمسکم هذه اربعین شمساً فیها خلق کثیر و انّ من وراء قمرکم اربعین قمراً فیها خلق کثیر لایدرون انّ اللّه خلق آدم اَم لم یخلقه; تحقیقاً غیر از چشمه خورشید شما چهل خورشید وجود دارد که در منظومه هاى آن ها مخلوقات زیادى زندگى مى کنند، و هم چنین ماوراى ماه شما چهل ماه تابان دیگر وجود دارد که در کرات اطراف آن ها خلق فراوانى موجود است که نمى دانند; آیا خداوند آدم را در زمین آفریده یاخلق نکرده است).
سالار شهیدان حسین بن علی ( ع ) در دعا ونیایش خود به درگاه الهی چنین می فرماید : الهم انی اسئلك بلكماتك ومعاقد عزك وسكان سماواتك وارضك ….. پروردگارا من به كلمات وسخنان ومراكز عزت وساكنان آسمانها وزمینت سوگند می دهم ……. واین جمله نیز به روشنی می رساند كه آسمانها هم ساكنانی دارد .

مصاحبه خواندني با كردو موتوا شمن بزرگ (قسمت 5).

ادامه مصاحبه:

آقا، موجود دیگری هم در کشور زیمبابوه، جایی که اولین برخوردم (با موجودات بیگانه) را در 1959 داشتم، وجود دارد. این موجود عظیم الجثه یکی از عجیب ترین آنهاست، و من یک بار آن را دیده ام، همچنین مردمان سفیدپوست و سیاه پوست بسیاری نیز که همراه من بودند آن را دیدند. این موجود بسیار بزرگ است، و ظاهرش دقیقاً مانند یک گوریل است، اما در واقع شباهتی به یک گوریل ندارد، او اغلب بر روی پاهایش راه میرود،همینطور بر روی دست هایش. موجودی که من از آن صحبت میکنم، آقا، حدود 8 یا 9 فوت قد دارد، و استخوان بندی اش مانند یک گوریل است، اما بدن بسیار قدرتمندی دارد. شانه هایش بسیار پهن و گردنش بسیار کلفت است. موهای بدن او بسیار کلفت و زبر است و مانند هیچ حیوانی در افریقا نیست.

https://i0.wp.com/www.rollogrady.com/wp-content/uploads/2010/02/sasquatch01.jpg

او یک موجود انسان آسا ست، با دست ها و پاهایی مانند انسان که با انبوهی از پشم به رنگ قهوه ای پررنگ پوشیده شده.  این موجود، آقا، در بین مردم زیمبابوه با نام اوگو (Ogo) شناخته میشود. و تا به حال مردم زیادی، صدها نفر از نسل های متمادی این موجود را دیده اند. بعضی از این موجودات در  افریقای هم جنوبی دیده شده اند، در میان بوته های انبوه و مناطق کوهستانی. و این اوگوها، دقیقاٌ در جزئیات مانند موجوداتی هستند که مردم بومی امریکا در شمال غربی ایالات متحده Sasquatch یا پاگنده (Bigfoot) مینامند.

در واقع ، من اعتقاد دارم که این موجود مشابهی ست و ما آن را در افریقای جنوبی داریم. این دقیقاٌ همان موجود است، البته با رنگ پوستی کاملاٌ متفاوت، و مردم نپال آن را در سراشیبی های کوهستان هیمالایا دیده اند، موجودی که یتی نامیده میشود.

و حالا، آخرین موجود آقا، موجودی ست که در افریقای جنوبی و سایر نقاط  افریقا، کاملاٌ شناخته شده است، به طوری که اگر شما نام او را بر زبان بیاورید، مردم لبخند خواهند زد. این موجود توکولوش (Tokoloshe) نامیده میشود. هر افریقایی میداند که توکولوش چیست. بعضی ها آن را تیکولوش (Tikoloshe) مینامند.

( عكسهايي كه از اين موجود گرفته شده.)

https://i1.wp.com/levelbeyond.com/wp-content/uploads/2009/04/toyol.jpg

او در ظاهر مانند یک خرس اسباب بازی (teddy-bear)  زشت و خبیث به نظر میاید، به این صورت که سر او مانند سر یک خرس اسباب بازی ست ، اما یک برآمدگی ضخیم، نوک تیز و استخوانی در بالای آن دارد. این برآمدگی از بالای پیشانی تا پشت سرش کشیده شده، و توسط این برآمدگی میتواند با ضربات سرش گاوی را از پا دربیاورد.

ترس از این موجود باعث میشود که در مناطق خاصی، مردم سیاه پوست تخت خواب خود را بالای آجرهایی بسازند که تا ارتفاع  3 فوت از زمین روی هم قرار گرفته اند. و شما این را در سراسر افریقای جنوبی پیدا میکنید. توکولوش دوست دارد با بچه ها بازی کند، و تا کنون صدها بار در مناطق مختلف افریقا، توسط بچه های مدرسه ای دیده شده، حتی در زمان های اخیر.

گاهی اوقات او بچه ها را به وحشت می اندازد، هنگامی که آنها خوابند بدن آنها را میخراشد، زخم هایی کشیده و موازی بر پشت و ران های بچه ها باقی میگذارد که عفونی میشوند و خارش شدیدی ایجاد میکنند.

حدود دو سال پیش، موجودی مانند این، بچه های مدرسه ای در سووتو (Soweto) (نزدیک ژوهانسبورگ) را به وحشت انداخت. و بچه ها او را pinky-pinky صدا میزدند. هم اکنون این موجود نه تنها در افریقای جنوبی و در میان مردمان سیاه پوست  آقا، بلکه در میان مردم پلی نزی در هاوایی، و سایر جزایر اقیانوس آرام نیز شناخته شده است. این مردم خانه های کوچک خود را بالای گیره هایی چوبین در ارتفاعی مانند انچه افریقایی ها تخت خواب خود را میسازند، قرار میدهند. هنگامی که شما از یک پلی نزییایی بپرسید، » چرا خانه ات را این طور میسازی؟ » او خواهد گفت، » ما میخواهیم از خودمان در مقابل تیکی (Tiki) محافظت کنیم.»

در حال حاضر این بسیار حیرت انگیز است آقا، که موجودی کاملاٌ مشابه چیزی که در افریقای جنوبی توصیف شده در بعضی جزایر اقیانوس آرام نیز دیده شده، و اسمی که در آن منطقه به آن مشهور است، تیکی، بسیار به معادل افریقایی آن تیکولوش یا توکولوش نزدیک است.

من امیدوارم روزی بتوانم با خوانندگان شما اطلاعات بیشتری را در این مورد در میان بگذارم، اما دوباره، خواهش من این است: لطفاٌ تحقیق کنید! لطفاً اجازه بدهید ما تحقیق کنیم! شکاک بودن بیش از حد را متوقف کنیم. شک بیش از حد به همان اندازه خطرناک است که مرتکب جرم شدن.

هیچ کس نمیتواند به من بگوید که بیگانگان وجود ندارند. بگذارید کسی این را به من بگوید، معنای این فرورفتگی عمیق در این سمت از بدن من چیست؟ بگذارید کسی این را به من بگوید، چرا این طورشده است که بعد از آنکه من با آن موجود عجیب و در آن مکان عجیب جفت گیری کردم، ارگان مردانگی من به شدت ورم کرد، و برای سال ها بعد از آن من نمیتوانستم با یک زن معمولی به طور کامل ارتباط برقرار کنم. چرا؟ اگر این زادۀ تخیل من بود، چگونه میتواند این زخم ها و خراش ها را بر روی ارگان من به جا بگذارد؟

ما باید تحقیق کنیم آقا، چون نشانه هایی که ثابت میکنند موجودات بیگانه در روی زمین با ما زندگی میکنند، دارند تشدید میشوند. و چرا؟ چون  همانطور که می بینید، جنگ بزرگی در حال شکل گیری ست، و هرکس که عمیقاٌ به این مسائل فکر کند میتواند آمدن این جنگ را احساس کند.

من در مورد چه چیزی صحبت میکم؟ آقا، تا 30 یا 40 سال پیش، مردم بسیار کمی به محیط زیست اهمییت میدادند. مردم بسیار کمی راجع به تخریب جنگل های باران زا در افریقا و سایر نقاط جهان نگران بودند. مردم بسیار کمی  به اعمال شکارچیان سفیدپوست که آن زمان قهرمان نامیده میشدند و دست به کشتار جمعی حیوانات افریقا میزدند اهمییت میدادند. مردم بسیار کمی نگران بودند هنگامی که دولت های قدرتمند دنیا، مانند ایالات متحده، روسیه، و فرانسه، آشکارا سلاح های اتمی را در نقاط مختلف دنیا آزمایش میکردند.

امروزه افرادی وجود دارند که به روی یک شکارچی حیوانات وحشی، اگر خودش را در یک هتل نشان بدهد و بگوید چه کسی ست، تف میاندازند. امروزه دیگر به یک شکارچی نه به چشم یک قهرمان بلکه تقریباٌ به چشم یک قاتل دیده میشود. امروزه مردان و زنانی وجود دارند، سیاه پوست و سفیدپوست، که حاضرند بر سر جانشان به خاطر حفظ و نگهداری از درختان، حیوانات، و متوقف کردن  آزمایش سلاح های هسته ای ریسک کنند.

آقا، این چه چیزی را به شما میگوید؟ این به شما میگوید که بعد از هزاران سال سلطه موجودات بیگانه، انسان ها دارند مبازه را شروع میکنند. انسان ها دارند شروع به مراقبت از دنیایی میکنند که در آن زندگی میکنند و خود را در آن پیدا کرده اند. اما، بیگانه ها، چیتااولی، Mantindane– هر چیزی که میخواهید آنها را نام ببرید- نمیگذارند اوضاع به همین منوال پیش برود. آنها قصد دارند ما را مجازات کنند، همان  کاری که قرن ها پیش انجام دادند.

بیگانه ها یکبار تمدنی را نابود کردند که ما آنها را به نام مردم آماریری (Amariri) میشناسیم. گفته میشود که پادشاهان آماریری، این سرزمین حیرت انگیز و افسانه ای که ما اعتقاد داریم در پشت غروب خورشید قرار دارد، از انجام فرامین چیتااولی خودداری میکردند.

پادشاهان در آن زمان از قربانی کردن فرزندان خود برای چیتااولی سرباز زدند. آنها از جنگ علیه انسان های دیگر، در جهت ارضای چیتااولی، که شمایلی مانند خدا داشتند، سرپیچی کردند.

گفته شده که چیتااولی از آسمان ها آتشی را با خود آورد، و در واقع آنها آتش را از خورشید برداشتند و از آن برای سوزاندن و نابود کردن آن تمدن بزرگ استفاده کردند. آنها زلزله و موج های آبی عظیمی ایجاد کردند و تمدن با شکوه این مردم با بدنی قرمز رنگ و  موهای بلند سبز را از بین بردند، کسانی که گفته میشود اولین مردمانی بودند که بر روی زمین به وجود آمدند. گفته شده که چیتااولی تنها به افراد کمی اجازه داد تا از آماریری فرار کنند، و اینکه آنها آماده اند تا این اعمال را دوباره انجام دهند، در آینده ای بسیار نزدیک.

من در مورد چیزهایی که قرار است در کشورهای دیگر دنیا اتفاق بیافتند نگرانم. تمام این زلزله ها، که باعث نابودی زندگی انسان در خاورمیانه و قسمت هایی از افریقا و هند شده اند، برای چه در درون خودم احساس ترس میکنم وقتی راجع به تمام اینها  میخوانم؟ در حال حاضر این زمین لرزه ها با فواصل زمانی غیرطبیعی اتفاق می افتند، در مصر، ارمنستان، و یکی از این زمین لرزه ها بسیار قدرتمند بود، به طوری که مستقیماٌ به داخل کرۀ زمین رفت و باعث شد صخرۀ بسیار مقدسی در نامیبیا (Namibia)، صخره ای که با نام انگشت خداوند (Finger of God) شناخته میشود، که به مدت ده ها هزار سال سر پا ایستاده بود، بر روی تلی از آوار بیافتد. و هنگامی که این صخره سقوط کرد، من نامه های نگران کنندۀ بسیاری از افراد سانگوما دریافت کردم که اعتقاد داشتند چون این صخره به زمین افتاده، در نتیجه پایان دنیا بسیار بسیار نزدیک است.

http://www.earth.ox.ac.uk/~oesis/field/medium/sa22-shale2.jpg

آیا شما سؤالی دارید؟

مارتین: من شعر شما را خواندم، سوگند (the pledge). در سوگند شما از اسم جابولون (Jabulon) نام بردید. میتوانید توضیح بدهید او کیست؟

موتوا: جابولون، آقا، یک خدای بسیار عجیب و ناشناخته است. او به عنوان فرمانروای چیتااولی شناخته میشود. او یک خداست و من در نهایت تعجب و شگفتی گروه های خاصی از سفیدپوستان را پیدا کردم که او را پرستش میکردند. ما مردم سیاه پوست به مدت چندین قرن است که راجع به جابولون میدانیم. اما این باعث شگفتی من است که مردمان سفیدپوستی وجود دارند که این خدا را میپرستند، و در میان این مردم افرادی هستند که بسیاری آنها را به خاطر تمام چیزهایی که بر روی زمین اتفاق افتاده سرزنش میکنند، و آنها به افراد فراماسون مشهورند. ما اعتقاد داریم که جابولون فرمانده چیتااولی ست. او بسیار کهن است (He is the Old One). و یکی از نام های او در زبان افریقایی آقا، اومبابا- ساماهونگو (Umbaba-Samahongo) است- » ارباب، پدر بزرگ با چشمانی دهشتناک » (the lord king, the great father of the terrible eyes)- به این خاطر که ما اعتقاد داریم که جابولون یک چشم دارد که اگر آن را باز کند و به تو نگاه کند تو خواهی مرد.

https://i0.wp.com/www.ubergizmo.com/photos/2007/11/eye-o-sauron.jpg


https://i0.wp.com/www.freemasons-freemasonry.com/RAword04.jpg

https://i0.wp.com/i49.tinypic.com/287onie.jpg

https://i0.wp.com/www.informationliberation.com/files/SquareandCompassesEmbroider.jpg

گفته شده آقا، که اومبابا از یک سرزمین شرقی در طول یک نبرد سهمگین با یکی از پسرانش فرار کرد، و در افریقا پناه گرفت، و آنجا  در یک غار پنهان شد، غاری عمیق در زیرزمین. و این یک موضوع بسیار شگفت انگیز است آقا- گفته شده که در زیر کوه های ماه در زئیر شهر بزرگی از مس وجود دارد، دارای هزاران بنای درخشان. در آنجا اومبابا یا جابولون فرمانروایی میکند. و این خدا در انتظار روزی ست که سطح زمین از وجود انسان ها پاک شود و در نتیجه او و فرزندانش، چیتااولی، میتوانند بیرون بیایند و از گرمای آفتاب لذت ببرند.

https://i0.wp.com/itbegins2012.com/pics/96/56996_big.jpg

https://i0.wp.com/www.jrgenius.com/canadastreetnews/Burning_human_sacrifice.jpg

و یک روز آقا، زمانی که من در سووتو، نزدیک ژوهانسبورگ، زندگی میکردم ملاقاتی بسیار غیر منتظره داشتم. کاهنانی از تبت به دیدار من آمده بودند.

یکی از این کاهنان، من مطمئنم شما با او ملاقات داشته اید یا راجع به او میدانید. نام او Akyong Rinpochce است. او یکی از سران کاهنان تبتی در انگلستان است، کسی که همراه دالای لاما تبعید شد، و او یک روز که من در روستای شفابخش سووتو بودم با من ملاقات کرد. و یکی از چیزهایی که او از من پرسید این بود » آیا من از شهری مخفی در افریقا اطلاع دارم، شهری ساخته شده از مس؟ »

من گفتم، » اما، Akyong، شما دارید شهر اومبابا را توصیف میکنید، شهر خدای نامرئی، خدایی که در زیر زمین پنهان شده. شما چطور راجع به این میدانید؟ » و Akyong Rinpochce، کسی که محققی بسیار جدی در امور و پدیده های عجیب و غریبه است، به من گفت که یک بار لامای بزرگ، تبت را همراه گروهی از پیروانش ترک کرد و برای جست و جوی آن شهر به افریقا آمد. و لاما و همراهانش بعد از آن هرگز دیده نشدند. آنها هیچ وقت به تبت بازنگشتند.

و در همین رابطه آقا، ما در افریقای مرکزی و جنوبی داستان های زیادی در مورد مردان زردپوست ریزنقشی داریم که به دنبال شهر اومبابا به افریقا آمدند، شهری که هیچ کس نمیتواند از آن زنده برگردد. چیزی که حیرت انگیز است آقا- من نمیدانم که این شامل موضوعات روزنامۀ شما میشود یا نه، اما- ماجراهای بسیار بسیار نگران کننده ای وجود دارند که من آنها را دنبال کرده ام- در اینجا افریقای جنوبی، داستان هایی که برای من عجیب بودند…

(برای دقایقی ارتباط قطع میشود)

موتوا: سلام.

مارتین: بله کردو. من فقط باید  بگویم از این که وقتت را برای صحبت با من گذاشتی از تو تشکر میکنم، و من متوجه هستم که این برایت مشکل است.

موتوا: از شما بابت احترامی که به من میگذارید متشکرم، بیشتر از آنچه تصور بکنید. و من میدانم که چطور افراد سفیدپوست اغلب کسانی را که راجع به این موارد عجیب صحبت میکنند تهدید میکنند.

آقا، من در واقع نباید خودم را مضحکۀ مردم بکنم، که هستم، اما مردم ما دارند جان خود را از دست میدهند! ما نه تنها در افریقای جنوبی با مخدرها مشکل داریم، ما نه تنها با جرم و جنایت در کشورمان مشکل داریم، که هزاران بار فجیع تر از قبل شده، ما نه تنها با ایدز مشکل دلریم، آقا، اما ما همچنین دچار مشکلات عجیبی شده ایم که اغلب سر راه ما قرار میگیرند- مشکلاتی که، هنگامی که شما آنها را با هم بررسی میکنید، به شما نشان میدهد که وقایعی با منشاً غیرزمینی دارد در افریقا اتفاق می افتد. من میتوانم این موضوع را برای شما بازگو کنم، آقا؟

مصاحبه با کردو موتوا شمن بزرگ اهل زولو در افریقا (ربایندگان بیگانه و نژاد خزندگان)

مصاحبه با كردو موتوا شمن بزرگ (قسمت دوم)

مصاحبه با كردو موتوا ( ربوده شدن توسط خاكستري ها)

مصاحبه با كردوا موتوا شمن بزرگ (قسمت چهارم)

پ . ن : با تشكر فراوان از كاموراي عزيز كه اين مصاحبه تامل بر انگيز و خواندني را براي وبلاگ ترجمه و ارسال ميكنند.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: