بایگانی روزانه: اوت 28, 2010

پيامهاي كريون از ماورا

خلاصه فصل پنجم
بیماری و شفای آن

من به عنوان کریون به بسیاری از مسائل می توانم پاسخ گویم ولی در رابطه با چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتاده و یا شرایطی را دارند که وقوع یا عدم وقوعشان مشخص نیست ، نمی توانم چیزی بیان دارم . شما بایستی مرا به صورت معلمی بدانید که تنها آموزش می دهد و آن چیزهایی را که شما بدان آگاهی ندارید ، به شما یاد می دهد و وضعیت شما را بر اساس امتحانی که از شما می گیرد ، تخمین می زند . من در رابطه با وضعیت و سرنوشت زندگی شما و آینده تان همین حالت و وضعیت را دارم . علم و آگاهیم به واسطه ی ابعاد وجودیم و به شکلی که آفریده شده ام از شما بیشتر است و اگر در رابطه با زندگی و آینده ی شما سخن به میان می آورم ، بر اساس شرایط و روحیاتی که ایجاد کرده اید ، بوده و در واقع آنچه را سالیان سال به شما و اجدادتان آموخته ام و امتحان دادید ، از روی آن می توان تخمین قریب به یقین بزنم که چه اتفاقی برایتان خواهد افتاد .
در این دیدار و رابطه می خواهم از بیماری عظیمی که جهان را مشغول خود ساخته است ، برایتان سخن گویم … حتما می دانید که بیماری ها از ارگانیزمهای بسیار کوچکی که پیوسته تکثیر می یابند و تولید می شوند ، بروز می کند . این موجودات بسیار ریز به صورت سیمتریک در کنار هم قرار گرفته و برای حفظ موجودیت خودشان با سیستم بدنی انسان تطابق می یابند و برای اینکه خودشان را بیشتر نمایند ، دست به تخریب دیگر ارگان ها و سلول های موجود در بدن انسان می کنند تا بتوانند با کثرتشان زمینه ی نابودی بدن انسان را فراهم سازند . این ها در واقه راه خطایی را دنبال نمی کنند . بلکه با اتحاد و یکپارچگی راهی را که شما طی می کنید ، ادامه می دهند و آنها نیز به نوعی تکامل خودشان را عملی می سازند و این ناشی از انرژی موجود در آنهاست . اگر این موضوع را به چیزهای دیگر تسری بخشیم ، خواهیم دید که انسان اگر در راه هایی که تکامل مثبت او مقدور و میسر است حرکت نکند ، عوامل دیگری راه تکامل خویش را انتخاب کرده و به گونه ای با حرکت سریع شان انسان را در دشواری قرار خواهند داد که نتایج پیشرفت آنها را عمل منفی خود خواهیم دانست … از بین بردن انرژی بیماری به دو صورت مقدور است : الف ) از طریق روحی ب ) از طریق عملی
اگر همیشه روحتان متعالی باشد و انرژی لازم را داشته باشد که از پس هر کاری برآید ، بیماری قدرت ورود به بدنتان را نخواهد داشت . یعنی به واسطه ی تعادل انرژی در وجودتان ، امکان نفودذ انرژی های زیان بار از بین خواهد رفت . از طرفی اگر دچار بیماری شوید ، می توانید با تقویت روحی از پس بیماری برآیید .
هر بیماری ناشی از انرژی های موجود در دنیاست و انرژی ها نیز حاوی رنگ های مختلفی هستند . برخی از رنگ ها تکثیر و رشد بیماری را کاهش می دهند و بعضی دیگر سبب افزایش آن می شوند . لذا رنگ درمانی و یا کسب انرژی از طریق آن یکی از بهترین شیوه های مبارزه با بیماری ها است .
راه دیگر مبارزه با بیماری ها ، استفاده از ابزار و وسایل موجود در نظام خلقت است . این را یقین بدانید که درد و درمان هر دو در این جهان شکل گرفته و وجود دارند . اگر بیماری خاصی در میان شما شیوع یافت می توانید درمانش را نیز از زمین بگیرید . گیاهان مختلف دارای ارگانیزم های مختلفی هستند که هر کدام دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند . این خصوصیات شامل ترکیبات آنها ، مقدار انرژی موجود در آنها و نوع گیاهان بستگی دارد . وقتی گیاهی را به رنگ خاصی می بینید ، تناه به رنگ ظاهری آن توجه نکنید ، در ورای این رنگ انرژی خاصی نهفته است که تعادل لازم در میان ترکیبات تشکیل دهنده ی آنها ایجاد می کند . اگر حالت و قامت گیاهی ضعیف است ، این ظاهر قضیه می باشد و در باطن آن گیاه انرژی زیادی موجود می باشد … اگر نگاه دقیقی به نظام هستی خود بیندازید ، در تمام بخشهای آن به نوعی تضاد ظاهری را مشاهده می کنید که این تضاد نیست ، بلکه انتظام لازم و اجباری است که بایستی باشند . هر سیاهی در مقابل خود سفیدی را دارد ، هر خاری با گلی همراه است ، هر سفتی با نرمی مصادف و مقابل است و … بنابراین اگر بیماری خاصی دارای انرژی است ، چیز دیگری نیز وجود دارد که انرژی مقابل آن را در خود احتواء کرده است . یعنی به نوعی حالت قطبی (دو قطب متضاد) در یمان مخلوقات وجود دارد و با مقابله ی با آنها حالت تعادل در میان موجودات ایجاد می شود .
اگر بیماری خاصی مشاهده کردید با بکار بستن انرژی (ترجیحا انرژی درمانی و رنگ درمانی) نحوه ی واکنش و برخورد بیماری را تشخیص دهید . اگر در برابر انرژی خاصی واکنش نشان داد و فهمیدید که با انرژی خاصی و با رنگ های آن از رشد و حرکت باز می ایستد ، به سراغ گیاهان و موادی بروید که چنان انرژی در آنها نهفته است . اگر متوجه شدید که با رنگ و انرژی خاص دیگری رشد می کند ، بیمار را از مسیر چنان انرژی و رنگهایی دور سازید .
این سخن را همیشه به یاد داشته باشید : تمامی مشکلات تنها با کلید طلایی خیرخواهی حل می شوند و خیرخواهی شما نیز تنها با جولان انرژی عشق و محبت آشکار می شود .
این بیماری (احتمالا منظور کریون همان ایدز می باشد که در فصل قبل نیز بدان اشاره شده است- مترجم ) که شما هنوز عمق وقوع آن را تشخیص نداده اید و می رود که جامعه شمارا آلوده سازد ، باعث نابودی شما انسان ها خواهد شد ( در اواسط دهه ی90 و اندکی بعد از انتشار این کتاب بود که جهان متوجه عمق فاجعه شد و این بیماری به طرزی شگفت و مهلک فراگیر شد- مترجم ) . ارگانیزمهای این بیماری علیرغم کوچکی خود بسی زائو هستند و به سرعت تکثیر می شوند و در اثر کثرتشان از انرژی بسیاری برخوردار هستند و به سرعت تکثیر می یابند . آنها سریعا میدان انرژی گلبولهای سفید شما را محدودتر کرده و از بازتاب آن جلوگیری می نمایند . با نفوذ در آنها حالت تخریب و پراکندگی را پدید آورده و در نتیجه انرژی موجود در گلبول از بین رفته و میدان وسیعی برای رشد ارگانیزمهای بیماری زا ایجاد می شود . با یافتن فرصت تکثیر مناسب در محیطی جدید به تداوم تکثیر خود پرداخته و چون انرژی آن تنها قابلیت نفوذ در انرژی گلبولهای سفید را دارد ، سریعا آن را را از بین می برد و در نتیجه سیستم دفاعی بدن که شما به وسیله ی انرژی روحی و جسمی تامین می نمایید ، از بین می رود . به نهایت بدن ضعیف تر شده و طیف نوری و هاله ی انرژی بدن رفته رفته به حالت کبود و قهوه ای و به نهایت به خاموشی می گریاد و جسم از بین می رود . این بیماری چون از خون ایجاد شده است ، در خون نیز تکثیر می یابد و همانطور که پیشتر گفته شد این بیماری توسط خود شما انسان ها بوجود آمده است … این بیماری در مقطع و عصر کنونی بزرگترین خطر برای جوامع انسانی است …. همانگونه که در گذشته با بیمای های خطرناکی روبرو شده اید ، امروز نیز با این بیماری دست به گریبان خواهید بود ولی یقین دارم که به سان گذشته به سهولت خواهید توانست با تمرکز فکری و یافتن راه های چاره از پس این بیماری برآیید .

شفا در نیروی جدید
قبلا در مورد نیروی جدید با شما سخن گفتم و اگر صاحب چنین نیرویی شوید ، چنان قدرت شفا یافتن و شفا دادن در شما ایجاد می شود که در طول عمرتان آن را تجربه نکرده اید . زمانی که شما دارای عشق و محبت می شوید و انرژی حاصل از آن تمام وجودتان را در بر می گیرد ، بدون اینکه خودتان متوجه باشید ، قدرت شفا دهندگی در وجودتان ایجاد می شود و وقتی که با فردی که احساس نا آرامی یا بیماری می کند ، تماس یابید ، با تماس دستان شما و یا حتی نزدیک کردن آنها ، انرژی متعادل عشق و محبت وارد بدن شخص شده و میادین مغناطیسی انرژی های مختلف موجود در بدن را متعادل می سازد . بدین ترتیب راه شفا یافتن میسر و هموار می شود … البته باید گفت که نیروی موجود در شخص شفا دهنده برای درمان مطلق بیماری نیست ؛ بلکه نیروی وی باعث می شود که میادین مغناطیسی موجود در تمامی ارگانهای بیمار که از ناهماهنگی رنج برده و جسم شخص را بیمار کرده اند ، مجددا به حالت اولیه برگشته و انتظام یابند که با انتظام وجود بدن بیمار آمادگی بهبودی را می یابد .
برخی از شما انسان ها اعتقاد دارید که سرنوشت و دست تقدیر باعث می شود که تلخکامی یا شیرینی و خرسندی بر زندگی حاکم شود ، حال آنکه خداوند چیزی را به عنوان دست تقدیر خلق نکرده است . هر آنچه برایتان از نیک و بد عارض می شود ، بازتاب رفتارها و انرژی هایی است که شما در گفتار ، پندار و رفتار خویش ساطع می سازید .
اگر روحی نتواند آنچه را که برایش از دروس واجبه است ، فرا گیرد ؛ آنگاه جسم حاکم بر روح آن فرد ، همیشه بیمار خواهد بود .
… شما نیز که می دانید خداوند خالق مهر و محبت و مظهر عشق و رافت است و شما نیز از اویید و بایستی به او بازگردید ، چرا از تغییر و تحول خود هراسناک هستید ؟ چرا از تحول و تکامل روح خود می نالید ؟ مرگ برایتان تحول عظیم و بازگشت به سوی اوست . بازگشتی که به نهایت به محبت و نوازش منتهی خواهد شد . مگر اینکه مثل کودکی بزهکار از تنبیه ترسیده باشید و این را نیز اعمل خودتان سبب شده اند و در واقع طیف نیرومند کرده های خودتان است که به سویتان بر می گردند و اما با اینحال هیچگاه نترسید ، زیرا اگر تقصیراتی نیز دارید ، این بیماری است و می توانید با کسب انرژی خود را بهبود ببخشید .
بهبودی جسم را توضیح دادم ولی برای بهبودی و شفای روح خود نیازمند انرژی روحی عظیمی هستید . این انرژی نه تنها القایی است ، بلکه از سویی خود زایی نیز می باشد . یعنی اگر شما در اعمال و گفتار و پندار خویش دچار نقایصی شده اید ، می توانید با تقویت روح خود در اکتساب از انرژی های مختلف که شما آن را براهین و داده های معنوی می دانید ، خودتان را آماده ی بهبودی سازید . در کسب بهبودی حال نوبت شماست که این انرژی را در وجود و مخصوصا قلب و مغز خویش تقویت نمایید و انرژی مطلقش را حاکم سازید . این کار شدنی نیست مگر اینکه به این بیندیشید که شما تنها برای خودتان ساخته نشده اید و برای دیگران نیز اهمیت دارید . شما انسان ها اگر بُعد وجودی خودتان را بشناسید و یقین حاصل کنید که با عشق و محبت و فداکاری و انعطاف رفتاری می توانید نیروهای زیادی را در پیش خود به عنوان تکیه گاه ایجاد نمایید ، هیچگاه به روح خود اجازه نمی دهید که دچار نقصان و یا تقصیر شود . زیرا چنان انرژی مطلقی شما را در انجام هر کاری یاری می دهد و با حاکمیت انرژی مطلق دوستی و محبت زمینه بروز هر نوع ناملایمات و ناگواریها ی عملی و فکری را از بین می برید .
اگر با صداقت و از صمیم قلب ، عشق را در قلب و مغز خویش حاکم سازید ، انرژی آن با تمام قدرت و سفیدی تمام و براق و درخشندگیش به وجود سایرین نفوذ کرده و آنها را مجذوب خویش می کند . در چنین حالتی ممکن نیست که کسی از شما دوری کند . اگر شما این انرژی را پیوسته ساطع سازید و دیگران متوجه شما شوند و تنها فرد با افرادی از میان جمع به انرژی شما پاسخ ندهد ، آن زمان آنان بیمار خواهند گشت و اگر بیمار گردند ، بیمارتر نیز خواهند شد تا جایی که به ستوه آمده و درصدد شفا بر می آیند .
… من کریون از خادمان انسان و دارای انرژی مغناطیسی خدمت ! همه تان را با قلبی سرشار از عشق دوست دارم

###################################################

خلاصه ای از فصل ششم
عیسی مسیح و رازهای او

( از آنجایی که مدیوم کریون (آقای لی کارول) شخصی مسیحی بوده و بیشترین مخاطبین این شخص را جامعه ی مسیحیت که شامل بخش عظیمی از جوامع انسانی در سرتاسر کره ی زمین می شود ، کریون لازم می بیند تا در مورد عیسی مسیح و حقایق پنهانی در مورد او سخن بگوید و در مورد بعضی افکار و اندیشه ها که پیرامون عیسی مسیح شکل گرفته اند ، خرافه زدایی کن و مطمئنا بعضی از حرفهای کریون به هیچ وجه به مذاق مسیحیان متعصب خوش نخواهد آمد و جالب تر اینکه گفته های کریون در مورد مسیح ، با گفته های قرآن در مورد مسیح مطابقت می کند . به طور مثال : مسیحیان به سه خدایی ( پدر ، پسر ، روح القدس) اعتقاد دارند و لی کریون این را رد می کند و با دلیل و منطق تک خدایی را اثبات می کند . )

نگاهی اجمالی به سیستم ایمان متافیزیکی :
… شاید اینگونه بینیدیشید که که اگر فردی به تکامل مطلق روحی رسیده باشد ، می تواند به عنوان برگزیده ی خداوند در میان انسان ها ظاهر شود و ادعای پیامبری کند ؟ در حالی که اینگونه نیست و این انتصاب از سوی خداوند صورت می گیرد و هر فردی با تکامل روحی قادر به رسیدن به این منزلت نیست … امروزه بشر به مرحله ای از علم و دانش رسیده است که همه چیز را خود با تجربه ی علمی و یا ذهنی و با کمک گرفتن از مستندات مادی و معنوی می تواند به منصه ی ظهور برساند . دیگر حلقه ی گم شده و یا نقصی در زنجیره ی دانش و آگاهی انسان باقی نمانده که نیازی به آن باشد که خداوند دانش مورد نیاز را به بشریت به اوسطه ی پیامبری برساند . رازهای زمین و زمان به طور کلی برای بشر داده شده است و اکنون زمان آن است که بشر خود کلید طلایی را که در دست دارد ، درهای اسرار الهی را بگشاید و به آن برسد که راه تکامل همین است . .. اکنون دانش بشری به گونه ای است که اگر درست هدایت شود ، انسان را تا مرحله ی پنجم و حتی ششم تکامل سوق خواهد داد . یعنی به درجه ای خواهد رسید که حتی از موجودات فعلی و مقتدر در سایر سیارات فراتر خواهد رفت …
کسی که با علم متافیزیک ارتباط دارد و به آن رسیده است ، دارای روحی متعالی است و به تمامی اعتقادات و ادیان الهی با دیده ی احترام می نگرد . هیچ سیستم دینی و معنوی را اشتباه ندانسته و با درایت و آگاهی به آنها می اندیشد . در کارهایش خطایی به چشم نمی خورد . در اعتقادات و گفته هایش هیچگاه عناد به خرج نمی دهد و تعصب خاصی ندارد .
… در اصل همه ی انسان ها از یم «من» واحد تشکیل شده اند و این «من» واحد نیز از خداوند نشات گرفته و پدید آمده است … اگر به دقت کتب الهی را بخوانید و حروف رمزی آنها را کشف کنید و یا برخی از آیاتی که به صراحت از آنسوی پرده خبر می دهند ، مطالعه کنید و در آنها تامل داشته باشید ، آن زمان در خواهید یافت که رازهای دنیای متافیزیک چیست ؟
همه ی انسان ها یکسان آفریده شده اند و حتی عیسی مسیح نیز مانند شما آفریده شده است و هیچ تفاوتی میان شما وجود ندارد . تنها تفاوت در این است که جسم و روح او مقدس است ولی جسم شما در این دنیا اسیر خواهد شد .
شاید بپرسید که اگر ما از خداوندیم و با رشته ای با روح الهی ارتباط داریم ، پس آیا می توانیم با تکامل روحی تمثیلی از خداوند شویم ؟ این تصور کاملا خطاست . زیرا من و شما و هر موجود دیگری تنها بخش کوچ و ذره ای از انرژی و قدرت الهی هستیم و مقدار ناچیزی از روح الهی در ما به حرکت در آمده است . او قادر است ارتباط انرژیکی خود را با روح ما قطع کند و به نحو دیگری ما را اداره کند ولی ما قادر به این کار نیستیم . زیرا منبع اصلی حرکت و بقای ما اوست .
چیزی به عنوان تصادف و اتفاق وجود ندارد و هیچ سرنوشت و دست تقدیری نیز در زندگی حاکم نیست . آنچه که هست نتیجه ی عملکرد روح و جسم ماست . هر چیزی علتی دارد و هیچ معلولی بدون علت نمی تواند ظاهر گردد … هیچ چیزی جادویی نیست و طلسم و جادو وجود ندارد ، بلکه آنچه به صورت طلسم یا جادو پدید آمده است مظهری از تلفیق انرژی روحی است … انرژی منفی سبب می شود که انرژی پدیده ی مقابل به واکنش در آید و آن زمان حادثه ای که انتظارش را می کشیدیم به سراغمان آید ( چیزی که در متافیزیک به عنوان قانون جاذبه از ان یاد می شود . یعنی ذهن خود را به هر چیز معطوف داریم ، همان چیز نیز به سراغمان خواهد آمد – )
هیچ زشت و خطرناک و بدکار و تبهکاری وجود ندارد . هیچ پدیده ای اضافی نیست و هیچ چیز بدون هدف آفریده نشده است . سعی کنید راز آنها را کشف کنید و همه چیز را دوست داشته باشید و با شک و تردید به چیزی ننگرید و همه چیز را لازم و ملزوم حیات دنیوی خویش بدانید و یقین بدانید که تمامی موجودات زنده دارای روح هستند و می توان بوسیله ی روح آنها بهره برد و سود رساند . اگر چنین دیگاهی داشته باشید ، هیچگاه دچار مشکلی نخواهید شد .
نابودی و تخریب دیوار برلین در یک شب ، نابودی سیستم امپراتوری شوروی و بروز تغییرات عظیم در آن ، بروز انقلاب ایران ، ایجاد زمینه ی دوستی و صلح در آمریکای جنوبی ، خاورمیانه و … تمامی این حوادث زاییده ی دین خاصی نیست و اتفاقاتی بوده اند که حالات و جنبه ی جهانی داشته اند و تمامی انسان ها را در بر می گیرد و یقین بدانید که این همان تاثیر یک روح بر ارواح پیکره ی انسانی است . هنگامیکه یک روح متافیزیک گرای مثبت و قدرت گرفته از روح الهی به حرکت در می آید ، سایر ارواح را نز به حرکت وا می دارد و آن ارواح نیز به نوبه ی خود بر دیگر ارواح تاثیر می گذارند و موجی عظیم و جهانی شکل می گیرد و تغییر و تحولات شگفتی به وقوع می پیوندد .
متافیزیک گرا هیچگاه دست از نیایش بر نمی دارد و مدیتیشن و یوگا و راز و نیاز و عبادت دنیای او را زینت می بخشند .
رقابت یکی از عوامل خسارت بار و گسستگی آور در روابط انسانی است . یقین بدانید که رقابت به نهایت حس حسادت را در شما ایجاد خواهد کرد . برای مثال رقابت در میان بعضی از کشورهای صاحب امکانات ویژه سبب نادیده گرفتن خوی های انسانی و پایمال شدن حق و حقوق انسان های بسیاری شده است … بدانید که چیزی به عنوان رقابت سالم یا نا سالم وجود ندارد و هر دو در نهایت مضر می باشند و نمی توانند جای دوستی و همکاری و همیاری را بگیرند .
هر کس که دست به دعا بلند می کند در نهایت به یک چیز متصل می شود و آن خداست و در نگاه خدا ، دعا کردن و توسل جستن به او در هر شرایطی و هر مکانی اعم از معبد ، بتکده ، مسجد ، کلیسا ، کنیسه ، خانقاه و … تفاوتی ندارد و در همه ی آنها یک روح جاری است … انسان متافیزیک گرا باور دارد که اگر می خواهد با خدا باشد و روحش از نزدیک روح الهی را احساس کند ، باید مثل خداوند بیندیشد . این انسان از هیچ کاری ناراحت نمی شود و آن را علتی خاص در بروز معلول می شمارد . یقین دارد که خالقش خداوند، هیچگاه چیز نادرست و نامناسبی را برایش ایجاد نمی کند و هر چه هست خیر و نیکی است و اگر پیشآمدی است که برایش ناگوار می باشد ، این یا از بازتاب اعمالش است و یا اینکه قدرت درک مسایل را نداشته که چنان پیشامدی را ناگوار می شمارد .
شما مسیحیان احساس می کنید که دیگران با شما عناد و دشمنی دارند ، در حالی که این دشمنی نست و حقیقت است . شما باور دارید که عیسی فرزند خداست و حتی در حد خداوند او را ستایش می کنید ، به طوریکه : پدر ، پسر ، روح القدس … خداوند مظهر انرژی و قدرت جاودانه است . او جنس و جسم نیست که بتوان برایش چارچوبو شکل خاصی را قائل شد . او انرژی است که شروع و پایانش در خودش است . اول و آخر خود اوست . چیزی که آغاز و پایانش یکی باشد ، در واقع نه می زاید و نه زاییده می شود …
زمانی که مرگ را پذیرفتید ، آغاز خوشبختی شماست . دیگر در آن جهان دشواری و سختی نخواهید داشت . زیرا در آنجه احساسات زمانی و زمینی اعم از نفرت یا علاقه ، دوستی یا دشمنی ، خوبی یا بدی ، زیبایی یا زشتی ، موفقیت یا شکست و … وجود نخواهد داشت . به همین خاطر نیازی به ریاکاری ، دروغ ، طرح انداختن و تدبیر اتخاذ کردن نخواهد بود . همه چیز از حیث ظاهر و باطن یکی است . در چنین عالمی که همه چیز آشکار و به دور از هر نوع احساس نگران کننده ای است ، چه نیازی دارد که انسان احساس آرامش نکند ؟ … چنان روح خویش را تقویت کنید که روحتان بتواند در آن دنیا به راحتی حرکت کند و مانعی از سوی سایر ارواح و یا سایر ارواح مامور ایجاد نشود .

… من کریون ، از صمیم قلب همه ی شما را بدرود گفته و عشق الهی را هدیه تان می کنم . مهر الهی با شما باد !

ادامه دارد …

###############################################

خلاصه ای از فصل هفتم
پیشگویی هایی برای هزاره ی سوم میلادی

یادداشتی از مدیوم نوشتاری (لی کارول) :
در حالی که نخستین کتابی را از نوشته های کریون برایتان آماده کرده و در این فصل به پایان می رسانم ، وظیفه ی سنگینی را بر دوش خود حس می کنم . زیرا مطالبی را که از وی دریافت کرده و به عنوان پیام های کریون که الهام گرفته از فرامین و احکام الهی است ، برای شما خوانندگان ارجمند به رشته ی تحریر می آورم . احساس می کنم که به راستی عشق یکایک شما در قلبم رسوخ کرده است و با شما سخن می گویم . برادر و خواهر گرامی و عزیزتر از هر چیز ، اکنون که این مطلب را می خوانی یقین بدان که اگر همین مطالب را بار دیگر در ذهن خود تداعی کنی و به حلاجی آنها بپردازی ، به یقین انرژی و حقانیت نور الهی را در قلبت احساس خواهی کرد .
گفتگوهای من با کریون بیش از محتویات این کتاب بود و در این کتاب براساس زمانبندی و توصیه ی کریون تلاش کردم در رابطه با مسایل متافیزیک و غیر بیولوژی سخن بگویم . در انتهای این کتاب ، بخشی را به عنوان پیشگویی های کریون آورده ام که در حکم اخطار برای یکایک ما انسان هاست . او در مسایل جسمانی و راز خلقت ما مطالب زیادی را مطرح کرد که فراتر از حد ادراک من بود ولی با قدرتی که از انرژی عشق الهی دریافته بودم توانستم آنها را به خوبی به رشته ی تحریر درآورم و زمانی که آنها را به متخصصان امر دادم که در رابطه با مسایل مطروحه در خصوص موارد بیولوژیکی نظر بدهند ، همگی اعتقاد داشتند که من در این مورد صاحب نظر هستم و توانسته ام چنان مطالبی را بنویسم . اما آنهایی که از ابتدا مرا می شناسند و میزان تحصیلات و معلومات مرا می دانند ، یقین دارند که آن مطالب نمی تواند نشات گرفته از اندوخته ها ذهنی من باشد . در کتاب بعدی خود به نام «کریون 2 » از این مطالب بحث خواهد شد و خواهید دید که خداوند در رابطه با راز خلقت و امانتی را که به عنوان جسم و جان به ما بخشیده ، چه اهدافی در پیش روی ما قرار گرفته است . (متاسفانه تا آنجا که اطلاع دارم این کتاب در ایران هنوز به ترجمه و چاپ نرسیده است )
کریون بارها در گفته هایش اعلام داشته است که نمی تواند از آینده خبر بدهد و هیچ کس را یارای این نیست مگر آنکه زمینه های بروز حوادث و رخدادها از هم اکنون فراهم آید و نتیجه مشخص شود و آن زمان پیشگویی محقق خواهد شد و این در واقع پیشگویی نیست ، بلکه احاطه ی قدرت روح به تمامی جوانب کائنات است . زیرا روح محدود و محصور در زمان نبوده و همه چیز را به خوبی می تواند مشاهده نموده و درک کند . زیرا آنچه را که ما انسان ها در ذهن خویش می پروریم و نقشه هایی را ترسیم می کنیم ، تماما زاییده ی روح ماست و ارواح می توانند با نزدیک شدن به روح ما و ایجاد گفتمان با آن به سهولت پی به نیات ما ببرند و آینده را تخمین بزنند . پیشگویی های کریون نیز بدین گونه بوده است و با ایجاد ارتباط با روح انسان هایی که خود را سردمدار جامعه دانسته و یا دانشمند می باشند ، توانسته است به نیات آنها پی برده و از آینده خبر دهد .

چه اتفاقاتی در آینده رخ خواهند داد ؟
من کریون از خادمان انسان و انرژی خدمت ، اطلاعاتی را که شما از من خواستید تا در رابطه با آینده ی جامعه ی بشری برایتان بگویم ، بیان می دارم . رخدادهایی را که از آنها صحبت خواهم کرد ، تماما زاییده ی فکر و تصورات مقاصد شما انسان هاست . انرژی مرتعش شده ی شما انسانها مرا به این آگاهی رسانیده که بدانم با روندی که پیش روی دارید چه سرنوشتی در انتظارتان است . برخی از این رویدادها شاید برایتان نگران کننده باشد ولی بسیاری از تلاش هایتان مفید و مثبت بوده و زندگی شما را در مسیر درستی دگرگون خواد کرد .
در آینده ای نه چندان دور متاسفانه عده ی بسیاری از شما در اثر حاکمیت برخی از بزرگان جامعه که خودشان را رهبران شما می دانند ، دچار قتل و کشتار عظیم خواهید شد . این قتل منطقه ی جغرافیایی آسیا و شمال آفریقا را در بر خواهد گرفت . زیرا سردمداران ساکن در این مناطق درصدد کسب قدرت شیطانی بوده و برخی از صاحبان روح شرور با آنها همراهی می نمایند و باعث خواهند شد که میان انسان هایی با روح متعالی و روح شیطانی جنگ سختی در بگیرد ( در نظر داشته باشید که این کتاب در سال 1994 به چاپ رسیده است و حوادث سال های بعد را پیشگویی می کند – مترجم ) . اما در این جنگ خانمان سوز گر چه جان انسان های زیادی از بین خواهد رفت ولی زمینه برای رشد و تکامل روح انسان های دیگر فراهم شده و آرزوهای انسان های متعالی که سالیان سال در انتظار رسیدن به خواسته ی بر حق خودشان است ، محقق خواهد شد و بعد از ان منطقه ی یاد شده به عمران و آبادی و صلح و صفا روی خواهد آورد . (احتمالا مربوط به جنگهای خاورمیانه می باشد که بعد از حادثه ی تروریستی یازده سپتامبر با حمله ی آمریکا به افغانستان و عراق شروع شد و هنوز هم دامنه ی این حملات و تهدیدات ادامه دارد و اگر تهدیدات آمریکا و اسراییل علیه ایران عملی شود باید منتظر جنگهای ویرانگرتری نیز باشم – مترجم)
در چند عصر آینده نژادی از انسان پدید خواهد آمد که حاصل تغییرات ژنتیکی است که امروزه دانشمندان شما آن را تعقیب می نمایند . این نسل جدید ، چون ماشین انتظام زندگی شما را تضمین خواهند کرد ولی بسان ماشین فاقد روح و احساس بوده و زندگی را رویایی حسرت زده خواهند کرد . در نتیجه انسان واقعی درصدد فروپاشی این سیستم خواهد بود که باز جنگ سختی در میان انسان ها پدید خواهد آمد و آن زمان تکنولوژی شما از حالت اسرار خارج شده و نظم و قاعده ی خاصی بر آن حاکم خواهد شد و کسی را قدرت بهره گیری منفی از تکنولوژی نخواهد بود .
با باز شدن لایه ی اوزون در سیاره ی شما و کثرت قمرهای مصنوعی در اطراف زمین ، میادین مغناطیسی تصنعی در لای جریان واقعی انرژی اجرام آسمانی نزدیک زمین ایجاد شده است . همین مورد باعث شده که از هم اکنون تغییرات انحرافی در حرکت مداری زمین ایجاد شود و حتی تاثیرات دیگر اجرام آسمانی نیز گاهی به طور منفی بر زمین حاکم گردد . لذا در اواسط عصر کنونی با دگرگونی جدیدی از آب و هوا روبرو خواهید شد که زندگی شما را تهدید خواهد کرد . تابستان هایی بسیار بارانی و توفانی و زمستانی ملایم و بدون برف خواهید داشت . این سیستم اکولوژیکی زمین را به هم زده ، بسیاری از موجودات جدید خلق خواهند شد و برخی از بیماری هایی که اکنون نمی توانید تخمین بزنید زندگی شما را به مخاطره خواهد انداخت .
فقر و فلاکت در نقطه ای از زمین عصیان کرده و گروهی در غنای افراطی خواهند بود . نکبت زندگی انسان های فقیر دامان آنان را خواهد گرفت .
با افزایش نسل کنونی ، طبیعت پاسخگوی نیاز شما نخواهد بود و مشکلاتی در تامین نیازهایتان پدید خواهد آمد که موجبات برخورد و جنگ را در میان شما فراهم خواهد آورد و در نتیجه یک سوم از جمعیت جهان در این جنگ از بین خواهد رفت .
منطقه ای از شرق قاره ی اروپای کنونی دچار بیماری هولناکی خواهد شد که هیچ کس قدرت برخورد با آن را نداشته و نسل زیادی از انسان های موجود در ان از بین خواهند رفت .
جنوب قاره ی اروپا به تدریج به زیر آب رفته و مناطق جدیدی در شمال زمین سر از زیر آبها بیرون خواهند آورد .
اقیانوس آرام شاهد پیدایش جزایر جدیدی خواهد شد ولی در مقابل بخش هایی از ژاپن و شبه جزیره ی هند و کره به زیر آب خواهد رفت .
انسان هایی در منطقه ی آسیا پا به عرصه ی وجود خواهند گذاشت که خود را قدرتمند دانسته و بر زندگی دیگر انسان های ساکن در آسیا سایه ی نکبت و بدبختی خواهند افکند .
عقاید محکم دینی به تدریج رنگ باخته و ارزشهای ناهنجار و ناهمگون در میان نسل جدید رواج خواهد یافت . اما در این میان در غرب نسلی ابراز موجودیت خواهند کرد که همه را به تساوی حقوق و برابری دعوت می کنند و این خواسته در همه جا طرفدار خواهد داشت .
در پایان هزاره ی سوم انسان به منظومه های دیگری راه خواهد یافت . موجودات دیگر سیارات از نزدیک با انسان رابطه برقرار کرده و بدین ترتیب بشر به سوی سعادت حرکت کرده و امیدوار خواهد شد .
زندگی آزمایشی و نخستین در یک چهارم سده ی اول هزاره ی سوم در سیاره ی مریخ مقدور خواهد شد و بخش هایی از علم انسانی به آنجا انتقال داده خواهد شد .
زندگی کنونی و زیست محیطی با پیدایش شرایط و امکانات تغییرات ژنتیکی دگرگون گردیده و طبیعت با سرسبزی بسیاری آشکار خواهد گشت .
عمر انسان ها در اثر تغییر و تحولات ناشی از تاثیرات ناموزون و با فرکانس های مختلف و نا سازگار با انسان رو به کاهش نهاده و پیری به سرعت بر انسان عارض می گردد .
در نیمه ی دوم سده ی دوم از هزاره سوم ( 2200-2150 م ) سیستم تولید و تکثیر سلولی به نتیجه رسیده و امکان بازگردانی سیستم بیولوژیکی بدن انسان و حیوانات مقدور خواهد بود ولی این موفقیت عاملی در جلوگیری از مرگ و میر انسان ها نخواهد بود .
تغییرات پدید آمده در سیستم غذایی و مواد تغذیه باعث خواهد شد که انسان های بسیار زیبایی در میان شما ظاهر شوند و از لحاظ قامت ورزیده ولی از حیث توانمندی ضعیف خواهند بود . با این حال رشد مغزی آنها بیشتر بوده و نابغه خواهند بود .
با تمام این اوصاف انسان های خاصی با توانایی های مغزی و جسمی پدید خواهند آمد که حاصل تغییر و تحولات انجام گرفته در آزمایشگاه هاست . اگر انسان آینده بتواند روح متعالی را حفظ نماید و معنویت را همیشه در خود حفظ کرده باشد که عموما اینگونه بوده و موسیقی و ادبیات آینده توام با پیام های آن خواهد بود ، زندگی راه سعادتمندی را در پیش گرفته و خوشبختی بر انسانها حاکم خواهد شد و گر نه با کوچکترین خطا و تقصیر چنان فاجعه های پدید خواهد آمد که جبران آن ممکن نخواهد بود . زیرا دیگر زمان آن فرا رسیده که همه چیز در کنار هم است و گوشه ای از جهان در آن واحد از گوشه ی دیگر جهان تاثیر می پذیرد .
در سال 2052 نزدیکترین همسایگان خود را خواهید یافت و در آن زمان من بار دیگر در میان شما خواهم بود و پیام هایی را که برای آن مقطع لازم است ، به شما ابلاغ خواهم کرد . این زمان برای همه ی بشریت بهترین زمان است . زیرا دریچه های زندگی نوین در برابر افق دید شما گشوده خواهند شد . همسایه های شما راهکارهای مناسبی را برای حفظ طبیعت و زندگیتان خواهند آموخت . قدرتهای دینی ، ملی ، سیاسی در هر نقطه ای از جهان موقعیت خویش را از دست خواهند داد و تنها اعتقاد راسخ به خداوند رایج خواهد بود و کسانی به عنوان امیران و رهبران ملتها بر مسند مسئولیت ( و نه قدرت ! ) خواهند نشست که در میان انسان ها شناخته شده و عزیز واقعی هستند و اینگونه رهبران از جان و دل به بشریت خدمت خواهند کرد .
در سال 2025 نیز تغییرات شگرفی در سیستم اجتماعی ساکنان آسیایی پدید خواهد آمد . به دلیل شرایط آب و هوایی و رژیم غذایی تعداد زنان بر مردان فزونی یافته و آشفتگی در جوامع پدید خواهد آمد . روابط سالم از میان رفته و بیماری هایی را که آنها را فراموش نموده اید ، بار دیگر در میان انسان ها ی آسیایی خواهید دید . پیوسته حکومتهای متنوعی بر سر کار خواهند آمد و چند صباحی به حیات خود ادامه داده و سقوط خواهند کرد . مرزهای جغرافیایی آنها به هم خواهد خورد و در اثر اتحاد برخی از کشورها با قدرتهای دیگر ، انتظام مقطعی حاکم خواهد گشت .

پایان

پ .ن : با تشكر و سپاس از ساسان عزيز .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: