بایگانی روزانه: اوت 24, 2010

جادوي موسيقي در تمام هستی .(موسيقي DNA)

جادوي موسيقي در تمام هستی

با تشکر از خانم آزیتا که این مطلب رابرایم ارسال کردند

در هر موجود زنده آهنگي ويژه نوشته شده است و در تمام هستي، همه مشغول نواختن آهنگي منحصر‌‌به‌فرد هستند.

در انسان، هر ژن (و پروتئين مربوط به آن)، آهنگي پيچيده مي‌سازند و بدين سان، هر انسان تبديل به كنسرت باشكوهي مي‌شود، در حاليكه خود در كنسرت آفرينش يك آهنگ است.

كلمة Universe (به معناي جهان) كه در زبان انگليسي براي توصيف بي‌نهايت و فضاي لايتناهي به كار مي رود از دو جزء UNI به معني يك و Verseبه معني آواز ساخته شده است؛ جهان يعني يك آواز. به تازگي دانشمندان علم ستاره‌شناسي، بعد از تحقيقات وسيع و طولاني، به اين نتيجه رسيده‌اند كه آفرينش نه با يك انفجار عظيم (به نام بيگ بنگ) كه با نوايي آرام آغاز شده است. نوايي كه به تدريج منتشر شده و اكنون در تمام فضا جريان دارد. محققان در دانشگاه كمبريج نيز دريافته‌اند كه خورشيد كهكشان پرسيوس آوازي خاص و ريتميك مي‌خواند. (1) اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلكه در مولكولها و اتمها نيز يافت شده‌اند. دكتر ديويد ديمر (2) زيست شناس و سزوان ژاندر (3) موسيقي دان، سراغ شگفت‌انگيزترين مولكول حيات يعني DNA رفته‌اند. اين ايده كهDNA و موسيقي ممكن است با يكديگر مرتبط باشند براي اولين بار توسط دكتر سوسومواوهنو (4)  مطرح شد. DNA نردباني مارپيچ است كه از يكسري رمز تكرار شونده تشكيل شده است. رمزهايي كه با ترجمه بخش اندكي از آن، پروتئين‌ها و در نهايت موجودات زنده شكل مي‌گيرند. DNA زبان رمز مشترك در بين تمامي موجودات زنده روي كرة زمين مي‌باشد، در آغاز حيات تاكنون، و راستي اين زبان مشترك چه مي‌گويد؟

https://i0.wp.com/www.chrismadden.co.uk/genetics/dna-music.gif

دكتر ديمر و ژاندر، در طي آزمايشات علمي و با ثبت ارتعاشات مولكول DNA به وسيله اسپكترومتر مادون قرمز و تبديل فركانسها به نت موسيقي، سعي كردند اين زبان مشترك را به صوت ترجمه كنند.(5) و حالا سؤال اين است: آيا اين اصوات و نتها، ملوديك و آهنگين هستند و يا DNA تنها مجموعه‌اي نامنظم و تصادفي از صدا و فركانسهاست؟

آنها فركانسهاي DNA يك سلول را به نت ترجمه كرده و شروع به نواختن كردند. نتيجه شگفت‌انگيز بود، يك موسيقي بسيار زيبا!

ژاندر در اين رابطه مي‌گويد: «برخي از اين تركيبات فركانسها،  بسيار حيرت‌انگيز بودند. با شنيدن آنها من به موسيقي زندگي خودم گوش مي‌دادم.

بسياري از افرادي كه به موسيقي DNA گوش دادند، كاملاً هيپنوتيزم و مسحور شده‌اند و بسياري ديگر نيز ساعتها گريسته‌اند. برخي ديگر اذعان كرده‌اند كه اين موسيقي نوايي از درون آنهاست و آنهايي كه با موسيقي كلاسيك آشنايي داشتند به شباهت موسيقي DNA با آثار نوابغي چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره كرده‌اند.

دكتر اوهنو در اين باره مي نويسد: «ملودي هاي DNA با عظمت و الهام بخش مي باشند. بسياري از افرادي كه براي اولين بار اين موسيقي را مي شنوند، شروع به گريه مي كنند. آنها نمي توانند باور كنند كه بدنشان – كه تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعي از مواد شيميايي است – شامل چنين هارموني هاي معنوي و الهام بخشي باشد.

نه تنها مي توان با DNA موسيقي ساخت، بلكه حتي امكان معكوس كردن فرايند نيز ممكن است. به بيان ديگر شما يك بخش از موسيقي را برداشته و نت ها را به واحدهاي سازنده DNA (نوكلئوتيدها) برمي گردانيد . در پايان نتيجه شبيه يك رشته از DNA مي شود. اوهنو تلاش كرد تا با قطعه شوپن اين كار را انجام دهد. در پايان نتيجه شبيه يك ژن سرطاني شد!

دانشمندان از نتايج اين يافته ها در تحقيقات پزشكي نيز استفاده كرده اند. اگر شما هم اهميت دنبال كردن اين آواها را بدانيد ممكن است به اين نتيجه برسيد كه با بررسي دي ان اي در تريليونها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شايد راهي براي بيش از پنج ميليون نفري كه از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخيص داده شده اند، پيدا شود. فابين مامن يك متخصص بيوانرژي است كه با كمك هلن گريمال بيولوژيست و موسيقي دان، بيش از يك و نيم سال بر روي افكت هاي سلولهاي سرطاني در مركز ملي فرانسه كه يك مركز معتبر تحقيقات اند است كار كرده اند. آنها به اين نتيجه رسيده اند كه سلول هاي بافتهاي سرطاني صداهاي مغشوش و ناهنجاري توليد مي كنند.

و علاوه بر اين در آزمايشات بسياري ثابت شد كه قرار گرفتن سلولهاي سرطاني در معرض صداها و امواج صوتي، تغييراتي اساسي در آنها ايجاد مي كند،صداهايي كه آوادرماني را به عنوان يك پتانسيل قوي درماني براي اين نوع بيماريها و موارد بسيار ديگري مطرح مي كند. مامن همچنين تحقيقاتي را بر روي دو بيمار مبتلا به سرطان سينه دنبال كرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره يك ماهه تحت آوادرماني (موسيقي درماني) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور يكي از آنها كاملا ناپديد شد، اما بيمار دوم مجبور شد تومور را جراحي كند. جراح او گزارش مي دهد كه اندازه تومور كاملا كوچك شده بود و تا حد بسيار زيادي هم تحليل رفته بود.

از اين يافته ها به اين نتيجه مي رسيم كه وقتي اندامهايمان بصورت هماهنگ آواز مي خوانند ما سلامت هستيم و وقتي كه آنها خارج از تنظيمشان آواز مي خوانند ما احساس بيماري مي كنيم.

و اين داستان شگفت‌انگيزتر مي‌شود اگر بدانيم كه تمام سلولهاي بدن يك موجود زنده، داراي يك نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترك)، با DNA ديگري متفاوت است و اين بدين معناست كه در هر موجود زنده آهنگي ويژه نوشته شده است و در تمام هستي، همه مشغول نواختن آهنگي منحصر‌‌به‌فرد هستند. تصور كنيد چگونه «100 تريليون سلول در بدن هر انسان در حال خواندن آوازي يگانه هستند و شايد اين آواز، هم‌ آوا با آواز كهكشان پرسيوس باشد! چرا كه نه؟ موسيقي‌دان و رهبر اركستري كه نتها را در آغاز آفرينش نوشته است يكي بوده و يكي هست.

نكات جالب توجه ديگري نيز در اين تحقيقات و يافته‌ها وجود دارد. هر چه موجود از نظر تكاملي (تكامل در زيست‌شناسي) پيشرفته‌تر بوده، موسيقي DNA آن نيز پيچيده‌تر شده است. يك جاندار تك سلولي با داشتن DNA كمتر و پروتئين‌هاي محدودتر، موسيقي ساده‌تري ايجاد مي‌كند. در حاليكه در انسان، هر ژن (و پروتئين مربوط به آن) خود، آهنگي پيچيده مي‌سازند و بدين سان، هر انسان تبديل به كنسرت باشكوهي مي‌شود، در حاليكه خود در كنسرت آفرينش يك آهنگ است.

و راستي در كنسرت بزرگ جهان ما آهنگ را چقدر هم‌آهنگ مي‌نوازيم؟ آيا، هم آواز با هستي و خيره به دستان رهبر اركستر مي‌نوزايم؟ آيا با هر حركت آرام او، آرام و با هر اشارة سريع، تند مي‌زنيم؟ شايد هم ساز خودمان را مي‌زنيم؟

سايت هايي كه مي توانيد در آنها اطلاعات بيشتري در مورد اين موضوع پيدا كنيد و به موسيقي دي ان اي گلبولهاي قرمز و بعضي ديگر از انواع سلول ها گوش دهيد:

http://www.oursoundunivers e.com

http://www.dnamusic. com

http://www.nsliy-genetics. org/danmusic

1-مقاله آواي علم، روزنامه گلدن بريد، دسامبر 2003

2- Divid dimmer

3- Susan Alexjander

4- Susumu  Ohno

5- روش آزمايش به اين صورت بود كه ارتعاشات با استفاده از اسپكترومتر مادون قرمز اندازه گيري مي شوند. با قرار دادن هر بخش از DNA در مقابل اشعه مادون قرمز و اندازه گيري طول موج اشعه جذب شده، اين كار انجام شد و سپس نسبتهاي فركانس نوري به فركانس صوتي تبديل شد.

از وبلاگ دوست عزيزم مهر 01 و با تشكز از آزيتا خانم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: