گوی های سنگیِ کاستاریکا


گوی های سنگیِ کاستاریکا

آیا گوی های کاستاریکا گیرنده های باستانی بودند؟؟

نوشتۀ Doug Yurchey

یکی از عجیبترین اسرار در باستان شناسی؛ در جلگۀ  Diquis کشور کاستاریکا ( واقع در آمریکای مرکزی )کشف شده است. در دهۀ 30 میلادی ، شرکت United Fruit شمار زیادی موز را در این ناحیه کاشته است. کارگران مشغول مسطح کردن جنگل بودند که  سنگ های گوی مانند بسیاری را یافتند. گوی ها کاملاً گرد و در جاهای مختلفی با قطری از چند اینچ تا بیش از 96 اینچ بودند. گوی ها از  granodiorite جامد تشکیل شده بودند ؛ سنگ آتشفشانی خیلی سخت.

گوی های اسرارآمیز ابتدا برش خورده ، تراشیده شده و سپس به درخشش بالا جلا داده شده بودند.

عکس گوی ها در محوطۀ حیاط موزۀ ملی ، سن خوزه ، کاستاریکا

عکس یکی از بزرگترین گوی ها با بیش از 2 متر قطر

عکس John W. Hoopes با بزرگترین گوی سنگی شناخته شده

تعداد گوی ها بیش از 300 عدد میباشد. آنهایی که بزرگترند وزن زیادی هم دارند. امروز آنها ساختمان های اداری مثل Asamblea Legislativa ، بیمارستان ها و مدرسه ها را تزئین کرده اند.شما می توانید آنها را در موزه ها پیدا کنید.

شما همچنین میتوانید وضعیت آنها را به عنوان نمادهای زینت دهندۀ خانه ها و باغ های ثروتمندان و قدرتمندان در همه جا پیدا کنید.

کلمبوس در سال 1502 در چهارمین سفر دریایی خود به دنیای جدید از کاستاریکا دیدن کرد. قبل از آن کاستاریکا هیچ تاریخ ثبت شده ای نداشت (تاریخ مدونی نداشت).

در آنجا هیچ اثر تاریخی ماقبل کلمبیایی مثل آنچه که در تیکال Tikal و کوپن Copan وجود دارد ، نیست.

در این ناحیه شهرهای سنگی  باستانی وجود ندارد.

به استناد گوی های عجیب  ؛ Ray Vaughn نوشته است : کاستاریکا می سازد برای بی همتا بودن.

گوی های کاستاریکا از زمان کشف تاکنون در معرض انقراض قرار دارند. جویندگان گنج با کمک دینامیت خیلی از گوی ها را منهدم کرده اند. فعالیت های کشاورزی باعث ترک خوردن و شکسته شدن شماری از این گوی های مبهم شده است. کشاورزان موز تقریباً تمام گوی ها را جابجا کرده اند. درحال حاضر تنها 6 تا از این اشیاء معروف در مکان های اصلی خود قرار دارند. گوی ها به بالای تپه ها و کوه ها تغییر مکان داده شده اند همانطور که جزیره ها مایل ها دورتر از محدودۀ ساحل قرار دارند.

منبع این تخته سنگ های گرد شده کاملاً مشخص شده است. معدن سنگ قلۀ رشته کوه تالامانکا Talamanca بوده است. گوی های ناتمام هرگز پیدا نشد. مانند مونولیتهای دنیای قدیم (مونولیت = تکه سنگ های یکپارچه) ، معدن سنگ کاستاریکا بیش از 50 مایل دورتر از استراحتگاه این اسرار قرار داشت.

در دهۀ 40 میلادی ، Samuel K. Lothrop این گوی های گرانیتی را مورد مطالعه قرار داد. در باستان شناسی از دلتای Diquis واقع در کاستاریکا ، او اظهار کرد که گوی ها در هم ترازی » قابل توجه نجومی (مطابق هیئت) » قرار داده شده اند.

ما هرگز نخواهیم فهمید که آیا فرضیه آقای  Lothrop درست است ؟

غیر از چند مورد استثنا گوی ها در کشتزار 6 (Finca 6) در جنوب کاستاریکا یا مورد استفاده قرار گرفته یا انبار شده اند.

هروقت چنین نامتعارف هایی کشف میشوند که با تصور سنتی (اجدادی) تناسب ندارند ؛ همیشه هستند دانشمندانی که پافشاری میکنند براینکه این شکل گیری ها طبیعی هستند.

ادعا شده که دیوار یا جادۀ Bimini  (واقع در جزایر باهاما) در اثر عوامل طبیعی بوجود آمده است. غیر منتظره، هرم ژاپنی که در زیر آب قرار دارد نیز تصور شد که غیر ساختگی (طبیعی) هست. در اینجا نیز در کاستاریکا متفکران خردگرا تصورهای فراوانی داشتند در مورد اینکه چگونه CRB ها تشکیل شده اند. یکیش » مواد بیرون ریخته یا همان مواد آتشفشانی» است، از وقتیکه Talamancas یک رشته کوه آتشفشانی فعال بود ، آنها (مواد آتشفشانی)  هنگامیکه بر روی زمین فرو ریختند ، سرد شدند و این گوی ها شکل گرفتند! تصور دیگر یخچال های درحال حرکت است ، تکه های یخ خرد شده به زمین برخورد کردند و به تمام چیزی که در زیر بود فشار وارد آورد تقریباً همان راهی که ما برای ساخت گوی سفالی با دستانمان انجام میدهیم!

برخی فرضیه کرده اند که قصد اصلی آنها همان چیزی است که هزاران سال قبل درخور بوده است : تزئینات چمنزار یا نمادهای قدرت.

گوی های اسرار آمیز ساخت دست بشر بوده اند.

آنچه که شما تاکنون خوانده اید آمار و مفاهیمی هستند که خودتان میتوانستید با کمی تحقیق پیدا کنید.

آنچه که شما در اینجا خواهید خواند تصوراتی است که در منابع معمول اطلاعات پیدا نخواهید کرد.

چه میشد اگر گوی های کاستاریکا گیرنده های قدرت (انرژی) باستانی بودند؟

این نویسنده در مقالات پیشین وجود امکان پذیر یک سیستم تسلای(tesla)  ماقبل تاریخی و جهانی  را تصدیق کرده که توسط نوادگان آتلانتیسی استفاده شده است. بلوکهای سنگی یکپارچۀ باستانی، اهرام، قلمروهای سنگی و مجسمه های بزرگ فقط هنر و معماری نبودند. آنها قطب های سودمند خدایان بودند. توزیع قدرت بدون سیم کلیدی برای درک تمدن های اهرام میباشد. چیزی که همۀ ما نیاز داریم یک سنگ است (کریستالی ، بلورین)، جهت تماس  با زمین برای تنظیم کردن انرژی (قدرت).

عملکردی مشابه میزان سازی محل انشعاب (دوشاخه)، سنگها فرکانس جهانی EM را به ارتعاش در می آورند و یا آنها را تقویت میکنند. گوی های کاستاریکا تمام چیزی هستند که ما نیاز داریم ، در یک ناحیه کوچکتر از شهر ، جهت گسترش بی سیم جهانی؛ بطوریکه ارتباط و مخابرات دست نخورده باقی میماند؛ بطوریکه هواپیمای باستانی توانمند باقی میماند.

اهرام دارای هم ترازی های نجومی (صور فلکی) و شبکه قدرت هستند. قلمروهای سنگی باستان این الگوی شبکه را دارند. سازندگان آمریکایی در اطراف مجتمع اصلی کاهوکیا Cahokia تپه هایی را (با این الگو) ساخته اند.

عکس کاهوکیا واقع در ایلینویز آمریکا St. Clair County, Illinois

در آفریقا، در زیمباوه نیز این شکلها اطراف مجتمع سنگی/ مرکزی ساخته شده است.

گوی های کاستاریکا می توانستند با الگوی مکان های اصلیشان که  واقعاً یک مقصودی داشتند ، تناسب داشته باشند.

عکس های دیگری از گوی های کاستاریکا

https://i0.wp.com/files.abovetopsecret.com/images/member/c812b7204159.jpg

https://i0.wp.com/www.mindsetcentral.com/wp-content/uploads/2009/09/Giant+Stone+Balls+of+Costa+Rica-300x281.jpg

https://i2.wp.com/files.abovetopsecret.com/images/member/09351581eea9.jpg

https://i1.wp.com/www.top10costarica.com/wp-content/uploads/2010/03/stone-spheres-of-costa-rica.jpg

https://i2.wp.com/images.amazon.com/images/P/0932813526.01.LZZZZZZZ.jpg

تمدن اولمک olmec و مصنوعات آنها (سرهای سنگی با چهرۀ آفریقایی) را بیاد می آورید ؟

این سرهای گوی مانند با وزن های خیلی زیاد در Vera Cruz (واقع در کشور مکزیک) کشف شده اند؛ منزوی در جنگل ها و دور از معدن هایشان. همان هدف تقویت فرکانس بیسیم EM در مورد سرهای سنگی تمدن اولمک و گوی های سنگی کاستاریکا میتواند توضیح داده شود.

This head dates from 1200 to 900 BCE
and is 2.9 meters high and 2.1 meters wide.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/sitchin/imagenes/sitchin18_01.jpg

هنر سنگی امروزه به عنوان سنگهای منقوش شناخته میشود. ساخت یک گوی بی عیب با 24 اینچ پهنا خیلی سخت است. ساخت گوی هایی با 72 ، 84  یا 96 اینچ قطر بواسطۀ جسم سخت برای پیشینیان یک بازی بچگانه بوده است.

متأسفانه، هیچ CRB دیگری برپایه نظم مثل آنها که در دهه های پیش بودند کشف نشد. تکنولوژی های جدید از قبیل رادار نافذ زمین ممکن است در آینده بیشتر فاش شود. آخرین استدلال برای کسانی که از شما در مورد توضیح انرژی  بی سیم تعجب میکنند……… شکل کلی بالای یک آنتن : یک توپ است.

http://www.world-mysteries.com/sar_crb_doug.htm

پ . ن : با تشكر از افشين عزيز.

اين چند تا عكس هم ميگذارم نظر خودتان را راجع به عكسها بيان كنيد.

Posted on اوت 10, 2010, in گوی های سنگیِ کاستاریکا, تاريخ مرموز and tagged . Bookmark the permalink. 62 دیدگاه.

  1. سلام من تازه با سایتتون آشنا شدم خیلی خوشحالم که تونستم چنین سایتو پیدا کنم.
    به نظر من کلید حل تمام معماها ناشناخته های امروزی جستوجو تو گذشته و کنار هم قرار دادن همه ی داده هاست.من نطرم اینه که همه چیز مثل معماری های کذشته تمدن ها مثل آتلانتیس مثلث برمودا یوفو ها و موجودات فضایی همه به هم مربوط هستندو اگر دنبال کشف حقیقت برای یکیشون باشیم باید بقیه هم مطالعه تامل کنیم.

    • سلام دوست عزیز .در مورد مثلث برمودا طبق استدلال بنده از راز کشف دوایر گندم میتوان گفت اگر با قدرت این تشعشات در آب هم بتوان ان را متمرکز کرد واشعه را در قسمتی از آب بتابانند درست چرخش اب هوای مه الود و…به تصویر در میآید به نطر شما این طور نیست ؟؟؟

  2. این صورت های سنگی چون کلاه خود سرشون هست شاید نشان منطقه جنگی برای هر قوم بوده . عکش آخری هم اگه اشتباه نکنم نشون دهنده سیستم داخلی یک وسیله هوایی و سکوی پرتابش و رانندهکه در بالا قرار داره هست.مثل سفینه های فضایی امروزی.

  3. با تشکر
    از همه تصاویر بیشتر نقاشی اخر قابل تمر کز است و به دوره ای از تکامل گویا اشاره دارد به نوعی دور تصویری از مشی و مشیانه می بینیم جالب این است بر خلاف سنت رایج در ایران قرینه ها حذف شده و گویی همه چیز واضح و بدیع بیان شده عدد ها گویی نماینده رمزی هستند با توجه به اینکه در اینجا تقدم و تاخری در ترتیب مجسمه ها دیده نمیشود ولی اجزا چهره نماینده ای از حالات گوناگون و شاید نژادها ی مختلف ولی از ریشه مختلفند از نقاشی میشود به نوعی ژنتیک را پی گیری کرد میتوان به اصلی ژنتیکی رسید اگر دوستان یک جمجمه مایل را روی تصویر در نظر بگیرند هر کدام از تصاویر در بخش به خصوصی از ذهن قرار میگیرد.از انجا که به جز اسطوره و نماد میتوان به زبانی ساده تر اما منفصل تر این نقاشی را تفسیر نمود زمان بیشتری میخواهد.

  4. با سلام خدمت دوستهای گلم بخصوص اقا رامتین میخواستم نظر شما را درباره ورود فرا زمینیان تا سال 2030 به زندگی ما بدانم من با این نظر بنا به دلاعل زیر موافقم انقلاب صنعتی از ابتدای قرن 19 شروع شد در ابتداماشین بخار مهمترین اختراع ان زمان محسوب میشد حالا بعداز 1قرن به این نتیجه رسیده اند انقلاب صنعتی بزرگترین ضربه را به کره زمین وارد کرده توسط انتشار گازهای گلخانه ای(مقدار گازهای گلخانه ای منتشر شده در قرن 19معادل 650000سال قبل است) منبع روزنامه همشهری از طرفی دیگر ذخایر نفت هر روز کمتر میشوند و قیمت ان گرانتر سازمان ملل اعلام کرده سیلی که در اگوست 2010 در پاکستان رخ داده از سونامی سال2004اسیا وزلزله هایتی ویرانگرتر بوده وهم زمان سیل در چین –هند و خشکسالی بیسابقه در روسیه واتش سوزی در جنگلهای روسیه این بلایا در کمتر از یک ماه 15000000نفر رابی خانمان و3000نفر کشته داشته نتیجه اینکه کابوس تقییرات اقلیمی خود را نشان می دهد شابد سال دیگر در ایران سیل بیسابقه جاری شودویک چهارم ایرا ن را ویران کند چه باید کرد در حال حاظر انرژی جایگزین نفت وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد کشورها سرمایه گزاری چندانی نمیکنند انرژی هسته ای (جوش هسته ای) جایگزین خوبی نیست چون باعث افزایش بخار اب در جو میشود وبخار اب از عوامل اصلی گرمایش زمین است خلاصه اینکه بشر برای نجات خود احتیاج به انقلابی واقعی و پاکیزه نیازمند است انرژی هایی مثل باد-خورشید جوابگوی نیازهای بشر نیستند یگانه راه بشر برای نجات توسل به بیگانگان است=======================================================

  5. رشته های رنگی در تصویر اخر میتونه رشته های DNA باشه.

  6. لطف دارید
    در ادامه ژنتیک ان میتوان گفت رشته zdna تنها نوع چپ گرد ان و قطر ان از همه باریکتر است و تنها این نوع دارای یک شیار عمیق و باریک دارد به شکل توجه کنید ژنها به واسطه اتصال پروتئنها به این شیار و بدون باز شدن مارپیچ به جایگاه اختصاصی متصل میشود و به این ترتیب توالیها خوانده میشود 3 تا هذلولی مانند پایین در dna زمانی که پیوند فسفودی استر شکسته شود رشته به این صورت جدا میشود شاید هم اشره به 3 نژاده اولیه دارد البته این هذلولیها به نوعی باکتریها هم هستند و…….بسیار ی از معانی دیگر شاید بد نباشد در باره این عکس تحلیل کنیم
    و یا ورقی نوشت

  7. در پاسخ به دوست عزیز انواع مختلفی از میکرو وارگانیزمها سالهاست به زمین وارد شده اند و در حال تکثیرند و پیامد ان شاید ناشایست تر از این باشد که به نوعی تخریب گر جهانمان شده ایم و دست اتحاد در این راه همه به هم گره زدهاند.

  8. درسته شما يك قدم جلو هستي از طرز فکرتون و تجزیه و تحلیلتون خوشم اومد

  9. رامتین عزیز بخش ستاره ایها هنوز مورد استقبال است مطلب ر ا حفظ کن چون افراد زیادی در پی انانند

  10. با تشکر از نظریات اعلای کارشناسی دوستان عزیزم…
    نظریات بنده در مورد عکسها چنین است:

    1= در مورد اینکه این یک سفینه فضایی باستانی است وبسیار شبیه
    » ویمانا » است که در حماسه مهابهاراتا و رامایانا به کرات به آن
    اشاره شده( ومن در صددم مقاله ای راجع به آن بنویسم ) شک نکنید.
    رجوع کنید به مقاله : مادر کاینات تنها نیستیم :قسمت دوم که حتی من
    عکسی از شیئی را از موزه آذربایجان در تبریز گذاشتم که بسیار شبیه
    آنچیزی است که این خلبان
    دردست گرفته ونام آنرا «اهرم کنترل ویمانا » نام نهادم…
    ودر اصل نماد اسطوره » کاتزل کوآتل » یا فرد مقابل » تسکاتلیپوکا»
    است …همانقدر که «کاتزل کواتل » (اهورامزدا) است ، به همان میزان
    » تسکاتلیپوکا» (اهریمن ) است…

    2= مجسمه ای از یک راهب یا کاهن معبد؟ با توجه به اینکه چمباتمه زده
    در حالت لوتوس نشسته ، ( مدیتیشن) وکتف آن برجسته است ،( احتمالا
    مسند قدرت معنی می دهد) بسیار شبیه مجسمه هایی با این تیپ وقیافه ولی
    با شکل وشمایل وکلاه متفاوت که فکر می کنم تزیینات کلاه ها ، درجات
    مذهبی کاهن ها /افراد نظامی را مشخص می کرده است
    ( قیافه های جدی وعبوس =نشانگر اجرای فرمان بدون چون وچرا=
    رژیمی دیکتاتوری پادشاهی /کاهنی (فیلسوف- شاه افلاطون)=تک صدایی )

    3= نمادی از خدای » تسکاتلیپوکا » که در ماه 20 روزه توشکاتل باید برایش قربانی
    شود . البته نوع دیگر این تصویر برگرفته از کتاب دوم تصویر نگاشت فلورانسی
    در اوایل دوران استعمار فاتحان اسپانیایی آمده است .
    (رجوع کنید به کتاب :اسطوره های آزتکی ومایایی = کارل توب =ترجمه عباس مخبر
    نشر مرکز =چاپ 1375)- صفحه 29 و44
    این خدا، نماد تضاد وتغییر است
    جالب اینجاست رنگ نگاره سرخ –نارنجی است ، رنگ خورشید درحال غروب /
    رنگ خون قربانی / رنگ رب النوعی که در طلب خون برای خورشیدی است که
    غروب می کند وهر ازگاهی به محاق می رود ( کسوف ) وباید فرد یا افرادی
    ( ترجیحا از سایر قبایل ، ابتدا رنگ آمیزی شوند (رنگ آبی = آسمان ) سپس
    قلبشان توسط کاهن معبد در حضور پادشاه یا پسر خورشید (اینکا) در آتش کباب شود
    تا خدای خورشید دلش به رحم آید واز تقصیراتشان بگذرد…
    فیلم » آپوکالیپتو » ی مل گیپسون را دیده اید ؟ فیلمی فوق العاده در همین مورد است…

    4=عکس چهارم هم که دوستان خوبم، خصوصا شقایق عزیز بسیار دقیق بیان کرد،
    کاملا پیدایش حیات را توضیح می دهد، ماری که به فرم کادر مستطیل است ،
    » اورابوروس » است .(رجوع کنید به مقال ای با این عنوان در سایت )
    ونقش مایه های راست و چپ فوقانی به همراه 10 مهره رنگی ، فکر می کنم
    به تاریخی خاص ( تقویم ؟)اشاره می کند…
    در نهایت باتشکر از افشین ، رامتین ، شقایق ، محمد دی2 ، آرمین وپارتیا وسایر عزیزان
    قربون همگی

  11. در ضمن یادم رفت بگم شکل این هرمهای بدون نوک(مصطبه ) ها بسیار شبیه زیگوراتهای خودمان در شوش دانیال (چغازنبیل ) است وبه نظر من مکانی بوده برای نشتن وبرخاستن سفینه های فضایی » ویمانا»
    زیگورات اور هم همین شکلی بوده و برج بابل هم تاحدودی
    مشابهتی با اینها داره…شما چی فکر میکنین بچه ها!؟

  12. درود

    رامتين جان من يه مطلب فرستادم مثل اينكه ثبت نشده

    با اجاز2 باره ميفرستم

    اگه 2بار ثبت شده لطفا يكيش رو خذف كن

    مرسي

  13. درود به همگي

    ديشب تو يه كانال ماهواره اي از شگفتيهاي مصر باستان حرف ميزد ( البته به زبان اصلي )

    تو مقبره hathor در دندرا , تصويري از يه مردي نشون مي داد كه يه چيزي شبيه به لامپ هليومي بزرگ دستش بود كه به برق وصل شده بود.

    وقتي امروز صبح search كردم
    به 2 تا نظريه از دانشمندان برخوردم كه برام جالب بودن

    1- پرفسور » گونیم » میگوئید من مطمئنم انها با اسرار علمی و همینطور انرژی الکتریکی غریبه نبوده اند و یک مهندس مکانیک المانی بنام » الفرد گونیک » که بیشتر عمر خود را با پدرش در اماکن باستانی مختلف جهان گذرانده, این تصویر را یک مدار الکتریکی کامل می داند.

    او اين تصوير را اينچنين نشانه گذاري كرده است
    1- پریز 2 – حباب دور لامپ 3- موادی که باعث تولید نور میشود 4 – سرپیچ یا سوکت 5 – کابل 6- دو تصویر 6 و 9 حکم فاز و نول را دارد – حال فرض کنید این فاز است 7 – جعبه تقسیم فاز و نول 8 – منشه اصلی برق که در اینجا یک شاهزاده که در الهه ای ترسیم شده است و دو شی برنده در دست دارد ( یادمان باشد که بسیاری از هنرها در انحصار گروهی خاص بوده است . مثل مومیایی کردن و غیره…) 9- نول 10 – کلید قطع و وصل انرژی 11 – پایه عایق که با هیچ نمادی مشخص نیست

  14. 2- برخي نيز معتقدند كه شكل مارپيچي مانند داخل لامپ نشانه DNA است . كه اسم اون مرد رو پدر آسماني نامگذاري كردند . اونا ميگن كه پدر آسماني به كره زمين اومده و عناصر حيات رو از كهكشان به ابن سياره انتقال داده , بعضي ها هم اونرو منجي بشريت معرفي كرده اند .

    رامتين جان ميبخشي اگه اين مطلب با مطلبي كه شما گذاشتي مغايرت داره ولي منو خيلي شگفت زده كرد

    شاد باشين

    • نه اتفاقا نظرت خواندني بود. بعضي مواقع از همين نظرات مطالب بعدي وبلاگ تهيه ميشود. زبان انگيسي تان خوبه يك مطلب برام ترجمه كنيد؟

  15. با عرض معذرت

    آدرس سايت رو به صورت انگليسي ثبت نمي كنه ( قابل توجه آقا رامتين)
    مجبورم فارسيشو بنويسم

    (ورلد-ميستوريس. كام)

    دنياي-اسرارآميز.كام

    lights of the pharaohs

    search كنيد

  16. نه متاسفانه خوب نيست

  17. رادیو فردااستیون هاوکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی هشدار می‌دهد که اگر بشریت در یک‌صد سال آینده به خارج از جو زمین حرکت نکند با خطر انقراض روبه‌رو خواهد شد.استیون هاوکینگ فیزیکدان برجسته بریتانیایی هشدار می‌دهد که اگر بشریت در یک‌صد سال آینده به خارج از جو زمین حرکت نکند با خطر انقراض روبه‌رو خواهد شد. به گزارش روزنامه دیلی تلگراف این اخترفیزیکدان معتقد است که بشریت با خطرات بزرگی روبه‌رو است و برای بقا باید آینده خود را در فضا جستجو کند. استیون هاوکینگ می‌گوید تهدیداتی همچون جنگ، پایان یافتن منابع و جمعیت بیش از حد، هستی نوع بشر را بیش از هر زمان دیگری تهدید می‌کند. هر چند استیون هاوکینگ همواره از مدافعان کشف و تصرف فضا بوده ولی این سخنان شدید‌ترین هشدارهای وی تا امروز است. او در مصاحبه‌ای با وب‌سایت «بیگ تینک»‌ گفت: «پیشگیری از وقوع فجایع بزرگ حتی در یک‌صد سال آینده بسیار دشوار است چه رسد به هزارهٔ آینده یا میلیون‌ها سال دیگر. تنها راه بقای طولانی‌مدت بشر این است که بیش از این به سیاره زمین محدود نماند و در فکر کوچ و گسترش در فضا باشد.» به نوشته روزنامه دیلی تلگراف پروفسور هاوکینگ چند ماه پیش هشدار داده بود که کشف فضا خالی از خطر نخواهد بود. او در گفت‌وگو با مجموعه‌برنامه‌های علمی که از شبکه تلویزیونی دیسکاوری پخش شد گفت که انسان در مورد برقرار کردن تماس با موجودات فضایی و ساکنان سایر سیاره‌ها باید بسیار هوشیار باشد چون رفتار آن‌ها ممکن است دوستانه نباشد. اما به باور پروفسور هاوکینگ تا زمانی که بشر تنها موجود هوشمند این کهکشان باشد و زمینه نابودی خود را فراهم نکند آینده آن تضمین است. وی در بخشی از مصاحبه جدید خود می‌گوید: «من خطرات بزرگی برای بشریت می‌بینم. در گذشته موارد جدی از تهدید بقا نزدیک به وقوع بوده‌است. یک نمونه آن بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۳ بود. احتمال می‌رود که موارد و تناوب وقوع این نوع حوادث در آینده بیشتر شود.» البته او در ادامه می‌افزاید که به آینده خوشبین است و به باور او اگر انسان بتواند تا دو نسل دیگر از فجایع جان سالم به‌در ببرد نوع بشر امنیت خواهد داشت چرا که تا آن زمان زیستگاه انسان در فضا گسترش یافته است. روزنامه دیلی تلگراف در پایان می‌نویسد که رسیدن به یک سیاره دیگر چالش بسیار دشواری است چه رسد به فتح و سپس استقرار در آن. نزدیک‌ترین ستاره به کره زمین که «پروکسیما قنطورس» نام دارد ۴٫۲ سال نوری از زمین فاصله دارد. این به آن معنا است که سفر به این ستاره با سرعتی معادل نور ۴٫۲ سال طول می‌کشد. اما هم‌اینک با استفاده از فناوری موشکی موجود، سفر به این ستاره در حدود ۵۰ هزار سال به طول می‌انجامد

  18. با تشکر از فرهاد عزیز گمان میکنم قضیه نقاشی نارنجی و تکه سنگ نوعی بذرهای غیر عادی را یاد اوری میکند چرا موجود در ان شی فضاپیما مانند خموده شده!؟
    اینها مسفران کپسیدها هستند و این کاملا با قضیه هجوم ویروسها مطابقت دارد در نقاشی نارنجی هر یک از علائم روی شال گوناگونند بعد انگشت 5 این موجود کجاست؟

    رامتین عزیز در باره تصویر سخن بسیار است.

  19. بسیار خوب وعالی بود…
    به نظرم میرسه باید به کتاب دینی آزتکها مراجعه بشه …
    اسمش هست : «پوپول ووه » که فرانسیسکو خیمه نز که
    روحانی دومینیکنی بود ، پوپول ووه را درسال 1701 -1703
    در محل ماموریتش(مسیونر مذهبی/مبلغ ) شهر چیچی کاستانگو به اسپانیایی ترجمه کرده است ، از یکی از دوستان خواهشمندم اگه وقت کرد ، کتابش رو یا متنش رو پیدا کنه حالا برای ترجمش یه فکری می کنیم…
    تا اونجایی که می دونم دوست فرهیخته ، مهران کندری تاحدی در کتابهایش به پوپول ووه اشاره کرده ونیز تو کتابهای فن دنیکن جسته گریخته مطالبی در این مورد نوشته …
    خلاصه رمز تمدن آزتک، اینکا راستا کاپاک ویراکوشا ،مایا
    در کتاب «پوپول ووه » نهفته …یه چیزی مثل گیل گمیش
    سومری هاست …

  20. سلام به همه.
    به نظر من اصلاً بعيد نيست اون بيگانگاني كه اومدن روي زمين و نزاد انسان رو روي زمين گذاشتند خودشون هم انسان بوده باشند.
    يعني از سياره‌اي ديگر در جستجوي سياره‌اي با منابع طبيعي بيشتر اومدن سراغ زمين.
    و با توجه به اينكه نسل بشر بارها روي زمين اومده و نابود شده ، پس احتمالاً انسانهايي با هوشي بالا در كهشكشانها يا سيارات ديگه زندگي ميكنن كه در هر دوره با زير نظر داشتن زمين و از بين رفتن نسل بشر بر روي اين كره خاكي پس از احياي خودبخودي و طبيعي زمين، دوباره اين نسل رو براي بقا ميارن روي زمين.
    ممكنه؟؟؟؟؟؟؟

  21. البنه بايد عرض كنم نظرات شقايق خانم و آقا فرهاد واقعاً قابل تفكر و تعقل و خوندني هستند.
    به نظر من خوندن ياين مطالب، يه جور آدم رو به فكر فرو ميبره، ولي خوندن نظرات بچه‌ها آدم رو مبهوت ميكنه و شايد از خود متن آموزنده تر و جالب تره.(نظرات حضرات مثل كتابهاي خودآموز دوران دبيرستان، به درك كردن هر چه بيشتر مطالب خيلي كمك ميكنه)
    مرسي از همگي.

    • من هم از صفای دل وخلوص روح همه بروبچه های این وبلاگ خصوصا رامتین جان که سنگ صبور و قله دماوند ماست انرزی و نیرو می گیرم …
      با سپاس از سارای گرامی و تمامی عزیزان….

  22. سارای عزیز سپاس از لطف شما

  23. خیلی عالی بود
    متن اینگلیسی داشتی بگو من ترجمه میکنم برات
    به وبلاگ من هم بیا

  24. من خیلی خوشحالم که دماغ بشر غربی_ که فکر می کرد در شکم آسمان باز شده و خودش با این علم پیزوری اش افتاده روی زمین _ به خاک مالیده می شود. لطفا درباره ی هاله هم بنویسید . تشکر

  25. قابل توجه دوستانی که به اساطیرعلاقمندند:

    دو ستان عزیز من پس از گشت وگذاری چند
    در فضای وب این مورد را بسیار خواندنی یافتم.

    آفرينش انسان به روايت پوپول ووه. نويسنده: دکترمهران کندري

    مجله هنر ،شماره پياپي 36و35 ،سال سوم، شماره در سال 36و35، مرداد و شهريور، 1380 ، ويژه نماد و روايت، صفحه 42- 40
    فایل pdf فارسی به همراه چند مقاله جالب در مورد اساطیر از آدرس زیر قابل دانلود است.
    ketabmah.ketab.ir/Paperview.aspx?paperid=13464 – .www

  26. درود بر اهورا مزدا و روان پاک شاهنشاه کوروش پدر
    تارنگار سرزمين بي کران با مطلبي از کتاب و سمفوني با ارزش چنين گفت زرتشت به روز است.
    چنين گفت زرتشت نام کتابي‌است که فريدريش نيچه
    فيلسوف زبان و فرهنگ‌شناس آلماني آنرا نگاشته‌است.
    اين کتاب حالت داستان‌گونه دارد و قهرمان اصلي
    آن شخصي به نام «زرتشت» است. نيچه در اين کتاب عقايد خود را از زبان
    اين شخصيت بيان داشته‌است. نيچه، چنين گفت زرتشت
    را «کتابي براي همه کس و هيچ کس» هم ناميده‌است.
    شاد و خوش و سرسبز باشيد

  27. دوست من کتاب چنین گفت زرتشت نیچه که در پاره ای از موارد شخصیت این اموزگار بزرگ تاریخ رو مخدوش کرده,خود نیچه هم این موضوع رو که در برخی موارد جانبدارانه نوشته رو بعد ها تایید میکنه.

  28. آقای رامتین آقای فرهاد خانم شقایق خانم سارا خانم یا آقای پارتیا کدومتون درباره ی هاله اطلاعاتی دارین ؟ اطلاعات صحیح و تجربه شده .

  29. در جواب دوست عزیز.

    همونطوری که میدونید بدن ما از 4 کالبد تشکیل شده(برخی 7 کالبد هم گفتند) که و هرکدوم از این کالبدها انرژی ای از خودشون ساطع میکنند البته با فرکانسهای خارج از حوزه ادراک ما,که از انطباق این این انرژی ها 4 گانه هاله هاله ی هر شخص تشکیل میشه که امروزه مراکزی هستند که از این هاله تصویر تهیه میکنند و توسط ابزاری مانند عینک کرلیان قابل رویته.

    در سیستم های شفا بخشی(healing) و حتی در پاره ای از موارد در ریکی دیدن هاله یا aura کمک شایانی به درمانگر میکند.

    هرکدام از چاکراهای 7 گانه طیفی از این هاله را تشکیل میدهند,پس هاله کامل،هاله ای متشکل از این الوان است.
    ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی تاثیری سو بر این انرژی هولوگرافیک کیهانی میگذارد.
    کالبد ها:
    کالبد معنوی ما سفید رنگ ودرخشان است.
    کالبد ذهنی یک نور زرد وطلایی است که از ناحیه ی سر و شانه میتابد.
    کالبد عاطفی شامل ابرهایی رنگین و متحرک است.
    کالبد اتری هاله ای ابی-خاکستر است.
    توضیح لایه ها:

    ۱) لایه ی اول: لایه ی اتری

    كالبد اتری ( تشكیل شده از اتر كه حالتی بین ماده و انرژی است ) از خطوط ظریف انرژی تشكیل شده است، مانند یك شبكه ی درخشان از پرتوهای نور سفید – آبی. ساختار شبكه مانند لایه ی اتری در حركت مداوم است. این لایه تا فاصله حدود ۵/۰ تا ۶ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد. رنگ لایه اتری از آبی روشن تا آبی تیره متغییر است. ساختار این لایه با كالبد فیزیكی یكسان بوده، تمام جزئیات آناتومی و ارگانها را در بر می گیرد.

    ۲) لایه ی دوم: لایه ی عاطفی

    لایه ی احساسات، ساختار آن سیال تر از لایه ی اتری است و با كالبد فیزیكی یكسان نیست. این لایه به صورت ابرهایی رنگین، از جنسی ظریف با حركت سیال و مداوم، دیده می شود، كه نشان دهنده ی طیف كامل عواطف ما است. فاصله ی حاشیه ی این لایه از كالبد فیزیكی ۵/۲ تا ۵/۷ سانتیمتر است.

    ۳) لایه ی سوم: لایه ی ذهنی

    جنسی ظریفتر از كالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن كه اطراف سر و شانه می تابد و اطراف كل بدن وسعت پیدا می كند، دیده می شود. حاشیه این لایه ۵/۷ تا ۲۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی فاصله دارد. كالبد ذهنی، یك كالبد ساختاری نیز هست. این كالبد حاوی ساختار اندیشه های ما است… شكلهای افكار در این لایه قابل مشاهده اند.

    ۴) لایه ی چهارم: لایه ی اثیری

    كالبد اثیری فاقد شكل ثابت است و از ابرهایی از رنگ تشكیل شده است. وسعت آن تا فاصله ی حدود ۱۵ تا ۳۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است. این كالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط می دهد. این سطح، راه ورودی سطح اختری است.

    ۵) لایه ی پنجم: لایه ی كلیشه ای اتری

    این لایه حاوی طرح كلیشه ای تمام اشكال موجود در سطح فیزیكی است. این لایه الگوی كاملی برای لایه اتری است. وسعت آن تا فاصله ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است.این سطحی است كه صوت تبدیل به ماده می شود. لایه ی كلیشه ای اتری هاله، فضایی خالی یا منفی ایجاد می كند، كه منشأ ساختار شبكه ای است كه كالبد فیزیكی در آن رشد می كند.

    ۶) لایه ی ششم: لایه ی آسمانی

    سطح ششم، كالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود ۶۰ تا ۱۰۵ سانتیمتر از جسم فیزیكی است. در این سطح است كه ما وجد و شعف معنوی را تجربه می كنیم. از طریق كالبد آسمانی است كه ما عشق بی قید و شرط را می آموزیم. كالبد آسمانی به صورت نوری دیده می شود كه از رنگهای روشن و ملایم تشكیل شده است و درخشش زیبایی دارد. این نور، درخشش طلایی – نقره ای و كیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.

    ۷) لایه ی هفتم: لایه ی كلیشه ای كتری كالبد علّی

    كالبد كتری حدود ۷۵ تا ۱۰۵ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد، و در برگیرنده همه كالبدهای هاله ای همراه باكالبد فیزیكی است. كالبدكتری از رشته های ظریف نور طلایی – نقره ای تشكیل شده كه فرم كلی هاله را حفظ می كنند. كالبد كتری، حاوی یك ساختار شبكه ای طلایی از كالبد فیزیكی و همه ی چاكراها است.

    البته اینا اطلاعاتی هست که اکثر دوستان دارند و در مواردی نظریات متفاوتی ارایه شده.که این نظر بالا یک سنتز از مباحث معنونه هست.

    محفوظ باد

  30. دوست آنست که گیرد دست دوست ، در پریشانحالی ودر ماندگی …انشاءا..که هیچوقت پریشانحال ودرمانده نباشیم ..
    دوست خوب من …
    هاله یا آورا / آئورا عبارت است از میدان الکترو مغناطیسی است ، که اطراف بدن همه موجودات زنده جاندار و بعضا بیجان دیده می شود ، اگر به دیدگاه علمی به قضیه بنگریم ، هر الکترونی که به دور هسته اتم می چرخد ، وابر الکترونی ایجاد می کند (براساس قوانین ماکسول ومکانیک نیوتونی ) چرخش این میدان حول محورهای اسپینی خود مولد میدانهایی مغناطیسی می شوند که در مجموع جریان ضعیف الکترومغناطیسی تولید می شود در نهایت با احتساب میلیارد ها میلیارد اتمی که بدن ما( سلولهای ما) را ساخته است ، ما انرزی الکترو مغناطیسی پیدا می کنیم که در واقع » هاله «ی مارا تشکیل می دهد…که این هاله نورانی (بعضا شفاف است و منور دیده می شود) در اطراف سر /دور سر افرادی که از لحاظ روحی /معنوی بسیار خالص اند /حرف وعملشان ونیتشان یکی است و شیله پیله ای در وجودشان نیست ، ممکن است دیده شود مثل قدیسان / بعضی روحانیون که تصویرشان در سقف کلیساهای واتیکان / سنت اگوستین /و… آمده است ومن وشما هم دیده ایم …شکل و طیف رنگی وابعاد هاله با روحیات/ خلقیات /خصوصیات فرد بستگی دارد ، در حالت طبیعی ، هاله به فرم یک بیضوی تخم مرغی شکل است …
    که انسان را فرا گرفته است …معمولا چسبیده به بدن است در هنگام ورزش / استحمام و فعالیت بدنی شدید از بدن فاصله می گیرد 1 الی 3 سانتی متر)
    چگونه می شود هاله را دید ؟ دست راست یا چپ خودرا در امتداد بازو باز کنید ودر زمینه تاریکی نگه دارید به طوری که از گوشه چشم بتوانید لابلای انگشتان دست خودرا ببینید …(نگاه غیر مستقیم چشم) ابتدا دیدنش سخت است ولی وقتی به این نوع دیدن عادت می کنید و وقتی در این حالت انگشتانتان را حرکت می دهید ، انرژی بخار مانندی از لابلای انگشتان و دور مچتان دیده می شود …این بخار بیرنگ است وبعضا مایل به ابی است …
    هنوز قادر به دیدنش نشده باشی نگران نباش چند بار آمتحانش ضرر نداره !من بارها تجربه کرده ام ونتیجه گرفته ام…
    چیزی که مهم است اینست که آن «واقعا وجود دارد»همانگونه که در سیم برق جریان 220 ولتی وجود دارد ولی ما آنرا نمی بینیم ولی کسی جرات دارد به آن دست بزند ! ؟ با این تفاوت که با قطع منبع ولتاژ برق 220 ولت جریان در سیم قطع می شود ولی جریان انرزی «هاله»
    از بدو تولد (بهتر بگویم چهارماهگی داخل شکم مادر وزمانی که روح مخصوص جنین برایش اختصاص می یابد)
    تا هنگام مرگ با ما همراه است وحتی پس از مرگ نیز این جریان قطع نمی شود وبه همراه» مختصات «ان در ابعاد بالاتر هستی در بخشی از «توزا شوتاما » / روح /انرزی کل کاینات ذخیره می شود…
    کرلیان دانشمندی بود که برای اولین بار عینکی ساخت از جنس مایع هالوسیانین وشیشه های معدنی توانست هاله انسانی را ببیند وحتی از ان عکسبرداری هم کرد
    در گوگل اگر «کرلیان»بنویسید عکسهای جالبی برایتان آشکار میشوند…
    هاله های نورانی چگونه احساس می شوند؟
    این مورد بسیار عملی ومنطقی است حتی برای کسانی که کوچکترین اعتقادی به آن ندارند آنرا جادوگری می شمارند/کار اجنه وخرافات می پندارند/و…
    در جمعی هستید ودعوت به میهمانی /کنفرانس/ سمینار/جلسه ای شده اید که از مدعوین و میهمانها کوچکترین اطلاعی ندارید…در نگاه اولی که به جمع می اندازید وبا نگاه مشتری وار ! به جمع می نگرید ، از دوسه نفری که در کنارتان ایستاده یا نشسته اند (فاصله 1-2 متری)بسیار بسیار خوشتان می آید ! می خواهید جلو بروید و با آنها دوست شوید …! حتی می خواهید آنهارا درسینه خود بفشارید و احساس لطف وارادت کنید…!
    وبرعکس 3 یا چهار نفر در کنارتان هستند که انگار دیوار مخروبه ای هستند که می خواهند بر رویتان خراب شوند!!!
    حس سنگینی و ناراحتی بر شما چیره می شود …این همان قدرت جذب ودفع انرژی هاله های شماست …!هاله های «هم فاز » را جذب می کنید و» هاله های غیر همفاز»
    را دفع می کنید …خیلی روراست بگویم دلیل دیگری ندارد…!
    آن طوری که خوانده ام هاله بودا( شاهزاده سیذارتا گئوماتا)
    چیزی حدود 2 کیلومتر مربع وسعت داشته و افرادی که در این میدان بوده اند در آرامش بوده اند …حال بحث در ابعاد 1 متر 20 متر 2 کیلومتر نیست ، کیفیت این انرزی /جنس آن کاری که انجام می دهد وتاثیری که روی شخص می گذارد بسیار جالب توجه است ، از هاله ها انرزی های چاکراهای اصلی هفتگانه / فرعی 21 گانه در هنرهای رزمی استفاده ها و سوء استفاده هایی شده ومی شود که به آنها نمی پردازم همین بس که در «تای شی شوان»(هنر رزمی مبتنی بر تاکتیک انرژی هاله ای)
    و «کی آی»(فریاد ژاپنی) که تقریبا یکی هستند ولی با اسامی متفاوت ، ضرباتی /اصواتی تولید می شوند که بقدری مخرب هستن که می توانند موجب تخریب کلیه سلولهای داخلی بدن در یک لحظه شده و پدر صاحب خورنده ضربه را در بیاورد…!
    چگونه هاله را گمانه بزنیم /ابعادسش را بسنجیم ؟
    از یک دوست کمک بگیرید…در فاصله مناسبی بایستید درحالی که دو لوله چوبی توخالی /دو لوله خودکار نوشتنی
    را به دست دوستتان داده اید و دو سیم نازک بدون روکش مثل سیم تلفون داخل لوله های خودکار کرده اید …
    خودتان لباس راحتی بپوشید و مدیتشین سبکی قبل از آزمایش انجام بدهید …از دوستتان بخواهید ارام ارام به سمت شما بیاید در این حالت که به سمت شما می اید ، جهت سیمها از حالت افقی به حالت مایل /به طرف خارج بدن شما منحرف می شود …تمام این کارها را من ودوستم کردیم ونتیجه گرفته ایم…
    رنگ هاله ها /آیا هاله هارا می شود دید؟
    همانطور که گفتم رنگ هاله ها با خصوصیات افراد متفاوت است …افراد معاشرتی /مثبت اندیش / خیر ونیکوکار هاله های روشن و شفاف ودرخشانی دارند و برعکس افراد خبیث /پلید/منفی هاله شان هم تیره وبدرنگ است
    بلی با کمی تمرین و ممارست می شود هاله های هرشخصی را دید من قبلا که یوگا کار می کردم می تونستم ببینم و حس کنم ولی الان که در گیر روزمرگی/ اهل وعیال /دربدری به دنبال پول !! شده ام این قابلیت تاحدی ضعیف شده ولی بازم باید تمرین کنم تا قدرتم رو بدست بیارم…
    امتحان دیگری که کاملا مجانی است اینه که گوشی موبایلتان را شب کنار خود در رختخواب بگذارید …هنگامی که می خواهید بخوابید ، انرژی هاله ای تان با امواج میکروویو موبایل تداخلی عجیب پیدا میکنند که بعضا با تولید صدا /نور/ حس لمس میدان مغناطیس مثل آهنرباهای هم نام که همدیگر را دفع می کنند ، همراه است که این تجربه اخیر برای من بسیار جالب والبته بی خطر بوده (نمی دونم خوب تونستم تصویرش کنم ؟)
    در نهایت «هاله » ها هم بخشی از وجود نازنین وباارزشی است که معمار کاینات در اختیار ما قرار داده ، وهرگز نباید انرا با مصرف مواد نیروزا /توهم زا حتی نوشابه سوما/هوم که شمن ها/دراویش/عرفا /بعضی هنرمندها و…مصرف می کنند خدشه دارش کنیم..که همچون لایه اوزن با مصرف این مواد اسیب پذیر می شود وبرای غیرارگانیکها محل مناسبی برای ورود…
    اگر زیاد حرف زدم وسرت رادرد اوردم عذر می خواهم..
    بازم امری باشه در خدمتیم …
    قربون همگی…

  31. راستی از پارتیای گرامی هم ممنون که مبسوط پاسخ دادندو بسیار عالی بود…
    مرسی .

  32. فرهاد گرامی پارتیای عزیزمن یک پاسخ همراه با تشکر مفصل براتون گذاشتم . امانمی دونم چرا حذف شد . آیا ممکنه خواب دیده باشم که براتون مسئله مهم و حیاتی ای درباره ی هاله های آبی افراد مطرح کرده باشم . بعید نیست خواب دیده باشم . ماه رمضان ها این طوری می شوم. در هر حال بی نهایت متشکرم . خیلی ممنون .

  33. خواهش می کنم جوون …

  34. فرهاد جان واقعا ممنونم؛اطلاعات بسیار نابی داری و متشکرم از اینکه این اطلاعات رو ابراز میکنی.
    دوست عزیز موفق باشی.

    • خواهش می کنم …وظیفه است …
      مگر ما غیر ازهمدیگر ، کسی دیگر رو می شناسیم که این موضوعات رو تحلیل کنه ؟
      رامتین دلاور /شقایق عارف/ مجتبی ماهر /افشین ها /شما خودت /آزیتا / سارا /یحیی/ مصطفی /لیلیانا /نسرین وکلیه عزیزانی که قلم می زنند نظر می دهند ومارا دلگرم می کنند…
      ولی رامتین جان یه فکری ، ایکاش تقسیم کار می کردیم ، وهر کسی یه بخش از موضوعات رو به عهده می گرفت ، همه چیز رو همگان دانند ،
      باز هم از لطف همگی ممنون…
      باهم باشیم …باهم بمونیم …باهم کار کنیم
      یک دست صدا نداره…

      • فرهاد جان من قبلا اين كار را كردم ولي استقبال نشد. براي وبلاگ ديگرم قبلا براي حدود 10 نفر دعوتنامه كاربري فرستادم كه كسي عضو نشد. انجمن وبلاگ هم كه ايجاد شد هنوز 10 تا مطلب ندارد. باز هر چي شما بگي. اگر ايده اي داريد در خدمتم.

  35. سلام ممنون خیلی عالی بود
    دوستان عزیز نباید فرا موش کرد که مایاها که علم مادر برابر علوم آنها بسیار ابتدایی میباشد درروی همین کره زندگی میکردند پس امکان اینکه برخی ازآثار به جا مانده از آنان است هم وجود دارد

  36. می دونید خانم ها و آقایون من از یک خصوصیت شماها که توی این سایت کامنت می گذارید خیلی خوشم اومده . این که همه آدم های قابل اعتماد و مودبی هستید . آدم روحش باز می شود . هم این رنگ آبی هم آن منظره خوشگل بالا هم مطالب هم این توجه و ادب و خویشتن داری همه و همه خیلی دلنشین است . اصلا آدم یادش می رود برای چی سوال پرسیده بود . به هر حال می خواستم در باره ی رنگ ابی هاله ها از شما نظر بخواهم. مدت یک دهسالی است که با محاسبه عددی اسامی افراد به رنگ هاله شون پی میبرم . گاهی هم هاله ی افراد رو می بینم ولی نمی دونم آن چه می بینم کدام لایه است مثلا افرادی که از علم مورد علاقه شون با خلوص تمام صحبت می کنند رنگ زرد و یا سفیدی دور سرشان درخشش می گیرد . آدم هایی که دارند باغیظ و حسادت دیگران را متهم می کنند دور بدنشان سبز چرک زیتونی رنگی شکل می گیرد . آدم های عاشق با رنگ قرمز گلرنگی خودشان را متمایز می کنند…. اما در عین حال گویا هر کسی با رنگ خاصی از دیگران متمایز می شود . منظور این که هر شخص دارای یک رنگ هاله ی به خصوص است که ویژگی ها ی روحی و توان ها و ظرفیت های روحی و استعدادهای او را تعیین می کند. من این هاله را نمی بینم و به همین دلیل تا مدت ها به وجودش شک داشتم . اما عادت داشتم که اول هر سال تحصیلی ( آخه من معلمم ) حتی پیش از ان که با دانش اموز ها رو در رو آشنا بشم هاله شون رو محاسبه کنم . در حدود 98% از موارد رنگ به دست امده با ویژگی فردی و ظرفیت های روحی دانش آموزان مطابق بود . گاهی هم بچه ناهنجاری هایی داشت و به خوبی می توانستید بفهمید که هاله ی این شخص برای چنین کالبدی سنگین است . برای مثال هاله ی بنفش ( که هاله ای بشدت سنگین است ) برای انسان هایی که چشم های تیره دارند و جسم قوی دارند مناسب تر است . اشخاص با موهای بور و چشم های روشن و یا جثه ضعیف اگر هاله ی بنفش داشته باشند ، دچار مشکلات روحی فرساینده فراوان می شوند . و هاله های دیگر هریک مناسب کالبدها ی خاصی هستند اما در همین حال جسم شخص را نیز تحت تاثیر قرار می دهند و تا حدی توان های جسمی را هم تعیین می کنند. محاسبه ی هاله ی بچه ها یک ابزار موثر در شناسایی بچه ها و عامل موفقیت در امر معلمی است . برای مثال من می دانم که بچه های دارای هاله ی صورتی تا چه حدبه رفتار متعارف معلم و شاگرد پاسخ مثبت می دهند و حال آن که آموزش به دانش اموزی با هاله ی بنفش یک ماجرا جویی تمام عیار است . بچه های هاله ی آبی بسیار قابل احترامند و معلم اجازه ندارد آن ها را سربدواند . حال ان که برای زرد ها باید محیطی فراهم کرد که در کنار درس به تفریح و بازی هم بپردازند . می توانید به حس مسئولیت بچه های نیلی تکیه کنید و ان را از اشتباهات متعددی که در معرض آن هستند بازدارید و غیره…
    این موضوع برای من یک امر تئوریک بود تا این که همکاری پیدا کردم که چشم هایش باز بود . این شخص سرگذشت خیلی خاصی داشته است و از معدود آدم هایی است که این گونه توان ها بهش هبه شده است . این معلم خوب و بزرگ هاله های افراد را با رنگ ویژه آن کاملا می بیند . طوری که شما می تواتید برای مثال تفاوت صورتی ها یا آبی ها را هم از او بپرسید . او بالاخره به من نشان داد که محاسباتم همه درست بوده….
    و اما چیزی که می خواستم با شما در میان بگذارم این که یکسالی است متوجه شده ام آدم های با هاله ی فردی آبی تا چه حد در معرض آسیب و خطرات جسمانی هستند . موضوع از این جا شروع شد که من مدتی مجذوب رنگ آبی شده بودم . زیرا به نظرم می رسید آبی والاترین و پاکترین و با استعداد ترین رنگ برای هر انسان است . بعد خیلی اتفاقی متوجه شدم اکثر جوان هایی که ناگهان در یک سانحه می میرند یا به طرز عجیبی دچار مرگ های ناگهانی یا سکته ی قلبی می شوند، بیشترشان هاله ی آبی دارند . و هر چه این افراد بزرگتر و پاکتر و با استعدادتر باشند در برابر بلاهای ناگهانی بی دفاعترند . از آن گذشته این ها همان جوان هایی هستند که در مورد مرگ ناگهانی آن ها می گوییم فلانی چشم خورد . در میان مردان آبی این ابتلاعات شیوع بیشتری دارد . زنان آبی ( شاید به دلیل حس غریزی محافظت از خود) کمتر دچار چشم زخم جانی می شوند. اما در هر دو جنس اگر مرگ یا بیماری دیده نشود ، افسردگی و غم و تنهایی هست . در یک خانواده دختر یا پسر ی که آبی است بی آن که نشانه ی خاصی نشان بدهد دائم فداکارانه تاثیرات بد چشم زخم یا نفرین و امواج منفی دیگر را به سمت خود می کشد تا خود را سپر بلای دیگران کند . از وقتی که یقین پیدا کرده ام این طور است . مشغول این هستم که اطرافیان آبی ام را متقاعد کنم اسمشان را عوض کنند. البته عوض کردن اسم سخت است و افراد آبی به خصوص حوصله این نوع کارها را ندارند . ما می توانیم از سنگ های آبی و رنگ آبی برای رفع این گونه تاثیرات استفاده کنیم یا بگذاریم شخص آبی کنار دریا زندگی کند. اما این ها راهکارهای خیلی اساسی شاید نباشد .نمی دانم کسی هست که پیشنهادی داشته باشد.

  37. دوست خوب من …
    تجربیات هاله بینی تان جالب توجه است ولی با بخشی ازآن موافق نیستم !خصوصا اینکه برای تک تک افراد نسخه پیچی کنیم وبگوییم که مثلا فلانی چون قوی هیکل است هاله بنفشی دارد ویا افراد با هاله آبی رنگ در معرض خطر هستند …ویا این نگرش هست که انهایی که مردمک چشم ابی یا سبزآبی هستند بسیار پر رمز ورازند ونمی شود به آنها اعتماد کرد البته به نظر من ، (ونظر شما بسیار متین ومحترم است)هر انسانی ، کهکشانی است پیچیده و معما گونه ،( و بتوان همین طور وبه راحتی برای هر انسانی حکم صادر کرد ) که اگرانسان در طول مدت عمر محدود این دنیایی اش بتواندفقط 1 % بتواند بر وجود خودش ،قابلیتهای فردی اش/قدرت ذهنی اش/نیروی روحی اش وسایر توانایی هایش واقف شود هنرکرده است ولی از بس که ما درگیر روزمرگی های زندگی اینجهانی خود هستیم ، از ابعاد بالاتر روح خود بیخبریم…وباز هم به نظر من وتا انجایی که تجربه کرده وآموخته ام ، رنگهای آبی ، نیلی ، ارغوانی وبنفش جزوطیف های با فرکانس زیاد وطول موج کوتاه هستند بر خلاف رنگهای نارنجی ،قرمز ، زرد که فرکانس کم و طول موج بلند دارند که رنگ قرمز بلندترین و رنگ آبی وبنفش کوتاهترین طول موج را دارند باز هم به نظر من ،این افراد یا ابی ها ، بیشتر به قول شما محترم وبا وقار وبا خصوصیتهای عرفانی و روحانی اند و حالا آسیب پذیریشان منسوب به این آبی بودنشان باشد زیاد مرا قانع نمی کند …چون تقریبا همه مان در این دنیای پر آشوب در معرض اسیبهای حادثه ای بزرگ وکوچک هستیم …!باید مواظب داربستهای بی حفاظ خیابانهای شهرمان باشیم ، با ید مواظب ماشینهایی که یه هوا از فرعی به اصلی می پیچند باشیم ، باید مواظب موتوریهای سربه هوا باشیم که دادوبیداد کنان گازش رو می گیرند توپیاده رو ونمیگن که بابا اینجا پیاده رواست نه تپه مونورسواری گیشا…!!!مواظب سلامتی خود باشیم که دورازجان وقتی که آنرا از دست می دهیم می فهمیم که عجب نعمتی بوده است ها …! مواظب سلامت روح و عقل خود باشیم هر مطلبی ، هر صوتی ، هر فیلمی را نبینیم که خدای ناکرده انرژی های کسب کرده مان را تحلیل ببرند ویه کمی هم بدهکار شویم …!
    خدای من شاهد است که اصلا از فیلمهای سری اره ، گهواره ترس ، مردگان جاندار ، فردی کروگر (کابوس محله الم استریت و…متنفرم …حال اسمشان را می دانم برای اینست که یکی از علایق اصلی من فیلم دیدن وتحلیل فیلم است ولی فیلمهای مشمئز کننده و کشت وکشتار نگاه نمی کنم …
    همانقدر که آبی ها دچار حادثه می شوند قرمز ها، سبز ها ، صورتی و ارغوانی ها هم دچا ر بیماری وتصادف و گرفتاری و…می شوند واین به نظر من به «کارما»مربوط می شود همان «فمن یعمل مثقال ذره خیریره ومن یعمل مثقال ذره شر یره » ما یک مثال آذری داریم که معنی اش اینست : هر چی داخل آشت
    بریزی همان چیز را با قاشقت خواهی خورد!» کارمای بد ، عاقبت بد وکارمای خوب عاقبت خوب به همراه
    دارد …چه در این دنیا باشد چه دران دنیا ! مطمئن باشید آن سارقان وجانیان کله گنده ای که به قول خودشان عقل جن هم به گرد پایشان نمیرسد با فلاکت و بدبختی درهمین دنیا سزای کارشان را می بینند حالا حساب ان
    دنیا پیشکششان …!و افراد نیک و خیر ونیکوکارهم با اینکه در این دنیا زجر میکشند(زندان مومن این دنیاست) ولی لااقل وجدانشان آسوده است و فکر چک برگشتی / خوردن حق حق الناس /غیبت /افتراو…نمی کنند.
    از این رو دوست فرهیخته من ، صرف محاسبه اسم ومحاسبه اعداد برای شناخت هاله افراد دردی را دوا
    نمیکند وبه نظر من» یادگیری تغییر نگرش به پیرامون وجهان شگفتی ها » » شیوه های نوین تفکروپرسشگری » «اقناع مخاطبان» روراستی وصداقت در گفتار و رفتار مواظبت از کارمای اضافی /عبادت خالصانه وعاشقانه نه از روی رفع تکلیف /جلوگیری نفس از کارهای غیر ضروری /وچیزهای دیگری که شما بسیار بسیار بیشتر ازمن می دانید بسیار کارساز است ، درنهایت اگر واقعا فکر می کنید که آبی هاله ها در معرض خطر هستند ، بعضی انگشترهای عقیق فیروزه ، یشم ،آگات ، اوپال ، حمل بلورهای کوارتز یا در کوهی بدلیل اینکه در جذب انرژیهای اضافی کار آمدند وبه چاکراهای » ویشودها=گلو » و» آناهاتا =قلب » در تنظیم انرزیهای هاله کمک می کنند و گردنبند با دعای «وان یکاد و آیت الکرسی ،و.. .»می تواند برای این افراد موثر باشد .
    ونهایت اینکه » رسد ادمی به جایی که به جز خدا نبیند…» انشاءا..همه مان به مرحله خلیفه اللهی /تشخیص نیک وبد /خلوص در رفتار وگفتار وکرداروپندار برسیم .ببخشید که زیادی فک زدم !
    قربان شما…

  38. اما چشم زخم وجود دارد و هست و. زیاد هم هست و ما به طور سنتی برای مقابله با آن رنگ های آّبی به کار می بریم . و اما این طور نیست که بگوییم افراد قوی هیکل هاله شان بنفش است . هاله را اسم فرد تعیین می کند . شما واقفید که عموم مردم اعتقاد به این دارند که بعضی از اسم ها به قول معروف به یک شخص معین نمی آید ( یا برای او شگون ندارد .) البته هیچ علمی ادمی را از دعا و توکل به خداوند بی نیاز نمی کند . اما یک قسمت از سوره ی یوسف به یادم می آید که یعقوب به پسرانش گفت وقتی به مصر رسیدید همه از یک در وارد نشوید و قرآن می افزاید . هیچ چیز یعقوب را از خداوند بی نیاز نکرد مگر علمی که خدا به او داده بود. خلاصه این که این علوم وسیله است و خداوند اعلم است .
    به هر صورت اسم اشخاص نعیین کننده ی هاله و هاله مبین نوع احساس ها و توان هاست. شاید همان چیزی باشد که شما آن را فاز می نامید. جالب این که اگر رنگ هاله ی اشخاص را بدانید هیچوقت آن را فراموش نمی کنید . من هر سال حدود هفتاد یا هشتاد دانش اموز دارم که سال بعدش اسم هیچکدامشان را به یاد نمی آورم . حتی چهره و کارهایشان در ذهنم نیست . اما حتی بعد از چند سال وقتی یکی از ان ها را می بینم فورا به خاطر می اورم که هاله ی اوچه رنگی داشت . شاید به این دلیل که شخصیت هر کدام از ان ها در ذهنم ماندگار است. به هر حال ممنونم از شما برادر گرامی آقای فرهاد

  39. بسیار خوب …دوست من …
    شما مختارید هر نوع نگرشی که می خواهید داشته باشید
    من انچه به ذهنم رسید وتجربه کرده ام گفتم عزیز…
    پیروز و سربلند باشید…

  40. دوست گرامی میشه بپرسم از چه روشی برای محاسبه استفاده میکنین و از چه رفرنسی برای تفسیر اعداد بهره میگیرین ؟ ضمنا ممنون از دوستان برای توضیحات مفصل و مفیدشون .

    • آزيتا خانم بالاي صفحه وبلاگ يك قسمت جديد ايجاد كردم. سر بزنيد و جواب دوستان رابدهيد.ممنون.

  41. در مورد اینکه رنگ هاله ثابت هست من موافق نیستم.من در یک خانواده یکپارچه صوفی متولد شدم که اکثر افراد خانواده توانایی هاله بینی رو دارند؛باید بگم که رنگ هاله بسته به قدرت معنوی فرد تغیر میکنه مگر اینکه هاله ای وجود داشته باشه که متصل به ذره خدا در وجود انسان باشه و ثابت باشه که من از وجود اون مطلع نیستم.
    چشم زخم هم وجود داره.و به قول فرهاد عزیز هرکسی ان درود عاقبت کار که کاشت.
    البته نمیشه منکر تاثیر اسم بر فیزیک و حالت های روحی روانی فرد شد اما اینکه مستقیما هاله رو تشکیل بده نمیدونم تا چه حد صحت داشته باشه.

  42. سلام دوست عزیز اینکه تاریخ همیشه سوال را در ذهن انسان بیدار می کند چیز خیلی عجیبی نیست اما اینکه جواب این سوالات چیه ….
    هر کس به اندازه تخیل خودش جواب می ده پس هر آدمی تاریخ ساخته خودش رو داره

    از این حرف ها گذشته می خواتم ازت خواهش کنم در مورد تقویم نجومی اقوام مختلف و ارتباط اون با صور فلکی مطلب بذاری به خصوص تمدن کشور عزیزمون ایران

    جسارت منو ببخش ولی ممنون می شم اگر مطلب بذاری
    دوست تو علیرضا

  43. خانم آزیتا با عرض سلام .کافی است که حروف انگلیسی رو در سه ستون نه تایی زیر هم بنویسید یعنی از a تا i به طور افقی بنویسید . درست زیر آن نه تا از j شروع کنید تا r بنویسید . ستون سوم را از ردیف دوم شروع کنید یعنی s را زیر k بنویسید . بعد بالای این نه ستون که در سه ردیف قرار دارد از یک تا نه بنویسید به این صورت aو j شماره یک،b.k.sشماره2 ، c.l.tشماره3، d.m.uشماره4،e.n.vشماره 5 ، f.o.wشماره 6، g.p.xشماره 7 ،h.q.yشماره8،و بالاخره i.r.zشماره 9 خواهد بود .
    بعد شما اسم مورد نظر را به لاتین می نویسید و تلاش می کنید تا می توانید از به کار بردن حرف y اجتناب کنیدو همین طور وقتی خواستید وو بنویسید از oo استفاده نکنید بلکه از ou استفاده کنید . مثالی برایتان می زنم مثلا اسم فروزان رجبی را در نظر بگیرید:
    forouzan rajabiنوشته می شود و اعداد جایگزین می شود:6+6+9+6+4+9+1+5 +9+1+1+1+2+9( البته صفحه کلید اعداد را برعکس حروف می نویسد ) . حالا این اعداد را با هم جمع می کنیم که مجموعش می شود :69 بعد 6را با 9 جمع می کنیم که می شود 15 بعد 1+5 که می شود 6 . در واقع ما باید ان قدر جمع بزنیم که یکی از اعداد و رنگ های زیر دربیاید : 1=قرمز 2= نارنجی 3= زرد 4=سبز 5=آبی 6=نیلی 7=بنفش 8= صورتی 9= برنز 11= نقره ای 22= طلایی
    بنابراین خانم فروزان رجبی فرضی ما رنگ هاله اش نیلی است ( شاید معنی اش این یاشد که بخش نیلی هاله اش به طور طبیعی توسیع یافته است ) اگر شخص پسوند فامیلی داشت چنانچه این پسوند اسم شهر نباشد باید ان را به حساب آورد . در غیر اینصورت ان را حذف می کنیم . چنانچه شخص سید باشد اگر مثل خانم ها سادات پشت اسمش بود محاسبه می شود اما سید به طور کلی اول اسم به حساب نمی اید .
    خانم آزیتا بنده می توانم فهرست مفصلی از خصوصیات این رنگ ها برایتان بنویسم و ( اگر بخواهید این کار را می کنم ) منتها ترجیح می دهم شما خود به حقیقت تشابه حیرت انگیز ادم هایی که هاله ی یکسان دارند پی ببرید . تا به نظر نیاید من موضوع مهملی را این جا مطرح کرده ام. محاسبه دیگری هم هست که از جمع حروف صدادار اسم به دست می آید .و نشانگر هاله ی سرنوشت است. که بهتر است هر دو رنگ با هم محاسبه شود تا مشابهت ها بیشتر به دست اید . بین اشخاص با هاله ی یکسان همواره درک و مودت و مشابهت و همدلی وجود دارد و لو این که دشمن هم باشند یک دیگر را خوب می شناسند. به هر حال با توجه به چاکراهای هر رنگ می توان خصوصیات کلی رو به دست اورد . آقای فرهاد و پارتیای گرامی شما هم امتحان کنید و اگه به این مشابهت برخورد نکردید هر چه به من بگویید حق است . با ارادت

  44. مرسی دوست گرامی اعداد بخشی از علایق من به شمار میرند . من سیستم کابالا و نوعی از ابجد رو مطالعه کردم. با نظر شما راجع به تاثیر اعداد در زندگی افراد موافقم اما نه بصورت کلی چون غیر از ارتعاش عددی اسم ارتعاشات دیگری هم بر ما انسانها تاثیرات مستقیم میگذارند شاید اون چیزی که شما متوجه شدید رو بشه ارتعاش تقدیری یا هاله تقدیری نامگذاری کرد که تحت عوامل بسیاری میتونه تغییر کنه یعنی ما با یک هاله متولد میشیم و بعد اون هاله میتونه با تغییر آگاهی اون فرد تغییر کنه میتونه هم نکنه . البته در محاسبات عددی مربوط به کابالا فقط ارتعاش اسم کامل فرد محاسبه نمیشه بلکه اعداد مربوط به تاریخ تولد و در پاره ای محاسبات ساعت تولد فرد هم مهم هستند و مبنا قرار میگیرند بعلاوه این نکته هم در نظر گرفته میشه که یک فرد در مکان ها و شرایط متفاوت به اسامی مختلفی نامیده میشه که ارتعاشات عددی متفاوتی دارند مثلا ما در منزل به اسم کوچک در محل کار با نام فامیل در محل تحصیل یا کار با القاب دکتر یا مهندس یا استاد و در جمع دوستان با اسامی مخفف نامیده میشیم و همین باعث میشه ارتعاشی که به سمت ما فرستاده میشه متفاوت باشه و اگر دقت کرده باشین این روی رفتار و شخصیت ما تاثیرگذار هست . به هر حال من از ادامه این بحث لذت میبرم . اگه دوست نداشتین اینجا مطلب رو ادامه بدین میتونین برام ایمیل بفرستین .

  45. سلام خانم آزیتا .خیلی ممنون از توجهتون . هر طور میل حضرتعالی است . آدرس ایمیلتون چه هست ؟

  46. خواهر عزیزم خانم آزیتا . من رفتم و سعی کردم بخوابم ( الان نصف شبه ) اما نشد . به نظرم رسید چیزی غلط کار می کنه. شما گفتید که این محاسبه ها جزو سنت کابالا ست ؟ من اصلا فکرش رو نمی کردم. توی همه ی این سال ها این ابزار برای من وسیله ای کمک آموزشی بود . با استفاده از آن بچه ها را می شناختم و موافق طبعشان درسشان می دادم. این باعث شده بود که باآن درس سختی که تدریس می کنم در این سال ها حتی یک دانش آموز هم در درس من نیفتد. همه یک ضرب قبول می شدند بخاطر روش تدریس مبتنی بر شناخت رنگ بچه ها . اصلا مسئله ی سرنوشت یا تاثیر بران گذاشتن مطرح نبود . گاهی هم وقتی از کسی دل آزرده می شدم هاله اش را محاسبه می کردم و به خودم می گفتم نباید از دست فلانی ناراحت شوی او به اقتضای رنگش این طور عمل کرده و احساس خیلی بهتری نسبت به آن شخص پیدا می کردم.تاثیر برسرنوشت ؟من رو چه به این لقمه های گنده تر از دهن . من اصلا توی این باغ ها نیستم . گردنم از مو هم باریک تر است . حالا ترس برم داشته که این همه مدت مشغول نوعی از علم بوده ام که به موازات و علیرغم فرامین اصلی خدا رشد کرده . یادمه چند سال پیش همسرم با یک کتاب به خانه اومد به اسم تورا . در واقع هدیه ای بود برای من . به من گفت چون تو همش در هپروت سیر می کنی این را آورده ام که بخوانی . طبیعتا من خیلی خوشحال شدم . همش مترصد یک تنهایی بودم تا آن را بخوانم. یادم است غروب بود و نمازم را که با آداب خواندم کتاب را شروع کردم . اما هر لحظه که پیش می رفتم ( در همان حال که کتاب مرا مجذوب خودش کرده بود) یک حس شوم ، یک دلشوره ی عجیب و غریب ، یک احساس غریب و وحشتناک تنهایی به درون وجودم خزید . چنان حالم بد شد که فکر می کردم چراغهایی که توی خانه روشن کرده ام هر لحظه نورش کم می شود. وحشتناک بود . کتاب را بستم و انداخمتمش به کناری . رفته رفته حالم بهتر شد . سال ها بعد این ماجرا رو برای دوست بزرگواری که دارم و قبلا از او صحبت کردم گفتم. او گفت که در حقیقت موکلین رحمانی من در ان دقایق تمام تلاششان را کرده اند تا منو از خواندن اون کتاب باز دارند. آن ها دور و بر تو فریاد کشیده اند و تو به همین دلیل احساس دلشوره بهت دست داده.جل الخالق . حالا شما می گید این کابالا ست. پس چرا همه ی این سال ها نفهمیدم . شاید اقای فرهاد که ناخود آگاه احساس خوبی به این موضوع ندارد از چنین حسی مایه می گیرد . من این رو از کابالا نیاموختم . از ان گذشته این نوع محاسبات توی جفر و علومی این گونه هم گویا هست .آیا باید این کار را ترک کنم ؟

  47. دوست گرامی چرا یک باره آشفته شدید . من کی گفتم این دانشی که شما دارید کابالاست ؟ من گفتم کابالا را مطالعه کردم . برای همین هم اولش ازتون پرسیدم از چه روشی استفاده میکنید . ضمنا اسامی که نباید شما رو به وحشت بندازه . ما یک چیزی رو مطالعه میکنیم اگه دیدیم شیطانی هست خوب ازش استفاده نمیکنیم . شما بعنوان یک معلم بهتر از من میدونین که همیشه دانستن بهتر از ندانستن هست . ضمنا باید بگم این دانشی که در کابالا استفاده میشه اصلش از دانش سلیمان نبی هست پس ریشه در دانش شیطانی نداره . نگران نباشین دوست عزیز . ضمنا اون کتاب که گفتین اسمش تورا هست یا ثورا ؟ چون کتاب ثورا در واقع کتاب آموزش تاروت هست که یکجور فال محسوب میشه . این که چیز بدی نیست ؟

  48. خانم آزیتا ببخشید من این طوری هستم . درباره ی هر چیز آن قدر با وسواس فکر می کنم تا از خیرش می گذرم . بگذریم .حالا که ساعت پنج و بیست و دو دقیقه بعد از ظهره من منطقی تر از دیشبم . اما درباره ی اون کتاب ثورا ( درباره ی تاروت بود) من همچنان اون احساس شومی رو دارم . نمی دونم چرا. کسی بود قبلا توی خونواده ی ما که استعداد عجیبی در علوم غریبه داشت . مشکلات مردم رو با استفاده از این استعداد حل می کرد . اما در زندگی شخصی خودش دچار بلایای زیادی شد . همه ی مشکلاتی که از دیگران حل می کرد عاقبت گریبان خودش رو گرفت و در نهایت برای خودش هیچ کاری نتونست بکنه . شاید به همین دلیل ما یک خط ممنوعه داریم در ورود به علوم غریبه . اما البته در مورد این اعداد بنده در خدمت شما هستم.

  49. دوستان عزیز من …
    ببخشید که سرزده اومدم وسط …
    یه نصیحت به » دوست » خوبم ، شما می تونی توی این دنیا همه چیز رو یاد بگیری ، همه چیزی رو که دلت می خواهد ، ولی » وابستگی » به آن چیز شاید درست نباشد ،
    هر موضوعی ، هر «کلامی » دارای انرژی خاصی است ، می خواهددرخت کابالا باشد /تائو دجینگ باشد /یی چینگ باشد که کارل گوستاو یونگ را مجذوب خود کرد /یاما نیاما پراتیاهارا مانترا در یوگا باشد /نور وصوت اکنکار وذکر هیو یا هو باشد وکلا هرچیزی فکرش را بکنی یا نکنی در این عوالم آشکار وپنهان وجود دارند، که دور وبر این اشرف مخلوقات را فرا گرفته اند ، در نهایت چه ؟ واقعا ما دنبال چه هستیم !؟ چه خوش گفت شاعر پارسی گویمان :
    آب در کوزه وما تشنه لبان می گردیم
    یار در خانه وما گرد جهان می گردیم
    پس خودتان را ملامت نکنید که علم جفر/ کابالا /سر امستتر/اسم اعظم /وتمامی علوم غریبه انحصار عده ای خاص است ویا خدای ناکرده شیطانی یا کار اجنه …!
    دوست من ، وقتی حضرت «دوست «که هرچه داریم ازاوست در دل مان جای گرفت دیگر چه باک از وساوس شیطان /غیر ارگانیک /جن وچیزهای دیگر…
    مست از می » عشقم » هشیار نخواهم شد..
    یا هو ویا حق …برکت باشد
    قربون شما…

  50. ممنونم ، خسته نباشید ، زنده باشید .مخلص همگی سایه تان مستدام. فعلا خداحافظ شما .

  51. دوست گرامی ایمیل من هست sigma1388@gmail.com
    منتظر تفسیر اعدادی که گفتین هستم .

برای پارتیا پاسخی بگذارید لغو پاسخ

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: