بایگانی روزانه: ژوئیه 19, 2010

معمای حل نشده در باره ی ريتويدها، خزندگان انسان‌نما

معمای حل نشده در باره ی ريتويدها، خزندگان انسان‌نما

«ريتويدها» يا خزندگان انسان‌نما در حقيقت شاخه‌اي از اعتقادات در ميان محققان مسائل ماوراءالطبيعه و انسان‌هاي فضايي است. اعتقاد بر اين است كه اين موجودات از كمي كوچك‌تر از جثه انسان تا قدي به ارتفاع 5/3 متر مشاهده شده‌اند و داراي دست‌ و پاهاي پره‌اي و بدن پوشيده از پولك و پوستي سبزرنگ هستند. بعضي از آنها نيز دم دارند حتي چند گزارش از ريتويدهايي ارائه شده است كه شاخ و بال داشته‌اند و چيزي شبيه افكار عامه در مورد اجنه يا شياطين بوده‌اند. مشاهده ريتويدها اغلب از سوي كساني گزارش شده است كه مورد حمله فضايي‌ها قرار گرفته‌اند و خيلي‌ها گفته‌اند آنها را در اطراف باتلاق‌ها در حال پرسه زدن روي زمين ديده‌اند. با اين وجود هيچ مدرك قانع‌كننده‌اي براي وجود آنها در دست نيست و اگر هم هست بسيار اندك مي‌باشد.

 

«جان رودز»؛ نويسنده و محقق معتقد است؛ ريتويدها وجود دارند و ممكن است نوع تكميل‌يافته يك نوع دايناسور كوچك باشند. او در مقالات خود مي‌نويسد: در زمان‌هاي باستان اين نوع دايناسور به زيرزمين كوچ كرده‌اند و برخي از آنها به سيارات ديگر و حتي به دنياهاي موازي زمين مهاجرت كرده‌اند. بعضي محققان ديگر معتقدند اين دايناسورهاي هوشمند، زماني كه زمين گرم‌تر بود در قطب زندگي مي‌كردند، ولي با سرد شدن زمين به زير آن كوچ كردند، ولي پرسش اين است كه چرا تاكنون هيچ فسيلي از اين موجودات به دست نيامده است؟

Reptilians Alien Picture

 

موجودات ترسناك

«جان كيل» و گروه ديگري از پژوهشگران، فهرست گسترده‌اي از موجودات ترسناكي كه توسط انسان‌ها در سراسر دنيا مشاهده شده و گزارش شده است، تهيه كرده‌اند. اين فهرست اين فكر را به ذهن مي‌اندازد كه يا ما در اين دنيا با چندين نوع متنوع از هيولاها شريك هستيم يا بعضي انسان ها مي‌توانند تغيير شكل دهند… يا شايد تمام اين اتفاقات در ذهن ما روي مي‌دهد؟! اين موضوع نه تنها درباره ريتويدها بلكه درباره فضايي‌ها، ارواح خبيثه، ديوها و انسان‌نماها صدق مي‌كند. شايد هم اين موجودات قابل رويت نيستند و تنها از طريق ذهن درك مي‌شوند.

https://i2.wp.com/www.luisprada.com/Protected/IMAGES/draco1.gif

https://i2.wp.com/www.mipart.at/uploads/pics/Oroboros_001_Elzeasar.jpg
گزارش‌هاي ديگري از ريتويدها وجود دارد كه معمولا همه آنها در نزديكي آب‌ها روي داده‌اند. در سال 1972 گروهي از دانش‌آموزان در «جزيره ونكوور» كانادا گزارش دادند كه يك «ريتويد» در نزديكي «درياچه تتيس» آنها را دنبال كرده است. در سال 1955 يك مرد تاجر در «لاولند» اوهايو ادعا كرد؛ چند موجود دو پا به رنگ سبز و قد حدود 120 سانتي‌متر با دست‌ و پاهاي مشبك را ديده است كه در دست يكي از آنها چيزي شبيه ميله فلزي بود كه از آن جرقه مي‌زد.

گزارش‌هاي زيادي از رويارويي با ريتويدها در دست است. بيشتر آنها گزارش‌هايي است كه حاكي از مواجهه انسان‌ها با موجودات ديگري مثل فضايي‌ها، اجنه، ديوها، هيولاها، پاگنده‌ها، كوتوله‌ها و… هستند. پس آيا زمين ما همواره مهماناني از دنياهاي ديگر دارد كه همه فقط در اين فكر هستند كه به زمين بيايند و روي ما آزمايش كنند؟ يا شايد اين ما هستيم كه به دلايل مختلف مثلا ترس ذاتي از خزندگاني همچون كروكوديل و مار، ميل به آن داريم كه موجودات عجيبي شبيه خزندگان را ببينيم؟

شايد واقعيت چيزي وراي آن چيزي است كه ما تصور مي‌كنيم. ماترياليست‌ها معتقدند همه چيز در ماده خلاصه مي‌شود و هيچ چيزي آن سوي ماده وجود ندارد، اما ايده‌آليست‌ها بر اين عقيده‌اند كه ذهن و روح، واقعيت اوليه انسان هستند و واقعيت، امري قياسي و آنالوگ است. در چنين دنيايي ممكن است جايي هم براي موجودات عجيبي باشد كه ذهن ما از درك آنها عاجز است. موجوداتي همچون ريتويدها!

در حال حاضر هنوز براي يك سر ي از معماهای خزندگان انسان‌نما

پاسخ قانع‌كننده‌اي داده نشده است، مثل ب افسانه‌هاي بسياري در فرهنگ‌هاي مختلف پيرامون وجود خزندگان انسان‌نما وجود دارد ولي مطالعه‌ دقيق بر روي اين افسانه‌ها، نشان مي‌دهد كه هيچ يك از آنها توضيح واضح و روشني از آنها ارائه نمي‌دهند. در افسانه‌هاي هندو موجوداتي به نام «ناگاها» وجود دارند كه خزندگان زيرزمين هستند. ولي همين افسانه‌ها هم مي‌گويند؛ «تنها برخي از اين موجودات مي‌توانند به شكل انسان روي زمين پا بگذارند، نه اين‌كه خزنده انسان‌نما شوند.»

https://i0.wp.com/darkotix.dreamhosters.com/draco-sirian-atlan.jpg

در تاريخ 29 ژوئن سال 1988 كريستوفر ديويس 16 ساله در حال رانندگي در نزديكي مرداب «اسكيپ اور» در «لي‌كانتي» در كاروليناي جنوبي بود كه با موجود عجيبي برخورد كرد. او بلافاصله به پليس محلي گزارش داد كه يك خزنده انسان‌نما با قدي حدود 210 سانتي‌متر با پوست سبز پولك‌دار، با سه انگشت در دست‌ها و سه انگشت در پاها كه چشمانش به رنگ قرمز درخشان بود به او حمله كرده است. آيينه اتومبيل او شكسته بود و آثار خراشيدگي در جاهاي مختلف آن به چشم مي‌خورد. چند نفر ديگر از اهالي آن منطقه، اتفاق مشابهي را گزارش دادند و چندين اتومبيل ديگر خسارت ديد. ماموران كلانتر، ردپاهايي از پاهاي سه انگشتي پيدا كردند. اين موضوع احتمالا قوي‌ترين مدرك ارائه شده و به ثبت رسيده از ريتويدها مي‌باشد. احتمالا منتقدان مي‌گويند؛ چشمان آن موجود به اين علت قرمز و درخشان ذكر شده است كه در اغلب افسانه‌ها و داستان‌ها موجودات عجيب و غريب به اين شكل توصيف مي‌شوند ولي آيا نمي‌توان گفت؛ برعكس اين قضيه هم صادق مي‌باشد؟ آيا نمي‌شود گفت؛ موجوداتي با چشمان قرمز درخشان مشاهده شده و سپس به افسانه‌ها و داستان‌ها راه يافته‌اند؟ شقاب پرنده‌ها، مثلث برمودا، ارواح خبيثه و…

منبع-خانواده سبز

با تشكر از فرهاد عزيز .

در مطلب نوشته شده هيچ فسيلي پيدا نشده. من يك جستجو كردم و ديدم چند جمجمه پيدا شده كه هم تائيد شده هست هم اينكه هيچ جوابي برايش نداشتند.

https://i2.wp.com/www.zteck.com/alien/Reptilian_skull.jpg

مکالمۀ معکوس (Reverse Speech) چیست؟

مکالمۀ معکوس (Reverse Speech) چیست؟

مکالمۀ معکوس به معانی پنهان در صحبت های وارون شدۀ ما می پردازد. این پدیده ابتدا در اوایل دهه 80 با معکوس کردن موسیقی راک اند رول و عبارات حیرت آور آن به شهرت رسید. از آن زمان تحقیق های دقیق تری روی آن انجام شد و امروزه می دانیم که در مورد تمام مکالمات روزمره ما صدق می کند و این امر از اواخر دهه 90 در امریکا به یک اصطلاح روزمره تبدیل شده است.

https://i2.wp.com/www.reversespeech.com/imgs/004small.jpg

اگر مکالمات ضبط شدۀ انسان به طور برعکس پخش شود، عباراتی که معمولاً کوتاه و در رابطه با کلام گفته شده هستند شنیده می شوند. کاشف این امر دیوید جان اوتز (David John Oates) مکالمه معکوس را این طور توصیف می کند که فرایند زبان در واقع دو مرحله ایست، مستقیم و برعکس. هنگامی که مغز در حال ساختن صوت مکالمات ماست، آن را طوری شکل می دهد که دو پیام هم زمان فرستاده می شوند. یکی از آن ها مستقیم و عادی ست، که جملات ذهن خودآگاه است، و دیگری معکوس است، که عبارات ذهن نا خودآگاه است.

 

این عبارات معکوس در واقع حقایق را دربردارند. قسمتی از مغز ما که حالت تقریباً قفل شده ای  دارد از تمام حقایق آگاه است. این عبارات معکوس می توانند حقایق نا گفته در مکالمات و پنهان شده در دروغ ها و همچنین انگیزه های ناگفته، نقشه های پنهانی و دلایل بیماری ها و معضلات را بیان کنند. همچنین می توان از این امکان برای دست یافتن به اطلاعات مضاعف در مشاغل مختلف و رقابتی و بازجویی ها سود جست. در ایالت اورگون (Oregon) از این روش در بازجویی های جنایی استفاده شده و نتایج آن توسط تست DNA در یک مورد ثابت شده است.

همچنین ثابت شده کودکان از 3 ماهگی تا 13-14 ماهگی به صورت معکوس شروع به حرف زدن می کنند در حالی که ما متوجه صحبت کردن آن ها نمی شویم.

وب سایت مرجع:   http://www.reversespeech.com/

در این وب سایت شما نمونه هایی از صحبت کردن معکوس بچه ها ، همچنین مکالمات افراد سیاسی و مشهور و برخی ترانه هایی را که معکوس شده اند می توانید پیدا کنید.

دانلود برنامه مكالمه معكوس : http://www.pickled-onion.com/red/19813

البته اين بحث مخالفيني هم داره كه ميتوانيد نظراتشان را در اينجا بخوانيد.http://en.wikipedia.org/wiki/Reverse_speech

با تشكر فراوان از کامورای عزیز كه اين مطلب را تهيه و ارسال نمودند.

و مطلبي ديگر در رابطه با اين موضوع

اسب تراوا

اسب تراوا ماجرای اسبی چوبین است که با استفاده از آن، قلعه شکست ناپذیری که با محاصره و جنگ سقوط نمی کرد، به تسخیر دشمن در آمد. داستان از این قرار است که سربازان دشمن، قلعه ای را که مدتها در محاصره قرار داده بودند، پس از مدتها جنگیدن نا امید شده و برای تسخیر آن نیرنگی را طراحی کردند. آنها اسبی چوبین ساختند و آنرا در بیرون قلعه گذاشتند و خود عقب نشینی نموده و وانمود کردند که از ادامه ی حمله منصرف شده و به احترام مقاومت مدافعین قلعه، اسبی چوبین را به آنها هدیه کرده اند.

مدافعین قلعه مفتون زیبایی و عظمت اسب چوبین شدند و آنرا به داخل قلعه برده و مشغول جشن و سرور و پایکوبی گردیدند. اما نیمه شب که آنها مست و سرخوش در خواب بودند، سربازانی که از قبل در دل اسب چوبین پنهان شده بودند از درون آن بیرون آمده و دروازه ی قلعه را گشودند و دشمن که در این فاصله با استفاده از تاریکی شب خود را به قلعه رسانیده بود، وارد شده و با غافلگیر کردن مدافعین و قتل عام آنها، قلعه را به تسخیر خود درآوردند.

آن چه که در جهان هستی وجود دارد و انسان به نحوی با آن سرو کار دارد، شعوری بر آن حاکم است و در پشت آن، شعور دیگری نهفته است که در بعضی مواقع ممکن است همان اسب تراوا باشد. به عبارت دیگر همانطور که ماده، ضد ماده و انرژی، ضد انرژی وجود دارد؛ شعور، ضد شعور نیز جزیی از اجزای جهان هستی می باشند. لذا همواره ما در معرض شعور و ضد شعور قرار داریم که بسیار هوشمندانه عمل مي كند.

ذهن انسان پيچيدگي هاي بسيار زيادي دارد و از فيلترهاي محافظ بسيار قوي برخوردار مي باشد. فيلتر عقلي راه ورود هر گونه اطلاعاتي را كه با باورهاي ما و منطق مغايرت داشته باشد مي بندد. ذهن قادر است اطلاعاتي را كه به آن مي رسد مورد پردازش دقيقي قرار بدهد حتي اگر وارونه باشد. در ستاد مركزي ذهن، محدوديتي براي فهم زبانهاي مختلف نيست و هر مطلبي به هر زباني براي اين ستاد قابل فهم بوده و به كار گرفته مي شود. اين سطح از ذهن جزيي از ناخودآگاهي بوده، كه ما به آن واقف نيستيم ولي اثرات آن بر روي عملكردهاي انسان ظاهر مي شود.

با استفاده از همين اصل، شبكه منفي، كليه اطلاعات غلط خود را به ستاد مركزي ذهن انسان مي رساند و رفتار او را تحت تاثير قرار داده و تمايلات او را به سمت دلخواه هدايت مي كند. شعر و موسيقي نيز مي توانند به عنوان اسبهاي چوبين مورد سوء استفادۀ شبكه منفي قرار گرفته و در حد بسيار گسترده اي در اين رابطه به كار گرفته شود. زيرا در حالت عادي ذهن انسان اجازه ي عبور به بسياري از اطلاعات را نمي دهد. براي مثال اگر ما بشنويم كه « به‌ شيطان گوش بده » شديدا مقاومت منفي نشان خواهيم داد و از آن اجتناب مي كنيم. اما اگر همين دستور در معكوس شعر آهنگي قرار داشته باشد، از آنجا كه ما با كمال ميل آن ترانه را گوش مي دهيم اطلاعات نابجاي پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه وجودي ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جاي خواهد گذاشت. جالب اينجاست كه معكوس شعري كه شنيده مي شود هيچ ارتباطي به خود شعر ندارد كه اگر شعر را معكوس بنويسيم به آن دسترسي پيدا كنيم. نكته ديگر اين كه انجام اين كار به كمك تكنيك امكان پذير نيست و اين كار در حد يك اعجاز مي باشد.

با آرزوي توفيق الهي

با تشكر از سارا خانم بابت تهيه و ارسال مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: