خدا را باور کن (انفجار بزرگ)


   بسم الله الرحمن الرحيم

این هستی بزرگ و حیرت آور که حدی جلودار آن نیست کنکجکاوی انسان را در هر زمانی برانگیخته است. انسان می خواست و میخواهد بداند این هستی چگونه پدیدار شد و کجا و چه وقت به پایان میرسد و چه قوانینی در بین نظام دقیق آن حکم فرماست.

دانشمندان بسیاری در طول دوره های طولانی تحقیقات زیادی راجع به این موضوع انجام داده اند و نظریه های بسیاری در این باره ارائه شده است . در قرن 19اندیشه ی غالب این بود که هستی انتهایی ندارد و از موادی تشکیل شده که از ازل وجود داشته و تا ابد باقی می ماند.

این فکر نظر اصلی فلسفه ی مادی را تشکیل می داد  که از ازلی و ابدی بودن وجود دفاع می کرد و در همان هنگام، بودن خالقی برای این هستی را انکار می کرد.

فلسفه ی مادی فلسفه ای است که ماده را وجود مطلق می پندارد و هیچ چیز را جز این نمی پذیرد.

این فلسفه که در تارخ متداوم بوده از زمان یونانیان وجود داشته و در قرن 19 قوی شده و شهرت یافت و به فلسفه ی مادی کارل مارکس منجر گردید.

https://i1.wp.com/almez.pntic.mec.es/~jmac0005/ESO_Geo/TIERRA/Fotos/bigbang.JPG

مادی گرایان در فلسفه ی الحادی مهمترین فلسفه را هستی بی نهایت در نظر گرفتند. برای مثال فیلسوف مادی جورج بولیدز را می بینیم که در کتابش – مبادی اولیه برای فلسفه – می گوید هستی چیزی خلق شده نیست …واگر هستی مخلوق باشد پس ضروری است که از طرف خدا در یک لحطه آفریده شده باشد.

وقتی که بولیدز ظهور هستی و خلق شدنش را بر اساس همان نظریه ی هستی بی نهایت و ساکن که در قرن نوزده غالب بوده انکار می کند، چنین تصوری را داشته که نظریه ای را در حال ارائه دادن است که علم هم  آن را ثابت کرده است. ولی تکنولوژی و علم در قرن بیست توسعه ی بسیاری یافتند و نظریه ی هستی ساکن را نابود کردند و آن را از ریشه در آوردند و حال که ما در قرن 21 هستیم میدانیم که هستی بدایتی داشته است.

ما میدانیم هستی در نتیجه انفجاری عظیم خلق شده که فیزیک جدید آن را با مشاهده ها و حساب و کتاب ها وتجربه های بسیار ثابت کرده است.

https://i1.wp.com/astroph.persiangig.com/sahabkhrchang.jpeg

و امروزه این حقیقت توسط تمام اقشار علم مورد قبول  واقع شده واین اکتشافات در واقع انقلابی در علم محسوب می شود.

در سال 1929 دانشمند اختر شناس آمریکایی هابل در رصد خانه اش به اکتشافاتی دست یافت که که از مهمترین اکتشافات تاریخ بود.

هنگامی که او با تلسکوپی عظیم در آسمان دقت میکرده است، متوجه می شود که ستاره ها نور قرمزی را می فرستند که به طور فرضی با دوری ستاره متناسب است و این بدان معنا بود که آن ستاره از ما دور می شود .

در مشاهدات هابل طیف های ستارگان به سمت رنگ قرمز متمایل می شدند واین بدین معنی بود که ستارگان به طور دائم از ما در حال دور شدن هستند و این کشف صدایی گسترده در علم پدید آورد.

هابل چیز مهم دیگری را نیز کشف کرد و آن این بود که ستارگان و کهکشان ها تنها از ما دور نمی شوند بلکه در بین خود نیز در حال دور شدن هستند پس در این هستی که اشیا در حال دوری ازیکدیگر هستند فقط میتوانیم به این نتیجه برسیم که هستی توسعه و امتداد می یابد.

هستی هر چه توسعه بیابد فاصله ی اشیا هم از هم بیشتر و بیشتر می شود و این حقیقت قبل از هابل هم کشف شده است. در واقع آلبرت انشتین که از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم به حساب می آید با حساب و کتاب هایی که در فیزیک نظری به دست آورده بود به نتیجه می رسد که هستی نمی تواند ساکن باشد ولی به دلیل این که با تفکر هستی ساکن مخالفت نکند که در آن موقع  تفکر غالب بوده اکتشاف خودش را کنار گذاشت. بعد گفت که این رفتارش بزرگترین اشتباهی بوده که مرتکب شده است.

حال میخواهیم بدانیم هستی در حال گسترش است یعنی چه؟

تا وقتی که هستی ما در حال گسترده شدن است پس ما اگر به عقب برگردیم به عنوان نتیجه ای منظقی به این حقیقت دست می یابیم که هستی از یک نقطه آغاز تشکیل شده و محاسبه ها نشان داده تمام جسمی که از هستی پدیدار شده در این نقطه متمرکز شده بوده که حجمی معادل صفر داشته . تمام هستی از انفجار این این نقطه پدیدار شده است.

به این انفجار که بدایت هستی را تشکیل داده انفجار بزرگ  و به این نظریه ، نظریه ی انفجار بزرگ گفته می شود.

حقیقت این است که گفتن از حجمی معادل صفر گفته ای نظری است که علم برای این که بتواند مفهوم عدم و نیستی را تعریف کند _که از خیال انسان فراتر است_ از تعبیر نقطه با حجم صفر استفاده می کند. در واقع مفهوم نقطه ای با حجم صفر یعنی همان نیستی یعنی این که هستی از نیست آفریده شده است.

این حقیقت بسیار بزرگ که علم در اواخر این قرن به آن رسیده، بیش از 14 قرن پیش به وسیله ی قرآن به ما بیان شده است.

« وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان] را گسترديم (47) الذاریات »

نظریه ی انفجار بزرگ نشان داد که مواد موجود در هستی در کنار هم بودند سپس از هم گسسته شدند و این حقیقت را قرآن 14 قرن پیش زمانی که آگاهی های انسان از هستی بسیار کم بوده این گونه  بیان کرده:

« أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ

آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (30) الانبیاء »

دانشمندان اخترشناسی که به فلسفه ی مادی معتقد بودند ، در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند و سعی کردند اندیشه ی هستی بی نهایت و ازلی را پایدار نگه دارند، اما نتوانستند.

رادینگتون یکی از فیزیکدانان مادی گرا می گوید: این نظریه که طبیعت ناگهانی ظهور کرده به نظرم شرم آور است.

فرد هویل – دانشمند انگلیسی- بیشتر از دانشمندان دیگر از نظریه ی انفجار بزرگ عصبی شد. او کسی بود که نظریه ی هستی مستقر و ساکن را ارئه داد. نظریه ای که شبیه نظریه های غالب در قرن نوزده بود و دقیقا مخالف نظریه ی انفجار بزرگ بود.

طرفداران این نظریه مدت زمانی طولانی در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند، ولی علم برضد آن ها عمل کرد.

در سال 1948جورج گامو گفت: اگر انفجار بزرگی وجود داشته پس ضروری است این انفجار تشعشعات نوری را از پس خود بر جای گذارد و نیز گفت که باید این تشعشعات در تمام نواحی هستی به طور مساوی وجود داشته باشد.

این گفته خیلی زود ثابت شد.

در سال 1965 دو دانشمند به نام های «آرونو پنزیاس» و «رابرت ویلسون» این تشعشعات را هنگام یکی از آزمایشات خود کشف کردند و نام دورنمای انرژی تابشی (شعاع های هستی)  را برآن گذاشتند. زیرا مصدر آن زمین نبوده، بلکه در تمام هستی منتشر شده  و نیز دریافتند که این تشعشعات، تشعشعات بازمانده از دوره های اولیه ی انفجار بزرگ بوده است. این کشف سبب شد که هر دو جایزه ی نوبل را دریافت نمایند.

در سال 1989 سازمان ناسای آمریکا ماهواره ای را برای به دست آوردن اطلاعت در مورد همین پرتوهای هستی به فضا فرستاد. این ماهواره که بر آن نام کوب را گذاشتند، دارای دستگاه های به روز و حساسی بود و برای اندازه گیری تنها 8 دقیقه  زمان نیاز داشت تا حرف «پنزیاس» و «ویلسون» را اثبات و تشعشعات باقی مانده از انفجار بزرگ را کشف کند.

این کشف (که به آن بزرگترین کشف آسمانی در طول قرن ها  گفته شد) برهان و دلیلی بزرگ و واضح بر وقوع انفجار بزرگ بود.

دلیل مهم دیگر (درمورد وقوع انفجار بزرگ) مقدار هیدروژن و هلیم موجود در هستی است. در واقع مشخص شده که نسبت این دو گاز در حال حاضر با نسبتی که باید از آنها (با توجه به زمان فرضی سپری شده از انفجار بزرگ) وجود داشته باشد تطابق می کند.

دلیل دیگر بر وقوع انفجار بزرگ، وجود هیدروژن است. چرا که اگر هستی بدایتی نداشت، می بابیست تمام هیدروژن به هیلیم می سوخت.

تمام این دلایل واضح منجر به قبول عمومی نظریه ی انفجار بزرگ شد.

«فرد هویل» و «دنیس سیاما» که از نظریه هستی مستقر برای سالها دفاع کردند، درشرایط سختی افتاده بودند که از طریق تایید خود «سیاما» از نظریه ی انفجار بزرگ می توانیم آن را بفهمیم :

از نظریه ی هستی مستقر برای این که صحیح بوده دفاع نکردم، بلکه به دلیل «رغبت خودم برای صحیح بودنش» از آن دفاع کردم. اما بعد از این که دلایل تراکم مشخص شد برای ما نیز تبیین گشت که بازی تمام شده و باید نظریه ی هستی مستقر را رها کرد.

پروفوسور جورج آبل از دانشگاه کالیفرنیا به پیروزی نهایی نظریه ی انفجار بزرگ اشاره می کند و می گوید:

دلایل موجود در حال حاضر به این نکته اشاره می کند که هستی میلیارد ها سال قبل، از انفجار بزرگی نشأت گرفته است. به همین دلیل دیگر برای ما چاره ای نمانده جز قبول «نظریه ی انفجار بزرگ».

با پیروزی این نظریه  مفهوم ماده ی ازلی از بین رفت و مفهومی که اساس نظریه ی مادی را تشکیل می داد  به جزئی از تاریخ پیوست .

اما سوال این است که چه چیزی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته و چه کسی است که هستی را از نیستی آفریده است؟

 بدون شک این سوال حقیقتی فلسفی را به ذهن انسان می آورد، همانگونه که «ادینگتون» در مورد آن گفت که حقیقتی شرم آور برای یاران فلسفه ی مادی بوده، زیرا که به وجود خالقی برای این هستی اشاره می کند.

فیلسوف ملحد معروف «انتونی فلو» در این باره می گوید :

اعتراف از جهت نفسانی به نفع انسان است، و من اعتراف می کنم که قطعا انفجار بزرگ چیزی بسیار شرم آور برای ملحدان بوده است. زیرا که علم، اندیشه ای را اثبات کرد که کتاب های دینی از آن دفاع می کردند. این اندیشه که هستی بدایتی داشته است.

###################################################

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را باور کن (عجایب پس از انفجار)

 

جورج گرین اشتاین می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم ، و آن این است که نیرویی فراتر از طبیعت در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

به استثنای کسانی که به الحاد به شکلی کورکورانه متمسک هستند، دانشمندان اکنون این را می پذیرند که هستی خالقی دارد، با قدرتی پایان ناپذیر. خالقی که هم ماده  و هم زمان را آفرید و از هر دوی آن ها منزه است (به عبارتی دیگر از زمان و مکان منزه است).

فیزیک دان آمریکایی هوگ روس می گوید: اگر ماده و زمان با هم در نتیجه ی انفجار بزرگی پیدا شده باشند پس بر به وجود آورنده ی زمان و مکان لازم است که مستقل از آن دو باشد، و این به ما نشان می دهد که خالق، از همه ی ابعاد و اندازه گیری ها فراتر است.

انفجار بزرگ با فرو پاشی نقطه ای آغاز شد که ماده در آن متمرکز شده بود، آن هم با سرعتی بسیار زیاد. این ماده همه جا گسترده شد و کهکشان ها، ستارگان، خورشید، دنیا  و تمام اجرام آسمانی را به صورت متوازن و دارای نظامی زیبا آفرید. علاوه بر این قوانینی شکل گرفت که انسان آن قوانین را فیزیک نامید. قوانینی که درهمه جای هستی معتبر است و از زمان ظهورش قبل از 15 بیلیون سال تغییر نکرده و نظامی دقیق به وجود آورده که اگر تنها 1میلی متر نظم آن به هم بخورد، همه چیز دچار اختلال می شود.

ما می دانیم انفجار ها فقط خرابی به باور می آورند و نظام اولیه را مختل می کنند . حال اگر ببینیم که پس از انفجاری نظامی دقیق بر جای مانده، معنای آن این است که پشت آن دخالتی غیر معمول و فوق طبیعی وجود داشته،  دخالتی که تمام ذرات ماده ای پراکنده را تحت سیطره ای زیبا و در بین نظامی هماهنگ و متوازن جمع کرده است.

«فرد هویل» که سال ها نسبت به نظریه ی انفجار بزرگ ( بیگ بنگ) اعتراض کرد، نهایتا این موضع را پذیرفت و گفت: نظریه ی انفجار بزرگ می گوید که هستی در نتیجه ی انفجاری بزرگ شکل گرفته ، ولی ما میدانیم که هر انفجاری ماده را پراکنده می کند آن هم بدون هیچ نظمی، ولی بیگ بنگ عکس این را انجام داد، به شکلی که پر از راز است. یعنی این که ماده را با هم برای تشکیل کهکشان ها جمع کرد.

 و شکی نیست که اگر نظامی دقیق در نتیجه ی بیگ بنگ رخ داده باشد، پس باید دخالتی الهی در هر لحظه از لحظات این انفجار بزرگ موجود باشد. از طرف دیگر پیدایش زمین بسیار شگفت انگیز است؛ سیاره ای که مناسب زیستن است و غیر ممکن است که همه شرایط لازم برای قابل حیات بودن سیاره ی ما در نتیجه ی تصادفات پراکنده باشد.

فیزیک دان نظری پروفیسور «پاول دیویس» تحقیقاتی در زمینه ی سرعت پراکنده شدن هستی انجام داد و فهمید که این سرعت به اندازه ای دقیق است که عقل آن را باور نمی کند. او میگوید: محاسبات نشان می دهد که سرعت گسترده شدن هستی در سیری حرکت می کند که باورش سخت است، به نحوی که اگر گسترده شدن هستی ذره ای آهسته تر از سرعت فعلی آن بود، به سمت خرابی داخلی در نتیجه ی جاذبه می رفت و اگر این سرعت ذره ای بیشتر از سرعت فعلی آن بود، ماده ی هستی و خود هستی پراکنده می شد. و اگر سرعت انفجار از سرعت فعلی به اندازه ی «یک به روی ده به توان هیجده» (0.000000000000000001) متفاوت بود، این کافی بود تا توازن لازم مختل گردد. پس انفجار بزرگ انفجاری معمولی نیست بلکه کاری حساب شده از تمامی جهات و بسیار منظم است.

 

«استیفان هاوکینگ» فیزیک دان مشهور در کتاب تاریخ مختصر زمان می گوید: توازن های موجود در هستی بر اساس محاسباتی دقیق بنا شده و فراتر از آن است که ما توان درک آن را داشته باشیم. و در مورد سرعت گسترش هستی می گوید: سرعت گسترش هستی سرعتی بسیار باور نکردنی است، تا اندازه ای که اگر در ثانیه ی اول انفجار، این سرعت از «یک به روی ده به توان پانزده» (0.000000000000001) کمتر بود هستی به دور خود خراب می شد، قبل از این که به وضع امروزی اش برسد.

«پاول دیویس» توازن لازم این هستی را شرح می دهد و می گوید: بسیار سخت است که عقل مدرکی را انکار کند که بنیه ی این هستی را آفریده و مبتنی بر محاسبات بسیار حساس است. این ارقام بسیار دقیق که در اصل موازنات هستی وجود دارد دلیلی بسیار قوی بر وجود تصمیمی در ضمن هستی است.

در مورد این حقیقت دانشمند اختر شناس  «جورج گرین اشتاین» می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم که قدرتی دانا و فوق طبیعی در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

اگر ما در نظام دقیق هستی تأمل کنیم می بینیم که پیدایش هستی و توازن موجود  و عمل منظم آن خیلی پیچیده است، به نحوی که نمی توان با تصادفات توصیفش کرد.

بدین معنا که کاملا غیر ممکن است پیدایش تمام این نظام دقیق و توازن حساس آن در پشت انفجاری حیرت آور، در نتیجه ی تصادفاتی کورکورانه باشد.

و پیدایش این نظام بعد از انفجاری بزرگ غیر ممکن است مگر در نتیجه ی خلقتی با نیروی ماورای طبیعت.

این نظام دلالت بر وجود خالقی دارد که هستی را از نیستی آفرید و خلقتش را با تمام دقت نظم بخشید  و او الله، پروردگار جهانیان است.

 

و صلی الله علی خاتم انبیاء و المرسلین و الحمد لله رب العالمین و لا اله الا هو الرحمن الرحیم

http://www.tabesh.net

Posted on ژوئیه 16, 2010, in Uncategorized. Bookmark the permalink. 33 دیدگاه.

  1. من مايلم با شما تبادل لينک کنم اگه موافقيد بگيد تا اول من شما رو لينک کنم بعد شما منو لينک کن يا اول منو لينک کنيد و بگيد تا لينکتون کنم

  2. مرسی
    خیلی عالی بود

  3. راستش من اینقدر تو کف این مطلب رفتم که همه چی رو که در اطرافم وجود داشت رو از یاد بردم وقتی هم که به خودم اومدم دیدم کلا یه حال وهوای دیگه دارم ولی نمیوتنم توصیفش کنم.واقعا نمیدونم چی بگم و این رو نمیشه با عالی و یا خیلی خوب بود توصیف کرد واقعا وقتی تو بهر این همه دقت و نظم میریم…
    بازم میگم نمیشه این عزظمت رو توصیف کرد هر چی میخوام بیشتر بنویسم بیشتر کم میارم.
    رامتین جان دستت درد نکنه.

  4. فوق العاده زیبا و تکان دهنده بود…
    رسد ادمی به جایی که :
    به جز «خدا » نبیند.

  5. دستت درد نکنه رامتین جون

  6. salam dooste man.khahesh mikonam inghadr koorkoorane ghezavat nakonid va hadeaghal bitarafane yek dor ghoran ra bekhanid va daresh fekr konid motmaenam ghezavate behtari khahid dasht. movafagh bashid

    • دوست عزيز من 3 بار قرآن را به فارسي خواندم . مشكل شما نه ولي بقيه نبايد با چند آيه از قرآن باشه كه اونها هم احتمالا بد تفسير شده. قرآن سراسر پيشگويي و داراي رازهاي زيادي است.

      • منم با تو موافقم قرآن رو بد تفسیر کردن منظور من این هست که اولا قرآن رو نمیشه درست آنطور که باید باشه تفسیر ومعنی کرد و این به خاطر کامل بودن زبان عربی هست ثانیا باید چندین نفر از دانشمندان رشته های مختلف رو به همراه چند نفر روحانی مجتهد و عادل یک جا جمع کرد و امکانات و بودجه خوبی در اختیار اونها قرار بدن تا این افراد بتونند به تحقیق در مورد مطالب قرآن بپردازند و بتونند قرآن رو از جنبه های گوناگون بررسی کنند و در آخر هم جمع بندی خودشون رو در یک کتاب مجزا به عنوان تفسیر چاپ کنند.

      • رامتین جان با اجازه ،درادامه صحبت های رامتین باید بگم گه گاه آیات قرآن اشاره مستقیم بر روی مطالب دارند اما بستگی به اطلاعات ما دارد به عنوان مثال خداوند در ایه ای می فرماید در آن هنگام که ماه وخورشید در هم فرو روند ،تا اطلاعات انسان از نجوم کامل نبود دلیل علمی بر این آیه پیدا نمی کردیم اما حال با صراحت میگوییم ستارگان موقع مرگ ابتدا کوچک شده سپس همانند بادکنک بزرگ می شوند خورشید نیز ابتدا عطارد سپس زهره وبعد ماه مارا در خود میبلعد وصحت گفته های خداوند به اثبات میرسد ،حال اگر مامظنون آیه را متوجه نشدیم ابتدا باید به تفسیر آیه مراجه کرد اگر باز هم متوجه نشدیم باید قبول کنیم علم کنونی پاسخ گوی آن ایه نیست پس باید صبر کرد.

      • كاملا با حرف شما موافقم. خيلي از حرفهاي قرآن هم در اين زمان به اثبات رسيده است.

      • سلام.
        رامتين جان من يه سوالي دارم.
        با توجه به گفته دانشمندان منظومه شمسي ما يكي از منظومه هاست، و هزاران هزار منظومه ديگه هم وجود داره كه هر كدوم از اونها هم بيگ بنگ خودشون رو داشتند!!!!
        پس ما در مركز عالم نستيم كه بتونيم ادعا كنيم كه حيات و آفرينش از زمان بيگ بنگ ما و فقط به خاطر ما اتفاق افتاده.
        پس تكليف تمام كائنات و اين هزاران هزار منظومه كه تازه با كلي سختي اونهارو روئيت كردن و موجودات درون اونها چي مي‌شه؟؟؟؟؟
        يه ذره جاي تعقل و تفكر داره نه؟؟؟؟؟؟؟؟

      • بله چند جاي قرآن گفته شده ما تنها نيستيم. مشكل ما ابنه كه فكر ميكنيم حتما بايد در يك سياره اكسيژن باشه تا حيات داشته باشه . در حاليكه موجودات ديگر ميتونند با هر گازي ادامه حيات داشته باشند . در يك مستند كه شبكه آموزش نشان داد درون آبهاي يك غار كه به جاي آب اسيد سولفوريك بيرون ميآمد ماهيها درون آب بودند. همينطور خفاشها درون آن هوا به حياط ادامه ميدادند. در حاليكه اسيد سولفوريك غليظ از سقف غار روي آنها ميچكيد. ما بايد ديدمان را عوض كنيم . هنوز ما كاملا نزديكترين كهكشان به خودمان را نشناختيم در حاليكه هزاران كهكشان دارم. و اين كه فكر كنيم خدا فقط اينها را آفريده تا انسان شبها در آسمان ببيند و كيف كند يكم بچه گانه هست . تازه آنموقع هم به عظمت اينها فكر نميكنه و اسم نامزدش يا نميدونم هر كي را روي ستاره ها ميگذاره.

      • منم به شدت با شما موافقم.

      • دوست گرامی، منظومه های ستاره ای (یعنی منظومه هایی که مثل منظومه ی شمسی ما به دور یک ستاره تشکیل شده اند) تک تک از بیگ بنگهای متعدد به وجود نیامده اند. بیگ بنگ یک نظریه ایست که تلاش می کند پیدایش کل عالم (شامل تمام کهکشانها و منظومه ها) را توضیح بدهد. در این نظریه گفته شده که کل عالم از یک نقطه ی تکینه برآمده است و این ربطی به پیدایش کهکشانها و منظومه ها ندارد.
        اما در این بین نظریه های دیگری نیز مطرح شده اند که می گویند هستی مشتمل است بر بی نهایت جهان یا بی نهایت کیهان. در این سناریو که به هستی چند کیهانی (Multiverse در برابر Universe) معروف است، به ازای هر احتمال، یک جهان جدید زاده می شود. به این ترتیب هستی مانند پیازی می ماند که در آن کیهانهای مختلف بصورت لایه به لایه روی یکدیگر قرار می گیرند و از اینجا مقوله ی جهانهای موازی سرچشمه می گیرند.
        بنابراین تمام منظومه ها و کهکشاهن هایی که تاکنون مشاهده کرده ایم و در آنها احتمال حیات می رود، همگی شامل جهان ما و زاده ی بیگ بنگ ما هستند و هنوز مشکلی از بابت تایید وجود آنها (موجودات دیگر سیارات) به چشم نمی خورد.

        موفق باشید.

  7. سلام
    اتفاقآ اگه سوره احقاف آیه 29 تا 31 رو هم بخونید به وجود واقعی جن و احضار آن پی میبرید

  8. سلام.
    من يه سوالي دارم.
    با توجه به گفته دانشمندان منظومه شمسي ما يكي از منظومه هاست، و هزاران هزار منظومه ديگه هم وجود داره كه هر كدوم از اونها هم بيگ بنگ خودشون رو داشتند!!!!
    پس ما در مركز عالم نستيم كه بتونيم ادعا كنيم كه حيات و آفرينش از زمان بيگ بنگ ما و فقط به خاطر ما اتفاق افتاده.
    پس تكليف تمام كائنات و اين هزاران هزار منظومه كه تازه با كلي سختي اونهارو روئيت كردن و موجودات درون اونها چي مي‌شه؟؟؟؟؟
    يه ذره جاي تعقل و تفكر داره نه؟؟؟؟؟؟؟؟

    • بسم رب الحسین
      من فکر میکنم شما درست متوجه نشدید .بیگ بنگ از نیستی بوجود امده یعنی هیچ منظومه ای وجود نداشته و هر چی که بوجود امده بعد از بیگ بنگ بوده{تمام منظومه ها و سیارات و هرچه در ان است}

  9. با سلام خدمت رامتین عزیزتر از برادرم و همه دوستان اگه امکان داره مطالبی درباره کتاب (تاریخ انبیا وقصص قرانی اگه دارید بفرستید )نسخه ای ازاین دردست دارم من که خوندم باورم نشد مثلا در جایی از کتاب اومده کره زمین یا جهان هستی روی شاخهای یک گاو قرار دارند و روبروی گاو تنگ ماهی وجود دارد که ماهی درون ان با حرکاتش گاو را به وحشت میاندازد وخداوند هم برای رام کردن گاو زنبور یا پشه ای را خلق کرده تا پشه به دماغ گاو برود واونو تنبیه کنه تازه مطالبی بسیار جالبتر از این هم است از انجایی که تازه کامپیوتر گرفتم وخیلی کند تایپ میکنم ایا نرم افزاری وجود دارد که صداها را به نوشته تبدیل کند اگه معرفی کنید ممنون میشم بزرگترین مانع دیگه که نمیزاره مطالب تازه بفرستم مشکل فقررررررررررر من است یک کارت 6ساعته که معادل 1000تومان است را دو هفته تمام میکنم ضمنا چطور مطالب کتاب را اسکن کنم و برای رامتین بفرستم

  10. با سلام به بلندای آفتاب به همه عزیزان اهل خرد .همانطور که شما و اغلب دوستان متذکر شده اتد دانش انسان از محیط اطرافش به اندازه ای اندک هست که نمیتوان برای آن عددی ذکر کرد .یکی از دلایلی که در کتب و روایات ذکر شده وقتی امام زمان ( عج ) تشریف بیاورند کلید ها و روموز قرآن را بر بشر افشا خواهند کرد و انسان در پرتو آن پیشرفتهای شگرفی را خواهد داشت ولی تا آن روز ما انسانها موظف هستیم با توجه به توان موجود خود دست به گشودن ابهامات کرده و خود را غنی از علم روز کنیم . محض گشودن بحث فقط تصور کنید کهکشانهائی با میلیون ها سال نوری طول و عرض و تازه میلیونها میلیون کهکشان در این عالم که خود میلیونها میلیون سال نوری از هم فاصله دارند افق دید ما را به بی کران بودن عالم هستی میبرد اما نکته ای هست و آن اینکه فقط خداوند بی نهایت و غایت هست و لذا عالم نمیتواند بی کران و بی انتها باشد . لذا عالم محدود هست چون خدا نیست که نا محدود باشد و لذا اگر عالم محدود هست که هست ظرفی که این عالم در آن قرار دارد چیست و چقدر بزرگ هست فقط تصور کنید موضوع را در ابعاد کوچکتر تا قابل محاسبه شود . حال باید دید این عالم هستی از چه جور نیستی آفریده شده یعنی آن نیستی که در هستی دگر بوده یا نیستی که در نیستی دگر بوده که در واقع نبوده بعد بود شده خوب این آدم با 150 / 160 سانتیمتر قد در روی زمین که اگر سوراخ بینی و دهانش را ببندند راه نفس کشیدنش قطع و کل عالم را میآید جلوی چشمش تا یک نفس تازه کند چگونه به خودش اینقدر مغرور میتواند بشود که بگوید عالم در اثر تصادف بوجود آمده و بس و هیچ عقل و شعوری در پس این آفرینش نیست چیزی که مادیون به آن اعتقاد دارند . این یعنی عین بی کفایتی عقل در درک درست از عالم اطراف هست و بس . فقط سرعت چرخش چندین هزار کیلومتری در ساعت کره زمین به دور خودش را نگاه کنید ! چندین هزار کیلومتر در ساعت سرعت وحشتناکی هست ولی من و شما نشسته و برای خودمان مینویسیم و زندگی میکنیم و …… و ما کوهها را میخ های زمین قرار دادیم تا شما بر روی زمین قرار گیرید و بتوانید زندگی کنید …. ريالران کریم

  11. خيلي عالي بود ولقعا حال كردم
    واقعا شرمسار هستم كه ما كوريم در كنار اين همه نشانه

  12. اقار امتین چرا کامنت منو حذف کردی ب

  13. بهتون پیشنهاد میکنم حتما کتاب «و انسان خدا را آفرید» را مطالعه کنید تا تفاوت بین فیزیک و متافیزیک براتون ملموس بشه…
    موفق باشید

  14. من مدتيه كه به وب شما ميام وگاهي مواقع از مطالب جالبتون تو وبلاگ خودم استفاده ميكنم البته با ذكر منبع من زياد به اينترنت وارد نيستم درباره ي تبادل لينك و ايميل هم چي زي نمي دونم بهم سر بزنيد وبا نظراتون راهنماييم كنيد ونظرتونو در مورد استفاده از مطالبتون بگين.
    خواهش ميكنم.

  15. متشکرم رامتین جان پس از خوندن این مطالب و تفکردر مورد اون به این نتیجه میرسیم که چقدر در مقابل عظمت پروردگار حقیر وکوچیکیم انفجاری که بیلیون ها سال پیش بااین دقت و نظم فوق العاده دقیق از نظر زمانی به وقوع پیوسته وما انسانها بعد از بیلیونها سال تازه به اندازه عقل کوچک خودمان عظمت انرا درک کرده ایم اثبات حقایق قران از لحاظ علمی برام خیلی جالبه . لطف کن و مطالب علمی قرانی زیاد بذار فکر میکنم هممون خیلی بهش نیاز داریم

  16. دوست عزیز با سلام
    از مطالب گوناگونت ممنون
    من از مطالبت استفاده زیادی میکنم وکلی چیزهارو خم یاد گرفتم واین جای سپاس زیادی داره ولی خواهش میکنم از جنبه مذهبی مطالب کم کن که از بار علمیشون کم میکنه دوست من مطالبی که به قران ربط میدی ربطی نداره دوبیشتر توجیه کردن هست تو قران آیه های زیادی است که الان مشخص شده افسانه ومسائل غیر علمی هستش
    تعصب تنها نیجه ای برای انسان دارد جهالت است وتاریکی

  17. در ضمنت اگه هم مایل بودی مسائل غیر علمی قران برات تک به تک مینویسم

  18. با تشکر از مطالب شما.

    و شما آقای مرتضی. میشه بفرمایید کدام مطالب در قرآن غیرعلمی و افسانه اس؟
    خوشبختانه من آدم متعصبی نیستم. اما در قرآن هم افسانه ندیدم.
    بالاخره یا من اشتباه می کنم یا شما. بگید تا از جهالت در بیایم.

  19. با تشکر از مطالب شما.

    و شما آقای مرتضی. میشه بفرمایید کدام مطالب در قرآن غیرعلمی و افسانه اس؟
    خوشبختانه من آدم متعصبی نیستم. اما در قرآن هم افسانه ندیدم. تازه بعضی گفته های ما نه تنها توجیه نیست؛ بلکه عین حقیقته. البته برای کسانی که یک بار قرآن را خوانده باشن نه اینکه از درون کتابهای مخالفان که -زیاد دیدم- یه چیزی در بیارن.

    بالاخره یا من اشتباه می کنم یا شما. بگید تا از جهالت در بیایم.

    در ضمن به همه عزیزان مطالعه کتاب الکترونیکی «اسلام و شمشیر» رو توصیه می کنم. http://wwww.naria.ir

  20. با سلام خدمت دوستان
    ایه 33 الرحمن و20 المزمل به نظرم از اشتباهات قران هست اولی میگه ادم نمیتونه از زمین خارج بشه ودومی میگه ادم نمیتونه شبو روز را اندازهگیری کنه.
    همچنین اونجا که میگه رب المشرقین والمغربین به نظرم دو مشرق و مغرب اشتباهه و معجزه ی شق القمر که اثری ازش نیست.
    اگه کسی جوابی داره بگه.

  1. بازتاب: خدا را باور کن (انفجار بزرگ) | برنامه ریزی منابع سازمان به روش جام ( Jaam ERP )

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: