بایگانی روزانه: ژوئیه 16, 2010

کارشناسان جهت بررسی بشقاب پرنده در چین مشارکت کردند

کارشناسان جهت بررسی بشقاب پرنده در چین مشارکت کردند

چهاردهم جولای 2010 – بررسی شیء پرنده ناشناس که هفتۀ پیش باعث تعطیل شدن فرودگاه Xiaoshan  در Hangzhou چین شده بود درحال انجام میباشد. این بروز رسانی امروز صبح در روزنامۀ شانگهای منتشر شده است.

امروز صبح اعلام شد که کارشناسان پکن و شانگهای در جهت دنبال کردن بررسی بشقاب پرنده ای که هفتۀ گذشته باعث تعطیلی فرودگاه Xiaoshan شد ؛ گام برداشته اند.

هفتۀ گذشته در هفتم جولای ، مأموران برج مراقبت یک شیء پرنده ناشناخته را شناسایی کردند (در رادار). . مأموران بلافاصله به چندین پرواز ورودی دستور دادند که در فرودگاه های مجاور در Ningbo و Wuxi فرود بیایند، مسافران تقریباً 4 ساعت تأخیر داشتند. افراد بر روی زمین نیز شاهد شیء در آسمان بودند.

گروه تحقیقات رسمی در فرودگاه 5Xiaoshan       روز گذشته را جهت کاوش این موضوع صرف کرده اند اما هنوز جواب هایی مطرح نکرده اند. با وجود گزارش های ضد و نقیض درخصوص اینکه آیا رادار فرودگاه شییء را تشخصیص داده؛ مأموران فرودگاه Xiaoshan اکنون اظهار داشتند که چیزی عجیب حوالی ساعت 9 بعد از ظهر هفتم جولای در رادار مشاهده شده است.

 

کارشناسانی که در Hangzhou جلسه داشتند امروز انتظار ندارند که شیء را به عنوان یک یوفو یا بشقاب پرنده شناسایی کنند. یکی از آن کارشناسان ، Zhang Yunhua ، بعضی از عکس های ارائه شده توسط شاهدان عینی را مورد بررسی قرار داده است. عقیدۀ او اینست که عکس ها بازتاب نور خورشید روی هواپیماها را نشان میدهد.

او اظهار داشت : باید چیز طبیعی باشد- بیشتر موارد یوفو ها ( اشیاء پرنده ناشناخته) معلوم شده که چیزی طبیعی هستند.

وی افزود : تحقیقات به همکاری مقامات فرودگاه بستگی دارد. به عنوان مثال، نمایش عکس های رادار به ما ، میتواند کمک بزرگی باشد.

http://www.latest-ufo-sightings.net/

با تشكر از دوست عزيزم افشين كه اين مطلب را براي وبلاگ ارسال نمودند.

ادگار دین میچل (فضا نورد آپولو 14):ما درکاینات تنها نیستیم(كشفياتي كه به باور اين مطلب مي انجامد.)

ادگار دین میچل (فضا نورد آپولو 14):

 ما درکاینات تنها نیستیم
 

 

ادگار دین » اد » میچل ، متولد 17 سپتامبر 1930 درهرتفورد تکزاس یک فضانورد است.

او ششمین نفری است که برروی کره ماه قدم گذاشته است…

>>عجب که سفر درفضا همه چیزرا عوض می کند، وقتی من روی سطح ماه فرود می امدم،

احساسی طاقت فرسا برمن حکمفرما بود.این احساس که ، حتی کائنات خود به تنهایی یک وجود با شعور

است…این به این معنی است که همه اشکال حیات ، خواه روی زمین یا جزاین درجای دیگر،بخشی ازیک

کل اند…من شکی ندارم که موجودات فرازمینی ملاقاتی  ازسیاره ما(زمین) داشته اند… دولتها هزاران سند

درباره دیده شدن  یوفوها را ممکن می دانند…بعنوان یک دانشمند، برای من منطقی است که تعدادی از اینها را  گزارشاتی مبتنی برضعف بینایی مشاهده کنندگان درمورد اشیای پرنده فرازمینی تلقی کنم ،

برمبنای ادای دین و وظیفه آموزشی ارتش آماده بود بامن صحبت کند تا با مردمی که دیوانه خوانده می شدند.

وآنها (مردم) به من می گویند :شک نکن، قبلا زمین توسط فرازمینینان ملاقات شده است...

500 سال پیش، کپرنیک ، ستاره شناس مشهوردر بخاطر اینکه اعتقاد نداشت زمین مرکز عالم است ،

به عنوان یک مرتد ، مجرم شناخته شد…وامروزاکثریت ما هنوز اعتقاد داریم که نژاد انسان، نقطه مرکزی

زیست درکاینات است…ما حیات هوشمند خارج زمینی را باور نخواهیم کرد مگروقتی که بیگانه ای رادرحال

خرید ازسوپرمارکتی ببینیم…! «<<

پرندگان، حشرات،ماهی،خزنده،…یا فضاپیما…!؟

 Präkolumbianische Goldflieger

 

این تکه های طلاو جواهرات  بدینگونه نباید وجود داشته باشند ،زیراوجود آنها  بدین شکل بانظریه باستان شناسی کلاسیک مطابقت نمی کنند…!

 هواپیماها ، ،برای دانشمندان قبل ازسده ما، درحکم موضوعات تابو(ممنوعه) بود.

این بخشها که به عنوان هیبرید(موجودات پیوندی) یا موجودات مرکب توجیه وتفسیر می شوند، درقرنهای کهن درغارهای Muisca, Calima, Tairona ،Tolima  سرخپوستان امروزی کلمبیا یافت شده اند.

 

 

داستان/اسطوره Phaeton:

  فاتون ، پسر خدای خورشید هلیوس، آرزویی ازپدرش داشت.

فاتون آرزو داشت بر  سفینه بهشتی/آسمانی پدرش سوار شود .پدربرآشفته شده بود زیرا، سفینه آسمانی

فقط میتوانست توسط خدای خورشید مورداستفاده قرار گیرد…

آن به قدری پرقدرت وسریع السیر بود که نمیتوانست توسط کس دیگری هدایت شود…

هلیوس ،از چیزی هراسان بود که اشتباهی روی دهد ازهمین رو به پسرش چنین اظهار کرد:

» توهرگز نمی توانی آنرا هدایت کنی وبرانی «

اما فاتون به این آرزو جامه ی عمل پوشاند ، واهمه ای که پدرداشت ، تحقق پیدا کرد و سفینه با سرعت

سرسام آورش به سمت عرش آسمان (فلک برتر) حرکت کرد وسقوط نمود….

 

آنها کیستندکه درابرها همانند کبوتران پرواز می کنند؟»

(کتاب Isaiah فصل 60 /بخش 8)

اشیای پرنده ناشناس حتی در اکوادور ، کستاریکا، اردن ، وساکارای مصر یافت شده اند…

آیا طلاسازان آنچه راکه می دیدند خلق می کردند ویا زاده تخیلشان درطی قرون و اعصاربوده است؟

واقعا آن چه بوده است؟

 

هیولای زمینی – آتش پرتاب کننده که می توانست همچون پرنده ای با صدایی کر کننده

در هوا پرواز کند ویا چنان سریع وچالاک  باشد همچون ماهی دردریا ویا بسیار وحشتناک تر  ازآن

مثل کروکودیل؟

 

«…کنترل سفینه پرنده امتیاز ویژه ای است …دانش پرواز ،بخشی از کهنترین میراث ما محسوب می شود…

پیشکشی ازشخصی مافوق …ما آنرابه عنوان یک TOOLTO» » دریافت کردیم وازچند زندگانی پیشین

تا کنون ذخیره نموده ایم …»

(برگرفته از  لوح   Hakahtaقوانین بابلیان )

 

ساکنان اولیه آمریکای شمالی ، چگونه به شکلی کارازموده وحرفه ای آنچه که می دیدند با دانش وزبان خودشان شرح داده وتوصیف کرده اند؟

کلماتی مثل »  » thunderbird مرغ افسانه ای مولد رعد وبرق ،

Firewater» » آب آتشین  «steel steed»,وسیله نقلیه پولادین وغیره به زبان وفرهنگ لغات آنان اضافه

شده است…

 

 

همچنین مدلهای پرنده ای تطبیقی با سرنشیینان وخدمه درغارها کشف شده است.

در بخش اشیای طلایی موزه ی بوگوتا ، نیویورک ، برلین ،برمن ، شخص ازدیدن این آثار

دچارحیرت وشگفتی می شود…

متاسفانه هزاران آثار عتیقه  طلا یی وطومار نوشته وکتیبه ساکنان اولیه آمریکای جنوبی

توسط کشورگشایان اسپانیایی و مبلغین مذهبی به نام کلیسای کاتولیک  ذوب شد و

سوزانده شد  وازبین رفت…


 

امروزه طلا تقریبا یک چیزی پیش پا افتاده  ومعمولی به حساب می آید ، اما کلیساهای جامع

سراسر جهان با آن جلوه گر شده وتظاهرو خودنمایی می کنند….

 

این عمل متظاهرانه کلیسای جامع ، خود یک دلیلی است که چرا فقط بخش کوچکی از «دانش

باورنکردنی پیشنیان فضایی» از تمدن پیشرفته ی آمریکای جنوبی  به عنوان مثال درستاره شناسی

 شناخته شده است…

 

  

چچن ایتزا» رصد خانه مایا ها » واقع درمکزیکو

(که بارها درکتابهای فن دانیکن ازان اسم برده شده است. م) 

 

Ein sogenannter Ballspieler
تصویر فوق براساس دانش مشاهده ای امروزی ، یک بازیکن با توپ را نشان می دهد..

.چیز شگفت آور این است که چرا یک بازیکن باید کلاهخودی چون ماسک ایمنی

برسربگذارد ولوله ای برای تنفس دردهانش باشد…!!

 

 

 

موجود ماورایی دیگر با لوله تنفسی دردهان ، درستون سنگی یادبود پیش ازتاریخ TIKAL

نقش بسته است..

 درآنسوی زمین ودرهندوستان رب النوع » گانشا » (با همین شکل وشمایل)

مورد پرستش قرار می گیرد…وحتی آن با یک خرطوم نمایش داده شده است.

Ganesha ،همچنین به عنوان Vinayaka  و ,Ganapathi,پسر شیوا و شاکتی

شناخته شده است…جالب است که نام او به معنی :» محافظ خلقت » است.!

او فاتح بزرگ تمامی موانع و» فرمانروای تمامی اولین ها» است…

(تعدد بیگ بنگ  به عنوان آغازهای متعدد کاینات .م)

 


تصویر فوق مجسمه هایی از» با توپ بازی کنندگان» ورزشکار زمان مایا را نشان می دهد

با لباس مضحکی که بی شباهت به لباس فضایی نیست…

 

 

 

 یک عروسک Katchina متعلق به سرخپوستان هوپی(چپ)که با کلاه خودی نشان داده شده است.

طبق تاریخ وفرهنگ قبیله هوپی ،کاتچینا ها  یا» آموزگاران کاینات» به زمین آمدند وبشر راتعلیم دادند…

وتصویر سمت راستی  موجودی خدایی است که در نزدیکی کیف روسیه کشف شده است.

 

«»چهارمین فرشته Penemue نامیده شده است.

او فرق بین چیزهای  تلخ وشیرین رابرای بچه ها شرح می داد ودرضمن اسرار دانش اش را برایشان بازگو می کرد.

او به بشر آموخت چگونه با قلم وکاغذ بنویسد…که به موجب ان ، آنها به خودشان  گناه ورزیدند ازازلیت 

جاودانی تا ابدیت جاودانه ،…ازآنروز تا به انجام… (Book of Henoch)

اینها دو مجسمه ای هستند که متعلق به  کشور کلمبیا می باشند..

آن شکل فرضی ، حقیقتا خلبانی را درحال پرواز نشان می دهد.

 

 

 

آیا تصاویری ازسراسر جهان ، به ما موجودات خداگونه ای که از عرش کاینات آمده را نشان میدهند که با

تجهیزات وسازوبرگ فن آورانه غیرقابل فهم توام اند؟

 

 
«تیکال» بزرگترین پایتخت مدرن(متروپولیس) مایاها  به شمار میرود که تاکنون کشف شده است،

این شهرمقدس توسط ساکنان بومی واولیه آن بنا شده است.

که این موضوع به موجب کتیبه /پلاک رمزگشایی شده  سنگی زیراستنباط می شود:

«اینجا  جایگاه خدایان برآمده ازستارگان در روی زمین است «

 

 

 3000 سال قبل ازمیلاد مسیح ،براساس متون سومری ، اولین پادشاهی  عرش آسمانی درشهر

اریدو استقرار یافت .

 

«چون «پادشاهی عرش آسمانی» به زمین آمد ،آن خودش را به صورت «اریدو» آشکار کرد…»

 

(مطلبی درلیست شاهان سومری)

 

 

این مطلب ادامه دارد….TO BE CONTINUED

 

«»نویسنده مقاله پژوهشی فوق ، به شیوه ای بدیع ومبتنی براستدلال قیاسی وروش تطبیقی

به همراه توضیحات مختصر ودرعین حال قانع کننده ومفید ، خواننده را باخود به زمانهای

بسیار کهنی می برد….با میراثی از چهارگوشه جهان اشنا می شویم که تا کنون اینچنین واز

دیدگاه علم » باستان شناسی فضایی » یا نگرش باستان شناسانی چون فون دنیکن ، دیوید رول

و… نگریسته نشده است ….

شاید این سری مطالب ، فتح بابی شود برای محققین وپزوهشگران جوان کشورمان که با نگاهی

علمی ودقیق وموشکافانه » اساطیر » را واکاوی کنند وبه حقیقتی که همیشه درجلوی چشمان ما

بوده ولی ما بدلیل وجود پرده ها وحجابهای ذهنی ، مادی، غرض ورزی های کورکورانه و…

ازدیدن آن غافل بوده ایم برسیم .

با تشکر ازرامتین وتمامی دوستان یوفولاو.

 

فرهاد 2012 

 منبع مقاله:

http://www.pacal.de/startseite_en.htm

رد پای تمدنهای کهن پیش از حضرت آدم در قرآن مجید

در مورد گذشته تمدن بشری گفته شده است که در حدود 200 هزار سال پیش تمدنی بسیار پیشرفته به نام آتلانتیس وجود داشته است که آنها به اسرار سفر در فضا پی برده بودند و از علوم چاکرایی و بسیاری از اسرار باطنی دیگر با خبر بودند اما در اثر خود خواهی این توانایی های خود را از دست دادند .

در برخی از کتابها از تمدنهای کهن تری به نام لموریا و مو نیز سخن به میان آمده است . ملتهایی که بر اثر پیشرفت فوق العاده روحی توانمدنیهای بسیاری داشتند.

در متون مذهبی معمولا تمدن بشری را با آفرینش حضرت آدم و حوا قرین میدانند اما در آیه زیر بوضوح بر تمدن و مردمی پیش از آفرینش پیامبران اشاره دارد. چون حضرت آدم (ع)  پیامبر بوده است لذا این امت واحده قبل از آنحضرت بوده است.و امت واحده دلیل بر پیشرفت بسیار زیاد آن مردم بوده است که به آنچنان روشن بینی رسیده بودند که اختلافها را کنار گذاشته بودند و طبعا وحدت بسیار قدرت آفرین است لذا آنها مردمی توانمند بوده اند.

 در قران کریم سوره بقره آیه 213 میفرماید:

 كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ

الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ

أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا

اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

 مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏دهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند.

http://mel7nazari.blogfa.com/cat-14.aspx

خدا را باور کن (انفجار بزرگ)

   بسم الله الرحمن الرحيم

این هستی بزرگ و حیرت آور که حدی جلودار آن نیست کنکجکاوی انسان را در هر زمانی برانگیخته است. انسان می خواست و میخواهد بداند این هستی چگونه پدیدار شد و کجا و چه وقت به پایان میرسد و چه قوانینی در بین نظام دقیق آن حکم فرماست.

دانشمندان بسیاری در طول دوره های طولانی تحقیقات زیادی راجع به این موضوع انجام داده اند و نظریه های بسیاری در این باره ارائه شده است . در قرن 19اندیشه ی غالب این بود که هستی انتهایی ندارد و از موادی تشکیل شده که از ازل وجود داشته و تا ابد باقی می ماند.

این فکر نظر اصلی فلسفه ی مادی را تشکیل می داد  که از ازلی و ابدی بودن وجود دفاع می کرد و در همان هنگام، بودن خالقی برای این هستی را انکار می کرد.

فلسفه ی مادی فلسفه ای است که ماده را وجود مطلق می پندارد و هیچ چیز را جز این نمی پذیرد.

این فلسفه که در تارخ متداوم بوده از زمان یونانیان وجود داشته و در قرن 19 قوی شده و شهرت یافت و به فلسفه ی مادی کارل مارکس منجر گردید.

https://i1.wp.com/almez.pntic.mec.es/~jmac0005/ESO_Geo/TIERRA/Fotos/bigbang.JPG

مادی گرایان در فلسفه ی الحادی مهمترین فلسفه را هستی بی نهایت در نظر گرفتند. برای مثال فیلسوف مادی جورج بولیدز را می بینیم که در کتابش – مبادی اولیه برای فلسفه – می گوید هستی چیزی خلق شده نیست …واگر هستی مخلوق باشد پس ضروری است که از طرف خدا در یک لحطه آفریده شده باشد.

وقتی که بولیدز ظهور هستی و خلق شدنش را بر اساس همان نظریه ی هستی بی نهایت و ساکن که در قرن نوزده غالب بوده انکار می کند، چنین تصوری را داشته که نظریه ای را در حال ارائه دادن است که علم هم  آن را ثابت کرده است. ولی تکنولوژی و علم در قرن بیست توسعه ی بسیاری یافتند و نظریه ی هستی ساکن را نابود کردند و آن را از ریشه در آوردند و حال که ما در قرن 21 هستیم میدانیم که هستی بدایتی داشته است.

ما میدانیم هستی در نتیجه انفجاری عظیم خلق شده که فیزیک جدید آن را با مشاهده ها و حساب و کتاب ها وتجربه های بسیار ثابت کرده است.

https://i1.wp.com/astroph.persiangig.com/sahabkhrchang.jpeg

و امروزه این حقیقت توسط تمام اقشار علم مورد قبول  واقع شده واین اکتشافات در واقع انقلابی در علم محسوب می شود.

در سال 1929 دانشمند اختر شناس آمریکایی هابل در رصد خانه اش به اکتشافاتی دست یافت که که از مهمترین اکتشافات تاریخ بود.

هنگامی که او با تلسکوپی عظیم در آسمان دقت میکرده است، متوجه می شود که ستاره ها نور قرمزی را می فرستند که به طور فرضی با دوری ستاره متناسب است و این بدان معنا بود که آن ستاره از ما دور می شود .

در مشاهدات هابل طیف های ستارگان به سمت رنگ قرمز متمایل می شدند واین بدین معنی بود که ستارگان به طور دائم از ما در حال دور شدن هستند و این کشف صدایی گسترده در علم پدید آورد.

هابل چیز مهم دیگری را نیز کشف کرد و آن این بود که ستارگان و کهکشان ها تنها از ما دور نمی شوند بلکه در بین خود نیز در حال دور شدن هستند پس در این هستی که اشیا در حال دوری ازیکدیگر هستند فقط میتوانیم به این نتیجه برسیم که هستی توسعه و امتداد می یابد.

هستی هر چه توسعه بیابد فاصله ی اشیا هم از هم بیشتر و بیشتر می شود و این حقیقت قبل از هابل هم کشف شده است. در واقع آلبرت انشتین که از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم به حساب می آید با حساب و کتاب هایی که در فیزیک نظری به دست آورده بود به نتیجه می رسد که هستی نمی تواند ساکن باشد ولی به دلیل این که با تفکر هستی ساکن مخالفت نکند که در آن موقع  تفکر غالب بوده اکتشاف خودش را کنار گذاشت. بعد گفت که این رفتارش بزرگترین اشتباهی بوده که مرتکب شده است.

حال میخواهیم بدانیم هستی در حال گسترش است یعنی چه؟

تا وقتی که هستی ما در حال گسترده شدن است پس ما اگر به عقب برگردیم به عنوان نتیجه ای منظقی به این حقیقت دست می یابیم که هستی از یک نقطه آغاز تشکیل شده و محاسبه ها نشان داده تمام جسمی که از هستی پدیدار شده در این نقطه متمرکز شده بوده که حجمی معادل صفر داشته . تمام هستی از انفجار این این نقطه پدیدار شده است.

به این انفجار که بدایت هستی را تشکیل داده انفجار بزرگ  و به این نظریه ، نظریه ی انفجار بزرگ گفته می شود.

حقیقت این است که گفتن از حجمی معادل صفر گفته ای نظری است که علم برای این که بتواند مفهوم عدم و نیستی را تعریف کند _که از خیال انسان فراتر است_ از تعبیر نقطه با حجم صفر استفاده می کند. در واقع مفهوم نقطه ای با حجم صفر یعنی همان نیستی یعنی این که هستی از نیست آفریده شده است.

این حقیقت بسیار بزرگ که علم در اواخر این قرن به آن رسیده، بیش از 14 قرن پیش به وسیله ی قرآن به ما بیان شده است.

« وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان] را گسترديم (47) الذاریات »

نظریه ی انفجار بزرگ نشان داد که مواد موجود در هستی در کنار هم بودند سپس از هم گسسته شدند و این حقیقت را قرآن 14 قرن پیش زمانی که آگاهی های انسان از هستی بسیار کم بوده این گونه  بیان کرده:

« أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ

آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (30) الانبیاء »

دانشمندان اخترشناسی که به فلسفه ی مادی معتقد بودند ، در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند و سعی کردند اندیشه ی هستی بی نهایت و ازلی را پایدار نگه دارند، اما نتوانستند.

رادینگتون یکی از فیزیکدانان مادی گرا می گوید: این نظریه که طبیعت ناگهانی ظهور کرده به نظرم شرم آور است.

فرد هویل – دانشمند انگلیسی- بیشتر از دانشمندان دیگر از نظریه ی انفجار بزرگ عصبی شد. او کسی بود که نظریه ی هستی مستقر و ساکن را ارئه داد. نظریه ای که شبیه نظریه های غالب در قرن نوزده بود و دقیقا مخالف نظریه ی انفجار بزرگ بود.

طرفداران این نظریه مدت زمانی طولانی در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند، ولی علم برضد آن ها عمل کرد.

در سال 1948جورج گامو گفت: اگر انفجار بزرگی وجود داشته پس ضروری است این انفجار تشعشعات نوری را از پس خود بر جای گذارد و نیز گفت که باید این تشعشعات در تمام نواحی هستی به طور مساوی وجود داشته باشد.

این گفته خیلی زود ثابت شد.

در سال 1965 دو دانشمند به نام های «آرونو پنزیاس» و «رابرت ویلسون» این تشعشعات را هنگام یکی از آزمایشات خود کشف کردند و نام دورنمای انرژی تابشی (شعاع های هستی)  را برآن گذاشتند. زیرا مصدر آن زمین نبوده، بلکه در تمام هستی منتشر شده  و نیز دریافتند که این تشعشعات، تشعشعات بازمانده از دوره های اولیه ی انفجار بزرگ بوده است. این کشف سبب شد که هر دو جایزه ی نوبل را دریافت نمایند.

در سال 1989 سازمان ناسای آمریکا ماهواره ای را برای به دست آوردن اطلاعت در مورد همین پرتوهای هستی به فضا فرستاد. این ماهواره که بر آن نام کوب را گذاشتند، دارای دستگاه های به روز و حساسی بود و برای اندازه گیری تنها 8 دقیقه  زمان نیاز داشت تا حرف «پنزیاس» و «ویلسون» را اثبات و تشعشعات باقی مانده از انفجار بزرگ را کشف کند.

این کشف (که به آن بزرگترین کشف آسمانی در طول قرن ها  گفته شد) برهان و دلیلی بزرگ و واضح بر وقوع انفجار بزرگ بود.

دلیل مهم دیگر (درمورد وقوع انفجار بزرگ) مقدار هیدروژن و هلیم موجود در هستی است. در واقع مشخص شده که نسبت این دو گاز در حال حاضر با نسبتی که باید از آنها (با توجه به زمان فرضی سپری شده از انفجار بزرگ) وجود داشته باشد تطابق می کند.

دلیل دیگر بر وقوع انفجار بزرگ، وجود هیدروژن است. چرا که اگر هستی بدایتی نداشت، می بابیست تمام هیدروژن به هیلیم می سوخت.

تمام این دلایل واضح منجر به قبول عمومی نظریه ی انفجار بزرگ شد.

«فرد هویل» و «دنیس سیاما» که از نظریه هستی مستقر برای سالها دفاع کردند، درشرایط سختی افتاده بودند که از طریق تایید خود «سیاما» از نظریه ی انفجار بزرگ می توانیم آن را بفهمیم :

از نظریه ی هستی مستقر برای این که صحیح بوده دفاع نکردم، بلکه به دلیل «رغبت خودم برای صحیح بودنش» از آن دفاع کردم. اما بعد از این که دلایل تراکم مشخص شد برای ما نیز تبیین گشت که بازی تمام شده و باید نظریه ی هستی مستقر را رها کرد.

پروفوسور جورج آبل از دانشگاه کالیفرنیا به پیروزی نهایی نظریه ی انفجار بزرگ اشاره می کند و می گوید:

دلایل موجود در حال حاضر به این نکته اشاره می کند که هستی میلیارد ها سال قبل، از انفجار بزرگی نشأت گرفته است. به همین دلیل دیگر برای ما چاره ای نمانده جز قبول «نظریه ی انفجار بزرگ».

با پیروزی این نظریه  مفهوم ماده ی ازلی از بین رفت و مفهومی که اساس نظریه ی مادی را تشکیل می داد  به جزئی از تاریخ پیوست .

اما سوال این است که چه چیزی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته و چه کسی است که هستی را از نیستی آفریده است؟

 بدون شک این سوال حقیقتی فلسفی را به ذهن انسان می آورد، همانگونه که «ادینگتون» در مورد آن گفت که حقیقتی شرم آور برای یاران فلسفه ی مادی بوده، زیرا که به وجود خالقی برای این هستی اشاره می کند.

فیلسوف ملحد معروف «انتونی فلو» در این باره می گوید :

اعتراف از جهت نفسانی به نفع انسان است، و من اعتراف می کنم که قطعا انفجار بزرگ چیزی بسیار شرم آور برای ملحدان بوده است. زیرا که علم، اندیشه ای را اثبات کرد که کتاب های دینی از آن دفاع می کردند. این اندیشه که هستی بدایتی داشته است.

###################################################

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را باور کن (عجایب پس از انفجار)

 

جورج گرین اشتاین می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم ، و آن این است که نیرویی فراتر از طبیعت در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

به استثنای کسانی که به الحاد به شکلی کورکورانه متمسک هستند، دانشمندان اکنون این را می پذیرند که هستی خالقی دارد، با قدرتی پایان ناپذیر. خالقی که هم ماده  و هم زمان را آفرید و از هر دوی آن ها منزه است (به عبارتی دیگر از زمان و مکان منزه است).

فیزیک دان آمریکایی هوگ روس می گوید: اگر ماده و زمان با هم در نتیجه ی انفجار بزرگی پیدا شده باشند پس بر به وجود آورنده ی زمان و مکان لازم است که مستقل از آن دو باشد، و این به ما نشان می دهد که خالق، از همه ی ابعاد و اندازه گیری ها فراتر است.

انفجار بزرگ با فرو پاشی نقطه ای آغاز شد که ماده در آن متمرکز شده بود، آن هم با سرعتی بسیار زیاد. این ماده همه جا گسترده شد و کهکشان ها، ستارگان، خورشید، دنیا  و تمام اجرام آسمانی را به صورت متوازن و دارای نظامی زیبا آفرید. علاوه بر این قوانینی شکل گرفت که انسان آن قوانین را فیزیک نامید. قوانینی که درهمه جای هستی معتبر است و از زمان ظهورش قبل از 15 بیلیون سال تغییر نکرده و نظامی دقیق به وجود آورده که اگر تنها 1میلی متر نظم آن به هم بخورد، همه چیز دچار اختلال می شود.

ما می دانیم انفجار ها فقط خرابی به باور می آورند و نظام اولیه را مختل می کنند . حال اگر ببینیم که پس از انفجاری نظامی دقیق بر جای مانده، معنای آن این است که پشت آن دخالتی غیر معمول و فوق طبیعی وجود داشته،  دخالتی که تمام ذرات ماده ای پراکنده را تحت سیطره ای زیبا و در بین نظامی هماهنگ و متوازن جمع کرده است.

«فرد هویل» که سال ها نسبت به نظریه ی انفجار بزرگ ( بیگ بنگ) اعتراض کرد، نهایتا این موضع را پذیرفت و گفت: نظریه ی انفجار بزرگ می گوید که هستی در نتیجه ی انفجاری بزرگ شکل گرفته ، ولی ما میدانیم که هر انفجاری ماده را پراکنده می کند آن هم بدون هیچ نظمی، ولی بیگ بنگ عکس این را انجام داد، به شکلی که پر از راز است. یعنی این که ماده را با هم برای تشکیل کهکشان ها جمع کرد.

 و شکی نیست که اگر نظامی دقیق در نتیجه ی بیگ بنگ رخ داده باشد، پس باید دخالتی الهی در هر لحظه از لحظات این انفجار بزرگ موجود باشد. از طرف دیگر پیدایش زمین بسیار شگفت انگیز است؛ سیاره ای که مناسب زیستن است و غیر ممکن است که همه شرایط لازم برای قابل حیات بودن سیاره ی ما در نتیجه ی تصادفات پراکنده باشد.

فیزیک دان نظری پروفیسور «پاول دیویس» تحقیقاتی در زمینه ی سرعت پراکنده شدن هستی انجام داد و فهمید که این سرعت به اندازه ای دقیق است که عقل آن را باور نمی کند. او میگوید: محاسبات نشان می دهد که سرعت گسترده شدن هستی در سیری حرکت می کند که باورش سخت است، به نحوی که اگر گسترده شدن هستی ذره ای آهسته تر از سرعت فعلی آن بود، به سمت خرابی داخلی در نتیجه ی جاذبه می رفت و اگر این سرعت ذره ای بیشتر از سرعت فعلی آن بود، ماده ی هستی و خود هستی پراکنده می شد. و اگر سرعت انفجار از سرعت فعلی به اندازه ی «یک به روی ده به توان هیجده» (0.000000000000000001) متفاوت بود، این کافی بود تا توازن لازم مختل گردد. پس انفجار بزرگ انفجاری معمولی نیست بلکه کاری حساب شده از تمامی جهات و بسیار منظم است.

 

«استیفان هاوکینگ» فیزیک دان مشهور در کتاب تاریخ مختصر زمان می گوید: توازن های موجود در هستی بر اساس محاسباتی دقیق بنا شده و فراتر از آن است که ما توان درک آن را داشته باشیم. و در مورد سرعت گسترش هستی می گوید: سرعت گسترش هستی سرعتی بسیار باور نکردنی است، تا اندازه ای که اگر در ثانیه ی اول انفجار، این سرعت از «یک به روی ده به توان پانزده» (0.000000000000001) کمتر بود هستی به دور خود خراب می شد، قبل از این که به وضع امروزی اش برسد.

«پاول دیویس» توازن لازم این هستی را شرح می دهد و می گوید: بسیار سخت است که عقل مدرکی را انکار کند که بنیه ی این هستی را آفریده و مبتنی بر محاسبات بسیار حساس است. این ارقام بسیار دقیق که در اصل موازنات هستی وجود دارد دلیلی بسیار قوی بر وجود تصمیمی در ضمن هستی است.

در مورد این حقیقت دانشمند اختر شناس  «جورج گرین اشتاین» می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم که قدرتی دانا و فوق طبیعی در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

اگر ما در نظام دقیق هستی تأمل کنیم می بینیم که پیدایش هستی و توازن موجود  و عمل منظم آن خیلی پیچیده است، به نحوی که نمی توان با تصادفات توصیفش کرد.

بدین معنا که کاملا غیر ممکن است پیدایش تمام این نظام دقیق و توازن حساس آن در پشت انفجاری حیرت آور، در نتیجه ی تصادفاتی کورکورانه باشد.

و پیدایش این نظام بعد از انفجاری بزرگ غیر ممکن است مگر در نتیجه ی خلقتی با نیروی ماورای طبیعت.

این نظام دلالت بر وجود خالقی دارد که هستی را از نیستی آفرید و خلقتش را با تمام دقت نظم بخشید  و او الله، پروردگار جهانیان است.

 

و صلی الله علی خاتم انبیاء و المرسلین و الحمد لله رب العالمین و لا اله الا هو الرحمن الرحیم

http://www.tabesh.net

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: