بایگانی روزانه: ژوئیه 9, 2010

معماي يک فرقه رازآميز: اوم شينريکو و آخرالزمان

معماي يک فرقه رازآميز: اوم شينريکو و آخرالزمان

https://i0.wp.com/www.rickross.com/images/ashara2.jpg

فرقه اوم شينريکو Aum Shinrikyo را فردي نابينا به‌نام گيزو ماتسوموتو در سال 1986 در ژاپن تأسيس کرد. او بعداً نام «آساهارا شوکو» را بر خود نهاد. اوم واژه سانسکريت و به معني «قدرت‌هاي مخرب و سازنده جهان» است و شينريکو به معني «آموزش حقيقت برتر». همان‌گونه که از نام فوق پيداست، هدف فرقه آموزش حقيقت برتر درباره ساخت و تخريب جهان عنوان مي‌شود. فرقه اوم در اوت 1989 به‌عنوان يک فرقه ديني در ژاپن به ثبت رسيد. از همان زمان فرقه با شکايت والديني که فرزندان‌شان به عضويت آن درآمده و ارتباط خود را با خانواده قطع کرده بودند مواجه شد. فرقه در اصل بودائي است ولي آخرالزمان را کاملاً نزديک مي‌داند و دشمن اصلي را ايالات متحده آمريکا که به اعتقاد آساهارا مخلوق فراماسون‌ها و يهوديان و دشمن ژاپن است. آساهارا اعضاي فرقه را به آمادگي براي فرارسيدن قريب‌الوقوع آرماگدون (آخرالزمان) فرا مي‌خواند. براي مقابله با اين وضع، اعضاي فرقه احداث پناهگاه‌هاي مقاوم در برابر حملات اتمي را آغاز کردند.

https://i1.wp.com/www.propagandamatrix.com/images/june2006/050606tokyo.jpg

در مارس 1993 آساهارا دستور ساختن گاز سارين و تهيه سلاح‌هاي شيميايي را صادر کرد و يکي از اعضاي فرقه که متخصص شيمي ارگانيک بود مسئول شاخه تحقيقات شيميايي و بيولوژيک فرقه شد. در اواخر 1993 گروه علمي فوق موفق به ساختن گاز سارين شد. اوم شينريکو از امکانات مالي و عملي گسترده برخوردار بود و 20 نفر متخصص ميکروبيولوژي که در بهترين لابراتوارهاي ژاپن کار مي‌کردند در اين گروه عضويت داشتند. در 27 ژوئن 1994 اعضاي فرقه گاز سارين را در منطقه مرکزي توکيو پخش کردند که به مرگ هفت نفر و جراحت صدها نفر انجاميد. در 20 مارس 1995 ده تن از اعضاي فرقه با گاز سارين به متروي زيرزميني توکيو حمله کردند. در اين تهاجم 12 نفر کشته و هزاران نفر مسموم شدند. در زمان حمله به متروي مرکزي توکيو اين فرقه 1100 عضو فعال داشت. طبق ادعاي پليس ژاپن، از اکتبر 1988 تا مارس 1995 سي و سه تن از اعضاي فرقه به‌علت نافرماني به‌دستور آساهارا کشته شدند. تحقيقات بعدي پليس چندين مورد مثله کردن و هشت فقره مرگ به‌علت اقدام به تمرينات فرقه، دو مورد خودکشي و چند مورد ناپديد شدن اعضا را ثابت کرد. بعد از دستگيري آساهارا، يکي از اعضاي فرقه به‌نام فومي‌هيرو جويو، دوست اولگ لوبوف فوق‌الذکر در روسيه، رهبري فرقه را به‌دست گرفت و به بازسازي آن پرداخت. او نام فرقه را از «اوم» به «الف» (حرف اوّل الفباي عربي و عبري) تبديل کرد که به معني «شروع مجدد» است. فرقه فوق به رهبري جويو همچنان آزادنه فعاليت مي‌کند و هنوز آساهارا را به‌عنوان بنيانگذار خود مورد تکريم قرار مي‌دهد. آساهارا در روسيه نيز پيرواني دارد و زماني در سفر به مسکو در يک اجتماع 15 هزار نفري از هوادارانش سخنراني کرد. فضاي آشفته سياسي و شکست ملت روسيه زمينه مناسبي است براي تبليغات فرقه به‌ويژه جنبه‌هاي ضد يهودي و ضدآمريکايي آن. در ماجراي متروي توکيو، جويو نيز دستگير و به سه سال زندان محکوم شد. او که خوش‌سيما و خوش‌لباس است، در جريان محاکمه اعضاي فرقه مرتب در تلويزيون و مطبوعات مصاحبه مي‌کرد و به اين ترتيب به چهره‌اي محبوب در ميان نوجوانان ژاپني بدل شد. فرقه اوم بيش از يک ميليارد دلار ثروت دارد و فقط در نيويورک داراي هشت شرکت تجاري است.

https://i1.wp.com/www.japantimes.co.jp/images/photos2006/nn20060918a5b.jpg

 الي کارمون نويسنده اسرائيلي در اکتبر 1999 نوشت:

«از نيمه سال‌هاي 1980 تجديد حيات يهودي‌ستيزي در ژاپن مشاهده مي‌شود. ده‌ها کتاب ضد يهودي در شمارگان ميليون به فروش مي‌روند. بخشي از مسئوليت اين پديده به گردن چپ‌هاي ژاپن است زيرا شعارهاي ضد صهيونيستي آن‌ها منجر به تشديد نفرت از يهوديان و فرهنگ يهودي شد. برخي نظريه‌پردازان افراطي چپ حتي نظرياتي را در زمينه توطئه جهاني يهود مطرح مي‌کردند که با تبليغات مشابه از سوي راست‌گرايان متفاوت بود. يکي از محبوب‌ترين مؤلفين ضد يهودي ژاپن، اونو ماسامي، کشيش بنيادگراي مسيحي، است. او در سال 1986 دو کتاب چاپ کرد و ادعا کرد که ايالات متحده يک کشور يهودي است و به‌وسيله يک دولت در سايه يهودي اداره مي‌شود. در 1992 يک مؤلف جديد ضد يهودي به‌نام اوتا ريو توطئه يهوديان براي تخريب ژاپن را به 1200 سال پيش، به دوران نارا در تاريخ ژاپن، امتداد داد. در اوايل سال 1995 دو کتاب چاپ شد که يهوديان را حتي به‌خاطر زلزله کواب در ژانويه 1995 متهم مي‌کرد. بنابراين، يهودي‌ستيزي فرقه اوم در محيط فرهنگي مساعدي رشد کرد و انديشه‌ها و گرايش‌هايي را بيان نمود که در محيط کنوني ژاپن موجود بود.»

Eli Caromon, The Anti- Semitism of Japan’s Aum Shinrikyo: A Dangerous Revival [+]

https://i2.wp.com/www.oknation.net/blog/home/blog_data/405/5405/images/aum03.jpg

شواهد زير نشان مي‌دهد که فرقه اوم را از بدو تأسيس کانون‌هاي مرموز حمايت مي‌کنند:

1- در سال‌هاي 1991 تا 1995 حدود 60 نفر از اعضاي اوم از مراکز اين فرقه گريختند و درباره محبوس کردن و سوءاستفاده از اعضاي فرقه براي پليس سخن‌ها گفتند. در تمامي اين موارد پليس حاضر نشد عليه فرقه اقدام کند. حتي کودکان برخي از اين فراريان به‌عنوان گروگان در اردوگاه‌هاي فرقه مانده بودند. در اين موارد نيز پليس حاضر به مداخله نشد و ترجيح داد با سران فرقه براي آزادي کودکان مذاکره کند. اگر مذاکرات به نتيجه نمي‌رسيد، پليس به اقدام ديگر دست نمي‌زد.

2- مواردي وجود داشت که اعضاي فراري در خيابان‌هاي شلوغ و ايستگاه‌هاي مترو به‌وسيله اعضاي فرقه دستگير و با اتومبيل به مقرهاي فرقه منتقل مي‌شدند. در اين موارد نيز پليس هيچگاه دخالت نکرد.

3- در ماجراي حمله به شهر 300 هزار نفري ماتسوموتو (27 ژوئن 1994)، پليس داستاني مضحک عنوان کرد و مدعي شد که مهاجم، به‌نام کونو، گاز سارين را شخصاً و احتمالاً تصادفي ساخته است. ساختن گاز سارين به تجهيزات پيشرفته نياز دارد و با وسايل ابتدايي ساخت آن ميسر نيست. شيمي‌دانان و کارشناسان در سراسر جهان بر اين نکته انگشت گذاردند ولي پليس ژاپن همان داستان را تکرار کرد و رسانه‌هاي ژاپني نيز کاملاً از نظر پليس حمايت کردند. جالب‌تر اين است که اندکي پس از اين حادثه، پليس در بيرون يکي از اردوگاه‌هاي فرقه اوم رسوبات گاز سارين را کشف کرد. اين يافته نيز پنهان نگه داشته شد و بازپرسي از کونو طبق همان سناريو ادامه يافت. پليس حتي کونو را مجبور کرد اعتراف کند که سارين را خودش ساخته است.

4- زماني‌که پليس به اردوگاه فرقه اوم وارد شد (15 مه)، هيچ نوع اسلحه و مهمات و هيچ نشاني از گاز سارين نيافت. گفته مي‌شود که چند ساعت قبل از ورود پليس اين وسايل به‌وسيله چند اتومبيل و واگن از محل خارج شده است. اين در حالي است که مي‌دانيم از دو روز قبل اين محل زير نظر پليس بود. گفته مي‌شد که آساهارا اندکي قبل از ورود پليس به مقر فرقه اين محل را ترک کرده است. ولي او بعداً در همين محل پيدا شد. يعني وي چنان به خود اطمينان داشت که مقر فرقه را ترک نکرد.

5- ماسايوشي تاکمورا، وزير دارايي ژاپن، دستور داد که کليه دارايي‌هاي فرقه صورت‌برداري شود ولي پليس حاضر نشد اين اطلاعات را حتي در اختيار يک وزارتخانه دولتي قرار دهد. در آن زمان، دارايي فرقه يکصد ميليارد ين (2/ 1 ميليارد دلار) تخمين زده مي‌شد. هم پليس و هم سران فرقه مدعي بودند که تنها ممر درآمد فرقه اعانه‌اي است که پيروان آن پرداخت مي‌کنند. مي‌دانيم که اوم حدود ده هزار پيرو در ژاپن داشت که بسياري از ايشان دانشجو بودند و توان پرداخت مبالغ چشمگير نداشتند. هزينه‌هاي اوم با گشاده‌دستي صورت مي‌گرفت و نشان مي‌دهد که اين فرقه از پشتوانه مالي چشمگيري برخوردار است. اوم ده‌ها نفر از اعضاي خود را براي تجارت به سراسر ژاپن روانه مي‌کرد و برخي از آنان بيش از يکصد کارمند داشتند که هوادار فرقه نبودند و هيچ يک از اين شرکت‌ها نيز سودي نداشت. ظاهراً اوم قصد نداشت از اين شرکت‌ها پولي به‌دست آورد. اين شرکت‌ها تنها براي عضوگيري و ايجاد پوشش براي عمليات غيرقانوني به کار گرفته مي‌شدند. اوم ماهيانه 118 هزار دلار نيز صرف عمليات خود در خارج از ژاپن مي‌کرد. بنابراين، در طول شش سال صدها ميليون دلار و شايد ميلياردها دلار به‌وسيله فرقه خرج شده است. اين ادعا که پول هنگفت فوق از طريق اعانه هواداران به‌دست آمده به‌کلي مضحک است. روشن است که اوم منبع درآمد ديگري داشته است.

توجه کنيم زماني‌که پليس مقر فرقه را جستجو کرد 700 ميليون ين (24/ 8 ميليون دلار) پول نقد و ده شمش طلا به‌دست آورد. اين شمش‌ها فاقد برچسب دولتي بوده که عيار و وزن آن را مشخص مي‌کند. روشن است که اوم اين شمش‌ها را خريداري نکرده زيرا طلاي خريداري شده حتماً با برچسب فوق و تعيين وزن و عيار عرضه مي‌شد. از شين کانمارو * نيز شمش‌هاي طلاي مشابهي به‌دست آمد. مي‌توان حدس زد که منبع هر دو طلا يکي بوده است. بهرحال، هيچگاه منبع ثروت فراوان فرقه اوم روشن نشده است.

6- نزديکي جويو، رهبر فرقه در روسيه، با مقامات عالي‌رتبه روسي، از جمله اولگ لوبوف، رئيس وقت شوراي‌عالي امنيت ملّي روسيه و مشاور نزديک يلتسين و دوست تاتيانا دختر بدنام يلتسين، تصادفي نيست. گفته مي‌شود يکي از دولتمردان بلندپايه و سرشناس ژاپني جويو را به مقامات روسي معرفي کرده بود. علي‌القاعده، اين فرد همان شين کانمارو است.

* شين کانمارو (1914-1996) [+] سياستمدار ژاپني. کانمارو از رهبران حزب ليبرال دمکرات ژاپن (LDP) بود و به «شاه‌ساز» Kingmaker شهرت داشت به‌خاطر نقش بزرگش در تعيين سرنوشت دولت‌هاي ژاپن. کانمارو به دريافت رشوه‌هاي کلان شهرت داشت. او بسيار ثروتمند بود و در زمان مرگ ميلياردها دلار ارثيه بر جاي گذارد. در سال 1992 جنجال رشوه او به يکي از رسوايي‌هاي بزرگ مالي ژاپن بدل شد. با مافياي ژاپن و گروه‌هاي افراطي راست‌گراي ژاپن ارتباط نزديک داشت. 

منبع: http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8902.htm#Aum_Sect_Japan 

علایم ونشانه ها درزندگی روزمره ، تقدیر یا تصادف …!؟

علایم ونشانه ها درزندگی روزمره ، تقدیر یا تصادف …!؟

 

 

 

( این مقاله روتقدیم می کنم به رامتین عزیز که باصبوری ومتانت تمام آرا ونظرات مختلف ما

را بارعایت امانتداری منتشر میکند وتمامی بروبچه های خوب یوفولاوکه خیلی باانرژی وباحال اند…)

لازم به ذکراست این مقاله برای اولین بار ودر این وبلاگ منتشر می شود. هرگونه استفاده ازآن آزاد است.

 فرهاد 2012/18 تیر89 

 همه روزه و درطول زندگی محدودی که داریم، درکوچه وخیابان ومحل کار وتحصیل ومنزل و…

حتی درخواب ورویا با علامات ونشانه هایی مواجه می شویم ، که تقریبا دراکثرمواقع به آنها

بی توجهیم! شاید ذهن ما چنین تربیت یافته که ازاین علامات ونشانه ها که ممکن است ساده

ترین وپیش پا افتاده ترین چیزها باشند به سادگی بگذرد ونسبت به آنها بی تفاوت باشد!

 

 

 ولی گاه همین نشانه های ساده که ممکن است یک» عدد»، یک» رنگ»،یک تکه سنگ کوچک

بی ارزش باشد، پیامی رادربر داشته و سرنوشتی را عوض کند وباعث نجات یا نابودی فرد یا افراد

درگیر باآن باشد…!

 

 

طبق تئوری» کائوس» یا آشوب حتی بال زدن پروانه، دریکی ازجزایر ژاپن می تواند توفانهایی را  درآنسوی نیمکره زمین ایجاد کند.(جمع شدن بسته های کوآنتایی انرژی وتولید لگاریتمی انرژی مهیب)

این اثر به Buterfly Effect یا اثر پروانه ای نیز موسوم است.

 

 

داستان زیر نمونه ای است ازدخالت علائم ونشانه ها ، وشیوه های تصمیم گیری درمورد جبر واختیار

درعالم است …چون همانطوری که می دانیم انسان موجودی مجبور ومختار است واراده وی نقش تعیین

کننده ای در انتخابهایش دارد.

 

(اسامی که انتخاب شده کاملا ذهنی و ساختگی  است و شخصیت اول ماجرا هرکسی می تواند باشد

حتی من وشما…)

 

ساعت 30/7 صبح = آقای کلارک اسکوفیلد 41 ساله بی توجه به لکه سس گوجه فرنگی قرمزی که ازشب پیش از ساندویچ همبرگر باربارااسمیتسون( همسایه شلخته روبرویی) روی زمین ریخته بود ، درآپارتمانش روبه هم زد ، این باعث شد شماره پلاک 23 روی در واحد باربارا کنده شود وروی زمین بیفتد درست روی لکه های سس قرمز!

کلارک ، ضربه ای به پلاک  زد، کراواتش را مرتب کرد، سامسونیتش رابرداشت ، سریعا دوپله یکی کرده

پشت فرمان ماشین فورد سیناترای خودش نشست وبه سمت محل کارش دروال استریت نیویورک براه افتاد.

ساعت 45/7صبح= کلارک ، باردیگر توجه نکرد که درخیابان 13 مردی لباس کهنه فروش ، تی شرت قرمز رنگی رابا نوشته Attention Please!! که برروی سینه آن نقش بسته بود به سمت او

گرفته وبا سماجت می خواهد که او آنرا بخرد! کلارک ، زیرلب غرغری می کند وسریعا رد می شود…

 

ساعت 50/7 = درخیابان 15 توپ قرمزرنگی ازدست دختر5 ساله ای موطلایی وزیبا رها می شود ،از عرض خیابان جهش کنان داخل جوی آب می افتد…باردیگر کلارک باخونسردی به راهش ادامه می دهد…!

 

ساعت 55/7 =درخیابان 20 باد روسری راه راه قرمز –سفید زنی میانسال  رابلند می کندوروی شیشه ماشین کلارک می چسباند… ماشین با ترمزی خشک متوقف می شود ، کلارک روسری گیرکرده به برف پاک کن رابا اخم وتخم به زن میانسال می دهد وبه راهش ادامه می دهد…زن با نگاهی معنا دار رفتن کلارک

را نظاره می کند… و سری تکان می دهد…

 

ساعت ../8 = درخیابان 23 کلارک متوجه می شود حلقه انگشتر طلای نقش گل لوتوس 21 عیارش که یادگاری از سامانتاهمسر تازه فوت کرده اش بود در انگشتش  نیست!» یعنی کجا می تونه باشه!؟»»حتما زمین افتاده …یا…» کلارک زیر فرمان خم می شود تا دنبال آن بگردد..تمام خاطرات زندگی 20 ساله او با سامانتا دریک لحظه جلوی چشمانش ظاهر شد….صدای بوق گوشخراش کامیونت حمل زباله اورا به خود ش آورد!

 

کلارک فوری سرش رابلند کرد ودریک لحظه دید کامیونت حمل زباله محله 23 ترمز بریده، با سرعت

هرچه تمام  به سمت اودرحال حرکت است…همه چیز در3 ثانیه اتفاق افتاد…! کامیونت ازخط وسط خیابان

عبور میکند تابلوی Attention Please!  راکه شهرداری بعلت تعمیرات فاضلاب دروسط خیابان

کاشته بود به کناری پرتاب می کند و….بوووم!!!

 

ساعت20/12=آقای کلارک دربیمارستان ایالتی نیویورک درتخت شماره 13 بستری است!

درحالی که دودست وپایش بعلت شکستگی گچ گرفته شده وگردنش رانیز بعلت ضربه شدید تصادف

با پروتزی ثابت نگه داشته اند…خوشبختانه سرش آسیب ندیده بود وحواسش سرجا بود!

 

ساعت00/16= کلارک باچشمان نیمه باز متوجه همان دختربچه 5 ساله موطلایی  می شود که اینبار

توپ سبزی دردست دارد وبرای عیادت پدربزرگش (بیمار بغل دستی او) آمده است، دخترک توپ سبزرا

روی تخت خواب کلارک می اندازد وشیرین می خندد…

 

کلارک آهی عمیق ازسینه بیرون می دهد….ونگاهش درخنده دخترک گم می شود…

 

 

 

 

 

 

شما راستی چقدرازاین علایم درزندگی تان دیده اید ؟

پ . ن : با تشكر از لطفي كه فرهاد عزيز دارند. ولي من در اين وبلاگ نقش كمي دارم. زحمت اصلي را دوستاني ميكشند كه لطف ميكنند مطالب روز دنيا را براي وبلاگ ارسال ميكنند مثل فرهاد عزيز،لژيون عزيز، مهران عزيز،نويدعزيز، مهر عزيز،خانم انصاري، شيرين خانم،سارا خانم و بقيه دوستاني كه به وبلاگ لطف دارند همين طور وبلاگ نويسان ديگري كه از مطالبشان با ذكر منبع در اين وبلاگ استفاده شده و همين طور خوانندگاني كه با نظراتشان چه موافق و چه مخالف به وبلاگ حال و هوايي پويا ميبخشند و ما را به ادامه راه تشويق ميكنند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: