اولين دايره گندم در سال 1678


كسي به ميهماني «ئي‌تي» دعوت مي‌شود؟ 

حدودا 20 سال است که هر چند يک‌بار در يکي از کشورهاي اروپايي واقعه عجيبي اتفاق مي‌افتد. داستان هم اين است که شب مي‌خوابند و صبح که بيدار مي‌شوند مي‌بينند که در مزارع گندم دايره‌هاي بزرگي ايجاد شده است. اين اتفاق نمي‌تواند عادي يا شوخي و جعلي باشد. گذشته از اين يک شبه نمي‌شود چنين اشکالي را با آن دقت در مزارع ايجاد کرد. در اين بين بحران دايره‌هاي گندمزاري متوقف نشده است، بلکه توسعه نيز يافته و جالب است که اشکال هندسي، سال به سال هندسي‌تر، پيچيده‌تر و پرکارتر شده‌اند.
ژاپني‌ها موضوع را آنقدر جدي تلقي کرده‌اند که هيات‌هايي را براي بازديد از اين دايره‌ها به اروپا و آمريکا فرستادند. نظر نهايي اين است که اين اشکال ثمره هنرنمايي موجودات فضايي باهوشي است که سوار بر بشقاب پرنده به زمين مي‌آيند و به وسيله اشکال مرموز براي ما پيغام مي‌گذارند و دوباره به سياره خود بر مي‌گردند.
آزمايش‌ها و بررسي‌هاي شبانه با کمک دوربين‌هاي مادون قرمز و ميکروفن‌ها ثابت کرده‌اند که اين اشکال عجيب و غريب و شايد در باطن پرمعني، شب هنگام و در کوتاه‌ترين زمان و بدون ايجاد کمترين سروصدايي يا تظاهرات عيني و گويي که به‌طور صددرصد نامريي بوجود آمده‌اند.
اين اشکال در طول ۲۰ سال گذشته هندسي‌تر، هنري‌تر، پيچيده‌تر و پرطرح‌تر شده‌اند. مثلا دايره‌ها بزرگتر شده‌اند. گاهي دايره‌ها مانند حلقه‌هاي نماد المپيک تو در تو هستند و در يک مورد هم يک مثلث نيز به آنها اضافه شده است. اشکالي هم شبيه حشرات و ماهي‌ها عينا مانند آثار نقاشي ماقبل تاريخ که در غارها کشف شده ديده شده‌اند. در کل کسي که اين اشکال را ايجاد کرده است در نوعي خط تصويري نظير خط هيروگليف مهارت داشته و خواسته است که با زبان بي زباني به ما چيزهايي بگويد.
برخي از محققاني که ماجرا را مورد بررسي قرار داده‌اند، مي‌گويند که اين اشکال از فضا و با کمک نوعي اشعه شبيه اشعه ليزر دايره‌وار سوزانده مي‌شوند و بعيد نيست که هنگام عمل، صداي خش و خش مانندي نيز بلند شده باشد. ولي در کل از روي شکل‌هاي اين مزارع بايد نتيجه گرفت که فاعل هر کسي که باشد، روحيه اعتدالي دارد و از هندسه و هنر چيزهايي سرش مي‌شود و در ضمن با طبيعت هم سر و کار دارد. به‌طور کلي مي‌توان گفت که آنها موجودات بي‌آزار و صلح‌جويي هستند و مي‌خواهند، خود را به نحوي از انحا با طبيعت زمين تطبيق دهند و به ما حالي کنند که ما هم هستيم.
نيرويي که بتواند ساقه‌هاي گندم را خم کند، الزاما بايد ويژگي‌هاي خاصي نيز داشته باشد. چون در بعضي از گندمزارها ساقه‌هاي گندم در اين اشکال بريده يا سوزانده نشده‌اند، بلکه خيلي تميز و پاکيزه با زاويه ۹۰ درجه خم و خوابانده شده‌اند. يعني به بوته گندم امکان داده شده است که به رشد خود ادامه دهد ولي نه به صورت قائم، بلکه به صورت افقي.
مساله کشف و تشخيص آثار راديواکتيو در اين اشکال، موضوع را پيچيده‌تر کرده است. در تمام اشکال، آثار تشعشعات راديو اکتيو بتا و گاما ( البته با شدت ضعف‌هاي متفاوت ) تشخيص داده شده است و آزمايشگاه‌ها نظر داده‌اند که در بعضي از مزارع، مقدار اشعه بتا و گاما زياد و در برخي کم است.
تشکيلات موسوم به حلقه‌هاي کشتزار، اغلب در مزارع غلات پديد مي‌آيند و طي فرآيندي که به پيدايش آنها مي‌انجامد، گياهان به نحوي اسرارآميز روي زمين مي‌خوابند. بدين‌صورت الگو‌هايي پديد مي‌آيد که يک‌باره و بي‌آنکه در روشنايي روز پيش از آن، کسي آنها را ديده باشد، توجه مردم را به خود جلب مي‌کنند.


12 Petals of the Flower of Life


Commom Theme – Dumbell Shaped Crop Formation

شواهد موجود نشان مي‌دهند که وقوع اين پديده‌ها، از اوايل قرن بيستم به بعد، سال به سال افزايش يافته است، به‌طوري که در دهه ۱۹۶۰ به رويدادي آشنا تبديل شده و از دهه ۱۹۷۰ به بعد توجه اذهان عمومي را به خود جلب كرده است. از سال ۱۹۷۲به بعد ( يعني سال مشاهده عيني صحنه وقوع توسط باند شاتل وود ) تاکنون در حدود 10 هزار گزارش از پيدايش مستند حلقه‌هاي کشتزار با اشکال گوناگون، در نقاط مختلف جهان ارائه شده است. قطر بعضي از اين حلقه‌ها به يک کيلومتر مي‌رسد و برخي ديگر از آنها مساحتي بالغ بر ۱۹ هزار متر مربع را مي‌پوشانند.
نکته قابل ذکر ديگر، نحوه خميده شدن ساقه‌ها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست. ساقه گياهان علفي، بندها يا گره‌هايي دارند که از وظايف آنها، ايجاد استحکام در گياه است. اين بندها، مجهز به روزنه‌هايي براي ايجاد امکان خروج بخار آب هستند. تجمع آب در محل بندها و فشار آن، موجب راست ايستادن ساقه و در نتيجه، موجب سر پا ماندن گياه مي‌شود. در صورتي که دما افزايش يابد، آب به بخار تبديل مي‌شود و منافذ موجود در بندها، راه را براي خروج بخار مي‌گشايند. اين سازوکار، راهي براي تنظيم دما و خنک نگه داشتن گياه است، که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خميده شدن ساقه گياه مي‌انجامد.
بسياري از کساني که از اين حلقه‌ها بازديد مي‌کنند، دچار واکنش‌هاي جسمي خاصي مي‌شوند که از آن جمله مي‌توان به حالت تهوع، سردرد، گيجي، احساس قلقلک و دردهاي گوناگون اشاره کرد. نظير اين نشانگان را مي‌توان در ناخوشي‌هاي حاصل از تاثير پرتو راديو اکتيو نيز مشاهده کرد.
گفته مي‌شود که ساعت‌ها، تلفن‌هاي همراه، دوربين‌هاي عکاسي و به ويژه دستگاه‌هاي الکترونيکي که براي بررسي وارد منطقه مي‌شوند، دچار اختلال مي‌شوند و نيز ادعا مي‌شود که قطب‌نماي هواپيماها، در بالاي اين مناطق، به صورت ديوانه وار به چرخش در‌مي‌آيد.
اشخاصي که شاهد پيدايش حلقه‌هاي کشتزار بوده‌اند، متوجه تابش سرخ رنگي بر سطح زمين شده‌اند. خميده شدن گياهان در پنج دقيقه اتفاق مي‌افتد و در اين مدت، هيچ‌کس، شخص يا وسيله‌اي را که بتوان اين رويداد را به آن نسبت داد، نديده است.
در برخي موارد، پيدايش اشکال پيچيده اين حلقه‌ها با برخي حوادث عجيب همراه بوده است. مثلا ديده شده است که سگ‌هاي مجاور يک منطقه در فاصله ساعت ۲ تا ۴ بامداد پارس کرده‌اند و صبح روز بعد، پيدايش حلقه‌اي در آن منطقه گزارش شده است، يا ديده‌اند که احشام، پس از ورود به محوطه حلقه‌ها بيمار شده‌اند. در دامنه تپه‌ها، متوجه وزش بادهاي عجيب شده‌اند و همچنين مشاهده گوي‌هاي نارنجي نوراني، شنيدن صداهاي خش خش مانند عجيب و ظهور مکرر اشيا پرنده ناشناس، از ديگر وقايع پس از ظهور حلقه‌ها بوده‌اند.

 

 

مشهورترين تصوير قديمي مستندي که وقوع پديده حلقه‌هاي کشتزار را نشان مي‌دهد، يک گراور يا حکاکي چوبي، متعلق به سال ۱۶۷۸ ميلادي در انگلستان است. در اين اثر، موجودي شيطاني به تصوير درآمده است که با داسي بلند، مشغول دروي مزرعه غلات در قالب الگويي عجيب و خاص است.

آرش بزرگمهر

روزنامه اعتماد ملی 17 تیر ماه 1388

منبع:http://roozna.com/2009/7/9/EtemaadMelli/964/Page/10/EtemaadMelli_964_10.pdf

با تشكر از لژيون عزيز.

عكسها يي براي علاقه مندان

 

  

 

 

Posted on ژوئیه 7, 2010, in دواير گندم. Bookmark the permalink. 27 دیدگاه.

  1. دوستان من این موضوع تاحدی نخ نما شده ولی اینو می تونم بگم که همه اینها کاردستیه یه عده هنرمند انسانه مثل من وشما..!
    با این تفاوت که آنقدرباهوش وبا ذوقند که همه رو به راحتی سرکار میذارن …!!!
    به همین راحتی !! کافی است تو گوگل سرچ کنین :circle makers کلی سایت توپ براتون معرفی میشه…!!
    برای ژاپنی ها دلم می سوزه که عین ما احساساتی ان(خوب شرقی ان دیگه)
    سایت اصلی شون اینه:
    http://www.circlemakers.org

    قربون همگی

  2. سلام . رامتین جان قبلا هم در این مورد صحبت شده بود . حتما همه دوستان هم می دانند که الان گروهی هست که طبق سفارش شما این دوایر را در مزرعه ایجاد می کند . اما در چند مورد اولیه هنوز نمی توان با اطمینان از جعلی بودن یا نبودن آنها صحبت کرد .

  3. چند سال پیش من یک مقاله ای جایی دیدم که سه چهار نفر بیکار علاقه ی عجیبی پیدا کردن و ملت را سر کار می گذارن با درست کردن شکل تو مزرعه ها! یک دستگاه هایی درست کردن که شبونه راه میافتن تو مزرعه ها نقاشی می کشن و می خندن!

    قسمتی از این موارد خیلی ساده می تونن مصنوعی و ساخته ی دست بشر باشن.

    اطلاعات فیزیکی من مدون نیست و قاطی پاتی شدن همه؛ ولی انقدر میدونم که این ها میتونن طبیعی هم باشن.

    پلانک یک کتابی داره به اسم: علم به کجا می رود. آینشتاین براش مقدمه نوشته… تو مقدمه گفته:
    ما هنوز ابزار مطالعه ی فیزیک را هم به دست نیاوردیم، چه برسه به این که بگیم تو فیزیک به جایی رسیدیم…

    من این جمله را وقتی الکترو مغناطیس می خوندم درک کردم.

    فیزیک عبارته از یک مشت قرار داد که به یک مدل ریاضی قابل لمس برای شبیه سازی پدیده منجر میشه که در شرایط شناخته شده ی فعلی می تونیم عده ای از اتفاقات را توجیه کنیم…

    این که چیزی را ببینیم و ندونیم چرا اینجوری شده و فوری ربطش بدیم به هوا فضا زیاد منطقی نیست…

    مثل قدیما که کسوف می شد می گفتن خدا قهر کرده!؟

    به شخصه رد نمی کنم، ولی ضعیف می دونم احتمال منشا فضایی داشتن این اشکال را…

    اون دسته از اشکال که نظم هندسی دارن، می تونن حاصل عوامل طبیعی باشن، و اون دسته که نماد های باستانی و .. می تونن حاصل شیطنت آدمای بیکار…

    در صورت فضایی پنداشتن، این حد از تکنولوژی برای انتقال اطلاعات به این روش واقعا توجیه نداره!

    از اون فاصله اشعه ای میادو این ها را میکشه.. خوب که چی؟!
    اگه می خوان چیزی بگن، روش های ساده تری هم هست؛ و اگر تکنولوژی در این حد پیشرفتست، نوع پیام چرا انقدر گنگ؟

    اون مقاله را دیدم که بیت بیت دیکودش کردن و پیام در آوردن از توش…

    رمزنگاری و مخابرات کار کردم کوچولو و می دونم اطلاعات به مراتب بیشتری را، به روش های ساده تر و قابل فهم تر به روش های ریاضی میشه انتقال داد…

    این روش زیادی فانتزیه!
    و این موجب میشه بیشتر شک کنم!

    مرسی از همه

    • کچل من! (ناگفته نماند من هم به اقتضای سنم و DNA های پدرم کچلم!!)

      باها ت موافقم …ماها اگه یه خورده سامان فکری داشته باشیم ، به خیلی جاها
      میرسیم …ولی ببخشین یه خورده تنبلیم …! ویه خورده احساسی …!
      ولی امیدی هست…من بسیار امیدوارم…

      • من هم یک خورده تنبلم و فجیععع احساسی!
        این وسط امید چیز خوبیه.
        خوش به حال هر کی داره!

  4. میدونید رفقا من این قضیه رو نه رد میکنم و نه قبول چون احتمال هر دوشون هست.ولی اینو خوب میدونم که تو کشوری مثل آمریکا سینما گرانشون از یه جایی خط میگیرن منظورم این هست که از اونجایی که هر فیلمی که در هالیوود تولید میشه در سر تا سراسر دنیا بیننده داره در نتیجه اینها سعی می کنند تفکرات خودشون و بعضی چیزها رو تو فیلم بگنجونن تا کم کم جزئی از رفتار مردم بشه و مردم نسبت به اون خیلی عادی تر برخورد کنند حالا اصل مطلب بعد از این همه مقدمه چینی==>این فیلم هایی که در مورد آدم فضایی ها و موجودات بیگانه ساخته میشه و مخاطبان زیادی هم داره همه اینها به نظر من برای ایجاد یک آمادگی برای پذیرش این موجودات باشه و در واقع همه اینها یک مقدمه چینی برای اینه که ما اگر چنان موجودات پیشرفته ای رو دیدیم یهو کپ نکنیم و به وحشت نیفتیم .همونطور که میبینیم تو این فیلم ها بعضی از موجودات فضایی رو دوست فرض میکنند(بیشترشون و قویترینشون) و تا زمانی که انسان با اونها کار نداره اونا هم با ما کار ندارند و تازه حاضرند تکنولوژی شون رو در اختیار ما بذارن.در هر صورت شاید من هم اشتباه میکنم و سیاست مداران آمریکا و CIA راست میگن و همچین چیزایی وجود ندارند!!!!!!ولی اینو بازم به همه شما دوستان میگم هالیوود نشان دهنده ی سیاست های ایالات متحده هست(ولی انصافا فیلم های توپی میسازه ما که رازی هستیم).

  5. سلام فرهاد جان اگه از فیزیک سر در میاری میشه یه توضیح راجع به نظریه تارها بنویسی یه دفعه یه جا راجع بهش خوندم هیچی نفهمیدم تازه فیزیکمم خوبه!

    • سلام دانته جان…

      http://www.phisic2006.mihanblog.com/post/19

      نظریه « تار» یا « ابر ریسمان»
      این نظریه بر این فرض بنا شده است که کوچکترین چیزی که دنیای فیزیکی از آن ساخته شده است ذرات نیستند، بلکه تارهایی می باشند که 20^10 بار کوچکتر از هسته ی اتم هستند.مدهای ارتعاشی مختلف این تارها را می توان به ذرات گوناگونی مانند الکترون ها ، کوارک ها، نوتریون ها، فوتون ها، گراویتون ها و دیگر ذرات نسبت داد. بین تار ها مانند ذرات اندرکنش وجود دارد، اما وقتی فرآیندهایی که شامل حلقه های بسته باشند مورد امتحان قرا گیرند، جواب هایی که بدست می آیند دیگر بی نهایت نیست.
      مقیاس انرژی ها در نظریه تار از مرتبه ی (بخوانید گیگا الکترون ولت) 19^10Gev است. این انرژی 17^10 بار بیشتر از انرژی است که در حال حاظر بزرگترین شتاب دهنده های ذرات می توانند تولید کنند.
      (همان مرکزشتاب دهنده ذرات در CERN)
      بنابر این به نظر می رسد که مشاهده ی ساختار ریسمانی ماده غیر ممکن باشد. فیزیک دانان نظری امید دارند که در حد انرژی های کمتر و قابل دسترس بتوانند نظریه های فیزیکی آشنا تر مانند نسبیت عام، الکترومغناطیس،نیروهای ضعیف و قوی هسته ای و ذرات بنیادی آشنا را به عنوان تقریبی از نظریه تار بیرون بکشند. بنابر این نظریه ابر ریسمان یک توصیف پذیرفته شده از گرانش کوانتومی نیست، بلکه تلاشی برای وحدت نیرو ها و ذرات بنیادی است که آلبرت انبشتین آرزوی تحقق آن را داشت.
      متاسفانه تا کنون نظریه تار واحدی وجود ندارد و همچنین حد پایین انرژی واحدی نیز برآورده نشده است.
      برای مدت ها این مسئله مانند یک مانع بزرگ می نمود اما در سال های اخیر یک راهکار ریاضی مجرد با نام « نظریه ی M» ساخته شده است و معلوم شده است که این نظریه، نظریات ابر ریسمان کوناگون را در بر می گیرد.
      هنوز زود است که گفته شود نظریه ی M در نهایت بین گرانش و کوانتوم آشتی ایجاد کند ، ولی اگر این نظریه مطابق انتظارات باشد می بایست واقعیت های بنیادی دنیای فیزیک را توضیح دهد. به عنوان مثال فضا- زمان چهار بعدی می باسیت از نظریه بیرون آید ، بدون آنکه خودمان آن را به نظریه بیفزاییم. نیروها و ذرات طبیعت نیز می بایست بر اساس خواص کلیدی شان مانند قدرت اندرکنش ها و جرم هایشان توضیح داده شوند. به هر صورت تا زمانی که نتوان در حد انرژی شتاب دهنده های موجود نظریه M را مورد امتحان قرار داد، این نظریه در حد یک تمرین زیبای ریاضی باقی خواهد ماند.
      نویسنده: دکتر داوود افشار
      انتقال به دنیای مجازی: مصطفی نورالهی(مدیر وبلاگ(

      درضمن دوست من درکتاب فوق العاده خواندنی و جذاب » جهان درپوست گردو» نوشته پروفسور هاوکینگ ترجمه محمد قصاع
      به نشر(انتشارات آستان قدس رضوی ) دفتر تهران: 88960620–88962301
      مطالب بسیار بسیار مبسوطی دراین مورد هست.
      درضمن سری به سایتهای زیر بزن:
      cph-theory.persiangig.com/1400-koneshvahiggs.htm
      worldcreation.blogfa.com/post-24.aspx

      موفق باشی…

  6. من به وجود فرازمینیان ایمان دارم هر کی باور نداره کتاب ارابه خدایان –طلای خدایان رو بخونه تا ایمان پیدا کنه کسی درباره بیلی مایر اگه چیزی داره بفرسته به نظر من تمامی کشورها از اسرار بشقاب پرنده ها اگاهند پس چرا ان اسرار را رو نمیکنند چون خطری بزززززززززززرگ مثل اسرات گرمایش زمین –انفجار نااگهانی زرادخانه های اتمی –برخورد سیارک ها با زمین را حس نکرده اند یا جنگ اتمی ایا جامعه جهانی اگر بداند شهاب سنگی به بزرگی کشور امریکا سال 2012با زمین برخورد میکند چه میکند با بمب هیدروژنی شاید بتواند ان را منحرف کند ولی امواج الکترومغناطیسی حاصل از ان برق نصف کره زمین را قطع خواهد کرد تازه این کار صد درصد خطر را افع نمیکند پس بهترین راه کمک گرفتن از فرا زمینیان است چون انها35000000سال از تکنولوژی ما جلوترند بنا به گفته بیلی مایر اگر هر کسی تکنولوژی انها را ببیند خود را برده انها میکند تا در رفاه بردگی کنند بنا به پیش بینی من تا سال 2040انها وارد تعامل با ما خواهند شد من که حاظرم تمام دار و ندارم را بدهم تا انها با من تعامل کنند برای نجات بشر راهی جز ارتباط با فرازمینیان نیست واستفاده از دانش انها اگر جنگ اتمی شود چه کسی میتواند بشریت را نجات دهد فقط بیگانگان ایا میدانید اگر یکی از زراد خانه های اتمی امریکا به هر علتی منفجر شود نصف کره زمین نیست میشود با زراد خانه های اتمی تمامی کشورها میتوان 15 کره مسل زمین را نابود کرد خطر بیخ گوش بشریت است

  7. داوود جان…

    این کتابها که سهله اگه کل پرونده های محرمانه project blue book یا پروزه کتاب آبی که آلن هاینک یوفولوگ معروف
    روش کارکرده بود می خوندی نظرت عوض میشد…
    اصلا قضیه یه جورای دیگره…

  8. http://mazhabi-farhangi.mihanblog.com/post/3213

    قابل توجه دوستان عزیز،

    توجه دیرینه دولت آمریکا و به ویژه ارتش و سازمان اطلاعاتی این کشور به موضوع بشقاب پرنده‌ها، چهار چوب اصلی این مقاله را شکل می دهد. نویسنده با کندوکاو در پیشینه برخورد‌های دولت آمریکا با فیلم‌هایی که موضوع آنها موجودات فرازمینی است و تلاش همیشگی آن برای نظارت و کنترل این فیلم‌ها، نتیجه می‌گیرد که در پشت پرده سینما حتماً واقعیت‌هایی وجود دارد که دولت آمریکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه دارد

    چکیده:
    توجه دیرینه دولت آمریکا و به ویژه ارتش و سازمان اطلاعاتی این کشور به موضوع بشقاب پرنده‌ها، چهار چوب اصلی این مقاله را شکل می دهد. نویسنده با کندوکاو در پیشینه برخورد‌های دولت آمریکا با فیلم‌هایی که موضوع آنها موجودات فرازمینی است و تلاش همیشگی آن برای نظارت و کنترل این فیلم‌ها، نتیجه می‌گیرد که در پشت پرده سینما حتماً واقعیت‌هایی وجود دارد که دولت آمریکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه دارد. مقاله به بهانه این موضوع، ارتباط دراز مدت و تأثیرگذاری گسترده ارتش و سیا بر فعالیت‌های فیلم سازی‌هالیوود را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.

    قریب 60 سال است که موجودات فضایی از طریق برخی از محبوب‌ترین فیلم‌های ماندگار، تأثیر خود را بر گیشه‌های‌هالیوود گذاشته اند: از«روزی که جهان از حرکت ایستاد»(1951)، «‌ای تی: موجود فرازمینی»(1982) و «روز استقلال»(1996) گرفته تا فیلم بسیار جذاب «هیولاها در برابر موجودات فضایی»(2009). دنباله جدید «ترانسفورمرها»،« انتقام فالن »(2009) نیز در تابستان جاری با صرف بودجه‌ای هنگفت و آمیزه‌ای از جلوه‌های ویژه چشم‌ربا، تخیل تماشاچی‌پسند و اسطوره‌های بشقاب پرنده ای، توانسته است گیشه را تصاحب کند. اما جالب‌ترین جنبه‌های فیلم‌های ترانسفورمرها، آنقدر که در پشت پرده جریان دارد، روی نوار سلولوئید مشهود نیست. در روند تولید این قبیل فیلم‌ها، رابطه نزدیکی بین‌هالیوود، نیروهای نظامی ایالات متحده و ادارات دولتی گوناگون شکل گرفته است. اگرچه جزئیات دقیق تر این رابطه، نسبتاً خوب مستند شده است، اما قصه عجیب دخالت دولت در فیلم‌های بشقاب پرنده‌ای‌هالیوود، نشانگر فصلی از یاد رفته از تاریخچه سینمای آمریکاست.

    مدیریت بینش: گذشته و حال
    عجیب ـ و بنا به دلایلی نه کاملاً روشن ـ اینکه دولت آمریکا از روزهای نخست پیدایش این پدیده، علاقه مشتاقانه‌ای به فیلم‌های بشقاب‌پرنده‌ای‌هالیوود داشته است. منشأ گزارش‌های رسمی مربوط به UFOها (اشیاء پرنده ناشناس) که در رسانه‌ها بازتاب یافته اند، به پنل رابرتسون بر می‌گردد که سیا نیز در شکل گیری آن نقش داشت و در سال 1953 به این نتیجه رسید که هیجان عمومی نسبت به بشقاب‌‌پرنده‌ها را باید فعالانه کاهش داد. پنل توصیه کرد: «ادارات امنیت ملی باید گام‌هایی فوری در جهت زدودن‌هاله رازی که متأسفانه به دور اشیاء پرنده ناشناس تنیده شده، بردارند.» توصیه دیگر پنل این بود که این کار باید «با فعالیت‌های رسانه‌های گروهی نظیر تلویزیون و سینما تکمیل شود…» و در این جهت، اشاره‌ای ویژه به «والت دیزنی» داشت.
    شواهد آشکار تأثیر پنهانی پنل رابرتسون بر حضور UFOها در رسانه‌ها را می‌توان در برنامه تلویزیون CBS درباره UFOها: «دوست، دشمن یا فانتزی؟»(1966) برنامه مستندی با روایت گری والتر کرونکیت مشاهده کرد. دکتر ثورنتون پیج در نامه‌ای شخصی خطاب به منشی سابق پنل رابرتسون، فردریک سی.دورانت، تأیید می‌کند که او «به گنجاندن نتیجه گیری‌های پنل رابرتسون در برنامه مستند CBSکمک کرده است.» با اینکه اتفاق سیزده سال بعد رخ داد و با وجود این واقعیت که او شخصاً نسبت به وجود بشقاب پرنده‌ها نگاه مثبتی داشته است. نگرانی دولت در ارتباط با این فیلم‌ها یا دخالت آن در فیلم‌هایی که UFOها موضوع آنها بوده اند، در بیشتر محصولات جدیدتر‌هالیوود، کماکان مشهود است. برای مثال، فیلم پر فروش سال 1996 با موضوع حمله موجودات فضایی یعنی «روز استقلال» را در نظر بگیرید که با وجود اعمال قهرمانانه غرورآمیز در جهت حفظ ارزش‌ها و مشارکت رهبری آمریکا در این اعمال، وزارت دفاع حاضر به همکاری با این فیلم نشد. مخالفتی که عمدتاً ناشی از وجود یک خط داستانی مربوط به « منطقه 51» در فیلم می‌شد (یک تأسیسات فوق محرمانه نظامی در صحرای نوادا که شایعات زیادی پیرامون آن وجود دارد مبنی بر اینکه، آنجا یک مرکز آزمایش‌های زیرزمینی بر روی فن‌آوری‌های فرازمینی است که به چنگ انسان افتاده‌اند.) دلیل دیگر این عدم همکاری، اشاره فیلم به اصطلاحاً «حادثه رزول» بود. پنتاگون به طور مشخص درخواست کرد که «هر گونه ارتباط دولت» با منطقه 51 یا حادثه رزول از فیلم حذف شود؛ درخواستی که مشخص است، بر اساس این فرض مضحک انجام گرفته که گویا هم حادثه رزول و هم منطقه 51، تا قبل از آن برای نیمی از آمریکا شناخته شده نبوده است. شاید وزارت دفاع نتوانسته باشد تغییراتی را در فیلم‌نامه روز استقلال دیکته کند، اما دخالت آن در هر دو فیلم ترانسفورمرها ( 2007 و 2009) ریشه‌های عمیق تری داشته است. فیلم نامه اصلی این فیلم پر است از اشارات منطقی به UFOها و سخن‌سرایی‌های مصرانه برای مبرا کردن ارتش ایالات متحده با همکاری در آنچه که معلوم شد برای سرپوش گذاشتن بر دیدارهای مکرر موجودات فضایی از زمین انجام گرفته است. در عوض، انگشت اتهام رو به «بخش 7» نیمه دولتی نشانه رفت که دهه‌هاست تحقیقات «فوق محرمانه» خود را درباره موجودات فضایی در چهارچوب «پروژه‌های دسترسی ویژه» مخفی می‌کند و همه این کار‌ها را با اطلاع و رضایت یک وزیر دفاع شوک‌زده و نگران انجام می‌دهد.

    نیروی هوایی ایالات متحده، سخت افزارهای جنگی به ارزش صدها میلیون دلار را در اختیار کارگردان ترانسفورمرها، مایکل بی‌قرار داده تا در فیلم سال 2007 خود از آنها استفاده کند، از جمله جنگنده استیلت اف ـ 117 و جنگنده ریپتور اف ـ 22 ـ در اولین حضور خود بر پرده نقره‌ای. حمایت وزارت دفاع از دنباله ترانسفورمرها(2009) نیز دست کمی از بار اول نداشت و کلیه مزایای «همکاری کامل» پنهانی پنتاگون به بی‌، اعطا شد.
    مدیریت مریخی‌ها
    دولت در تولید یک فیلم پر فروش متأخرتر که استقبال نسبتاً کمتری از آن به عمل آمد نیز کمک‌هایی کرده است. استیون اسپیلبرگ که یک بار درباره فیلم بشقاب پرنده‌ای کلاسیک خود یعنی « برخورد نزدیک از نوع سوم»( 1977) سخن می‌گفت، در یک مجله فیلم استرالیایی فاش کرد که او زمانی به وجود موجودات فضایی اعتقاد آورده که متوجه شده است، دولت با فیلم او مخالفت کرده است. اسپیلبرگ گفت: «وقتی دیدم این موضوع برای ناسا آنقدر اهمیت دارد که وقت گذاشته و نامه‌ای بیست صفحه‌ای برای من نوشته است، آن وقت بود که متوجه شدم، حتماً باید چیزی وجود داشته باشد. وقتی آنها فیلم‌نامه را خواندند، خیلی عصبانی شدند و گفتند که این فیلمی خطرناک خواهد بود. من احساس کردم که آنها عمدتاً به این خاطر آن نامه را برای من نوشته‌اند که دیده‌اند، فیلم «آرواره‌ها»ی من افراد بسیاری را در گوشه و کنار جهان متقاعد کرده که کوسه‌ها در توالت‌ها و وان‌های حمام نیز وجود دارند نه فقط در اقیانوس‌ها و رودخانه‌ها. آنها می‌ترسیدند که نظیر همین باور درباره UFOها نیز در بین مردم همه گیر شود».

    برخورد نزدیک در برابر قدرت‌هایی که سر راه آن قرار داشتند، پرچم قرمز برافراشت؛ اما این اولین فیلم درباره UFOها نبود که این اتفاق برای آن می‌افتاد. در طول دهه 1940، دولت ایالات متحده به موضوع بشقاب‌پرنده‌ها با ترسی قابل ملاحظه می‌پرداخت؛ در 1948، نیروی هوایی آمریکا «ارزیابی وضعیت» فوق محرمانه و مجادله‌انگیز خود را منتشر کرد. گزارشی رسمی که نتیجه می‌گرفت، بشقاب پرنده‌ها منشأیی فرازمینی دارند. با این حال، سایر جناح‌های نیروی هوایی آمریکا در آن زمان طرفدار این ایده قابل قبول تر(اگرچه نه هشداردهنده) بودند که حضور بشقاب‌پرنده‌ها، نشانه یک تهاجم ناجوانمردانه از سوی اتحاد جماهیر شوروی است. با در نظر داشتن چشم اندازی که هم سرخ‌ها و هم مریخی‌ها در آن نقش داشتند، نباید هم این موضوع تعجب زیادی را بر می‌انگیخت که وقتی در سال 1949 تولید اولین فیلم بشقاب‌پرنده‌ای آمریکایی با نام «بشقاب‌پرنده»(1950) آغاز شد، به سرعت در رادار نیروی هوایی آمریکا به ثبت رسید.

    کارگردان این فیلم میکل کنراد، هنگامی که این فیلم هنوز در مرحله تولید قرار داشت، علناً اعلام کرد که او در نظر دارد، از چند تکه تصویر واقعی از یک بشقاب پرنده واقعی نیز در فیلم خود استفاده کند. در سپتامبر سال 1949، کنراد به «اوهایو جورنال هرالد» گفت: «من صحنه‌هایی از فرود، به حرکت در آمدن، پرواز و اجرای مانور یک بشقاب پرنده را در اختیار دارم.» کنراد بعداً ادعا کرد که تکه‌های تصاویر با ارزش او «در صندوق امانات یک بانک محفوظ است» و تا قبل از به اکران درآمدن فیلمش، آنها را به هیچ کس نشان نخواهد داد. اندکی پس از آن، کنراد موضوع یک تحقیقات رسمی دو ماهه از طرف نیروی هوایی قرار گرفت، مدارکی که در چهارچوب «قانون آزادی اطلاعات» انتشار یافت، فاش کرد که یک مأمور دفتر تحقیقات ویژه نیروی هوایی، نه تنها برای بازجویی از کنراد پیرامون ادعاهایش، بلکه برای شرکت در نخستین جلسه نمایش خصوصی فیلم تکمیل شده او در نظر گرفته شده است.

    زمانی که ثابت شد، ادعاهای خیالی کنراد ـ پس از به چالش کشیده شدن از سوی نیروی هوایی ـ بدون پشتوانه بوده، تعجب هیچ کسی برانگیخته نشد. او پذیرفت که داستان بشقاب‌پرنده‌اش چیزی بیش از یک حقه بازاریابی ماهرانه جهت ایجاد هیاهوی رسانه‌ای برای کشاندن مردم به سالن‌های سینما برای تماشای فیلمی که در عالم واقعیت فیلمی خسته کننده و بی‌تحرک بوده، نبوده است. با این حال، طبق نظر نیک ردفرن پژوهشگر، آنچه قضیه کنراد نشان می‌دهد «این است که نیروی هوایی در آن زمان اشتیاق شدیدی به فیلم‌های تخیلی درباره UFOها داشته است. ردفرن که مدارک اصلی در قضیه کنراد را مطالعه کرده می‌گوید، احتمال دارد نیروی هوایی آمریکا این موضوع را «موضوعی مشکل آفرین تلقی کرده باشد. یعنی ساختن فیلمی درباره UFOها که دربردارنده برش‌هایی از تصاویر یک بشقاب پرنده واقعی نیز باشد.» ردفرن می‌گوید که از این منظر، نیروی هوایی دریافته که باید مراقب تمام فیلم‌های مزاحمی که درباره UFOها ساخته می‌شود باشد و به دقت محتوای آنها را در ارتباط با مسائل مربوط به امنیت ملی نظارت ـ و حتی کنترل ـ کند.

    به نظر می‌رسد که سناریوی فوق در پرتو تولید یک فیلم مستند منطقی بزرگ درباره UFOها در سال 1956 با عنوان «یو.اف.او» باورکردنی باشد، فیلمی که نیروی هوایی آمریکا را واداشت تا طرح‌های احتمالی را برای مقابله با درگیری‌های ناشی از به نمایش درآمدن فیلم تهیه کند. مدیر واحد تحقیقات رسمی پیرامون UFOها در نیروی هوایی آمریکا یا پروژه «کتاب آبی» کاپیتان جرج تی. گریگوری ، وظیفه یافت که نه تنها روند تولید این قبیل فیلم‌ها بلکه برخورد جامعه و منتقدان با آنها را زیر نظارت خود بگیرد. نیروی هوایی با این اعتقاد که فیلم می‌تواند «توفانی از مجادلات اجتماعی مردمی» را دامن بزند، ترتیبی داده بود تا تک تک موارد مشاهده بشقاب‌پرنده‌ها که در فیلم‌ها گنجانده می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد و حتی بسیار فراتر رفته و سه تا از مأموران کتاب آبی به بهانه ارائه «کمک‌های فنی» به فیلم سازان، در تلاش برای کنترل محتوای فیلم‌های مستند در کنار این فیلم‌ها قرار گیرند.

    یک سیب زمینی داغ
    در یک مورد دیگر، نیروی هوایی دستکاری‌های زیادی را در فیلم نامه یکی از قسمت‌های به ظاهر بی‌ضرر مجموعه تلویزیونی «استیو کانیون»(1958 تا 1959) انجام داد. این سریال که با حمایت مالی سیگار «چسترفیلد» در استودیوهای یونیورسال و با همکاری کامل نیروی هوایی ایالات متحده تولید می‌شد، با کمک یک شخصیت تلویزیونی معروف، در هر یک از قسمت‌های آن به وقایع‌نگاری یکی از اتفاقات واقعی می‌پرداخت و هر قسمت آن با نمایش مهر دپارتمان نیروی هوایی خاتمه می‌یافت و صدایی بر روی تصویر اعلام می‌کرد: «استیو کانیون! سلام بر مردان نیروی هوایی آمریکا!» عنوان قسمتی که نیروی هوایی با آن مخالفت کرده بود «پروژه UFO» نام داشت و در آن سرهنگ استیو کانیون مجادله‌ای را مورد تحقیق قرار می‌داد که بر سر مشاهده بشقاب پرنده در یک پایگاه محلی نیروی هوایی گزارش شده بود. طبق گفته مورخ هوانوردی جیمز اچ.فارمر: «این قسمتی از سریال بود که نیروی هوایی اصلاً تمایل نداشت پخش شود.» فارمر در تفسیری که بر دی وی دی استیو کاتیون که به تازگی منتشر شده نوشته، یادآور می‌شود که نیروی هوایی با این قسمت راحت نبود چون UFOها در آن حضور داشتند. فارمر می‌گوید، در زمان تولید این مجموعه، این قسمت «موجب بروز مشکلات روابط عمومی بسیاری برای آنها شد… از رزول در سال 1947 تا مشاهده مکرر UFOها بر فراز آسمان واشنگتن در سال 1952… نیروی هوایی نمی‌خواست هیچ اشاره‌ای به موضوع UFOها شود.» زمانی که نیروی هوایی کار خود با فیلم نامه را تمام کرد، به گفته فارمر، «این فیلم نامه در مقایسه با نمونه‌های قبلی خود، کاملاً بی‌آزار شده بود ….» در واقع در این قسمت سریال، زمانی که نهایتاً تصاویر مشاهده UFOها پخش شد، برای پرهیز از ایجاد هراس عمومی ـ و در حمایت از گزارش اصلی رزول نیروی هوایی ـ این طور عنوان شد که آنها در اصل بادکنک بوده‌اند که با بشقاب‌پرنده اشتباه گرفته شده اند.» جان الیس تولیدکننده، پس از مشاهده حجم اصلاحاتی که در این فیلم‌نامه انجام شده بود، به خشم آمد: «جالب است که وقتی آن را با فیلم‌نامه‌های اصلی مقایسه می‌کنید… می‌بینید که تک تک صفحات بارها و بارها و بارها بازنویسی شده اند…» دیوید‌هافت، تولید کننده این مجموعه، بیشتر در معرض این مشکلات قرار داشت.‌هافت نیز اشاره کرده که نیروی هوایی در تصمیم گیری درباره آنچه که برای پخش قابل قبول بوده، با مشکلاتی مواجه بوده است.

    دیزنی و موجودات فضایی
    پیام موجود در لابه لای این سطور را برنده اسکار دیزنی، وارد کیمبال کامل تر می‌کند. کیمبال بیش از همه به خاطر جان بخشیدن به شخصیت‌های محبوب دیزنی نظیر جیمی سوسکه، گربه چشایر و‌هاتر دیوانه و برای طراحی دوباره میکی موس در سال 1938، شناخته شده است. او همچنین به عنوان انیماتورـ کارگردان در کلاسیک‌های دیزنی مثل سفید برفی و هفت کوتوله(1938)، پینوکیو(1940) و فانتزی(1940) کار کرده است.

    کیمبال در سال 1979 ادعا کرد که در اواسط دهه 1950، نیروی هوایی آمریکا خود را به دیزنی نزدیک کرد و به این شرکت پیشنهاد کرد که در تولید یک فیلم مستند درباره UFOها با این نیرو همکاری کند. هدف ادعا شده از سوی نیروی هوایی از تولید این فیلم، مأنوس شدن بیشتر جامعه آمریکا با واقعیت‌های فرازمینی بود. جالب تر اینکه، نیروی هوایی پیشنهاد کرد، در ازای این همکاری، تکه‌هایی از تصاویر واقعی از UFOها را نیز برای استفاده اختصاصی در این فیلم مستند، در اختیار دیزنی قرار خواهد داد. طبق گفته کیمبال، دیزنی این معامله را پذیرفت و بی‌درنگ مشغول کار روی پروژه نیروی هوایی شد که با توجه به رابطه تثبیت شده دیزنی با دولت آمریکا، چیز غیر معمولی نبود( در طول جنگ جهانی دوم، دیزنی بالغ بر هشتاد فیلم کوتاه تبلیغاتی برای ارتش ساخته بود).

    در حالی که دیزنی صبورانه در انتظار بود تا نیروی هوایی برش‌های تصاویر UFOهای واقعی را در اختیار آنها بگذارد، انیماتورهای این شرکت طرح‌های مفهومی اولیه را از آنچه که می‌توانست به یک موجود فضایی شباهت داشته باشد، تهیه کردند. قابل پیش بینی بود که پیشنهاد ارائه برش‌های تصاویر UFOهای واقعی به تدریج به محاق رفت. این اتفاق کیمبال را تحریک کرد تا رابط نظامی رسمی در آن پروژه را به چالش بگیرد. این رابط که یک سرهنگ نیروی هوایی بود که به کیمبال گفته بود، «راستش برش‌های تصاویر واقعی بسیار زیادی از UFOها وجود دارد، اما نه او و نه هیچ کس دیگری نمی‌تواند به آنها دسترسی پیدا کند.» لازم به گفتن نیست که این پروژه تعطیل شد و فراموش شد و همه به جز چند نفری که روی آن کار می‌کردند، آن را از یاد بردند.
    دخالت ارتش در تولید فیلم‌های مربوط به UFOها امروزه نیز ادامه دارد. در بازسازی فیلم «روزی که جهان از حرکت ایستاد» (2008) می‌توان نام رابط رسمی وزارت دفاع و‌هالیوود، فیل استراب و تعدادی از مقامات نظامی عالی‌رتبه را در عنوان بندی پایانی فیلم مشاهده کرد که شاهدی است از دخالت پنتاگون در ساخت این فیلم. این نام‌ها در قالب سپاسگزاری ویژه تولید کنندگان فیلم از «مردان و زنانی ارتش ایالات متحده برای همکاری‌هایشان در مراحل تولید» در عنوان بندی آمده است. به همین ترتیب، فیلم «فرار به کوهستان جادوگر»(2009) که موضوع آن UFOها هستند نیز کمک‌هایی را نه تنها از ارتش بلکه از سیا نیز دریافت کرده است ـ یک قرار و مدار عجیب، چرا که نام سیا هیچ گاه روی پرده سینما عنوان نمی‌شود ـ. با توجه به اینکه تصاویر این فیلم از ارتش نیز تعمداً منفی است، بر اساس سیاست‌های رسانه‌ای وزارت دفاع و سیا، وجود چنین تصاویری باعث می‌شود که آن فیلم از شرایط لازم برای دریافت کمک از سوی این دو نهاد برخوردار نشود. اما در این مورد، هر دوی این نهادها به شدت تمایل داشتند به ساخت این فیلم یاری برسانند. آنطور که کارگردان فیلم، اندی فیکمن به «پره میر مگزین» گفته است: «مشاوران نظامی و اطلاعاتی به طور مداوم به ما کمک می‌کردند تا تک تک گام‌هایی را که بر می‌داریم، در جهت درست برداریم.

    نتیجه گیری
    به تعبیر مأمور مودلر در فیلم «پرونده‌های ایکس»، شاید دوست داشته باشیم گفته‌های دولت ایالات متحده را باور کنیم، وقتی که می‌گوید دیگر تمایل فعالی به UFOها ندارد. اما قطعاً همه ما دوست داریم باور کنیم که سرگرمی‌های‌هالیوود صرفاً سرگرمی است و نه گمراه کردن. با قضاوت بر اساس نمونه‌هایی که در این مقاله مطرح شد، به نظر می‌رسد که سیاست رسمی دولت آمریکا در ارتباط با پدیده UFOدر رسانه‌ها، از موضوعی به موضوع دیگر و از دهه‌ای به دهه دیگر چرخش کرده باشد. چرخش در طیفی که در یک سر آن تلاش‌های افشا کننده هماهنگ را شاهد هستیم و در طرف دیگر، تلاش‌های مخرب برای نظارت بی‌سر وصدا و حتی کنترل محتوای رسانه‌ها در ارتباط با UFOها در جهت مقاصد جنگ روانی و یا مدیریت بینش. اگر هیچ یک اینها نباشد، این مسائل باید این انگیزه را در ما به وجود آورد که بنشینیم و توجه بیشتری به ناوگان‌های فیلم‌های بشقاب‌پرنده‌ای کنیم که بدون شک در سال‌های پیش رو نیز همچنان به فرود بر سالن‌های سینمای ما ادامه خواهند داد.

    رابی گراهام و متیو آلفورد
    منبع: http://www.socialmedian.com
    نشریه سیاحت غرب شماره 73

  9. ممنون فرهاد جان پس این یه نضریه ثابت شذه علمی نیست که قوانینشو عین قوانین فیزیک همه قبول داشته باشن .بازم ممنون

  10. بابک جان سلام…

    ویذئو رودیدم…
    سوالات من اینان:
    1-اول بگین اونجا کجاست ! (حتما انگلستان)
    2-چه کسی فیلم روگرفته !؟ چه کاره بوده وچه معلوماتی داشته؟!(…واقعا مهمه !! تو PROJECT BLUE BOOK و
    (the office of scientific Investigation & Reaserch ) OCIRسازمان تحقیقات ودستاوردهای علمی ماموران پرونده همین سوالات روازکسی
    که برخورد اول تا چهارم با سوژه داشته می پرسند…)
    3-چرا اول یه لانگ شات داریم …تا 4 ثانیه بعد تصویر قطع میشه به یک مدیوم شات …(این یعنی چه !؟ یعنی یه مونتاژ کوچولو!!
    4-دو لکه سفید که ازپایین تصویر (2 بار) حرکت میکنن وبه طرف سمت چپ وبالا میرن وبعد ازکادر خارج میشن چیستن !پرنده؟ نکنه همون
    دوتا ناقلای circle maker باشند؟
    5- واقعه به این مهمی چه هیجانی داره؟ تحلیل تکانهای دوربین، شات بسته،کیفیت فیلم و… به من فوتوژورنالیست میگه یه کلکی باید تواین کارباشه…
    نهایتا مثل اینکه یه ریسمانی روکشیده باشی مثل مهره های دومینو گندمها ازریشه قطع میشن …
    حتما میگی ایکاش فرهاد تو این سایت نیومده بود…چقدراین بابا شکاکه …(!) ولی عزیزان من یادمون نره دکارت یه زمانی گفت: شک می کنم پس هستم.
    ما هم بگیم : فکرمیکنیم ، تجزیه تحلیل می کنیم پس هستیم …
    دوستدار شما
    فرهاد 2012

  11. سلام من شخصاً به وجود موجوداتي غير از انسان اعتقاد دارم.
    حالا هر اسمي ، يا هر جنسي ميتونن داشته باشن.( فرا زميني، جن، فرشته، روح، غير ارگانيك، ….
    موجوداتي كه وجود دارن و كمتر ديده ميشن ، ولي حضورشون كاملاً محسوسه و كارهايي ميتونن بكنن كه فكرشم برامون دشواره.
    من نميدونم اين دواير كار اونهاست يا نه ، ولي چيزي كه برام اثبات شده است بودن اين موجوداته.
    كه به نظر من نبايد توي كره ديگري دنبالشون گشت ، اونها روي زمين ولي در يك بعد ديگه هستند.
    ولي اگه هر كدوم از دوستان دليلي براي اثبات يا رد قضيه دواير دارن منم دوست دارم بدونم.
    پس لطفاً اگه اطلاعاتي داريد به ما هم بگيد.

    • خب کی اعتقاد نداره!!؟، موش و گربه سگ و شیر و پنگ و… همه غیر انسان هستند و همه هم میبینیم که وجود دارند و من خودم قلبا معتقدم که اینها وجود دارند.

      • امیدوارم که ناراحت نشده باشین خواستم که با یکمی طنز!متوجه اشتباهتون بشین.

  12. salam be hameye dustan.merc ramtine aziz.ezhare nazar dar morede in ashkal khili sakhte ama motmaenan az roye zamin va bedune parvaz ba faraze mazare emkane sakhte in ashkal vojud nadare .man fekr mikonam tarjome in ashkal agar farz konim ke ke ye zaban bashe tanha va tanha az tarighe riazi va hendese emkan pazir hast.nokteye jaleb inke man harja ke matlabi dar morede in etefagh mikhunam neveshte dar mazareee gandom etefagh oftade.in vasam jalebe ke chera jahaye dige rokh nemide.mesle mazare mahsoulate dige.khili delam mikhad bedunam.aya rabetei beyne nooe mahsule va in ashkal vojud dare?khoshhal misham az dustan agar kasi nazari dare bege.

  13. مرسی فرهاد عزیز از توضیحات مفصلتون .

  14. خواهش می کنم آزیتای عزیز….

    من هم به ufo وalien اعتقاد دارم …ولی ازروی مستندات ودلیل ومدرک وبرهان عقلی ومنطقی و
    محکمه پسند…! اینکه هرکس ورداره یه عکس مثلا از مایکروفرِِیا چراغ دیجیتالی چادرپیک نیکش بگیره یا
    مثلا اونو زوم کنه یا لایه نگاری کنه با یه عکس دیگه …من مخالفم ! جالبه حالا خیلی ها میان ازفیلمهای علمی –تخیلی
    Cut-Paste میکنن وبه ساده لوحان قالب می کنن…الحمدلله ماکه …نیستیم!!!
    وگرنه بله خیلی ازگزارشات پرونده CondonوProject blue book 100 درصد واقعیه شک ندارم…

  15. مرا از دیدگاه‌های پس از این، به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن.

  16. را در مورد نوشته‌های تازه به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن.

  17. امشب پنج شنبه در voaمستندی درباره پایان سال2012 باز پخش میشود فوق العاده است

  1. بازتاب: برنامه ریزی منابع سازمان به روش جام ( Jaam ERP ) » Blog Archive » اولین دایره گندم در سال 1678

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: