كتاب گمشده انكي(پایان فصل ششم)


نینکی که جذب این کار شده بود گفت: من اجازه می دهم این کار انجام شود !

Ningishzidda با کمک ME فرمولها را یافت و با ساختن ترکیب ، تخمکها رابارور نمود . انکی با دقت زیاد آن را وارد رحم همسرش کرد . دوباره فکر و خیالها شروع شده و نینکی در موعدمقرر درد زایمانش شروع شد اما تولدی اتفاق نیفتاد . (‌بچه بصورت طبیعی متولد نشد ـ مترجم )‌نینکی ماههارا می شمرد و نینماه هم ماههارا می شمرد . دهمین ماه رسید ، ماهی که آنها تقدیر شیطانش نامیدند . نینماه با دستانش رحم را گشود . با تیغ برشی در آن ایجاد کرد .(‌سزاراینگونه دنیا آمد و نام این نوع زایمان را سزارین گذاشتند . رستم نیز اینگونه دنیا آمد که نام این نوع زایمان را رستم زایی گذاشتند و البته اکنون می دانیم که نخستین زایمان به این شکل را نینکی انجام داده و نینماه مامایش بوده که باید آنرا نینکی زایی نامید ـ‌مترجم )‌سرش را پوشاند و دستکشهایش را پوشید . با مهارت بازش کرد و صورتش بلافاصله شادمانی را نشان داد . آنچه که در رحمش بود از آن بیرون کشید . روبسوی نینکی با شادی فریاد زد : مونث است ! یک دختر متولد شده ! با احتیاط صورت و دستهایش را آزمایش نمود . گوشهایش خوب شکل گرفته بودند و چشمهایش نیز نقصی نداشت . اعضای بدنش مناسب بودند . گوشت پاهایش هم شبیه بودند و گوشت دستانش نیز خوب بودند . پشمالو نبود و موهای سرش شبیه رنگ شنهای ساحل بود . پوستش صاف و از نظررنگ و نرمی شبیه پوست آنوناکی بود. ننیماه دختر بچه را در دستانش گرفت و به باسنش ضربه ای زد . صدای نوزاد هم مناسب بود . نینکی ، همسر انکی نوزاد را در دستان خود گرفت . نشست و شروع به شیر دادنش کرد . انکی به همسرش گفت : این مونث نمونه دیگری ندارد ، پس شما برایش نامی انتخاب کنید . او دختری است که به شما بسیار شبیه است . کاملترین نمونه مونث است . مدلی برای کارگربدوی مونث برایمان بوجود آوردید . نینکی روی بدن نوزاد دست کشید و با انگشتانش پوستش را نوازش کرد . نینکی گفت : نامش را تیامات می گذاریم ، مادر زندگی . ( در قاموس کتاب مقدس حوا به معنی زندگی است و چون مونث هست به او بانوی زندگی یا مادر زندگی می گفتند که همان معنی تیامات است ـ مترجم )

ص 108

او را به نام سیاره قدیمی می نامم که زمین و ماه از آن بوجود آمده اند . رحم او عامل بوجود آمدن جوهره زندگی برای تولدهای دیگر خواهد بود . او عاملی خواهد بود برای بوجود آمدن انبوهی از کارگران اولیه .

 

 

 

 

نینکی اینرا گفت و دیگران نیز سخنانش را تایید کردند . اکنون زمانی است که باید وضعیت آدمو و تیامات را در Edinبررسی کنیم . اینکه چگونه یاد گرفتند تولیدمثل  کنند و چگونه از آبیزو خارج شدند  . واین همه بعد از این اتفاق افتاد که تیامات از رحم نینکی بیرون آمد .

در هفت ظرف که از گل رس آبیزو ساخته شده بود نینماه تخمک بارور شده مونث دو پا را قرار داد . جوهره زندگی تیامات را استخراج کرد و ذره ذره وارد ظرفها نمود . در ظرفهای خاک رس آبیزو ترکیبی که نینما ساخته بود شکل گرفت . روش اوبگونه ای بود که گویی افسونی در کارش وجود دارد . در رحمهای قهرمانان زاینده تخمکهای بارور شده وارد شد . در زمان مشخص شده تولدها صورت گرفتند . در زمان معین شده هفت مونث متولد شدند . همه ویژگیهایشان خوب بود و بخصوص صدایشان آهنگ خوشایندی داشت ! اینگونه بود که هفت زن بعنوان هفت همتای کارگران بدوی آفریده شدند . چهار رهبر ، هفت مذکر و هفت مونث آفریدند .

 

 

بعد از آفرینش این موجودات زمینی ، انکی به بقیه گفت : اجازه بدهید که مردان ، زنان را باردارکنند ! تا کارگران بدوی خودشان فرزندانشان را بوجود بیاورند . بعد از زمان معینی فرزندان ، خود صاحب فرزند خواهند شد . تعداد کارگران بدوی زیاد می شود و آنها می توانند کار شاق آنوناکی را انجام دهند .

انکی و نینکی و نینماه و Ningishzidda شادی کنان شروع به نوشیدن اکسیر میوه نمودند . برای هفت بذر هفت قفس ساخته شد و دربین درختان قرارگرفت . اجازه بدهید که جنسیتشان بیدار شود و مذکرها و مونث ها یکدیگر را بشناسند .

( در هر قفس یک مونث و یک مذکر در کنار یکدیگر قرار داده شدند ـ‌مترجم )‌

ص 109

مردان ، زنان را باردار کنند تا بدینوسیله بچه دار شوند . همچنین آنها گفتند : همانطور که آدمو را معاف کردیم تیامات هم از کار شاق حفاری معاف خواهد بود و تحت حفاظت ما قرار خواهد گرفت . انکی گفت : آنها را به Edin ببرید تا آنوناکی ثمره کار دستهایمان  را ببینند . بقیه نیز با او هم عقیده بودند .

انکی ، تیامات و آدمو را برداشت و به اریدو و سپس  Edin رفت . در آنجا در محدود ه ای مشخص برایشان محلی برای زندگی ساختند که می توانستند در آن گردش کنند . آنوناکی از فرودگاه به Edinمی آمدند تا آنها را ببینند . انلیل هم به دیدن آنها آمد واز دیدن این منظره کمی از ناراحتیهایش کاسته شد . ( من که خیلی ناراحتم که اجداد ما را در جایی زندانی کرده اند مثل باغ وحش تا آنوناکیها با دیدن آنها تفریح کنند ـ مترجم )‌

نینورتا و نینلیل هم به دیدن آنها آمدند . از ایستگاه مریخ ، مردوک ،پسر انکی برای دیدن آنها به زمین آمد . آنوناکی به سازندگان گفتند : دستهای شما آنها را ساخته است . Igigi ها که بین زمین و مریخ دائم در رفت و آمد بودند کاملاً هیجان زده شده بودند .همه باهم گفتند : با آمدن کارگران بدوی دیگر روزهای سخت کارکردن ما تمام می شود .

انکی سرپرست پروژه و نینماه و دستیار Ningishzidda هم حضور پیدا کردند . آنوناکی در معادن غر میزدند و کاسه صبرشان لبریز شده بود . Ennugiناظر آنها اغلب از انکی سوال می کرد و می گفت که فریادها ی کارگران بدوی دارد زیاد می شود .بر اعداد مدارهای زمین اضافه می شد .زمینیهای ساخته شده به دوران بلوغ خود نزدیک می شدند . اما زنان زمینی آبستن نمی شدند و خبری از تولد بچه نبود !

بین قفسهایی که درمیان درختها قرار داشت  Ningishzidda برای خودش تختی از علف ساخته بود . اوشبانهروز مشغول بررسی این موجودات بود تا فعالیتهایشان را ثبت کند . در واقع او نحوه جفت گیری وشیوه آبستن کردن زنان توسط مردان را می دید .

ص 110

اما ایده ها درست شکل نمی گرفت و تولدی در کار نبود . انکی از این موضوع عمیقاً به فکرفرورفت و در این اندیشه بود که ترکیبات را دوباره بسازد . هیچکدام ، هیچ یک ازآنها ، فرزندی به دنیا نیاورده بودند . انکی به بقیه گفت : دو ترکیبی که ما با آن آفرینشی انجام داده ایم نفرین شده !‌Ningishzidda گفت : اجازه بدهید ما جوهره آدموو تیامات رادوباره آزمایش کنیم . با ME ذره ذره همه چیز را مرور کردند تا بفهمند کجای کار اشتباه کرده اند . درShurubak ،‌ همان شفا خانه ! جوهره آدمو و تیامات را مورد بررسی قرار دادند . جوهره زندگی مردان آنوناکی و زنانشان مورد مقایسه قرار گرفتند . Ningishzidda این جوهره را که شبیه دو مار به هم پیچیده بود جدا کرد . جوهره درخت زندگی از بیست و دو شاخه تشکیل شده بود . اجزاء شان با یکدیگر مقایسه شدند . تصویرها و شباهتهایشان درست بود . تعداد آنها بیست و دو تا بود . اما آنها این توانایی را نداشتند که تولید مثل کنند .Nigishzidda دو جزئی را که در جوهره آنوناکی بود به دیگران نشان داد .او توضیح داد که : یکی مرد ! یکی زن !‌که بدون وجود آنها تولید مثل صورت نمی گیرد . چنین چیزی در ترکیب مدلهای آدمو و تیامات وجود ندارد . نینماه با شنیدن این حرفها آشفته شد وناامیدی سراسروجود انکی را در بر گرفت .

انکی گفت : غوغای بزرگی در آبیزو به راه می افتد و دوباره شورش خواهد شد !‌ ما هر طور که شده باید تعداد کارگران بدوی را زیاد کنیم تا مبادا روند استخراج طلا متوقف شود .  Ningishzidda از این موضوع چیزی آْموخت و راه حلی برایش پیدا کرد  .بصورت محرمانه آن را با نینماه و انکی در شفاخانه در میان گذاشت . آنها تمام قهرمانانی که همراه نینماه ودستیارش بودند بیرون کردند . در قفل شد و این سه نفر در پشت در همراه با زمینیها تنها ماندند . Ningishzidda چهار نفر را در خوابی عمیق فرو برد او هر چهار نفررا بی حس کرد .از دنده انکی جوهره زندگی را استخراج کرد .

111

در دنده آدمو جوهره زندگی انکی را وارد کرد . از دنده نینماه جوهره زندگی اش را استخراج کرد . و جوهره زندگی را وارد دنده تیامات نمود . بریدگیها را ترمیم کرد و گوشت روی آنها را بست .  Ningishzidda هر چهار نفر را بیدار کرد و با افتخار گفت : کار انجام شد ! به درخت زندگی آنها دو شاخه اضافه شد . آنها قدرت تولید مثل پیدا کرده اند . این قابلیت در جوهره زندگیشان قرار داده شده . نینماه گفت : به آنها اجازه گردش آزادانه بدهید تا زبانه های گوشتی آنها بایکدیگر گره بخورند . در باغ های Edin ، آدمو و تیامات آزادانه گردش می کردند وبرای خود جا و مکانی داشتند برای زندگی . از برهنگی شان آگاه شدند . آنها فهمیدند که یکی از آنها مرد هست ودیگری زن . تیامات ازبرگها پیش بندی ساخت که آنها را از جانوران وحشی متمایز می کرد .

 

کاریکاتوری از آدم حوا

 

انلیل از گرمای طاقت فرسا به باغ آمده بود تا کمی گردش کند . او داشت از سایه ها لذت می برد . ناگهان با آدمو وتیامات مواجه شد . او متوجه شد که آنها پیش بند بسته اند . انلیل با تعجب پرسید این چه معنی دارد ؟ انکی رابرای توضیح دادن احضار کرد . انکی موضوع تولید مثل رابه انلیل توضیح داد . او اعتراف کرد که پروژه هفت هفت با شکست مواجه شده . Ningishzidda متوجه شد که جوهره زندگی آنها به ترکیبات اضافی احتیاج دارد تا برای این کار امتحان شود .

انلیل به شدت عصبانی شد و شروع به بد وبیراه گفتن کرد . از اول هم من مخالف این مساله بودم و علاقه ای به این کارنداشتم . من مخالف آفرینش موجود جدیدی بودم . انکی گفت : اولاً به وجود آنها ما احتیاج داریم  ثانیاً اینها قبلاً هم وجود داشته اند . همه ما به این نیاز داشتیم که نشانه ای از ما در آنها باشد و این تنها راه برای بدست آوردن کارگرهای بدوی بیشتر بود . من سلامتی قهرمانان رابه خطر انداختم و نینماه ونینکی زندگی شان را برسر این مساله گذاشتند .

هیچ تاثیری کار شما نداشت و این کاری که با دست خودتان انجام دادید شکست خورد !  جزئی از گذشته وجود زندگیمان را به این موجودات دادی .

ص 112

آنها مثل ما تولید مثل را شناخته اند و چرخه زندگی مانند ما دارند .

 

تصویری نمادین ازآدم وحوا

انکی با عصبانیت این جملات را می گفت . انکی ، نینماه و Ningishzidda را احضار کرد تا با تشریح ابعاد مساله انلیل را آرام کنند . Ningishzidda گفت : فرمانروایم انلیل ! به آنها آگاهی داده ایم تا تولید مثل کنند . شاخه زندگی آنهاعنصر طولانی بودن عمر را ندارد . سپس نینماه با برادرش صحبت کرد . برادرم چه انتخابی می توانست داشته باشد ؟ تمام تلاشهای ما پایان یافت و شکست خورد و این یعنی نیبیرو باید با تقدیرش روبرو می شد . ما باید همینطور تلاش کنیم وتلاش کنیم و اجازه ندهیم که با تولید مثل زمینیها کار شاق رابعهده بگیرند ؟

انلیل با عصبانیت گفت : پس آنها را به جایی می فرستیم که به آنها احتیاج داشته باشند !

به آبیزو ، بیرون از Edin آنها را اخراج کنید .

ص 113  

ضمیمه

بهشت گمشده

 

این مقاله از وبلاگ somerian.blogfa.com  . www برداشته شده است . با تشکر از زحمات مدیر وبلاگ . بعنوان اطلاعات تکمیلی در اینجا ضمیمه
می شود . 

 منشا اصلی عبارت (ایدن – عدن – Eden ) که در زبان عبری (همان زبان یهودی) به معنی دلپزیر است، احتمالا از زبان مردم آکد (آکاد – Akkadian ) و کلمه ی ایدینو ( Edinu ) گرفته شده که خود همین کلمه نیز از زبان سومری و از کلمه ی ایدین ( E.DIN ) استخراج شده است. در زبان سومری ایدین به معنی فلات – زمین مسطح و جلگه است. بنابراین ارتباط میان معانی و کلمات میتواند اتفاقی باشد همچنین معلوم شده است که این کلمه در میان سومریان باستان برای اشاره ی به بین نحرین به عنوان دره ی بهشت مورد استفاده قرار میگرفته یعنی جلگه ی حاصلخیز و مسطح بین رودهای دجله و فرات امروزی.

باغ عدن (بهشت) در کتاب پیدایش به عنوان مکانی توصیف شده است که اولین انسان زن «حوا» و اولین انسان مرد «آدم» پس از خلق شدن توسط خدا در آن زندگی میکردند. داستان آفرینش در کتاب پیدایش موقعیت جغرافیایی باغ و ایدن را به چهار رود بزرگ » (Pishon, Gihon, Hiddekel, Euphrates) » مرتبط میسازد و همچنین نام چند سرزمین نیز به خوبی در این کتاب مورد اشاره قرار گرفته است. نامها از قرار زیر میباشند» (Havilah, Cush, Asshur or Assyria) «.[برای اطلاع بیشتر به کتاب پیدایش 2:10  بازگشت شود]. به نظر میرسد که به جایگاهی در خاور نزدیک اشاده میکند به ویژه محلی احتمالا نزذیک بین نهرین. به هر روی به دلیل اینکه شناسایی این محل موضوع بحث ها و مجادله های گوناگونی بوده توافق عمومی بر این مسئله است که محل دقیق باغ بهشت نا مشخص است. هیچ منبع دیگری بعد از کتاب پیدایش وجود ندارد که به وجود قطعی این مکان اشاره کرده باشد.

جغرافایای محل:

در کتاب پیدایش اطلاعات بسیار ناچیزی در مورد جزئیات خود باغ موجود است. این باغ محل زندگی درخت زندگی و درخت دانش خوب و بد بوده است همچنین پر از مواد غزایی گیاهی که آدم و حوا از آن تغذیه میکردند.

» رودی از عدن جاری بود تا درختان باغ را آبیاری کند، و در اینجا تقسیم میشود به چهار رود «

این نوشته ادعا میکند که رود از داخل باغ  به چهار شاخه تقسیم شده است. Tigris, Euphrates, Pishon and Gihon). هویت دو رود آخر موضوع بحث های گوناگونی بوده است چرا که اگر واقعا باغ عدن در نزدیکی سرچشمه ی رودهای دجله و فرات بوده است پس با این حساب راویان اصلی که در سرزمین موعود (کنعان) بوده اند میتوانستند محل کلی باغ را جای بر روی کوه های Taurus شناسایی کنند.

یورانشیا (1955) توضیح میدهد که سه محل را میتوان به عنوان محل باغ تصور کرد. نخستین محل را جزیره ای در خلیج فارس میداند. دومین محل همان محل رودها میباشد که به عنوان باغ دوم پر شده است. و سومین محل شبه جزیره ای بسیار کم عرض در سواحل باختری دریا ی مدیترانه معرفی شده است. که اعضا کمیسیون عمدتا با نظر سوم یعنی محل سوم موافق هستند.

این شبه جزیره ی مدیترانه ای از آب و هوای بسیار مطلوب و دمایی بسیار ملایم برخوردار بود که این آب و هوای مرطوب به دلیل کوههایی بود که این شبه جزیره را احاطه کرده بودند. با و جود بارانهای فراوانی که بر سرزمینهای مرتفع میبارید به ندرت باران بر باغ عدن میباریده است ولی در شبها به دلیل کانالهای متعدد و دست سازی که برای باران ساخته شده بودند مه به سمت بالا راه پیدا میکرده است و مرکبات و سبزیجات را با رطوبت خود سیراب میکرده.      

خط ساحلی این سرزمین به نسبت زیادی از سطح دریا ارتفاع داشته است و قسمتی از سرزمین که به فلات و قاره ی اصلی مرتبط بوده در کم عرض ترین نقطه ی خود تنها 27 مایل عرض داشته است (حدود 45 کیلومتر). رودخانه ی بزرگی که باغ را آبیاری میکرده از قسمت مرتفع شبه جزیره به سمت پایین جاری میشده و از گردن شبه جزیره به شرق فلات اصلی و سرزمین های پایین تر بین نهرین جاری میشده و سپس در آنجا به دوشاخه تقسیم و به خلیج فارس ملحق میشده است. این رودخانه توسط چهار شاخه ی دیگر که سرچمه شان ار قله های مرتفع شبه جزیره شروع میشده آبگیری میشده است و اینها چهار سر رودخانه ای هستند که از باغ عدن جاری بوده است که بعد ها با رودخانه هایی که باغ دوم را احاطه کرده بودند اشتباه شدند.

کوههایی که اطراف باغ را احاطه کرده بودند مملو از سنگ ها و فلز های گرانبها بودند ولی در آن زمان ارزشی نداشته اند و مورد توجه قرار نمیگرفته اند و اندیشه و ایده ی برتر تکریم و تجلیل در باغبانی و کشاورزی بوده است.

احتمالا این محل که برای باغ انتخاب شده بود شگفت انگیز ترین و زیبا ترین نقطه از نوع خود بر روی زمین بوده که دارای آب و هوای بسیار ایده آل نیز بوده است. بی شک هیچ نقطه ی دیگری از زمین نمیتوانسته که این طور کامل به یک بهشت با تمام زیبا یی ها و طبیعت بی نظیر تبدیل شود.

عکسهای ماهواره ای بستر دو رودخانه ی خشک شده را که به سمت جلیج فارس ادامه میابند را مشخص کرده اند. بستر ایندو رودخانه ی خشک نزدیک قسمتی هستند که رودهای دجله و فرات یکی میشوند.

در کتاب » راهنمایی های آسیموف برای کتاب مقدس » از آیزک آسیموف او اینچنین اشاره میکند که : این خود باغ نیست که به نام عدن خوانده میشود و درست نیست که باغ و عدن را بخاطر شباهت ها یشان یکی بدانیم این درست مثل این است که بگوییم کالیفرنیا همان پارک یوسمیتی است که این گفته** گفته ی اشتباهی است. کلمات او نوشته های 1500 سال پیش تلمود را در ذهن ما تداعی میکند که میگوید باغ و عدن از یکدیگر جدا و مجزا بودند.

مکانهای احتمالی دیگر  

با این که محل اصلی گویندگان (ناقل) این حقیقت افسانه وار هرگز مشخص نشده باز هم ادعا هایی بر این مبنا وجود دارد که محل اصلی باغ عدن را مشخص میکند. بیشتر این مدعیان محل اصلی را بین نهرین در خاور میانه میدانند. اکثر کشیش ها و متخصصین الاهیات مسیح وجود فیزیکی باغ را قبول ندارند و این فرضیه را مطرح میکنند که باغ عدن تکه ای مرتبط به بهشت (آسمان) بوده که به عنوان پردیس شناخته شده است.

عده ای دیگر بر این عقیده اند که باغ عدن همراه با طوفان عظیم دوره ی نوح (ع) غرق شده و به زیر آب رفته است که به همین دلیل بعد از این بلا ی آسمانی دیگر هیچ کس نتوانسته محل باغ و عدن را در این جغرافیا ی جدید (منظور بعد از طوفان است) باز بیابد. این فرضیه همچنین سرزمین اسرا آمیز و غرق شده ی آتلانتیس را با محل این باغ مرتبط میکند. محل مورد بحث بعدی (Sundaland) است که امروزه در جنوب دریای چین قرار دارد. در این مورد رودهای دجله و فرات آن دو رودی نیستند که گویندگان به آن اشاره کرده بودند ولی اسمشان را بر رودهای جدید گذاشته اند مثل خیلی از مواقع که در جوامع نسبتا مدرن قدیم ممکن ممکن بود افراد برای نامگذاری مکانهای سرزمین جدید خود از نامهای مکانهای سرزمین مادری خود استفاده کنند. این مسئله همچنین مشکل واضح کتاب مقدس را حل میکند که گفته شده است که همه ی رودها سرچشمه ی یکتا دارند و همانطور که از این موضوع فهمیدیم اینچنین نیست.

ادعای دیگر توسط فردی به نام » David Rohl » مطرح میشود که توجه ما ایرانی ها را هم جلب خواهد کرد. او محل باغ عدن را جای در شمال غربی ایران معرفی کرده است. با توجه به اظهارات او** محل دقیق، دره ی رودخانه ای در کوههای سهند، نزدیک تبریز است. او شباهتهای زیادی را ذکر کرده است که با مطالب ذکر شده در کتاب مقدس همخوانی دارد همچنین کلمات زیاد هم معنی بین زبان پارسی و زبان انجیل را به عنوان اثبات این فرضیه بیان کرده است.

ادعای دیگر در کتاب یورانشیا/یورانتیا (1955) بیان شده و همانطور که قبلا توضیح داده شد** محل باغ را جایی در شبه جزیره ایی کوچک در سواحل شرقی دریای مدیترانه میداند که سالها پیش توسط فعالیت های آتشفشانی به زیر آب رفته است. تهقیقات اخیر (در سال 2004) نشانه های امید بخشی از بنا های دست ساز را در شرق جزیره ی کرت میدهند. یعنی همان جایی که احتمال میرود جزیره در همان جا غرق شده باشد. 

دیلمون

بعضی از تاریخ دانان بر قسمتهای جنوبی تمدن سومر در حال بررسی هستند، جایی که یکی از قدیمی ترین منابع افسانه موجود است در جزیره ی » Dilmun » در خلیج فارس (نام امروزی این جزیره بهرین میباشد). در این منابع عدن اینچنین توصیف شده است : «جایی که خورشید نمایان میشود (طلوع میکند)» و «سرزمین زندگی». آهنگ و قرار گیری اسطوره ی آفرینش سومریان » Enûma Elish » شباهتهای گوناگونی با روایتهای کتاب پیدایش دارد.          

سومر

اولین سومری ها در جلگه ای که امروزه در جنوب عراق قرار دارد زندگی میکردند. کلمه ی جلگه در زبان سومری ایدن (Eden) است و گمان میرود که احتمال زیاد کلمه ی عدن/ایدن از همین کلمه گرفته شده باشد. لازم به ذکر است که طبق شواهد بدست آمده از این تمدن آنها ابراز داشته اند که خدایان آنها دست به آزمایشات بیوژنتیکی (آزمایشات زیست زادی در دیکشنری برای کلمه ی biogenetic تعریف شده است) میزدند.

باغ عدن به عنوان بهشت :

واژه ی » paradise » که مسیحیان آن را به عنوان مترادف برای عدن بکار میبرند یک واژه ی پارسی است که به معنی باغ و گلستان یا شکارگاه محصور است. در ادبیات کتاب مقدس (یوحنا) و در تلمود پردیس معنی خود را از باغ عدن و نمونه ی آسمانی آن بر گرفته است. و در ادبیات یهودیان یونان به رهبری پولوس مسیحیان پردیس را در ارتباط و به معنی سرزمین مقدس میدانند. برخی از انسان شناسان  عقیده دارند که باغ عدن محل جغرافیایی خاصی را بیان نمیکند. این عقیده همانند نظر یهودیان است که میگویند باغ عدن در بعدی کاملا روحانی است و در واقع در دنیای فیزیکی و مادی ما جایی ندارد.

Posted on اکتبر 30, 2009, in کتاب گمشده انکی. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: