كتاب گمشده انكي(فصل ششم ـ قسمت اول )


فصل ششم ـ قسمت اول

خلاصه ای از لوح ششم

 

 

 

برای رهبران شکاک ، انکی رازی را افشاء می کند . در آبیزو موجود وحشی و سرگردانی وجودداشت که شبیه آنوناکی بود . زندگی که می توانست با جوهره آنوناکی پربارتر شود . این موجود می تواند ارتقاء پیدا کند به کارگر بدوی اما هوشمند . انلیل فریاد می زند : آفرینش به پدر کل منشاء ها تعلق دارد . نینماه وارد بحث شد و گفت : ما فقط می خواهیم تصویری از یک موجود بدست آوریم . رهبران به این طرح رای مثبت دادن چون آنها در بد مخمصه ای گیر کرده بودند و به طلا برای نجات خودنیاز داشتند . آزمایشها توسط انکی و نینماه و پسر انکی Ningishzidda شروع شد . پس از شکستهای بسیار آنها به مدل Adamu دست پیدا کردند . نینماه پیروز مندانه فریاد زد : این ساخته دست من است . برای این موفقیت نامش به Ninti به معنی بانوی زندگی (Lady of Life   ) تغییر داده شد . نینکی همسر انکی ، به شیوه Ti-Amatهمچون زنی زمینی کمک می کند ! . دوره دورگه ها (hybrids ) در زمین آغاز می شود . آنها قادر به جفت گیری بودند اما نمی توانستند تولید مثل کنند . Ningishzidda به درخت زندگی آنها ( DNA ) دو جوهره جدید اضافه میکند . کشفیات به پیشرفتهای غیر قابل تحمل تبدیل شدند . انلیل اورا اززمین اخراج کرد . 

 

 

 

 

لوح ششم

یک کارگر بدوی ، با استفاده از جوهره خودمان وبه همان شیوه ایجاد می کنیم . همچنین انکی به رهبران گفت . موجودی که به آن احتیاج داریم پیش از این وجود داشته . اینگونه بود که انکی رازی را که در آبیزو بود برای آنها آشکار کرد . با شگفتی رهبران جملات انکی را می شنیدند . آنها مجذوب این جملات شده بودند . انکی می گفت : این موجودات در آبیزو هستند . آنها بصورت عمودی روی دو پایشان راه می روند . از پاهای جلویشان بعنوان ابزار استفاده میکنند . بعنوان دست مایحتاج خو درا بدست می آورند . آنها در بین حیوانات جلگه زندگی می کنند . آنها اصلا نمی دانند که باید لباس بپوشند .

 

 

صفحه 96

آنها گیاهان را با دهانشان می خورند واز آب دریاچه و جوی می نوشند . سراسر بدنشان مو دارد . آنها پشمالو هستند . موی سرآنها شبیه شیرهاست . با غزالها رقابت میکنند و ازموجودات شلوغ داخل آبها لذت می برند . رهبران با شگفتی به سخنان انکی گوش می دادند .

 

 

انلیل گفت : این باور نکردنی است . چنین موجودی تابحال در Edin دیده نشده است . نینماه گفت : قبل از Aeons در نیبیرو در دوره اجدادی شبیه چنین چیزی را داشته ایم . آن هست ، نه اینکه خلق شود !‌ دیدنش باید هیجان انگیز باشد . انکی آنها را به خانه خود راهنمایی کرد . در قفسهای محکم بعضی از موجودات زندانی شده بودند . وقتی انکی و دیگران را دیدند از جایشان پریدند وبا مشت روی میله قفسها کوبیدند . آنها خرخر می کردند و خرناس می کشیدند

نمی توانستند به هیچ زبانی صحبت کنند . انکی گفت آنها زن ومرد هستند و آلت زنانه و مردانه دارند . شبیه ما که از نیبیرو آمده ایم می توانند تولید مثل کنند . Ningishzidda ، پسرم روی DNA انها آزمایش کرده است . (‌در اینجا انکی می گوید شیوه اکسیر آنها که من برای سادگی کار و پرهیز از گیج شدن شما وهمچنین خودم همان اصطلاح DNA را انتخاب کردم ـ‌مترجم )‌ با مال ما خویشاوند است . شبیه دو ماری که به هم پیچیده باشند .

 

وقتی که DNA ما با مال آنها ترکیب شد ، علامتی از ما بر مال آنها غالب می شود . یک کارگر بدوی آفریده می شود که می تواند دستورهایمان را بفهمد . می تواند از ابزارهای ما استفاده کند و کار شاق کار در معدنها را انجام دهد . برای تسکین دردهای آنوناکی اینها را وارد آبیزو می کنیم !

انکی با اشتیاق حرف می زد و جملاتش را با هیجان بسیار بیان می کرد . انلیل با تردید به این حرفها نگاه می کرد در حالیکه این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار بود . روی سیاره ما ،‌مدت طولانی می شود که بردگی منسوخ شده ، دیگر حتی ابزارهای بردگی هم وجود ندارد . موجودی جدید ،‌ قبل از عدم وجود شما امیدوارید که موجودی را شروع کنید !‌ آفرینش تنها در دستان پدر همه منشاء ها قرار دارد . انلیل دنبال جملاتی می گشت تا بتواند مخالفت خودرا بااین طرح نشان دهد .

صفحه 97

انکی به برادرش پاسخ داد : بردگی مطرح نیست ، این کمکی است برای اجرای نقشه ام ! نینماه گفت :این موجود قبلاً وجود داشته . به ما توانایی بیشتری برای اجرایی شدن این نقشه می دهد . انکی با اطمینان گفت : آفرینش جدیدی در کارنیست واین بیشتر ساختن تصویری از یک موجود محسوب می شود ! با کمی تغییر میتوانیم به نتیجه برسیم و فقط به یک قطره از جوهره وجودمان برای این کار نیاز داریم ! انلیل گفت : این موضوع خوبی نیست که مورد علاقه من باشد . علیه قوانین سیاره ماست ، سیاره ای که از آن سفر کرده ایم . این قوانین از وقتی به زمین آمده ایم فراموش شده . هدف ما بدست آوردن طلا بود نه اینکه جای پدر تمام منشاء ها را تغییر دهیم !

بعد از صحبتهای انلیل نوبت نینماه بود که پاسخ بدهد . نینماه به انلیل گفت: برادرم ! پدر تمام منشاء ها به ما عقل ودرک عطا کرده است . برای چه هدفی ما آن را کامل می کنیم ؟ جز اینکه از آن بیشتر استفاده کنیم ؟ همه وجود زندگیمان توسط آفریننده از عقل ودرک پر شده است . مالیاقت این را داریم که هرچه بخواهیم از آن استفاده کنیم . حد سرنوشت برای ما تعیین نشده است ؟ نینماه با جملاتش می خواست که انلیل را سربراه کند . بافرض اینکه این جوهره به ما عطاشده است ما با ابزارهایمان باید این سفینه را کامل کنیم . ما کوهها رابا سلاحهای مرگبار مان خرد کردیم و با طلا میخواهیم سلامتی سیاره مان را تضمین کنیم . نینماه که به او مادر زاینده نیز گفته  می شد . اجازه بدهید با خرد خود ابزار جدید تولید کنیم نه اینکه موجود جدیدی بخواهیم بیافرینیم .

اجازه بدهید با تجهیزات جدید و نه بوسیله موجودات برده ، کار شاق را راحتتر کنیم ! چطور این درک به ما عطا شده ؟ برای اینکه سرنوشت ما از پیش تعیین شده Ningishzidda و انکی و نینماه با صحبتهایشان توافق کردند . Ningishziddaگفت: کسی نمی تواند ما در مسیر استفاده از دانش که در اختیار داریم متوقف کند.

ص 98

آنها به انلیل اینگونه گفته بودند که این تقدیر وسرنوشت است . و همو مارابه این سیاره آورده است که از آبهایش طلابدست آوریم و ورقه ورقه اش کنیم . ما قهرمانان آنوناکی را به کار سخت حفاری واداشته ایم ؟ ما می توانیم با برنامه ریزی کارگر بدوی بسازیم که این کار را انجام دهد .انلیل غمگینانه گفت: برای من این نوع خویشاوندی جای سوال دارد!

 

 

) منظور خویشاوندی با این موجودات است ـ مترجم ) اینکه این تقدیرو سرنوشت است نیاز به تصمیم گیری دارد . این مساله از ابتدا برایمان مقدر شده یااینکه به انتخاب ما بستگی دارد ؟ به بحث گذاشته شده بود این موضوع قبل از اینکه آنو تصمیمی بگیرد وبه او نیز مباحث ارائه شد قبل از اینکه شورایی تشکیل شود . ریش سفیدان و دانشمندان وفرماندهان طرف مشورت قرار گرفتند . بحثها طولانی و تلخ بودند ، مباحثی چون زندگی ومرگ و تقدیرو سرنوشت کلماتی بودند که رد وبدل می شدند .  آیاراه دیگری نیز برای استخراج طلا وجود دارد ؟ بقا ما در خطر انهدام قرار دارد . شورا تصمیم گرفت . طلا بایداستخراج شود بنابراین همین کاری که می گویید را انجام دهید ! اجازه میدهیم که آنو قوانین سفرهای بین سیاره ای را کنار نهاده و اجازه بدهد هر طور که شده سیاره نیبیرو حفظ شود ! وقتی از کاخ آنو به تصمیم تیم انکی جواب مثبت داده شد انکی از شادی در پوست خود نمی گنجید .

انکی گفت : اجازه بدهید تا نینماه دستیار من باشد چون او درک خوبی از این موضوع دارد  و با اشتیاق به نینماه خیره شد . انلیل گفت و اجازه بدهید نینماه در امنیت قرار  داشته باشد ! این تصمیمها بوسیله Ennugi به آنوناکی در آبیزو اعلام شد . و او گفت : تازمانی که به نتیجه برسیم شما باید مشتاقانه کار سخت حفاری را ادامه دهید .

دیگر از شورش خبری نبود اما جایش را دلسردی گرفته بود . سرانجام آنوناکی بطور موقت برگشتند سرکار سخت حفاری . در خانه زندگی واقع در آبیزو ، انکی شیوه های احتمالی آفرینش این موجود را به نینماه توضیح می داد . او نینماه را به میان درختان برد در جایی که قفسی در آنجا قرار داشت . در قفس موجودات عجیبی قرار داشتند طوریکه او تاکنون شبیه آنها را ندیده بود . قسمت جلویکی از موجودات در بین رانهای موجوددیگر قرار داشت ! انکی به نینماه نشان داد که جوهره این دو موجود از دو ترکیب ساخته شده اند .

ص 99

 

 

Posted on اکتبر 23, 2009, in کتاب گمشده انکی and tagged . Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: