كتاب گمشده انكي(فصل پنجم ـ قسمت سوم)


 

 نینماه علیه نفرینی که انکی دچارش شده بود پوزخند زد . هر غذایی که در دل و روده اش بود به آرواره هایش آسیب می رساند به دندانهایش نیز و همچنین دنده هایش . ایزیمود آنوناکی را احضار کرد تا جهت تسکین آلام نینماه شفاعت کنند. انکی با بازوان ستبرش قسم خورد که ازعمل جنسی با نینماه دور بماند . یکی یکی بیماریهایش از بین رفت و انکی از بند نفرین آزادشد . نینماه به Edin برگشت ، نباید شوهری داشته باشد . این دستور آنو بود . انکی ، همسرش Damkina وپسرش مردوک را به زمین فراخواند . Ninki، بانوی زمین ، این لقبی است که به او عطا شد . توسط انکی و  نینکی بیش از پنج پسر متولد شدند که نامهایشان ازاین قرار است :

Dumuzi ø Š Ningishzidda ø Ninagal Š Gibil ø Nergalکه از همه جوانتر بود . انلیل و نینماه پسرشان نینورتا را احضار کردند . همسر انلیل ، نینلیل یک پسر دیگر برایش آورد ، برادری واقعی برای Nannar که  Ishkurنامش نهادند . اکنون انلیل سه پسر دارد که هیچکدام از زن همخوابه  (صیغه ای )‌ متولد نشده اند  . دو طایفه اینگونه در زمین تاسیس شدند ، رقابت کردند وسرانجام کارشان به جنگ کشید !‌

اکنون وقت بررسی شورش Igigiهاست . (‌مشخص است که انکی مدتی به اندوبسار استراحت داده و بعد موضوع جدیدی به او می گوید تا زیر مجموعه آن داستانش را تعریف کند . ـ‌مترجم )‌ اینکه چطور آنزو به مرگ محکوم شد و این تنبیه او بود برای سرقت الواح سرنوشت .

 

تصویری از یک Igigiبا میوه ای  از درخت نیبیرو و سطلی در دست که احتمالاً برای دریافت جیره اکسیر به کار می رفته .

 

در اینجا تصویری از یک آنوناکی که را می بینید با همان وضعیت .که ازگونه بالایی برتر بودند با سطلی دردست ومیوه ای در دست دیگرکه همیشه برای من سوال بود که چرا یکی با کله عقاب نشان داده می شود و دیگری با ظاهر عادی . اما اینکه دستبند روی دست آنها که بسیار شبیه ساعت است چیست ؟ هنوز معمایش برایم حل نشده ـ مترجم

 

طلاها از سیاهرگهای دل زمین به فرودگاه حمل می شدند . از آنجا Igigiها بوسیله rocketships محموله را به مریخ حمل می کردند . از سیاره مریخ سفینه های آسمانی که حامل فلز گرانبها بودند به نیبیرو وارد می شدند . در نیبیرو این طلا به بهترین روش تبدیل به گرد وخاک می شد و برای محافظت از جو سیاره به کار گرفته می شد . روند مرمت حفرهای آسمانی جو نیبیرو کند بود و نیبیرو به آهستگی محافظت می شد !‌

در Edin پنج شهر به خوبی ساخته شدند . در اریدو ، انکی محل اقامتی ساخت که جریان برق از آن عبور می کرد . از روی خاک سر به آسمان کشیده . شبیه کوه بلندی که سر به آسمان کشیده باشد ،‌ در بهترین مکان آن را ساخت .

صفحه 87

همسرش  Damkina در آنجا اقامت کرد و در آنجا انکی به پسرش مردوک درس عقل داد . (‌ به احتمال زیاد به مردوک فلسفه درس می داده ـ مترجم ) KI_ Nibiruتقاطعی میان زمین و آسمان را نیز انلیل تاسیس کرد و در آنجا رصد خانه ای ساخت . در مرکزش رو به سوی آسمان ستونی بلند ساخته بود . روی یک سکوی محکم بصورت واژگون آن را قرار داده بود . جملات انلیل از اینجا فوراً در همه قرارگاه ها دریافت می شد . این شنیدن شامل مریخ و نیبیرو نیز می شد .

از آنجا اشعه ها برمی خواستند و می توانستند قلب تمامی سرزمینها را هدف گیری نمایند . با چشمهایش می توانست تمام سرزمینها را جستجو کند . او شبکه ویژه ای را بنیان نهاد . در مرکز خانه برجسته اش چیزی تاج مانند را در اتاق خوابش گذاشته بود . با فاصله از آسمان جفت دیگری از آن داشت . نگاهش به افق خیره شده بود به بالاترین قله آسمانی اش (‌راس القدم ، سمت الراس )‌که کامل شده بود . محفظه ای در تاریکی داشت که بوسیله دوازده آرم خانواده خورشید علامت گذار شده بود . درME فرمولهای محرمانه خورشید وماه و نیبیرو و زمین و هشت آسمان خدایی !! ثبت شده اند .

 

 

( ME یک دیسک حاوی اطلاعات محرمانه بوده که فقط اعضاء برجسته خاندان سلطنتی از محتویات آن مطلع بودند. در اینجا خیلی جالب است که بجای تفکر رایج هفت آسمان از هشت آسمان صحبت به میان می آید ـ مترجم )‌ الواح سرنوشت در محفظه خود تصاویری منتشرمی کردند . با آنها انلیل برتمام رفت و آمدها نظارت می کرد . { به نظر شما این سیستم چگونه کار می کرده ؟ ـ‌مترجم }در زمین آنوناکی رنج بسیار می کشیدند . آنها از این سیستم کار ومعاش شکایت می کردند . چرخه زمین خیلی سریع بود ( گردش شب وروز و تغییر آب وهوا و … ـ مترجم  )‌و این باعث عذاب آنها می شد . جیره غذایی آنها از اکسیر خیلی کم بود . آنوناکی در Edin سختی می کشیدند اما کار در آبیزو به مراتب طاقت فرساتر بود . تیمهای آنوناکی پس از مدتی به نیبیرو می رفتند وتیم جدید وارد زمین می شد . بیشترین شکایت را Igigiها داشتند که در مریخ ساکن بودند .
می گفتند چه وقت آنها از مریخ به زمین فرود می آیند تا پس از این همه کار پر زحمت کمی استراحت کنند . آنو ،‌انکی و انلیل را به تبادل نظر ومشورت دعوت کرد . آنو همچنین گفت : اجازه بدهید تا رهبرشان آنزو برای مذاکره در این زمینه  به زمین برود.  آنزو از آسمان به زمین رفت و وقتی روی زمین فرود آمد شکایتها را با انلیل وانکی مطرح کرد . انکی به انیل گفت : اجازه بدهید آنزو اهمیت این کار را درک کند !‌

صفحه 88

انلیل با سخنان انکی موافقت کرد . تصمیم گرفتند به آنزو نشان بدهند که چگونه تقاطعی میان زمین و آسمان وجود دارد . انکی به آنزو نشان داد که چگونه آنها نیز در آبیزو در معادن کارشاقی را انجام می دهند . انلیل ،‌آنزو را دعوت کرد که به Nibru-kiاش وارد شده ومحفظه تاریک مقدسش را ببیند . در اعماق این مکان مقدس سیستم الواح سرنوشت به آنزو توضیح داده شد . اینکه چه کاری آنوناکی در پنج شهر انجام می دادند به آنزو توضیح داده شد . همچنین قول داده شد که Igigiهابه فرودگاه وارد شده تا دوران مرخصی شان را بگذرانند . آنزو در مورد شکایتIgigiها بحث می کند و سپس به  Nibru-kiبر می گردد . آنزو در واقع شاهزاده ای در بین شاهزادگان بود ووراث خاندان سلطنتی محسوب می شد . اندیشه های شیطانی قلبش را انباشته بود وقتی اوبه تاسیسات تقاطع زمین و آسمان برگشت . او توطئه ای را برنامه ریزی می کند برای سرقت الواح سرنوشت . او در قلبش این برنامه را ریخت که کنترل مرکز فرماندهی تاسیسات تقاطع آسمان وزمین را در دست بگیرد . در این اندیشه بود که ابزار انلیل را سرقت کند ودر طرح نهایی هدفش این بود که بر آنوناکی و Igigiها حکمرانی نماید . انلیل بی اطلاع بود که آنزو وارد جایگاه مقدسش شده است . انلیل بی خبر از همه جا برای شنا در آبهای خنک به جناح چپ تاسیسات مقدسش رفته بود . آنزو شرورانه الواح را در اختیار گرفت . در محفظه آسمانی او اوج گرفت وبسرعت به سمت کوهستان رفت . آنجا ‌،در فرودگاه ، Igigiها منتظرش بودند تا شورش کنند . آنها از مریخ این تدارک را دیده بودند که آنزو را پادشاه زمین اعلام کنند . در مکان مقدس Nibru-kiدرخشش برلیان کمتر و کمتر شد تا آنجا که وزوزی کرد وخاموش شد . سکوت بر مکان مقدس غلبه کرد و کارکرد فرمولهای سری به حالت تعلیق در آمد . درNibru-ki انلیل مات ومبهوت و لال شده بود و خود را در توطئه ای خائنانه غرق می دید . انکی خشمگین شده واز تبار آنزو سوال کرد . در  Nibru-ki رهبران آنوناکی جمع شدند تادر مورداینکه تقدیر چه فتوایی می دهد با آنومشورت کنند.

صفحه 89

آنو فتوا داد که : آنزو باید دستگیر شود والواح باید به مکان مقدس برگردانده شود . رهبران از یکدیگر می پرسیدند : چه کسی با این یاغی رودررو خواهد شد ؟ چه کسی الواح را پس خواهد گرفت ؟ آنها می گفتند : با در اختیار داشتن الواح سرنوشت ،‌آنزو مغلوب نشدنی است .  Ninurta توسط مادرش تشویق شد که از میان جمع پا پیش بگذارد . او گفت : من از طرف انلیل مبارزه خواهم کرد وآنزورا شکست خواهم داد . Ninurta دامنه کوه را محاصره کرد تا آنزوی فراری را شکست داده و دستگیر کند . آنزو از پناهگاهش  Ninurtaرا مسخره می کرد و می گفت : الواح سرسختانه محافظم هستند !‌ مکانند برق نینورتا به سمت آنزو شلیک می کرد اما تیرها نمی توانستند به آنزو نزدیک شده و به او آسیب برسانند . آنها به عقب بر می گشتند . نبرد پایان یافت اما سلاحهای نینورتا نتوانستند آنزو را شکست دهند . انکی استراتژی جدیدی به نینورتا آموخت . بالای سرش گردبادی بوجود بیاور. به صورت آنزو گرد وخاک پاشیده شده و پرنده آسمانی اش بر اثر گرد باد تعادل خود را از دست خواهد داد . انلیل سلاح قوی تری در اختیار پسرش گذاشت . موشکی بنام  Tillu. این سلاح طوفانی بوجود می آورد و باعث می شود شما بال به بال نزدیک شده و به آنزو شلیک کنید . نحوه کارش را انلیل به پسرش آموخت . وقتی بال به بال نزدیک می شدند موشک به سرعت برق شلیک می شد . نینورتا در میان گردباد اوج گرفت و آنزو نیز با پرنده آسمانیش پرواز کرد تا او را به مبارزه بطلبد .آنزو با عصبانیت فریاد زد : در این نبرد نابودت می کنم . نینورتا طبق مشاوره با انکی طوفانی از گردو خاک ایجاد کرد . صورت آنزو در گردو خاک پوشیده شد و پرنده آسمانی اش به هدفی برای شلیک تبدیل شد . در این میان نینورتا موشکی را شلیک کرد که بادرخششی فوق العاده آنزو را بلعید ! بالاهای پرنده اش لرزیدند و پت پت کنان آنزو به زمین سقوط کرد . زمین به شدت تکان خورد وآسمان تاریک شد . آنزو به اسارت نینورتا در آمد و الواح نیز از او پس گرفته شد . ازبالای کوه  Igigi ها در حال تماشا بودند .

صفحه 90

http://www.lostbook.persianblog.ir/

Posted on اکتبر 18, 2009, in کتاب گمشده انکی. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: