بایگانی روزانه: اکتبر 18, 2009

نامه هایی از آندرومدا 6

پاسخ آلکس کولیر به سوالات حضار

 

 

سوال: من می خواهم در مورد دوگون ها Dogons بپرسم که قبیله دوگوونها در آفریقا می گویند با سیریانی ها Sirians ارتباط دارند.

 

آلکس: قبل از اینکه ما بفهمیم اصلا سیریوس وجود دارد آنها نقشه های ستاره ای از آن داشتند. نمی دانم اگر واقعا ارتباطی هست یا نه ولی این مردم واقعا دم دارند درست مثل نژاد سیریانی.

سوال: در مورد تعالی گفتید. آیا به ما هم کمکی می شود که متعالی شویم یا می دانیم چه کسی به ما کمک می کند؟

آلکس: فکر می کنم که خیلی احتمال دارد.

واساییس Vasais (یکی از آندرومدایی ها که با آلکس تماس گرفته بود) یکبار قبل از اینکه اینجا را ترک کند به من گفت که نژاد زمینی یکی از مستعد ترین نژادهایی است که تا به حال دیده اند.

اما اگر که شورای آندرومدا نقشه ای را که دارد عملی کند یعنی در عرض سال آینده همه گونه های غیر زمینی را از زمین و ماه بیرون بریزد و بعدش آنها اعمال و رفتار زمینیان را تحت کنترل بگیرند تا ببینند بدون دخالت غیر زمینیان در امور ما چطور تصمیم گیری می کنیم و آیا آماده هستیم یا نه. آیا واقعا ما متحد خواهیم شد؟ نکته ای که قبلا ذکر کردم این است که حدود ۳۰۰ سال هیچ غیر زمینی روی زمین نبود و دخالتی نداشت و چه اتفاقی افتاد؟ ما همه نظامهای پادشاهی اروپا را سرنگون کردیم و ایالات متحده آمریکا را بنا کردیم. ایالات متحده آمریکا هرگز نباید اتفاق می افتاد و شکل می گرفت و کاملا تصادفی شد.

خاندانهای سلطنتی اروپا که از نژادهای غیر زمینی هستند هرگز قرار نبود که سرنگون شوند و کنترل زمین را از دست بدهند. ولی وقتی آمریکا جعبه پاندورا را باز کرد ( یعنی جن را از شیشه در آورد) اکثر مردم دنبالش راه افتادند چون همه از دیکتاتوری خسته شده بودند و هنوز هم هستند.

 

سوال: در مورد تغییر شکل دراکونیان چیز خاصی هست که بگویید؟

آلکس: این را قبلا هم گفته ام. تکنولوژی تغییر شکل وجود دارد یعنی یک نفر شکل هولوگرافی متفاوتی دور خودش ایجاد کند و به چشم شما جور دیگری بیاید. بله این علم وجود دارد اما آیا این دانش الان روی زمین استفاده می شود؟ خیر روی زمین نیست. آیا یک موجود مزاحم می تواند بدن انسان را تحت کنترل خودش بگیرد؟ بله صد در صد می تواند.

و چگونگی آن هم خیلی ساده است. یک نفر را می ربایند و به آهستگی او را می کشند به قدری آهسته که وقتی دقیقا آخرین نفسش را می کشد یعنی عصاره اش بدن را ترک می کند بلافاصله فرد دیگری را در جسد جایگزین می کنند. چند لحظه بعد که بدن از روی تخت بلند می شود در اصل همان بدن است اما با روح فرد دیگری.

این تکنولوژی الان وجود دارد روی زمین و استفاده می شود. 

سوال: به این «روح داخل شده «و » اشغالگر» می گویند؟

آلکس: بله درسته.

سوال: آنوقت اینها خاطرات همان شخص اصلی را دارند؟

آلکس: بله دارند. ولی درک من این است که بین سه تا هفت ماه این افراد آفتابی نمی شوند چون یک مدت زمانی لازم است که با بدن جدید خو بگیرند و خودشان را تنظیم کنند. بگذارید بیشتر توضیح بدهم: اصطلاح این است که » ما دیدیم فلانی تبدیل به خزنده شد و واقعا یک خزنده دیدم«. این احتمالا صحت دارد.

اما معنیش این نیست که واقعا آنها دارند از تکنولوژی سود می برند تا به چشم ما انسان بیایند. بلکه آنها واقعا داخل بدن انسانی هستند. ولی باید یادتان باشد که خزندگان به احساسات عادت ندارند یعنی آن عواطفی که ما داریم را آنها ندارند. حتی هیچ کدام از نژادهای انسانی عواطفی که ما داریم را ندارند. پس امکان دارد اگر در موقعیت هیجان انگیزی قرار بگیرند چون بدنشان انسانی است خزنده درون آن نمی داند چطور نسبت به این احساسات واکنش نشان دهد و احتمالا می ترسد و وقتی این اتفاق می افتد از آنجا که این خزندگان فوق العاده روحهای قدرتمندی دارند شما می توانید یک تصویر محو و هاله ای از شکل واقعی آنها ببینید چون نمی توانند احساسات را تحمل کنند و نمی دانند چطور کنترلش کنند.

این چیزی است که به من گفته اند.

سوال: یک خزنده واقعی می تواند با یک انسان آمیزش داشته باشد؟

آلکس: بله می تواند ولی حاملگی رخ نخواهد داد. اگر حاملگی صورت بگیرد از طریق دستکاری ژنتیکی بوده است.

سوال: پس چرا باید این کار را بکنند؟

آلکس: راستش نمی دانم چرا ولی می توانند چون آنها هم آلت جنـسـی دارند.

سوال: من به خیلیها برخورده ام که این تجربه را داشته اند.

آلکس: ممکن است آنها انسانها را تماشا کرده اند که در آن حال چه می کنند و چه احساسات داغی نشان می دهند و احتمالا کنجکاو شدند که خودشان هم تجربه کنند.

سوال: به نظر می رسد که خزندگان مجذوب خیلی از نژادهای روی زمین هستند. گفتید ۲۲ نژاد؟

آلکس: بله خیلی مجذوبند.

سوال: شما همه بیگانگان و مشخصاتشان را می دانید؟

آلکس: برخی از آنها را می دانم ولی برای افشای آن امشب آماده نیستم ولی حتما به زودی صحبت خواهیم کرد. قول می دهم چهار هفته دیگر روی وب سایت قرار بگیرد. من خیلی علاقه مندم که یک لیست درست کنم تا همه بدانند کی و چی هست. و هر کسی که علاقه داشته باشد پیدایش می کند.

سوال: جواب این سوال الزامی نیست ولی آیا نژاد قفقازی( پوست سفید و چشمان روشن- منظور سکنه اروپا و آمریکا) یک نژاد مخلوط است؟

آلکس: بله ما مخلوط هستیم.

سوال: احتمال این هست که ما سیاره زمین را پس بگیریم؟

آلکس: سیاره به ما تحویل داده خواهد شد اما اینکه چکاری با آن بکنیم مسئولیت خودمان است. آنها خارج می شوند و همه چیز را به ما می سپارند و هر بلایی هم که ما سر اتمسفر و بیوسفر بیاوریم آنها کمکی نخواهند کرد.

سوال: این بحث مناظره کهکشانی بود.

آلکس: بله این دقیقا موضوع مناظره کهکشانی بود و نتیجه ای که گرفتند این بود که زمینیان نه به خودشان احترام می گذارند نه به دیگران و نه به خانه شان. چه ارزشی دارند؟ این حرفی بود که زده شد که ما از همان ابتدا دستکاری شده ایم.

سوال: حالا اگر تعداد محدودی انسان مسئولیت را به عهده بگیرند به جای دیگران چه؟

آلکس: من هم امیدورام که چنین کنند.

سوال: گفتید این اتفاق سال آینده می افتد؟

آلکس: تاریخی که به من گفته اند ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است. دلیل اینکه این تاریخ دقیق را به من دادند…یادتان می آید پروژه فیلادلفیا و آنچه در کشتی الدریج اتفاق افتاد؟ که آنها تونلی در زمان زدند؟ با این کار یک پل ارتباطی ساختند که قرار نبودآنجا باشد. حالا برخی از نژادهای دیگر که در آن حوالی بودند به داخل این تونل کشیده شدند از زمانها و مکانهای مختلف و الان از زمان خود خارج شده اند.

نظریه این است که یا ما باید از آنها در اینجا نگهداری کنیم یا اینکه اجازه دهیم به زمان خود برگردند و تاریخ باز شدن تونل هم در ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است.

سوال: ۶۰ سال شده است؟

آلکس: بله وقتی این سوارخ باز شود این فرصت دست می دهد که آنها به زمان خودشان و جایی که به آن تعلق دارند برگردند. امید این است که این کار را بکنند. وقتی که تونل بسته شود آن نژادهای دیگر از آن سو در آن را خواهند بست یعنی به محض اینکه از تونل عبور کنند و بسته شود آن را مهر و موم می کنند تا مطمئن شوند که در آینده باز نخواهد شد.

این فقط برای ما مشکل درست نکرد بلکه برای همه مشکل ساز شد چون یک پل بین دو زمان مختلف زد.

سوال: در آن روز ما چیزی حس خواهیم کرد؟

آلکس: سوال خیلی خوبیه. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که در آن روز من مرخصی می گیرم و اگر بفهمم که کار عقب افتاده می روم به سر کارم.

سوال: آیا ارتباطی بین این اتفاق و نزدیک شدن سیاره نیبیرو وجود دارد؟

آلکس: این هم خیلی سوال خوبی است. دو سال پیش یک گروه از خاندان نیبیرو از خاندان انکی به سراغ شورای آندرومدا رفتند و برای ورود به منظومه شمسی ما اجازه خواستند. برای اینکه تجهیزات معدن سازی و سایر وسایلشان را که روی زمین گذاشته بودند برگردانند. بحثهای زیادی رخ داد. تمدن آندرومدا کاملا مخالف بودند برای اینکه نیبیروها به بدقولی خیلی معروفند. ولی شورای آندرومدا در نهایت رای مثبت داد. در واقع آنها دارند میایند و این چیزی که میاید سیاره نیست بلکه یک سفینه هوشمند به بزرگی یک سیاره است که می تواند مانور دهد و جهتش را به هر سمتی عوض کند و می تواند هر جا خواست برود. برخلاف آنچه می گویند روی مدار نمی چرخد و به دور خورشید هم نمی چرخد.

سوال: پس به ما لطمه ای نمی زند؟

آلکس: به ما لطمه می زند چون خیلی نزدیک می شود و می تواند مشکلات زیادی اینجا ایجاد کند.

سوال: واقعا به همان بزرگی است که می گویند؟

آلکس:بله. آندرومدایی ها در مورد سفینه های مادر در کهکشان آندرومدا به من گفته اند که بزرگیشان دو برابر سیاره مشتری و میلیاردها موجود را در خود جای داده است. واقعا شگفت آور است. بگذارید بحث نیبیرو را تمام کنم. آنها دارند میایند و در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد من هیچ اطلاعی ندارم. صادقانه بگویم که آندرومدایی ها تصور می کنند که نیبیروها دروغ می گویند و برای برداشتن وسایل معدن به زمین نمی آیند چون بیشتر تجهیزات آنها در حلقه های زحل  قرار دارند. پس خیال دیگری دارند.

یک غیر زمینی تنزل یافته کیست؟ از کجا بفهمیم که یک غیر زمینی دو رگه است یا تنزل یافته یا تکامل یافته؟ کاری که آندرومدایی ها می کنند این است که تفکرات آن فرد را تحت نظر می گیرند تا بفهمند که آیا سوء نیت دارد یا خیر. با مشاهده کردن افکار.

آنها تکنولوژی دارند که تمام امواج مغز را به صورت تصویر نشان می دهد. مثل یک دستگاه فتوکپی عکس امواج مغزی و افکار را می گیرد و اگر ببینند که فکری منفی وجود دارد آن فرد را علامت گذاری می کنند و می دانند کجا می رود و الان در کجای سیاره قرار دارد. همه نژادهایی که عضو شورا هستند این کار را می کنند و فقط در منظومه شمسی ما ۳۸ نژاد مختلف وجود دارند.

سوال: مثلا هیتلر یک تنزل یافته محسوب می شود؟

آلکس: بله تنزل یافته محسوب می شود اما احتمال دارد که روح سوار شده باشد. اگر روح وارد شده نباشد آنوقت با آن برخورد می شود اما اگر روح دیگری باشد که در آن بدن سوار شده کاری نمی توان کرد چون روح تولدی نیست.

سوال: در مورد ایلومیناتی چه؟

آلکس: خیلی از آنها ارواح اشغالگر هستند ولی فقط یک خاندان هست اینطور که به من گفته شده ومن هم نامشان را نمی توانم بگویم چون دردسر بزرگی برایم خواهد بود. اما فقط یک خاندان هست که در آن بچه هایی که متولد می شوند در سن سه سالگی تعویض می شوند. یعنی روحشان عوض می شود و روح جدید با بدن رشد می کند.

همین خاندان در اصل به عنوان ناقل استفاده می شوند. یعنی در واقع از خط ژنتیکی ایلومیناتی نیستند ولی به جای آن معرفی می شوند. منظورم را می فهمید؟  یعنی وانمود می کنند چون این خانواده برگزیده شده اند که این نژاد خاص به آن وارد شوند.

سوال: برای جفت گیری؟

آلکس: بله برای زاد و ولد. نمی خواستم از این لفظ استفاده کنم چون چندش آور است.

سوال: بعضی از ایلومیناتی عزل می شوند ولی بعضی دیگر نمی شوند؟

آلکس: آنهایی که روح اشغالگر هستند عزل می شوند. آنهایی که کد ژنتیکی غیر زمینی دارند هم عزل می شوند. اگر نژاد زمینی خالص باشند و حرامزاده های بد ذاتی باشند آنها باقی می مانند و ما مجبوریم با آنها سر کنیم چون از نژاد ما هستند.حقیقت این است که اینها مشکلات روانی و دیوانگی دارند و شواری آندرومدا هم نمی خواهد با آنها روبه رو شود. ما مجبوریم روبه رو شویم.

ما باید برای نژاد خودمان مسئول باشیم و باز این بر میگردد به سنتهای ما. رفتار فردی روی رفتار اجتماعی و گونه تاثیر می گذارد.

سوال: آیا علامت مشخصی وجود دارد که بدانند چه کسی تنزل یافته است؟

آلکس: علامت؟ آنها به علامت احتیاجی ندارند چون امواج مغز را دارند و تصاویر افکار را دارند. کاری که می کنند این است که ماهواره ها و دستگاههای مخصوص را روشن می کنند و فرکانس مغزی آن فرد را ردیابی می کنند و این کامپیوترهای فوق پیشرفته هر حرکتی که فرد بکند را ثبت می کنند و بعد آن فرد خواسته می شود و باید جوابگو باشد.

سوال:فکر می کنید کسانی که در این اتاق هستند و در جاهای دیگر که حرفهای شما را می شنوند دلیلش این است که همه ما قرار است به این تغییرات کمک کنیم؟

آلکس: اینطور فکر می کنم. همه مردم نمی توانند بفهمند که این دانلودها چطور انجام می شود. مثلا یهودی های متعصب یا مسیحیان مومن – درک و هضم این حرفها و تغییر دادن خودشان کار بسیار سختی است چون تمام این حرفها برخلاف تعالیمی است که دین به آنها می دهد. و اگر واقعا بخواهند این اطلاعات را بررسی کنند یک تجربه خیلی جالب برای همه ما خواهد بود.

همه ادیان از بین خواهند رفت در عرض یک چشم برهم زدن از میان خواهند رفت.

سوال: بعضی مردم الان فکر خواهند کرد که شما دیوانه هستید.

آلکس: قبلا هم این را شنیده ام اما خوشبختانه همسرم و فرزندانم این فکر را نمی کنند و این تنها چیزی است که برای من اهمیت دارد. آنها غیر زمینیان را خواهند دید و سفینه های غول آسا را خواهند دید و به آنها خیره شده و خواهند گفت : دارم خواب می بینم؟»

من باور دارم که یک حرکتی در حال وقوع است برای تعلیم دادن به مردم و فکر می کنم افرادی در درون خود حکومت هستند که نیت خیر دارند و می خواهند در حل مشکلات کمک کنند. اینکه امثال من بتوانیم حرفهایمان را بزنیم و بعضی ها آن را ضبط کنند.

من و همسرم راجع به این مسائل سر شام حرف می زنیم و چند بار هم مایک راس را دعوت کرده ایم. راجع به این حرف می زنیم که حالا چطور این اطلاعات و حرفها را بزنیم و به دیگران برسانیم. تنها کاری که می توانم بکنم این است که پیشکش کنم و من از این راه مطمئنا درآمدی ندارم.

سوال: چون ما به این حقایق باور داریم آیا احتمالش هست که آندرومدایی ها ما را هم به عنوان سخنگوی خود انتخاب کنند؟

آلکس: من مدت ۱۵ سال است که با آنها در این مورد صحبت می کنم. تصور من این است که در عرض چند سال آینده افراد بیشتری تحت تماس قرار خواهند گرفت. اما بسته به نوع ژنتیکی که در بدن شما حاکم و غالب است و بر حسب خاندان و نژاد افرادی را انتخاب خواهند کرد. کار اینطور انجام می شود و همه بر می گردد به میراث ژنتیکی و خاندانی.

خانمها و آقایان باعث افتخار من بود که در خدمتتان باشم و بار بزرگی از روی دوشم برداشته شده…شاید حالا موهای سرم رشد کنند.

فقط می خواهم بگویم متشکرم.

پایان ترجمه سخنرانی اول

=======================================

تفسیرات:

وقتی خودم ترجمه را خواندم به نظرم آمد خیلی از مطالب برای خواننده مبهم است چون بسیاری از معانی و مفهومها را باید قبلا و جداگانه توضیح بدهم تا حرفهای آلکس کولیر در نظر خواننده معنا پیدا کند. از این جهت در اینجا توضیحاتی در مورد پدیده معروف به » تغییر شکل» یا  Shape shifting و پدیده Walk-in یا روح اشغالگر یا داخل شده می دهم.

اصطلاح تغییر شکل اولین بار توسط یکی از نویسنده های تئوریهای توطئه به نام » دیوید آیک» استفاده شد. او معتقد است که سران دولت آمریکا و تمام قدرتمندان جهان خزندگانی هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان دارند. یعنی غیر زمینیانی از سیریوس هستند که خودشان را به صورت انسان به ما نشان می دهند و قدرتهایی از قبیل هیپنوتیزم جمعی و تغییر شکل نیز دارند. اینکه فسلفه و مدارک دیوید آیک برای اثبات گفته هایش چیست را به بعد موکول می کنیم. بنابراین آنجا که از آقای کولیر در مورد تغییر شکل سوال می شود منظور تغییر شکل خزنده به انسان و برعکس است که برخی شاهدان آن را عینا دیده اند و گزارش داده اند که فلانی جلوی چشم ما تبدیل به خزنده ای دوپا شد و دوباره به چهره انسانی برگشت. این تغییر شکل که در میان جنیان هم خیلی رایج است توسط برخی محققان تایید شده است. اما آقای کولیر در اینجا اظهار می کند که اگرچه تکنولوژی تغییر شکل با استفاده از تصویرهای هولوگرافیکی وجود دارد اما روی زمین استفاده نمی شود چرا که خزندگان برای رفت و آمد در میان مردم روش دیگری را به کار می گیرند.

این روش » اشغالگری روح» یا به عبارت دیگر » داخل شدن روح خزنده به بدن یک انسان مرده است». که چگونگی آن را توضیح دادیم. پدیده «وارد شدن روح» یک پدیده بسیار رایج نه فقط در میان خزندگان بلکه در میان انسانها نیز هست که قبلا در بحث مربوط به کیمیاگری گفتیم و اینکه با جن  زدگی تفاوت دارد و بعدها هم به آن اشاره خواهیم کرد. بر این اساس کولیر ادعا می کند که سران ایلومیناتی با برنامه ریزی قبلی در میان خانواده های خاصی به دنیا می آیند. یعنی روح طبق قرار قبلی وارد جسم بچه ای می شود که در آن خانواده به دنیا آمده و هدف از این تولد هم مشخص است. برخی از ایلومیناتی هستند که زمینی هستند و برخی هم غیر زمینی که طبق گفته ایشان فقط سران زمینی که افرادی بسیار خشن و با خلق و خوهای حیوانی هستند در مسند قدرتشان باقی می مانند در حالیکه ارواح دیگر پس از به انجام رساندن ماموریت خود از زمین خارج می شوند. همچنین به هیتلر اشاره می کند که احتمال دارد هیتلر یک روح اشغالگر در بدن انسانی به نام هیتلر بوده که ماموریتش را به انجام رسانیده و در این صورت مجازاتی برای او در نظر گرفته نمی شود برای اینکه روح اصلی نبوده بلکه روحی است که صاحب بدن را کشته و خودش وارد جسم او شده است. که البته این مسئله بسیار پیچیده تر از آنی است که به نظر می رسد!

روح تنزل یافته کسی است که دارای افکار منفی باشد که توسط نیروهای کهکشانی علامت گذاری شده و ردیابی می شود. منظور کولیر از این قسمت آن است که چون مجلس آندرومدا به خاندان انکی مشکوک است و می داند که دارند دروغ می گویند آنها را علامتگذاری می کند و پس از آمدن آنها به زمین اعمال آنها را زیر نظر می گیرد تا بداند به چه دلیل به زمین آمده اند. اما از آنجا که اجازه ورود آنها به زمین صادر شده به هیچ عنوان قدرت مداخله یا بازداشتن نیبیروها را ندارد.

كتاب گمشده انكي(فصل پنجم ـ قسمت سوم)

 

 نینماه علیه نفرینی که انکی دچارش شده بود پوزخند زد . هر غذایی که در دل و روده اش بود به آرواره هایش آسیب می رساند به دندانهایش نیز و همچنین دنده هایش . ایزیمود آنوناکی را احضار کرد تا جهت تسکین آلام نینماه شفاعت کنند. انکی با بازوان ستبرش قسم خورد که ازعمل جنسی با نینماه دور بماند . یکی یکی بیماریهایش از بین رفت و انکی از بند نفرین آزادشد . نینماه به Edin برگشت ، نباید شوهری داشته باشد . این دستور آنو بود . انکی ، همسرش Damkina وپسرش مردوک را به زمین فراخواند . Ninki، بانوی زمین ، این لقبی است که به او عطا شد . توسط انکی و  نینکی بیش از پنج پسر متولد شدند که نامهایشان ازاین قرار است :

Dumuzi ø Š Ningishzidda ø Ninagal Š Gibil ø Nergalکه از همه جوانتر بود . انلیل و نینماه پسرشان نینورتا را احضار کردند . همسر انلیل ، نینلیل یک پسر دیگر برایش آورد ، برادری واقعی برای Nannar که  Ishkurنامش نهادند . اکنون انلیل سه پسر دارد که هیچکدام از زن همخوابه  (صیغه ای )‌ متولد نشده اند  . دو طایفه اینگونه در زمین تاسیس شدند ، رقابت کردند وسرانجام کارشان به جنگ کشید !‌

اکنون وقت بررسی شورش Igigiهاست . (‌مشخص است که انکی مدتی به اندوبسار استراحت داده و بعد موضوع جدیدی به او می گوید تا زیر مجموعه آن داستانش را تعریف کند . ـ‌مترجم )‌ اینکه چطور آنزو به مرگ محکوم شد و این تنبیه او بود برای سرقت الواح سرنوشت .

 

تصویری از یک Igigiبا میوه ای  از درخت نیبیرو و سطلی در دست که احتمالاً برای دریافت جیره اکسیر به کار می رفته .

 

در اینجا تصویری از یک آنوناکی که را می بینید با همان وضعیت .که ازگونه بالایی برتر بودند با سطلی دردست ومیوه ای در دست دیگرکه همیشه برای من سوال بود که چرا یکی با کله عقاب نشان داده می شود و دیگری با ظاهر عادی . اما اینکه دستبند روی دست آنها که بسیار شبیه ساعت است چیست ؟ هنوز معمایش برایم حل نشده ـ مترجم

 

طلاها از سیاهرگهای دل زمین به فرودگاه حمل می شدند . از آنجا Igigiها بوسیله rocketships محموله را به مریخ حمل می کردند . از سیاره مریخ سفینه های آسمانی که حامل فلز گرانبها بودند به نیبیرو وارد می شدند . در نیبیرو این طلا به بهترین روش تبدیل به گرد وخاک می شد و برای محافظت از جو سیاره به کار گرفته می شد . روند مرمت حفرهای آسمانی جو نیبیرو کند بود و نیبیرو به آهستگی محافظت می شد !‌

در Edin پنج شهر به خوبی ساخته شدند . در اریدو ، انکی محل اقامتی ساخت که جریان برق از آن عبور می کرد . از روی خاک سر به آسمان کشیده . شبیه کوه بلندی که سر به آسمان کشیده باشد ،‌ در بهترین مکان آن را ساخت .

صفحه 87

همسرش  Damkina در آنجا اقامت کرد و در آنجا انکی به پسرش مردوک درس عقل داد . (‌ به احتمال زیاد به مردوک فلسفه درس می داده ـ مترجم ) KI_ Nibiruتقاطعی میان زمین و آسمان را نیز انلیل تاسیس کرد و در آنجا رصد خانه ای ساخت . در مرکزش رو به سوی آسمان ستونی بلند ساخته بود . روی یک سکوی محکم بصورت واژگون آن را قرار داده بود . جملات انلیل از اینجا فوراً در همه قرارگاه ها دریافت می شد . این شنیدن شامل مریخ و نیبیرو نیز می شد .

از آنجا اشعه ها برمی خواستند و می توانستند قلب تمامی سرزمینها را هدف گیری نمایند . با چشمهایش می توانست تمام سرزمینها را جستجو کند . او شبکه ویژه ای را بنیان نهاد . در مرکز خانه برجسته اش چیزی تاج مانند را در اتاق خوابش گذاشته بود . با فاصله از آسمان جفت دیگری از آن داشت . نگاهش به افق خیره شده بود به بالاترین قله آسمانی اش (‌راس القدم ، سمت الراس )‌که کامل شده بود . محفظه ای در تاریکی داشت که بوسیله دوازده آرم خانواده خورشید علامت گذار شده بود . درME فرمولهای محرمانه خورشید وماه و نیبیرو و زمین و هشت آسمان خدایی !! ثبت شده اند .

 

 

( ME یک دیسک حاوی اطلاعات محرمانه بوده که فقط اعضاء برجسته خاندان سلطنتی از محتویات آن مطلع بودند. در اینجا خیلی جالب است که بجای تفکر رایج هفت آسمان از هشت آسمان صحبت به میان می آید ـ مترجم )‌ الواح سرنوشت در محفظه خود تصاویری منتشرمی کردند . با آنها انلیل برتمام رفت و آمدها نظارت می کرد . { به نظر شما این سیستم چگونه کار می کرده ؟ ـ‌مترجم }در زمین آنوناکی رنج بسیار می کشیدند . آنها از این سیستم کار ومعاش شکایت می کردند . چرخه زمین خیلی سریع بود ( گردش شب وروز و تغییر آب وهوا و … ـ مترجم  )‌و این باعث عذاب آنها می شد . جیره غذایی آنها از اکسیر خیلی کم بود . آنوناکی در Edin سختی می کشیدند اما کار در آبیزو به مراتب طاقت فرساتر بود . تیمهای آنوناکی پس از مدتی به نیبیرو می رفتند وتیم جدید وارد زمین می شد . بیشترین شکایت را Igigiها داشتند که در مریخ ساکن بودند .
می گفتند چه وقت آنها از مریخ به زمین فرود می آیند تا پس از این همه کار پر زحمت کمی استراحت کنند . آنو ،‌انکی و انلیل را به تبادل نظر ومشورت دعوت کرد . آنو همچنین گفت : اجازه بدهید تا رهبرشان آنزو برای مذاکره در این زمینه  به زمین برود.  آنزو از آسمان به زمین رفت و وقتی روی زمین فرود آمد شکایتها را با انلیل وانکی مطرح کرد . انکی به انیل گفت : اجازه بدهید آنزو اهمیت این کار را درک کند !‌

صفحه 88

انلیل با سخنان انکی موافقت کرد . تصمیم گرفتند به آنزو نشان بدهند که چگونه تقاطعی میان زمین و آسمان وجود دارد . انکی به آنزو نشان داد که چگونه آنها نیز در آبیزو در معادن کارشاقی را انجام می دهند . انلیل ،‌آنزو را دعوت کرد که به Nibru-kiاش وارد شده ومحفظه تاریک مقدسش را ببیند . در اعماق این مکان مقدس سیستم الواح سرنوشت به آنزو توضیح داده شد . اینکه چه کاری آنوناکی در پنج شهر انجام می دادند به آنزو توضیح داده شد . همچنین قول داده شد که Igigiهابه فرودگاه وارد شده تا دوران مرخصی شان را بگذرانند . آنزو در مورد شکایتIgigiها بحث می کند و سپس به  Nibru-kiبر می گردد . آنزو در واقع شاهزاده ای در بین شاهزادگان بود ووراث خاندان سلطنتی محسوب می شد . اندیشه های شیطانی قلبش را انباشته بود وقتی اوبه تاسیسات تقاطع زمین و آسمان برگشت . او توطئه ای را برنامه ریزی می کند برای سرقت الواح سرنوشت . او در قلبش این برنامه را ریخت که کنترل مرکز فرماندهی تاسیسات تقاطع آسمان وزمین را در دست بگیرد . در این اندیشه بود که ابزار انلیل را سرقت کند ودر طرح نهایی هدفش این بود که بر آنوناکی و Igigiها حکمرانی نماید . انلیل بی اطلاع بود که آنزو وارد جایگاه مقدسش شده است . انلیل بی خبر از همه جا برای شنا در آبهای خنک به جناح چپ تاسیسات مقدسش رفته بود . آنزو شرورانه الواح را در اختیار گرفت . در محفظه آسمانی او اوج گرفت وبسرعت به سمت کوهستان رفت . آنجا ‌،در فرودگاه ، Igigiها منتظرش بودند تا شورش کنند . آنها از مریخ این تدارک را دیده بودند که آنزو را پادشاه زمین اعلام کنند . در مکان مقدس Nibru-kiدرخشش برلیان کمتر و کمتر شد تا آنجا که وزوزی کرد وخاموش شد . سکوت بر مکان مقدس غلبه کرد و کارکرد فرمولهای سری به حالت تعلیق در آمد . درNibru-ki انلیل مات ومبهوت و لال شده بود و خود را در توطئه ای خائنانه غرق می دید . انکی خشمگین شده واز تبار آنزو سوال کرد . در  Nibru-ki رهبران آنوناکی جمع شدند تادر مورداینکه تقدیر چه فتوایی می دهد با آنومشورت کنند.

صفحه 89

آنو فتوا داد که : آنزو باید دستگیر شود والواح باید به مکان مقدس برگردانده شود . رهبران از یکدیگر می پرسیدند : چه کسی با این یاغی رودررو خواهد شد ؟ چه کسی الواح را پس خواهد گرفت ؟ آنها می گفتند : با در اختیار داشتن الواح سرنوشت ،‌آنزو مغلوب نشدنی است .  Ninurta توسط مادرش تشویق شد که از میان جمع پا پیش بگذارد . او گفت : من از طرف انلیل مبارزه خواهم کرد وآنزورا شکست خواهم داد . Ninurta دامنه کوه را محاصره کرد تا آنزوی فراری را شکست داده و دستگیر کند . آنزو از پناهگاهش  Ninurtaرا مسخره می کرد و می گفت : الواح سرسختانه محافظم هستند !‌ مکانند برق نینورتا به سمت آنزو شلیک می کرد اما تیرها نمی توانستند به آنزو نزدیک شده و به او آسیب برسانند . آنها به عقب بر می گشتند . نبرد پایان یافت اما سلاحهای نینورتا نتوانستند آنزو را شکست دهند . انکی استراتژی جدیدی به نینورتا آموخت . بالای سرش گردبادی بوجود بیاور. به صورت آنزو گرد وخاک پاشیده شده و پرنده آسمانی اش بر اثر گرد باد تعادل خود را از دست خواهد داد . انلیل سلاح قوی تری در اختیار پسرش گذاشت . موشکی بنام  Tillu. این سلاح طوفانی بوجود می آورد و باعث می شود شما بال به بال نزدیک شده و به آنزو شلیک کنید . نحوه کارش را انلیل به پسرش آموخت . وقتی بال به بال نزدیک می شدند موشک به سرعت برق شلیک می شد . نینورتا در میان گردباد اوج گرفت و آنزو نیز با پرنده آسمانیش پرواز کرد تا او را به مبارزه بطلبد .آنزو با عصبانیت فریاد زد : در این نبرد نابودت می کنم . نینورتا طبق مشاوره با انکی طوفانی از گردو خاک ایجاد کرد . صورت آنزو در گردو خاک پوشیده شد و پرنده آسمانی اش به هدفی برای شلیک تبدیل شد . در این میان نینورتا موشکی را شلیک کرد که بادرخششی فوق العاده آنزو را بلعید ! بالاهای پرنده اش لرزیدند و پت پت کنان آنزو به زمین سقوط کرد . زمین به شدت تکان خورد وآسمان تاریک شد . آنزو به اسارت نینورتا در آمد و الواح نیز از او پس گرفته شد . ازبالای کوه  Igigi ها در حال تماشا بودند .

صفحه 90

http://www.lostbook.persianblog.ir/

كتاب گمشده انكي(فصل پنجم ـ قسمت دوم)

http://lostbook.persianblog.ir/post/11/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: