بایگانی روزانه: اکتبر 9, 2009

عكسهاي واقعي از پاگنده

كتاب گمشده انكي(سیزن چهارم ـ قسمت اول )

خلاصه ای از لوح چهارم

تحویل این محموله کوچک طلا طوفانی در نیبیرو به پا کرد . آزمایشهایی انجام شد تا طلا در سپر جوی نیبیرو پخش شود که موفقیت آمیز بود . قهرمانان کمکی و تجهیزات جدید به زمین فرستاده شدند . ادامه استخراج طلا از آب روند مایوس کننده ای به خود گرفت . ئه آ به وجود معادن طلا در منطقه Abzu پی برد که نیاز به حفاری عمیق داشت . انلیل وسپس آنو به زمین سفر کردند تا دراین مورد تصمیمی بگیرند . بین برادران ناتنی کشمکش بوجود آمد بر سر اینکه تکلیف چیست . ئه آ به لقب انکی ( فرمانروای زمین ) مفتخر شد تا به منطقه Abzu برود . انلیل در Edin ماند تا امکانات و تسهیلات را تحت نظر داشته باشد و توسعه بدهد . آنو تصمیم گرفت که مقیم آنجا شود اما توسط آلالو مورد حمله قرار می گیرد . هفت قاضی حکم می کنند که آلالو باید به Lahmu( مریخ ) تبعید شود . Ninmah دختر آنو ، افسر پزشک ، به زمین فرستاده شد .آنها در مریخ توقف میکنند اما با جسد آلالو مواجه می شوند . صخره ای حجاری می شود که شبیه به صورت آلالو باشد تابعنوان بنای یاد بود او درمریخ باقی بماند . { این همان تندیسی است که در مریخ پیدا شد و تا امروز هم محل بحث است . به آن ابوالهول مریخ لقب داده اند و این نام بسیار شبیه نام آلالوست . خیلی متاسفم که نتوانستم عکسی از این تندیس ومورد مشابه آن در اردبیل برایتان بگذارم  }آنزو  دستور داد که ایستگاهی درمریخ ساخته شود . 

واما ادامه ماجرا

از این پیشرفتها لبخند برلبان نیبیروییها نشست . درنیبیرو انتظارات زیاد شده بود . آنها به آبگال در هدایت سفینه اعتماد کردند . او اطراف کینگو(ماه) یک مدارساخت تا با قدرت یابی ویژه بتواند سرعت بگیرد . در گام اول یک هزار پا ودر گام دوم ده هزار پا بسمت مریخ سفر کرد تا بتواند پس از آن نیروی کافی برای جهت گیری به سمت نیبیرو داشته باشد . مریخ دورترین نقطه در Hammered Bracelet محسوب می شد . آبگال ماهرانه از کریستالهای قرمز گونه استفاده کرد و توانست مسیر خود را از میان این توده خطرناک باز کند . سرنوشت داشت با مهربانی نگاهش می کرد ! دورتر ، سفینه اش علامتهای شادی بخشی از نیبیرو دریافت می کرد . راه خانه ! راه خانه از این طرف است ! در پیش رویش در تاریکی نیبیروی مایل به قرمز قرار داشت . با توجه به سیگنالهای دریافتی سفینه هدایت می شد . او سه بار اطراف نیبیرو مداری برای خودش ساخت نیروی مخصوص اش آهسته تر شده بود . نزدیک به سیاره ، آبگال توانست نقطه آسیب دیده جو نیبیرو را ببیند . ازدیدن این صحنه قلبش فشرده شد و به طلاهایی فکرکرد که میتوانست نجات بخش باشد . با اعتماد به نفسی آتشین همراه با سفینه آتشین تر از خودش از جو ضخیم نیبیرو عبور کرد .

صفحه 62

آبگال خيلي ماهرانه بالهاي سفينه را گشود و اينگونه براي خود فرود جالب تري را خلق كرد . دورتر از آشيانه سفينه ها در نماي بهتری فرود آمد . آبگال دريچه را باز كرد و به آرامي از سفينه پايين آمد آنهم درست در جايي كه يكي از نور افكن ها او را نشانه گرفته بود . عموم مردم آنجا جمع شده بودند . آنو پيش قدم شد براي تبريك ، بازوها در يكديگر گره خوردند و تبريكات رد وبدل شد . قهرمانان با عجله بسوي سفينه رفتند و طلاي به دشواري به دست آمده را كه درون سبد بود از سفينه خارج كردند . آنها همگي جمع شده بودند و سبد را بالاي سرشان گرفته بودند و هله هله كنان فرياد مي زدند ودر راس آنها آنو بود كه فرياد مي كشيد ، نجات اينجاست !!

آبگال به كاخ برده شد تا هم استراحت كند و نيز بخورد وبياشامد . دانشمندان نيز طلا را برداشتند تا نگاه دقيق تري به آن بياندازند . بايد بهترين خاك طلا را از آن ساخت و بعد به آسمان حمل كرد و پراكنده نمود . براي يك Sharاينكار بايد انجام شود و البته تا Shar بعدي نيز بايد ادامه يابد . موشكها از گرده طلا پر شدند و به آسمان پرتاب شدند و با پرتوهاي كريستالي منفجر شده گرده را پخش مي كردند در هر كجا كه آسيب ديده بود و حالا با اين كار رو به بهبودي مي رفت . انتظارات مردم بر آورده شد و شادي تمام كاخ را پر كرد . آنو خطاب به زمين لبخند زنان گفت : طلا نجات بخش است ! به يافتن طلا ادامه دهيد . زماني كه نيبيرو به خورشيد نزديك مي شد ، گرده هاي طلا مانع از عبور پرتوهاي مخرب اش مي شدند . اما بهبودي جو به تدريج كاهش پيدا كرده و شكاف بزرگ دوباره دهان باز كرد !

آنو به آبگال دستور داد كه دوباره به زمين برگردد و اين بار قهرمانان بيشتري همراه او راهي اين سفر شدند . آب بيشتري بدرون سفينه مكيده شد تا فشار بيشتري براي پرتاب در خود آماده داشته باشد . دستور داده شد كه Nungal نيز با آنها به سفر برود كه در واقع او كمك خلبان آبگال محسوب مي شد . دوباره تبریکات فراوان شروع شد وبازوها در بازوها قفل شد براي برگشتن آبگال به Eridu. ئه آ {‌در زمين } متفكرانه و دل نگران به اين ماشين جديد آبي توجه نشان مي داد .

صفحه 63

اگرچه قلبش فشرده مي شد اما او سعي مي كرد لبخند از صورتش محو نشود .
بر حسب زمان شار، Nungalآماده شد كه سفينه را حركت دهد . اين سفينه مي توانست دردرون خود فقط چند سبد طلا را حمل كند . ئه آ قلباً مي توانست حس كند كه چقدر نيبيروييها نااميد شده اند .

ئه آ با آلالو ، با صحبتهایی که رد وبدل کردند کمی در نظریات خود تجدید نظر کردند . زمین بخش فوقانی تیامات بود که در نبرد آسمانی از آن کنده شده بود . سیاهرگهای طلایی در جایی به دو قسمت تقسیم شده اند . پس گردنش کجاست ؟ سیاهرگها از درون زمین بیرون می آیند ؛ منشاء آنها کجاست ؟

ئه آ در محفظه آسمانی خود برروی کوهها و دره ها پرواز کرد و جاهایی که زمین هااز اقیانوسها جدا می شدند را با اسکنرش آزمایش نمود . بطور مستمر کارش را تکرار کرد و اینبار جاهایی که خشکیها ازهم جدا شده بودندرا هم درنظر گرفت ، جاهایی که محتویات درون زمین آشکار می شد . درجایی توده زمین از نظر ریخت به شکل قلب در آمده بود ودرمنطقه ای کمی پایین تر سیاهرگها طلایی فراوانی را درون زمین شناسایی کرد .

 Abzu ، جایی که طلا متولد می شود ، این نامی بود که ئه آ به این منطقه داد . وقتی این کلمات عاقلانه ادا می شد آلالو لبخندی میزد . در واقع زمین با طلا پر شده است . از رگه ها در زمین و نه از آبها می توان طلا استخراج کرد . دردل زمین ونه در آبهای آن می توانیم طلای زیادی بدست آوریم در منطقه ای آنسوی اقیانوس که Abzu نامیده خواهد شد . طلای فراوانی در انتظار استخراج است . کاخ نشینان شگفت زده شده بودند و دانشمندان ومشاوران به دقت به سخنان ئه آ گوش می دادند . در اینکه در آنجا طلای زیادی وجود داشت وبایداستخراج می شد اتفاق نظر وجود داشت اما دراینکه این طلای زیاد چگونه باید استخراج می شد محل بحث بود . یکی از شاهزادگان شروع به صحبت کرد . اوانلیل برادر ناتنی ئه آ بود . اوگفت : ابتدا آلالو واینک دامادش ئه آ { البته اینها داماد را می گویند پسری که از ازدواج نصیبش شده و نسبت پیدا کرده son by marriage  اما دیدم همان داماد ترجمه کنم بهتر است ، نیبیرو هم که داره نزدیک میشه و عزیزان می توانند برای عروس شدن و داماد شدن زوجی در آنجا انتخاب کنند!!!!  ـ مترجم } نیز مسلط بر آبها هستند وهمه امید ما به آنهاست .

صفحه 64

به ما اطمینان داده اند که با طلاهایی که از این آبها بدست می آورند نجات می یابیم . Shar ی پس از Shar دیگر که بیاید همه ما نجات خواهیم یافت . اکنون جملات متفاوتی شنیده می شود . این کاری است فراتر از حد تصور ما ، ما تاییدیه اینکه سیاهرگهای طلایی زمین  حاوی طلا هستند داریم . این پروژه ای است که باید موفق شود و برای موفقیت نیاز به تضمین ما دارد . انلیل به سخنرانی ادامه داد و سخنانش مشتاقانه شنیده شد . آنو گفت : اجازه می دهم انلیل به زمین برود ! تا این کشف را تایید کرده ونقشه خودرا اجرایی نماید . به سخنانش گوش دهید زیرا که آنها جنبه دستوری دارند ! این جمع بندی را همه قبول کردند و انلیل نیز با ماموریتش موافقت کرد .

همراه با آبگال ، ستوان برجسته انلیل ، بسوی زمین حرکت کرد . برای هر کدام از آنها یک محفظه آسمانی طراحی شده بود . در زمین ، در مورد سخنان آنو موافقت حاصل شد و لبخندی هم زده شد . موقعیکه انلیل واردزمین شد .ئه آ بازودر بازویش انداخت وبه برادر ناتنی خود را ملاقات کرد و به او خوش آمد گفت . وقتی آلالو و انلیل با یکدیگر رو در رو شدند ، آلالو جملاتی ضعیف برزبان راند و انلیل را تحویل نگرفت . اما قهرمانان سرود خواندند و با سروصدا ، خوش آمد گویی دلپذیری از انلیل به عمل آوردند . آنها از وروداین فرمانده خیلی خوشحال شده بودند . انلیل در خلبانی محفظه های آسمانی استاد بود و همچنین دستور داد که یک محفظه دیگر نیز همراه اوباشد . آبگال ، افسر برجسته نیز بعنوان خلبان بااو بود . ئه آ در یک محفظه آسمانی سوار شد به همراه آبگال خلبان و انلیل ، تاراه Abzu را به آنها نشان دهد . آنهاخشکی ها را بازرسی کردند . تذکر داد که هنگام عبور ازاقیانوس احتیاط کنند . از سطح دریا مشغول اسکن زمینهای زیر دریا شدند . آنها تمامی پستیها و بلندیها را با ابزارهایشان محاسبه کردند . خاک ابیزو را آزمایش کردند . در آنجا طلا وجود داشت اما مخلوطی از خاک و سنگ نیز با آن ترکیب شده بود . آب تصفیه شد ه نیز وجود نداشت چون با این مواد ترکیب شده و پنهان بود .

صفحه 65

كتاب گمشده انكي (سيزن سوم ـ‌قسمت سوم )

مقدمه

حدود 445000 سال پیش فضانوردان سیاره ا ی ناشناخته در جستجوی طلا به زمین آمدند . پس از فرود ناموفق در یکی از دریا های زمین،تا ساحل قدم زنان ادامه دادند و در آنجا اریدو
(Eridu)- خانه ای در دوردست- را به پا کردند.

داشتم از ياد مي بردم كه اين ماجرا در 445000 سال پيش اتفاق افتاده و كسي كه اين روايت را بيان مي كند دانشمندي است كه خود در بخش عظيمي از آن دست داشته و شاهد ماجراها بوده و همچنين روايتي دست اول برايمان باقي گذاشته . پس از مطالعه آخرين بخش از سيزن سوم منتظر سيزن چهارم باشيد كه ماجراها در آن نفس گيرتر خواهند شد .

ادامه ماجرا

وقتی نور کم می شد شب حکومتش آغاز می گشت و یک خدای آسمانی بساط خود راپهن مینمود . و پس از روشن شدن هوا صبح آغاز می شد . چهارمین روززمینی آغاز گشت . در پنجمین روز ئه آ به Ningirsig دستور داد که قایقی از نی بسازد برای اندازه گرفتن عمق باتلاقها . کوشش زیادی برای این شناگر صورت گرفت . Ulmashکسی است که جریانات آبی را بخوبی می شناسد و همچنین نحوه پرواز پرندگان رابخوبی درک می کند . Ulmashدر واقع جانشین ئه آ محسوب می شد و کسی بود که می توانست بین خوب وبد تفاوت قائل شود . نوع جریانهای آبی و چگونگی پرواز پرندگان در آسمان برای Ulmash خیلی ناشناخته بود . تعداد آنها گیج کننده بود . ماهی کپور خیلی خوب بود اما تعدادی از آنها خیلی بد شنا می کردند . Enbilulu مسئول سرزمینهای باتلاقی احضار شد . Enkimdu مسئول نهرها و سدها احضار شد . آنهارا توجیح کرد و دستور داد تا سدی در سرزمینهای باتلاقی بسازند . با استفاده ازنی های سبز رنگ نیزار سدی بسازند تا بتوانند ماهی ها را از ماهی ها جدا کنند . دامی پهن کردندبرای ماهی کپور تا نوع مرغوب آن را شکار کنند و همچنین دامی برای پرندگان خوشمزه برای خوردن تا نتوانند از آن فرار کنند . بدینگونه ماهی ها وپرنده ها شکار شدند و نوع خوبشان جدا شد برای قهرمانان تا غذای مطلوبی برایشان باشد . هوا آفتابی شد و پنجمین روز شروع شد . در ششمین روز ئه آ مسئولیت موجودات باغ به کسی  واگذار نمود . Enursag کسی بودکه این مسئولیت بعهده اش گذاشته شد . او باید خزندگان را از موجوداتی که روی پاهایشان راه می روند جدا کند . Enursag ازاین گونه ها مبهوت شده بود و گزارشی تنظیم کرد برای ئه آ ودر آن از کارهای وحشیانه این گونه ها خبر داد . ئه آ ، کولا را احضار کرد و دستورات فوری به Mushdammu داد . شبانگاه قرارگاه برای سکونت آماده شدو اطرافش را حصار کشی کردند برای محافظت ازخطرات احتمالی . قهرمانان آجرها رابر روی شانه ای خود نیز حمل و بسرعت پی را پر می کردند تا ساختمان تکمیل شود . پوشش پشت بامها ازنی ساخته و با قطع درختان و گذاشتن آنها روی یکدیگر و بستنشان به هم حصار تکمیل شد .

آنزو بوسیله اشعه کشنده سفینه آنهارا یاری میکرد برای بریدن درختان . او همچنین یک اسپیکر در محل اقامت ئه آ نصب کرد . شب هنگام وقتی قرارگاه تکمیل شد ، برای آن شب همه قهرمانان دور هم جمع شدند .

صفحه 56

ئه آ و آلالو و آنزو کارهای انجام شده را تجزیه وتحلیل کردند . تمامی کارهای انجام شده خوب ارزیابی شد ! آسمان صاف شد و ششمین روز آغاز گشت . در روز هفتم قهرمانان همگی در قرارگاه جمع شدند و ئه آ با آنها صحبت کرد . ما ماموریت خطرناکی رابه عهده گرفته ایم واز نیبیرو به سیاره هفتم راه خطرناکی را پیموده ایم . در زمین فرود آمدیم با موفقیت کامل ، دستاوردهای خوبی داشتیم ، توانستیم قرارگاه خودمان راتاسیس کنیم . اجازه می دهم یک روز از روزها برای استراحت در نظرگرفته شود . از این به بعد هفتمین روز برای استراحت در نظرگرفته خواهد شد . ازاین به بعد این مکان اریدو Eridu نام گذاری می شود که به معنی خانه ای در دور دست می باشد . میخواهم از شما قولی بگیرم ، اجازه بدهید تاآلالو فرماندهی اریدورا به عهده بگیرد . قهرمانان دور هم جمع شدند و همگی یکصدا در تایید موافقتنامه فریاد کشیدند !!! آلالو از این بیعت رضایت مندانه سخن گفت  و به ئه آ احترام بسیار گذاشت . باشد که به ئه آ لقبی بدهیم و او را Nudimmud بنامیم که به معنی هنرمند تمام عیار است . این نیز درمتن موافقتنامه ذکر شد .

و هوا صاف شد و صبح روز هفتم بود . اکنون زمان این رسیده است که برای یافتن طلا جستجوها شروع شود . اینکه چگونه تمامی نقشهایی که برای نجات نیبیرو طراحی کردند سرانجام برای نجات نیبیرو موفقیت آمیز نبود . بعد از تاسیس قرارگاه نیبیرو قهرمانان غذا خوردند وسیر شدند . ئه آعملیات استخراج طلا را از آبها شروع کرد . سنگ آتشین سفینه به شدت تکان می خورد و شکافنده بزرگ به آن روح می بخشید . آب مکیده می شد به داخل سفینه و پس از پردازش اضافات به داخل باتلاقهاي جانبي هدایت می شدند . آبی که داخل سفینه می شد بسمت یک ظرف کریستالی هدایت می شد . آبی که داخل ظرف کریستالی وارد می شد فلزاتش در ته ظرف باقی می ماند . سپس از ظرف تمامی آبهای باقی مانده توسط یک لوله بداخل دریاچه پر از ماهی پمپاژ می شد .

صفحه 57

اینگونه بود که فلزاتی که در آبها بودیکجا جمع می شدند و این همه هنر دستهای ئه آ ی مبتکر بود .اودر واقع یک هنرمند واقعی بود ! برای شش روززمینی آب باتلاقها مکیده شد و به خارج از آن پمپاژ شد . مقدار فلز موردنیاز تا حدودی جمع شده بود . فلزات در روز هفتم توسط ئه آ و آلالو آزمایش شد . فلزات زیادی در ظرف وجود داشت . آهن در آن پیدا کردند و مس زیادی نیز آنجا وجود داشت . اما طلای فراوانی وجود نداشت . در سفینه ظرف دیگری با دستهای هنرمندانه Nudimmud ساخته شد . ( وای این داره ئه آ رو با لقبش معرفی میکنه بیچاره شدیم ـ مترجم )

پس ازاینکه نوع فلزات معلوم می شدند از یکدیگر جدا می شدند . پس از مشخص شدن نوعشان به ساحل حمل می شدند . برای شش روز قهرمانان کارشان با اعمال شاقه همراه بود . درروز هفتم آنها به استراحت می پرداختند . برای شش روزظرف کریستالی پر و خالی می شد ودر روزهفتم  بررسی فلزات نهایی شده و گزارش نوشته می شد . آهن بود و مس وفلزات دیگر اما طلا ، توده کمی از آن جمع شده بود . شب هنگام زیر نور ماه آنها از موم استفاده میکردند . ئه آ مدار ماه را بدینوسیله نام گذاری کرد . استارت آن از این برج شروع می شد . که آن دلالت میکرد بر شش روز با پرتوهاي درخشان . بوسیله نیمه تاجش ( وقتی بخشی از هلالش رویت می شد ) روز هفتم را اعلام میکرد و آن روزی بود که باید استراحت می کردند . { می شد یک هفته } دریک ماه ، ماه به کمال خود می رسید . { می شد چهار هفته } پس از آن متوقف شده ودوباره از مقدارش کاسته می شد . { بطور کلی ئه آ برای خود محاسبات خاصی را ابداع کرده بود برای روز شماری كه همه دردنياي زميني اكنون مديون او هستيم ـ‌مترجم }با جهت یابی خورشید مدار ماه نمود پیدا میکرد وبا مدار زمین بود که صورتش آشکار می شد . ئه آ مجذوب حرکتهای ماه شده بود و این وابستگی میان کینگو و Ki اورابه تفکر وادار می کرد . این وابستگی به چه دردی می خورد؟ چه نشانه آسمانی رابه نمایش می گذاشت ؟

یک ماه ، مدار ماه نامگذاری می شد . کمال یک مدار را ماه نامگذاری می کردند . برای یک ماه  و برای ماه دوم ، آبها در سفينه پردازش می شدند. خورشید هر شش ماه به زمین فصلی دیگر می داد . در زمستان وتابستان که ئه آ نامگذاریشان کرده بود کار ادامه داشت . { اینم از تقویم نوع نیبیرویی ـ مترجم }

صفحه 58

در یک زمستان ودر یک تابستان مدار زمین کامل می شد که توسط ئه آ سال نامیده شد . درپایان سال طلاهایی که جمع شده بود مورد رسیدگی قرار میگرفت . امااین آنقدر زیاد نبود که آنها را به نیبیرو بفرستند .ئه آ گفت :  آبهای باتلاقها کمتر شده است . برای همین اجازه داده شد که سفینه در عمق اقیانوس پیشروی کند . وسایل اضافه از سفینه جدا  شدند و برگردانده  شد به ساحل و پس از آن ظرفهای بزرگ کریستالی روی سفینه کار گذاشته شد تا آب خروشان دریا بدرون آن مکیده شود . فلزات براساس نوعشان جدا شدند و درمیان آنها طلا نیز جرقه میزد . این رویدادها از سفینه به نیبیرو توسط ئه آ مخابره می شد و آنو که اینها را می شنید خشنود می گشت .

نیبیرو در مسیر سرنوشتش به محل اقامت خورشید بر می گردد و وقتی به زمین نزدیک می شود یک Sharآن کامل خواهد شد . آنوبااشتیاق از طلاها می پرسید و می خواست بداند آیا این مقدار طلا برای فرستادن به نیبیرو کافی خواهد بود یا نه . ئه آ در پاسخ به آنو گفت : افسوس ، این مقدار طلایی که از آبها جمع آوری شده کافی نیست . باید اجازه دهید یک Shar دیگر سپری شود . تا مقدار آنها دوبرابر شود ! تلاش برای بدست آوردن طلا از اقیانوس ادامه یافت .قلب ئه آ از دلهره پر شده بود . هر قسمت از ارابه خارج می شد و در محفظه آسماني جمع می شد .  Abgal ، که ما اورا بعنوان خلبان شناسایی می کنیم . بعنوان مسئول حمل این محفظه آسماني منصوب شد . روزانه محفظه آسمانی با خلبانی آبگال اوج میگرفت بسوی ئه آ و این بخشی از زمین ورازهای شناسایی شده اش بود . برای محفظه آسماني (چیزی شبیه به هلیکوپتر ) یک محوطه ساخته شده بود که سفینه آلالو نیزدر آن قرار داشت . روزانه کریستالها به سفینه آلالو برده می شد تا توسط او و ئه آ روی آنها مطالعه شود . آنها با اشعه روي کریستالها بررسیهای خود راانجام می دادند . ئه آ از آلالو پرسید : این طلاها از کجا می آیند ؟ اینها همان  سیاهرگهای طلایی تیامات هستند . گاهی اوقات ئه آو آبگال با محفظه هوایی اوج می گرفتند . آنها روی کوههای بزرگ پرواز می کردند و دره ها ورودخانه های بزرگ را می دیدند . زیر پایشان استپها و جنگلها قرار داشتند وهزاران سرزمین در دسترسشان بود .

صفحه 59

جاهایی که سرزمینها از اقیانوسها جدا می شدند ثبت می شد . با استفاده از اشعه بدرون خاک رخنه می کردند . بی صبری در نیبیرو روبه افزایش بود . چقدر طلا برای محافظت می تواند فراهم گردد ؟ بی صبریها تبدیل به نعره شد !
( کوفت !! چه خبره نعره میزنین نمی بینین دارن خودشون رو می کشن !!! البته خطاب به ساکنان نیبیرو!!ـ مترجم )

آنوبه ئه آ دستور می داد : طلاها را هرچه زودتر جمع کنید و تحویل دهید ! همچنين او گفت : سفينه آلالو را هم تعمير كنيد تا براي برگشتن به نيبيرو آماده باشد در زماني كه يك Shar كامل شود . ئه آ به كلمات پدرش ، پادشاه ، گوش مي داد و در مورد تعمير كردن سفينه آلالو مي انديشيد . وقتيكه محفظه آسماني در نزديكي سفينه فرود آمد با همراه آبگال شبانه وارد سفينه خواهند شد و مخفيانه با استفاده از تاريكي عمليات خود را انجام خواهند داد .

با كمك هفت نفر از قهرمانان سلاحهاي اتمي را از سفينه برداشتند . آنها آن سلاح ها را به محفظه آسماني بردند تا در موقعيت مناسب اين سلاحهاي خطرناك را مخفي كنند . با طلوع آفتاب ئه آ به همراهي آبگال سوار محفظه آسماني شدند و اوج گرفتند بسوي سرزميني ديگر در آنجا ، در مكاني سري ، ئه آ سلاحها را مخفي كرد . در غاري كاملاً ناشناخته او آنها را ذخيره كرد . سپس ئه آ به آنزو دستور داد كه سفينه آلالورا تعمير كند تا براي برگشتن به نيبيرو آماده باشد چون پس از تكميل Shar بهترين زمان براي برگشتن او خواهد بود . آنزو ،‌سيستم سفينه ها را خوب مي دانست او مهارت زيادي در اين كار داشت ووظيفه خودش را در كمترين زمان ممكن انجام مي داد . اما باز سفينه فقط تپ تپ و وز وز مي كرد . او با دقت و احتياط زياد صفحات داخلي را مورد بررسي قرار داد . آلالو بزودي كشف كرد كه سلاح هاي اتمي ربوده شده اند . آنزو گريان از سفينه خارج شد . ئه آ در محل اختفايش گزارشات را دريافت ميكرد .

ئه آ در برگشت گفت : اين سلاحها براي مواقع اضطراري استفاده مي شود و نه در آسمان ها وسرزمينهاي تازه تاسيس كه بي دفاع هستند وامكان مهار اين سلاحها هم وجود ندارد . آنزو گفت : اما بدون آنها رفت وآمد در منطقه Hammered Bracelet اصلاً ايمني ندارد . بدون آنها وبدون فشار آب جلوگيري از خطرات امكان پذير نيست . آلالو سرفرماندهي اريدو به كلمات ئه آ و همچنين آنزو گوش داد و سپس گفت : كلمات ئه آ كه همان حرفهاي شوراي نيبيرو هستند
مي خواهند چيزي را گواهي دهند . اما من با سفينه به نيبيرو بر نمي گردم ، نيبيرو به روز رستاخيز خود نزديك مي شود !!!

 آبگال كه اوراخلبان مي دانيم بعنوان رهبر پا پيش گذاشت وگفت : من خلباني ميكنم و با شجاعت با خطرها رودرومي شوم . پس تصميم گرفته شد كه آبگال خلبان باشد و آنزو در روي زمين باقي بماند . در نيبيرو ، منجمان تقدير خدايان آسماني را زير نظر داشتند و مي دانستند كه در موقع مناسب آنان انتخاب خواهند شد . سبدي پر از طلا به سفينه آلالو حمل شد . در اين قسمت آبگال وارد سفينه مي شود و صندلي فرماندهي آن را اشغال مي كند .

ئه آ از سفينه خودش اطلاعاتي كه داخل ديسك مخصوص معروف به لوح محفوظ را به او داد و گفت : اين راهنماي تو خواهد بود در اين راه كه بوسيله آن مسيرت را خواهي يافت ! سنگ آتشين سفينه شروع به حركت كرد و موسيقي دلنوازي فضا را پر نمود و شكافنده بزرگ به سفينه روح بخشيد و درخششي مايل به قرمز بوجود آمد . ئه آ وآلالو و تعدادي از قهرمانان در اطراف محوطه ايستاده بودند ، آنها براي وداع جمع شده بودند . سفينه غرشي روبه آسمان كرد و بسوي آن از جا كنده شد . خلاصه اي از ماجرا به نيبيرو گزارش شد .

در نيبيرو انتظارات زيادي بوجود آمده بود .

صفحه 61

www.lostbook.persianblog.ir

قاره مو (لموريا)

قاره مو

MU نام یک قاره فرضی است که گفته می شود در یکی از اقیانوسهای زمین وجود داشته اما در طلوع تاریخ انسان ناپدید شده است . این نام توسط یک سیاح و نویسنده بنام Augustus Le Plongeon که کارش بازدید از تمدنهای قدیمی بود مطرح شد . او ادعا کرد که تمدنها یی چون مصرباستان و  Mesoamerica توسط پناهندگانی از مو که پیش از این در اقیانوس آرام قرار داشته بنیانگذاری شده .

 

این مفهوم توسط) James Churchward (1851-1936)  شناسانده شد به جامعه علمی و مورد بسط بیشتری قرار گرفت اما او مدعی شد که مکان اولیه قاره مو در اقیانوس آرام بوده است . امروزه دانشمندان به اطلاعات بیشتری درمورد مو و وقوع یک فاجعه عظیم وقابل ملاحظه و نابودی آن در کوتاه مدت دسترسی دارند .

علاوه براین مدارک وزین باستانشناسی و زبانشناسی و ژنتیک خلاف این ادعا را ثابت می کند که تمدنهای باستانی و بطور کلی دنیاهای جدید و قدیم خاستگاههای مشترکی داشته باشند . بنابراین نظر موارد بسیاری ارائه شده است که نشان می دهد این موضوع کذب است . البته این گروه طرفداران خاص خود را دارند .

اگربخواهیم شفاف تر حرف بزنیم باید بگوییم امروزه برخی مورا یک مکان افسانه ای می دانند ونه بیشتر و این موضوعی است که توسط مذهبیون وروحانیون در کتابهایشان مطرح می شود .

تصوری از یک تاریخچه

Augustus Le Plongeon

ایده مو زمانی برای اولین بار توسط Augustus Le Plongeon (1825-1908) پس از تحقیقات او در مورد قوم مایا در خرابه های  Yucatanمطرح شد . او پس از ترجمه نوشته ای قدیمی مایا در یوکاتان ادعا کرد که تمدن مایا بسیار قدیمی تر وبزرگتر از تمدنهای یونان ومصراست .

Le Plongeon اسم مو را کشف کرد چون قبلا این اسم توسط Charles Etienne Brasseur de Bourbourgکه از متون قدیمی Troano والفبای لاندا استفاده کرد ه بود بد ترجمه شده بود .

Brasseur به این اعتقاد رسیده بود که مو یعنی قاره ای که بر اثر یک فاجعه به زیر آب فرورفته است . Le Plongeonتلاش می کرد تا بفهمد این قاره که گفته می شود در اقیانوس فرورفته است در کجای اقیانوس آرام فرورفته و موقعیتش کجاست .

اگر در جهت غربی سفر کنید در اقیانوس آرام به جایی خواهید رسید که تصور می شود زمانی یک زندگی غرور آمیز جریان داشته . در سرزمینی بنام مو . زمانی بود که هنوز این قاره با فرمانروای خشم غضب وآتش ملاقات نکرده بود و خانه ای امن محسوب می شد . هنوز مانده بود تا تبدیل به یک قربانی شود . این سرزمین توسط روحانی سولون توصیف شده است و غرق شدنش بوسیله آتشفشانها وزمین لرزه ها بوسیله Plato در Timaeusگفته شده و شرح آنها دراینجا تکرار مکررات است . 

Le Plongeonادعاکرد که تمدن باستانی مصر توسط ملکه Moo ازسرزمین نابود شده بنیانگذاری شد . پناهندگان دیگر به آمریکای مرکزی فرار کردند وتمدن مایا را بنیانگذاری کردند .در سال 1931 م James Churchward نمادی از مایا و تمدن مو را تصویر کرد او فاجعه ای را از آتشفشان و زلزله تصویر کرد که گفته می شد تمدن مو بدینوسیله زیر آب رفته .

 

نقشه Churchward’s نشان می دهد که نجات یافتگان فاجعه در دریا به سمت آمریکای جنوبی و آفریقا حرکت کرده اند . James Churchward سیاح انگلیسی آمریکایی ودوست Alice Le Plongeon بود James Churchward در کتاب قاره گمشده مو در سال 1931 م نوشت این سرزمین مادر ازجزیره های   Hawaiian به فیجی و وازجزیره Easter به Marianas کشیده شده است . Churchwardاز مجموعه روش شناسی خودش برای بررسی تمدنهای باستانی استفاد ه می کرد اما Le Plongeonنسبت به صحت اینگونه روشها یقین نداشت . یافته هایش از تمدن مو در پنج فصل پرحجم از سال 1926 تا سال 1931 منتشر شد .

فصل اول :  کتاب تمدن گمشده مو

در مقدمه اصلی Churchward با مطالعه اسناد و مدارک و متون باستانی گوناگون به این نتیجه رسیده بود که در 60000 سال پیش تمدنی بسیار پیشرفته وبزرگ در اقیانوس آرام قرار داشته که بر اثر یک زلزله فاجعه آمیز به زیر خروارها گل ولای و آب فرورفته است و بقولی حدود 64 میلیون انسان کشته شده اند .

جزیره Hawaiian و جزیره های اقیانوس آرام در واقع باقی مانده کوههای قاره مو هستند که اکنون بیرون از آب قرار دارند . Churchward بابکار بردن دانش وسیع خود در هنر باستانی و تاریخ و اسطوره شناسی کوشید شکوه وعظمت و تقدیری را که در دنیای پیش از طوفان از آگاهی ما پنهان شده بود نشان دهد . Mu یا Lemuria5000 مایل ارتفاع و 3000 مایل پهنا داشت . باغ عدنی بودکه این بار در آسیا قرارنداشت اما اکنون در کف اقیانوس آرام نهفته بود .

داستانهای عهد عتیق نخستین انسان را در اطراف نیل یا جلگه فرات معرفی می کند اما اکنون ما میدانیم که نخستین انسانها در قاره مو سرزمین مادری آدم آمده اند .

 

 

فصل دوم : فرزندان مو

داستان پیشگامان مو . شصت وسه میلیون نفر تا 200000 سال قبل از گم شدن مو برروی این قاره زندگی می کردند . فرزندان مو با نفوذترین مردم روی زمین شدند . مو یک حکومت باورنکردنی بسیار پیچیده داشت که از نظر فرهنگی شکوفا و دارای فن آوری بالای علمی بود .

بسیاری از مردم تمدن لموریان در خانه هایی زندگی می کردند دارای پوشش نورانی و شفاف . آنها خانه هایشان را خودشان می ساختند و غذا و پوشاکشان راهم خودشان تهیه می کردند . آنها ازفشار وبیماری رها بودند و ازنظر زندگی در صلح حداقل از ما صدها سال جلوتر بودند . آنها توانایی های فیزیکی و روانی خود را توسعه داده بودند آنها از telepathy و سفر ستاره ای ( سفر روح نیز گفته شده ) آگاه بودند و به وسایلی چون تلفن دسترسی داشته و برای مکاتبات خود از teleportation استفاده می کردند ودر حد امکان از مکاتبات غیر ضروری پرهیز می کردند .

آنهادردرجه اول کشاورزانی گیاهخواربودند که در محیط بیرونی خود یک ارگانیزم فرهنگی خاص را راعایت می کردند . آنها در هماهنگی خوبی با طبیعت و زمین کار میکردند .

فصل سوم : سمبولهای راز آمیز تمدن مو

در این فصل راجع به خواستگاه نهانی ادیان قدیمی و جدید سخن گفته می شود . همه ادیان یک منشاءمشترک دارند درروح مقدس مو .   Lord’s Prayer منبع الهام در مکتوبات اسراری و مقدس مو هست . تاریخ دین مو طبق مدارک یافت شده بر می گردد به 170000 هزار سال قبل . این آموزشها توسط Osiris( مکتب اسراری مصر باستان )  به موسی و عیسی منتقل شده است . موسی پاسخ چهل ودو پرسش خود درباره دین Osiris را بصورت فشرده در ده فرمان دریافت کرد وعیسی کوشید این ده فرمان را بشکل امروزی در آورد . آخرین واژه هایی که مسیح درفلسطین زمانی که ا ورا به صلیب کشیدن بودند بیان کرد به زبان مویی بود .

فصل چهارم : نیروی کیهانی مو

تکامل بیولوژیکی اگر چه یک نیروی اتمی نیست اما می تواند یک اسطوره باشد . تمام بیماریها مداوا خواهد شد اگر از اشعه های نورانی رنگی به تناسب استفاده شود . با وجود حرکت آرام وبی صدای زمین بدور خورشید آنها موفق شدند درایالتهای خود حرارت زمین و وضعیت فصلها را تثبیت بکنند .

فصل پنجم : کتاب دوم ازنیروهای کیهانی مو

Churchward درادامه تحقیقات خود درنتیجه بررسی مدارک قدیمی مو به نظرهای تجدید نظر طلبانه و تکان دهنده ای در مورد سن کره زمین ، طبیعت کوهها و جریانهای آتشفشانی ، دوره یخبندان و سیلاب می رسد .

مدارک امکان لموریا

بنای یاد بود سنگی وجود دارد در میانه اقیانوس که به ژاپن تعلق دارد درمنطقه  Yonaguniو سنگ نوشته رمزگونه دیگری وجود دارد در جزیره بزرگ هاوایی و جزیره Easter دربین خرسنگها و مکانهای مقدس . باورزیادی وجود دارد که جزیره Easterقسمتی از لموریا بوده است . مکانی در دورترین نقطه دنیا که در آن صدها مجسمه سنگی عظیم که بر روی آنها به یک زبان مشترک درباره یک فرهنگ پیشرفته نوشته شده است . افسانه های جزیره ایستراز موجودی تحت عنوان ‹Hiva› صحبت می کنند که با فرورفتن به زیر امواج باعث فرار مردم می شد . ساموایی ها ( جزیره ای در پلینزی ) مکانی را شبیه سازی کرده بودند با عنوان Bolutu که در آن درختان و گیاهان وگلهای مخصوصی را پرورش می دادند با میوه هایی بسیار مقوی . جالب اینجا بود که وقتی میوه های این درختان کنده می شد بلافاصله یک میوه دیگر  به همان اندازه ظاهر می شد . در Bolutu یک انسان می توانست بدون هیچگونه شکنندگی روی درختان و خانه ها و اشیاء فیزیکی حرکت کند . مائوریهای زلاند نو هنوز از جزیرهای حرف میزنند بنام ‹Hawaiki› که بسیار پهناور و کوهستانی بود واکنون به زیر آب رفته است . سنگهای یخی پرو ممکن است نقشه هایی از قاره مو را افشا کند .

ریگ ودا

در اسطوره ها و سنتهای هند اشاره فراوانی به این امر مشاهده می شود . بعنوان مثال ریگ ودا از سه قاره صحبت میکند . سومین قاره Danavas نامیده می شود . سرزمین دیگری بنام Rutasنامیده می شود که از نظر موقعیت در قسمت شرقی هند دردور دست قرار داشت و جایی بود که ستایشگران خورشید زندگی می کردند . اما Rutas توسط یک انفجار آتشفشانی به دوقسمت پاره شد وبه اعماق اقیانوس فرورفت . تکه های اندونزی و جزیره های اقیانوس آرام از آن باقی مانده اند و عده ای از پناهنگان به هند رسیدند که در این سرزمین تحت عنوان کاست Brahman برگزیده شدند . Popol Vuh

قسمتی دیگر از فراریان به سرزمینی تحت عنوان Popol Vuh فرار کردند مکانی برای  داستان آفرینش مایایی که عده ای در سال 2012 وعده تحقق آن را داده اند .

 Channelers ( مجراها )

ادگار کیس

Readingsهای کیس به یک قاره گمشده در اقیانوس آرام با چندین اسم اشاره می کند . که در بیشتر آنها نام Lemuria تکرارمی شود . بقیه اسمها عبارتند از Mu و Zu و احتمالاً Oz هستند . بعضی از اینها ممکن است به یک شهر یاایالت از یک قاره اشاره داشته باشد ویا قسمت بزرگی که از گوشه چپ قاره لموریا کنده شده و در آب فرورفته . بعضی قسمتهای این سرزیمن به مرور تغییر شکل پیدا کردند و امروزه کوههای راکی و  Arizonaو New Mexicoو Nevadaو Utah نامیده می شوند .

اما در لموریا قانونی وجود داشت بین شاهزاده خانمها و به آنها آموخته می شد درباره هنر عشق ورزی و همچین چگونگی نیروی مخرب و همه اینها رعایت می شد تا زمانی که نفرت وخودخواهی بر عشق غلبه کرد .

 

 Gordon-Michael Scallion

بنابراین عقیده لموریا فقط مکانی پیش بینی شده است نه اینکه اکنون وجود فیزیکی داشته باشد . آنهاتلاش کردند سطح ارتعاشی خود را به بالاترین سطح در حد ارتعاشات آفرینندگی برسانند . آنها درزمین توانستند در ارتعاشات فیزیکی به ورزیدگی کاملی دست پیدا کنند . آنها حدود 9 پا قد داشتند و پوستشان پولکی بود با سری که در محلولی آب مانند فرورفته بود .که با توجه تغییر فصول در چرخه های هر ساله از آبی به سبز تغییر وضعیت می داد یعنی گاهی اوقات تشعشعات آبی داشتند وگاهی سبز . آنها از طریق پوستشان تنفس می کردند ونه از طریق ششها !!! . یعنی شکل ظاهر و ژنتیک آنها شبیه انسان بود اما از نظر ژنتیکی در بعضی موارد بر عکس عمل می کردند . پیش بینی می شود که لموریان با 144 گروه روحی و 33 میلیون سکنه تجربه خود را شروع کرده است . آنهااز مریخ و Pleiadesو Sirius برنامه ریزی خود را شروع کردند تا بصورت فرم فیزیکی در زمین در بیایند . آنها مقداری از گروههای آب ، برترین گیاهان و مواد معدنی و جانوران را انتخاب کردند برای این سفر . آنها آزمایشات ماهرانه ای را در قلمرو جانوران انجام دادند و موفق شدند به عمر طولانی تر و تحرک بیشتر دست پیدا کنند . در آن زمان زمین از گونه های مختلف غولها واجنه انباشته شده بود . و لموریا آماده می شد تا بااین گونه ها مواجه شوند و آنان رابه دام اندازند.

 

 Helena Blavatsky

مادام بلاواتسکی در کتاب مهم خود دکترین اسرار The Secret Doctrine ( 1888 م ) ادعا کرد که موقع مطالعه Dzyan درباره لموریا توسط Mahatmasبه او گفته وحتی نشان داده شده است . Mahatma درسانسکریت به روح بزرگ گفته می شود . او ممکن است برخی نظریاتش را از سرزمین فرورفته در اقیانوس هند بنام Rutasدر افسانه های سانسکریت کسب نماید .

بلاواتسکی گفت که سومین قاره در سومین دوره سیاره زمین در اقاینوس هند ما بین ماداگاسکار و مالزی فعلی در 150 میلیون سال قبل وجود داشته است . بطور شگفت انگیزی دانشمندان در این زمینه هم عقیده بودند که نام لموریان از نام فرمانروای روحها که در این سرزمین زندگی می کرد مشتق شده است او نامش ‹lemur› بود .

لموریانها موجودات کله تخمه مرغی بودند با یک چشم سوم همین به آنها تواناییهای روانی بسیاری می داد .( نژاد آنوناکی هم کله تخمه مرغی هستند . در فرهنگ شیعی موجودی که مهدی موعود با او نبرد می کند بنام سفیانی چشم سومی در پیشانی دارد و یا گفته شده یک چشم در قسمت پیشانی دارد . این بخش از شکل سفیانی از داستانهای مربوط به لموریا وارد فرهنگ عربی و سپس فرهنگ نوع شیعی شده است )  )  لموریانها بدنهایی ژله ای شکل وبسیار انعطاف پذیر داشتند آنها مدتها کوشیدند تا بتوانند به فرم فیزیکی مطلوب دست پیدا کنند . درابتدا لموریانها موجودات کله تخمه مرغی پوزه دار hermaphrodites ( دو جنسه ) بودند . که با چشم سوم وبوسیله تله پاتی ارتباط برقرار
می کردند .

 این ضعف اولیه و ترشح غده صنوبری بعد از سقوط لموریان هنوز در بدن انسان نوین وجود دارد . تراکم روز افزون matter ( ماده ) باعث راهنمایی وکمک به عصری کرد که در آن عمل جنسی برای تکثیر نسل انجام شود . ازاین جریان سکسی دو موضوع شناسایی شد .

یکی اینکه انسان سقوط کرداز نظر امر اخلاقی ( البته از دیدگاه امروزی )  و دیگر اینکه زن از مرد تفکیک شد و آنها شروع کردند با استفاده از بدنها خود عمل جنسی را مدام تکرار کنندچون این عمل برایشان تازه گی داشت . ( این خیلی شبیه داستان آدم وحواست )

 Hopi

افسانه هوپی : درزیردریاها دروغ همه شهرها را فراگرفته بود . و سپرهای پرنده ( بشقاب پرنده ها ) تمامی گنجینه های زمین را صرف شرارت و فساد خود کردند . وقتی با فاجعه مواجه شدند . بسیاری از مردم به درون زمین گریختند وعده ای با استفاده از کلکهایی که از نی ساخته بودند به جزایر باقی مانده فرار کردند که که بازمانده ستونهای سنگی این امر را نشان می دهد .

Rosicrucian Theory

این نظریه می گوید یک چرخه فاجعه بار با فورانهای آتشفشان و زمین لرزه ها  وریزش نوارهای گازهای زیر زمینی شروع به کار کرد . امواج مغناطیسی اطراف زمین شروع به فعالیت بیش از حد نمودند و موجهای اقیانوسها لموریا در هم کوبیدند . تعدای از فراریان به هند گریختند و تعدای به مصر و از آن راه به بین النهرین رسیدند وشروع به بنیانگذاری تمدن نمودند و عده ای نیزباکلکهای نی که درست کرده بودند به آمریکا مهاجرت نمودند و تمدنهای مایا و اینکا رابنیانگذاری نمودند . این نظریه می گوید که هسته های نژادی از قبایل هندی شکل گرفت .

کالیفرنیا زمانی منزلگاه مردمان باستانی بود . هندیهای اولیه ای که بعدها وارد کالیفرنیاشدند جزء لمورینهای خالص بودند . این می توان دتوضیح بدهد که چرا آثار باستانی متعلق به 25000 قبل ازمیلاد در Santa Rosa و جزیره خاموش Santa Barbara پیدا شده است .

Lemurian Seed Crystals ( دانه های بلوری لموریان )

گروههای کوچکی در لموریان بودند که فضیلت بیشتری داشتند و به آنها لمورینهای عاقل گفته می شد . با ذخیره کردن آنچه که شامل دانش و داستان لموریا می شود در دانه های بلوری یا همان کریستالی در حفظ این اطلاعات کوشیدند . آنها می دانستند که بعدها به وجود آنها پی برده شده و پیامشان رمز گشایی می شود و این زمانی است که این تمدن می خواهد به سطح دریا برگردد . بر اساس تقویم مایا زمان موعودسال 2012 خواهد بود و این زمانی است که بلورها به یکدیگر خواهند پیوست .

 

 

 Lemurian Pyramids

اهرام لموریان

لموریانها که قدیمی ترین و گمشده ترین تمدنها بودند توانستند هرمها و  ziggurats را بسازند . این هرمها مکانهایی بودند برای پرستش خدایان و قربانی کردن برایشان و همچنین جایی بودند برای فرود سفینه های فضایی . هرم ها در واقع سمبلهای پیچیده ای هستند که از هوشیاری و صعود به مراحل بالای خدایی سخن می گویند . آنها نشان می دهند که وجود های برتر و اشیاء پرنده ای در مکانهای بالاتری براستی وجود دارند . یک نسبت مشترک در معماری وروح هرمهای مایا و لموریان وجود دارد .

لمورینها در سیر تکاملی خود بوسیله تله پاتی توانستند زبان دلفینها راهم بشناسند و طنین صدای آنان رمز دلفینی نامیده می شود .لموریا علاقمند است به اسطوره ها وتمدنها و ایدئولوژی های مذهبی و بخصوص قسمتهای مربوط به انسان سازی می خواهند به خاطر بیاوریم که فقط دارای یک زندگی فیزیکی نیستیم و باید در جستجوی معانی روحی نیز باشیم اما پیش از این روح باید تجربه فیزیکی لازم را کسب کند تا بتواند در مراتب بالا وپایین ارتعاشی حرکت کند برای رجوع به خاطرات گذشته وسپس بازگشت به زمان حال زندگی و در واقع تمام زندگی عبارتست از حرکت هوشیارانه در جادوی زمان .

واقعیت اسطوره وریاضیات و و استعاره و جادو در آینه ها داستانی ساخت به مرورزمان برای بوجود آمدن پروژه ای دربرابر لنز دوربینها . تصور ماتریکسی که در ما آگاهی را برای درک واقعیتهای هستی بوجود آورد . تمامی تصورات غلط در جادوی زمان برای آگاهی و تمامی برنامه های موازی ریخته شده برای ما چیزی جز تجربه همزمان آگاهیها نیست

 برنامه ها برای خودشان درجه بندی دارند . تمدنی که در زیر یک برنامه شبکه بندی شده قرار دارد می تواند توضیح بدهد که چرا تمدنها ناگهان ظهور میکنند بدون منشاء ی  در دریای آفرینش بصورت انبوهی از مجهولات یا شبکه ای هوشمندانه از واقعیتهای ساخته شده . اگر بگوییم زمان یک تصور غلط است در اینجا و مفهومی ندارد پس چرا همه برنامه ها در حال حرکت همزمان هستند . بنابراین شما در حال تجربه تمدنهای زیادی هستید که همزمان رشد می کنند .

اغلب این احساسهای deja vu راهی را به ما نشان می دهد که چرا عده ای با یک نیای مشترک در محدوده ای باهم زندگی می کنند . سومر نمونه مثال خوبی است از تمدنی بسیار پیشرفته که بصورت ناگهانی از هیچ کجا در روی زمین بوجود آمد وبعد هم ناگهان ناپدید شد .

لموریا نمونه تمدنی بود که بایک فرهنگ فوق العاده عالی بصورت ناگهانی پیدا شد . دراین خصوص نظریات جالبی مطرح شده است که می گوید موجودات برون زمینی برروی زمین فرود آمده اند و مهندسان ژنتیک آنها گونه های جدید را بوجود آورده اند تا نماینده اجداد هوشمندشان در روی زمین باشند . این نظریات درجایی به هم پیوند می خورند که می گوید انسانهای برتر توسط بیگانگان شبه خدا بوجود آمده اند .

بسیاری از این نوشته ها بصورت استعاری اشکال هندسی را به نمونه های آفرینش متصل می کنند . این پیچیدگیهای آگاهی از ارتعاشات بالا شروع می شود تا به پایین . هرچه این ارتعاشات در ما هارمونیک تر باشد بصورت تدریجی
می توانیم مکانهای دیگری را درزمانی دیگر در یک لحظه تجربه کنیم . این چیزی بود که لمورینها در آن استاد بودند .بدین ترتیب واقعیتها می توانند از نقش آفرینی و در وبرهم نشینی اعداد و علم هندسه دردوره طلایی انسان بوجود آمده باشند .

 

 

Channelers ( کسانی که مجرا می شوند ) می گویند لموریا اساساً توسط روحهایی بوجود آمده است که از بعد سوم برای تجربه فیزیک برروی زمین آمده اند . اگرچه لموریابه ظاهردرون دریا فرو رفته باشد . اما شاید این فقط یک استعاره باشد برای بازگشت این سطح آگاهی به سطح دریا . چون لموریان برنامه زمان بندی شده ای داشت برای جستجوی فرمهای جدید نورانی و فرمهای فیزیکی . وشاید فرورفتن آن به درون دریا خود جزء زمان بندی باشد . وقوع گردآبهای زیر دریا و زلزله هایی که منجربه تسونامی می شود و گزارشاتی از مشاهده موجودات عجیب درون دریا و خدایان دوزیست وبشقاب پرنده هایی که از زیر دریا بیرون می آیند وروایتهایی که از شهرهای عظیم زیراقیانوس می شود آیا می تواند نشان از این باشد که یک تمدن فریز شده و آماده بازگشت که در نقطه صفر آگاهی ما وجود دارد می تواند در آینده نزدیک ظهور کند ؟

 

 http://www.kodakeeck.blogfa.com/

ناسا امروز ماه را با 2سفينه مورد هدف قرار مي دهد

ناسا امروز ماه را با 2سفينه مورد هدف قرار مي دهد
تهران– سازمان فضايي آمريکا «ناسا» در نظر دارد، امروز جمعه ماه را با دو فضاپيماي بدون سرنشين به منظور بررسي وجود آب در سطح آن، مورد اصابت قرار دهد.
به گزارش گروه اخبار صوتي و تصويري ايرنا، شبکه خبري سي.ان.ان روز جمعه با اعلام اين خبر گفت: ناسا منطقه «کابئوس» Cabeus در قطب جنوب کره ماه را براي اين آزمايش و تحقيق در نظر گرفته است.
قرار است، ابتدا اولين سفينه با سرعتي معادل دو برابر سرعت شليک يک گلوله به اين بخش از ماه برخورد کند.
کارشناسان ناسا براين باورند که بر اثر اين برخورد، خاک سطح ماه بصورت پرتوهايي به فضا بلند شده و چهار دقيقه بعد، دومين بخش از اين ماموريت با ارسال سفينه دوم به محل برخورد آغاز خواهد شد.
سفينه دوم که از يک پردازنده حسگر برخوردار است، خاک هاي برخاسته از سطح ماه در اثر برخورد سفينه اول را پيش از برخورد خود به سطح اين کره ثبت و همچنين وجود احتمالي بخار آب را بررسي و به زمين مخابره خواهد کرد.
به گزارش اين شبکه خبري، تلسکوپ فضايي هابل و صدها تلسکوپ زميني اين واقعه را رصد خواهد کرد.
دانشمندان در اين آزمايش انتظار دارند، احتمال وجود آب در سطح زيرين ماه را مورد مطالعه قرار دهند.
«آنتوني کولاپرت» کارشناس ناسا گفته است، هيدروژن در بخش هاي زيرين گودال هاي اين بخش از ماه مدفون شده که با کوبيدن اين دو سفينه به اين منطقه قصد داريم آنرا بيرون آوريم.
به گزارش سي.ان.ان، اين پروژه 79ميليون دلاري ناسا از تابستان امسال با پرتاب اين دو سفينه به فضا آغاز شد.
اين شبکه خبري همچنين به اعتراضات جهاني در ارتباط با اين آزمايش اشاره کرد، معترضان خواستار توقف بمباران کره ماه از سوي ناسا هستند.
اين برخورد قرار است امروز (جمعه) ساعت 7.30دقيقه بامداد به وقت شرق آمريکاي شمالي (11.30 به وقت گرينويچ) صورت گيرد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: