نامه هايي از آندرومرا 2


پاتال ,فرشتگان  یا خدایان؟

  

هیچ کس نمی داند که آنها چه هستند و به همین خاطر است که فقط به نام » بنیانگذاران» شناخته می شوند. برای اینکه کسی نمی داند. آندرومدایی ها می گویند که یک خلقت وجود دارد و یک خالق. در سنت آنها مذکر قدرت برتر ندارد بلکه یک محتوی مونث دارد. و این را بگویم که آنها مردان واقعی هستند ولی برای آنها خالق یک مونث است. یک الهه و خدای مونث است.

تاریخ زمین در پالئوزوئیک: 

در دوره پالئوزوییک یعنی ۵۵۴ میلیون سال پیش تا ۲۴۵ میلیون سال پیش یک انفجار ناگهانی در جمعیت حیوانات و جانوران چند سلولی رخ داد. آنها این کار را کردند برای اینکه همه چیز ناگهان اینجا بود. در زمین شناسی نشان داده شده که ما نمی دانیم اینهمه گونه های مختلف و متنوع از کجا و چگونه ظاهر شدند. کسی نمی دانند از کجا آمد اما اینحا بود پس بگذارید بگوییم که ناگهان انفجاری رخ داد و این چیزها همه ظاهر شد!

همه این گونه های مختلف از هیچ پدیدار شدند. گونه هایی  با حیوانات بسیار ظاهر می شوند و به خاطر داشته باشید که هیچ مرحله تکاملی وجود ندارد. همه اینها در داده های باستان شناسی و زمین شناسی وجود دارد و هر کدام روی یک قاره متفاوت ظاهر می شوند.

در حالیکه این اتفاقات رخ می داد قطبهای شمال و جنوب هم با الان فرق می کردند. سیاره در واقع یکوری قرار گرفته بود و به پهلو خوابیده بود و یک جا به جایی قطب هم انجام شده بود. این جا به جا شدن قطبهای مغناطیسی هم خود به خود صورت نمی گیرد بلکه باید بر اثر برخورد یک آستروئید یا ستاره دنباله دار یا خرده سیاره صورت بگیرد.  بر اثر این برخورد سیاره جا به جا می شود و جهت چرخش آن وارونه می شود. در این حال یا به مرور زمان قطبهای مغناطیسی این اشتباه را تصحیح می کنند و جهت چرخش را عوض می کنند یا اینکه خودشان را با جهت چرخش جدید تطبیق می دهند. من از این مکانیزم سر در نمی آورم.

ساحل غربی آمریکای شمالی به شرق و غرب استوا قرار داشت. آفریقا در قطب جنوب بود. ناگهان در این دوره ۹۰ درصد از حیات دریایی و خشکی منقرض شدند.   فقط حیات آبی و حیوانی ویران شدند.

تاریخ غیر زمینی دوره پالئوزوئیک:

 این دقیقا دوره آغار تاریخ حیات غیر زمینی و تاریخ آندرومدایی است. زمانی است که نژادهای مختلف در منظومه های شمسی خودشان قادر به سفرهای فضایی شدند. یعنی بین ۵۴۴ تا ۲۴۵ میلیون سال پیش زمینی. بعضی از این تمدنها هم قادر بودند نه تنها در داخل منظومه شمسی خود بلکه به خارج از آن و به سایر سیستمها سفر کنند و اینچنین بود که فرهنگهای موجود دیگر را کشف کردند.

معاملات و تجارتها بین منظومه های شمسی آغاز شد و تکنولوژی و علم منتقل شد و روشهای جدید مسافرت فضایی در میان نزادهای مختلف بسط داده شد و عقاید و نظریات بین آنها رد و بدل شد.

در این مبحث نمی خواهم به این مسئله بپردازم که چرا سوء تفاهم های زیادی بین فرهنگهای اکسیژنی ( تمدنهایی که با تنفس اکسیزن به حیات ادامه می دهند و شکل گرفته اند) و فرهنگهای هیدروژنی به وجود آمده است . بعدا به این موضوع خواهم پرداخت.

 نژاد خزنده آلفا دراکونیان- در ادامه خواهیم دید که ساکنین نیبیرو نیز شاخه ای از همین نژاد خزنده هستند ولی به دلایل زیادی سعی در پنهان کردن آن دارند.

قراردادهای زیادی بین سیستمهای ستاره ای و نژادهای مختلف امضا شدند. یکی از پیشرفته ترین این تمدنها که آلفا دراکونیان بودند به سفرها و کشفیات کهکشانی دست زدند. به گفته آندرومدایی ها آنها اولین کسانی بودند که از سیاره خود بلند شدند. آلفا دراکونیان یک نژاد بسیار بسیار پیشرفته و غیر قابل باور هستند که در عین حال قوانین و تعصبات خیلی مسخره ای هم دارند. اما کارهای مفید زیادی برای کهکشانها و فرهنگهای دیگر کرده اند و نژادهای مختلف از آنها یاد گرفته اند. سفینه های فضایی آنها در آن زمان از قمرهای تو خالی و خرده سیاراتی ساخته شده بود که درون و بیرونش را ساخته بودند و یک اکو سیستم روی آنها به وجود آورده بودند که برای جمعیت ساکن در سفینه کافی باشد.

 قمر فرسوده که تبدیل به سفینه مادر شده- خانه ها پارکها و اکوسیستم داخل آن طراحی شده و سفینه ها و جنگنده های کوچکتر از روی آن بلند می شوند.

 

 بعضی از آنها از سوخت استفاده می کردند ولی نه مثل نفتی که ما داریم بلکه یک جور ژل که از منظومه شمسی خودشان استخراج می کردند. آنها موتورهایی اختراع کردند که با انرژی کینتیکKinetic  کار می کردند که نوعی از الکتریسته است.

 

تاریخ زمینی دوره مزوزوئیک:

در دوره مزوزوئیک یعنی ۲۴۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش :

 » مزوزوئیک» یه معنی حیوانات میانه است. این دوره ای است که تمامی حیوانات زمین عوض شدند. چطور قبلا عوض نشده بود و حالا ناگهانی همه جانوران عوض شدند؟  تغییرات عظیمی در گیاهان و درختان زمینی رخ داد. دایناسورها به وجود آمدند یعنی از هیچ پدیدار شدند و در طول دورانهای تیریاسیک و ژوراسیک باقی ماندند و بعد ناگهان منقرض شدند.( به دلیل برخورد یک سیاره کوچک دیگر با زمین در ناحیه اقیانوس آتلانتیک و جایی که امروزه کلمبیا نام دارد).

آیا همه اینها عمدی بوده؟

هیچ کس دقیقا نمی داند که آیا همه این اتفاقات عمدی بوده یا نه.. اما آنچه جالب است این است که هر بار زمین با دنباله داری برخورد می کند قطبها جا به جا می شوند و یک تغییر اساسی در زمین و اکو سیستم آن رخ می دهد و در نتیجه آن محیط زمین برای حیات نوع بشر بهتر و آماده تر می شود. ۲۴۴ میلیون سال پیش ما نمی توانستیم روی زمین زندگی کنیم. خیلی چیزها بودند که می توانستند ما را نابود کنند.

تاریخ غیر زمینی دوره مزوزوئیک:

۲۴۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش: تمدنهای سیاره ای بسیاری توان سفرهای فضایی داشتند. تجارت بین سیاره ای فوق العاده رونق داشت. نیاز به منابع طبیعی بیشتر دلیل آغاز استعمارهای کهکشانی توسط موجودات فوق العاده هوشمند بود. سفر فضایی در این زمان ۱۷ میلیون سال زمینی است که دارد تکامل می یابد. این در حالی است که زمینیان در در مدت کوتاه ۴۰۰۰ سال توانسته اند تا سفرهای بین سیاره ای پیشرفت کنند و این برای سایر تمدنهای کهکشانی ۱۷ میلیون سال طول کشیده بود. حالا ببینید که ما چقدر قدرتمند هستیم و تازه با اینکه جلوی ما را گرفته اند و اجازه نمی دهند شکوفا شویم و تکنولوژی خود را از ما پنهان کرده اند تا این حد سریعتر از آنها رشد کرده ایم. دلیلش این است که ما مجموعی از ۲۲ نژاد هستیم و اجداد ما قبلا سفرهای فضایی داشته اند.

بزرگترین و وسیع ترین نژادهای ستاره ای نژاد » سیاکار» Ciakar از آلفا دراکونیس یا سیستم دراکو هستند که تمدن ستاره ای اوریون Orion و لیرا وگاLyra Vega در آن قرار دارند. استعمار بسیار سریع است. بسیاری از سیارات متحد شده قوانین استعماری وضع کرده اند و با سرعت در کهکشانها پیش می روند و استعمار می کنند. در اینجا ۲۵ میلیون سال پیش برادران و اجداد ستاره ای ما زندگی می کنند.

سفینه مادر

بزرگراههای فضایی

کشف بزرگراههای فضایی ( چیزی که دانشمندان ما به آن نام » سوراخ کرم» WormHole) داده اند در این زمان انجام شد. تا امروز ۱۷ بزرگراه فضایی در کهکشان راه شیری کشف شده اند.اینها تونلهایی هستند که به نقاط مختلف کهکشان کشیده شده اند.  دانشمندان ما در تئوری می گویند که اگر بتوانی وارد یکی از این چاله کرمها شوی می توانی از این سر تا آن سر کهکشان را در زمان صفر طی کنی. در یک چشم بر هم زدن. مثل فیلم Stargate

چندتا از این تونلها به کهکشانهای دیگر هم وصل هستند که یکی از این کهکشانها حتما آندرومدا است. بنابراین شما یک سوراخ یا تونل دارید و این راهی است که خیلی سریع به مقصدتان برسید . بنابراین اینطور نیست که شما سوار راکت یا موشک خود شوید و وقتی به مقصد می رسید همه پیر شده و مرده اید. چون کهکشان در حال گسترش و بزرگ شدن است.

آندرومدایی ها معتقدند که همچنان که کهکشان انبساط می یابد برخی از این تونلها و راهها بر هم ریخته اند- یعنی از وسط شکسته شدند و هیچ نژاد کهکشانی تا به امروز نتوانسته بفهمد که چه کسی یا کسانی این تونلها را ساخته و اینجا گذاشته و قادر به تعمیر آن هم نیستند چون نمی دانند که اصلا چطور ساخته شده. بعضی نظریات می گویند که اینها توسط همان » بنیانگذاران» خلق شدند و از طریق همین تونلها آنها قادر بودند به نقاط مختلف بروند و سیارات قابل سکونت را بسازند تا بعدها ما و شما در آنها به دنیا بیاییم.

اما این فقط یک فرضیه است و واقعا کسی نمی داند. ممکن است توسط کسی قبل از بنیانگذاران ساخته شده باشد. طبق نظر آندرومدایی ها بعد سوم فقط ۲۱ تریلیون سال زمینی عمر دارد. و فقط دو تا از این تونلها تا به حال خراب نشده اند و کاملا کار می کنند. در این حال و احوال هم می دانیم که شبکه های تجاری بین سیاره ای فعال هستند و گونه های حیات مختلفی در حال ساخته شدن . حالا برگردیم سر تواریخ.

۲۴۵ میلیون تا ۶۵ میلیون سال پیش:

اجداد فضایی ما در این زمان در حال پیوند زدن گیاهان و گونه های حیاتی از سیستمهای ستاره ای به سایر سیستمهای ستاره ای هستند. این پیوند زدن گونه های حیاتی شامل انواع مستعد حیات است. من خودم نمی دانم منظور از گونه های مستعد حیات چیست ولی اینطور که برای من توضیح داده اند منظور از مستعد آن حیاتی است که  قابلیت زیاد شدن و تبدیل به ساختارهای پیچیده اکولوژیکی را دارد. و تا کنون پیچیده ترین نوع اکولوژی و اکوسیستم در کهکشان اکسیژن O2  و حیات وابسته به اکسیژن است که همین جایی می شود که ما قرار گرفته ایم چنین اکوسیستمهای پیچیده ای فقط در تعداد نسبتا کمی از سیارات در کهکشان رخ می دهند.

ممکن است که چندین میلیادر سیاره باشد اما وقتی می خواهید حساب کنید که چند خورشید و چند سیستم ستاره ای واقعا وجود دارند در حقیقت تعداد بسیار بسیار کمی است که البته همین مقدار ما را به وجد می آورد چون بیش از دویست میلیارد زمین در آن بیرون وجود دارد! و این نسبت به سایر سیستمهای غیر اکسیژنی خیلی کم است.

بعد از اکوسیستم با ارزشترین چیزی که در یک سیاره وجود دارد ضمیر جهانی است. گونه های حیاتی می آیند و می روند اما یک بیوسفر غنی قادر به تحمل هر چیزی هست. پرندگان – دایناسورها و درختان میوه همگی به منظومه شمسی اورده شده اند و روی سه اکوسیستم در این منظومه قرار گرفته اند یکی از آنها زمین است و دو سیاره دیگر مریخ و اورانوس هستند.

در این زمان همه این تمدنهای غیر زمینی به این نتیجه رسیده اند که تمدنها باید با بیوسفر خود گفتگو و رابطه داشته باشند. بیوسفر هوشمند است و آنها به بچه هایشان یاد می دهند در ۲۴۵ میلیون سال پیش که چطور با اکوسیستم حرف بزنند.

 

تاریخ زمینی دوره کانوزوئیک:

دوره کانوزوئیک : ۶۵ میلیون سال پیش تا کنون.

بعضی اوقات به آن دوره پستانداران هم می گویند برای اینکه بزرگترین حیوانات خشکی و پستاندار در این زمان پدیدار شدند. همینطور به عصر گیاهان گلدار و عصر حشرات و ماهی و پرنده نیز شهرت دارد.

تاریخ آندرومدا از زمین در این دوره:

منظومه شمسی ما بازدید کننده های فراوانی دارد. اکوسیستمهای خیلی پیچیده مدتهاست که روی زمین وجود دارند که راجب آن صحبت کردیم. اولین بیوسفر کامل و تمام وقت » عدن» نام داشت و من از این لغت استفاده می کنم چون این عینا همان لغتی است که اوریونها می گویند و همین را نیبیرو ها هم می گویند و این همان نامی است که پلیادیان هم گفته اند. یک » عدن»  Eden مانند باغ است. یک بیوسفر کاملا پیوند شده شده و ساخته شده که همه چیزهایی که در آن وجود دارد در اصل از جای دیگری آمده .

ما خیلی هم نباید اجدادمان را باهوش فرض کنیم چون آنها غالبا در سفینه های خیلی بزرگ مسافرت نمی کردند و خیلی وسائل و ذخائر کمی با خود داشتند. بنابراین هر چه را که ممکن بود در طول سفر نیاز داشته باشند باید در خود سفینه بکارند.  هر سفینه مادر برای خود یک اکوسفر داخلی دارد برای اینکه خدمه و کسانی که داخلش زندگی می کنند نیاز به نفس کشیدن و خوردن دارند برای همین یک اکوسفر مثل پارک در داخل سفینه وجود دارد. اکثر سفینه هایی که به زمین آمده اند کوچک بوده اند و اکوسفر آنها تاثیر کمی در زمین داشته اما اگر یک سفینه ۱۰۰ مایلی بر زمین بنشیند ما یک جا به جایی قطب را تجربه خواهیم کرد و همه مردم خواهند فهمید.

مثلا داخل یکی از سفینه های آندرومدا دارای اتمسفرهای متعدد است که هر کدام برای خودش یک دنیای جداگانه است و اینها برای خود اکوسیستمهای پارک مانند و جنگل مانند دارند به بزرگی ۲۱ مایل. آن که من دیدم ۲۱ مایل از سر تا ته طولش بود و سفینه مادرش ۹۰۰ مایل بزرگی داشت و بازدید از این سفینه برای من ۲۵ سال طول می کشید اگر می خواستم آن را ببینیم. اینقدر بزرگ و عظیم بود و همه چیز داشت. پارکهای بزرگی که اگر نمی دانستید درون سفینه هستید فکر می کردید در تپه های آگورا در کالیفرنیا یا پارک ملی یا پارک مرکزی هستید البته منهای جرم و جنایتها.

آنها کاملا خودکفا هستند و همه چیز بر عرشه سفینه شان کاشته می شود. پس وقتی که به اینجا می آیند یک تیم به پایین می فرستند به سطح سیاره و می گویند: «بسیار خب ما یک عدن در اینجا بر پا می کنیم چون می خواهیم یک تیم اینجا بگذاریم که روی حیات گیاهان و زمین شناسی سیاره تحقیق کنند و ببینند چه مواد معدنی و عناصری دارد«.

کاری که می کنند این است که در واقع ۱۲ نوع آنتن سیلندر ( استوانه) شکل را در در عمق زمین جاسازی می کنند – حداقل ۱ مایل عمق- و وقتی اینها را روشن می کنند یک گنبد ارتعاشی تولید می شود که این اتمسفر عدن را از سایر زمین جدا می کند. و بعد کاری که می کنند این است که گیاهان را پیاده می کنند – درختان میوه و هر چه نیاز دارند و این بیوسفر دقیقا با نیازهای فیزیولوژی و بدنی آنها مطابقت دارد. اکسیژن زیادی ندارد و کربن زیادی هم ندارد. دقیقا آن چیزی است که می خواهند. حتی می تواند فقط هیدروژن باشد چون خیلی ساده تر است و وقتی می خواهند بیرون بروند خیلی راحت یک لباس فضایی می پوشند و می توانند بیرون بروند و کارهایشان را انجام دهند. اما وقتی به داخل عدن بر می گردند مثل این است که به سیاره مادر برگشته اند و بیوسفر خانگی خودشان است. منظورم این است که عدن را توضیح دهم. این چیزی است که ریچارد هوگلند سالهاست راجبش صحبت کرده است.

  گنبدی ساخته شده از ارتعاشات آنتهای مخصوص که اتمسفر زمین را از اتمسفر داخل محوطه جدا می کند و عدن در داخل آن کشت می شود.

 

اولین عدن در آمریکای شمالی پیدا شد در لب مرز نیو مکزیکو و آریزونا ی امروزی. و این چیزی که اینجا پیدا شده در اصل توسط سیاکارها یعنی نژادی از مردم اوریون اینجا قرار گرفته بود. سیاکارها در واقع حیات هیدروژنی دارند و موجودات هیدروژنی هستند نه مثل ما اکسیژنی بنابراین برای باقی ماندن روی زمین نیاز به چنین عدنی داشتند. هیدروژن یک گاز ساده است و چیزی نیست که ما بتوانیم از آن استفاده کنیم چون فیزیولوژی بدن ما به ما اجازه نمی دهد آن را تنفس کنیم یا در محیطی هیدروژنی زندگی کنیم. اما موجودات هیدروژنی که از نظر جثه هم خیلی بزرگ هستند و کمی کندتر از ما راه می روند ارتعاش یا فرکانس بدنشان و فرکانس بیوسفرشان خیلی خیلی از O2 اکسیژن پایین تر و یواش تر است. و چون پایه حیاتشان هیدروژن است نمی توانند سریعتر از سرعت نور در سفرهای فضایی حرکت کنند.

اکسیژن می تواند تا ۴ برابر سریعتر از سرعت نور حرکت کتد و این مشکل اساسی موجودات هیدروژنی است.

در سخنرانی چند سال پیش در مورد تعصب و اینکه چطور تعصب یکی از مشخصات غیر زمینی هاست صحبت کردم. همه تعصبی که ما داریم اکتسابی بوده است. یعنی ما تعصب را خودمان شکل داده ایم و بر اساس چیزهایی است که یاد گرفته ایم نه اینکه یک امر بدوی در عمق وجودمان باشد یا مشخصه ژنتیکی ما باشد اما این مشخصه که هیچ نژادی را جز نژاد خود دوست نمی داریم و نژاد خود را برتر از همه می دانیم چیزی است که توسط همین موجودات میلیونها میلیون سال پیش به ما یاد داده شده.

این اولین عدن در حدود ۸۹۹۷۱۰ هزار سال پیش توسط سیاکارها در آن ناحیه ایجاد شد. خزندگان هنوز آرزوی آن صحرا را در دل دارند. این بیوسفر اول توسط تمدن خزندگان استفاده شد. به یاد دارید که تمدن اوریون همان خزندگان هستند. تمدن خزندگان یک نظام طبقاتی و پادشاهی است و در نهایت تعجب خیلی شبیه آنچه در انگلستان داریم می باشد. یک طبقه اشراف مثل دوکها و نجیبها را دارید. بعد طبقه کشاورز و کارگر را دارید که همه کارهای پر زحمت را انجام می دهند. نظام خزندگان هم  دقیقا همینطور است.

طبق آنچه مورانی می گوید این اولین بیوسفر توسط طبقه اشراف خزندگان ساخته شد و آنها در آن اقامت داشتند اما خاندان سلطنتی نبودند. و یک مطلب دیگر را که اضافه کرد این بود که این موجودات دوران کودکی را تجربه نمی کنند و احتمالا برای همین است که خیلی عجیب و غریب هستند.

 

جنگهای اجرایی:

برای نژاد بشر جنگ اجرایی وقتی است که یک  انسان یا خزنده یا موجود هیدروژنی یا متانی یا آمونیومی اگر از حد خود تجاوز کنند و کاری خشن انجام دهند در واقع وارد جنگی می شوند که یک تنبیه یا مجازات را اجرا کنند. اتفاقاتی که قرار است در چند سال آینده در منظومه شمسی ما رخ دهد به عنوان جنگ اجرایی طبقه بندی می شود.

یک جور عملیات پلیسی نیست. آنها می آیند که تنبیه کنند برای اینکه اینها(خزندگان) از حد تجاوز کرده اند و این فقط سیستم ستاره ای ما تنها نیست بلکه ۲۱ منظومه ستاره ای دیگر هم هستند که دقیقا همین شرایط ما را دارند.

آنها (مسئولان کهکشانی) مخالف حضور نیروهای فاسد در سیاره ما و ماه هستن. آنها می خواهند که همه اینها بیرون بروند و کلا این منظومه را ترک کنند. اگر این صحت داشته باشد قمرهای مریخ الان دور مریخ  نباید بچرخند بلکه دور زمین می چرخند.

سوال یکی از حضار در سخنرانی: آیا مردم آنها را نمی بینند؟

ظاهرا که می بینند. مردم عکس می گیرند و می بینند. من خودم ندیدم چون در شهرها نور بسیار زیاد است و چیزی دیده نمی شود اما مردم شرق آسیا دیده اند و مردم اروپا هم همینطور. چند سال پیش کسوف در ترکیه رخ داد و عکاسانی که عکس می گرفتند تصاویری از دو شئئ گرفته بودند و وقتی بزرگ شدند مشخص شد که اینها دو قمر مریخ یعنی فوبوس و دیموس هستند که پشت ماه در حال حرکت بودند.

هر دوی این قمرها در حقیقت سفینه های فضایی هستند که در اصل شبه سیاراتی فرسوده و تو خالی بوده اند و یک اکوسفر در داخل آنها ساخته شده و جمعیتی در آن زندگی می کنند. این را چندین سال پیش مورانی به من گفته بود که آخرین باری که فوبوس وارد اتمسفر زمین شده بود بر می گردد به زمان طاعون بزرگ.

انواع و اقسام داده های ثبت شده از سفینه های پرنده در فضا موجود است. ویلیام بریملی در کتاب « خدایان عدن» در مورد این سفینه ها صحبت می کند. من قصد دارم مطالب دیگری را پوشش دهم پیش از اینکه برویم سر مسئله نژادها.

 

 دلفینها و نهنگها :

 در کهکشان ما اینها حیوانات مورد احترام و حساسی هستند و فیلسوفان و شاعرانی بسیار دانا. ما فکر می کنیم اینها فقط حیوانات بزرگ و ماهیان احمقی هستند اما در حقیقت بسیار شگفت آورند.

بسیاری از نژادهای بزرگ و قدیمی به آنها احترام می گذارند بخاطر موسیقی و آهنگهایشان و نحوه داستان سراییشان. آنها داستانهای افسانه ای از» رویای نهنگ» دارند که یکی از یادبودهای نژاد آبزیان است.  آنها از اعقاب خود داستانها می گویند و نامش» رویای نهنگ» گذاشته اند و اگر نژاد انسانها روی زمین منقرض شود این موجودات هم نابود خواهند شد.

ما زبان آنها را نمی دانیم چون یک زبان فوق العاده پیشرفته است و از زبان انگلیسی هم پیشرفته تر است. یک زبان سه بعدی ( سه متغیره) است که ما اصلا نمی فهمیم برای اینکه زبانهای ما کاملا یک بعدی هستند.

خانه نهنگها و دلفینها در سیگنوس آلفا  Cygnus Alpha است. یکی از سیستمهای ستاره ای کوچک که به دور خورشید مرکزی دانب و سیدار و دینایا و آلدریا می چرخد. این جایی است که آنها از آن آمده اند. بزرگترین جمعیت آنها اینحا روی زمین است چون می خواستند مهاجرت کنند و به جستجو در جهانهای دیگر بپردازند و بر رویای نهنگ خود بیفزایند.

آنها میلیونها سال پیش به اینجا آورده شدند و این خاطرات را ضبط کرده اند. درک من این است که وقتی فرزند به دنیا می اورند به او آموزش خواندن شعر و داستانهای دودمان و اعقابشان را می دهند و اینها آوازهایی است که می خوانند. واقعا شگفت آور است.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com/

Posted on اکتبر 2, 2009, in نامه هايي از آندرومرا and tagged . Bookmark the permalink. ۱ دیدگاه.

  1. من که نفهمیدم چب میگی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: