بایگانی روزانه: سپتامبر 20, 2009

كتاب فرازميني ها در آيات و روايات

نام کتاب: فرازميني ها در آيات و روايات

نويسنده: سيد محمد موسوي

انتشارات: اعجاز

 

موضوع موجودات فرازميني که بيشتر با نام UFO  معروف هستند بحثي نيست که بتوان در چند سطر دلايلي براي آن ارائه داد. پس بهتر است به معرفي اين کتاب بپردازيم. خوب اين کتاب 221 صفحه اي را مي توان به دو بخش تقسيم کرد. قسمت اول درباره اتفاقاتي است که افتاده و باعث شده اين مسئله در دنيا مطرح بشود  که اين حوادث هم  چند جور هستند. در برخي از آنها انسانها حضور اشياء مرموزي را احساس مي کنند که شبيه به بشقاب هستند و در فضا با سرعت بالا حرکت مي کنند. ظاهرا اين پديده در دنيا بسيار اتفاق افتاده است. نوع بعدي که بسيار نادر است برخورد بشقاب پرنده ها با زمين مي باشد که در اين کتاب به چند حادثه مهم آن اشاره مي شود: 1- حادثه «روزول» در سال 1947.  من هم يک کليپ درباره اين حادثه ديدم که چند تا دکتر در اتاق عمل مشغول جراحي يک آدم به اصطلاح فضايي هستند. در اين کتاب در باره اين حادثه مطالبي گفته شده و سايتي هم معرفي شده که براي اطلاع از اين حادثه ايجاد شده است: http://www.roswell.com/
همچنين واقعه «آباتوبا» در برزيل که در آن يک بشقاب پرنده بر روي اقيانوس منفجر مي شود و تکه پاره هاي مورد آزمايش قرار مي گيرد. در تمام اين شواهد قطعاتي از بشقاب پرنده مورد آزمايش قرار مي گيرد که حيرت دانشمندان را بر مي انگيزد. براي مثلا ماده اي به نازکي کاغذ که اصلا نمي توان آن را گرم کرد و قابل خم شدن نيست و بسيار محکم مي باشد، بدنه سفينه را تشکیل می دهد. در قسمتي ديگر از کتاب  درباره مشاهدات اسرار آميز ديگري همچون» بزرگ پاها»، «ساسکواش» و» چوپا کابرا» و طرح هاي عجيبي که بر روي مزارع تشکيل مي شوند صحبت شده است. براي مثال عنوان شده که «چوپا کابرا» محصول يک ترکيب فرازميني است. حيواني زشت و پرمو با رفتاري مانند بيگانگان. ويا مثلا دايره هاي بزرگ و اشگال عجيبي که در برخي مزارع کشاورزي به وجود آمده است و طوري بزرگ هستند که بايد با هواپيما ويا هليکوپتر از آنها عکس گرفت. در اين باره سايتي هم معرفي شده است: http://www.area51.com/
قسمت دوم کتاب به بحث صحت وجود بشقاب پرنده ها از ديد دين اسلام و احاديث چهارده معصوم پرداخته است. هم چنين در اين کتاب به پيشينه اين پديده در گذشته هاي دور نيز اشاره شده است. براي مثال در انتهاي کتاب عکس هايي رنگي از تعدادي نقاشي قديمي مربوط به حضرت مريم و حضرت مسيح آورده شده است که در آنها بشقاب پرنده ها نيز به چشم مي خورند و يا در روي يک کتيبه قديمي که از سنگ تراشيده شده است اشکالي مانند هليکوپتر و هواپيما هاي امروزي کشيده شده است که نشان دهنده اين مطلب است که در آن زمان ها نيز اين مسئله (UFO) ها  مطرح بوده است.
به هر حال خواندن اين کتاب جالب خواهد بود. 

 

ماجرای قربانی شدن یک کره اسب توسط موجودات بیگانه

ماجرای قربانی شدن یک کره اسب توسط موجودات بیگانه
در 9 سپتامبر سال 1967 لاشه کره اسبی سه ساله به نام لیدی در نزدیکی آلاموزا در دره سان لوئیز، جنوب کلورادو پیدا شد. جمجمه این حیوان از مغز تهی و ستون فقرات و بعضی از اعضای داخلی این حیوان ناپدید شده بود. عجیب اینکه هیچ اثری از خون و یا رد اتومبیل(دال بر حمل آن به این نقطه) نیز وجود نداشت. اما درفاصله حدود سیزده متری از این لاشه پانزده اثر مدور از لوله های اگزوز به اضافه شش تا هشت سوراخ در حدود 10 سانتیمتر قطر و 10 سانتیمتر عمق در محیط دایره ای به قطر سه پا دیده می شد. یک مامور جنگلبانی که با دستگاه گایگرکاونتر محل را بررسی نمود آثار تشعشعات رادیواکتیو را در حوالی لوله های اگزوز ثبت کرد که به طرف لاشه اسب به تدریج از شدت آن کاسته می شد.
دکتر جان آلت شولر استادیار هماتولوژی و پاتولوژی در مرکز علوم تندرستی دنور در دانشگاه کلورادو، ده روز پس از وقوع حادثه لاشه اسب را مورد مطالعه قرار داد و از آنچه که یافت شوکه شد. او در این باره گفت: وقتی که به نزدیکی لاشه اسب رسیدم متوجه شدم که شکافی مستقیم از گردن تا انتهای قفسه سینه ایجاد کرده اند. برشی بسیار دقیق. در دو طرف خط برش رنگ پوست تیره شده درست مانند حالت گشودن جسد توسط یک شعاع باریک از پرتوی سوزان. لبه بیرونی خط برش سخت بوده، حالتی که در جراحی معمولاً توسط اشعه لیزر به وجود می آید. اما در سال 1967 هنوز تکنولوژی جراحی با اشعه لیزر در اختیار بشر قرار نداشت. من نمونه ای از این قسمت سخت و تیره رنگ را در لابراتور در زیر میکروسکوپ بررسی نمودم. در حد سلولی، تغییر رنگ و علائم تخریب که با آثار سوختگی تطبیق می کند مشاهده می شد. اما آنچه مرا فوق العاده حیرت زده کرد فقدان خون در بدن حیوان بود. من صدها بار لاشه هایی را تشریح کرده ام و می دانم که نمی توان لاشه ای را بدون ایجاد خونریزی شکافت. اما در این مورد به خصوص آثار خونریزی در روی پوست حیوان و یا در اطراف آن دیده نمی شد. اصولاً خونی وجود نداشت. در درون قفسه سینه لاشه هم هیچ ارگانی دیده نمی شد. کسی که سینه این حیوان را شکافته بود قلب، ریه ها و حتی غدد تیروئید را با خود برده بود. قفسه سینه اسب خالی و خشک بود. شما چطور می توانید قلب حیوانی را بیرون بیاورید بدون اینکه خونی جاری شود؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: