سياره نيبيرو 2


 

 نیبیرو (قسمت دوم )

 

ریشه لغت نیبیرو

اصطلاح » نی بی رو » از کتیبه های میخی و نوشته های متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش گرفته شده است.

معنای آن چنین است : سیاره تقاطعی

و علامتهای آن در خط سومری صلیب و دیسک بالدار می باشند.

 بخشی از یک کتیبه سومری با علامات نیبیرو. علامت صلیب به معنی تقاطع است چرا که نیبیرو سیاره تقاطعی نام دارد.

کتیبه ای دیگر با علامت نیبیرو

 آنو که در مرکب- سفینه خویش پایین می آید سمبل ملل مختلف از زمان باستان تا کنون بوده است. این علائم در آرمهای نیروی هوایی کشورها و حتی اتوبوس رانی و حمل و نقل کشورهای مختلف به وفور دیده می شود.

تصویری بر مزارع گندم از دیسک بالدار

در بازسازی کتیبه شماره V ( پنج) از انومه الیش توسط لندزبرگن Landsbergen  و ویلسون Wilson لغت  ni – bi – ru  به معنی ستاره قطب ترجمه شده است. در پاورقی نویسندگان توضیح می دهند که » منظور از ستاره قطب مردوک است اما هیچ شکی نیست که در دوره های بعدتر نیبیرو به معنی سیاره عطارد یا مشتری است».

اما زکریا Zecharia Sitchin سیچین و بوراک الدم Burak Eldem و اندی بویل  Andy Boyle  و بسیاری دیگر باور دارند که نیبیرو یعنی « آنان که از آسمان به زمین آمدند«.  در  » کتاب گمشده انکی » The Lost  Book of Enki  که ترجمه ای است از خاطرات و گفتگوهای انکی با نویسنده سومری به نام اندوبسار Endubsar مفصلا درمورد نیبیرو صحبت شده است.

 نمونه ای از خط سومری

نمونه ای از یک لوحه سومری

 

 شواهد ستاره شناسی مبنی بر وجود نیبیرو

 

«تامباگ »  پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. » کریستی»  از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد. اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این نظریه را تقویت کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد. ماهواره IRAS ( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و دیگر ازآن چیزی شنیده نشد.

 اورانوس واژگون

 در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نامهای » هرینگتون» و » فون فلندرن» از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آنها مطمئن بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آنها نامش را سیاره » مزاحم» گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه یافت و هرینگتون از زکریا سیچین- مترجم داستان آفرینش سومری » انومه الیش» دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آنها بیندازد. سیچین داده های ستاره شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.

 

در این مهر آکادی جایگاه سیارگان مشخص شده است

 

انومه الیش سندی علمی تاریخی است که از نحوه تشکیل منظومه شمسی سخن می گوید. زمانیکه علاوه بر عطارد- زهره- مریخ – مشتری – اورانوس و زحل سیاره دیگری نیز وجود دارد و آن » تیامات» است . تیامات در مدار خود که بین مریخ و مشتری قرار گرفته حرکت می کند و در این زمان زمین هنوز به وجود هم نیامده است…

سیاره ای عظیم و سرگردان به نام نیبیرو در هنگام عبور از کنار منظومه شمسی به دام جاذبه آن افتاده و باعث بر هم خوردن موقعیت سیارات و ماههای آنها می شود. اورانوس را به پهلو می چرخاند و پلوتو را که در اصل قمر زحل بوده از مدارش به بیرون پرتاب می کند. مسیر نیبیرو نیز بر اثر جاذبه سیارات بزرگ بر هم می خورد و قمرهایش به سیاره تیامات برخورد می کنند.

 در برخورد اول تیامات به شدت تکان می خورد. اما در گردش دوم اینبار خود نیبیرو است که با تیامات تصادم می کند. بر اثر این برخورد شدید و فاجعه بار عمر تیامات به سر می رسد. قسمت بزرگتر تیامات به مدار کنونی زمین رانده شده و زمین کنونی را می سازد در حالیکه یکی از قمرهای نیبیرو به سمت زمین جذب شده و به ماه غیر عادی آن تبدیل می شود.

خرده ها و آوار سیاره تیامات کمربند خرده سیاره ای و شهابها و ستارگان دنباله دار منظومه شمسی را می سازند.

شکاف و تو رفتگی عظیم و عمیقی که امروز اقیانوس آرام نام دارد گواه بر تصادم تیامات ( زمین قدیمی) با نیبیرو است.

پس از این برخورد- نیبیرو در مداری بیضی شکل در منظومه شمسی قرار می گیرد و جهت چرخش آن برخلاف سیارات دیگر تنظیم می شود. یعنی وارونه و هر ۳۶۰۰ سال یک بار به دور خورشید می گردد. نیبیرو از سمت کمر بند خرده سیاره ای که بین مریخ و مشتری واقع است وارد منظومه شمسی می شود و در نزدیکترین فاصله با زمین قرار گرفته  سپس از کنار پلوتو از منظومه خارج می گردد.

 عقیده محققان و نویسندگان بسیاری بر این است که درسایه اطلاعات به دست آمده از کاوشگرهای » پایونیر ۱۰ و ۱۱ » و » وویجر ۱ و ۲»  و عکسبرداری های مادون قرمز و همچنین گزارشهای روشن هرینگتون و فون فلندرن بعد از مشورت با زکریا سیچین می توان گفت که جستجو به پایان رسیده و سیاره دهم مدتها پیش کشف شده است.

 

شواهد ژنتیکی مبنی بر حضور آنوناکی بر زمین

 

اطلاعات به دست آمده از حفاریها مکان لابراتوآر آنوناکی را که در آن اولین انسان به وجود آمد در سمت شرق آفریقا بر بالای معادن طلا  در ۲۰۰۰۰۰ سال پیش قرار می دهند.

در لابراتوآر آنوناکی

اینجا دقیقا جایی است که بر طبق نقشه  DNA میتوکندریایی مکان اولین زن هومو ساپینس ( Homo Sapience )شناسایی شده است. ( پروژه در جستجوی حوا ).

 نقطه سفید مکان ظهور اولین DNA  میتوکندریایی است که بعد از آن نسل اندر نسل از مادر به فرزندان منتقل می شود. این ژنوم میتوکندریایی از این زن به تمام انسانهای امروزی منتقل شده است.

 

مهندسان معادن طلا در آفریقا معادن طلایی متعلق به ۰۰۰ ۱۷۰سال پیش یافته اند که دقیقا در همین ناحیه و در کنار لابراتوآر آنوناکی و اولین انسانهای ساخته شده قرار دارند. توصیفات و توضیحات مهندسی ژنتیک پیشرفته همگی در مدارک باستانی سومر و آکاد و آشور آمده است که با یافته های امروز باستان شناسی مطابقت می کند.

 

نقصهای علمی این نظریه و پاسخهای موجود

 

 آنوناکی که از سیاره ای به فاصله چند میلیاردی از خورشید آمده بودند و قاعدتا سیاره ی تاریک و سردی داشتند چطور توانستند روی زمین با جاذبه و اتمسفری متفاوت به راحتی باقی بمانند؟

پاسخی که مدافعان این نظریه می دهند این است که متون باستانی در مورد آنوناکی مرتبا تکرار می کنند که آن سیاره ای » تابناک » و » درخشنده » است. این می تواند اشاره به دمای بالای سیاره و یا دمای بالای هسته درونی آن داشته باشد. همینطور عقیده دیگری در فیزیک هست مبنی بر اینکه جرم آسمانی بزرگی که مدار بیضی و طولانی دارد خواه نا خواه با سرعت بیشتری به دور خودش می گردد و بر اثر سرعت  گردش, میدان مغناطیسی و حرارتی سیاره تقویت شده و مقادیر بالایی از گرما آزاد می کند. بنابراین امکان توسعه حیات بدون نور مستقیم خورشید هست.

 اما طبق همین مدارک باستانی نیبیرو در حال سرد شدن بوده است. طبق گفته های سیچین, آنوناکی به زمین آمدند و مشغول حفاری معادن طلا شدند برای آنکه نیبیرو در حال مرگ بود و اتمسفر آن قادر به حفظ حرارت سیاره نبود. آنها دریافتند که با آزاد کردن مقادیر زیادی از طلا در اتمسفر قادر به افزایش طول عمر نیبیرو خواهند بود.

حال اگر آنوناکی در اتمسفری غیر از زمین تکامل یافته اند و بدون نور خورشید زندگی کرده اند چرا باید کاملا شبیه انسانهای زمینی باشند؟

جواب به زمان تصادم نیبیرو با تیامات بر می گردد. سیچین معتقد است که در زمان تصادم یکی یا هر دو سیاره مستعد حیات بودند و ارگانیسمهای ابتدایی روی یک یا هر دوی آنها در حال ایجاد بوده است. در اثر برخوردی که تیامات را تکه تکه کرد بسیاری از این سلولهای اولیه و یا اسیدهای آمینه  و یا سایر انواع پیچیده تر حیات از نیبیرو به تیامات و یا از تیامات به نیبیرو منتقل می شوند. بنابراین ترکیبات اولیه حیات بین دو سیاره یکسان و یا مشابه بوده اند. سایر محققان مانند » نیل فریر » و » بولی » معتقدند که برای تمدن پیشرفته ای مانند آنوناکی ایجاد نژادی که بسیار شبیه خودش باشد کار ساده ای بوده چرا که آنها درصدی از ژنوم خود را روی ژنوم انسان هومو ارکتوس  Homo Erectus وارد کردند و انسان هومو ساپینس را با ویژگیهای ظاهری شبیه آنوناکی ایجاد نمودند. 

جمجمه انسان هومو ئه رکتوس

 این مسئله با توجه به تکنولوژی آنها قابل درک است چرا که در ۲۰۰ هزار سال پیش بر طبق مدارک ثبت شده  آنوناکی با مخلوط کردن ژنوم حیوانات و انسان هومو ارکتوس انسانهایی ساختند( هومو ساپینس) که هم هوشمند بودند و هم قدرت تولید مثل داشتند.

 جمجمه هومو ساپینس ابتدایی

ژنوم انسان امروزی ۹۸ الی ۹۹ درصد با ژنوم شامپانزه مطابقت دارد و فقط یک یا دو درصد از ژنهای ما هوشمند و متعلق به غیر شامپانزه هستند.

انسانهای هومو ساپینس به مرور زمان و بر اثر اختلاط نژادی با آنوناکی تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس یعنی انسان اجتماعی و هوشمند شدند.

 جمجمه انسان مدرن

 

 ادامه دارد…

منبع:   http://www.limbolegacy.blogfa.com

Posted on آگوست 30, 2009, in سياره نيبيرو and tagged . Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

  1. سلام دوست عزیز اکثر مطالب وبلاگت رو خوندم و اخیرا هم کتاب گمشده انکی رو هم مطالعه کردم به عنوان یه فردی که اطلاعات بیشتری نسبت به من داری من من کمک میکنی ؟ چندتا سوال و ابهام دارم اول انکه طبق نص صریح قرآن خلقت انسان توسط خود خداوند بوده نه موجودات فضایی دوم چطور یهو از زندگی انسان ها بیرون رفتند یا حداقل به صورت ظاهری ناپدید شدند , دوما یک احساسی به من می گوید راز فراماسون ها همان ارتباط و کمک گیری از آنونکی هاست

    • نظریه جالبیه باید تحقیق کنیم.اگر به نتیجه ای رسیدی راجع به این رابطه برایم بفرست در وبلاگ بگذارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: