تحقیق پیرامون فهم سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض۳


تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن

 قسمت سوم

 

بررسی شواهد فرضیه دوم

 

 

– منظور اینست که منظومه شمسی و هشت سیاره آن، کهکشان راه شیری و دویست

  میلیارد ستاره آن و کل جهان قابل رویت ما با میلیاردها کهکشان ، تنها یک آسمان بوده

  (آسمان سفلی ) و بعد از آن آسمانهای ششگانه علیائی  (اعلی و ملکوتی) قرار دارند

   که خارج از فهم و رویت بشر عادی ست!

 

همانطور که قبلا ذکر شد عده ای با استناد به برخی آیات و تفاسیر معتقدند که کلیه سیارات، کواکب، کهکشانها زینت بخش آسمان اول بوده که عالم ناسوت یا عالم سفلی را تشکیل میدهد و شش آسمان بعدی از هفت آسمان(سبع سماوات) قابل رویت و درک بشر نیست چرا که آنها عوالم و آسمانهائی عرفانی، متافیزیکی و یا ملکوتی اند. لذا عوالم الهی در شکل ماورائی ، ربطی به این مرتبت خاکی ندارد.

عده ای از مردم معتقدند که آنچه در قدیم توسط علمای صاحب نام و افراد صالح مطرح شده است حق مطلق بوده و نباید در باره نظرات ایشان چون و چرا کرد!

و اینکه معتقدند نباید آیات الهی را با خط کش زمینی تفسیر و تعبیر نمود. معهذا اصرار دارند که منظور از هفت آسمان و السماوات و الارض ، غیر از عوالم نا مشهود چیز دیگری نیست. و علوم مکشوف امروز نیز تغییر پذیر بوده لذا نمی توان جهت فهم آیات به آن اعتماد کرد!

 

 

آیاتی که ایشان به آن استناد می کنند و معتقدند که آسمان به معنای عالم معنا و لاهوتی به کار رفته است :

  

ان الذین کذبوا بایاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السماء و لا یدخلون الجنه….(اعراف/40):

درهای آسمان به روی کسانی که از روی گردن‎کشی آیات خدا را دروغ بخوانند، باز نمی‎شود

این آیه را دلیلی بر غیر دنیوی بود آسمان ذکر می کنند.

یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون(سجده/5):

خداوند کارهای جهان را از آسمان به زمین تدبیر می‎کند …..

و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین(انعام/75):

و اینچنین نظام آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از یقین آورندگان باشد.

اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شیئ و ان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یومنون(الاعراف/185:(

آیا در نظام آسمانها(سیارات) و زمین و آنچه خدا آفرید نظر نیفکندند.شاید پایان زندگی ایشان نزدیک شده باشد. بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد.

و فی السماء رزقکم و ما توعدون(ذاریات/22).

و لو فتحنا علیهم بابا من السماء فظلوا فیه یعرجون(حجر/14).

آنچه از تفاسیر که علمای قدیم بر اساس برداشت ذهنی خویش در افکار عوام الناس نهادینه کرده اند عبارتند از:

– آسمان همچون زمین یک‎پاره بود و سپس خداوند آن را 7 بخش گردانید (طبری، 7/14). در تفسیر این مطلب که آسمان از دود آفریده شده است، آورده‎اند که خداوند نخست نوری را آفرید و از آن جوهر سبزی را خلق کرد و آن جوهر از هیبت پروردگار آب گشت و خداوند باد را بیافرید و آن آب را بر پشت باد نگاه داشت و از آن، عرش عظیم را آفرید و بر آب نهاد. آنگاه از آب، آتش را پدید آورد تا آب برجوشید و از بخار آن آسمان را آفرید (میبدی، 2/384، 8/511؛ نیز ترجمه تفسیر طبری 6/1514،7/1748، 1749). همچنین، برخی از مفسران برای هریک از آسمانها جنسی و رنگی و نامی قائل شده‎اند: آسمان نخست یعنی آسمان دنیا موجی دوردست (موجٌ مکفوف)، آسمان دوم از سنگ، آسمان سوم از آهن، آسمان چهارم از مس، آسمان پنجم از سیم (فِضّه) آسمان ششم از زر (طلا) و آسمان هفتم از یاقوت است (میبدی، 1/102، 10/172؛ سیوطی، 1/44). به روایتی دیگر، آسمان دوم به رنگ مس و نام آن قدوم (یا به روایتی قیدوم)، آسمان سوم سیاه به رنگ شَبَقْ و نام آن ماعون، آسمان چهارم سپیدمانند سیم و نام آن از یلون، آسمان پنجم به رنگ زر و نام آن حیقوم، آسمان ششم سرخ مانند یاقوت و نام آن عرش و آسمان هفتم سبز مانند زمرد و نام آن عالیه است (سیوطی، 1/42؛ میبدی، 2/385). در روایت اخیر از آسمان اول سخنی نرفته است.

– در پاره‎ای از تفاسیر به نقل از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است که خداوند آسمان را در روزهای پنجشنبه و آدینه آفرید و روز شنبه را ویژه آفرینش فرشتگان گردانید (طبری، 26/111، 112). همچنین گفته شده که هر روزی از روزهای ششگانه آفرینش آسمان و زمین برابر با 000‘1 سال بوده است (ترجمه تفسیر طبری، 1/32، 6/1514).

– در این میان گفته دیگری برای تفسیر هفت آسمان هست و آن اینکه عدد هفت در این آیات برای بیان کثرت است و واقعاً «هفت» منظور نیست. دارندگان این نظر می‎گویند رومیان و یونانیان نیز عدد هفت را برای القای جمع نامعین به کار می‎بردند (بُکای، 191).

– در برخی از مأخذ اسلامی آمده است که بهشت در آسمان جای دارد و روانهای مؤمنان پس از مرگ به آسمانها صعود می‎کند (سیوطی، 3/85).

 

رد نظریات علمای گذشته توسط علمای معاصر قابل تامل است. چرا که رد نظریات مراجع و علمای دین (در همه ادیان) توسط دانشمندان علوم نزد مردم، پذیرفتنی نیست! لذا این تضارب آراء بین علمای گذشته و حاضر دین را باید قدر دانست.

مفسران متأخر و معاصر، بسیاری از آنچه را که مفسران قدیم در تفسیر آسمان آورده‎اند و نمونه‎هایی از آن در بالا یاد شد، مردود دانسته‎اند.

رشیدرضا در تفسیر آیه 53 از سوره (اعراف) می‎نویسد: روایاتی که در آن گفته شده، آسمان و زمین در روزهای جمعه و پنجشنبه و فرشتگان در روز شنبه آفریده شده‎اند از «اسرائیلیات» است و پذیرفته ما نیست. این زمان‎بندیها با حرکت زمین به دور خود معنی پیدا می‎کند. پس چگونه می‎توان پیش از آفرینش زمین از روزهای هفته سخن گفت؟ به عقیده رشیدرضا مقصود از روزهای آفرینش، دورانها و مراحل مختلف خلقت است. همچنین وی می‎گوید: این سخن قرآن که آسمان از دود آفریده شده است، باید در پرتو دانشهای نوین به گونه‎ای دیگر فهمیده شود. چنین می‎نماید که مقصود از دود (دخان) همان «ماده سحابی» است که منظومه شمسی از آن آفریده شده است (فرضیه لاپلاس) (المنار، 1/247-250، 8/444-456).

علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیات 9 تا 12 سوره  (فصلت) طرفدار همین نظر است که آیات مربوط به آفرینش آسمانها و زمین و روزهای خلقت را باید در پرتو دانشهای نوین فهمید.

وی می‎گوید: شیوه مفسران گذشته مربوط می‎شد به تصویری که هیأت بطلمیوسی از جهان به دست می‎داد. ما امروز می‎دانیم که آن تصورات نادرست بوده است (8/158، 17/367-370).

طباطبایی معتقد است که از مجموع آیات مربوط به آفرینش آسمانها و موارد استعمال کلمه «سماء» در قرآن 4 مطلب در معنای آسمانهای هفتگانه به دست می‎آید:

نخست اینکه «آسمان دنیا» که یکی از آسمانهای هفتگانه است عبارت است از همه جهان ثوابت و سیارات(فرضیه دوم این مقاله)؛ دوم اینکه همه آسمانهای هفتگانه «مخلوقات جسمانی» هستند(فرضیه سوم این مقاله)؛ سوم اینکه آسمانهای هفتگانه (به استثنای آسمان دنیا) عواملی هستند غیر از کرات آسمانی، و چهارم تفسیرهایی که بر پایه تطبیق آسمانها هفتگانه که مخلوقات جسمانیند، دارای «ملکوت» هستند و به موازات هفت آسمان، هفت «ملکوت آسمان» وجود دارد. رابطه ملکوت آسمانها با آسمانها رابطه باطن با ظاهر است. فرود آمدن ملائک از آسمان و بالا رفتن آنها به آن، فرود آمدن چیزها و روزبها از آسمان و سخن از اینکه درهای آسمان به روی کافران باز نمی‎شود و مطالبی دیگر از این قبیل که در آیات و روایات آمده، همه مربوط است به ملکوت آسمانها، نه آسمانهای جسمانی(ادامه فرضیه دوم این مقاله).

 

در پاسخ و رد نظریه ای که معتقد است شش آسمان غیر از آسمان دنیا (که شامل کلیه کهکشانها و ستارگان و سیارات و مشهودات دنیوی است)آسمانهائی ملکوتی و غیر قابل رویت و فهم و درک آدمی است، می آوریم :

– چنانچه فهم «سبع سماوات/السماوات السبع/السماوات و الارض» فراتر از فهم و ادراک عقل آدمی بود، خداوند عزیز و حکیم در باره هفت آسمان ، همان آیه پرسش درباره روح را وحی میفرمود و در بیش از 500 آیه از السموات و الارض سخن به میان نمی آورد . آیات وحی هر آنچه که از فهم بشر فراتر بوده  را ، از توضیح بیشتر امتناع ورزیده است:

یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (اسراء/85) :

از روح می پرسندت ، بگو روح از امر پروردگارم هست و جز اندکی از علم داده نشدید .

 

– چنانچه منظور از آسمان اول، دنیای مشهود (عالم سفلی )بود و الباقی آسمانها(ششگانه)، غیر قابل ادراک و فهم بشری، پس آیات زیر ما را به چه چیز فرا می خوانند؟

چرا در آیات زیر ما به تفکر در خلق السموات و الارض  دعوت شده ایم؟ یا بعبارت دیگر چرا ما را دعوت به تفکر در آسمانهائی کرده اند که غیر قابل درک و رویت هستند؟

الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(آل عمران/191):

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند و در خلق آسمانها و زمین تفکر می نمایند….

و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون(جاثیه/13).

اگر شش آسمان بعدی اعلی و خارج از ادراک بشر خاکی است، چرا به تفکر در باره آنها فراخوانده شده ایم؟

 

– و اما اگر شش آسمان( غیر از آسمان دنیا )قابل رویت بشر نیستند، آیات زیر چگونه توجیه خواهند شد؟

الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقا)نوح/15):

آیا نمی نگری ،چگونه خداوند هفت آسمان را بر فراز یکدیگر خلق کرده است؟

الذی خلق سبع سموات طباقا ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت ….(الملک/ 3):

همان کسی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند هیچ تفاوتی نمی بینی..

اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شیئ …(الاعراف :(185/

آیا در نظام آسمانها و زمین و آنچه خدا آفریده نظر نیفکندند؟ شاید پایان زندگی آنها نزدیک باشد؟…

پس با تفکر در آیات فوق در میابیم که  سبع سموات برای ما قابل رویت و فهم است؟ چرا که در آیات فوق، بشر صریحا به دیدن، فهمیدن و عبرت گرفتن دعوت شده است.

اگر شش آسمان علیائی ، غیر قابل رویت بود، آیاتی شبیه آیه زیر نازل می شد که:

خلق السموات بغیر عمد ترونها: یعنی در اینجا به وضوح آمده است که عمد غیر قابل رویت هست . لذا درباره سبع سماوات خاطر نشان می فرمود که :آسمان اول را خلق کردم بعلاوه آسمانهای ششگانه دیگری که قابل رویت نیستند!

لکن در آیات فوق اصرار بر دیده شدن سموات است : ما تری، الم تروا، اولم ینظروا

– دلیل دیگری که اثبات می کند منظور از هفت آسمان، آسمانهائی قابل رویت و فهم بشر است:

له ما فی السموات و ما فی الارض و هو العلی العظیم(شوری/4).

تکاد السموات یتفطرن من فوقهن و الملائکه یسبحون بحمد ربهم ویستغفرون لمن فی الارض …

(شوری/5):

نزدیک است آسمانها از بالای سر ایشان متلاشی شوند و ملائک پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا می آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می کنند….

سوال : اگر شش آسمان مذکور لاهوتی ، ملکوتی و محل عبور و مرور ملائک است و یا دنیاهای عظیمی غیر قابل تصور و رویت آدمی است و یا مربوط به ملا اعلی می باشند، چرا باید بخاطر گناه بشری از هم متلاشی شوند؟ آیا تلاشی منظومه شمسی کفایت نمی کند؟ آیا تلاشی و منهدم شدن کهکشان کافی نیست ؟ و یا اصلا آیا متلاشی شدن کل آسمان اول کفایت نمی کند؟

آیا انهدام و متلاشی کردن سموات علیا( ملکوتی/ لاهوتی، متا فیزیکی یا هر نامی بر آن نهاده شود) با حق سازگار است؟

پس باید در ذهنیات تجدید نظر کرد! و تفکرات بطلمیوسی و اسرائیلیات و تحکمات کلیسائی را دور ریخت و به سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ایمان آوریم و اجازه دهیم که الله یگانه خالق عزیزمان، چشمان ما را به حقایق آیات خویش که نیاز به تفسیر ندارند با تلسکوپ هابل ، سفاین وویجر، وستک، وسخد، سایوز، آپولو، شاتل، رهیابهای روح و فرصت، هویگنس، کاسینی و NEW HORIZEN، بگشاید و هیچگاه در دامان عجله و توجیه نیفتیم که خود متضرر خواهیم بود!

الله الذی خلق سبع السموات و من الارض مثلهن ….(طلاق/12):

خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین مثل آنها….

و این پایان حجت ما با طرفداران فرضیه دوم:

و کاین من آیه فی السموات والارض یمرون علیها و هم عنها معرضون(یوسف/ 105):

چه بسیار آیات در آسمانها و زمین هست که بر آنها می گذرند و از آن روی می گردانند.

 

آیه ، اشاره دارد که ما از کنار نشانه های السموات و الارض عبور می کنیم . عبور ما از کنار نشانه های الارض، قابل فهم است ولی عبور ما از کنار السموات چه معنائی را در بر دارد؟

 آیا امروزه سفاین ما از کنار السموات عبور می کنند؟

 آیا می توان از مباحث فوق چنین نتیجه گرفت که منظور از السماوات در آیات مورد اشاره اجرامی قابل رویت، فهم و ادراک در کنار خود ماست.

آیا سرنوشت سماوات و زمین به هم گره خورده است، بطوریکه عملکرد کافرانه بشر نسبت به خدای عزیز و مهربان، سبب متلاشی شدن سماوات و به تبع آن نابودی کره ارض خواهد گشت؟

 

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم…

رسولی ارسال نشد مگر به زبان قوم خویش…

آرزو می کنم که ایرانیان از خرافه انگاری دست بردارند و کتابی که ذکر للعالمین است را به زبان مادری خویش مطالعه نمایند تا در برزخ و آخرت مشمول آیه زیر نباشند:

و قال الرسول :یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا :

رسول میگوید: پروردگارا قوم من قرآن را متروک و رها کردند.

 

مثل قومی که قرآن بر سر در مساجد و قبرستانهای آنها به آواز عربی بلند باشد لکن مردمان آن قوم از معانی کلمات چیزی متوجه نگردند و همتی در آنها جهت فارسی مطالعه کردن به بهانه های گوناگون نباشد، مثل قومی خواهد بود که رسول در قیامت از آنها نزد پروردگار شکایت خواهد کرد که: ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا.

به امید روزی که به خود آیند کسانی که دینشان بازیچه زبان و عملشان است!!!

 

در پایان فراموش نکنیم که خلاق یگانه و بی همتا، بینهایت جهان خلق فرموده است که شاید همگی آنها از رویت بشر خارج باشند. دانشمندان با پیگیری فرضیه ریسمانها ، ماده تاریک ، انرژی تاریک، دنیا های تودرتو و دنیاهای موازی، قسمت بینهایت کوچکی(در حد اپسیلون) از راز غیب سماوات و ارض را رهگیری،بررسی و کشف کرده اند .

از طرف دیگر با دانست که سبع سماوات پدیده ای قابل فهم و رویت بوده و ارتباطی به غیب، عوالم نا مشهود و پنهان الهی ندارد. بررسی و تحقیق در باره عوالم غیب نیازمند استعداد و تلاشی فراوان می باشد که از عهده من در حال حاضر خارج است!

ادامه دارد…

Posted on ژوئیه 8, 2009, in قرآن و دنياي واقعي. Bookmark the permalink. ۱ دیدگاه.

  1. قران بطون زيادي دارد شايد در ظاهر مفهوم 7اسمان در دنياي مادي و قابل ديدن باشد مثل 7 سياره منظومه و يا … يا 7 زمين مظور 7 طبقه زمين باشد هر چند خود عدد 7 نشانه كثرت ممكن است باشد بطون ديگر شايد شامل عوالم فرتر از فهم فعلي ما هم باشد و با پيشرفت علم قابل درك گردد . علم امامان با توچه به درك ما بر ما به تدريج ظاهر و عرضه ميشود شبيه يك بچه كه كم كم با اين دنيا اشنا ميشود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: