ساختار دنیا و حقارت آن


 

 

ای خالق سر انگشتان من، شاهدم که شبیه و ماننــــــدی نداری . چشمها را می بینی و هیچ دیده ای ترا نمیبیند. ای شنوا و ای آگاه ، یگانگی و بزرگی مخصوص توست. علم و قدرت و اراده ات در آنچـــه خلق کردی جاریست. در هر چــه امر فرمودی بلا منازعی . نه هم ترازی معادل و نه مخالفــی تجاوز گر، و نه اسمی مشابه! و نه مثلی !

ای خالق چشمان من ، هرگاه در تو می اندیشم ، حیرانــی مرا فرا میگیرد. احوال و حوادث  در تو راهی ندارند . و امور ترا متحیر نمی کنند. وصف کنندگان از  فهم عظمتت عاجزنـــــد. جبروتت در اندازه ناید ،که بر قلبی خطور نماید. و هرگـــــز در چیزی معادلی بر تو نیست.درک عالمان و اندیشه متفکران بر تو راهی نیافت. چگونه میتوان ترا با صفات آفریـــــده ها وصف کرد . که یگانه ای و بی نیاز! هر آنچه در وهم من آید، غیر آنی.

حقارت حیات دنیا آیا بشر امروزه ،دلائلی شهودی مبنی بر حقارت حیات دنیوی را لمس کرده است؟ ما در دو سر فصل قبلی، حادثه ظهور و بروز جهان در دنیائی بینهایت بزرگ و فرو رفتن در اعماق دنیای بینهایت ریز شامل کوانتوم و کوارک را تا مرز غیب دنیوی تجربه کردیم.
با سیر در جهان ،به نظمی عمیق و نهادینه شده در ریز ذره ها مثل کوارکها، ذرات بنیادی ،اتمها ،مولکولها،سلولها، عناصر،پیکره ها ،و خوشه های گیاهی( انگور ،خرما ، دانه های چیده شده در انار) و یا حیوانی (دستجات ماهیها،پرندگان ،گله های حیوانی ) و نیز نظمی متحیر کننده در درون بزرگ پیکره های کیهانی مثل ابر خوشه ها، خوشه ها ، خوشه های محلی ،کهکشانها، خوشه های ستاره ای و سیارت و اقمار آن پی خواهیم برد.
زایش، چرخش ، حرکت ، سرعت و گسترش و در نهایت فنا پذیری در همه از ریز تا درشت نوشته شده است.چرا؟
چرا آفریدگار ،می آفریند. و چرا پروردگار،می پرورد. و چرا فنا گر همه وجوه و صورتها ، از ریز ذره تا ابر بیگ بنگ ها را فنا میکند؟ این هزینه هنگفت خلقت ،چرا رو به انتروپی و نابودی است؟ چرا این همه زیبائی و کاخ عظیم دهر که عظمت ابعاد آن در  ۱۵ میلیارد سال نوری پس از انفجار بزرگ در آسمانها و کهکشانها گسترده شده است، در پیام جبرئیل متاع و قلیل انگاشته شده است؟

 

میدانیم که سفینـــه کاسینی ، به دستور دانشمنـدان ناسا ،از فاصله یک میلیـارد و ششصد میـــــــلیـون کیلومتری، در مــــدار زحل ،تصویر حقــارت آمیز زمین را ارســال کرده است.(تصویــــر روبرو).  آیاتصویر روبرو که زمین وشش میلیارد ساکن بشری آنرا به همـــراه قمر آن ،تنها بصـــورت یک نقطه نورانــی ، از مدار سیاره زحـــــــل، نشان می دهد ،حاوی همان پیام جبرئیل و شاهدی بر آیات زیر است؟
……ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل(توبه/۳۸)
….آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟ با اینکه حیات دنیا در برابر آخرت،جز اندکــــــــی نیست.
یا قوم انما هذه الحیوه الدنیا متاع و ان الاخره هی دار القرار(غافر/۳۹)
ای قوم من ! این زندگی دنیا ،تنها چیز اندک و زود گذری است، و آخرت سرای همیشگی است.
ذلکم بانکم اتخذتم آیات الله هزوا و غرتکم الحیوه الدنیا…..(جاثیه/۳۵)این بخاطر آن است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگی دنیا شما را فریب داد….

اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد….. ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور(حدید/۲۰)بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و زینت و فخر فروشی در میان شما و افزودن طلبی در مال و فرزندان است……زندگی دنیا جز چیزی اندک، زودگذر و فریبنده  نیست!

همانطور که گفتم عرض کهکشان ما حدود ۱۰۰ هزار سال نوری و قطر آن در حدود ۱۵۰۰۰ سال نوری میباشد . خورشید ما در لبه ۱۰هزار سال نوری و ۲۸ هزار سال نوری از مرکز کهکشان جای گرفته است. حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیـــــــــــــــــارد خورشید دیگر در کهکشان ما حضور دارنــــــد که نزدیکترین آنها همان سه گانه قنطـــورس با ۳/۴ سال نوری فاصله بود؛که ۴۰۰۰۰ سال طول مــی کشید به آن برسیم! آیا با این حساب برای شما قابل تصور هست که چه مقدار طول می کشد تا به مرکز کهکشان با ۲۸۰۰۰ سال نوری فاصــــــله سفر کنید؟ و یا چه مقدار طول می کشـــد که از لبه کهکشان راه شیری با ۱۰۰۰۰ ســــــال نوری فاصله بگریزید؟ اینها همه فواصلی در یــــــــــــک کهکشان بنام راه شیری بود! در جهان مشهود  میلیاردها میلیارد ،کهکشان شمرده شــــــــــده است . و فواصل کهکشانی هزار و ده هزار و صد هزار سال نوری نیست ، بلکه همسایه کهکشانی ما، آندرومدا(امراه المسلسله) با ۲۰۰۰ میلیارد خورشید در فاصلـــه ، ۲/۲ میلیون سال نوری از ما قرار گرفته است! کهکشـــان ما با سرعتــــــــی معــادل ۳۰۰کیلومتر در ثانیه به همســــــایه خود آندرومدا نزدیک می شود .

کهکشان های اطراف ما در خوشه ای محلی با جمعیتی حدود ۲۴ کهکشان ،نظمی الهـــــی یافته است.

 

جالب است بدانید که کهکشـــــــان راه شیـــری ،کهکشان  بزرگی در خوشه محلی کهکشانــــها نیست .و خوشه محلی ما خوشه بزرگی در بین خوشه های کهکشانی نیست ،چرا که به عنوان مثال خوشه ای در جام سنبله با ۲۵۰۰ کهکشان ،خوشه ای با عظمت است که خوشه محلی ما را به تحقیر میکشاند. و خوشه محلی ما عضوی از ابر خوشه محلی(Local Super Cluster) با ۱۰۰ خوشه می باشد . در مرکز این ابر خوشــــــــــه ،  خوشه غول آسائی هست که خوشــه محلی ما دور آن می چرخد. قطر خوشه محلی چیزی حدود ۱۶۰ میلیون سال نوری است! بین ابر خوشه ها رخنه هائی هست که حرکت انبســــــاطی جهان ،بادکنک در حال باد شدنی را در ذهن تداعــــــی میکند.

خورشید

 

خورشید ما،خورشید بزرگـــــــــــــــــــــی در کهکشان راه شیری نیست .تنها عضـوی از    یک خوشــــــــه ستاره ای است . که با سرعت    ۲۲۰ کیلومتر در ثانیه هــر ۲۴۰ میلیـــــــــــــــون سال، یکبــــــار مرکـز کهکشان راطــــــــواف می کند.

   

 

در زیر مقایسه ای بین خورشید Arcturus غول پیکر و ابر خورشیدهای بزرگتر از آن نظیر آنتارس را شاهد هستید. خورشید به اصطلاح بزرگ ما در بین غولهای خورشیدی زیر قابل رویت نیست!!!

 

خورشید و سیارات ما، از خورشیدی همجوار بنام آلفا قنطورس با فاصله ۳/۴ سال نوری (فاصله ای که سفاین ما با آخرین تکنولوژی حرکتی، ۴۰۰۰۰ سال طول خواهد کشید تا به آن برسند)،همچون ستاره ای کم فروغ در آســـــمان  شب  آنجا  دیده خواهد شد . چنانچه خورشید آنها ، سیاره و سیـــاره آنها، انسـان و انسان آنها، تلسکوپ میداشت ؛ باز هم قادر به دیدن سیاره آبــی  رنگ ما نبودند! آیا دلیلش را میدانید؟

 

زیرا کل سیارات منظومه شمسی کمتر از ۲٪ جرم خورشید را ندارند و درخشش ۵۶۰۰ درجه ای سطحی خورشید مانع از عرض اندام سیارات حقیر آن می شود!    

 

خورشید که در اثر انقباض یک سحابی پرانرژی بوجود آمده است،ارزشمندترین گوهر منظومــه شمسی است، زیرا پیدایش حیات ، روند حیات  و بقای حیات را برایمان به ارمغان آورده است. ستارگانی که در آسمان شب  نظاره گر آن هستید ،هر کدام یک خورشید با ابعاد و اندازه های متفاوتی هستند. و ماده  اولیه ی تمام این ستارگان ،هیدروژنی ست که در روندی تکاملی تبدیل به هلیوم می شود.

به تصور زیر نگاه کنید.قسمتی از بازوی جبار در کهکشان راه شیری را در نظر آورید که منظومه خورشیدی ما درآن واقع شده است.هزاران هزار خورشید که شنهای کنار ساحل دریا را تداعی میکند! هر کدام از این نقاط نورانی غولی تابناک است که از افق سیارات خود ،با جبروت و عظمت طلوع میکند و در افقی دیگر غروب مینماید. وعاملی برای انرژی بخشیدن به میلیاردها میلیارد جاندار منظومات خویــــش هستند.ولی این عظمت از دیدگاهی ژرفتر و یا فراتر به حقارت ،قابل باز نگری است. و این حقــارت ،با ژرف نگری ،به تمام عظمتها و ابر پیکره ها از سیاره تا ستاره و کهکشانها و ابر خوشـــــــه های کهکشانی  قابل تعمیم است.

 

 

پس نگرش در ساختار جهان و فهم حقارت جهان مادی، ما را به حقیقتی رهنمون خواهد گشت که : 

یا قوم انما هذه الحیوه الدنیا متاع و ان الاخره هی دار القرار(غافر/۳۹)

ما در این وبلاگ ،قصد رسیدن به راهی را داریم ؛ که ابراهیم و محمد و عیسی و موسی، هزاران سال پیش آنرا جهت شکستن بتهای زمانه خویش طی کردند.

ما با شناخت واقعی ساختار جهان ، گام در شناخت شعور دیگر اجزاء خواهیم گذاشت و شکل شعور را در دیگر مخلوقات بررسی خواهیم کرد.

ما با فهم اینکه هیچ مخلوقی از حقارت و بندگی در برابر عظمت خالق یگانه تهی نیست؛ به راهی نورانی از هرگونه شرک دست خواهیم یافت.

باید این راه را پیمود. و فهمید که ما ، سیاره امان ، خورشیدمان ، کهکشان مان ،و بیگ بنگ مان و یا چنانچه در آینده ای نزدیک به دیدار سایر موجودات هوشمند مثل جن و یا ملائکه نائل شویم ، هیچکدام  رب ، رب النوع و فرزند خالق هستی نیستیم. و بنگریم که سیاره ، ستاره ، کهکشان ، بیگ بنگ و شاید هزاران بیگ بنگ و دنیاهای دیگر ، نقطه ای بیش در جهانی مخلوق و پهناور الهی نیستند! و همه و همه، خدائی را که به دست اوست ملکوت آسمانها و زمین ،بنده اند و لا غیر!

و انه تعالی جد ربنا ما اتخذ صاحبه و لا ولدا (جن/۳). 

خدائی که فرزندی برای خویش اتخاذ نکرد و او منزه است از هر شریک انس و جن و ملائک.

سبحانه و تعالی عما یشرکون .

سبحانه و تعالی عما یصفون .

سبحانه و تعالی عما یقولون علوا کبیرا .

 

ای پرورش دهنده من ،به تو شناختم ،آنچه را شناختم! و به آنچه شناختم ،ترا نشناختم!

 

 

 

 

 

جاری فرما برقلب من  ایمان و یقین به غیب را !

Posted on ژوئیه 2, 2009, in ساختار دنیا و حقارت آن and tagged . Bookmark the permalink. 4 دیدگاه.

  1. ممنون رامتین جان واقعا لذت بردم خداوند رحمان نگهدارت.

  2. با سلام
    در جایی اشاره میکنید که انسان خود خداست و باید تا رسیدن به درک این قدرت پیش برود و در جایی بیان می کنید که پشروان گفتند این دنیا بی ارزش است و باید از آن دل کند…جایی می گویید می توان الهی شد و بیماری و مرگ را ارباب شد و جایی می گید دنیا فانی ارزش آخرت رو نداره …جایی می گید دانش انسان رو از بهشت بیرون می کنه و گمراهی مار و وادار کرده که فکر کنیم خداییم و می تونیم به قدرت خدایی برسیم و جایی می گین به قدت و درک عظمت رسیدن البته به صوت نسبی به معنی رشد معنوی و الهی بودن ه ممکنه منو راهنمایی کنید که کدومو انتخاب کنم ..جایی می گین تمام طرهها رو خدا خواسته و زده و همه فطتا معصوم و بی گناهند و شری وجود حقیقی نداره و جایی می گین مثلا اوبا ما ترکیبی از دو نیروی انسانی و فرا زمینی شر هست …. لطفا مخاطبینون گیج نکنین کدوم باید باشیییییییییییییییمممممم؟؟؟؟؟؟!!!!

    • دوست عزیز همانطور که چند بار در وبلاگ عرض کردم اینجا یک تفکر و عقیده را تبلیغ نمیکنیم بلکه مطالب گوناگون را قرار میدهیم و تصمیم گیری با خواننده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: