بایگانی روزانه: ژوئیه 2, 2009

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۶

شعور جنیان (جان – جنه )

  

  

  

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

انی توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابه الا هو آخذ بناصیتها ان ربی  علی صراط مستقیم

 

و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون(انعام/112) :

این چنین در برابر هر نبی، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، آنها بطور یوحی سخنان فریبنده و بی اساس به یکدیگر می گفتند و اگر پروردگارت می خواست ، چنین نمی کردند، پس آنها و تهمت هایشان را به حال خود واگذار.

  جهان

 

 سران جهان خوشحالند که با دنیای بزرگی از موجودات متنوع نامرئی بطور کاملا سری دوست شده و در ارتباط هستند . آنها به دو بهانه ترس مردم و انضباط جامعه بمنظور انحصار بهره مندی خویش ، اجازه نخواهند داد که عوام از نحوه ارتباط و تکنیکهای رویت این موجودات اطلاعی حاصل نمایند، ولی شیاطین جنگ طلب آنها غافلند که بازنده این ارتباط و بهره مندی سری، خودشان خواهند بود و یوم یحشرهم جمیعا یا معشر الجن قد استکثرتم من الانس و قال اولیاوهم من الانس ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا اجلنا الذی اجلت لنا قال النار مثواکم خالدین فیها الا ما شاء الله ان ربک حکیم علیم(انعام/128) :

 

و روزی که همه را محشور می سازد ، (میگوید) ای جمعیت جن شما از انسان فزونی یافتید ، دوستان  ایشان از انسانها می گویند پروردگارا هر یک از ما دو گروه ، از دیگری بهره (استفاده ) بردیم و به اجلی که برای ما مقرر داشتی رسیدیم. میگوید آتش جایگاه شماست ، جاودانه در آن خواهید ماند مگر آنچه رب حکیم و علیم بخواهد.

هل ینظرون الا ان تاتیهم الملائکه او یاتی ربک او یاتی بعض آیات ربک ، یوم یاتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون(انعام/158) :

آیا جز این انتظار دارند که ملائکه به سراغشان آیند، یا رب تو به سوی آنها بیاید، یا بعضی آیات پروردگارت بیاید؟ اما آنروز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده اند، یا در ایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی به حالشان نخواهد داشت. بگو انتظار بکشید ! ما هم انتظار می کشیم.

 چند درصد احتمال می رود آنچه درباره

Little Alien ،  Extra Terrestrial  Vehicles ،  Unidentified Flying Objects، Area 51

 و گزارشاتی که در

 Department of Naval Intelligence

طبقه بندی شده واقعیت داشته باشند؟ آیا آنچه درباره غولها ،عفریتها ، پری ها و کلا جانداران نامرئی (جنیان )گفته می شود و نیز هزاران هزار عکس ، وبسایت و وبلاگهای جهانی در این زمینه واقعیت دارد؟ چرا تصاویر غربی همان  موجودات چشم الفی را نشان می دهند که دانشمندان قدیم اسلامی از آن سخن گفته اند؟ چرا دولتها از آشکار کردن حقایقی که قرآن به صراحت در 1428 سال پیش پرده برداشته ، خودداری می کنند؟تحقیقات زیادی در جهان در ارتباط با شناخت مفهومی شعور غیر بشری صورت پذیرفته است . چشم الفی بودن موجوداتی غیر انسانی در تصاویر وبسایتهای غربی  قابل تامل است. 

ایران

میلیونها ایرانی که قرآن ، آوازی عربی بر کوی و برزن ایشان تلاوت می شود؛ اعتقاد چندانی به فهم آن ندارند .و به خود زحمت نمی دهند تا ترجمه فارسی سلیس و روان با خطی زیبا و خوانا(مثلا ترجمه آقای مکارم شیرازی) از قرآن را بیابند و از مهلت الهی استفاده کرده آنرا دقیق مطالعه نمایند.زیرا نمی دانند هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب(زمر/9):آیا آنها که می فهمند و آنها که نمیفهمند با هم برابرند و صاحبان خرد متذکر می شوند.

مردم ، با اینکه از عربی چیزی نمی فهمند، رغبتی جهت مطالعه روزانه قرآن به زبان مادری نیز ندارند. لذا قرآن را در طاقچه های خاک خورده و داشبورد ماشینها جهت سلامتی و ثواب نگهداری  می کنند و غافلند که در قرآن آمده است :مثل الذین حملوا التوره ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا …(جمعه/5).

چنانچه از آنهائی که در منازلشان ختم انعام می گیرند و یا دوره قرآن برگزار می کنند و یا کسانی که مجالس و کنفرانسهای پر زرق و برق در تریبونهای مختلف با عنوان مسابقات و صوت و آواز در گلو انداختن ترتیب می دهند ، تقاضا کنید که قرآن را با ترجمه سلیس و روان به زبان فارسی بخوانند ، با تعجب در شما خواهند نگریست که این بدعت شما چه صوابی دارد؟

به هر حال با عربی خواندن و نفهمیدن یا از این ور بام می افتند و یا با تقسیر خواندن و تفسیر کردن نابجا از آن ور بام پرت می شوند!!!

آیا آیات الهی راهی بر مردم گشوده که نهراسند و ترجمه ای سلیس به زبان خویش از قرآن بیابند و مطالعه کنند و بفهمند که قرآن گنجینه و اعجازی عظیم است؟

خداوند مهربان به همه زبانها با مخلوقات خاکی خویش سخن گفته و این ذکر للعالمین را مرجعی عربی جهت ترجمه به همه زبانها جهت فهم معانی متعالی آن قرار داده است:

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم …(ابراهیم/4): و نفرستادیم رسولی الا به زبان قوم خودش تا تبیین شود برای ایشان….

ایرانیانی که از فهم لغات عربی عاجزند برای ثواب قرآن را عربی قرائت می کنند. و تذکر دلسوزان در گوششان نخواهد رفت، چرا که این پدیده بطور تاریخی در نهادشان نفوذ کرده است و متاسفانه نمی پذیرند که طبق آیه فوق پروردگار جهانیان بر همه اقوام، به زبان خودشان وحی فرستاده تا نوبت به اعراب رسیده است.

سخنی در تاریخ نقل شده که می گویند پس از پیروزی اعراب بر ایران ،سرداری از ایشان دستور داده است که کتاب خویش (قرآن)را به ایرانیان نیاموزید که در دین از شما سبقت نگیرند چه در غیر اینصورت، برتری خود را بر ایشان از دست می دهید!

وا اسفا که قرآن در شبهای قدر بر سرشان می رود لکن در سرشان خیر) ! افلا تعقلون ،افلا یعقلون، افلا تتفکرون و افلا یتفکرون.(

معتقدند که عربی خواندن ثواب دارد و توجه ندارند که در کتاب نور همواره به تفکر دعوت شده اند: الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض)آل عمران/191):کسانیکه یاد می کنند الله را، ایستاده و نشسته و به پهلو خوابیده و می اندیشند در خلقت سیارات و زمین که ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار.

قرآن در قبرستانها بر سرمزار مردگانشان به عربی تلاوت می شود! مردگانی که  در طول حیاتشان ، حتی یکبار از ابتدا تا انتهای این کتاب را به زبان قابل فهم مادریشان مطالعه نکردند ، حالا چه خواهند فهمید؟ و چه زیبا ست کلمات وحی که شعور ما را  به چالش می گیرند: و ما یستوی الاحیاء و لا الاموات ان الله یسمع من یشاء و ما انت بمسمع من فی القبور)فاطر/22): هرگز مردگان و زندگان برابر نیستند خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می رساند و تو نمی توانی سخن خود را به گوش آنان که در قبر خوابیده اند برسانی.

این چنین است که قرآن آوازی عربی بر کوی و برزن ، مساجد ، مدارس ، هیئتها، مسابقات ، قبرستانها و صدا و سیمای ما تلاوت می شود بدون آنکه بفهمیم معانی متعالی آن چیست !

و رسول الله در سرای آخر شکایت خواهد کرد که:

وقال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا (فرقان/30): و گفت رسول: پروردگارا قوم من قرآن را رها کردند.

لذا در ایران امروز:

 از تحصیل کردگان و مردم عوام کوچه و بازار ، نباید انتظار داشت که چیز زیادی در باره  جن  بدانند یا بفهمند؟

و علمی که درباره جن از چشمه حقیقت آب نخورده باشد؛ یا به خرافات و عوام زدگی کشانده شده است و یا به جهالت و انکار !!

اگر کلمه جن را در برخی فرهنگ لغات این مرز و بوم جستجو کنید به تعابیر غیر علمی زیرنیز برخورد خواهید کرد:

فرهنگ فارسی عمید: جن- جنه : به موجودی خیالی!!! و غیر مرئی بین انس و ارواح را میگویند که واحدش جنی و مونث آن جنیه است و…

فرهنگ لاروس : الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری

متاسفانه در این فرهنگ لغات نه جن تعریف شده ، نه انس و نه ارواح  و پری!

مفردات راغب اصفهانی ، کلمه جن را پنهان و پوشیده بودن از حواس تعبیر کرده است.

قبل از تحقیقات علمی غرب درباره شعور غیر انسانی، اطلاعات دانشمندان آنها بسیار کمتر از دانشمندان قدیم اسلامی بود.

مثلا در اثر کنستان ویرژیل گئورگیو منظور از جن را اینچنین تعبیر می کند: سکنه بیابان هستند که در شب دیده نمی شوند یا روز به نظر اهل شهر نمی رسند …و ادامه می دهد که کلمه جن و انس را می توان به وحشی و اهلی تقسیم کرد.

لکن امروزه کشوری مثل امریکا تحقیقات فوق سری را روی شعور و ادراک غیر انسانی در سطح وسیعی در منطقه ای معروف به منطقه 51  انجام می دهد. پیشرفت آنها در این ارتباط برای دانشمندان فعلی مسلمان غیر قابل باور است.

در گذشته دانشمندان مسلمانی مثل ابو علی سینا درباره جن گفته اند :جن حیوانی است هوائی ، ناطق(دارای توان تحلیل منطقی)،دارای جسم و قدرت تشکل به اشکال مختلفه.

و  ملا صدرا معتقد بود که جن به معنی پنهانی و پوشیدگی است …لذا ما فرشته و جن را نمی بینیم در حالیکه شیطان و جن ما را آشکارا می بینند و ما به آنها ایمان غیر عیانی داریم.

فخر رازی گفته است که همه توافق دارند که جن و شیطان دارای جسم قابل رویت مانند حیوان و انسان نیستند . بلکه اجسامی هستند هوائی یعنی در هوا هم زندگی می کنند ، مثل انسان سنگین نیستند و به اشکال مختلف متشکل می شوند.دارای عقل ،فهم و قدرت هستند و کارهای طاقت فرسا را قادرند انجام دهند. و یا ماوردی در کتاب اعلام النبوه گفته ؛ جن موجودی دانا ، ناطق(دارای توان تحلیل منطقی)، و دارای تشخیص می باشد، آمیزش و تولید مثل دارد و مانند انسانها می میرد.اجسامشان از چشمها پنهان است لکن وجودشان از آثارشان فهمیده می شود و مگر خداوند توانائی دیدنشان را به کسی عنایت کند. انسانها از طریق کتب الهی و از قوه متخیله آنها را می شناسند.

به هر حال امروزه بین کشورهای اسلامی  و غربی از لحاظ تحقیقات شعور غیر انسانی فاصله عمیقی ایجاد شده است. و چنانچه همتی عالی ، در کشور ما( که مدعی پیشتازی در علوم و فنون است) جهت پردازش علوم ماوراء بوجود نیاید، از سایر کشورهای عربی – اسلامی انتظاری نیست!

آیا زمان آن فرا نرسیده  که  خرافات و ترس را کنار گذاشته و حد اقل بطور علمی ، فرزندانمان را با آیات الهی در ارتباط با شعور غیر بشری و رویاروئی با حقیقت آماده سازیم. ما چقدر کتاب مقدس خود را به دور از خرافه انگاری باور داریم؟

توضیح:

لازم به ذکر است که مخالفتی با عربی خواندن آخرین اعجاز (قرآن) نیست، لکن چقدر زیباست که ما ایرانیانی که به عربی تسلط نداریم به ترجمه و معنی آیات توجهی دو چندان نمائیم.قرآن در کلمات عربی ،مهندسی و اعجاز عظیم پروردگار بی همتای جهان است ، که مجموع شعور جن و انس توان ایجاد یک آیه از آن را ندارند و بر بسیاری از گرفتاریها و مشکلات عالم شهود و غیب با کلمات نورانی عربی خود مرهم می باشد.

اعراب

از آنجا که خشت تمدن عربی، از بدو حکومت خاندان ابوسفیان و پس از آن ،آل عباس تا حکومت و امپراطوری عثمان کج نهاده شده بود، لذا کشور گشائی ها و تحمیل مذهب و گسترش قدرت حکومتی، دردی را از سقوط امپراطوری عثمانی دوا نکرد . چنانچه جاهلان عرب ،سر از تن نوه پیامبر جدا نمی کردند ، واجازه میدادند که دین در مجرای واقعی خود جریان می یافت ،شاید امروز امپراطوری وحیانی الهی از کاخ عظیم سلیمان با آن همه لشکریان جن و انس و موجودات دیگر منظم تر و عجیب تر بنا نهاده شده بود. و آنچه که بعنوان مدینه فا ضله و دست نیافتنی قلمداد می شد به بروز و ظهور می رسید.

یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم (مائده/54) :

ای کسانیکه ایمان آوردید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند قومی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع ، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد؛ و خدا وسیع، و داناست.

مدعیان نژاد پرستی عربی و حاشیه نشینان کعبه بدانند که آیه فوق در حق کسانی نازل شده است که به هر زبان و هر نژاد و هر موقعیت جغرافیائی تسلیم آیه زیر باشند:

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا موده فی القربی)…شوری/23) :

 بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

قومی که خدا ایشان را دوست دارد قومی اند که حق را بپذیرند و برای جدا کردن سر از تن نوه رسول الله با تهمت بر پیامبر که او بر خدا به نفع خاندان خود دروغ بسته، (ام یقولون افتری علی الله کذبا) دنیاپرستی خویش را به رسوائی جهانی بدل نکنند.

وعده نزدیک است ! قومی که قرآن به زبان خودشان مانع از جدا کردن سر از تن نوه پیامبرشان نشد ، بدانند که مهلت پایان یافته و حجتی بر ایشان خواهد آمد که اگر لجاجت پدرانشان را در نپذیرفتن حق تکرار کنند ، ایمان و آخرتشان به باد خواهد رفت و این بار سر از تن ایشان جدا خواهد گشت. و رحمی نخواهند شد. همانگونه که به آل و عترت رسول الله رحم نکردند. خوب گوشها و چشمانشان را باز کنند و قرآنشان را مرور کنند:

هل ینظرون الا ان تاتیهم الملائکه او یاتی ربک او یاتی بعض آیات ربک ، یوم یاتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون(انعام/158):

 آیا جز این انتظار دارند که ملائکه به سراغشان آیند، یا رب تو به سوی آنها بیاید، یا بعضی آیات پروردگارت بیاید؟ اما آنروز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده اند، یا در ایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی به حالشان نخواهد داشت. بگو انتظار بکشید ! ما هم انتظار می کشیم.

بدانند که عذاب آخر الزمان دامان دو گروه از جن و انس را خواهد گرفت:

۱- دامان کفار ، مشرکین و منافقین(لم تکن آمنت من قبل)

۲- دامان مومنانی که در ایمانشان خیر کسب نکردند(لم تکن کسبت فی ایمانها خیرا)

چرا مومنان ایمانشان سود ندهد و عذاب شوند؟ کسب خیر برای مومن به چه معنی است؟ حج رفتن؟ نماز خواندن؟ و یا روزه گرفتن؟ اگر اینها نیست پس چیست؟

ذالک خیر:

یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیی فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذالک خیر و احسن تاویلا(نساء/59).

(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم= ذالک خیر )

ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر.

و سخنی از جدم حسین ابن علی را تقدیم به خداپرستان واقعی می کنم که فرمود:

پس اگر شما به ندای شیطان گوش کنید، طعمه شمشیرها خواهید شد و نیزه ها و عمودهای آهنین بدنتان را خرد خواهند کرد، و مورد هجوم تیرها واقع می شوید و سپس در آن حال از کسی ایمان پذیرفته نخواهد شد لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا کسی که قبلا مومن نبوده و یا در حال ایمان خیری کسب نکرده باشد (احتجاج الطبرسی:ج2، ص 307).

 

 

سلام و درود الله و ملائک بر حسین ابن علی و جد او و پدر

        و مادر و برادر و فرزندان او( عترت رسول الله).   

 

 

 

 

 

روزی که امت جاهل و دختر کش و ظالم عرب ، تصمیم به جدا کردن سر از تن حسین بن علی گرفتند ، طایفه ای از جنیان که به وحی الهی بطور واقعی ایمان آورده بودند؛ اجازه و رخصت یاری فرزند پیامبر را خواستند! 

 

اینان که بوده و در کجا زندگی می کنند؟ و آیا در کره آبی رنگ زمین ،شعور و هوشمندی موجوداتی غیرانسانی ، قرنهاست که از دیده بشر پنهان است؟ جن کیست و چیست؟

 

 

جن و مشتقات آن در قرآن

با تحقیق در کتب و تالیفات مختلف در ارتباط با تعداد دفعات استفاده لغت جن و مشتقات آن در قرآن به رقم یکسانی دست نیافتم . لذا با جستجوی لغت جن و ترکیبات آن (مرتبط با جانداران نا مرئی صاحب شعور و ادراک )در خود قرآن به نتیجه زیر رسیدم که امیدوارم صحیح باشد:

لغت الجن = 22 بار (انعام : 100-112-128-130 _اعراف : 38-179 _ اسراء :88 _کهف : 50 _ نمل :17-39 _سباء : 12-14-41 _فصلت : 29-29 _احقاف : 18-29 _ذاریات : 56 _ رحمن :33 _ جن : 1-5- 6) .

لغت جان = 3 بار (رحمن : 39-56-74 ).

لغت الجان = 2 بار (حجر : 27 _ رحمن : 15).

لغت الجنه = 5 بار (هود : 119 _ سجده : 13 _ صافات : دوبار در آیه 158 _ناس : 6 ).

اگر لغات جنه و مجنون را مترادف با جن زده معنی کنیم :

لغت جنه = 5 بار ( اعراف:184_مومنون:25-70_سباء:8-46 ).

لغت مجنون = 6 بار (صافات:36_دخان:14_ذاریات:39- 52 _طور:29_قمر:9 ).

 

 

جن

جانداران نامرئی (اعم از پرندگان ، حیوانات و انسان گونه ها ) که از حواس عادی ما پنهان و ناپیدا باشند را جن می نامند.

 

این موجودات برای خودشان و ملائک پوشیده و پنهان نیستند . دنیای بی کران جنیان(جنه) دارای انواع ، اشکال ، اجسام ،اندامها ، اندازه ها،استعدادها ، رنگها ، نژادها ، ادراکات ، قابلیتهای حرکتی ،مراتب نفسانی، تغذیه ، دوره حیات ، صوت ، توانائی یوحی و لحنهای متفاوتی می باشند.

جن از نظر لغوی به معنی موجود یا شیئ نامرئی ، پوشیده، پنهان و غیرقابل رویت هست.

لغت جن در برخی ترکیبات عربی عبارتند از:

جنین : در رحم پنهان است . جنت : باغی که به دلیل کثرت درختان درون آن تاریک و ناپیدا گشته است . جنه : سپر و حفاظی که میتوان پشت آن پنهان شد . جن الیل : به معنی ناپیدائی شب است. بطور کل جن در مشتقاتش نیز معنای پوشیده و پوشاندن می دهد.

جمع جن برخلاف تصور عامه ، اجنه (جمع جنین) نیست ، بلکه طبق آنچه در مجمع البحرین آمده ، جنه (با کسر جیم) است. و جان اسم جمع جن است.

 

قرآن هر موجود نامرئی و نامحسوسی را جن نمی نامد، چرا که ملائکه نیز نامرئی هستند، اما آنها جن نامیده نشدند.

 

                                    برخی عکسها تخیلی هستند.

 

                                                                                

 

جهان آبستن حوادث عظیمی است. همانطور که در زمان فرعون ، پیشگوهای  جن و انس از ظهور تحولات (بواسطه کتب الهی )مطلع شدند، و چند هزار نوزاد را قتل عام کردند تا با مکر خود نور الهی را خاموش کنند ، امروزه نیز اطلاعات وسیعی بین سر کردگان جن و انس به شکل مخفی در حال تبادل است!

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۵

شعور و ادراک جنبندگان (طیف حیوانی ) در زمین ، سیارات و اقمار سیارات

تحقیق درباره امکان وجود شعور و ادراک در حیوانات و جنبندگان ریز و درشت در سیاره زمین قابل تامل است.

آیا در سیارات منظومه شمسی و یا در اقمار سیارات ، جنبنده ای یافت خواهد شد تا شکل ادراک در موجودات غیر زمینی نیز بررسی گردد؟

بشر تا کنون با حجم عظیم تحقیقات و هزینه های هنگفت در عطارد ، زهره ، مریخ ، مشتری و اقمار آنها و نیز ماه ، جنبنده ای یافت نکرده است.

 

مطالعات با ارسال کاسینی به سمت زحل تداوم یافته و تیتان، دومین قمر بزرگ منظومه شمسی ( پس از گانیمد )، کاندیدای فعلی مطالعه دانشمندان جهت کشف حیات غیر زمینی است.این قمر ارباب حلقه ها، تنها قمر دارای جو منظومه ای می باشد (البته جو به معنای واقعی، نه گرد و غبار).

همانطور که میدانید، ویجر 1 در سال 1981 میلادی از کنار تیتان گذشت و نشان داد که جو آن دارای مقدار زیادی نیتروژن و متان است.و ضخامت جو آنرا در حدود 200 کیلومتر تخمین زد.

 

 

پس از آن کاووشگر هویگنس در اوایل سال 2005 میلادی در سطح تیتان فرود آمد و اطلاعات ذیقیمتی را برای مدت 30 دقیقه به زمین ارسال نمود. مطالعات در اقمار و اطراف زحل تداوم دارد. لکن نشانی  از حیات و جنبندگان نیست.

 

 

 

 

اروپا یکی از چهار قمر گالیله ای مشتری با درخشندگی سطحی و خطوط تیره بر سطوح خود، یکی از اقمار مرموزی است که با هسته ای صخره ای ، گوشته ای از آب مایع و پوسته ای از یخ آب ، کاندیدای وسوسه انگیزی جهت مطالعات تفصیلی حیات فرا زمینی در بین دانشمندان بشری است.

 

 

 

آیا با نزدیک شدن سفینه

  NEW HORIZONS به مشتری ، اورانوس ،نپتون و پلوتو ، جنبنده ای هرچند ریز، شادمانی کشف حیاتی غیر زمینی را برای زمینیان به ارمغان خواهد آورد ؟ و آیا در انسلادوس یا فرا تر از سیارات و اقمار منظومه ای، در اطراف کمربند کوئی پر جنبنده ای یافت خواهد شد تا بررسی شود ، جنبندگان آنجا صاحب شعور هستند یا خیر؟

  

جنبندگان از دیدگاه قرآن

و فی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/4) :

و در خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

 

و الله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاءالله علی کل شیئ قدیر(نور/45):
و خداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

 

از آیات و تجربیات علوم زمینی ، وجود و نیاز به آب در ساختار جنبندگان در هر منظومه و سیاره ای امری بدیهی بشمار می رود(چه کاه کشان راه شیری و چه کهکشانهای دیگر).

لذا اگر وجود حیات را در زمین ، سیارات و اقمار منظومه ای و فرا خورشیدی به آب محدود کنیم (من الماء کل شیئ حی) پس آب ، شرط اساسی در آغاز حیات جنبندگان در کهکشانها خواهد بود.

اولم یر الذین کفروا ان السموات و الارض کانتا رتقا ففتقنا هما و جعلنا من الماء کل شیئ حی افلا یومنون(انبیاء/30):

آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟ آیا ایمان نمی آورند؟

آیا در قرآن آیه ای که حضور جنبندگان را در سایر سیارات و اقمار (غیر از زمین) اثبات کند ، وجود دارد؟

و من آیاته خلق السموات و الارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/29):

و از آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده ، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها تواناست.

حضور حیوانات ، پرندگان ، حشرات و جنبندگان در زمین مشهود است. ولی منظور از جنبندگان در سموات چیست؟

و لله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون)نحل/49):
آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

در این آیه برحضور جنبندگان در سموات (سیارات و اقمار منظومه ای یا منظومات دیگر )غیر از زمین دلالت  شده و با کلمه لا یستکبرون ، وجود شعور در جنبندگانی که تکبر نمی ورزند را نشان داده است. آیه زیر نیز وسعت رزق و روزی جنبندگان را (که اثبات شد در سموات و زمین و مابین آنها پراکنده اند ) علاوه بر وجود آب، آشکار می سازد.

و کاین من دابه لا تحمل رزقهاالله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/60):
و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

آیه فوق، بشر را درگروه دابه طبقه بندی می کند. با توجه به اینکه که دابه علاوه بر ارض در سموات نیز حضور دارد؛ آیا میتوان پذیرفت که انسان در کرات دیگر دارای حیات هست؟

 

و ما من دابه فی الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیئ ثم الی ربهم یحشرون (انعام/38) :

هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست مگر اینکه امتهائی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند.

 

چقدر اشتباه می کردیم که حشر حیوانات را باور نداشتیم!

اگر بپذیریم که جنبندگان و پرندگان ، امتهائی شبیه ما بوده و دارای حشر می باشند، دلیلی بر رد شعور و ادراک در آنها نخواهیم داشت(چه در زمین و چه در کهکشانها).

انسان جزئی از جنبندگان زمین و سموات هست که متکبرانه، برتری خدادادی خود را بر کثیری از مخلوقات الهی در زمین(در یک برهه آزمونی مشخص) به لا شعوری حیوانات، گیاهان، کوهها، دریاها، اقمار، سیارات، ستارگان، حشرات و کهکشانها  تعمیم داده است. آزمون الهی ، زبان و ادراک پرندگان ، حشرات و جنبندگان زمین و آسمانها را از فهم ما به پرده اختفا برده است. مسلما شعور و ادراک ، خاص جنبندگانی است که به خوبی بر صلات و تسبیح خویش عالمند .در حالیکه کثیری از انسانها از صلات واقعی و تسبیح حقیقی خود غافلند(آنها که صلات و تسبیحی دارند(.

الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الارض و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون(نور/41) :

آیا ندیدی تمام آنان که در سموات و زمینند برای خدا تسبیح می کنند و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟ هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می داند و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست.

 

 

بر اساس آیات الهی، شعور در جهان حیوانات ،حشرات، گیاهان،جمادات ،مایعات ، گازها ، کوهها، اقمار ، سیارات ، ستارگان و کهکشانها در گستره کیهانی ، به آشکاری متقن رفته است.
اگر بشر در آینده در اقمار و سیارات منظومه شمسی (مثلا در قمر اروپا از سیاره مشتری که دارای گوشته آبی است) به کشف جنبندگانی نائل گردد، دلیل عینی مبنی بر وجود دابه در سموات ، حاصل شده است .

 

 

 

در غیر اینصورت، می بایست ادامه تحقیقات شهودی را در سیارات فرا خورشیدی کهکشان راه شیری پی گرفت.

فراموش نکنیم که منظومه ما یکی از 100میلیارد منظومه یا ستارگان موجود در کهکشان راه شیری است.میلیاردها کهکشان دیگر در عالم رو به گسترش است.

 

 

 

 

  

  

        اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم.

                                          

 

 

 – شعرا/۷

 

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۴

انواع شعور و ادراک غیر انسانی بر اساس وحی در  قرآن

 

 

  

 – شعور درون سیاره ای ، سیاره ای و کیهانی 

 – شعور گیاهی

 – شعور جنبنده ای (طیف حیوانی ) در زمین و بین سیارات 

 – شعور جنیان (جان – جنه ) : جانداران نامرئی صاحب شعور که  قدرت تغییر شکل دارند.

 – شعور ملائک : بیشترین تنوع شکلی ، حرکتی و قدرت را با توجه به نوع کار محوله دارا

    می باشند .

 – شعور موجوداتی ناشناخته ( ساکنان آسمان و یا سپاهیان آسمان ) .

 

 

 – شعور درون سیاره ای ، سیاره ای و کیهانی           

  

 

آیا اشیاء ، آب ، کوه ، آتش ، ابر ، آسمان ، رعد ، زمین ، اقمار، سیارات ، ستارگان، کهکشانها و کل گیتی دارای ادراک و شعور هستند؟

اگر بدنبال اثبات حضور ادراک و شعور در کیهان (ماده و انرژی) هستیم ، ابتدا می بایست وجود و حضور نفس را در پیکره های فوق مورد بررسی قرار دهیم.

فمن نکث فانما ینکث علی نفسه.. (فتح/10) : هرکس پیمان و عهد بشکند آنرا بر نفس خود شکسته .

با آیه فوق ، ماهیت نفس در مسئولیت پذیری آشکار میگردد. بطوری که آیه زیر صرفا بر مخلوقات دارای نفس میتواند نازل گردد و نفس را ملزم و متعهد گرداند.

انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفق منها وحملها الانسان انه کان ظلوما  جهولا(احزاب/72 ):

ما امانت را بر سیارات و زمین و کوهها عرضه داشتیم؛آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند اما انسان آن را  حمل کرد او بسیار ظالم و جاهل بود.

جالبه ! انسانهای جاهل در پی اثبات شعور در کوه و زمین و سیارات و کیهان هستند. و عده کثیری، باور آورندگان به شعور غیر انسانی را خرافاتی و مجنون خواهند نامید!

 

با توجه به دو آیه فوق ، حضور نفس در پیکره هائی از قبیل کرات آسمانی و زمین و کوهها محرز می گردد. با احراز حضور نفس ، وجود شعور و ادراک در اشیاء ،آب ، کوه ،زمین، سیارات ،اقمار ،خورشید ،ستارگان ، کهکشانها و کل گیتی، بمنظور بندگی و سجده آگاهانه، به آشکاری می رود.

هر نفسی (اعم از ستاره ، سیاره ، کوه ، ملائکه ، جن ، انسان ، پشه ، گیاه و…)با توجه به جسم، نوع کار، تکلیف و برنامه ، صاحب ابزار و ادراک خاص خود است. مسلما زبانها و ابزارمندی در کوه ،زمین، کهکشان، انسان و مورچه متفاوت خواهند بود . ولی همگی صاحب شعورند.

البته در شعور انسانی اما و اگری وجود دارد…. برخی ففهمنا ها سلیمان  و کلا اتینا حکما و علما و سخرنا مع داود الجبال یسبحن…(انبیاء/79) : کوه ها مسخر داود شدند که تسبیح می گفتند…

شعور کوه و انسان با زبانی مشترک به تسبیح پرداخته اند.(انا سخرنا الجبال معه یسبحن بالعشی والاشراق).

و برخی کالانعام بل اضلهم .

الم تر ان الله یسجد له من فی السموات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و...)حج/18) :

آیا ندیدی که ….خورشید، ماه، ستارگان و کوهها برای خدا سجده میکنند؟

آیا چنانچه نفس و ادراک نباشد ، سجده و بندگی معنی دارد؟ آیا ابزار جسمانی  نفس کوه، ستاره، اقمار و خورشید ، میبایست مو به مو شبیه انسان باشند تا ادراک و شعور را در تمام پیکره ها باور کنیم ؟

 

 

و یسبح الرعد بحمده و…(رعد/13). رعد هم به سپاس، خدای عزیز و مهربان را تسبیح میگوید. وای بر انسان پر مدعا که تسبیح واقعی خویش را به فراموشی سپرده است.

 

 

 

ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض  ائتیا طوعا او کرها قالتا ائتیا طائعین(فصلت /11) :

سپس به آسمان پرداخت در حالی که دخان بود و به آن و زمین گفت به وجود آئید خواه ناخواه! گفتند ما از روی طاعت می آئیم.

آیا زمین و آسمان صاحب نفس اند که مخاطب قرار گیرند؟ آیا آنها گوش دارند تا بشنوند؟ آیا زبان و دهان و تارهای صوتی دارند که جواب داده اند؟ و آیا شعور و عقل در آنها تردید پذیر است؟ همانها که با این ادب و خضوع جوابی خشنود کننده داده اند؟

  

وای بر مدعیان شعوری که حتی یکبار در برابر اله یکتا، سجده نکردند. الهی که بزرگان ملائک را امر بر سجده انسان فرمود. الهی که پیکره های با عظمت در برابر یگانه نفس بی همتایش از هیبت خالی شده و سر سجده و بندگی فرود آوردند.

تسبح له السموات سبع والارض و من فیهن و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم انه کان حلیما غفورا(اسراء/44) :

سیارات هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند همه تسبیح او میگویند و هر شیئ تسبیح او می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.

  بنگرند که چگونه سموات و ارضی با عظمت، تسلیم الله شده و بشری ناسپاس را بر دوش خود حمل می کنند.

امید است حال که ادعای مسلمانی داریم ، بپذیریم که هیچ مخلوقی نیست الا اینکه دارای شعور است. شعور و ادراکی متعالی که قدرت تسبیح ، بندگی و اطاعت دارد.

بعد از این به کدام دلیل قانع می شوند؟

  

– شعور در گیاهان

 

 گیاه شناسی ، علمی با قدمت عمر بشری است. گیاهان ، نقش عمده ای در حیات و نشاط ما فرزندان آدم در سیاره زمین ایفاء می کنند.

بررسی آناتومی و فیزیولوژی گیاهی در باغات بوتانیک سراسر جهان در سرشاخه های علم ریز ازدیادی رو به گسترش و شناخت مفهومی است.

اما براستی دانشمندان ، اندیشه و تحقیقی ژرف و جدی داشته اند که آیا درختان، درختچه ها، گلها و سبزه زارها دارای شعور و فهم هستند یا خیر؟

فیلم ارباب حلقه ها(با کمی پیاز داغ بیشتر) سطح شعوری فوق العاده را در پیکره جهانی گیاهان و جنگلها به تصویر کشیده است.

مسلما سبزه ، گل و گیاه، نشاط و شادابی لذت بخشی را به آدمی می بخشند.گرچه بشر غافل است که در این سرسبزی الهی چه شعور عظیمی موج می زند؟  

حال جستجوی خود را در آیات وحی که توسط ملک الهی و نام آشنا (حضرت جبرئیل) بر همنوع خودمان (رسول امی و عربی محمد امین) نازل شده ، تداوم می بخشیم: 

و النجم و الشجر یسجدان (رحمن /6) : گیاه و درخت برای او سجده می کنند.

 

همانطور که قبلا ذکر شد آیات، شعور ما را به چالش می گیرند که :

 و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم   :

چیزی نیست الا اینکه او را پاک می شمارد به سپاس ، ولکن شما تسبیح آنها را ادراک نمی کنید   .

اگر قرار بود همه مخلوقات الهی مثل ما ببینند و بشنوند و حرف بزنند و راه بروند ، دنیا چقدر غیر قابل تحمل و نا موزون بود!

 

و چه زیباست سجده درختان ، گلها و سبزه زاران به رنگ و عطر و طراوت و زبان شیرین و زیبای خودشان…

الم تر ان الله یسجد له …….الجبال و الشجر ….ان الله یفعل ما یشاء(حج/18) :

آیا ندیدی که برای الله ، سجده می کنند…..کوهها و درختان…..بدرستیکه الله هر کار که خواهد می کند.

 

حمد و سپاس مخصوص پروردگاریست که به علم وحکمت لایتناهی خویش ، شعور هر چیزی را به آن عطا فرموده است.

  

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۳

         

شعور و نفس 

 

سنسورها یا حواس دریافتی ما جهت ارتباط (LOAD)با دنیای اطراف (MATRIX) از طریق 5 حس و یا  دستگاه عمل می کنند که عبارتند از : چشائی ، لمسی ، بینائی ، بویائی و شنوائی . ولی هیچیک صاحب مکانیسم غائی جهت ادراک و شعور نیستند. بدین معنی که ، چشم نمی بیند، گوش نمی شنود، پوست لمس نمی کند و زبان نمی چشد  .تمامی دستگاههای فوق دارای کابل های ارتباطی جهت انتقال اطلاعات به سیستمی بنام مغز هستند. مغز نیز مخزنی جهت دریافت و آنالیز اولیه اطلاعات ، کنترل فیزیکوشیمیائی ، مکانیکی – الکتریکی و حرکتی و در نهایت بایگانی کردن اطلاعات است نه بیشتر

.(In Put & Save)

شعور و ادراک ، تفسیر و تصویری حقیقی از واقعیت است که در نفس  رخ میدهد . انسان و سایر مخلوقات ، در جهان فنا پذیر(MATRIX) دارای جسم ، نفس و روح هستند .نفس پردازشگر مخیر به انتخاب الهامات است (فالهمها…).

روح : از الله، الرحمن ، یهوه ، اله، اهورا (یا به هر زبانی ، پدید آورنده مهربان) منشاء میگیرد.(قل الروح من امر ربی…و نفخت فیه من روحی) .اطلاعات در باره روح اندک است. اغلب عالمان و عوام ، روح و نفس را به اشتباه ، یکی فرض کرده  و آنچه که به نفس تعلق میگیرد را به روح نسبت می دهند. و جملات عوامانه احضار روح ، خروج روح از کالبد ، ارواح سرگردان و عذاب روح در بین مردم شایع هست. در حالیکه قرآن در باره روح به آیه زیر اکتفا نموده است:

یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (اسراء/85) :

از روح می پرسندت ، بگو روح از امر پروردگارم هست و جز اندکی از علم داده نشدید .

لکن در باره نفس به تفصیل ، آیات ارسال شده است که در مبحث نفس به آن خواهیم پرداخت.

…و لا تایئسوا من روح الله انه لا یایئس من روح الله الا القوم الکافرون(یوسف/87):

و از روح الله مایوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از روح خدا مایوس می شوند.

جسم: مخلوق خداست . همه موجودات، صاحب جسم هستند .

 گستره جسم در انرژی(بوزونها) و ماده(فرمیونها) متفاوت است .

 شروع خلقت جسم جن از طیفی از نار نفوذ کننده بوده است:

( و الجان خلقناه من قبل من نار السموم…حجر/27)

و شروع جسم انسان از خاک است:

(…بدا خلق الانسان من طین…سجده/7).

 

 

پذیرفتن نظریاتی در ارتباط با سلسله مراتبی تکوین جسم انسان از لجن حاوی متان به تک یاخته ها تا نئاندرتال و سپس به شکل کنونی به مطالعه و تحقیق بیشتر نیازمند است.  به هر حال آغازی از خاک(تراب ،طین،طین لازب،حما مسنون=گل بد بو ) به مراتب پست تر از آغازی نئاندرتالی است.

و اذ قال ربک للملائکه انی خلق بشرا من صلصل من حماء مسنون(حجر/۲۸): و 

هنگامی را که پرودگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده ، می آفرینم.

عده ای نیز معتقدند که تکامل جسم انسان توسط ملائک به اذن پروردگار صورت می پذیرد (دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند …. گل آدمی بسرشتند و به پیمانه زدند). همانطور که دخالت رحم مادر نمی تواند خالق جسم انسان باشد، دخالت ملائک به اذن الله نیز ، حجتی بر عدم خلقت احسن الخالقین نیست! در ارتباط با شناخت اجسام حیوانات ، گیاهان ، کوهها، انسانها ، سیارات و غیره ، کتابهای فیزیولوژی و آناتومی فراوانی جهت مطالعه موجود است.

مرگ در جسم هر مخلوقی( از تک یاخته تا ستاره ) حتمی و قطعی است.

 

                                                           

 

                                      کل من علیها فان (رحمن/26)

 

 

                                الله یتوفی الانفس حین موتها)زمر/42)

                                            

                     .

  

 

نفس :

و نفس و ما سویها (شمس/7) : قسم به نفس و آنکه آنرا منظم ساخته. فالهمها فجورها و تقویها(شمس/8): سپس شر و خیر را به آن الهام کرده است.

شعور لاجرم در نفس باید جاری شود (علمت نفس ما احضرت..- تکویر/14) و (علمت نفس ما قدمت و اخرت..انفطار/5).

  

نفس واقعیت ماست که مخلوق دست الله الرحمن است. نفس مخلوقی است که لیاقت دوستی با الله را می یابد.نفس ، خلیل اللهی ، کلیم اللهی، روح اللهی و حبیب اللهی را در می نوردد و به مقام  الیه راجعون می رسد.

اله، هستی بخش نفس است. نفس، مخلوق اله زیبای بی همتا ست. همان احسن الخالقین.

لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم…(تین/4). نفس ، عبد اله است؛ نه در تظاهر و نسک، بلکه در واقعیتی مطلق! اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقین(صافات/125) .

این عهد و دینی فطری و قیم در صراطی مستقیم به سوی حق است . فاقد از هر شکل ، ادعا، رویا ، تصور و اجباری ! روان و سلیس و فی البداهه- بی تکرار!

شعور جزء لا ینفک نفسی ست که قرار است در بین خیر و شر ، مخیر به انتخاب گردد(فالهمها فجورها و تقویها). او باید به عهد و دین الست بربکم عمل کند و بلی را در سپاسی دلپذیر ، توکلی عمیق، فاقد از هر گونه شرک و کفر در شاکله ای حقیقی؛ پاسخ گوید!

پنهان کاری، گناه، هدایت، تشکر، تلاش، تزکیه، حسادت، نیکی، بدی، خدعه، مکر، انفاق، ظلم، گمراهی و خسران، تغییر و کلا فجور و تقوی در نفس حادث خواهد شد.

یخفون فی انفسهم- و من یکتسب اثما…علی نفسه –  فمن اهتدی …لنفسه – من شکر…لنفسه – من جاهد…لنفسه- من تزکی…لنفسه – من یبخل فانما یبخل عن نفسه- ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها- ما یخادعون الا انفسهم و ما یشعرون – و ما تنفقوا …فلا نفسکم- ربنا ظلمنا انفسنا – ما یضلون الا انفسهم-قدخسرو انفسهم -…حتی یغیروا ما بانفسهم.

(عمران/154نسا/111یونس/108نمل/40عنکبوت/6فاطر18محمد/38اسرا/7بقره/9بقره272اعراف23عمران/69اعراف/53رعد/11).

آنچه هست در نفس است (تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک… – مائده/116).

در نفس مرگی رخ نخواهد داد و در این واقعیت مجازی (دنیا)، مرگ و حیات برای ابتلا نفس خلقت یافته است.

الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…(ملک/2): کسی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید کدامیک از شما، بهترین را عمل می کنید.

حفاظت بر نفس ما رخ داده است(ان کل نفس لما علیها حافظ…- طارق/4).

  

نفس مرگ ندارد  .شاید باور نکنید! به آیات زیر توجه فرمائید:

الله یتوفی الانفس حین موتها… یعنی : الله نفوس را حین مرگ (جسم) بطور کامل دریافت میکند.

و لو تری اذ الظالمون فی غمرات الموت و الملائکه باسطو ایدیهم اخرجوا انفسکم )…انعام/93 ) :

و اگر ببینی هنگامی را که ظالمان در شدائد مرگ (جسم) فرو رفته اند و ملائک دستها را گشوده ، به آنان میگویند نفستان را خارج کنید

کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون (عنکبوت/57 😦 

هر نفسی مرگ را میچشد پس بسوی ما باز میگردد(نمی فرماید نفس می میرد ).

قرآن می فرماید که در نفس (حقیقت ما ) مرگ رخ نمیدهد بلکه نفس(ما) هنگام مرگ جسم ، چشیدن، دریافت شدن و یا خارج شدن را شعور خواهد کرد و بلافاصله بطور کامل بسوی درک و شعور کردن عالم بعدی رد می شود. باور کردن جملات فوق، ایمان(باور) به و الیوم الآخر است.

چشم، لب، دست، پا، قلب صنوبری، مغز گردوئی شکل، نخاع، مخ، مخچه، ریه، کلیه، کبد، معده، اسکلت، پوست، مو، ناخن، سیستم گردش خون و هزاران دستگاه و میلیاردها میلیارد سلول ، ابزار و لانه ای جسمانی جهت سیر شعور نفس در این واقعیت مجازی (دنیا) هستند. چرا؟

 

زیرا:

الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…(ملک/2):

کسی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید کدامیک از شما(نفوس)، بهترین را عمل می کنید…

و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین(عنکبوت/3):

ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، پس الله آگاه می کند کسانی را که راستگو یند و آگاه می کند دروغگو یان را.

آیا در عهد الست چیزی را مدعی شدیم که صداقت و کذب آن در ماتریکس دنیا مورد آزمون است؟

و لیعلمن الله الذین آمنوا و لیعلمن المنافقین(عنکبوت/11): و مسلما الله مومنان را می شناسد و بیقین منافقان را می شناسد.

…لیعلم الله من یخافه بالغیب…(مائده/94): تا معلوم کند الله، چه کسی در نهان از خدا می ترسد…

…و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز(حدید/25):

و الله معلوم کند، چه کسی او و رسولانش را یاری می کند بی آنکه او را ببیند؛ الله قوی و شکست ناپذیر است.

لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(بقره/256). 

این دنیا(ماتریکس) و اجسادش(واقعیات مجازی) بین نفوس ما، دست به دست خواهد شد تا آشکار گردد:

و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهداء…(آل عمران/140):

و ما این روزها را بین مردم می گردانیم، تا الله، آشکار کند مومنان را و از میان شما شاهدانی بگیرد…

آیا پهن شدن و جمع شدن این گستره مجازی در بیگ بنگ کیهانی، با میلیاردها سموات و الارض برای آن بود که علام الغیوب به آگاهی برسد؟ در حالیکه او :

و ان ربک لیعلم ما تکن صدورهم و ما یعلنون(نمل/74): 

و پروردگارت آنچه را در سینه هایشان پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند بخوبی می داند.

تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب(مائده/116):

آنچه در نفس من است می دانی؛ و آنچه در نفس توست، نمی دانم.بیقین تو از تمام پنهانها آگاهی.

 

این عظمت دهر جمع خواهد شد؛ زیرا آن کسی که آنرا بنا نهاده، وعده داده است؛ آنرا همچون طومار مکتوبی که پهن شد، جمع خواهد نمود:

یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدانا اول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین(انبیاء/104):

در آنروز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم، همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم، آنرا باز می گردانیم؛ این وعده ای است بر ما، و قطعا آنرا انجام خواهیم داد.

 

پس از آن:

کل نفس بما کسبت رهینه(مدثر/38): هر نفسی در گرو عملی است که کسب کرده است.

…ثم توفی کل نفس ما کسبت…(بقره/281) …و وفیت کل نفس ما کسبت…(آل عمران/25) یوم تجد کل نفس ما عملت…(آل عمران/30)…توفی کل نفس ما کسبت… (آل عمران/161)…و لا تکسب کل نفس الا علیها…(انعام/164)یوم تاتی کل نفس تجادل عن نفسها و توفی کل نفس ما عملت و هم لا یظلمون(نحل/111)و وفیت کل نفس ما عملت و هو اعلم بما یفعلون(زمر/70)الیوم تجزی کل نفس بما کسبت…(غافر/17).

 

یکبار صیحه ای (بانگی ) برخاست(بیگ بنگ) و واقعیتی مجازی به اسم دنیا آشکار شد و ما نفوس، مبتلا به این آزمون گشتیم .

پس از جمع آوری سوپ پخش شده کیهانی، مهلتی داده نخواهد شد. بار دگر صیحه ای بر خواهد خواست و همه در آن جمع خواهیم بود. برخواهیم خواست در حالیکه منتظرانی هوشیار هستیم!

و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله ثم نفخ فیه اخری فاذا هم قیام ینظرون(زمر/68): و در صور دمیده می شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار هستند.

بابت آنچه مرتکب شدیم؛ فدیه و رشوه ای پذیرفته نیست!

و لو ان للذین ظلموا ما فی الارض جمیعا و مثله معه لافتدوا به من سو ء العذاب یوم القیمه و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون(زمر/47):

اگر ستمکاران تمام آنچه روی زمین است مالک باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا کنند تا از عذاب شدید روز قیامت رهائی یابند؛ و از سوی الله برای آنها اموری ظاهر می شود که هرگز گمان نمی کردند.

 

آنچه نفوس ما به آن محتاج است ، بصیرت ، شعور و آگاهی است و پس از قضی الامر، شیون و ناله در جهنم سودی نخواهد داشت.

…سواء علینا اجزعنا ام صبرنا ما لنا من محیص(ابراهیم/21):

…یکسان است برای ما چه بی تابی کنیم و چه شکیبائی، تفاوتی برای ما ندارد؛ راه گریزی برای ما نیست.

اصلوها فاصبروا او لا تصبروا سوا ء علیکم(طور/16).

امروز می باید چاره ای اندیشید و از حفره آتش جهنم گریخت که فردا دیر است.

و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا و اذکروا نعمت الله علیکم….. کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله آیاته لعلکم تهتدون(آل عمران/103):

و همگی به ریسمان الهی  چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ و نعمت الله را بر خود ، به یاد آورید که… شما بر لب حفره ای از آتش بودید،شما را از آن نجات داد؛ اینچنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می کند، شاید پذیرای هدایت شوید.

                                         

   

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۲

مختصات ما در کیهان

 

 

 

قبل  از اینکه وارد دسته بندی شعور غیر انسانی شویم ، لازم دانستم که موقعیت سیاره خودمان را در کیهان  بررسی کنیم. درک موقعیت منظومه ای و حقارت سیاره ای ، دارای این مزیت خواهد بود که تکبر ذهنی غلط بشر را نسبت به خاص بودن شکل شعور در وجود وی می شکند .

 

 

زمین تکه سنگی تقریبا کروی است که به همراه هفت سیاره دیگر بر گرد ستاره ای نزدیک بنام خورشید در حال گردش است.این سیاره و شش میلیارد انسان ساکن آن از مدار زحل ، بصورت نقطه ای نورانی در حد پیکسل قابل رویت  هستند .

 

سیاره آبی رنگ زمین از مدار ستارگان سه تائی معروف به قنطورس با 4.3 سال نوری فاصله(مسافتی که فضا پیماهای مدرن ، چهل هزار سال طول میکشد، آنرا بپیمایند) نه تنها دیده نمی شود بلکه خورشید پر هیبت آن نیز ، صرفا در حد یکی از ستارگان کم فروغ آسمان شب ، قابل رویت هست.

 

 

خورشید با هشت توله خود در بازوی جبار ، در فاصله 10000 سال نوری از لبه و 28000 سال نوری از مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته که هر 240 میلیون سال یکبار، مرکز کهکشانی  که حاوی 200- 100  میلیارد خورشید کوچک و بزرگ است را گردش می کند. بشر با سیستمهای اپتیکی و رصدی در طیفهای الکترو مغناطیس گوناگون تا بحال رویتی مستقیم از سیارات فرا خورشیدی نداشته است.  تکنیکهای رصد غیر مستقیم سیارات فرا خورشیدی که از اواسط دهه 90 میلادی تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است، به تازگی توان کشف بخار آب را در سیاره ای شبه زمینی در منظومه ی ستاره ای دیگر با هزار اما و اگر یافته است.

 

نزدیکترین همسایه ی کهکشانی ما، آندرو مدا ست که با فاصله 2.2 میلیون سال نوری ، دارای 2000 میلیارد خورشید کوچک و بزرگ می باشد.( غیر از ابرهای ماژلانی  که توسط کهکشان ما در حال بلعیده شدن هستند و آسمان نیمکره جنوبی را زینت بخشیده اند).

 

 

جهان به یک یا دو کهکشان محدود نمی شود ، بلکه کیهان حاصل از بیگ بنگ ، در وسعت 20- 15میلیارد سال نوری با میلیاردها کهکشان گسترده شده است.

در این عرصه کیهانی، هرگاه از ستاره  و یا سیاره  نام برده می شود ، صرفا خورشید یا سیارات منظومه شمسی( مثل عطارد ، زهره ، زمین و مشتری )منظور نظر نیست. بلکه هر ستاره و یا سیارات ستارگان دیگر در کهکشان راه شیری و یا کهکشان های دیگر را شامل میشود.

 

به عنوان مثال زمانیکه از ماه سخن می گوئیم ، علاوه بر زمین، سایر سیارات مثل اورانوس ، زحل و مشتری نیز از 27 الی 62 ماه (قمر) دارند. و یا زمانیکه به کوه اشاره میکنیم ، تنها خاستگاه کوه ، در سیاره ما نیست، بلکه در مریخ(بخون یا بهرام) ، بلند ترین قله منظومه شمسی بنام المپ((Olympus جا گرفته است. کوه در سیارات فرا خورشیدی کهکشان راه شیری و یا سیارات فرا کاه کشانی نیز وجود دارد.

عظمت و تنوع خلقت در انحصار فهم ما نیست که یک روز ، زمین را مرکز جهان بدانیم و روز دیگر انسان را تنها تافته ی جدا بافته شعور کیهانی بخوانیم!

 

هر ستاره کوچکی را که در تصویر بالا مینگرید ، غولی تابناک است که از افق سیاره ای دور دست طلوع کرده و در افقی دیگر غروب مینماید و حیات بخش میلیاردها میلیارد موجودات سیارات خویش است.آموزه جملات فوق اینست که: خورشید ما ، تنها خورشید جهان نیست. وجود سیاره ، محدود به منظومه شمسی نیست. زمین مرکز کیهان نیست. کوه ، انسان و بسیاری از مخلوقات دیگر نیز فقط منحصر به زمین نیستند .

هیچ چیز در هستی به شمارش و خاص انگاشتن بشر محدود نمی شود . بدین ترتیب زمانی که از انسان نام می بریم ، تنها شش میلیارد انسان موجود در سیاره خودمان، مطلوب نظر نیست ، بلکه بذر انسانی مثل تنوع ستاره ای، سیاره ای، اقمار و کوهها میتواند در بینهایت منظومه فرا خورشیدی و یا فرا کهکشانی گسترده شده باشد.

با نگریستن به ستارگان آسمان شب ،  اولین قدم ، خارج کردن ذهن از دگم اندیشی است . یعنی وقتی به ستاره ای در دور دست مینگریم ، بدانیم که آن ستاره ، یک خورشید است که می تواند دارای سیاراتی باشد و آن سیارات میتوانند داری اقمار باشند. و همانطور که سیارات و اقمار آنها دارای کوهستان هستند ، پس میتوانند آب ، انسان ، جانداران نامرئی (جن) ، ملائک و ساکنان آسمان داشته باشند .

باور نکردنی است ! بینهایت کهکشان، ستاره، سیاره، قمر، کوه، ملائکه، جن، انسان و مخلوقات دیگری که ما نمی شناسیم!

این دنیای آفریدگاریست که عظمت و بزرگی او با انحصار طلبی ها و جهالت بشر محصور نمی شود. و این همه کثرت سبب تکرار نیست. بطوریکه حتی سرانگشتان دستان ما به تکرار نگرائیده است. او پروردگار خلاقیست که خسته نمی شود و علمش پایان نمی پذیرد . هر چه بخواهد می آفریند.  او منزه است از اینکه کار باطلی کند. و در وهم کسی آید .

 

                                    لا تاخذه سنه و لا نوم .

                                             

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن-۱

من به آفریدگار یگانه ای که برکه ها ، دشتهای سر سبز و کوه های بر افراشته را آفریده  و دین مرا فطرت من قرار داده ، عشق می ورزم. اینچنین باد که در مهر او جاودانه شوم.

تحقیق و تالیف : مهندس سید اسماعیل اسلامی

 

مقدمه

 

مقاله حاضر ، تحقیقی علمی و قرآنی در ارتباط با امکان وجود شعور و ادراک غیر انسانی در پهنه گیتی  می باشد که هدف آن بررسی قرآنی اشکال و انواع ادراک، در دیگر مخلوقات الهی است.

اگر از کلمه شعور و ادراک غیر انسانی بجای ادراک فرا انسانی و یا فرا زمینی جهت معرفی استفاده شد به دو دلیل زیر است:

 

لزوما شکل شعور نفسانی موجودات غیر انسانی ، فرا تر از انسان نیست و بالعکس.

 

انواع شعور و هوش غیر انسانی علاوه بر نوع غیر زمینی و یا فرا زمینی ، میتواند بومی سیاره زمین نیز باشد. مانند موجودات هوشمند نامرئی زمینی که در قرآن بنام جن خوانده شده اند و در عین کثرت شان ، در ماهیتی ناباورانه (بنا به مصلحت الهی) غیر قابل رویت هستند.

 

قرآن با آیات نورانی خود در چهارده قرن پیش به معرفی هوشمندی گستره وسیعی از مخلوقات غیر انسانی در پهنه گیتی پرداخته است. و بطور صریح ، علم و ابزار بشری را در ارتباط با فهم و رویت این طیف گوناگون از شعور و ادراک به چالش گرفته است.

بشر در ابتدا توانائی دیدن اجسام و رنگها را در طول موج مرئی داشته است ولی دید در تابشهای الکترومغناطیس مادون قرمز، ماوراءبنفش ،امواج رادیوئی ، اشعه x ، گاما و لیزر برایش قابل فهم نبود. امروزه با کمک علم و فن آوری افق دید ، از 7500- 4000 آنگستروم (قرمز- نارنجی- زرد- سبز- آبی- نیلی ـ بنفش )به مرزهای غیر قابل تصوری کشانده شده است.

همزمان با افزایش افق رصدی ، درک انسان نیز در نحوه ارتباطات تلپاتیک ، هیپنوتیزم و ) ESPکنترل اشیاء با ذهن) رو به گسترش نهاده است. ولی متاسفانه با این همه پیشرفت ، فهم و باوری حتی ابتدائی از نحوه تعامل گفتاری – رفتاری و حضور شعور در اشیاء ،آب ،کوه ، زمین، سیارات ، ستارگان ، کهکشانها و یا نباتات (درخت،سبزه ،گل و…)،جنبندگان ( حیوانات خشکی، آسمان، دریا و حشرات) ، ساکنان آسمان ، ملائک و جنیان وجود ندارد  !

 

اعلام هوشمندی فوق العاده پیچیده و گسترش یافته در تمام اجزاء عالم در نوشته های وحی چگونه تفسیر خواهد شد؟ پاسخ علم ، ابزار و فن آوری پیشرفته در ارتباط با سوالات زیر چیست ؟

آیا مورچه میتواند حرف بزند ؟  آیا درختان صاحب فهم و شعور هستند؟ آیا زمین اراده دارد؟ آیا پرنده ای مثل هدهد توان انتقال اطلاعات به انسان را داراست؟  آیا موجوداتی مثل جن قدرت غواصی و پیکره سازی و جابجائی اشیاء را دارند؟ آیا ملائک الهی زراعت میکنند و شرایط آب و هوائی را تنظیم می نمایند ؟ آیا رعد و برق ، حمد و تسبیح پروردگار را بجا می آورند؟ و آیا در بین سیارات سپاهیانی از آسمان در رفت و آمد هستند که ما نمی بینیم ؟ و کدام دسته از  ملائک قدرت نابودی تمدنهای پیشرفته شعور بشری را دارند ؟

بشر هم اکنون با نوعی از شعور هبوط یافته ،بنام شعور انسانی ، آشنا ست و بواسطه این شکل ضعیف از پتانسیل قوی و بی حد و مرز شعور لا یتناهی ، با همنوعان و جهان پیرامونی خود در ارتباط است .ولی آیا براستی ، شعور و هوشمندی تنها در شکل انسانی تکوین و تکامل یافته است؟ و یا انواع دیگری از ادراک در سرتا سر گیتی گسترش یافته، که ما با این سطح ضعیف از شعور انسانی خویش ،قادر به فهم آن نیستیم؟

  در کل دو نظریه میتواند شکل بگیرد:

 

– شعور تکامل یافته ، صرفا شعور بشریست و تنها در کره زمین تکوین یافته است.

 

– شعور تکامل یافته بشری تنها شکلی از شعور میباشد که :

 

انواع دیگری از شعور نیز در جمادات ، مایعات ، گازها ، اشیاء ،نباتات، حیوانات(جنبندگان)،کوهها،اقمار، سیارات،ستارگان، کهکشانها،ملائک، جنیان و تمامی اجزاء مخلوق ، گسترده شده است. و هیچ مخلوقی نبست، مگر اینکه صاحب فهم و ادراک است.(برخی بر شعور انسانی تفضل و برتری دارند و برخی مسخر شعور انسانی به اذن پروردگارند).

 

 

 

 

آنچه از وحی استنتاج می شود ،حاکی از اینست که شعور انسانی تنها جزئی از شعور مخلوقات زمین و آسمان و مابین آنهاست. و گستره شعور ، دارای شکلی پیوسته و عالمگیر می باشد که عزیز حکیم به اقتضای نیاز خلقت و نظم حاکم آنرا تعبیه فرموده است.

 

 

 

 

 

جالب آنکه، مطالعه در آثار باستانی و متون مذهبی باقیمانده از اقوام مختلف،نشانه های بی بدیلی را از شناخت بشر گذشته ، نسبت به شعور غیر انسانی حکایت می کند که امروزه پس از عذاب اقوام و انهدام تمدنهای خاطی به بوته فراموشی سپرده شده است.

 

 

 

 

ادامه دارد…

http://www.mavaraha.blogsky.com

ساختار دنیا و حقارت آن

 

 

ای خالق سر انگشتان من، شاهدم که شبیه و ماننــــــدی نداری . چشمها را می بینی و هیچ دیده ای ترا نمیبیند. ای شنوا و ای آگاه ، یگانگی و بزرگی مخصوص توست. علم و قدرت و اراده ات در آنچـــه خلق کردی جاریست. در هر چــه امر فرمودی بلا منازعی . نه هم ترازی معادل و نه مخالفــی تجاوز گر، و نه اسمی مشابه! و نه مثلی !

ای خالق چشمان من ، هرگاه در تو می اندیشم ، حیرانــی مرا فرا میگیرد. احوال و حوادث  در تو راهی ندارند . و امور ترا متحیر نمی کنند. وصف کنندگان از  فهم عظمتت عاجزنـــــد. جبروتت در اندازه ناید ،که بر قلبی خطور نماید. و هرگـــــز در چیزی معادلی بر تو نیست.درک عالمان و اندیشه متفکران بر تو راهی نیافت. چگونه میتوان ترا با صفات آفریـــــده ها وصف کرد . که یگانه ای و بی نیاز! هر آنچه در وهم من آید، غیر آنی.

حقارت حیات دنیا آیا بشر امروزه ،دلائلی شهودی مبنی بر حقارت حیات دنیوی را لمس کرده است؟ ما در دو سر فصل قبلی، حادثه ظهور و بروز جهان در دنیائی بینهایت بزرگ و فرو رفتن در اعماق دنیای بینهایت ریز شامل کوانتوم و کوارک را تا مرز غیب دنیوی تجربه کردیم.
با سیر در جهان ،به نظمی عمیق و نهادینه شده در ریز ذره ها مثل کوارکها، ذرات بنیادی ،اتمها ،مولکولها،سلولها، عناصر،پیکره ها ،و خوشه های گیاهی( انگور ،خرما ، دانه های چیده شده در انار) و یا حیوانی (دستجات ماهیها،پرندگان ،گله های حیوانی ) و نیز نظمی متحیر کننده در درون بزرگ پیکره های کیهانی مثل ابر خوشه ها، خوشه ها ، خوشه های محلی ،کهکشانها، خوشه های ستاره ای و سیارت و اقمار آن پی خواهیم برد.
زایش، چرخش ، حرکت ، سرعت و گسترش و در نهایت فنا پذیری در همه از ریز تا درشت نوشته شده است.چرا؟
چرا آفریدگار ،می آفریند. و چرا پروردگار،می پرورد. و چرا فنا گر همه وجوه و صورتها ، از ریز ذره تا ابر بیگ بنگ ها را فنا میکند؟ این هزینه هنگفت خلقت ،چرا رو به انتروپی و نابودی است؟ چرا این همه زیبائی و کاخ عظیم دهر که عظمت ابعاد آن در  ۱۵ میلیارد سال نوری پس از انفجار بزرگ در آسمانها و کهکشانها گسترده شده است، در پیام جبرئیل متاع و قلیل انگاشته شده است؟

 

میدانیم که سفینـــه کاسینی ، به دستور دانشمنـدان ناسا ،از فاصله یک میلیـارد و ششصد میـــــــلیـون کیلومتری، در مــــدار زحل ،تصویر حقــارت آمیز زمین را ارســال کرده است.(تصویــــر روبرو).  آیاتصویر روبرو که زمین وشش میلیارد ساکن بشری آنرا به همـــراه قمر آن ،تنها بصـــورت یک نقطه نورانــی ، از مدار سیاره زحـــــــل، نشان می دهد ،حاوی همان پیام جبرئیل و شاهدی بر آیات زیر است؟
……ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل(توبه/۳۸)
….آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟ با اینکه حیات دنیا در برابر آخرت،جز اندکــــــــی نیست.
یا قوم انما هذه الحیوه الدنیا متاع و ان الاخره هی دار القرار(غافر/۳۹)
ای قوم من ! این زندگی دنیا ،تنها چیز اندک و زود گذری است، و آخرت سرای همیشگی است.
ذلکم بانکم اتخذتم آیات الله هزوا و غرتکم الحیوه الدنیا…..(جاثیه/۳۵)این بخاطر آن است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگی دنیا شما را فریب داد….

اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد….. ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور(حدید/۲۰)بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و زینت و فخر فروشی در میان شما و افزودن طلبی در مال و فرزندان است……زندگی دنیا جز چیزی اندک، زودگذر و فریبنده  نیست!

همانطور که گفتم عرض کهکشان ما حدود ۱۰۰ هزار سال نوری و قطر آن در حدود ۱۵۰۰۰ سال نوری میباشد . خورشید ما در لبه ۱۰هزار سال نوری و ۲۸ هزار سال نوری از مرکز کهکشان جای گرفته است. حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیـــــــــــــــــارد خورشید دیگر در کهکشان ما حضور دارنــــــد که نزدیکترین آنها همان سه گانه قنطـــورس با ۳/۴ سال نوری فاصله بود؛که ۴۰۰۰۰ سال طول مــی کشید به آن برسیم! آیا با این حساب برای شما قابل تصور هست که چه مقدار طول می کشد تا به مرکز کهکشان با ۲۸۰۰۰ سال نوری فاصــــــله سفر کنید؟ و یا چه مقدار طول می کشـــد که از لبه کهکشان راه شیری با ۱۰۰۰۰ ســــــال نوری فاصله بگریزید؟ اینها همه فواصلی در یــــــــــــک کهکشان بنام راه شیری بود! در جهان مشهود  میلیاردها میلیارد ،کهکشان شمرده شــــــــــده است . و فواصل کهکشانی هزار و ده هزار و صد هزار سال نوری نیست ، بلکه همسایه کهکشانی ما، آندرومدا(امراه المسلسله) با ۲۰۰۰ میلیارد خورشید در فاصلـــه ، ۲/۲ میلیون سال نوری از ما قرار گرفته است! کهکشـــان ما با سرعتــــــــی معــادل ۳۰۰کیلومتر در ثانیه به همســــــایه خود آندرومدا نزدیک می شود .

کهکشان های اطراف ما در خوشه ای محلی با جمعیتی حدود ۲۴ کهکشان ،نظمی الهـــــی یافته است.

 

جالب است بدانید که کهکشـــــــان راه شیـــری ،کهکشان  بزرگی در خوشه محلی کهکشانــــها نیست .و خوشه محلی ما خوشه بزرگی در بین خوشه های کهکشانی نیست ،چرا که به عنوان مثال خوشه ای در جام سنبله با ۲۵۰۰ کهکشان ،خوشه ای با عظمت است که خوشه محلی ما را به تحقیر میکشاند. و خوشه محلی ما عضوی از ابر خوشه محلی(Local Super Cluster) با ۱۰۰ خوشه می باشد . در مرکز این ابر خوشــــــــــه ،  خوشه غول آسائی هست که خوشــه محلی ما دور آن می چرخد. قطر خوشه محلی چیزی حدود ۱۶۰ میلیون سال نوری است! بین ابر خوشه ها رخنه هائی هست که حرکت انبســــــاطی جهان ،بادکنک در حال باد شدنی را در ذهن تداعــــــی میکند.

خورشید

 

خورشید ما،خورشید بزرگـــــــــــــــــــــی در کهکشان راه شیری نیست .تنها عضـوی از    یک خوشــــــــه ستاره ای است . که با سرعت    ۲۲۰ کیلومتر در ثانیه هــر ۲۴۰ میلیـــــــــــــــون سال، یکبــــــار مرکـز کهکشان راطــــــــواف می کند.

   

 

در زیر مقایسه ای بین خورشید Arcturus غول پیکر و ابر خورشیدهای بزرگتر از آن نظیر آنتارس را شاهد هستید. خورشید به اصطلاح بزرگ ما در بین غولهای خورشیدی زیر قابل رویت نیست!!!

 

خورشید و سیارات ما، از خورشیدی همجوار بنام آلفا قنطورس با فاصله ۳/۴ سال نوری (فاصله ای که سفاین ما با آخرین تکنولوژی حرکتی، ۴۰۰۰۰ سال طول خواهد کشید تا به آن برسند)،همچون ستاره ای کم فروغ در آســـــمان  شب  آنجا  دیده خواهد شد . چنانچه خورشید آنها ، سیاره و سیـــاره آنها، انسـان و انسان آنها، تلسکوپ میداشت ؛ باز هم قادر به دیدن سیاره آبــی  رنگ ما نبودند! آیا دلیلش را میدانید؟

 

زیرا کل سیارات منظومه شمسی کمتر از ۲٪ جرم خورشید را ندارند و درخشش ۵۶۰۰ درجه ای سطحی خورشید مانع از عرض اندام سیارات حقیر آن می شود!    

 

خورشید که در اثر انقباض یک سحابی پرانرژی بوجود آمده است،ارزشمندترین گوهر منظومــه شمسی است، زیرا پیدایش حیات ، روند حیات  و بقای حیات را برایمان به ارمغان آورده است. ستارگانی که در آسمان شب  نظاره گر آن هستید ،هر کدام یک خورشید با ابعاد و اندازه های متفاوتی هستند. و ماده  اولیه ی تمام این ستارگان ،هیدروژنی ست که در روندی تکاملی تبدیل به هلیوم می شود.

به تصور زیر نگاه کنید.قسمتی از بازوی جبار در کهکشان راه شیری را در نظر آورید که منظومه خورشیدی ما درآن واقع شده است.هزاران هزار خورشید که شنهای کنار ساحل دریا را تداعی میکند! هر کدام از این نقاط نورانی غولی تابناک است که از افق سیارات خود ،با جبروت و عظمت طلوع میکند و در افقی دیگر غروب مینماید. وعاملی برای انرژی بخشیدن به میلیاردها میلیارد جاندار منظومات خویــــش هستند.ولی این عظمت از دیدگاهی ژرفتر و یا فراتر به حقارت ،قابل باز نگری است. و این حقــارت ،با ژرف نگری ،به تمام عظمتها و ابر پیکره ها از سیاره تا ستاره و کهکشانها و ابر خوشـــــــه های کهکشانی  قابل تعمیم است.

 

 

پس نگرش در ساختار جهان و فهم حقارت جهان مادی، ما را به حقیقتی رهنمون خواهد گشت که : 

یا قوم انما هذه الحیوه الدنیا متاع و ان الاخره هی دار القرار(غافر/۳۹)

ما در این وبلاگ ،قصد رسیدن به راهی را داریم ؛ که ابراهیم و محمد و عیسی و موسی، هزاران سال پیش آنرا جهت شکستن بتهای زمانه خویش طی کردند.

ما با شناخت واقعی ساختار جهان ، گام در شناخت شعور دیگر اجزاء خواهیم گذاشت و شکل شعور را در دیگر مخلوقات بررسی خواهیم کرد.

ما با فهم اینکه هیچ مخلوقی از حقارت و بندگی در برابر عظمت خالق یگانه تهی نیست؛ به راهی نورانی از هرگونه شرک دست خواهیم یافت.

باید این راه را پیمود. و فهمید که ما ، سیاره امان ، خورشیدمان ، کهکشان مان ،و بیگ بنگ مان و یا چنانچه در آینده ای نزدیک به دیدار سایر موجودات هوشمند مثل جن و یا ملائکه نائل شویم ، هیچکدام  رب ، رب النوع و فرزند خالق هستی نیستیم. و بنگریم که سیاره ، ستاره ، کهکشان ، بیگ بنگ و شاید هزاران بیگ بنگ و دنیاهای دیگر ، نقطه ای بیش در جهانی مخلوق و پهناور الهی نیستند! و همه و همه، خدائی را که به دست اوست ملکوت آسمانها و زمین ،بنده اند و لا غیر!

و انه تعالی جد ربنا ما اتخذ صاحبه و لا ولدا (جن/۳). 

خدائی که فرزندی برای خویش اتخاذ نکرد و او منزه است از هر شریک انس و جن و ملائک.

سبحانه و تعالی عما یشرکون .

سبحانه و تعالی عما یصفون .

سبحانه و تعالی عما یقولون علوا کبیرا .

 

ای پرورش دهنده من ،به تو شناختم ،آنچه را شناختم! و به آنچه شناختم ،ترا نشناختم!

 

 

 

 

 

جاری فرما برقلب من  ایمان و یقین به غیب را !

مرز فیزیک و متافیزیک کجاست؟

حیفم آمد قبل از اینکه سوپ کیهانی مان سرد شود از ماده و ضد ماده ،فیزیک و متا فیزیک ،غیب و شهود و بطور کل از آیه زیر حرفی به میان نیاید:

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/۲۷)

ترجمه اش باشه در انتهای موضوع  !

براستی مرز ماده و ضد ماده کجاست؟چرا زمانی که جهان را با همه کهکشانها و ستاره ها و سیارات و طیف گسترده ای از دیگر اجرام وزن میکنیم ، میبینیم ماده تاریک و انرژی تاریک حکایت از ناپیدائی جرم عظیم غیرقابل تصوری دارد؟

ماده تاریک چیست؟چرا فیزیک نوین به چهار بعد انیشتین رضایت نداد؟بقیه جرم جهان در کجــــــا پنهان شده است؟نظریه ریسمانها که در سر شاخه علم فیزیک کوانتوم ،ردیابی و پردازش میشود به دنبال چیست؟چرا اساتید اعظم فیزیک همه چیز را رها کرده و علم ریاضیات پیشرفتــــــــه را در خدمت جهان چند بعدی گرفته اند؟ آیا جهانهای موازی به ریسکش می ارزد؟این جهانهای تو در تو و موازی چیستند که دنیا میلیاردها دلار و یورو خرج آن میکند؟

بله خداوند تاس نمی اندازد؟وپردازش خالق بی همتا بقدری پیچیده است که چاره ای جز هذیان گوئی نداریم!
در مبحث جهان پس از بیگ بنگ ،توضیحاتی در ارتباط با ماده و ضدماده  و نحوه تشکیل آن دادیم.

وحالا جهت کشف این سوال که آیا بین فیزیک و متا فیزیک و در کل ماده و ضد ماده مرزی است؟ به کنکاش در دنیای کوانتوم می پردازیم.دانشمندان فیزیک با ارائه نظریه ریسمانها ،بدنبال کشف نیروی واحد کیهانی هستند.میدانیم که انیشتین تا سالهای پایانی عمر خود ۱۹۵۱ م در پی اتحاد دو نیروی گراویتون(جاذبه) و الکترومغناطیس بود که دانشمندان جوان هم عصر وی، دو نیروی اتمی قوی(چسب بین پروتون و نوترون درون هسته) و ضعیف( رادیو اکتیو) را به وی تقدیم کردند ، که نپذیرفت. و جمله معروف خداوند تاس نمی اندازد را جهانی کرد!

برای اینکه بفهمیم آیا مرزی بین ماده و ضد ماده یا فیزیک و متافیزیک و یا شهود و غیب موجود است؟ باید صابون فهم مطالب زیر را به تن مالید!

یک تکه سنگ را از زمین بردارید و در دست بگیرید. خوب به آن نگاه کنید .چه چیز میبینید؟ ماده ؟ بله! اگر وزن و جرم و بار داشته باشد ، حتما حدستان درست است.

راستی این سنگی که در دست گرفته اید بعد دارد؟ پس تجزیه پذیر است! به چی؟ به کانیهای اولیه و کانیهای ثانویه!سپس به عناصر و مولکولها و اتمها (ذره). میدانیم که ذره هم بعد دارد و اینبار حتما به خرد ذره ها ی الکترون ،پروتون و نوترون تقسیم میشود!

 به دنیای کوانتوم خوش آمدید…فقط چند نکته را به خاطر بسپارید!وقتی پائین می آئید، صحبت از مرز ماده و ضد ماده و فیزیک و متا فیزک( و از این حرفها) را به میان نیاورید! ( چون مرزی وجود ندارد).برای خودتان گفتم تا در برگشت دچار مشکل نشوید!
دموکریت در یونان در سالهای  370-460 قبل از میلاد مسیح ،اتم (ذره )راتعریف کرده بود.ولی از ذرات بنیادی یا همان خرد ذره های ما(الکترون،پروتون و نوترون) ،چیزی به میان نیاورده بود.

در سال ۱۹۶۰ بود که دانشمندان اعلام کردند اون سنگی که در دست شماست و تا مرحله ذرات بنیادی شکافتید از زیر خرده ذره هائی تشکیل یافته است، که برخی کوارک نام گرفتند.(از اتم عکس داریم ولی از کوارک شرمنده ام)!

حالا دو مطلب برای سیر در غیب داریم:

زیر ذره های عامل انرژی (بوزون )و زیر ذره های عامل ماده(فرمیون).

 بوزونها با گشتاور چرخشی 0-10 که نشانگر رفتارشان است ،تشکیل دهنده چهار نیروی شناخته شده فیزیک هسته ای (نیروی ضعیف و قوی و الکترومغناطیس و جاذبه ) می باشند.

اگر خسته شدید می توانید سنگ را زمین بگذارید . ولی همچنان چشم از آن برندارید تا در پایان ،مدعی نشوید که چشم بندی کردم!

بوزونها در دو طبقه: غیر کوارکی و کوارکی موجود ند.
انواع بوزونها ی غیر کوارکی:

 ۱- فوتون(کوانتوم):  که نیرو الکترو مغناطیس بوده و فاقد جرم ( در حالت سکون ) است.موجی حرکت کرده و ذره ای به مقصد میرسد . نور در تعریف معادله ماکس پلانک ، نسبت معکوس طول موج و انرژی را پذیراست.یعنی هر چه قدر انرژی یک فوتون(کوانتوم)زیادتر شود طول موج آن کوتاه تر است.پس هرچه آهنی داغ تر شود ،طیف رنگ آن از سرخ با طول موج بلند و انرژی کم به نارنجی ، زرد،سبز و آبی با طول موج کوتاه ولی پر انرژی تغییر میکند.

پرتوهای موجود در طبیعت از طول موج بلند به کوتاه عبارتند از : میکرو ویو،رادیو، تلویزیون، ماهواره ،نور(فرو سرخ-نارنجی-زرد-سبز-آبی-نیلی ـ بنفش و فرا بنفش)،ایکس و گاما.

پرتو های میکرو ویو ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، نورفرو سرخ بر چشم تاثیر ندارند پس قابل رؤیـــت نیستند . و به دلیل فوتونهای کم انرژی ،برای سلولهای موجودات زنده ( گیاه و حیوان  )مضر نیستند.

پرتوهای الکترو مغناطیس جهت انتشار به هوا و آب نیاز ندارند و با حد اکثر سرعت یک ذره (سرعت نور=۳۰۰۰۰۰km/s)به شکل ماده حرکت میکنند. امواج مکانیکی(سرعت صوت=۳۳۵m/s) به واسط آب و هوا نیاز دارند . همانطور که قبلا هم در مبحث بیگ بنگ توضیح دادم فوتـــونـــها در دمــــا های میلیاردی تشکیل شده اند و دارای عمر ابدی هستند و فراوانترین وجودند . (هر اتم ، یک میلیـــارد فوتون). البته انسان هم توانسته با شکافتن هسته اتم ( در انفجار اتمی ) و اتصال هسته اتم ( انفجار هیدروژنی)،با تبدیل ماده به انرژی مقادیر عظیمی از فوتونهای پر انرژی (فوتونهای رادیواکتیو-اشعه گاما)تولید کند:E=mc^2.

زمانی که یک الکترون ، فوتون را جذب یا دفع میکند به پوزیترون تبدیل میشود . برخورد الکترون و پوزیترون،ناپدیدی آنها و تشکیل فوتون را موجب میشود .(ماده به انرژی تبدیل میشود).

گراویتونها، نیروی جاذبه ای که منشاء آن، بوزون حاملی بنام ،هیگز(با چرخش صفر) است! بعبارتی ، نقاش سیاهچاله هااند.
گلوئونها، (چرخش 1) با بار خنثی ،چسب هسته اتمی را پدید آورده است . گلوئــونــها نیز طــــی واکنش های هسته ای در دمای میلیارد درجه ای پدید می آیند.
و بالاخره بوزونهای حامل که جرم داری شون قابل تحصین است ،w – w + با 81000 میلیــــــــون الکترون ولت و z0 با 93800 میلیون الکترون ولت(Mev). خلاصه اینکه ، گشتـــاور  یــک و نیروی ضعیف از خصوصیات آنهاست.
بوزونهائی کوارکی (دو کوارکی که مزون نامیده میشوند):باز هم عامل انرژی هستند.
این تبدیل کنندهای خرده ذره ماده به انرژی ،شامل :
پیون : ایجاد کننده نیروی قوی که پروتونهای هم بار را سر جایشان می نشاند -(هیدکی یوکاوا 1935م).و البته در اشعه کیهانی هم ثبت شده اند(سسیل فرانک پاول – 1947م). پیونها با اجرام متفاوت و بارهای مثبت،منفی و خنثی مشاهده شده اند.
کئون: مزون خنثی با عمر کوتاه و جرم بیشتر از پیون ، که در ساختار  مـــــــــاده معمولی حضور ندارد.
از انرژی زاها که بگذریم به ماده زاها (فرمیونها)میرسیم:

 خرده ذره هائی که سازنده ماده هستند را فرمیون مینامند: (چرخش2/1) و دارای حرکت دایره ای بوده و شامل کوارک و لپتون و باریون (سه کوارکی )است.
کوارکها : تا آنجا که علم بشر اجازه داده ،میتوان گفت که کوارکها سنگ پایه تشکیل ماده اند و شامل :۱- کوارک بالا ۲- کوارک پائین ۳- کوارک راس ۴- کوارک قاعده ۵-کوارک عجیب و ۶-کوارک افسونگر هستند.
لپتونها : این فرمیونها ،خرده ذره های سبکی هستند که از ریز ذره های ذیل تشکیل یافته اند:

 الکترونها :خرده ذره های سبک پایــداری که با بار منفی برروی مدار اتـم با سرعــــــت ۶۰۰km/s میچرخند و در همه ذرات حضور دارند ( واکنش آنها موجب پیدایش واکنشهای شیمیـــائـــــی می شود).

الکترون دارای ضد خرده ذره ای بنام پوزیترون(بار ۱+) میباشد.بعبارتی تصویر آئینه ای آن بوده که در سال ۱۹۳۱ م توسط موریس دیراک حدس زده شد.و در سال ۱۹۳۲ م توسط اندرسن کشف شـــد.

لازم به ذکر است که هر خرده ذره ای دارای یک ضد خود بوده که بار و حرکتش مخالف  ذره اصلی بوده و سازنده ضد ماده میباشد .ساختار برخی سیاهچاله ها را از ضد ماده می دانند.

میو-آنها (الکترونهای چاق  تا ۲۰۰ برابر)،تو-آنها و نوترینوها (خنثی- جرمشان یک ده هزارم الکترون بوده  و روزانه 10 میلیارد نوترینو از خورشید به هر سانتیمتر مربع کره آبی رنگ ما اصابت میکنه!و از طرف مقابل آن بیرون میزنه! ).
و نهایتا باریونهای سنگین وزن با عمر کوتاه که فرمیونهائی هستند متشکل از ۳ کوارک و بلافاصله پس از تشکیل به پروتون (سازنده هسته با بار ۱+ و به تعداد مساوی با الکترون در هر ذره و بـــــــا سرعت ۱۵ km/s و ۵ برابری تعداد نوترونها در طبیعت) و نوترون و باریونهای دیگر(ناپایـــــــــدار که از بقایایشان ،انواع دیگری به همراه پرتو کیهانی سیگما،امگا،هیپرون و زی بوجود میآید) تبدیل می شوند.

خوب حالا سنگ را بردارید و مرز ماده و ضد ماده ،فیزیک و متافیزیک ،عالم غیب و شهود،دنیای ما و جنیان ، و بطور کل مرز بندی دنیاهای موازی  را در نظریه ریسمانها ،به من نشان دهید.  نظریـــــه ریسمانها و ابعاد بیش از 11 و یا 13 جهان موازی حتما توجه شما دوستان عزیـــــــز را به خود جلب کرده است؟
آیا فیزیک به دنیای متافیزیک وارد شده است و یا بالعکس؟
مرز فیزیک و متا فیزیک کجاست؟ ماده چیست ؟ دنیاهای موازی در کجای هم واقع شده اند؟ اونها و دنیای اونها از چه تشکیل یافته که ما را میبینند ؟ و چرا ما آنها را نمیبینیم؟

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/۲۷)

ای فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد ،آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیـــــرون کرد ، و لباسهایشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد.چه اینکه او و قبیله اش شما را میبینند از جائی که شما آنها را نمی بینید،ما شیاطین را اولیــــای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.

به وبلاگ ماوراها خوش آمدید.

ما در این وبلاگ ابتدا ساختارهای به نتیجه رسیده علمی بشر را در هر مبحث مرور میکنیم و سپس آیات قرآن را به بررسی میگذاریم.

ما در این وبلاگ در پی برون فکنی علوم ماوراء هستیم و قصدمان اینست که مرزها را بشکنیم و حقیقت ، خود را نشان دهد.

ما در این وبلاگ لحظه به لحظه به دنبال سایه شعور غیر انسانی می گردیم تا مختصات آن را تعریف کنیم.

ما در این وبلاگ از قرآن و نجوم و فیزیک و تمامی علوم حرف خواهیم زد.ولی نگاهمان را از واقعیت بر نخواهیم داشت .

ما همان انسانهائی هستیم که فرمان به سجده ما دادند! لکن در این رینگ دنیا چشمانمان را از دست دادیم و به دشمنی که پیاپی ما را به سمت ناک اوتی میکشاند ،باور نداریم.

ما در این وبلاگ قصد داریم که ملائکه ،جنیان،ساکنان آسمان ، و سخن گفتن مورچگان و پرندگان را با تکیه بر وحی الهی باور کنیم.

ما قصد داریم نادیده ها و دنیاهای موازی را در این صور دنیوی اسرافیل، و قیامت را در صور اخروی پذیرا باشیم.

ما برای شما قصه های مادر بزرگها را که از افسانه های کهن اقوام پیشرفته آتلانتیس و مایاها و فرعونهای زمان به یادگار رسیده تعریف خواهم کرد.و اشاره میکنیم که اونها به نیروی واحد کیهانی در فیزیک دست یافتند. ولی چون رسولان الهی را از محافل علمی اشان با تمسخر و دیوانه خطاب کردن میراندند ،تمدن و عظمت تکنولوژیک شان به افسانه بدل شد. و امروز تمدنی نوین ،روی خرابــــــــــه های باقیمانده از تمدن آنها میپرسد: که آیا آنها هم هواپیما داشته اند؟ از الکتریسیته چیزی میفهمیدند؟ جن چیه؟ ملائکه یعنی چه ؟منظور قرآن از اینکه میگه، مورچه و هد هد حرف میزنه چیه؟ عجایب هفت گانه را چه قدرتی پدید آورده است؟

با ما باشید….

www.mavaraha.blogsky.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: