بایگانی روزانه: ژوئن 8, 2009

قدیمی ترین رد فضانوردان باستانی

در بخش قبل مقدمة کوتاهی در مورد نظریة فضانوردان باستانی گفتم و با کلیات این نظریه آشنا شدید. از این به بعد به بررسی شواهد و مدارکی که طرفداران این نظریه برای دفاع از این تئوری از آنها استفاده میکنند، میپردازیم و این مدارک را به ترتیب تاریخ ذکر خواهم کرد به این ترتیب که از قدیمی ترین مدارک شروع کرده و در آخر به جدید ترین آنها میرسیم.

        قدیمی ترین رد پایی که از فضانوردان باستانی در کرة زمین یافت شده است مربوط به حدود دو میلیارد و هشتصد میلیون سال قبل است!!! بله درست خواندید 2.8 میلیارد سال پیش. چند دهه قبل معدن کاران در آفریقای جنوبی صدها گوی اسرار آمیز با منشا ناشناخته کشف کردند. این گویها قطری حدود یک اینچ یا کمی بیشتر داشتند و برخی از آنها دارای سه شیار موازی در قسمت استوای خود بودند.

 گویها به دو شکل بودند، بعضی از آنها از یک فلز آبی رنگ عکس گویهای اسرار آمیز شیار دار 2.8 میلیارد ساله.اگر این گویها محصول کار طبیعت نیستند، که ظاهراً اینطور به نظر میرسد، پس سازندة این اجسام چه کسانی بوده اند؟با رگه های سفید ساخته شده بودند و نوع دیگر توخالی بوده و پر از یک مادة اسفنجی سفید بودند.نکتة حیرت آور این بود که گویهای اسرار آمیز از درون یک سنگ مربوط به دورة (پره کامبرین) که عمری حدود 2.8 میلیارد سال داشت خارج شدند.(رولف مارکس)Roelf Marx  مسئول موزة (کلرکسدراپ) Klerksdrop آفریقای جنوبی که تعدادی از این گویها در آنجا نگهداری میشوند میگوید: این گویها یک راز هستند. آنها مصنوعی به نظر میرسند. در زمانی که این گویها از آن آمده اند در زمین حیات هوشمند وجود نداشته است. گلوله ها در سنگ (پیروفیلیت)  Pyrophyllite یافت شدند که در نزدیکی یک شهر کوچک به نام (اتو سادال) Ottosadal از معدن استخراج شده بود. این سنگ (پروفیلیت)  کاملاً یک سنگ نرم ثانویه با درجة سختی سه در مقیاس (مهس)(مقیاسی برای اندازه گیری سختی سنگ) Mohs است که در زمان رسوب گذاری درحدود 2.8 میلیارد سال پیش ایجاد شده است. از طرف دیگر این گویها بسیار محکم هستند  به طوری که حتی با استیل هم خراشیده نمیشوند. (1) جالب است بدانید که در این دوره میزان اکسیژن اتمسفر زمین تنها 1% بوده و تنها موجودات زندة آن زمان موجودات تک سلولی بی هوازی بودند که برای حیات خود نیازی به اکسیژن نداشتند.(2) حال به نظر شما این گویهای فلزی که هیچ کس نمیتواند ادعا کند که اجسامی طبیعی و محصول کار طبیعت هستند، چه منشایی دارند؟به نظر من تنها جواب منطقی برای این معما این است که این گویها بقایای یک سفینة فضایی متعلق به موجودات متمدنی از یک سیارة دیگر است که سفینة آنها سقوط کرده و در قعر اقیانوس مدفون شده است و بعد گذشت چندین هزار سال تمام قسمتهای لاشة این سفینه پوسیده و از بین رفته ولی گویهای فلزی به دلیل جنس فلز به کار رفته در آنها سالم باقی مانده و با گذشت زمان لایه های رسوبی روی آنها را پوشانده و بعد از گذشت میلیونها سال رسوبات تبدیل به سنگ شده و گویها در میان این سنگ محصور شده و از مجاورت با اکسیژن هوا و در نتیجه پوسیدن محافظت شدند تا اینکه به طور اتفاقی کشف شدند. شاید این سوال برای شما پیش بیاید که چگونه امکان دارد که در 2.8 میلیارد سال پیش موجودات متمدن وجود داشته باشند؟ باید بدانید که عمر جهان هستی حدود 13.7 میلیارد سال است و عمر منظومة شمسی حدود پنج میلیارد سال و اولین ستارگان حدود چهارصد میلیون سال بعد از (بیگ بنگ) Big Bang به وجود آمدند و البته همة ستارگان و سیارات آنها کم و بیش ساختمان مشابهی دارند و عناصر موجود در منظومه شمسی با عناصر موجود در ستارگان دیگر و سیارات آنها تفاوت چندانی ندارد. حال اگر در کرة زمین پنج میلیارد سال زمان برای ایجاد موجودات متمدن لازم بوده است،پس در منظومه ای که فرضاً ده میلیارد سال پیش به وجود آمده باشد میتوان از پنج میلیارد سال پیش انتظار وجود موجودات پیشرفته را داشت و نباید از وجود موجودات پیشرفته در 2.8 میلیارد سال پیش تعجب کرد.

 

           یکی دیگر از اجسام مصنوعی کشف شده از دوران پرکامبرین یک کوزة فلزی است که از درون سنگ 600 میلیون ساله خارج شده است.گزارش کشف این کوزه در ماهنامة علمی آمریکاScientific American در شمارة پنجم ژوئن سال 1852 با عنوان (عتیقة ماقبل تاریخ) A Relic of a Bygone Age و به این ترتیب بود:

( چندین روز پیش یک انفجار عظیم در صخره های تپة پرستشگاه در (درچستر)

Dorchester اتفاق افتاد. انفجار تودة عظیمی از سنگ را بیرون پرتاب کرد که وزن

برخی از قطعات آن چندین تن بود، قطعات سنگ در جهات مختلف پخش شدند. در میان این سنگها یک ظرف فلزی که بر اثر انفجار دو تکه شده بود یافت شد. با چسباندن مجدد دو تکة ظرف به یکدیگر یک ظرف ناقوسی شکل ایجاد شد که 4.5 اینچ ارتفاع داشت، پایة آن 6.5 اینچ قطر داشت و قطر قسمت فوقانی جسم 2.5 اینچ بود ، ضخامت فلز به کار رفته در جسم حدود یک هشتم اینچ بود. بدنة ظرف به رنگ فلز روی یا یک آلیاژ که مقدار زیادی نقره داشته باشد دیده میشد.در یک طرف جسم شش شکل گل یا یک دسته گل وجود داشت که به زیبایی با نقره تزئین شده بود. اطراف قسمت پائینی جسم هم یک درخت انگور یا حلقة گل که آن هم با نقره تزئین شده بود وجود داشت. حکاکی روی جسم مشخصاً توسط هنرمند ماهری انجام شده بود. این جسم حیرت انگیز و ناشناخته از یک سنگ پودینگی جامد که پانزده فوت زیر سطح زمین قرار داشت خارج شده است.)طبق نقشة جدید سازمان زمین شناسی امریکا مربوط به منطقة (درچستر)، سنگ پودینگی که امروزه Roxbury conglomerat  نامیده میشود، مربوط به دورة پرکامبرین و حدوداً مربوط به 600 میلیون سال پیش است. جالب است بدانید در این دورة زمین شناسی پیشرفته ترین موجودات زنده ای که در زمین حضور داشتند جلبکهای چند سلولی بودند که در دریاها واقیانوسها شناور بودند.(3)

تعداد این اجسام مصنوعی ماقبل تاریخ بسیار زیاد است و بسیار بیشتر از آن است که بتوان همة آنها را کار طبیعت یا اشتباه در تخمین عمر سنگ هایی که از آنها خارج شده اند، دانست.براستی  علم در برابر این همه معما چه جوابی دارد؟آیا وقت آن نرسیده است که چشم های خود را باز کنیم و حقایق جهان هستی را باور کنیم. آیا قبول این واقعیت که به جز ما موجودات متفکر و پیشرفتة دیگری هم در جهان وجود دارند اینقدر سخت است؟ چرا ما اینقدر تنگ نظر هستیم که در جهان به این عظمت جایی برای موجودات  متفکر دیگر نمیبینیم؟

در هفته های آینده هم چندین مورد دیگر از اجسام مصنوعی مربوط به قبل از پیدایش انسان را بررسی خواهیم کرد.

 

Time Travel: A New Perspective By J H (James Herbert) Brennan page 3-۱

2-http://www.ecotao.com/holism/4b_histlife.htm#Timeb

 3-  Secrets of the Lost Races: New Discoveries of Advanced Technology in Ancient Civilizations By Rene Noorbergen page 41

مقدمه ای در باره نظریه فضانوردان باستانی

حتماً تا بحال شب هنگام به آسمان نگاه کرده اید، انسان با دیدن ستارگان بیشمار آسمان احساس حقارت و کوچکی میکند، مخصوصاً اگر در یک شب غیر مهتابی و دور از شهر به آسمان بنگرید با دیدن انبوه ستارگان و کهکشان راه شیری که مانند ابر سفید  کمرنگی در آسمان خودنمایی میکند احساس عجیبی به انسان دست میدهد. در یک شب صاف با چشم غیر مسلح حدود 4500 ستاره را میتوانیم در آسمان ببینیم و با یک تلسکوپ کوچک نزدیک به یک میلیون ستاره را میتوان دید. ستاره شناسان تعداد ستاره های کهکشان راه شیری را بیش از صد میلیارد عدد برآورد میکنند و کهکشان ما تنها یک کهکشان کوچک از حداقل صد میلیارد کهکشان جهان هستی است. فاصلة ما تا نزدیکترین ستاره به منظومة شمسی 4.3 سال نوری یعنی حدود 282510 برابر فاصلة زمین تا خورشید است. نزدیکترین کهکشان به کهکشان راه شیری کهکشان Canis Major Dwarf Galaxy است که 25000 سال نوری با مرکز کهکشان راه شیری فاصله دارد و دورترین نقطة شناخته شده از جهان حدود 15 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد.(1)حال به نظر شما در جهان به این بزرگی آیا امکان دارد که تنها کرة قابل سکونت و دارای حیات زمین ما باشد؟ در چنین صورتی آیا تقریباً همة جهان هستی بیهوده آفریده نشده است؟ به نظر شما آیا آفریننده این جهان کار بیهوده انجام میدهد؟

        امروزه حتی سختگیرترین دانشمندان هم احتمال وجود موجودات باهوش در کرات دیگر را مردود نمیدانند و حتی تلاشهای بسیار زیادی برای شناسایی تمدنهای احتمالی دیگر از سوی سازمان فضایی ناسا و سازمانهای فضایی کشورهای اروپایی در جریان است.در نوامبر سال 1961 در رصدخانة علمی ستاره شناسی پرتویی در (گرین بانک) جلسه ای محرمانه با حضور دانشمندان سرشناسی چون  دکتر(گیوسپ کوکونی) Giuseppe Cocconi ، دکتر (سوشو هوانگ) Su Shu Huang ، دکتر(فیلیپ موریسون) Philip Morrison و دکتر(کارل ساگان) Carl Sagan برگزار شد. در پایان این جلسه فرمولی که به نام (دریک)  Drake  معروف شد، ارائه شد. بر طبق این فرمول در هر لحظه ای از زمان حداقل 40 و حداکثر 50 میلیون تمدن در کهکشان ما وجود دارند که سعی دارند با ما تماس بگیرند و یا منتظر دریافت علائمی از ما هستند.(2)

       تا اینجای کار میبینیم که نه تنها احتمال وجود موجودات متمدن در سایر کرات کهکشان وجود دارد، بلکه اکثر دانشمندان معتقدند که چنین تمدنهایی وجود داشته و حتی تعداد تقریبی آنها را هم در کهکشان ما حساب کرده اند.قدم بعدی ما این است که بدانیم آیا این موجودات باهوش غیر زمینی آیا تا به حال به کرة زمین مسافرت کرده اند و با انسانهای زمینی برخورد داشته اند یا خیر؟ از اینجا است که اختلافات بین محققان مختلف در این زمینه به وجود می آید. در این مورد سه گروه وجود دارند دستة اول را دانشمندانی تشکیل میدهند که احتمال مسافرتهای بین ستاره ای را به علت فاصلة بسیار زیاد ستارگان از یکدیگر و محدودیت سرعت قابل دسترسی جهت سفرهای فضایی به سرعت نور،منتفی میدانند و بدین ترتیب امکان سفر موجودات هوشمند از کرات دیگر به زمین را غیرممکن میدانند و تنها شانس برای یافتن اثری از تمدنهای دیگر را جستجوی امواج ارسالی از آن تمدنها در فضا توسط رادیو تلسکوپها میدانند.مخالفان این گروه معتقدند که سرعت نور را نمیتوان به طور قطع بالاترین سرعت قابل دسترسی دانست و ممکن است با پیشرفت دانش بشر قوانین علمی جدیدی کشف شود که امکان دست یافتن به سرعتهای بالاتر از سرعت نور را امکان پذیر سازند. جالب است بدانید که سازندگان اولین قطارها شدیداً اعتقاد داشتند که هیچ قطاری با سرعت بالاتر از 30 کیلومتر در ساعت نمیتواند حرکت کند چون در سرعتهای بالاتر از 30 کیلومتر در ساعت هوای داخل قطار به بیرون از قطار کشیده شده و مسافران خفه میشوند!! همینطور برادران رایت مخترع هواپیما اعتقاد داشتند که بدنة هواپیما نمیتواند از فلز ساخته شود. نکتة دیگری که وجود دارد این است حتی با در نظر گرفتن سرعت نور به عنوان بالاترین سرعت قابل دستیابی باز هم امکان سفرهای بین ستاره ای وجود دارد، اگر تمدنهایی در سیارات ستارگان نزدیک ما که از 3.4 تا 15 سال نوری با ما فاصله دارند، وجود داشته باشند که از هزاران سال قبل دارای دانش بسیار پیشرفته باشند و دارای سفینه هایی باشند که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت کنند امکان سفر این موجودات به منظومة شمسی وجود داشته و دارد. فرض کنیم در یکی از سیارات یک ستاره که 10 سال نوری با منظومه شمسی فاصله دارد، موجودات متمدنی زندگی میکنند که از هزاران سال پیش دارای تکنولوژی پیشرفتة ساخت سفینه های فضایی هستند که با 99% سرعت نور حرکت میکند. حال اگر این موجودات یک سفینة فضایی برای تحقیق در مورد منظومة شمسی بفرستند این سفینه بعد از مدت زمان کمی بیش از ده سال به منظومة شمسی میرسد و اگر یک سال هم برای تحقیقات در نظر بگیریم و مدت زمان بازگشت را هم به اندازة مدت زمان رسیدن در نظر بگیریم اگر فضانوردان این سفینه در شروع حرکت 25 ساله باشند، بعد از بازگشت به سیاره شان سن آنها حداکثر 47 سال میشود که حتی اگر متوسط عمر این موجودات 70 سال هم باشد میبینیم که این مسافرت بین ستاره ای کاملاً در محدودة عمر طبیعی آنها است.در ضمن در چنین مسافرتهایی به احتمال بسیار زیاد فضانوردان به خواب مصنوعی طولانی مدت یا انجماد برده میشوند و به این ترتیب در طول مدت چنین سفری به عمر آنها حتی یک ثانیه هم اضافه نمیشود! به هر حال میبینیم که با قوانین علمی فعلی هم از نظر تئوری امکان مسافرتهای بین ستاره ای وجود دارد.

          دستة دوم هم یوفولوژیست ها هستند که ادعا میکنند موجودات بیگانه امروزه با بشقاب پرنده های خود که هر از چند گاهی در مناطق مختلف کرة زمین مشاهده میشوند، به زمین مسافرت میکنند.این افراد اعتقاد دارند که این موجودات بیگانه صاحب تکنولوژی بسیار پیشرفته ای هستند و سفینه های آنها با استفاده از نیروی محرکة نوعی جاذبه موسوم به جاذبة ای Gravity A فواصل بین ستاره ای را در مدت کوتاهی طی میکنند. دستة سوم هم طرفداران نظریة (فضانوردان باستانی) هستند که معتقدند موجودات بیگانة بسیار پیشرفته ای در زمانهای بسیار دور گذشته به کرة زمین مسافرت کرده اند و در این سفرها با انسانهای اولیه برخورد داشته و تمدن و شهر نشینی را این موجودات به انسانهای اولیه آموخته اند. از بنیان گذاران این نظریه میتوان به (اریک فون دانیکن) Erich Von Daviken اشاره کرد که با کتاب (ارابه های خدایان) Chariots of Gods که در سال 1968 پر فروش ترین کتاب سال ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی شد، مشهور شد. از این نویسنده کتابهای زیادی از جمله (ارابه های خدایان)، (چشمان ابوالهول) ، (طلای خدایان) و (خدایان آن سوی فضا) و … در ایران چاپ شده است. از دیگر طرفداران سرسخت نظریة فضانوردان باستانی میتوان به (زکریا سیتچین)Zecharia Sitchin  ، محقق روس تبار اشاره کرد. (سیتچین) از معدود افرادی است که قادر به درک و ترجمة خط میخی (سومری) است و آثار او غالباً از ترجمة متون (سومری) منشا میگیرند. مشهورترین آثار این نویسنده سری کتابهای (سرگذشت زمین) و(سیارة ایکس) است. البته کتابهای بسیار دیگری هم در دفاع از این نظریه نوشته شده است که میتوان به کتابهای (موجودات بیگانه) نوشتة (ریچارد ال. تامسون)  Richard L. Thompson  ، (خدایان باستانی و اسرار آنها) نوشتة (رابرت برینگر)  Robert Berringer   ، (آتلانتیس، برخورد با بیگانگان و دستکاری ژنتیک) نوشتة (میشل ساریون)  Michael Tsarion ، (راسول چینی، رویارویی با بشقاب پرنده ها در آسیای دور از گذشته تا حال) نوشتة (هارتویگ هاسدورف) Hartwig Hausdorf  ، (لولة آزمایش جهانی- برخورد با موجودات غیر زمینی ، نظریات و شواهد) نوشتة (رندال فیتزژرالد)  Randall Fitzgerald  ، (آئین خدایان بیگانه) نوشتة (جیسون کلاویتو)  Jason Colavito  ، (اسرار مردگان) نوشتة (جاناتان گری)  Jonathan Gray  ، (تاریخ ممنوعه- دخالت موجودات غیر زمینی، تکنولوژیهای ماقبل تاریخ) نوشتة (ج. داگلاس کنیون)  J. Douglas Kenyon  ، (موی بیگانه- دی ان ای و دیگر شواهد دادگاهی ربوده شدگان ) نوشتة (بیل چالکر)  Bill Chalker  ، (تاریخ پنهان- تمدنهای گمشده، دانش سری و معماهای باستانی ) نوشتة (برین هوگتون) Brian Haughton ، (تاریخ بعلبک) نوشتة (میشل م. الوف) Michel M. Alouf ، (منشا غیرزمینی نوع بشر) نوشتة (دیوید هورن) David Horn  ، (سرزمین های گمشده و اسرار زیرزمین شرق دور) نوشتة (م. پائول دیر) M. Paul Dare ، (نوع بشر- فرزند ستارگان) نوشتة (مکس اچ. فلیند) و(اتو او.بایندر)Max H. Flindt and Otto O. Binder  و بسیاری کتابهای دیگر اشاره کرد. در مقالات آینده به تشریح در مورد نظریة فضانوردان باستانی و مدارک و شواهد طرفداران این نظریه و تا حدودی به یوفولوژی میپردازم.

 

 http://en.wikipedia.org/wiki/Lists_of_astronomical_objects(۱)

(2) Intelligent Life in the Universe: From Common Origins to the Future of Humanity By P. (Peter) Ulmschneider page 72

ربوده شدن توسط بیگانه Alien Abduction

حتماً مطالبی در مورد ربوده شدن انسان ها توسط موجودات بیگانه شنیده و یا خوانده اید. شاید بعد از خواندن این مطالب با خود گفته باشید اینها حتماً خیالات و توهمات افرادی است که ادعای ربوده شدن میکنند و یا این افراد انسان های شیادی هستند که با این ادعا ها قصد معروف شدن را دارند. البته مسلماً چنین افرادی هم در میان کسانی که ادعای ربوده شدن میکنند، وجود دارند ولی تعدادی از موارد ربوده شدن وجود دارند که به راحتی نمیتوان از کنار آنها رد شد. مانند مواردی که فرد ربوده شده در حالت عادی قادر به یادآوری ربوده شدن خود نبوده و تنها در حالت هیپنوتیزم جزئیات ربوده شدن و انجام آزمایشات بر روی خود را به خاطر می آورد، چون همانطور که میدانید در حالت هیپنوتیزم شخص قادر به دروغ گویی نیست.

     شاید تصور کنید که ربوده شدن توسط موجودات بیگانه چیز جدیدی بوده و سوغات قرن بیستم است ولی در بسیاری از متون قدیمی و افسانه ها و اساطیر باستانی هم مطالبی در مورد ربوده شدن انسانها توسط موجودات اهریمنی که شاید اشاره ای به موجودات عجیب یا همان موجودات غیر زمینی باشد، وجود دارد. همچنین در مراسم مذهبی بومیان استرالیا ، نوعی رقص افسانه ای وجود دارد که مراحل آن دقیقاً شبیه ربوده شدن های مدرن است. در کتاب افسانه گیل گمش هم داستانی در مورد پرواز انکیدو به آسمان وجود دارد که از دو نظر جالب توجه است. اول اینکه شرح پرواز انکیدو بسیار واقعی است به گونه ای که بعید است که نویسنده بدون داشتن تجربه پرواز واقعی منظره زمین را در ارتفاعات مختلف به این دقت شرح دهد و دوم اینکه این داستان هم شبیه ماجراهای ربوده شدن مدرن است. خلاصه اینکه مبحثی با عنوان ربوده شدن توسط موجودات بیگانه چیز جدیدی نیست و از هزاران سال قبل وجود داشته است. در این بخش به چند نمونه از ماجراهای ربوده شدن معتبر اشاره خواهم کرد.

 

ربوده شدن (بتی)Betty  و(بارنی هیل) Barny Hill در سال 1961

 

             داستان (بتی) و (بارنی هیل) در سپتامبر 1961در منطقة (نیو همپشایر) شروع شد .( بارنی) که اخیراً دچار سرطان شده بود با همسرش( بتی) تصمیم میگیرند که یک سفر کوتاه به کانادا داشته باشند. این زوج از آبشار (نیاگارا) و (مونترئال) دیدن میکنند و در نوزدهم ماه آنها شروع به بازگشت به خانة خود در( پورت اسموث) Portsmouth میکنند. شب بود و در آسمان صاف، ماه هلالی شکل روی منظرة پوشیده از درختان می تابید . حدود یک ربع ساعت از ده شب گذشته،در سه مایلی جنوب شهر( لنکستر) Lancaster  بارنی متوجه چیزی شبیه یک ستارة درخشان یا سیّاره ای با حرکت نامنظم شد . (بارنی) جسم را به (بتی) نشان دادو هر دو به سمت آن حرکت کردند.آن دو احساس کردند که دارند یک هواپیما را می بینند که ظاهر شده و دوباره ناپدید میشود. بطوری که باد ایجاد شده از موتور آن باعث حرکت درختان شده و جلوی دیده شدن آن را میگیرد. همانطور که آن دو به مسیر ادامه دادند، درست در شمال( ووداستوک) Woodstock شیی  به طور عجیبی حرکت کرد . (بارنی) اتومبیل را متوقف کرد تا با دوربین دوچشمی به شیی پرنده نگاه کند. او نورهای چند رنگ و ردیفهایی از پنجره را روی یک جسم مسطح دید که به نظر میرسید به طرف او حرکت میکند. وقتی که جسم به سی متری او رسید، (بارنی) سرنشینان سفینه  را دید و از ترس  به طرف ماشین فرار کرد. آنها سوار ماشین شده و به سرعت دور شدند. بعد از اینکه به راه افتادند، آنها دیگر نتوانستند آن جسم عجیب را ببینند تا اینکه ناگهان یک صدای بیپ مانند عجیب شنیدند. وقتی که آنها دوباره صدای بیپ را شنیدند  متوجه شدند که سی و پنج مایل دورتر از جایی که دو دقیقه پیش بودند ، قرار دارند . سکوت در اتومبیل برقرار بود تا وقتی که به خانه رسیدند. بتی، دخترش (ژانت) Janet را صدا کرد و اتفاقی را که افتاده بود،  برای او تعریف کرد. (ژانت) به او گفت که به مقّر نیروی هوایی  در نزدیکی آنجا مراجعه کرده و چیزی را که دیده اند گزارش کنند. بالاخره (بتی) قبول کرد و  به پایگاه هوایی مراجعه کرد. او با ژنرال (پائول دبلیو هندرسون)  Paul W. Henderson  صحبت کرد که به (بتی) گفت (یوفو) در رادار آنها هم دیده شده است. بعد از این واقعه (بتی) کابوسهایی میدید در مورد اینکه او و شوهرش بر خلاف میلشان به یک سفینة عجیب برده شده اند. دو هفته بعد دو خبرنگار داستان آنها را شنیدند و بعد از ملاقات با (بتی) و (بارنی ) و ثبت دقیق اتفاقات آن شب، متوجه شدند که دو ساعت زمان در داستان (بتی) و (بارنی) به حساب نیامده است. بعد از رفتن گزارشگران و برخی بررسی های روانپزشکی ، (بتی) و(بارنی) تصمیم گرفتند با روانپزشک و متخصّص اعصاب مشهور (بوستون)  دکتر (بنیامین سیمون)  Benjamin Simon  که یکی از معروف ترین پزشکان در تخصّص خود بود،  ملاقات کنند. بعد از یک سری معاینات اولیه تشخیص اولیه دکتر (سیمون) اظطراب وابسته به حادثة شب نوزدهم سپتامبر 1961 بود. مرحلة بعد پیدا کردن چه بودن آن اتفاقات بود.دکتر (سیمون) شروع به انجام هیپنوتیزم عمیق روی (بارنی) و (بتی) کرد ولی سرعت پیشرفت کار کم بود. اما بعد از شش ماه تلاش، نظر حرفه ای دکتر  (سیمون) این بود که (بتی) و (بارنی) ربوده شده و برای آزمایش  به سفینه ای ناشناخته برده شده بودند. با هیپنوتیزم، آن دو بخاطر آوردند که ماشین آنها متوقف شده و سفینة بیگانه در جاده جلوی ماشین آنها فرود آمده بود. آن موجودات از سفینه بیرون آمده و آن دو را با خود به سفینه برده بودند و بر روی آنها یک سری آزمایشات پزشکی انجام داده بودند و قبل از آزاد کردن، با هیپنوتیزم به آنها دستور داده شده بود که راجع به این اتفاق چیزی بازگو نکنند. موجوداتی که بوسیلة آن دو شرح داده میشد،  موجوداتی بیگانه با سر کچل بودند که حدود صد و پنجاه سانتیمتر قد داشتند و پوستشان مایل به خاکستری بود. آنها سر گلابی شکل و چشمان مورب شبیه چشم گربه داشتند . این از اولین اشاره ها در فرهنگ عمومی (یوفو) به موجوداتی است که بعدها به نژاد خاکستری مشهور شدند. بتی و بارنی هر کدام در خلال آزمایشات به یک اتاق جداگانه برده شده بودند و هم آزمایش پزشکی و هم آزمایش روانی روی آنها انجام شده بود. در قسمتی از این آزمایشها از پوست، مو و ناخن آنها نمونه برداری شده بود. در یک آزمایش دیگر یک سوزن دراز داخل ناف بتی شده بود و به او گفته شده بود که آزمایش بارداری است. بارنی توضیح داده بود که از او  به زور نمونة اسپرم گرفته شده بود. بتی شرح داد که به او یک کتاب به عنوان یادبود این ملاقات داده شده بود ولی بعداً پس گرفته شد. یک واقعیت عجیب دیگر این بود که بیگانه ها ظاهراً تصوری از زمان و رنگ ها نداشتند. در جایی هم آنها از اینکه دندان های بارنی میتوانست بیرون آورده شود تعجب کرده بودند.(1)

 بتی از یکی از موجودات بیگانه  پرسیده بود که از کجا آمده اند و در جواب او یک نقشه از ستارگان به وی نشان داده شده بود.او تحت شرایط هیپنوتیزم شکل نقشه را به خاطر آورد و این نقشه توسط یک معلم مدرسه به نام (مارگوری فیش) Marjorie Fish مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. خانم (فیش) همة ستاره های شناخته شده تا فاصلة 55 سال نوری از منظومة شمسی را بررسی کرد و شباهتی بین نقشة (بتی هیل) و سیستم ستاره ای (زتا) که 37 سال نوری با ما فاصله دارد، مشاهده کرد.(2)

 

ربوده شدن (کالوین پارکر)   Calvin Parkerو( چارلز هیکسون) Charles Hickson در سال 1973( پاسکاگولا ، می سی سی پی)
Pascagoula, Mississippi

 

           درست یک روز قبل از ماجرای مشهور (کالوین پارکر) 19 ساله و (چارلز هیکسون) 42 ساله در دهم اکتبر 1973 پانزده نفر از جمله دو افسر پلیس، مشاهدة یک یوفوی نقره ای رنگ بزرگ که به آهستگی از روی یک مجتمع مسکونی در خیابان( تامانی پریش) Tammany Parish در (نیو اورلئان) New Orleans عبور میکرد را گزارش داده بودند . کمتراز 24 ساعت بعد (هیکسون) و (پارکر) ترس بزرگ زندگی شان را تجربه کردند. رویارویی ترسناک با یک بشقاب پرندة وحشت انگیز. این دو مرد هر دو ساکن شهر (گائوتیر) Gautier بودند و حدود ساعت نه شب در حال ماهیگیری در رودخانة ( پاسکاگولا ) بودند. آنها ناگهان صدایی شبیه وز وز  از پشت سرشان شنیدند. هر دو اطراف را جستجو کردند تا منبع صدا را پیدا کنند. در کمال ناباوری، آن دو یک سفینة تخم مرغی شکل درخشان با نور آبی در قسمت جلو آن دیدند که تنها چند متر بالای سطح زمین بی حرکت ایستاده بود و حدود نه متر از ساحل رود خانه فاصله داشت. در حالیکه (پارکر) و (هیکسون) از تعجب خشکشان زده بود، یک در باز شد و سه موجود عجیب در آب شناور شده و شروع به عبور از عرض رودخانه نمودند و مستقیم به طرف آنها آمدند. با اینکه آن موجودات پا داشتند از آنها استفاده نمیکردند و به سادگی به حالت شناور از عرض رودخانه عبور کردند. آنها حدود 150 سانتی متر قد داشتند و سرهای گلوله ای شکل بدون گردن و یک شیار بجای دهان داشتند و جایی که دماغ و گوش باید باشد آنها چیزهای خیلی باریک مخروطی شکل و برجسته مثل هویج برای سر آدم برفی داشتند. (هیکسون) که از ترس و ناباوری میخکوب شده بود، بوسیله دو تا از آن موجودات ربوده شد  و سومی( پارکر) را که از ترس بیهوش شده بود گرفت.( هیکسون) بعداً شرح داد که وقتی یکی از موجودات بازوهایش را زیر بدن او قرار داد، تمام بدنش بی حس شد. او سپس داخل یک اتاق درخشان در داخل سفینه شناور شد. در این اتاق او روی یک وسیلة چشم مانند که همة بدن او را آزمایش میکرد، شناور بود. بعد از آزمایش او از حالت شناوری خارج شد و موجودات احتمالاً برای انجام آزمایش بر روی (پارکر)، اتاق را ترک کردند و حدود بیست دقیقه بعد آن دو به بیرون از سفینة عجیب منتقل شدند. (پارکر) در حالیکه روی زمین افتاده بود دعا میخواند و گریه میکرد. یک یا دو دقیقه بعد سفینه مستقیم به سمت بالا رفت و نا پدید شد. وقتی که آن دو مجدداً آرامش خود را به دست آوردند آنها نمی دانستند چه کاری باید بکنند. آنها میترسیدند که این واقعه را برای کسی تعریف کنند چون فکر میکردند با ناباوری و استهزا مردم مواجه شوند.بالاخره آنها به پایگاه هوایی (کسلر) Kessler در (بیلوکسی) Biloxi تلفن زدند. بعد از چند روز ستاد تحقیقات حوادث هوایی پروفسور دانشگاه کالیفورنیا( جیمز هاردر) James Harder  را برای تحقیق فرستاد . و دکتر (جی. الن هاینک) J. Allen Hynek   نمایندة نیروی هوایی امریکا هم در این بازجویی و تحقیق حضور داشت .  (هاردر) ،( هیکسون) را هیپنوتیزم کرد ولی بخاطر ترس زیاد او، این مرحله ناتمام ماند. دو فرد ربوده شده تشویق به انجام  آزمایش دروغ سنجی شدند که جواب این آزمایش برای هر دو نفر منفی بود. بعد از انجام آزمایشات مختلف ( هاردر) و( هاینک) که هردو در کار خود بسیار مورد احترام و حرفه ای بودند، داستان دو مرد را باور کردند و اعلام کردند: .به طور قطع در این مورد چیزی وجود دارد که غیر زمینی است.(3)و(4)

این دو مورد از معتبر ترین موارد ربوده شدن توسط موجودات بیگانه هستند. در بخش بعد به چند مورد دیگر از این دست اشاره خواهم کرد.

 

1- http://ufos.about.com/od/aliensalienabduction/p/pascagoula.htm

2- Ufology: A Very Short Introduction  by Mark Dorio – Body, Mind & Spirit  2005  Page 41

3- http://en.wikipedia.org/wiki/Hill_Abduction

4- Mysteries Explored: The Search for Human Origins,UFOs and Religious Beginnings by Jack Barranger, Paul Tice – Body, Mind & Spirit – 2000 – Page 30

معروفترین عکسهای بشقاب پرنده

بشقاب پرنده یا (یوفو) مخفف کلمهUnidentified Flying Object  به معنی جسم پرندة ناشناخته است و اصطلاحاً به اجرام ناشناس پرنده ای گفته میشود که معمولاً  بیضی شکل یا نعلبکی مانند بوده و در آسمان مناطق مختلف دنیا دیده میشوند. در مورد هویت این اجسام اصولاً دو نظر وجود دارد، نظر اول اینکه اینها سفینه های فضایی موجودات غیر زمینی هستند و نظر دوم اینست که این اجسام مجموعه ای از عوامل از جمله شهاب سنگ، بالن هواشناسی، خطای دید، هواپیماهای جاسوسی، و… هستند و به هر حال منشأ زمینی دارند، به عقیده من هر دو نظر درست است ، بسیاری از این اجسام چیزی به جز خطای دید، شهاب سنگ و یا وسایل پرندة ساخته دست بشر نیستند، ولی بدون شک بسیاری از موارد هم نمیتوانند منشأ زمینی داشته باشند چون بسیاری از(یوفو) هایی که گزارش میشوند دارای قابلیت هایی هستند که حتی از لحاظ تئوری هم هیچ وسیلة زمینی نمیتواند داشته باشد.همچنین بسیاری از موارد مشاهدة (یوفو) همراه با مشاهدة موجودات غیر زمینی و حتی ربوده شدن مشاهده کنندگان توسط موجودات غیر زمینی و انتقال آنها به داخل سفینة فضایی و انجام آزمایشات بر روی آنها بوده است. البته در برخی موارد انسانهای ربوده شده در حالت عادی قادر به یاد آوری ربوده شدن خود نبودند و فقط یک بشقاب پرنده یا موجودات فضایی را به یاد می آوردند و تنها  در حالت هیپنوتیزم عمیق جزییات ربوده شدن و آزمایشات انجام شده بر روی خود را به خاطر می آوردند که این خود نشان دهنده صحّت ادعّای آنها و البته نشانه فرا زمینی بودن موجوداتی است که این افراد را ربوده اند. چون دلیلی ندارد که انسانهای زمینی انسانی مثل خود را ربوده، به داخل بشقاب پرنده برده و بر روی او آزمایش انجام دهند چون چنین آزمایشی را به راحتی و بدون دردسر روی زمین هم میتوان انجام داد!در چند بخش آینده تعدادی از موارد معتبر و معروف از مشاهده (یوفو) و برخورد نزدیک با موجودات غیر زمینی را مرور خواهیم کرد و در این بخش عکسهایی از بشقاب پرنده ها که از اواخر قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم گرفته شده است را مرور میکنیم. البته عکسهای یوفو بسیار زیاد است و اصل بودن بسیاری از آنها هم زیر سوال است و اینها تعدادی از معروفترین موارد است که معمولاً همراه با گواهی شاهدان عینی فراوانی همراه بوده است.

 

 

 

نام این عکس (قدیمیترین عکس یوفوی گرفته شده است). اصل این عکس در سال 2002 در یک حراج اینترنتی به مبلغ 385 دلار به آقای(ساموئل م.شرمن) Samuel M.Sherman که رئیس سازمان بین المللی مستقل عکاسی بود فروخته شد. این عکس یک عکس کاملاً اصل بوده و مطمئناً بسیار مشکل بوده است که در آن زمان دستکاری روی عکس شده باشد و البته در آن زمان هیچ جسم پرندة ساخته دست بشر وجود نداشته است.

 

 

  

 

 

این عکس در سال 1927 در منطقة (ارگون) «Oregon» گرفته شده است.

 

 

 این عکس در سال 1947 در منطقه (زاپلینک) «Czaplinek» لهستان گرفته شده

 است. عکسهای قدیمی مانند این عکس بسیار مهم هستند چون در آن زمانها

 دستکاری عکس به راحتی امروزه نبوده است.

 

 این عکس یکی از معروف ترین عکسهای گرفته شده از بشقاب پرنده ها است که توسط (پائول ترنت) Paul Trent گرفته شده است و همسر او هم شهادت داده است. این عکس اولین بار در یک روزنامة محلی در (مک مینوایل) McMinnville چاپ شد و سپس در مجلة زندگی شمارة 26 در سال 1950 چاپ شد. این عکس برای بیش از 50 سال به صورت دست نخورده نگهداری شده است.

 

 

 

در سال 1952 یک نگهبان ساحلی در حین انجام وظیفه در اداره هواشناسی پاسگاه نگهبانی ساحلی در شهر (سلم)Salam چهار جسم پرنده درخشان را در آسمان دید. او یکی دیگر از نگهبانان را صدا زد تا اجسام نورانی را ببیند، ولی در این لحظه نورها کمرنگ شده بودند. هنگامی که اجسام نورانی مجدداً پررنگ دیده شدند این نگهبان یک عکس از پشت پنجرة اداره از آنها گرفت. این عکس در کتابها ، مجلات

 و روزنامه های زیادی چاپ شد.

 

 

 در سال 1952 اجسام ناشناس پرندة ناشناس خود را به رهبران کاخ سفید و پنتاگون هم نشان دادند. در روز 19 جولای 1952 رادارهای فرودگاه ملی واشنگتن و پایگاه هوایی(اندروز) Andrews تعداد زیادی یوفو را نشان دادند تعدادزیادی از مردم هم شاهد این اجسام ناشناس بودند.

  

 

 

 

 این عکس بشقاب پرندة معروف ایران است که در سال 1978 در آسمان تهران توسط تعداد زیادی مشاهده شد و حتی هواپیماهای جنگی هم برای تعقیب آن جسم ناشناس پرنده فرستاده شدند. این عکس توسط دانش آموز 16 ساله به نام جمشید سعیدپور در تاریخ 13 می 1978 در ساعت 4 صبح گرفته شده است.

 

 

 

 

 

عکس بشقاب پرندة مثلثی شکل معروف بلژیک که توسط تعداد بیشماری مشاهده شده است.

 

 

 

  عکس گرفته شده در سال 1972 در ماموریت(آپولو 16)

 عکس شمارة: AS16-109-17804 ناسا

 

در بخش بعد تعدادی از موارد معروف ربوده شدن توسط موجودات

بیگانه را ذکر میکنم.

 

 همه عکسها از سایت http://www.ufocasebook.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: