بایگانی دسته‌ها: نامه هايي از آندرومرا

تخریب پایگاه زیر آب خزندگان فضایی – زلزله 5.1 ریشتری در محدوده ی جزیره ی نیکُبار

تخریب پایگاه زیر آب خزندگان فضایی – زلزله 5.1 ریشتری در محدوده ی جزیره ی نیکُبار

 http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/reptilian1.jpg

سه شنبه شب مورخ 15 فوریه 2012، ساعت 18 و 32 دقیقه و 57 ثانیه زلزله ای به قدرت 5.1 ریشتر نواحی اطراف جزیره ی نیکُبار واقع در جنوب شرفی خلیج بنگال اتفاق افتاد. زلزله ای که سبب شد تا پروکیون ها، اعضای انجمن اندرومدا، به فکر تخریب دو پایگاه استراتژیک و بزرگ خزندگان به نام «اژدها و مار غول آسای خزنده» که در زیر دریا راه اندازی و کنترل می گردید، بیافتند. این پایگاه در راس 90°E Ridge بر بستر اقیانوس واقع شده است. (توضیح راجع به 90°E Ridge: رشته کوهی قدیمی، کشیده و خارج از خط زلزله است که در اقیانوس هند واقع شده است.)

http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/golf-of-aden-1.jpg

http://www.conscendo.org/images/sodalitas/reptilian.jpg

در تاریخ 3 فوریه 2012 هشداری در مورد وجود پایگاه های عظیم خزنده ی زیر دریا به انجمن Expolitics داده شده بوده است. (توضیح راجع به Expolitics: تحقیق در مورد افراد کلیدی و سازمان ها و فرایندهای سیاسی که مرتبط و وابسته به زندگی ماورای کره زمین می باشند، است.)

تولک، سخنگوی بشری انجمن اندرومدا گفته است: «در آخرین ساعات شب 3 فوریه 2012، بعد از دریافت پیغام تله پاتی از طرف فرمانده ی نخستین انجمن زیست کره اندرومدا، در خبر جدیدی تخریب و انهدام دو پایگاه خزنده ی زیر دریا گزارش گردید.»

«گزارش من از شب واقعه بیان می کند که اولین دو پایگاه باقی مانده در زیر دریا، در ناحیه اقیانوس هند/خلیج بنگال قرار داشتند زیرا که پایگاه عظیم و گسترده در زیر دریا از راس مدادی شکل دامنه های شمالی – جنوبی زیر دریا شروع می شد و شکل غیرطبیعی به مناطق زیر دریا داده بود. «

«ابتدای این پایگاه با یک جعبه ی سفید که از میان آن تارهایی به باریکی مو عبور کرده بود، نشانه گذاری شده بود. این جعبه طول یک مداد را داشت – از شمال به جنوب»

31 اکتبر 2011: خلیج عدن: پایگاه مخرب زیرآب

 نماینده ی انسانی انجمن اندرمدا در تاریخ 31 اکتبر 2011 در یک مصاحبه ی اختصاصی با تلویزیون Expolitics، تایید کرد که زلزله 5 ریشتری که در خلیج عدن در ساعت 1 و 22 دقیقه صبح روز 31 اکتبر 2011 اتفاق افتاده بود، در واقع نتیجه ی سلاح صوتی بوده است که توسط پروکایون ها (اعضای انجمن اندرومدا) برای حمله به پایگاه زیردریای اژدها و خزنده که واقع بر مختصات کانون زلزله ی خلیج عدن بوده اند، استفاده گردیده است.

تولاک، سخنگوی انسانی انجمن اندرومدا اظهار داشت » بله، من می توانستم این واقعه را به همراهی فرمانده نخستین زیست کره جایی که بسیاری از جلسات انجمن اندرومدا در آنجا برگزار می گردد، تایید کنم. این یک حمله ی ناگهانی توسط پروکایون ها بود. آنها فقط کاری که مسئولیت آن را پذیرفته اند، انجام می دهند. این پایگاه اکنون به طور کامل تخریب و منهدم شده است.»

در همان زمانی که تولاک به این صورت در حال توضیح وضعیت بود، هیچ آگاهی ای از نقشه ی  U.S.G.S. و یا سایر منابع که مکان دقیق کانون زلزله در خلیج عدن را مشخص می نمود، نداشت. اظهارات انجمن اندرومدا، نشان از یکسان بودن منطقه ی حمله شده به پایگاه زیر دریا و کانون زلزله ی 31 اکتبر خلیج عدن را دارد.

پایگاه خزندگان

پایگاه خزندگان در زیر دریا در ناحیه ای در خلیج عدن واقع شده است. این خلیج در دریای عربی، بین یمن، در ساحل جنوبی شبه جزیره عرب و سومالی در شاخ آفریقا قرار دارد.

«این ناحیه از شمال شرقی از طریق تنگه باب المندب به دریای سرخ متصل می شود که عریضی در حدود 20 مایل دارد. به دلیل چیزهایی که من از ارتباطاتم با اندرومدا به دست آوردم، تحقیقاتی انجام دادم و متوجه شدم که خلیج عدن منطقه ای خطرناک می باشد، و به دلیل فعالیت های زیادی که دزدان دریایی در طول زمان در این ناحیه انجام داده اند، با عنوان «گذرگاه دزدان دریایی» شناخته می شود.»

پدیده ی گرداب های دریایی هم در این قسمت از آب های خلیج عدن اتفاق می افتند.

http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/aden-stargate.jpg

«به علاوه، مرتبطین اندرومدا من، به من گفته اند که این پایگاه بسیار عمیق است، هزاران فوت زیر دریا، عمقی در حدود یک مایل و نیم. و از سالیان گذشته، بسامد صوتی خاص که محرک اعصاب، اضطراب آور و ترس آور است از این پایگاه به سمت خاورمیانه و شمال-شمال شرقی فرستاده می شود تا به وسیله ی آن افراد ساکن در این نواحی را در حالتی از رخوت، گم گشتگی و پریشانی، ترس، هیجان، عصبانیت و پرخاشگری نگه دارند.»

» آنها به من نشان دادند که فرستنده های رادیویی با قابلیت چرخش از سقف این پایگاه به بیرون هدایت می شود که بسیار شبیه پیروسکوپ در زیر دریایی ها می باشند. بسامد خاصی انتخاب می شود که افراد را علیه یکدیگر تحریک کند. آنگاه خزندگان این دستگاه را روشن می کنند. آن ها تقریبا هر روز این کار را انجام می دهند.»

با این حال، اگر افراد در زیر دریا باشند و یا بر روی زمین ایستاده باشند، قادر نخواهند بود این بسامد، این تشعشع را با چشم خود ببینند. این یک بسامد صوتی است. و از طیف شنوایی ما خارج است. اما این طریقه ای است که خزندگان، افراد را تحت کنترل خود دارند. این پایگاه خاص در حدود 5000 سال است که فعالیت می کند.»

«و بالاترین انرژی محرک ارتعاشی صوتی مشتشع شده از این پایگاه قادر است به مناطق دور دستی مانند سوریه، عراق، ایران، افغانستان، پاکستان و مجموعه ای از سایر کشورها در این ناحیه شامل اسرائیل و فلسطین نیز برسد.»

این یک تکنولوژی قوی است که قابلیت رسیدن به مناطق و فواصل بسیار دور را دارد. و طی چنین مسیری، نیازمند تنها صرف 15 دقیقه عملیات، از راه اندازی فرستنده تا تحت تاثیر قرار گرفتن افراد توسط تشعشع، می باشد.

31 اکتبر 2011: حمله ای که حدوداً بعد از دو ماه از حمله ی صوتی 23 آگوست 2011 که منجر به تخریب پایگاه زیر زمینی و تونل ها در واشنگتن شد، انجام شد. این حمله منجر به زلزله ی سطحی ای شد که در مناطقی از ویرجینیا تا اتاوا کانادا احساس گردید.

23 اگوست 2011: محققان مستقل اکنون عنوان می کنند که زلزله ی 23 اگوست 2011 ویرجینیا – واشنگتن، نتیجه ی حمله ی فرازمینی ها توسط سلاح صوتی به خزندگان، خاکستری ها و پایگاه نظم نوین جهانی در زیر واشنگتن بوده است. و حمله ی پیشرفته ی مشابهی از طرف فرازمینی ها، پایگاه های زیرزمینی خزندگان و نظم نوین جهانی در زیر دنور و نواحی جنوب غربی امریکا را نابود کرد.

انجمن اندرومدا به عنوان انجمن فرماندهی کهکشانی گزارش شده است که متشکل از نمایندگان سایر سیارات و ستاره ها می باشد و عهده دار نظارت و گسترش فعالیت در نواحی منتخب در جهان است.

منبع : http://www.thetruthbehindthescenes.org

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از سمیرای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

نامه هایی از آندرومدا 6

پاسخ آلکس کولیر به سوالات حضار

 

 

سوال: من می خواهم در مورد دوگون ها Dogons بپرسم که قبیله دوگوونها در آفریقا می گویند با سیریانی ها Sirians ارتباط دارند.

 

آلکس: قبل از اینکه ما بفهمیم اصلا سیریوس وجود دارد آنها نقشه های ستاره ای از آن داشتند. نمی دانم اگر واقعا ارتباطی هست یا نه ولی این مردم واقعا دم دارند درست مثل نژاد سیریانی.

سوال: در مورد تعالی گفتید. آیا به ما هم کمکی می شود که متعالی شویم یا می دانیم چه کسی به ما کمک می کند؟

آلکس: فکر می کنم که خیلی احتمال دارد.

واساییس Vasais (یکی از آندرومدایی ها که با آلکس تماس گرفته بود) یکبار قبل از اینکه اینجا را ترک کند به من گفت که نژاد زمینی یکی از مستعد ترین نژادهایی است که تا به حال دیده اند.

اما اگر که شورای آندرومدا نقشه ای را که دارد عملی کند یعنی در عرض سال آینده همه گونه های غیر زمینی را از زمین و ماه بیرون بریزد و بعدش آنها اعمال و رفتار زمینیان را تحت کنترل بگیرند تا ببینند بدون دخالت غیر زمینیان در امور ما چطور تصمیم گیری می کنیم و آیا آماده هستیم یا نه. آیا واقعا ما متحد خواهیم شد؟ نکته ای که قبلا ذکر کردم این است که حدود ۳۰۰ سال هیچ غیر زمینی روی زمین نبود و دخالتی نداشت و چه اتفاقی افتاد؟ ما همه نظامهای پادشاهی اروپا را سرنگون کردیم و ایالات متحده آمریکا را بنا کردیم. ایالات متحده آمریکا هرگز نباید اتفاق می افتاد و شکل می گرفت و کاملا تصادفی شد.

خاندانهای سلطنتی اروپا که از نژادهای غیر زمینی هستند هرگز قرار نبود که سرنگون شوند و کنترل زمین را از دست بدهند. ولی وقتی آمریکا جعبه پاندورا را باز کرد ( یعنی جن را از شیشه در آورد) اکثر مردم دنبالش راه افتادند چون همه از دیکتاتوری خسته شده بودند و هنوز هم هستند.

 

سوال: در مورد تغییر شکل دراکونیان چیز خاصی هست که بگویید؟

آلکس: این را قبلا هم گفته ام. تکنولوژی تغییر شکل وجود دارد یعنی یک نفر شکل هولوگرافی متفاوتی دور خودش ایجاد کند و به چشم شما جور دیگری بیاید. بله این علم وجود دارد اما آیا این دانش الان روی زمین استفاده می شود؟ خیر روی زمین نیست. آیا یک موجود مزاحم می تواند بدن انسان را تحت کنترل خودش بگیرد؟ بله صد در صد می تواند.

و چگونگی آن هم خیلی ساده است. یک نفر را می ربایند و به آهستگی او را می کشند به قدری آهسته که وقتی دقیقا آخرین نفسش را می کشد یعنی عصاره اش بدن را ترک می کند بلافاصله فرد دیگری را در جسد جایگزین می کنند. چند لحظه بعد که بدن از روی تخت بلند می شود در اصل همان بدن است اما با روح فرد دیگری.

این تکنولوژی الان وجود دارد روی زمین و استفاده می شود. 

سوال: به این «روح داخل شده »و « اشغالگر» می گویند؟

آلکس: بله درسته.

سوال: آنوقت اینها خاطرات همان شخص اصلی را دارند؟

آلکس: بله دارند. ولی درک من این است که بین سه تا هفت ماه این افراد آفتابی نمی شوند چون یک مدت زمانی لازم است که با بدن جدید خو بگیرند و خودشان را تنظیم کنند. بگذارید بیشتر توضیح بدهم: اصطلاح این است که » ما دیدیم فلانی تبدیل به خزنده شد و واقعا یک خزنده دیدم«. این احتمالا صحت دارد.

اما معنیش این نیست که واقعا آنها دارند از تکنولوژی سود می برند تا به چشم ما انسان بیایند. بلکه آنها واقعا داخل بدن انسانی هستند. ولی باید یادتان باشد که خزندگان به احساسات عادت ندارند یعنی آن عواطفی که ما داریم را آنها ندارند. حتی هیچ کدام از نژادهای انسانی عواطفی که ما داریم را ندارند. پس امکان دارد اگر در موقعیت هیجان انگیزی قرار بگیرند چون بدنشان انسانی است خزنده درون آن نمی داند چطور نسبت به این احساسات واکنش نشان دهد و احتمالا می ترسد و وقتی این اتفاق می افتد از آنجا که این خزندگان فوق العاده روحهای قدرتمندی دارند شما می توانید یک تصویر محو و هاله ای از شکل واقعی آنها ببینید چون نمی توانند احساسات را تحمل کنند و نمی دانند چطور کنترلش کنند.

این چیزی است که به من گفته اند.

سوال: یک خزنده واقعی می تواند با یک انسان آمیزش داشته باشد؟

آلکس: بله می تواند ولی حاملگی رخ نخواهد داد. اگر حاملگی صورت بگیرد از طریق دستکاری ژنتیکی بوده است.

سوال: پس چرا باید این کار را بکنند؟

آلکس: راستش نمی دانم چرا ولی می توانند چون آنها هم آلت جنـسـی دارند.

سوال: من به خیلیها برخورده ام که این تجربه را داشته اند.

آلکس: ممکن است آنها انسانها را تماشا کرده اند که در آن حال چه می کنند و چه احساسات داغی نشان می دهند و احتمالا کنجکاو شدند که خودشان هم تجربه کنند.

سوال: به نظر می رسد که خزندگان مجذوب خیلی از نژادهای روی زمین هستند. گفتید ۲۲ نژاد؟

آلکس: بله خیلی مجذوبند.

سوال: شما همه بیگانگان و مشخصاتشان را می دانید؟

آلکس: برخی از آنها را می دانم ولی برای افشای آن امشب آماده نیستم ولی حتما به زودی صحبت خواهیم کرد. قول می دهم چهار هفته دیگر روی وب سایت قرار بگیرد. من خیلی علاقه مندم که یک لیست درست کنم تا همه بدانند کی و چی هست. و هر کسی که علاقه داشته باشد پیدایش می کند.

سوال: جواب این سوال الزامی نیست ولی آیا نژاد قفقازی( پوست سفید و چشمان روشن- منظور سکنه اروپا و آمریکا) یک نژاد مخلوط است؟

آلکس: بله ما مخلوط هستیم.

سوال: احتمال این هست که ما سیاره زمین را پس بگیریم؟

آلکس: سیاره به ما تحویل داده خواهد شد اما اینکه چکاری با آن بکنیم مسئولیت خودمان است. آنها خارج می شوند و همه چیز را به ما می سپارند و هر بلایی هم که ما سر اتمسفر و بیوسفر بیاوریم آنها کمکی نخواهند کرد.

سوال: این بحث مناظره کهکشانی بود.

آلکس: بله این دقیقا موضوع مناظره کهکشانی بود و نتیجه ای که گرفتند این بود که زمینیان نه به خودشان احترام می گذارند نه به دیگران و نه به خانه شان. چه ارزشی دارند؟ این حرفی بود که زده شد که ما از همان ابتدا دستکاری شده ایم.

سوال: حالا اگر تعداد محدودی انسان مسئولیت را به عهده بگیرند به جای دیگران چه؟

آلکس: من هم امیدورام که چنین کنند.

سوال: گفتید این اتفاق سال آینده می افتد؟

آلکس: تاریخی که به من گفته اند ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است. دلیل اینکه این تاریخ دقیق را به من دادند…یادتان می آید پروژه فیلادلفیا و آنچه در کشتی الدریج اتفاق افتاد؟ که آنها تونلی در زمان زدند؟ با این کار یک پل ارتباطی ساختند که قرار نبودآنجا باشد. حالا برخی از نژادهای دیگر که در آن حوالی بودند به داخل این تونل کشیده شدند از زمانها و مکانهای مختلف و الان از زمان خود خارج شده اند.

نظریه این است که یا ما باید از آنها در اینجا نگهداری کنیم یا اینکه اجازه دهیم به زمان خود برگردند و تاریخ باز شدن تونل هم در ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است.

سوال: ۶۰ سال شده است؟

آلکس: بله وقتی این سوارخ باز شود این فرصت دست می دهد که آنها به زمان خودشان و جایی که به آن تعلق دارند برگردند. امید این است که این کار را بکنند. وقتی که تونل بسته شود آن نژادهای دیگر از آن سو در آن را خواهند بست یعنی به محض اینکه از تونل عبور کنند و بسته شود آن را مهر و موم می کنند تا مطمئن شوند که در آینده باز نخواهد شد.

این فقط برای ما مشکل درست نکرد بلکه برای همه مشکل ساز شد چون یک پل بین دو زمان مختلف زد.

سوال: در آن روز ما چیزی حس خواهیم کرد؟

آلکس: سوال خیلی خوبیه. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که در آن روز من مرخصی می گیرم و اگر بفهمم که کار عقب افتاده می روم به سر کارم.

سوال: آیا ارتباطی بین این اتفاق و نزدیک شدن سیاره نیبیرو وجود دارد؟

آلکس: این هم خیلی سوال خوبی است. دو سال پیش یک گروه از خاندان نیبیرو از خاندان انکی به سراغ شورای آندرومدا رفتند و برای ورود به منظومه شمسی ما اجازه خواستند. برای اینکه تجهیزات معدن سازی و سایر وسایلشان را که روی زمین گذاشته بودند برگردانند. بحثهای زیادی رخ داد. تمدن آندرومدا کاملا مخالف بودند برای اینکه نیبیروها به بدقولی خیلی معروفند. ولی شورای آندرومدا در نهایت رای مثبت داد. در واقع آنها دارند میایند و این چیزی که میاید سیاره نیست بلکه یک سفینه هوشمند به بزرگی یک سیاره است که می تواند مانور دهد و جهتش را به هر سمتی عوض کند و می تواند هر جا خواست برود. برخلاف آنچه می گویند روی مدار نمی چرخد و به دور خورشید هم نمی چرخد.

سوال: پس به ما لطمه ای نمی زند؟

آلکس: به ما لطمه می زند چون خیلی نزدیک می شود و می تواند مشکلات زیادی اینجا ایجاد کند.

سوال: واقعا به همان بزرگی است که می گویند؟

آلکس:بله. آندرومدایی ها در مورد سفینه های مادر در کهکشان آندرومدا به من گفته اند که بزرگیشان دو برابر سیاره مشتری و میلیاردها موجود را در خود جای داده است. واقعا شگفت آور است. بگذارید بحث نیبیرو را تمام کنم. آنها دارند میایند و در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد من هیچ اطلاعی ندارم. صادقانه بگویم که آندرومدایی ها تصور می کنند که نیبیروها دروغ می گویند و برای برداشتن وسایل معدن به زمین نمی آیند چون بیشتر تجهیزات آنها در حلقه های زحل  قرار دارند. پس خیال دیگری دارند.

یک غیر زمینی تنزل یافته کیست؟ از کجا بفهمیم که یک غیر زمینی دو رگه است یا تنزل یافته یا تکامل یافته؟ کاری که آندرومدایی ها می کنند این است که تفکرات آن فرد را تحت نظر می گیرند تا بفهمند که آیا سوء نیت دارد یا خیر. با مشاهده کردن افکار.

آنها تکنولوژی دارند که تمام امواج مغز را به صورت تصویر نشان می دهد. مثل یک دستگاه فتوکپی عکس امواج مغزی و افکار را می گیرد و اگر ببینند که فکری منفی وجود دارد آن فرد را علامت گذاری می کنند و می دانند کجا می رود و الان در کجای سیاره قرار دارد. همه نژادهایی که عضو شورا هستند این کار را می کنند و فقط در منظومه شمسی ما ۳۸ نژاد مختلف وجود دارند.

سوال: مثلا هیتلر یک تنزل یافته محسوب می شود؟

آلکس: بله تنزل یافته محسوب می شود اما احتمال دارد که روح سوار شده باشد. اگر روح وارد شده نباشد آنوقت با آن برخورد می شود اما اگر روح دیگری باشد که در آن بدن سوار شده کاری نمی توان کرد چون روح تولدی نیست.

سوال: در مورد ایلومیناتی چه؟

آلکس: خیلی از آنها ارواح اشغالگر هستند ولی فقط یک خاندان هست اینطور که به من گفته شده ومن هم نامشان را نمی توانم بگویم چون دردسر بزرگی برایم خواهد بود. اما فقط یک خاندان هست که در آن بچه هایی که متولد می شوند در سن سه سالگی تعویض می شوند. یعنی روحشان عوض می شود و روح جدید با بدن رشد می کند.

همین خاندان در اصل به عنوان ناقل استفاده می شوند. یعنی در واقع از خط ژنتیکی ایلومیناتی نیستند ولی به جای آن معرفی می شوند. منظورم را می فهمید؟  یعنی وانمود می کنند چون این خانواده برگزیده شده اند که این نژاد خاص به آن وارد شوند.

سوال: برای جفت گیری؟

آلکس: بله برای زاد و ولد. نمی خواستم از این لفظ استفاده کنم چون چندش آور است.

سوال: بعضی از ایلومیناتی عزل می شوند ولی بعضی دیگر نمی شوند؟

آلکس: آنهایی که روح اشغالگر هستند عزل می شوند. آنهایی که کد ژنتیکی غیر زمینی دارند هم عزل می شوند. اگر نژاد زمینی خالص باشند و حرامزاده های بد ذاتی باشند آنها باقی می مانند و ما مجبوریم با آنها سر کنیم چون از نژاد ما هستند.حقیقت این است که اینها مشکلات روانی و دیوانگی دارند و شواری آندرومدا هم نمی خواهد با آنها روبه رو شود. ما مجبوریم روبه رو شویم.

ما باید برای نژاد خودمان مسئول باشیم و باز این بر میگردد به سنتهای ما. رفتار فردی روی رفتار اجتماعی و گونه تاثیر می گذارد.

سوال: آیا علامت مشخصی وجود دارد که بدانند چه کسی تنزل یافته است؟

آلکس: علامت؟ آنها به علامت احتیاجی ندارند چون امواج مغز را دارند و تصاویر افکار را دارند. کاری که می کنند این است که ماهواره ها و دستگاههای مخصوص را روشن می کنند و فرکانس مغزی آن فرد را ردیابی می کنند و این کامپیوترهای فوق پیشرفته هر حرکتی که فرد بکند را ثبت می کنند و بعد آن فرد خواسته می شود و باید جوابگو باشد.

سوال:فکر می کنید کسانی که در این اتاق هستند و در جاهای دیگر که حرفهای شما را می شنوند دلیلش این است که همه ما قرار است به این تغییرات کمک کنیم؟

آلکس: اینطور فکر می کنم. همه مردم نمی توانند بفهمند که این دانلودها چطور انجام می شود. مثلا یهودی های متعصب یا مسیحیان مومن – درک و هضم این حرفها و تغییر دادن خودشان کار بسیار سختی است چون تمام این حرفها برخلاف تعالیمی است که دین به آنها می دهد. و اگر واقعا بخواهند این اطلاعات را بررسی کنند یک تجربه خیلی جالب برای همه ما خواهد بود.

همه ادیان از بین خواهند رفت در عرض یک چشم برهم زدن از میان خواهند رفت.

سوال: بعضی مردم الان فکر خواهند کرد که شما دیوانه هستید.

آلکس: قبلا هم این را شنیده ام اما خوشبختانه همسرم و فرزندانم این فکر را نمی کنند و این تنها چیزی است که برای من اهمیت دارد. آنها غیر زمینیان را خواهند دید و سفینه های غول آسا را خواهند دید و به آنها خیره شده و خواهند گفت : دارم خواب می بینم؟»

من باور دارم که یک حرکتی در حال وقوع است برای تعلیم دادن به مردم و فکر می کنم افرادی در درون خود حکومت هستند که نیت خیر دارند و می خواهند در حل مشکلات کمک کنند. اینکه امثال من بتوانیم حرفهایمان را بزنیم و بعضی ها آن را ضبط کنند.

من و همسرم راجع به این مسائل سر شام حرف می زنیم و چند بار هم مایک راس را دعوت کرده ایم. راجع به این حرف می زنیم که حالا چطور این اطلاعات و حرفها را بزنیم و به دیگران برسانیم. تنها کاری که می توانم بکنم این است که پیشکش کنم و من از این راه مطمئنا درآمدی ندارم.

سوال: چون ما به این حقایق باور داریم آیا احتمالش هست که آندرومدایی ها ما را هم به عنوان سخنگوی خود انتخاب کنند؟

آلکس: من مدت ۱۵ سال است که با آنها در این مورد صحبت می کنم. تصور من این است که در عرض چند سال آینده افراد بیشتری تحت تماس قرار خواهند گرفت. اما بسته به نوع ژنتیکی که در بدن شما حاکم و غالب است و بر حسب خاندان و نژاد افرادی را انتخاب خواهند کرد. کار اینطور انجام می شود و همه بر می گردد به میراث ژنتیکی و خاندانی.

خانمها و آقایان باعث افتخار من بود که در خدمتتان باشم و بار بزرگی از روی دوشم برداشته شده…شاید حالا موهای سرم رشد کنند.

فقط می خواهم بگویم متشکرم.

پایان ترجمه سخنرانی اول

=======================================

تفسیرات:

وقتی خودم ترجمه را خواندم به نظرم آمد خیلی از مطالب برای خواننده مبهم است چون بسیاری از معانی و مفهومها را باید قبلا و جداگانه توضیح بدهم تا حرفهای آلکس کولیر در نظر خواننده معنا پیدا کند. از این جهت در اینجا توضیحاتی در مورد پدیده معروف به » تغییر شکل» یا  Shape shifting و پدیده Walk-in یا روح اشغالگر یا داخل شده می دهم.

اصطلاح تغییر شکل اولین بار توسط یکی از نویسنده های تئوریهای توطئه به نام » دیوید آیک» استفاده شد. او معتقد است که سران دولت آمریکا و تمام قدرتمندان جهان خزندگانی هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان دارند. یعنی غیر زمینیانی از سیریوس هستند که خودشان را به صورت انسان به ما نشان می دهند و قدرتهایی از قبیل هیپنوتیزم جمعی و تغییر شکل نیز دارند. اینکه فسلفه و مدارک دیوید آیک برای اثبات گفته هایش چیست را به بعد موکول می کنیم. بنابراین آنجا که از آقای کولیر در مورد تغییر شکل سوال می شود منظور تغییر شکل خزنده به انسان و برعکس است که برخی شاهدان آن را عینا دیده اند و گزارش داده اند که فلانی جلوی چشم ما تبدیل به خزنده ای دوپا شد و دوباره به چهره انسانی برگشت. این تغییر شکل که در میان جنیان هم خیلی رایج است توسط برخی محققان تایید شده است. اما آقای کولیر در اینجا اظهار می کند که اگرچه تکنولوژی تغییر شکل با استفاده از تصویرهای هولوگرافیکی وجود دارد اما روی زمین استفاده نمی شود چرا که خزندگان برای رفت و آمد در میان مردم روش دیگری را به کار می گیرند.

این روش » اشغالگری روح» یا به عبارت دیگر » داخل شدن روح خزنده به بدن یک انسان مرده است». که چگونگی آن را توضیح دادیم. پدیده «وارد شدن روح» یک پدیده بسیار رایج نه فقط در میان خزندگان بلکه در میان انسانها نیز هست که قبلا در بحث مربوط به کیمیاگری گفتیم و اینکه با جن  زدگی تفاوت دارد و بعدها هم به آن اشاره خواهیم کرد. بر این اساس کولیر ادعا می کند که سران ایلومیناتی با برنامه ریزی قبلی در میان خانواده های خاصی به دنیا می آیند. یعنی روح طبق قرار قبلی وارد جسم بچه ای می شود که در آن خانواده به دنیا آمده و هدف از این تولد هم مشخص است. برخی از ایلومیناتی هستند که زمینی هستند و برخی هم غیر زمینی که طبق گفته ایشان فقط سران زمینی که افرادی بسیار خشن و با خلق و خوهای حیوانی هستند در مسند قدرتشان باقی می مانند در حالیکه ارواح دیگر پس از به انجام رساندن ماموریت خود از زمین خارج می شوند. همچنین به هیتلر اشاره می کند که احتمال دارد هیتلر یک روح اشغالگر در بدن انسانی به نام هیتلر بوده که ماموریتش را به انجام رسانیده و در این صورت مجازاتی برای او در نظر گرفته نمی شود برای اینکه روح اصلی نبوده بلکه روحی است که صاحب بدن را کشته و خودش وارد جسم او شده است. که البته این مسئله بسیار پیچیده تر از آنی است که به نظر می رسد!

روح تنزل یافته کسی است که دارای افکار منفی باشد که توسط نیروهای کهکشانی علامت گذاری شده و ردیابی می شود. منظور کولیر از این قسمت آن است که چون مجلس آندرومدا به خاندان انکی مشکوک است و می داند که دارند دروغ می گویند آنها را علامتگذاری می کند و پس از آمدن آنها به زمین اعمال آنها را زیر نظر می گیرد تا بداند به چه دلیل به زمین آمده اند. اما از آنجا که اجازه ورود آنها به زمین صادر شده به هیچ عنوان قدرت مداخله یا بازداشتن نیبیروها را ندارد.

نامه هایی از آندرومدا 5

بخش پنجم سخنرانی آلکس کولیر:

 

حالا می خواهم در مورد گری ها ( خاکستری ها) Greys صحبت کنم.

 

نام دیگرشان دا, DOW یعنی آندرومدایی ها با این نام آنها را می شناسند.

گری ها از صورت فلکی زتا رتیکولوم Zeta Reticulum هستند و یک نژاد جنگنده و ارتشی هستند و بسیار با انسانها نامهربان.

انسانها هرگز قادر نبوده اند یک مذاکره موفقیت آمیز با گری ها داشته باشند. خیلی قراردادها بستند و تعهد نامه امضا کردند اما گری ها هرگز به عهدشان پایبند نماندند و آنقدر از نظر تکنولوژی جلو هستند که همه انسانها به دنبال راهی برای خلاصی از شرشان هستند. در دنیاهای درونی همیشه زحمت آفرینند و اکثر موجودات از آنها دوری می کنند. گری ها اصلا انسانها را درک نمی کنند.

آنها معتقدند که همه نژادهای بی ارزش باید نابود شوند. در تمام جنگهای اجرایی شرکت کرده اند. و تا کنون سه نژاد را منقرض کرده اند و بخاطر دستکاری ژنتیکی بیش از اندازه روی دو نژاد تحت پیگرد و بازجویی هستند. قابل توجه است که یکی از این دو نژاد ما زمینیان هستیم.

گری های اصیل هیدروژنی هستند اما این کوچکترها که فرامین اشراف را اجرا می کنند ( یعنی در جنگ شرکت می کنند یا آدم ربایی و آزمایش می کنند) همگی کلونهای ارگانیکی هستند که به صورت ژنتیکی برای فعالیت در محیطهای اکسیژنی طراحی شده اند.

موجودات هیدروژنی از جانب موجودات اکسیژنی احساس خطر می کنند چون گونه های حیاتی اکسیژنی آهنگ سریعتری دارند. هیدروژن فقط با سرعتی زیر سرعت نور مسافرت می کند و بنابراین آنها نمی توانند سریعتر از نور حرکت کنند. اما اکسیژن ۴ برابر سریعتر از نور می تواند مسافرت کند.  هیدروژن H2 بسیار کوچکتر و کندتر و تعدادش بسیار بیشتر از O2 است.

تجارتهایی بین موجودات اکسیژن -زی و هیدروژن-زی وجود دارد اما جنگهای فاجعه باری هم بین این دو گونه در گذشته رخ داده.

شورای آندرومدا در ابتدا برای کاهش جنگ و نزاع بین این دو گونه تاسیس شد.

 شورای آندرومدا :

 

 

 

شورای آندرومدا  در سیستم ستاره ای و صورت فلکی آندرومدا تشکیل می شود. اینجا همچنین جایی است که سیستم ستاره ای زنیت Zentea هم واقع شده.

شورای آندرومدا برای بررسی مهاجرت و محدود کردن نزاع بین نژاد هیدروژنی و اکسیژنی به وجود آمد. این دو گونه غالبا مشکلات زیادی در ارتباط برقرار کردن با هم دارند.

سوال یکی از حضار: آیا باید با گونه های هیدروژنی خیلی آهسته حرف بزنیم؟

بله . حتما باید از زبان خیلی رسمی و مودبانه استفاده شود تا سوء تفسیر و سوء تفاهمی پیش نیاید. شما از روی ماسکهایی که روی بینی دارند می فهمید که هیدروژنی هستند و بینی آنها می تواند هر جایی باشد بسته به نوع نژادش. اگر لباس به تن یا کلاهی به سر دارند باز باید احتمال دهید که هیدروژنی یا آمونیومی و یا متانی هستند چون اگر اکسیژنی باشند هیج ماسکی نیاز نخواهند داشت.

اینها فقط یکسری اطلاعات خلاصه هستند که بعد از آن می رویم سر سوالها-

آندرومدایی ها بسیار محترم – سخت کوش و جنگجویانی شجاع هستند. کشتی های فضایی عظیم می سازند که از نظر زیستی مثل یک دنیا بزرگ است- خیلی راحت و محکم و با عمر طولانی.

شهروندان نمونه کهکشانی هستند و یک خاصیتی که دارند این است که وقتی می گویند می خواهند کاری بکنند بلافاصله انجامش می دهند حتی اگر جانشان را به خطر بیندازد.

در سیاستهای کهکشانی اعضای خیلی فعالی هستند و نفوذ خوبی در سازمانهای کهکشانی دارند. مخصوصا سازمانهای تحت نظر تمدنهای اکسیژنی. از قبیل:

موسسه جنگهای متمدن

فرایند تعالی

مهاجرت و سنتها

بسیار صبور و متفکر و با دقت هستند. بسیاری از بد رفتاریها در طول جنگها را متوقف کرده اند و به بیرون کشیدن قوای جنگی کمک کرده اند.

به تعالی رسیدن:

در مورد مسئله تعالی یا متعالی شدن: خیلی از مردم زمین به این اصطلاح صعود هم می گویند ولی کسی واقعا نمی داند معنیش چیست.  فقط می دانند که چگالی های بالاتری وجود دارند که همه ما کوشش می کنیم به آنها برسیم یعنی به ارتعاشات بالا برسیم به امید اینکه تبدیل به جوامعی تکامل یافته شویم که ضمیر آگاه وسیعی دارد. چون گاهی اوقات این بعد سوم فوق العاده سخت است.

من به همه اینها احترام می گذارم و همه هم درست هستند و حتی شواهد باستان شناسی در کهکشانها وجود دارد که نشان می دهد بعضی از نژادها توانسته اند ارتعاشات خود را تغییر دهند و به بعد بالاتری وارد شوند. این یک حقیقت است ولی نامش صعود نیست.

بلکه نامش متعالی شدن است و ظاهرا  هیچ کدام از نژادهایی که اینکار را کرده اند به تنهایی قادر نبوده اند. همیشه کسی کمکشان کرده که از این منجلاب خارج شوند. یعنی راهنماییشان کرده که به درجه بالاتری برسند.

 

سوال یکی از حضار: یعنی آنها که متعالی شده اند دیگر جسم فیزیکی مثل ما ندارند؟

نخیر . بدن فیزیکی دارند. مادیت و جسمیت در تمام ابعاد عالم وجود دارد.ولی اینطور هم نیست که بدون هیچ مشکلی وارد بعد چهارم یا پنجم شوید و تبدیل به روح و ابر سبکی شوید که با باد حرکت می کند. اصلا اینطور نیست. بلکه به سفتی و مادیت همین دنیا است اما به شکل متفاوتی. ماده شکل متفاوتی دارد اما ماده است و کاملا جامد و ارگانیک است.

حتی مادیت بسیار بزرگتر و قابل لمس تر می شود. رنگهایی که ما الان داریم ۷۲ فرکانس دارند. در بعد پنجم تعداد رنگها و فرکانسشان به ۱۲۳ می رسد. رنگهایی هستند که وجود دارند ولی ما تا به حال ندیده ایم چون در بعد سوم نیستند. رنگهایی که من اصلا نمی دانم چطور توصیف کنم یا چه نامی برایشان بگذارم. اصلا امکانش هم نیست چون در اینجا هیچ چیزی نیست که قابل قیاس و مقایسه با آن باشد.

خب حالا ۱۵ دقیقه به سوالات پاسخ می دهم و بعد صحبت را به آقای راس می سپارم.

ادامه دارد…

نامه هایی از آندرومدا 4

بخش چهارم از سخنرانی آلکس کولیر:

 

حالا می خواهم از لیران ها صحبت کنم.

لیران ها:

آنها در کل یک نژاد انسانی هستند و اجداد ما محسوب می شوند. قبل از شروع می خواهم اولین جمله ای که در مورد نژاد بشر دارم بخواهم : آنچه در مورد نژاد انسان غیر طبیعی است آن است که تمام اعضای این نژاد از یک DNA یکسان منشعب شده اند.

رنگ پوست آنها کهربایی- آبی و قرمز  است. رنگ ستاره های موجود در سیستم سیارات آنها منشآ اصلی رنگ پوستهای آنها بر اساس فرکانس و اشعه ماورا بنفش و مادون قرمزی است که از این ستاره ها به آنها می رسد. همه آنها پستاندار هستند.

تنها نژاد بشری هستند که احساسات و عواطف کامل و توانایی های سایونیک دارند.

امروزه به عنوان یک نژاد بازنشسته محسوب می شوند یعنی ارتباطی با سایر تمدنهای بزرگ ندارند. در گذشته روی زمین با نام بودیساتوا Bodhisattva شناخته شده بودند. همچنین سیستمهای سیاره ای دیگر را تحت کنترل و مشاهده دارند و گاهی راهنماییشان می کنند. بعضی سیارات امروزه آنها را به صورت محافظ و راهنمای خود می بینند و در واقع مورد پرستش هستند. چیز جالب این است که لیرانها ترجیح می دهند در دنیاهای حلقوی Ringed Worlds اقامت کنند. خیلی به این علاقه دارند. در شورای آندرومداAndromedan Council  آنها را به نام «نژاد بزرگتر» Elder Race می شناسند که خیلی هم مقام بالایی در این شورا محسوب می شود چون تمدنهای غیر زمینی بی نهایت به اصل و نسب ژنتیکی توجه دارند.

اهمیت آداب

حالا می خواهم از نژاد انسان به طور کلی صحبت کنم و اینکه مردم آندرومدا در مورد نژاد انسان چه فکر می کنند.

همه اعضای نژاد انسان به طور غیر معمولی  ویژگیهایشان را از یک خط ژنتیکی گرفته اند. اما تمدنهای کهکشانی انسانی همگی تاریخچه تکاملی متفاوتی دارند.

فرهنگها به صورتهای خیلی متفاوتی تکامل یافته اند و برای همین سوء تفاهم های خیلی زیادی رخ داد ولی سرانجام به این نتیجه رسیدند که باید جنگ انسان علیه انسان را تا حد ممکن کاهش دهند. علاوه بر این رفتار های فردی روی کل خاندان و نژاد تاثیر می گذارند و این چیزی است که یک نژاد انسانی دیگر – یعنی آندرومدا- به ما می گوید.

ادب و رفتار مودبانه خیلی مهم است چون هر رفتار غیر رسمی ممکن است ایجاد سوء تفاهم و رنجش کند. این سنتها و آداب در طول عصرهای متمادی  توسط اجداد انسانها به وجود آمده.  یک نژاد پیرتر اصرار دارد که تمدن جدید به سنتها احترام بگذارد  مثلا آندرومدایی ها که نسبت به نژادهای دیگر جوان محسوب می شوند امروزه می گویند » خب بچه ها بزنید بریم » . منظور این است که برویم به جلسه شورای آندرومدا.

اما نژاد بزرگتر به ما سنت را یادآوری می کنند و اینکه باید با منش درست خودت را معرفی کنی مخصوصا وقتی در برابر تمدنهایی هستی که ممکن است منظورت را نفهمند و مثلا اگر وارد شوی و بگویی :» هی! اینجا چه خبره» سوء تفاهم بزرگی  بین آنها و خودت ایجاد کرده ای.

این به نژادهای جوان کمک می کند که فرهنگی بسازند که در سطح کهکشانی قابل تحمل باشد و بتوانند با سایر تمدنها ارتباط داشته باشند. علاوه بر این نژادهای جوان تبدیل به اعضای دانا و مفیدی برای کهکشانهای مشترک المنافع می شوند.

بسیار مهم است که همه انسانها در هر شرایطی مودب باشند. این به فرهنگهای جوان و پیر کمک می کند چون خیلی از فرهنگهای پیر به مراسم و آداب اجتماعی و زیستی وابسته هستند. آنقدر به این وضع عادت کرده اند و آنقدر این سنتها در عمق جامعه شان نفوذ دارد که عوض نمی شوند. ما هم این شرایط را اینجا روی زمین داریم که رفتار زشت و بی ادبانه از نظر روانی ما را بر هم می ریزد.

  بنابراین اگر امکانش را داری عذر خواهی کن و بعد فقط وقتی حرف بزن که ازت سوالی پرسیده شده. هرگز یک فرد پیرتر و بزرگتر از خودت را لمس نکن مگر اینکه شخصا از تو خواسته شده باشد.

این مسائل را زمانی یادم دادند که به عرشه سفینه شان برده شدم تا سایر نژادها را ملاقات کنم. این رفتاری است که آندرومدایی را در قبال افراد سالمند و بزرگ خاندان دارند و از من خواستند این را به هر کسی که می شناسم یاد دهم.

وقتی با یک یا چند غیر زمینی روبه رو می شوید باید مودبانه و راست بیاستید و تعظیم کنید و هرگز نگاهتان را از آنها برندارید و بگویید : » ادب و تشریفات حکم می کند که برای ورود به قلمرو من اجازه خواسته شود

باید این مطلب را خیلی واضح بگویید چون با این کار دارید اعلام می کنید که شما موجودی آزاد و مستقل هستید و قلمرو خود را می شناسید. بسیار خب برای اینکه آنها خیلی ما را جدی نمی گیرند این خیلی مهم است که این عمل را انجام دهیم و مدت کوتاهی هم داریم که فکرمان را بکنیم. حدودا ده ثانیه وقت داریم که ببینیم چه بهتر است بگوییم تا آنها را تحت تاثیر قرار دهیم.

« ادب و تشریفات حکم می کند که زمان ورود به قلمرو من اجازه خواسته شود«.

ما باید این را با صدا بیان کنیم ولی آنها به احتمال زیاد با تله پاتی پاسخ خواهند دارد.

سوال یکی از حضار : اگر این را نگوییم چی؟

همیشه این امکان وجود دارد که به حریم شما تجاوز شود. گری ها (Dows- Greys) حتما این کار را خواهند کرد که البته مستقیما این کار را نمی کنند بلکه شب به سراغتان می آیند و می دزدنتان! ( خنده) نه واقعا من نمی توانم چنین تهمتی به آنها بزنم!

اکثر نژادهای انسانی سه زبان دارند و این سه زبان اینها هستند: زبان خیلی رسمی- زبان غیر رسمی یا خودمانی و زبان مشخصگرا

زبان مشخصگرا یا مشخص -واضحا زبانی است که از آن در سیاست های کهکشانی استفاده می کنند.

زبان رسمی وقتی است که شما افرادی از نژاد خود را خطاب قرار می دهید مثل مجلس یا زمانیکه با افراد پیر و سالمند نژاد خود صحبت می کنید.

زبان غیر رسمی یعنی » هی رفقا چطورید؟ «.

زبان غیر رسمی هم اصلا در مکانهای عمومی نباید استفاده شود. همیشه قبل از اینکه خودمانی حرف بزنید از شخص مقابل بپرسید که آیا موافق است یا نه. مثلا من باید بگویم- » هی مایک! اشکال نداره اگه من چرت و پرت بگم؟«  و مایک هم جواب بدهد- « راحت باش چرت و پرت بگو«.

البته این احتمالا مثال بدآموزی است!

همیشه در مکانهای عمومی از زبان رسمی استفاده می شود برای اینکه شما می خواهید به همگان اعلام کنید که همراه شما ارزش احترام دارد.

پرستیژ و منزلت یک نژاد بالغ همیشه وابسته به لحن گفتگو است.

اولین مقیاس اندازه گیری منزلت و اعتبار سن نژاد است.

دوم- خاندان و دودمان نژاد است. یعنی ژنتیک و اینکه شما از کدام  اصل و نسب هستید.

سومین مقیاس تعداد و سایز نژاد یا خاندان و قبیله است.

در یک معرفی استاندارد همیشه نام کامل- نام گونه- عناوین و نام سیاره و ستاره مادر را باید ذکر کرد.

مثلا: انسان- سول- ترا ۳ = سول نام خورشید منظومه ماست و ترا ۳ یعنی سیاره سوم از خورشید. اگر از مریخ باشید می گویید سول- ترا۴

 

ادامه دارد…

http://www.limbolegacy.blogfa.com/