بایگانی دسته‌ها: کندالینی

چشم سوم – غده صنوبری

چشم سوم – غده صنوبری

غده ی صنوبری (همچنین بدن صنوبری، اپیفیسیس سِربِری، اپیفیسیس و یا چشم سوم نامیده میشود) غده ی درون ریز کوچکی است که در مغز مهره داران قرار دارد. این غده ملاتونین (melatonin) تولید میکند، هورمونی که بر روی فرکانسهای الگوی خواب و بیداری و مسئولیت ساعت بیولوژیکی انسان را بر عهده دارد.

غده صنوبری به صورت یک مخروط میوه کاج کوچک است و به همین دلیل به آن غده صنوبری می گویند.

معمای 2012 – میوه کاج – توضیحاتی در مورد غده صنوبری

میوه کاج غده صنوبری

غده صنوبری نزدیک به مرکز مغز، بین دو نیمکره سر (نیمکره غربی) در گودی در مرکز تقاطع تالاموس گذاشته شده است. برخلاف بیشتر قسمتهای مغز، غده صنوبری، توسط سیستم مانع (منع) خون از دیگر نقاط بدن جدا نیست. این (غده صنوبری) به رنگ خاکستری مایل به قرمز و به اندازه یک نخود (8 میلیمتر در انسانها) است.

http://www.canadastreetnews.com/pics%20for%20CSN/third_eye.jpg

و در پشت و زیر شیار مغزی (یا خط نخاعی)، به صورت افقی در اتصال تالاموس، و قسمتی از هیپوتالاموس واقع شده است. روی خط وسط ساختار مغز است و اغلب مواقع در عکسبرداری های اشعه X از جمجمه دیده میشود، که اکثرا آهکی شده اند. فرآیند آهکی شدن جذب فلوراید موجود در آب و خمیر دندان است. این آخرین غده درون ریزی است که کارش در بدن کشف میشود.

متافیزیک

موقعیت غده صنوبری در این جای عمیق و غیر قابل دسترس در مغز، به نظر میرساند که این غده اهمیت پنهانی دارد. قبلا قابلیت آن به عنوان یک یک چشم فیزیکی که میتواند ماورای فضا و زمان را ببیند، کشف شده است، و به خرافات و عرفان نسبت داده شد. امروزه آن با چاکرای ششم، که به بیداری و نبوت نسبت داده میشود و موجب افزایش آگاهی روانی میشود، شده است.

چاکرا چرخهای فزاینده یا مخروط انرژی

12 around spiraling cones of creation

غده صنوبری یا چشم سوم در مرکز هندسی مغز واقع شده است. این به محل هرم بزرگ در وسط سیاره فیزیکی (سیاره زمین) ارتباط پیدا میکند.

تمام چشمان برای دیدن و نماد چشم

غده صنوبری بوسیله نور فعال شده، و این غده در ریتمهای زیستی مختلفی از بدن را کنترل میکند. غده صنوبری به صورت هماهنگ با غده هیپوتالاموس (hypothalamus) که تشنگی، گرسنگی، نیازهای جنسی و ساعت زیستی (ساعتی که عملات پیر شدن و گذشت زمان را بر عهده دارد) را بر عهده دارد، کار میکند. وقتی که بیدار میشود (غده صنوبری فعال میشود)، فشاری در قاعده مغز احساس میشود.

در حالی که عملکرد فیزیولوژیکی غده صنوبری تا زمان حال ناشناخته باقی مانده است، سنتهای عرفانی و مدارس معنویت و باطن شناسی این قسمت از مغز میانی، که رابط بین دنیای فیزیکی و معنوی، روحانی بوده است را میشناختند. به عنوان قویترین و بالاترین منبع انرژی اثیری ethereal energy( انرژی است که در کالبد انرژی انسان قرار دارد بصورت یک هاله ای از انرژی درون انسان قرار میگیرد که در دیگر موجودات با روش عکسبرداری کرلیان قابل مشاهده است) قابل دسترسی برای انسانها، شناخته شده است. غده صنوبری همیشه در شروع و ظهور قدرتهای فوق طبیعی بسیار مهم بوده است. و توسعه استعداد های خارق العاده روانی، همیشه با این ارگان دید فراتر (higher vision)، از نزدیک در ارتباط بوده اند.

وقتی که غده صنوبری فعال باشد، چشم سوم به عنوان یک استارگیت (stargate ، star+gate دروازه ستاره ای)، که ماورای فضا و زمان را، در فضا و زمان می بیند.

به منظور فعال کردن چشم سوم، باید فرکانسهای فرد را افزایش داد و او را به ادراک و آگاهی بالاتر برد (همه چیز آگاهی و درک تجربه ی دریافت شده از طریق چشم زمان یا چشم سوم است). مراقبه، یوگای تجسم، و تمام اشکال سفر خارج از بدن، چشم سوم را باز میکند و اجازه میدهد که فراتر از فیزیک (جسم و ماده) ببیند.

همانطور که تمرین میکنید، آن را سریعتر، بیشتر و بهتر به دست می آورید. توانایی های روانی خارق العاده شما و همچنین پیامهای دریافتی در طول زمان رویا و خواب، افزایش مییابند. ممکن است که اول بوسیله بستن چشمهای فیزیکی خود شروع کنید، اما همانطور که تمرین میکنید، قادر خواهید بود که چشم سوم خود را با تمرکز و دریافت پیام از طریق چشمان باز فیزیکی خود، باز کنید.

ارتعاشات سیاره ای (ارتعاشاتی از امواج که از هر سیاره متصاعد میشود) / افزایش فرکانس به صورت تصاعدی، به روح و نفس اجازه میدهد که بسیار آسانتر از گذشته بتواند این کار را انجام دهد.

فرکانس ادامه خواهد یافت تا زمانی که آگاهی به اندازه کافی افزایش یابد، تا تکامل در طول چند سال بدست بیاید.

کندالینی Kundalini (کندالینی نیرویی روحانی و کیهانی است که به صورت حلقه شده در تمام انسانها بصورت وارونه در دهانه سوشومنا نیدی قرار گرفته است. کندالینی آگاهی خالص، رهایی و دانش است.)

http://engtovo.files.wordpress.com/2007/07/kundalini.jpg?w=604

غده صنوبری بعد از لمس شدن بوسیله نور مرتعش کندالینی، مطابق با اندیشه برتر الهی divine میشود. صعود خود را، بعد از پاسخ دادن به ارتعاشات حاصل شده از نوری در سر (light in the head) ، به سمت مرکز سر، شروع میکند. نور در قسمت بالای سوتراتما (sutratma) یا موضوع روح soul thread ، که از بالاترین سطح وجود ما میگذرد، وجود دارد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

لینک منبع : http://www.crystalinks.com/thirdeyepineal.html

پ . ن : با تشكر فراوان ازدوست خوبم كامران عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب . یک متن دیگر توسط كامران عزيز در دست ترجمه است برای باز کردن چشم سوم و استفاده از انرژی کندالینی .

روش استاندارد برای فعال کردن انرژی چی

فعال کردن انرژی «چی «به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است. 

فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماریها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند. مثلا هستند افرادی که با انجام تمرینهای » تای چی» بینایی بهتری پیدا می کنند و یا کسانی که مشکلات یبوستشان از بین می رود. اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.

همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفاده کرد که به آن » تله کینسیس «هم می گویند.

اولین شرط برای شروع این تمرین داشتن حوصله است. زیرا که از همان روز اول نمی توان انرژی را حس کرد یا کنترل کرد. در ابتدا برای اینکه قادر باشید انرژی چی را درون خود حس کنید و آن را به نقاط مختلف بدنتان برسانید باید این برنامه روزانه را تا حدی که توان دارید به مدت یک هفته انجام دهید.

هفته اول :

۱- حتما روزی ۸ تا ۱۰ لیوان آب خالص بنوشید ( غیر از چای و آب میوه باید ۱۰ لیوان آب نوشیده شود).

۲-حتما ساعت خواب خود را تنظیم کنید . هر روز سر ساعت معینی بیدار شوید و سر ساعت معینی هم به خواب بروید و بین ۶ تا ۸ ساعت در روز بخوابید.

۳-بدنتان را تمیز نگه دارید. یک بار در اول صبح و یکبار هم در بعد از ظهر دوش بگیرید.

۴-روان خود را باید آسوده بگذراید – از هر نوع دعوا پرهیز کنید . جر و بحث نکنید و فریاد نکشید.

۵-حتما حتما حتما روزی حداقل ۳۰ دقیقه ورزش تند انجام دهید ( دوچرخه سواری یا دوچرخه ثابت ) اگر قصد پیاده روی دارید باید حتما یکساعت در روز پیاده روی کنید. اگر بیشتر بشود بهتر است.

======اینها را به مدت یکهفته انجام دهید تا بدن و روحتان برای هفته های آینده آماده باشند=======

 

 

 

با شروع هفته دوم کار – باید تمرین زیر را به لیست قبلی اضافه کنید. یعنی در هفته دوم نباید ورزش یا نوشیدن آب را کنار بگذارید چون تمام زحماتتان را به هدر خواهد داد.

 البته در صورتیکه یک یا دو روز به دلایل کاری یا مسافرت قادر نباشید ورزش کنید اشکال زیادی ایجاد نمی کند اما در روزهای بعد باید آن را جبران کنید. یکی از راههای ساده تر برای ورزش مخصوصا داخل خانه این است که با گوش دادن به موسیقی مورد علاقه یا هر موسیقی تند و هیجان انگیزی نرمش کنید و از هر حرکت ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهید. مجبور نیستید ۲۰ بار پشت سر هم یک حرکت را انجام دهید بلکه می توانید آن را تقسیم کنید و پس از هر ۵ بار استراحت کنید یا حرکت جدیدی را امتحان کنید تا بدنتان خسته نشود.

هفته دوم :

بیرون ریختن احساساتی که درونتان خفه شده است تمرین این هفته است. نفرت یا حسادت یا ترس و عشق – مثلا فردی بود که در رابطه ازدواجش شکست خورده بود و تمام نفرت و حسادتش در طول دوران روی هم جمع شده بود و بدون آگاهی اش کنترل او را به دست گرفته بود.  نکته جالب در مورد حس تنفر و حسادت این است که هر چقدر بیشتر از آن صحبت کنید یا پشت سر کسی غیبت کنید و یا تنفرخود را به شکلهای مختلف نسبت به شخصی نشان دهید – باز به جای اینکه احساس آرامش کنید بیشتر احساس تنفر می کنید.

این اصلا کمکی به آسوده کردن روان نمی کند چون احساسان منفی انرژی منفی هم تولید می کنند و به اصطلاح » هاله  اطراف شما » را آلوده می کنند و این آلودگی به صورت امواج سیاهی توسط موجودات نامرئی دیده می شود. آنها از این انرژی منفی در اطراف شما تغذیه می کنند و به طور غیر مستقیم شما را وادار به تولید انرژی منفی بیشتری می کنند. برای همین هر چقدر بیشتر فحش بدهید یا فریاد بزنید احساس خستگی و ناتوانی بیشتری می کنید چون انرژی شما توسط موجودات غیر ارگانیک مصرف شده است و شما مجبورید باز هم فحش بدهید و فریاد بزنید تا احساس آرامش کنید . اما در کمال تعجب هیچ وقت احساس آرامش نمی کنید بلکه مداوم در اضطراب و تشویش هستید. 

هاله های اطراف بدن

در این هفته باید انرژی ناشی از نفرت- حسادت و غرور را نابود کنید و بهترین راه از طریق یادآوری خاطرات است.

خاطرات بد و تلخ و خجالت آور را باید به طور کامل از خاطره خود پاک کنید و بپذیرید که آنها بخشی از زندگی بوده اند که دیگر نیستند هر قدر هم که رنج آور باشند.

شخصی بود که مداوم برادر خودش را در مرگ پدرشان مقصر می دانست و یا فرد دیگری بود که دوستش را بخاطر از دست دادن شغلش سرزنش می کرد. این خاطرات تلخ به راحتی قابل پاک شدن نیستند چون اثرشان در زندگی شما باقی خواهد بود و هر بار که اتفاقی بیفتد شما را به یاد تجربه تلختان خواهد انداخت. برای روبه رو شدن با این خاطرات باید شهامت داشته باشید و تقصیر خودتان را هم در این ماجراها ببینید و دیگران را برای شکست مقصر ندانید. وقتی پذیرفتید که شما عاری از گناه و خطا نبوده اید و در حرف زدن و تصمیم گیری خودتان هم اشتباه کرده اید دیگر به اندازه گذشته رنج نخواهید کشید. باید غرور بیجای خود را بشکنید.

تمرین هفته دوم :

لباس راحت و گشاد بپوشید- چیزهایی که حواستان را ممکن است پرت کند مثل تلویزیون یا رادیو یا چراغ روشن را خاموش کنید.

 یک یا دو لیوان آب ولرم بنوشید.

چهار زانو بنشینید یا دراز بکشید . چشمها را ببندید.

==========

۱- نفسهایتان عمیق ولی آرام باشد و بین دم و بازدم به طور مساوی مکث کنید.

۲-حالا توجه را به سمت پاها بدهید و با هر نفس که می کشید آنها را شل و ریلکس کنید. بعد از ۵ نفس پاها به طور خودکار آرام خواهند شد.

۳-حالا به شکم و سینه توجه کنید و آنها را نیز ریلکس کنید.

۴-سپس دستها و سر خود را به همین ترتیب شل و ریلکس کنید. روی هر کدام از اندامها هر چقدر که دوست دارید صبر کنید . مثلا دوست دارید روی دستها بیشتر بمانید و احساس آرامش بیشتر کنید.

۵- همینطور که بدنتان شل می شود به طور خودکار سنگین تر هم می شود و بعد از ریلکس شدن تمام بدن- خواه نا خواه شما هم چندین کیلو سنگین تر خواهید بود- انگار از پایین با وزنه کشیده می شوید و با هر بار نفس کشیدن وزنه سنگین تر می شود.

۶-در همین حالت شلی و سنگینی عدد ۵ را تجسم کنید و با نفس بعد به عدد ۴ بروید- نفس بعدی عدد ۳ و نفس بعدی عدد ۲ – با رسیدن به عدد یک احساس مطبوعی از بی حس شدن ماهیچه ها و آرامش به شما دست می دهد. ماهیچه های شما در حال استراحت و در خواب عمیقی هستند و تنها مغز شماست که فعال است.

۷- حالا فرصت خوبی است برای رفتن به گذشته- تمام بدن در خواب است و شما مانده اید با خاطرات گذشته- باید به عقب برگردید هر چقدر عقب تر بهتر – تا هر جا که می توانید به یاد بیاورید – از کودکی و نوجوانی و بزرگسالی.

هر چیزی که به خاطر شما می آید به صورت تصاویر فیلم هم دیده می شود- همینطور که فیلم را نگاه می کنید به هر جا که می رسید و اتفاق بدی افتاده یا شما خجالت کشیده اید یا کنف شده اید یا شخص عزیزی را از دست داده اید – فیلم را نگه دارید و سر صبر آن را نگاه کنید- ببینید که جای خجالت ندارد چون این خود شما هستید و نه یک غریبه- اگر دوست دارید برای کسی که از دست دادید حتما گریه کنید .

وقتی هم به خاطره خنده داری می رسید باز فیلم را نگه دارید و بخندید.

خجالت نکشید و با تمام خاطرات خودتان روبه رو شوید و آنها را ببینید و هضم کنید و دفع کنید – اجازه ندهید بیشتر از این ذهن شما را اشغال کنند چون به ذهنتان برای کارهای مهمتر و بهتری نیاز دارید. وقتی خوب به همه فیلمها نگاه کردید و همه نفرت و غرور و حسادت خود را بیرون ریختید و دور انداختید از شماره ۱ تا ۵ بشمرید و به حالت اول برگردید.

====================چشمانتان را که باز می کنید به خود تاکید کنید که » تمام احساساتی را الان دیدم از بدن من خارج و دفع شده اند. من به آنها اجازه دادم که فرار کنند و خودم را از بند آنها آزاد کرده ام«.==========

در هفته دوم فقط همین یک تمرین را روزانه انجام دهید- ساعت آن مهم نیست ولی لازم است که آن را انجام دهید حتی اگر حوصله نداشتید یا چیزی ذهن شما را آزار می داد با استفاده از همین تمرین ذهنتان را آزاد کنید.

 

حالا می رسیم که برنامه هفته سوم-

 

در این هفته هم باید دستورات هفته اول را ادامه دهید اما تمرین هفته دوم را لازم نیست انجام دهید!

چاکراها :

کار ما در این هفته با چاکراها است. برای کسانی که به دینی اعتقاد دارند این مسئله هضم شده است که ما به غیر از بدن فیزیکی یک بدن غیر فیزیکی یا روحی هم داریم اما برای کسانی که فلسفه دین نمی دانند هم راههای زیادی بوده است که به وجود این بدن غیر مادی پی ببرند. در دوران بسیار باستان نیز فلاسفه معتقد بودند که انسان دارای بدنی از جنس روح است که تا حدودی شبیه جسم مادی اوست.

این بدن روحی منطبق با بدن فیزیکی ما قرار دارد و همان حجم و فضا را اشغال می کند اما بعد از مرگ به ابعاد بالاتری صعود می کند در حالیکه بدن فیزیکی در زمین تجزیه می شود. به این بدن غیر مادی « جسم اتری» هم می گویند چون مانند گاز اتر بی وزن و بی رنگ است.

 

آنچه در بالاست در پایین نیز هست :

این اصطلاحی معروف در Spirituality است که نمی دانم چه نام معادل دیگری می توان در فارسی برای آن یافت به جز روحانیت .

آنچه در عالم بالا قرار دارد به شکلی در عالم پایین منعکس شده است. منظور از عالم بالا جهان یا جهانهای گسترده تر و بالاتر از ماست ( بهشت یا بهشتهای آسمانی )

و آنچه در زمین است با آنچه در آسمان است ارتباط دارند. یعنی هر چه در زمین است به آسمان می رود و آنچه در آسمان است به زمین می آید. و این جریان چرخه انرژی تا ابدیت ادامه دارد. انرژی روحانی یا الهی از بالا بر زمین نازل می شود و زمین را می چرخاند و گیاهان و انواع حیات را می سازد و انرژی موجود در این انواع حیات به بالا فرستاده می شود و باز به زمین باز می گردد.

تصویر معروفی که مراحل هفتگانه کیمیاگری را بر اساس تعالیم لوحه زمرد نشان می دهد. آنچه در بالای تصویر است عالم بالایی را نشان می دهد که در ارتباط با زمین است.

 نیروهایی که از عالم بالا به زمین میایند خالص و قوی هستند – توسط زمین و زمینیان جذب و استفاده می شوند و در نتیجه ناخالص می شوند- برای احیای دوباره از زمین به عالم بالا رفته و شارژ می شوند و باز به زمین باز می گردند.

 جریان شارژ شدن انرژی را در معماری هرم می توان یافت که از باستان توسط مصریان استفاده شده است. شکل هرم به گونه ای است که انرژی را از زمین جمع آوری می کند و از نوک باریک خود به بالا می فرستد و دوباره همین جریان معکوس را انجام می دهد.

این جریانی است که طی آن بدنهای ما باید از طریق عبادت چارژ شوند و به اصطلاح تفاله انرژی (انرژیهای مصرف شده و آلوده) را به بالا بفرستد و در عوض نیروی خالص پس بگیرد.

چاکراها مسئول این تبادل انرژی بین ما و دنیای نامرئی کاسموس هستند. چاکراها به شکل چرخهایی هستند که ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته بدون توقف می چرخند و انرژی را از بدن ما به بالا منتقل کرده در عوض آن انرژی تمیز و خالص را از عالم بالا (کاسموس ) به بدن ما وارد می کنند.

این چرخه انرژی را از دوران باستان به شکل ماری که دم خودش را می بلعد نیز نشان داده اند که در اصطلاح به آن «اورابورا» Ouraboura می گویند. 

هفت چاکرا در هفت نقطه مهم بدن قرار دارند که انرژی را از آن نقطه تخلیه و چارژ می کنند.

جای چاکرا و رنگ آنها

 اگر چاکراها بسته باشند یعنی چرخش نکنند ناخالصی ها در بدن باقی می مانند.  چاکرا می تواند به خاطر مصرف مواد مخدر یا سیگار - تماشای تصاویر کثیف و هجو – شنیدن حرفهای نادرست و یا زدن حرفهای دروغ و نادرست بسته شود. البته همه چاکراها همزمان بسته نمی شوند ولی بسته شدن حتی یکی از آنها سبب تبدیل شدن انسان به هیولا می شود.

شکل فرضی هر چرخ چاکرا

چرخش چاکرا به دلایلی که در بالا آمد آهسته و کند می شود.در نتیجه تبادل انرژی به طور مساوی صورت نمی گیرد و در نتیجه سبب بیماریهای روحی-روانی و جسمی خواهد شد.

اورا :  هاله انرژی

اورا  یا هاله انرژی در اطراف بدن  ناشی از چرخش چاکراها است.

چرخش چاکرا تولید انرژی با فرکانس معینی می کند و این انرژی به صورت اورا  اطراف بدن را احاطه می کند. رنگ  اورا و ضخامت آن ارتباط مستقیم با سرعت چرخش چاکرا دارد. هر قدر چاکرا سریعتر بچرخد انرژی منفی بدن کمتر خواهد بود و هاله اورا روشنتر خواهد شد و ضخامت آن هم افزایش پیدا خواهد کرد.   هاله اورا را می توان دید در صورتیکه تمرینهای مخصوصی انجام شود اما رنگ هاله بستگی به رنگ لباسی که بر تن دارید و رنگ دیوار پشت سرتان تغییر می کند و نمی تواند رنگ صحیحی را به شما بدهد.

نحوه نفس کشیدن:

از اینجا به بعد باید هوشیار بود و از طریق بینی نفس کشید نه با دهان. چون نفس کشیدن از بینی چاکرا را باز می کند و هاله را بزرگتر می کند. نفس کشیدن تنها ارتباط بدن فیزیکی ما با دنیای نامرئی است چون با هر نفس نیروی حیات را از جهان به داخل می کشیم که در علم به آن اکسیژن می گویند اما در اصل این اکسیژن تنها نیست که حیات می بخشد بلکه نیرویی است که انرژی را وارد بدن می کند.

 

تمرین هفته سوم و آخر :

بنشینید و چشمها را ببندید. زبان را به پشت دندانهای ردیف بالا بچسبانید ( به منظور حفظ انرژی  )

با انگشت وسطی خود سوراخ بینی سمت چپ را ببندید و از سوراخ سمت راست نفس بکشید( طول دم باید ۳ ثانیه باشد). نفستان را چهار ثانیه نگه دارید و از سوارخ سمت چپ بینی آن را بیرون دهید(طول بازدم باید ۳ ثانیه باشد)

بعد سوارخ سمت راست بینی را با انگشت شست ببندید و از سمت چپ نفس بکشید و چهار ثانیه نگه دارید و بعد از سوراخ سمت راست بیرون دهید.

این کار را ۱۰ دقیقه باید ادامه دهید. می توانید به مرور طول دم و بازدم را از ۳ ثانیه به ۶ ثانیه افزایش دهید و نفستان را هم به جای ۴ ثانیه تا ۱۶ ثانیه نگه دارید.

بعد از ۱۰ دقیقه هاله انرژی تمیز شده و چاکراها هم فعالتر شده اند.

========این تمرین را نیز هر روز به مدت یک هفته ادامه دهید تا سپس به کنترل کردن انرژی چی بپردارید.============

کندالینی

معرفی کوتاه:

 

کندالینی  Kundalini اصطلاحی است به زبان سنسکریت برای حالتی از بیداری روحی که انسان را قادر می سازد انرژی درونی اش را آزاد کند. منظور از انرژی درونی همان انرژی روح است که در زمان خلقت به انسان دمیده شده است.

با بیدار کردن این انرژی و کنترل کردن صحیح آن انسان می تواند بر تمام عناصر عالم و طبیعت غلبه و برتری پیدا کند و خواهد توانست کارهای خارق العاده انجام دهد.

کندالینی در سنسکریت به معنی مار خوابیده است و در زبان چینی به آن «چی» می گویند.

بیداری انرژی کندالینی : Kundalini Awakening

نکته اول که باید در نظر داشت این است که از هر صد میلیون نفر شاید فقط یک نفر بتواند با موفقیت کندالینی را در خود فعال کند و این هم فقط تحت شرایط بسیار خاصی ممکن است. از این جهت است که بیشتر انسانها نه فرصت این کار را دارند و نه می توانند پس از بیدار کردن این انرژی را کنترل کنند. برای رسیدن به مرحله بیدار کردن ماری که خوابیده است حداقل چندین دهه تمارین منظم و دقیق لازم است که این تمرینها شامل تمرینهای سخت روحی و جسمی است. داشتن استاد برای رسیدن به این مرحله سودی ندارد زیرا که معمولا دو انسان با چنین قدرتهایی در یک زمان زندگی نمی کنند (به دلیل طولانی بودن پروسه کندالینی ) و دیگر آنکه هر انسان باید با روش و متدهای خاص خودش به این بیداری درونی برسد و راهنمایی استاد نمی تواند این جریان را سرعت ببخشد.

کندالینی در اصل یک نیروی ناپایدار است (  نه به معنی از بین رونده بلکه به معنی بسیار غیر قابل کنترل ) و این انرژی در کاسموس در جریان است.

چنانچه کسی بتواند این نیرو را بشناسد و در خودش بیدار سازد – در نهایت منجر به نابودی خودش خواهد شد زیرا که این انرژی بسیار غیر قابل کنترل و فرار است و از سوی دیگر خطرات بسیار زیادی را با خود می آورد.

خطرات کندالینی یا چی : Dangers of Kundalini

انرژی چی یا کندالینی در صورت بیدار شدن در انسان منجر به بروز بیماریهای خطرناکی خواهد شد مخصوصا اگر آن انسان قادر به مهار و کنترل نیروهایش نباشد به سرعت خودش را نابود خواهد کرد. کندالینی همان مار خوابیده است که با بیدار شدن به جنب و جوش در بدن انسان می پردازد و سرانجام می تواند با زهرش انسان را نابود کند.

از جمله خطرات کندالینی آزاد شدن هورمونهای سمی در خون به مقدار زیادتر از حد طبیعی است که چنانچه فرد قادر به ایجاد تعادل نباشد منجر به مرگش خواهد شد.

دیگری فشارهای زیاد به قلب و بروز بیماریهای قلبی است. کندالینی بخش اعظم انرژی اش را در مغز و در غده پینه آل ذخیره می کند و از آنجا که انرژی تصاعدی بالا می رود منجر به سردردهای وحشتناک  حتی خونریزی و انفجار سلولهای مغزی بر اثر فشار می شود.

فشار این انرژی اعصاب بدن را مختل می کنند و فعالیت اندامها را تحت تاثیر منفی قرار می دهند. این علائم پایدار نیستند و بر اساس مقدار انرژی آزاد شده در هر ساعت تغییر می کنند.

علائم بیدار شدن کندالینی: Symptoms of Kundalini Awakening

اولین نشانه های بیدار شدن کندالینی در فرد این است که انرژی به سرعت در بدن گردش می کند و در مرحله اول مشکلات فیزیکی و یا بیماریهای جسمی را شفا می دهد. در مرحله بعدی بدن به طور غیر ارادی حرکت می کند. اندامها دچار شوک می شوند و لرزشهای بدن افزایش می یابد. ماهیچه ها دچار گرفتگی و انقباض می شوند. خاطرات به سرعت در ذهن روان می شوند و فرد به شدت از نظر احساسی لطمه می خورد. اگر در این مرحله انرژی کندالینی با ذکاوت کنترل نشود- انسان طعمه مار درونی اش خواهد شد. انرژی کندالینی پس از این مرحله کنترل انسان را به دست میگیرد و فرد دیگر قادر نخواهد بود شخصیت انسانی اولیه اش را باز پس گیرد بلکه بدنش آرامگاه انرژی کندالینی و تمام انرژی هاش موجود در کاسموس ( جهان چند بعدی) می شود.

علائم بعدی از این قرار هستند- فرد شروع به انجام فعالیتهایی می کند که قبلا هیچ تجربه یا آگاهی از آنها نداشته است مانند سخن گفتن به زبانهای خارجی یا نا شناخته – انجام رقصهای باستانی و یا کارهایی که از انسان معمولی ساخته نیست- مانند پرواز کردن یا نفس نکشیدن و …

در مرحله آخر بیداری کندالینی به دلیل شدت یافتن حرکت انرژی در بدن و افزایش سرعت گردش آن سلولهای بدن واکنش نشان داده و مواد سمی بیشتری آزاد می کنند که سبب اختلال در قلب و مغز خواهد شد . البته همانطور که گفتیم این علائم پایدار نیستند و ممکن است در یک هفته فقط چند بار ظاهر شوند ولی آنچه مسلم است جنگیدن با این مار درونی و رام کردن آن کاری همیشگی است و اگر فرد یک لحظه دچار سستی شود توسط کندالینی اسیر خواهد شد- این البته در شرایطی است که فرد موفق شده باشد انرژی درونی اش را در مراحل اول و دوم تحت کنترل بگیرد و به دام کاسموس نیفتاده باشد.

دام کاسموس : Cosmos Trap

کاسموس یا جهان چند بعدی برای بشر نا شناخته است چرا که بشر فقط می تواند با آنچه می بیند ارتباط برقرار کند. جهانهای موازی و ابعاد وسیع نامرئی که در اطراف ما در جریان هستند نیز مانند جهان ما دارای سکنه و موجودات مختلفی هستند. این موجودات را بیشتر شرح خواهیم داد(شامل فرشتگان – جنیان و پریان – مخلوقات اتری و یا گازی شکل و انرژی های مختلف که در فرکانسهای مختلف زندگی می کنند)

فردی که انرژی کندالینی را در وجودش بیدار می کند به معنی آن است که دارد پل ارتباطی بین بدن خودش و سایر مخلوقات عالم می سازد. این پل از جنس انرژی است و بدن فرد را با موجودات نا شناخته و انرژیهای مثبت و منفی مرتبط می کند.

انسان به هیچ عنوان قادر نیست که جلوی ورود و خروج این انرژیها را به بدن خودش بگیرد و علاوه بر آن نمی تواند این انرژیها را از هم جدا کند. همانطور که مشخص است غالب انرژیهایی که در کاسموس در جریان هستند از نوع سیاه و ناخالص هستند( Dark Energies and Dark Spirits)

کسی که کندالینی را بیدار می سازد این ریسک را نیز می پذیرد که بدنش با انواع انرژیهای سیاهی آلوده شود- آنکه خیلی در این زمینه پیشرفت کرده باشد فقط قادر خواهد بود با تمرینهای منظم و تمرکز حواس- مرتب بدن و روح خود را خالص کند – و اگر حتی لحظه ای دچار درنگ شود این موجودات وجودش را پر خواهند کرد. از این رو کسانی که کندالینی را بیدار می کنند به هیچ وجه نخواهند توانست زندگی عادی داشته باشند و به طور مداوم تحت فشارهای زیادی هستند که از سایر ابعاد بر آنها وارد می شود.

روشن شدن : Enlightenment

در این مرحله به اصطلاح می گویند که فرد روشن شده است و قادر است انرژی ها را ببیند و یا حتی افکار را بخواند و …مغزش وسعت یافته به جهانهای دیگر وصل شده است.

رسیدن به این مرحله شامل ریسکهای فراوانی است- اغلب افرادی که در تاریخ به این مرحله رسیده اند در نهایت دچار انحراف گشته اند زیرا هر چقدر که قدرت بیشتری داشته باشند کنترل آن هم سخت تر خواهد بود. از جمله افراد مشهوری که به این درجه رسیده اند می توان به بودا – ویوکاناندا - کریشنا مورتی - Osho  اشاره کرد.

مشکل اساسی کندالینی این است که می تواند انسان را دچار جن زدگی کند بدون آنکه انسان از آن با خبر باشد. جن زدگی عموما به این شکل است که فرد چیزهایی می بیند که سایرین قادر به دیدن آن نیستند- اگرچه بعضی از شما ممکن است تصور کنید که این یک هدیه خداوندی است و کسانی که این چیزهای را می بیند افراد برگزیده هستند- اما حقیقت این است که آنچه فرد می بیند و گزارش می دهد در اصل اوهامی است که در ذهنش جریان دارد و هیچ کدام اتفاق نیفتاده است ولی باز به چشم آن فرد دیده می شود. چطور ؟ زیرا قادر نبوده کندالینی را به درستی هدایت کند و خودش طعمه افکار و انرژیهای منفی کاسموس گشته است. به این مشاهدات «توهم» یا Hallucination می گویند.جن زدگی گاهی هم به شکل انجام مراسم برای جنیان مخصوصی است که این قدرتهای خارق العاده را به انسان هدیه می کنند.

یوگی مقدس هندو در حال مصرف حشیش

متاسفانه افرادی مانند ویوکاناندا و یا کریشنا مورتی تحت تعالیم غلط توانستند کندالینی را در خود بیدار کنند که در نهایت نه تنها خودشان را نابود کرد بلکه سبب گمراهی سایر انسانها نیز شدند. این تعالیم غلط شامل جن پرستی و انجام قربانی- انجام دادن جادوگری و جادوهای سیاه و در مراحل پیشرفته حتی غرض دادن بدن به جنی که آنجا حضور دارد می شود.

یوگی مقدس هندو در حال نوشیدن شراب در کاسه جمجمه انسانی که برای خدایان قربانی شده است. با استفاده از راههای غلط و شیطانی نیز می توان کندالینی را بیدار کرد و آنانکه به نوعی روشن شده اند لزوما انسانهای خوب و وارسته نیستند.

استفاده از مواد مخدر خلسه آور:

استفاده از مواد سکر آور در همه جای تاریخ ثبت شده است( مانند آریاییان که عصاره سوما یا هوم را می گرفتند و می نوشیدند و به حال خلسه و دیدن توهمات فرو می رفتند) این سنت همچنان در میان آریاییان هند و یوگی ها وجود دارد. حشیش از اصلی ترین مواد مورد استفاده در هوم و سایر مخدرات خلسه آور است. این ماده فعالیت بخشی از مغز را که مخصوص درک و فهم واقعیت است مختل می کند و در نتیجه آن انسان دنیای اطرافش را به اشکال نا موزون و غیر قابل تشخیص می بیند.

تمام فرقه های بشری که ادعا می کنند در صدد بیدار کردن انرژی درونی هستند در اصل کاری نمی کنند به جز معتاد کردن پیروانشان به مواد خلسه آور- انسانها با خوردن یا کشیدن این مواد به این باور می رسند که قادرند به دنیاهای دیگر سفر کنند یا می توانند موجودات ناشناخته ببیند. این سنت در میان صوفیان – یوگیان – برهماییان و فرقه های متعددی در اروپا و آمریکا رواج دارد. مخصوصا در میان سرخپوستان از اهمیت بالایی برخوردار است.

اسامی این مواد خلسه و توهم آور :

Slang, LSD , Blotter , Magic Mushrooms , Shrooms , PCP , Angel Dust , Boat , Ozone  , Wack , Ecstasy

این مواد قدرت درک انسان از زمان و واقعیت را نابود می کنند – با مختل کردن فعالیت مغز باعث به هم ریختگی در حس های پنجگانه می شوند که روی شنیدن – دیدن – حس کردن و فکر کردن تاثیر منفی می گذارند . فرد دچار توهم می شود. افراد یا چیزهایی می بینند یا صداهایی می شنود که وجود ندارند.

این فرقه ها و باورهای خرافی ترویج می کنند که مواد خلسه آور هدیه خدایان هستند که با مصرف آنها بشر می تواند با خدایان ارتباط برقرار کند. این سموم برایشان جنبه مذهبی مهمی دارند که بدون آنها قادر نخواهند بود با مردگان و خدایان حرف بزنند.

متاسفانه اثر این مواد روی مغز دائمی است و کسی که حتی یکبار از این مواد مصرف کند دچار اشتباه در فکر کردن و تشخیص واقعیت و رویا می شود. بنابراین کسی مانند David Icke بدون هیچ شرمی ادعا می کند که موجودات خزنده ای در بین انسانها زندگی می کنند که شکلشان را مرتب عوض می کنند و ….مسلما هر که چنین سمومی را وارد مغز و خونش کند چنین اوهامی هم خواهد دید و تصور خواهد کرد که سایر مردم خزنده و یا پرنده هستند.

یوگی ها ی هندو با مصرف همین مواد خطرناک است که ادعا می کنند با جنیان در ارتباطند و یا نماینده آنها روی زمین هستند. این افراد نه تنها با مصرف حشیش مغز خود را نابود کرده اند بلکه با اجرای غلط کندالینی بدن خود را تسلیم نیروهای ناخالص کرده اند که در نتیجه  آن دست به اعمال عجیب ولی بدون فایده می زنند.

اغلب مردم متاسفانه تصور می کنند که روشن شدن و انجام کارهای خارق العاده هدف نهایی بشر از زندگی در این دنیاست در حالیکه هدف نهایی بشر در این دنیا آن است که خودش را از نیروهای اهرمینی و سیاه حفظ کند.

کشف اسرار :  Uncovering the Mysteries

بزرگترین دلیلی که بعضی انسانها را به سمت ماورا الطبیعه می کشاند میل شدید آنها به کشف اسرار خلقت است. انسانهای حقیقت جویی که برای فهمیدن آنچه پشت پرده است خود را به هر دری می زنند و هر مکتب و فرقه غیر قابل اعتمادی را در آغوش می کشند به امید آنکه کسی پیدا شود و جواب نهایی را به آنها بگوید.

متاسفانه یا خوشبختانه جواب نهایی را نمی توان از راه قربانی کردن خود و دیگران به دست آورد- جادوی سیاه و پرستش ارکان طبیعت و یا پرستش ارواح مردگان چیزهای جدیدی در دنیای بشر نیستند و همچنان در جریانند. عدم آگاهی انسان از سایر ابعاد خلقت سبب شده است که انسانها به دامهای کاسموس بیفتند و دیگر امکان رهایی از آن را نداشته باشند. به خاطر داشته باشید که انرژی جهانی Cosmic Energy در ۹۰٪ موارد یک انرژی غیر قابل مهار و منفی برای نوع بشر است و بدن انسانها برای تحمل فشار این سیاهی ها ساخته نشده است و در نهایت هم از تحمل آنها چیزی عایدش نخواهد شد به جز سوالات بی جواب بیشتر.

 ===============منابع

http://teens.drugabuse.gov/mom/mom_hal1.asp

http://kimolsen.wordpress.com/2007/06/05/yoga-is-occult

http://www.peopleconnectionblog.com/2008/09/03/how-to-download-your-hometown-files/

http://www.cit-sakti.com/

http://www.yoga-age.com/articles/kundalini.html

http://www.innerexplorations.com/ewtext/ke.htm

منبع:   www.limbolegacy.blogfa.com

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: